به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، ابراهیم رزاقی، اقتصاددان، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، متولد سال ۱۳۱۸ در تهران، فارغالتحصیل مقطع دکتری در رشتهٔ توسعهٔ اقتصادی از فرانسه در سال ۱۳۳۵ است. سابقهٔ تدریس در دانشگاههای مختلف را دارد و هماکنون دانشیار بازنشستهٔ دانشکدهٔ اقتصاد دانشگاه تهران است.
وی در این گفتوگوی تفصیلی به مباحثی همچون عوامل وابستگی اقتصاد ایران به نفت، راهکاهای برون رفت از شرایط فعلی، لزوم بکارگیری مدیران جهادی، توجه به سیاستهای اقتصاد مقاومتی ابلاغی توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی و تبعات عدم توجه به فرمان ۸ ماهای ایشان که ۱۳ سال از زمان ابلاغ آن میگذرد و از همه مهمتر نقش دولت در ایجاد زیرساخت لازم برای حضور فعال بخش خصوصی و تعاونی برای افزایش رفاه اجتماعی برای جلوگیری از خام فروشی اشاره کرده است که در ادامه میخوانید.
مقدمه: در اندیشههای حضرت امام خمینی (ره) هم موضوع اقتصاد مبتنی بر تولید ملی مورد توجه قرار گرفته است. ایشان در وصیتنامه خودشان میفرمایند که نباید چیزی را تولید نمیکنیم، مصرف کرد؛ ثروت اگر مشروع هم باشد باید در کارخانه و مزرعه سرمایهگذاری شود، به عبارتی دیگر خطوط کاملاً روشن است؛ طبق نص صریح قانون اساسی کشورمان باید دارای استقلال اقتصادی باشد.
تولید نفت در ایران در دورهی دفاع مقدس کاهش پیدا کرد و پس از آن با سرعت روند آن رو به رشد بود و تا دوره ریاست جمهوری احمدینژاد هم به اوج خود رسید که در ادامه به دلیل عدم وجود شرایط مساعد از جمله تحریمها این میزان کاهش پیدا کرد.
نفت اکنون در جایگاهی قرار دارد که فقط مربوط به دولت نیست، بلکه میلیونها نفر از جمله فقرا به صورت مُسَکن از آن استفاده میکنند و برای اینکه روند فعلی اقتصاد که نفت محور است، تغییر کند موانع بزرگی وجود دارد و اگر قرار است در راستای اقتصاد غیرنفتی راهحلهایی هم بیان شود باید دلایل به وجود آمدن مشکلات هم به طور کامل تشریح شده و مبتنی بر واقعیتها و بر اساس تجربیات باشد.
قطعاً ارائه راهحل بدون در نظر گرفتن عوامل و تشریح شرایط کنونی مؤثر نخواهد بود و باید تمام حوزههای متصل به این امر به طور کامل بررسی و مورد تحلیل قرار گیرد.
هم اکنون معدود افرادی در کشور وجود دارند که هیچ اعتقادی به اقتصاد بدون نفت نداشته و معتقدند باید اقتصاد ایران در اقتصاد جهانی ادغام شود، یعنی هیچ عزمی برای جلوگیری از خامفروشی به دلیل عادت به شرایط فعلی وجود ندارد، از طرفی هم برخی مسئولان مدعی هستند اقتصاد مقاومتی پیاده میشود، اما در عمل تغییری مشاهده نشده و این نشاندهنده بیتوجهی به پیشینه مسائل کنونی است.
* اقتصاد وسیله است، نه هدف
فارس: جناب آقای دکتر رزاقی با توجه به اینکه اقتصاد ایران همواره از تغییرات جهانی مرتبط با میزان و نرخ ارز حاصل شده از صادرات متأثر میشود، چه عواملی را در این خصوص دخیل میدانید و آیا رویکرد فعلی دولتمردان برای کنترل شرایط موجود پاسخگو خواهد بود یا خیر؟
رزاقی: مبانی ارزشی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران کاملاً روشن و واضح است و تقریباً میتوان گفت راجع به تمام موارد اشاره شده مسئولان ما بیتفاوت بودند و مبانی سرمایهداری لیبرالی مادیگرا را در اقتصاد کشور پیاده کردند، آن هم بدون آنکه دولت مسئولیت دفاع از تولید ملی را شرح دهد، نتیجه فعلی که همان وابستگی شدید به نفت است، حاصل شد؛ در این زمینه غربیها با استفاده از ابزار تحریم کشورمان را تحت فشار قرار دادهاند.
رویکرد فعلی در اقتصاد با رویکرد استقلالطلبانه و عدالتخواهانه و الگو شدن در منطقه با آن سابقه در برهه دفاع مقدس کاملاً در تضاد است؛ بنابراین در مسیری که مسئولان فعلی در آن حرکت میکنند به موضوعات ارزشی آن طور که باید و شاید توجه نمیکنند.
* اندیشهها و رویکرد سرمایهداری و لیبرالی کنار گذاشه شود
اولین مسألهای که زودتر اقتصاد ایران را از وضعیت فعلی نجات خواهد داد،بینیازی دولت از درآمد نفتی است و دومین مسأله هم کنار گذاشتن همان رویکرد سرمایهداری لیبرالی مؤثر واقع خواهد شد.
اکنون به ظاهر ۵۰ درصد مخارج کشور به درآمدهای نفتی وابسته است، اما در حقیقت ۷۰ درصد به نفت وابسته هستیم؛ در این خصوص برای اینکه از وضعیت فعلی رهایی یافته و از اتکای کشور به نفت کاسته شود باید از ثروتمندانی که ثروت خود را از راههایی به غیر از تولید به دست آوردهاند و اینکه سرمایه خود را در کارهای تولیدی و اشتغالزا وارد نمیکنند، مالیات گرفته شود.
متأسفانه فعالیتهای غیر تولیدی و سوداگرایانه به شدت در کشور ما در حال افزایش است که به عنوان مثال اگر باید در برابر ۵۰۰ نفر مصرفکننده یک مغازهدار فعالیت کند، این میزان در ایران به ازای هر ۲۰ نفر مصرفکننده یک مغازهدار وجود دارد که شدت افزایش این آمار بسیار سرطانزا است.
فعالیت در این فضا نمیتواند ادامهدار باشد بنابراین ابتدا باید از طریق وصول مالیات و سپس با اشاعه فرهنگ تولید همراه با مشوقهای لازم مسائل پیگیری شود.
* بخش کشاورزی مورد توجه قرار گیرد/ تأمین هزینه دولت از محل فعالیتهای داخلی به جای نفت
* فارس: یکی از بخشهای مهمی که در میزان رفاه اجتماعی و ایجاد اشتغال کمککننده خواهد بود، بخش کشاورزی و صنایع وابسته به آن است، در این زمینه برای رسیدن به اقتصاد غیرنفتی نگاه تولیدمحور چقدر مؤثر خواهد بود؟ علاوه بر این سیاست مالیاتی و خصوصی سازی چطور باید دنبال شود؟
رزاقی: هم اکنون قیمت کالاهای کشاورزی بر اساس ارزش آنها نیست بلکه مبنا واردات محصولات کشاورزی از خارج با ارز آزاد مورد توجه قرار گرفته است بنابراین زمانی که ۱۰۰ درصد یارانه به ارز پرداخت میشود، نباید انتظار قیمتگذاری محصولات داخلی کشاورزی با توجه به تورم موجود بر اساس واردات داشت؛ تولیدکنندگان برای ماندن و انگیزه کار باید مشوق و یارانه دریافت کنند، مگر اینکه دولت تغییراتی در سطح سیاستهای کلان اقتصادی ایجاد کند.
* نحوه دریافت مالیات و سیاست خصوصی سازی با هدف چابک سازی فعالیتها
باید دولت از ثروتمندان برای رفع نیازهای خود مالیات اخذ کند و در این صورت نیاز دولت به ارز به شدت کاهش و هزینهها از طریق فعالیتهای داخلی تأمین خواهد شد.
طبق قانون اساسی بخش دولتی مسئول اداره اقتصاد کشور است و سپس به بخش تعاونی و خصوصی اشاره شده اما هیچ کدام از دولتها به این مسئله توجهی نداشتهاند و همواره اعلام میشود که در راستای چابکسازی خصوصیسازی انجام میشود.
همین خصوصیسازی به طوری پیاده نشد که تولیدات قابل رقابت با محصولات خارجی به وجود آید چرا که بخش خصوصی متناسب با سود، سرمایه به کار میگیرد و در بازاری که دلالی سوداگری بیشترین سود را دارد سرمایههای کمتری در تولید فعالیت خواهند داشت اگر به بخش تولید هم تسهیلاتی پرداخت شود، قطعاً به فعالیتهای سوداگری و غیرتولیدی خواهند پرداخت.
بخش خصوصی همواره به دنبال کسب سود بیشتر است و دولت باید در این زمینه ایفای نقش کرده و صنایعی ایجاد کند که نیاز به ماشینآلات و قطعات خارجی کمتر شود و با توسعه زیرساختها و زمینههای لازم حضور فعالتر بخش خصوصی و ایجاد انگیزه در آنان فراهم شود.
نکته مهم دیگر این است که نیازی برای تأمین مصارف داخلی از خارج از کشور نیست، اما به طور موقت به دلیل اینکه تاکنون با دلار ارزان کشور اداره شده است، برای تأمین ماشینآلات و قطعات تا ارائه استراتژی و سیاست اقتصاد بلندمدت واردات انجام پذیرد.
* خروج ارز به خارج کشور دشوار شود/ افزایش نرخ ارز برای کالاهای مصرفی غیرضروری که امکان تولید در داخل دارد
فارس: واردات؛ یکی از مشکلات و چالشهایی است که تولیدکنندگان داخلی همواره با آن دست و پنجه نرم میکنند؛ آیا نباید دولت سیاست درستی در زمینه واردات اتخاذ کند و از طرفی هم با ایجاد زیرساخت لازم و مشوق، تولید ملی را در اولویت قرار دهد؟
رزاقی: در این شرایط باید انتقال ارز به خارج کشور دشوار شده و هیچ کس نتواند به راحتی ارز کشور را صرف کارهای غیرضروری و واردات کالاهای غیرضرور کند.
با توجه به اینکه هم اکنون ۸۰ درصد واردات را کالاهای مصرفی شامل میشود با درونی کردن نیازها به یکباره ۸۰ درصد نیازهای ارزی در ایران کاهش پیدا میکند، اما مسلماً این امر نیازمند برنامه جامع و کامل است که به عنوان مثال در محصولات کشاورزی اگر این برنامه یک ساله اجرایی میشود در دیگر صنایع ۳ تا ۵ سال زمان نیاز دارد.
علاوه بر این بانکها به عنوان بزرگترین منبع تأمین مالی بنگاههای کوچک و بزرگ از مسیر و وظایف اصلی خود دور شدهاند و پای ثابت و اقدامات سفتهبازی و یک نوع فرهنگ ثروتاندوزی از مسیری غیر از تولید شدند؛ در تمام دولتها بانکها سپردههای مردم را جمعآوری و باید به صنعت و کشاورزان تخصیص میدادند اما با توجه به اینکه برخی بانکها در فعالیتهای غیرتولیدی نفع دارند، اجازه نخواهند داد که کالای مورد نیاز کشور در داخل تولید شود.
* اصلاح ساختار اقتصادی نیازمند حرکت جهادگونه مسئولان/ واردات کالا با حساسیت بیشتری انجام شود
فارس: لطفا مهمترین الزامات ایجاد اقتصاد پویا مبتنی بر پتانسیلها و ظرفیتهای داخلی را تشریح کنید؟ کنترل واردات چه میزان در رسیدن به این اهداف مؤثر است؟
رزاقی: یکی از اقدامات برای ایجاد اقتصادی پویا و سالم وجود مدیران و مسئولان جهادی است و در دولتی که در اولین اقدام حقوق ۲۰ میلیون تومانی برای وزرا تعیین میکند، قطعاً در راستای اقدامات جهادگونه نیست و کار جهادی این است که وزیر همانند مردم عادی زندگی کند و نه اینکه با ایجاد زندگیهای اشرافی و کاخنشینی به فعالیتهای خود ادامه دهند.
امام خمینی (ره) هم در وصیتنامه خودشان هم اشاره کردند که افراد راحتطلب و کاخنشین غم مردم عادی و مستضعف را نخواهند خورد، علاوه بر این چرا نباید در مبارزه با فساد طوری عمل شود که مشکلات به طور کامل از بین برود.
حساسیت در واردات کالا، کمک به ایجاد مشوقهای لازم به تولید داخلی، کاهش هزینههای تولید و مدیریت نرخ ارز از جمله مواردی است که به ایجاد اقتصادی سالم و پویا کمک خواهد کرد و در این شرایط میتوان کالایی صادر کرد که جزء مواد خام نباشد و امکان تبدیل آن به محصول نهایی فراهم شود به عنوان مثال اکنون مواد پتروشیمی نفت خام و مواد معدنی صادر میشود و در برابر صادرات یک میلیون تن محصولات خام در حالی ۵۰۰ شغل در کشورمان ایجاد شده است که در صورت قرار دادن آن در زنجیره ارزش افزوده، بالغ بر ۲۰۰ هزار شغل ایجاد خواهد شد.
* هر خانواده یک مسکن/ دریافت مالیات از نقل و انتقال مسکن و اجاره
هم اکنون حجم گستردهای از مردم ۵۰ درصد از درآمدهای خود را صرف اجاره خانه میکند و متناسب با آن هزینههای زندگی هم در حال افزایش است، اما مزد هماهنگ با این روند تعدیل نشده و بر همین اساس فشار هزینههای بالا مردم عادی را تحت تأثیر قرار میدهد، بنابراین باید شرایطی را به وجود بیاوریم که هم خانههای سازمانی افزایش پیدا کند و هم از افرادی که خانه اجاره میدهند، مالیات اخذ شود و هر چه اجاره بیشتر شد مالیات هم متناسب با آن بیشتر شده تا هدف سوداگری از این بازار حذف شود.
مسأله مهم دریافت مالیات از نقل و انتقال مسکن و مابهالتفاوت ارزش ملک است که همواره در سیاستهای اقتصادی به فراموشی سپرده شده و عزمی هم در این زمینه وجود ندارد؛ انگیزه برای فعالیتهای سوداگری در بازار مسکن منجر به سلب حقوق مردم از خانهدار شدن شده است؛ یکی دیگر از راهکارها وضع مالیات از خانههای خالی است که نیازمند مشارکت عمومی و سازماندهی خواهد بود.
* ایجاد تشکل برای تولیدکنندگان به ویژه کشاورزان
واسطهها در کشور ما با شرایط خاصی که دارند محصولات را از کشاورزان در پایینترین قیمت به صورت سلف میخرند و حتی تا ۱۰ برابر آن به مصرفکننده عرضه میشود، در این باره باید صنایع به روستاها رفته و مواد خام توسط روستاییان به محصول نهایی با ارزش افزوده بالاتر تبدیل شود، این اقدام علاوه بر کاهش هزینههای نقل و انتقال موجب افزایش اشتغال، رفاه و مزد خواهد شد.
در شهرها هم اگر دولت با وضع قوانینی برخلاف تولید ملی اقدامی انجام داد، تولیدکنندگان باید اعتراض کنند، اما این اتفاق تاکنون رخ نداده است، چرا که تولیدکنندگان بخش عمدهای از سودشان در اقدامات غیرتولیدی است.
* ۱۳ سال از فرمان ۸ مادهای مبارزه با فساد رهبر معظم انقلاب اسلامی گذشت
یکی از عواملی که سرمایهگذاران وارد تولید نمیشوند، وجود فساد است و تا زمانی که سود بالا در فعالیتهای غیرتولیدی وجود داشته باشد، قطعاً انجام فعالیتهای تولیدی که منافع زیادی برای کشور دارد به صرفه نخواهد بود.
استفاده از فنون و دانش جدید برای کاهش هزینههای تولید یکی از اصول اولیه اقتصاد آمریکاست، در حالی که این امر در کشور ما مغفول مانده و تا حرکت به سمت اقتصاد دانشبنیان مسیر زیادی در کشور ما وجود دارد.
در کشور ما کشاورزان میتوانند همه نیازهای غذایی را تأمین کنند، در حالی که ۴۰ درصد مواد غذایی از خارج کشور با دلارهای نفتی وارد میشود، از طرفی عدم فعالیت صنایع با ظرفیت کامل به دلیل عدم وجود مشوق لازم بر مشکلات اقتصاد ما دامن زده است، چنان رویکردی با اقتصاد مقاومتی کاملاً در تضاد است.
چرا باید با وجود تأکیدات مقام معظم رهبری هنوز اقدام عملی مؤثر برای اصلاح ساختارهای غلط و مبارزه با فساد صورت نپذیرفته است، در حالی که نیروی فوقالعادهای در دولت، مجلس، قوه قضاییه و دانشگاهها برای اصلاح وضع موجود وجود دارد.
پس از گذشت ۱۳ سال از فرمان ۸ مادهای هنوز اقدام قابل اتکایی دیده نمیشود و به نظر میرسد، در این خصوص احتیاج به یک تشکل جدید، حرکت آگاهانه و بسیج بیشتر برای به روی کار آوردن مدیران جهادی است.
اگر تجربه گرانسنگی که در صنعت دفاعی وجود دارد مسئولان کشور از آن بهره گیرند قطعاً موفق خواهیم شد، چرا که مدیران و مسئولان صنعت دفاعی با رویکرد جهادگونه و به شکل تصاحب بالاترین تکنولوژی با آنچه که نیاز کشور بوده رسیدند.
انتظار این نیست که در همه صنایع و کارها به شکلی فوقالعاده کار کنیم، اما مردم ما به حداقلهای وجود رسیده و اختلاف طبقاتی هم کاهش یابد؛ ایران نیازمند این است که روی پای خود بایستد و مثال صنعت دفاعی و ارتش به دلیل این است که به راحتی میتوان به آنچه که میخواهیم برسیم.
چرا در کالایی که غربیها تولید میکنند باید مصرف آن در کشورهای همانند ما انجام شود و تولیداتی که در داخل انجام میشود، بدون توجه از خارج کشور تأمین شود.
حرف پایانی؛
در فضای فعلی نیازمند مدیریت و نگاه جهادی هستیم، تا الگویی برای تولید مصرف تببین شدیم، تا تمام کشورها با توجه به عدالت آن مورد استفاده قرار دهد، چرا که هم اکنون یک میلیارد انسان در جهان گرسنه بوده و ۸۰۰ میلیون نفر هم در فقر به سر میبرند.
به نظر بنده نگاه قانون اساسی کشورمان به افرادی که در آن وجود دارند امکان ایجاد تغییر و اصلاح ساختارها را فراهم خواهد کرد، چرا که وقتی میتوان موشکی در صنعت دفاعی با ۵۰ هزار قطعه تولید کرد، حتماً میتوان دستگاهی را با ۵۰۰ قطعه که مورد نیاز داخل است با فناوریهای مورد نیاز تأمین کنیم.
اگر نگاه پیشرفت و مدیریت جهادگونه در میان مسئولان وجود داشت، قطعاً شرایط به نفع اقتصاد رقم میخورد و میتوانست به اقتصاد پویا و سالم که درآمدهای نفتی در آن صرف تولید، اشتغال و افزایش رفاه اجتماعی میشود، امیدوار بود.
«سخنی هم با آقای اکرمی رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری که این روزها نقش جناب شجونی را بخوبی ایفا می کنند داشته باشیم. مشاور رئیس جمهور روحانی، در مصاحبه خود اعتراض مسالمت آمیز مردم در خرداد ۸۸ را اردوکشی خیابانی خواندند و مدعی شدند معترضین در “روز عاشورا مرتکب رفتاری خلاف فضیلت و اخلاق شدند و به ساحت مقدس امام حسین(ع) اهانت کردند.” آقای اکرمی در ارتباط با حصر هم گفتند: “وقتی شورای امنیت ملی بعد از بررسی لازم به جمع بندی “حصر سران فتنه” رسیده اند و رهبری هم بر آن “صحه” گذاشتند نباید حرفی و ان قلتی وجود داشته باشد … آن طرفی که این ماجرا را به وجود آوردند و سکوت کردند باید عذرخواهی کرده و تجدیدنظر کنند تا در طرف مقابل هم تغییری حاصل شود.”
از هماهنگی ایشان با مواضع و سخنان جناب رئیس جمهور در ایام انتخابات و رویکرد شان به حوادث ۸۸ در شگفت ایم. تکرار سخنان بی ارزش جبهه دروغ و تزویر و متهم کردن مردم خداجو و محبان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به حرمت شکنی در روز عاشورا، آنهم از نهاد ریاست جمهوری دست مریزاد دارد. اگر در ۱۷ ماه گذشته دولت به هر دلیلی حقوق و آزادی های مردم را دغدغه خود ندانسته و نخواسته قدم موثری در جهت رفع ظلم و تعدی دستگاه های امنیتی بردارد، حداقل انتظار است که اجازه ندهد رئیس شورای فرهنگی اش به بوق تبلیغاتی جریان سرکوب گر تبدیل گردد. جناب اکرمی به درستی میداند که اشغال این پست در نهاد ریاست جمهوری حاصل پیگیری مستمر مردم در حق تعیین سرنوشت شان در حوادث پس از انتخابات ۸۸ و مقاومت رهبران در حبس و حصر بوده است. اگر نمی خواهند قدرشناس پاستور بخشان باشند، حداقل نمک بر زخم آغشته به خون و زندان و حصر و حبس و آوارگی آنان نپاشند.»
عواقب چشم چرانی
توجه به عواقب چشم چراني ميتواند وجدان انسان را بيدار كند و عزم ما را جزم تر نمايد.
1. عامل غفلت و فراموشي: چشم چراني يكي از مصاديق حب دنيا و عامل مهمي براي بروز غفلت از ياد خدا و خود است. غفلت همان چالش اساسي است كه انسان در سر راه كمال و سعادت خود دارد و بيداري اولين نياز او براي حركت در اين مسير است. چشم چراني باعث مي شود كه انسان هر چه بيشتر به خواب رود و از بيداري و ياد خدا دور ماند.
حضرت علي ـ عليه السلام ـ درباره مواظبت و حفاظت از چشمها فرمود: چيزي در بدن كم سپاستر از چشم نيست، خواسته اش را ندهيد كه شما را از ياد خدا باز مي دارد. لَيْسَ فِي الْبَدَنِ شَيءٌ اَقَلَّ شٌكراً مِنَ الْعَيْنِ فَلا تُعطوها سٌؤلَها فَتَشْغَلكُم عَنْ ذِكْرِ اللهِ عَزَّ وَجَل(بحارالانوار، ج 101، ص 35) .
2. اولين گام انحراف عملي: چشم چراني و نگاه به نامحرم, گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسي است. نگاه هاي آلوده، تخم شهوت را در دل بارور ساخته، صاحبش را به فتنه, انحراف و گناه مبتلا مي كند.
حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: چشم چراني، تخم شهوت را در دل مي كارد و چنين كاري براي نگاه كننده كافي است كه منشأ فتنه گردد. (روضة المتقين، ج 9،ص 434)نگاه كردن به ناموس ديگران، خواست شيطان است. چشمي كه تيرهاي آلوده نگاه را به نامحرمان پرتاب مي كند، محل كمين شيطان است. شيطان از كمان چشم هاي او ناموس ديگران را نشانه مي گيرد.
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود : نگاه به نامحرم تير زهرآلودي از تيرهاي شيطاني است. النَّظَرُ سَهمٌ مَسْموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبليسَ ...( بحارالانوار، ج 104، ص 38)پس بايد مراقب چشمان خويش باشيم، تا شيطان از آن براي تخريب ايمان ما و ناموس مردم استفاده نكند.
3. حسرت و اندوه طولاني: امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: چه بسا نگاه هايي كه غصه هاي طولاني را در پي دارد . به اين معني كه چشم قوي ترين ابزار حسي است . يعني ميدان آستانه تحريك چشم از بقيه حواس بيشتر است و بيشترين تحريكات حسي را دريافت مي كند و اين دل است كه بعد از نگاه به كار مي افتد يعني آنچه را ديده ، مي بيند ، دل طلب مي كند و چون امكان رسيدن به آنچه ديده شده فراهم نمي شود ؛ افسردگي و رنجوري عايد انسان مي شود .
از فحواي حديث رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ كه فرمود: همه چشمها روز قيامت گريانند جز سه چشم: چشمي كه از ترس خدا بگريد، چشمي كه از نامحرم فرونهاده شود، چشمي كه در راه خدا (و پاسداري از كيان اسلام) شب زنده دار باشد, فهميده مي شود كه علاوه بر حسرت دنيوي, فرد چشم چران در آخرت از فرط حسرت و پشيماني چشماني گريان خواهد داشت. كُلُّ عَيْنٍ باكِيَةٌ يَومَ القِيامَةِ اِلّا ثَلاًًثَةُ اَعيُنٍ: عَيْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشيَةِ اللهِ وَ عَيْنٌ غَضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللهِ وَ عَيْنٌ باتَت ساهِرَة في سبيلِ الله (بحارالانوار، ج 101، ص 35.)
4. به خطر افتادن امنيت و سلامت جامعه: در واقع، نگاه هاي آلوده، مسموم و شهوت انگيز، آتش درون را شعله ور مي سازد كه فرايند و محصولي جز فحشا، سياهي دل؛ مشكلات و نارسايي هايي اجتماعي، نخواهد داشت. چشم چراني دام شيطاني، بذر شهوت و رويشگاه فسق و فجور است كه دل را مي لرزاند، آرامش و ثبات را سلب نموده و باعث هرج و مرج و فتنه و فساد در جامعه مي شود.
لذا چشم چراني، اين تير مسموم و زهرآلود شيطاني اگر بدون قيد و بند، رها شود يقيناً سلامت و امنيت طرفين را به خطر مي اندازد، جوان و نوجواني كه به كوچه و خيابان راه مي افتد اگر دستور اسلام را رعايت نكرده و نگاهش را كوتاه نكند و از طرف ديگر، كساني كه بايد حجاب و پوشش اسلامي را رعايت كنند، رعايت نكنند، چشم جوان به صحنه هاي شهوت انگيز خواهد افتاد، و نيروي قدرتمند شهوت به جوشش و غليان آمده و تحريك خواهد شد، درچنين شرايط حساس و خطرناكي، اين جوان، يا بايد به عياشي، فساد و تجاوزگري روي آورد و به خواسته هاي قوه شهواني جواب مثبت دهد، امنيت خود و ديگران را به خطر اندازد، و يا با تخيل و تصور، با حالت افسرده و پريشان، زندگي بيمار گونه خود را ادامه داده آسايش و آرامش خانواده را برهم زند.
5. ايجاد نگراني و اضطراب: آنچه از مجموع آيات، روايات و تجربيات كارشناسان به دست مي آيد اين است كه: چشم چراني هاي هوس آلود بدحجابي و بي حجابي زنان و دختران بي بند و بار از جمله عوامل مؤثر در ايجاد اضطراب ونگراني افراد و خانواده ها و هرج و مرج و ناامني در جامعه به حساب مي آيد. در طرف مقابل اگر اصول و ارزش هاي اسلامي از جمله حجاب و پوشش اسلامي، رعايت شود از چشم چراني و نگاه هاي آلوده جلوگيري به عمل آيد وخانم ها در نشست و برخواست و صحبت ها و مكالمات روزمره، دستورات شرع مقدس را رعايت كنند يقيناً زمينه هاي فساد زدوده شده دام هاي شياطين برچيده خواهد شد، آرامش روحي و رواني براي افراد و خانواده ها، نظم، ثبات و امنيت در جامعه پديد خواهد آمد. امام علي(ع) مي فرمايد: «كسي كه نگاهش را كاهش دهد، قلبش آرام مي گيرد.» و نعمتي بالاتر از آرامش قلب، وجود ندارد. اين موهبت بزرگ اگر در اعضا و افراد جامعه، محقق شده و تجلي پيدا كند، جامعه نيز به طبع اعضا و افراد خود، داراي امنيت و آرامش خواهد شد.
ز دست ديده و دل هر دو فرياد كه هر چه ديده بيند دل كند ياد
اين همه آفت كه به تن مي رسد از نظر تو به شكن مي رسد
ديده فرو پوش چو دُر در صدف تا نشوي تير بلا را هدف
6. عذاب اخروي: علاوه بر ابتلا به عواقب دنيوي، «چشم ناپاك» از عذاب و شكنجه الهي نيز بي نصيب نمي ماند. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود : آن كه چشمانش را از نگاه به زن نامحرم پر كند، روز قيامت، خداوند چشمانش را با ميخ هاي آتشين و از آتش پر كند، تا وقتي كه به حساب مردم رسيدگي كند، سپس امر مي شود كه او را به جهنم ببرند. «مَنْ مَلَاَ عَيْنَيْهِ مِنِ امْرَأَةٍ حَراماً حَشاهُما اللهُ عَزَّ وَجَلَّ يَوْمَ القِيامَةِ بِمَساميرَ مِنْ نارٍ وَحَشاهُما ناراً حَتّي يَقْضِيَ بَيْنَ النّاسِ ثُمَّ يُؤمَرُ بِه اِلَي النّارِ».
کنترل غريزه جنسي
در موقعيت سني خاصي هستيد كه غريزه جنسي در آن به اوج شكوفايي مي رسد و در حال حاضر اين غريزه به خصوص با تحريكاتي كه در زندگي و محيط امروزي وجود دارد, شما را در فشار و مضيقه قرار داده است. به منظور خلاصي از اين فشار و حفظ خود از گناه, دو راهكار واقعي وجود دارد 1- راهكار ازدواج 2- راهكار كنترل غريزه و تقويت معنويت.
توضيح بيشتر:
يگانه راه كنترل واقعي شهوت و نجات از تحريكاتي كه در اثر روابط در محيط هاي آلوده و نامناسب عارض انسان مي شود, ازدواج است, بايد تمام همت خود را در اين جهت به كار گيريد ولي اگر به هر دليل نمي توانيد ازدواج كنيد, چاره اي جز استفاده از روشهاي كنترلي و تقويت معنويت نيست. با اين روشها آشنا هستيد, ولي در عين حال در ادامه پاسخ مطلبي برايتان ارسال نموده ايم كه تقريبا به صورت جامع بحث كنترل شهوت را پي مي گيرد.
غريزه جنسي:
غريزه جنسى يكى از خواص طبيعى انسان است و انسانى كه از نظر جسمى و روحى سالم باشد داراى چنين كششى مىباشد و اين خود يكى از نعمتهاى خدادادى به بشر است. در نتيجه آن چه تا حدى مقدور است كنترل آن و استفاده صحيح و معقول از اين ميل است و اين كه انتظار داشته باشيم با رعايت نكات اخلاقى و عرفانى به كلى نسبت به اين مسأله بىاحساس شويم، انتظارى واقعبينانه نيست. طبيعت اشخاص هم در سردى و گرمى مزاج و شدت غريزه جنسى متفاوت است و بر همين اساس مقايسه خود با ديگران نيز كار درستى نيست و ممكن است احياناً به يأس آدمى منجر گردد.
قدرت غريزه جنسي:
بدون ترديد غريزه جنسي و غريزه خوردن و آشاميدن در انسان از قدرت فوق العاده اي برخوردارند و تأثير فراوان آن ها در چرخه زندگي و نقش بنيادي و بسياري قوي آنها در رفتار و افكار و فعاليت هاي فردي و اجتماعي آدمي، امري غير قابل انكار است و شايد مبناي دو مكتب «فرويديسم» و «ماركسيسم» حاصل نگرش افراطي اين دو رويكرد به اين غرايز باشد. مكتب فرويديسم با مهم جلوه دادن بيش از حد غريزه جنسي و اصالت دادن به آن و ماركسيسم با اصالت دادن به نيازهاي طبيعي و مادي مانند غذا و مسكن، بيش از يك قرن در عرصه حيات فكري بشر جولان دادند و در بيشتر عرصه هاي علمي تأثيرگذار بودند. اين دو مكتب ساير نيازهاي بشر را متفرع و شعاعي از اين دو دسته نياز مي دانند البته هر دو تفكر بدليل رويكرد افراط گونه خود به غرايز در حال حاضر منسوخ شدند و فاقد اعتبار علمي هستند اما واقعيت اين است كه قطع نظر از افراط و تفريط هايي كه در زمينه غرايز جنسي و غير جنسي شده است؛ بايد اذعان كرد كه نيازهاي جنسي نقش فوق العاده اي در فعاليت هاي فردي و اجتماعي بويژه در زندگي مشترك و دوام آن دارد. اما اين غريزه اگر رها شود، همچون موريانه كه بيرحمانه بر درختان تناور هجوم ميآورد و از درون آن ها را پوك و تهي ميسازد، جسم و جان آدمي را به تحليل برده و رفته رفته به ويراني و سقوط ميكشاند.
توانمندي جوان در حفظ پاكدامني:
بدون ترديد اگر خداوند غريزه جنسي را در انسان قرار داده قدرت و توان مقابله با گناه را نيز در وجود وي قرار داده است بنابراين هر انساني بايد با عزم و همتي سترگ به مبارزه با گناه برخيزد و همواره كوشش كند كه براي اولين بار كه ميل به گناه آمد با جديت تمام در برابر آن مقاومت كند آن گاه به تدريج مبارزه آسان خواهد شد.
گاهي اوقات ممكن است براي بعضي از افراد واقعا امكان ازدواج به هيچ وجه فراهم نشود، در اين صورت، قرآن كريم دستور به پاكدامني و عفاف مي دهد و ميفرمايد: «وليستعفف الذين لايجدون نكاحا حتي يغنهمالله من فضله» ، خداوند در اين آيه، صريحاً دستور به عفاف و خودنگهداري ميدهد و اين بهترين شيوه و روشي است كه با به كار بستن آن روح ايمان و تقوا در انسان پرورش مييابد و سبب تقويت اراده و تسلط بر نفس ميشود و روحيه عفت در انسان زنده ميگردد.
موثرترين راهكار:
ازدواج گاهي بر انسان واجب مي شود، در اين صورت اقدام به ازدواج به صورت يك وظيفه شرعي در مي آيد كه تخطي از آن گناه محسوب مي شود. در مورد ازدواج تمامي مراجع عظام تاكيد مي كنند كه اگر چه اصل ازدواج در اسلام واجب نيست و از مستحبّاتي است كه به آن بسيار سفارش شده است؛ ولي اگر كسي به واسطه نداشتن همسر، به حرام و گناه بيفتد، ازدواج بر او واجب ميگردد و حق ندارد مجرد بماند.
ممكن است بگوييد: به لحاظ اقتصادي و شرايط تحصيلي و يا خانوادگي فعلا امكان اين كار نيست، اين ممكن است ناشي از نوعي ترس از فقر منفي باشد. توجه داشته باشيد كه مؤمن؛ يعني كسي كه به خدا و توانايي او اعتماد دارد و در مشكلات زندگي به او توكل مي كند، هرگز نسبت به انجام وظايف شرعي خود به خاطر ترس از فقر و اينكه شايد شغلي گيرم نيايد و يا هزينه آن را چگونه تهيه كنم، كوتاهي نمي كند. شما به وظيفه خود به خاطر خدا اقدام مي كنيد، خداي متعال هم وظيفه خود را كه روزي رساني به بندگان است مي داند و هرگز بنده مؤمن خود را رها نمي كند. كساني كه ازدواج مي كنند اكثرا امكانات كاملي براي زندگي نداشته اند، ولي به تجربه دريافته اند كه مشكلات حل مي شود و حتي به صورتي كه شايد قابل محاسبه و پيش بيني هم نبوده، امكانات ازدواج و ادامه زندگي برايشان فراهم شده است.
قرآن كريم در سوره نور پس از اينكه به مؤمنان دستور ازدواج مي دهد، مي فرمايد: اگر فقير باشند خداي متعال از فضل و كرم خويش ايشان را بي نياز مي كند و خداوند وسعت دهنده و بسيار دانا است. «ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله و الله واسع عليم» چند نكته و دستور مهم در اين آيه شريفه وجود دارد:
1. زنان و مردان مجرد بايد ازدواج كنند.
2. در راه ازدواج از فقر نترسند؛ زيرا خداوند آنها را از فضل خودش غني و بينياز خواهد ساخت.
بدون شك كسي كه براي حفظ ايمان و پاكي نفس خود اقدام به ازدواج نمايد امدادهاي الهي به كمك او مي آيند و خداوند گره از مشكلات او خواهد گشود «من يتق الله يجعل له مخرجا». و باز تجربه نشان داده تا زماني كه شخص مجرد است احساس مسؤوليت نميكند و ابتكار و نيروي خود را به اندازه كافي براي كسب درآمد مشروع به كار نميگيرد و همچنين اگر درآمدي پيدا كرد در راه حفظ و بارور ساختن آن و مصرف صحيح نميكوشد اما بعد از ازدواج شخصيت انسان تبديل به يك شخصيت اجتماعي ميشود و خود را شديدا مسؤول حفظ همسر و آبروي خانواده و تأمين وسايل زندگي ميبيند و بدين سبب است كه پيامبر اكرم(ص) فرمودند: «رزق همراه زنان است زن بگيريد تا روزي شما فراوان گردد.» و ازدواج بر خلاف تصوراتي كه در ذهن وجود دارد كار چندان مشكلي نيست مشروط به اينكه از آداب و رسوم دست و پاگير و هزينههاي تشريفاتي پرهيز شود و براي اين منظور ميتوان همسر خود را از خانوادههاي مؤمن و عفيف و متوسط اجتماع و كم توقع انتخاب كرد و به طور قطع انتخاب همسر شايسته و با ايمان و عفيف هيچ گاه پشيماني به دنبال نخواهد داشت پشيماني وقتي پيش ميآيد كه ازدواج از روي هوا و هوس و با معيارهاي غيرمنطقي انجام گيرد. و چنان چه ازدواج الآن و در شرايط كنوني مقدور نباشد مي توان با اجراي عقد امر عروسي و ازدواج را تا فراهم شدن شرايط مساعد به تأخير انداخت و از مزاياي دوران شيرين نامزدي بهره مند شد و راه حل دوم در آيه شريفه اين است كه اگر به هر دليلي قدرت بر ازدواج فراهم نشد بايد عفاف را پيشه خود ساخت و خود را از آلوده شدن به گناه حفظ كرد تا خداوند گشايشي در كارها حاصل نمايد.
راه حل مشكلات:
ما همه مي دانيم كه جوان براي ازدواج با مشكلات عديده اي مانند شغل, مسكن, تحصيل, آداب و رسوم و مهريه هاي سنگين روبرو است.
بدون ترديد براي حل اساسي مشكلات ازدواج جوانان، بايد موانع ازدواج كه به برخي از آنها اشاره شد از سر راه جوانان برداشته شود و انجام چنين كاري نياز به يك عزم ملي و برنامه ريزي صحيح از ناحيه همه مسئولين نظام اسلامي بويژه قوه مجريه دارد. البته اين بدان معنا نيست كه خود جوانان، خانواده ها و ساير نهادهاي فرهنگي- مذهبي مسئوليتي نسبت به ازدواج جوانان ندارند بلكه خود جوانان مهمترين نقش را مي توانند در حل اين بحران داشته باشند در اين جا به برخي از راه كارها اشاره مي شود:
1. پرهيز از تشريفات غير ضروري و كنار گذاشتن برخي از رسم و رسومات دست و پاگير.
2. كاهش سطح توقعات و انتظارات.
3. تقويت فرهنگ ازدواج هاي ساده و كم خرج.
4. تقويت ايمان و اعتقاد جوانان به آموزه هاي ديني درباره ازدواج. به عنوان مثال: خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «كساني كه تنگ دست اند دلهره فقر و مشكلات مادي نداشته باشند زيرا خداوند وعده داده است كه از فضل و رحمتش جوانان نيازمند را در امر ازدواج كمك كند.»
5. كاهش مهريه ها.
6. تشكيل صندوق هاي قرض الحسنه فاميلي براي كمك به ازدواج جوانان.
7. تقويت باورهاي ديني، روحيه اميد و توكل در جوانان.
راهكار ازدواج موقت:
در صورت امكان بهترين راه براي ارضا صحيح و مشروع غريزه جنسي، ازدواج دائم است. اما اگر به هر دليلي امكان ازدواج دائم براي افراد فراهم نباشد اسلام راهكار ديگري تحت عنوان ازدواج موقت را توصيه كرده است اما اين كه چگونه ازدواج موقت را مي شود انجام داد به عوامل متعددي بستگي دارد كه مهم ترين آنها مسائل فرهنگي است. در حال حاضر هنوز از نظر فرهنگي ازدواج موقت در جامعه ما جا نيفتاده است و مردم ما پذيراي اين نوع ازدواج نيستند گرچه گوشه و كنار انجام مي شود. كساني كه متصدي فرهنگ جامعه هستند مانند رسانه هاي گروهي، وزارت ارشاد اسلامي، دانشگاه ها و حوزه هاي علميه و صدا و سيما بايد همه با هم و به صورت هماهنگ قبحي كه نسبت به ازدواج موقت در جامعه و در ميان مردم وجود دارد را از بين ببرند و با بيان فوايد آن، و بيان ضررهاي عدم تحقق آن فرهنگ عمومي را آماده پذيرش آن نمايند. البته بيشتر مراجع براي ازدواج موقت با دختر باكره اذن پدر را شرط مي دانند.
آثار و عواقب طغيان شهوت و گناه خود ارضايي:
در اينجا توجه شما را به عواقب خودارضايى جلب مي نماييم تا با آگاهى از آنها بهتر بتوان از اين گناه اجتناب ورزيد. البته عواقب سوء و پيامدهاى منفى و عملى اين گناه جداى از آن كه معصيت است، فراتر از آن است كه بتوان آنها را برشمرد، بلكه فقط به چند مورد از آن اكتفا مىكنيم:
1- پيامدهاى جسمانى: ضعف چشم و بينايى، تحليل رفتن قواى جسمانى، عقيم شدن و ناتوانى در توليد مثل، پيرى زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، زشتى چهره و از بين رفتن طراوت صورت.
2- پيامدهاى روحى و روانى: ضعف حافظه و حواسپرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشهگيرى، افسردگى، بىنشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى و بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى، ضعف اراده.
3- عوارض اجتماعى: ناسازگارى خانوادگى، بىميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بىغيرت شدن، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك.
چند راهكار كلي:
براي كنترل غريزة جنسي هم خود فرد و هم والدين و اطرافيان مسئوليت دارند. آن چه مربوط به خود فري ميشود و سؤال شما از اين زاويه است عبارتند از:
1- برنامهريزي براي كار مداوم
جوانان و نوجوانان از نيروي سرشار و فوقالعادهاي برخوردارند. اين نيرو اگر در زمينههاي ديگر مورد اساتفاده قرار نگيرد و به صورت مطلوب از آن استفاده نشود، با توجه به شرايط سني آنها در قالب امور جنسي و شهواني ظاهر خواهد شد. اگر جوانان و نوجوانان به كار مداوم عادت كنند و نيرو و توان خود رادر اين زمينه به مصرف برسانند تا حدودي از انحرافات اخلاقي و شهوت و غريزة جنسي در آنان پيشگيري ميشود. كارهاي بدني موجب تعادل جسم و روان ميشود. اگر نيك بنگريم افرادي كه به كار مداوم مشغول هستند و نيرو و استعدادشان را در زمينههاي مثبت و سالم به كار مياندازند، كمتر دچار انحرافات اخلاقي و بحرانهاي روحي ميشوند. كار موجب ميشود نيرو و انرژي جوان قبل از آن كه به چربيهاي اضافي تبديل گردد و اختلالاتي در ساز و كار اندامهاي بدن ايجاد گردد، از طريق سوخت و ساز مفيد و سالم به مصرف برسد.
2- تنظيم خواب
تحقيقات نشان ميدهد كه بيشتر انحرافات به خصوص در زمينه مسايل جنسي از فكرهاي ناسالم و خيالپردازيهايي كه جوانان قبل از خواب رفتن دارند، ناشي ميشود. اگر جوان قبل از آن كه به خواب برود، فكرش به خودش و يك سري مسايل و موضوعات مربوط به دورة جواني، معطوف گردد، كم كم به انحرافات كشيده خواهد شد. بنابراين، يكي از روشهاي پيشگيري از انحرافات اين است كه برنامة خواب به صورت دقيق تنظيم شود و تا زماني كه خواب بر شما غالب نشده به رختخواب نرويد. وقتي به رختخواب برويد كه كاملاً خسته و آمادة خواب هستيد. لازمة اين كا اين است كه در طول روز مشغول فعاليتهاي مهم بوده و به اندازة كافي كار كرده باشد.
طبيعي است اگر جوان با خستگي به رختخواب نرود، به ناچار مدت زماني را در بستر بيدار خواهد ماند تا به تدريج به خواب رود و چون افكار و انديشههاي شهواني و تحريكآميز معمولاً در اين مواقع به سراغ جوان ميآيند، تنظيم ساعات خواب براي جوان، ضرورت خاصي مييابد. يكي از روان شناسان در اين باره ميگويد: نيمة اول شب بيش از نيمة دوم آن به بدن نيرو ميدهد بنابراين بايد از آن به نحوي مفيد استفاده شود. و صبحگاهان به محض اينكه از خواب بيدار شديد. بيدرنگ از بستر برخيزيد و توجه داشته باشيد كه بامدادان بيدار ماندن در بستر خواب، بسيار زيانبار است، جسم را سست و ناتوان ميسازد و وسوسههاي شوم در دل فرد ايجاد ميشود.
3- دوري از محيطهاي آلوده و ناسالم
يكي از علل و عوامل انحرافات جنسي و به طور كل انحرافات اخلاقي، محيط آلوده و محركهاي شهواني است. محيط از طريق وارد نمودن عناصر محرك در گرايشهاي انحرافي، منجر به طغيان غريزة جنسي در جوان ميشود. مسايلي از قبيل بدحجابي، روابط ناسالم و آزاد دختر و پسر، برخي از سريالهاي تلويزيوني و فيلمهاي خارجي و هم چنين استفادة نادرست از اينترنت در تحريك شهوت و غريزة جنسي جوان مؤثر است شايد براي برخي زا نوجوانان يادآوري و تذكر مسايل ديني و اخلاقي چيزي بيهوده و غير ضروري تلقي شود، زيرا آنها نه در فكر سلامت خويش هستند و نه مسايل اخلاقي و ديني را ميپذيرند، اما براي شما كه روحية مذهبي قوي داريد و همين مسأله باعث شد تا نگران آيندهتان باشيد، گفتن اين مسايل مهم و ضروري است. اگر واقعاً ميخواهيد از جوانيتان به خوبي استفاده كنيد و در راه درست و سالم گام برداريد، سعي كنيد از محيطهاي آلوده و ديدن عوامل تحريك كننده، جداً پرهيز نماييد.
4- استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت
يكي از زمينههاي پيدايش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفادة نادرست آنها از اوقات فراغت است. اوقات فراغت طولاني و بيبرنامه نوجوانان را عاصي و سرگردان ميكند. آنها به تدريج سرخورده و مأيوس ميشوند و در نتيجه به دنياي درون خويش پناه ميبرند و در كنج خلومت و انزوا راهي براي مشغوليت خود ميجويند.
5- پيشگيري از روابط ناسالم
جوانان و نوجواناني كه روابط نامطلوب و ناسالم دارند و با افراد منحرف و بيبند و بار دوست و رفيق هستند، كم كم به انحرافات كشيده ميشوند و تحت تأثير امور شهواني قرار ميگيرند. نفوذپذيري جوانان از دوستان و همسالان بيش از ساير گروهها است. در سنين بلوغ صحبتهاي آهسته و در گوشي بين نوجوانان بيشتر ميشود و محور اين گفتگوها، غالباً مسايل جنسي و امور شهواني است كه به صورت مخفيانه و به دور از انظار بزرگترها طرح ميشود. براي پيشگيري از انحرافات اخلاقي سعي كنيد از دوستيهاي آلوده و مشكوك جداً پرهيز نموده و با افراد سالم و مذهبي ارتباط برقرار نماييد.
6- پرورش تقوا و معنويت در وجود خويش
همة آنچه بيان شد، به نحوي ميتوانند در پيشگيري از انحرافات اخلاقي و طغيان شهوت و غريزة جنسي نقش داشته باشند، اما آن چه بيش از همه ضروري است و به صورت زيربنايي در شخصيت و رفتار جوان مؤثر است. پرورش معنويت و تقويت ايمان و تقواي الهي است. ما در عصري زندگي ميكنيم كه جهان به شدت در ماديات فرو رفته و يك سره غرق در جاذبههاي نفساني و امور شهواني گرديده است. در شرايط كنوني، خلأ عظيم و هولناكي از اخلاق و معنويت پديد آمده و تمامي مشكلات انسانها نيز از همين جا ناشي شده است.
اگر با تقويت ايمان و نيروي اراده، باورها و اعتقادات نوجوانان تقويت گردند، بدون شك بخشي از مشلكات آنان به ويژه در زمينة مسايل اخلاقي و شهوت و غريزة جنسي درمان ميشود.
اگر نوجوان از ته دل باور نمود كه تمام اعمال و رفتار او را خدا ميبيند و بر اساس عملكرد افراد به آنها پاداش ميدهد و اساساً سعادت و خوشبختي انسان به دست خودش ميباشد، در اين صورت احتمال اينكه مرتكب گناه نشود بسيار زياد است.
يقين داشته باشيد، تا زماني كه نيروي ايمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقويت نگردد، هيچ ضمانتي از شهوت و انحرافات اخلاقي وجود ندارد. به خصوص در وضعيت كنوني كه عوامل تحريك كنندة بسيار زياد است. بنابراين قبل از هر چيزي سعي كنيد نيروي ايمان و تقوا را در وجود خويش بارور كنيد. اگر فكر و ذهن شما متوجه خدا باشد و هميشه نماز خود را اول وقت انجام دهيد، خداوند شما را ياري ميكند تا از هر گناهي مصون بمانيد و تحت تأثير شهوت و غريزة جنسي قرار نگيريد. خداوند متعال در قرآن كريم ميفرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنكر» به درستي كه نماز انسان را از هر گونه آلودگي و عمل زشت و گناه دور نگه ميدارد. نماز واقعي نه تنها والاترين عامل كنترك شهوت و دفاع در برابر هجوم انحرافات اخلاقي تلقي ميشود، بلكه عامل تهاجمي عليه انحرافات و شهوتها نيز محسوب ميگردد.
7- تسهيل و تسريع ازدواج
علاوه بر آن كه جوان سعي در كنترل شهوت و غريزة جنسي ميكند، بايد براي ازدواج كه يگانه راه درست ارضاي غريزة جنسي ميباشد، نيز اقدام كند به اين معنا كه پسرها از 18 سالگي به بعد ميتوانند به فكر ازدواج باشند و اگر شرايط را مساعد ميبينيد، از همين سن مقدمات آن را فراهم كنند و دخترها هم چنان چه مورد مناسبي به خواستگاري آنها آمد به دلايل نوعاً غير موجه و پوچ مثل هنوز زود است، ميخواهم درس بخوانم، داماد وضع مادي خوبي ندارد و... از ازدواج خودداري نكنند و والدين هم سنگ اندازيهاي غيز منطقي نداشته باشند.
اميد است با رعايت اين نكات و به خصوص توجه به تقوا و نماز بتوانيد غريزة جنسي و حس شهوت را در خويش كنترل و مهار نماييد و زماني كه فرصت مناسب براي ازدواج فراهم گرديد، به ازدواج اقدام كنيد.
توصيه هاي كاربردي:
1. هر كاري كه مي خواهيد انجام دهيد با دقت آن را ارزيابي كنيد و سپس براي انجام آن تصميم بگيريد.
2. از تقليد و پيروي كوركورانه از ديگران در هر كاري جداً اجتناب كنيد.
3. از بيان جمله «نمي توانم» خودداري و بجاي آن به خود تلقين كنيد كه «من به خوبي از عهده اين كار بر مي آيم».
4. براي شروع كار و تقويت اراده خود از كارهاي كوچك شروع كنيد مثلا تصميم بگيريد صبح ها در يك ساعت معيني از خواب بيدار شويد.
5. بعد از بيدار شدن از خواب و خواندن نماز صبح تصميم بگيريد 10 دقيقه قرآن بخوانيد.
6. اگر در انجام كارها موفق شديد حتما به خودتان جايزه بدهيد و آن را در دفتر كارهاي روزانه خود به عنوان يك موفقيت ثبت كنيد.
7. بعد از هر موفقيتي خدا را شكر كنيد و با خود عهد ببنديد كه به شكرانه موفقيتي كه نصيب شما شده آن كار را ادامه دهيد.
8. بعد از موفقيت در كارهاي فوق تصميم جديدي اتخاذ كنيد مثلا با خود شرط كنيد كه هر روز 20 دقيقه بايد ورزش كنم.
9. در صورت موفقيت در تصميم جديد يك علامت مثبت ديگر در كارنامه خود ثبت كنيد.
10. اگر در تصميم جديد ناكام شديد علل آن را بررسي كنيد در صورت تنبيلي و كاهلي خود را جريمه كنيد مثلا يك روز روزه بگيريد.
11. به همين ترتيب هر روز چند كار ارادي براي خود در نظر بگيريد و انجام دهيد البته مراقب باشيد انتخاب كارها از روي واقع بيني باشد و از تصميم گيري هاي بلند پروازانه خودداري كنيد و سعي نمائيد درجه مشكلي كارها را بتدريج افزايش دهيد تا با تحمل نفس شما همخواني داشته باشد.
12. بعد از اين كه خود را در انجام برخي از كارهاي ايجابي مثل صبح زود بيدار شدن، نماز سر وقت، تلاوت قرآن و ورزش صبحگاهي، موفق شديد براي انجام كارهاي سلبي تصميم بگيريد يعني تصميم بگيريد كارهايي كه نبايد انجام دهيد را بتدريج ترك كنيد مثلا به عنوان نمونه مي خواهيد غرايز جنسي خود را مهار كنيد. در اينجا بايد رفتارهايي كه باعث شعله ور شدن شهوات مي شود را ترك كنيد.
أ. ابتدا نگاه خود را كنترل كنيد و تصميم بگيريد در برخورد با جنس مخالف نگاه خود را فرو بيندازيد.
ب. از گفتگو با جنس مخالف مگر در مواقع ضروري و در حد ضرورت اجتناب كنيد.
ت. از پوشيدن لباس هاي تنگ كه موجب تحريك شهوت جنسي مي شود خودداري كنيد.
ث. از دست ورزي با خود پرهيز كنيد.
ج. از پرخوري بويژه غذاهاي مهيج شهوت مثل سير، پياز، فلفل، تخم مرغ و ... اجتناب كنيد.
ح. افكار خود را بتدريج كنترل كنيد زيرا افكار منشاء رفتارند.
خ. هر شب، اعمال خود را محاسبه كنيد. رفتارهاي ارادي كه بايد انجام مي داديد را در صورت انجام يادداشت كنيد و رفتارهايي كه بايد ترك مي كرديد را نيز در صورت موفقيت يادداشت كنيد.
د. در انجام همه مراحل تقويت اراده جهت كنترل شهوات از خداوند استعانت جوييد زيرا همه نيروهاي ما از خداست. پس بايد در برابر موانع از خداوند كمك بگيريد. نيروي اراده ما نيز از خداست سعي كنيد اراده خود را در جهت اراده الهي قرار دهيد يعني چيزي را اراده كنيد كه مورد رضايت حق تعالي است.
ذ. با كساني همنشيني و معاشرت كنيد كه داراي اراده قوي و نظم در انجام مسئوليت ها و تكاليف خود هستند و از معاشرت با افراد سست اراده و ضعيف الايمان كه اهل معصيت اند جدا خودداري كنيد.
ر. روزه نقش عجيبي در كنترل شهوات و تقويت اراده دارد سعي كنيد هر هفته حداقل يك روز روزه بگيريد.
ز. معرفت و ايمان به خدا و مبدأ و معاد، نقش مهمي در شكل گيري شخصيت، هويت يابي و تقويت اراده دارد. با تفكر در آثار و آيات الهي ايمان خود را تقويت كنيد.
س. مواظب نگاه خود باشيد و از تماشاي مناظر شهوت برانگيز مثل فيلم هاي مبتذل و قرار گرفتن در محيط هايي كه آلوده به گناه است اجتناب كنيد. بسياري از گناهان از يك نگاه ساده آغاز مي شود.
ش. همواره براي خود كرامت قائل شويد و پيروي از غرايز شهواني را در غير موارد حلال اهانت به خود و سقوط از مقام و منزلت انساني تلقي كنيد.
ص. زشتي گناه را همواره مانند آبي آلوده و كثيف فرض كنيد همانطور كه حاضر نيستنيد آب آلوده را بنوشيد به خود تلقين كنيد كه من نفس و جان خود را با گناه آلوده نمي كنم.
ض. هرگاه در كنترل شهوات با شكست مواجه شديد اولا خود را جريمه كنيد سپس بدون يأس و نااميدي از درگاه خداوند توبه نمائيد و آنگاه تصميم بر جبران آن بگيريد.
ط. همواره با يك مشاوره اخلاقي در ارتباط باشيد و در انجام مراحل فوق با او مشورت كنيد.
ظ. مراقب باشيد در تقويت اراده براي كنترل غرايز موازين شرعي را رعايت كنيد و از هر گونه افراط و تفريط و انجام كارهايي كه دين آن را تجويز نكرده است خودداري كنيد.
راهكار تقويت معنويت در كنترل غرايز:
در منابع ديني، راه هاي نجات انسان از بند هوا پرستي و شهوت و رسيدن به معنويت و تحول دروني و روحي و معنوي به خوبي و روشني براي ما ترسيم شده است. هر كدام از احكام ديني و دستورات شرعي و اخلاقيات و معارف اسلام، راهي براي نيل به معنويت و صفاي روح است. اگر در آموزه هاي ديني براي نيل به معنويت هيچ سفارش و دستوري جز نماز وجود نداشت، همين كافي بود كه انسان با قرار گرفتن بر سكوي پرش نماز كه معراج مؤمن و نزديك كننده هر فرد متقي به خداوند است به اوج قله كمال و معنويت برسد. نماز معجون عجيب و نيروبخشي است كه بال پرواز به آسمان معنا و حقيقت را به انسان هديه مي كند و راه وصول به اوج كمال و معنويت را براي او هموار مي سازد. وضو گرفتن، غسل كردن، لباس نظيف پوشيدن و عطر زدن در وقت نماز همگي زمينه ساز اين پرواز و صعود معنوي مي باشند. مشكل ما نبودن راهكار نيست، بلكه مشكل ما عدم استقامت و استواري در عمل به دستورات روح بخش اسلام و تداوم نبخشيدن به اين اعمال است. هر عملي اگر شرعا مطلوب و مورد رضايت و خشنودي حق باشد و از آفات و امراض در امان باشد و به طور مستمر و مداوم بجا آورده شود داراي نورانيت و معنويتي است كه گاهي به طور محسوس و گاهي به صورت غيرمحسوس در روح و جان انسان تأثير مي گذارد و حال و وضع انسان را دگرگون مي سازند.
شركت در مراسم مذهبي مانند دعا، نماز جماعت، مجالس سخنراني و موعظه و يا ذكر زندگي، سيره، مدح و مصائب اهل بيت(ع)، زيارت اهل بيت(ع) و قرائت قرآن به صورت مداوم در هر روز و مانند آن نورانيتي را در انسان پديد مي آورد، كه باعث مي شود آدمي از تاريكي گناه بگريزد و به آساني به سمت آن نرود. همه دستورات و احكام الهي داراي اين خاصيت و ويژگي مي باشند و اخلاقيات و احكام و معارف و مجموعه معارف دين، همگي همين هدف يعني رسيدن انسان به اوج بندگي و كمال و معنويت و صفا و تلطيف روح و جان را دنبال مي كنند. ولي البته اراده قوي و همت عالي و استقامت در راه هدف و نهراسيدن از مشكلات و پافشاري و ادامه عمل خير و عبادت و توجه به خداوند و احساس حضور او شرط بهره بردن از اين دستورات نوراني و رسيدن به نتايج خوب و شيرين خود سازي و نجات از فشار غريزه و گمراهي است زيرا معنويت برخواسته از معارف دين نورانيتي را در دل انسان پديد مي آورد كه موجب مي شود انسان زشتي گناه و پيروي از غرايز حيواني را ببيند و دنبال گناه و ارضا غرايز از طريق غير مشروع نرود.
چند توصيه ديگر
1. هيچ گناهي را كوچك نشماريد.
2. در ابتداي روز با خداي متعال شرط كنيد كه گناه نكنيد.
3. در طول روز مراقب اعمال و رفتار خود باشيد.
4. در پايان روز از خويش حساب بكشيد. اگر از عملكرد خويش راضي بوديد، خداي را شكر گوييد و در صورتي كه راضي نبوديد، بر خويش سخت بگيريد.
5. خود را همواره در محضر خداي بزرگ ببينيد، او بر شراشر وجود شما اشراف دارد و از ظاهر و باطن شما آگاه است.
6. با دعا و نيايش از خداوند متعال استعانت و استمداد بجوييد، زيرا كه خود فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هيچ كدام به فضيلت و تزكيه روي نمي آورديد.
7. اعمال و عادات نيكو را جايگزين رفتار ناپسند نماييد; مانند شركت دائمي در نماز جماعت، نماز شب، زيارت اهل قبور و دعا. قرآن كريم مي فرمايد: خوبي ها سرانجام ميدان را بر بدي ها تنگ خواهد كرد و آنها را از بين خواهد برد.
8. مطالعه پيرامون زندگي پارسايان و زاهدان و مطالعه كتب اخلاقي را فراموش نكنيد.
كتب زير سفارش مىشود:
1- نردبان آسمان (دروس اخلاق حضرت آيت الله بهاءالدينى)، تدوين و ويرايش: اكبر اسدى
2- سلوك معنوى، تدوين و ويرايش: آقاى اكبر اسدى
3- خودشناسى براى خودسازى، محمد تقى مصباح يزدى
معناى مطالعه اين كتب عمل كردن به آن از آغاز تا پايان نيست بلكه براى عمل به دستورالعملهاى اخلاقى ترتيبى لازم است كه بايد با علماى بزرگ اخلاق يا همين نهاد نمايندگى مشورت شود.
عاقبت بدحجابي در آخرت
مورد پاسخ به سوالتان به ذكر روايتي از حضرت علي عليه السلام بسنده مي كنيم: مولا علي (ع) مي فرمايند : من و فاطمه(س) به محضر مبارك رسول خدا (ص) مشرف شديم و او را در حالي كه شديدا گريه ميكرد مشاهده نموديم به او گفتم : پدر و مادرم به فدايت ، چه چيزي شما را به گريه واداشته است ؟ حضرت فرمود : اي علي در شب معراج كه به آسمان رفتم ، زنان امت خود را در عذاب شديد ديدم به طوري كه آنها را نشناختم .
از همين رو براي آنچه از شدت عذاب آنها ديدم گريان هستم بعد فرمود : 1-زني را ديدم كه او را به موهايش آويزان كرده بودند ، و مغز سرش مي جوشيد. 2-زني را ديدم كه به زبانش آويزان بود ، و حميم در حلق او مي ريختند. 3-زني را ديدم كه گوشت بدنش را مي خورد و آتش از زير آن زبانه مي كشيد. 4-زني را ديدم كه دو پايش به دستهايش بسته و بر او مارها و عقربها مسلط بودند. 5-زني را ديدم كه به دو پستانش آويزان شده بود. 6-زني را ديدم كر و كور و لال ، در حالي كه در تابوتي از آتش ، مغز سرش از دماغش خارج ميشد و بدن او به صورت جذام و برص مي بود. 7-زني را ديدم كه به دو پايش آويزان كرده اند ، در حالي كه در تنوري از آتش بود. 8-زني را ديدم كه گوشت بدنش را از قسمت جلو و عقب به وسيله قيچيهائي از آتش جدا مي كردند. 9-زني را ديدم كه صورت و دستهايش آتش گرفته ، در حالي كه روده هايش را ميخورد. 10-زني را ديدم كه سرش سر خوك و بدن او بدن الاغ ، و بر او هزار هزار انواع عذاب بود. 11-زني ديدم به صورت سگ كه آتش از عقب او خارج ميشد و ملائكه با گرز آهنين از آتش بر سر و بدنش مي كوبند. بعد حضرت فاطمه (س) خطاب به پدر بزرگوارش فرمود : به من بگو كه اين زنان عمل و روششان چه بود كه خداوند چنين عذابي را براي آنان مقرر فرموده است ؟ رسول خدا (ص) فرمود : آن زني كه او را به موهايش آويزان كرده بودند ، براي اين بود كه موهايش را از مردان نامحرم نمي پوشانيد. آن زني كه به زبانش آويزان بود ، براي اين بود كه شوهرش را با زبانش اذيت ميكرد. اما آن زني كه گوشت بدنش را مي خورد ، بدنش را براي مردم زينت ميكرد. آن زني كه به پاهايش آويزان بود براي اينكه از خانه بدون اجازه شوهرش خارج ميشد. اما آن زني كه به دو پستانش آويزان بود ، از همبستر شدن با شوهرش خود داري ميكرد. آن زني كه پاهايش به دستهايش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط بودند ، براي اينكه از آبي كه نجس و آلوده بود براي وضوء و شست وشوي استفاده مي كرده و رعايت پاكي و نجسي را نمي نموده است. و همچنين با لباس نجس و كثيف بوده و پس از جنابت و حيض غسل انجام نمي كرد و در نمازش سستي ميكرد. اما آن زني كه كر و لال بود از راه زنا بچه دار ميشد و به شوهرش نسبت مي داد. آن زني كه صورت و بدنش را با قيچي جدا مي كردند ، خود را بر مردان عرضه ميكرد. اما آن زني كه صورت و بدنش مي سوخت ، در حالي كه روده هايش را مي خورد براي اينكه واسطه عمل منافي عفت بود. آن زني كه سرش سر خوك و بدنش بدن الاغ بود سخن چين و دروغگو بود. آن زني كه بصورت سگ بود به خاطر آنكه در دنيا آوازه خوان و حسود بود. آنگاه رسول خدا (ص) فرمود : واي بر زني كه شوهرش را ناراحت كند ، و سعادتمند آن زني است كه شوهرش از او راضي باشد. داستانهاي بحار الانوار، ج 5، ص 69 موفق و پيروز باشيد
روش کنترل شهوت
روش کنترل غريزه جنسي
حکمت غريزه جنسي در بشر
استمرار و بقاي موجودات زنده برخوردار از حکمت و فلسفه اي است که در اصل وجود آنان بوده است و آفريدگار جهان آن را از دو راه عملي مي کند:
1ـ از طريق تغذيه و رساندن مواد لازم به بدن براي جايگزيني آنچه از آن به تحليل مي رود.
2ـ از راه لقاح.
اولي موجب بقاي ذات و خود موجود است و ديگري وسيله استمرار نوع در بستر زمان است.
در اين ميان، حيوانات اصولاً توجهي به ضرورت بقا ندارند و تنها بر اساس غريزه عمل مي کنند و انسانها هم ممکن است بر اثر غفلت و يا نداشتن انگيزه ماندن، در پي عملي شدن عامل بقاي خود نباشند و اين اهمال کاري، قطعا به انقراض نسل آنها خواهد انجاميد.
بدين جهت خداوند حکيم و مهربان، ميل به تغذيه و جنس مخالف را در وجود آنان قرار داد، تا اينکه آنها از خوردن و آشاميدن و لقاح، احساس لذت کرده و به انگيزه ارضاي اين خواست طبيعي خود، نسبت به اين دو عمل اقدام کنند و به موجب آن همواره در صدد اجراي عامل استمرار وجود خويش باشند.
2ـ نيرومندي غريزه جنسي
قدرت و قوّت بسيار غريزه جنسي و ميل به خوردن و آشاميدن در بشر و تأثير فراوان و غير قابل انکار آن در چرخه زندگي او و نقش بنيادي و بسيار قوي آن در شکل دهي به شخصيت و رفتار و افکار او و سمت و سوي بخشي به تحرکات فردي و اجتماعي او قابل انکار نيست. و بدين جهت و بر همين مبنا دو مکتب «فرويديسم» و «مارکسيسم» در عرصه حيات فکري بشري پديد آمد، و هر يک از دو مکتب با بزرگ کردن بيش از حد هر کدام از آن دو خواسته طبيعي و اصالت دادن به آن، همان را پايه و اساس شخصيت و حيات بشري قرار داده و ساير نيازها و اميال او را بازتاب و برآيندي براي آن به شمار آورد.
در اين ميان غريزه جنسي از قدرت و نيروي فزونتري برخوردار است و حکمت آن هم شايد به جهت وجود زحمات و رنجهايي باشد که بر اثر اين غريزه براي مرد و به ويژه زن، در بارداري و تربيت و تأمين فرزند پيش مي آيد.
3ـ خطرات شهوت گرايي
ميل به لقاح که در اصل آفرينش به جهت تأمين بقاي موجودات زنده، در نهاد آنها به وديعت سپرده شد، آنگاه که در اختيار بشر قرار گرفت، با سوء استفاده از آن، در جهت هلاکت و تباهي او نيز به کار رفت.
اين غريزه، اگر رها شود، همچون موريانه که بي رحمانه بر درختان تناور هجوم مي آورد و از درون آن را پوک و تهي مي سازد، جسم و جان آدمي را به تحليل برده و رفته رفته به ويراني و سقوط مي کشاند.
اين غريزه چنانچه در اختيار هوا و هوس بشر قرار گيرد، بلايي که بر مغز و اعصاب و قواي جسمي و رواني او وارد مي کند به گفته يکي از عالمان سترگ اخلاق و تربيت همچون کارگزار ستمگري است که رييس حکومت او را، مطلق العنان بر جان و مال مردم مسلط کند و او به تدريج تمامي اموال آنان را به زور از صاحبانش گرفته و به مصرف خود رساند و آنها را در بدبختي و دريوزگي رها سازد. ولي اگر تحت فرمان عقل و خرد باشد و مطيع آن گردد، بسان کارگزار عادلي است که ماليات را عادلانه از مردم مي گيرد و ساير اموال آنان را براي خود آنها باقي مي گذارد و در نتيجه هم دستگاه حکومت اداره مي گردد و خدمات آن متوقف نمي شود و هم مردم به زندگي عادي خود ادامه مي دهند و بدين سان نه تنها غريزه جنسي با وجود سلطه عقل بر آن، اشباع خواهد شد بلکه ساير قواي بدن نيز سالم مانده و با نشاط به وظايف مربوط به خود خواهند پرداخت.(1)
شهوت جنسي، غريزه اي بسيار مقتدر و بي رحم است که اگر با بي بند و باري پيروي شود، تمام قواي انساني را مقهور خويش مي سازد. نيروي جسماني و مغز و اعصاب را به سرعت رو به تضعيف مي برد، ذهن را مسموم،
انديشه را مغشوش و قدرت تصميم گيري و اراده بشري را تباه مي کند.
پيروي بي بند و بار از اين غريزه، همت آدمي را پست، فکر را نزديک نگر و محدود و شخص را در مواجهه با مشکلات حيات و فراز و نشيبهاي آن، ناتوان و عليل مي کند و قلب را که مي تواند حرم خداوند و جايگاه او گردد، به لانه شيطان و جولانگاه ابليس تبديل مي سازد.
سخن گرانبهايي از رسول اکرم(ص) نقل شده است که آن حضرت فرمودند: «پس از خود از سه چيز بر امت خود نگرانم: گمراهي و انحراف پس از معرفت و هدايت؛ حوادث و وقايع گمراه کننده و شکمبارگي و شهوتراني.»(2)
خطر تهاجم فرهنگي و تجاوز به مرزهاي اعتقادي و معنوي ما کمتر از حمله به مرزها و حدود جغرافيايي نيست، که به مراتب از آن حساس تر و مصيبت بارتر است. مقابله با متوليان و لشکريان تهاجم فکري، همچون مبارزه با متجاوزان ارضي، ضرورت قاطع دارد، استقامت و صبر مي خواهد، قرباني و شهادت لازم دارد، سلاح و مهمات و نقشه و تدبير مي طلبد.
سلاح اين ميدان، اسلحه گرم و سرد نيست، حربه آن، دانش و بصيرت و تقواست که مسلح شدن به آن، جز با روي گرداني از شهوت پرستي و بي بند و باري ميسر نيست.
4ـ راه حل اصلي بحران
تعبير از غريزه جنسي و آثار آن بر شخصيت جوانان، به «بحران» قلم پردازي و يا بزرگ نمايي نيست، بلکه حقيقتي است روشن، براي همه کساني که شخصيت جوان را به خوبي مي شناسند و يا خود جوانند و يا دست کم دوران جواني خود را کم و بيش به ياد دارند.
ابتدا گفتيم حکمت از غريزه جنسي استمرار و بقاي نوع بشر است و لذا سالم ترين، بايسته ترين و مطلوب ترين نوع مواجهه با آن و بهترين راه حل مقابله با آن، ازدواج و نکاح مشروع است. انسان با نکاح بموقع و در وقت نياز ـ بي آنکه به ديري يا زودي آن فکر کند ـ به مقبول ترين و کامل ترين صورت خود به نيازمندي خويش پاسخ مثبت مي دهد و پيش از آنکه به عواقب و پي آمدهاي آزاردهنده و فشارهاي غريزه به دنبال آن عقده هاي رواني دچار گردد، آن را مهار ساخته و از التهاب آن کاسته است و قبل از آنکه انرژي انباشته آن از وجودش سرازير شود و دامنش را آلوده کرده و بسوزاند، آن را با پاسخ طبيعي و مشروع ـ بي اضطراب و نگراني ـ فرو نشانده است. و اين نخستين توصيه دين در اين مورد است.
رسول اکرم(ص) مي فرمايند: «يا معشر الشباب! من استطاع منکم الباه فليتزوّج ...؛
اي جمعيت جوانان هر کس از شما توانايي ازدواج دارد ازدواج کند ...».(3)
از حضرت صادق(ع) روايت شده است که فرمودند: «جاء رجل إلي أبي عليه السلام فقال له: هل لک من زوجة؟ قال: لا، فقال أبي: ما احبّ أنّ لي الدّنيا و ما فيها و انّي بتّ ليلة و ليست لي زوجة. ثم قال: الرّکعتان يصلّيهما رجل متزوّج افضل من رجل أعزب يقوم ليله و يصوم نهاره. ثمّ أعطاه أبي سبعة دنانير ثمّ قال: تزوّج بهذه. ثمّ قال أبي: قال رسول اللّه صلي اللّه عليه و آله: اتخذوا الأهل فإنّه ارزق لکم؛
مردي به محضر پدرم ـ که درود خدا بر او باد ـ رسيد، آن حضرت به او فرمود: آيا همسري داري؟ عرض کرد: نه! پدرم فرمود: من دوست ندارم همه دنيا و آنچه در آن است از آنِ من باشد در حالي که يک شب را بي همسر، سر به بالين گذارم! سپس فرمود: دو رکعت که مرد زن دار بجاي آورد بهتر است ازمرد بي همسري که شبش را به نماز قيام کند و روزش را با روزه تمام کند. آنگاه پدرم هفت دينار داد و گفت: با اين پول ازدواج کن. سپس پدرم از رسول اکرم(ص) نقل کرد که فرمود: براي خود تشکيل خانواده دهيد که براي روزي شما بهتر و مفيدتر است.»(4)
روايات در اين باره فراوان است که به همين دو نمونه بسنده مي کنيم.
5ـ کنترل
اگر براي کسي به هر دليلي امکان ازدواج نباشد، چنين شخصي تحت هيچ عنوان مجاز نيست روي به گناه آورد زيرا خطر گناه و آلوده دامني بسيار فراتر از فشارها و رنجهاي عزوبت و بي همسري است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممکن واجب مي شود. و لذا چنين کسي يا بايد خود را کنترل کند و دست به گناه نيالايد و يا مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممکن فراهم آورد.
قرآن کريم مي فرمايد: «و لستعفف الّذين لا يجدون نکاحا؛
و بايد آن کساني که ازدواج برايشان مقدور نيست عفّت بورزند.»(5)
کنترل اين غريزه به دو صورت ممکن است تحقق پذيرد، 1ـ کنترل منفي. 2ـ کنترل مثبت.
5ـ1ـ کنترل منفي
غالبا وقتي سخن از کنترل غريزه جنسي به ميان مي آيد، توجه اشخاص به سمت و سوي نوع منفي آن جلب مي شود. و آن اين است که کسي با وجود تحريکات مختلف و مواجهه با عوامل انگيزش اين غريزه، بخواهد با ميل تحريک شده اش مبارزه و مقابله کند و به سوي ارتکاب جرم نرود، چنين کاري گرچه قطعا بهتر از آلايش دامن و عمل به جرم است، ولي پيامدهاي سوء و مخرب آن بر کسي پوشيده نيست. اين کار هم به غايت دشوار است و هم زيانبار، و بدين جهت هرگاه شخصي به کنترل غريزه سفارش مي شود، با چنين برداشتي از آن، و تصور دشواري و زيانباري آن، از پذيرفتن چنين توصيه هايي سر باز مي زند.
5ـ2ـ کنترل مثبت
غريزه جنسي اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب ترين راه تسلط بر آن، کنترل مثبت است. و آن پرهيز از صحنه ها و کارهايي است که به تحريک اين غريزه مي انجامد.
اين نوع از کنترل، که در حقيقت جنبه پيشگيري دارد هم راحت است و هم بي زيان و بلکه مفيد.
راحت است، زيرا در اين صورت همچون وسيله نقليه اي است با سرعت معمولي و قانوني، که در مواجهه با خطر، مهار حرکت آن زحمت چنداني ندارد، بر خلاف ماشيني که با سرعتي بسيار فراتر از حد شناخته شده و بايسته خود سير مي کند. که چه بسا به کلي اختيار آن از دست صاحبش بيرون رفته و مصيبتها به بار آورد و کنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زيان و رنج و زحمت و اضطراب براي وسيله و صاحب آن به همراه دارد.
و بي زيان است، زيرا با اين حال کنترل غريزه فشاري بر جسم و روان تحميل نمي کند تا به آن صدمه اي وارد شود.
و مفيد است چون موجب مي شود مغز و اعصاب و قواي بدن در حالت عادي به سر برند و تعادل رواني شخص محفوظ بماند و انرژي و سرمايه هاي جسمي و روحي او بيهوده مصرف نشوند.
پيش از اين نيز از قرآن کريم نقل کرديم که بايد کساني که قدرت و وضعيت مساعد براي ازدواج ندارند عفت پيشه کنند و عفت در اين آيه گرچه در ابتدا مفهوم عمل خاصي
منافي با آن را دارد، ولي با تأمل بيشتر معلوم مي شود که آيه کريمه معنايي عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است. و اکنون طرق کنترل مثبت را به اختصار برمي شمريم:
1ـ پرهيز از فکر و ترسيم صحنه هاي محرک در ذهن و خيال.
عبداللّه بن سنان از امام صادق(ع) نقل مي کند که حضرت(ع) فرمود:
«انّ عيسي قال للحواريين: ... انّ موسي امرکم ان لا تزنوا و أنا آمرکم أن لا تحدّثوا انفسکم بالزنا فضلاً عن أن تزنوا فانّ من حدّث نفسه بالزنا کان کمن أوقد في بيت مزوّق فأفسد التزاويقَ الدّخان و ان لم يخرق البيت؛(6)
عيسي به اصحاب خود گفت: ... موسي به شما دستور داد که زنا نکنيد و من به شما دستور مي دهم که فکر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اينکه زنا کنيد زيرا کسي که خيال زنا کند مانند کسي است که در خانه اي نقش و نگار شده دود و آتش به پا کند. چنين کاري
گرچه خانه را نمي سوزاند ولي زينت و صفاي آن را مکدّر کرده و فاسد مي کند.»
2ـ دوري از نگاههاي مسموم و مناظر تحريک آميز.
قرآن کريم در دو آيه متوالي دستور به اغماض و نگهداري چشم از نگاه حرام و هوس آلود داده است. در آيه اول مي فرمايد: «قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم ...؛
به مؤمنان بگو ديدشان ـ را از نامحرمان ـ فرو نشانند و نهانگاههاي خود را ـ از وقوع در حرام ـ نگه دارند. و در آيه بعدي مي فرمايد: «و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهنّ و يحفظن فروجهنّ ...؛
به زنان مؤمن بگو ـ چشمهايشان را فرو گيرند و نهانگاههاي خويش را محافظت کنند.»(7)
جالب اين است که در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرک و عفت چشم مي دهد و آنگاه به حفاظت از عورت فرمان داده است.
رسول اکرم(ص) مي فرمايند: «النّظرة سهم مسموم من سهام ابليس فمن ترکها خوفا من اللّه اعطاه اللّه ايمانا يجد حلاوته في قلبه؛
نگاه هوس آلود ـ تيري است مسموم از تيرهاي شيطان. هر کس آن را به جهت خوف الهي ترک کند، خداوند ايماني به او مي بخشد که حلاوت آن را در قلب خود احساس مي کند.»(8)
3ـ گوش ندادن به آوازها و موسيقيهاي تحريک کننده و مبتذل.
در حديثي از حضرت صادق(ع) آمده است: «إنّ رجلا سأله عن سماع الغناء، فنهي عنه و تلا قول اللّه عزّ و جلّ: «انّ السّمع و البصر و الفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسؤولاً» و قال يسأل السّمع عمّا سمع و الفؤاد عمّا عقد و البصر عمّا ابصر؛
مردي از آن حضرت در باره شنيدن آواز محرک پرسيد. حضرت از آن نهي کرده و اين آيه را خواندند: «به يقين گوش و چشم و دل هر يک مورد سؤال خواهند بود»(9) و فرمود: گوش از آنچه شنيده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه ديده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد.»(10)
4ـ اجتناب شديد از گفتگوهاي دوستانه و نشستهاي غفلت زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحريک آميز.
از حضرت امام باقر(ع) اين گونه روايت شده است: «من اصغي إلي ناطق فقد عبده، فإن کان النّاطق يؤذي عن اللّه عزّ و جلّ فقد عبد اللّه و ان کان يؤذي عن الشّيطان فقد عبد الشيطان؛
هر کس به سخن گوينده اي گوش فرا دهد او را بندگي کرده است، پس اگر ناطق از خدا بگويد شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شيطان و سخنان شيطاني بر زبانش جاري کند قطعا بندگي شيطان کرده است.»(11)
5ـ اعتدال در خوردن. بي ترديد پرخوري و بي نظمي در خوردن در ذخيره سازي و انباشتن موادي که نيازمند تفريغ باشد مؤثر است، ولي در صورت اعتدال و کم خوري سهم ناچيزي از آن صرف تهيه آن مواد مي شود.
در حديثي که قبلاً از پيامبر گرامي(ص) نقل کرديم، آن حضرت پس از آنکه جوانان را به ازدواج ترغيب مي کنند مي فرمايند: «و من لم يستطع فليصم، فإنّ الصّوم به وِجاء؛
هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگيرد يقينا روزه نيروي غريزه او را تضعيف مي کند.»(12)
6ـ اشتغال، ورزش و سرگرميهاي مفيد. زيرا با وجود فراغت، هم مواد غذايي در تقويت غريزه به مصرف مي رسد و هم فکر و خيال مصروف چاره سازي در تفريغ آن مي شود. و لذا در روايات بر اشتغال و کار و پرهيز از فراغت تأکيد بسيار شده است.
حضرت امام صادق(ع) در حديث پردامنه «مفضّل» مي فرمايند: «... و هکذا الانسان لو خلا من الشّغل لخرج من الأشر و العبث و البطر الي ما يعظم ضرره عليه و علي من قرب منه ...؛
و همين گونه انسان اگر بي کار و فارغ باشد، به بيهودگي و سرمستي دچار مي شود و بر اثر آن به مسايلي مبتلا مي شود که زيان آن هم بر خود و هم بر نزديکان او سنگيني خواهد کرد ...»(13)
7ـ تلاوت قرآن. بي شک انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفکر در مضامين آن، خود شفاي هر دردي است که به سرعت کار هر پريشاني را رو به سامان مي برد و زخمهاي پنهان را التيام مي دهد، و همتها را تا آسمانها بالا مي برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حيوانات را نجات مي بخشد.
امير مؤمنان(ع) مي فرمايند: «و تعلّموا القرآن فانه ربيع القلوب و استشفوا بنوره فانّه شفاء الصّدور و احسنوا تلاوته فأنّه انفع القصص ...؛
چند توصيه ديگر
1. هيچ گناهي را كوچك نشماريد.
2. در ابتداي روز با خداي متعال شرط كنيد كه گناه نكنيد.
3. در طول روز مراقب اعمال و رفتار خود باشيد.
4. در پايان روز از خويش حساب بكشيد. اگر از عملكرد خويش راضي بوديد، خداي را شكر گوييد و در صورتي كه راضي نبوديد، بر خويش سخت بگيريد.
5. خود را همواره در محضر خداي بزرگ ببينيد، او بر شراشر وجود شما اشراف دارد و از ظاهر و باطن شما آگاه است.
6. با دعا و نيايش از خداوند متعال استعانت و استمداد بجوييد، زيرا كه خود فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هيچ كدام به فضيلت و تزكيه روي نمي آورديد.
7. اعمال و عادات نيكو را جايگزين رفتار ناپسند نماييد; مانند شركت دائمي در نماز جماعت، نماز شب، زيارت اهل قبور و دعا. قرآن كريم مي فرمايد: خوبي ها سرانجام ميدان را بر بدي ها تنگ خواهد كرد و آنها را از بين خواهد برد.
8. مطالعه پيرامون زندگي پارسايان و زاهدان و مطالعه كتب اخلاقي را فراموش نكنيد.
كتب زير سفارش مىشود:
1- نردبان آسمان (دروس اخلاق حضرت آيت الله بهاءالدينى)، تدوين و ويرايش: اكبر اسدى
2- سلوك معنوى، تدوين و ويرايش: آقاى اكبر اسدى
3- خودشناسى براى خودسازى، محمد تقى مصباح يزدى
معناى مطالعه اين كتب عمل كردن به آن از آغاز تا پايان نيست بلكه براى عمل به دستورالعملهاى اخلاقى ترتيبى لازم است كه بايد با علماى بزرگ اخلاق يا همين نهاد نمايندگى مشورت شود.
چرا خدا شهوت را آفريد؟
در پاسخ به مطالب ذيل توجه كنيد :
1-همه نيروها و نيازهايي كه از طرف خداوند به طور طبيعي در وجود انسان قرار داده به جا و مثبت و مطلوب است و فقدان هر كدام زندگي انسان را دچار اختلال و مشكلات فراواني مي سازد .
2- شهوت جنسي براي تداوم نسل انسان و قوام بخشيدن و استمرارحيات انسان لازم و ضروري است و بدون آن حيات بشري و اجتماع انساني بقا و دوامي ندارد . اين نيرو اگر در جا و محل مناسب خود و در حوزه دستورات دين و شرع به كار گرفته شود مفيد و آرامبخش و لذت افرين است و اگر از كنترل خارج گردد و از به طور نامشروع و غلط استفاده شود موجب ناهنجاري هاي رواني و روحي فراوان فردي و اجتماعي و فرهنگي و عامل كيفر و عذاب اخروي است .
3- نيروي شهوت و گرايش جنسي از امور و گرايشات طبيعي در وجود بشر است، كه اصطلاحاً «غريزه جنسي» ناميده ميشود. اما برخي از دانشمندان به كاربردن «غريزه» را در مورد انسان نادرست ميداند زيرا غريزه شامل ويژگيهايي است كه در مورد انسان صادق نيستند. رفتارهاي غريزي رفتارهاي ارثي و خودكار هستند كه يادگيري در آن تاثير ندارد و تحت تاثير ژنها بروز ميكنند، اين رفتارها تغيير ناپذيراند و در تمام افراد يك نوع يكسان بروز ميكنند.
به طور مثال تمام افراد يك نوع پرنده در زمان خاص و به شكل خاص رفتاري را انجام ميدهند مثلا لانه سازي ميكنند كه يادگيري در آن تاثير ندارد. اما گرايش جنسي در انسان يك ميل انگيزشي است كه يادگيري در آن نقش دارد، تحت تاثير نگرشها، پيشبينيها و انتظارات شخص است، باورها، تصورات، فرهنگ و جامعه در آن اثر دارد پس نميتوان آن را غريزي دانست بلكه يك گرايش انگيزشي است1.
2- اسلام بسيار به مسأله ازدواج اهميت داده و راه قانوني براي برطرف كردن نياز جنسي در اختيار بشر قرار داده است و مردم را به رفتن از اين راه سفارش نموده، و عزلت گزيني و سركوب كامل غريزه جنسي را محكوم كرده است.
دليل اين امر هم تا حدودي روشن است زيرا علاوه بر اينكه بقاي نسل بشر بر ازدواج مبتني است، ترك كامل اعمال جنسي بيماريهاي روحي و رواني را در پي دارد و به افسردگي و دلسردي انسان در زندگي منجر ميشود2.
4- آن چه از نظر اسلام مهم است كنترل رفتارهاي جنسي خارج از چارچوب ازدواج است . ما معمولا در مورد همه رفتارهاي جنسي كه خارج از چارچوب ازدواج صورت ميگيرد، يك عنوان كلي به كار ميبريم كه بر گرفته از شرع است و آن «شهوت گرايي» است. هر چند اصطلاح شهوت دو معناي عام و خاص دارد3. شهوت به معناي عام به هر نوع تمايل گفته ميشود ولي شهوت به معناي خاص به تمايل جنسي گفته ميشود. اضافه كردن پسوند «گرايي» به شهوت نشان دهنده تمايل زياد انسان به اين نياز است.
4- «شهوتگرايي» يعني انجام رفتارهاي جنسي خارج از چارچوب ازدواج شرعي و عرفي، پيامدها و اثرات منفي زيادي دارد كه در زير به بيان برخي از آنها ميپردازيم:
الف- كاهش عقل
شهوت گرايي عقل انسان را كم ميكند، در حاليكه تمايز انسان از حيوانات به عقل اوست. دنياي امروز را نيز جهان حاكميت عقل خواندهاند. بنابر اين اگر شهوتگرايي و رفتارهاي جنسي عقل انسان را ضعيف كند خسارت بزرگي به او ميزند. در اينجا دو سئوال مطرح ميشود:
1ـ چه كسي گفته شهوت عقل انسان را كم ميكند؟
2ـ چگونه شهوتگرايي عقل انسان را كم ميكند؟ چه اتفاق ميافتد كه با پيروي از غريزه جنسي عقل انسان كم ميشود؟
پاسخ به سئوال اول را در قالب سخنان بزرگان دين ميتوان جستجو كرد. بيترديد سخنان بزرگان دين براي خوانندگان اين مقاله كه ديندار هستند قانع كننده است. روايات متعددي نشان ميدهند كه شهوتگرايي باعث كمبود عقل يا ضعف عقل انسان ميگردد.
حضرت علي (ع) در باره مذمت فرد شهوت ران فرمود:
«قد خرقت الشهوات عقله و أماتت قلبه و ولهت عليها نفسه4»
شهوتها پرده عقل او را پاره كرده و دل او را ميرانده است روانش سرگردان و متحير گشته است. «من لم يملك شهوته لم يملك عقله5»
كسيكه نتواند شهوت خود را مهار كند و مالك آن گردد، كنترل خود بر عقل خويش را نيز از دست خواهد داد. از ديدگاه امام علي(ع) عقل و شهوت در مقابل هم قرار دارند و متضاد هستند بنابراين با تسلط شهوت بر وجود انسان عقل او ضعيف خواهد گشت و همچنين با نيرو گرفتن عقل در انسان شهوت در او رو به ضعف و كاهش خواهد گذاشت:
«العقل و الشهوة ضدان و مؤيد العقل العلم و مزين الشهوة الهوي و النفس متنازعة بينهما فايهما قهر كانت في جانبه6»
يعني عقل و شهوت ضد هم هستند علم پشتيبان عقل و هوس حمايتگر شهوت است و نفس در حالت كشمكش بين انتخاب عقل و شهوت است هر كدام از شهوت و عقل غلبه كند روان انسان نيز در آن سو قرار خواهد گرفت يعني به سمت خواستههاي يكي از آنها حركت خواهد كرد. در ادامه همين سخن ميگويد:
«ذهاب العقل بين الهوي و الشهوة7» از بين رفتن عقل در اثر هوسراني و شهوتگرايي رخ ميدهد.
علماي اخلاق اسلامي نيز به اين واقعيت اشاره كردهاند؛ ملا احمد نراقي (ره) ميفرمايد: «عقل كه كارفرماي مملكت بدن است به واسطه شهوت مقهور و منكوب ميگردد8» امام خميني (ره) به عنوان يك عالم اخلاق، حكيم و عارف نيز به اين واقعيت اشاره كرده است: «كدورت و ظلمت هواي نفس تمام انوار عقل و ايمان را خاموش كند9» گرچه امام خميني در اين كلام تعبير هواي نفس را به كار برده است ولي شهوتگرايي نيز نوعي از پيروي هواي نفس است.
تا اينجا به سئوال اول پاسخ دادهايم كه چه كس يا كساني گفته كه شهوتراني يا پيروي زياد از غريزه جنسي عقل را كاهش ميدهد.
اما پاسخ به سئوال دوم كه چگونه شهوت گرايي عقل را ضعيف ميكند؟
منظور از ضعيف شدن عقل نميتواند معاني زير باشد:
ـ «هركس شهوت راني كرد، عقلش ضعيف شود مثلا خل يا ديوانه ميشود». اين معنا نميتواند منظور باشد زيرا خيلي از افراد شهوت ران خيلي هم با هوش و زرنگ هستند.
ـ «هركس پيرو شهوت شد، ديگر نميتواند طرح و نقشه بريزد». اين معنا نيز نميتواند مورد نظر باشد زيرا بسياري از افراد پيرو شهوت خيلي طرحها و نقشههاي پيچيده براي به دست آوردن لذت جنسي ميكشند و پياده ميكنند.
ـ «هر كس شهوت راني كرد نميتواند مسائل عقلي را حل كند مثلا نميتواند مسألههاي رياضي را حل كند» اين معنا نيز نميتواند منظور باشد زيرا دانشجويان علوم رياضي و عقلي مبتلا به شهوتراني، مسائل نظري و عقلي خود را نيز خوب حل ميكنند.
همچنين اگر كسي به غريزه جنسي رو آورد اينگونه نيست كه ديگر ذهنش نتواند مطالب را به خاطر بسپارد. اين هم نميتواند منظور باشد.
پس منظور از ضعف عقل كه شهوت باعث آن ميشود چيست؟
براي اينكه بفهميم چگونه شهوتراني عقل را ضعيف ميكند، نخست بدانيم منظور از عقل در آموزههاي ديني چيست سپس ضعف و ناتواني آن را درك كنيم.
معناي اول كاهش عقل
در حديثي از ابي عبد الله (ع) آمده است كه فرمود:
« قال قلت له ماالعقل قال ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان، قال قلت فالذي كان في معاويه فقال تلك النكراء تلك الشيطنه و هي شبيهه بالعقل و ليست بالعقل10»
عقل آن است كه خداوند در سايه آن عبادت شده و بهشت به وسيله آن كسب شود، راوي ميگويد پس آنچه كه در اختيار معاويه بود چيست؟ امام ميفرمايد «نكراء» است يعني بدل عقل است يعني در واقع شيطنت و در ظاهر شبيه به عقل است ولي در واقع عقل نيست. شهوت راني، عقل از سنخ عقل معاويه را ضعيف نميكند اگر ميكرد مال معاويه هم ضعيف ميشد.
پس در واقع آنچيزي را كه شهوت راني ضعيف ميكند يك نيروي تفكر منطقي است كه انسان را به سعادت نزديك ميكند. افرادي كه خداوند را پرستش ميكنند اينگونه عقل دارند كه با خود ميانديشند كه اين جهان بسيار پيچيده و پر رمز و راز حتما سازنده و خالقي دارد، و گرنه ممكن نبود ساختمان گياهان، جانداران، حيوانات و انسان اين قدر با سازماندهي پيچيده ساخته شود به طوري كه تنها در مغز انسان بيست و پنج ميليارد سلول مغزي براي انجام كارهاي مختلف وجود دارد11 و يگ گياه براي رشد خود به آب، خاك، هوا (اكسيژن)و نور خورشيد نياز دارد كه اين امر نظم و سازماندهي بين عناصر مختلف در زمين را نياز دارد و اين نشان دهنده خالق مقتدر واحد است. چنين سازنده قابل تقدير و ستايش است. زيرا اگر انساني يك دستگاه الكتريكي خيلي پيچيده بسازد چگونه ما همه از او تعريف و تمجيد ميكنيم و حرف او به سر زبانها ميافتد. خداوندي كه ميلياردها دستگاه پيچيده ساخته است چرا او را تعريف نكنيم از او تمجيد نكنيم. تعريف و تمجيد از او همان عبادت و ستايش پروردگار است.
فردي كه به شهوت راني ميپردازد چنين طرز تفكري در او ضعيف ميشود و اين به معناي ضعف عقل معنوي اوست. زيرا چنين فردي مدام به اين ميانديشد كه انرژي جنسياش را چگونه تخليه كند، چگونه و از چه طريقي به جنس مخالف مورد نظر خويش دست يابد و غريزه جنسي خود را چگونه ارضاء كند. در واقع ضعيف شدن عقل به اين معناست كه فرد شهوتران فكر و ذكرش به دنبال شهوت ميرود. به مرور زمان تصورات، خيالپردازيها، داستانها، صحبتها، رفتار و نگاهش به مسايل جنسي منحصر ميشود و نيروي عقلش از فعاليت اصلي خود باز ميماند.
معناي دوم كاهش عقل
عقل در منابع اسلامي به عنوان تشخيص دهنده خوبي وبدي (حسن و قبح) نيز مطرح شده است. فرد عاقل خوب و بد را تشخيص ميدهد. خوب يعني چيزي كه مصلحت و سعادت آينده دور و نزديك فرد را تامين كند، بد يعني چيزي كه به مصالح آينده زندگي فرد ضرر وارد سازد. اين قانون كلي عقلي است. اما در مقام عمل هر فرد در موقعيتهاي مختلف زندگي بايد خودش با عقل خودش تشخيص دهد كه چه كار مصلحت آينده او را تامين ميكند و چه كاري به سعادت او در آينده ضرر ميزند.
فرد شهوتران چنين قوه تشخيص را از دست ميدهد. زيرا عقل كه ابزار تشخيص است آزاد نيست و نميتواند آزادانه فعاليت كند. بلكه اسير است فرمانش در اختيار شهوت قرار گرفته است. بنابراين به كاري رو ميآورد كه بيشتر شهوت و نياز جنسي را بر آورده سازد. ذهني كه درگير شهوت باشد به جاي پرداختن به هدف زندگي و برنامههاي مفيد زندگي خود، بيشتر در صدد ارضاي اين گرايش است. لذا خوبيها و بديها از نظر او مخلوط ميشود. در جايي كه ديگران به همسر پاك و عفيف تمايل دارد، او به افراد بيباك و آلوده تمايل پيدا ميكند. به جاي اينكه افراد درست كار و پاك دامن را دوست باشد، به افراد آلوده و منحرف جنسي علاقه پيدا ميكند. اينها نشانههاي از نداشتن قوه تشخيص خوب و بد است. و اين همان ضعف و كاهش عقل است.
ب- ضعف اراده
شهوت راني اراده انسان را ضعيف ميكند. براي فهم اين مطلب، نخست بايد بدانيم اراده چيست. منظور از اراده در اينجا به معناي تصميم و عزم است12 بنابراين انسان با اراده كسي است كه با سنجش جوانب كار و بررسي نقاط مثبت و منفي يك عمل تصميم ميگيرد كه آن را انجام دهد و در راه انجام آن هيچ چيزي مانعي او نميشود. ولي انساني كه اراده ضعيف دارد امروز تصميم ميگيرد كه فردا فلان كار را انجام دهد ولي وقتي زمان عمل ميرسد سستي دامنگير او شده به بهانههاي مختلف از انجام آن سر باز ميزند. دانشمندان در تعريف اراده ميگويند: «اراده عبارت است از قدرت و قوه دروني كه انسان مختاري را به كار معيني وادار ميكند لذا اعمال ارادي آن دسته اعمال هستند كه پس از تامل و تفكر براي غرض معين و معلومي به اختيار از انسان صادر ميشود13».
با توجه به اين بيان اراده براي انسان خيلي مهم است. امام خميني از اساتيد خود اين مسأله را بيان ميكند كه انسانيت انسان به اراده اوست و هر كس به هر درجهاي كه از اراده برخوردار باشد، به همان ميزان انسان است: «بعضي از مشايخ ما ميگويند: عزم جوهره انسانيت است و ميزان امتياز انسان است و تفاوت درجات انسان به تفاوت درجات عزم است14».
شهوت گرايي اراده را از انسان سلب ميكند و فرد شهوتگرا آن جديت و تصميم در انجام كارها را از دست ميدهد، كارهايش به تاخير ميافتد، همواره با مقداري زيادي از كارهاي عقب افتاده سر و كار دارد، بارها تصميم ميگيرد كه كارهايي بخصوصي را انجام دهد ولي در موقع عمل از نظر روحي و رواني حال و توان ندارد كه آن را انجام دهد. لذا فرصتهاي زيادي را در زندگي از دست ميدهد. در زندگي موفق نيست. بيحال و بيانرژي است. اميرالمؤمنين (ع) ميفرمايد:
«من قوي هواه ضعف عزمه15»
هركس هوا و هوسش (شهوت) زياد شد اراده و عزمش ضعيف ميشود. در جاي ديگر ميفرمايد:
«ما رفع امرءا كهمته، و لا وضعه كشهوته16»
هيچ چيزي به اندازه همت و اراده فرد او را بالا نميبرد و هيچ چيزي مانند شهوت كسي را زمين نميزند. پس شهوت بر خلاف همت و اراده در فرد عمل ميكند. امام خميني نيز به اين واقعيت اشاره دارد: «جرئت بر معاصي كم كم انسان را بيعزم ميكند و اين جوهر شريف را از انسان ميربايد، گوش كردن به تغنيات سلب اراده و عزم از انسان كند17».
ج- مشكلات روحي و رواني
فردي كه شهوت گراست ممكن است در ابتداي كار از نظر رواني سالم باشد ولي مدتي كه در پي ارضاي غريزه جنسي افتاد، هم و غمش ارضاي اين غريزه شد، مشكلات روحي و رواني پيدا ميكند. اصولا از آنجا كه انرژي جنسي با هورمونهاي مغزي انسان سر و كار دارد تا جايي كه برخي فيزيولوژيستها (اشميت) برخي از هورمونها را اساس رفتار جنسي انسان ميداند18
از سوي ديگر بسياري از غدد درون ريز رابطه تنگاتنگ با اعصاب و روان انسان دارد مثلا هيپوتالاموس و هيپوفيز به عنوان دو بخش كليدي از مغز انسان را ميتوان مهمترين غدد درون ريز بدن دانست19 بنابراين اختلال در كنش و عملكرد هورمونها ميتواند اعصاب و روان فرد را تحت تاثير قرار داده و باعث اختلال در آنها گردد. پژوهشهاي ميداني نيز حاكي از آن است كه «افراط در توجه به غريزه جنسي نه تنها آثار سوء اجتماعي بر جاي ميگذارد، بلكه گذران زندگي انسان را از حالت طبيعي خارج ساخته و بر روح و جسم انسان اثري مخرب خواهد داشت20».
كساني كه شهوتگرا هستند، در واقع مدام به دنبال لذت هستند تا زماني كه به لذت جنسي نائل ميشوند ممكن است برايشان خوش بگذرد اما مشكل از آنجا ناشي ميشود كه انسان همواره به خواستههاي جنسي دسترسي ندارد در اين صورت دچار شكست، ناكامي و سرخوردگي ميشود. آنان جامعه، قانون، علماي دين و صدها مسائل ديگر را مانع رسيدن به خواستههاي جنسي خود ميدانند در نتيجه با همه در ميافتد به قانون و هنجارهاي اجتماعي و رهبران جامعه فحش و ناسازا بار ميكند و تداوم اين وضعيت آنان را دچار مشكل رواني ميكند. عقدهاي ميشوند، دچار افسردگي ميگردند، بيبند و بار گشته و از مسير سلامت خارج ميشوند.
اين واقعيت كه شهوتگرايي به سلامت روان فرد آسيب ميزند نه تنها در پژوهشهاي امروزي مطرح شده است بلكه آموزههاي ديني اسلام نيز به اين واقعيت اشاره دارند. امام علي (ع) ميفرمايد:
«قرين الشهوة مريض النفس معلول العقل21».
كسي كه مدام با شهوت همنشين شود و به دنبال شهوت باشد، روان بيمار و عقل مريض دارد. در جاي ديگر آن حضرت ميفرمايد: «من غلبت عليه شهوته لم تسلم نفسه22» كسي شهوت بر او غلبه نمايد روان سالمي ندارد. ملا احمد نراقي ميفرمايد: «هركه منقاد اين شهوت گردد... و بسا باشد كه دماغ او مختل و عقل او فاسد گردد23». بنابر اين رفتن در وادي تمايل جنسي و مدام به دنبال ارضاي غريزه جنسي اين اثر مخرب را بر روح و روان فرد بر جاي ميگذارد.
د- بيماري جسمي
يكي ديگر از پيامدهاي شهوتگرايي اين است كه فرد شهوتگرا به بيماريهاي جسمي مبتلا ميشوند اين بيماريها از چند طريق به وجود ميآيند:
نخستين نوع بيماريهاي جسمي آنهايي هستند كه از طريق مقاربتهاي نا سالم رخ ميدهند. بيماريهاي نظير ايدز، سفليس و سوزاك. تا سال 1990 در آمريكا 139000 صد و سي و نه هزار مبتلا به ايدز شناسايي شده است تخمين زده ميشود كه در آمريكا تا تاريخ فوق حدود يك و نيم ميليون نفر آلوده به اين ويروس باشد. بر اساس آمار 60 در صد اين آلودگي از طريق روابط جنسي ناسالم رخ داده است24.
نوعي ديگر، بيماريهاي است كه از خود ارضايي ناشي ميشوند؛ كمبود ديد، اشكال در مشيميه چشم، ضعف بدني و سپس گرفتار شدن به بيماريهاي مختلف، ضعف حافظه، اختلال مغزي، لاغري، انزال زودرس، انزال ديررس، كوچك شدن بيضهها، سرگيجه، تنگي نفس، خرابي اشتها، مشكل هضم، ماليخوليا (افسردگي» و گوشه گيري و... مشكلاتي است كه افراد مبتلا به خود ارضايي به آنها گرفتار ميشوند25.
نوع سوم بيماريها از افراط در انجام عمل جنسي هر چند از طريق حلال رخ ميدهد. زيرا فردي كه در عمل جنسي افراط ميورزد، تمام انرژي و توان جسمي خود را صرف اين كار ميكند و جسمش ناتوان گشته و در برابر بيماريهاي مختلف آسيبپذير ميگردد.
ممكن است خوانندگان اين مقاله به ذهنشان بيايد كه مشكلات فوق براي كساني است كه عمل جنسي نامشروع دارند، اما نگاه كردن به فيلمها و عكسها اين عواقب را در پي ندارد.!! پاسخ آنان اين است كه عكسها و فيلمها غريزه جنسي را در انسان فعال ميسازد انسان را تحريك ميكند و به وجد ميآورد و اين تحريكات روز به روز روي هم انباشته ميشود و نياز به ارضا پيدا ميكند ارضاي اين تحريكات اغلب مشكل ساز است وقتي انسان زياد تحريك ميشود، براي ارضاي آن يا دست به خود ارضايي ميزند يا دنبال جنس مخالف ميگردد كه خود را ارضاء كند لذا آن پيامدهاي شوم دامنگيرش ميشود.
ه- مشكلات خانوادگي
كساني كه قبل از ازدواج فيلمهاي مبتذل يا عكسهاي سكسي مشاهده ميكنند، معمولا بعد از ازدواج با همسر خود نميتواند رابطه جنسي رضايت بخش داشته باشد و معمولا از همسر خود در مسائل جنسي راضي نيست26.
اين نارضايتي ميتواند به دو دليل رواني و معنوي باشد؛ از نظر رواني فردي كه عكسهاي جنس مخالف با قيافههاي جذاب و شيك و متنوع ميبيند و زماني كه با همسر خود ميخواهد ارتباط جنسي بر قرار كند ناگزير و به طور ناخود آگاه مقايسه انجام ميدهد و ميبيند كه حتي برخي از ويژگيهايي را كه در عكسها و فيلمهاي مختلف مشاهده كرده ندارد، خود به خود از نظر رواني دچار مشكل ميشود و علاقهاش با شريك زندگياش كم ميشود و در ارتباط با او كمتر احساس لذت ميكند و آهسته آهسته دچار مشكلات خانوادگي ميشود.
همچنين ممكن است در اين فيلمها و تصاوير كارها و حركات جنسي را مشاهده كند و از همسر خودش انتظار داشته باشد كه آن كارها را براي او انجام دهد. اما همسرش ممكن است اين انتظار را بر آورده نسازد و در نتيجه دچار مشكل شود.
از نگاه معنوي نيز گناه جنسي و ارتباطات نامشروع بر روي زندگي خانوادگي اثر نامطلوب ميگذارد.
و- اعتياد و وابستگي رواني
كساني كه دنبال شهوت هستند و دنبال نگاه كردن فيلمها، عكسها، و نگاه كردن به نامحرم يا دچار عمل جنسي با غير همسر خود هستند، در زندگي جنسي خود قانع نميشوند. اين افراد مدام دنبال عكسهاي جديد، فيلمهاي تازه و افراد منحرف جنسي نو ميگردند. افرادي كه در سايتهاي اينترنت دنبال عكس و فيلم هستند هرچند ممكن است عكس و فيلمهاي را كه قبلا مشاهده كردهاند به نظرشان تحريك كننده و جالب نباشد اما مدام دنبال تازهترين و جديدترين آنها ميگردند و آدرسهاي جديد اينترنت را دنبال ميكنند، كساني كه در موبايل خود عكس و فيلم سكسي دارد مدام چشمش به تلفنهاي ديگران است كه از آنها عكس و فيلم تازه بگيرد و اين امر به صورت وابستگي رواني يا نوعي اعتياد جنسي در ميآيد كه چيزي شبيه اعتياد به مواد مخدر است. امام خميني به اين حقيقت اشاره دارد: «خواهش و تمناي نفس به جايي منتهي نشود و اشتهاي آن به آخر نرسد، اگر انسان يك قدم دنبال آن بر دارد، مجبور شود پس از آن چند قدم بر دارد27»
ز- اتلاف عمر و جواني و وقت و پول
كساني كه به شهوتگرايي روي ميآورند غير از سلامتي و خوشبختي زندگي دو چيز مهم ديگر را نيز از دست ميدهند يكي سرمايه عمر و ديگري سرمايه پول. افرادي كه ساعتها وقت خود را در خيابان دنبال چشمچراني به هدر ميدهند در واقع از سرمايه عمر خود مايه ميگذارند، افرادي ساعتها پاي ديدن فيلمهاي نامشروع مينشينند، و وقتهاي گرانبهاي خود را بيهوده تلف ميكنند قطعا از موفقيت و پيشرفت در زندگي باز ميمانند. و با اين كار انرژي رواني و تحرك و نشاط خود را نيز از دست ميدهند.
خلاصه
ارضاي غريزه جنسي از راه ازدواج مشكلات مطرح شده را در پي ندارد مگر اينكه بيش از حد افراط نمايد كه چنين چيزي به ندرت رخ ميدهد. اما وارد شدن در شهوات جنسي نا مشروع و گنا آلود پيامدهاي ناگوار زيادي دارد آنچه در بالا بيان شد بخشي از اين مشكلات بود و بيشتر هم جنبه مادي داشت و مربوط به زندگي فعلي و اين دنيايي ما ميشد اما در منابع ديني اثرات مخربي كه بر معنويت و انسانيت انسان از طريق شهوتهاي حرام و لجام گسيخته وارد ميشود زياد است. مثلا انسان شهوتران با معنويت خو نميگيرد، چنين فردي خوار و زليل ميشود، گرفتار عذاب جهنم ميشود. اعمال نيكش به هدر ميرود. به هلاكت و بدبختي ميافتد.
5- اكنون اين پرسش مطرح است كه براي كنترل غريزه شهوت در سنّ نوجواني يا جواني چه بايد كرد؟
بيترديد يكي از نيرومندترين غرايز، نيروي شهوت و غريزه جنسي است. اين نيرو كه از ابتداي تولد به صورت نهفته در وجود آدمي به وديعه نهاده شده است. تا زمان بلوغ هم چنان دوران آرام و بيتحركي را پشت سر ميگذارد، اما به محض شروع دوران نوجواني آرام، آرام زمان بيداري و شكفتگي آن فرا ميرسد و رفته رفته تمامي وجود جوان را در برميگيرد و بر تمامي رفتار انسان اثر ميگذارد. به همين دليل غريزه جنسي و نيروي شهوت فرد را با مشكلاتي مواجه ميسازد. اسلام تنها راه ارضاي غريزه جنسي را ازدواج مي داند چه دايم و چه موقت. و در صورت نبود شرايط ازدواج توصيه به تعديل و كنترل آن تا فراهم شدن موقعيت ازدواج مي كند.
كنترل غريزه امري ممكن و در عين حال پيچيده و دشوار است. و در روايات از آن تعبير به جهاد اكبر مي كنند. بنابراين تا فراهم شدن شرايط و موقعيت ازدواج راهكارهاي زير را جهت كنترل و تعديل غريزه جنسي خود بكار ببنديد:
1. برنامهريزي براي كار مداوم:
جوان از نيروي سرشار و فوقالعادهاي برخوردار است. اين نيرو اگر در زمينههاي ديگر مورد استفاده قرار نگيرد و به صورت مطلوب از آن استفاده نشود، با توجه به شرايط سني جوان در قالب امور جنسي و شهواني ظاهر خواهد شد. اگر جوانان به كار(اعم از كار علمي و تحقيقاتي و غيره) مداوم عادت كنند و نيرو و توان خود را در اين زمينه به مصرف برسانند تا حدودي از انحرافات اخلاقي و شهوت و غريزة جنسي در آنان پيشگيري ميشود. كارهاي بدني موجب تعادل جسم و روان ميشود. اگر نيك بنگريم افرادي كه به كار مداوم مشغول هستند و نيرو و استعدادشان در زمينههاي مثبت و سالم به كار مياندازند، كمتر دچار انحرافات اخلاقي و بحرانهاي روحي ميشوند. كار موجب ميشود نيرو و انرژي جوان قبل از آن كه به چربيهاي اضافي تبديل گردد و اختلالاتي در ساز و كار اندامهاي بدن ايجاد گردد، از طريق سوخت و ساز مفيد و سالم به مصرف برسد.
2. دوري از محيط هاي آلوده و ناسالم:
يكي از علل و عوامل انحرافات جنسي و به طور كل انحرافات اخلاقي، محيط آلوده و محركهاي شهواني است. محيط از طريق وارد نمودن عناصر محرك در گرايشهاي انحرافي، منجر به طغيان غريزه جنسي در جوان ميشود. مسايلي از قبيل بدحجابي، بيحجابي، روابط ناسالم و آزاد دختر و پسر، سريالهاي تلويزيوني و فيلمهاي خارجي و همچنين استفاده نادرست از اينترنت در تحريك شهوت و غريزه جنسي جوان مؤثر است. اگر واقعاً ميخواهيد از جوانيتان به خوبي استفاده كنيد و در راه درست و سالم گام برداريد، سعي كنيد از محيطهاي آلوده و ديدن عوامل تحريك كننده، جدّاً پرهيز نماييد.
3. استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت:
يكي از زمينههاي پيدايش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفاده نادرست آنها از اوقات فراغت است. اوقات فراغت طولاني و بيبرنامه جوانان را عاصي و سرگردان ميكند. آنها به تدريج سرخورده و مأيوس ميشوند و در نتيجه به دنياي درون خويش پناه ميبرند و در كُنج خلوت و انزوا راهي براي مشغوليت خود ميجويند.بنابراين براي تمام اوقات شبانه روزي خود برنامه منظمي تنظيم كنيد. و به هيچ وجه از آن تخلف نكنيد.
4. پيشگيري از روابط ناسالم:
جواناني كه روابط نامطلوب و ناسالم دارند و با افراد منحرف و بيبندوبار دوست و رفيق هستند، كمكم به انحرافات كشيده ميشوند و تحت تأثير امور شهواني قرار ميگيرند. نفوذپذيري نوجوانان از دوستان و همسالان بيش از ساير گروهها است. در سنين بلوغ صحبتهاي آهسته و در گوشي بين نوجوانان بيشتر ميشود و محور اين گفتگوها، غالباً پيرامون مسايل جنسي و امور شهواني است كه به صورت مخفيانه و به دور از انظار بزرگترها طرح ميشود. براي پيشگيري از انحرافات اخلاقي سعي كنيد از دوستيهاي آلوده و مشكوك جداً پرهيز نموده و با افراد سالم و مذهبي ارتباط برقرار نماييد.
5. پرورش تقوا و معنويت در وجود خويش:
همه آنچه بيان شد، به نحوي ميتوانند در پيشگيري از انحرافات اخلاقي و طغيان شهوت و غريزه جنسي نقش داشته باشند، اما آن چه بيش از همه ضروري است و به صورت زيربنايي در شخصيت و رفتار نوجوان مؤثر است. پرورش معنويت و تقويت ايمان و تقواي الهي است. ما در عصري زندگي ميكنيم كه جهان به شدت در ماديات فرو رفته و يك سره غرق در جاذبههاي نفساني و امور شهواني گرديده است. در شرايط كنوني،خلأ عظيم و هولناكي از اخلاق و معنويت پديد آمده و تمامي مشكلات انسانها نيز از همين جا ناشي شده است.
اگر با تقويت ايمان و نيروي اراده، باورها و اعتقادات نوجوانان تقويت گردند، بدون شك بخشي از مشكلات آنان به ويژه در زمينه مسايل اخلاقي و شهوت و غريزه جنسي درمان ميشود.
اگر نوجوان از ته دل باور نمود كه تمام اعمال و رفتار او را خدا ميبيند و بر اساس عملكرد افراد به آنها پاداش ميدهد و اساساً سعادت و خوشبختي انسان به دست خودش ميباشد، در اين صورت احتمال اينكه مرتكب گناه نشود بسيار زياد است.
يقين داشته باشيد، تا زماني كه نيروي ايمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقويت نگردد، هيچ ضمانتي از شهوت و انحرافات اخلاقي وجود ندارد. به خصوص در وضعيت كنوني كه عوامل تحريك كننده بسيار زياد است. بنابراين قبل از هر چيز سعي كنيد نيروي ايمان و تقوا را در وجود خويش بارور كنيد. اگر فكر و ذهن شما متوجه خدا باشد و هميشه نماز خود را اول وقت انجام دهيد، خداوند شما را ياري ميكند تا از هر گناهي مصون بمانيد و تحت تأثير شهوت و غريزه جنسي قرار نگيريد. خداوند در قرآن ميفرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنكر»[6] به درستي كه نماز انسان را از هرگونه آلودگي و عمل زشت و گناه دور نگه ميدارد. نماز واقعي نه تنها والاترين عامل كنترل شهوت و دفاع در برابر هجوم انحرافات اخلاقي تلقي ميشود، بلكه عامل تهاجمي عليه انحرافات و شهوتها نيز محسوب ميگردد.
6- تسهيل و تسريع در امر ازدواج:
علاوه بر آن كه نوجوان سعي در كنترل شهوت و غريزه جنسي ميكند، بايد براي ازدواج كه يگانه راه درست ارضاي غريزه جنسي ميباشد، نيز اقدام كند. از 18 سالگي به بعد شما ميتوانيد جداً به فكر ازدواج باشيد و اگر شرايط را مساعد ميبينيد، از همين حالا مقدمات آن را فراهم كنيد.
اميد است با رعايت اين نكات و به خصوص توجه به تقوا و نماز بتوانيد غريزه جنسي و حس شهوت را در خويش كنترل و مهار نماييد و زماني كه فرصت مناسب براي ازدواج فراهم گرديد، به ازدواج اقدام كنيدموفق باشيد.
منبع:http://www.askdin.com/showthread.php
پي نوشتها:
1- محمدكريم خداپناهي، روانشناسي فيزيولوژيك، انتشارات سمت، چاپ اول، 1380، تهران، ص264.
2 - محمد حسن حائري شيرازي، فرهنگ تفريح جنسي در اسلام، ۱۹ فروردين ۱۳۸۶، www.alef.ir/content/view/7378/ - 502k -).
3 ـ همان، ص2.
4 - عبدالواحد تميمي آمدي، غرر الحكم و دررالكلم، انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم، 1366، قم. شماره 6984.
5 - همان، شماره 6950.
6 - محدث نوري، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، 1408 هجري قمري، قم، ج 11،ص211.
7 - محدث نوري، مستدرك الوسائل، همان .
8 - ملا احمد نراقي، معراج السعاده، انتشارات طوباي محبت، چاپ اول، 1385، قم، ص262.
9 - روح الله موسوي خميني، شرح اربعين حديث، انتشارات نشر آثار امام خميني، چاپ سوم، 1372، تهران، ص169.
10 - ثقه الاسلام كليني، اصول كافي كتاب العقل و الجهل، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، چاپ اول، تهران، ج1، باب 11، ص10.
11 - محمدكريم خداپناهي، روانشناسي فيزيولوژي، انتشارات سمت، چاپ اول، 1380، تهران، ص47.
12 - امام خميني، اربعين حديث، ص7.
13 - بررسي حقوقي - روان شناختي انگيزه، 1385، www.hoghooghdanan.com/lawblog/article
14 - شرح اربعين حديث، ص7.
15 - غررالحكم و درر الكلم, عبدالواحد آمري, مترجم: محمد علي انصاري, افست تهران, حديث شماره 7039.
16 - غررالحكم و درر الكلم, عبدالواحد آمري، همان، حديث شماره 6968.
17 - شرح اربعين حديث، ص8.
18 - روانشناسي فيزيولوژيك، ص272.
19 - علي حائري روحاني، فيزيولوژي اعصاب و غدد، انتشارات سمت، چاپ ششم، 1376، تهران، ص127.
20 - ليلا سادات اسدي، مقاله «خانواده و مطالبات جنسي» چاپ شده در مجموعهاي به نام «تقويت نظام خانواده و آسيب شناسي آن»، انتشارات موسسه امام خميني، چاپ اول، 1386، قم، جلد دوم، ص24.
21 - غررالحكم، شماره 6985.
22 - همان، شماره 6988.
23 - معراج السعاده، ص263.
24 _ رابين ديماتئو، روانشناسي سلامت، ترجمه گروهي از مترجمين زير نظر كيانوش هاشميان، انتشارات سمت، چاپ اول، 1378، تهران، ج1، ص105.
25 - ناصر مكارم شيرازي، مشكلات جنسي جوانان، انتشارات نسل جوان، چاپ بيست و ششم، 1369، قم، ص142-138.
26 - پرهام، شهوت و گناه جنسي، www.shahvat-zafaf.blogfa.com/post
27- شرح اربعين حديث، ص171.
سه دستور العمل عرفانی از آیت الله علی آقا قاضی رحمه الله
سه دستور العمل عرفانی از آیت الله علی آقا قاضی رحمه الله
هدف از خلقت انسان رسیدن به قرب الهی است و این هدف جز با تزکیه و تهذیب نفس به دست نمی آید . خداوند متعال در فرازهای اول سوره شمس به تبیین ضرورت و اهمیت تزکیه و تهذیب نفس پرداخته و بعد از سوگندهای پی در پی و محکم و تاکیدهای فراوان (1) می فرماید: «قد افلح من زکیها وقد خاب من دسیها» (2) ; «به تحقیق کسی که نفس را پاک کند رستگار شود و کسی که آن را تباه کند، بی بهره شود .»
می دانیم که هر چه سوگندهای قرآن در مورد یک مساله، بیشتر و محکم تر باشد، دلیل بر اهمیت و سرنوشت ساز بودن آن مساله است; بنابراین تهذیب نفس جایگاه والایی در زندگی انسان دارد و اگر انسان بخواهد رستگار شود، باید خود را تزکیه کند و گرنه از سعادت و رستگاری محروم می شود .
از سوی دیگر تزکیه بدون داشتن استاد و برنامه و دستورالعمل مشخص، امکان پذیر نیست . داشتن یک استاد، برنامه و دستورالعمل مطمئن و پیروی از آن یک ضرورت است .
امام خمینی رحمه الله می فرماید: «مواظب باشید مبادا پنجاه سال با کد یمین و عرق جبین در حوزه ها جهنم کسب نمایید، به فکر باشید در زمینه تهذیب و تزکیه نفس و اصلاح اخلاق، برنامه تنظیم کنید; استاد اخلاق برای خود معین نمایید . (3) »
آیت آلله قاضی رحمه الله یکی از بزرگان اخلاق بود که دستورالعمل های اخلاقی او می تواند راهگشای ما برای رسیدن به مراحل عالی معنویت باشد .
حضرت امام خمینی رحمه الله درباره او می فرماید: «قاضی، کوهی بود از عظمت و مقام توحید . (4) »
علامه طباطبائی رحمه الله می فرماید: «ما هر چه در این مورد داریم، از مرحوم قاضی داریم . چه آنچه را که در حیاتش از او تعلیم گرفتیم و از محضرش استفاده کردیم، چه طریقی که خودمان داریم، از مرحوم قاضی گرفته ایم . (5) »
آیت الله سید هاشم حداد می فرماید: «از صدر اسلام تا به حال، عارفی به جامعیت مرحوم قاضی نیامده است . (6) »
در این مقاله سه دستور العمل اخلاقی و عرفانی از آیت الله قاضی رحمه الله جمع آوری شده و سعی شده است شواهدی از احوالات آن عارف وارسته متناسب با فقرات مختلف دستور العمل ها در پی نوشت ها آورده شود .
دستور العمل های اخلاقی
دستور العمل اول
آیت الله سید علی قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های نفسانی، به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و سلوک الی الله دستور می دادند روایت عنوان بصری را بنویسند و بدان عمل کنند; یعنی، یک دستور اساسی و مهم، عمل طبق مضمون این وایت بود و علاوه بر این می فرمودند: باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته ای یکی دو بار آن را مطالعه نمایند . این روایت، بسیار مهم است و حاوی مطالب جامعی در بیان کیفیت معاشرت و خلوت و کیفیت و مقدار غذا و کیفیت تحصیل علم و یفیت حلم و مقدار شکیبایی و بردباری و تحمل شدائد در برابر گفتار هرزه گویان و بالاخره مقام عبودیت و تسلیم و رضا و وصول به اعلا ذروه عرفان و قله توحید است . از این رو شاگردان خود را بدون التزام به مضمون این روایت نمی پذیرفتند . (7)
این روایت را «عنوان بصری » از امام صادق علیه السلام نقل می کند که به جهت رعایت اختصار، تنها بخشی از آن را که شامل دستور العمل است، بیان می کنیم:
عنوان بصری می گوید: عرض کردم، ای اباعبدالله! حقیقت عبودیت چیست؟
فرمود: «ثلاثة اشیاء: ان لا یری العبد لنفسه فیما خوله الله ملکا لان العبید لا یکون لهم ملک، یرون المال مال الله یضعونه حیث امرهم الله به ولا یدبر العبد لنفسه تدبیرا وجملة اشتغاله فیما امره تعالی به ونهاه عنه، فاذا لم یر العبد لنفسه فیما خوله الله تعالی ملکا هان علیه الانفاق فیما امره الله تعالی ان ینفق فیه واذا فوض العبد تدبیر نفسه علی مدبره هان علیه مصائب الدنیا واذا اشتغل العبد بما امره الله تعالی ونهاه لا یتفرغ منهما الی المراء والمباهاة مع الناس .
فاذا اکرم الله العبد بهذه الثلاثة هان علیه الدنیا وابلیس والخلق ولا یطلب الدنیا تکاثرا وتفاخرا ولا یطلب ما عند الناس عزا وعلوا ولا یدع ایامه باطلا . فهذا اول درجة التقی . قال الله تبارک وتعالی «تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض ولا فسادا والعاقبة للمتقین » ; (8) [حقیقت عبودیت سه چیز است: این که بنده خدا درباره آنچه که خدا به وی سپرده است، برای خودش ملکیتی نبیند . چرا که بندگان دارای ملک نیستند; مال را مال خدا می دانند و در آن جایی که خداوند ایشان را امر کرده است که بنهند، می گذراند و بنده خدا برای خودش هیچ تدبیری نمی کند و تمام مشغولیت او در مورد چیزی است که خدا به آن امر کرده یا از آن نهی کرده است .
آن گاه که بنده خدا در مورد چیزهایی که خدا به او سپرده است، برای خودش ملکیتی نبیند، انفاق کردن در چیزهایی که خدا به آن امر کرده است، بر او آسان می شود و اگر بنده خدا تدبیر امور خود را به مدبرش بسپارد، مصائب [و مشکلات] دنیا بر او آسان می گردد و زمانی که بنده به امر و نهی خداوند متعال مشغول شود، دیگر مجالی نمی یابد تا از این امر فرصتی برای خودنمایی و تفاخر با مردم پیدا کند .
پس آنگاه که خدا بنده [خود] را به این سه چیز گرامی بدارد، دنیا و ابلیس و خلائق بر او آسان می گردند و برای مال اندوزی و فخر فروشی، دنبال دنیا نمی رود و به جهت عزت و علو [درجه خود] به آنچه در نزد مردم است، چشم نمی دوزد و روزهای خود را به بطالت نمی گذراند . پس این اولین درجه تقوا است . خداوند متعال می فرماید: این سرای آخرت را تنها برای کسانی قرار می دهیم که اراده برتری جویی و فساد در زمین را ندارند و عاقبت برای پرهیزگاران است .»
گفتم یا ابا عبدالله، به من سفارشی بفرما .
فرمود: «اوصیک بتسعة اشیاء فانها وصیتی لمریدی الطریق الی الله تعالی والله اسال ان یوفقک لاستعماله . ثلاثة منها فی ریاضة النفس وثلاثة منها فی الحلم وثلاثة منها فی العلم فاحفظها وایاک والتهاون بها; تو را به نه چیز سفارش می کنم، همانا آن ها وصیت من به اراده کنندگان راه خداوند متعال است و از خدا می خواهم به تو در عمل به آن ها توفیق دهد . سه مورد از آن نه چیز در مورد [تربیت و] ریاضت نفس است و سه مورد از آن ها در مورد حلم [و بردباری] است و سه مورد از آن ها درباره علم [و دانش] است . پس آن ها را به خاطر بسپار و مبادا [در عمل] به آن ها سستی کنی .»
عنوان می گوید: من دلم را برای آن حضرت فارغ نمودم . حضرت فرمود: «اما اللواتی فی الریاضة فایاک ان تاکل ما لا تشتهیه فانه یورث الحماقة والبله ولا تاکل الا عند الجوع واذا اکلت فکل حلالا وسم الله واذکر حدیث الرسول صلی الله علیه و آله: ما ملا آدمی وعاءا شرا من بطنه . فان کان ولابد فثلث لطعامه وثلث لشرابه وثلث لنفسه .
واما اللواتی فی الحلم فمن قال لک «ان قلت واحدة سمعت عشرا» ، فقل: «ان قلت عشرا لم تسمع واحدة » ومن شتمک فقل له «ان کنت صادقا فیما تقول فاسال الله ان یغفر لی وان کنت کاذبا فیما تقول فالله اسال ان یغفر لک » ومن وعدک بالخنی فعده بالنصیحة والرعاء .
واما اللواتی فی العلم فاسال العلماء ما جهلت وایاک ان تسالهم تعنتا وتجربة وایاک ان تعمل برایک شیئا وخذ بالاحتیاط فی جمیع ما تجد الیه سبیلا واهرب من الفتیا هربک من الاسد ولا تجعل رقبتک للناس جسرا .
قم عنی یا ابا عبد الله فقد نصحت لک ولا تفسد علی وردی فانی امرء ضنین بنفسی والسلام علی من اتبع الهدی (9) ; اما آن چیزهایی که در مورد تادیب نفس است: این که مبادا چیزی بخوری که به آن اشتها نداری; چرا که باعث حماقت و نادانی می شود و چیزی مخور مگر آن گاه که گرسنه شوی و آن گاه که خواستی چیزی بخوری از حلال بخور و نام خدا را ببر و حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله را بیاد بیاور [که فرمود: ] آدمی هیچ ظرفی را بدتر از شکمش پر نکرده است . پس اگر ناچار شد، یک سوم [شکمش را] برای غذا، یک سوم برای آب و یک سوم برای نفس کشیدن [اختصاص دهد . ]
اما آن سه مورد که درباره حلم است، پس کسی که به تو بگوید: اگر یک کلمه بگویی، ده تا می شنوی! [به او] بگو: اگر ده کلمه بگویی، یکی هم نمی شنوی! و [اگر] کسی به تو ناسزا بگوید، به او بگو: اگر در آنچه می گویی، راست گو هستی، از خدا می خواهم که مرا ببخشد و اگر در آنچه می گویی، دروغ می گویی، پس از خدا می خواهم از تو درگذرد و اگر کسی به تو وعده فحش دادن داد، به او وعده خیرخواهی و مراعات [حال او را] بده .
و اما آن سه چیزی که در مورد علم است، این که آنچه را نمی دانی از علما بپرس و مبادا که چیزی را از آن ها بپرسی تا آن ها را به لغزش افکنده و آنان را آزمایش کنی و مبادا از روی نظر [و رای] خودت دست به کاری بزنی و در همه مواردی که راه دارد، احتیاط کن و از فتوا دادن فرار کن همانند فرار کردن از شیر درنده و گردن خود را پل عبور برای مردم قرار نده .
ای ابو عبدلله، دیگر از نزد من برخیز; همانا برای تو خیرخواهی [و نصیحت] کردم و [ذکر و] ورد مرا فاسد نکن زیرا که من مردی هستم که نسبت به [گذشت عمر و ساعات زندگی] خودم [حساب دارم و ] نگرانم [از این که مقداری از آن بیهوده تلف شود] و سلام بر کسی باد که هدایت پذیرد .»
دستور العمل دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
بعد حمد الله جل شانه . والصلاة والسلام علی رسوله و آله: حضرت آقا، تمام این خرابی ها که از آن جمله است وسواس و عدم طمانینه، از غفلت است و غفلت کمتر مرتبه اش، غفلت از اوامر الهی است و مراتب دیگر دارد که به آن ها ان شاء الله نمی رسید و سبب تمام غفلات، غفلت از مرگ است و تخیل ماندن در دنیا . پس اگر می خواهید از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن باشید، دائما در فکر مرگ و استعداد لقاء الله تعالی باشید و این است جوهر گرانبها و مفتاح سعادت دنیا و آخرت . پس فکر و ملاحظه نمایید چه چیز شما را از او مانع و مشغول می کند، اگر عاقلی! و به جهت تسهیل این معنی، چند چیز دیگر به سرکار بنویسد بلکه از آن ها استعانتی بجویی:
اول بعد از تصحیح تقلید یا اجتهاد مواظبت تامه به فرایض خمسه و سایر فرایض در احسن اوقات و سعی کردن که روز به روز خشوع و خضوع بیشتر گردد و تسبیح صدیقه طاهره علیها السلام بعد از هر نماز، خواندن آیت الکرسی کذلک و سجده شکر و خواندن سوره «یس » بعد از نماز صبح و «واقعه » در شب ها، و مواظبت بر نوافل لیلیه و قرائت مسبحات (10) در هر شب قبل از خواب و خواندن معوذات در شفع و وتر و استغفار هفتاد مرتبه در آن و ایضا بعد از صلاة عصر و این ذکر را بعد از صلوات صبح و مغرب یا در صباح و عشاء ده دفعه بخوانید: «لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الحمد وله الملک وهو علی کل شی ء قدیر، اعوذ بالله من همزات الشیاطین واعوذ بک ربی ان یحضرون ان الله هو السمیع العلیم; غیر از الله خدایی نیست; یکتاست; شریکی ندارد; ستایش برای اوست; حکومت از آن اوست و او بر هر کاری تواناست . از سر به گوشی های شیطان ها به الله پناه می برم و پناه می برم به تو ای پروردگار من از این که در برم آیند . همانا خدا شنوا و داناست .»
مدتی به این مداومت نمایید بلکه حالی رخ دهد که طالب استقامت (11) شوید، ان شاء الله تعالی (12) .
دستور العمل سوم
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام علی الرسول المبین ووزیره الوصی الامین وابنائهما الخلفاء الراشدین والذریة الطاهرین والخلف الصالح والماء المعین، صلی الله وسلم علیهم اجمعین .
قال عز من قائل: «ومن یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم » (13) ;
«هر کس به خدا تمسک جوید، به راهی راست، هدایت شده است .»
وقال: «فاستقم کما امرت » (14) ; «سپس همان گونه که فرمان یافته ای استقامت کن!»
قال جل جلاله العظیم: «ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة . . .» (15) ; «به یقین کسانی که گفتند: پروردگار ما خداوند یگانه است; سپس استقامت کردند; فرشتگان بر آن ها نازل می شوند . . . .»
برادران عزیزم، خداوند متعال شما را برای طاعتش موفق نماید، هشیار باشید که به ماه های حرام وارد شده ایم، پس چه بزرگ است و تمام نعمت های باری تعالی بر ما! قبل از هر چیز بر ما واجب و لازم است که توبه نماییم با شرایط لازم و نمازهای ویژه، سپس از گناهان کبیره و صغیره به قدر توان دوری نماییم .
پس شب جمعه یا روز شنبه نماز توبه (16) بخوانید - شب جمعه یا روز آن - سپس روز یکشنبه که روز دوم ماه است اعاده کنید آن را .
سپس ملازم باشید به مراقبه صغری و کبری و محاسبه و معاتبه نفس به آنچه شایسته و لازم است . (17) پس همانا در آن یادآوری برای کسی است که اراده دارد متذکر شود یا از خدا بترسد . سپس با دل هایتان به خدا توجه نمایید و مرض هایی که در اثر گناه است، مداوا کنید و به وسیله استغفار، عیب های بزرگتان را کوچک و کم نمایید . از هتک حرمت ها دوری نمایید . پس اگر کسی هتک حرمت نمود، اگر چه خدای کریم بر او هتک نکرده باشد، پس او هتک شده است . کجاست امید نجات برای قلبی که در آن شک و شبهه وارد شده و گرفتار گشته است، چه برسد به این که راه پارسایان در پیش گیرد و با نیکوکاران از آب روان و گوارا بنوشد . والله المستعان علی نفسی وانفسکم وهو خیر معین .
1- شما را سفارش می کنم به این که نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آن ها به جا بیاورید (18) و آن نمازها با نوافل، پنجاه و یک رکعت است، پس اگر نتوانستید چهل و چهار رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آن ها را بجا بیاورید، حداقل نماز اوابین بخوانید [ . نماز اهل انابه و توبه هشت رکعت هنگام زوال است] .
2- اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست و تعجب از کسی است که می خواهد به کمال دست یابد، در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب (19) .
3- بر شما باد به قرائت قرآن کریم در شب و با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن نوشیدنی و شراب مؤمنان است (20) .
4- بر شما باد به التزام به وردهای معمول که در دسترس هر یک از شماهاست و سجده معهوده از 500 مرتبه تا هزار بار .
5- زیارت مشهد اعظم - برای کسی که مجاور آن جاست - در هر روز، و رفتن به مساجد معظمه در حد امکان و همین طور سایر مساجد (21) ، همانا مؤمن در مسجد مانند ماهی در آب است .
6- و بعد از نمازهای واجب، تسبیح فاطمه زهرا علیها السلام ترک نشود، همانا آن از ذکر کبیر به شمار می آید و حداقل در هر مجلسی یک دوره ذکر شود .
7- از آن چیزها که بسیار لازم و با اهمیت است دعا برای فرج حضرت حجت علیه السلام در قنوت نماز وتر است بلکه در هر روز و در همه دعاها .
8- قرائت زیارت جامعه در هر روز جمعه، مقصودم همان زیارت جامعه معروف است .
9- تلاوت قرآن کمتر از یک جزء نباشد (22) .
10- زیاد به دیدار برادران نیک سیرت بروید، چرا که آن ها برادران شما در پیمودن راه و رفیق در مشکلات هستند .
11- زیارت قبرها در روز - یک روز در میان - و به زیارت قبرها در شب نروید (23) [ شاید اگر هر روز به زیارت اهل قبور برویم به شکل عادت در بیاید و تاثیر گذاری آن کمتر باشد] .
ما لنا وللدنیا قد غرتنا وشغلتنا واستهوتنا ولیست لنا، فطوبی لرجال ابدانهم فی الناسوت وقلوبهم فی اللاهوت، اولئک اللاقلون عددا والاکثرون عددا، واستغفر الله (24) .
پی نوشت ها:
1) در این سوره، یازده قسم و سیزده تاکید وجود دارد .
2) شمس/10 و 9 .
3) روح الله الموسوی الخمینی، مبارزه با نفس یا جهاد اکبر، تهران، انتشارات امیر کبیر، 1360، ص 31 .
4) محمد حسین حسینی طهرانی، روح مجرد، تهران، انتشارات حکمت، 1414 ه - ق، ص 285 .
5) صادق حسن زاده، اسوه عارفان، قم، انتشارات آل علی، چاپ پنجم، 1379، ص 71 .
6) روح مجرد، ص 174 .
7) محمد حسین حسینی طهرانی، روح مجرد، تهران، انتشارات حکمت، 1414 ه - ق، ص 175 .
8) . قصص/83 .
9) محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 1، باب 7، آداب طلب العلم و احکامه، ص 225، 226 .
10) علامه طباطبایی فرمودند: سوره های مسبحات که با یسبح و سبح شروع می شود، پنج عدد است:
سوره حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن .
در روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله این پنج سوره را هر شب قبل از خواب می خواندند . از سبب قرائت این سوره ها سؤال کردند; حضرت جواب فرمودند: «در هر یک از این سوره ها آیه ای است که به منزله هزار آیه از قرآن است .»
(محمد حسین، حسینی طهرانی، مهر تابان، قم، انتشارات باقرالعلوم علیه السلام، صص 157- 156) .
«علامه طباطبایی فرمودند: «مرحوم قاضی اول دستوری که می دادند، ذکر یونسی بود و دیگر مسبحات است که هر شب تلاوت شود .
فرمودند: در خبر مسبحات خمس است که سوره اعلی را ندارد و ما این حدیث را به مرحوم قاضی عرضه داشتیم و ایشان با وجود این، سخت مصر بودند که مسبحات قرائت شود . زیرا خودش هم چیزهایی می دانست که از استادان سینه به سینه اخذ کرده بود .»
(حسن، حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، قم، مرکز نشر فرهنگی رجاء، چاپ دوم، 1356، صص 5- 6) .
11) علامه حسن زاده آملی: مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی در طبقات اعلام شیعه در مورد آیت الله قاضی نوشته است: «فرایته مستقیما فی سیرته » کلمه ای بسیار ارزشمند است، چه عمل عمده در سلوک الی الله استقامت است . نزول برکات و فیض های الهی بر اثر استقامت است . «ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة ان لا تخافوا ولا تحزنوا وابشروا بالجنة التی کنتم توعدون .» فصلت/30 .
12) صادق حسن زاده، اسوه عارفان، قم، انتشارات آل علی، چاپ پنجم، 1379، صص 129- 128 .
13) آل عمران/101 .
14) هود/112 .
15) فصلت/30 .
16) این نماز در مفاتیح الجنان، اول اعمال ماه ذی القعده بیان شده است .
17) منظور از مراقبه صغری، محاسبه نفس از جهت صدور گناه و خطا حتی ترک مستحبات و ارتکاب مکروهات است و مراقبه کبری، دوام ذکر، توجه و عدم غفلت در حد امکان می باشد .
18) آیت الله مصباح یزدی فرمودند: «مرحوم علامه [طباطبایی] و [آیت الله العظمی] آقای بهجت از مرحوم آقای قاضی رحمه الله نقل می کردند که ایشان می فرمودند: «اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد، مرا لعن کند! یا می فرمودند: به صورت من تف بیاندازد!»
اول وقت سر عظیمی است، «حافظوا علی الصلواة » خود یک نکته ای است غیر از «اقیموا الصلاة!» این که انسان اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند، فی حد نفسه آثار زیادی دارد ولوحضور قلب هم نباشد .
(محسن، غرویان، در محضر بززگان، قم، نشر نوید اسلام، 1376، ص 99) .
علامه طهرانی می فرماید: دعائی است که در قنوت نمازهای یومیه خوانده می شود، اول فقره آن این است: اللهم ارزقنی حبک وحب ما تحبه وحب من یحبک، والعمل الذی یبلغنی الی حبک واجعل حبک احب الاشیاء الی . آقای قاضی به شاگردان خود سفارش می کردند این دعا را در قنوت نمازهایشان بخوانند .» (اسوه عارفان، ص 77) .
19) علامه طهرانی کیفیت نماز شب خواندن مرحوم سید هاشم حداد را که متخذ از مرحوم آقای قاضی بوده است، چنین نقل می کند: «ایشان اول غروب پس از نماز مغرب، مقدار مختصری شام می خوردند و بعد از نماز عشا می خوابیدند - بعد از ساعتی بیدار شده و پس از وضو، چند رکعت نماز با صدای خوش و آهنگ دلنشین قرآن از سوره ای طویل می خواندند، بعد به حالت تفکر رو به قبله نشسته و بعد می خوابیدند - دوباره بیدار شده و چند رکعت دیگر به همین منوال می خواندند .»
(محمد حسین حسینی طهرانی، روح مجرد، تهران، انتشارات حکمت، 1414 ه - ق، چاپ اول، ص 493) .
20) آیت الله شیخ محمد تقی آملی رحمه الله می فرمود: «من در بحث فقه آیت الله قاضی شرکت می کردم - روزی از ایشان سؤال کردم - آن روز هوا بسیار سرد بود - که ما می خوانیم و می شنویم که عده ای موقع قرائت قرآن جلویشان آفاق باز می شود و غیب و اسرار برای آن ها تجلی می کند - . . در حالی که ما قرآن می خوانیم و چنین اثری نمی بینیم! مرحوم قاضی مدت کوتاهی به چهره من نظر کرد سپس فرمود: بلی! آن ها قرآن کریم را تلاوت می کنند و با شرایط ویژه، رو به قبله می ایستند - . . سرشان پوشیده نیست، کلام الله را با هر دو دستشان بلند می کنند، و با تمام وجودشان به آنچه تلاوت می کنند، توجه دارند و می فهمند جلوی چه کسی ایستاده اند! اما تو قرآن را قرائت می کنی در حالی که تا چانه ات زیر کرسی رفته ای! و قرآن را روی زمین می گذاری و در آن می نگری . . . !» (اسوه عارفان، ص 25) .
21) مرحوم آقای قاضی سفارش می کردند: «در یک مسجد همیشه نماز نخوانید، به مساجد دیگر نیز بروید و هرجا دیدید حال پیدا کردید آن جا نماز بخوانید و هرجا دیدید که حال پیدا نکردید، مکان خود را تغییر دهید و از این مسجد به مسجد دیگر انتقال یابید و خلاصه آن که توقف در یک مکان بی مورد است و باید دائما دنبال حال بود و از هرجا به جای دیگر منتقل شد و هرجا حال بهتر بود آن جا را انتخاب نمود .» (اسوه عارفان، ص 32) .
22) علامه طباطبایی می فرماید: «اکثر افرادی که موفق به نفی خواطر شده و توانسته اند ذهن خود را پاک و صاف نموده و از خواطر مصفا کنند و بالاخره سلطان معرفت برای آنان طلوع نموده است، در یکی از این دو حال بوده است:
اول: در حین تلاوت قرآن مجید و التفات به خواننده آن، که چه کسی در حقیقت قاری قرآن است و در آن وقت برای آنان منکشف می شده است که قاری قرآن خداست - جل جلاله . -
دوم: از راه توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، زیرا آن حضرت را برای رفع حجاب و موانع طریق نسبت به سالکین راه خدا عنایتی عظیم است .
(محمد حسین حسینی طهرانی، رساله لب اللباب، تهران، انتشارات حکمت، ص 159) .
23) آیت الله قاضی رحمه الله «نوعا بین الطلوعین به قبرستان وادی السلام می رفتند، چنانکه در روایت وارده شده که بین الطلوعین به قبرستان بروید .» (اسوه عارفان، ص 139) .
24) اسوه عارفان، صص 139- 134 .
زندگی نامه آیت الله سید علی قاضی
ولادت پدر تحصیلات اساتید درجه اجتهاد جامعیت علمی شاگردان در پی محبوب تقیّد تام به آداب شرع صبر و استقامت چهل ساله فتح باب رحلت و تناثر نجوم در رحلت ایشان
ولادت
حاج سید علی آقا قاضی فرزند حاج سید حسین قاضی است. ایشان در سیزدهم ماه ذی الحجة الحرام سال 1282هـ.ق. از بطن دختر حاج میرزا محسن قاضی، در تبریز متولد شد و او را علی نام نهادند، بعد از بلوغ و رشد به تحصیل علوم ادبیه و دینیه مشغول گردید و مدتی در نزد پدر بزرگوار خود و میرزا موسی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی درس خواند.پدر
پدر ایشان، سید حسین قاضی، انسانی بزرگ و وارسته بود که از شاگردان برجسته آیت الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی بود و از ایشان اجازه اجتهاد داشت. درباره ایشان گفته اند زمانی که قصد داشت سامرا را ترک کند و به زادگاه خویش تبریز باز گردد استادش میرزای شیرازی به وی فرمود در شبانه روز یک ساعت را برای خودت بگذار.
یک سال بعد چند نفر از تجار تبریز به سامرا مشرف می شوند و با آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی ملاقات می کنند؛ وقتی ایشان احوال شاگرد خویش را جویا می شود، می گویند: « یک ساعتی که شما نصیحت فرموده اید، تمام اوقات ایشان را گرفته، و در شب و روز با خدای خود مراوده دارند. »تحصیلات
سید علی قاضی از همان ابتدای جوانی تحصیلات خود را نزد پدر بزرگوار سید حسین قاضی و میرزا موسوی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی آغاز کرد. پدرش به علم تفسیر علاقه و رغبت خاص و ید طولایی داشته است، چنانکه سید علی آقا خودش تصریح کرده که تفسیر کشاف را خدمت پدرش خوانده است. همچنین ایشان ادبیات عربی و فارسی را پیش شاعر نامی و دانشمند معروف میرزا محمد تقی تبریزی معروف به «حجة الاسلام» و متخلص به « نیر» خوانده و از ایشان اشعار زیادی به فارسی و عربی نقل می کرد و شعر طنز ایشان را که هزار بیت بود از بر کرده بود و می خواند.
ایشان در سال 1308هـ.ق. در سن 26 سالگی به نجف اشرف مشرف شد و تا آخر عمر آن جا را موطن اصلی خویش قرار داد.آیت الله سید علی آقا قاضی از زمانی که وارد نجف اشرف شد، دیگر از آنجا به هیچ عنوان خارج نشد مگر یک بار برای زیارت مشهد مقدس حدود سال 1330هـ ق به ایران سفر کرد و بعد از زیارت به طهران بازگشت و مدت کوتاهی در شهرری در جوار شاه عبدالعظیم اقامت گزید.اساتید
ایشان در نجف نزد مرحوم فاضل شرابیانی، شیخ محمد حسن مامقانی، شیخ فتح الله شریعت، آخوند خراسانی، عارف کامل حاج امامقلی نخجوانی و حاجی میرزا حسین خلیلی درس خواند و مخصوصاً از بهترین شاگردان این استاد اخیر به شمار می آمد که در خدمت وی تهذیب اخلاق را تحصیل کرد.
آقازاده سید علی آقا قاضی نقل می کند: « ... میرزا علی آقا قاضی بسیار از استادش میرزا حسین خلیلی یاد می کرد و او را به نیکی نام می برد و من ندیدم کسی مثل این استادش او را در شگفتی اندازد و هر وقت نام این استاد نزدش برده می شد به او حالت بهت و سکوت دست می داد و غرق تأملات و تفکرات می شد! »
ایشان از سن نوجوانی تحت تربیت والد گرامی، آقا سید حسین قاضی بود و جوهره حرکت و سلوک ایشان از پدر بزرگوارشان می باشد و بعد از آن که به نجف اشرف مشرف شدند، نزد آیت الله شیخ محمد بهاری و آیت الله سید احمد کربلایی معروف به واحد العین و به کسب مکارم اخلاقی و عرفانی پرداخت و این دو نیز از مبرزترین شاگردان ملاحسینقلی همدانی(ره) بودند.
درباره ملاحسینقلی همدانی حکایات های بس شگفت آوری نقل شده، که گویای عظمت، روح بلند و نفوذ معنوی ایشان می باشد. او با عشق و همت بی نظیر زمان زیادی از عمرش را به تربیت مستعدین سپری کرد تا این که توانست 300 نفر را تربیت کند که هر یک از آنها یکی از اولیای الهی شدند، مانند شیخ محمد بهاری، مرحوم سید احمد کربلایی، مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و ... .
سلسه اساتید ملاحسینقلی همدانی به حاج سید علی شوشتری و سپس به شخصی به نام ملاقلی جولا می رسد. آقا سید علی قاضی در عراق به خدمت جمعی از اکابر اولیاء رسید و از آن جمله سالهایی چند در تحت تربیت مرحوم آقا سید احمد کربلایی معروف به واحدالعین، قرار گرفت و از صحبت آن بزرگوار به درجات اولیاء أبرار ارتقاء گزید، چندان که در تهذیب اخلاق شاگردان و مریدان و ملازمان چندی را تربیت کرد.
آقا سید علی آقای قاضی درباره این استادش می فرماید: « شبی از شبها را به مسجد سهله می گذارنیدم- زاده الله شرفاً- به تنهایی به نیمه شب یکی در آمد و به مقام ابراهیم علیه السلام مقام کرد و از پی فریضه صبح در سجده شد تا طلوع خورشید. آنگاه برفتم و دیدم عین الانسان و الانسان العین آقا سید احمد کربلایی بکاء است، و از شدت گریه، خاک سجده گاه گل کرده است! و صبح برفت و در حجره نشست و چنان می خندید که صدای او به بیرون مسجد می رسید. »آیت الله شیخ علی سعادت پرور نقل می کند: « وقتی مرحوم آقا سید علی قاضی جوانی بیش نبود، پدر مرحومش آقا سید حسین قاضی که خود از دست پروردگان مرحوم عارف کامل حاج امامقلی نخجوانی بود به آقای قاضی سفارش کرده بود که هر روز به محضر استاد مشرف شده و چند ساعتی در محضرش بنشیند، اگر صحبت و کلامی شد که بهره گیرد و گرنه به صورت و هیئت استاد نظاره نماید. در آن روزها، مرض وبا در نجف غوغا می کرد، فرزندان مرحوم آقا امامقلی نخجوانی یکی پس از دیگری در اثر مرض وبا رحلت می کردند و ایشان بدون هیچ ناراحتی و انزجار قلبی به شکرگزاری مشغول بود. وقتی از وی علت این عمل را جویا شدند فرمود: قباله های زمین را دیده اید که وقتی کسی صاحب یکی از آنها شد، هر کاری که دلش خواست با زمین اش انجام می دهد؛ حالا هم خدای سبحان صاحب و مالک اصلی این فرزندان و همه چیز من است و هر کاری که بخواهد با آنان انجام می دهد و کسی را حق سوال و اعتراض نیست! »
درجه اجتهاد
پس از اقامت در نجف اشرف، تحصیلات حوزوی خود را نزد اساتیدی از جمله فاضل شربیانی، شیخ محمد مامقانی، شیخ فتح الله شریعت، آخوند خراسانی و... ادامه دادند و سرانجام کوشش های خستگی ناپذیر مرحوم آیت الله قاضی در راه کسب علم، کمال و دانش، در سن 27 سالگی به ثمر نشست و این جوان بلند همت در عنفوان جوانی به درجه اجتهاد رسید.جامعیت علمی
آقا سید هاشم حداد از شاگردان ایشان می فرمود: « مرحوم آقا (قاضی) یک عالمی بود که از جهت فقاهت بی نظیر بود. از جهت فهم روایت و حدیث بی نظیر بود. از جهت تفسیر و علوم قرآنی بی نظیر بود. از جهت ادبیات عرب و لغت و فصاحت بی نظیر بود، حتی از جهت تجوید و قرائت قرآن. و در مجالس فاتحه ای که احیاناً حضور پیدا می نمود، کمتر قاری قرآن بود که جرأت خواندن در حضور وی را داشته باشد، چرا که اشکالهای تجویدی و نحوه قرائتشان را می گفت... »
آیت الله خسروشاهی از علامه طباطبائی نقل می کردند که: کتابهای معقول را خواندم ولی وقتی خدمت سید علی آقا قاضی رسیدم فهمیدم که یک کلمه هم نفهمیدم!مرحوم قاضی در لغت عرب بی نظیر بود، گویند: چهل هزار لغت از حفظ داشت. و شعر عربی را چنان می سرود که اعراب تشخیص نمی دادند سراینده این شعر عجمی(غیر عرب) است. روزی در بین مذاکرات، مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالله مامقانی(ره) به ایشان می گوید: من آن قدر در لغت و شعر عرب تسلط دارم که اگر شخص غیر عرب، شعری عربی بسراید من می فهمم که سراینده عجم است، اگرچه آن شعر در اعلی درجه از فصاحت و بلاغت باشد. مرحوم قاضی یکی از قصائد عربی را که سراینده اش عرب بود شروع به خواندن می کند و در بین آن قصیده، از خود چند شعر بالبداهه اضافه می کند و سپس به ایشان می گوید: کدام یک از اینها را غیر عرب سروده است؟ و ایشان نتوانستند تشخیص دهند.
مرحوم قاضی در تفسیر قرآن کریم و معانی آن ید طولائی داشت و علامه طهرانی از قول مرحوم استاد علامه طباطبائی می فرمودند: « این سبک تفسیر آیه به آیه را مرحوم قاضی به ما تعلیم دادند و ما در تفسیر{المیزان}، از مسیر و روش ایشان پیروی می کنیم. ایشان در فهم معانی روایات وارده از ائمه معصومین علیهم السلام ذهن بسیار باز و روشنی داشتند و ما طریقه فهم احادیث را که « فقه الحدیث» گویند از ایشان آموخته ایم. »شاگردان
آیت الله قاضی طی سه دوره، اخلاق و عرفان اسلامی را با کلام نافذ و عمل صالح خویش تدریس فرمودند و در هر دوره شاگردانی پرورش دادند که هر کدام از بزرگان وادی عرفان و اخلاق محسوب می شوند؛ و البته فقط نام تعدادی از آن ها بر ما معلوم است و این که ایشان در حقیقت چه کسانی را تا قله های بلند عرفان و معنویت بالا کشیده و از شراب گوارای معرفت بر کامشان ریختند، برای ما بصورت کامل و دقیق آشکار نیست. اما به تعدادی از آن ها که مبرز و شناخته شده هستند، اشاره می کنیم:آیت الله شیخ محمد تقی آملی(ره)
آیت الله سید محمد حسین طباطبائی(ره)
آیت الله سید محمد حسن طباطبایی(ره)
آیت الله محمد تقی بهجت فومنی(حفظه الله)
آیت الله سید عباس کاشانی(حفظه الله)
آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری(ره)
آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب(ره)
آیت الله علی اکبر مرندی(ره)
آیت الله سید حسن مصطفوی تبریزی
آیت الله علی محمد بروجردی(ره)
آیت الله نجابت شیرازی(ره)
آیت الله سید محمد حسینی همدانی
آیت الله سید حسن مسقطی(ره)
آیت الله حاج سید هاشم رضوی هندی (ره)
حاج سید هاشم حداد(ره) و ...در پی محبوب
ایشان از جوانی به دنبال تزکیه و تهذیب نفس و کسب معنویت و معارف بلند اسلام بود و در این راه چهل سال صبر و مجاهده کرد و چهل سال درد طلب و عشق، آرام و قرار و خواب و خوراک را از وی ربوده بود. ضمیر الهی اش او را به عالم قدس می خواند و او که قصد کوی جانان را در سر دارد، می خواهد به هر نحو شده از این خاکدان طبیعت به عالم نور و ملکوت پا گذارد. می داند که جانب عشق عظیم است و نباید به راحتی از دستش بدهد و فرو بگذاردش، برای همین چهل سال است که مشغول مجاهده است. چهل سال است که آداب عبودیت می آموزد و هنوز معشوق به حضور خود راهش نداده است!خود ایشان می گوید:« نزد هر کس احتمال می دادم از او چیزی بفهمم، می نشستم اگر مطلبی را می فهمیدم، که خود خدا نعمت داده بود و اگر نمی فهمیدم دیگر به آن شخص مراجعه نمی کردم. »
تقیّد تام به آداب شرع
برای همین آن قدر خود را به ضوابط و آداب شرع و رعایت مستحبات و ترک مکروهات ملزم ساخته بود تا امری از محبوب فرو نماند و آن قدر بر آن اصرار می کند که به حسب طاقت بشری هیچ مستحبی از او فوت نمی شود تا آن جا که بعضی از مخالفان و معاندان می گویند:« قاضی که این قدر خود را مقیّد به آداب کرده شخصی ریایی و خودنماست. » و عده ای دیگر هم با وجود مخالفت باز نمی توانند تحسینش نکنند. یکی از مخالفین ایشان می گوید: « من سفر بسیار کردم، با بزرگان عالم اسلام محشور بوده ام و از احوال بسیاری از آنان بالمشاهده آگاهم اما حقیقتاً هیچ کس را همانند قاضی تا بدین حد مقید به آداب شرع ندیده ام. »
خود ایشان می گوید: « چون بیست سال تمام چشمم را کنترل کرده بودم، چشم ترس برای من آمده بود، چنان که هر وقت می خواست نامحرمی وارد شود از دو دقیقه قبل خود به خود چشم هایم بسته می شد و خداوند به من منت گذاشت که چشم من بی اختیار روی هم می آمد و آن مشقت از من رفته بود. »
و ایشان نا امید نمی شود، می داند که طلب حقیقی جدا از مطلوب نیست زیرا که شنیده است: « اذا تقرب الیّ شبراً تقربت الیه ذراعاً: و هرگاه به اندازه یک وجب به من نزدیک شود به اندازه زراعی به او نزدیک شوم.»این قدم ها باید برداشته شود و آن نزدیکی باید حاصل گردد تا زمانی که عاشق به معشوق برسد و پرده ها کامل برداشته شود و وصال صورت گیرد و البته معلوم است که معشوق خود در همه جا پیشقدم و مشتاق تر است. « او نیز اطمینان دارد که باز نشدن در روحانیت، نه از ناحیه بی التفاتی معشوق است بلکه اگر در، بی موقع باز شود صد در صد خام از کار در آید! » و بعدها آیت الله قاضی که خود چهل سال پشت در مانده، و صادق بودن خود را در آن عشق و محبت به محبوب و معبود ازل ثابت کرده، درس استقامت و صبوری را به شاگردانش هم می آموزد و چنین می گوید:« اگر به جستجوی آب زمین را کندی، نباید خسته و ناامید شوی، اگر وقتش باشد به آب می رسی، وگرنه ناامید مشو که بالاخره به آب می رسی و حتی آ برایت فوران می کند. »
آیت الله نجابت از قول ایشان می گوید: « چهل سال است دم از پروردگار عالم زدم. چند مرتبه خواستند مرا بکشند، آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی نگذاشت و خدا هم کمکم کرد! در این مدت نه خوابی دیدم، نه مکاشفه ای، نه رفیقی، نه همدردی، چهل سال است که در را می کوبم و خبری نیست. »
صبر و استقامت چهل ساله
بیت زیر از اشعار ایشان می باشد: و لا تکن کمثل من ان فتح الباب خرج ***و الزم و کن کمثل من ان فتح الباب ولجاگر دری باز شد، تو بیشتر استقامت به خرج بده؛ بگو خدایا! افزونش کن؛ باید در عبودیت استقامت ورزید، یعنی صبور شد؛ اگر خواستند بکشندش، بگوید من از خدا دست بر نمی دارم؛ اگر نان و آبش را قطع کردند، استقامت کند، و حتی اگر دنیا جمع شود و بگویند بیا صرفنظر کن بگوید صرفنظر نمی کنم و آیت الله قاضی به این زودی ها خسته نمی شود. و می گوید: « هر چه بادا باد، در بحر جنون پا می زنم، امشب کشفی نصیبم شد شد، نشد نشد، امشب خوابی دیدم دیدم، ندیدم ندیدم، من کشف نمی خواهم تمام این مدت چهل سال آن هم برای زرق و برق و کشف و کرامتی چند، نه! من معرفت خودش را می خواهم، من خودش را می خواهم. »
اسم اعظم را استقامت بر وحدانیت خدای جل و علا می داند و می گوید: « اگر شخص در طلب، استقامت پیدا کرد، اسم اعظم در روح او جا پیدا می کند و آن وقت لایق اسرار ربوبی می گردد. » و خود چون استقامت دارد، سرانجام صدای فرشتگان را می شنود که: « ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تنزل علیهم الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون: آنان که گفتند پروردگار ما الله است و بر این ایمان پایدار ماندند، فرشتگان بر آن ها نازل شوند که دیگر هیچ ترسی و حزن و اندوهی نداشته باشید و شما را به همان بهشتی که وعده دادند بشارت باد. سوره فصلت آیه 30 »فتح باب
آیت الله قاضی همیشه نماز مغرب و عشاء را، در حرمین شرفین امام حسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل علیه السلام به جا می آورد، و چون به حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام می رسد، با خود می اندیشد که تا به حال در مدت این چهل سال هیچ چیز از عالم معنا برایم ظهور نکرده، هر چه دارم به عنایت خدا و به برکت ثبات است. در راه سیّد ترک زبانی که دیوانه است، به طرف او می دود و می گوید؛ سیّد علی، سیّد علی، امروز مرجع اولیاء در تمام دنیا حضرت ابوالفضل علیه السلام هستند، و او آن قدر سر در گریبان است که متوجه نمی شود آن سید چه می گوید! به حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام می رود. اذن دخول و زیارت و نماز زیارت می خواند و می خواهد که مشغول نماز مغرب شود.
آیت الله نجابت می گوید:« تکبیره الاحرام را که می گوید، می بیند که وضع در اطراف حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام به طور کلی عوض می شود، آن گونه که نه چشمی تا به حال دیده و نه گوشی شنیده و نه به قلب بشری خطور کرده است. قرائت را کمی نگه می دارد تا وضع تخفیف یابد و بعد دوباره نماز را ادامه می دهد، مستحبات را کم می کند و نماز را سریع تر از همیشه به پایان می رساند. به حرم امام حسین علیه السلام نمی رود و به دنبال جایی خلوت به خانه رفته و برای این که با اهل منزل هم برخورد نکند به پشت بام می رود. آن جا دراز می کشد و دوباره آن حال می آید و بیشتر می ماند. تا اهل منزل سینی چای را می آورد، آن حال می رود. نماز عشاء را می خواند و دوباره آن وضع بر می گردد؛ چیزی که تا به حال حتی به گفته خودش یک ذره اش را هم ندیده است و حالا که دیده نه می تواند در بدن بماند و نه می تواند بیرون بیاید. دوباره که شام را می آوردند، آن حال قطع می شود و نیمه شب دوباره بر می گردد و مدت بیشتری طول می کشد. »آری و بالاخره درهای آسمان برایش گشوده و فتح باب می شود. می گوید: « آن چه را می خواستم، تماماً بدست آوردم و امام حسین علیه السلام در را به رویم گشود. ابن فارض یک قصیده تائیه برای استادش گفته؛ من هم یک قصیده تائیه برای امام حسین علیه السلام گفته ام نمره یک! که کار مرا ایشان درست کرد و در غیب را به نحو اتم برایم باز کرد. »
« او در اثر طلب حقیقی و استقامت به خانه که نه، به خود صاحبخانه رسیده است و یار او را به درون خانه راه داده؛ او از حصار تنگ دنیا که خیال و سرابی بیش نبوده و حقیقی ندارد، گذشته و به عالم روح و مجردات پیوسته است و چون فهمیده که از عالم خیال چیزی نصیبش نمی شود، باب خیال برایش بسته می شود. »
آیت الله نجابت نقل می کند: دفعه اولی که ما آیت الله قاضی را دیدیم، خیلی با ما گرم گرفتند و ما را تحویل گرفتند. در اثر این التفات زیاد، من زبانم باز شد و گفتم: آقا این وضع اهل معرفت به خیال است یا به حقیقت؟ ناگهان ایشان چشمهایش درشت شد و گفت:« ای فرزندم من چهل سال است با حضرت حق هستم و دم از او می زنم این پندار و خیال است؟! »رحلت
به هر حال، میرزا علی آقا قاضی پس از سالها تدریس معارف بلند اسلامی و تربیت شاگردان الهی، در روز دوشنبه چهارم ماه ربیع المولود سال 1366 مطابق هفتم بهمن ماه در نجف اشرف وفات کرد و در وادی الاسلام نزد پدر خود دفن شد. مدت عمر شریف ایشان هشتاد و سه سال و دو ماه و بیست و یک روز بوده است.
ایشان در سال های آخر عمر عطش و بی تابی، جسم و روحش را با هم می سوزاند و او مرتب آب می خواهد و می گوید: « در سینه ام آتش است ساکت نمی شود. »و دائم با خود تکرار می کند: گفت من مستسقی ام آبم کشد *** گر چه می دانم که هم آبم کشد
طبیبش به وی می گوید: « آقا من طبیب شما هستم، به شما می گویم در این ماه رمضان روزی 3-2 لیوان آب بخورید. » و او که می داند این آب آن آتش را خاموش نمی کند تا آخر روزه هایش را کامل می گیرد و می گوید: « رها کن تا که چون ماهی گدازان غمش باشم »
لحظات احتضار سخت ترین لحظات برای زمین و زیباترین لحظات برای عارف است.
آیت الله کشمیری می فرمودند: هنگام احتضار، خودش با اشاره به بدن خود می فرمود: « این دارد می رود. » و هنگام غسل مشاهده شد که صورتش باز و لبانش خندان بود. باز آیت الله کشمیری فرمودند: « بعد از وفاتش خواستم بفهمم مقام ایشان چقدر است، در رؤیا دیدم از قبر آقای قاضی تا به آسمان نور کشیده شده است، فهمیدم خیلی مقام والایی دارد. »سید عبدالحسین قاضی نوه ایشان جریان شب رحلت آقای قاضی را این طور بیان می کند: « ایشان مدتی بیمار بودند. یک شب به پدرم که در آن زمان 20 ساله بودند می گویند که امشب نخواب و بیدار باش. پدرم هم متوجه نمی شود که جریان چیست. ایشان نقل می کند که ساعتی از نیمه شب آقای قاضی او را صدا می زنند و رو به قبله دراز می کشند و می گویند من در حال مرگ هستم و به او سفارش می کنند که همسر و بچه های دیگرشان را بیدار نکند و تا صبح بالای سرشان بنشیند و قرآن بخواند. پدرم می گوید علی رغم این که اگر کسی بداند که پدش در حال مرگ است و هیچ نگوید، سخت است، اما من این موضوع را با کمال آرامش پذیرفتم و به کسی هیچ نگفتم و پیش او نشستم. آقای قاضی به من فرمودند که دارم راحت می شوم و این راحتی از طرف پاهایم شروع شده و به طرف بالا می آید. سپس فرمودند فقط قلبم درد می کند بعد فرمودند که رویم را بپوشان، من هم روی صورتشان را پوشاندم و ایشان از دنیا رفتند. من بدون هیچ دغدغه و اضطراب تا صبح پیش ایشان نشستم و قرآن خواندم تا آن که هنگام اذان صبح شد و خانواده آمدند و پرسیدند که جریان چیست و من هم گفتم که پدر فوت شده است و فریاد و سر و صدا از اهل خانه بلند شد و در آن لحظه تازه متوجه تصرف او شدم و فهمیدم چه اتفاقی افتاده است و از مرگ پدرم بسیار متأثر شدم. »
او که عمری با عشق و سر سپردگی به مولایش امام حسین علیه السلام سر کرده، غریب نیست اگر حضرتش، کریمانه، خود کسی را سراغش بفرستد تا کارهای دفن و کفن او را بجا آورد. آقا یحیی هرگز آقای قاضی را نمی شناخته ولی از طرف امام حسین علیه السلام در حالت خواب یا مکاشفه برای این امر مأموریت پیدا می کند و تمام کارهای کفن و دفن ایشان را انجام می دهد.آیت الله بهجت می فرمودند: « شب قبل از وفات آقای قاضی، کسی خواب دیده بود که تابوتی را می برند که رویش نوشته شده بود « توفی ولیّ الله » فردا دیدند آقای قاضی وفات کرده است. »
تناثر نجوم در رحلت ایشان
مرحوم علامه آقا سید عبدالعزیز طباطبائی یزدی نقل نمود که از استادم مرحوم آیت الله العظمی خوئی شنیدم که فرمود: « در ایام وفات استاد اخلاق آقا سید علی قاضی تبریزی تناثر نجوم رخ داد و این به جهت رفعت مقام آن مرحوم بود. مرحوم طباطبائی یزدی نقل کرد که ما گفتیم: این اصلاً محال است که ستاره ها به خاطر کسی ریزش کنند و سقوط نمایند ولی استادمان آقای خوئی تأکید نمود، شما انکار کنید من که خودم این واقعه شگفت انگیز را با چشمان خود دیدم و نمی توانم چیزی را که در پیش من یقینی است، انکار نمایم. »
علت انحراف اخلاقی خانم های متاهل از دید یک کارشناس ...

کارشناس مذهبی رابطه ای از جمله ازدواج پنهانی دختر و پسر در دانشگاه و خیابان، را غلط خواند و گفت: چرا که این نوع ازدواجها سه آفت را در پی خواهد داشت که یکی از آنها از بین بردن آرامش است.
حجت الاسلام حسین دهنوی، با اشاره به آیه 21 سوره روم درباره تشکیل خانواده گفت: خداوند متعال در آیه «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها» درباره تشکیل خانواده میفرماید «و از نشانه هاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید»؛ بنابراین هدف خدای متعال از تشکیل خانواده، آرامش بوده است.
او با بیان اینکه برای احساس آرامش در زندگی باید به درستی ازدواج کرد، گفت: ازدواج رابطه ای از جمله ازدواج پنهانی دختر و پسر در دانشگاه و خیابان، ازدواجی غلط است؛ چرا که این نوع ازدواج ها سه آفت را در پی خواهد داشت که یکی از آنها از بین بردن آرامش است و شواهد عینی نشان می دهد این نوع ازدواج ها سبب سرد شدن کانون خانواده میشود.
او گفت: بر مرد شرعا واجب و قانونا لازم است که نیازمندی های همسر خود را فراهم کند و متأسفانه بیشتر مردان به آسایش توجه دارند، اما نسبت به آرامش همسر خود غافل میباشند.
این کارشناس دینی درباره گفت: به همسر خود آرامش بدهید و اگر تمام امکانات و آسایش را به همسر خود هدیه دهید، احساس خوشبختی نخواهد کرد و نمونههای بسیاری در این خصوص وجود دارد.
حجتالاسلام دهنوی درباره بکار بردن ارتباط کلامی در زندگی گفت: ارتباط کلامی دستوری دینی است و بایستی با یکدیگر به آرامی صحبت کرد، در صورتی که امروزه اکثر مردم با دعوا با یکدیگر صحبت میکنند و باید این مهارت را جدی گرفت.
او با اشاره به دلیل تأکید اسلام نسبت به ابراز محبت بیشتر از سوی مردان گفت: اولیای الهی و دانشمندان، تأکید بیشتری نسبت به مردان در ابراز محبت دارند؛ چرا که اولا زنان عشقورز و محبت پذیر هستند و شدت عواطف دارند و ثانیا نیاز بیشتری نیز به محبت داشته و نیاز عاطفی برای زنان در اولویت است، در صورتی که مردان عشقباز بوده و نیاز غریزی برای آنان در اولویت است.
این کارشناس مسائل خانواده گفت: علل جدی انحراف اخلاقی اکثر زنان شوهردار، خلأ عاطفی بوده است که ابراز نکردن محبت، سبب انحراف آنان می شود و متأسفانه بسیاری از مردان به ارتباط کلامی توجه نمی کنند.
حجت الاسلام دهنوی با بیان روایاتی درباره ابراز محبت بیشتر مردان گفت: پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند که گفتن کلمه دوستت دارم از سوی مردان به زنان خود، هیچگاه از دل زنان بیرون نمی رود و در روایت دیگری می فرمایند هدیه دادن مرد به زن، هیچگاه از یاد و دل زن بیرون نخواهد رفت.


