منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
درباره

اگر از سرهایمان کوه ها بسازند هرگز در کتاب های تاریخ نخواهند خواند "خامنه ای" تنها ماند... ------------------------------------ امام خامنه ای (مدظله العالی) : ای جوانان و ای بسیجیان عزیز ، در هر جای کشور که هستید ، این بصیرت را روز به روز افزایش دهید .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->) , 


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/-gFiIstohACnKjBrrW9H2oKxngpUoSuTnQParlpyiINSDqdblh-q7w/s/w535/




افسران - ملت فلسطین ماپشتتان هستیم

افسران - ما آنجایی که دخالت کنیم صریح میگوییم

افسران - مگر قابل فراموش شدن است ؟؟

افسران - غزه ...

 

افسران - غزه نبردی نا برابر

افسران -  این گزارش را احساسی بخوانید/ حال و روز کودکان فلسطینی به روایت تصویر(18+)

افسران - وبلاگ



دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی به‌هوش…!

 

خبر:  مسمومیت غذایی چند دانشجوی دختر در دانشگاه دولتی جهرم که به گفته معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی جهرم حال همه این بیماران رضایت‌بخش است، چند روزی است خط خبری برخی رسانه‌های مغرض داخلی و خارجی شده است. این موضوع عادی که علی‌الظاهر با پیگیری مسئولان داشت ختم به‌خیر می‌شد، با پخش خبر چاقو خوردن تعدادی از دختران دانشگاه و تعرض به آن‌ها، وارد مرحله جدیدی شد! این خبر که به‌سرعت بین مردم جهرم پیچید، موجی از اضطراب و نگرانی را در بین مردم به‌وجود آورد؛ اما این، همه ماجرا نبود و بازتاب این حادثه در برخی رسانه‌های داخلی و خارجی و ضدانقلاب با واقعیت در تناقض کامل بود. همان جریانی که جنایت وحشیانه اسیدپاشی به تعدادی از زنان و دختران در اصفهان را به موضوع امر به معروف گرده زدند و مدعی شد این اقدام را گروه‌های تندرو و برای مبارزه با بدحجابی انجام داده‌اند، این بار انگشت اتهام را به سمت بسیجیان نشانه رفتند، اما دستگاه‌های نظارتی و امنیتی که سخت پیگیر عامل یا عاملان حاثه بودند، توانستند در کمتر از 72 ساعت، آن‌ها را که عمدتاً از اراذل و اوباش بنام جهرم بودند، دستگیر کنند و به دستگاه‌ قضایی تحویل دادند.

نظر: چند وقتی است که رسانه‌های معاند و ضدانقلاب با همراهی برخی نشریات زنجیره‌ای در داخل و شایعه‌سازان مغرض، به‌دنبال تبدیل برخی حوادث عادی و اجتماعی به چالش‌های سیاسی علیه نظام هستند که حادثه اسیدپاشی در اصفهان، تلاش فتنه‌گران داخلی و خارجی برای سیاسی‌کردن فوت مرحوم پاشایی و این مورد اخیر، نمونه‌های قابل‌تأملی در این زمینه است؛ از این رو به‌نظر می‌رسد مراکز اطلاعاتی و امنیتی باید بیش از پیش و با هوشیاری و دقت زیاد و پیش از هرگونه سوء‌استفاده احتمالی دشمنان، چنین حرکاتی را رصد و خنثی کنند.

 




نشانه‌شناسی علل بدبینی ملت ایران نسبت به آمریکا

 

نشانه‌شناسی علل بدبینی ملت ایران نسبت به آمریکا

با تاکید بر اندیشه‌های امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی)

مقدمه:

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران کشور آمریکا به روش‌های مختلف سعی در براندازی جمهوری اسلامی ایران داشته است. بخشی از بدبینی ملت ایران به آمریکا به قبل از انقلاب و به خصوص کودتای 28 مرداد و حمایت‌های همه جانبه این کشور از رژیم پهلوی بر می گردد. اما با وجودگذشت 6 دهه از کودتای 28 مرداد1332شمسی کماکان ملت ایران، آمریکا را به عنوان دشمن شماره یک خود می شناسد و این علامت سئوال بزرگی برای همه کسانی است که نسبت به تحولات چند دهه اخیر ایران و روابطش با آمریکا اطلاعات چندانی ندارند. بسیاری دیگر، اقدامات آمریکا علیه ایران را یا فراموش کرده‌اند یا هیچ‌گاه از آن اطلاع نیافته و کمتر به تحقیق و تفحص در این باره پرداخته اند.

 سیزدهم آبان 1358، یادآور حماسه دانشجویانی است که برای رسوایی شیطان بزرگ، آمریکای جنایتکار، به سفارت این کشور هجوم برده، با گروگان گیری عوامل فتنه انگیز لانه جاسوسی، حمایت خود را از انقلاب و امام اعلام داشتند. در این روز بزرگ، دانشجویان انقلابی، پیوند خود را با امام محکم تر کردند و به جهانیان، به ویژه دشمنان ثابت کردند که با نیروی ایمان و توکل به خدا می‌توان به استکبار جهانی غلبه کرد و او را به زانو در آورد.

در راستای گرامیداشت این روز بزرگ، این نوشته تلاش خواهد کرد تا پاسخی برای سئوال چرایی بدبینی ملت ایران نسبت به آمریکا و این‌که مردم ایران چه نشانه‌ها و دلایلی را برای بدبینی خود نسبت به آمریکا مطرح می‌نمایند؟ بیابد. از طرفی پاسخ به سئوال مذکور بدون بررسی علت خصومت آمریکا با ملت ایران، به خصوص نظام جمهوری اسلامی ایران، جوابی ابتر خواهد بود. بنابراین دو مبحث موضوع این نوشتار را پیش خواهند برد؛ مبحث اول نشانه شناسی علل بدبینی مردم ایران نسبت به آمریکا و مبحث دوم نشانه شناسی علل خصومت آمریکا با ایران.

 

مبحث اول: نشانه شناسی علل بدبینی ملت ایران نسبت به امریکا

 

از آنجا که خصومت‌های آمریکا علیه ایران موضوعات مختلف نظامی، سیاسی، اقتصادی و ... را شامل می‌شود، در این مبحث سعی در دسته بندی این اقدامات خصومت آمیز در سه حوزه نظامی، سیاسی و اقتصادی داریم. ترتیب نشانه ها هم به این دلیل است که اقدامات اولیه آمریکا علیه ایران بخصوص بعد از انقلاب اسلامی ایران در دهه اول عمدتاً نظامی بود و بعد از ناکارآمد بودن این اقدامات، فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی خود را برای فشار آوردن به ملت ایران و در نهایت تحمیل خواسته های نامشروع خود تشدید کرد.

الف) نشانه های نظامی

اولین نشانه ها و علل بدبینی مردم ایران به آمریکا را بایست در اقدامات نظامی ملاحظه کرد. اقداماتی که در برگیرنده؛کودتا، ترور، برخورد نظامی و ...  می باشد. برخی از اهم این فعالیت‌ها برحسب ترتیب زمانی به شرح ذیل می‌باشند:

1-کودتاى 28 مرداد 1332؛ بنابر اعتراف امریکایى‏ها، که در اسناد منتشر شده توسط سازمان سیا (CIA) و وزارت خارجه امریکا در سال 1379 منعکس شده است، نمایندگان دستگاه امنیتى انگلیس، موضوع براندازى دولت مصدق و جایگزین کردن یک حکومت کاملا وابسته را به نمایندگان سیا پیشنهاد کردند که با پاسخ مثبت امریکایى‏ها در فروردین1332/ مارس 1952 مواجه شدند .امریکایى‏ها تا این اواخر، دخالت مستقیم خود در کودتاى 28 مرداد 1332 را کتمان مى‏کردند(هر چند بر اساس اسناد و مدارک فراوان، دخالت آنها براى ملت ما محرز بود)، تا این که مادلین آلبرایت، وزیر خارجه دولت‏ بیل کلینتون، براى نخستین بار در یکى از سخنرانی‌هاى رسمى خود، در 27 اسفند 1378 بدون هیچ گونه عذرخواهى از ملت ایران، از نقش مستقیم و محورى ایالات متحده امریکا در کودتاى 28 مرداد به صراحت پرده برداشت.

در  همین زمینه مقام معظم رهبری می فرمایند:

" مبارزه از قبل از سال ۴۳ شروع شد؛ یعنی از سال ۳۲ با کودتای ۲۸ مرداد که به وسیله‌ی آمریکائی‌ها در ایران انجام گرفت و حکومت دکتر مصدق را سرنگون کردند. مأموران آمریکائی رسماً آمدند ایران، با چمدان‌های پر از دلار، الواط و اوباش و اراذل و بعضی از سیاستمداران خودفروخته را تطمیع کردند و کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ را در اینجا راه انداختند و حکومت مصدق را سرنگون کردند. جالب این است که بدانید حکومت مصدق که به وسیله‌ی آمریکائی‌ها سرنگون شد، هیچگونه خصومتی با آمریکائی‌ها نداشت. او در مقابله‌ی با انگلیسی‌ها ایستاده بود و به آمریکائی‌ها اعتمادکرده بود؛ امیدوار بود که  آمریکائی‌ها به او کمک کنند؛ با آنها روابط دوستانه‌ای داشت، به آنها اظهار علاقه می‌کرد، شاید اظهار کوچکی می‌کرد. با این دولت، آمریکائی‌ها این کار را کردند. اینجور نبود که دولتی که در تهران سر کار است، یک دولت ضدآمریکائی باشد؛ نه، با آنها دوست بود؛ اما منافع استکباری اقتضاء کرد، آمریکائی‌ها با انگلیسی‌ها همدست شدند، پول‌ها را برداشتند آوردند اینجا و کار خود را کردند".[1]

2- فعالیت‌های لانه جاسوسی؛ سفارت آمریکا در تهران به عنوان پایگاه اصلی توطئه رژیم جنایات کار آمریکا در تهران بود. بعد از انقلاب اسلامی سفارت آمریکا در تهران با برنامه ریزی و هدایت توطئه‌های مختلف تمام سعی و تلاش خود را در راه انحراف و نابودی این انقلاب جوان به کار برد. یکی از مهمترین ماموریت های سفارت آمریکا در تهران برقراری ارتباط با عناصر انقلابی و هدایت آنها در جهت مورد نظر آمریکا برای تغییر مسیر انقلاب از آرمان های اسلامی آن بود.  براساس اسناد بدست آمده در سفارت آمریکا در تهران آنها با حمایت از جناح‌های مخالف مذهب و ناسیونالیست‌ها قصد داشتند تا فضای سیاسی ایران را به نفع خود حفظ نمایند. ارتباط مقامات سفارت آمریکا با اعضای نهضت آزادی و جبهه ملی در این راستا بوده است.

البته این اقدام آنها با پاسخ کوبنده ملت ایران مواجه شد و مردم و دانشجویان خط امام(ره) با تسخیر لانه جاسوسی برای همیشه این لانه جاسوسی را تعطیل کردند. امام خمینی‌(ره) نیز در پیامی این حرکت را انقلاب دوم و بزرگ‌تر از انقلاب اول نامیدند. این حرکت دانشجویان معترض، خشم آمریکایی‌ها را برانگیخت و آنها که ناتوان از درک ملتی استقلال‌طلب و آزادی‌خواه بودند، دست به اقدامات مختلفی بر ضد جمهوری اسلامی ایران زدند.

در همین زمینه امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) می فرمایند:

"  در روزهای اوّل انقلاب - بیست و دو و بیست و سه بهمن - جوانان پرشور انقلابی، چند نفر از آنها را دستگیر کردند و به مدرسه‌ای که امام رضوان‌الله‌علیه، اوّل آن جا وارد شده بودند - یعنی مدرسه رفاه و مدرسه علوی - آوردند. بعد، امام برای دست اندرکاران خودشان پیغام فرستادند که مبادا کسی به اینها تعرّض کند؛ هیچ کس به اینها تعرّض نکند. آن وقت یکی یکی ولشان کردند، رفتند. اوّل از کشور رفتند؛ یعنی عدّه ای از آنها خارج شدند، اما سفارتشان در تهران مشغول کار و فعّالیت بود. شما ببینید! رفتار این انقلاب و این ملّت نجیب و آن امام کریمِ بزرگوارِ پر اغماض با امریکایی‌ها در ایران این گونه بود. در حالی که عرض کردم، اگر از سوی مردم و انقلابیّون پرشور و شخص امام که مظهر صلابت و قدرت بودند، هر تصمیمی نسبت به آنها گرفته می‌شد، کسی در دنیا ملامت نمی‌کرد و نمی توانست بکند. از آن طرف، امریکایی‌ها چه کار کردند؟ به جای این که این کرامت و بزرگواری امام بزرگوار و مردم را مغتنم بشمارند و قدردانی کنند و پاسخ مناسب بدهند، رفتار شدیداً خصمانه‌ای در پیش گرفتند. این سفارتی که بعد به عنوان لانه جاسوسی معرّفی شد - که واقعش نیز همین بود - به مرکز سازماندهی مخالفین و دشمنان انقلاب تبدیل شد که بروند آن جا دستور بگیرند و در بیرون، علیه انقلاب و نظام اسلامی همکاری کنند.(11/8/1373.) "

3- حمله نظامی به طبس؛ پس از تسخیر لانه جاسوسی در تهران حیثیت جهانی آمریکا به شدت خدشه دار و ابهت این ابرقدرت درهم شکست. از اولین روزهای اشغال سفارت آمریکا در تهران برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر دستور تشکیل گروه ویژه ای را برای عملیات در تهران صادر کرد. این گروه از بین بهترین افسران و کماندوهای آمریکایی و تعدادی از افسران فراری ایرانی تشکیل شد. آنها در طی چند ماه به سختی آموزش‌ دیدند. در زمانی که آمریکایی‌ها دیگر هیچ امیدی برای آزادی بازداشت شدگان نداشتند، تصمیم به حمله نظامی گرفتند.آمریکایی‌ها به جای پاسخگویی به خواسته های بر حق ج. ا. ا، به حمله نظامی به ایران مصمم شدند و سر انجام در پنجم اردیبهشت ماه 1359 نیرو های خود را در یکی از فرودگاه های متروکه واقع در صحرای طبس پیاده کردند. اما در نهایت اعجاب و ناباوری، به امر خداوند هواپیماها و بالگردهای آمریکایی در دام طوفان سهمگین شن گرفتار شدند و ناگهان طبس به جهنمی هولناک و گورستانی وحشت انگیز برای آمریکایی ها تبدیل شد و عملیات نظامی آمریکا به طور مفتضحانه به شکست انجامید." اولین بارى که دخالت نظامى در این مناطق انجام گرفت، سال ۱۳۵۹ بود که نیروهاى آمریکا به فرمان رئیس‌جمهور دمکرات، به قصد این‌که خود را به تهران برسانند، به طبس حمله‌ى نظامى کردند. البته از همان نیمه‌ى راه، جسدهاى سیاه‌شده و جزغاله شده‌شان برگشت! عجیب است! کشور عزیز و ملت بزرگ و منطقه‌ى تاریخى ما، آزمایشگاه چه تجربه‌هاى بزرگى است.( بیانات مقام معظم رهبری در ۲۸-۰۸-۱۳۶۹) "

4-کودتای نوژه؛ بعد از گذشت حدود دو ماه از ناکامی عملیات طبس قرار شد با هماهنگی ستاد فرماندهی پاریس در ایران کودتایی صورت بگیرد. ستاد فرماندهی پاریس متشکل از سران سابق رژیم شاه بودند که از ایران گریخته و همزمان از طریق رابط هایی به اطلاعات و مسائل داخلی ایران نیز دسترسی داشتند. در صدر این ستاد شاپور بختیار قرار داشت که در کنار وی چهره های سیاسی و نظامی مختلفی چون جواد خادم، لطفعلی صمیمی، حسن نزیه و... حضور داشتند. در کودتا نوژه قرار بود که چند هواپیما از فرودگاه همدان پرواز کرده و بیت امام خمینی(ره)، مراکز اصلی سپاه، بسیج و همچنین فرودگاه های نظامی را بمباران کنند و در نهایت زمینه بازگشت بختیار و اعضای ستاد پاریس را به کشور فراهم کنند. که این توطئه نیز چند ساعت قبل از عملی شدن خنثی شد.

5- چراغ سبز به صدام و کمک به او در جنگ با ایران؛ حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی) در این باره می فرمایند:" به صدام چراغ سبز دادند؛ این یک اقدام دیگر دولت آمریکا بود برای حمله‌ی به ایران. صدام اگر چراغ سبز آمریکا را نمی‌گرفت، بعید بود به مرزهای ما حمله کند. هشت سال جنگ را بر کشور ما تحمیل کردند؛ قریب سیصد هزار جوانهای ما، مردم ما در این جنگ به شهادت رسیدند. در طول این هشت سال - بخصوص در سالهای آخر - همیشه آمریکائی‌ها پشت سر صدام بودند و به او کمک میکردند - کمک مالی، کمک تسلیحاتی، کمک کارشناسی سیاسی - خبرهای ماهواره‌ای میدادند و امکانات خبررسانی داشتند. تحرک نیروهای ما را در جبهه در ماهواره‌هایشان ثبت میکردند، بعد آن را همان شبانه برای قرارگاه‌های صدام میفرستادند که از آنها علیه جوانهای ما و نیروهای ما استفاده کند. در مقابل جنایات صدام چشمهایشان را بستند.[2] "

دولت امریکا در شرایطى که ایران به یک برترى نظامى نسبت‏به عراق دست‏یافته بود، حتى مداخله مستقیم نظامى را نیز از نظر دور نداشت . حمایت امریکا از عراق در جنگ، علاوه بر تجهیز تسلیحاتى عراق، به حضور نظامى در خلیج فارس و سپس درگیرى نظامى منجر شد . در تاریخ 30 شهریور 1366 هنگامى که مقام معظم رهبرى، حضرت آیة‏الله خامنه‏اى، به عنوان رئیس جمهور وقت‏براى شرکت در چهل و دومین اجلاس مجمع عمومى سازمان ملل متحد و براى ایراد یک سخنرانى عازم نیویورک بود، امریکایى‏ها براى تحت الشعاع قرار دادن تلاش‏هاى سیاسى جمهورى اسلامى ایران در عرصه بین‏المللى و در آستانه ایراد سخنرانى ایشان، کشتى تدارکاتى هشتصد تنى «ایران اجر» را توسط دو فروند بالگرد نظامى، که از عرشه کشتى «فریگت جارت‏» پرواز کرده بودند، مورد حمله قرار دادند . در جریان این حمله، از مجموع 31 سرنشین کشتى، 3 تن شهید، 2 تن مفقود و 26 تن دیگر که تعدادى از آنها زخمى بودند به اسارت نیروهاى امریکایى درآمدند و کشتى نیز پس از مدتى در آبهاى خلیج فارس غرق شد .

دو هفته بعد (16 مهر 1366) نیز بالگردهاى امریکایى در تهاجمى دیگر، قایقهاى گشتى سپاه پاسداران را که در آبهاى خلیج‏فارس مشغول گشت‏زنى بودند، مورد حمله قرار دادند .همچنین تهاجم وحشیانه ناوهاى امریکایى به ناوچه «سهند» و حمله نظامى امریکا به سکوهاى نفتى ایران از دیگر اقدامات مستقیم نظامى امریکا در طول جنگ تحمیلى بود.

6- انهدام هواپیماى مسافربرى جمهورى اسلامى ایران؛ یکى از اقدامات وحشیانه امریکا در اواخر جنگ تحمیلى، که از عمق خصومت امریکایى‏ها نسبت‏به نظام جمهورى اسلامى حکایت مى‏کند، حمله ناو امریکایى به هواپیماى مسافربرى جمهورى اسلامى ایران در تاریخ 12 تیر ماه 1367/3 ژوئیه 1988 است . این هواپیماى مسافربرى، که از نوع ایرباس و متعلق به شرکت هواپیمایى جمهورى اسلامى ایران (ایران ایر) بود، در یک پرواز معمولى از بندر عباس به مقصد دبى در حالى که هنوز سقف ارتفاع پرواز مورد نظر را به دست نیاورده بود، در حرکت‏بود که ناگهان بر فراز آبهاى ایران و در حوالى جزیره «هنگام‏» ، هدف دو فروند موشک قرار گرفت و منهدم شد . در جریان این حمله غیر انسانى، تمامى 290 نفر مسافر و خدمه هواپیما، که 118 نفر از آنها را فقط زن و کودک تشکیل مى‏دادند، به شهادت رسیدند . این موشکها از یک ناو امریکایى مستقر در خلیج فارس، موسوم به «وینسنس‏» که خود نیز به آبهاى سرزمین ایران تجاوز کرده بود، شلیک شدند .

مقام معظم رهبری در این باره اشاره ای تاریخی داند:" بعد در آخر جنگ، هواپیمای مسافربری ما را در آسمان خلیج فارس افسر آمریکائی با موشکی که از ناو جنگی شلیک کرد، ساقط کرد. قریب سیصد نفر مسافر در این هواپیما بودند، که همه‌شان کشته شدند. بعد به جای اینکه آن افسر توبیخ شود، رئیس جمهور وقت آمریکا به آن افسر پاداش و مدال داد. ملت ما اینها را فراموش کند؟ میتواند فراموش کند؟[3]   "

7- کمک به حرکت‌های تروریستی؛ دولت آمریکا از اول با این انقلاب با روی عبوس و چهره‌ی ترش و با لحن مخالفت روبه‌رو شد. البته آنها با محاسبات خودشان حق هم داشتند. ایران قبل از انقلاب در مشت آمریکا بود؛ منابع حیاتی‌اش در اختیار آمریکا، مراکز تصمیم‌گیری سیاسی‌اش در اختیار آمریکا، عزل و نصب مراکز حساس در اختیار آمریکا؛ مرتعی بود برای چرای آمریکائیان و نظامیان آمریکائی و غیر آنها. خوب، این از دستشان گرفته شد. میتوانستند مخالفت خود را اینجور خصمانه ابراز نکنند؛ اما از اول انقلاب دولت آمریکا - چه رؤسای جمهور جمهوری‌خواهشان، چه رؤسای جمهور دمکراتشان - با نظام جمهوری اسلامی بدرفتاری کرد؛ این چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد. اولین کاری که از طرف امریکائی‌ها انجام گرفت، تحریک مخالفین پراکنده‌ی جمهوری اسلامی و کمک به حرکتهای تجزیه‌طلب و تروریستی در کشور بود؛ از اول این کار را شروع کردند. در هر نقطه‌ای از نقاط کشور که حرکتهای تجزیه‌طلب در آنجا زمینه‌ای داشت، انگشت آمریکائی‌ها را ما دیدیم؛ گاهی پول آنها را، و حتی در مواردی عناصر آمریکائی را ما در آنجا دیدیم؛ این برای مردم ما خسارت زیادی داشت. متأسفانه این کار هنوز هم ادامه دارد. [4]

 یکی از مهمترین حربه های آمریکایی ها و بازوهای اجرایی آنها در ایران برای متوقف کردن حرکت انقلاب اسلامی جلوگیری از تکوین گفتمان و نظام فکری اسلامی  بود آنها در ابتدا برای این کار دو مسیر را دنبال کردند. اول تقویت گفتمان ها و اندیشه های التقاطی راست گرا و در مرحله دوم حذف نخبگان فکری و فرهنگی جریان ساز اسلامی. زمانی که آنها از مقابله فکری با متفکران اصیل اسلامی باز می ماندند اقدام به حذف فیزیکی آنها می نمودند. نمونه بارز این  نوع اقدامات  را در ترور افرادی همچون شهید مطهری و شهید مفتح و شهید بهشتی می توان دید.

گروهک وابسته به رجوی که حدود 16هزار نفر از معتقدان به نظام اسلامی و مردم بی‌گناه را ترور و به رژیم جلاد بعثی عراق نیز کمک کرده، امروز تحت حمایت آشکار آمریکایی‌ها بوده و در مواردی در آمریکا مراسم نمایشی علیه جمهوری اسلامی ایران برگزار می‌کنند.

8- تجزیه ایران؛ یکی دیگر از سناریوهای آمریکا برای براندازی جمهوری اسلامی در ابتدای پیروزی انقلاب پروژه فروپاشی از درون بوده است. که تحت دو محور پی گیری می شده است. محور اول "ایجاد اغتشاش همزمان " در مناطق قومیتی کشور به وسیله عناصر تجزیه طلب آموزش دیده و هماهنگ بوده است. آنها امید زیادی به این پروه بسته بودند.در یکی از اسناد کشف شده از پایگاه جاسوسی سیا در اصفهان، یکی از افسران اطلاعاتی سیا در تاریخ 19 ژوئن 1979(29/3/1358) می نویسد:« تمام بذر های یک جنگ داخلی در ایران کاشته شده است. ما تسلیحات زیادی در ایران داریم، گروههای زیادی در ایران آماده جنگ هستند.بر اساس این پروژه قرار بود که به طور همزمان در تمام مناطق عشایری و قومیتی ایران به وسیله عناصر وابسته شورشهای استقلال طلبانه ای شکل بگیرد که در نهایت به تجزیه ایران منجر شود و آمریکایی ها بتوانند از این راه جلوی انقلاب را گرفته و بار دیگر به ایران برگردند. که البته این توطئه نیز با هوشیاری مردم و دوری از چنین جریانی هایی با شکست روبرو شدند. غائله حزب دموکرات کردستان، گروه پیکار، خلق عرب، برادران قشقایی و... نمومنه ای از این اقدامات هستند.حضرت امام خامنه ای می فرمایند:

" همه‌ی‌ افراد هوشمند در این‌ زمان‌ می‌فهمند که‌ دشمن‌ مایل‌ است‌ بین‌ فرقه‌های‌ اسلامی‌ اختلاف‌ بیندازد و بین‌ اقوام‌ و قشرها و گروه­های‌ ملت‌، جدایی‌ ایجاد کند. جدایی‌ و دشمنی‌، یک‌ امر طبیعی‌ نیست؛ کار شیطان‌ است‌. شیطان‌ بین‌ برادران‌ و دوستان‌ و نزدیکان‌ اختلاف‌ ایجاد می‌کند. وقتی‌ ما شیطان‌ استعمار و شیطان‌ آمریکا و شیطان‌ سیاست­های‌ توسعه‌طلبانه‌ی‌ خارجی­ها را از کشور بیرون‌ راندیم‌، به ‌خودی‌خود این‌ مشکلات‌ حل‌ شد." ( در مراسم ‌بیعت‌ اقشار مختلف‌ مردم‌کرد از استان­های‌کردستان‌، آذربایجان‌غربی‌و کرمانشاه (13/4/68) 

9- آشفته‌سازی امنیت منطقه؛ در این خصوص مقام عظمای ولایت فرمودند: " امنیت منطقه‌ی ما را، امنیت خلیج فارس را، افغانستان را، عراق را دچار اغتشاش و آشفتگی کردند؛ برای مقابله‌ی با جمهوری اسلامی - و البته در واقع برای پر کردن جیب کمپانی‌های سلاح - سیل سلاحها را به کشورهای منطقه سرازیر کردند؛ از رژیم صهیونیستی بی‌قید و شرط حمایت کردند...هر وقت شورای امنیت خواست علیه رژیم صهیونیستی قطعنامه‌ای بگذراند، آمریکا سینه‌اش را سپر کرد، آمد جلو و دفاع کرد و نگذاشت" .[5]

ایجاد گروهک های تروریستی مثل القاعده و داعش و فعال سازی گسل‌های قومی - مذهبی و تفرقه افکنی برای فشار بر ج.ا.ا و یا مهار حوزه نفوذ منطقه‌ای آن جدیدترین شگرد آمریکایی‌ها در این زمینه به حساب می‌آید.

ب) نشانه های سیاسی

در کنار اقدامات نظامی، آمریکا فعالیتهای سیاسی هم قبل و هم بعد از انقلاب اسلامی علیه ملت ایران انجام داده است که این اقدامات نیز در تشدید بدبینی ملت ایران نسبت به آمریکا بی تاثیر نبوده است.این اقدامات شامل طیفی از فعالیتها از حمایت از شاه گرفته تا تلاش برای انزوای جمهوری اسلامی و اتهامات واهی و غیر واقعی علیه ملت ایران را شامل می شود:

1- حمایت و تحکیم پایه های حکومت استبدادی شاه

بعد از کودتای 28 مرداد، آمریکایی ها با تمام توان از شاه حمایت کردند و ایران عمدتاً به عنوان کشوری دست نشانده در حوزه نفوذ آمریکا مطرح شد. آمریکایی ها برای جلوگیری از نفوذ شوروی بلافاصله بعد از کودتای 28 مرداد فعالیت گسترده ای را برای تقویت حکومت زاهدی که ثمره کودتای 28 مرداد بود شروع کردند. در این راستا در 12 شهریور 1332 ایالات متحده اعلام کرد که دولت آمریکا سالانه مبلغ 4/23 میلیون دلار بابت کمک های فنی در قالب اصل چهار ترومن در اختیار ایران قرار می دهد (معباوی، 1381، 35).یکسال بعد از کودتا 35 درصد سهام نفتی ایران در اختیار شرکت های آمریکایی قرار گرفت و سه سال بعد یعنی در سال 1957م ایران و آمریکا عهدنامه مودت امضاء کردند. در سال 1955 آمریکا بر اساس تز کمربند ایمنی و تکمیل حلقه رابطه سیتو و ناتو شرایط ایجاد و توسعه پیمان بغداد را بین ایران، ترکیه، انگلیس، عراق و پاکستان فراهم کرد که در سال 1958م به سنتو تغییر نام داد (مهدوی، ج1،ص199).رابطه آمریکا با ایران در طول این سال ها و حتی در سال های بعد و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی بگونه ای بود که کارتر رئیس جمهور آمریکا در دی ماه 1356 یک سال قبل از پیروزی انقلاب در حالی که ملت ایران یک صدا فریاد نابودی شاه را سر می دادند ایران را "جزیره ثبات" توصیف کرد و گفت: "هیچ رهبر دیگری نزد من احترام عمیق تر و رابطة دوستانه تر از شاه ندارد (بیل،27). حضرت امام خمینی ( ره) می فرمایند: "ما این همه مستشار می‌خواهیم چه کنیم؟ این مستشارها همه برای این است که حفظ کنند او را، و غارت کنند ما را. حفظِ این، برای غارت. خودشان هم می‌خواهند غارت بکنند و الّا اگر می‌دانستند یکی بهتر از این می‌توانند بیاورند، می‌بردندش. همچو عشقی به چشم و ابروی ایشان ندارند! لکن الآن نمی‌توانند این را برش دارند. هرکس را بیاورند، ما همین هستیم. اگر بنا شد که کودتا کنند، یک نظامی‌روی کار بیاورند، یا باید بکُشد، یا باید برود. همین طوری که حالا هستش. یا باید مسلسل را بکِشد و همه ملت را بکُشد و یا باید کنار برود. تا امریکا نرود و تا دست این ابرقدرتها ازروی مملکت ما برداشته نشود، ما نهضتمان برقرار است و فریادمان هم برقرار است و کارها را ما انجام می‌دهیم و ان شاء الله موفق خواهیم شد.( ۱۷ مهر؛ اولین سخنرانی امام در نوفل لوشاتو) "

2- تحمیل قانون کاپتیولاسیون و تحقیر ملت بزرگ ایران

لایحه اعطای مصونیت قضایی به اتباع آمریکایی (کاپتیولاسیون) یکی از اقدامات تحقیر آمیز دولت ایالات متحده بر علیه ایران بود.به موجب این لایحه دستگاه قضایی ایران حق نداشت هیچ یک از مستشاران، نظامیان، کارمندان و کارکنان آمریکایی و نیز خانواده و بستگان آنها را تحت پیگرد قانونی قرار دهد. این لایحه با فشار مکرر آمریکا در مهر ماه 1343 به تصویب نمایندگان مجلس شورای ملی رسید.

امام خمینی با شدت در مقابل این تحقیر واکنش نشان دادند و فرمودند: " ملت ایران را از سگ های آمریکایی پست تر کردند! اگر کسی یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد او را باز خواست می کنند ولی چنانچه یک آشپز آمریکایی شاه ایران را زیر بگیرد، بزرگترین مقام ایران را زیر بگیرد کسی حق تعرض ندارد ... ما را جزء دول مستعمره حساب کرد. ملت مسلمان ایران را در دنیا از وحشی ها عقب مانده تر معرفی نمود (امام خمینی،ج1،ص110)."

3- پناه دادن به شاه و عناصر فراری

 با پیروزی انقلاب اسلامی عده زیادی از سران رژیم جنایتکار پهلوی به کشور های دیگر مخصوصا آمریکا گریختند. آمریکایی ها نیز با پناه دادن به آنها تحت عنوان حمایت های انسان دوستانه از پس دادن آنها به ایران برای محاکمه خود داری کردند. در راس سران رژیم پهلوی شاه مخلوع قرار داشت که دولت کارتر به او اجازه ورود و اقامت در آمریکا را اعطا کرد و از تحویل او به ایران خودداری نمود. امام خمینی رحمه الله در راستای دفع توطئه های شیطان بزرگ در سخنرانی های خویش درباره اعمال ضداسلامی آمریکا فرمودند: " بر دانش آموزان، دانشجویان و محصلین علوم دینیه است که با قدرت تمام، حملات خود را علیه آمریکا و اسرائیل گسترش داده، آمریکا را وادار به استرداد این شاه مخلوع و جنایتکار نمایند."

4- مهار و انزوای سیاسی ایران باسیاست سد نفوذ

یک سال بعد از وقوع انقلاب اسلامی ایران، دکترین کارتر در خاورمیانه مطرح شد. طبق این دکترین، «هر اقدامی که توسط نیروهای خارجی برای در اختیار گرفتن خلیج فارس انجام گیرد، به مثابه اقدامی علیه منافع آمریکا تلقی می شود و با همه وسایل از جمله نیروهای نظامی دفع خواهد شد.»در این ارتباط تلاش برای مهار و سد نفوذ انقلاب اسلامی ایران از سوی سردمداران ایالات متحده دنبال شد. ایالات متحده تا قبل از اشغال ایران، اقداماتی از قبیل محاصره اقتصادی ایران، بلوکه کردن دارایی های ایران در بانکهای خارجی، عملیات نظامی طبس برای آزادسازی گروگانها و... انجام داد. اما مهمترین شاخص های سد نفوذ ایران در دوران کارتر و ریگان را می توان حضور مستقیم در منطقه خلیج فارس ، تقویت کشورهای دوست و محافظه کار عرب، تقویت عراق در طول جنگ با ایران و در نهایت ایجاد یک سیستم امنیت جدید در منطقه دانست.

ج) نشانه های اقتصادی

همزمان به فعالیتهای نظامی و سیاسی علیه ملت ایران بعد از انقلاب اسلامی و بخصوص بعد از ناکارامد بودن اقدامات نظامی،آمریکا شروع به فعالیتها و اقدامات خصومت آمیز اقتصادی علیه ملت ایران نمود.این اقدامات با تصرف دارائی های ایران شروع شد و با تحریم های پی در پی استمرار پیداکرد. اما این ترفند شیطانی نیز نه تنها ملت ایران را به تسلیم وانداشت بلکه در روند انقلاب اسلامی، آنها را مصمم تر کرد.

1- تصرف دارائی‌های ایران

رژیم گذشته پول بی‌حسابی را در اختیار آمریکائی‌ها گذاشته بود، برای اینکه از آنها هواپیما بگیرد، بالگرد بگیرد، سلاح بگیرد. بعضی از این وسائل، آنجا تهیه هم شده  بود،  وقتی انقلاب شد، آن وسائل را ندادند؛ آن پولها را که میلیاردها دلار بود، ندادند؛ و عجیب‌تر اینکه این وسائل را در یک انباری جمع کرده بودند، نگه داشته بودند، انبارداری برای خودشان قائل شدند، خود را طلبگار کردند و از حساب قرارداد الجزائر انبارداری برداشتند! مالی را از یک ملت غصب کنند، پیش خودشان نگه دارند، ندهند، بعد انبارداری‌اش را هم بگیرند! این رفتاری بوده که از آن روز شروع شده، الان هم ادامه دارد. هنوز اموال ملت ایران آنجاست.[6]

2- تحریم های اقتصادی

تحریم های آمریکا علیه ایران، یکی از مهم ترین ابزارهای آمریکا علیه ایران در جهت بازگرداندن جمهوری اسلامی ایران به رفتار مورد علاقه این کشور بوده است. از نوزدهم فروردین 1359 که کارتر قطع روابط با ایران را اعلام کرد و به دنبال آن بلوکه کردن اموال و موجودی ایران در آمریکا تحریم های اقتصادی آمریکا علیه ایران شروع شد.در ادامه به صورت خلاصه به کلیه اقدامات و تحریم های غیر قانونی آمریکا علیه ایران اشاره می شود:

  • نخستین تحریم آمریکا علیه ایران پس از واقعه گروگانگیری دیپلمات‌های آمریکایی در تهران در سال ۱۹۷۹ انجام گرفت. به‌دنبال جریان گروگانگیری در سفارت آمریکا، آمریکا متقابلاً ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های دولت ایران را مصادره کرد. پس از آزادی گروگان‌ها توسط دولت ایران، این مصادره پایان نیافت و دارایی‌های ایران تا به امروز ضبط است. در پی مذاکرات هستی آمریکا با ایران، رئیس جمهور وقت آمریکا، باراک اوباما، اعلام کرد که ایالات متحده قصد بازگرداندن این مبلغ را به صورت قسطی به ایران دارد.
  • در جریان جنگ ایران و عراق، آمریکا تحریمات فروش اسلحه علیه ایران وضع نمود. پیش از آغاز جنگ، دولت موقت ایران قرارداد خرید هواپیماهای اف-۱۶ از آمریکا را یک جانبه لغو کرده بود.
  • در سال ۱۹۸۷ به‌دنبال اتهام «حمایت از تروریسم» آمریکا علیه ایران، رونالد ریگان تحریمات کامل تری علیه ایران وضع نمود.
  • در سال ۱۹۹۵ میلادی، واشنگتن نخست بدستور بیل کلینتون تحریمات کامل اقتصادی علیه ایران وضع نمود، و سپس کنگره مجلس آمریکا با گذرانیدن قانون ایلسا (Iran and Libya Sanctions Act of 1996) هر شرکتی را که با ایران به میزان بیش از ۲۰ میلیون دلار تجارت داشت را نیز تهدید به اعمال تحریم کرد.
  • در سال ۲۰۰۲، سازمان IEEE تحریم علمی علیه ایران وضع نمود.
  • در سال ۲۰۰۶ یک دادگاه فدرال آمریکا دستور استرداد یکی از بزرگ‌ترین کلکسیونهای باستانشناختی تخت جمشید متعلق به ایران را صادر نمود.
  • بازداشت، زندانی کردن و اخراج حداقل ۱۰ فارغ‌التحصیل دانشگاه صنعتی شریف به آمریکا جهت شرکت در «گردهمایی فارغ‌التحصیلان دانشگاه شریف» در کالیفرنیا در سال ۲۰۰۶ میلادی.
  • در سال ۲۰۰۷، شرکت‌های مایکروسافت و یاهو ایران را از لیست کشورهایی که خدمات وب دریافت می‌کنند، خارج نمودند.[۳۵]
  • پس از فشارهای آمریکا  بانک جهانی از دادن خدمات به بانک‌های ایرانی بانک ملت، بانک ملی، و بانک صادرات خودداری کرد
  • اسامی نهادهایی که در روز پنجشنبه، ۲۵ اکتبر ۲۰۰۷ ازطرف وزارت خزانه دار ی آمریکا مورد تحریم قرار گرفتند به شرح زیر است:
  • بانک صادرات ایران (همه شعب خارج از کشور این بانک به همراه شعبه مرکزی آن)
  • بانک ملی (همه شعب خارج از کشور این بانک به همراه شعبه مرکزی آن)
  • بانک کارگشایی (تهران – خیابان مولوی – میدان محمدیه – پلاک ۵۸۷)
  • بانک ملی ایران ZAO (مسکو – روسیه)
  • بانک ملی – مسئولیت محدود (لندن – بریتانیا)
  • بانک آریان (پروژه معاملاتی مشترک میان بانک‌های صادرات و ملی – کابل – افغانستان)
  • بانک ملت (همه شعب خارج از کشور این بانک به همراه شعبه مرکزی آن)
  • و ...

مبحث دوم: علت خصومت آمریکا با ایران

آنچه در مبحث اول ذکر شد بحث علل بدبینی ملت ایران نسبت به آمریکا بود.در این مبحث جهت تکمیل شدن آنچه مطرح گردید بایست این سئوال را پاسخ دهیم که چرا آمریکا چنین اقداماتی را علیه ایران و نظام جمهوری اسلامی انجام داده است؟در واقع دشمنی اصلی آمریکا با ایران و علت خصومتهای آنها ناشی از چیست؟ در یک جمله می توان گفت همراه نشدن ملت ایران با سیاست خارجی سلطه طلبانه آمریکا عامل اصلی خصومتهای آمریکا علیه ایران است.

1- رویکرد نه شرقی و نه غربی

 مقام معظم رهبری می فرمایند:" عملاً هم منطقه عظیم و حساسی که به آن خاورمیانه می گویند و شمال آفریقا و خلیج فارس- منطقه نفت- دریچه اقتدار آمریکا بود. نفت، خون حیات بخش تحرک دنیای امروز است. تسلط بر اینجا مهم است که آمریکا هم تسلط پیدا کرده بود. در وسط خاورمیانه، ایران قرار داشت پایگاه اصلی استکبار، انقلاب اسلامی این منطقه اصلی را از زیر سیطره آمریکا بیرون کشید.[7]  "

لذا انقلاب اسلامی ایران براساس قاعده نفی سبیل در اسلام، رویکرد نه شرقی و نه غربی را اصول و راهنمای سیاست خارجی خود قرارداد.این رویکرد به عنوان اساسی ترین نماد رفتاری ایران با قدرت های بزرگ تلقی شد. حضرت امام خمینی (ره) معتقد بود که این سیاست باید در تمامی زمینه های داخلی و در روابط خارجی حفظ شود. طبق این رویکرد، اصل توازن قوا برای حفظ صلح جهانی مردود شمرده می شد و این اصل را ظالمانه و در راستای منافع قدرت های بزرگ می دانست.

2- پایبندی به اسلام ناب و ارزشهای اسلامی

 یکی از عمده ترین دلایل دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی پایبندی آن به اسلام و ارزشهای اسلامی است . مقام معظم رهبری در این باره فرمودند:" والله آمریکا از ملت ایران از هیچ چیزشان به قدر مسلمان بودن و پایبند به اسلام ناب محمدی بودن ناراحت نبست او می خواهد شما از این پایبندی دست بردارید او می خواهد شما این گردن برافراشته و سرافراز را نداشته باشید . »[8] "

3- استقلال طلبی جمهوری اسلامی

به دلیل استقلال طلبی جمهوری اسلامی ایران، مارتین ایندایک ( معاون خاور میانه ای وزارت خارجه آمریکا) گستاخانه تصریح می کند مجازات و تنبیه انقلاب اسلامی درس عبرتی بر کشورهایی خواهد بود که در مسیر استقلال و رهایی از سلطه آمریکا گام بر می دارند .[9] نوام چامسکی نظریه پرداز مشهور آمریکایی نیز معتقد است دشمنی ها و کینه توزیهای آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی به دلیل استقلال طلبی این کشور است و می گوید: جمهوری اسلامی ایران از نظر آمریکا غیر قابل پذیرش است چون از استقلال خود چشم پوشی نمی کند .[10] مقام معظم رهبری در این باره فرمودند :  " دشمنی آمریکا و استکبار جهانی با ایران اسلامی به خاطر حرکت قدرتمندانه مردمی است چون ایمان مردم , علاقه مردم به استقلال و اطمینان به نفس مردم به ضرر آنهاست آنها می خواهند کشور ما را همیشه وابسته نگه دارند , آنها می خواهند از لحاظ فرهنگی , اقتصادی و سیاسی کشورهای این منطقه را وابسته به خودشان نگه دارند . وقتی کشوری مستقل است و اطمینان به نفس دارد و با اعتماد به خود در راهی که او را به سمت اهداف والا می رساند حرکت می کند طبعاَ اینها ناراضی می شوند . نارضایتی دشمنان جهانی ما به این خاطر است . آنها وقتی راضی می شوند که ملت ایران اختیار دین و فرهنگ و اقتصاد خود را یکسره به آنها بسپارد . ملت ایران امروز بیدار شده است و زیر بار چنین زور گویی ها و قلدری هایی نمی رود .»[11]

4- عدالت طلبی و پیشرفت نظام جمهوری اسلامی

 مقام معظم رهبری در این باره فرمودند : "دشمنی نظام مستکبر آمریکایی و هر مستکبری در دنیا با نظام اسلامی به خاطر پرچم برافراشته عدالت است . به خاطر این است که می بینند با نام اسلام و با تعالیم والای اسلام کشوری دارد به سمت رشد و توسعه و پیشرفت علمی و عملی حرکت می کند , می داند این جلوی نفوذ آنها را خواهد گرفت . آنها با هر کشوری که خارج از قلمرو قدرت آنها به توسعه و پیشرفت علمی دست پیدا کند , مخالفند , آنها باهر کشوری که در میدان علم و توسعه به سمت رقابت با آنها حرکت کند , مخالفند " [12]

 

5- آگاهی بخشی و موج بیداری اسلامی نظام جمهوری اسلامی

خود آگاهی و بیداری مسلمان ها که به واسطه پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گرفته است نیز یکی از دلایل دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی است . مقام معظم رهبری در این خصوص فرمودند : " امروز عمده دردسرها یی که اردوگاه استکبار و مشخصاً آمریکا و صهیونیسم دچارش هستند که این دردسرها خیلی زیاد هم است به خاطر این است که مسلمان ها به یک خود آگاهی رسیده اند که دراین خود آگاهی , امام بزرگوار و ملت ایران و انقلاب اسلامی ما نقش فراوانی داشته است . عمده دردسر آن ها از این ناحیه است , لذا می خواهند این را بکوبند " [13]

6- نفوذ و فشار اسراییل و لابی صهیونیستی

 گراهام فولر نوسینده کتاب قبله عالم و از مقامات بلندپایه سازمان سیا که به مدت 25 سال در منطقه خاورمیانه و از جمله ایران فعال بوده است در تشریح نوع نگرش سیاستمداران واشنگتن در خصوص ایران و نقش لابی صهیونیسم معتقد است: هرگونه تلاشی برای دستیابی به یک تحلیل واقع بینانه و متعادل از حکومت ایران بسیار مشکل است، زیرا که یک مرکز سخنگویی و تبلیغاتی داغ و پرهیجان طرفدار اسراییل در سنا وکنگره حضور دارند که هرگونه شفافیت در روابط دو کشور را مخدوش و تیره می کند وی می افزاید کارمندان دولت آمریکا تنها در پشت درهای بسته و مخفیانه می توانند به طور بی طرفانه و منصفانه در خصوص ایران تجزیه و تحلیل کنند، که البته این فضا برای منافع دراز مدت آمریکا مناسب نیست. چون مقامات عالی رتبه وزارت خارجه، وزارت دفاع و کنسولگریها به راحتی نمی توانند مسائل را گزارش دهند. لابی صهیونیست ها در آمریکا ایپک نفوذ بسیار زیادی در تصمیمات متخذه از سوی کاخ سفید دارند به ویژه این نفوذ در سیاست های ایالات متحده برعلیه جمهوری اسلامی ایران در طی 27 سال گذشته نقش بسیار زیادی داشته است. بسیاری از تصمیم گیرندگان سیاست خارجی آمریکا در مقاطع مختلف گرایش فکری به اسراییل داشته اند که نقش آنها در پی ریزی طرح های آمریکا علیه ایران نیز قابل مشاهده است.

مقام معظم رهبری در ۱۱/۱۱/۱۳۸۰ در این خصوص فرمودند: " که پایداری “غده سرطانی صهیونیسم” از ابتدأ تاکنون، معلول حمایت‌های دولت‌های بزرگ- خصوصا آمریکا- است. آنان اسرائیل را ساختند تا علیه کشورهای اسلامی از آن استفاده کنند."

 

منابع

  1. امام خمینی(ره)، صحیفه نور، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، 1387.
  2. بیانات مقام معظم رهبری،سایت www.khamenei.ir
  3. بیل، جیمز، شیر و عقاب، ترجمه فروزنده برلیان، تهران: فاخته، 1371.
  4. داریوش اخوان زنجانی تاملی در مورد مساله روابط ایران وآمریکا ارزیابی سیاست خارجی خاتمی از منظر صاحب نظران، گردآوری مهدی ذاکریان (مجموعه مقالات)، (تهران: انتشارات همشهری، 1380)، ص 13.
  5. سید محمد کاظم سجادپور سیاست مهار دو جانبه در تئوری و عمل فصلنامه سیاست خارجی، سال هشتم، (بهار 1373) ص27.
  6. محمد باقر خرمشاد رفتار شناسی آمریکا در قبال انقلاب اسلامی ایران ، فصلنامه راهبرد، شمارۀ 31،(بهار 1381) صص314-313
  7. معباوی، حمید، چالش های ایران و آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381.
  8. هوشنگ مهدوی، عبدالرضا، تاریخ روابط خارجی ایران از پایان جنگ جهانی دوم تا سقوط رژیم پهلوی، تهران: پیشگام، بی تا.


[1] . بیانات رهبری معظم انقلاب در دیدار با دانش‌آموزان‌ و دانشجویان، ۱۳۹۱/۰۸/۱۰.

[2] بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) ۱۳۸۸/۰۱/۰۱

 

[3] بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) ۱۳۸۸/۰۱/۰۱

[4] بیانات مقام معظم رهری در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) ۱۳۸۸/۰۱/۰۱

[5] بیانات مقام معظم رهبری در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) ۱۳۸۸/۰۱/۰۱

 

[6] بیانات مقام معظم رهبری در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) ۱۳۸۸/۰۱/۰۱

 

[7] امام خامنه ای، 8/8/87.

[8] روزنامه جمهوری اسلامی , 12/2/69

[9] روزنامه کیهان , 26/1/78

[10] روزنامه رسالت , 27/2/80

[11] بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع مردم رفسنجان , 18/2/84

[12] همان

[13] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان نمونه کشور , 7/9/79

 
شناسه مطلب : 270550|



نشریه اخبار و تحلیل‌ها- شماره 4119- شنبه 9 خرداد 1394

 

 سرمقاله

اقتصاد مقاومتی، مسئله اول اقتصاد کشور

یکی از مهم‌ترین فرازهای بیانات امام‌خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی تأکید چندباره بر بحث «اقتصاد مقاومتی» و انتقاد ضمنی از نوع برخورد با این مهم است. معظم‌له در این‌باره فرمودند: «در کشور، در موضوع اقتصاد مقاومتی همزبانی وجود دارد؛ اما باید همدلی هم به‌وجود آید و از بن دندان به اقتصاد مقاومتی باور پیدا کنیم».

همزبانی در اقتصاد مقاومتی محصول مباحث کارشناسی و بررسی دیدگاه‌های موافق و مخالف است و به یک‌باره حاصل نشده؛ اما با وجود این مقدمه و گام اول یک حرکت بزرگ است. «اقتصاد مقاومتی» در زمان حاضر برای نظام اسلامی دو ضرورت دارد؛ یکی اساس تحول در اقتصادی است که دچار بیماری‌های مزمن است و تاکنون نتوانسته از آن برهد و در اجرای سایر برنامه‌های کلان و ضروری اخلال ایجاد کرده و دیگر اینکه فقدانش تیزکردن سلاح دشمن و حصولش کندساختن سلاح دشمن است. اهمیت سروسامان بخشیدن به «اقتصاد مقاومتی» در حدی است که قادر است مذاکرات هسته‌ای و مسائل بعدی آن را به نفع ایران تحت تأثیر جدی قرار دهد؛ اما در این میان آنچه می‌تواند ایران را از طرح بحث «اقتصاد مقاومتی» منتفع کند، برداشتن گام دوم، یعنی همدلی است که دلیل وجود آن مشاهده انواع تلاش و تکاپو در بخش‌های مختلف کشور برای تحقق آن است. اگر نشانه‌های گام دوم که متأسفانه کمتر ملاحظه می‌شود، کم‌وبیش آشکار گردد، جامعه را امیدوار و دشمن را مأیوس می‌کند و می‌تواند برای یک حرکت ملی در بحث «اقتصاد مقاومتی» بسترسازی کند. در فضای کنونی نیاز اصلی تحقق این مسئله، تبدیل آن به موضوع اصلی در اقتصاد و رعایت الزامات آن است، اگر چنین شود، نیمی از راه طی شده که طی‌کردن نیمه دیگر آن را نیز آسان می‌کند.

 

ترجمه

دلایل آسیب‌پذیری عربستان در برابر داعش

گروه ترجمه- پایگاه اینترنتی المانیتور 30 می 2015 (9 خرداد) در مقاله‌ای به آسیب‌پذیری‌های عربستان سعودی در برابر داعش پرداخت و نوشت: دولت اسلامی (داعش) مطابق دستورکار فرقه‌گرایانه سنی ـ شیعه حملاتی را با هدف اختلاف‌افکنی و تضعیف حاکمیت خاندان سلطنتی این کشور صورت می‌دهد. پادشاهی آل‌سعود در برابر شکاف فرقه‌ای آسیب‌پذیر است؛ زیرا این خاندان با دستگاه روحانیت وهابی پیوندهای عمیقی دارد و سال‌ها شیعیان سعودی را سرکوب کرده و علیه یمن جنگ به‌راه انداخته است. نخستین حمله تروریستی دولت اسلامی به شیعیان سعودی، نوامبر گذشته رخ داد. ماه جاری نیز طی دو جمعه متوالی، دو حمله انتحاری علیه مساجد شیعیان صورت گرفت. ابوبکر البغدادی آشکارا خواستار سرنگونی آل‌سعود است. دولت اسلامی (داعش) مدعی است، تاکنون زیرساخت زیرزمینی و پنهان «ولایت نجد» را بنیان گذاشته است. مقامات سعودی تعدادی از سعودی‌های متهم به ارتباط با هسته‌ای دولت اسلامی را دستگیر کرده‌اند.

در ادامه مقاله آمده است: دولت اسلامی با حمله به مساجد شیعیان و سایر اهداف نرم، امیدوار است تنش‌های فرقه‌ای را شعله‌ور کند و از نفرت ضدشیعی به‌منظور ایجاد کادری درون پادشاهی سعودی بهره بگیرد. آل‌سعود با محکوم کردن این حملات، متعهد شده است هسته‌ای دولت اسلامی درون کشور را نابود کند. ملک سلمان‌بن‌عبدالعزیز همچنین متعهد شده، به‌سرعت مجازات‌هایی صورت دهد. صدها سعودی به‌منظور پیوستن به دولت اسلامی به عراق و سوریه رفته‌اند. این افراد برای دولت اسلامی گروهی از مهاجران انتحاری بالقوه‌ و پیوند با اعضای خاندان سعودی را فراهم می‌کنند. شیعیان حدود 10 تا 15 درصد (حدود سه میلیون) جمعیت عربستان را تشکیل می‌دهند. طی چند دهه پس از انقلاب ایران، استان شرقیه عربستان شاهد ناآرامی‌های خشونت‌آمیزی بوده است. بهار عربی به تشدید اعتراضات و تظاهرات‌ها به‌منظور پایان تبعیض علیه شیعیان در عربستان منتهی شد. شاهزاده سعود‌بن‌نایف برادر بزرگ‌تر ولیعهد، محمدبن‌نایف است. هر دو شهرت بسیاری در واکنش‌های شدید علیه اعتراضات و تروریسم دارند. دهه‌ها تبعیض و سرکوب، تلاش‌های سعودی‌ها برای نمایش حمایت و همدردی با شیعیان را که مورد حملات دولت اسلامی قرار گرفته‌اند، تضعیف می‌کند. ریاض همواره اعتراضات مشروع شیعیان را اقدامات خرابکارانه ایران خوانده است. ایران آشکارا با اعلام حمایت از شیعیان عربستان، از خشونت‌های ضدرژیم حمایت کرده است. ایران و حزب‌الله در حمله به پادگان‌های الخبر آمریکا در سال 1996 دخیل بودند که طی آن 19 عضو نیروی هوایی آمریکا در استان شرقیه کشته و صدها سعودی زخمی شدند.

در پایان مقاله آمده است: وهابی‌ها معتقدند، شیعه انحراف از اسلام واقعی است و شیعیان کافرند. ملک عبدالله، شاه فقید عربستان تلاش کرد، تنش‌های شیعه و سنی را کاهش دهد و تحمل‌پذیری بیشتر را ترغیب کند؛ اما موفقیت اندکی کسب کرد. در این‌زمینه شاهزاده سعودبن‌نایف همکاری نزدیکی با ملک عبدالله داشت. تبلیغات افراطی سنی‌ها علیه ایران و شیعیان در عربستان سعودی گسترده است و همواره مورد استقبال روحانیون ارشد قرار می‌گیرد که گفتنی است جنگ در یمن آتش این تبلیغات را شعله‌ور کرد. حملات سعودی‌ها علیه شیعیان حوثی عنصر فرقه‌گرایی دارد. عربستان و متحدانش با متهم‌کردن زیدی‌ها به دست‌نشاندگی ایران، تنش‌های فرقه‌ای را تشدید کرده‌اند. پاکستان که خود با مسئله فرقه‌گرایی شدید روبه‌روست، به سعودی‌ها هشدار داد که جنگ در یمن می‌تواند به تشدید تنش‌های فرقه‌ای در سراسر جهان اسلام منجر شود. دولت اسلامی به سهم خود تلاش خواهد کرد تا جنگ فرقه‌گرایانه خود را به بحرین و کویت (متحدان مهم عربستان) بکشاند. درصورتی‌که دولت اسلامی بتواند به اهداف شیعی در بحرین و کویت حمله کند، موج خشونت‌ها گسترش می‌یابد. دولت اسلامی بلندپرواز است و به‌دنبال افزایش تعداد قربانی‌هاست.

 

اخبار

1- ژنرال کوچک مشغول تفریح در پاریس!

 یکی از شاهزادگان سعودی در اقدامی بی‌سابقه از وزیر دفاع و جانشین ولیعهد عربستان و یکه‌تازی‌های او در این کشور انتقاد کرده است. «سعودبن‌سیف النصر» در صفحه توئیتر خود درباره «محمدبن‌سلمان» نوشت: اگر در گذشته کسی به قراردادهای تجاری دست می‌یافت، صدها میلیارد دلار از اموال مردم را به چنگ می‌آورد؛ بنابراین اکنون که ژنرال کوچک، وزارت دفاع و شرکت آرامکو را در دست گرفته، چقدر به‌دست آورده است. وی افزود: آیا تصمیم‌گیرندگان به جنگ و چالش‌های داخلی و منطقه‌ای توجهی داشته‌اند؟ آیا ما در فضایی از تحریف و گمراهی به‌سر می‌بریم؟! سعودبن‌سیف النصر همچنین قبلاً در اعتراض به سفر تفریحی محمدبن‌سلمان به پاریس با وجود قرارداشتن این کشور در وضعیت جنگی، نوشته بود: وقتی یک کشور وارد جنگ می‌شود، همه باید با جدیت عمل کنند و مسئولیت‌پذیر باشند، به‌ویژه مسئول نیروهای مسلح؛ نه اینکه برای تفریح به هتل پلازای پاریس بروند. وی یادآور شده بود: مبالغ صرف‌شده طی ماه‌های گذشته، برای بی‌نیازکردن همه فقرا و پرداخت همه بدهی‌های دولتی به شهروندان و همچنین بدهی‌های شخصی آنان و پرداخت کرایه‌خانه‌های آنان برای چندین‌سال کافی بود.

2- نامه‌ای برای تأمل‌کردن نه صرفاً خواندن

 جنبش عدالت‌خواه دانشجویی طی نامه‌ای سرگشاده به حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی، تولیت حرم امام خمینی(ره)، نسبت به ساخت‌وسازهای اشرافی در حرم امام خمینی واکنش نشان دادند و گفتند این حرم را برای چه کسی ساخته‌اید؟ این حرم پنج‌ستاره! به امامی تعلق دارد که در گرمای نجف حاضر نبود سطح زندگی‌اش به اندازه یک کولر از مردم عادی بالاتر برود؟! نکند گمان کرده‌اید از این طریق-العیاذ بالله- به امام(ره) شأن و منزلت عطا می‌فرمایید؟! شرف‌المکان بالمکین فکر نمی‌کنید آنان که از اقصی‌نقاط جهان به شوق زیارت قبر امام روح‌الله تشریف می‌آورند، با دیدن حرمی که این بلای پر زرق و برق! را سرش آورده‌اید، گمان می‌کنند که راه را اشتباه آمده‌اند؟! متأسفانه این عمل شما، شاهدی بر این مدعاست که هنوز برخی مسئولان در جمهوری اسلامی صرفاً نگاه شعاری به آرمان‌های امام روح‌الله دارند و گویی قرار نیست منویات ایشان هیچ‌گونه بازتابی در رفتار و عملکرد آنان داشته باشد. گویا حضرتعالی علاقه وافری به نمادینه‌کردن امام به جای نهادینه‌کردن افکار امام دارید؛ معمولاً کسانی سراغ این‌گونه اعمال، یعنی نماد و مجسمه‌ساختن می‌روند که بیشتر از سیرت به صورت تمایل داشته و بیشتر از هسته به پوسته گرایش دارند. در واقع، تمرکز بر ظاهر بدون محتوا، خطر استحاله را به‌دنبال دارد و این موضوع سبب نگرانی ما شده است.

 

خبر کوتاه      

* وال‌استریت‌ژورنال در گزارشی درباره دیدار وزرای خارجه ایران و آمریکا نوشت: ایران و گروه 1+5 هنوز اختلافاتی اساسی برای رسیدن به توافق دارند. این رسانه در گزارشی می‌نویسد، دیپلمات‌ها و منابع آگاه به مذاکرات هسته‌ای می‌گویند، با وجود دیدار جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا با محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، اختلافات اساسی میان دو طرف حل‌نشده باقی مانده‌اند. این رسانه در ادامه گزارش خود تأکید می‌کند، یکی از دشوارترین موضوعات، همان‌طور که انتظار هم می‌رود، موضوع دسترسی به دانشمندان و اماکن هسته‌ای ایران است. همچنین، یک دیپلمات آگاه به این موضوع گفت: «بخشی از این فرایند مشخص است: حذف هزاران دستگاه سانتریفیوژ از تأسیسات غنی‌سازی ایران و ازبین‌بردن ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران».

* حسام‌الدین آشنا، مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور در صفحه فیس‌بوک خود با انتشار متنی به مقایسه عملیات کربلای4 با مذاکرات هسته‌ای پرداخته و همراهی همگان را برای به نتیجه‌رسیدن مذاکرات خواستار شده است. آشنا در صفحه فیس‌بوک خود نوشت: شما را به مظلومیت شهدای کربلای4 قسم می‌دهم، نگذارید عملیات تیر 94 لو برود. می‌دانم عده‌ای از این مقایسه تعجب می‌کنند؛ ولی بدانید که غواصان ما به خط زده‌اند و ما به استتار و اختفا نیاز داریم.

* یکی از مردم ولایی و بسیجی استان البرز، در راه دفاع از حرم اهل‌بیت(علیهم‌لسلام) به فیض شهادت رسید.

یکی دیگر از مدافعان حرم نیز به فیض شهادت رسید. بسیجی شهید، سعید قارلقی جان خود را در راه دفاع از حرم اهل‌بیت(ع) تقدیم کرد.

* شمار زیادی از خلبانان نظامی آمریکا شکایت کرده‌اند، مقررات اداری دست‌وپاگیر موجب شکست حملات هوایی علیه نیروهای داعش و کلافگی و دلزدگی آنها شده است. یکی از این خلبانان که نام او فاش نشده، به فاکس‌نیوز گفته است، موارد زیادی وجود داشته که گروهی از تروریست‌های داعش در تیررس ما بوده‌اند؛ اما اجازه آغاز عملیات به ما داده نشد. وی با بیان اینکه نیروهای این گروه تروریستی تاکنون جان افراد بی‌گناه زیادی را گرفته‌اند، افزود: به‌دلیل اینکه مقررات دست‌وپاگیر نگذاشته تروریست‌ها را از میان ببرم و آنها جان افراد بی‌گناه زیادی را گرفته‌اند، این مسئله سبب کلافگی و ناامیدی من شده است. این رسانه آمریکایی به نقل از منابع مطلع نظامی نوشته است، در هر یک از عملیات هوایی علیه مواضع داعش، از زمان درخواست خلبان تا شلیک علیه اهداف مورد نظر، دست‌کم یک ساعت طول می‌کشد.

 
شناسه مطلب : 275768|



 

شبکه هاي اجتماعي؛ ترفندي براي تهديد امنيت ملي

 
اينترنت به عنوان يکي از مهم‌ترين ابداعات بشر در قرن اخير با قابليت‌ها و کارکردهاي متعدد و گسترده‌اش، بخش‌هاي مختلف زندگي انساني را تحت تأثيرات مثبت و منفي خود قرار داده است.

پايگاه بصيرت؛ گروه سياسي/  گسترش فناوري هاي نوين در عرصه ي الكترونيك و رايانه در چند دهه ي گذشته، موجب پديدار شدن انواع واقسام لوازم و برنامه هاي الكترونيكي و رايانه اي از جمله اينترنت، تلفن همراه، ماهواره و بازي هاي رايانه اي در جهان شده است. انكارناپذير است كه اين تحولات و پيشرفت ها زندگي بشر را چندين برابر آسان تر نموده است، اما در آن سوي سكه نمي توان از آسيب هاي ناشي از اين فناوري هاي نوين غافل ماند. اينترنت به عنوان يکي از مهم‌ترين ابداعات بشر در قرن اخير با قابليت‌ها و کارکردهاي متعدد و گسترده‌اش، بخش‌هاي مختلف زندگي انساني را تحت تأثيرات مثبت و منفي خود قرار داده است.

مبنا و هدف اصلي اينترنت، برداشتن فاصله جغرافيايي ميان انسان‌هاي سراسر دنيا و ايجاد تحول در عرصه ارتباطات و تبادل اطلاعات است. در حالي که هيچ‌کس تصور نمي‌کرد روزي جنبه اجتماعي اينترنت به صورت کاربرد اصلي آن درآيد و شبکه‌هاي اجتماعي اينترنتي پا به عرصه وجود بگذارد.در ميان اشکال مختلف استفاده از اينترنت؛ شبکه هاي اجتماعي، به عنوان پديده ي هزاره سوم تا الان موقعيت والاتري پيدا کرده است.

در ايران در حال حاضر اکثر مخاطبان شبکه‌هاي اجتماعي، جوانان بين 18 تا 35 سال هستند که اکثر ��نها از تحصيلات عالي برخوردارند .به دليل جوان بودن ساختار جمعيتي کشورمان، رواج اين شبکه ها در ميان اين قشر تاثير گذار رو به افزايش است و متاسفانه به دلايل مختلف از جمله سرانه ي پايين مطالعه در بين دانشجويان و تحليل هاي  دم دستي و تقليل گراي عموم جوانان از حوادث مختلف سياسي ـ اجتماعي کشور و سوء استفاده جريانات معاند داخلي و سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه، شبکه هاي اجتماعي را به عنوان يک شر اجتناب ناپذير تبدبل کرده است .

سؤال اصلي نوشته پيش رو بر اين مبنا قرار دارد که آيا استفاده از شبکه هاي اجتماعي  با توجه به تمرکز دشمنان انقلاب بر تحريک دانشگاههاي کشور  و همچنين در اختيار داشتن زمام  اکثر دانشگاههاي کشور در دستان برخي از جريانات معاند داخلي مي تواند به عنوان آسيبي براي امنيت ملي کشور محسوب گردد؟ نگارنده با مطالعات صورت گرفته و تامل در حوادث کشور به اين نتيجه رسيده است که شبکه هاي اجتماعي مي توانند به عنوان تهديد و آسيبي براي امنيت ملي کشور بخصوص در محيط دانشگاهي به حساب بيايند.

 

چارچوب تئوريک

همه مردم تصوراتي هرچند سطحي از امنيت ملي دارند ولي در اين ميان سوالات متعددي مطرح مي شود که هم خود سوال و پاسخ مقبول آنها از اذهان مردم عادي تراوش نمي کند. سوالاتي از قبيل:

1-   امنيت ملي به چه معناست؟

2-   وضعيت امنيت ملي توسط چه کساني ترسيم مي گردد؟

3-   در چه وضعيتي امنيت ملي سلب مي گردد؟

4-    وظيفه حفظ امنيت ملي بر عهده چه سازمانهايي است؟

امنيت ملي مقوله اي حياتي براي انسان اجتماعي است. ناگزير بايد با مولفه هايي کليدي در جامعه مرتبط باشد. امنيت ملي يک مقوله مستقل نيست و اشاره به وضعيتي خاص از يک پديده ديگر به نام جامعه دارد. يعني به اعتبار و ارزش جامعه است که امنيت ملي نيز تجلي و اهميت مي يابد و شايسته بحث و تبادل نظر مي گردد. به نظر مي رسد توصيف جامعه به شناخت اين مولفه ها کمک خواهد کرد. در آن صورت است که مي توان در چاره انديشي امنيتي، تمرکز و دغدغه اصلي را متوجه مولفه هاي مذکور نمود.

 

تعريف جامعه:

 جامعه عبارت است از موقعيتي است که انسان ها در ان موقعيت امکان ارتباط گروهي و بين گروهي با يکديگر به منظور تبادل دستاورد فعاليت هاي خود را داشته باشند.

با اين وصف دو رکن اساسي در عرصه زندگي اجتماعي انسان برجسته مي گردد که عبارتند از:

1-    فعاليت هايي که افراد براي توليد کالا يا ارائه خدمات انجام مي دهند.

2-    ارتباط افراد که منجر به مبادله کالا و خدمات بين آنها  مي شود.

بنابراين زماني که دو مقوله فوق به طور کامل در يک جامعه تامين باشد ، در بياني ساده « مردم هيچ مشکلي نداشته باشند» و « همه اوضاع بر وفق مراد باشد» در چنين وضعيتي بيانگر تصويري اوليه ولي قابل درک از امنيت ملي است.

 

 تعريف امنيت ملي:

 امنيت ملي عبارت است از تصويري تجسمي از وضعيتي آرماني در يک کشور که در آن وضعيت مردم بتوانند بدون وقفه يا اختلال همه فعاليتهاي مجاز خود را انجام دهند و ارتباطات مشروع با ديگران را به منظور تبادل کالا و خدمات برقرار سازند. اين وضعيت معياري براي سنجش وضعيت امنيتي موجود در جامعه است.

 

مفاهيم وابسته به امنيت ملي

براي درک مفهوم و نحوه شکل گيري نا امني همچنين جهت مطالعه نا امني به نظر مي رسد سه عنصر مفهومي اساسي با عناوين آسيب امنيت ملي، تهديد امنيت ملي و آسيب پذيري امنيت ملي بسيار راهگشا هستند.

 

الف) آسيب پذيري امنيت ملي

 عبارت است از وضعيتي که بستر و زمينه مناسب براي پيدايش تهديد محسوب مي شود. آسيب پذيري معادل وضعيتي است که در آن فضاي لازم و کافي جهت تدارک و ظهور آسيب پديد آمده است. آسيب پذيري از جنس بستر و زمينه است. در واقع آسيب پذيري يک نقطه ضعف است و وضعيتي است که اگر به حال خود رها شود منشاء آسيبي نخواهد شد اما بستر و فضايي است براي تدارک تهديد و نابساماني. از طرف ديگر حلقه اول در اينجا آسيب پذيري است و تا زماني که آسيب پذيري وجود نداشته باشد امکان بروز تهديد نيز نخواهد بود.

 

ب) تهديد امنيت ملي

عبارت است از وضعيتي که مقدمات بروز آسيب را فراهم مي کند.تهديد امنيت ملي از بستر آسيب پذيري امنيت ملي بوجود مي آيد و مرحله اي بينابيني و واسط بين مرحله قبلي خود يعني مرحله آسيب پذيري امنيت ملي و مرحله بعدي خود يعني مرحله آسيب امنيت ملي مي باشد. در واقع بحران و ضعف موجود در مرحله آسيب پذيري بصورت فعالتر و بالقوه تري در مرحله تهديد امنيت ملي بروز کرده و نهايتا در مرحله آسيب امنيت ملي به فعليت کامل و منجر به ظهور وضعيت اختلال و نابودي امنيت ملي مي گردد.

 

ج) آسيب امنيت ملي

عبارت است از وضعيت عدم امنيت ملي در سطح خرد يا کلان به واسطه عوامل انساني يا غير انساني .در واقع آسيب امنيت ملي رابطه معکوسي با امنيت ملي دارد. هر جا و در هر سطحي امنيت ملي نباشد يعني فعاليت ها و ارتباطات مجاز و مشروع شهروندان با وقفه يا اختلال مواجه شود آسيب امنيت ملي ظهور مي کند. آسيب امنيت ملي مي تواند توسط عوامل انساني يا غير انساني(طبيعي) به وجود آيد. همچنين بايد اين نکته را مورد توجه قرار داد که اين فرآيند سه مرحله اي نه بصورت مدلي خطي بلکه بصورت مدلي چرخه اي بازتوليد مي گردد بصورتي که بعد از ايجاد يک آسيب امنيت ملي که باعث اختلال در امنيت ملي مي گردد پتانسيل تولد آسيب پذيري جديد امنيت ملي از دل همين آسيب امنيت ملي وجود دارد و اين چرخه تا رفع کامل عوامل تهديد امنيت ملي ادامه دارد.

آ

تعريف حريف:

 حريف عبارت است از سازمان، گروه يا فردي که هدف از اقدامات متخلفانه طراحي شده و پنهانکارانه خود را ضربه زدن به نظام سياسي قرار داده است. اين گروه داراي سه شاخص مي باشد 1) اقدامات طراحي شده را انجام مي دهد 2) پنهانکارانه عمل مي کند 3) اقداماتش را با هدف ضربه به نظام سياسي انجام مي دهد. مصداق اين دسته از عوامل عناصري مانند گروه بمب گذار خارجي، گروه زيرزميني مسلح، مامور اطلاعاتي سرويس هاي بيگانه مي باشد. در واقع وظيفه مقابله با حريف به عهده سازمانهاي اطلاعاتي مي باشد.

 

عملياتي کردن چارچوب تئوريک:

از آنجا که علم و دانش مهم ترين ابزار برتري جوامع بر يکديگر است(العلم السلطان)،روشن است کشورهاي استثمارگر ديروز و امروز،به منظور حفظ منافع خود به دور از اخلاقيات،در کشور هاي ديگر دخالت کنند.شبکه هاي اجتماعي داراي دو چهره سازنده و ويرانگر هستند.ما در اين مطلب بر چهره ويرانگر آن تمرکز مي کنيم.

بنابراين با توجه به روي کار آمدن مديراني از جنس فتنه و اصلاح طلب در دانشگاههاي کشور مي توان تحليلي از گونه هاي آسيب پذيري،تهديد و آسيب امنيت ملي در فضاي دانشگاهها بدست آورد .

 

الف) آسيب پذيري امنيت ملي در دانشگاهها

دانشگاههاي کشورمان همواره مورد طمع جريان هاي بيگانه، تجديد نظرطلب و فتنه گر بوده است.به دليل حجم انبوه دانشجويان دانشگاهها، محيط خوبي براي جذب اين افراد در جريانات فتنه گر و اصلاح طلب به وجود آمده است.به دلايلي روانشناسانه، جوانان، پرشورتر و انقلابي تر و راديکال تر از ساير گروه سني جامعه هستند. بهمين دليل همواره جريانات معاند داخلي و خارجي برنامه هاي مختلفي براي جذب اين قشر جامعه داشته اند.با پيشرفت علوم، برنامه ها هم تغيير مي کند. به عنوان مثال در گذشته اگر به تعداد بالايي بايد اعلاميه و فراخوان هاي اعتراضي چاپ مي شد الان در شبکه هاي اجتماعي تويتر،وايبرو... با فشردن يک دکمه هزاران اعلاميه و فراخوان به دست دانشجويان خواهد رسيد. شايد در نگاه اول گسترش شبکه هاي اجتماعي منفي نباشد ولي با نگاه عميق آسيب شناسانه گسترش بيش از حد و دسترسي آسان به آن نه تنها جاي ارتباطات سنتي را گرفته بلکه به دليل مشکلات ديگر نظير سطحي بودن و احساسي بودن  اقشاري از مردم، خطري براي امنيت ملي محسوب مي شود. بنابراين طبق تقسيم بندي تئوريک ارائه شده در بالا، ميتوان گسترش و رغبت فزاينده استفاده از شبکه هاي مجازي و سايبري بخصوص شبکه هاي وايبر و ساير شبکه هاي قابل استفاده در همراه ترين وسيله شخصي دانشجويان يعني موبايل را به عنوان آسيب پذيري امنيت ملي در نظر گرفت که هنوز در مرحله آسيب پذيري است و وارد مرحله هاي وخيم تر بعدي يعني مرحله تهديد امنيت ملي و نهايتا آسيب امنيت ملي نشده است اما بستري مناسب براي شکل گيري و حيات بخشيدن به آن مراحل است.

 

ب) تهديد امنيت ملي در دانشگاهها

اين آسيب پذيري امنيت ملي(حضور و استفاده گسترده جوانان و به ويژه دانشجويان در شبکه هاي اجتماعي و ارتباط تنگاتنگ دانشجويان در دانشگاه و به ويژه در خوابگاه ها با يکديگر توسط اين شبکه ها که امکان سازماندهي و بسيج آنها را فراهم مي کند ) با در اختيار داشتن و هدايت وزارت خانه هاي علوم و ارشاد اسلامي توسط جريانات اصلاح طلبان، برانداز و فتنه گر، تبديل به "تهديد امنيت ملي" ميگردد چرا که تساهل سياسي و فرهنگي که برآمده از نيات و ايدئولوژي سياسي اين جريانات است باعث مي شود که از اين ظرفيت دانشجويان به نفع منافع و اهداف سياسي و جناحي خود براي ايجاد فشار به نظام و حاکميت استفاده کنند. از ويژگي هاي شبکه هاي اجتماعي امکان سامان دهي و تدارکات تهاجم سازمان يافته از فواصل دور عليه اهداف مي باشد. همچنين از سويي ديگر، وقتي از قدرت " چهره ويرانگر " شبکه هاي اجتماعي مطلع شديم مي توانيم به اين نتيجه برسيم که شبکه هاي اجتماعي مي توانند ابزاري در خدمت گروه ها و کشورهاي معاند باشند.

 

ج) آسيب امنيت ملي در دانشگاهها

 آسيب امنيت ملي آخرين مرحله و نقطه پاياني ضربه به نظام سياسي و امنيت ملي محسوب مي شود که از بستر آسيب پذيري امنيت ملي و تهديد امنيت ملي بوجود مي آيد و اگر رخ دهد با جرات مي توان گفت که امنيت ملي دچار اختلال شده( هرچند موقتي) و نشاني از کوتاهي دستگاههاي مسئول ذيربط مي باشد. اين گونه فعاليت ها زماني به آسيب براي امنيت ملي تبديل مي شوند که باعث اخلال و وقفه در امور مجاز دانشجويان و دستگاه اموزشي کشور گردد. به عنوان مثال با مرور حوادثي تلخ در دانشگاههاي ما در زمان دولت اصلاح طلب و فتنه 88 از جمله ماجراي کوي دانشگاه 78 ، ماجراي  درگيري هاي خوابگاه دانشگاه علامه در  سال 82  و ماجراي تلخ کوي دانشگاه در فتنه 88  مي توان به اين نتيجه رسيد که اگر آن زمانها چنين تکنولوژي در اختيار گروه برانداز مي بود ابعاد اين آسيبها چندين برابر مي شد. به عنوان مثال شبکه اجتماعي فيس بوک به قدري مهم تلقي مي شود که پرز رييس پيشين رژيم صهيونيستي آن را بهترين ابزار براي تغييرات اجتماعي به سبک اسراييل دانست يا زاکربرگ مدير اين شبکه جز تاثيرگذارترين افراد صهيونيست  محسوب مي شود.

 

 

طيق مطالعات روانشناسانه و جامعه شناسانه کاستلرز، رفتار آدمي از 6 انگيزه و محرک اصلي شامل خشم، غم، شادي، ترس، نفرت و هيجان سرچشمه مي گيرد. طبق همين چارچوب مفهومي مي توان ادعا کرد شبکه هاي اجتماعي مرتبط با سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه با دستکاري هاي ماهرانه سائقه هاي انساني،  يک يا چند از اين انگيزه هاي  6 گانه  را  ابتدا برجسته  و سپس در گام دوم با چسباندن انسانها در فضاي مجازي به يکديگر باعث فروپاشي انگيزه ترس ناشي از اقدامات انفرادي شده و در نهايت در گام سوم با بسيج  توده اي افراد، تجمعي از افراد تحريک شده در فضاي مجازي را در فضاي عمومي و واقعي عينيت بخشيده و اين فضا را تبديل به يک  حرکت اجتماعي - اعتراضي در راستاي منافع خود مي کنند. به عنوان مثال در حادثه اسيد پاشي اصفهان ابتدا با نشان دادن تصاوير قربانيان، انگيزه خشم و نفرت مردم را نسبت به عاملان اين حادثه را برانگيختند و سپس انگيزه ترس ناشي از اقدام اعتراضي انفرادي عليه اين حادثه را از مردم با چسباندن آنها در فضاي مجازي  با يکديگر و القاء با هم بودن آنها از بين بردند و با شايعه افکني و منتسب کردن اين ماجرا به قشر مذهبي و حزب الهي جامعه، فضاي احساسي ـ اعتراضي مجازي را به فضاي عمومي و عيني با تجمع دربرابر دادگستري اصفهان تبديل کردند. در چندين سال گذشته بخصوص يک سال گذشته اين تاکتيک جديدترين اقدام کشورهاي حريف و معاندان داخلي براي رودررو کردن اقشاري از مردم با نظام اسلامي و ايجاد حرکات اعتراضي بوده است که مي توان به مواردي همچون قتل ندا آقا سلطان، جنجال بورسيه هاي دانشگاهي، تجمع و اعتراض معلمان، حادثه اسيد پاشي اصفهان، حادثه هتل مهاباد، اعتراضات مربوط به مسابقه فينال ليگ برتر در تبريز و ... نام برد.

 

دانشگاههاي کشور هم بدليل برخورداري از ظرفيت نهادي و بويژه ظرفيت سازماني و عيني خود و نهايتا به دليل در اختيار داشتن و هدايت وزارتخانه هاي علوم و ارشاد توسط جريانات اصلاح طلبان حساسترين و عملياتي ترين مکان ممکن براي تحقق مداوم اين تاکتيک و ايجاد چالشهاي مستمر براي نظام سياسي مي باشد. بعنوان مثال مي توان به مواردي همچون همايشهاي برگزار شده در مناسبت هاي دانشگاهي در دولت يازدهم با حضور عناصر برجسته جريانات اصلاح طلب و فتنه گر و سردادن شعارهاي هنجار شکن و .. نام برد. وقتي وضعيتي  از مرحله آسيب پذيري و تهديد عبور کند و به مرحله آسيب برسد متاسفانه کار خاصي نمي توان انجام داد.در اين زمان است که حاکميت بيشترين لطمه را متحمل مي شود. بنابراين لزوم شناسايي وضعيت هاي آسيب پذيري، تهديد و آسيب امنيت ملي بيش از پيش ضروري به نظر مي رسد.

 

نتيجه گيري

فضاي مجازي و سايبري پديده اي است که نمي شود از آن دوري جست با توجه به نبود سازوکار جدي در داخل، بايد اين خطر را با مطالعه هوشمند و تبديل آن به ابزاري  جهت ارتقا و حفظ امنيت ملي کشور استفاده کرد. هيچ بخشي از جامعه نبايد دچار پيش افتادگي يا پس افتادگي شود.اگر دچار اين معضل شود جامعه به سمت عدم تعادل پيش خواهد رفت . اين عدم تعادل باعث به مخاطره افتادن امنيت ملي خواهد شد.به نظر نگارنده در محيط دانشگاه و کشور پيشنهادات گفته شده در ذيل مي تواند راهگشا باشد:

1-    براي ايران، عليرغم کمبودهاي مختلف، در صورتي که يک نظام اطلاع رساني بومي با کادري تحصيل کرده در رشته هاي مرتبط به امر اطلاع رساني و عمليات رواني که مقيد و معتقد به بازشناسي و بازآفريني ارزش هاي اصيل ديني و اخلاقي باشند، ايجاد گردد آنگاه مي توان انتظار داشت که جامعه توان غلبه بر بحران آفريني هاي داخل و خارج را خواهد داشت و مي تواند اين شر اجتناب ناپذير را به طرف مقابل انتقال داده و بر  سلامت امنيت ملي خود اضافه نمايد.

2-    ايجاد شبکه هاي اجتماعي و سايبري موازي که داراي قدرت تحرک و جذابيت بيشتري براي ايرانيان داشته باشد تا حداقل بتوان جلوي فعاليت هاي جاسوسي اين شبکه ها گرفته شود.

3-    قدرتمند کردن نهادهاي انقلابي در دانشگاهها مانند بسيج دانشجويي، نهاد نمايندگي ولي فقيه و کانون هاي قرآني بمنظور آگاه سازي بدنه دانشجويي از حقايق جامعه و زدودن شبهات امري الزامي است .

 




 

انفجار قطیف و فعال شدن داعش در عربستان/

 
این احتمال وجود دارد که داعش از کنترل عربستان خارج شده و منافع این کشور را هدف قرار دهد و عربستان چنین تجربه تلخی را در سال های گذشته در مقابل سازمان القاعده آزموده است

پایگاه بصیرت؛ گروه بین الملل: جمعه هفته قبل برای نخستین یک انفجار انتحاری در مسجد امام علی (ع) در منطقه القدیح استان القطیف در شرق عربستان رخ داد که در اثر آن شماری از نمازگزاران شیعه به شهادت رسیده و تعدادی از آنان زخمی شدند. نمازگزاران بلافاصله در تجمعی خودجوش این انفجار تروریستی را به شدت محکوم کردند و همزمان با ولادت امام حسین(ع) فریاد لبیک یا حسین(ع) سر دادند. بخش اعظمی از اقلیت شیعه عربستان سعودی در شرق این کشور ساکن هستند و در مقایسه با اکثریت اهل سنت، گرفتار تبعیض حکومت سعودی هستند، به همین دلیل این مناطق از مدت ها پیش شاهد اعتراضاتی از سوی شیعیان برای احقاق حقوق خود بوده است.

در باره انفجار مسجد قطیف، چند نکته قابل توجه است:

1) این حمله در زمانی رخ داده است که عربستان سعودی رهبری ائتلافی را در حملات هوایی علیه انصارالله در کشور همسایه، یمن برعهده دارد. با توجه به ناکامی عربستان در تجاوز به یمن و شوریدن افکار عمومی علیه جنایات آل سعود در این کشور، نیاز به نوعی فرافکنی تبلیغاتی وجود داشت. به همین منظور انفجار روز جمعه در مسجد شیعیان در قطیف رخ داد و حکومت عربستان در سطح رسمی بلافاصله به محکومیت این انفجار پرداخت.

با توجه به همسویی داعش با سیاست های ضد شیعه عربستان، پذیرش دخالت داعش در این انفجار چندان دشوار نیست. نکته قابل توجه آن است که در نوامبر سال گذشته در پیامی رادیویی منتسب به داعش، ابوبکر بغدادی رهبر این گروه از هوادارانش در عربستان سعودی خواست تا به اهداف رافضی ها (شیعیان) در این کشور حمله کنند. به دنبال انفجار اخیر، گروه تروریستی داعش مسئولیت حمله انتحاری به مسجد شیعیان در قطیف عربستان را بر عهده گرفت.

داعش در بیانیه ای که در یکی از پایگاه های اینترنتی وابسته به گروه های تروریستی منتشر شد اعلام کرد سربازان خلافت در ایالت نجد این عملیات منحصر به فرد را انجام دادند و عامل این حمله که کمربند انفجاری خود را منفجر کرد ابو عامر النجدی مردی غیور از مردان اهل سنت و برادری شهادت طلب بود. داعش تصویر عامل انتحاری را نیز منتشر کرد. داعش در این بیانیه به انجام دادن حملات بیشتر علیه شیعیان تهدید و خطاب به آنان هشدار داد: «ما شمشیرهای خود را علیه شما تیز کرده و روزهای سیاه و سختی در انتظار شماست؛ ما همه مشرکان را از جزیره العرب بیرون می کنیم...»

2) عربستان به ظاهر در ائتلافی شرکت دارد که از ماه ها پیش به رهبری ایالات متحده آمریکا علیه داعش شکل گرفته و حملاتی را در عراق و سوریه بر ضد این گروه انجام داده اند. داعش و آل سعود در ظاهر دشمن یکدیگر هستند، اما واقعیت به گونه ای دیگر رقم خورده است.

داعش ابزاری عملیاتی است که توسط عربستان سعودی حمایت فکری، مالی و تسلیحاتی می شود. ریشه اصلی جریان «تکفیر» که گروه هایی مثل داعش و القاعده و دیگر گروه های تروریستی در پیش گرفته اند، به تفکر «وهابیت» باز می گردد. این تفکر خطرناک و تفرقه انگیز با حمایت رسمی آل سعود و توسط مشایخ سعودی نظریه پردازی شده و در قالب فتوا به جوانان نا آگاه القا می شود. به عبارتی خشونت و کشتار مسلمانان (به ویژه شیعه) شرعی قلمداد می شود، تا جایی که اگر کسی برای کشتار شیعه عملیات انتحاریا نجام دهد و خود را بکشد، شهید و مأجور خواهد بود!

سایر متحدان عربستان به ویژه آمریکا نیز با توجه به اهداف و منافع منطقه ای ـ خصوصا در عراق و سوریه ـ از داعش به بهترین وجه بهره برداری می کنند و به رغم تشکیل ائتلاف ضد داعش و انجام عملیات نمادین، همچنان از این گروه تروریستی پشتیانی به عمل می آورند.

3) انفجار در مسجد شیعیان در قطیف هر چند اهداف تاکتیکی و مقعطی عربستان را تحقق می بخشد، اما با نگاهی فراتر، این انفجار به عنوان یک سلاح دولبه، امنیت و ثبات این کشور را زیر سوال می برد. آل سعود همواره مدعی آرامش و امنیت در سرزمین وحی الهی بوده و هستند، لذا وقوع یک انفجار و کشتار هر چند قربانی آن شیعیان باشند، ادعاها و توانمندی های امنیتی آنان را در هاله ای از ابهام قرار داده و حتی اهل سنت این کشور احساس نگرانی و نا امنی خواهند کرد.

واکنش فوری حکومت ریاض به انفجار و محکومیت آن و وعده دستگیری عوامل اصلی انفجار، حاکی از آن است که سعودی ها نسبت به افکار عمومی در داخل و خارج حساس بوده و تلاش دارند پیامدهای منفی این حادثه را به حداقل برسانند.

4) با توجه به تهدیدات داعش بعید نیست در آینده حملات و انفجارات علیه شیعیان عربستان ادامه یابد. حتی این احتمال وجود دارد که داعش از کنترل عربستان خارج شده و منافع این کشور را هدف قرار دهد. اگر اوضاع به چنین سمتی سوق یابد، آل سعود ناچار به بازنگری در سیاست های خود نه تنها در قبال یمن و شیعیان و جمهوری اسلامی ایران هست، بلکه ناگریز خواهند بود به کنترل داعش و چه بسا مبارزه با این گروه بپردازند.

عربستان چنین تجربه تلخی را در سال های گذشته در مقابل سازمان القاعده آزموده است، به ویژه در دهه نود میلادی که القاعده اهدافی را در این کشور مورد هجوم قرار داد و حامیان اولیه خود را خشمگین ساخت. حتی در آن برهه و پس از آن (خصوصا در مقطع زمانی انفجار برج های دوقلوی نیویورک) عربستان از سوی هم پیمان خود (آمریکا) تحت فشار قرار گرفت تا به مبارزه با تروریسم بپردازد./




زنان داعشی از کدام کشورها آمده‌‌اند؟+ نقشه

مرکز گفتگو‌های راهبردی گزارشی را درباره کشورهای تامین کننده جنگجوی زن برای گروه تروریستی داعش منتشر کرده است.
به گزارش مشرق، مرکز گفتگو های راهبردی، گزارشی را در خصوص کشورهایی که از آنجا بیشترین تعداد زنان به گروه تروریستی داعش پیوسته اند، منتشر کرد.
 بر اساس این گزارش، بیشترین زنان اروپایی عضو داعش تبعه انگلیس هستند.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
زنان داعشی از کدام کشورها آمده‌‌اند؟+ نقشه
 
سایت شبکه "سی ان ان" به نقل از این مرکز خاطرنشان کرد این گزارش هنوز در حال تکمیل است.
 
بر اساس این گزارش، بیشتر زنانی که به داعش پیوسته‌اند 16 ساله هستند. در رده‌های بعدی افراد 15 ، 20 و 25 ساله ، 26، 21 و 18 ساله ، 14، 19 و 22 ساله و 45 ساله قرار دارند.



اهانت به ساحت پیامبر(ص) در فینیکس آمریکا +تصاویر

افراطی‌های آمریکا مقابل مسجدی در شهر فینیکس به بهانه آزادی بیان به ساحت مقدس پیامبر گرامی اسلام(ص) و دین مقدس اسلام اهانت کردند.

به گزارش مشرق، صدها نفر با در دست داشتن تصاویر و نوشته‌هایی ضد پیامبر اسلام(ص) در نزدیکی یک مسجد آمریکا تجمع ضد اسلامی ترتیب دادند.

براساس این گزارش، حدود ۲۵۰ نفر از ساکنان شهر فینیکس در ایالت آریزونا که تعدادی از آنها مسلح هم بودند، روز جمعه در نزدیکی مسجد مسلمانان در این شهر آمریکا تظاهرات ضداسلامی برگزار کردند.

این تجمع از سوی «جان ریتزایمر» Jon Ritzheimer عضو سابق نیروی دریایی آمریکا که اکنون به جمع فعالان ضد‌اسلام در این کشور پیوسته ترتیب داده شد.

حاضران این تجمع ضد اسلامی که با عنوان «حمایت از آزادی بیان» برگزار شد در اقدامی موهن تصاویر و نوشته‌هایی مغایر و در ضدیت با اعتقادات مسلمانان و همچنین پیامبر اسلام(ص) در دست داشتند.

این تظاهرات در حالی برگزار شد که گفته می‌شود صدها نفر از ساکنان این شهر که در آن مسلمانان زیادی وجود دارد، برای مقابله با تجمع ضداسلامی، تظاهرات حمایتی از اعتقادات مسلمانان و اسلام برگزار کردند.

حامیان اعتقادات مسلمانان، با برپایی تظاهرات شعارها و نوشته‌هایی با مضمون «صلح و عشق» و «نه به نفرت» در دست داشتند.

برگزاری همزمان تظاهرات ضد اسلامی و مدافع اعتقادات مسلمانان در فونیکس در حالی برگزار شد که نیروهای پلیس آمریکا برای جلوگیری از درگیری‌های احتمالی بین دو طرف در این تجمع حضور داشتند.

جان ریتزایمر که از شرکت‌ کنندگان خواسته بود با سلاح در این تجمع حاضر شوند، اعلام کرد که در این برنامه به برندگان مسابقه کاریکاتورهای موهن به پیامبر اسلام(ص) جوایزی داده شد.

مرکز تحقیقاتی اسلام هراسی در دانشگاه جورج تاون در واشنگتن در بیانیه‌ای که روی وب سایتش منتشر شده این تجمع را الهام گرفته از از چهره‌هایی چون «پاملا گلر» دانسته و اعلام کرده که این تجمع هیچ ارتباطی با آزادی بیان نمی‌تواند داشته باشد و تنها با هدف تنفرپراکنی ترتیب داده شده است.




عضو ارشد داعش در آمریکا آموزش دیده است +عکس

یکی از اعضای ارشد داعش، در آمریکا دوره هایی را برای مبارزه با تروریسم گذرانده است.
به گزارش مشرق، مسؤولان آمریکایی اذعان کردند، افسر سابق نیروهای ویژه امنیتی تاجیکستان که به تازگی در یکی از فیلمهای تبلیغاتی داعش ظاهر شده است، در دوره وزارت خارجه آمریکا استراتژی مبارزه با تروریسم را فرا گرفته است.

شبکه "سی ان ان" خاطرنشان کرد، سرهنگ "گل مراد حلیموف" در فیلمی که از او در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است، تأکید می کند که در آمریکا 3 دوره آموزشی را گذرانده، که یکی از آنها در لویزیانا بود.

عضو ارشد داعش در آمریکا آموزش دیده است +عکس

وزارت خارجه آمریکا نیز با تأیید این ماجرا تأکید می کند که حلیموف طی سالهای 2003 تا 2014، پنج دوره آموزشی را در آمریکا و تاجیکستان گذرانده است.

یک منبع مسؤول در خصوص دوره های آموزشی که حلیموف در آمریکا گذرانده است گفت که این دوره‌ها شامل پاسخ به بحرانها، مدیریت تاکتیکی حوادث ویژه، فرماندهی تاکتیکی و دیگر آموزشهای مرتبط بود. 

حلیموف در فیلمی که به تازگی از او منتشر شده، گفته است که آموزشهایی که در آمریکا دیده، نقطه تحولی در زندگیش بوده است.

حلیموف در این فیلم آمریکایی‌ها را تهدید می‌کند که برای کشتارشان، به کشور آنها خواهد آمد.

کارشناسان به دلیل پیوستن این مسؤول سابق امنیتی تاجیک به داعش ابراز نگرانی کرده و تأکید کرده اند که این نگرانی به خاطر اطلاع او از استراتژی آمریکا در مبارزه با تروریسم است.
 
"مایکل برین" افسر سابق اطلاعات ارتش آمریکا گفت: این توانایی ها بسیار خطرناک است؛ بسیار بد است که مسؤولان بارز مبارزه با تروریسم، به تروریستها ملحق شوند.
 
وزارت خارجه آمریکا در این رابطه خاطرنشان کرد، حلیموف افسر سابق یگان مبارزه با تروریسم تاجیکستان بود، که این یگان مسؤول مقابله با تهدیدهای امنیتی در این کشور است؛ و این فرد به همراه چند نفر دیگر از سوی دولت تاجیکستان برای شرکت در برنامه‌های آموزشی به آمریکا اعزام شده بود.
منبع: العالم




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران