منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
درباره

اگر از سرهایمان کوه ها بسازند هرگز در کتاب های تاریخ نخواهند خواند "خامنه ای" تنها ماند... ------------------------------------ امام خامنه ای (مدظله العالی) : ای جوانان و ای بسیجیان عزیز ، در هر جای کشور که هستید ، این بصیرت را روز به روز افزایش دهید .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->) , 


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

 

پایگاه صالحات - سخنان آیت الله احدی :

 

مطلبي را به شما عرض ميكنم شايد نشنيده باشيد .جناب آقاي صديقي شب فاطميه روي منبر در بيت ايشان (بيت رهبري) كه آقاي رييس جمهور نشسته بود،آقاي هاشمي بود ، سران مملكتي بودند ، قوه قضاييه ، همه بودند.آقاي صديقي روي منبر اين مطلب را گفتو آن را نتوانست تمام كند .همين كه خواست تمام كند فرياد گريه جمعيت و حضار بلند شد .

ديدند اين جمعيت بسوي آقا دارند حمله ميكنند كه به عنوان تبرك به ايشان دست بزنند .آقا را بردند و ديگر نتوانستند جمعيت را اداره كنند .

وآن مطلب اين بود :

 

من همه ساله مكه كه ميرفتم قبل از رفتن به مكه به محضر آيت الله بهاءالديني ميرسيدم و توصيه ميخواستم از ايشان.ايشان به من توصيه هايي ميكرد و من اين توصيه ها را در سفر مكه عمل ميكردم . بعدهم كه داشتم ميامدم ، يك عمامه اي يا چيزي را براي ايشان هديه ميخريدم .

اين دفعه كه رفتم محضر ايشان اين مطلب را فرمودند :

شما وقتي كه ميرويد مسجدالنبي از قسمت جنوب شرقي مسجد ، از آن قسمت هفت قدم ميايد به جلو و قسمت بعدي را هم گفت كه من نميتوانم دقيق به شما بگويم . به خاطر اينكه ايشان اين را به وديعت پيش من گذاشت . آن وقت از دو طرف به من دستور داد

وقتي كه قدم زدي آمدي جلو رسيدي به آنجا ،آنجا بنشين و اين ذكر سبعه را بگو. اين ذكر را كه گفتي انشاءالله به حوائجت خواهي رسيد .

ذكر سبعه عجيب است ، علامه حسن زاده آملي بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب اذكار سبعه را دارد كه اينها را از آسيد علي آقا قاضي گرفتند . ذكر سبعه واقعاً يك ذكريست كه معجزه ميكند در نفس انسان عجيب معجزه ميكند .

آقاي صديقي مي گويد ، عرض كردم: آقاي بهاءالديني چه وجهي دارد كه من بايد آنجا بنشينم و اين اذكار سبعه را بگويم. چه وجهي دارد هفت قدم از آنجا قدم بزنم .

حالا همه دارند مثل شما گوش ميدهند همه دارند دقت ميكنند آقاي صديقي چه ميخواهد بگويد .

گفت : وجهش اين است كه دارم به شما ميگويم فقط پيش شما بماند .

وقتي كه حضرت زهرا سلام الله عليها آمد براي دفاع از علي ابن ابيطالب عليه السلام بدنش خون آلود بود وقتي كه آمد ، كه داخل مسجد وارد نشد وقتي كه برگشت ديگر توان از او رفت ديگر به گونه اي شد كه ميخواست ادامه راه را بدهد نتوانست ، آنجا نشست و فكر ميكنم كه آن مكان به خون فاطمه سلام الله عليها رسيده است . آنجا حاجتتان را بخواهيد .

فرياد گريه جمعيت بلند شد

بعد آقاي بهاء الديني ميگويد : اين كار را انجام بده .

ايشان ميگويد

من رفتم اينكار را انجام دادم حالا تو نگو آقاي بهاء الديني خودش هم نظر دارد ، نيت دارد ، يا حاجتي دارد .چون خودش مشرف نمي شود .

حالا جالب اين است كه حضار دارند به آقاي صديقي توجه مي كنند ازاعيان شخصيتي مملكت ، و هم آقاياني كه شركت كننده بودند ، ايشان هم با ضرس قاطع دارد مطلب را مي گويد.

گفت : من رفتم مدينه همين كار را انجام دادم ، بعد از اين رفتم مكه ديدم از بلند گو صدا ميزنند : آقاي صديقي دوباره بروند مدينه . من دوباره رفتم مدينه ، چند روزي مدينه ماندم ، وقتي برگشتم به ايران يك عمامه اي خريده بودم رفتم محضر حاج آقا ، رسيدم، تا سلام عليك كردم بدون اينكه حرفي بزنم ،

حاج آقا بهاء الديني فرمودند:

ميداني ثمره ذكر امسال چه بود ؟

گفتم : نه

گفت : نميداني ثمره ذكر امسال چه بود ، نگرفتي؟

گفتم : نه

فرمود :امسال ثمره ذكر شما يكي اين بود كه شما دو بار آمديد مدينه،

گفتم شما مطلعيد من دو بار امسال آمدم مدينه .

گفت : بله آنجائي كه نشسته بوديد ذكر مي گفتيد در آنجا با تو بودم.

اين نوارش دربيت آقا هست،دم در كه مي فروشند ، نوار سه سال قبل فاطميه

بعد برگشت و گفت :

ثمره دوم اينجا بود :

كه تا گفت مجلس به هم پاشيد اينقدرمردم به خودشان زدند وگريه كردند كه آقا تشريف بردند ؛ ديدند كه ديگر نمي شود جمعيت را اداره كرد .

فرمودند : ثمره دوم اين بود كه آن نيتي كه من ميخواستم ، به آن نيت رسيدم ، و آن اين بود

كه امسال مقام معظم رهبري به ديدارامام زمان نائل آمد .

 

 

 

تبديل از فايل صوتي به متن توسط آقاي كامراني.

دانلود فايل صوتي

 




روایت خواندنی محافظ امام از افطاری امام

روایت خواندنی محافظ امام از افطاری امام

رمضان سال ۶۵ بود که یک مهمانی افطاری از طرف امام(ره) برگزار شد که همه شخصیت‌های کشوری و لشکری در آن دعوت بودند. بعد از اقامه نماز مدعوین سر سفره نشستند و امام نیز به احترام مهمان‌ها سر سفره حاضر شدند و بعد از صرف یک فنجان آب گرم به رسم قدیم خود نزد خانواده رفته و در کنار آنها افطار کردند.

به گزارش فرهنگ نیوز، وقتی با او تماس گرفتم تا قراری برای مصاحبه بگذارم با کمال میل پذیرفت بدون اینکه بخواهد مثل بعضی از مسئولان کلاس بگذارد.

فارس نوشت ؛ صدایش را که از پشت تلفن شنیدم تصورم این بود با مردی مسن صحبت می‌کنم که حداقل ۷۰ سال سن دارد. نمی‌دانم صدای پخته‌ای داشت که این حس را به من القاء می‌کرد. قرار شد تا برای انجام مصاحبه به دفتر خبرگزاری بیاید. زمانی که وارد دفتر خبرگزاری شد، متوجه شدم که تصورم در ارتباط با سن او اشتباه بود. چند نفری که در این سمت بودند و با آنها مصاحبه کرده بودم همگی زیر ۶۰ سال سن داشتند. سالگرد رحلت بزرگ مردی که امنیت امروزمان را مدیون او هستیم بهانه‌ای شد تا پای صحبت‌های یکی از محافظان امام بنشینیم و خاطرات انقلاب را به همراه وی ورقی دوباره بزنیم.

از او خواستم تا بیشتر از خودش بگوید؛ «کریم بی‌تا متولد ۱۳۴۰ در خانواده‌ای مذهبی و وفادار به امام و انقلاب به دنیا آمدم. اهل و ساکن قم هستم. یکی از برادرانم شهید و دو برادرم نیز جانباز هستند».

* سرتاسر زندگی امام خمینی (ره) برای ما درس زندگی بود

بی‌تا در مورد عشق به امام و انقلاب می‌گوید: «عشق به امام خمینی(ره) و انقلاب از ابتدا به عنوان یک اصل اساسی و نهادینه شده در خانواده ما وجود داشت. من به همراه برادرانم در برنامه‌های تظاهرات و فعالیت‌های ضد رژیم شرکت داشتم. مرحوم پدرم مقلد امام بود و من نیز بعد از رسیدن به سن تکلیف از امام تقلید می‌کردم».

وی در خصوص چگونگی ورودش به تیم حفاظتی حضرت امام(ره) گفت: «در سن ۱۹ سالگی به عضویت سپاه پاسداران در آمدم. اواخر سال ۵۹ بود حکم من برای حفاظت از امام در جماران زده شد. زمانی که متوجه شدم قرار است به عنوان محافظ امام خدمت کنم از خوشحالی سر از پا نمی‌شناختم و در پوست خود نمی‌گنجیدم.

چند ماهی را در جماران بودم که این مدت با دوره ریاست جمهوری بنی‌صدر همراه بود. بعد از گذشت مدتی به قم بازگشتم و دوباره در سال ۶۲ برای تیم حفاظت حلقه یک حضرت امام دعوت شدم. در تیم حفاظت حلقه یک وظیفه حفاظت از حضرت امام، بیت و منسوبین ایشان را بر عهده داشتم. در آن زمان ۲۲ ساله بودم و تا سن ۲۶ سالگی به خدمت خود در این سمت ادامه دادم».

بی‌تا توفیق خدمت به امام(ره) را از دوره‌های طلایی زندگی‌اش می‌داند و ادامه می‌دهد: سرتاسر زندگی امام خمینی (ره) برای ما درس زندگی بود. امام راحل شخصیتی والا و آسمانی داشت. شخصیتی چند بعدی که صحبت از آن حتی برای ما که از نزدیک با ایشان در ارتباط بودیم بسیار مشکل است.

* رهبریتی که سرنگونی رژیم ۲۵۰۰ ساله را به همراه داشت

مرجع تقلیدی که به اذعان بسیاری از علما اعلم بود. رهبر انقلابی اسلامی بود که توانست رژیمی ۲۵۰۰ ساله را سرنگون کند و برای نخستین بار یک حکومت اسلامی را پایه‌گذاری کند. ایشان ذکاوت و هوشمندی سیاسی بالایی داشت و با توکل استثنایی خود و با همیاری مردم توانست این انقلاب را به پیروزی برساند».

وی دیگر ابعاد شخصیتی امام(ره) را مورد توجه قرار داد و بیان کرد‌: «امام مردی با تقوا، متعبد، عارف و زاهد بود. همانطور که خودشان فرمودند؛ هیچگاه نماز اول وقتشان فوت نشد. حتی زمانی که در بیمارستان بستری بودند با شرایط سخت جسمانی‌ که داشت نماز اول وقتش ترک نشد. شجاعت امام(ره) در حد اعلی بود و می‌گفت هیچگاه نترسیدم و فرماندهی جنگ در آن شرایط که همه دنیا علیه ما بودند با تدبیر و شجاعت امام(ره) پایان زیبایی داشت و هنوز هم که هنوز است ما مهمان سفره تدبیر حضرت امام راحل هستیم».

* روایت خواندنی از اهمیت رهبر کبیر انقلاب به تحکیم بنیان‌ خانواده

بی‌تا درباره چگونگی رفتار امام با همسر و فرزندانشان گفت: «شخصیت امام در خانه و در میان اعضای خانواده شخصیتی متفاوت از آنچه دیگران می‌شناختند بود. ایشان احترام بسیار زیادی برای خانواده و به خصوص همسرشان قائل بودند و ایشان را بسیار مورد تکریم قرار می‌دادند.

امام خمینی (ره) هیچ‌گاه تنها غذا نمی‌خوردند به نوعی باید همیشه در جمع خانواده غذایشان را میل می‌کردند. گاهی که همسر ایشان برای دیدار اقوام یا زیارت به مسافرت می‌رفتند امام(ره) از عروس یا دخترانشان می‌خواستند تا برای صرف غذا ایشان را همراهی کنند.

روزی همسر امام راحل قرار بود که از مسافرت برگردند و زمان رسیدن ایشان به منزل در وقت ظهر بود اما هواپیما تأخیر داشت و چون آن زمان وسایل ارتباطی مانند امروز گسترده نبود خبر تاخیر به امام نرسید و امام تا ساعاتی از عصر صبر کردند تا همسرشان به خانه برسند و بعد در کنار ایشان ناهار را میل کردند».

وی به یکی از مهمانی‌های امام(ره) در آن دوران اشاره کرد و گفت: «رمضان سال ۶۵ بود که یک مهمانی افطاری از طرف امام(ره) برگزار شد که همه شخصیت‌های کشوری و لشکری در آن دعوت بودند. بعد از اقامه نماز مدعوین سر سفره نشستند و رهبر کبیر انقلاب نیز به احترام مهمان‌ها سر سفره حاضر شدند و بعد از صرف یک فنجان آب گرم به رسم قدیم خود نزد خانواده رفته و در کنار آنها افطار کردند».

* نگاهی به بازسازی حسینیه جماران و مخالفت امام(ره) با تجملات

بی‌تا در خصوص اینکه چگونه می‌توان از امام الگو گرفت، این‌گونه گفت: «تمام رفتار و سکنات امام(ره) الگو و برای دیگران درس زندگی بود. ایشان شخصیتی بود که با قاطعیت می‌گفت تا به حال نمازم به تأخیر نیفتاده است.

امام(ره) با عمل به توصیه‌های دین و امامان معصوم، ما را به راه درست راهنمایی و به ما الگوی رفتاری می‌دهد. ایشان آنقدر برای زن و شخصیت او ارزش قائل بود که فرمود از دامن زن، مرد به معراج می‌رود. ایشان بنده‌ای مخلص بود که در رفتارش هیچ غل و غش و پیرایه‌ای نبود. با مردم بسیار صادق و رو‌ راست بود. غذای ساده می‌خورد. از اسراف پرهیز کرده و از کوچکترین فرصت‌ها نیز برای عبادت استفاده می‌کرد. ساده‌ زیستی امام(ره) به عنوان رهبر یک انقلاب بزرگ نکته‌ای بسیار مهم است.

ایشان هیچگاه به ‌دنبال تجملات نبودند. یادم ‌می‌آید زمانی می‌خواستند حسینیه جماران را که امام(ره) دیدارهای خود را در آنجا برگزار می‌کردند، سفیدکاری کنند. حدود چهار الی پنج متر از آن محل را سفید کرده بودند و زمانی که امام متوجه موضوع شدند گفتند نیازی نیست و به همین شکل خوب است».

* زمان رحلت امام (ره) در جماران نبودم

از او خواستم تا درباره روز رحلت امام(ره) صحبت کند، گفت؛ «آن زمان من در جماران نبوده و به قم برگشته بودم. زمانی که اخبار اعلام کرد برای امام(ره) بسیار دعا کنید متوجه شدم که حال ایشان بسیار وخیم است. وقتی که رادیو شروع به پخش قرآن کرد برایم مسجل شد که اتفاق ناگواری افتاده است؛ با همه شماره‌هایی که از تهران داشتم تماس گرفتم هیچ‌ کس پاسخگو نبود. ساعت هفت بود که رادیو به صورت رسمی خبر رحلت را اعلام کرد. انگار دنیا روی سرم آوار شد زیرا با وجود بیماری حضرت امام(ره) هیچ‌گاه به روزی که بخواهم خبر فوت ایشان را بشنوم فکر نمی‌کردم و همیشه امیدوار بودم که ایشان بهبود پیدا کنند».

وی می‌گوید: «همان‌گونه که رهبر انقلاب فرمودند این انقلاب بی‌نام خمینی(ره) در هیچ جای جهان شناخته شده نیست و می‌بینیم که هر کجا بخواهند از ایران حرف بزنند از امام(ره) به عنوان یک ابرمرد یاد می‌کنند. امام خمینی (ره) خشت محکم و سنگ بنای اساسی انقلاب را گذاشت و امروز که انقلاب ما به دنیا صادر شده، همه دنیا بسیج شده‌اند تا این اقتدار را از بین ببرند و برای رسیدن به هدفشان به هر وسیله‌ای متوسل می‌شوند و این دشمنی نشانگر آن است که به لطف خدا ما توانسته‌ایم در عرصه بین‌الملل بسیار قوی ظاهر شویم وگرنه این همه دشمنی بی‌معناست.»

 




رونمایی ازیک بازی پس از بازگشت ۱۷۵ شهید

رونمایی ازیک بازی پس از بازگشت ۱۷۵ شهید

کودک نسل امروز فاصله زیادی با دفاع مقدس دارد؛ با انجام بازی نبرد هور با شهدای غواص، مهارت‌ها، توانمندی‌ها و مشکلات رزمندگان غواص، روش‌های شناسایی و تخریب در عملیات‌های آبی آشنا می‌شود.
به گزارش فرهنگ نیوز، در طول ۸ سال دفاع مقدس، شهدای بی‌شماری برای عزت و سربلندی ایران و حفظ اسلام و مکتب عصمت و طهارت جانفشانی کردند و عزت و اقتدار امروز ایران مدیون خون پاک شهداست بنابراین ضروری است نسل امروز از جانفشانی‌های آنها باخبر شود.

بازی نبرد هور یک سرگرمی مناسب و منطبق بر ارزش‌های دینی و ملی برای اوقات فراغت کودکان و نوجوانان است که بر اساس پژوهش و مصاحبه با رزمندگان غواص دوران دفاع مقدس تولید شده است.


این بازی حاصل تلاش تیم‌های فنی، هنری و پژوهشی موسسه مهاد رسانه پژوه شیراز است که از موسسات مرتبط با سازمان فضای مجازی سراج است. ایده اولیه تولید این بازی مربوط به ابتدای سال ۹۳ است که نهایتا در زمستان ۹۳ تصویب و مراحل پژوهش و پیش تولید آن آغاز شد. پس از مطالعه و بررسی جزئیات عملیات های مختلف دوران دفاع مقدس از نظر منطقه عملیاتی و نوع عملیات، ماموریت‌های واحدهای شناسایی و تخریب و مناطق هور و نیزار و آبراه به دلیل جذابیت های ویژه برای کودکان و نوجوانان، به عنوان پایه اصلی طراحی بازی انتخاب شد.

نبرد هور، علاوه بر پژوهش‌های کتابخانه‌ای، بهره‌مند از مشاوره رزمنده دوران دفاع مقدس برادر جانباز جلیل عابدینی (از نیروهای واحد اطلاعات و عملیات لشکر ۱۹ فجر و مربی و راهنمای گردان های غواصی) است.


مخاطب در نبرد هور علاوه بر بازی و آشنایی با عملیات شناسایی و تخریب ، اطلاعات بیشتری در خصوص عملیات های مهم دوران دفاع مقدس که نیروهای غواص نقش مهمی در اجرای آن داشته اند مانند والفجر۸ (که نیروهای غواص ده ها بار از عرض رودخانه اروند عبور کرده اند)، خیبر ، کربلای۴ و کربلای ۵ به‌ دست می آورد. همچنین مخاطب می‌تواند با تجهیزات غواصی، مهارت ها و توانمندی های مورد نیاز یک غواص و سختی ها و مشکلات گردان های غواصی آشنا شود.


گرامیداشت ۱۷۵ شهید غواص تازه تفحص شده عملیات کربلای ۴ و آشنایی مختصر با این شهیدان نیز بخش دیگر محتوای بازی نبرد هور است.

اصلی‌ترین اهداف تولید این بازی عبارتند از:
۱. آشنایی کودک و نوجوان نسل سوم انقلاب اسلامی با فضا ، ابزارها و ابتکارات و معنویات دفاع مقدس در حوزه شناسایی و غواصی در هورهای منطقه جنوب کشور
۲. معرفی شهدای دفاع مقدس به ویژه شهدای غواص و گردان های تخریب و شناسایی
۳. آشنایی کودکان و نوجوانان با روش های شناسایی و تخریب (در مقابله با دشمن) در دوران دفاع مقدس


این بازی شامل ۳ مرحله است و در هر مرحله آن دو ماموریت باید به انجام برسد. مأموریت اصلی هر مرحله، شناسایی موانع و مواضع دشمن و تخریب آن‌هاست.
با توجه به جذابیت‌های خاص عملیات آبی و خاکی و فضای نیزه و آبراه و...، ویژگی‌های منطقه هورالعظیم و جزایر مجنون به عنوان منابع محیط اصلی بازی در نظر گرفته شده که از نیزارها پوشیده شده و نهرهای کوچک و بزرگ آب در بین نیزارها وجود دارد.


این بازی هفته آینده رونمایی می‌شود.

 

انتهای پیام



زائران عربستانی در حرم مطهر رضوی تشییع شدند

زائران عربستانی در حرم مطهر رضوی تشییع شدند

مراسم تشییع و خاکسپاری زائران عربستانی با حضور مقامات استانی خراسان رضوی در حرم مطهر برگزار شد.

به گزارش فرهنگ نیوز ، دقایقی پیش مراسم تشییع و خاکسپاری زائران عربستانی با حضور مقامات استانی خراسان رضوی در حرم مطهر برگزار شد.

گفتنی است؛ تعدادی از زائران عربستانی که در هتل توحید مشهد اقامت داشتند به دلیل سم‌پاشی این هتل با سموم غیرمجاز دچار مسمومیت شده بودند و در دو روز گذشته با علائمی نظیر تهوع، سرگیجه، افت فشار خون و کاهش هوشیاری به بیمارستان امام رضا (ع) مشهد منتقل شدند که به رغم تلاش کادر پزشکی چهار نفر از آنان شامل یک دختر 14 ساله و سه کودک به علت وخامت شدید حال عمومی فوت کردند.

در همین راستا به منظور رسیدگی به ابعاد مختلف موضوع و عیادت از مسمومان، معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی به مشهد مقدس سفر کرده و از نزدیک در جریان امور قرار گرفتند و قوه قضائیه و دادگستری خراسان رضوی پیگیر جدی این موضوع هستند.




بیعت شیوخ خائن عراقی با داعش + عکس‎

بیعت شیوخ خائن عراقی با داعش + عکس‎

شماری از شیوخ خائن قبایل فلوجه و گرمه عراق با ابوبکر بغدادی، خلیفه خودخوانده گروهک تروریستی داعش بیعت کردند.
به گزارش فرهنگ نیوز ، مجلس شیوخ قبایل دو منطقه فلوجه و گرمه واقع در استان الانبار عراق طی بیانیه‌ای مشترک، بیعت با داعش را پذیرفتند.
 
قبایل خائن عراقی با هدف مبارزه با ارتش و نیروهای مردمی عراق از داعش درخواست سلاح کرده‌اند.
 
نیروهای داعش با حضور در نشست سران قبایل، یک اسیر کرد را به مناسبت این مراسم ننگین اعدام کردند!
 
خیانت شماری از سران و شیوخ قبائل عراقی با داعش طی یکسال اخیر یکی از عوامل اصلی پیشروی این گروهک در خاک عراق و انجام جنایات ضد بشری بوده است.



 اتحاد لشکر جنگجوی پاکستان با داعش/ ایران در محاصره داعش
با رشد فزاینده تکفیری ها در منطقه؛

اتحاد لشکر جنگجوی پاکستان با داعش/ ایران در محاصره داعش

منابع محلی پاکستان از بیعت و اتحاد تلویحی لشکر تروریستی و خشونت طلب جنگوی با تکفیری های داعش خبر می دهند.

 کشور پاکستان در طول سه دهه اخیر همواره به عنوان مامن امنی برای جریان های تکفیری در سراسر جهان محسوب می شده است. حضور فعال گروه های تروریستی نظیر القاعده و شعب آن و جریان های تکفیری مانند لشکر طیبه، تحریک طالبان پاکستان، لشکر جنگوی، سپاه صحابه، شبکه حقانی و... به وضوح از پاکستان به عنوان مکانی بی نظیر برای گروه های سلفی تبدیل کرده است تا جایی که بسیاری از تحلیلگران جهان از این کشور به عنوان بزرگترین صادر کننده تروریسم و خطرناک ترین مکان جهان نام می برند. اسامه بن لادن رهبر پیشین القاعده، ایمن الظواهری رهبر کنونی القاعده ، ملاعمر رهبر طالبان افغانستان، حکیم الله محسود  رهبر پیشین طالبان پاکستان و سایر رهبران این گروه، جلال الدین حقانی رهبر شبکه حقانی، گلبدین حکمتیار و... همگی در پاکستان حضور داشته و به فعالیت می پردازند.

چند صباحی است که با قدرت گیری روزافزون تروریست های داعش در منطقه عراق و شام از میزان توجهات به تحولات پاکستان و افغانستان کاسته شده است. به واقع فعالیت شدیدا افراط گرایانه تکفیری های داعش موجب به حاشیه راندن گروه های نزدیک به القاعده شده است. جوانان تندرو و عمدتا کم سواد جذب اقدامات رادیکالی داعش شده و عزم سفر به سوی خلافت خود خوانده ابوبکر البغدادی نموده اند.

بر خلاف رویه ای که در طول سه دهه اخیر بر کشورهای اسلامی حاکم بوده، این بار این به ظاهر جهادی ها به سوی پاکستان و افغانستان نیامده و عازم عراق شده اند تا جایی که شماری از جوانان پاکستانی نیز هم اکنون در سوریه و عراق مشغول فعالیت اند.

خبرگزاری فرانسه در همین باره به تحقیقاتی در رابطه با فعالیت های جریان های تکفیری در پاکستان پرداخته و از رشد زیر زمینی داعش در این کشور خبر داده است. به گزارش فرانس پرس پس از نمو گرفتن داعش در افغانستان، هم اکنون تکفیری های داعش در پی تحرکاتی در پاکستان برآمده اند، تحرکاتی که می تواند پاکستان و افغانستان را بیش از هر زمانی ناامن سازد.

به گزارش فرانس پرس نگرانی نسبت به رشد داعش محدود به عموم مردم و نیروهای دولتی نبوده و حتی شاهد اقدامات مقابله به مثل از سوی جریان های رقیب نزدیک به القاعده هستیم، امری که در درگیری شدید طالبان با نیروهای وابسته به داعش در افغانستان به وضوح قابل مشاهده بود. به نوشته ی این رسانه ی فرانسوی لشکر جنگوی بیش از هر زمانی برای فرمانبرداری از داعش ابراز تمایل می نماید. تروریست های داعش اولین اقدام تخریبی خود را در ماه گذشته و در شهر کراچی آغاز نمودند، رخدادی که به مرگ 45 شیعه اسماعیلی در اثر به گلوله بستن یک اتوبوس زائر منجر شد. مسئولیت این حمله را داعش رسما برعهده گرفت. این نخستین باری بود که این گروه مسئولیت یک حمله را در پاکستان که هزاران کیلومتر تا مبدأ «خلافت» ادعایی در عراق و سوریه فاصله دارد، برعهده می گرفت.

به گزارش خبرگزاری فرانسه به نظر می آید که لشگر جنگوی از حالت یک نیروی محلی شدیدا ضد شیعی خارج شده و جنبه فراملی پیدا کرده است، امری که نمونه آن را می توان در بیعت بوکوحرام در نیجریه و یا انصار بیت المقدس در مصر و همچنین تکفیری های لیبی با داعش مشاهده نمود.

نویسنده این رسانه در تایید اظهارات خود به نیاز متقابل داعش و لشکر جنگوی به یکدیگر می پردازد. از یک سو لشکر جنگوی نیاز به یک حامی معنوی و مالی در سطح کلان دارد و از سوی دیگر نیز تروریست های داعش جهت مشروعیت هر چه بیشتر و دستیابی به آرمان اساسی (تاسیس یک خلافت در سطح جهان اسلام) نیاز به داشتن متحدینی در سراسر منطقه دارند.

فرانس پرس به نقل از یکی از مسئولان بلندپایه سرویس‌های اطلاعاتی پاکستان که از سال‌ها پیش لشکر جنگوی را زیر نظر دارد، آورده است که این گروه (لشکر جنگوی) که در جنوب پنجاب، ثروتمندترین و پرجمعیت‌ترین ایالت پاکستان تشکیل شد، در سال‌های اخیر صدها جنگجو را به سوریه و عراق فرستاده است که بیشتر این افراد از طبقه متوسط و تحصیل کرده بودند.

بنابر داده های منابع امنیتی یکی از حربه های داعش جهت گسترش حوزه نفوذ خود آموزش شهروندان دیگر کشورها در عراق و سوریه و سپس اعزام آن ها بسان یک مبلغ به کشورهای مبدا می باشد تا زمینه را برای نفوذ هرچه بیشتر این جریان مهیا نماید. منبع امنیتی که با فرانس پرس گفتگو کرده بر این امر صحه گذارده و از فعالیت نیروهای وابسته به داعش در پاکستان سخن رانده است.

نکته حائز اهمیت دیگر آن که بر خلاف رویه های پیشین که عموما عناصر کم سواد و وابسته به طبقات پایین به سوی جریان های سلفی گرایش می نمایند، عمده اعضای پاکستانی داعش را افراد تحصیل کرده و وابسته به طبقات متوسط پاکستان تشکیل می دهند. یکی از مسئولان اطلاعاتی پاکستان در این رابطه گفته است: «این افراطیون تحصیل کرده زندگی عادی در جامعه دارند و تفکر افراطی را از اینترنت می گیرند و همین امر شناسایی آنها را در جامعه دشوار می کندیکی دیگر از مسئولان امنیتی پاکستان نیز اظهار داشته است که مناقشه سوریه و شکل و شمایل قومی آن در افراطی شدن بیش از پیش جوانان بسیار تحصیل کرده نقش داشته است، امری که مورد تایید عموم مطلعین نیز می باشد. یکی از اعضای سابق لشکر جنگوی در همین رابطه اعلام کرده است که در حال حاضر این داعش و خاورمیانه است که بیشتر، جوانان شورشی پاکستان را که آماده مبارزه هستند، به سمت خود می کشد، نه طالبان و القاعده.

این عضو لشکر جنگوی می گوید: «بر خلاف آنچه که قبلا وجود داشت اکنون اخبار مربوط به سوریه، عراق و یمن است که در چت‌روم‌های افراط‌گرایان در اینترنت در پاکستان مورد بحث قرار می گیرد

به باور ناظران امنیتی پاکستان، لشکر جنگوی از سال 2013 جنگجویانی در عراق دارد و حتی یک پایگاه آموزشی در آنجا دایر کرده است. لشکر جنگوی با توجه به نزدیکی بسیار زیادی که از لحاظ اعتقادی (ایدئولوژیک) با داعش  دارد  (هر دو آنها به شدت مخالف شیعیان هستند) احتمال ایجاد ائتلافی مستحکم میان آن ها بیش از هر زمانی قابل تصور است.

به گزارش فرانس پرس مقامات امنیتی پاکستان تهدید اصلی در مقطع کنونی برای پاکستان شبه‌نظامیان لشکر جنگوی هستند که از عراق و سوریه بازمی گردند زیرا آنها می توانند به خشونت‌های قومی بر ضد اقلیت‌ها دامن بزنند. به گفته یک مسئول بلندپایه سرویس‌های امنیتی پاکستان، لشکر جنگوی که در گذشته بسیار نزدیک به القاعده تلقی می شد، اکنون تلاش می کند عملیات خود را گسترش دهد و از وضعیت یک گروه مسلح محلی ضد شیعه به یک شبکه فراملی متحد با داعش تبدیل شود.

گفتنی است که با شکل گیری هسته های تروریستی داعش در عراق و سوریه، شعب این جریان افراطی به گونه ای قارچ وار در حال رشد در سطح کشورهای جهان اسلام هستند، امری که می تواند پیامدهای امنیتی ناگواری را برای سایر کشورهای منطقه و اسلامی در بر داشته باشد. هم اکنون در چهار سوی کشورمان جریان های تکفیری نزدیک به داعش در حال جولان دادن هستند. عراق، افغانستان، پاکستان و برخی کشورهای جنوبی خلیج فارس به مامنی برای تکفیری ها تبدیل شده که توجه هر چه بیشتر مسئولین امنیتی کشورمان را برای مقابله با مخاطرات احتمالی بیش از هر زمانی می طلبد.




خرد شدن استخوان اقتصاد زیر چکمه برندپوشان/حال و روز  اقتصادمان این روزها چگونه است؟
اقتصاد مقاومتی و برند گرایی

خرد شدن استخوان اقتصاد زیر چکمه برندپوشان/حال و روز اقتصادمان این روزها چگونه است؟

بانگاهی گذرا به پیشرفت های اقتصادی کشورهای مختلف از جمله کشورهایی که در کوتاه ترین مدت، بیشترین پیشرفت ها را داشتند، نقش اهمیت به تولید داخلی و البته خرید جنس آن کشور توسط مردم نقش به سزایی داشته است.

گروه اجتماعی فرهنگ نیوز-مهدی مهدیان: بدون شک این روزها یکی از بحث های داغ مردم در کوچه و خیابان بحث اقتصادی و افزایش قیمت ها و همچنین ناتوانی خانواده ها در زمینه اقتصاد است.اگر چه این بحث با عملکرد مسئولان مخصوصا مسئولان اقتصادی رابطه ای متقابل دارد اما توپ مشکلات اقتصادی دائما بین مردم و مسئولین در حال پاس کاری است.طوری که مسئولین سند حقانیت را برای خود می زنند ولی مردم هم همه مشکلات را شش دانگ به نام مسئولین زده اند.

اما در این میان به نظر می رسد درباره این مشکلات حلقه های گمشده ای قابل یافت باشد که بدون شک یکی از این حلقه ها که هم مردم و هم مسئولین با وجود تاکیدات فراوان رهبری در قبال آن کاهلی داشتند، بحث اقتصاد مقاومتی و توجه به توان داخلی و خرید جنس ایرانی است.

توجه به تولید و جنس ایرانی مهمترین راه شکوفایی اقتصاد

البته ناگفته نماند که گره کور عدم بهبود شرایط اقتصادی یک علت و یک مقصر و مشکل ندارد و عملا تعداد دلایل به وجود آمدن این گره کور بسیار زیاد است.بدون شک یکی از دلایل به وجود آمدن شرایط فعلی عدم توجه به تولیدات داخلی و توجه به تولیدات خارجی است که می تواند یکی از بزرگترین آفت های اقتصاد یک کشور از جمله ایران لقب بگیرد.مسئله ای که از پای مردم گرفته تا پای مسئولین صداوسیما و اقتصاد و آموزش و پرورش و حتی تولید کنندگان در آن گیر است.

اگر بخواهیم به صورت جزئی تر به این مسئله بپردازیم، مسئله خرید جنس ایرانی یکی از مهمترین مسائلی است که بی توجهی به آن باعث شده است تا حال و روز اقتصاد ما این روزها خوب نباشد.عدم توجه مردم و عدم حمایت از تولید کننده، واردات بی رویه جنس های مختلف(حتی بی کیفیت تر از جنس ایرانی) به کشور، عدم تبلیغات مناسب و معرفی جنس های ایرانی به مردم توسط رسانه ها از جمله صدا و سیما، تبلیغ بی رویه جنس خارجی در کشور،از جمله رسانه ها، عدم وجود برنامه ای مدون و قاطع به منظور حمایت از جنس ایرانی در کتاب های درسی دانش آموزان، تنها بخشی از بی مهری های جامعه به جنس ایرانی بوده است.

ژاپن و چین چگونه به قطب های اقتصادی جهان تبدیل شدند؟

بانگاهی گذرا به پیشرفت های اقتصادی کشورهای مختلف از جمله کشورهایی که در کوتاه ترین مدت، بیشترین پیشرفت ها را داشتند، نقش اهمیت به تولید داخلی و البته خرید جنس آن کشور توسط مردم نقش به سزایی داشته است.کشورهایی نظیر چین و ژاپن که امروزه هر کدام، به عنوان یکی از قطب های اقتصادی جهان محسوب می شوند به همین ترتیب بوده است.

اگرچه رسیدن به این عنوان اقتصادی در جهان از پارامترهای دیگری هم برخوردار است اما به نظر می رسد، خرید جنس داخلی برای هر کشور می تواند یکی از مهمترین پارامترهای رسیدن به اقتصاد سالم و شکوهمند باشد.مطمئنا این امر در ایران هم مستثنی نیست و تبلیغات گسترده به منظور توجه شهروندان به اجناس ایرانی بسیار حائز اهمیت است.مسئله ای که اخیراً باز هم مورد تاکید رهبری قرار گرفته است، ایشان تاکید کردند: تبلیغ مصرف کالای داخلی توسط رسانه ها و صدا و سیما بسیار تاثیرگذار است رسانه ها و صداوسیما ، بایستی روی مسئله‌ی مصرف داخلی و تولید داخلی به معنای واقعی کلمه کار کنند؛ اینها تأثیر میگذارد.

اجناس داخلی اسیر ضد تبلیغات داخلی

این در حالی است که صدا و سیما و دیگر رسانه ها نه تنها توجه خاصی به تبلیغ اجناس ایرانی ندارند بلکه اخیراً به دلیل سود کلان در حوزه تبلیغ کالاهای خارجی، شدیداً به سمت تبلیغ این کالاها روی آورده اند.از طرفی تبلیغات دائمی شبکه های ماهواره ای از محصولات خارجی و همچنین رؤیای برند گرایی برخی از خانواده ها می تواند روند خرید جنس ایرانی را در کشور کندتر کند و واردات بی رویه و عدم حمایت مسئولان از تولید کنندگان هم می تواند تیر خلاص را برپیکره تولید و جنس ایرانی بزند.

اما به راستی با همه ضد تبلیغاتی که درباره محصولات ایرانی وجود دارد، کیفیت محصولات و اجناس ایرانی بی اعتبار نیست حتی در برخی از اجناس کیفیت محصولات با کیفیت درجه یک محصولات خارجی برابری می کند و اغراق نیست اگر بگوییم برتر است.با تامل در بخشی از تولیدات محصولات خانگی نظیر لوازم خانگی مشاهده می کنیم که علاوه بر کیفیت محصول، قیمت آن نسبت به جنس مشابه خارجی بسیار ارزان تر است.برای مثال در محصولات لامپ کم مصرف واقعا برخی از تولیدات داخل علاوه بر کیفیت بسیار بهتر از جنس خارجی از قیمت بسیار مناسب تر و بهتری برخوردار است.این نشان می دهد که اگر به تولید هر محصولی اهمیت داده شود می توان به کیفیت هم دست یافت.کیفیتی که بهانه ای شده برای ایرانی ها تا جنس ایرانی نخرند.اگر چه بعضا عدم وجود کیفیت برخی از اجناس داخلی باعث عدم خرید آن می شود.

اما سوالی که اینجا مطرح می شود این است که اگر به همان محصول بی کیفیت توجهی نشود و خریداری نشود و ایرادات آن توسط مشتریان خریداری نشود، تولید کننده چگونه بتواند کیفیت محصول خود را افزایش دهد؟ این در حالی است که قطعا جنس بی کیفیت ایرانی از اجناس درجه 3 و یا درجه 4 چینی بهتر است که متاسفانه به صورت مشکوکی با فراوانی زیاد به کشور وارد می شود.

مردم ایران چقدر جنس ایرانی را می شناسند؟

این مسئله نشان می دهد تولید ایرانی در خاک ایران غریب است و در کنار این واردات تفکر برخی از خانواده ها که همواره به دنبال برند و مارک خارجی هستند، به اثبات این مسئله دامن می زنند.اخیرا در بازار مختلف محصولات داخلی مشاهده می شود که مثلا یک پوشاک ایرانی که از کیفیت مناسبی هم برخوردار است به دلیل اینکه مورد استقبال خریداران داخلی قرار بگیرد بر روی پوشاک، مارک و برند خارجی درج می شود.

با همه این اوصاف به نظر می رسد در ایران خانواده های ایرانی در باب خرید محصولات داخلی به دوقسمت آگاه و ناآگاه از کیفیت و قیمت محصولات داخلی تقسیم می شوند.دسته اول، گروهی هستند که از کیفیت و قیمت محصولات داخلی آگاه هستند، اما همواره در ماهواره ها و تلویزیون داخلی به دنبال تبلیغات اجناس خارجی و برند هستند و دسته دوم متشکل از گروهی است که ذهنیت بدی نسبت به محصولات ایرانی ندارند. اما تنها به دلیل کیفیت و قیمت مناسب به سراغ اجناس خارجی می روند.اینجا است که نقش رسانه ها و تبلیغات و نقش دستگاه های مختلف اجرایی به چشم می آید.چرا که اگر واقعیت تناسب مرغوبیت جنس ایرانی با قیمت آن برای مردم مسجل شود قطعا مردم به آن توجه می کنند.

چه کنیم تا تولید و فروش ایرانی جان بگیرد

اما نکته قابل تامل این است که برای رسیدن به این هدف همکاری همه دستگاه های اجرایی، رسانه ها،تولید کنندگان و مردم را می طلبد که باید فرهنگ سازی دقیق در راه خرید اجناس ایرانی صورت گیرد.

در این راه ابتدا باید موانع تولید توسط مسئولان مربوطه و مخصوصا دولت در هربخشی برداشته شود و به جای هزینه های گزاف برای واردات به بخش تولید آن هم در بخش های مختلف توجه شود.که در صورت وقوع چنین شرایطی عملاً به بخش های عظیمی از اقتصاد مقاومتی توجه شده است.اقتصادی که همه هم و غمش تولید ایرانی و خرید ایرانی است که عملا راه آزادی اقتصادی ایران هم محسوب می شود.

در مرحله بعد باید همه هم و غم آموزش کشور در بخش اقتصاد، این موضوع قرار بگیرد، چرا که دانش آموزان که آینده سازان این کشور هستند باید از همان دوران نوجوانی در تفکرشان این بحث نهادینه شود.امروزه یکی از مشکلات جدی جوانانی که نه تنها در خرید اجناس بلکه در تک تک مراحل زندگیشان به آن سوی مرزها می اندیشند، عدم آگاهی از محاسن خوداتکایی در کشور و البته عدم خودباوری و اعتماد به نفس است که این می تواند بزرگترین آفت تفکرات جوانان کشور باشد.

در مرحله سوم،می توان به نقش رسانه ها مخصوصا رسانه ملی به عنوان یکی از مهمترین نقش ها اشاره داشت.برای مثال، کافی است رسانه ملی می تواند درکنار تبلیغات جنس ایرانی، توجه هرچند کم، به تولید و اجناس داخلی، در سریال ها و برنامه های مختلف تولیدی داشته باشد.متاسفانه اکنون شاهدیم که نه تنها در تبلیغات رسانه ملی خبر خاصی از تولید داخلی نیست بلکه در سریال ها و برنامه های مخالف، از اجناس خارجی استفاده می شود.اما می توان با آسیب شناسی اجتماعی این جریان و تصمیم جدی در این حوزه و با کمی نگاه مادی نداشتن به آن، با افتخار به امورات تولید داخلی در برنامه ها و سریال های صدا و سیما پرداخت.

و اما در مرحله آخر می توان به جلب نظر مردم و اهمیت ویژه مردم به عنوان نجات دهندگان واقعی اجناس داخلی اشاره کرد.فقط یک احساس مسئولیت کافی است که اجناس ایرانی از غربت خارج شوند.برای مثال می شود به این مسئله اشاره کرد که یکی از مخاطبین با ارسال مطلبی مدعی شده بود" برای خرید یک گاز 5شعله راهی بازار شدم و بعد از تحقیقات مختصری، یک گاز به اصطلاح معتبر خارجی که قیمتش نسبت به گاز مشابه ساخت داخل، دوبرابر بود خریداری کردم.اما بعد از چندماه به دلیل استفاده از فر گاز همه دکمه های شعله های گاز ذوب شد. در حالی که نمونه های داخلی آن با کیفیت بهتری روبرو بوده است."

این اوصاف بیانگر آن است با کمی احساس مسئولیت و تغییر نگرش در مردم، می توان امید داشت که مردم هم جنس ایرانی بخرند و هم پول کمتری پرداخت کنند و مهمتر از آن به روند بهبود کیفیت محصولات داخلی کمک کنند.

 




آیا حجاب اجباری از اول اشتباه بود؟
بررسی حجاب در کشور

آیا حجاب اجباری از اول اشتباه بود؟

اگر اندام‌نمایی آزاد شد و پوشاندنِ بدن، غیراجباری»، آن‌وقت شهوت‌جوییِ زودهنگامِ کودکانِ کنجکاو را با کدام مکانیسم مدیریت خواهیم کرد؟
گروه فرهنگی فرهنگ نیوز: «یکی از روشنفکران فعالِ معروف که قبل از پیروزی انقلاب، اندک مقالات خوبی هم با امضای مسـتعار در روزنامه‌ها به دسـت چاپ می‌سپرد، اوایل انقلاب با ما آشنا شـد. من این فرد را از دور می‌شناختم، ولی از نزدیک با وی آشـنایی نداشـتم. من و مرحوم بهشـتی و مرحوم باهنر با چند نفر دیگر در کانون توحید نشسته بودیم که گفتند این شخص آمده است. دیگرانی که آنجا حضور داشتند وی را نمی‌شناختند، اما من که دورادور او را می‌شناختم، گفتم بگویید بیاید. آمد و خیلی با ما گرم گرفت و با جمع ما مأنوس شد. مردی روشنفکر و هوشمند و ازلحاظ ذهنی، انسـانی فرهیخته بود. آدمِ کوچکِ بدی نبود. جلسـه دومی که ایشـان از ما وقت گرفت و باعجله نزدمان آمد، مصادف با روزهایی بود که امام دسـتور داده بودند زن‌های بی‌حجاب نباید در ادارات حضور داشـته باشـند. یادتان هسـت دیگر...
 
«الآن وزارتخانه‌ها - این را می‌گویم که به دولت برسد - آن طوری که برای من نقل می‌کنند باز همان صورتِ زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامی نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه‌های اسلامی نباید زن‌های لخت بیایند؛ زن‌ها بروند اما باحجاب باشند. مانعی ندارد بروند؛ اما کار بکنند، لکن با حجاب شرعی باشند، با حفظ جهات شرعی باشند...» 15 اسفند 1357؛
سخنرانی امام خمینی ره در جمع روحانیون و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه  (1)

امـام در همان اوایل انقلاب، ماه اول بود یا دوم، نمی‌دانم چنان دسـتوری صادر کرده بودند. باری؛ این شـخص، یقه کَنان آمد و گفت آقا! این چه دستوری است امام داده‌اند؟ این چه‌کاری است که می‌کنید؟ این چه حرفی اسـت که می‌زنید؟ خلاصه، با ما بنای محاجّه کردن را گذاشـت و بعد هم رفت که رفت! شـما ببینیـد همین یک کلمه حرف امام که به موضوع حجاب و پوشـش زن ارتباط پیدا می‌کرد، یعنی حکمی اسـت در اسـلام که نمی‌شود آن را ندیده گرفت؛ چه تعداد افراد را از ما روی‌گردان کرد. 
 
در زمینه ارزش‌های فردیِ اسلامی، هر قدم که جلو بروید به موارد زیادی از این قبیل برخورد می‌کنید. خب فلان آدم، دلش می‌خواهد بنشیند و مشروبات الکلی مصرف کند. در سروده‌های شـاعران ما، این‌همه از «مِی» صحبت می‌شود؛ یعنی اصلاً «مِی» در زندگی نباشـد؟! اگر کسی با چنین منطقی به باده‌گساری بنشـیند، می‌شود؟! اسـلام می‌گوید نه‌فقط نمی‌شود، بلکه حد شـرعی هم دارد. اسـلام بـرای دروغ گفتن و غیبت کردن حد شـرعی قائل نشـده، اما برای می‌خوارگی حد شـرعی قائل شده است. برای ارتباط با جنس مخالف، به شکل لطیفِ آمیخته به شـهوت، یعنی همان محبت‌های لطیفی که در آن‌ها شـهوت هم هسـت و کسـی نمی‌تواند بگوید نیسـت؛ مجازات در نظر گرفته اسـت. مثلاً فرض کنید که فلان آقا با فلان فرد از جنس مخالف، خیلی دوسـت اسـت و خیلی هم دوسـتش دارد. آیا در این میان، هیچ رقیقه شهوانی وجـود ندارد؟ چه کسـی می‌تواند چنین ادعایـی بکند؟ خب خیلی از افراد کـه جوان بودند یا حتی فراتر از عمر جوانی قرار داشـتند، سروکارشان با چنین مسـائلی بود و دلشـان را به ایـن حرف‌ها خوش می‌کردند. اسـلام این را قبول نمی‌کرد. انقلاب اسـلامی، نظام اسـلامی و ارزش‌های اسـلامی، این مسـائل را قبول نمی‌کرد. چنین مسـائلی را نه پیغمبر قبول کرده اسـت و نه قرآن. شـوخی که نیست! ما از خودمان که درنیاورده‌ایم! ایستادن در مقابل چنین خلاف‌هایی، عده‌ای را از ما گرفت. اگر ما بـرای این خلاف‌ها و خلاف‌کارها منع و مجازات نداشـتیم، یک نفر در این نظام کافی بود که بتواند صد نفر از برجسـتگان عالم روشنفکری را جذب کند. یک نفر به‌راحتی می‌توانست چنین کاری را بکند. چون روشـنفکر و هنرمند و آن روح لطیف، همچنان که از آن‌طرف کششی دارد، از این‌طرف هم کششی دارد. گاهی با یک لبخند می‌شود آن‌ها را جذب کرد. 
 
به ُخُلق و لطف، توان کرد، صیدِ اهل نظر
به دام و دانه نگیـــرند، مرغِ دانا را
 
اهل نظر را باید بگویند اهل هنر! طرف نه مقام می‌خواست، نه پسـت می‌خواست و نه وزارت می‌خواست. یک لبخند و یک توجه و احیاناً به قول ما طلبه‌ها یک گعده دوستانه می‌خواست. خب نمی‌شد دیگر!» / از بیانات رهبر فرزانه انقلاب در جمع عناصر جبهه خودی در حوزه فرهنگ، 22 تیر 1373 (2)
 
ما مراعاتِ «پوشش» را ضروری کردیم. هدفمان این بود که میان انسان و فطرت الهی‌اش فاصله کمتری بیفتد. اینکه جذابیت‌های کاملاً غریزی، روابط گسترده و مفید آدم‌ها را به روابط محدود و عموماً غیرمفید جنسی تبدیل نکند. اینکه «آزادی فردی» به قیمت «اسارت جمعی» تمام نشود! اینکه اگر «ارزش‌ها» همسان نیستند، «خسارت دیدن‌ها» هم همسان نباشند! اینکه «در همه‌جا» جنسیت عامل تعیین‌کننده نباشد. اینکه خانم‌های ما با یکرنگی بیشتری «حافظِ سنت شرقی و اصالت کشور خود» (3) باشند. 
 
دوست داشتیم کوچه و خیابان طوری نباشد که نوجوانانمان دچار بلوغ زودرس شوند!... تلاش کردیم تا جذابیت‌های جنسی، «بی‌موقع و بیجا» سراغ آدم‌ها نیایند. به سهم خود اجازه ندادیم کودکان و نوجوانان «در دوره‌ای که هنوز نمی‌توانند مسئولیت یک زندگی مستقل را به دوش بگیرند» زیر تحریکِ روزمره‌ی جنسی باشند. دلمان می‌سوخت برای بچه‌ها! راضی نبودیم تا وقتی‌که هنوز نمی‌توانند سیراب شوند به تشنگی بیفتند...
 
البته اشتباهات زیادی داشتیم. ازجمله اینکه گاهی به «پوششِ سر و گردن» اکتفا کردیم که اصلاً کفایت نمی‌کرد! آنچه مهم‌تر بود «پوشش مناسبِ حجمِ بدن زنان و مردان» بود که از آن غافل بودیم. از این گذشته گاهی آن‌قدر مرعوب و بی‌سلیقه می‌شدیم که از زمانه جلو می‌افتادیم و در تولیداتمان حتی از «آرایش‌های غیرضروری و غیر رایج در هر دوره» هم پرهیز نمی‌کردیم.
 
 
علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی:  فیلم سلطان و شبان درست شده بود، سریال قشنگی بود اما زن‌های بدحجاب  در آن بودند. خشکه‌مقدس‌ها خیلی سروصدا راه انداخته بودند. من رفتم به  امام گفتم که..... (4)
 
حتی اگر...
 
حتی اگر مردم برای برپایی «اجتماعیاتِ اسلام» قیام نکرده بودند؛ حتی اگر به تعبیر رهبری، عده‌ای را «به خاطر پافشاری بر همین مسائل» از دست نداده بودیم، حتی اگر اسلام «مقابله با افسارگسیختگی در غضب و شهوت» را ضروری ندانسته بود، حتی اگر همه مراجع عظام تقلید «اندام‌نمایی» را ممنوع نکرده بودند، و حتی اگر «بی‌حجابی و اندام‌نمایی» مانند روزه‌خواری «معصیتِ علنی» محسوب نمی‌شد، بازهم احتمالاً با «قدری فکر کردن» به «ضرورت‌ِ ممانعت» دست پیدا می‌کردیم. بعضی از غربی‌ها که دست پیدا کرده بودند! 
 
گاه‌گاه باخبر می‌شدیم که برخی شرکت‌های آن‌ورِآبی برای ورود کارمندانشان به محیطِ کار، «شرطِ پوشش» گذاشته‌اند تا مثلاً دچار افت راندمان کاری نشوند. یا اینکه برخی دانشگاه‌های ممالک غیر اسلامی، بر مبنای اعتقادات خودشان «شروطی اجباری» درباره پوشش دانشجویان گذاشته‌اند. البته نگاه ما به آن‌ها نبود. (5)
 
ما همین پرت شدنِ زودهنگامِ حواسِ نوجوانان به مسائل جنسی را که می‌دیدیم کافی بود تا فکری به حال عرصه عمومی بکنیم. ناسلامتی خودمان روزی دختران و پسرانی نوجوان بودیم و می‌دانستیم که در یک محدوده‌ی سنی خاص، غریزه جنسی به‌اندازه‌ای نفوذ پیدا می‌کند که «عقلِ محاسبه‌گرِ دوراندیش» را تقریباً عقب میزند. انگار یک «فهم مشترک» می‌گفت: در مقطعی از آغاز زندگی، اغلب آدم‌ها نمی‌دانند با غریزه جنسی‌شان چه‌کار کنند! باید فضا را مناسب کرد و از کمک دریغ نداشت.
 
قانون‌هایی که گذاشتیم
 
حوزه عمومی در کنترل قانون بود. چرا باید دست روی دست می‌گذاشتیم؟ البته قانون‌هایی که در سال‌های 62 و 65 و 75 تصویب کردیم (6) نقص‌هایی داشت. مجریان آن قانون‌ها هم آموزشِ کافی ندیده بودند. چه کسی کامل و بی‌عیب است؟!
 
نتیجه این شد که اقداماتمان برآورده‌کننده انتظاراتمان نبود. اما، همین «وجودِ قانون» و همین «اجرای ناقصِ آن» هم مقداری تأثیر داشت! دیگر «با هر تیپی به خیابان آمدن» چندان بی‌خطر نبود. پدری کردن و مادری کردن قدری آسان‌تر می‌شد. بچه را که می‌فرستادی نانوایی، دلت بجای هزار راه، نُهصد راه می‌رفت! همان‌طور که خیالت از نشستنِ نوجوان جلوی تلویزیون «کمابیش» راحت بود، از «به خیابان رفتن او» هم کمتر از قبل دلواپس می‌شدی.
 
بحران آغاز شد!
 
ولی مشکلات ما که یکی دوتا نبود! ازقضا نتوانستیم وضعیت اشتغال و مسکن را سروسامان بدهیم. پس بعضی از همان نوجوان‌های دسته‌گلمان که حتی دوره نوجوانی را هم با سلامتِ نسبی پشت سر گذاشته بودند، در هزارتوی مسکن و شغل افتادند و بخش قابل‌توجهی‌شان نتوانستند «به‌موقع» ازدواج کنند. و تداوم این وضعیت اندک‌اندک بحران‌ساز شد. 
 
 
دکتر محمود گلزاری عضو هیئت‌علمی دانشگاه علامه طباطبایی: تحقیقات نشان می‌دهد ۸۰ درصد دختران دبیرستانی در ایران  با یک پسر دوست هستند!... و ارتباطاتشان هم به ازدواج منجر نمی‌شود! (7)
 
«بحران» که میدانید چه وضعی دارد. همین‌که از راه می‌رسد، سروکله نسخه‌های شفابخش هم از اقصی نقاط عالم پیدا می‌شود! یکی ایده می‌داد که «ازدواج سخت شده، جوان‌ها را آزاد بگذارید!» دیگری می‌گفت «کسانی که نوجوانی‌ِ پاک و باصفایی داشته‌اند، اگر در جوانی آلوده شوند، خیلی بیشتر از دیگران اذیت می‌شوند؛ پس از همان اول بگذارید بچه با همه‌چیز مواجه شود! کسی را استریل بار نیاورید!!»... خلاصه نسخه پشتِ نسخه بود که از راه می‌رسید!
 
اما بچه‌ها به کنار، دیگر حتی خود ما هم در خیابان راحت نبودیم! «بحران» کار خودش را کرده بود و مسئله از حجابِ «سر و گردن» فراتر می‌رفت. بعضی از خیابان‌ها بی‌اغراق به مزونِ لباس‌های اندام‌نما تبدیل شده بود! و این‌یکی دیگر شوخی نداشت. حالا صرفاً کودکان و نوجوانان نبودند که در تابستان‌های تعطیل، در کوچه و برزن، در حال فوتبال و دوچرخه‌سواری و بازی‌های کودکانه، ناگهان با صحنه‌ای کاملاً تحریک‌کننده مواجه می‌شدند. حالا دیگر فضا برای متأهلین و والدین هم آزاردهنده شده بود. چه آزاری؟ «آزار» در اینجا معنای خیلی ساده‌ای دارد: «کسی که تحریک می‌شود اما اجازه لذت بردن ندارد، آزار می‌بیند!»
 
 
جلسه علنی مجلس شورای اسلامی با حضور عبدالرضا رحمانی فضلی  وزیر کشور به پرسش علی مطهری در خصوص وضعیت رعایت قانون عفاف و حجاب 
پاسخ می‌داد و مانیتورهای مجلس تصاویری واقعی از پوشش برخی افراد نشان می‌دادند! (8)
 
واقعیت این بود که عده‌ای داشتند اولاً با «پوشش‌های اندام‌نما»، و در اولویت دوم با «آرایش و کم‌حجابی در ناحیه سر و گردن»، هم‌وطنان خود را «آزار» می‌دادند. چشم هم نمی‌چراندی به‌طور تصادفی روزی چند بار مجبور بودی از چیزی خوشت بیاید که برای تو ممنوع است و هرگز مال تو نمی‌شود! هیچ همسری هم دوست نداشت شریک زندگی‌اش در خیابان «به‌واسطه پوشش غریبه‌ها» تحریک شود و روزبه‌روز تنوع‌طلب‌تر! جذبِ چنین همسری مدام سخت‌تر می‌شد. کسی راضی نبود شریک زندگی‌اش در محل کار آن‌قدر تحریک شود که از پا بیفتد و کارش به «ارتباطات خارج از خانواده» و خیانت بکشد.
 
حکومت باید می‌آمد وسط!
 
ما حکومت تشکیل داده بودیم! و حکومتمان از جانب ما قدرت و مشروعیت داشت. او بود که حق داشت از امکانات عمومی استفاده کند. فرد فردِ ما که امکانات و جغرافیای نفوذ چندانی نداشتیم! قدرت‌ها و ثروت‌های کلان را به حکومتی که قبولش داشتیم سپرده بودیم تا «از طرف ما» و به‌طور گسترده اقدام کند. گرچه حکومت همان سه قانون مصوب خودش را هم چندان قدرتمند اجرا نکرده بود، اما چاره چه بود جز مطالبه‌ی یک اقدام تازه؟ آن سه قانون، قدیمی‌تر از آن بودند که «مشکل جدید ما» را حل کنند. 
 
این شد که قانون چهارمی تحت عنوان «راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب» (9) تصویب شد که وظایف کلانی هم بر دوش نیروی انتظامی گذاشت. اندکی پس از ابلاغ این قانون بود که «گشت ارشاد» راه افتاد. این گشت که زیر نظر نیروی انتظامی شکل گرفته بود بجای «ممانعتِ کامل از اندام‌نمایی»، وظیفه خود را «ناامن سازیِ فضای عمومی برای اندام‌نمایی» قرارداد. فلسفه این بود: گاهی حضور «یک» پلیس در یک خیابان، جلوی رخداد اتفاقاتی را می‌گیرد که اگر رخ بدهند، شاید ده پلیس هم برای رسیدگی به آن‌ها کافی نباشد.
 
پس تقریباً همه می‌دانستیم که نیروی انتظامی نخواهد توانست «پوششِ اجباری» را محقق کند. «پوشش» مفهومی بود که به لطف آقایانِ دست‌اندرکار، حتی حدودوثغورش هم به‌درستی در قانون نیامده بود! اما «ناامن کردنِ فضای اندام‌نمایی» هدفی بود که تا حدودی می‌شد دنبال کرد.
 
شروع دادوهوارها!
 
ما این اقدام را 10 سال پیش کردیم و اعتراض‌ها هم بلافاصله شروع شد. از این جلسه به آن جلسه می‌رفتیم و توضیح می‌دادیم که «آقاجان! ما فقط داریم با سرریزها برخورد می‌کنیم! فقط با حالت‌های خاص! صرفاً داریم فضا را ناامن می‌کنیم برای اندام‌نمایی‌ها... کار فرهنگی را کسان دیگری هنوز باید بکنند... این اقدام ما مقطعی و لازم است، نه دائمی و کافی!» این‌ها را می‌گفتیم اما چه می‌شد کرد. مخالفت‌ها علنی بود.
 
 
از آن خبرنگار بدنامِ کمپین آزادی‌های یواشکی بگیرید تا برخی روحانی‌های تلویزیونی و مشهور!، خیلی‌ها وسط آمدند و ورزیدگی‌ِ فکری خود را نشان دادند: اخلاقِ زوری ارزش ندارد؛ دین‌داریِ مجبورانه جواب نمی‌دهد؛ حجاب اجباری از اول هم غلط بود!؛ قیدوبند باید از درون بجوشد تا ماندگار باشد؛ الانسانُ حریصٌ علی ما مُنِع!؛ مردم بالغ‌اند و مصلحت‌اندیش لازم ندارند؛ خدا چنین سیطره‌ای را حتی به رسول‌الله – سلام‌الله‌علیه - هم نداده است!؛ به‌زور کسی به بهشت نخواهد رفت؛ حجاب همان حیا نیست؛ مگر محجبه‌ها چه گلی بر سر جامعه زده‌اند؟؛ حجاب کجای اولویت‌های ماست؟؛ چرا بی‌حجابی این‌قدر از دروغ و دزدی و تهمت و غیبت مهم‌تر است؟!!؛ با صدای بلند میگوییم: اسلام چیزهای خیلی مهم‌تری از حجاب دارد که فعلاً روی زمین مانده‌اند!؛ کارنامه‌ی جمهوری اسلامی در خصوص امور مهم‌تر چیست که در خصوص حجاب این‌قدر حساس باشیم؟!؛ شماها انگار تهاجم فرهنگی را خلاصه کرده‌اید در تهاجم یک جنس به جنس دیگر!!؛ حجاب و حیا لازم و ملزوم‌اند اما نسبتشان که به خودشان ربط ندارد! به فرهنگ عمومی ربط دارد!! شاید یک روز هم فرهنگ عمومی «کمترین حجاب» را به «بیشترین حیا» منتسب کرد!...
 
ماجرا این بود که این حرف‌ها گرچه گویندگان را کامروا می‌کرد و بر سکوی قهرمانیِ «متفاوت فکر کردن» می‌نشاند!، اما مرهمی بر «زخم جامعه» نمی‌گذاشت. زخم اینجا بود که به خاطر پوشش‌های اندام‌نما، کودکان ما در کوچه و خیابان و در تعطیلات عریض و طویل و در بی‌برنامگی‌های گسترده، خیلی زودتر از سن رشدِ عقلانی به بلوغ جسمی می‌رسیدند. این مسئله تبعات زیادی داشت. بماند که حتی همسران هم نگران همدیگر شده بودند. بماند که در بعضی محیط‌های کار، به‌وضوح می‌شد کارمندانی را دید که مشغول آب و رنگ همکاران خود شده‌اند و کار مردم روی زمین‌مانده و وقت و انرژی جامعه هدر می‌رود.
 
تزهای قصه وار و کم‌فایده؛ دردهای درمان‌نشده
 
اگر اخلاقِ زوری واقعاً ارزش نداشته باشد؛ اگر قیدوبند حتماً باید از درون بجوشد؛ اگر هرگز کسی «به‌زور» به بهشت نرود؛ و اگر حتی معلوم شود که حجاب، کوچک‌ترین مسئله‌ی اسلام است!، داستان این است که این‌ها دردی از ما دوا نمی‌کند! علما و دانشمندان هرکه هستند؛ و متفکران و روحانیونِ سرشناس هر اندیشه‌ای که در سر دارند، تا وقتی دردهای جامعه را چاره نکنند صرفاً نویسندگانی محترم و منبریانی معزز خواهند بود که به معیشتِ عزتمندانه‌ی خود مشغول‌اند و بس!
 
با بلوغِ زودرسِ کودکان به دلیل «مواجهه با پوشش‌های اندام‌نما» چه باید کرد؟ با زیبایی‌های بدنی‌ای «که دیگر چندان پوشانده نمی‌شوند» چه باید کرد؟ نباید تحریک شد؟ بخشنامه صادر کنیم که کسی تحریک نشود؟! یا بگوییم اگر تحریک شد، بابتش ناراحت نباشد؟! آیا اعلام کنیم که در این زمینه‌ها کسی هراسی به دل خود راه ندهد؟! محیط‌های عمومی را هم مثل محیط‌های خصوصی به امانِ همان خدایی بگذاریم که زمانی می‌گفت بدون حرکت، برکت نمی‌دهد؟! راستی! چرا «مراعاتِ آداب ارتباطی زن و مرد» را برای محیط‌های خصوصی توصیه می‌کنیم؟ فایده‌ی این توصیه چیست وقتی فرزندِ همان خانواده‌ی مبادی‌آداب هم وقتی به خیابان می‌رود دقیقاً با همان چیزی روبرو می‌شود که در خانه مواجه نمی‌شد؟!
 
اگر برخی متفکران خود را از حضرت روح‌الله بصیرتر می‌دانند، اگر گمان می‌کنند پیش از آن‌ها همه نادان بوده‌اند و «عقل» با آن‌ها آفریده شده!، اگر بعضی‌ها غرق‌شده‌اند در توهمِ «آه! من چه متفاوت فکر می‌کنم!»، و اگر عده‌ای حتی ابا نمی‌کنند از مصاحبه کردن با خبرنگاران خائن و درآمدزایی برای فری‌لَنسِرهای فراری(10) ‌، این‌گونه افراد لابد خودشان هم خبر دارند که چندان به درد مردم نمی‌خورند!
 
کسی به «درد» می‌خورد که بگوید «اگر اندام‌نمایی آزاد شد و پوشاندنِ بدن، غیراجباری»، آن‌وقت شهوت‌جوییِ زودهنگامِ کودکانِ کنجکاو را با کدام مکانیسم مدیریت خواهیم کرد؟ با کدام شیوه از «تحریکِ بی‌موقعِ نیروی کار» ممانعت به عمل می‌آوریم؟ با چه روشی جلوی «فاصله افتادن میان همسران و سرد شدن روابط زناشویی» را می‌گیریم؟... چقدر از دزدی‌ها و دروغ‌ها و تهمت‌ها و غیبت‌ها و تجاوزها ریشه در «شهوت گرا شدن» آدم‌ها دارد، و «اندام‌نمایی در خیابان و رسانه»‌ شهوت گرایی انسان را افزایش می‌دهد یا کاهش؟! «غیراجباری کردنِ پوشش» چه کمکی به شهوت‌محور نبودنِ انسان‌ها می‌کند؟! و چه دردی از بلوغ‌های زودرس و کم‌انگیزگی‌های شغلی و تحصیلی و خیانت‌های زناشویی مداوا می‌کند؟... 
قصه گفتن و خواب کردنِ بیمار که طبابت نیست!
 
.......................................................................................................................................
پی نوشت:
1-  صحيفه امام، جلد 6، صفحه 329، سخنرانى در جمع روحانيون و طلاب حوزه علميه قم در مدرسه فيضيه، 15 اسفند 1357
2  - مرکز صهبا. (1390). دغدغه‌های فرهنگی: شرح مزجی یکی از بیانات محوری مقام معظم رهبری در سال 1۳۷۳ با استفاده از دیگر بیانات معظم له (صص. 80-82). تهران: موسسه ایمان جهادی.
  3- مرحوم آیت‌الله طالقانی گرچه از مخالفین حجاب اجباری بودند و گمان داشتند که حجاب حتی برای زنان مسلمان هم اجباری نیست! اما در جایی هم گفته بودند که «خانم‌های ما قطع‌نظر از مسلمان بودن، حافظ سنت شرقی هستند و این سنت شرقی، اصالت است. اگر یک کشوری بخواهد مستقل باشد، معنایش این نیست که فقط دروازه‌هایش را محدود کند بر روی دنیا، این است که سنتش را حفظ کند، معارف را حفظ کند، شخصیت‌ها را حفظ کند.. حجاب اسلامی نص صریح قرآن است... آیه حجاب برای شخصیت دادن به زنان است، شخصیت انسانی و ملی‌اش در کشور ما...‌ ما، اسلام، قرآن و مراجع دینی می‌خواهند زنان ما شخصیتشان حفظ بشود..»
4  - «فیلم سلطان و شبان درست شده بود، سریال قشنگی بود اما زن‌های بدحجاب در آن بودند. خشکه‌مقدس‌ها خیلی سروصدا راه انداخته بودند. من رفتم به امام گفتم که چنین چیزی است و خیلی خوب است یعنی مردم را مشغول می‌کند و یک مقدار جالب است و جنبه‌های هنری‌اش هم خوب است ما خودمان ازلحاظ اینکه مردم به صداوسیما علاقه‌مند بشوند موافقیم ولی ازلحاظ شرعی شبهه دارد. شما یک شماره این سریال را ببینید اگر اشکال دارد، ما این را پخش نکنیم. ایشان دیده بودند، فردا به من گفتند نه خوب است پخش کنید...» یکی از خاطرات شخصی که آقای اکبر هاشمی رفسنجانی از حضرت امام نقل کرده‌اند؛ گزیده مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی، سال 1390 
5  - بررسی ضوابط و مقررات پوشش دانشجویان در دانشگاه‌های مطرح دنیا
6  - تا 1384، مسئله‌ی حجاب در کشور ایران «سه» قانون روشن و مشخص داشت:
اول - برابر ماده‌ی 102 قانون تعزيرات مصوب 1362 مجلس شورای اسلامی هر كس علناً در انظار و اماكن عمومي و معابر تظاهر به عمل حرامي نمايد علاوه بر كيفر عمل تا 74 ضربه شلاق محكوم مي‌گردد و درصورتی‌که مرتكب عملي شود كه نفس عمل داراي كيفر نیست ولي عفت عمومي را جریحه‌دار نمايد، فقط تا 74 ضربه شلاق محكوم مي‌گردد. 
تبصره: زناني كه بدون حجاب شرعي در معابر و انظار عمومي ظاهر شوند، به تعزير تا 74 ضربه شلاق محكوم خواهند شد.
دوم - برابر مواد 2 و 4 قانون نحوه رسيدگي به تخلفات و مجازات فروشندگان مصوب 1365 مجلس شورای اسلامی کسانی که در انظار عمومی وضع پوشیدن لباس و آرایش آنان خلاف شرع و یا موجب ترویج فساد و یا هتک عفت عمومی باشد، توقیف و خارج از نوبت در دادگاه صالح محاکمه و حسب مورد محکوم می‌گردند به یکی از مجازات: یک - تذکر و ارشاد. دو - توبیخ و سرزنش. سه - تهدید. چهار -  ۱۰ تا۲۰ ضربه شلاق یا جریمه نقدی از ۲۰ تا۲۰۰ هزار ریال برای استفاده‌کننده. پنج - ۲۰ تا۴۰ ضربه شلاق یا جریمه نقدی از ۲۰ تا۲۰۰ هزار ریال در مورد استفاده‌کننده. و برابر تبصره‌ی 2 از ماده‌ی 2 همین قانون، مجرمي كه كارمند است علاوه بر مجازات فوق‌الذکر به يكي از مجازات زير محكوم می‌شود: یک - انفصال موقت تا دو سال. دو - اخراج و انفصال از خدمات دولتي. سه - محروميت از استخدام به مدت پنج سال در كليه وزارتخانه‌ها و شرکت‌ها و نهادها و ارگان‌های عمومي و دولتي.
سه - برابر ماده 638 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1375 مجلس شورای اسلامی هركس علناً در انظار و اماكن عمومي و معابر تظاهر به عمل حرامي نمايد، علاوه بر كيفر عمل، به حبس از ده روز تا دو ماه يا تا 74 ضربه شلاق محكوم می‌گردد و درصورتی‌که مرتكب عملي شود كه نفس آن عمل داراي كيفر نیست ولي عفت عمومي را جریحه‌دار نمايد، فقط به حبس از ده روز تا دو ماه يا تا 74 ضربه شلاق محكوم خواهد شد. و باز برابر با تبصره‌ی همین ماده زناني كه بدون حجاب شرعي در معابر و انظار عمومي ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه و يا از پنجاه‌هزار تا پانصد هزار ريال جزاي نقدي محكوم خواهند شد.
چرا بی‌حجابی جرم است؟ - از منظر حقوقی، اگر قوانین ذکرشده را به‌درستی «رکنِ قانونی» جرم بدحجابی در نظر بگیریم، «رکنِ مادی» این جرم نیز روشن است: عنصر «آسیب‌زننده» که پوششِ «خلاف شرع» یا «موجب ترویج فساد» و یا «موجب هتک حرمت عمومی» دارد، «ثبات اخلاقی اجتماع» را به مخاطره می‌اندازد و موجب پدید آمدن عنصر «آسیب‌دیده» می‌شود. و دست‌آخر «رکن معنوی» این جرم نیز دقیقاً در هنگام شکل‌گیری «نيت و انديشه» ی فرد برای سرپیچی از «قانونِ الزام‌آور کشور» حاصل می‌شود. دقت کنیم که اصلاً نیازی نبود که هر سه رکن محقق شود. یعنی وجود همان قوانین (رکن قانونی) برای جرم انگاری این رفتار کفایت می‌کرد اما خصوصاً در مورد بدحجابی، ازقضا هر سه رکن «جرم بودن» در اغلب موارد رخداد این جرم حضور دارند. بدین معنا که اغلب مجرمین این حوزه هم قانون را نادیده گرفته‌اند (رکن قانونی)، هم می‌دانسته‌اند که دارند چنین می‌کنند (رکن معنوی)، و هم به ثبات اخلاقی جامعه آسیب‌زده‌اند. (رکن مادی)
7  - «در ایران ۸۰ درصد دختران دبیرستانی با یک پسر دوست هستند و حتی ممکن است ارتباط جنسی هم داشته باشند که خانواده‌ها و مسئولین مدارس از این موضوع بی‌اطلاع هستند... نوجوانان آگاهی کافی نسبت به این مسئله ندارند و ارتباطاتشان به ازدواج منجر نمی‌شود که این امر مطمئناً پیامدهای ناگواری را برای آن‌ها به همراه خواهد داشت.. در حدود ۲۰ سالی که من در این زمینه تحقیق و پژوهش انجام داده‌ام، در نامه‌هایی که از سوی ۸۵ درصد از دختران در خصوص ارتباط‌های عاشقانه دریافت کرده‌ام مربوط به سن ۱۲ تا ۲۵ سالگی بوده و ۱۵ درصد از نامه‌ها مربوط به پسران بین ۱۴ تا ۱۷ ساله است. در این میان دختران بیش از پسران آسیب‌پذیر بوده و با پیامدهای بیشتری در این خصوص مواجه خواهند شد.»؛ دکتر محمود گلزاری عضو هیئت‌علمی دانشگاه علامه طباطبایی؛ اینجا
8  - نمایش تصاویر بانوان ساپورت‌پوش در مجلس
9  - برابر قانون «راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب» مصوب 1384 شورای عالی انقلاب فرهنگی، نیروی انتظامی ازجمله موظف است به «اعلام حدود و ضوابط قانوني عفاف و ملاك‌هاي بدحجابي در جامعه به‌منظور تشخيص مصاديق آن»، «الزام اتحاديه‌ها، سنديكاها و صنوف در مقابله با بدحجابي»، «تذكر به افراد بدحجاب و برخورد با آن‌ها طبق ضوابط قانوني در اماكن عمومي شهر»، «برخورد قانوني با افراد خياباني، افراد بدحجاب و باندهاي اصلي فساد و فحشا»، «نظارت و كنترل قانوني و اصولي بر وضعيت اماكن تفريحي و عمومي نظير پارك‌ها، سالن‌هاي سينما، سالن‌ها و اماكن ورزشي، كوهستان‌ها، سواحل دريايي، جزاير، مناطق آزاد تجاري، فرودگاه‌ها، پايانه‌ها»، «ممانعت از توليد، توزيع و نمايش محصولات سمعي و بصري غیرمجاز و نمايش لباس‌هايي كه موجب بی‌عفتی و بدحجابي مي‌شوند»، «كنترل و نظارت جدي بر رعايت حدود و ضوابط قانوني عفاف در مجتمع‌هاي مسكوني، برج‌ها و شهرك‌ها از طريق مديريت بر این‌گونه اماكن»، «الزام برگزارکنندگان جشن‌ها و مراسم عروسي به رعايت شئون اسلامي و كنترل افراد شرکت‌کننده در آن و برخورد جدي با مراكز غیرقانونی و فاقد مجوز»، «نظارت مستمر بر اماكن تجاري عمومي شامل فرودگاه‌ها و مجتمع‌هاي مسكوني، نمايشگاه‌ها و ... بر نحوه پوشش و بازرسي از اين اماكن در رفع بدحجابي»، «توقيف خودروهاي دولتي كه سرنشينان آن شئون اسلامي را رعايت نمي‌كنند»، «اعلام نظر در خصوص فعاليت‌ يا عدم فعاليت بخش‌هايي كه مي‌تواند موجب ترويج فساد شوند» / متن كامل قانون گسترش راهكارهاي اجرايي عفاف و حجاب
10- Freelancer | شخصی که به معنای «کارمند کسی یا جایی بودن» شاغل نیست بلکه به‌صورت ساعتی یا پروژه‌ای با برخی مجموعه‌ها کار می‌کند و دستمزد می‌گیرد «فری‌لَنسِر» نامیده می‌شود. بعضی از مهم‌ترین خبرنگاران ایرانی فراری مقیم خارج از کشور فری‌لنسر هستند و همزمان با چندین مجموعه به‌صورت پروژه‌ای کار می‌کنند. (مانند معصومه علی نژاد قُمکیلایی مشهور به مسیح علی نژاد!) درآمد این افراد کاملاً به کیفیت کارشان وابسته است و هر اقدامی که به غنای محصولات رسانه‌ای آن‌ها کمک کند سبب افزایش درآمدشان می‌گردد. یکی از روش‌های مرسوم این افراد برای بالا بردن کیفیت کار و افزایش دستمزد، گرفتن مصاحبه تلفنی با شخصیت‌های مشهور در داخل کشور است. بسیاری از شخصیت‌های وطن‌پرست و دین‌دار داخلی هم نمی‌دانند که مصاحبه کردن با این عناصر دقیقاً به افزایش درآمد آن‌ها می‌انجامد و مهم‌ترین دلیل تماس هم همین است! اگر گفته می‌شود که شخصیت‌ها از مصاحبه با خائنین پرهیز کنند به این خاطر است که این نیروها کارمند جایی نیستند که دستمزدی دائمی داشته باشند. درواقع از طریق همین مصاحبه‌ها زندگی می‌کنند و از شخصیت‌های نظام جمهوری اسلامی بعید است که لوازم زندگی خائنین را – تا وقتی توبه اجتماعی نکرده‌اند - فراهم کنند
 



اماکن مقدس موصل یک سال پس از اشغال + تصاویر
سی ان ان منشر کرد:

اماکن مقدس موصل یک سال پس از اشغال + تصاویر

موصل دومین شهر بزرگ عراق در طول یک سال اخیر بارها شاهد ویرانی گسترده اماکن مذهبی و تاریخی بوده است.

به گزارش گروه بین الملل فرهنگ نیوز، یک سال از زمان اشغال موصل توسط تکفیری های داعش می گذرد. درست یک سال پیش در همین زمان با حمله ی داعش به عراق بسیاری از معادلات در سطح خاورمیانه دگرگون شد. تکفیری های داعش پا را از سوریه فراتر نهاده و وارد دومین کشور منطقه شده اند.

هم اکنون تکفیری های داعش مناطق وسیعی از دو کشور عراق و سوریه را تحت تصرف خود دارند که به باور شماری از کارشناس وسعت سرزمین های خلافت خود خوانده ابوبکر البغدادی چیزی در حدود کشور بریتانیا می باشد.

نحوه زندگی شهروندان تحت سیطره داعش یکی از موضوع ابهام آمیز است که تا کنون به دلیل عدم وجود اسناد، تصاویر و فیلم هایی در این باره کمتر مورد توجه قرار گرفته است. سی ان ان تصاویری در این رابطه و چگونگی زندگی شهروندان در موصل دومین شهر بزرگ عراق بدست آورده که در زیر قابل مشاهده است:

 

تخریب مرقد مطهر یحیی ابوالقاسم
تخریب مرقد مطهر یحیی ابوالقاسم تخریب مکان منتسب به دانیال نبی
تخریب مکان منتسب به دانیال نبی تخریب مکان منتسب به امام حسن (ع)
تخریب مکان منتسب به امام حسن (ع) تخریب مزار شیخ ابراهیم
تخریب مزار شیخ ابراهیم تخریب مکان منتسب به دانیال نبی
تخریب مکان منتسب به دانیال نبی توهین به مکان های مقدس شیعیان
توهین به مکان های مقدس شیعیان تخریب مرقد مطهر شیث نبی
تخریب مرقد مطهر شیث نبی مقبره شیث نبی
مقبره شیث نبی
انتهای پیام



میخ محکم دستگاه قضا بر زمین فساد / دانه‌درشت‌ها باور کنند که در امان نیستند!
دستگاه قضایی را با اخلاق رسانه‌ای یاری کنیم؛

میخ محکم دستگاه قضا بر زمین فساد / دانه‌درشت‌ها باور کنند که در امان نیستند!

حمید بقایی، شخصیتی پرسروصدا که به تعبیر برخی نزدیکانش «پرونده‌هایش چندان هم کم نیست!»، از اواسط بهمن 93 که در حرم امام (ره )گفته بود «شنونده خودش باید عاقل باشد و ملت ایران همگی عاقل‌اند!» عملاً در سکوت به سر برده بود.

گروه سیاسی فرهنگ نیوز- محمد حسین امینی: حمید بقایی، جز بحث شکایتش از احمد توکلی که 30 فروردین آغاز شد و 27 اردیبهشت با انصراف او از شکایت خاتمه پیدا کرد، هیچ حضور رسانه‌ای مؤثری در ماه‌های اخیر نداشته است. وی به طرز عجیبی روز شنبه 16 خرداد در گفتگو با خبرگزاری آریا «حرف‌هایی» بر زبان می‌آورد و درد دل‌هایی می‌کند و مرتکب عقده‌گشایی‌هایی می‌شود که  تیتر روزنامه‌های صبح یکشنبه را کاملاً به خود اختصاص می دهد! تا آنجا که برخی خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها از فرط تعجب تیترهایی مثل «خط‌ و نشان کشیدن فلانی برای دولت!» و یا «فلانی بهمانی را تهدید کرد!» انتخاب می‌کنند. البته صبحِ یکشنبه هنوز همه منتظر واکنش رسمی دولت بودند و کسی نمی‌دانست که حمید بقایی تا احضار، بازجویی و بازداشت فاصله‌ای کمتر از 24 ساعت دارد!

آخرین سِمَت حمید بقایی در دولت احمدی‌نژاد همان مسئولیتی است که امروز بر دوش محمد نهاوندیان است: معاونت اجرایی رئیس‌جمهور و سرپرستی نهاد ریاست جمهوری. جایگاهی که خودبه‌خود بقایی را به کانون درگیری‌های رسانه‌ای حامیان و مخالفان احمدی‌نژاد می‌کشاند و سبب می‌شد که اکثر گل‌ها و گوجه‌ها به سمت او پرتاب شود!

تیر 88 به خاطر مشارکت در هیئت مؤسس کانون جهانگردی و اتومبیل‌رانی جمهوری اسلامی ایران موردنقد قرار گرفت. آن روزها دبیر مناطق آزاد تجاری دولت هم بود. یعنی دقیقاً همین مسئولیتی که این روزها اکبر ترکان بر عهده دارد. البته ترکان و بقایی داستان‌های درازی هم باهم دارند!

ترکان و بقایی، از تعامل هرچه بیشتر تا...!

30 خرداد 92 بود که ترکان و بقایی به‌عنوان نمایندگان روحانی و احمدی‌نژاد مسئول «پیشبرد امور و تعامل هرچه بیشتر در دوره انتقالی دولت‌های دهم و یازدهم» انتخاب شدند. شاید خیلی جای پرسیدن نداشت که چرا بقایی انتخاب شد؟ او مسئول دفتر ریاست جمهوری بود! ترکان و بقایی همکار شده بودند اما باز کسی گمان نداشت که دو هفته بعد قرار است عباس سلیمی نمین در جلسه تحلیل و بررسی علل رأی آوردن دکتر روحانی بقایی را حامی قطعی روحانی بنامد![1]

البته همه حرف‌های آن روزها درباره بقایی «عجیب» نبود. مثلاً اکبر اعلمی نماینده اصلاح‌طلب سابقِ مجلس کمتر از یک هفته بعد، نه‌تنها حرف سلیمی نمین را درباره بقایی تکرار نکرد، بلکه ازجمله پیش‌بینی کرد که بقایی و دوستانش دیر یا زود بازداشت خواهند شد و حتی ممکن است انتقام‌جویی‌هایی گریبان گیر آن‌ها شود!

آغاز درگیری

شاید کشمکش‌ها دقیقاً از آخرین هفته تیرماه 92 و با مقاله روزنامه بهار شروع شد که بحث «زمین‌خواری» را پیش می‌کشید «...بعضی از افراد نامی در دولت دهم در سازمان مبارزه با مفاسد اقتصادی پرونده‌های عظیم زمین‌خواری دارند. البته بیشتر این پرونده‌ها مربوط به مناطق آزاد به‌خصوص جزیره کیش است که در زمان ریاست بقایی در ریاست سازمان مناطق آزاد به افرادی خاص و بدون طی روال قانونی واگذار شده است. حتی یکی از مدیرعاملان قبلی جزیره کیش هم به این دلیل در حال حاضر در زندان به سر می‌برد.»

در 8 مرداد 92 روزنامه آینده به‌طور غیرمستقیم از تئوری مقابله‌به‌مثل گفت! «اواخر دولت آقای خاتمی بود که آقای احمدی‌نژاد طی نامه‌ای در 17بند از آقای خاتمی درخواست کرد تا نقل و انتقالات، استخدام و قراردادی صورت نگیرد . اما حالا حمید بقایی، معاون احمدی‌نژاد می‌گوید: دولت مستقر تا ۱۲ مرداد قانوناً اداره کشور را بر عهده دارد.»

ترکان با البرزنیوز گفتگو کرد و گفت سازمان تأمین اجتماعی هتل هما را به شکل نادرستی واگذار کرده است! حالا دیگر هر دو تیم گرم شده بودند و بازی داشت دیدنی می‌شد و انگارنه‌انگار که این دو نفر به هدف «تعامل هرچه بیشتر» منصوب‌شده بودند!

13 مرداد شایعه شد که شورای عالی انقلاب فرهنگی صرفاً به این دلیل از دانشگاه جامع ایرانیان استقبال نمی‌کند که بقایی و مشایی عضو هیئت مؤسسین آن هستند! بقایی یعنی همان کسی که سفیر «تعامل هرچه بیشتر» دو دولت در دوران گذار است! از همین‌جاها دیگر اندک‌اندک می‌توانیم مردم هاج و واجی را ببینیم که نمی‌دانند مسئولین مشغول آوردن چه بلایی بر سر یکدیگر هستند.

صبح فردای پخش شدن این شایعه مراسم تودیع و معارفه بقایی و نهاوندیان بود. این مراسم با حضور مدیران بخش‌های مختلف نهاد ریاست جمهوری برگزار شد و ازقضا حاشیه‌ای نداشت!

فردای این مراسمِ بی حاشیه حمید بقایی به استناد نامه‌ای تأیید نشده و شایعه گونه متهم شد به اینکه «نمی‌گذارد وزرا مستقیماً با روحانی دیدار داشته باشند و آن‌ها را مجبور می‌کند تا قبل از دیدن رئیس‌جمهور جدید گزارش‌های او را ببینند!» و این شایعات می‌گشت و می‌گشت تا «تعاملِ هرچه بیشتر!» با جاگیری مناسب و شلیک بعدی از پا بیفتد!

7 شهریور 92 ماجرای معروف به 16 میلیارد کلید خورد. گفته می‌شد دقیقاً روز تحلیف حسن روحانی، حمید بقایی یک چک 16 میلیاردی را از ذی‌حسابی نهاد ریاست جمهوری به‌حساب کوتاه‌مدت بانک ملت به نام دانشگاه غیردولتی، غیرانتفاعی جامع بین‌المللی ایرانیان واریز کرده است. گفته می‌شد بقایی در دفاع از خود گفته است که «این مبلغ قرض بوده و بازگردانده خواهد شد!» خلاصه پای دیوان محاسبات وسط می‌آید و مبلغ مربوطه به‌کلی بلوکه می‌شود. بقایی تکرار می‌کند که کار او و احمدی‌نژاد قانونی بوده و حتی به‌صراحت گفت که به هیچ‌کس نگفته که این پول قرض بوده! خلاصه اینکه مردم با اندک هوشی باید متوجه می‌شدند یکی دارد دروغ می‌گوید! بقایی همه خبرگزاری‌ها را به شکایت تهدید کرد و گفت که اساساً از 13 مرداد تا آن روز با هیچ رسانه‌ای هیچ مصاحبه‌ای نداشته است!

فردای تکذیب‌های بقایی شایعه جدیدی پخش شد: «این حساب بانکی، شخصی و دو امضایی بوده و صرفاً احمدی‌نژاد و بقایی می‌توانستند از آن برداشت کنند!» این شایعه در حقیقت می‌خواست بگوید که رئیس‌جمهور قبلی مرتکب 16 میلیارد اختلاس شده است! و این اتفاق‌ها داشت دقیقاً جلوی روی مردم می‌افتاد. به‌هرحال دادستانی حساب را بسته بود و همه‌چیز برای همیشه منتفی به نظر می‌رسید!

اکبر ترکان که «تعامل هرچه بیشتر» را روی زمین و در موضع ضعف می‌دید! ضربات خود را منظم‌تر کرد و 48 ساعت بعد در تلویزیون و جلوی چشم میلیون‌ها ایرانی مسئله‌ای جدید را پیش کشید: ارث پدر! «...ساختمانی را در منطقه آزاد قشم برای دانشگاه احمدی‌نژاد (ایرانیان) واگذار کردند که همه این تخلفات در این حیاط‌خلوت انجام‌شده؛ این ساختمان از اموال منطقه آزاد است، مال دولت است به چه حسابی اجاره داده شده است؟ چرا این اموال تاراج شده است؟ مگر ارث پدرتان است؟!...»

بقایی هم کم نیاورد و مصاحبه کرد و حرف‌های ترکان را «اتهاماتی بی‌اساس و بی‌پایه نسبت به دوران مسئولیت وی در دبیرخانه شورای هماهنگی مناطق آزاد و ویژه» خواند و از او خواست تا حرفش را پس بگیرد! همان‌طور که توجه دارید این دعواهای شبه کودکانه دقیقاً در محضر مردم ایران در حال رخداد است...

48 ساعت بعد ترکان اسناد موردنظرش را در قالب نامه‌ای سرگشاده! خطاب به بقایی منتشر کرد و عرصه عمومی را به دادگاهی بزرگ علیه دولت سابق تبدیل کرد. نامه او مفصل و جزئی و گویا بود. یک هفته بعد بقایی این‌طور از خود دفاع کرد که «عودتِ ۱۶میلیارد تومان داوطلبانه بود، ترکان فکر نکند کمیسر پلیس است!!» ماجرا در حالی ادامه پیدا می کرد که توگویی در کشور ایران همین دو نفر در وسط زمین ‌بازی بوده‌اند و دیگران نشسته بودند تا ببینند کدام شان دیگری را نابود خواهد کرد! اصلاً انگارنه‌انگار که قانونی هست و هرکس مسئولیتی دارد و هر بررسی شیوه‌ای دارد.

ترکان هم کم نیاورد و به شرق گفت «...مهم استرداد اموال است. اگر تاکنون استرداد اموال مربوط به دولت و مناطق آزاد داوطلبانه بوده من تشکر می‌کنم و درخواست دارم باقی این اموال را هم به‌صورت داوطلبانه بازگردانند... اگر این اموال از راه منطقی و معمول بازگردانده نشود مراجع قضایی حتماً به وظیفه خود عمل خواهد کرد اما اگر بازگردانده شدن اموال هم به‌صورت داوطلبانه باشد بهتر است!»

هنوز خاکِ آخرین نبرد ننشسته بود که حمله «انتقال هدایا» کلید خورد! تا ضربات متعددی که بر سروصورت افکار عمومی می‌خورد تمامی نداشته باشد. شایعه می‌گفت: «۲۵۳۰ قطعه از هدایای ریاست‌جمهوری در دوره احمدی‌نژاد به‌وسیله هشت کامیون از موزه هدایای رییس‌جمهوری منتقل‌شده... برخی شنیده‌ها حکایت از احتمال به حراج گذاشته شدن اموال خارج‌شده از موزه هدایای ریاست‌جمهوری به نفع دانشگاه ایرانیان دارد!» بقایی هم اساساً اظهار بی‌اطلاعی کرد! «من در جریان خبر انتقال هدایای ریاست‌جمهوری از محل نگهداری آن‌ها در موزه نیستم ولی فکر می‌کنم این خبر نیز در ادامه خبرسازی‌های اخیر باشد... اساساً جابه‌جایی اموال در مجموعه‌های دولتی به این راحتی‌ها نیست!»

تنها 10 روز بعد نبرد بعدی شروع شد: ساختمان لادن!

وقتی خودمان را جای افکار عمومی در آن دوران می‌گذاریم باید حق داشته باشیم گمان کنیم که مسئولین دولت قبل عده‌ای دزد بی‌سروپا بوده‌اند که هرروز در روزنامه‌ها یک مال و اموالی پیدا می‌شود که آن‌ها می‌خواسته‌اند آن را بالا بکشند! شاید به همین دلیل است که بعضی‌ها فکر می‌کنند تنها تخصص ما ایرانی‌ها آبگوشت بزباش است! چون اعصاب کار مفیدتر برای مردم نگذاشته‌ایم!

ساختمان لادن را «جایی که احمدی‌نژاد و اعضای دولت سابقش هفته‌ای یک‌بار دورهم جمع می‌شوند و مسائل کشور را موردبررسی و تجزیه‌وتحلیل قرار می‌دهند!» معرفی کردند. ساختمانی که با توطئه‌ای اسرائیلی! از صداوسیما گرفته و به اموال دانشگاه ایرانیان افزوده‌ شده بود! ساختمانی غصبی! که «احمدی‌نژاد و یاران اشغالگرش! قصد دارند با برگزاری جلساتی در آن خود را برای ورود مجدد به قدرت در ۴ سال آینده آماده کنند!»

بقایی مثل مورد سابق گفت که «من از این موضوع که حکم تخلیه برای ساختمان لادن آمده یا خیر، اطلاعی ندارم و باید از معاون تدارکات این موضوع را بپرسید!»، خبرگزاری فارس نوشت که «دولت تدبیر و امید، عزم جدی در بازگرداندن ساختمان‌هایی که در دولت دهم به نهاد‌ها و شخصیت‌های مختلف واگذار شده است را دارد که ساختمان لادن هم جزو آن‌هاست.» و نهایتاً مصطفی پورمحمدی گفت «وزارت دادگستری در جای مناسبی قرار ندارد و محیطش تجاری است و جا و مساحت آن محدود است» تا ابهام دراین‌باره که ساختمان لادن چه کارکردی باید داشته باشد رفع شود!

6 روز بعد در چهارم مهر خبر آمد که احمدی‌نژاد به دیدار رهبر انقلاب رفته تا درباره دانشگاه ایرانیان صحبت کند. همه طبعاً منتظر نتیجه دیدار بودند. اما نامه‌ای به‌شدت جالب منتشر شد! حمید بقایی یعنی همان شخصیت اصلی قصه ما که آن روز معاون امور پشتیبانی دانشگاه ایرانیان بود! در نامه‌ای خطاب به دکتر حسن روحانی خواستار کمک مالی دولت به دانشگاه ایرانیان شد!! درخواست‌ها را دقت کنید «۱- از ردیف‌های موجود بودجه حداقل پانصد میلیارد ریال کمک مالی شود. 2- از ساختمان‌های مناسب موجود دولتی در تهران و مراکز استان‌ها به دانشگاه هدیه شود و یا برای بهره‌برداری در اختیار قرار گیرد. 3- در محل مناسب اطراف تهران زمین به وسعت حدود دویست هکتار جهت احداث ساختمان‌ها و تأسیسات واگذار گردد. 4- مسئولین دولتی به‌ویژه در وزارتخانه‌های علوم و تحقیقات و فناوری بهداشت و درمان و آموزش پزشکی و امور خارجه همکاری و پشتیبانی لازم را به عمل ‌آورند. 5- هر نوع کمک دیگری که صلاح بدانید!»

این وضعیت به‌خوبی نشان می‌داد که بازی مسئولین با اعصاب مردم رو به پایان نیست چون این نامه‌های عجیب می‌توانست علنی نشود!

9 روز بعد حمید بقایی خواست بعضی از حمله‌های این مدت را جبران کند! محمدعلی نجفی که عملاً در سازمان میراث فرهنگی جانشین او شده بود مجسمه‌ای تحت عنوان شیر دال را از آمریکایی‌ها تحویل گرفته بود و معتقد بود که این مجسمه را به کشور برگردانده. بقایی البته نگذاشت جشن بازگشتن شیر دال به کام نجفی شیرین باشد و به‌طور تفصیلی ابراز داشت که این مجسمه تقلبی است! و از نجفی پرسید «مگر موزه ملی محل نگهداری اشيای تقلبی است. هر تراشکار و آهنگری می‌تواند اين جام را بسيار زيباتر بسازد و آيا ما بايد اسم آن را اثر فرهنگی بگذاريم و آن را به موزه ملی بفرستيم؟!»

انسان از حجم همدلی مسئولین و تعامل هرچه بیشتر آن‌ها حقیقتاً متعجب می‌شود! اما قضیه انگار قدری فروکش کرد. تقریباً از مهر 92 تا اواسط بهار 93 آتش‌بس نسبی برقرار شد و دعواها در سطح تحلیلی باقی ماند و بازیگران اصلی یقه همدیگر را جلوی مردم ول کردند!

اما در اواخر اردیبهشت 93 این بار نجفی بود که انتقام 8 ماه پیش را گرفت! او در مصاحبه مفصلی که 31 اردیبهشت با روزنامه اعتماد داشت ازجمله درباره «سازمانی که زمانی در اختیار بقایی بود» حرف زد و آنچه تحویل گرفته بود را به مخروبه‌ای نیازمند خاک‌برداری تشبیه کرد![2]

ماجرای لیست  مشکوک بدهکاران بانک مرکزی

شاید کسانی گمان می‌کردند این صرفاً یک جواب به حرف‌های 8 ماه پیش بوده اما همه گمان‌ها باطل شد وقتی هنوز 9 روز نگذشته بود که ترکان که حالا عنوانش «مشاور ارشد رئیس‌جمهور و دبیر شورای هماهنگی مناطق آزادِ تجاری-صنعتی و ویژه اقتصادی» بود، دوباره و این بار در مصاحبه با پایگاه جمهوریت، تهاجم علنی و قبل از محاکمه را به کف خیابان‌های رسانه‌ای کشاند و بقایی را متهم کرد به اجاره دادن یک محل به خودش!![3]

اما این بار قصه بسیار جدی‌تر از این حرف‌ها بود! در فاصله 48 ساعت لیستی مشکوک هم به شکل بسیار گسترده‌ای توزیع شد: «ليست محرمانه كميته وصول مطالبات بانك مركزي!». یکی از اسامی این لیست هم همان‌طور که می‌توانید حدس بزنید حمید بقایی بود اما رقمی که تحت عنوان معوقه بانکی مطرح شده بود بسیار سرسام‌آور و غیرقابل‌پیش‌بینی بود: «آقای حمید بقايي؛ معاون سابق رییس‌جمهور ایران؛ ٣١٠٠ ميليارد تومان!!»

یعنی در کمتر از 2 هفته حمید بقایی شخصیتی بود که یک ویرانه‌ی نیازمند خاک‌برداری را به مدیر بعدی تحویل داده، چندین و چند ساختمان را خودش به خودش اجاره داده! و 3100 میلیارد تومان نیز معوقه بانکی دارد! راستی چرا هیچ‌کس در آن تاریخ فکر نمی‌کرد که با این ضربه‌های پی‌درپی‌ای که به افکار عمومی وارد می‌شود توقع سرکوب مفسدین را چطور می‌شود برآورده کرد؟ آیا هیولا ساختن از کسانی که مدتی پیش همه‌کاره مملکت بوده‌اند جایگاه آن‌ها که امروز همه‌کاره هستند را محکم می‌کند؟! رهبر انقلاب چقدر باید روی اخلاق سیاسی تأکید کنند؟ چقدر باید بگویند که مملکت قانون دارد و هرکس هر سند و یا مدرکی علیه دیگری دارد مسیر قانون را طی کند؟! راستی فضای عمومی و رسانه‌ای جای این زدوخوردهاست؟ و آیا رسانه‌ها رکن چهارم دموکراسی هستند تا هرکس هر چیز علیه دیگری داشت در رسانه منتشر کند؟!

و اما یک ماه و نیم بعد مسئله‌ای آغاز شد که تا آخر باقی ماند! «مسئله صندوق قرض‌الحسنه شهیدان رجایی و باهنر» که از 1365 برای وام دادن به کارکنان نهاد ریاست جمهوری برپا شده بود. دولت احمدی‌نژاد این صندوق را خصوصی کرده بود و دولت آقای روحانی دوباره آن را به دولت منضم کرده بود و اصل دعوایی که حمید بقایی را به گفتگو با خبرگزاری آریا واداشت این بود که او بر این باور است که رئیس هیئت‌امنای آن صندوق است! و دولت می‌گوید سیستم قبلی لغو شده و این صندوق ازاین‌پس دولتی خواهد بود. بر سر همین مسئله بود که 16 خرداد 94 بقایی گفت از اسحاق جهانگیری شکایت می‌کند و بقیه داستان را در خبرگزاری‌ها می‌شود خواند. 36 ساعت بعدازاین تهدید به شکایت، حمید بقایی که به تعبیر سخنگوی محترم قوه قضایی عناوین اتهامی او به دلیل موانع قانونی فعلاً قابل‌گفتن نیست احضار، بازجویی و بازداشت شد.

استقلال و صلابت دستگاه قضایی بسیار قیمتی و گران‌قدر است. «سراغ مسئولین رفتن» درصورتی‌که جناحی نباشد مایه فخر مردم است. «مشمول مرور زمان نشدن جرائم» اسباب دلگرمی است. «میدان‌داری دستگاه قضایی» آرزوی مردم است. ملت ایران مشتاق برخورد با «دانه‌درشت‌ها» هستند. اما بیایید از این‌ها هم قدری فراتر برویم...

ما در هیچ حالتی نباید به بردن آبروی یکدیگر عادت کنیم. اگر فضا فضای مچ‌گیری باشد دستگاه قضایی نمی‌تواند صحیح عمل کند. اگر رسانه‌ها «ابزارهای بردن آبروی رقیب» باشند، مقتدرترین سیستم قضایی هم نمی‌تواند فضا را سالم‌سازی کند. باید خودمان را اصلاح کنیم تا جامعه اصلاح شود. دلیلی ندارد هرچه از رقیب میدانیم بر آفتاب بیفکنیم! و دلیلی ندارد جلوی مردم دست‌به‌یقه شویم.

وقتی یک دستگاه قضایی مستقل هست که صرفاً بر مبنای اسناد و مدارک عمل می‌کند، چه لزومی دارد یکدیگر را در رسانه منکوب کنیم؟ چه بهره‌ای می‌بریم از دعوای علنی؟ میز و صندلی و مقام اگر وفا می‌کرد به دست ما نرسیده بود! کاش اخلاقی رقابت کنیم.

در حالیکه قوه قضاییه برخورد با مفاسد اداری، اقتصادی و دولتی را شتاب بیشتری داده و در این مسیر جایگاه و مقام شخص متهم، هیچ مصونیتی برای وی به دنبال ندارد، برخی از رسانه ها به ویژه رسانه های اصلاح طلب با گزینشی برخورد کردن با متهمان به فساد، عملا حزب و جناح را در امر مبارزه با فساد دخیل می کنند. 

 ای کاش برخورد با فساد در این جریان (اصلاحات) و حامیان آن در دولت، به صورت سلیقه ای نبود و هر آن کس را که در هر جریان و جناحی که مرتکب فساد شده است را با رویکرد منصفانه ای پیگیری می کردند. همان گونه که در جریان اصولگرا، شخصیت هایی مانند توکلی، نادران و ... حضور دارند که پرچم مبارزه با فساد را بدون توجه به جناح و حزب در دست گرفتند و پرونده رحیمی معاون اول دولت سابق را پیگیری  و به نتیجه رساندند. اما روزنامه ها و رسانه های اصلاح طلب با پیراهن عثمان کردن این موضوع به هر آنکه مخالف یا رقیب آنها بود تاختند. به جای این می توان با تقدیر و حمایت از دستاوردهای قوه قضاییه، این دلگرمی را به مسئولان این قوه داد که رسانه ها  به عنوان نماینده افکار عمومی همگام با آنها مشی اعتدال را در برخورد با پرونده های فساد دنبال خواهند کرد.

پانوشت:

 

[1] - «...دولت هم تمام توانش را در تخریب اصولگرایان به کار گرفت، درحالی‌که به‌هیچ‌وجه با اصلاح‌طلبان کاری نداشت و حتی در برخی جهت‌گیری‌ها‌ی نیروهای نزدیک به دولت درمی‌یابید که حتی به آقای روحانی رأی دادند و افرادی مثل آقای بقایی و ... خیلی به‌صراحت اعلام کردند: به آقای روحانی رأی دادیم!»

[2] - او گفت «...یک اتفاق‌هایی در سازمان افتاده بود که نادر بود یا حتی می‌شود گفت منحصربه‌فرد بود. نمونه‌اش همین داستان انتقال بخش‌هایی از سازمان به شیراز و اصفهان است. در هیچ‌یک از دستگاه‌های دیگر، این کار را نکردند و تنها در اینجا بود که چنین تصمیمی گرفته شد. به شکلی بسیار عجولانه و بسیار ناپخته، دو بخش از سه بخش سازمان را کندند و بردند به‌سوی نابودی. میراث فرهنگی در انتقالی که به شیراز داشت و برگشت و صنایع‌دستی در رفت و برگشتی که به اصفهان داشت، به میزان زیادی از بین رفته بودند. وضعیت سازمان خیلی وضعیت بدی بود. تعبیری که من داشتم این بود که به‌راستی، مثل یک ساختمانی است که به‌کلی تخریب‌شده و آوارش هم روی زمین‌مانده است. وقتی ما وارد سازمان شدیم، تازه پس از مدت‌ها آواربرداری می‌کردیم تا ابعاد زمین دستمان بیاید و وضعیت زمین را بشناسیم، بعد برای آن یک نقشه‌ای بکشیم که ببینیم می‌خواهیم چه‌کار کنیم.»

[3] - «موسسه‌ای در دولت قبل به نام موسسه "خانه ایرانیان خارج از کشور" درست شده است که طبق اسنادی که وزارت کشور در پی استعلام ما  در اختیار دولت قرار داده است، این موسسه تحت نظارت حمید بقایی بوده  و ازنظر قانونی مسئولیت این موسسه با آقای بقایی است... ایشان به‌عنوان رییس موسسه فعالیت می‌کرده؛ درزمانی که معاون اجرایی محمود احمدی‌نژاد و دبیر مناطق آزاد نیز بوده است... بقایی به‌عنوان دبیر مناطق آزاد این ساختمان‌ها را به موسسه تحت مدیریت خود یعنی خانه ایرانیان خارج از کشور اجاره داده است! به‌بیان‌دیگر در ساختمان‌هایی که در این خصوص اجاره داده شده است خود بقایی هم موجر بوده است هم مستأجر!»





صفحه قبل1...34567...74صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران