منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
درباره

اگر از سرهایمان کوه ها بسازند هرگز در کتاب های تاریخ نخواهند خواند "خامنه ای" تنها ماند... ------------------------------------ امام خامنه ای (مدظله العالی) : ای جوانان و ای بسیجیان عزیز ، در هر جای کشور که هستید ، این بصیرت را روز به روز افزایش دهید .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->) , 


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

جریانی فرهنگ ملت را در تیررس قرار داده است
عده ای قدرت طلب در داخل از ترویج بدحجابی حمایت می کنند
جمعه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱۳:۴۷
 
امام جمعه مشهد: جریان استکبار در توسعه ی منافع مادی و استکباری خود دو چیز را نیاز دارد اول اینکه فساد و شهوت در میان مردم عادی و حتی ارزشی شودو جریان زشت نباشد و دوم فرهنگ ارزشی و عبودیت و جلوگیری فساد و شهوت ترویج نشود.

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله ، آیت الله علم الهدی در سالروز شهادت امام کاظم(ع) حرم مطهر امام رضا(ع)با مقایسه بخشی از زندگی این امام معصوم(ع) با حضرت یوسف(ع) بیان داشت:امام زندانی ما منحصر به این امام(ع) نیست بلکه امام هادی (ع)و امام عسکری(ع) هم در چنگ جنایت کاران بنی عباس مکرر به زندان رفتند اما امامی که بخشی پر پهنه از امامت خود را دور از دست شیعیان در زندان ها و سیاهچال دور از شیعیان باشد این امام(ع) است

وی در ادامه افزود: در قرآن کریم در داستان حضرت یوسف(ع) هم میبینیم وقتی یوسف در مقابل مطامع دنیوی و شهوانی زلیخاه تسلیم نشد تهدید به زندان شد که عکس العمل یوسف این بود که گفت خدایا زندان برای من محبوب تر از فسادی است که زنان مصر مرا به آن دعوت می کنند، این نقطه ی نجات از شیطان و عبودیت خدا برای یوسف بود.

امام جمعه ی مشهد مقدس تصریح کرد: جریان راهبردی در حرکت ستمگران در توسعه ی ظلم و فساد و شهوت در سیره انبیاءو اولیاء است.آنچه مهم است مجموعه ی راهبرد شیاطین در منحرف ساختن مردم از فضایل و بندگی خدا از دوران قبل تا به امروز تفاوتی نکرده است، در شگرد شیطان ابتکار و نو آوری نیست. با بررسی سیره ی انبیاء و اولیاء الهی شگرد شیاطین و عوامل استکبار جهانی را در مقابل عبودیت الهی بخوبی میتوان درک کرد و راهبرد مناسب حرکتی انتخاب نمود

عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: یوسف در آن روز زندان را به عنوان حرکت راهبردی انتخاب کرد. تقوا، بخشندگی و بزرگ‌منشی از ویژگی‌های بارز امام موسی کاظم (ع) است و این امام همام سال‌های سال به ترویج حقایق مکتب جعفری و مبارزه با ظلم و جور زمانه پرداختند.

عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: فضایل اخلاقی امام هفتم شیعیان بسیار زیاد است، اما اینکه ایشان مردم را نسبت به حقایق روزگار در مسیر خط ولایت آگاه کردند نشان‌دهنده این است که نباید هیچ‌گاه در برابر حقایق سکوت کرد.

آیت‌الله علم‌الهدی یادآور شد: با وجودی که امام موسی کاظم(ع) سالیان درازی را در زندان محبوس بودند اما در همان شرایط نیز مردم را هدایت می‌کردند.

جریان استکبار در توسعه ی منافع مادی و استکباری خود دو چیز را نیاز دارد اول اینکه فساد و شهوت در میان مردم عادی و حتی ارزشی شودو جریان زشت نباشد و دوم فرهنگ ارزشی و عبودیت و جلوگیری فساد و شهوت ترویج نشود. 

جامعه ای که در آن فسق و فجور و فحشا زیاد شود سلطه ی استکبار بر جان و مال و ناموس و عزت مردم بیشتر خواهد شد.

آیت‌الله علم‌الهدی با تأکید بر اینکه در صورت رعایت حجاب و حاکم شدن عفت و عصمت در جامعه، راهبرد شیاطین در منحرف کردن مردم بی‌اساس باقی می‌ماند، توضیح داد: در صورتی که پوشش در جامعه رعایت شود آن جامعه دیگر به جولانگاه هوس‌بازان و شهوترانان تبدیل نمی‌شود.

وی با بیان اینکه امروز هجمه‌های فرهنگی دشمن افزایش یافته است، عنوان داشت: در حال حاضر دشمن با شگرد جدیدی وارد میدان شده و فرهنگ ملت را در تیررس خود قرار داده است.

امام جمعه مشهد با اشاره به موضوع بدحجابی در کشور بیان داشت: عده‌ای قدرت‌طلب در داخل کشور از ترویج بدحجابی و بی بندوباری حمایت می‌کنند و دنبال ضربه زدن به فرهنگ و اعتقادات مردمی هستند که باید نسبت به این موضوع هوشیار بود.

وی با اشاره به اینکه سلطه استکبار در جامعه‌ای که فحشا در آن گسترش یافته، بیشتر می‌شود، اضافه کرد: امروز در کشور هرگاه سخن از حجاب و جلوگیری از فساد و شهوت‌رانی می‌شود جریانی در مقابل آن می‌ایستد که سر نخ آن در خارج از کشور است.


عضو مجلس خبرگان رهبری در پایان تأکید کرد: شیطان با منحرف کردن ذهن انسان‌ها از واقعیات می‌خواهد آنها را به منجلاب هوس و بی‌بند‌وباری سوق دهد و با بررسی سیره انبیای الهی و مسیر زندگی آنان می‌توان جامعه را از شگرد شیاطین برای منحرف کردن انسان‌ها به دور نگه داشت.

برگرفته از alamolhoda.ne




همه كتاب‌هايي كه آقا خريدند
 
 
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح ديروز از بيست و هشتمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران در مصلاي امام خميني(ره) بازديد كردند.
به گزارش «جوان» به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر رهبر معظم انقلاب، در اين بازديد دو و نيم ساعته كه آقاي جنتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي رهبر معظم انقلاب را همراهي مي‌كرد، غرفه‌داران و برخي ناشران حاضر در نمايشگاه، توضيحاتي در خصوص تازه‌هاي نشر و فعاليت‌هاي صورت گرفته در عرصه چاپ كتاب بيان كردند. «فارس» طي گزارشي در اين باره نوشت كه رهبر انقلاب در بازديد از غرفه انتشارات «شهرستان ادب» فرمودند: «مجموعه آثار بحمدالله خوب است»، همچنين وقتي كتاب «از آخر مجلس» ميلاد عرفان‌پور را به ايشان نشان دادند رهبري با اسم كوچك خطاب كردند و فرموده بودند: «اينكه كتاب اشعار ميلاد است.»

همچنين رهبر انقلاب در نشر ققنوس با امير حسين‌زادگان مدير انتشارات صحبت كرده و كتاب‌هاي «تاريخ جهان»، «ظهور ژاپن مدرن»، «جنبش‌هاي فاشيستي» و «نقش برجسته‌هاي تاريخ ساساني» از جمله كتبي بود كه به گفته مسئول غرفه به رهبري اهدا كرد. همچنين رهبر انقلاب در بازديد از غرفه نشر ثالث ضمن گپ و گفت با جعفريه مدير انتشارات ثالث در مورد تاريخچه نشر ثالث صحبت كردند و كتاب‌هايي چون «روضه نوح»، «آمديم خانه نبوديد»، «فرهنگ و هويت» و «ماهي در آب» به ايشان اهدا شد.
رهبر معظم انقلاب در ديدار از غرفه نشر مركز كتاب‌هاي «برادران كارامازوف» نوشته داستايوفسكي، ترجمه احد علي قليان، «خداشناسي از ابراهيم تاكنون» نوشته آمسترانگ ترجمه محسن سپهر، «كتاب ديوان خاقاني و كتاب گزارش دشواري‌هاي ديوان خاقاني»، نوشته كزازي را تهيه كردند.

رهبري از غرفه نشر چشمه نيز در مورد كتاب‌هاي جديد سؤال كردند و تنها كتابي هم كه توجهشان را جلب كرد، كتاب «ديوان عطار» بود.

رهبر انقلاب در بازديد از نشر ني نيز كتاب «جنبش دانشجويي پلي تكنيك تهران» نوشته عباس عبدي را تورق كردند و درباره اينكه چرا به جاي نام دانشگاه اميركبير، نام پلي تكنيك آمده است، سؤال فرمودند.

«تاريخ فلسفه سياسي از ماكياولي تا مونتسكيو»، «تفسيرهاي جديد بر فيلسوفان سياسي مدرن از ماكياولي تا ماركس»، «فرهنگ پسامدرن» نوشته عبدالكريم رشيديان، «حكمت، معرفت و سياست در ايران» نوشته مهدي فدايي مهرباني، «تضاد دولت و ملت، نظريه تاريخ و سياست در ايران» نوشته محمدعلي همايون كاتوزيان، «تاريخ انديشه سياسي غرب» نوشته جان مك للن، «نوانديشان ايراني» سيدعلي محمودي، «حديث خداوندي و بندگي تحليل تاريخ بيهقي» نوشته دكتر محمد دهقاني، «شرلي» نوشته شارلوت برونته، «ادبيات و انقلاب از آسيا تا امريكا» ترجمه علي اصغر حداد و «كينكاس بوربا» ترجمه عبدالله كوثري از جمله ديگر آثاري بودند كه رهبر انقلاب آنها را تورق كردند.

رهبري در ديدار از غرفه انتشارات صدرا كتاب «جهاد اسلامي، آزادي عقيده»را تورق كردند و از اينكه صدرا تصميم به چاپ اين كتاب از شهيد مطهري گرفته است، ابراز تعجب كردند. جلد ۱۳ يادداشت‌هاي شهيد مطهري و جلد ۳۰ مجموعه آثار نيز از جمله ديگر آثاري بود كه رهبر معظم انقلاب آنها را تورق كردند.

ارزش معرفي سبك زندگي فاطمي
«تسنيم» نيز طي گزارشي نوشت: رهبر انقلاب همچنين در غرفه انتشارات سخن از مجموعه كتاب‌هاي عبدالحسين زرين كوب ديدن كردند و ضمن جوياشدن احوال خاندان علمي از مدير انتشارات سخن، فرمودند: خاندان علمي از قديمي‌هاي نشر هستند كه چندين نسل در حوزه نشر فعاليت داشته‌اند. رهبر انقلاب همچنين در بازديد از غرفه فرهنگ معاصر كتاب‌هايي همچون «چين» اثر هنري آكسينجر، «فرهنگ معاصر عربي- فارسي»، «آسمان جان» و مجموعه كتاب‌هاي نصرالله پورجوادي را تورق كردند.
پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي ديگر غرفه‌اي بود كه ميزبان قدوم رهبر انقلاب شد. حجت‌الاسلام رشاد، رئيس پژوهشگاه در ابتداي اين بازديد توضيحاتي را درباره دانشنامه فاطمي خدمت ايشان بيان كرد. رهبري فرمودند: كتاب را تورقي كرده‌ام، اما هنوز فرصت مطالعه آن را نيافته‌ام. اما اينكه بر اساس تعاليم حضرت زهرا(س) و نوع زندگي ايشان يك سبك زندگي تعريف كرده‌ايد، قدم با ارزشي است.

زين‌الدين‌ها شهداي شاخصي بودند
گلعلي بابايي، رئيس سازمان هنري و ادبي دفاع مقدس در جريان بازديد مقام معظم رهبري به ايشان گفت: شناسنامه‌هاي مناطق طبق فرمايشات شما تدوين و منتشر شده است. رهبر معظم نيز فرمودند كتاب «حبيب، تولدي ديگر» روز گذشته به دستم رسيده است.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در بازديد از راهروي ۲۰ در غرفه شهيد زين‌الدين احوال مادر شهيد را جويا شدند و درباره شهداي زين الدين فرمودند: زين‌الدين‌ها شهداي شاخصي بودند.

معظم‌له همچنين در غرفه انتشارات صادق درباره كتاب «كبريت احمر» پرسيدند بيشتر چه مخاطباني آن را مي‌خرند؟ و مسئول غرفه در پاسخ گفت: طلاب بيشترين خريدار آن هستند. بازديد مقام معظم رهبري از نمايشگاه كتاب تهران هر ساله صورت مي‌گيرد اما سال گذشته و در اولين دوره برگزاري اين نمايشگاه توسط ارشاد دولت جديد، اين اتفاق رخ نداد.



در رثای جانباز رجب محمدزاده
مردِ مردستان
 
 
تو را «معجزه خميني» ميدانم ؛ با همه صبوري و رنج‌ها و زيبايي هايت. از چه اندوهناکی مرد؟ مرد ِمردستان. چرا رنجیده خاطر از سخنان ظاهربینانی؟ تو را مشی و مرام حسینی است...
پایگاه خبری انصارحزب الله: مي شناسمت؛ با آنکه نديده ام! آنگونه شناساي دل و روح مني که تو گويي سالهاي سال است که همجوار و همنشين تو بوده ام و تو را چونان يکي از عزيزان خويش مقرب و عزيز مي‌دانم.

بار اول که تصويرت را ديدم ، فقط زيبايي بود. فقط زيبايي ديدم. زيبايي بود و ديگر هيچ.
آشنا بودي با دلم. ديدم مي شناسمت ؛ با آنکه پيشتر نديده ام تو را...

به فرموده جناب اويس رضوان الله عليه ؛ «روحم ، روح تو را شناخت ، آنگاه که نفس من با نفس تو سخن گفت ، زيرا روح آدمي نيز مانند تن او نفسي دارد و مومنان به رحمت الهي همديگر را مي شناسند و هر چند که سراي و خانه شان از همديگر دور و پراکنده باشد.»

بلبل نمي شود به قفس از چمن جدا/فانوس ، شـمع را نکند ز انجمن جدا
حيــرت مباد پرده بينايي کسي /کز يوسفيم در ته يک پيرهن جدا

نمي‌دانم و نمي‌فهمم کساني را که زيبايي هاي تو را نمي بينند و سبب رنجش خاطرت ميشوند. اگرچه هر جانبازي که در راه خدا از جان و اعضاي خويش گذشته است ؛ در اين سرزمين گلگون ، حقاً زيباست و من نديدم جانبازان را جز زيبارخ هاي زيبا باطني که نور و ابهت و عظمت از حضرت « بطل العلقمي » عليه السلام گرفتند ؛ اما تو جور ديگر زيباتري!

صبر را تو معنا کن. صبر زيبا را... ما رايت الا جميلا را تو شرح بده و تو تبيين کن. تا آخرين ذره جان ، به راه خدا مخلص شدن را تو تفسير کن. دردها را تو بسرا که الحق و الانصاف ، تو آن بلبل جگر سوخته اي که داغ شقایق های گلگون را زيبا ميتواند بسرايد.

کلمات من نثار زيبايي هاي تو که کمتر کسي را ياراي ديدن آن زيبايي هاست. هر که زينب کبري سلام الله عليها و درس هاي بزرگش را خوب ياد گرفته باشد ، ميداند که هر آنچه در راه خدا شد ، زيبايي و عظمت و نور گرفت. مع الوصف يقين کن هستند کساني که اگر تو را پيشتر از آنکه خبرگزاري فارس بشناساند، مي ديدند، زيبا مي ديدند. يقين کن تو شمه اي از تمام آنچه «ما رايت الا جميلا» هستي.

يقين کن مانده اي که تعريف هاي دم دستي از زيبايي و حُسن و کمال را باطل کني و تعريف واقعي و باطني زيبايي را بنماياني. نشان به آن نشان که دنياي ظاهربينان را به هم ريخته‌اي.

تو را «معجزه خميني» ميدانم ؛ با همه صبوري و رنج‌ها و زيبايي هايت. از چه اندوهناکی مرد؟ مرد ِمردستان. چرا رنجیده خاطر از سخنان ظاهربینانی؟ تو را مشی و مرام حسینی است. حسین علیه السلام ، خدایش را تا بدانجا دوست میداشت که با دردها و رنج‌ها و زخم ها و جراحت ها و دادن عزیزان و گذشتن از جان و مال و ناموس ، برایش بندگی میکرد.حسین علیه السلام تا آنجا عبودیت داشت که با درد و رنج ها، خدای خویش را عبادت می‌کرد.

«با دوستان حق چه کند خصم شعله خوی ؟/ باغ و بهارهاست در آتش خلیل را»
خدای را بندگانی است که «مخلصین» هستند و قدر و مقامشان الی الابد پنهان است و پوشیده... تا آنجا مخلص که بفرموده امام صادق علیه السلام ، تقاضایشان در حشر و موعد حساب و کتاب نیز آن است که جز خدایشان کسی نداند کیستند!

و حالا تو خوب پنهانی. زیبای مستتری. قدر ناشناخته ای... هرچه رنج ها بیشتر ، درجات عبودیت والاتر... و اگر به تو حسادت کنم جای شماتتم نیست! و اگر طالبان رضای حق به تو حسادت کنند ، جای ملامت ندارد. و من ، يقين دارم که تو با زيباترين چهره بين زيبارخان به محشر درخواهي آمد. با زيباترين چهره ؛ شايد به زیبایی یوسف صدیق علیه السلام و شاید حتي زيباتر از يوسف!

سنت شکنی میکنم و کوتاه می نویسم.کوتاه می نویسم اما گیرا... در حضور چون تویی باید به ادب کامل آراسته بود و سکوت از ملزومات آن مؤدَّب بودن است...

برای دعایت آمین گفتم تا در روزی و ساعتی نزدیک به دیدار حضرت آقا مدظله‌العالی مشرف گردی و برای دعای من نیز تو آمین بگو تا روزی و ساعتی و لحظه ای قریب ، چون تو به چشم یوسف زهرا سلام الله علیهم بیایم و جام تهی ام را پر کنند... شاید من هم چون تو جرعه ای بندگی چشیدم و مختصری نورانی شدم و از ظلماتی که غریق آنم ، خلاصی یافتم.

در گردش آورید می لعل فام را / زین بیش خشک لب نپسندید جام را
کلمات من نثار دل شکسته ات...بگذار ظاهر بینان گمان کنند شعار دادم و شعر گفتم! شعائر خداوند برای دل من عزیزند. و تو از جمله آن شعائری ؛ شهیدی زنده که هربار دیدن تصویرت برای من تعبیر قدسی «ما رایت الا جمیلا» ی زینب کبری سلام الله علیها را تداعی میکند.

کلماتم تقدیم به تو ؛ شهید زنده.
«باشد بهشت ِ نقد ، شهیدان اگر کنند / گلگونه ی عذار تو خون سَبیل را»



نمایشگاهی برای شنیع‌ترین الفاظ جنسی!
دوشنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۴۷
 

خبرگزاری بسیج: توزيع كتاب "گ" نوشته "علي عبدالرضايي" توسط نشر "بوتيمار" در بیست و هشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در حالی صورت گرفت که در اين كتاب اشعاري با درون مايه "روابط جنسي"، "تخريب چهره دفاع مقدس"، "توهين به ساحت رزمندگان اسلام" با استفاده از شنيع ترين الفاظ مشاهده مي گردد.

عبدالرضايي از جمله شاعران دين ستيز و مبتذل سرا است كه در لندن ساكن است و برخي از اشعارش به دليل وجود الفاظ ركيك و شنيع تنها در فضاي مجازي منتشر مي شود.آثار عبدالرضايي تا پيش از دولت يازدهم به دليل ابتذال فراوان موفق به دريافت مجوز نشر نمي گرديد. اما با روی کار آمدن دولت یازدهم ، برای انتشار آثار این شاعر دین ستیز و هتاک تدبیری اندیشیده شده است!




حامی لخت شدن زنان در نمایشگاه کتاب!
 
 
وی شاعر ترانه‌های شاهین نجفی (خواننده‌ی هتاک و مرتد) است...

خبرگزاری بسیج: اشعار شاعر ترانه‌های خواننده‌ی مرتد(شاهین نجفی) با کمک یک انتشارات در نمایشگاه کتاب عرضه می شود .

انتشارات "نگاه" در حالی به فروش و توزیع اشعارغير مجاز "يغما گلرويي" مي پردازد که يغما گلرويي شاعر ترانه‌های سرای شاهین نجفی (خواننده‌ی هتاک و مرتد) است ، وی همچنین اخیرا از اینکه گلشیفته فراهانی در انظار عمومی لخت مادرزاد شده حمایت کرده بود!




خطیب جمعه خطاب به سران غرب:
آرزوی بازرسی از مراکز نظامی را به گور خواهید برد
جمعه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۴۷
 
خطیب موقت نماز جمعه تهران با اشاره به مذاکرات هسته‌ای ایران و ۵+۱ گفت: آمانو و غرب دست از خیالپردازی‌ درباره بازدید از مراکز نظامی و به‌رسمیت شناختن اسراییل بردارد؛این آرزوها را به گور خواهند برد.

  به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، آیت‌الله محمدعلی موحدی کرمانی خطیب موقت نماز جمعه تهران در خطبه‌‌های دوم نماز جمعه این هفته تهران در سخنانی ضمن محکوم کردن جنایات آل سعود در یمن، گفت: مسئله مهم امروز ما، مسله یمن است، این مسئله نه تنها مسئله مهم جهان اسلام، بلکه مسئله مهم جهان بشریت است.

وی افزود: این جنایات فجیعی که می‌شنوید و در تلویزیون می‌بینید، همه این جنایات را رژیم آل سعود مرتکب می‌شود، آنها کودک و زن و پیر و جوان و همه را به خاک و خون می‌کشند؛ این جنایت به دست دولتی انجام شده که خود را خادم‌الحرمین می‌داند.

خطیب موقت نماز جمعه تهران همچنین خطاب به آل سعود، گفت: ای کاش دنیا می‌گفت این جنایات ارتباطی با اسلام ندارد، شما با این جنایات چهره اسلام را کریه کردید، شما که سنگ اسلام را به سینه می‌زنید و به مردم می‌گویید که قرآن بخوانید و ساعت‌ها می‌نشینید و قرآن می‌خوانید، چهره اسلام را زشت کرده‌اید.

آیت‌الله موحدی کرمانی با بیان اینکه مردم یمن چیزی نمی‌خواهند و فقط می‌گویند که ما سلطه بیگانه را نمی‌پذیریم، اظهار داشت: رژیم آل سعود با این جنایات چهره اسلام را در دنیا مغشوش کرده است، خدا را شکر می‌کنیم که رهبری هوشیار به ما داده است که در نامه‌ای که به جوانان اروپا نوشتند آنها را به هوشیاری و شناخت اسلام واقعی دعوت کردند.

وی اضافه کرد: در جریان تجاوزاتی که از سوی رژیم آل سعود به مردم بی دفاع یمن صورت گرفته است، کشورهای به ظاهر اسلامی که از عربستان حمایت می‌کنند، رسوا شدند، البته مجامع جهانی که دم از حقوق بشر و دموکراسی می زنند نیز در جریان تجاوزات به یمن رسوا شدند.

خطیب موقت نمازجمعه تهران در ادامه افزود: چهره واقعی اسلام به دست ایران اسلامی در جریان جنایاتی که علیه مردم یمن انجام می‌شود روشن شد. ایران اسلامی در فکر رساندن دارو و غذا به آن مظلومین است، مرحبا به این ایمان و مرحبا به این ایران.

آیت الله موحدی کرمانی همچنین به یکی دیگر از ابعاد تجاوزات رژیم آل سعود که مردم مظلوم یمن اشاره کرد و گفت: مردم عربستان هم باید در این زمینه امتحان خودشان را بدهند، شما که می‌نشینید ساعت‌ها قرآن می‌خوانید، من هم به شما می‌گویم که قرآن بخوانید، شما چقدر از قرآن فهمیده‌اید؟ من به شما می‌گویم در آیاتی که می‌خوانید تدبیر کنید و ببینید که چه می‌خوانید، قرآن که اجازه نمی‌دهد شما در مقابل ظالم ساکت بنشینید.

وی ادامه داد: قرآن می‌گوید که در برابر ظالم بایستید و زیر بار ظلم نروید. من به مردم عربستان می‌گویم چرا از حکومت ظالم ابراز تنفر نمی‌کنید و خفقان گرفته‌اید؟ البته در گوشه‌هایی از عربستان ندای بیزاری از این حکومت ظالمانه هست اما کم است.

خطیب موقت نمازجمعه تهران تأکید کرد: اگر تمام عربستان یکپارچه فریاد برائت و بیزاری از ظلم این ظالمان سردهد، آن وقت ظالم با جنایاتش نابود خواهد شد.

آیت الله موحدی کرمانی با بیان اینکه حرمین شریفین امروز اسیر دست حکومت ظالم آل سعود شده است، گفت: کعبه و مدینه را باید از دست این ظالمان آزاد کرد، اینها اسیر هستند. مردم عربستان، شما این قرآنی که مقابلتان گذاشته‌اید و مرتب می‌خوانید، همین قرآن می‌گوید که از ظالمان دوری کنید و در برابر آنها بایستید. شما از دشمن ابراز تنفر کنید، مگر چه می‌شود؟ یا این تنفر کشور عربستان را پر می‌کند و ظالم را فراری می‌دهد و یا احیاناً به دست ظالم شهید می‌شوید. شهادت هم که نعمت بزرگی است. شما ازچه می‌ترسید و از چه نگران هستید؟

وی ادامه داد: بنده فکر می‌کنم که عمر حکومت ظالمانه آل سعود تمام شده است. وقتی اراده می‌کنیم این حکومت‌ها را ساقط کنید راه سقوط را در پیش می‌گیرند و فساد را زیاد کرده و ظلم را نیز بیشتر می‌کنند و اتفاقاً با همین ظلمشان نیز نابود می‌شوند، آنچنان که شاه نابود شد و فرار کرد.

خطیب موقت نمازجمعه تهران در ادامه سخنانش به موضوع مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه ۱+۵ اشاره کرده و گفت: به نظر می‌رسد که غرب، آمریکا و آقای آمانو در خصوص مذاکرات هسته‌ای دچار یک توهم و ذوق زدگی شده‌اند. سناتور آمریکایی می‌گوید توافق ما باید مشروط به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی از سوی ایران باشد. آمانو می‌گوید بازدید از تأسیسات نظامی ایران باید از شروط توافق باشد، اما ما به امانو و طرف مقابل می‌گوییم دست از این خیال پردازی‌ها بردارید و بدانید که ایران همان ایران است و همان مقاومتی که در طی سالها داشته، بازهم آن مقاومت را خواهد داشت.

آیت الله موحدی کرمانی همچنین با تأکید براینکه اینها توقع دارند که ایران اسرائیل را به رسمیت بشناسد که این جای تعجب دارد گفت: وا عجبا ! کدام اسرائیل؟ همان اسرائیلی که نظامیانش در جنگ ۵۰ روزه تابستان گذشته تعداد کثیری غیرنظامیان فلسطینی را به قصد تفریح مورد کشتار قرار دادند؟ این رژیم سفاک ۴۴ غیرنظامی فلسطینی را در اردوگاه‌های تحت حمایت سازمان ملل به شهادت رسانده است. این جنایات به قدری ضد انسانی بوده که واکنش تند نمایندگان اروپایی را هم در پی داشته است.

وی ادامه داد: ما به آقای آمانو و به این غربیان و آمریکا می‌گوییم که آرزوی به رسمیت شناخته شدن اسرائیل و آرزوی گنجانده شدن شرط بازدید از تأسیسات نظامی ایران را در توافق هسته‌ای به گور خواهید برد.

خطیب موقت نمازجمعه تهران همچنین در ادامه به اجلاس کمپ دیوید که برای بررسی بحران سوریه تشکیل شده بود اشاره و تأکید کرد: آقای اوباما در کمپ دیوید به کشورهای خلیج فارس که بعضی از آنها شرکت نکردند و یا بعضی نیز در سطح رئیس جمهور حضور نیافتند تذکر می‌دهد و می‌گوید که از ایران نترسید بلکه از اختلاف درون خودتان بترسید. عجیب است که اوباما هم توصیه به وحدت می‌کند.

آیت الله موحدی کرمانی اضافه کرد: لازم است بشارت دهم که حزب الله لبنان پیروزی‌های جالبی را به دست آورده و موفقیت‌هایی را کسب کرده و آن طور که به بنده اطلاع داده‌اند ارتفاعات بین مرز لبنان و سوریه که این ارتفاعات بیش از سه سال در اشغال النصره بود را بحمدالله آزاد کرده‌اند.

وی همچنین به نکته‌ای در باب موضوع یمن اشاره کرد و یادآور شد: عربستان تا امروز و طبق اطلاعی که به بنده رسیده است، ۴ هزار شهید و ۷ هزار مجروح را در یمن به جای گذاشته و ۹۰۰ مکان خدمت رسانی از قبیل آب، برق و سیلو را منهدم کرده است و امکان مداوای مجروحین اصلاً وجود ندارد و مجروح افتاده و دارد جان می‌دهد. این هم جنایت این جانیان است.

خطیب موقت نمازجمعه تهران همچنین در ادامه سخنانش از مصوبه کنگره آمریکا مبنی بر تجزیه کشور عراق به سه کشور شیعی، سنی و کرد به عنوان توطئه‌ای علیه مردم این کشور وجهان اسلام یاد کرد و گفت: این توطئه در کنار توهم سوریه بدون بشار اسد از سلسله خیانت‌های آمریکایی است که ناشی از خواب‌های پریشان امریکا است که خداوند به دست رزمندگان عراق و سوریه آمریکا را قطعا از خواب غفلت بیدار خواهد کرد.

آیت الله موحدی کرمانی همچنین در پایان خطبه‌های دوم نمازجمعه تهران به ششمین سالگرد ارتحال آیت الله العظمی بهجت اشاره و خاطرنشان کرد: لازم است که یادی نیز از مرحوم آیت الله العظمی آقای بهجت داشته باشیم. یک شنبه هفته آینده سالروز رحلت این بزرگوار و این مرجع عالیقدر، این عالم عارف و متقی زاهد است که خداوند انشاءالله روح ایشان را با روح رسول الله (ص) محشور کند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم خطیب موقت نمازجمعه تهران در خطبه‌های اول نمازجمعه این هفته تهران ضمن تسلیت به مناسبت سالروز شهادت مظلومانه و جانسوز امام موسی بن جعفر(ع) گفت: البته ما امروز بین عزا و عید قرار داریم زیرا فردا نیز مبعث حضرت رسول اکرم(ص) است.

وی افزود: به برکت مبعث رسول اکرم (ص) کرامت به بشریت برگردانده شده و عقل‌های دفن شده دوران جاهلیت در مبعث و با مبعث زنده و جهل و خرافه نیز ریشه کن شد که بنده این عید بزرگ را به شما تبریک می‌گویم.

آیت الله موحدی کرمانی با ابراز امیدواری اینکه برنامه زندگی همه ما اندکی شبیه زندگی رسول اکرم(ص) باشد، گفت: رسول گرامی اسلام در شیوه‌ای که در سیره زندگی‌شان داشتند جامعه منحط دوران جاهلیت را به کلی عوض کردند و مدینه‌ای فاضله بوجود آوردند که این جای تأمل دارد.

وی با تأکید براینکه پیامبر اسلام در دوران جاهلیت برای روشن کردن و هدایت مردم چیزی شبیه معجزه انجام دادند، گفت: پیغمبر اکرم با همین برنامه‌های بشری امت صالحه بوجود آورد.

خطیب موقت نمازجمعه تهران با بیان اینکه پیامبر اسلام در مسیر هدایت بشر سخت کوش بود و در این مسیر برای روشنگری امتش خسته نمی‌شد افزود: هدایت مستمر انسان‌ها یکی از مأموریت‌های رسول الله بود که خداوند به ایشان اعطا کرده بود.

آیت الله موحدی کرمانی ادامه داد: حضرت محمد(ص) همواره بر تشکیل امت واحده تأکید داشت و همواره به مسلمانان می‌فرمود همواره یک امت متشکل و قوی باشید تا بتوانید در برابر دشمن از خود دفاع کرده و با آمادگی کامل دفاعی براو غلبه کنید.

وی همچنین اظهار داشت: یکی از روش‌ها و سیره‌های نبوی این بود که همواره آن حضرت بر داشتن بصیرت و هوشیاری از سوی پیروانشان تأکید می‌کردند. همیشه معنای غیرت دینی داشتن این نیست که انسان به میدان مبارزه بیاید بلکه باید گاهی نیز احتیاط کرد و نیروها را برای روز مبادا نگه داشت، این یکی از سیره‌های نبوی بود.




ارشاد «اسلامی» با طعم حُمیرا و دلکش و عارف!
 
 
احیاء کثیف‌ترین و فاسدترین جریانات ضدفرهنگی با مجوز وزارت ارشاد...
خبرگزاری بسیج: بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب میهمانان ناخوانده ای داشت. در این نمایشگاه انتشارات "ثالث" اقدام به توزيع كتابي باعنوان "آهنگ ها وترانه هاي جاودان " نموده كه در اين كتاب اشعار به همراه نام خواننده آن كه از خوانندگان پيش از انقلاب نظير حميرا ، دلكش، عارف و ... بوده اند نام برده است!!

گفتنی است وزارت ارشاد طی دو سال اخیر تلاش بسیاری نموده تا کثیف‌ترین و فاسدترین جریانات ضدفرهنگی را با صدور مجوزهای خلاف شرع در حوزه‌های نشر، سینما، تئاتر و مطبوعات احیا نماید.



روایتی از متن و حاشیه‌ی بازدید رهبر انقلاب از نمایشگاه کتاب

 وقتی مینی‌بوس ما خبرنگارها وارد محوطه‌ی نمایشگاه شد هنوز ساعت کار غرفه‌ها شروع نشده بود. مردم در محوطه نشسته بودند و به ما نگاه می‌کردند که با دوربین و وسایلمان پیاده شدیم و رفتیم سمت غرفه‌ها. توی نگاهشان حسرت «ای کاش» معلوم بود. محافظی که مسئول خبرنگارها بود جمعمان کرد و با ادب و متانت خواهش کرد هماهنگ باشیم. این شروع خوبی بود.

جمعیتی که می‌خواست این بازدید را پوشش بدهد، همه سرحال بودند و مشغول گفت‌و‌گو و شوخی. ظاهرا آقا قرار بود از غرفه‌ی نشر نی از انتهای شبستان وارد شوند و تا غرفه‌ی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی بیایند و بعد وارد راهروی ۱۸ شوند. اینطوری نشرهای مهم بیشتری را می‌دیدند.
غرفه‌دارها هم منتظر بودند، هم مشغول مرتب کردن و جابجایی کتاب‌ها. وسواس زیادی داشتند که کدام کتاب را بگذارند جلوی دید. برخی‌شان هم سعی می‌کردند از داخلِ راهروی شمالی نمایشگاه سرک بکشند تا آمدنِ آقا را از دست ندهند.
من راه افتادم به سمت در غربی مصلّا که متصل است به راهروی اصلی و محل عبور آقا. اوّلین غرفه، غرفه‌ی نشر نی است. مدیر نشر عاقله مردی است. هیجان دارد و واژه‌هایش دست خودش نیست. پرسیدم: «آخرین باری که آقا از غرفه‌تان بازدید کردند کی بود؟» گفت: «پارسال.» تذکر دادم آقا اساسا پارسال نمایشگاه نیامده‌اند. تأیید کرد و تصحیح کرد: «فکر کنم سالِ پیش از آن بود.»
آقایان صالحی معاون فرهنگی ارشاد، مختارپور دبیر نهاد کتابخانه‌ها و مؤمنی رئیس حوزه‌ی هنری، در راهرو بودند. آقای جنتی وزیر ارشاد هم کمی مانده به ساعت ۱۰ رسید. بعضی مسئولین با او شوخی می‌کردند که دیر رسیده. او هم توضیح داد که صبح جلسه‌ی هیأت دولت بوده و از آنجا سریع آمده مصلا. مسئول اجرایی بیت با وزیر شوخی می‌کرد که در محل نماز یعنی مصلا نمایشگاه کتاب برقرار شده. وزیر هم جواب داد نمایشگاه کتاب که خوب است نمایشگاه‌های دیگری هم برگزار شده که به فضای مصلا کم ارتباط بوده. مسئولین خیلی دیپلماتیک در موضوع مصلا یک و دو می‌کردند که جمعیت رفت سمت در ورودی.
آقا که رسیدند آقایان صالحی رئیس نمایشگاه و جنتی وزیر ارشاد رفتند به استقبال. سلام و علیک کردند و با آقا مصافحه کردند. آقا موقع ورود دست دکتر صالحی را گرفتند و آرام جوری که کسی نشنود به او چیزی گفتند. صالحی جواب داد: اگر فرصتی باشد گزارشی خدمتتان می‌دهم.
آقا وارد نشر نی شدند. مدیر آن با احترام شروع کرد به توضیح دادن. آقا کنار قفسه‌های کتاب ایستاده بودند و کتاب‌ها را نگاه می‌کردند. مدیر نی کتابی را نشان داد و گفت: این کتاب یادداشت‌های فؤاد روحانی است. آقا گفتند: همان روحانی که از نفتی‌های قدیمی بود؟ او کتاب‌های دیگری هم درباره‌ی موضوع نفت دارد. مدیر توضیح می‌داد و آقا کتاب‌ها را می‌دیدند. فرهنگ جدید مداخل موضوعی پست‌مدرنیسم تألیف آقای رشیدیان یکی از آنها بود. آقا وقتی به آخر غرفه رسیدند گفتند: کارکردتان خوب است. این کتاب‌ها همه برای دو سه سال اخیر است؟ و مدیر تأیید کرد.
آقا پرسیدند: فروشتان چطور است؟ مدیر گفت: خوب است.
- بیشتر چه کتاب‌هایی فروش دارد؟
- ادبیات و کتاب‌های دانشگاهی.
- رمان؟
- فروش رمان خوب است.
موقع بیرون آمدن از نشر نی آقا به قفسه‌ای اشاره کردند که: اینها چیست؟ گفتند: نمایشنامه. آقا گفتند: اینها را هم می‌خرند؟ گفتند: بله. کما بیش. بیشتر دانشجوهای هنر.

بیرون از نشر نی و قبل از نشر چشمه آقای مهدوی راد رفت جلو و سلام کرد. آقا با لبخند خوش‌وبش کردند و پس از چندکلامی که رد و بدل شد، گفتند: بچرخید بین کتاب‌ها و کیف کنید.

* * *
آقا وارد نشر چشمه شدند. آقا با همان سرعتی که از نظامی‌ها سان می‌بینند، از مقابل کتاب‌های چشمه رد می‌شدند و جواب سلام چشمه‌ای‌‌ها را می‌دادند. نزدیکِ خروجی، مسئول غرفه خودش را معرفی کرد. آقا از او درباره کتاب‌های تازه‌ی‌ نشر چشمه پرسیدند. او هم ردیف وسط را نشانِ آقا داد و گفت ۱۲۰ عنوان کتاب جدید دارند. این‌بار رهبر انقلاب با تأنّی و سرعت کمتری کتاب‌ها را دیدند. کیاییان گفت: اجازه می‌دهید دیوان عطار را خدمتتان تقدیم کنم. بعد از مصحح دیوان گفت و از کامل بودن کارش که من خوب نشنیدم.


* * *
غرفه‌ی بعدی مرکز بود. اسم مدیر نشر مرکز رمضانی بود. آقا گفتند: شما با آن آقای رمضانی که ناشر بودند نسبت دارید. مسئول غرفه گفت بله و ندانستم گفت عموی من است یا من عمویش هستم. آقا گفتند: بله رمضانی از اسم‌های معروف نشر است.
آقا در غرفه مرکز بیشتر دیدند تا گفتگو کنند. دست روی کتاب تاریخ بیهقی جعفر مدرس صادقی گذاشتند و پرسیدند: این تاریخ بیهقی چه فرقی با بقیه دارد. آقای رمضانی جواب داد: کمی ساده‌سازی شده برای مخاطب عمومی‌تر. آقا گفتند: متن را که عوض نکرده؟ رمضانی گفت: نه. موقع رفتن پرسیدند: اسم انتشارات مرحوم رمضانی چی بود؟ مسئول مرکز جواب داد: اول کلاله خاور بود بعد شد شرق و بعدش هم ابن‌سینا. آقا گفتند: بله ابن‌سینا زمان جوانی ما بود.
آخر غرفه هم دست روی کتابی گذاشتند که نفهمیدم چیست و گفتند: آقای کزازی کار خوبی کرده.


* * *
غرفه‌ی بعدی نشر قطره بود. آقا مشغول کتاب شدند و از غرفه‌دار پرسیدند: این آقای مصفا با مصفای معروف نسبتی دارد. ممکن است این آمادگی ذهنی آقا نسبت به مصفاهای معروف برگردد به دوستی ایشان با امیری فیروزکوهیِ شاعر. غرفه‌دار گفت نمی‌داند. جلوتر خانمی به آقا گفت: سلام. شما این قرآن را دارید؟ آقا جواب دادند: من قرآن‌های زیادی دارم، حالا کی ترجمه کرده؟
-آقای کریمخانی... اجازه می‌دهید تقدیم کنم.
و اینچنین قرآنی به قرآن‌های رهبر انقلاب اضافه شد و آقا هم تشکر کردند. ایشان کتابی را هم به بقیه نشان دادند و گفتند: «این دختر پاکستانی را هم دارند در دنیا بزرگ می‌کنند». «ملاله» همان دختر پاکستانی است که طالبان در راه مدرسه او را ترور نافرجام کرد؛ او بعدها جایزه‌ی صلح نوبل را بخاطر فعالیت‌هایی در حوزه زنان می‌گیرد.
آقا از غرفه خارج شد و به وزیر که کنارش می‌آمد گفت: اخیرا گزارش‌هایی از نمایش‌های روی صحنه به من رسید که خوب نبود. باید به این موضوع توجه جدی کنید.

باز هم موقع رفتن از غرفه به نمایشنامه‌ها اشاره کردند و پرسیدند: این نمایشنامه‌ها مشتری داره؟ غرفه‌دار جواب داد: بله، می‌برند. آقا از غرفه خارج شد و به وزیر که کنارش می‌آمد گفت: اخیرا گزارش‌هایی از نمایش‌های روی صحنه به من رسید که خوب نبود. باید به این موضوع توجه جدی کنید.

* * *
آقا وارد غرفه‌ی سوره مهر ‌شدند و ملّت صلوات ‌فرستادند. آقایان مؤمنی شریف و حمزه‌زاده آمدند به استقبال. اول از بخش کتاب‌های تعاملی به آقا گزارش دادند که صدای نویسنده هم جزو کتاب هست و در کتاب کودکان آهنگ و ترانه هم. مؤمنی از کتاب‌های سوره مهر گفت: اینها کتاب‌های بیداری اسلامی است. آقا پرسیدند: فروش اینها چطور است. مؤمنی گفت: خیلی خوب. حالا جلوتر در پرفروش‌ها توضیح می‌دهم. برخلاف حرف‌هایی که می‌زنند این کتاب‌ها هم فروش می‌رود، هم خوانده می‌شود. بعد کتابی را نشان داد و گفت: یک کار علمی و پژوهشی نشان داده این کتاب را ۲ میلیون نفر خوانده‌اند یعنی سه برابر تیراژ. (فکر کنم کتاب دا بود). کتاب آن بیست‌وسه نفر را هم نشان داد و گفت: بعد از لطف حضرت عالی این کتاب هم پرفروش شد. کتاب خاطرات سردار ناصری (پنهان زیر باران) هم کتاب خوبی است که البته حقش ادا نشده. کتاب دسته یک را هم نشان آقا داد و گفت: جلد دوم این کتاب هم از نگاه ستاد رو به اتمام است، این هم جلد ۶ و ۷ کتاب جاده جنگ. آقا گفتند: ئه! پس جلد ۶و ۷ هم آمد.

-بعد از فرمایش شما ما روی خاطرات ارتشی‌ها هم کار کردیم. دریادار سیاری بعد از کتاب تکاوران نیروی دریایی گفتند این کتاب اولین کتاب نیروی دریایی است.
بعد به قفسه‌ای اشاره کرد و گفت: اینها هم تازه‌هاست. پروژه‌ی ۱۵ خرداد دارد در ۱۸ جلد تمام می‌شود. پرفروش‌های ما هم اینجا هستند. همه جور کتابی در پرفروش‌ها هست، شعر، خاطره، رمان... گاهی ما از استقبال مردم عقب می‌مانیم. این هم کتاب آقای ژرفاست.
آقا گفتند: بله ایشان را می‌شناسم. مؤمنی ادامه داد سه تا از کتاب‌های ما در جایزه‌ی جلال که جایزه مهمی است برنده شد. همین‌طور در جایزه‌ی کتاب دفاع مقدس و قلم زرین هم برنده داشتیم که نشان از کیفیت کتاب‌هاست.
یک‌دفعه از دریچه‌ی جایگاهی که برای تحویل کتاب‌های سوره به مشتریان است سه چهار تا کله بیرون آمد به سلام کردن. آقا لبخند زدند و گفتند شما آنجا چه کار می‌کنید و همه خندیدند. فضا که عوض شد، غرفه‌داران سوره ریختند اطراف آقا به دست‌بوسی. مؤمنی هم که می‌خواست و نمی‌توانست قضیه را جمع کند گفت: الحمدلله همکاران ما به شما ارادت دارند.
یک‌دفعه از دریچه‌ی جایگاهی که برای تحویل کتاب‌های سوره به مشتریان است سه چهار تا کله بیرون آمد به سلام کردن. آقا لبخند زدند و گفتند شما آنجا چه کار می‌کنید.



* * *
غرفه‌ی بعدی ققنوس بود. حسین‌زادگان مسئول ققنوس گفت ۹۴ کتاب جدید دارد و سر جمع با تجدید چاپی‌ها ۳۶۰ عنوان. آقا از این رونق تعجب کردند. گشتی داخل غرفه زدند و کتابی را برداشتند: این شوالیه رمان است؟
-نه یک کتاب تاریخی درباره جنگ‌آوران است.
آقا کتاب‌های دیگری را هم برداشتند و درباره‌شان سؤال کردند. حسین‌زادگان هم به آقا کتاب هدیه داد.


* * *
آقا وارد نشر ثالث شدند. جعفریه از ایشان استقبال کرد. آقا پرسیدند: چرا ثالث؟ به اخوان هم مربوط است این اسم؟ جعفریه گفت: بی ارتباط نیست ولی بیشتر به خاطر این ثالث شد که سه بار اسم نشر عوض شد. اول هدایت بود بعد روایت شد و سومین بار اسمش را گذاشتیم ثالث.
آقا پرسیدند: مگر شریعتی در تهران خانه داشت؟ جعفریه تایید کرد. آقا گفتند: گمان نمی‌کنم. شریعتی در حسینیه‌ی ارشاد یک اتاق داشت که وقتی تهران می‌آمد آنجا ساکن می‌شد. بعد از زندان هم فکر کنم خیلی تهران نبود.

آقا گفتند: شما مشهدی که نیستی؟ جعفریه با خنده گفت: نه. بعد آقا کتاب‌ها را دیدند، کتاب‌هایی درباره شاملو، شفیعی، اخوان. از آن بین کتابی را برداشتند و پرسیدند: این رمانه؟ گفت: نه خاطرات خودنوشت یوسا* است. آقا کتاب را ورانداز کردند و مطالبی درمورد یوسا گفتند. جعفریه کتاب دیگری را هم نشان داد و گفت: یک خانمی رفته خانه‌ی مشاهیر تهران را پیدا کرده و سرگذشت خانه‌ها را نوشته، مثلا خانه‌ی دانشور، منزل عمران صلاحی، منزل شریعتی... آقا پرسیدند: مگر شریعتی در تهران خانه داشت؟ جعفریه تأیید کرد. آقا گفتند: گمان نمی‌کنم. شریعتی در حسینیه‌ی ارشاد یک اتاق داشت که وقتی تهران می‌آمد آنجا ساکن می‌شد. بعد از زندان هم فکر کنم خیلی تهران نبود... شاید هم بعدا خانه‌ای گرفته... شاید.

آقا که داشتند وارد نشر بعدی می‌شدند، مدیر نشر ثالث با خنده‌ای حسرت‌آلود گفت: «آقا را از ما دور کردند.» جعفریه بعدش ادامه داد: «آقا درباره‌ی یوسا صحبت کردند. بعید می‌دانم ۹۹ درصد مسئولین بدانند یوسا پوشیدنی است، خوردنی است، چیست؟»
جعفریه‌ی ثالث چند تا از کتاب‌های این نشر را به آقا هدیه داد. روضه نوح حسن محمودی و کتابی از سید علی صالحی میان کتاب‌ها بود. (الان که این گزارش را می‌نویسم شنیدم محمودی از اینکه کتابش دست آقا رسیده خیلی خوشحال شده است). کسی که کتاب‌ها را می‌برد، حواسش بود هر کتاب را داخل کیسه مخصوص همان انتشارات قرار دهد.
آقا که داشتند وارد نشر بعدی می‌شدند، مدیر نشر ثالث با خنده‌ای حسرت‌آلود گفت: «آقا را از ما دور کردند.» جعفریه بعدش ادامه داد: «آقا درباره‌ی یوسا صحبت کردند. بعید می‌دانم ۹۹ درصد مسئولین بدانند یوسا پوشیدنی است، خوردنی است، چیست؟» جعفریه می‌گفت دوست داشت آقا بیشتر می‌ماندند و بیشتر با ایشان صحبت کنند؛ چون آقا یک کتاب‌خوان حرفه‌ای‌اند، «بیش از آن که یک آدم سیاسی یا یک آدم معمولی باشند.»

* * *

در انتشارات نگاه، مدیر انتشارات را ندیدم. گویا آن‌ها کمی دیر رسیده بودند و راه‌ها بسته بود و به غرفه نرسیدند. این را یکی از کارمندان ارشاد که از سرِ ناچاری توی نشر نگاه موقع بازدید آقا نشسته بود بهم گفت. آقا همان اول گفتند: چی دارید آقا؟ غرفه‌دار کتاب‌هایی را نشان داد که بیشتر رمان ایرانی بود. آقا پرسیدند: اینها مشتری دارد؟ غرفه‌دار گفت: بله می‌خرند استقبال خوبه. آقا گفتند: امیدوارم کیفیتش هم خوب باشد. بعد فرهنگ دانشنامه کارا را نشان آقا دادند که خرمشاهی سال‌ها روی آن کار کرده بود.
آخر غرفه هم اشاره کردند به کتابی که: این کتاب را کسی میخرد؟ غرفه‌دار گفت: نه متاسفانه. آقا فوری گفتند: متاسفانه ندارد، اصلا کتاب خوبی نیست.

آقا کتاب‌ها را می‌دیدند و جلو می‌رفتند. کتابی را برداشتند و گفتند: این دو جلده؟ ژان کریستف در مجموعه‌ کتاب‌های جیبی قدیم ۷-۸ جلد بود. کتاب دیگری را برداشتند و نگاه کردند و آرام گفتند:... اخوان خدابیامرز! آخر غرفه هم اشاره کردند به کتابی که: این کتاب را کسی میخرد؟ غرفه‌دار گفت: نه متاسفانه. آقا فوری گفتند: متاسفانه ندارد، اصلا کتاب خوبی نیست.

* * *

آقای انصاریِ حفظ و نشر آثار امام جلوی غرفه‌شان آمد استقبال آقا. خوش‌وبش کنان وارد غرفه شدند. انصاری توضیح می‌داد و آقا کتاب می‌دیدند: عکس‌های ارزشمند را در این کتاب جمع کردیم... کتاب جدید دوره‌ی ۱۷ جلدی اسناد است که به ترتیب تاریخ اسناد، درآمده...بخش خاطرات‌مان فعال است و خاطرات شاگردان امام را جمع می‌کنیم... اسناد مربوط به شهرهای مختلف مرتبط با انقلاب را هم جمع کردیم... آقای روحانی هم جلد ۲و۳ کتابشان را نوشتند...
آقا یک جمله گفتند و از غرفه درآمدند: کسانی که این کارها را برای شما انجام می‌دهند باید آدم‌های حسابی باشند، هم کار بلد باشند و هم دلشان با انقلاب باشد.
آقا که رفتند انصاری گفت فرصت نشد که کامل‌تر برای آقا کارهای نشر را توضیح بدهد. فرصت اندک است، موقع توضیح‌های طولانی‌تر نیست.


* * *

-شما نسبتی با شهید مطهری دارید؟
-بله من پسر آقا مجتبی هستم.
-اِ حدس زدم. شباهت هم دارید.
غرفه بعدی صدرا بود که نوه‌ی شهید مطهری توضیح می‌داد. هم‌زمان با بازدید آقا از غرفه‌ی صدرا، سخنرانی معروف شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی که درباره‌ی فلسطین بود پخش می‌شد. آقا وقت رفتن به پسر آقا مجتبی گفتند: سلام من را به خانم بزرگ برسان.
مطهری کوچک که ترکیب صورتش به جدّش رفته بود با نگاه مشتاق حضور آقا در غرفه‌ی بعدی را پیگیری می‌کرد. او گفت از این که دیدم آقا آخرین تازه‌های چاپ ما را پیگیری می‌کنند شگفت‌زده شدم.

* * *

قبل از اینکه آقا وارد غرفه سخن بشود، آقای مهدوی راد که دبیر کتاب سال و دبیر جایزه‌ی جلال بود، جلو آمد و گفت اینجا کتاب‌های قرآنی خوبی دارد. مسئول نشر سخن سلام و علیک کرد. آقا گفتند: شما علمی هستید؟ مسئول گفت: بله علی اصغر علمی.
-شما محبت می‌کنید کتاب‌ها را می‌فرستید و من هم نگاه می‌کنم. حالا از علمی‌ها کی فعاله؟ علی اصغر علمی هم یک نمودار درختی نشان آقا داد از اجدادش که در حوزه‌ی نشر مشغول کار بودند.
دکتر صالحی به آقا می‌گفت که کلکسیون آثار علمی‌ها از دوره قاجاریه و عباس میرزا تا امروز یک گنجینه خوب است.
آقای مهدوی راد کتابی به آقا نشان داد که درباره‌ی آثار خواجه عبدالله انصاری بود. به آقا گفت: نویسنده در این کتاب اثبات کرده با سند که بیشتر نوشته‌های خواجه عبدالله مال خودش نیست و نوشته کسی به اسم پیرِ هری است با تاریخ ۲۰۰ سال پیش از خواجه عبدالله. آقا به شوخی گفتند: زحمت کشیده!
به آقا گفت: نویسنده در این کتاب اثبات کرده با سند که بیشتر نوشته‌های خواجه عبدالله مال خودش نیست و نوشته کسی به اسم پیرِ هری است با تاریخ ۲۰۰ سال پیش از خواجه عبدالله.   آقا به شوخی گفتند: زحمت کشیده!

آقا کتاب‌های دیگر را دیدند. به منطق‌الطیر که رسیدند پرسیدند: آقای شفیعی کدکنی منطق‌الطیر را کامل کار کردند؟ علی اصغر علمی جواب مثبت داد. کتاب دیگری را نشان آقا داد. آقا پرسیدند: یعنی این کتاب از علی‌نامه‌ای که آقای شفیعی درآورده قدیمی‌تره؟ علمی جواب داد: بله. این مال صفویه است. پهلوان‌نامه‌هایی است به سبک شاهنامه.
درباره کتابی هم آقای مختارپور توضیح داد که: کار سجاد آیدانلوست، خیلی آدم محققیه.
علمی توضیح داد سری آثار جمالزاده را منتشر کرده و ۲۰ عنوان از داوری اردکانی و ۱۸ جلد در ترازوی نقد که آقا گفتند: این ۱۸ جلد را خواندم.


* * *

مختارپور هم درباره‌ی رمان آبلوموف توضیح داد و شخصیت اصلی رمان که آقا آخر حرف او گفتند: این رمان را سال‌ها پیش خواندم.
غرفه‌ی فرهنگ معاصر غرفه کتاب‌های فرهنگ‌نامه و مرجع بود. مسئول غرفه توضیح داد کارشان چاپ کتاب‌های مرجع است اما با توسعه‌ی فضای مجازی و خلأ قانونی به ما ضربه وارد آمده و مجبور شدیم کارهای دیگری هم چاپ کنیم. ما ویرایش‌های جدید فرهنگ‌ها را ارائه می‌کنیم مثلا این فرهنگ عربی با حذف ال از کلمات عربی فقط کلمات را آورده و دیگر ریشه‌ی کلمات لازم نیست بررسی شود. آقا پرسید: فرهنگ لغات چینی هم دارید. جواب منفی بود. مسئول غرفه کتاب‌هایی را نشان داد و گفت این هم یک مجموعه‌ی ۱۴ جلدیه که... آقا بی‌درنگ گفتند که: بله اینها را خواندم. دکتر صالحی گفت: این انتشارات در حد یک آکادمی علمی فعالیت دارد. مسئول غرفه کتابی را نشان آقا داد که اسمش چین بود. نوشته‌ی کیسینجر. درباره‌ی توسعه‌ی چین. مختارپور هم درباره‌ی رمان آبلوموف توضیح داد و شخصیت اصلی رمان که آقا آخر حرف او گفتند: این رمان را سال‌ها پیش خواندم.
مسئول غرفه یک کتاب سه جلدی را در آخر بازدید نشان داد و گفت این هم فرهنگِ هنر است. آقا گفتند: این را هم دیدم. آقا از این غرفه هم کتاب بردند.


* * *

امروز فرصت شد تا با حجت‌الاسلام‌ و المسلمین رشاد، رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی صحبت کنم. او تا به حال هم‌پای آقا در نمایشگاه نبوده است و این اولین‌باری است که همراه ایشان است. آقا قرار است در غرفه‌ی پژوهشگاه دمی استراحت کنند و بعد به بازدیدشان ادامه بدهند. رشاد گفت آقا پشت کتاب‌هایی که می‌خوانند به ساعت و تاریخ یادداشت می‌نویسند. او گفت برخی از این یادداشت‌ها را که منتشر هم نشده دیده است. بیش‌ترشان بعد از نیمه‌شب مطالعه می‌شوند. رشاد گفت آقا در زمینه‌های مختلف مطالعه می‌کنند.
یک نفر از آن عقب گفت: برای نابودی آمریکا و اسراییل و داعش صلوات! آقا آرام گفتند: اگر با صلوات نابود می‌شدند ده تا صلوات می‌فرستادیم!

وقت استراحت آقا در غرفه‌ی پژوهشگاه آقای رشاد گفت حدود ۱۴۰۰ کتاب و مجله چاپ کرده‌اند ولی تیراژها پایین است مثلا ۳۰۰ نسخه. آقا خیلی تعجب کردند. یک نفر از آن عقب گفت: برای نابودی آمریکا و اسراییل و داعش صلوات! آقا آرام گفتند: اگر با صلوات نابود می‌شدند ده تا صلوات می‌فرستادیم! آقا با رشاد صحبتشان را ادامه دادند. صدایشان به سختی می‌رسید، ولی فکر کنم حتی اگر به خوبی می‌شنیدم هم فایده نداشت. سطح بحث خیلی بالا و علمی بود.
آقا حال آقای آخوندی را هم پرسیدند که نشسته بود. بالاخره چای آوردند و جمع آرام شد. دکتر جنتی و دکتر صالحی یک سمت نشسته بودند و آقای رشاد سمت دیگر. دکتر صالحی افراد حاضر را معرفی کرد.

توضیحاتی درباره نشر بعد از انقلاب به آقا داد و حرف‌هایی که به سختی شنیده می‌شد. از دور می‌شنیدم آقا درباره‌ی جشنواره‌ها و نگرانی کتاب‌فروش‌ها و خوب بودن نسبی وضعیت نشر بعد از انقلاب و قابل تأمل بودن قدر مطلق نشر، حرفهایی زدند.
بعد از استراحت، آقا این بار در راهروی ۱۸ به بازدیدشان ادامه دادند.
در غرفه‌ی صهبای دانش پرسیدند: چی چاپ می‌کنید؟
-روانشناسی.
-فروش خوبه؟
-الحمدلله، راضی هستیم.
آقا به هر غرفه که می‌رسیدند از کتاب‌ها می‌پرسیدند و چاپ‌های جدید. غرفه‌دار اگر جوابی نداشت زود می‌گذشتند. در غرفه‌ی طرح فردا که عکس رحیم‌پور ازغدی را به دیوار داشت، گفتند: سلام من را به آقای رحیم‌پور برسانید.

در غرفه‌ی طراحان ایماژ همان سؤال را پرسیدند: چی چاپ می‌کنید؟
-روانشناسی.
-مثل اینکه روانشناسی خیلی مشتری داره!
نشر طراحان ایماژ از بحث‌های مالیاتی گله داشتند، ولی بیشتر نشرها گله‌گذاری نمی‌کردند. همه یا راضی بودند یا حداقل می‌گفتند: الحمدلله.
نشر طاهریان هم که روانشناسی کار می‌کرد گفت: «ما خوب می‌فروشیم.»
برخی از اطلاع‌رسانی ضعیف می‌گفتند. مسئول ضریح آفتاب از تورم کاغذ ناخرسند بود. خانمی در نشر صلاه آن‌قدر غرق در گریه بود که نمی‌توانست زبان به کلام باز کند. غرفه‌دار صابرین گفت: «دوست دارم کتاب هدیه کنم.»
نشر صورت‌گر دوست داشت نمایشگاه طوری باشد که در آن آمد و شد راحت‌تر باشد؛ آمد و شد در راهروها برای خرید کتاب‌ها. وقتی آقا درباره‌ی استقبال مردم پرسیدند، جواب داد خوب است، نسبت به سال‌های گذشته بهتر است. صحیفه‌ی خرد هم کتابی از آقای منتظری را به نمایشگاه آورده بود. آقا کتاب آقای منتظری را دیدند و پرسیدند: درس‌های ایشان است. غرفه‌دار گفت: مصاحبه‌ها و یادداشت‌ها و ... بعد از بازدید آقا، غرفه‌دار به من می‌گفت چطور می‌توانم نامه‌ای به دست آقا برسانم. برایم سؤال بود، الان که آقا این‌جا بود چرا نامه‌اش را آماده نکرده بود. گفتم: «نامه‌ات را که نوشتی، باید بدهی به واحد ارتباطات مردمی.» گفت درخواستی هم دارد. بعد به من گفت می‌تواند صریح حرف بزند. خودم را آماده کردم برای شنیدن حرفِ صریحش. نگاهی هم به اطراف کردم که کسی نباشد که بخواهد گیر بدهد به ما. گفتم بگو. گفت چرا نباید در آن شبستان باز باشد.
یک بنده خدایی در یکی از غرفه‌ها به آقا گفت: ۱۵ ماه است ازدواج کرده‌ام و یک سال است که ناگهانی خانمم نابینا شده... لطفا دعا کنید و تبرکی بدهید برای شفایش. آقا فوری پرسیدند: دکتر هم رفتید. جوان توضیح داد دکتر رفتن‌هایش را... آقا ناراحت شدند و همانجا دعایی خواندند و چفیه شان را به جوان دادند.
خنده‌ام گرفت از سطحِ درخواستش. البته کاش به او می‌گفتم که در الان باز شده است. عوامل اجرایی اینجور تنظیم کرده بودند که پشت سر حرکت آقا پارتیشن‌ها را جابجا می‌کردند تا دسترسی عمومی به غرفه‌ها سریعتر صورت بگیرد.
در غرفه‌ی صریر آقا سراغ آقای بهزاد را گرفتند. مسئول غرفه از درآوردن کتاب‌های شناسنامه یادمان‌های مناطق جنگی به توصیه‌ی آقا گزارش داد و آقا کتاب‌ها را دیدند.
غرفه‌ی مجمع ناشران کم‌کتاب بود. البته چون ناشر نیست نباید انتظار داشت کتاب در غرفه داشته باشد. نرسیده بودند بالای غرفه هم اسم‌شان را بزنند؛ آنها راجع به لیست‌هایی که برای مطالعه آماده کرده بودند توضیح دادند و از تلاشی که برای توزیع کتاب‌های «من زنده‌ام» و کتابی دیگر به انجام رسانده بودند. حضور آقا خیلی طول نکشید ولی خوب گوش دادند و تشویق‌شان کردند.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif
مسئول غرفه‌ی صبح پیروزی گفت: ما مردم لرستان آماده‌ایم. آقا هم جواب دادند خدا شما لرها را حفظ کند.
یک بنده خدایی در یکی از غرفه‌ها به آقا گفت: ۱۵ ماه است ازدواج کرده‌ام و یک سال است که ناگهانی خانمم نابینا شده. شب خوابیده و صبح نابینا بلند شده. لطفا دعا کنید و تبرکی بدهید برای شفایش. آقا فوری پرسیدند: دکتر هم رفتید؟ جوان توضیح داد دکتر رفتن‌هایش را... آقا ناراحت شدند و همانجا دعایی خواندند و چفیه شان را به جوان دادند.

در نشر صادق آقا به کتاب کبریت احمر اشاره کردند و پرسیدند: کی این کتاب را می‌خرد؟ غرفه‌دار گفت: طلبه‌ها طالبند. بعد آقا به دکتر صالحی و دیگران در مورد نویسنده و رگ و ریشه‌اش به احترام توضیح دادند.
در غرفه‌ی شهید زین‌الدین آقا به داماد شهید گفتند به خانواده‌ی شهید سلامشان را برساند. آقا در غرفه‌ی یک ناشر کُرد درباره شعرای پارسی‌گوی کرد پرسیدند. غرفه‌دار اسم گلشن را برد. آقا گفتند: خدا بیامرزدش، گلشن را می‌شناسم. از زنده‌ها بگو. غرفه‌دار نمی‌دانست. غرفه‌دار نشر شهید فهمیده هم این قدر از دیدار آقا خوشحال بود که آن را بهترین روز زندگی‌اش می‌دانست. انتظار داشت آقا قرآنی را که همسرِ غرفه‌دار داده بود، امضاء کند که آقا گفتند الان امکان‌پذیر نیست.
یک نفر هم در غرفه دیگری یک قرآن گرفت سمت آقا که «لطفا برایمان تبرک کنید». آقا با تعجب گفتند «من قرآن را تبرک کنم؟! من اگر دستم را به قرآن بزنم دست من متبرک می‌شود».


http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif
شمیم قلم از رواج نسخه‌های پی‌دی‌اف کتاب‌های بازار در اینترنت خبر داد. نسخه‌های غیر مجازی که هم نشر الکترونیک را با خطر مواجه می‌کند و هم نشر کاغذی را. شلفین هم از تجدید دیدارش با آقا پس از دوازده سال می‌گفت.
در غرفه‌ی شلاک آقا معنی اسم نشر را پرسیدند و غرفه‌دار گفت: به مازندرانی یعنی باران تند. در غرفه‌ی شکرانه آقا عکس آقای صادقی تهرانی را شناختند. پرسید شما با ایشان نسبت دارید. غرفه‌دار گفت پسر صادقی است. می‌خواست تفسیر پدرش را هدیه کند. آقا گفتند دارم. از خودشان گرفتم.

نوبت غرفه‌ی شهرستان ادب شد که امسال یکی از ناشران نمونه شده بود. آقا، علی محمد مؤدب را تحویل گرفتند. کتاب‌های جدید نشر را طلب کردند و شناخت‌نامه‌ی قزوه را در جواب گرفتند. همین‌طور سال گرگ. آقا پرسیدند اسم این کتاب شبیه گرگ سالی امیر حسین فردی است. مؤدب توضیح داد سال گرگ برگزیده‌ی جشنواره‌ی داستان انقلاب است که آن موقع خود آقای فردی دبیرش بود. آقا کتابی را هم برداشتند و پشت کتاب را نگاه کردند شعر معروف از آخر مجلس را خواندند. «ما سینه زدیم، بی صدا باریدند/ از هر چه که دم زدیم، آن‌ها دیدند/ ما مدعیان صف اول بودیم/ از آخر مجلس شهدا را چیدند.» یک نفر پرسید کتاب کیست و آقا جواب دادند: «کتاب میلاد!» عرفان‌پور را می‌گفتند. موقع رفتن آقا گفتند مجموع کارهای شما الحمدلله خوب است. یک نفر از داخل غرفه گفت: آقا ما دوستتان داریم. آقا هم جواب داد: من هم دوستتان دارم.
آقا کتابی را هم برداشتند و پشت کتاب را نگاه کردند شعر معروف از آخر مجلس را خواندند. «ما سینه زدیم، بی صدا باریدند/ از هر چه که دم زدیم، آن‌ها دیدند/ ما مدعیان صف اول بودیم/ از آخر مجلس شهدا را چیدند.» یک نفر پرسید کتاب کیست و آقا جواب دادند: «کتاب میلاد!» عرفان‌پور را می‌گفتند.

غرفه‌دار شهرستان ادب بعد از رفتن آقا از توجه و دقت ایشان به کتاب صحبت کرد و از مسئولین خواست که آن‌ها همین قدر کتاب‌ها به‌ویژه در حوزه‌های شعر و داستان را جدی بگیرند و بخوانند. نشرهای دیگری هم بودند که بلافاصله پس از دیدار با آقا گفتند که از دیدن آقا خوشحالند و باعث افتخارشان است که رهبرشان این‌چنین به کتاب اهمیت می‌دهند. غرفه‌دار یکی از نشرها، کتاب یاد دوست را به آقا هدیه داد. بعدش گفت که لای کتاب یک نامه هم برای آقا نوشته است. گفتم در نامه چه نوشته است؟ گفت نامه‌ی فدایت شوم است. لبخندی زدم: «ان‌شاءالله مسأله‌ات حل شود.»

شقایق، نشر افکار، نشر البرز (که از علمی‌هاست)، سایه‌بان، همه به سؤال و جواب چی چاپ می‌کنید و راضی هستیم و الحمدالله و موفق باشید گذشت. در شرکت کتاب‌های جیبی که وابسته به امیرکبیر بود آقا مدت بیشتری ایستادند. غرفه‌دار توضیح داد که دارند همان کار کتاب‌های جیبی قدیم را ادامه می‌دهند با انتخاب و خلاصه کردن رمان‌ها و تولید آثار جدید. آقا دست روی کتابی گذاشتند و خوب نگاهش کردند. مختارپور گفت: این مجموعه ۱۴ جلدی زندگانی معصومین را آقای قزلی نوشته که شما کتاب پنجره‌های تشنه‌اش را تقریظ کردید. آقا به تأیید سر تکان دادند.
نشر شباهنگ هم دوست داشت چیزی به آقا بگوید که فرصت نشد. بهش گفتم: «دوست داشتی چه بگویی؟» گفت: «شخصی بود.»
در غرفه‌ی چاپ و نشر بین‌الملل هم غرفه‌دار کتاب آنتوان بارا درباره‌ی حضرت زینب را نشان آقا داد و گفت: نویسنده‌اش دوست داشت این کتاب را به دست شما برساند. آوازه‌ی کتاب‌خوانی آقا بین‌المللی شده!

در شرکت سهامی انتشار آقا سراغ آقای محجوب را گرفتند. همین‌طور جواب الحمدلله در برابر سؤال وضعتان چطور است.
در غرفه‌ی چاپ و نشر بین‌الملل هم غرفه‌دار کتاب آنتوان بارا درباره‌ی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را نشان آقا داد و گفت: نویسنده‌اش دوست داشت این کتاب را به دست شما برساند. آوازه‌ی کتاب‌خوانی آقا بین‌المللی شده!
صدای قرآن قبل از نماز بلند شد. غرفه‌ی تعاونی ناشران گیلان آخرین غرفه‌ای بود که آقا بازدید کردند. تا اینجا حدود ۷۰ غرفه! آقا بشاش‌تر از وقتی وارد نمایشگاه شده بودند تصمیم به ترک مصلا گرفتند. تازه نیمی از غرفه‌های راهروی ۱۹ را دیده بودند که دست‌های‌شان را بلند کردند به نشانه‌ی خداحافظی. باقی غرفه‌دارهای راهروی ۱۹ و ۲۰ که نوبت به‌شان نرسید، با حسرت دست تکان می‌دادند و از آقا خداحافظی کردند.
موقع رفتن باز آقا دکتر صالحی را پیش خودشان فراخواندند و نکاتی گفتند. آقا که راه افتادند، صدای قرآن پخش می‌شد و راهروی آخر هم به روی مردم باز شد تا آنها هم در میان کتاب‌ها بچرخند و لذت ببرند.

* خورخه ماریو پدرو بارگاس یوسا (زادهٔ ۲۸ مارس ۱۹۳۶م) داستان‌نویس، مقاله‌نویس، سیاست‌مدار و روزنامه‌نگار پرو واز مهمترین رمان‌نویسان و مقاله‌نویسان معاصر آمریکای جنوبی است.

 




حاشیه‌ بازدید رهبر انقلاب از نمایشگاه کتاب

پیش از ظهر امروز رهبر معظم انقلاب از نمایگاه بازدید کردند که این بازدید حواشی جالب توجهی داشت که در این گزارش به بخشی از آنها اشاره شده است.
 
 
calendar
تاریخ : 1394/02/23 - 14:37
 

 

 

خبرگزاری فارس: بازدید رهبر معظم انقلاب از نمایشگاه بین المللی کتاب

 

 

صبح امروز رهبر فرزانه انقلاب از نمایشگاه کتاب تهران بازدید کرد و تا پیش از ظهر از تعدادی از غرفه‌های ناشران در شبستان مصلی تهران بازدید کردند.
 
در این بین سراغ تعدادی از ناشرانی که رهبر معظم انقلاب از غرفه‌های آنها بازدید کرده بودند رفتیم و از آنها درباره این بازدید پرس و جو کردیم.
 
کارهای شهرستان ادب خوب است


رهبر انقلاب در بازدید از غرفه انتشارات «شهرستان ادب» که علی محمد مؤدب، علی داودی و مهدی بوشهری در آن حضور داشتند به آنها فرموده بودند: «مجموعه آثار به حمدالله خوب است»، همچنین وقتی کتاب «از آخر مجلس» میلاد عرفان‌پور را به ایشان نشان داده‌اند رهبری با اسم کوچک خطاب کردند و فرمده بودند: «که این کتاب اشعار میلاد است».
 
همچنین رهبر انقلاب در بازدید خود از غرفه‌های نشر نی، قطره، چشمه، ققنوس نیز بازدید کرده بودند. در نشر ققنوس با امیر حسین‌زادگان مدیر انتشارات صحبت کرده بودند و کتاب‌های «تاریخ جهان»، «ظهور ژاپن مدرن» جنبش‌های فاشیستی» و «نقش برجسته‌های تاریخ ساسانی» از جمله کتبی بود که به گفته مسئول غرفه به رهبری اهدا شده است.
 
یوسا نویسنده خوبی است


همچنین رهبر انقلاب در بازدید از غرفه نشر ثالث ضمن گپ و گفت با جعفریه مدیر انتشارات ثالث در مورد تاریخچه نشر ثالث صحبت کرده بودند و کتاب‌هایی چون «روضه نوح»، «آمدیم خانه نبودید»، «فرهنگ و هویت» و «ماهی در آب» به ایشان اهدا شده بود.
 
سینا جعفریه که مدیر تولید انتشارات ثالث است در گفت‌وگو با فارس گفت: «در هنگام تشریف فرمایی رهبر انقلاب سوالی در مورد تاریخچه نشر ما پرسیدند و از کتاب «ماهی در آب» یوسا استقبال کردند و گفتند که یوسا نویسنده خوبی است. کتاب‌هایی چون «روضه نوح»، «آمدیم خانه نبودید»، «فرهنگ و هویت»، «ماهی در آب» و «یزله در غبار» به ایشان اهدا شد.»
 
چفیه‌ای که به تحویل‌دار کتاب رسید


ابوالفضل یزدی کارمند قسمت تحویل انتشارات سوره مهر که پیش از ظهر امروز در هنگام بازدید رهبر انقلاب از غرفه سوره مهر حضور داشته و از رهبری انقلاب چفیه ایشان را درخواست کرده بود : «به رهبری گفتم می‌شود یک چفیه از شما داشته باشم؟ که ایشان هم درخواست من را اجابت کردند و چفیه‌شان را به من دادند.»
 
وی افزود: من فکر نمی‌کردم بتوانم چفیه را بگیرم ولی ایشان چفیه را به من دادند.
 
سلام بر ابراهیم و راز کانال کمیل در دستان رهبر انقلاب

وحید محمدی مسئول غرفه شهید ابراهیم هادی که در هنگام بازدید رهبر انقلاب در غرفه حضور داشت گفت: وقتی رهبر انقلاب به غرفه ما آمدند و سوال کردند که چه کتاب‌هایی منتشر می‌کنید که من گفتم کتاب‌های حوزه دفاع مقدس را منتشر می‌کنیم و در مورد میزان تیراژ‌هایمان نیز پرسیدند که گفتیم کتاب «سلام بر ابراهیم» به تیراژ 200 هزار نسخه رسیده که ایشان ابراز رضایت کردند.
 
به گفته مسئول این غرفه کتاب‌های «سلام بر ابراهیم»، «راز کانال کمیل» و «یا زهرا» به رهبر انقلاب اهدا شده است.
 
تازه‌های نشر صدرا مورد توجه رهبر انقلاب

همچنین رهبر انقلاب از غرفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بازدید کردند و از قفسه‌ کتاب‌های چاپ اول و کتاب‌های تاریخ تمدن بازدید کردند. در بخشی از دیدار صبح امروز رهبر انقلاب، ایشان از غرفه انتشارات صدرا نیز بازدید کردند و کتاب‌های «مجموعه آثار 30»، «جهاد اسلامی و آزادی عقیده» و «یادداشت‌های 13» از این ناشر که در زمره کارهای چاپ اول بود تهیه کردند.




شعر : فتح خون

نویسنده : شاعر بسیجی کشورمان مبين اردستاني 
شاعر جوان كشورمان، شمشير واژه را از نيام بركشيده و به جهاد با متجاوزان سعودي برخاسته است. «فتح خون»1 نام غزلي است از مبين اردستاني كه آن را براي انتشار به «جوان» سپرده است. اردستاني در واكنش به جنايات صورت گرفته در يمن و وضع اسفبار مسلمانان اين كشور شعر ذيل را سروده است.
شاعر در اين اثر، ارتباط خوب و شاعرانه‌اي بين مظلوميت مردم يمن با ماجراي فتح مكه توسط پيامبر اسلام(ص) و همچنين مسئله انتظار ظهور مصلح كل برقرار كرده است.

بوي خداست مي‌­وزد از جانبِ يمن
از يمنِ عشق رايحه­‌اش مي­‌رسد به من
از هم گسست سلسلۀ غربتِ نسيم
پر شد مشامِ جانِ من از بوي پيرهن2
بيداري است روشني چشم عاشقان
آييد پيشواز كه برگشته به وطن
 در جوي خون خويش بغلتيد عاشقان!
پاكيزه باد جامۀ جان از غبارِ تن
 خون نيست اين كه ريخته هر گوشه و كنار
از آسمان بشارتِ سرخي­‌ست بر چمن
 دارد بهار مي­‌رسد از راه بنگريد!
جنّاتِ عدن جلوه­‌گري كرده در عَدَن
 گوشم خوشِ روايتِ فتحي دوباره است
آياتِ نصر مي­‌شنوم گوش كن به من3
 دل خانۀ خداست نه جاي نفاق و شرك
فرخنده باد موسمِ از بت تهي شدن
 چون روز روشن است كه نزديك شد طلوع
آمد زمانِ از پسِ ظلمت برآمدن
 آن­گاه باز بانگِ أنا العشق مي‌­زند
در آسمانِ شب­ زده خورشيدِ شب­ شكن
 إنّي أشَمُّ رائِحَه العشق بشنويد!
بوي خداست مي­‌وزد از جانبِ يمن4

پي نوشت:

1- آقا سيدمرتضي آويني كتابي دارد به نام «فتح خون» 

2- و لمّا فَصَلَتِ العيرُ قال أبوهم إنّي لَأجِدُ ريحَ يوسفَ لولا أن تُفَنِّدون. (يوسف- 94)

3- شأن نزول سوره نصر (إذا جاء نصرالله والفتح)، فتح مكه در سال هشتم هجري به دست مبارك رحمه‌للعالمين به ياري مسلمانان است. روايت است كه اين آخرين سوره­‌اي بود كه بر پيامبر اكرم(ص) نازل شد. در پي اين فتح، ايشان به همراه حضرت امير، خانه خدا را از لوث وجود بت‌ها پاك كردند. فتح دوباره بيت‌الله و خانه تكاني و غبارروبي آن إن‌شاء‌الله با دم احياگر ربيع الانام محقق خواهد شد.

4- إنّي أشَمُّ رائِحَه الرَّحمنِ مِن قِبَلِ اليمَن. فرمايش حضرت رسول است در اشاره به اويس قرني كه با شوق ديدار آمده و رفته بود.

 

 

 

 





صفحه قبل1...89101112...74صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران