منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
درباره

اگر از سرهایمان کوه ها بسازند هرگز در کتاب های تاریخ نخواهند خواند "خامنه ای" تنها ماند... ------------------------------------ امام خامنه ای (مدظله العالی) : ای جوانان و ای بسیجیان عزیز ، در هر جای کشور که هستید ، این بصیرت را روز به روز افزایش دهید .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->) , 


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

بررسي عوامل رواني و فرهنگي بي‌حجابي:
اگر زن مرض نداشته باشد...
يکشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۹۴
 
پوشيدن يك لباس ساده كه تمام بدن و سر جز چهره و دو دست تا مچ را بپوشاند، مانع هيچ فعاليت بيروني نخواهد بود، بلكه بر عكس، تبرّج و خودنمايي و پوشيدن لباس هاي تنگ و مدهاي رنگارنگ است كه زن را به صورت موجودي مهمل و غير فعال درمي آورد كه بايد تمام وقتش را مصروف حفظ پوزيسيون خود كند...

براي بي حجابي، دلايل بسياري را مي توان برشمرد. اين عوامل را در يك تقسيم بندي كلي مي توان به عوامل رواني، فرهنگي، اجتماعي و سياسي تقسيم كرد كه ما در ادامه به برخي عوامل رواني و فرهنگي بروز اين معضل خواهيم پرداخت:

عوامل رواني، به زمينه هاي زيستي و خواسته هاي طبيعي فرد گفته مي شود كه معمولاً ميان افراد مشترك است. از جمله زمينه هاي بيولوژيكي مرتبط با مقوله پوشش مي توان از ميل به خودنمايي، تبرّج، تزيين، تجمل، خودآرايي، تمايل شديد به جلب توجه ديگران به ويژه در دوره جواني، به رخ كشيدن زيبايي ها، ميل به برانگيختن احساسات مثبت ديگران، كسب آرامش و امنيت در پرتو تحسين و تمجيد ديگران، لذت جويي، ميل به تظاهرات جنسي و جلب جنس مخالف، نياز به ابراز وجود و متمايز نشان دادن خود و اميال مشابه نام برد. براين اساس عوامل رواني موثر در پدیده بي حجابي را مي توان چنين برشمرد:

احساسگرايي خام

برخي نظريه هاي روان شناختي انحراف، انحراف ها و كج روي هاي افراد به ويژه جوانان را ناشي از اراده و تصميم آگاهانه به هنجارشكني، ميل به برانگيختن واكنش هاي جمعي، پشت پا زدن به سنت هاي اجتماعي يا تلاش براي جاي گزيني ارزش هاي فرهنگي نمي دانند، بلكه بيشتر نشانه احساس گرايي خام، هواخواهي، خودنمايي، لذت جويي و امثال آن مي دانند.

انسان موقعیت طلب است و همواره می خواهد در میان مردم از جایگاهی خاص و در خور توجه برخوردار باشد. بعضی از افراد با تحصیل علم و دانش و کسب فصائل اخلاقی و معنوی و یا اجتماعی، جایگاهی بدست می آورند و برخی از افراد که فاقد این ارزش ها هستند با نمایش زیبایی ها و جاذبه های طبیعی و ساختگی زنانه خود و بی حجابی سعی در جلب توجه دیگران می کنند تا به کمبودهای عاطفی و یا اجتماعی خود پاسخ دهند که این روش پیامدهای ناگواری برای هم خود فرد و هم جامعه به دنبال خواهد داشت؛ لذا اگر انسانها، این امیال نفسانی را با تعقل مدیریت و کنترل نکنند و صرفا از روی احساس به آنها پاسخ دهند، نتیجه این احساسگرایی خام چیزی جز تزریق اضطراب و نگرانی و پریشانی روح و روان به جامعه نخواهد بود و قطعا این روش منجر به رشد مفاسد و انحرافات اجتماعی خواهد شد.

واقعیت این است که بدحجابی قبل از ایجاد آسیب های اجتماعی، آسیب دینی و اعتقادی در پی دارد، اما بزرگترین آسیب اجتماعی آن، سلب آزادی روانی عموم زنان و مردان جامعه می باشد.

اختلال شخصيت نمايشي

يكي از نظريه هاي روان شناختي انحراف، نظريه موسوم به «اختلال شخصيت نمايشي» است. افراد مبتلا به اين بيماري خواهان جلب توجه ديگران نسبت به خود هستند. آنان معمولاً مبتكر، نمايش گر، سرزنده و اغواگرند. مهم ترين ويژگي مبتلايان به اين اختلال، تمايل شديد به خودنمايي و جلب توجه است و براي تأمين اين هدف، به كارهاي غير عادي از جمله پوشيدن لباس هاي عجيب و جذاب، آرايش هاي تند و نامتعارف و ژست هاي نمايشي خاص دست مي زنند.

عواطف اين افراد به شدت نمايشي و اغراق آميز است. آنها شيفته مدهاي جديد بوده و علاقه مندند تغييرهاي جديد را تجربه كنند، بي آن كه واقعاً به اين تغييرها نيازي داشته باشند. بر اساس اين نظريه، دوشيزگان و بانوان جواني كه پياپي و در راستاي ارضاي تمايل سيري‌ناپذير خود به نوگرايي و تنوع خواهي، به استقبال الگوهاي نورس مي روند و مايلند همواره خود را در قالب فرم ها و نقاب هاي جديد عرضه كنند، دچار اختلال شخصيتي هستند.

عوامل فرهنگي

عوامل فرهنگی یکی از مهم ترین و موثرترین راههای رشد و گسترش بدحجابي در كشور ايران بوده است. در تمام جوامع، وقتي كه بخواهند يك ناهنجاري بوجود بياورند، اول قدمي كه برداشته مي شود با رویکرد فرهنگي است؛ چرا که از طریق جنگ نظامی و سخت نمي توان فرهنگي را بر مردم يك كشور غالب كرد مگر اينكه واقعاً‌ در جنگ پيروز و ساكن آن منطقه يا كشور شوند و بعد با رويكرد فرهنگي و عوامل ديگر فرهنگ آن كشور را عوض كنند. حال مسأله بدحجابي هم از جمله چيزهايي است كه با جنگ سخت نمي شود آن را بوجود آورد،‌پس به ناچار بايد با همان عامل فرهنگي وارد عمل شوند و بي حجابي يا بدحجابي را به مردم كشور تحميل كنند.

بی حجابی نتیجه فقر فرهنگ دینی است؛ کسی که از این فرهنگ غنی دور است و نسبت به آن دانسته و ندانسته جهل می ورزد یا التزام عملی به باید های دینی از جمله حجاب ندارد، نمی تواند به راحتی تن به پذیرش آن دهد. شواهد موجود نشان مي دهد که بيشتر افراد بدحجاب و بي حجاب، خواسته يا ناخواسته، به فرهنگ ها، نظام هاي بينشي و گرايشي و الگوهايي دل بسته اند که با فرهنگ و ارزش ها و قواعد مسلط و جامعه اسلامي تعارض دارند.

بحران هاي هويتي

برخي تحليل گران فرهنگي بر اين باورند كه جامعه ما مسخر سه جريان مختلط فرهنگ ايراني، اسلامي و غربي است كه در عرصه هاي مختلف با نسبت هاي تركيبي متفاوت حضور دارند و خودنمايي مي كنند. در سال هاي اوليه پس از پيروزي انقلاب، هر چند بعد اسلامي فرهنگ، گسترش و چيرگي در خور توجهي يافت، به مرور زمان و تحت تأثير برخي رخ دادها، دو لايه به حاشيه رانده شده دوباره به صحنه آمدند و در قالب هاي ديگري بازتوليد شدند.

دوران حاکمیت جریان تکنوکررات (دوران موسوم به سازندگی) یکی از مهم ترین دوران هایی بوده است که منجر به تغییرات فرهنگی عمیق در کشور شد. با نگاهی به مجموعه سیاست های تکنوکرات دولت سازندگی از یک سو و از سویی دیگر نگاه جامعه شناسانه به حجاب پی خواهیم برد که حجاب یک نمونه از قربانیان سیاست های تکنوکراتی در کشور است.

کنت پولاک در کتاب پازل فارسی اینگونه سیاست های سازندگی را شرح می دهد که: «عمل گرایان بنا به فطرت خود چندان روی مسائل اسلام و انقلاب متمرکز نیستند. جهت اصلی آنان ادامه سیاستی بود که تصور می کردند اجرای آن برای ایران نتایج خوب تکنولوژیک و فن سالارانه به بار می آورد و در این مسیر، توجهی به مذهب یا خلوص مذهبی سیاست هایشان نداشتند.»

برای اثبات این ادعا خوب است به مجموعه آمارهایی که دکتر فرامرز رفیع پور در کتاب «توسعه و تضاد» بخش تغییرات در نظام اجتماعی ایران بعد از جنگ آورده است توجه کنیم. ایشان نتیجه تحقیقات خود را که محصول یک نظرسنجی کاملا تخصصی جامعه شناسی بوده است که در آن حتی مصاحبه کنندگان نیز افراد متخصصی بودند چنین ذکر می کنند: ۸۶.۲ درصد از پاسخگویان معتقد بودند که در سال ۶۵ عدم رعایت حجاب از نظر مردم عیب بوده است و این بدان معناست که در آن زمان یک کنترل درونی در مورد ارزش های انقلابی- مذهبی وجود داشت و قبح آن نریخته بود و مسئولین مجبور نبودند با فشار، اجبار و توبیخ اکثریت خانم ها را به رعایت حجاب وادارند و جالب آنکه این آمار برای سال ۷۱ به ۴۱.۵ درصد می رسد. همچنین ۸۱.۸ درصد از پاسخگویان معتقد بودند که مردم در سال ۱۳۶۵ به خانم های چادری احترام می گذاشتند در حالی که این رقم برای سال ۱۳۷۱ به ۳۶.۸ درصد می رسد.

برداشت محدوديت‌آفرين از حجاب

يكي از برداشت هايي كه شايد بيش از ديگر تلقي هاي ياد شده، مورد استناد منتقدان قرار گرفته، جنبه محدودسازي و مانع تراشي حجاب در فرآيند فعاليت هاي اجتماعي است. ترديدي نيست كه حجاب به ويژه شكل كامل آن؛ يعني چادر، محدوديت هايي را براي انجام برخي فعاليت ها بر زن تحميل مي كند، ولي اين محدوديت چندان بازدارنده نيست و با توجه به آثار مهم مترتب بر حجاب، پذيرش اين نوع محدوديت ها، توجيه پذير خواهد بود.

يوني ويكن در بيان ديدگاه برخي از انديشمندان غرب نسبت به حجاب مي نويسد:
حجاب به خاطر محدوديت هايي كه بر سر راه فعاليت ها و استقلال زنان ايجاد مي كند، ذاتاً سركوب گر و در نتيجه، ظالمانه است.استاد مطهري در پاسخ به اين گونه شبهه ها مي نويسد:

اگر زن مرض نداشته باشد و نخواهد لخت بيرون بيايد، پوشيدن يك لباس ساده كه تمام بدن و سر جز چهره و دو دست تا مچ را بپوشاند، مانع هيچ فعاليت بيروني نخواهد بود، بلكه بر عكس، تبرّج و خودنمايي و پوشيدن لباس هاي تنگ و مدهاي رنگارنگ است كه زن را به صورت موجودي مهمل و غير فعال درمي آورد كه بايد تمام وقتش را مصروف حفظ پوزيسيون خود كند.

چرخش‌هاي هنجاري جامعه

برخي جامعه شناسان، كاهش انگيزه التزام عملي به رعايت حجاب شرعي و افزايش آمار بدحجابان و بي حجابان را ناشي از روي دادن برخي تحولات اساسي در نظام هنجاري جامعه مي دانند، چرا که در اثر چرخش های هنجاری جامعه که منجر به بي مهري، سركوب اجتماعي و عكس العمل هاي پرخاش گرانه به دارندگان نمادهاي مذهبي می شود، در واقع نياز به احترام و عزت نفس افراد خدشه دار مي شود و آنها در پي كسب احترام، خود را با فشار هنجاري تطبيق داده، حجاب و ديگر سمبل هاي مذهبي را كنار مي گذارند.

بي‌توجهي به پيآمدهاي منفي بي‌حجابي

توجه نكردن به آثار و كاركردهاي فردي و اجتماعي حجاب و كاركردهاي منفي رعايت نكردن آن، نقش بسيار مهمي در سرپيچي از آن دارد. منتسكيو در تحليلي كاركردگرايانه مي نويسد: از دست رفتن عفت زنان به قدري تأثيرات بد دارد و به اندازه اي نواقص و معايب توليد مي كند و طوري روح مردم را فاسد مي نمايد كه اگر كشوري دچار آن گردد و اين اصل مهم از بين برود، بدبختي هاي زيادي از آن ناشي مي گردد، به خصوص در حكومت دموكراسي، از دست رفتن عفت، بزرگ ترين بدبختي ها و مفاسد را باعث مي شود تا جايي كه اساس حكومت را از بين خواهد برد. به اين جهت، قانون گذاران خوب، عفت را توصيه و از زنان توقع وقار در اخلاق را دارند.

همچنین دکتر« نوال سعداوی»، فمنيست مصري معتقد است؛«آرایش» یکی از بزرگ‏ترین سندهای برد‌‌‏گی زنان امروز است.او مي گويد؛ «من حجاب زن را با حجاب ذهن، حجاب جهانی و حجاب سیاسی مرتبط می‏دانم و معتقد است‌که ما در دنیا همچنان در یک نظام برده‏داری پسامدرن زندگی می‏کنیم «زنان در نظام سرمايه داري به دام افتاده‏اند. از زنان به منزله‏ تن و کالا استفاده می‏شود. در نظام سرمایه‏داری در بازار آزاد، زنان به کالای جنسی و «تن‏های بدون سر» تبدیل می‏شوند.»




 آیا پوشش با آرامش روانی در ارتباط است؟

انسان، زیباپسند  است، گرایش به انواع زیبایی ها مانند زیبا پوشیدن، زیبا سخن گفتن و خود را آراستن، از فطرت انسان سرچشمه می گیرد. در این میان، آنچه اهمیت بیشتری دارد، نگه داشتن حریم ها و خارج نشدن از اعتدال …

شاخص

انسان، زیباپسند  است، گرایش به انواع زیبایی ها مانند زیبا پوشیدن، زیبا سخن گفتن و خود را آراستن، از فطرت انسان سرچشمه می گیرد. در این میان، آنچه اهمیت بیشتری دارد، نگه داشتن حریم ها و خارج نشدن از اعتدال در این زیباپسندی است.انسان از طریق حجاب و عفاف و رعایت حریم ها می تواند خود را از خطرات بیمه کند.

 

حجاب و سلامت

فواید حجاب بر امنیت اجتماعی

آثار و فواید حجاب اسلامی بر گسترش امنیّت اجتماعی، بسیار است که برخی از آنها عبارتند از:

  • ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه

  • جلوگیری از تهییج و تحریک جنسی و خنثی نمودن لذایذ نفسانی

  • کاهش چشمگیر مفاسد فردی و اجتماعی در جامعه اسلامی

  • حفظ و استیفای نیروی کار در سطح جامعه اسلامی

  • حضور معنوی گرایانه زنان و مردان در محیط اجتماعی

  • کاهش تقاضای مدپرستی بانوان

  • حفظ ارزش های انسانی، مانند عفت، حیا و متانت در جامعه

  • مصونیّت زنان در همه زمانها و مکانها

  • سلامت و زیبایی موقعیّت اجتماعی و فرهنگی مردان و زنان جامعه اسلامی

  • هدایت، کنترل و بهره مندی صحیح از امیال و غرایز انسانی

  • مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب

  • از بین بردن فشارهای اجتماعی نامشروع و نابهنجار

اکنون به توضیح برخی از فواید مذکور می پردازیم تا اثبات گردد حجاب از لوازم جدایی ناپذیر و ابزارهای اولیه و پایه ای جهت برقراری مداوم امنیّت اجتماعی است و آرامش روانی و جسمی فرد را به وجود می آورد. در زیر به چند مورد که عفاف و حجاب بر روی آن ها تاثیر گذاراست، اشاره می کنیم و در مقاله های بعدی ادامه آن را ذکر می کنیم.

  1. آرامش روانی جامعه:

یکی از دلایل وجوب حجاب، ایجاد آرامش روانی و امنیت روحی در جامعه است؛ زیرا امنیت و آرامش در ابعاد مختلف زندگی، از حقوق مسلم همه انسان هاست و فقدان حجاب و آزادی معاشرت های بی بند و بار میان زنان و مردان، هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی بخشیده، حرص و ولع در امور جنسی را در بین افراد، افزایش می دهد.

 

حجاب و سلامت

روان شناسان معتقدند که زنان و مردانی که در تعویض لباس و انتخاب رنگ های متنوع وسواس دارند، جز جبران نقیصه ذاتی، کار دیگری نمی کنند. انتخاب لباس و نحوه پوشش و آرایش چهره، بیان گر بسیاری از مسائل است. با کمی بررسی می توان دریافت که حجاب، نشانه سلامت روحی افراد است.

حجاب و پوشش مناسب زنان، زمینه آسیب پذیری مردان را کم می کند. نگاه به زیبایی های زنان، حتی اگر به حد چشم چرانی که در روانکاوی نوعی ناهنجاری شمرده می شود، نرسد، انحراف از مسیر حق و خروج از دایره کرامت انسانی محسوب می شود و پوشش نامناسب زنان و تحریک جنسی مردان، باعث به وجود آمدن انحراف می شود.

نفس آدمی دریایی از خواستنی ها و تمایلات است. زمانی که به چیزی رغبت پیدا کند همانند دریا، طوفانی می شود و تنها راه آرام شدن جزر و مد این دریا، رسیدن او به خواسته خویش است. لذا برای جلوگیری از چنین موقعیت مهلک و درد طاقت فرسایی، حجاب؛ داروی درمان کننده و ایجاد کننده امنیّت و صفای روحی است. همانطور که یک بانوی تازه مسلمان آمریکایی می گوید: «سلامت روح مرد و جامعه با نوع و کیفیت پوشش زنان، رابطه مستقیم و غیرقابل انکار دارد.»

  1. حجاب و مصونیت؛

جامعه موظف است امنیت را در ابعاد مختلف برای افراد، فراهم کند و بخش عمده ای از این امر، بر عهده زنان می باشد و آنان با حفظ پوشش، به این امر، جامه عمل می پوشانند و اگر این حریم شکسته شود، ضمانتی برای سلامتی افراد وجود ندارد. در سایه رعایت حجاب، زن با شهامت هرچه تمام تر، به وظیفه خود مشغول شده، خطری از ناحیه اجتماع، متوجه وی نمی شود. امنیت زن در جامعه، به وسیله پوشش فراهم می شود و در این صورت، وی می تواند در جامعه به فعالیت پرداخته و حضور عینی خود را در ابعاد مختلف اجتماعی، تحقق بخشد.

  1. حفظ بنیاد خانواده و سلامت نسل آینده؛

رعایت حجاب از دو جهت در سلامت و پاکی اجتماع، مؤثر است؛ یکی از لحاظ تأثیر آن در استحکام خانواده، به عنوان پایه اجتماع و تأثیر در تربیت فرزندانی صالح و دوم به خاطر پاک نگاه داشتن محیط اجتماع از عوامل تحریک آمیز حیوانی. در صورتی که کانون خانواده ها گرم و پر جاذبه باشد، این گرمی و استحکام دربالا بردن روحیه عمومی مردم و جامعه، تأثیر مهمی دارد. وقتی کودکان چنین خانواده ای با تربیت صحیح و تعادل روحیه و افکار، پرورش یابند، ورودشان در جامعه، نه تنها موجب بروز بزهکاری و جرم نمی شود، بلکه منشأ سازندگی و ترقی و تعالی جامعه نیز خواهد شد.

 

حجاب و سلامت

وقتی امکان تمتع و بهره برداری جنسی ناسالم و زمینه های روابط نامشروع از میان برود، به طور طبیعی، روابط مشروع در قالب خانواده، جای آن را خواهد گرفت.

تفاوت جامعه ای که روابط جنسی در آن محدود به محیط خانوادگی و از طریق ازدواج قانونی باشد، با اجتماعی که روابط جنسی در آن آزاد باشد، این است که ازدواج در اجتماع اول، پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم، آغاز محرومیت و محدودیت است.

  1. سلامت اجتماع

حضور زنان و مردان در جامعه، چنان که هیچ شائبه ای به همراه نداشته باشد، آن جامعه را استوار و محکم می کند و عفت ورزی آنان در محیط تحصیل، کار، اداره و بازار، زمینه ساز سلامت، پیشرفت و تعالی جامعه خواهد شد.

در این مقاله به چند مورد از تاثیراتی که حجاب بر روی زن و اجتماع می گذارد اشاره کردیم، اما مهم ترین تاثیری که می توان بر روی آن تأکید کرد، آرامش روانی است که آرامش جسمی را هم به دنبال خواهد داشت.




تاج بی حجابی تاریخ ایران، بر سر زرین تاج

اولین زنی که کشف حجاب کرد که بود؟

در تاریخ معاصر ایران در میان زنان سرشناس و صاحب نام از زنی نام برده شده که قبل از دوران اجباری کشف حجاب ، پوشش خود را رسماً برداشته است.
زرین تاج ملقب به طاهره و قره العین، زنی است که در دوران ناصرالدین شاه به صورت علنی و رسمی کشف حجاب کرد.

sd

 وی که در خانواده ای مجتهد زاده و روحانی متولد شده بود دختر یکی از روحانیون سرشناس آن زمان بود که در سال ۱۳۲۰ هجری قمری در شهر قزوین متولد شد و سال ها نزد پدر و عمویش کسب تحصیل کرد .

از آنچه که در تاریخ ثبت شده است زرین تاج دختری در غایت زیبایی و کاملا شهرت طلب بود.تا قبل از جهت گیری اش به سمت محمد باب و فرقه بابیت در تاریخ از او به عنوان یک زن فاضله و شاعره و عالمه یاد می شد . وپس جهت گیری به سمت محمد باب از همان زمان وی توسط سران گروه بابیت ملقب به طاهره شد. قرهالعین در ایران نخستین زنی بود که به خلاف رسم و عرف زمانه بی حجاب در برابر مردان ظاهر شد و با علما و رجال به بحث و مجادله پرداخت.

او نزد پدرش ملا صالح و عمویش ملا محمد تقى مجتهد (که بعدها بابیان او را کشتند) مشغول تحصیل گردید، در پایان تحصیل، پیرو مکتب شیخیّه شد و جزء مریدان سید کاظم رشتى به شمار آمد؛ عموى کوچکش ملا على که از این گروه به شمار مى رفت، او را در این راه تحریص و تشویق مى نمود، تا آنجا که ارسال نامه و مراسلات، بین زرّین تاج و سید کاظم رشتى باز شد، و سید کاظم رشتى او را قرّه العین (نور چشمى) خواند؛ از این زمان به بعد، او به لقب قرّه العین شهرت یافت.

این زن با پسر عموى خود ملا محمّد امام جمعه (پسر ملا محمد تقى شهید)ازدواج کرد، و از او داراى ۲ یا ۳ فرزند شد، طولى نکشید که در سال ۱۲۵۹ هجری قمری (در سن حدود ۲۹ سالگى)، شوهر و فرزندان و خانه خود را ترک کرده، و به عنوان این که دستش به استادش، سید کاظم رشتى برسد، به سوى کربلا روانه شد، او نمی توانست به یک شوهر اکتفا کند، از طرف دیگر خاندان وی، مظهر زهد و قناعت و عصمت و عفت بودند و در چنین خاندانی برای او وسایل عیش و عشرت و آزادی وجود نداشت. به همین سبب تصمیم گرفت که یکباره خود را از قید و بند دین و مذهب آزاد سازد و با حزبی که به هیچ نظم و قاعده ای مقید نیست همراه شود. بابیان در آن زمان تنها گروهی بودند که معتقد به مرام اشتراک جنسی بودند. به همین خاطر وی به این گروه پیوست و جزو خاصان این گروه شد، به هر حال پیش از این وقایع و زمانی که وی به بهانه دسترسی به استادش به سمت کربلا حرکت کرد، با خبر فوت سید کاظم روبرو شد؛ او که شیفته مقام طلبى و شهرت بود، پس از چندى به بغداد رفت، و سپس توسط ملا حسین بشرویه اى، به حضور میرزا على محمد باب راه یافت، و کار او به جایى رسید که گاهى به نام خود، مردم را دعوت مى کرد، و گاهى به نام سید على محمد باب. باب هم او را به لقب «طاهره» ملقّب ساخت. قره العین با ارائه رفتاری کاملاً متضاد با دستور دین اسلام و نیز شرایط روحی و اجتماعی آن دوران و با نمایش گذاشتن سیمای برهنه ی خویش، کوشید اولین کسی باشد که رسوم گذشته را از بین می برد و زمینه های اجتماعی گسترش بی دینی و اباحی گری را فراهم می کند. اسناد و مدارک موجود حکایت از آن دارد که مأموران دولت انگلستان مدت‌ها پیش از آنکه سید علی محمد باب ادعای خویش را مطرح سازد، او را زیر نظر داشتند. ملاحسین بشرویه‏ای هم شخصی است که”آرتور کونولی”، افسر اطلاعاتی انگلستان صراحتاً به جاسوس بودن وی اشاره می کند. ازسوی دیگر به استناد  اعتراف “کنیازدالگورکی”، افسر اطلاعاتی روسیه تزاری که بعدها سفیر روسیه در ایران شد، ملاحسین، محمدعلی شیرازی را انتخاب می‏کند و راه و روش بابیت را به وی می آموزد.

پس از آنکه سیدعلی محمد شیرازی با القائات ملاحسین بشرویه ای دعوی بابیت کرد، شماری از شاگردان سید رشتی به وی گرویدند. ملاحسین بشرویه ای همانطور که به قره العین یا همان زرین تاج قول داده بود نامه وی را به سیدعلی محمد شیرازی نشان داد و او نیز قره العین را در شمار حواریون خویش قرار دادکه البته هیچ گاه میان سیدعلی محمد شیرازی و قره العین دیداری حاصل نشد.

با همین شیوه باب توانست ۱۸نفر را به پیروی از موهومات و مدعیات خویش دور خود جمع کند. او ایشان را حروف حی نامید و به آنها مأموریت داد تا به اقصی نقاط ایران سفر کرده و مبشر خرافات و موهوماتش باشند

قره العین با سیمایی آراسته بر منبر می نشست و با صراحت تمام اعلام می کرد آن چه اسلام آورده در هنگام ظهور باب ملغی و منسوخ است و چون باب قائم حق دارد که در مذهب تصرف نماید، پس شریعت اسلام بعد از ظهور قائم، منسوخ است و چون قائم هنوز احکام و تکالیف جدید را مدون و تکمیل نکرده است زمان فترت است و کلیه تکالیف از گردن مردمان ساقط .تا امروز تبعیت از احکام دین اسلام بر شما واجب بود، ولی از هنگام ظهور باب دیگر بر هیچ مسلمانی جایز نیست که از دستورات دین اسلام پیروی نماید.با لذت کامل زندگی کنید و از هر قیدی آزاد باشیدزمان خویش را براى زنان خویش در مزاجعت طریق مشارکت بسپارید و در اموال یکدیگر شریک و سهیم باشید که در این امور شما را عقابى نخواهد بود. هر کسى “بابى” نیست، مالش بر شما حلال است.

هر زن بر نه مرد حلال است؛ اما براى مرد دهم باید مجوز بگیرد.من خودم را براى نه مرد آماده کرده‏ام!هر کس غیر زن خودش را لمس کند، بهشت بر او واجب مى ‏گردد و این من هستم که آماده لمس شما هستم .

تاریخ گواهی می دهد که جذب قره العین به باب نه از جهت فکری، بلکه به علت شهوت پرستی او بود.  و به گفته عباس افندى: او در قریه بَدَشت جمله «من همان خدا هستم» را تا عنان آسمان به اعلى النّدا بلند نمود.

قره العین زنی بود صاحب قلم، شاعر و سخنران که به ادبیات و فقه و اصول کلام و تفسیر آشنایی داشت.
او در خلال تبلیغ مرام باب ، بدون هیچ واهمه ای عقاید سخیف بابیان را درباره ی اشتراک جنسی وصف می کرد و به حضار بشارت می داد که نه تنها از این پس زنان می توانند آزاد و رها در اجتماع حضور یابند، بلکه یک زن می تواند با چندین مرد ارتباط داشته باشد. بعد از حادثه ی تیراندازی به ناصرالدین شاه ، در سال ۱۲۳۱ خورشیدی ( ۱۸۵۲ ) درحالی که فقط ۳۶ سال داشت، به دستور شاه و وزیرش در باغ ایلخانی کشته شد.

قره العین در اول ذیقعده ۱۲۶۸ هجری قمری مطابق با ۲۷ مرداد ۱۲۳۱ هجری شمسی به دست عزیزخان، سردار سپاه ناصر الدین شاه در باغ ایلخانی اعدام شد.

پس از مرگ وی برای مدتی این بحث محدود شد ولی به عنوان یک برنامه راهبردی مد نظر سیستم های استعماری قرار گرفت تا اینکه در زمان رضا شاه پهلوی به صورت یک فرهنگ و سیستم اجرایی توسط استعمارگران اجرایی شد و عوامل اقتصادی و فرهنگی در جامعه که برخی ریشه در جهل وتعصب داشت سبب دامن زدن به این موج شد.

منبع :

- سینا واحد، قره العین درآمدی بر تاریخ

بی حجابی در ایران

-مرکز بررسی اسناد تاریخی، تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد

-طالع الانوار (THE DAWN BREAKERS) تلخیص تاریخ نبیل زرندی، ترجمه و تلخیص عبدالحمید اشراق

-سایت تبیان




استخدام فروشنده یا مانکن متحرک + تصاویر

استفاده از جذابیت جنسی جزئی از اصول تبلیغاتی و جذب مشتری در ارزش‌های موجود جهانی است. خریدار، هم می‌تواند زن باشد و هم مرد؛ اما به صورت کلی  زنان در اولویت تبلیغات قرار دارند و سعی می‌شود از جذابیت جنسی زنان فروشنده برای فروش بیشتر استفاده شود.

 

فروشندگی زنان

در اسلام، زنان، رهبران اولیه هدایت فکری، اعتقادی و عاطفی جامعه محسوب می شوند و هیچ محدودیتی برای حضور زنان در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قائل وجود ندارد. البته حضوری که بر محور اصول و آداب و قوانین و روابط خاصی تنظیم شود. با پیروزی انقلاب اسلامی نیز، تأکید امام خمینی(ره) به عنوان رهبر انقلاب در خصوص حضور زنان در محیط های کاری، حفظ حجاب و شأن زن بود و اینکه این حضور به جایگاه زن به عنوان همسر و مادر در محیط خانواده خدشه ای وارد نکند.

اما امروزه با نگاهی به گوشه و کنار شهرها می توان مصادیق متعدد سوء استفاده های ابزاری از زنانی را دید که در محیط هایی متضاد با شأن و منزلت واقعی شان مشغول به کار هستند. رویکرد حاکم در به کارگیری دختران و زنان در فروشگاها، بوتیک ها، کافی شاپ ها، و کافی نت ها ، رستوران ها، شرکت ها و دفاتر خصوصی به عنوان فروشنده و کارمند، برای فروش و جلب توجه بیشتر، نگاه ویترینی به آنان را بیش از پیش تشدید میکند. رخ دادن چنین اتفاق هایی در فرهنگ ایرانی و اسلامی جامعه ما، که در آن زن را ستون سلامت اخلاقی، روانی و اجتماعی جامعه می دانند و معتقدند که مرد از دامان او به معراج می رود، توجیه ناپذیر و غیر قابل جبران خواهد بود.

 

فروشندگی زنان

 

حربه تبلیغاتی: ظاهر آراسته و روابط عمومی عالی

 

اغلب عباراتی همچون «به چند خانم فروشنده با روابط عمومی بالا نیاز داریم»، «به چند خانم آشنا و مسلط به کار فروشندگی نیار داریم»، «آگهی استخدام فروشنده با اضافه‌ حقوق برای شرایط ویژه فروشگاه» و «به چند خانم فروشنده با ظاهری آراسته برای کار در یک فروشگاه معتبر نیازمندیم»را در آگهی های استخدام روزنامه های کثیرالانتشار و سر در فروشگاه ها و کافی شاپ ها دیده ایم که نشانگر همان نگرش ابزاری نسبت به زنان بوده و سبب شده دختران و زنان جویای کار به اجبار یا به خواست خود ساعتی را صرف آرایش ظاهر خود کرده و هنگام معرفی خود به شخص مسئول، تمام تلاششان را برای نشان دادن روابط عمومی بالا به خرج دهند و در واقع نه به عنوان نیروی کار، بلکه تنها با هدف جلب توجه و جذب مشتری استخدام شوند. استخدامی که گاه با اجبار کارفرما بر تغییر ظاهر و برخورد ملایم با مشتری ها همراه است.

 

فروشندگی زنان

دکترمحمدباقر کجباف (رئیس مرکز تحقیقات دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه اصفهان) در این باره گفت: از یک فروشنده زن می‌خواهند که ارتباط نزدیکی با مشتری برقرار کند، لباس‌هایی به تن کند که شاید علاقه‌ای به پوشیدن آن نداشته باشد و همیشه لبخند بر لب و جسور باشد، در چنین محیطی زن فروشنده دچار آسیب‌های شدید روحی می‌شود اما چون چاره‌ای جز ادامه کار ندارد همچنان به کار در چنان محیطی رضایت می‌دهد.

 

فروشندگی زنان

 

فروشندگی مدرن ؛ مرز میان پول و حیا!!!!!!

 

هنوز برخی از ما به یاد داریم زنانی که در گوشه کنار شهر با انداختن گلیمی بر زمین و پوشیه بر روی چهره برای دور ماندن از نگاه عابران به فروش انواع لیف و جوراب و… روزگار سپری میکردنند. اما امروزه فروشندگی از شکل سنتی و محدود زمان های گذشته خارج شده و شکل متفاوت و ابعاد وسیعی به خود گرفته است. زنان فروشنده امروز از دست فروشان در مترو و خیابان تا فروشندگان در بنگاه های املاک و بازاریابان و… ظاهر و برخورد بسیار متفاوتی با فروشندگان دیروز دارند. ظاهر و برخوردی که باتوجه به ذات فروشندگی _که نیازمند ملاطفت در کلام و سخن و ظاهر آراسته برای جلب نظر و فروش بیشتراست_ خواسته یا ناخواسته از شکل حیا گونه خود خارج شده و اسباب انحرافات بسیاری را برای خود و دیگر افراد جامعه ایجاد میکند.

فروشندگی در شکل مدرن خود شرایطی را فراهم کرده که زنان امروزه در محیطهایی حضور یابند که در گذشته سابقه نداشته و گاه مجبور شوند که برای موفقیت و جلب اعتماد و توجه بیشتر، میان حیا و پول یکی را انتخاب کنند. در اینجا ضمن احترام به تمام زنان فروشنده که گوهر حیای خود را به هیچ چیز دیگر نمی فروشند به ذکر برخی ازاین انواع فروشندگی میپردازیم.

 

بنگاه های معاملاتی و مشاوران بزک کرده

 

اگر گذارتان به بنگاه های معاملات ملکی که در نقاط مرکز به بالای شهر وجود دارند، افتاده باشد حتما با دختران و خانم هایی آرایش کرده و با ظاهر آن چنانی روبرو شده اید که برای نشان دادن منازل فروشی و یا اجاره ای، مشتریان را همراهی می کنند! این در حالی است که پیش از این خانم ها از حضور در مکان هایی چون بنگاه ها که جوی خاص و مردانه دارند خودداری می کردند.

اما طی سال های گذشته، دختران جوان و یا زنان در چنین محل هایی مشغول به کار شده و تمام ساعات روز را در آن به سر می برنند.

 

فروشندگی زنان

 

فروشندگان لباس  ولوازم آرایش، مانکن های متحرک

 

(س.ف)فروشنده روسری است و حقوق ۵۰۰ هزار تومان در ماه را برای خود مناسب میداند و وقتی از او سوال میشود که چرا فکر می‌کند حقوق او بالاترین حد حقوق فروشندگی است، می‌گوید: «خوب فرق دارد. ببینید حقوق برای چه کاری؟ یک کار یا دوتا کار؟ فروشنده‌ای که بالای ۷۰۰ هزار تومان حقوق دارد فقط یک کار را انجام نمی‌دهند. طبقه بالا، دو مغازه بعد از پله‌های برقی فروشگاه “…” هست که لباس های مارک دار اصل می‌فروشند. خانمی‌هایی که آنجا هستند همگی بالای یک میلیون تومان حقوق دارند و یک خانم قد بلند با موهای فر بینشان هست که فکر کنم که در ماه بیشتراز یک میلیون تومان حقوق می گیرد. دلیلش این است که هم فروشنده هستند و هم مانکن. این دخترها را دستچین کرده‌اند و برند “…” به آنها پول می‌دهد تا محصولاتش را تن کنند. چه سر کار و چه خیابان و مهمانی باید این لباس‌ها تن‌شان باشد. تبلیغ این برند است.

همه فروشنده‌ها که زیبایی و استیل این کار را ندارند. آن خانم که گفتم موهایش فر است اصلاً کارش فروشندگی نیست. برند می‌پوشد و در پاساژ راه می‌رود تا بقیه تشویق شوند برای خرید. یکجور تبلیغ مد است. این را هم بگویم که به هرکسی که زیبائی و استیل دارد این پول را نمی‌دهند. مسئول مغازه تعداد مشتری‌هایی که می‌آورند را یادداشت می‌کند و اگر کار خودشان را بلد نباشند و نتوانند مردم را جذب کنند، کسی دیگر را جای‌شان می‌آورند. از این یک میلیون حقوق نصف آن خرج آرایشگاه و باشگاه ورزشی و لوازم آرایش و این چیزها می‌شود که بدن افت نکند و توی چشم باشند.»

 

فروشندگی زنان

 

فروشندگان تلفنی

 

در دنیای امروز بازاریابی به عنوان یک فن و علم تلقی شده و کم نیستند شرکت های خصوصی که برای فروش هرچه بیشتر خود زنانی را استخدام میکنند که از شرایط استخدامشان روابط عمومی بالاست. زنانی که برای فروش هرچه بیشتر و گرفتن پورسانت بالا مجبورند ظرافت بیشتری در کلام خود به خرج دهند و گاه ساعتها با مشتریان خود برای راضی کردن آنها به خرید صحبت کنند. صحبت هایی که در موارد بسیار باب دوستی و آشنایی بیشتر را فراهم کرده و قبح ارتباط صمیمانه با مشتری در آن معنایی ندارد.

 

پاساژهای کامپیوتری و موبایل

 

با مراجعه به پاساژهای فروش کامپیوتر و موبایل در سطح شهر زنان و دختران جوانی را خواهید دید که با آرایش های زننده ودور از شأن یک خانم برای کمک به فروش بیشتر توسط کارفرما جذب و به فروش موبایل، لب تاب، تب لت و قطعات کامپیوتر مشغول هستند. این پاساژها که پیش از این دارای محیطی کاملا مردانه بود با حضور خانم های بدحجاب و دارای آرایش نامناسب این روزها رنگ دیگری به خود گرفته است.

 

فروشندگی زنان

 

مدیران فروش بی حجاب و بهانه تجارت بین المللی

 

مدیرعاملان شرکت های بین المللی، استفاده از زنان بی حجاب را به دلیل ارتباطات تجاری شرکتشان با مشتری های بین المللی می دانند و اینکه مشتریان خارجی با حجاب خانم ها ارتباط چندانی برقرار نمی کنند! به همین دلیل هم هست که زنان در این شرکت ها باید بدون حجاب که ارزش و قانون کشور ما است حضور پیدا کنند و روابطشان با سایر کارمندان مرد و مشتریان بین المللی هم معادل رفتار زنان و مردان در کشورهای غربی باشد.

فروشندگی زنان

 

زوال اخلاقی زنان= زوال جامعه

 

بهانه حضور در عرصه فعالیت های اجتماعی جهت تداوم مسئولیت ها نباید باعث انحطاط شأن و منزلت انسانی زنان گردد و بی بندوباری و فساد اخلاقی را دامن زند وباعث فرو پاشی نظام خانواده ها گردد. ایجاد فضای ناامن اشتغال و زوال اخلاقی برای زنان و دختران در حوزه اشتغال علاوه بر آسیب‌های فردی برای آنها، جامعه را نیز با چالش مواجه می‌سازد. این معضل سبب ارائه الگوهای نامناسب به زنان و دختران جامعه شده و گسترش برهنگی فکری و رفتارهای ضد فرهنگی را به دنبال دارد و در نهایت موجب تسری آسیب‌های اجتماعی و فرهنگ فاسد اشتغال می‌شود .کاش مسئولان امر کمی به فکر فرو روند.

 



نظر امام خامنه ای (مدظله)در مورد خوانندگی زنان

جوانان عزیز باید توجه داشته باشند که سیل تهاجم فرهنگى غرب نباید ما را مرعوب سازد و تصور کنیم ما باید خود و احکام دین خود را بر فرهنگ آن‌ها تطبیق دهیم؛ زیرا فرهنگ غرب گام به گام جوانان را به سوى ابتذال کامل پیش مى‌برد و آن‌ها را از درون تهى مى‌سازد و به این ترتیب هر گونه مانع را که بر سر راه مطامع آن‌هاست، بر مى‌دارد

بسیاری‌ از آوازهایی که بانوان در مجلسی می‌خوانند، عده‌ای‌ را در ارتکاب‌ گناه‌ بی‌اختیار می‌کند، این ‌نوع‌ آواز‌خوانی ‌حرام‌ است، پس این خوانندگی‌ که‌‌ اثر تضعیف‌ کننده‌ ایمان‌ و پروای‌ از گناه‌ را داشته‌ باشد، حرام‌ است‌، به همین منظور در ادامه نظر آیت‌الله سید علی خامنه‌ای و آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی در خصوص خوانندگی زنان در ادامه می‌آید:

*امام خامنه‌ای(مدظله)

-اگر صداى زن (چه به صورت تک خوانی و یا همخوانی با زنان و یا با مردان ) به صورت غنا نباشد و گوش دادن به صداى او هم به قصد لذت و ریبه نباشد و مفسده‏اى هم بر آن مترتّب نشود، اشکال ندارد، اگر مفسده داشته باشد و یا تحریک شهوت بکند، جایز نیست.

-س: آیا جایز است مردى غناى زن اجنبیه را به قصد لذت بردن از حلال خود گوش کند؟ آیا غناى زن براى شوهر و بر عکس جایز است؟ و آیا این گفته صحیح است که شارع مقدس غنا را به علت ملازمت آن با مجالس لهو و لعب و عدم انفکاک از آن دو حرام کرده و تحریم غنا ناشى از تحریم آن مجالس است؟

ج: گوش‌ دادن به غنا که عبارت است از ترجیع صدا به نحوى که طرب‏انگیز و مناسب با مجالس لهو و گناه باشد، مطلقاً حرام است، حتّى غناى زن براى شوهرش و بالعکس و قصد لذت بردن از همسر، استماع غنا را مباح نمى‏کند و حرمت غنا و مانند آن، با تعبّد به شرع ثابت شده و از احکام ثابت فقه شیعه محسوب مى‏شود و دائر مدار ملاکات فرضى و آثار روانى و اجتماعى نمى‏باشد، بلکه تا زمانى که این عنوان حرام بر آن صدق کند، حکم آن حرمت و وجوب اجتناب به‌ طور مطلق است.

*آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی

-س: شنیدن صدای آواز زن برای مرد نامحرم چه حکمی دارد؟

ج: حرام است.

-س: آیا گوش دادن به موسیقی‌هایی که زنان می‌خوانند، ولی آرام هستند و مناسب مجالس فساد نیستند، هم اشکال دارد؟

ج: حرام است.

-س: خواندن سرود توسط زنان به صورت دست جمعی همراه با مردان اگر موجب مفسده نباشد، چه حکمى دارد؟

ج: اشکال دارد.

-س:به نام خدا و با عرض سلام آیا گوش کردن به ترانه خوانده شده توسط خواننده زن چنانچه آن خواننده پیر باشد، جایز است و همچنین آیا مصافحه کردن با آنان ایرادی دارد؟

ج: هر دو مورد حرام است.

-س: اجرای سرود توسط بانوان در مراسم اعیاد مذهبی چه حکمی دارد؟

ج: جایز نیست.

-س: آیا گوش دادن به صدای زن خارجی با موسیقی ملایم اشکال دارد؟

ج: گوش دادن به آواز زن جایز نیست و اگر موسیقی مناسب مجالس لهو و فساد نباشد، جایز است.

-س: بسمه تعالی می‌خواستم بپرسم که در گروه‌های کُر که صدای زن و مرد با هم مخلوط است، آیا شنیدن آن حرام است؟

ج:هر گاه صدا مناسب مجالس لهو و فساد نباشد مانعی ندارد.

-س: گوش دادن به آواز زن نامحرم براى مرد در صورتى که اشعار مذهبى بخواند و موجب مفسده هم نباشد چه حکمى دارد؟

ج: اشکال دارد.

-س: آواز خواندن زن براى زنان و براى شوهرش چه به صورت غنا و چه بدون غنا چه حکمى دارد؟

ج: براى شوهرش و براى سایر زنان بدون غنا و بدون آهنگ‌هاى مناسب لهو و فساد اشکال ندارد.

-س: گفته مى‌شود: «گوش دادن به دو نوع از موسیقى شرعاً اشکال دارد: صداى زن و دیگرى آهنگ مطرب، یعنى آهنگى که انسان را از حالت طبیعى خارج مى‌سازد.

الف) در خصوص مورد اول: یعنى گوش دادن مرد به آواز زن مشکلى نیست، ولى آیا گوش دادن آواز زن براى زن هم حرام است؟

ب) در مورد دوم باید بگویم که هیچ گونه آهنگى نمى‌تواند مرا از حالت طبیعى خارج سازد، گوش دادن به نوار موسیقى، چه با کلام و چه بى‌کلام، چه غمگین و چه غیر غمگین، براى من چه حکمى دارد؟

ج: جواب الف: چنانچه آهنگ و صدا مناسب مجالس لهو و فساد باشد، براى زنان هم جایز نیست.

جواب ب: معیار، افراد و اشخاص نیستند، بلکه کلیه آهنگ‌هاى متناسب با مجالس لهو و فساد براى همه حرام است، خواه انسان را از حالت طبیعى بیرون ببرد یا نبرد.

-س: نظر به ابهامات و پرسش‌هایى که در خصوص چگونگى مواجه افکار عمومى با موسیقى و آواز زنان مطرح است، سؤالات ذیل تقدیم حضور مى‌شود:

۱ـ اجراى آواز بانوان به صورت تک‌خوانى و هم‌آوایى چه حکمى دارد؟

۲ـ پرداختن زنان به موسیقى و آواز تا چه حد مجاز است؟

۳ـ آواز بانوان به چه نحوى و در چه مکان‌هایى مجاز است؟

۴ـ آیا پخش و انتشار موسیقى و آواز بانوان مجاز است؟

ج: جواب ۱ تا آخر: کلیه آهنگ‌ها و صداهایى که مناسب مجالس لهو و فساد است، حرام و غیر آن جایز است و فرقى در این قسمت میان مرد و زن نیست، ولى خوانندگى نوع مباح براى زنان در صورتى جایز است که مجلس مخصوص به جنس خودشان باشد، خواه دسته جمعى بخوانند یا به تنهایى.

جوانان عزیز باید توجه داشته باشند که سیل تهاجم فرهنگى غرب نباید ما را مرعوب سازد و تصور کنیم ما باید خود و احکام دین خود را بر فرهنگ آن‌ها تطبیق دهیم؛ زیرا فرهنگ غرب گام به گام جوانان را به سوى ابتذال کامل پیش مى‌برد و آن‌ها را از درون تهى مى‌سازد و به این ترتیب هر گونه مانع را که بر سر راه مطامع آن‌هاست، بر مى‌دارد.




دعایی برای دختران بی خواستگار

حتما حتما حتما در هنگام اذان یا اندکی قبل یا پس از آن که درهای استجابت دعا گشوده است جهت عنایت بخت نیکو از جانب خداوند متعال دعا و طلب حاجت کنید. شک نکنید.

 
آیه ۲۹ سوره فاطر را دختر بی خواستگار پیوسته و بطور منظم روزانه تلاوت کند. این عمل مجرب است و بسیار موثر در بخت گشائی. نتایج و عجایب بسیار دارد. انشاء الله تعالی.

آیه ۲۹ سوره فاطر را دختر بی خواستگار پیوسته و بطور منظم روزانه تلاوت کند. این عمل مجرب است و بسیار موثر در بخت گشائی. نتایج و عجایب بسیار دارد. انشاء الله تعالی.

آیه ۲۹ سوره فاطر :
إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِیَةً یَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ.

توجه نمائید:
تلاوت آیه را به مدت چهل روز به طور مرتب انجام داده و در اوقات مختلف ادامه دهید. بهترین زمان پس از انجام فریضه نماز است. روزانه چهل مرتبه خوانده شود مطلوب است.

پس از نماز حتما حتما حتما از خداوند جل جلاله طلب بخت نیکو کنید. توجه کنید که قبل و بعد از طلب حاجت صلوات بفرستید.

اذکار دفع سحر را دائم به کار بندید، چونکه جهت از بین بردن هر گونه بستگی و مانع در کارها بسیار موثر است.

 عمل بدانها در روزهای سعد ( یکشنبه و پنج شنبه و جمعه در ساعات اولیه یعنی زمان طلوع آفتاب است) بسیار نیکوست. البته هر زمان دیگری نیز میتوان انجام داد.

این دستور العمل بخت گشائی لازم است که با انجام اعمال موثر دفع سحر و طلسم زیر همراه باشد:

1- سوره های فلق و ناس را هر روز تلاوت نمایید. (صبح و شب)

2- به وقت خواب معوذتین (همان سوره های فلق و ناس را بخوانید).

3- معوذتین را در کاغذ بدون خط بنویسید و همیشه همراه خود داشته باشید.

4- پایان هر نماز آیه الکرسی را حداقل یکبار تلاوت نمایید. آیه اول آنرا بخوانید تا و هو العلی العظیم.

5- حتما حتما حتما در هنگام اذان یا اندکی قبل یا پس از آن که درهای استجابت دعا  گشوده است جهت عنایت بخت نیکو از جانب خداوند متعال دعا و طلب حاجت کنید. شک نکنید.

بسیار مجرب است. مستجاب است انشاء الله تعالی .




هنگام وسوسه شدید شیطان چه کنیم؟

انسان نباید با یکبار ارتکاب به گناه، خودش را شخصی گمراه و غیر قابل بازگشت بشناسد بلکه باید با مصمّم بودن به بازگشت و توبه و امید به غفران الهی، خودش را از منجلاب گناه بیرون بکشد و از گناه پی در پی نجات یابد. و بداند که چه بسا مى‏شود گناه مقدمه سعادت و آمرزش مى‏شود

هرگاه دچار وسوسه ی شیطان و نفس شدیم باید این موضوع را که بسیار مؤثر است در ترک گناه برای خود در نظر بگیریم که لذّت گناه از بین می رود اما نکبت ن در وجود انسان باقی می ماند.از حضرت على علیه السّلام نقل شده است: قطع شدن لذّتها و بر جاى ماندن گناهان را به یاد داشته باشید


ترک گناه
شناخت فضائل و آثار ترک گناه
قبلا خدمتتان عرض کردیم که قرآن موارد متعددی را مؤثر در پیشگیری از گناه بر می شمارد در قسمت قبل اشاره کردیم که قرآن همگان را به عاقبت شوم گناهان توجه می دهد و به چند مورد از آثار سوء گناه که در آیات فرآن کریم آمده بود اشاره کردیم .

یکی دیگر از راههای مؤثر در ترک گناه شناخت آثار و برکات دوری از گناه است طبیعتا وقتی ما آثار سوء ارتکاب گناه و برکات عدم ارتکاب گناهان را با هم مقایسه می کنیم انگیزه پیدا می کنیم که هر چه بیشتر از گناهان دوری کنیم .

شناخت فضائل و آثار ترک گناه می تواند عامل و محرک خوبی برای ترک گناهان باشد.در این قسمت بعضی از فضائل ترک گناه را بررس می کنیم.


هرکس از خدا بپرهیزد و ترک گناه کند خداوند برای او راه نجاتی قرار می دهد و مشکلات او را حل می کند و رزق او را وسعت می بخشد

1. ترک گناه و جهاد اکبر 

معرفت به اینکه برترین عبادت، ترک گناه است که از آن به جهاد اکبر یاد می شود. از حضرت على علیه السّلام نقل شده است: ترک تمایلات، برترین عبادت و زیباترین عادت است. همچنین از امام على بن الحسین علیه السّلام نقل شده که فرمود: هر کس، از آنچه خدا بر او حرام کرده است دورى گزیند، از عابدترین مردم است.در حدیثى از پیامبر صلّی الله علیه و آله وسلّم نقل شده که فرمود: هر کس از نافرمانى خداوند خوددارى کند مانند کسى است که در راه خدا جهاد کرده است.

2. محبوب خدا شدن

انسانی که گناه نمی کند محبوب خداوند می شود و چه چیز بهتر از محبوب خداوند بودن.از على علیه السّلام نقل شده است: اگر از گناهان دورى کنید خدا شما را دوست خواهد داشت« بَلَی مَن أَوفی بِعَدِهِ وَ اتَّقی فَإنَّ اللهَ یحِبُّ المُتِّقِینَ »  آری هر که به پیمان خود وفا کند و پرهیزگاری نماید، بی تردید خداوند پرهیزگاران را دوست دارد. «... إِنَّ اللهَ یحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یحِبُّ المُتَطَّهِّرِینَ خداوند توبه کاران و پاکیزگان را دوست دارد.

 

3. پیدا شدن راه نجات و خروج از مشکلات

هرکس از خدا بپرهیزد و ترک گناه کند خداوند برای او راه نجاتی قرار می دهد و مشکلات او را حل می کند و رزق او را وسعت می بخشد. « ...وَ مَن یتَّقّ اللهَ یجعَل لَه مَخرَجاً وَ یرزُقهُ مِن حَیثُ لا یحتَسِب و هر کس از خدا پروا کند، [خدا] برای او راه بیرون شدنی قرار می دهد. و از جایی که حسابش را نمی کند، به او روزی می رساند... . در حدیثی از حضرت علی علیه السلام آمده که فرمود : « اکثَر الاستغفار تجلب الرّزق »زیاد استغفار کن تا روزی را به سوی خود جلب کنی.


از آنجا که قرآن هیچگاه راه بازگشت را به سوی مجرمان نمی بندد ، بعد از بیان عذاب برای ارتکاب به سه گناه بزرگ در آیات قبل، در این آیه استثنائی را قائل می شود و آن اینکه : «مگر، کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند، پس خداوند بدیهاشان را به نیکی ها تبدیل می کند، و خدا همواره آمرزنده ی مهربان است

4. فتح باب نعمت‏ها

اثر استغفار از گناهان در رفع مصائب و بلایا و فتح باب نعمت‏ها.« فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً. یرسِلِ السَّمّاءَ عَلَیکُم مِدراراً. وَ یمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ یجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ یجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً »  در این جمله دعوت قوم را به اینکه استغفار کنید تعلیل کرده به اینکه: آخر پروردگارتان غفار است، و« غفار» که صیغه مبالغه است، معناى کثیر المغفرة را مى‏دهد، و مى‏فهماند علاوه بر اینکه کثیر المغفرة است، مغفرت سنّت مستمرى او است.و معناى آیه این است که: اگر از خدا طلب مغفرت کنید، ابر بسیار ریزنده و بارنده را به سویتان مى‏فرستد.اموال و فرزندان نزدیک‏ترین کمک‏هاى ابتدایى براى رسیدن جامعه انسانى به هدفهاى خویش است. « وَ یمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ». « وَ یجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ یجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً» ، « جنات» و« انهار» دو تا از اقسام مال است، لیکن از آنجایى که از سایر اقسام مال نسبت به ضروریات زندگى بشر دخالت گسترده‏ترى دارند در آیه اختصاص به ذکر یافتند.

 

 5. تبدیل زشتی ها به نیکی ها

حسنات

بازگشت از گناه اعمال زشت را به نیکی ها تبدیل می کند.از آنجا که قرآن هیچگاه راه بازگشت را به سوی مجرمان نمی بندد ، بعد از بیان عذاب برای ارتکاب به سه گناه بزرگ در آیات قبل، در این آیه استثنائی را قائل می شود و آن اینکه : «مگر، کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند، پس خداوند بدیهاشان را به نیکی ها تبدیل می کند، و خدا همواره آمرزنده ی مهربان است اما منوط به ایمان است یعنی توبه و بازگشت واقعی است.

 

یاد خداوند اهرم نیرومند در پرهیز از گناه

هنگام فکر گناه و وسوسه ی شیطان، بلافاصله خدا را یاد کند.

قرآن‏مجید در وصف پارسایان می‏فرماید: « إِنَّ اَلَّذِینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ‏ » (10) ؛ پرهیزگاران چون گرفتار وسوسه شیطان شوند همان‏دم متذکر (یاد خدا) شده و بصیرت یابند.یکی دیگر از آیات که دلالت بر این راهکار می کند سوره آل‏عمران آیه 135 است : وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ یصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ یعْلَمُونَ و آنان که چون کار زشتى (گناه کبیره‏اى) انجام دهند و یا (به گناه صغیره‏اى) بر خود ستم نمایند، خدا را به یاد آرند و براى گناهان خود آمرزش خواهند- و کیست جز خداوند که گناهان را ببخشد؟- و بر آنچه کرده‏اند در حالى که مى‏دانند اصرار نمى‏ورزند. از آیه فوق استظهار می شود که یاد خدا، رمز توبه است. و تا یاد خدا در دل گناهکار زنده است، مى‏تواند در مدار متقین وارد شود .(11) «دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْكُم بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَیُضِلَّكَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا نَسُوا یَوْمَ الْحِسَابِ» (12) ؛ ای داود ، ما تو را خلیفه روی زمین گردانیدیم در میان مردم به حق داوری کن و از پی هوای نفس مرو که تو را از راه خدا منحرف سازد آنان که از راه خدا منحرف شوند ، بدان سبب که روز حساب را از یاد برده اند ، به عذابی شدید گرفتار می شوند.

 

عادت ندادن خود به گناه

انسان نباید خود را به گناه عادت دهد، به عبارت دیگر اینکه از گناه پی در پی بپرهیزدگناه زیاد و مستمر، سر انجام انسان را به تکذیب روز جزا منتهى مى‏کند: «الَّذِینَ یكَذِّبُونَ بِیوْمِ الدِّینِ وَ ما یكَذِّبُ بِهِ إِلاَّ كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِیم»  همانان که روز جزا را دروغ مى‏پندارند و تنها کسانى آن را انکار مى‏کنند که متجاوز و گنهکارند.

 کلمه« اثیم» به معناى کسى است که گناهان بسیار داشته باشد، به طورى که گناهانش روى هم انباشته شده، و به کلى در شهوات غرق شده باشد.

« وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها» ) ؛ سپس پلیدکارى و پرهیزگارى‏اش را به آن الهام کرد.«كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ» ؛ در روز محروم بودنشان از کرامت قرب و منزلت پروردگارشان محروم می شوند.

 

در محضر خدا بودن

انسان همیشه خود را در محضر خداوند ببیند و قبل از ارتکاب گناه، این واقعیت را برای خود تداعی کند و همچنین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و آل البیت علیهم السّلام را شاهد عمل خود بداند چنانچه این روایت مؤید این واقعیت می باشد.از ابو بصیر از امام صادق علیه السّلام نقل شده که فرمود: هر صبحدم اعمال بندگان- بندگان نیکوکار و بدکار- به پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم عرضه مى‏شود، بنا بر این مراقب اعمال خود باشید، (113)و همین است گفتار خداوند: «...اعْمَلُوا فَسَیرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ‏ ...» (17) «...هر کارى مى‏خواهید بکنید، به زودى خدا و رسولش عمل شما را خواهند دید...» آنگاه حضرت ساکت شد. و همچنین محمد بن فضیل مى‏گوید: از امام صادق علیه السّلام در باره گفتار خداوند: «...فَسَیرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ...» (18) «...به زودى خدا و رسول او و مؤمنان عمل شما را خواهند دید...» سؤال کردم، فرمود: هر صبحدم اعمال امّت رسول خدا- امّت نیکوکار و بدکار- به وى عرضه مى‏شود. (19)


بگو: ای بندگان من که بر خویشتن زیاده روی روا داشته اید، از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه ی گناهان را می آمرزد، که او خود آمرزنده مهربان است.حضرت علی علیه السّلام فرمودند: در شگفتم از کسی که می تواند استغفار کند و نا امید است

از بین رفتن لذت گناه و باقی ماندن نکبت آن

هرگاه دچار وسوسه ی شیطان و نفس شدیم باید این موضوع را که بسیار مؤثر است در ترک گناه برای خود در نظر بگیریم که لذّت گناه از بین می رود اما نکبت آن در وجود انسان باقی می ماند.از حضرت على علیه السّلام نقل شده است: قطع شدن لذّتها و بر جاى ماندن گناهان را به یاد داشته باشید.(20) از حضرت على علیه السّلام نقل شده است: چقدر فاصله است میان دو کار: کارى که لذّتش مى‏گذرد و زیانش باقى مى‏ماند، و کارى که رنجش مى‏گذرد و پاداشش مى‏ماند!

نا امید نشدن از درگاه خداوند، (نا امید شدن از درگاه الهی یکی از گناهان کبیره است.)

انسان نباید با یکبار ارتکاب به گناه، خودش را شخصی گمراه و غیر قابل بازگشت بشناسد بلکه باید با مصمّم بودن به بازگشت و توبه و امید به غفران الهی، خودش را از منجلاب گناه بیرون بکشد و از گناه پی در پی نجات یابد. و بداند که چه بسا مى‏شود گناه مقدمه سعادت و آمرزش مى‏شود، البته نه از آن جهت که گناه است، بلکه از این جهت که نفس آدمى را از ظلمت و شقاوت به جایى مى‏کشاند، که مایه وحشت نفس شده، و در نتیجه نفس سرانجام شوم گناه را لمس نموده، متنبه مى‏شود و به سوى پروردگار خود برمى‏گردد، و با برگشتنش همه گناهان از او دور مى‏شود، و معلوم است که در چنین وقتى خدا هم به سوى او برمى‏گردد، و او را مى‏آمرزد. خداوند در قرآن می فرماید: «قُل یا عِبادِی الَّذِینَ أَسرَفُوا عَلی أَنفُسِهِم لا تَقنُطُوا مِن رَحمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یغفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحِیمُ» (22)؛ بگو: ای بندگان من که بر خویشتن زیاده روی روا داشته اید، از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه ی گناهان را می آمرزد، که او خود آمرزنده مهربان است.حضرت علی علیه السّلام فرمودند: در شگفتم از کسی که می تواند استغفار کند و نا امید است




حکم غیبت

كسى كه از شخصى غيبت كرده يا شنيده است، آيا بايد رضايت فرد غيبت شده را به دست آورد؟

كسى كه از شخصى غيبت كرده يا شنيده است، آيا بايد رضايت فرد غيبت شده را به دست آورد؟


همه مراجع (به جز بهجت): خير، كسب رضايت او واجب نيست ؛ ولى بايد از اين گناه توبه كند.

آيه‏اللّه‏ بهجت: آرى بايد رضايت او را جلب كند، مگر اينكه عزت و آبروى او را نزد كسانى كه پيش آنان غيبت كرده، اعاده نمايد و اگر امكان رضايت و يا دسترسى به او نباشد، بايد براى او استغفار كرد.




کدام زنان در رکاب امام زمان هستند

در این روایت امام صادق(علیه السلام)، از آن سیزده زن فقط نام نه نفر را یاد می‌کند .در کتاب خصایص فاطمیّه به‌نام نسبیه، دختر «کعبه مازینه» ، و در کتاب منتخب‌البصائر به‌نام «وتیره» و «أحبشیه» اشاره شده است

حضور پنجاه زن در بین یاران امام

 اولین گروه از زنانی که به محضر امام زمان می‌شتابند آنهایند که در آن ایّام می‌زیسته‌اند و همانند دیگر یاران امام(علیه السلام)، به هنگام ظهور در حرم امن الهی به‌خدمت امام(علیه السلام)، می‌رسند. در این‌باره دو روایت وجود دارد:
روایت اول: امّ سلمه ضمن حدیثی درباره علایم ظهور، از پیامبر(صلی الله علیه وآله) روایت کرده است که فرمود:"در آن هنگام پناهنده‌ای به حرم امن الهی پناه می‌آورد و مردم همانند کبوترانی که از چهار سمت به یک سو هجوم می‌برند به‌سوی او جمع می‌شوند تا اینکه در نزد آن حضرت سیصد و چهارده‌نفر گرد می‌آیند که برخی از آنان زن می‌باشند که بر هر جبار و جبار زاده‌ای پیروز می‌شود."
روایت دوم : جابربن یزید جعفی، ضمن حدیث مفصلی از امام باقر(علیه السلام)، در بیان برخی نشانه‌های ظهور نقل کرده که:"به‌خدا سوگند، سیصد و سیزده نفر می‌آیند که پنجاه نفر از این عده زن هستند که بدون هیچ قرار قبلی در مکه کنار یکدیگر جمع خواهند شد. این است معنای آیه شریفه: «هرجا باشید خداوند همه شما را حاضر می‌کند. زیرا او بر هر کاری توانا است».
  در روایتی که نام یاران برشمرده شده است نام هیچ زنی وجود ندارد . در پاسخ این شبهه می‌توان گفت : این چند نفر در زمره همان سیصد و سیزده نفر هستند . زیرا:ئاولاً امام(علیه السلام)، می‌فرماید : "فیهم" یعنی در این عده پنجاه زن می‌باشد.
شاید تعبیر مردان بدین سبب باشد که بیشتر این افراد مرد هستند و این کلمه از باب فزونی عدد مردان ، چنین ذکر شده است.
اگر مقصود همراهی خارج از این عده بود امام می‌فرمود: "معهم" ، نه اینکه بفرماید "فیهم" ، زیرا این سیصد و سیزده نفر مانند عدد اصحاب بدر برشمرده شده‌اند و همه یاران و فرماندهان عالی‌رتبه و ازنظر مقام و قدرت درحد بسیار بالایی هستند که برخی با ابر جابه‌جا می‌شوند و اینها بدون شک با بقیه مردم آن زمان فرق بسیار دارند.بنابراین اگر بگوییم آنها جزو همان سیصد و سیزده نفر هستند برای آنها رتبه و موقعیت ویژه قائل شده‌ایم و اگر بگوییم در زمره یاران دیگر حضرت باشند از امتیاز کمتری برخوردارند.

ب) زنان آسمانی


 دسته دوم چهارصد بانوی برگزیده هستند که خداوند برای حکومت جهانی حضرت ولی‌عصر(عج الله تعالی فرجه)، در آسمان ذخیره کرده است و با ظهور آن حضرت به همراه حضرت عیسی(علیه السلام)، به زمین می‌آیند.
ابوهریره از پیامبر(صلی الله علیه وآله) روایت کرده که: "عیسی‌بن مریم به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترین و شایسته‌ترین افراد روی زمین فرود خواهد آمد."
آیا این زنان از امت‌های پیشین هستند یا امت اسلامی زمان پیامبر(صلی الله علیه وآله)، و معصومین(علیهم السلام)؛ یا از دوران‌های مختلف؟ آنها از چه زمان و به چه علت به آسمان برده شده‌اند و برای عهده‌داری منصبی در حکومت حضرت می‌آیند یا برای مسایل دیگر؟ اینها پرسش‌هایی است که این حدیث از آنها چیزی نمی‌گوید.

ج) رجعت زنان


 سومین گروه از یاوران حضرت بقیه اللَه(علیه السلام)، زنانی هستند که خداوند به برکت ظهور امام زمان آنها را زنده خواهد کرد و بار دیگر به دنیا رجعت خواهند نمود . این گروه دو دسته‌اند : برخی با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده و برخی دیگر فقط از آمدنشان سخن به ‌میان آمده است.
در منابع معتبر اسلامی نام سیزده زن یاد می‌شود که به هنگام ظهور قائم آل محمد(صلی الله علیه وآله)، زنده خواهند شد و در لشکر امام زمان به مداوای مجروحان جنگی و سرپرستی بیماران خواهند پرداخت.
طبری در دلائل الامامه، از مفضل‌بن عمر نقل کرده که امام صادق فرمود :همراه قائم آل محمد ، سیزده زن خواهند بود. گفتم آنها را برای چه کاری می‌خواهد؟ فرمود: به مداوای مجروحان پرداخته، سرپرستی بیماران را به‌عهده خواهند گرفت . عرض کردم: نام آنها را بفرمایید . فرمود : قنواء دختر رشید هجری، ام ایمن، حبابه والبیه، سمیه [مادر عمار یاسر]، زبیده ‌ام خالد احمسیّه، ام سعید حنفیه، صیانه ماشطه، ام خالد جهنّیه."صیانه ماشطه" در زمان حضرت موسی می‌زیسته است و مادر عمار یاسر در ابتدای بعثت به شهادت رسید."حبابه" در زمان علی(علیه السلام)، و "قنواء" در زمان امام حسن و امام حسین(علیه السلام)، و بقیه در زمان‌های دیگر زندگی می‌کرده‌اند.
این گروه سیزده نفری رجعت خواهند کرد و خداوند برای قدردانی از آنها ، به برکت امام زمان(عج الله تعالی فرجه) آنها را زنده خواهد کرد.
در این روایت امام صادق(علیه السلام)، از آن سیزده زن فقط نام نه نفر را یاد می‌کند .در کتاب خصایص فاطمیّه به‌نام نسبیه، دختر «کعبه مازینه» ، و در کتاب منتخب‌البصائر به‌نام «وتیره» و «أحبشیه» اشاره شده است .




ارتباط پیامکی با جنس مخالف چه حکمی دارد؟

چرا ارتباط دختر و پسر مشكل داره ؟ اگه فقط از طريق پیامک باشه، بدون شهوت و بدون هيچ قصد و نيت بد، اشكال داره يا خير؟ خواهش می کنم منطقی به من بگید چرا

چرا ارتباط دختر و پسر مشكل داره ؟ اگه فقط از طريق پیامک باشه، بدون شهوت و بدون هيچ قصد و نيت بد، اشكال داره يا خير؟ خواهش می کنم منطقی به من بگید چرا؟
  پاسخ برخی شبهات در رابطه با ارتباطات مابین دو جنس مخالف، داده شده است.
چرا ارتباط دختر و پسر مشكل داره ؟ اگه فقط از طريق پیامک باشه، بدون شهوت و بدون هيچ قصد و نيت بد، اشكال داره يا خير؟ خواهش می کنم منطقی به من بگید چرا؟


*** پرسشگر محترم؛ سؤال تان حاکی از این است که فردی مذهبی هستید و مسائل شرعی و دینی در زندگی تان اهمیت دارد، در غیر اینصورت به دنبال پاسخ این سوال نمی آمدید؛ اگر شما این نگاه دینی را همواره و در طول زندگی در خود حفظ کنید و در برخورد با شبهات و دو راهی ها از متخصصین دینی کمک بگیرید، از آسیب ها و وسوسه های شیطان در امان خواهید بود و سعادت دنیوی و اخروی نصیبتان می گردد ان شاء الله.

*** در مورد پرسشی که مطرح کردید باید بگوییم هر گونه ارتباط عاطفی و دوستانه دختر و پسر نامحرم (پیامکی، تلفنی، حضوری، مکاتبه ای، چت و ...) و با هر توجیهی (بدون نیت بد، بدون شهوت، به قصد شناخت بیشتر، به قصد ازدواج و ...) از نظر شرعی اشکال دارد و جایز نیست. گفتنی است رابطه علمی و کاری زن و مرد هنگام ضرورت، با رعایت کامل مسائل شرعی اشکالی ندارد ولی آن جا هم باید بسیار مراقب بود که این رابطه شکل دوستانه و عاطفی به خود نگیرد. پس اینکه شما گفتید «اگر این ارتباط دوستانه از طریق پیامک باشد، بدون قصد و نیت بد و بدون شهوت» نیز ، مصداق اینگونه ارتباط هاست و اشکال دارد. در ضمن ارتباط های پیامکی و تلفنی با توجه به گرایش طبیعی دو جنس مخالف نسبت به هم، به روابط حضوری نیز می کشد (تجربه های فراوان افراد، این را نشان داده) و ابعاد خطرناک تر و گسترده تری می گیرد که ترک آن رفتارها و رهایی از آسیب هایش بسیار مشکل می شود. توضیحاتی که در ادامه می آید این موضوع را بیشتر برایتان روشن می کند :

1. اگر کسی بگوید من می خواهم با جنس مخالف رابطه عاطفی و دوستانه پیامکی و تلفنی داشته باشم بدون شهوت! حرفی متناقض گفته؛ چون اولاً به دلیل وجود غریزه جنسی که خداوند آن را در نهاد هر انسان سالمی قرار داده، دو جنس مخالف به طور طبیعی به هم تمایل دارند، و در رابطه های عاطفی، دوستانه و خارج از چهارچوب به دلیل این ویژگی انسان ها، مسلماً شهوت وجود دارد و کسی که آن را نفی کند تنها خود را فریب داده؛ ثانیاً شهوت در معنای اصلی خود به معنی میل و رغبت به چیزی است، و وقتی شما با اراده و اختیار خود، با جنس مخالفتان رابطه عاطفی و دوستانه برقرار کنید، به معنی این است که میل به این کار دارید و این میل هم به دلیل وجود همان غریزه جنسی است. پس فرض رابطه عاطفی و دوستانه دختر و پسر بدون وجود شهوت، فرض باطلی است. گفتنی است برخی اوقات این شهوت موجب صدور رفتارهای پرخطری چون ارتباط جنسی و ... می شود و گاهی خیر؛ ولی اینها هیچ کدام تغییر در حکم این مسأله ایجاد نمی کند و هر دو گناه است و آسیب زا می باشد. اين نوع رابطه ها، بهترين فضا را براي جولان شيطان و هواي نفس فراهم مي كند و بسيار خطرناك است و فرد مسلمان از این رابطه ها اجتناب می کند تا رضایت خداوند را کسب کند و نه شیطان را.2. برخی می گویند ما می خواهیم با جنس مخالف رابطه داشته باشیم و حرف های معمولی بزنیم و نیت بدی نداریم و شهوتی هم در کار نیست! به این افراد باید گفت : چرا این حرف های معمولی را با دوستان هم جنس خود نمی زنید؟ وقتی به درون خود رجوع کنند می بینند رابطه با جنس مخالف برایشان لذتی دیگر دارد (و این همان شهوتی است که معطوف به نامحرم می باشد و گناه است). هر انسان عاقل و بالغی می داند که حتی فکر رابطه با جنس مخالف و تصور آن در ذهن، تحریک کننده است، حال چه برسد به ارتباط! ؛ توجیهات مختلف نمی تواند واقعیت را تغییر دهد و نباید خود را فریب دهیم. البته گرایش زن و مرد نسبت به هم طبیعی است ولی باید از راه ایمن و شرعی به آن پاسخ داد که آن راه را دین مشخص کرده : ازدواج. برای ازدواج هم باید کمی صبر و تحمل داشت تا شرایطش فراهم گردد.

*** پرسشگر محترم؛ ما در ادامه مطالبی را تقدیم تان خواهیم کرد تا شناختی صحیح نسبت به این گونه روابط و آسیب های آن پیدا کنید و این شناخت باعث جهت دهی صحیح به رفتارهایتان گردد؛ چرا که رفتارهای ما تابع اندیشه های ماست و اگر اندیشه های صحیح در وجود ما شکل بگیرد، رفتارهایمان نیز صحیح خواهد شد. ما تنها می توانیم حکمت تحریم این روابط و آسیب ها و پیامدهای منفی آن را برایتان رونمایی کنیم، بقیه راه با شماست چرا که ما صاحب اراده و اختیار شما نیستیم. اگر فردی اینها را قبول نکند، تنها خود متضرر می گردد. اکنون به توضیحات زیر که حکمت تحریم و پیامدهای منفی روابط دختر و پسر نامحرم پیش از ازدواج را نشان می دهد، توجه کنید :
* در ابتدا دو موقعيت فرضي و احتمالي را مثال مي زنم و واكنش يك انسان سالم، بهنجار و عاقل را در آن موقعيت ها بيان مي كنم :

- فرض كنيد ماده اي بسيار زيبا و خوشرنگ در طبيعت وجود دارد، كه دانشمندان به اين نتيجه رسيدند برخي اوقات و به دليل فعل و انفعالاتي كه در آن صورت مي گيرد نوري را از خود ساطع مي كند كه به محض برخورد به چشم، باعث نابينايي فرد مي گردد و راهي هم براي جلوگيري از آن كشف نشده است. انسان عاقل هيچ گاه به سمت اين ماده نمي رود. چرا؟ چون با امكان نابينا شدن مواجه است و با نرفتن به سمت آن ماده، مي خواهد جلوي كور شدن خود را بگيرد.
- فرض كنيد مي خواهيد به مغازه اي برويد كه دو مسير براي رفتن به آنجا وجود دارد. هنگامي كه مي خواهيد وارد يكي از آن دو مسير شويد، افرادي به شما مي گويند، شيري از باغ وحش فرار كرده و در مسيري كه شما قصد عبور از آن را داريد، آزاد است و هر كسي از آن جا رد شود، امكان دريده شدن و كشته شدنش وجود دارد. عكس العمل انسان عاقل در اينجا چيست؟ حتي اگر احتمال اين را بدهد كه آن افراد يك درصد به او راست گفته باشند، براي حفظ جان، مسير خود را تغيير مي دهد، چون با امكان كشته شدن توسط شير، مواجه است.
* يكي از دلايلي كه دين، انسان را از روابط بي چارچوب و خارج از شرع با جنس مخالف نهي مي كند، امكان آلوده شدن به گناه است. به دليل غريزه جنسي و كشش خدادادي كه بين جنس زن و مرد وجود دارد (كه براي شكل گيري ازدواج هم لازم است)، هيچ انسان سالم و عاقلي نمي تواند بگويد من در رابطه با جنس مخالف (رابطه دوستانه و عاطفي) به گناه آلوده نمي شوم؛ اين امكان گناه، بدون شك وجود دارد. مكاتبات فراواني با ما مي شود كه دختر و پسر (حتي به قصد ازدواج و شناخت بیشتر و آماده شدن شرایط) با هم رابطه پيدا كرده اند و به خود مطمئن بوده اند و مي خواستند كه شرعي هم عمل كنند ولي لغزيده اند و علاوه بر صدمات روحي حاصل از اين رابطه ها، به وادي گناهان بزرگ نيز كشيده شده اند و حالا پشيمانند. آدمي از يك لحظه بعد خود با خبر نيست، آن هم در رابطه با اين موضوع كه به طور طبيعي جاذبه و كشش فراواني دارد و يكي از مهمترين لغزش گاه هاي انسان است. حتماً داستان آن زاهد (مقدس اردبیلی) را شنيده ايد كه به او گفتند اگر با يك دختر تنها باشي چكار مي كني؟ گفت : پناه مي برم به خدا. در ضمن، علاوه بر اينكه احتمال آلوده شدن و لغزش از طرف خود فرد وجود دارد، امكاني ديگر از طرف فرد مقابل هم هست. اگر طرف مقابل اقدام به كاري گناه آلود كند، طرف ديگر نيز درگير خواهد شد. حتي اگر كسي بگويد من مقابله مي كنم و جلوگيري مي كنم!؛ چون به هر حال اتفاق رخ داده و در ذهن فرد هميشه باقي مي ماند و اين اتفاق را هم خود فرد با اقدام به اين نوع رابطه ايجاد كرده است. پس امكان آلوده شدن به گناه در روابط دختر و پسر بسيار بالا و دو طرفه هم هست. گفتنی است در عصر حاضر، بسیاری از این دوستی ها از رابطه های پیامکی و تلفنی یا چت در اینترنت، آغاز می گردد و به روابط حضوری نیز کشیده می شود. فراوانی تجارب تلخ دراین نوع روابط (مورد سوء استفاده واقع شدن، از بین رفتن باکرگی دختر، باردار شدن دختر، درگیر بیماری های آمیزشی شدن، آبرو ریزی، عذاب وجدان شدید، افسردگی، خودکشی و ...) به قدری است که آینده تاریک آن کاملاً واضح و مشخص است.

انسان عاقل و ديندار وقتي این آسیب ها را می بیند و با امکان گناه كه فضاي روح و فطرتش را آلوده مي كند، مواجه مي شود، هيچ گاه به سمت آن نمي رود. در مورد مسائل مادي (كه دو مثال در بالا آورديم) نوع بشر بسيار حساس تر است، و اگر موردي باشد كه به جسم يا مال او آسيب بزند، از آن سریعاً حذر مي كند، چون اگر به آن ها بي توجهي كند، اثرات منفي اش را فوري مي بيند و حس مي كند؛ اما در مورد آسيب هاي معنوي چون مشهود نيست، برخي افراد يا آن ها را قبول نمي كنند و يا مي خواهند با توجيهات مختلف از آن ها عبور كنند. اما اين توجيهات (كه موافق با هواي نفس و در جهت كسب لذت هاي نامشروع است) مانع اثرات مخرب رفتارهاي اشتباه ما نخواهد بود و به تدريج و در طي زمان، نتايج منفي اعمال غير شرعي خود را هم در اين دنيا و هم در دنياي ابدي خواهند دید

*** در اینجا برخي از پيامدهاي منفي روابط عاطفي دختر و پسر، پيش از ازدواج را نیز برايتان رونمايي مي كنم تا با مشكلات و عيوب اين گونه ارتباط هاي غير شرعي بیشتر آشنا شويد و حكمت تحريم اين گونه روابط را نیز بهتر متوجه گردید و هيچ گاه با توجیهات مختلف به سمت اين روابط نرويد، چرا كه تاريخ اين گونه روابط غير شرعي و بي چهارچوب به ما گوشزد مي كند كه انسان خودش را در دامي كه بسياري از خوش باوران ( حتي افراد مذهبي) در آن گرفتار شده اند، نيندازد :

1. فقدان شناخت درست و واقع بينانه : معمولاً ادّعا مي ‏شود اين گونه روابط و دوستي‏ها به انگيزه ازدواج شكل مي‏ گيرد، ولي با كمي دقّت فهميده مي‏ شود، روح حاكم بر اين گونه دوستي‏ها، عشق‏ورزي كور است نه خردورزي. پاي خرد و عقل در ميدان عاشقي لنگ است. امام علي عليه السلام مي‏ فرمايند: «حبّ الشّيء يعمي و يصمّ»، دوست داشتن چيزي انسان را كور و كر مي كند. در حالي كه تصميم‏گيري درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تكيه بر عقلانيّت و خردورزي ممكن است. دوستي‏هاي قبل از گزينش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بين انسان را كور مي‏ سازد و اجازه نمي ‏دهد تا يك تصميم صحيح و پيراسته از اشتباه گرفته شود. اين نوع انتخاب‏ها كه در فضايي آكنده از احساسات و عواطف انجام مي‏ گيرد. به دليل نبود شناخت عميق و واقع‏بينانه، زندي مشترك را تلخ و آينده را تيره و تار مي ‏سازد.2. ايجاد جو بدبيني و ازدواج هاي ناموفق : ازدواج‏ هايي كه ثمرة ارتباط قبلي دختر و پسر است، با مشكلات متعددي مواجه است. از طرفي چون عشق و علاقه، قبل از شناخت دقيق يكديگر شكل گرفته است، قدرت انتخاب را از آنان سلب مي‏ كند و موجب مي ‏شود بدون شناسايي دقيقِ طرف مقابل و خانوادة او، اقدام به ازدواج كنند. بر اين اساس، پس از گذشت مدتي از ازدواج و فرونشستن محبّت اوليه، دو طرف متوجه نقايص طرف مقابل و ناهماهنگي‏ ها مي ‏شوند. مشاهدة اين موارد، زمينه گسست و درگيري را بين همسران فراهم مي‏ كند. از سوي ديگر با توجه به ارتباط قبلي هر يك از دختر و پسر، آنها نسبت به همسر خود دچار سوءظن شده، حاكميت فضاي بي‏اعتمادي نيز به شكنندگي روابط آنها منجر خواهد شد. دختر و پسري كه قبل از ازدواج با همديگر ارتباط داشته‏اند، نمي‏ توانند به يكديگر اعتماد كنند و هميشه اين تصور وجود دارد كه نكند همسرش با ديگري ارتباط دارد. پسر به خود مي‏ گويد اين دختر وقتي به راحتي با من پيوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ايمان قوي برخوردار نيست. بنابر اين از كجا معلوم پيش از ارتباط با من، با فرد ديگري طرح دوستي نريخته است. از كجا معلوم كه در آينده با اين كه همسر من است با ديگري ارتباط برقرار نكند؟دختر نيز همين تصور را نسبت به پسر دارد. بر اين اساس اين گونه ازدواج‏ها داراي پايه واساسي سست و متزلزل است و تجربه نشان داده كه در بيشتر اوقات منجر به طلاق و جدايي مي ‏گردد.
بر اساس يك يافته پژوهشي در آمريكا، زوج‏هايي كه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي مي‏ كنند زندگي زناشويي آنها با مشكلات عديده‏اي رو به رو است و منجر به طلاق مي ‏شود. به گزارش ايسنا، دكتر «كاترين كوهان»، استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا گفت : طبق آخرين تحقيقات، افرادي كه پيش از ازدواج با يكديگر رابطه داشته‏اند بعد از ازدواج در حلّ مشكلات خود عاجزند، چرا كه نسبت به يكديگر بسيار بدبين هستند. كوهان گفت: طبيعت ارتباطات آزاد اين است كه زوجين چندان انگيزه‏اي براي حل درگيري ‏ها و حمايت از مهارت‏هاي خود ندارند. وي افزود: به نظر مي‏ رسد ارتباطات اين افراد زودتر از افرادي كه با يكديگر دوست نبوده‏اند، سرد و منجر به طلاق مي‏ شود. وي در پايان گفت: مي ‏توانم بگويم رابطه قبل از ازدواج به هيچ وجه سبب دوام زندگي زناشويي نمي‏ شود [روزنامه جمهوري اسلامي – ش 6571- 29/11/1380 – ص 5]

3. افت تحصيلي و ركود علمي : اين گونه روابط باعث مي‏ شود كه دو طرف تمام فكر و توجه و تمركز خود را صرف ديدارها و ملاقات ‏هاي حضوري و تلفني خود بكنند و اين بزرگ‏ترين مانع براي رشد و ترقي علمي است؛ زيرا تحصيل دانش نيازمند تمركز نيروهاي فكري وروحي است. دل ‏مشغولي و اضطرابي كه در اثر اين گونه پيوندها پديد مي ‏آيد بزرگ‏ترين سد راه تعالي علمي و تحصيلي است؛ لذا متصديان امور علمي مدارس و دانشگاه‏ ها توصيه مي‏ كنند. حتي ايام عقد و نامزدي جوانان در بحبوحه تحصيلات نباشد تا آنان بتوانند با تمركز بيشتر فكر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.4. عدم استقبال از تشكيل خانواده : اين گونه روابط و دوستي‏ها معمولا به انگيزه تفنّن و سرگرمي شكل مي ‏گيرد و در خلال آن از خود باوري و زودباوري دختران سوء استفاده مي شود. متاسفانه در بسياري موارد بين عشق و هوس تمييز داده نمي‏ شود. عشق حقيقي و پاك با هوس ‏هاي آلوده و زودگذر، تفاوت جوهري دارد. برخي از اين روابط كه مبتني بر هوسراني و سرگرمي است، پس از مدتي رو به سردي و افول مي ‏نهد. جاذبه و دل ربايي‏ ها مربوط به روزها و ماه‏ هاي اول دوستي است؛ ولي ديري نمي ‏پايد كه اين روابط عادي شده و به جدايي مي كشد. حس تنوع طلبي انسان از يك طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف ديگر باعث مي ‏شود برخي سراغ ازدواج و تشكيل خانواده نروند. جامعه‏اي كه از تشكيل كانون خانواده استقبال نكند هيچ‏گونه ضمانتي براي رشد و شكوفايي فضايل انساني در آن وجود ندارد. عمده خوبي‏ها و كمالات والاي انساني در پرتو تشكيل خانواده‏اي سالم، به فعليت مي‏ رسد.5. اضطراب، تشويش و احساس نگراني : در دوستي‏هاي موجود بين دختران و پسران، از آنجا كه مقاومتي بسيار قوي از طرف پدر يا مادر يا جامعه براي ممانعت از برقراري اين دوستي‏ها وجود دارد، اين گونه دوستي‏ها با مخاطرات رواني گوناگوني از جمله اضطراب و تشويش همراه است. وجود افكار ديگري چون احساس گناه و نگراني از تهديداتي كه براي فاش كردن روابط صورت مي‏ گيرد، يك تعارض دروني و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد. بنابر اين وجود چنين دلهره ‏ها و اضطراب ‏هايي كه گاهي لطمه‏ هاي جبران ناپذيري بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسيب‏هاي اين گونه روابط است.6. تنزل موقعيت اجتماعي : ارتباط با جنس مخالف و افشا شدن آن، باعث لكه‌دارشدن آبروي دختر و پسر و خانواده آنها (مخصوصاً خانواده دختر) مي‏ شود و به نوعي خانواده‌ها را دچار بحران‌ مي‌كند. چه ‏بسا خانوادة دختر يا خود دختر ديگر نتوانند در آن محل بمانند و مجبور شوند به شهر و ديار غربت مهاجرت كنند. حتي ممكن است خانواده‏اي، دختر خود را به قتل برساند.7. محروميت از ازدواج پاك : هر انساني در سرشت و نهاد خويش به دنبال پاكي‏ها و نجابت است. پسران و دختراني كه در پي اين روابط غير شرعي هستند در حقيقت پشت پا به سرنوشت خود زده‏اند و اين امر باعث مي ‏شود كه آن‏ها به جرم آلودگي به اين روابط شرايط ازدواج پاك را از دست بدهند. اين گونه روابط ناسالم در ازدواج پسران مشکل ايجاد مي كند و در آينده هم باعث عدم رضايت از زندگي مي شود و دختران را نيز در معرض آسيب هاي فراوان و بعضاً جبران ناپذير قرار مي دهد.8. آلوده شدن به گناه : قرآن كريم و روايت معصومان (ع) انسان را از رابطه نامشروع با ديگران و نگاه‏ هاي شهوت‏آميز برحذر داشته، وعدة خسران و عذاب به مرتكبان چنين اعمالي داده است. قرآن كريم مي‏ فرمايد: قُل لِّلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ و َيَحْفَظُوا فُروجَهُمْ ذَلِكَ أزْكي ... و َقُل لِّلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَيَحْفظْنَ فُرُوجَهُنَّ و َلاَ يُبْدينَ... زينَتَهُنَّ إِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ ... ؛ «به مؤمنان بگو! چشم‏هاي خود را [از نگاه به نامحرمان] فرو گيرند و عفاف خود را حفظ كنند. اين براي آنان پاكيزه‏تر است... و به زنان با ايمان بگو : چشم‏هاي خود را [از نگاه هوس ‏آلود] فرو گيرند و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را آشكار ننمايند جز بر شوهرانشان ...» (1).
اين آيه، به صراحت دستور داده است زن و مرد نامحرم به يكديگر نگاه شهوت‏ آلود نداشته باشند. به‏راستي اگر به اين آيه مباركه عمل شود و دختر و پسر نامحرم از ابتدا به يكديگر توجه ننمايند و به هم نگاه هوس‏ آلود نكنند، آيا دوستي ‏ها و عشق ‏هاي خياباني به ‏وجود مي ‏آيند؟ اگرچه اين آيه مربوط به مطلق نگاه‏ هاي آلوده به جنس مخالف است و از آن نهي مي‏ كند، ولي مي ‏توان به ‏عنوان دليل قاطعي براي غير مجاز بودن ارتباط دختر و پسر، از آن بهره برد؛ زيرا در ارتباط دختر و پسر هزاران نگاه آلوده رد و بدل مي ‏شود و چه ‏بسا از حد نگاه شهواني بگذرد و به ارتباط جنسي منجر شود.

قرآن كريم در آية 25 سورة نساء نیز به مردان سفارش مي‏ كند با دختراني كه روابط پنهاني و دوستِ پسر دارند، ازدواج نكنند. قرآن كريم اين عمل را زشت و ناپسند دانسته، و آن را در كنار افراد زناكار مطرح كرده است (2)؛ همچنين در آية 5 سورة مائده به مردان توصيه مي‌كند پاك‌دامن باشند و از روابط پنهاني با زنان پرهيز كرده، دوستِ دختر نگيرند (3).

*** پرسشگر گرامي؛ ما مسمانيم و كلام خدا كه در قرآن آمده است، براي ما حجت است و دو آيه بالا به ما مي گويد : هيچ پسری نبايد دوست دختر بگيرد و هيچ دختری هم نبايد دوست پسر بگيرد ؛ آيا اين آيات، دليل محكمي براي نزديك نشدن به اينگونه روابط نيست؟ ***

علامه مجلسي در روايتي از معصومان(ع) نقل مي ‏كند كه فرمودند : «كسي كه به حرام دستش را به دست زني برساند، چون به صحراي محشر درآيد، دستش بسته باشد؛ و كسي كه با زنان نامحرم، خوش‏طبعي، شوخي و مزاح كند، خداوند در عوض هر كلمه، ساليان زيادي او را در محشر حبس مي‏ كند؛ و اگر زني راضي شود كه مردي به حرام او را در آغوش بگيرد، ببوسد يا به حرام با او ملاقات نمايد و يا با او خوش‏طبعي و شوخي كند، بر او نيز گناهي همانند آن مرد است» (4).

*** نكته پاياني :
پرسشگر گرامي؛ ارتباط غير شرعي دختر و پسر، يكي از بهترين فضاها، براي جولان هواي نفس و شيطان است؛ شيطان هنرمند قهاري است و اين رابطه هاي نامشروع را به زيبايي توجيه مي كند : «اين كارها اشكالي ندارد»، «رابطه شما پیامکی است»، «ارتباط شما پاک است»، «شما که کار خلافی انجام نمی دهید»، «شما شهوتتان را کنترل کرده اید و نیت بدی ندارید» ، «شما که قصدتان ازدواج است و به زودی به هم محرم می شوید»، «شما که کار گناهی انجام نمی دهید»، «بگذاريد همديگر را بيشتر بشناسيد»، «افرادي كه مانع تان مي شوند به شما حسودي مي كنند» و هزار توجيه شیطانی ديگر. اين گونه ارتباط، فرصتي طلايي را در اختيار هواي نفس و شيطان قرار مي دهد تا فرد را از مسير بندگي خدا خارج و در باتلاق گناه غرق كند. هيچ فردي نمي تواند بگويد من خودم را كنترل مي كنم، من فلانم، من ... ؛ تاريخ اين روابط چيز ديگري مي گويد. کسي منكر اين نمي شود كه ارتباط با جنس مخالف باعث تحريك غريزه و ايجاد لذت در فرد مي شود. اما آيا بايد هر لذتي را از هر طريقي به دست آورد؟ براي لذت بردن از جنس مخالف دين ما يك راه گذاشته است و آن ازدواج است و اين گونه لذت را بايد از اين طريق به دست آورد. دين آمده است ما را براي درست زندگي كردن راهنمايي كند و به ما مي گويد اينگونه ارتباط با نامحرم ( با هر توجيهي) بسيار آسيب زاست و پيامدهاي منفي فراواني براي زندگي دنيايي و اخروي فرد به ارمغان مي آورد. اگر ما مسلمان هستيم بايد راه دين را انتخاب كنيم و نه راه شيطان را. هواي نفس و وسوسه هاي شيطاني راه درست را مخدوش مي كنند و راه نادرست را زيبا جلوه مي دهند. اين هنر شيطان است. حال ما هستيم و اراده و اختيارمان در يك طرف و راه دين و راه شيطان در طرف ديگر. ميدان امتحان مهياست. مي توانيم راه درست را انتخاب كنيم و سعادتمند شويم و مي توانيم راه اشتباه را انتخاب كنيم و آينده ابديمان را به نابودي بكشانيم.





صفحه قبل1...1213141516...74صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران