منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
درباره

اگر از سرهایمان کوه ها بسازند هرگز در کتاب های تاریخ نخواهند خواند "خامنه ای" تنها ماند... ------------------------------------ امام خامنه ای (مدظله العالی) : ای جوانان و ای بسیجیان عزیز ، در هر جای کشور که هستید ، این بصیرت را روز به روز افزایش دهید .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->) , 


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

بیانات در حرم مطهر رضوی

1/1/1393



بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدّیین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الأرضین. اللّهم صلّ علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها، اللّهم صلّ علی ولیّک علیّ ابن موسی عدد ما احاط به علمک، صلاةً دائمة بدوام عظمتک و کبریائک، اللّهم سلّم علی ولیّک علیّ ابن موسی الرّضا عدد ما فی علمک، سلاماً دائماً بدوام مجدک و عظمتک و کبریائک.
خداوند متعال را شاکر و سپاسگزارم که تفضّل فرمود و عمر داد تا بتوانیم یک بار دیگر و یک سال دیگر، در جوار این مرقد منوّر و آسمانی، در این جمع پر شور و صمیمی، با شما برادران و خواهران عزیز گفت‌وگو کنیم. لازم است اوّلاً نوروز و حلول سال نو را بار دیگر، به همه‌ی برادران و خواهرانی که سخنان ما را می‌شنوند و به همه‌ی ملّت ایران تبریک عرض کنیم و از خداوند متعال برای ملّت ایران و همه‌ی مسلمانان جهان، سال پر برکت و زندگی همراه با سعادت را مسئلت نماییم؛ و امیدواریم خداوند متعال تفضّل بفرماید و سالی که امروز آغاز شد، سالی باشد در شأن ملّت بزرگ ایران، سالی پر خیر و برکت و برخوردار از تفضّلات الهی و توجّهات پروردگار.
یک جمله‌ای در باب سال ۹۲ که دیروز به پایان رسید عرض کنیم. در پیام اوّل سال اشاره کردیم که در سال ۹۲ آنچه به‌عنوان حماسه‌ی سیاسی انتظار میرفت، ملّت ایران خلق کردند و آفریدند. یقیناً حماسه‌ی سیاسی در دو حرکت بزرگ ملّت ایران جلوه‌ی بیشتری یافت: یکی حرکت انتخابات در نیمه‌ی اوّل سال، و دیگری راهپیمایی سراسری و عظیم ملّت در نیمه‌ی دوّم. درباره‌ی انتخابات حرف بسیار زدیم؛ هم این انتخابات، هم همه‌ی انتخاباتهای متعدّدی که از اوّل انقلاب تاکنون برگزار شده است. همچنین درباره‌ی راهپیمایی‌های بزرگ سراسری بیست‌ودوّم بهمن، هم این حقیر و هم دیگران، مطالب متعدّدی را بر زبان آورده‌اند که نمیخواهیم آنها را تکرار کنیم؛ ولی دو نکته درباره‌ی این دو حادثه وجود دارد. درباره‌ی هر کدام از این دو حادثه‌ای که به معنای واقعی کلمه هر کدام یک رسانه‌ی فراگیر از وضعیّت کشور ما و ملّت ما در مقابل لجن‌پراکنی‌های مغرضانه‌ی تبلیغات جهانی است، نکته‌ای وجود دارد که من مایلم قبل از مطالب مربوط به سال ۹۳ به این دو نکته بپردازم.
نکته‌ی اوّل در باب انتخابات است. برادران و خواهران عزیز توجّه کنند که از اوّل انقلاب تا امروز، نصاب شرکت مردم در انتخابات پایین نیفتاده است، تنزّل نکرده است؛ این خیلی مهم است. در آخرین انتخاباتی که ملّت ما پای صندوق رأی رفتند ــ یعنی انتخابات ریاست جمهوری یازدهم ــ شرکت مردم در انتخابات، ۷۲ درصد بود؛ این رقم، هم در بین انتخابهای دنیا یک رقم بالایی است و یک نصاب برجسته‌ای است، هم در بین انتخاباتهایی که از اوّل انقلاب تا امروز اتّفاق افتاده است یکی از بالاترین رقمها است؛ معنای این چیست؟ معنای این شرکت وسیع مردم در انتخابات این است که مردم‌سالاری دینی در کشور تثبیت شده است؛ معنای آن این است که نظام جمهوری اسلامی توفیق یافته است که مردم‌سالاری را در کشور نهادینه کند؛ این چیز کمی نیست. کشوری که در طول قرنهای متمادی با حکّام مستبد و دیکتاتور گذران میکرده است، آن چنان با مردم‌سالاری و شرکت مردم در انتخاب صاحبان قدرت، آشنا و در هم ‌آمیخته شده است که بعد از گذشت ۳۵ سال از هیجانات اوّل انقلاب، مردم وقتی نوبت انتخاب میرسد، ۷۲ درصد در انتخابات شرکت میکنند؛ قدر این را باید دانست. من به شما جوانها و به همه عناصری که صاحب فکرند در سرتاسر کشور عرض میکنم: این نعمت بزرگ را ناسپاسی نکنیم؛ همچنان که در سال ۸۸ این نعمت الهی را عدّه‌ای ناسپاسی کردند. همچنین اینکه گاهی شنفته بشود که انتخابات کشور را به عدم سلامت نسبت میدهند ــ یعنی تکرار حرف دشمنان ملّت ایران ــ این هم ناسپاسی است. مردم‌سالاری در کشور به یک جریان عادی تبدیل شده است؛ لذاست مردم در سرتاسر کشور، در روستاها، در شهرها، خود را در مقابل صندوق رأی وظیفه‌دار میدانند، به صندوق رأی مراجعه میکنند؛ ۷۲ درصد رأی میدهند؛ این خیلی چیز مهمّی است؛ در دنیا این رقم، جزو رقمهای بالا است.
نکته دوّم [که باید] توجّه کنند برادران و خواهران عزیز من، در مورد راهپیمایی بیست‌ودوّم بهمن است. بعضی هستند که با محاسبه جمعیّت‌ها را محاسبه میکنند یا با دوربینها و وسایل گوناگون مقدار جمعیّت را حدس میزنند؛ امسال همه‌ی کسانی که در این زمینه‌ها فعّال بودند و همه‌ی کسانی که این راهپیمایی را با دقّت زیر نظر داشتند، به ما گزارش دادند که جمعیّت راهپیمایی در تهران و در شهرهای بزرگ و معروف از سالهای قبل، هم بیشتر بود، هم پرشورتر بود یعنی شعارهای مردم، شعارهای پرمغز و پرمعنا و پرشور بود. چرا؟ تحلیلگرانی که مسائل گوناگون را تحلیل میکنند، این جور فهمیدند و به نظر ما درست فهمیدند؛ علّت این بود که امسال عوامل مؤثّر در سیاستهای استکباری، لحنشان نسبت به ملّت ایران بی‌ادبانه‌تر و توهین‌آمیزتر بود. چون در زمینه‌ی مسائل هسته‌ای مذاکرات انجام گرفته بود، سیاستمداران آمریکا اظهارِنظر کردند که معلوم میشود ملّت ایران از حرف خود برگشته است، از اصول خود صرفِ‌نظر کرده است! با این زمینه، لحنشان نسبت به ملّت ایران، لحن بی‌ادبانه و توهین‌آمیز بود؛ مردم اینها را شنیدند، دانستند. وقتی دشمن با چهره‌ی واقعی خود یا نزدیک به چهره‌ی واقعی خود در میدان حضور پیدا میکند، مردم انگیزه بیشتری و همّت بلندتری برای حضور پیدا میکنند؛ مردم چون دیدند آمریکایی‌ها نسبت به آنها بی‌ادبی میکنند و نسبت میدهند که از نظام جدا شده‌اند، خواستند در بیست‌ودوّم بهمن نشان بدهند که نسبت به نظام اسلامی و جمهوری اسلامی و پرچم برافراشته اسلام با همه‌ی وجود دل‌بسته‌اند. این نشان‌دهنده‌ی حسّاسیّت مردم ما و غیرت مردم ما در برابر دشمنی و شرارت دشمنان جمهوری اسلامی و دشمنان ایران است. این هم نکته‌ی مربوط به راهپیمایی بیست‌ودوّم بهمن.
اماّ راجع به آنچه مربوط به امسال است؛ من اینجا یادداشت‌هایی کرده‌ام، عرایضی دارم، سعی میکنم این عرایض را به‌ صورت مجمل ــ در همین مجالی که امروز داریم؛ چون امروز جمعه است و وقت ما در پایان، محدود به نماز جمعه است ــ ان‌شاء‌الله در همین وقت، آنچه را مورد نظر است عرض بکنم؛ امّا اگر مطلبی هم ناگفته بماند، امیدواریم در گفتارهای صاحب‌نظران و دانایان جامعه که میفهمند سیاست جمهوری اسلامی، امروز چیست و چه‌کار دارد انجام میگیرد، برای افکار عمومی روشن بشود. حرف من ــ آنچه که امروز میخواهم عرض کنم به‌طور خلاصه و در یک جمله ــ عبارت است از اینکه ملّت ایران باید خود را قوی کند؛ این حرف من است. حرف، درباره‌ی اقتدار ملّی است. من عرض میکنم به ملّت عزیزمان که اگر ملّتی قوی نباشد و ضعیف باشد، زور خواهد شنفت، به او زور میگویند؛ اگر ملّتی قوی نباشد، باج‌گیران عالَم از او باج میگیرند، از او باج میخواهند؛ اگر بتوانند به او اهانت میکنند؛ اگر بتوانند زیر پا او را لگد میکنند. طبیعت دنیایی که با افکار مادّی اداره میشود، همین است؛ هر که احساس قدرت بکند، نسبت به کسانی که در آنها احساس ضعف میکند، زورگویی خواهد کرد؛ چه نسبت به فرد، چه نسبت به ملّت. شاعر معروف میگوید:
مرگ برای ضعیف امر طبیعی است
هر قوی اوّل ضعیف گشت و سپس مرد
میگوید مرغ پخته را آوردند در برابر آن کسی که گوشت مرغ و گوشت حیوانی نمیخورد، نگاه کرد:« اشک تحسّر ز هر دو دیده بیفشرد»؛ به این مرغی که جلویش گذاشته بودند، گفت:
گفت [به مرغ] از چه شیر شرزه نگشتی
تا نتواند کست به مسلخ آورد
اگر تو از خودت میتوانستی دفاع کنی و در خودت قدرتی میداشتی، جرأت نمیکردند این‌جور سر تو را ببُرند. من نه آن شاعر را قبول دارم، نه ابوالعلای معرّی را که از قول او این حرف گفته شده است؛ امّا این را قبول دارم که مرگ در دنیایی که بر اساس افکار مادّی اداره میشود، برای ضعیف امر طبیعی است؛ این را قبول دارم. اگر یک ملّتی به خود نیاید، خود را قوی نکند، دیگران به او زور میگویند. بعضی ملّتها هستند که تا قوی شدن، فاصله‌ی زیادی دارند؛ امیدی وجود ندارد که بخواهند در خود آن نیرویی را که بتوانند مقابله کنند با زورگویان و گردن‌کلفت‌های عالم، ایجاد کنند؛ امّا ملّت ما این‌جور نیست؛ ما اوّلاً استعداد قوی شدن، زیاد داریم؛ امکانات و ظرفیّتها هم زیاد داریم؛ ملّت ما به ‌سمت اقتدار ملّی هم راه افتاده است و راه زیادی پیموده است؛ من بر این اساس نقشه‌ی کلّی سال ۹۳ را در این دو عنصر میبینم که در پیام اوّل سال عرض کردم: اقتصاد و فرهنگ با عزم ملّی و با مدیریّت جهادی.
قوی شدن یک ملّت فقط به این نیست که تسلیحات جنگی پیشرفته‌ای داشته باشد؛ البتّه تسلیحات هم لازم است، امّا فقط با تسلیحات هیچ ملّتی قوی نمیشود. من وقتی نگاه میکنم، سه عنصر را پیدا میکنم که دو عنصر از آنها همین دو نقطه‌ای است که در پیام عرض کرده‌ام؛ این سه عنصر اگر مورد توجّه قرار گرفتند، یک ملّت قوی میشود: یکی اقتصاد، یکی فرهنگ، و سوّمی علم و دانش. درباره‌ی دانش، در این ده دوازده سال گذشته حرفهای زیادی زده شد و بحمدالله اثر کرد. امروز ما در دانش داریم پیش میرویم ــ که بعد باز شاید اشاره‌ای بکنم ــ امّا در مورد اقتصاد و در مورد فرهنگ، یک اهتمام بیش از متعارف لازم است تا بتوانیم اقتصاد کشور را به شکلی دربیاوریم که از آن طرف دنیا کسی نتواند با یک تصمیم‌گیری، با یک نشست‌وبرخاست، بر روی اقتصاد کشور ما و بر روی معیشت ملّت ما اثر بگذارد؛ این دست ما است، ما باید بکنیم؛ این همان اقتصاد مقاومتی است که سیاستهای آن در اسفند ماه ابلاغ شد؛ بنده هم با مسئولان و مدیران برجسته‌ی کشور جلسه داشتم، مفصّل درباره‌ی آن صحبت کردیم؛ تجاوب هم کردند؛ یعنی مسئولان سه قوّه که خودشان هم در تنظیم این سیاستها مؤثّر بودند و حضور داشتند، استقبال کردند و گفتند ما این کار را انجام میدهیم. من میخواهم با مردم عزیزمان درباره‌ی اقتصاد مقاومتی اندکی امروز صحبت کنم و مردم از خود این حقیر، مطلبی را که میخواهم عرض کنم بشنوند.
اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که مقاوم است؛ با تحریکات جهانی، با تکانه‌های جهانی، با سیاستهای آمریکا و غیر آمریکا زیرورو نمیشود؛ اقتصادی است متّکی به مردم. سه سؤال درمورد اقتصاد مقاومتی که در حقیقت اقتصاد مقاوم است، وجود دارد؛ من این سه سؤال را مطرح میکنم. سؤال اوّل این است که اقتصاد مقاومتی چه هست و چه نیست؟ خصوصیّات مثبت آن و خصوصیّات منفی و سلبیِ آن چیست؟ سؤال دوّم: آیا اقتصاد مقاومتی که داریم شعار آن را میدهیم، تحقّق‌پذیر است، ممکن است، یا نه، خیالات خام است؟ سؤال سوم: اگر تحقّق اقتصاد مقاومتی ممکن است، الزامات آن چیست، چه کارهایی باید انجام بگیرد؟ امروز من به این سه سؤال جواب میدهم؛ این مربوط به اقتصاد است. بعد راجع به مسئله‌ی فرهنگ هم که به نظر من بسیار مسئله‌ی مهمّی است، عرایضی را عرض خواهم کرد.
سؤال اوّل: گفتیم که اقتصاد مقاومتی چه هست و چه نیست. اوّلاً یک الگوی علمی متناسب با نیازهای کشور ما است ــ این آن جنبه‌ی مثبت ــ امّا منحصر به کشور ما هم نیست؛ یعنی بسیاری از کشورها، امروز با توجّه به این تکانه‌های اجتماعی و زیروروشدن‌های اقتصادی‌ای که در این بیست سی سال گذشته اتّفاق افتاده است، متناسب با شرایط خودشان به فکر یک چنین کاری افتاده‌اند. پس مطلب اوّل اینکه این حرکتی که ما داریم انجام میدهیم، دغدغه‌ی دیگر کشورها هم هست؛ مخصوص ما نیست.
دوّم اینکه گفتیم این اقتصاد درون‌زا است. درون‌زا است یعنی چه؟ یعنی از دل ظرفیّتهای خود کشور ما و خود مردم ما میجوشد؛ رشد این نهال و این درخت، متّکی است به امکانات کشور خودمان؛ درون‌زا به این معنا است. امّا درعین‌حال درون‌گرا نیست؛ یعنی این اقتصاد مقاومتی، به این معنا نیست که ما اقتصاد خودمان را محصور میکنیم و محدود میکنیم در خود کشور؛ نه، درون‌زا است، امّا برون‌گرا است؛ با اقتصادهای جهانی تعامل دارد، با اقتصادهای کشورهای دیگر با قدرت مواجه میشود. بنابراین درون‌زا است، امّا درون‌گرا نیست. اینها را که عرض میکنم، برای خاطر این است که در همین زمینه‌ها الان قلمها و زبانها و مغزهای مغرض، مشغول کارند که [القا کنند] «بله، اینها میخواهند اقتصاد کشور را محدود کنند و در داخل محصور کنند». انواع و اقسام تحلیل‌ها را برای اینکه ملّت را و مسئولان را از این راه ـ که راه سعادت است ـ جدا بکنند دارند میکنند. من عرض میکنم تا برای افکار عمومی‌مان روشن باشد.
سوّم اینکه این اقتصادی که به عنوان اقتصاد مقاومتی مطرح میشود، مردم‌بنیاد است؛ یعنی بر محور دولت نیست و اقتصاد دولتی نیست، اقتصاد مردمی است؛ با اراده‌ی مردم، سرمایه‌ی مردم، حضور مردم تحقّق پیدا میکند. امّا «دولتی نیست» به این معنا نیست که دولت در قبال آن مسئولیّتی ندارد؛ چرا، دولت مسئولیّت برنامه‌ریزی، زمینه‌سازی، ظرفیّت‌سازی، هدایت و کمک دارد. کار اقتصادی و فعّالیّت اقتصادی دستِ مردم است، مال مردم است؛ امّا دولت ـ به‌عنوان یک مسئول عمومی ـ نظارت میکند، هدایت میکند، کمک میکند. آن جایی که کسانی بخواهند سوء‌استفاده کنند و دست به فساد اقتصادی بزنند، جلوی آنها را میگیرد؛ آنجایی که کسانی احتیاج به کمک دارند، به آنها کمک میکند. بنابراین آماده‌سازی شرایط، وظیفه‌ی دولت است؛ تسهیل میکند.
چهارم، گفتیم این اقتصاد، اقتصاد دانش‌بنیان است یعنی از پیشرفتهای علمی استفاده میکند، به پیشرفتهای علمی تکیه میکند، اقتصاد را بر محور علم قرار میدهد؛ امّا معنای آن این نیست که این اقتصاد منحصر به دانشمندان است و فقط دانشمندان میتوانند نقش ایفا کنند در اقتصاد مقاومتی؛ نخیر، تجربه‌ها و مهارتها ـ تجربه‌های صاحبان صنعت، تجربه‌ها و مهارتهای کارگرانی که دارای تجربه و مهارتند ـ میتواند اثر بگذارد و میتواند در این اقتصاد نقش ایفا کند. اینکه گفته میشود دانش‌محور، معنای آن این نیست که عناصر با تجربه‌ی صنعتگر یا کشاورز که در طول سالهای متمادی کارهای بزرگی را بر اساس تجربه انجام داده‌اند، اینها نقش ایفا نکنند؛ نخیر، نقش بسیار مهمّی هم به عهده‌ی اینها است.
پنجم، این اقتصاد، عدالت‌محور است؛ یعنی تنها به شاخصهای اقتصاد سرمایه‌داری ـ [مثل] رشد ملّی، تولید ناخالص ملّی ــ اکتفا نمیکند؛ بحث اینها نیست که بگوییم رشد ملّی اینقدر زیاد شد، یا تولید ناخالص ملّی اینقدر زیاد شد؛ که در شاخصهای جهانی و در اقتصاد سرمایه‌داری مشاهده میکنید. در حالی که تولید ناخالص ملّی یک کشوری خیلی هم بالا میرود، امّا کسانی هم در آن کشور از گرسنگی میمیرند! این را ما قبول نداریم. بنابراین شاخص عدالت ـ عدالت اقتصادی و عدالت اجتماعی در جامعه ـ یکی از شاخصهای مهم در اقتصاد مقاومتی است، امّا معنای آن این نیست که به شاخصهای علمی موجود دنیا هم بی اعتنایی بشود؛ نخیر، به آن شاخصها هم توجّه میشود، امّا بر محور «عدالت» هم کار میشود. عدالت در این بیان و در این برنامه به معنای تقسیم فقر نیست، بلکه به معنای تولید ثروت و ثروت ملّی را افزایش دادن است.
ششم، در اینکه گفتیم اقتصاد مقاومتی بهترین راه حلّ مشکلات اقتصادی کشور است شکّی نیست، امّا معنای آن این نیست که ناظر به مشکلات کنونی کشور است ـ که یک مقداری از آن مربوط به تحریم است، یک مقداری از آن مثلاً مربوط به غلط بودن فلان برنامه است ـ نه، این مال همیشه است. اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی، محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد؛ این چنین اقتصادی چه در شرایط تحریم، چه در شرایط غیر تحریم، بارور خواهد بود و به مردم کمک میکند. این سؤال اوّل.
سؤال دوّم این بود که آیا این برنامه‌ی اقتصادی که شما میگویید اقتصاد مقاومتی، یک امر خیالی و توهّمی است و آرزو دارید که انجام بگیرد؛ یا نه، عملاً ممکن است؟ پاسخ این است که نخیر، کاملاً، عملاً، حتماً ممکن است؛ چرا؟ به‌خاطر ظرفیّتها؛ چون این کشور، دارای ظرفیّتهای فوق‌العاده است. من حالا چند قلم از ظرفیّتهای کشور را عرض میکنم. اینها چیزهایی است که آمارهای عجیب‌و‌غریب لازم ندارد، جلوی چشم همه است، همه می‌بینند.
یکی از ظرفیّتهای مهمّ ما، ظرفیّت نیروی انسانی ما است. نیروی انسانی در کشور ما، یکی از بزرگ‌ترین ظرفیّت‌های کشور ما است؛ این یک فرصت بزرگ است. عرض کردیم، جمعیّت جوان کشور ــ از پانزده سال تا سی سال ــ یک حجم عظیم از ملّت ما را تشکیل میدهند؛ این خودش یک ظرفیّت است. تعداد ده میلیون دانش‌آموخته‌ی دانشگاه‌ها را داریم؛ ده میلیون از جوانهای ما در طول این سالها از دانشگاهها فارغ‌التّحصیل شدند. همین حالا بیش از چهار میلیون دانشجو داریم که اینها در طول چند سال آینده فارغ‌التّحصیل میشوند؛ جوانان عزیز بدانند، این چهار میلیونی که میگویم، ۲۵ برابر تعداد دانشجو در پایان رژیم طاغوت است؛ جمعیّت کشور نسبت به آن موقع شده دو برابر، امّا تعداد دانشجو نسبت به آن موقع شده ۲۵ برابر؛ امروز ما این تعداد دانشجو و فارغ‌التّحصیل داریم. علاوه‌ی بر اینها، میلیونها نیروی مجرّب و ماهر داریم. ببینید، همینهایی که در دوران جنگ به داد نیروهای مسلّح ما رسیدند. در دوران جنگ تحمیلی، یکی از مشکلات ما، از کار افتادن دستگاه‌های ما، بمباران شدن مراکز گوناگون ما، تهیدست ماندن نیروهای ما از وسایل لازم ـ مثل وسایل حمل و نقل و این چیزها ـ بود. یک عدّه افراد صنعتگر، ماهر، مجرّب، راه افتادند از تهران و شهرستانها ـ که بنده در اوایل جنگ خودم شاهد بودم، اینها را میدیدم؛ اخیراً هم بحمدالله توفیق پیدا کردیم، یک جماعتی از اینها آمدند؛ آن روز جوان بودند، حالا سنّی از آنها گذشته، امّا همان انگیزه و همان شور در آنها هست ـ رفتند داخل میدانهای جنگ، در صفوف مقدّم، بعضی‌هایشان هم شهید شدند؛ تعمیرات کردند، ساخت‌وساز کردند، ساخت‌وسازهای صنعتی؛ این پلهای عجیب‌وغریبی که در جنگ به درد نیروهای مسلّح ما خورد، امکانات فراوان، خودرو، جادّه، امثال اینها، به‌وسیله‌ی همین نیروهای مجرّب و ماهر به‌وجود آمد؛ امروز هم هستند، امروز هم در کشور ما الی‌ماشاءالله؛ تحصیل‌کرده نیستند، امّا تجربه‌ و مهارتی دارند که گاهی از تحصیل‌کرده‌ها هم بسیار بیشتر و بهتر و مفیدتر است؛ این هم یکی از امکانات نیروهای ما است؛ هم در کشاورزی این را داریم، هم در صنعت داریم.
یکی از ظرفیّتهای مهمّ کشور ما منابع طبیعی است. من سال گذشته در همین‌جا راجع به نفت و گاز گفتم که مجموع نفت و گاز ما در دنیا درجه‌ی یک است؛ یعنی هیچ کشوری در دنیا به‌قدر ایران، بر روی هم نفت و گاز ندارد. مجموع نفت و گاز ما از همه‌ی کشورهای دنیا ــ شرق و غرب عالم ــ بیشتر است. امسال که من دارم با شما حرف میزنم، کشفیّاتی درمورد گاز شده است که نشان میدهد که از آن مقداری که سال گذشته در آمارهای ما بود، از آن مقدار هم منابع گازی ما و ذخیره‌های گازی ما افزایش پیدا کرده است؛ این وضع نفت و گاز ما است. بیشترین ذخیره‌ی منابع انرژی ــ که همه‌ی دنیا روشنی خود، گرمای خود، صنعت خود، رونق خود را از انرژی دارد، از نفت و گاز دارد ــ در کشور ما است. علاوه‌ی بر این، معادن طلا و معادن فلزّات کمیاب در سرتاسر این کشور پراکنده است و وجود دارد. سنگ آهن، سنگهای قیمتی، انواع و اقسام فلزهای لازم و اساسی ــ که مادر صنایع محسوب میشوند ــ در کشور وجود دارد؛ این هم یک ظرفیّت بزرگی است.
ظرفیّت دیگر موقعیّت جغرافیایی ما است؛ ما با پانزده کشور همسایه هستیم که اینها رفت‌وآمد دارند. حمل و نقل ترانزیت یکی از فرصتهای بزرگ کشورها است؛ این برای کشور ما هست و در جنوب به دریای آزاد و در شمال به آبهای محدود منتهی میشود. در این همسایه‌های ما، در حدود ۳۷۰ میلیون جمعیّت زندگی میکنند که این مقدار ارتباطات و همسایه‌ها، برای رونق اقتصادی یک کشور یک فرصت بسیار بزرگی است. این علاوه بر بازار داخلی خود ما است؛ یک بازار ۷۵ میلیونی که برای هر اقتصادی، یک چنین بازاری بازار مهمّی است.
یک ظرفیّت دیگری که در کشور وجود دارد، زیرساخت‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری است؛ نرم‌افزاری مثل این سیاستهای اصل ۴۴، سند چشم‌انداز و این کارهایی که در این چند سال انجام گرفته و همچنین زیرساخت‌های گوناگون مثل جاده و سدّ و پل و کارخانه و امثال اینها؛ اینها زمینه‌های بسیار خوبی برای پیشرفت اقتصاد کشور است، اینها ظرفیّتهای یک کشور است.
خب، ممکن است کسی بگوید اگر تحریم نبود از این ظرفیّتها میتوانستید خوب استفاده کنید، امّا [چون] تحریم هست نمیتوانید از این ظرفیّتها استفاده کنید؛ این خطا است؛ این حرف، درست نیست. ما در بسیاری از مسائل دیگر هم در عین تحریم توانسته‌ایم به نقطه‌های بسیار برجسته و بالا دست پیدا کنیم؛ یک مثال آن، تولید علم است؛ یک مثال آن، صنعت و فناوری است؛ در اینها ما تحریم بودیم، الان هم تحریم هستیم. در مورد دانشهای پیشرفته و روز، الان هم درهای مراکز علمی مهم بِروز دنیا به روی دانشمند ایرانی و دانشجوی ایرانی بسته است، امّا درعین‌حال، ما در نانو پیشرفت کردیم، در هسته‌ای پیشرفت کردیم، در سلّولهای بنیادی پیشرفت کردیم، در صنایع دفاعی پیشرفت کردیم، در صنایع پهپاد و موشک، به کوری چشم دشمن، پیشرفت کردیم؛ چرا در اقتصاد نتوانیم پیشرفت کنیم؟! ما که در این سر صحنه‌ها و عرصه‌های گوناگون این همه موّفقیّت به دست آوردیم، در اقتصاد هم اگر عزممان را جزم کنیم و دست به دست هم بدهیم، میتوانیم اقتصاد را شکوفا کنیم. چشممان به دست دشمن نباشد که کِی این تحریم را برمیدارد، کِی فلان نقطه را موافقت میکند؛ به درک! نگاه کنیم ببینیم خودمان چه‌کار میتوانیم بکنیم.
سؤال سوم را مطرح کنم و جواب بدهم. سؤال سوم این بود که برای اینکه این کار بزرگ، اقتصاد مقاومتی، تحقّق پیدا کند، الزامات چیست و چه کارهایی باید انجام بگیرد؟ خلاصه عرض میکنیم: اوّلاً مسئولان باید از تولید ملّی حمایت کنند. تولید ملّی، اساس و حلقه‌ی اساسی پیشرفت اقتصاد است. مسئولان باید از تولید ملّی حمایت کنند. چه‌جوری؟ یک جا که قانون لازم دارد، حمایت قانونی کنند؛ یک جا که حمایت قضائی لازم است، انجام بگیرد؛ یک جا که حمایت اجرایی لازم است، باید تشویق کنند و کارهایی بکنند؛ باید این کارها انجام بگیرد. تولید ملّی باید رونق پیدا کند.
دوّم، صاحبان سرمایه و نیروی کار که تولیدگر هستند، آنها هم بایستی به تولید ملّی اهمّیّت بدهند؛ به چه معنا؟ به این معنا که بهره‌وری را افزایش بدهند. بهره‌وری، یعنی از امکاناتی که وجود دارد حدّاکثر استفاده‌ی بهینه بشود؛ کارگر که کار میکند، کار را با دقّت انجام بدهد؛ رحم الله امرء عمل عملاً فأتقنه، این معنای بهره‌وری است؛ از قول پیغمبر نقل شده است: رحمت خدا بر آن کسی است که کاری را که انجام میدهد، محکم انجام بدهد، متقن انجام بدهد. آن کسی که سرمایه‌گذاری میکند، سعی کند حدّاکثر استفاده از آن سرمایه انجام بگیرد؛ یعنی هزینه‌های تولید را کاهش بدهند؛ بعضی از بی‌تدبیری‌ها، بی‌سیاستی‌ها موجب میشود هزینه‌ی تولید برود بالا، بهره‌‌وری سرمایه و کار کم بشود.
سوّم، صاحبان سرمایه در کشور، فعّالیّت تولیدی را ترجیح بدهند بر فعّالیّتهای دیگر. ما دیدیم کسانی را که سرمایه‌ای داشتند ــ کم یا زیاد ــ و میتوانستند این را در یک راه‌هایی به کار بیندازند و درآمدهای زیادی کسب کنند، نکردند؛ رفتند سراغ تولید؛ گفتند میخواهیم تولید کشور تقویت بشود؛ این حسنه است، این صدقه است، این جزو بهترین کارها است؛ کسانی که دارای سرمایه هستند ــ چه سرمایه‌های کم، چه سرمایه‌های افزون ــ آن را بیشتر در خدمت تولید کشور بگذارند.
بعدی، مردم در همه‌ی سطوح، تولید ملّی را ترویج کنند. یعنی چه؟ یعنی همین مطلبی که من دو سه سال قبل از این، در همین جا با اصرار فراوان گفتم، یک عدّه‌ای هم از مردم خوشبختانه عمل کردند، امّا همه باید عمل کنند و آن عبارت است از «مصرف تولیدات داخلی». عزیزان من! شما وقتی که یک جنس داخلی را خرید میکنید به‌جای جنس تولید خارجی، هم به همین اندازه کار و اشتغال ایجاد کرده‌اید، هم کارگر ایرانی را وادار کرده‌اید به اینکه ابتکار خودش را بیاورد میدان؛ جنس داخلی که مصرف شد، آن کننده‌ی کار، ابتکاراتی دارد، این ابتکارات را روز‌به‌روز افزایش خواهد داد؛ شما وقتی که جنس داخلی مصرف میکنید، ثروت ملّی را افزایش داده‌اید. در گذشته، در دوران طاغوت، ترجیح مصرف خارجی به‌عنوان یک سنّت بود؛ سراغ جنس که میرفتند، [میپرسیدند] داخلی است یا خارجی؟ اگر خارجی بود، بیشتر به آن رغبت داشتند؛ این باید برگردد و به‌عکس بشود. نمیگوییم خرید جنس خارجی حرام است، امّا عرض میکنیم خرید جنس داخلی یک ضرورت برای مقاوم‌سازی اقتصاد است و بر روی همه چیز این کشور تأثیر میگذارد. باید به این توجّه کرد؛ این نقش همه‌ی مردم است. البتّه در اینجا هم مثل خیلی جاهای دیگر، مسئولیّت مسئولان و مدیران کشور از دیگران بیشتر است؛ بسیاری از زیاده‌روی‌ها و ریخت‌وپاش‌ها در رفتار مردم، به‌خاطر نگاه کردن به رفتار آن کسانی است که آنها را "بزرگ‌ترها" میدانند؛ اگر اسراف در بین سطوح بالا نباشد، در بین مردم هم اسراف کم خواهد شد. بنابراین ترجیح تولید داخلی یکی از کارها است.
من این بخش را جمع بندی کنم. من عرض میکنم: اقتصاد مقاومتی به معنای مقاوم ساختن پایه‌های اقتصاد، یکی از وظایف عمومی امروز ما است و همه میتوانند در آن نقش ایفا کنند، هم مسئولین و مسئولین قوای سه‌گانه، هم آحاد مردم، هم کسانی که دارای مهارت کارند، هم کسانی که دارای سرمایه‌اند، هم صاحب‌نظران. البتّه آنچه که ما عرض کردیم، خلاصه‌ای بود از آنچه باید گفت؛ به‌عهده‌ی صاحب‌نظران است که تفصیلات اینها را عرض بکنند.
بخش دوّم حرف من، درباره‌ی فرهنگ است. من در یک جمله عرض بکنم: عزیزان من! فرهنگ از اقتصاد هم مهم‌تر است. چرا؟ چون فرهنگ، به معنای هوایی است که ما تنفّس میکنیم؛ شما ناچار هوا را تنفّس میکنید، چه بخواهید، چه نخواهید؛ اگر این هوا تمیز باشد، آثاری دارد در بدن شما؛ اگر این هوا کثیف باشد، آثار دیگری دارد. فرهنگ یک کشور مثل هوا است؛ اگر درست باشد، آثاری دارد. الان درباره‌ی تولید داخلی حرف میزدیم؛ اگر بخواهیم مصرف تولیدات داخلی به معنای واقعی کلمه تحقّق پیدا کند، باید فرهنگ [مصرف] تولید داخلی در ذهن مردم جا بیفتد؛ اگر بخواهیم مردم اسراف نکنند، بایستی این باور مردم بشود؛ این یعنی فرهنگ. فرهنگ یعنی باورهای مردم، ایمان مردم، عادات مردم، آن چیزهایی که مردم در زندگی روزمره با آن سر و کار دائمی دارند و الهام‌بخش مردم در حرکات و اعمال آنها است؛ فرهنگ این است؛ این پس خیلی اهمّیّت دارد. مثلاً در حوزه‌ی اجتماعی، قانون‌گرایی ــ که مردم به قانون احترام بگذارند ــ یک فرهنگ است؛ تعاون اجتماعی یک فرهنگ است؛ تشکیل خانواده و ازدواج یک فرهنگ است؛ تعداد فرزندان یک فرهنگ است؛ اگر در این چیزها بینش مردم و جهت‌گیری مردم جهت‌گیری درستی باشد، زندگی در جامعه جوری خواهد شد؛ اگر خدای‌ناکرده جهت‌گیری غلط باشد، زندگی جوری دیگری خواهد شد؛ خدای‌ناکرده به همان بلایی مبتلا خواهیم شد که امروز کشورهایی که خانواده را و بنیان خانواده را ویران کردند و شهوات را به راه انداختند ــ وَاتَّبِعوُا الشَّهَواتِ فَسَوفَ یَلقَونَ غَیّا (۱) ــ به آن سرنوشت دچار شدند. بنابراین تمرکز دشمنان بر روی فرهنگ بیشتر از همه جا است. چرا؟ به‌خاطر همین تأثیر زیادی که فرهنگ دارد. هدف و آماج تحرّک دشمنان در زمینه‌ی فرهنگ، عبارت است از ایمان مردم و باورهای مردم. مسئولان فرهنگی، باید مراقب رخنه‌ی فرهنگی باشند؛ رخنه‌های فرهنگی بسیار خطرناک است؛ باید حسّاس باشند، باید هشیار باشند. نمیخواهیم بگوییم همه‌ی آسیب‌های فرهنگی کار بیگانگان است؛ نه، خود ما هم مقصّریم؛ مسئولان مختلف، مسئولان فرهنگی، مسئولان غیر فرهنگی، کم‌کاری‌ها، غلط‌کاری‌ها، اینها تأثیر داشته؛ ما همه را به گردن دشمن نمی‌اندازیم؛ امّا حضور دشمن را هم در زمینه‌ی مسائل فرهنگی نمیتوانیم فراموش کنیم. امروز و از روزهای اوّل انقلاب، دستگاه‌های تبلیغات، همه‌ی توش‌و‌توان خود را گذاشته‌اند برای اینکه مردم را نسبت به پایه‌های این انقلاب بی‌اعتقاد کنند. این کارِ فرهنگی است؟ ایمان مردم را مورد تهاجم قرار دادند، باورهای قلبی مردم را مورد تهاجم قرار میدهند؛ این را نمیشود انسان ندیده بگیرد.
یک سؤالی اینجا ممکن است مطرح بشود که بگویند: خب شما میگویید مسئولین کشور حسّاس باشند، چقدر حسّاس باشند؟ آیا این با آزادی ــ که از شعارهای انقلاب است و جزو پایه‌های جمهوری اسلامی است ــ منافاتی ندارد؟ جواب این است که نخیر، با آزادی هیچ منافاتی ندارد؛ آزادی غیر از ولنگاری است؛ آزادی غیر از رهاسازی همه‌ی ضابطه‌ها است. آزادی ــ که نعمت بزرگ الهی است ــ خودش دارای ضابطه است؛ بدون ضابطه، آزادی معنی ندارد. اگر چنانچه کسانی هستند در کشور که برای تیشه به ریشه‌ی ایمان جوانان زدن دارند تلاش میکنند، نمیشود این را تماشا کرد به‌عنوان اینکه این آزادی است. همچنان که اگر هروئین و بقیّه‌ی موادّ مسموم‌کننده‌ی بدن و بدبخت‌کننده‌ی خانواده‌ها را کسی بخواهد بین این ‌و آن توزیع کند، نمیشود بی‌تفاوت نشست. اینکه ببینیم کسانی با استفاده‌ی از هنر، با استفاده‌ی از بیان، با استفاده‌ی از ابزارهای گوناگون، با استفاده‌ی از پول، راه مردم را بزنند، ایمان مردم را مورد تهاجم قرار بدهند، در فرهنگ اسلامی و انقلابی مردم رخنه ایجاد کنند، ما بنشینیم تماشا کنیم و بگوییم که آزادی است، این جور آزادی در هیچ جای دنیا نیست! در هیچ جای دنیا. همان کشورهایی که ادّعای آزادی میکنند، در آن خطوط قرمزی که دارند، بشدّت سخت‌گیرند. شما ببینید در کشورهای اروپایی کسی جرئت نمیکند راجع به هولوکاست حرف بزند که معلوم نیست اصل این قضیّه واقعیّت دارد یا ندارد، یا اگر واقعیّت دارد، به چه شکلی بوده؛ اظهار نظر درباره‌ی هولوکاست، تردید درباره‌ی هولوکاست، یکی از بزرگ‌ترین گناهان محسوب میشود، جلویش را میگیرند، طرف را میگیرند، زندانی میکنند، تعقیب قضائی میکنند؛ مدّعی آزادی هم هستند. آنچه که برای او خطّ قرمز است، در مقابل او با چنگ‌ودندان می‌ایستد. چطور از ما توقّع دارند که خطوط قرمز اعتقادی و انقلابی کشورمان و جوانانمان را ندیده بگیریم؟ اگر یک کسی است که روح استقلال ملّی را نشانه میرود ـ الان هستند کسانی که صحبت استقلال که میشود، استقلال را مسخره میکنند، میگویند این عقب‌افتاد‌گی است، استقلال چیست ـ و میخواهد وابستگی را تئوریزه کند، استقلال را مسخره کند، دلهای جوانان را برای مستقل زیستن متزلزل کند، نمیشود در مقابل او بی‌تفاوت ماند؛ باید در مقابل او عکس‌العمل نشان داد. یکی به ضروریّات اخلاقی و دینی جامعه اهانت میکند، زبان فارسی را مسخره میکند، خلقیّات ایرانی را تحقیر میکند؛ اینها هست‌؛ اینها وجود دارد الان. کسانی سعی‌شان این است که بزنند توی سر روح عزّت ملّی جوان ایرانی؛ مکرّر خلقیّات منفی را نسبت میدهند: از اروپایی‌ها یاد بگیرید، از غربیها یاد بگیرید، همدیگر را تحمّل میکنند، ما همدیگر را تحمّل نمیکنیم! واقع قضیّه این است؟ در خیابانهای کشورهای اروپایی و پایتختهای اروپایی ــ حالا، نه بیست سال قبل و پنجاه سال قبل ــ یک نفری که اندکی حجابش را مراعات کرده، مورد تهاجم جوانها قرار میگیرد، جلوی چشم مردم میزنند زن محجّبه را مجروح میکنند یا میکشند، کسی جرئت نمیکند بگوید چرا! کسی را به‌عنوان اینکه این اهل آن کشور نیست، جلوی چشم مردم آتش میزنند! این تحمّل مخالف است؟ این چیزی است که همین تازه اتّفاق افتاد؛ چند ماه قبل از این جوانهای الواط یکی از شهرهای یکی از کشورهای اروپایی، یک ایرانی را کتک میزنند، بعد رویش بنزین میریزند، آتشش میزنند، همسایه‌ها هم وامی‌ایستند برّوبر نگاه میکنند، عکس‌العملی نشان نمیدهند! این تحمّل مخالف است؟ آن ‌کسانی ‌که ملّت ایران را و ملّیّت ایرانی را و خلقیّات ایرانی را تحقیر میکنند؛ آ‌ن‌ کسانی ‌که مبانی اسلامی را در ذهنها متزلزل میکنند، آ‌ن ‌کسانی ‌که شعارهای اصلی انقلاب را مورد تعرّض جدّی قرار میدهند، آ‌ن ‌کسانی ‌که نهاد خانواده را بی‌ارزش جلوه میدهند و ازدواج را بی‌معنی وانمود میکنند ـ اینها امروز در جامعه‌ی ما هست؛ کسانی این کارها را دارند میکنند ـ آ‌ن ‌کسانی ‌که لذّت‌جویی را یک امر مطلوب و یک ارزش میدانند ــ لذّت؛ «اصالة‌اللّذّه» همان سوغات فرهنگ غربی است؛ هرچه موجب لذّت بشود؛ خب، یکی با اعتیاد لذّت میبرد، یکی با شهوات جنسی لذّت میبرد، یکی با کتک زدن این ‌و آن لذّت میبرد؛ هرچه مایه‌ی لذّت کسی باشد، این را مباح میدانند ـ کسانی‌ که این حرفها را ترویج میکنند، نمیشود در مقابل اینها بی‌تفاوت ماند. کسانی اباحه‌گری را ترویج میکنند. دستگاهها باید احساس وظیفه کنند. در تخریب فرهنگی، کاری که تخریب‌کنند‌گان فرهنگ انجام میدهند این است که به‌جای عزم راسخ ملّی، تردید را در مردم ترویج میکنند. یک ملّت تا عزم راسخ نداشته‌ باشد، نمیتواند به هیچ‌جا برسد؛ سعی میکنند عزم راسخ ملّت را در مسائل مهمّ مربوط به سرنوشت کشور به هم بزنند، در آنها تردید ایجاد کنند؛ جای احساس عزّت و اعتمادبه‌نفس ملّی، احساس حقارت ملّی را به آنها تزریق میکنند؛ جای ایمان راسخ، شبهه‌افکنی و بی‌اعتقادی؛ جای کار و تلاش و همّت بلند، لذّت‌جویی و شهوت‌رانی و از این قبیل؛ این کارها کارهایی است که انجام میگیرد. دستگاه‌های رسمی فرهنگی کشور بایستی وظایف خودشان را در مقابل اینها انجام بدهند. البتّه بعضی از وظایف، وظایف ایجابی است، بعضی از وظایف هم وظایف دفاعی است؛ هر دوی اینها باید انجام بگیرد؛ هم وظایف ایجابی، هم وظایف دفاعی. دستگاههای تبلیغاتی کشور ما ــ چه آنهایی که مستقیماً مربوط به دولتند، چه آنهایی که مستقیم مربوط به دولت نیستند ــ از هوچی‌گری رسانه‌های بیگانه یا رسانه‌هایی که زبان بیگانه را در کام خودشان دارند، نباید بهراسند، رفتارشان را با آنها تنظیم نباید بکنند؛ این مربوط به دستگاه های رسمی فرهنگی.
امّا آنچه نقطه‌ی مهم‌تر عرض من است، خطاب به جوانهایی است که در سرتاسر کشور فعّالیّتهای فرهنگی را به صورت خودجوش شروع کردند که بحمدالله خیلی هم وسیع شده است. من میخواهم بگویم آن جوانهایی که در تهران، در شهرهای گوناگون، در استانهای مختلف، در خود مشهد، در بسیاری از شهرهای دیگر کار فرهنگی میکنند، با اراده‌ی خودشان، با انگیزه‌ی خودشان ـ کارهای بسیار خوبی هم از آنها ناشی شده است که از بعضی از آنها ما بحمدالله اطّلاع پیدا کردیم ـ کار را هرچه میتوانند به‌طور جدّی دنبال کنند و ادامه بدهند. بدانند که همین گسترش کار فرهنگی در بین جوانهای مؤمن و انقلابی، نقش بسیار زیادی را در پیشرفت این کشور و در ایستادگی ما در مقابل دشمنان این ملّت، ایفا کرده است. علاوه‌ی بر اینها، مَراجع فرهنگی. مَراجع فرهنگی یعنی چه کسانی؟ یعنی علما، اساتید، روشنفکران انقلابی، هنرمندان متعهّد، اینها نگاه نقّادانه خودشان را نسبت به اوضاع فرهنگی کشور همچنان داشته باشند و تذکّر بدهند. البتّه من در مورد تذکّرات، معتقدم باید با منطق محکم و با بیان روشن، نقطه نظرات صحیح را ارائه بدهند. با تهمت‌زنی و جنجال‌آفرینی، بنده موافق نیستم؛ با تکفیر کردن و متهم کردن این و آن، بنده موافق نیستم. اعتقاد من این است که مجموعه‌ی انقلابی کشور ـ که بحمدالله تعداد بی‌شماری از آنها در بین جوانهای ما، در بین صاحب‌نظران ما، اساتید ما، بزرگان ما، تحصیل‌کرده‌های ما حضور دارند ـ میتوانند با منطقِ محکم وارد میدان بشوند، نقّادی کنند. نقاط ضعف را و نقاط منفی را به رخ ما مسئولین بکشانند. گاهی میشود که مسئول، متوجّه نیست چه دارد میگذرد در متن جامعه، امّا آن جوان در متن جامعه است، او میفهمد؛ آن عزم ملّی و مدیریّت جهادی که عرض کردیم در زمینه‌ی فرهنگ، این است.
من در پایان عرایضم یک نکته را به شما ملّت ایران عرض بکنم: بدانید که واقعیّات جامعه‌ی جهانی بر طبق خواسته‌ها و نیّات آمریکا به پیش نمیرود. آنچه استکبار جهانی و دشمنان عنود ملّت ایران خواسته‌اند تحقّق پیدا کند، در عرصه‌ی گسترده‌ی جهانی تحقّق پیدا نکرده و ان‌شاءالله تحقّق هم پیدا نخواهد کرد. آمریکا در فلسطین ناکام مانده است. نقشه‌ای که برای فلسطین داشتند و خیلی هم تلاش کردند، پیش نرفته است و ان‌شاءالله پیش نخواهد رفت. اینها میخواهند کشور فلسطین را تبدیل کنند به یک کشور یهودی. یعنی فلسطینی ـ چه مسلمان، چه مسیحی ـ در فلسطین امکان زندگی کردن نداشته باشد؛ یعنی کار فلسطین را بکلّی تمام کنند. این کار را دنبال کردند؛ خیلی هم تلاش کردند در این چند سال، نتوانستند. آمریکا در فلسطین به نتیجه نرسید، در سوریه به نتیجه نرسید، در عراق به نتیجه نرسید، در افغانستان و در پاکستان مقاصدی که داشت تحقّق پیدا نکرد، اخیراً در اروپا هم ملاحظه میکنید و میشنوید که نقشه‌های آمریکا نقش بر آب شده است. باید بدانیم در کشور عزیز ما هم، آنها بعد از سی سال تلاشی که علیه این انقلاب انجام دادند و علیه ملّت انقلابی ما انجام دادند، باز نتوانستند به نتایجی دست پیدا کنند؛ نشانه‌اش همین حضور مردم است. افراد مؤثّر در دولت آمریکا و نظام آمریکا این را صریحاً گفتند، گفتند ما تحریمها را به‌وجود آوردیم و تشدید کردیم که مردم را ضدّ نظام، بکشانیم به خیابانها؛ این را صریحاً گفتند که تحریم برای این است که انقلاب را ریشه‌کن کنند و مردم را در مقابل نظام اسلامی قرار بدهند. نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد که عرض کردیم، در سال ۱۳۹۲ انتخاباتی انجام گرفت با نصاب بالا از مشارکت مردم، و در بیست‌ودوّم بهمن سال ۹۲، راهپیمایی‌ای انجام گرفت پرشورتر و وسیع‌تر و بزرگ‌تر از راهپیمایی‌های هرسال دیگر؛ و این همان مطلبی است که من بارها تکرار میکنم: جوانان عزیز ما بدانند، آینده مال شما است، دشمنان شما محکوم به شکستند به توفیق الهی، و امیدواریم خداوند متعال همه‌ی شما را با توفیقات خودش به راه‌های سعادت رهنمون بشود، و قلب مقدّس ولیّ عصر را از ما راضی و خشنود کند.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته

۱) سوره‌ی مریم، بخشی از آیه‌ی




هشت سنت غلط ازدواج از نگاه رهبر انقلاب

«بعضى از تصورات و سنت‌هاى غلط در مورد ازدواج وجود دارد که اینها دست‌‌وپاگیر است، مانع از رواج ازدواج جوان‌ها است؛ این سنت‌ها را باید عملاً نقض کرد.

93/11/08

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی‌ها و مناسبت‌های مختلف به آسیب‌شناسی مشکلات فراروی جوانان برای ازدواج پرداخته‌اند. ایشان معتقدند موانع «فرهنگی»، بخش قابل توجهی از این مشکل اجتماعی را به خود اختصاص داده است و جوانان، خانواده‌ها و مسئولان مربوط باید در جهت رفع این موانع تلاش کنند.

متن زیر به هشت مورد از این سنت‌های غلط که مورد تصریح رهبر انقلاب اسلامی قرار گرفته، می‌پردازد:

۱. مهریه سنگین
کسانی که مهریه‌ی بالا برای خانمشان قرار می‌دهند، به جامعه ضرر می‌زنند. خیلی از دخترها توی خانه می‌مانند، خیلی از پسرها بی‌زن می‌مانند، به‌خاطر این‌که این چیزها وقتی در جامعه رسم شد، سنت و عادت شد، به جای «مَهرُ السّنّة»، به جای این‌که مهر پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) سنت باشد، وقتی مهر جاهلی سنت شد، اوضاع، اوضاع جاهلی خواهد شد.

مهریه‌ی سنگین مال دوران جاهلیت است. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آن را منسوخ کرد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از یک خانواده‌ی اعیانی است. خانواده‌ی پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، تقریباً اعیانی‌ترین خانواده‌ی قریش بودند. خود ایشان هم که رئیس و رهبر این جامعه است. چه اشکالی داشت دختر به آن خوبی که بهترین دختران عالم است و خدای متعال او را «سیدة النّساء العالمین» قرار داد «مِن الاَوّلینَ و الآخِرین»، با بهترین پسرهای عالم که مولای متقیان است می‌خواهند ازدواج کنند، مهریه‌ی ایشان زیاد باشد؟ چرا ایشان آمدند و این مهریه‌ی کم را قرار دادند که اسمش «مَهرُ السُّنَّة» است.

مهریه هر چه کمتر باشد، به طبیعت ازدواج نزدیکتر است، چون طبیعت ازدواج معامله که نیست، خرید و فروش که نیست، اجاره دادن که نیست، زندگی دو انسان است. این ارتباطی به مسائل مالی ندارد. ولی شارع مقدس یک مهریه‌ای را معین کرده که باید یک چیزی باشد. اما نباید سنگین باشد. بایستی عادی باشد جوری باشد که همه بتوانند انجام دهند.

بعضی خیال می‌کنند مهریه‌ی سنگین به حفظ پیوند زناشویی کمک می‌کند. این خطاست. اشتباه است. اگر خدای ناکرده این زن و شوهر نااهل باشند، مهریه‌ی سنگین هیچ معجزه‌ای نمی‌تواند بکند.

بعضی از خانواده‌های طرف عروس می‌گویند که ما مهریه‌ی آن‌قدر بالا نمی‌خواهیم ولی خانواده‌ی داماد برای پز دادن و تفاخر می‌گویند نه نمی‌شود! چند میلیون یا فلان‌قدر. خب اینها همه دوری از اسلام است. هیچ کس با مهریه‌ی بالا خوشبخت نشد. این‌هایی که خیال می‌کنند اگر مهریه نباشد ازدواج دخترشان متزلزل خواهد شد، ‌ این‌ها اشتباه می‌کنند. ازدواج اگر چنان‌چه با محبت بود، ‌ با وضعیت درست بود، بی‌مهریه هم متزلزل نمی‌شود. ولی اگر چنان‌چه بر مبنای خباثت و زرنگی و کلاهبرداری و فریب و این چیزها بود، مهریه هر چقدر هم که زیاد باشد، مرد بدجنس زورگو، کاری خواهد کرد که بتواند از زیر بار این مهریه هم فرار کند.

۲. جهیزیه سنگین

من گمان می‌کنم این‌که در جهیزیه‌ی حضرت زهرا (علیهاالسلام) این قدر سادگی رعایت شد... این حد را حفظ کردند. این یک جنبه‌ی نمادین داشت. برای این‌که بین مردم مبنا و پایه‌ای باشد برای عمل به آن، تا دچار این مشکلاتی که بر اثر زیاده‌روی‌ها پیش می‌آید، نشوند.

جهیزیه‌ی زیاد، هیچ دختری را خوشبخت نمی‌کند و هیچ خانواده‌ای را به آن آرامش و سکون و اعتماد لازم نمی‌رساند. اینها زوایای زندگی است. فضولِ زندگی است و جز دردسر و اسباب زحمت و اسباب مشکل فایده‌ای ندارد.

انواع و اقسام ریخت و پاش‌ها، زیاده‌روی‌ها، کارهای غلط، جهیزیه‌های سنگین. همه‌جور چیزی را حتماً باید بخرند، بیاورند توی جهیزیه بگذارند، که اقلّاً یک چیز بیشتر از آن دختر خاله‌اش، یا نمی‌دانم خواهرش، یا آن همسایه‌شان یا آن همکلاسی‌شان داشته باشد. اینها از آن غلط‌های بسیار موذی و آزاردهنده است، برای خود انسان و برای مردم. خیلی از دخترها نمی‌توانند به خانه‌ی بخت بروند، خیلی از پسرها نمی‌توانند ازدواج کنند، به خاطر همین چیزها. به خاطر همین گرفتاری‌ها. اگر ازدواج آسان بود، اگر مردم آن‌قدر سخت‌گیری نکرده بودند، بعضی‌ها اگر مهریه‌شان سنگین نبود، اگر این جهیزیه‌های جاهلانه نبود و پدر و مادرها به خیال خودشان برای این‌که مبادا دل دخترشان بشکند، خودشان را به آب و آتش نمی‌زدند، این گرفتاری‌ها برای خیلی از خانواده‌ها پیش نمی‌آمد.

۳. تجملات زیاد

تجملات برای یک جامعه، مضر و بد است. آن کسانی که با تجملات مخالفت می‌کنند، معنایش این نیست که از لذت‌ها و خوشی‌هایش بی‌اطلاعند، نه! آن را کاری مضر برای جامعه می‌دانند. مثل یک دارو یا خوراکی مضر. با تجملات زیادی، جامعه زیان می‌کند. البته در حد معقول و متداول ایرادی ندارد. اما وقتی که همین‌طور مرتب پای رقابت و مسابقه به میان آمد، اصلاً از حد خودش تجاوز می‌کند و به جاهای دیگر می‌رود.

مگر کسانی که با تجمل عروس و داماد می‌شوند خوشبخت‌ترند؟ چه کسی می‌تواند چنین چیزی را ادعا کند؟ این کارها جز این‌که یک عده جوان را، یک عده دختر را حسرت به دل کند و زندگی را بر این‌ها تلخ نماید، اگر نتوانستند آن‌جور آن‌ها هم عروسی بگیرند تا ابد حسرت به دل بمانند یا اصلاً نتوانند عروسی بگیرند. چیز دیگری نیست... تا آمدند دخترش را بگیرند، چون دستش خالی است، این دختر بماند توی خانه. این پسر دانشجو یا کارگر یا کاسب ضعیف، همین‌طور غیر متأهل بماند.

۴. اسراف

برخی، اسراف می‌کنند. می‌ریزند و می‌پاشند. در این روزگار که فقرایی در جامعه هستند، کسانی هستند که اولیات زندگی هم درست در اختیارشان نیست، این کارها اسراف است، زیادی است، بیخود است. هر کس بکند خلاف است.

بعضی از مردم با این کاری که می‌شود با آن ثواب برد، گناه می‌برند. با اسراف‌هایی که می‌کنند، با خلاف‌هایی که انجام می‌دهند، با آمیختن این عمل حَسن و حسنه به کارهای حرامی که انجام می‌دهند. حرام همه‌اش هم این نیست که محرم و نامحرم و این چیزها باشد. آنها هم البته حرام است، اما ریخت و پاش زیادی هم حرام است. اسراف حرام است. سوزاندن دل مردمی که ندارند در مواردی واقعاً حرام است. زیاده‌روی کردن، ‌ حرام و حلال کردن برای این‌که بتواند جهیزیه‌ی دخترش را فراهم کند، اینها حرام است.

بنده راضی نیستم از کسانی که با خرج‌های سنگین و با اسراف در امر ازدواج، کار را بر دیگران مشکل می‌کنند. البته با جشن و شادی و مهمانی موافقیم ولی با اسراف مخالفیم.

۵. خرید از مکان‌های معروف به گرانی

این دختر خانم‌ها که می‌خواهند جهیزیه درست کنند، برای خرید اسباب سر عقد و جهیزیه، توی این دکان‌های گران‌قیمت بعضی از جاهای تهران، آن محلات گران‌قیمت که معروف است – نمی‌خواهم البته اسم بیاورم – من می‌شناسم کجاهاست که دکان‌هایش معروف است به جنس گران، اصلاً طرف آنها پا نگذارند. بروند آن جاهایی که معروف به گرانی نیست. این‌طور نباشد که داماد بیچاره را دنبالشان راه بیندازند برای خرید عروس و خرید عقد. متأسفانه از این کارها می‌کنند.

۶. هتل‌ها و سالن‌های پرخرج

این هتل‌ها و سالن‌ها و جشن‌های پُرخرج را رها کنید. ممکن است توی یک سالنی هم کسی جشن بگذارد اما ساده، مانعی ندارد. من نمی‌خواهم بگویم حتماً، چون بعضی خانه‌هایشان جا ندارد یا امکاناتش را ندارند ولی اسراف نکنید.

عروسی و عقد و شادی چیز خوبی است. حتی پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم برای دختر مکرمه‌ی‌ خودشان مجلس عروسی گرفتند، شادی کردند و مردم شعر خواندند. زن‌ها دست زدند و خوشی کردند. اما نباید در این مجلسِ عقد و عروسی و اینها اسراف انجام بگیرد. یکی از اسراف‌ها همین مجالس عقد و عروسی گران‌قیمت است. در هتل‌ها، در این سالن‌های گران‌قیمت مجالس درست می‌کنند. مبالغ زیادی شیرینی و میوه و خوراکی حرام می‌شود، از بین می‌رود، روی زمین ریخته می‌شود و ضایع می‌گردد. برای چه؟ برای چشم و هم چشمی!؟ برای عقب نماندن از قافله‌ی اسراف!؟

عروسی شیرین، آن عروسی‌ای نیست که توی آن خیلی خرج می‌شود و اسراف زیاد در آن می‌شود. عروسی شیرین، عروسی صمیمانه است. صمیمانه که بود، عروسی شیرین می‌شود. ولو مختصر باشد. یک اتاق دو اتاق توی خانه، قوم و خویش، دوست و آشنا و رفیق دور هم بنشینند، این می‌شود عروسی. این میهمانی‌های مفصل و سالن‌های آن‌چنانی یا توی هتل‌ها، خرج‌های زیاد، جنس‌های گران برای مهمانی، اینها هیچ مناسب نیست. نمی‌گویم ازدواج را باطل می‌کند، نه! ازدواج درست است. اما اینها محیط جامعه و محیط زندگی را تلخ می‌کند.

مگر سابق که این سالن‌ها نبود، این چیزها نبود، توی دو تا اتاق کوچک جشن می‌گرفتند، مهمان‌ها می‌آمدند شیرینی می‌خوردند، ازدواج‌ها بی‌برکت‌تر از امروز بود؟ عزت دخترها مگر کمتر از امروز بود، حالا باید حتماً بروند توی این سالن‌های بزرگ. عیبی ندارد، من مخالفتی نمی‌کنم با این سالن‌ها. من با «تشریفات» مخالفم. حالا بعضی می‌روند توی هتل، از آن کارهای غلط است که لزومی ندارد.

بعضی خیال می‌کنند که تشریفات و تویِ هتلِ چنین و چنان رفتن، سالن‌های گران گرفتن، خرج‌های زیادی کردن، ‌ عزت و شرف و سربلندیِ دختر و پسر را زیاد می‌کند. نخیر عزت و شرف و سربلندی دختر و پسر به انسانیت و تقوی و پاکدامنی و بلندنظری آن‌هاست، نه به این چیزها...

۷. لباس عروس گران‌قیمت

بعضی‌ها لباس عروس گران‌قیمت می‌خرند. نه! چه لزومی دارد. حالا لباس عروس می‌خواهند، بعضی‌ها لباس عروس را می‌روند کرایه می‌کنند. چه مانعی دارد؟ ننگ دارد؟ نه! چه ننگی؟ چه مانعی دارد؟ بعضی‌ها این را ننگ می‌دانند. ننگ این است که انسان یک پول گزافی بدهد، یک چیزی بخرد که یک بار آن را مصرف کند، بعد بیندازد دور. یک بار مصرف! آن هم با این وضعی که بعضی مردم دارند.

۸. به رخ کشیدن ثروت‌ها

اگر چنان‌چه در ازدواج بحث مادیات عمده شد، این معامله‌ی عاطفی و روحی و انسانی تبدیل خواهد شد به معامله‌ی مادی. این معامله‌های گران، این جهیزیه‌های سنگین، این چشم و هم‌چشمی‌ها و این به رخ کشیدن ثروت‌ها و پول‌ها – که برخی از افراد غافل و بی‌خبر می‌کنند – ازدواج را در واقع خراب می‌کنند. لذاست که در شرع مقدس مستحب است مهریه کم گرفته شود که «مَهرُ السّنّة» مورد نظر است.

* ازدواج را آسان کنید

من به همه‌ی مردم در سراسر کشور توصیه می‌کنم که ازدواج‌ها را آسان کنند. بعضی‌ها ازدواج را مشکل می‌کنند. مهریه‌های گران و جهیزیه‌های سنگین ازدواج را مشکل می‌کند... خانواده‌ی پسرها توقع جهیزیه‌های سنگین بکنند. خانواده‌ی دخترها برای چشم هم‌چشمی دیگران جهیزیه‌ها را و تشریفات را و مجالس عقد و عروسی را رنگین‌تر بکنند. چرا؟ اثر این را می‌دانید چیست؟ اثر این کارها این است که دخترها و پسرها بدون ازدواج در خانه‌ها می‌مانند، کسی جرئت نمی‌کند به ازدواج نزدیک شود.

 



بعد از گذشت 14 سال؛
با مشارکت خیرین خداجوی گلپایگانی و با همت ستاد دیه، «جواد گلپایگانی» ایفاگر نقش خاطره‌ساز «آتقی» در سریال «آیینه عبرتم؛‌ از زندان اوین آزاد شد.
«آتقی»‌ به همت خیران گلپایگانی آزاد شد
«جواد گلپايگانی» هنرمند سال‌های دور سينمای ايران و بازيگر پيشکسوت تلويزيون که به دلیل محکومیت‌های مالی در زندان به سرمی‌برد، با پیگیری و همکاری خوب گروهی از نیکوکاران گلپایگانی با تحمل مصائب بسیار و تحمل بیماری سخت، برای همیشه از بند حبس رهایی یافت.


هنرمند با سابقه سینما و تلویزیون که به دلیل پراکندگی محاکم قضایی که پرونده‌های وی در آنها جریان داشت و هنوز میزان محکومیتش به طور کامل مشخص نشده بود، پس از صدور حکم نهایی تمامی محاکم صالحه، آزاد و به آغوش جامعه بازگشت.

این چهره مردمی علیرغم مشارکت ستاد دیه و پرداخت دین مربوط به محکومیت دیه ناشی از حادثه رانندگی باز طعم شیرین آزادی را نچشید و به دلیل وجود پرونده‌های دیگر مالی وی در سایر محاکم قضائی، متأسفانه همچنان زندان میزبان این بازیگر پیشکسوت بود.

هرچند بيش از 14 سال از ورود ناخواسته مرد آشنای رسانه ملی به زندان می‌گذرد، اما با وجود حمایت‌های لفظی برخی هنرمندان و ورزشکاران و برگزاری محافل خیریه‌ در فضای مجازی که جز یک حالت نمایشی و تبلیغاتی هیچ عواید دیگری برای آقای گلپایگانی نداشت، در نهایت شامگاه شنبه(11 بهمن ماه) با همکاری مستمر و کمک خیرین گلپایگانی موجبات استخلاص وی فراهم شد و چهره فراموش ناشدني سریال آینه عبرت که اظهار علاقمندی برای ادامه کارهای هنری خود را اعلام هم کرده، به آغوش خانواده بازگشت.

موضوع آزادی اين هنرمند نامی که به فراخور حوصله برخی از اصحاب رسانه و ملاقات‌های موردی عده‌ای از همکاران و نزدیکان وی و‌ گاه نيز به سبب مصاحبه‌های کوتاه خود، گلپايگانی هر از چندگاهی دوباره يادآوری می‌شد و بحث داغ برخي محافل برای نشر آزادی، روی خط اخبار می‌رفت، اما خوشبختانه با تعیین حکم نهایی و تعیین میزان بدهی، پرونده آتقی برای همیشه بسته و آزادی از زندان، پایان خوش این سکانس از زندگی آتقی شد.




 
یک وب‌سایت نزدیک به یکی از سران فتنه به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸، روز شنبه، ۱۱ بهمن، نوشت: روحانی از علی شمخانی دبیرشورای‌عالی امنیت ملی می‌خواهد تا موضوع رفع حصر در دستور جلسه شورا در دو هفته آینده قرار گیرد.
 در پی انتشار خبری از سوی برخی سایت‌های فیلترشده و غیرمعتبر(بخشی از خبر یک وب‌سایت نزدیک به یکی از سران فتنه: روحانی، از علی شمخانی دبیرشورای‌عالی امنیت ملی می‌خواهد تا موضوع رفع حصر در دستور جلسه شورا در دوهفته آینده قرار بگیرد.) همچنین شبکه‌های مجازی به تهیه مطالبی مبنی بر "تعیین مهلت دوهفته‌ای از سوی رییس جمهور برای در دستور کار قرار گرفتن موضوع حصر خانگی "سران فتنه" در شورای عالی امنیت ملی پرداختند که کیوان خسروی سخنگوی شورای عالی امنیت ملی در واکنش به انتشار این خبر با تاکید بر محرمانه بودن دستور جلسات شورای عالی امنیت ملی، گفت: تنها مرجع منتشر کننده مصوبات و تصمیمات شورای عالی امنیت ملی دبیرخانه شورا است که بر اساس ضرورت در این خصوص اطلاع رسانی خواهد شد.

سخنگوی شورای عالی امنیت ملی با اشاره به ضرورت عدم تاثیرپذیری رسانه‌های داخلی از برخی فضاسازی‌های هدفمند از سوی مراکز خبری مشکوک، گفت: انتشار اخبار مجعول و بی اساس از این دست صرفا با هدف ایجاد التهاب و اختلاف در فضای سیاسی جامعه و انحراف افکار عمومی نسبت به اولویت‌های اصلی کشور انجام می‌شود.

//

در این راستا خبرنگار دولت  باشگاه خبرنگاران در پی پیگیری صحت وسقم این خبر با محمدرضا صادق مشاور رسانه‌ای رییس جمهور گفتگوی تلفنی داشت، وی پیرامون این خبر منتشر شده، اظهار داشت: اینجانب مسئولیت و اطلاعاتی در این زمینه ندارم و اطلاع‌رسانی غیرمسئولانه و گمانه‌زنی درباره این مسئله را مغایر منافع ملی می‌دانم و به هیچ‌وجه در راستای کمک به نیک‌فرجامی آن نیز ارزیابی نمی‌کنم و خیر و مصلحتی را نیز برای اینگونه اقدامات به عنوان اطلاع‌رسانی نمی‌بینم.
 
وی ادامه داد: اصولا هرگونه اطلاع‌رسانی درخصوص دستورکار، مباحث و مصوبات مراجع عالی تصمیم‌گیری کشور نظیر شورای عالی امنیت ملی دارای سازوکارهای مشخصی است و قاعدتا از طریق پایگاه‌های خبری غیررسمی و نامعتبر صورت نمی‌پذیرد؛ بنابر این هرگونه خبر مربوط به موضوع کار و مصوبات شورای عالی امنیت ملی صرفا باید از طریق مربوطه منتشر شود و در غیر این صورت به هیچ وجه قابل استناد و تایید نیست.

//

مشاور رسانه‌ای رییس جمهور گفت: اطلاع رسانی در خصوص دستور کار، مباحث و مصوبات مراجع عالی تصمیم‌گیری کشور سازوکار مشخص دارد و از طریق پایگاه‌های خبری غیررسمی و نامعتبر صورت نمی‌پذیرد.


وی اظهار داشت: متاسفانه اخیرا برخی از سایت‌های خبری به‌صورت غیرمسئولانه اقدام به انتشار مطالبی تحت عنوان وقایع و نتایج جلسات و شوراهای عالی تصمیم‌گیری کشور می‌کنند که این‌گونه اقدامات ضمن اینکه مغایر اصول و اخلاق حرفه‌ای اطلاع رسانی است مخدوش کننده منافع ملی نیز محسوب می‌شود.
 
صادق افزود: خوش‌بینانه‌ترین احتمال برای این قبیل اقدامات برخی سایت‌های خبری این است که قصد جذب تعداد مخاطبین بیشتری را دارند، اما غافل از این هستند که افکار عمومی ممکن است برای مدت کوتاهی تحت تاثیر این گونه اخبار قرار گیرند، اما با سرعت از این مرحله عبور می‌کنند و نتیجه‌ای که ماندگار می‌ماند زیر سوال قرارگرفتن اعتبار این پایگا‌ه‌های خبری است.
 
مشاور رییس جمهور در امور رسانه‌ها گفت: از رسانه‌ها و سایت‌های خبری که قصد تنویر و خدمت به افکار عمومی را دارند درخواست می‌کنم اخبار مربوط به تصمیمات و موضوعاتی که در دستور کار مراجع رسمی کشور قرار دارد را از طرق رسمی آن دریافت و منتشر کنند تا بتوانند وظیفه صحیح اطلاع رسانی و تنویر افکار عمومی را به شایستگی انجام دهند و زمینه سوءاستفاده دشمنان نظام و مردم، افراد و جریان‌هایی که از جنجال‌های مقطعی در جهت اهداف شخصی و جناحی خود استفاده می‌کنند را نیز از بین ببرند.




درخواست رژیم صهیونیستی از حزب الله برای پایان درگیری

حزب الله و اسرائیل

 روزنامه صهیونیستی ‘یدیعوت آحرونوت’ امروز پنج شنبه فاش کرد کابینه رژیم صهیونیستی خواستار پایان دادن به تنش ها با حزب الله لبنان شده است.

روزنامه ‘القدس العربی’ چاپ لندن، به نقل از یدیعوت آحرونوت نوشت: تل آویو، عصر چهارشنبه تصمیم گرفت به تنش ها با حزب الله در شمال اسرائیل که منجر به کشته شدن ۱۷ نظامی اسرائیلی شد، پایان دهد.

 این روزنامه صهیونیستی به نقل از منابعی که نامشان ذکر نشده است، نوشت: در نشست روز چهارشنبه ‘بنیامین نتانیاهو’ نخست وزیر با فرماندهان دستگاه های امنیتی به منظور اتخاذ یک موضع رسمی (در خصوص عملیات حزب الله علیه کاروان نظامی اسراییلی) تصمیم گرفته شد گلوله باران متوقف و اوضاع میان دو طرف آرام شود.

آحرونوت نوشت: در این نشست همچنین تصمیم گرفته شد نیروهای ارتش اسراییل همچنان در بالاترین درجه آماده باش برای رویارویی با هرگونه تهدید قرار بگیرند.

از دیگر سو، ‘موتی آلموز’ سخنگوی ارتش رژیم صهیونیستی روز گذشته در بیانیه ای از ساکنان منطقه شمالی اسراییل در مرزهای مشترک با لبنان خواست تا به زندگی طبیعی خود بازگردند و از دستورات ارتش پیروی کنند.

در حمله غافلگیرانه روز چهارشنبه نیروهای حزب الله لبنان به کاروان خودروهای زرهی ارتش رژیم صهیونیستی در مزارع اشغالی شبعا، دستکم چهار نظامی این رژیم کشته و چند نظامی دیگر زخمی شدند و در پی این حادثه نظامیان اسراییلی به حالت آماده باش کامل در آمدند.

کارشناسان معتقدند هر گونه واکنش اسراییل به عملیات روز گذشته حزب الله، ممکن است آثاری مانند جنگ سال ۲۰۰۶ را برای این رژیم به بار آورد. همچنین اگر جنگ دیگری بین ارتش اسرائیل و حزب الله لبنان روی دهد آثار و عواقب آن با توجه به اینکه جنبش حزب الله از نظر نظامی قوی تر شده است، به مراتب شدیدتر و دشوارتر خواهد بود.




آمار تأمل برانگیز خودکشی در متروی تهران

مرگ روی ریل افسردگی

قطار

حدس زدنش سخت است؛ واقعاً سخت! اینکه بدانی میان انبوه جمعیتی که تلاش می‌کنند خودشان را با عجله به قطار برسانند تا هرچه زودتر به مقصد برسند، کدام یک قصد سفر به مقصدی دیگر را دارد؛ آخرین مقصد؛ مرگ.
هیچ کس نمی‌داند آنکه قرار است در تونل بلند و باریک مترو، سوار قطار بی‌بازگشت شود، کیست. او هم مثل همه بلیت می‌خرد، از گیت رد می‌شود و به سمت ایستگاه می‌رود. شاید در چهره‌اش آثاری از غم یا بی حوصلگی و کلافگی هم باشد؛ مثل خیلی‌های دیگر! شاید هم نگاهش به دوردست‌ها باشد، آن ور دیوارهای زیرزمین؛ کسی نمی‌داند؛ اما همان وقت که هیاهو به پا می‌شود، دیگر همه می‌فهمند که زن یا مردی بوده جوان یا میانسال، شاید هم پیر. صحنه آنقدر فجیع می‌شود که آرزو می‌کنی هیچ گاه نزدیک آن مسافر مقصد مرگ نایستاده بودی.

«خسته بودم. گفتم ۱۰ دقیقه‌ای بنشینم در ایستگاه و استراحت کنم. نزدیکم خانمی بود که منتظر قطار ایستاده بود، مثل بقیه. دو تا قطار آمد و رفت. سوار نشد. توجهم جلب شد که چرا سوار نمی‌شود. انگار مردد بود. قطار سوم که رسید، یک لحظه رویم را آن ور کرده بودم؛ ندیدم چطور خودش را انداخت زیر قطار. فقط چند ثانیه طول کشید. همان زنی بود که دیده بودم. بعدش آنجا خیلی شلوغ شد. نمی‌دانید چه هیاهویی بود. بعضی‌ها تلاش می‌کردند که کمک کنند. بعضی دیگر هم موبایلشان را درآورده بودند و فیلم می‌گرفتند. صدای جیغ و سوت هم به گوشم
می‌رسید.»
اینها گفته‌های یکی از دستفروشان مترو است؛ یکی از همان افرادی که در حادثه هفته پیش ایستگاه ولی عصر متروی تهران، نزدیک محل حادثه حضور داشته و جزو شاهدان عینی به حساب می‌آید.
زن ۳۰ ساله که خودش را هفته پیش زیر قطار انداخت، البته جان سالم به در برد اما پایش را از دست داد.
این، تنها حادثه خودکشی در مترو نیست و مسافران و کارکنان مترو، پیش از این نیز شاهد اتفاقاتی از این دست بوده‌اند.
نخستین مورد خودکشی در ایستگاه مترو، در فروردین ماه سال ۸۴ گزارش شد. دختر ۱۸ ساله‌ای به نام مریم، در ایستگاه شهید بهشتی خودکشی کرد. البته مسئولان ایستگاه بلافاصله دختر جوان را به بیمارستان جم منتقل کردند، اما او به دلیل شدت جراحات، جان خود را از دست داد. اولین حادثه خودکشی در مترو، آخرین آنها نبود؛ بلکه این حادثه، اولین حلقه از زنجیره حوادث مشابه بود. حدود یک سال و نیم بعد، مرد جوانی در ایستگاه امام خمینی(ره) خودکشی کرد.
اردیبهشت ماه سال ۸۶، متروی تهران شاهد حادثه خودکشی جوان ۱۹ساله‌ای به نام روح‌الله در ایستگاه بهارستان بود. یکی از مسئولان فروش بلیت ایستگاه مترو بهارستان گفته بود: «این جوان را به دفعات در حریم ایستگاه مشاهده کرده‌ام و حتی با هم احوالپرسی هم داشته‌ایم، اما هیچ عکس‌العمل غیرعادی از سوی او پیش از اقدام به خودکشی مشاهده نکرده بودم.»
تنها کمی بعد از این حادثه یعنی اردیبهشت سال ۸۶ دختر ۲۱ ساله‌ای در ایستگاه مترو امام خمینی(ره) جان خود را به خطر انداخت. البته او جان سالم به در برد اما در این حادثه دو دستش را از دست داد و از ناحیه سر و قفسه سینه بشدت آسیب دید.
حوادث خودکشی مترو در سال ۸۶ البته به همین جا ختم نمی‌شود؛ در واقع این سال را می‌توان یکی از پرحادثه‌ترین سال‌های متروی تهران دانست. در تیرماه ۸۶ مردی میانسال به خاطر بیکاری در یکی از ایستگاه‌های متروی تهران خودکشی کرد.
دی ماه ۸۶، مرگ جوانی ۲۷ ساله در ایستگاه دروازه دولت سبب تعطیلی دو ساعته ایستگاه‌های مترو شد.
اسفندماه سال ۸۶ پرونده خودکشی‌های زنجیره‌ای این سال در مترو، با خودکشی زنی در ایستگاه امام‌ خمینی(ره) بسته شد. البته زنده ماند.
فروردین ماه سال ۸۷ نیز مرد ۳۵ ساله‌ای به علت نامعلوم در ایستگاه حسن‌آباد خودکشی کرد.
اسفندماه سال ۸۷ دختر ۱۵ ساله‌ای در ایستگاه مترو شهید نواب صفوی دست به خودکشی زد و جان سپرد. همچنین زن جوان دیگری در ایستگاه حسن‌‏آباد نیز قصد خودکشی داشت که با اقدام سریع راهبر قطار و ترمز گرفتن قطار، خودکشی زن جوان ناکام ماند.
سال ۸۸ پسر ۱۷ ساله‌ای در مترو دست به خودکشی زد و فردای همان روز حادثه خودکشی دیگری در ایستگاه طرشت رخ داد.
از خودکشی‌های سال ۹۰ آماری در دست نیست. البته اطلاع‌رسانی در این باره و بیان جزئیات در رابطه با حوادث اینچنینی، چندان هم شفاف نیست که مسئولان امر نیز استدلال‌های خودشان را دارند از جمله اینکه پراکندن چنین اخباری، شاید منجر به روی دادن حوادث بعدی خواهد شد.
مردادماه سال ۹۰ زنی ۴۰ ساله در ایستگاه نواب خودکشی کرد. اسفندماه همان سال هم دختری ۲۰ساله به خودکشی در ایستگاه خیام اقدام کرد که البته جان به در برد. او پیشتر هم دست به خودکشی زده بود.
بهرام عبابافی، قائم مقام وقت شرکت بهره‌‌برداری متروی تهران، آمار خودکشی در مترو را در سال ۹۱ بیش از ۶ مورد عنوان کرد که آخرین‌شان خودکشی زنی جوان در ایستگاه سعدی بود.
دی ماه سال ۹۲ مردی ۴۰ ساله در ایستگاه چهارراه ولیعصر دست به خودکشی زد.
مرگ دستفروش مترو در ایستگاه گلبرگ در دی ماه همان سال را البته با اندکی تردید می‌توان به فهرست خودکشی‌ها اضافه کرد چرا که هنوز اما و اگرهای زیادی درباره آن وجود دارد.

مرگی پرخاشگرانه
امید به اینکه پرونده خودکشی‌های مترو در همین جا ختم شود، شاید چندان خوشبینانه نباشد. البته این شیوه خودکشی گرچه دارای نمونه‌های زیادی در ایران است اما همچنان نمی‌توان آن را امری عادی قلمداد کرد.
در بسیاری کشورهای صنعتی، خودکشی در مترو، امری نه چندان غیرمعمول و بی سابقه محسوب می‌شود. در فرانسه سالانه بیش از ۶۰ شهروند با انداختن خود بر ریل مترو و راه‌آهن خودکشی می‌کنند و این کشور از سال‌های دور با این پدیده اجتماعی مواجه بوده است.
اینجا اما ایران است و مشاهده چهره درهم شکسته و متلاشی شده انسانی که تا چند لحظه پیش در میان جمعیت مسافران منتظر ایستاده بود، چیزی نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت و با آن کنار آمد.
اما چرا فردی که تصمیم به خاتمه دادن به زندگی خود را گرفته، چنین مرگ فجیعی را انتخاب می‌کند و آیا اصولاً این قبیل خودکشی‌ها با تصمیم قبلی صورت می‌گیرد یا براساس هیجانات آنی است.
دکتر سعید بهزادی‌فر، روانشناس در گفت‌وگو با ایران به این سؤال پاسخ می‌دهد و می‌گوید: «خودکشی در دو گروه آنی و برنامه‌ریزی شده، طبقه‌بندی می‌شود که افرادی که در مترو به خودکشی اقدام می‌کنند، می‌توانند در هر دوی این طبقه‌بندی‌ها جای بگیرند. از سوی دیگر خودکشی در دو نوع پرخاشگرانه و غیرپرخاشگرانه هم دسته‌بندی می‌شود که از انواع غیرپرخاشگرانه می‌توان به خودکشی با دارو و سم و از انواع پرخاشگرانه می‌توان به خودکشی از راه رگ زدن و پرتاب کردن از بلندی اشاره کرد. خودکشی‌های مترو هم در دسته خودکشی‌های پرخاشگرانه جای می‌گیرند.»
بهزادی فر ادامه می‌دهد: «افرادی که از قبل انگیزه خودکشی دارند و برای آن برنامه‌ریزی می‌کنند، معمولاً دچار افسردگی شدید هستند که منجر به عملی کردن تصمیم خودکشی در آنها می‌شود. اما اینکه چرا برخی از افراد، روشی این چنین فجیع را برای خودکشی انتخاب می‌کنند، مربوط به ویژگی‌های شخصیتی آنهاست. برخی افراد اختلال شخصیت مرزی دارند و اصطلاحاً «تکانشی» هستند؛ عامیانه‌اش این است که رفتارهای یهویی و ناگهانی را زیاد از خود بروز می‌دهند. افرادی هم که با انداختن خود زیر قطار به خودکشی اقدام می‌کنند، معمولاً از این گروه هستند که روش خودکشی‌شان، پرخاشگرانه است.»
این روانشناس به نکته دیگری هم اشاره می‌کند که جالب توجه است: «طراحی ایستگاه‌های مترو و نحوه ایستادن افراد و مشاهده ریل و قطار مترو، به گونه‌ای است که ممکن است افرادی را که دارای اختلال وسواس فکری هستند، به خودکشی به این روش ترغیب کند.
ویژگی این افراد که عموماً درونگرا هستند، این است که معمولاً در مورد پدیده‌های اطراف زیاد فکر می‌کنند. مثلاً وقتی ایستاده‌اند و به حرکت قطار نگاه می‌کنند، با خودشان فکر می‌کنند که اگر زیر قطار بیفتند چه می‌شود و این فکر در آنها قوت می‌گیرد و ممکن است منجر به عملی کردن آن شود که این نوع خودکشی در خودکشی‌های آنی طبقه‌بندی می‌شود. آدم‌های برونگرا کاملاً برعکس هستند و مثلاً هنگامی که در ایستگاه به انتظار ایستاده‌اند، ترجیح می‌دهند با مسافران دیگر
صحبت کنند.» بهزادی‌فر اضافه می‌کند: «خودکشی‌ها معمولاً با دو علت افسردگی و انتقامگیری صورت می‌گیرد. گاهی افراد می‌خواهند با مرگ خود، از شخص یا اشخاصی انتقام بگیرند و ممکن است مرگ به این صورت فجیع را انتخاب کنند تا به خیال خود انتقام سخت‌تری بگیرند.»
او متذکر می‌شود: «البته باید توجه داشت که برخی خودکشی‌ها، خودکشی نمایشی هستند و فرد تنها برای ایجاد توجه و رسیدن به خواسته‌های خود به این کار اقدام می‌کند که البته خودکشی‌های مترو، شامل این نوع خودکشی نمی‌شود و فرد با انگیزه صد درصد، به این کار دست می‌زند.»
فرض خودکشی در متروی تهران، تا ۵ سال دیگر محال می‌شود
خودکشی اخیر در ایستگاه ولیعصر متروی تهران در حالی صورت می‌گیرد که بهمن ماه سال گذشته، محمدباقر قالیباف شهردار تهران، دستور اجرای سیستم درهای حائل بین سکوها و قطارهای مترو موسوم به سیستم P.S.D را صادر کرد که نخستین اقدام در این رابطه در متروی پایتخت محسوب می‌شود.
جعفر تشکری ‌هاشمی، معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران در زمان اعلام این خبر عنوان کرد که کارهای مطالعاتی این پروژه از مدت‌ها پیش آغاز شده و با توجه به دستور دکتر قالیباف بزودی نسبت به اجرای آن در ایستگاه‌های مترو اقدام می‌شود. به گفته او، در این سیستم صرفاً پس از توقف کامل قطارها، درب سکوها، همزمان در واگن‌ها باز می‌شود و مسافران می‌توانند از این طریق از واگن‌ها سوار و پیاده شوند.
احمد دنیامالی، رئیس کمیسیون حمل ونقل و عمران شورای شهر تهران که پیشنهاد دهنده اجرای درهای P.S.D در ایستگاه‌های مترو بوده، معتقد است که با وجود تمام مخالفت‌ها که عمدتاً به لحاظ هزینه و چالش‌های فنی طرح بود، حفظ ایمنی شهروندان از درجه اهمیت بالاتری
برخوردار است.
او می‌گوید: «این امر با توجه به توسعه مترو و اقبال شهروندان به سوی حمل و نقل عمومی بیش از پیش مورد توجه و احتیاط است. این موضوع در چندین و چند جلسه کمیسیون و همچنین صحن علنی شورا مورد بررسی قرار گرفت که هر چند به طور کلی نظر اعضا و کمیسیون در این مورد موافق بود اما بعضاً با مخالفت‌هایی هم
مواجه شدیم.»
او ادامه می‌دهد: «کمیسیون عمران و حمل و نقل همواره بر استفاده از این سیستم در خطوط در حال بهره‌برداری و ساخت تأکید داشته و دارد. مخالفان استفاده از درهای P.S.D بر این عقیده بودند که میزان حوادثی که اتفاق افتاده به نسبت کل جابه‌جایی مسافر قابل اغماض است. در مقابل این نگاه اما موافقین طرح تأکید بر توجه به ایمنی هر چه بیشتر مسافران بخصوص افزایش بهره‌برداری از خطوط مترو، افزایش رضایتمندی شهروندان و همچنین حساسیت بیشتر در زمانبدی حرکت واگن‌ها  خواهد شد.»
دنیامالی در رابطه با زمان و نحوه اجرای طرح، توضیحات بیشتری می‌دهد و می‌گوید: «با توجه به حساسیتی که در بین اعضای کمیسیون عمران و حمل و نقل درباره اجرای این طرح وجود داشت، در تدوین برنامه ۵ ساله شهرداری و نیز بررسی و تصویب بودجه سال ۹۳ مقرر شد اجرای این سیستم در طول سال ۹۳ با ۱۰ ایستگاه آغاز شود و در طول برنامه ۵ ساله تمامی ایستگاه‌های باقی مانده با در نظرگرفتن اولویت مسافر، به سیستم درهای P.S.D
مجهز شوند.»
حدس زدنش سخت است؛ حدس اینکه کسی که کنارت ایستاده و متفکرانه به جلو خیره شده است، در ذهنش چه می‌گذرد و آیا از بین تمام فکرهای
جور و واجور، اندیشه خودکشی در زیر قطار، به ذهنش خطور می‌کند یا نه؟! خدا می‌داند تا ۵ سال دیگر که خودکشی در تمام ایستگاه‌ها، محال می‌شود، چند نفر دیگر، درست مثل بقیه بلیت می‌خرند، از گیت رد می‌شوند، به سمت ایستگاه می‌روند و سوار قطار بی‌بازگشت مرگ می‌شوند.

مریم طالشی / روزنامه ایران

 




در مراسم واگذاری نمادین 2 هزار و 40 واحد مسکونی به معلولان؛

صدای افراد خاموش جامعه باید شنیده شود

81484855-6238344

خط امام : وزیر تعاون،کار و رفاه اجتماعی با بیان اینکه صدای افراد خاموش در جامعه باید شنیده شود، گفت:محرومان به برکت انقلاب اسلامی باید زندگی توام با کرامت داشته باشند.

به گزارش خط امام ، علی ربیعی شامگاه پنجشنبه در مراسم واگذاری نمادین ۲ هزار و ۴۰ واحد مسکونی، تجلیل از فعالان این عرصه و رونمایی از طرح های جدید تامین مسکن و در دست مطالعه ویژه معلولان و مددجویان تحت پوشش سازمان بهزیستی که در مرکز خدمات بهزیستی وردآورد برگزارشد،افزود:برگزاری این مراسم در آستانه سالگرد انقلاب اسلامی را باید به فال نیک گرفت زیرا باید به یاد بیاوریم که اساس انقلاب اسلامی ایران حمایت و عزتمندی از محرومین جامعه بود.

در این مراسم به سه نفر از معلولان کشور به شکل نمادین یک جلد قران کریم به همراه کلید خانه داده شد که نمادی از واگذاری ۲ هزارو ۴۰ مسکن به معلولان کشور بود.

وی یادآور شد:نباید فراموش کنیم که برای چه انقلاب کردیم؛آرامش ،امنیت وکرامت حق مردم است و باید این امور را برای مردم تامین کنیم.

ربیعی با اشاره به واگذاری مسکن به معلولان گفت:این مهم با تعامل میان دستگاه های مختلف به ثمر رسیده است و ۲ هزار و ۴۰ واحد مسکونی به معلولان واگذار شد.

وزیرتعاون،کار ورفاه اجتماعی ادامه داد:در آینده ای نه چندان دور خانوارهایی که دارای معلول هستند صاحب مسکن خواهند شد.

وی در خصوص حمایت غذایی از افرادی که میزان دریافتی های کالری آنها کمتر از حد نرمال است، گفت:دولت تدبیر وامید درصدد است که هیچ فردی دچار مشکل سوء تغذیه نباشد و برای همین طرح امنیت غذایی را در کشور اجرایی کرده است.

ربیعی یادآور شد:رییس جمهور منتخب مردم برای حمایت از لایه های پایین اجتماعی تاکید زیادی دارند و وزرات رفاه اجتماعی در این راستا اقداماتی مهمی را انجام داده است.

وی تاکید کرد:باید برای مردم با خلوص نیت کار کنیم زیرا مردم وارثان اصلی انقلاب هستند.احساس نسلی که در کشور انقلاب کرده جز آن نیست که از رنج مردم بکاهد.

همچنین در این مراسم همایون هاشمی رئیس سازمان بهزیستی گفت:عنصر اصلی تامین مسکن برای معلولان خیرین جامعه و همچنین مددجویان سازمان بهزیستی هستند.

وی اظهار داشت:در دولت تدبیر و امید ۲۸هزار مسکن به معلولان و مددجویان سازمان بهزستی تحویل داده شد که ماهانه حدود سه هزار مسکن بوده است.

وی همچنین با اشاره به اشتغال معلولان گفت:طی فعالیت دولت تدبیر و امید تاکنون توانسته ایم برای ۲۴هزار نفر از مددجویان بهزیستی اشتغال ایجاد کنیم.




پاسخ سریع و قاطع فرزندان امام خمینی حقانیت مقاومت و زوال اشغالگران را به رخ کشید

حزب الله لبنان.شبعا

 حزب الله لبنان با انجام عملیاتی که پیشتر وعده آن را در پی تجاوز و حمله رژیم صهیونیستی به کاروان این حزب و مستشاران نظامی در قنیطره سوریه داده بود، صهیونیستها را درمانده و مستاصل کرد ، در پی این عملیات مجمع نیرو های خط امام با صدور بیانیه ای پاسخ سریع ، قاطع و امیدآفرین فرزندان امام خمینی به متجاوزان صهیونیستی را تبریک گفت.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خط امام متن کامل بیانیه به این شرح است …

از قنیطره تا شبعا ، حزب الله لبنان و فلسفه مقاومت بار دیگر پیروز شد.

نور امید و شادی که از پاسخ سریع و قاطع فرزندان امام خمینی بر جان و قلب گروه های مختلف لبنانی و فلسطینی و مردم رنج کشیده منطقه تابید ، حقانیت مقاومت  و زوال اشغالگران صهیونیست را یکبار دیگر به رخ کشید . این پیروزی حاصل خون پاک شهدایی است که صادقانه از خود گذشتند تا امنیت ملت های منطقه دربرابر تجاوزات صهیونیست ها و مزدوران تکفیری آنان دستخوش آسیب نگردد.

امروز که ارتش و حزب الله  لبنان در حال پاسداری از مرزهای لبنان در مقابله با متجاوزان تکفیری هستند ، حمله صهیونیست ها به رزمندگان مقاومت در بلندی های جولان ، همدستی رژیم اسرائیل با تروریست های چند ملیتی را آشکارتر و برگ دیگری بر کتاب قطور رسوایی صهیونیست ها افزود.

بی تردید ماجراجویی های احمقانه ی  اسراییل  نمی تواند کمکی به شکست های پی در پی و موقعیت متزلزل این رژیم اشغالگر نزد افکار عمومی نماید و هر حرکت آنان تنها به روند اضمحلال اسرائیل سرعت می بخشد.

مجمع نیروهای خط امام (ره) این پیروزی با صلابت را به مردم لبنان ، دبیرکل محترم حزب الله و جوانان رشید مقاومت تبریک میگوید و به روح بلند همه شهدای مقاومت لبنان و فلسطین  درود می فرستد و نصرت نهایی را از خداوند متعال برای آنان  مسالت می کند

مجمع نیروهای خط امام




پیام ایران درباره شهادت الله‌دادی به آمریکا

201422010322_afkham

سخنگوی وزارت خارجه پیام مقام معظم رهبری به جوانان اروپا و آمریکای شمالی را بخشی از دیپلماسی ایران عنوان کرد.

 مرضیه افخم در نشست هفتگی خود با خبرنگاران با اشاره به پیام مقام معظم رهبری به جوانان اروپا و آمریکای شمالی، اظهار کرد: این پیام بازتاب گسترده‌ای در میان این جوانان داشته و هر روز بر تعداد علاقمندان به آن افزوده می‌شود. این پیام در نوع خود بدیع، ابتکاری و تأثیرگذار و بخشی دیگری از دیپلماسی و نگاه ایران به موضوعات جهانی و روند تحولات در آینده و نسل‌های دیگر بشری است. وزارت امور خارجه در جایگاه خود کمک به انتشار و بازنشر این پیام و اقداماتی که در پی معرفی این دیدگاه‌ هستند را در دستور کار قرار داده است. ما با تماس‌ها و برگزاری سمینار و میزگرد برای باز کردن و روشنگری دیدگاه‌های جهان اسلام نسبت به مسائل مهم جامعه بشری و مسائلی که تأثیرات زیادی بر صلح و امنیت دارند استفاده خواهیم کرد.

امیدواریم مردم ۲۲ بهمن صحنه باشکوه دیگری در صفحات انقلاب اسلامی رقم بزنند

افخم همچنین با اشاره به قرار گرفتن در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی با تبریک این مناسبت و گرامیداشت یاد و خاطره امام خمینی (ره)،‌ شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی، گفت: هر سال مردم ما و کشورهای دیگر نسبت به تأثیر انقلاب اسلامی آگاه‌تر می‌شوند و امیدواریم امسال نیز مردم با شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن صحنه باشکوه دیگری در صفحات انقلاب اسلامی رقم بزنند.

تداوم بازداشت شیخ سلمان قابل پذیرش نیست

وی در ادامه در خصوص اعلام محاکمه شیخ سلمان اظهار کرد: ما بازداشت‌های معترضان در بحرین که چندین بار اتفاق افتاده و این امر تداوم دارد را محکوم می‌کنیم. تداوم بازداشت شیخ سلمان و عدم فعالیت جمعیت منتسب به وی در این کشور قابل پذیرش نیست و امیدواریم دولت بحرین با انعطاف بیشتر نسبت به این موضوعات برخورد و امکان گفت‌وگوی سیاسی در بحرین را فراهم کند. رویکرد امنیتی جاری در بحرین به نفع ملت و دولت بحرین نیست و هر زمان از این رویکرد بازگردند به نفع آنهاست. بهتر است مسئولان بحرین صدای معترضان را بشنوند و به این صداها و درخواست‌ها پاسخ دهند.

پیام ایران درباره شهادت الله‌دادی از طریق حافظ منافع آمریکا در ایران ارسال شده است

وی درباره اقدام تروریستی رژیم صهیونیستی در شهادت سردار الله دادی و تعدادی دیگر از رزمندگان حزب‌الله و واکنش ایران به این موضوع، گفت: جمهوری اسلامی ایران متعاقب این اقدام تروریستی دولتی از سوی رژیم صهیونیستی دیدگاه‌های خود را درباره شهادت سردار الله‌دادی و همراهانش از طریق مجاری دیپلماتیک به آمریکا منتقل کرده است. ما این اقدام تروریستی را محکوم و فکر می‌کنیم این اقدامات تروریستی از جمله ازسوی تروریسم دولتی رژیم صهیونیستی و تکفیری‌ها موجب تداوم و گسترش این اقدامات خواهد شد و از دولت آمریکا خواستیم برای مقابله با این مسائل توجه جدی نشان دهد در عین حال ایران به وظایف دیپلماتیک خود که بر عهده دارد عمل خواهد کرد تا مانع گسترش این اقدامات شود و این اقدامات را از مجامع بین‌المللی پیگیری می‌کنیم و این را حق خود می‌دانیم. این مسائل به حافظ منافع آمریکا در ایران که سفارت سوئیس است به طور صریح و روشن منتقل شده است.




سیدحسن نصرالله در مراسم شهدای قنیطره:
ما را آزمایش نکنید/ موشک در برابر موشک
 
 
نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در مراسم بزرگداشت شهدای مقاومت لبنان در قنیطره ، پاسخ به تجاوزات صهیونیست‌ها را حق مقاومت دانست و خطاب به این رژیم گفت: این حق قانونی مقاومت است که به تجاوزات در هر زمان و مکان پاسخ دهد.

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان لحظاتی پیش سخنرانی خود را در مراسم بزرگداشت شهدای مقاومت که چند روز پیش در قنیطره در حمله هوایی رژیم صهیونیستی به خیل شهدای مقاومت بر ضد اشغالگری پیوستند، آغاز کرد.

در این مراسم شمار زیادی از شخصیت های سیاسی و مذهبی لبنان و همچنین علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس شورای اسلامی ایران هم حضور دارند.

تسلیت سید حسن نصرالله به خانواده شهدای قنیطره

سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله در ابتدای سخنرانی خود به روان پاک حضرت محمد(ص) و عترت پاکش درود فرستاد. دبیرکل حزب الله در ادامه به آیه ای از قرآن کریم درباره شهادت اشاره کرد و گفت در آغاز مایلم سخنانی را در خصوص کاروان شهدا و همبستگی مردم در این زمینه بیان کنم و در ادامه به عملیات ترور در قنیطره و عملیات مقاومت در مزارع اشغالی شبعا اشاره می کنم.

ابتدا به خانواده های شهدا تبریک و تهنیت عرض می کنم و درجات عالی را نزد خداوند برای شهدای مقاومت مسئلت می‌کنم‬‎. از خداوند می خواهم که شهدای شما را شفیعان شما و ما در روز قیامت قرار دهد و به شما صبر و اجر عنایت فرماید.

همچنین از تمام کسانی که به خاطر این شهدای بزرگ با ما به شیوه های مختلف ابراز همبستگی کردند از لبنان تا فلسطین، سوریه، ایران، موریتانی، پاکستان و جهان اسلام و کشورهای عربی و تمام کسانی که از عملیات بزرگ مقاومت در مزارع شبعا تمجید و ابراز همبستگی کردند، قدردانی می‌کنم‬.

از مجاهدان و رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان که از همان لحظه نخست ترور جنایتکارانه در قنیطره در بالاترین سطح آمادگی و مسئولیت پذیری قرار داشتند نیز تشکر می‌کنم.

لازم است از ملت عزیز لبنان ملت مقاوم و تمام کسانی که در کنار مقاومت قرار داشته اند از همان لحظه ترور جنایتکارانه در قنیطره و با وجود مخاطرات امنیتی در مراسم تشییع شهدا شرکت و از هر گزینه ای که مقاومت در پیش گرفت، حمایت کرده اند، قدردانی می‌کنم.

سید حسن نصرالله که سخنان حماسی اش با ابراز احساسات مردم حاضر در مراسم بزرگداشت شهدای قنیطره روبرو می شد، از شهدای ارتش لبنان که در نبرد با تروریست ها و دفاع از لبنان در برابر تروریست های تکفیری مسلح به شهادت رسیدند، تمجید کرد.‬‎

وی با اشاره به همسویی و اتحاد گروه های تروریستی تکفیری و رژیم صهیونیستی خاطر نشان کرد به شهدای ارتش لبنان که در راس بعلبک در نبرد با تکفیری ها به شهادت رسیدند، درود می فرستم.‬‎

دبیرکل حزب الله در ادامه با آوردن نام شهدای قنیطره از جمله شهید الله دادی از جمهوری اسلامی ایران گفت به این شهدا اعلام می کنم بر شما مبارک باد و گوارای شما باد حسن عاقبت‬‎ و رستگاری.

اما شما ای برادران و فرزندان و شهدای عزیزمان که به زندگی عزتمندانه و سعادت اخروی نائل شدید و ازخداوند می خواهیم به ما کمک کند در راه شما باقی بمانیم و راه شما را ادامه دهیم.آرزو داریم که خداوند نیز افتخار شهادت آنها را نصیب ما کند.

شهدای مقاومت، وابستگی و تعلق تمام خانواده‌ها به مدرسه جهاد و شهادت را نشان دادند شهدای قنیطره از طریق شهادت خود، استمرار حضور فرماندهان را در میدان بیان کردند.

سید حسن نصرالله با تمجید از شهید جهاد عماد مغنیه و دیگر شهدای مقاومت اعلام کرد وقتی نتانیاهو و یعلون خارج می شوند و رزمندگان مقاومت را تهدید می کنند، آنچه را که امام زین العابدین(ع) به یزید گفت، به نتانیاهو و یعلون می گویند که آیا می خواهید ما را از شهادت بترسانید.

ریخته شدن خون شهدای ایرانی و لبنانی بیانگر وحدت سرنوشت و نبرد است

آمیخته شدن خون شهدای ایرانی و لبنانی و ریخته شدن آن در سرزمین قنیطره سوریه بیانگر وحدت قضیه ، سرنوشت و نبرد است. زمان شکست ها سپری شده و وارد مرحله پیروزی شده ایم‬.

رزمندگان مقاومت در خط مقدم جبهه‌ها هستند و دنیا هرگز قادر به شکست آنها نخواهد شد‬‎. وی به اقدام رژیم صهیونیستی در اسیر کردن هزاران فلسطینی و اشغال جولان سوریه اعلام کرد این رژیم به طور واضح از گروه‌های تروریستی تکفیری با هدف ویرانی سوریه و ارتش آن حمایت می‌کند.

اسرائیل ساده ترین حقوق بشر را نقض می‌کند

اسرائیل در روز روشن مواضع ارتش سوریه را بمباران می کند، اسرائیل ساده ترین حقوق بشر را نقض می کند و از جنگ سوریه سوء استفاده می کند و به آن دامن می زند. اسرائیل به قطعنامه ای که برخی آن را تقدیس می کنند احترام نمی گذارد.

اسرائیل در روز و شب به تجاوزات خود ادامه می دهد لبنان در معرض تجاوزات مستمر اسرائیل قرار دارد اسرائیل از اوضاع منطقه به شدت استفاده می‌کند‬‎ . اسرائیل اکنون در وضعی قرار دارد که احساس می کند همه را هر ساعتی که بخواهد تهدید کند.

اصلا نهادی به نام اتحادیه عرب وجود ندارد

وی با انتقاد از اتحادیه عرب گفت اصلا نهادی به نام اتحادیه عرب وجود ندارد‬. نصرالله با انتقاد از سیاست‌های رژیم های عربی و اتحادیه عرب خاطر نشان کرد اسرائیل از شکاف ها و اختلافات عربی و اسلامی و غیبت کشورهای عربی و حتی اتحادیه عرب در صحنه بهره می‌برد‬‎ و تصمیم گیری مستقلی را از سوی دولت‌های عربی شاهد نیستیم. تجربه جنگ ظالمانه اخیر علیه نوار غزه شاهدی بر سکوت دولت های عربی و اتحادیه عرب و نبود تصمیم گیری مستقل از سوی آنها بود.وقتی زمان نبرد با اسرائیل باشد، تصمیم گیری مستقل عربی جایی ندارد‬‎.

تصمیم به ترور شهدای قنیطره در بالاترین سطوح دشمن اتخاذ شد

سید حسن نصرالله خاطر نشان کرد روز یکشنبه پیش از ظهر،‌بالگردهای اسرائیلی دو خودرو غیر نظامی را هدف قرار دادند که به شهادت برادران ما منجر شد که در حال انجام ماموریت بودند. دشمن تصمیم به ترور شهدای قنیطره را قبلا گرفته بود و بر آن اصرار داشت‬‎. تصمیم به ترور شهدای قنیطره در بالاترین سطح تصمیم گیرندگان دشمن اتخاذ شد.

ما در مقابل عملیات تروریستی آشکارقرار داریم که کاملا شبیه عملیات ترور شهید عباس الموسوی و همسرش و فرزندش در سال ۱۹۹۲ بود که هرگز تصادفی نیست‬‎. ما به این شهدای خود افتخار می کنیم و به پشتوانه آنها احساس سربلندی می کنیم و آنها را شهدای مقاومت و راه قدس می دانیم.

اولین غافلگیری حزب الله برای اسرائیل

اسرائیل گمان می‌کرد که حزب الله هرگز به عملیات ترور شهدای مقاومت در قنیطره پاسخ نمی دهد و گمان می کرد که حزب الله در وضعی متزلزل و ضعیف قرار دارد.

اولین اقدام غافلگیرکننده ای حزب الله برای اسرائیل اعلام اسامی شهدای مقاومت نیم ساعت پس از ترور بود‬‎.

بهانه‌های رژیم صهیونیستی برای حمله به جنوب سوریه

قاتل آشفته و سردرگم شد در حالی که مقتول واضح و شفاف بود. بهانه اسرائیل برای ترور چه بود؟ بر اساس آنچه از تحلیلگران و روزنامه ها و رسانه های اسرائیلی متوجه بهانه های اسرائیل می شویم یک بار گفتند که این گروه را هدف قرار داد به این خاطر که می خواستند عملیاتی در جولان اشغالی انجام دهند. گفتند این گروه از رزمندگان به خاطر وضع سکوهای موشکی در این منطقه آمده بودند.‬‎ اسرائیلی ها بهانه های زیادی برای عملیات ترور شهدای قنیطره ایجاد کردند و بهانه ها همگی حول جولان بود‬‎.

نتانیاهو هرگز از حضور النصره احساس نگرانی ندارد

همه ملت های منطقه این سئوال را مطرح می کنند که اسرائیل در نوار مرزی چه می کند. هزاران جنگجو که تانک و توپخانه و موشک و انواع سلاح و ضد زره و. مقادیر زیادی از مواد منفجره و مواضع نظامی و استحکامات نظامی دارند، جبهه النصره شاخه سوری شبکه القاعده است. شبکه القاعده در فهرست های تروریستی سازمان ملل و آمریکا و غربی و عربی قرار دارد شاخه عربی شبکه القاعده که از نظر غربی و عربی و بین المللی تروریستی خوانده می شود بین ارتش سوریه و نوار مرزی در جولان اشغالی حضور گسترده ای دارد نتانیاهو هرگز از این حضور النصره احساس نگرانی ندارد یعلون هرگز از حضور النصره نگران نیست بلکه به حمایت و پوشش هوایی جنگجویان و باز کردن بیمارستان های خود به روی تروریست های النصره می پردازند‬‎.

هدف اسرائیل در تنگنا قرار دادن حزب الله بود

اسرائیل هرگز از حضور این افراد (تروریست‌های النصره) احساس نگرانی نمی‌کنند اما تصمیم می‌گیرد دو خودرویی را هدف قرار دهد که هیچ یک از این سلاح ها و جنگ افزارها را ندارند ملت‌ها این سئوال را می پرسند‬‎. فرهنگ ما و فرهنگ آباء‌ و اجداد ما ثابت کرده است که نوه‌های ما هم در راه شهادت گام بر‌می‌دارند .هدف اسرائیل این بود که پس از عملیات قنیطره به زعم خود، حزب الله دچار آشفتگی شود و در تنگنا قرار گیرد. غیر از بعد انسانی، تمام آنچه در این مصیبت رخ داد، جز خیر و برکت و مثبت و الطاف الهی نبوده است. میان ما و دشمن اسرائیلی دنیا و آخرت قرار دارد.

اسرائیل به طور رسمی مسئولیت عملیات قنیطره را برعهده نگرفت

یک سئوال محوری که طرح می‌کنند این بود که آیا حزب الله پاسخ خواهد داد چه زمانی و چگونه پاسخ خواهد داد، حد و مرز و مخاطرات چنین پاسخی چه خواهد بود. اسرائیل به طور رسمی مسئولیت عملیات قنیطره را برعهده نگرفت. تمام اسرائیل پس از اعلام ترور شهدای قنیطره از سوی حزب الله تمام اهتمامات خود را برای رصد کردن موضع حزب الله به کار گرفتند‬‎. اولین دستاورد خون شهدای قنیطره وحشتی است که اسرائیل پس از ترور آنها نشان داد.

هیچ ارتباطی میان پرونده هسته ای ایران یا هر موضوع دیگر با تصمیم مقاومت ندارد

هیچ ارتباطی میان پرونده هسته ای ایران یا هر موضوع دیگر با تصمیم مقاومت در پاسخ به جنایت قنیطره وجود ندارد. هیچ یک از دوستان ما راضی به ذلت یا ریخته شدن خون ما نیستند‬. از همان ساعات نخست روز یکشنبه همه جهان دیدند که ما شفاف و واضح بودیم. صحبت‌ها در این خصوص بود که ایران و سوریه برای جلوگیری از پاسخ حزب الله با ما تماس خواهند گرفت، من به شما می‌گویم هیچ یک از دوستان برای ما ذلت را نمی‌پسندد و راضی نمی‌شوند که خونمان ریخته شده و ما تنها نظاره گر باشیم‎

دشمن باید به خاطر جنایتش در قنیطره مجازات می‌شد

ما با شفافیت کامل گفتیم که باید پاسخ دهیم باید دشمن اسرائیلی را به خاطر جنایتی که در قنیطره مرتکب شد مجازات کرد باید به تجاوزکاری دشمن پایان داد این مساله مستلزم فداکاری است هر چند امور به پایان خود برسد‬. ما تمام احتمالات و بدترین احتمالات را در نظر گرفته و تدابیری را اتخاذ کردیم و این مساله را اسرائیل به خوبی دریافت کرده بود .

ما خود را برای بدترین احتمالات آماده کرده بودیم

عملیات انجام شد در حالی که ما خود را برای بدترین احتمالات هم آماده کرده بودیم در حالی که این عملیات در سایه آماده باش کامل اسرائیل انجام شد‬‎. از ویژگی های عملیات شبعا این بود که در اوج آمادگی اسرائیل انجام شد.

اولا (مجاهدان) ما را در روز روشن کشتند آنها را در روز روشن کشتیم، ساعت یازده و نیم در مقابل ساعت یازده و نیم، دو خودرو (از حزب الله) در برابر دوخودرو و یک مقدار بیشتر، کشته‌ها و زخمی‌ها در برابر شهدا، موشک در برابر موشک، تنها دو اختلاف میان ما و اسرائیل وجود دارد، اول اینکه آنان ترسو بوده و مرد نیستند و نمی‌جنگند مگر در آبادی‌های مستحکم، آنان خیانت کردند اما مقاومت صورت به صورت پاسخ دادند، اختلاف دوم این است که اسرائیلی‌ها جرئت برعهده گرفتن عملیات خود را پیدا نکردند اما مقاومت مستقیما پس از انجام عملیات به واسطه بیانیه شماره یک این عملیات را برعهده گرفتند.‎

وی با اشاره به آیه ای از قرآن کریم درباره مجاهدان راه خدا تاکید کرد مردان ما هرگز از مرگ نمی ترسند آنها از روبروی دشمن می آیند نه از پشت آنها‬‎ باید به مجاهدان مقاومت و فرماندهان آنها که از لحظه ترور با مسئولیت کامل عمل کردند درود بفرستیم باید از مبارزان شجاعی که این عملیات بزرگ را در قلب د شمن انجام دادند تمجید کنم. اسرائیلی ها اکنون طی چند روز گذشته تاکنون کشف کردند که ارزیابی رهبران و فرماندهان سیاسی و نظامی و امنیتی آنها برآورد احمقانه ای بود.

تمام برآوردها و پیش بینی‌های دشمن اشتباه بود

تمام برآوردها و پیش بینی های آنها اشتباه بود اسرائیلی ها متوجه شدند که رهبرانشان آنها را به خاطر ارتکاب این حماقت، در پرتگاه خطرات قرار داده است. نکته دوم اینکه ارتش اسرائیل و دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی از مقابله با اراده مقاومت ناتوان بودند.

ما را آزمایش نکنید تا شما را آزمایش نکنیم

اسرائیل را در سال ۲۰۰۰ شکست دادیم بارها آن را شکست دادیم در سال ۲۰۰۶ شکست دادیم و اسرائیلی که روز چهارشنبه شکست دادیم سست تر از لانه عنکبوت است. نتیجه و خلاصه آنچه که رخ داد این است که مقاومت در لبنان در آماده باش کامل به سر می‌برد. خطاب به دشمن می‌گویم که ما را آزمایش نکنید تا شما را آزمایش نکنیم.

ما هرگز از جنگ نمی ترسیم

اسرائیل باید خوب بفهمد که مقاومت، حکیم و باهوش و شجاع و قادر است. اگر دشمن اسرائیل اهل محاسبات است که مقاومت از جنگ می ترسد من در مراسم بزرگداشت شهدای قنیطره می گویم به دشمن می گویم ما هرگز از جنگ نمی ترسیم و اگر جنگی بر ما تحمیل شود به یاری خدا در آن پیروز خواهیم شد.

ما اهل جنگ روانی و تبلیغاتی نیستم، ما در میدان حرف خود را می زنیم به دوستان و حامیان مقاومت و لبنانی ها می گوییم، ما خواهان جنگ نیستیم، این حرف نشانه ترس و ضعف ما نیست، ما مجبور هستیم مقاومت نظامی آماده باشیم زیرا دشمن متجاوزی در برابر ما قرار دارد لبنانی ها باید بین دو مساله فرق قائل شوند ما با مسئولیت عمل می کنیم خواهان جنگ نیستیم.

با تجاوزی در هر زمان و مکان مقابله می‌کنیم

امروز پس از عملیات قنیطره و عملیات مزارع شبعا می‌گویم چیزی به نام قواعد درگیری برای ما ارزشی ندارد و به آن پایبند نخواهیم بود. این حق اخلاقی ، انسانی و قانونی ما است که با تجاوزی در هر زمان و مکان مقابله کنیم و پاسخ را حق خود می‌دانیم. دشمن باید بهای تجاوزش را می پرداخت، اسرائیل از رویارویی نظامی فرار می‌کند‬‎ .فرق بین ترور شهدای قنیطره و ترور حاج حسن اللقیس چیست؟ پیام امروز از حالا به بعد، در صورتی که هر یک از اعضای کادر حزب الله یا هر جوانی از جوانان حزب الله، ترور شود، اسرائیل را مسئول دانسته و به دشمن اسرائیلی در هر زمان و مکان و به شیوه ای که آن را مناسب بدانیم،‌ پاسخ خواهیم داد.

آنچه در مزارع شبعا روی داد، بیشتر از یک انتقام و کمتر از یک جنگ بود‬‎ ما با حکمت و مسئولیت ملی عمل می کنیم‬‎ اما اهل احساسات و هیجانات نیستیم کاروان های شهدا پیروزی را محقق می کنند و انشاءالله پیروزی های بیشتری را در آینده کسب خواهیم کرد.
منبع: المنار و تسنیم




صفحه قبل1...2425262728...74صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران