منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
درباره

اگر از سرهایمان کوه ها بسازند هرگز در کتاب های تاریخ نخواهند خواند "خامنه ای" تنها ماند... ------------------------------------ امام خامنه ای (مدظله العالی) : ای جوانان و ای بسیجیان عزیز ، در هر جای کشور که هستید ، این بصیرت را روز به روز افزایش دهید .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->) , 


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

عاقبت بدحجابي در آخرت

عاقبت افراد بدحجاب و بي حجاب در صورت درست نكردن وضعيتشان چگونه خواهد بود؟

مورد پاسخ به سوالتان به ذكر روايتي از حضرت علي عليه السلام بسنده مي كنيم: مولا علي (ع) مي فرمايند : من و فاطمه(س) به محضر مبارك رسول خدا (ص) مشرف شديم و او را در حالي كه شديدا گريه ميكرد مشاهده نموديم به او گفتم : پدر و مادرم به فدايت ، چه چيزي شما را به گريه واداشته است ؟ حضرت فرمود : اي علي در شب معراج كه به آسمان رفتم ، زنان امت خود را در عذاب شديد ديدم به طوري كه آنها را نشناختم .

از همين رو براي آنچه از شدت عذاب آنها ديدم گريان هستم بعد فرمود : 1-زني را ديدم كه او را به موهايش آويزان كرده بودند ، و مغز سرش مي جوشيد. 2-زني را ديدم كه به زبانش آويزان بود ، و حميم در حلق او مي ريختند. 3-زني را ديدم كه گوشت بدنش را مي خورد و آتش از زير آن زبانه مي كشيد. 4-زني را ديدم كه دو پايش به دستهايش بسته و بر او مارها و عقربها مسلط بودند. 5-زني را ديدم كه به دو پستانش آويزان شده بود. 6-زني را ديدم كر و كور و لال ، در حالي كه در تابوتي از آتش ، مغز سرش از دماغش خارج ميشد و بدن او به صورت جذام و برص مي بود. 7-زني را ديدم كه به دو پايش آويزان كرده اند ، در حالي كه در تنوري از آتش بود. 8-زني را ديدم كه گوشت بدنش را از قسمت جلو و عقب به وسيله قيچيهائي از آتش جدا مي كردند. 9-زني را ديدم كه صورت و دستهايش آتش گرفته ، در حالي كه روده هايش را ميخورد. 10-زني را ديدم كه سرش سر خوك و بدن او بدن الاغ ، و بر او هزار هزار انواع عذاب بود. 11-زني ديدم به صورت سگ كه آتش از عقب او خارج ميشد و ملائكه با گرز آهنين از آتش بر سر و بدنش مي كوبند. بعد حضرت فاطمه (س) خطاب به پدر بزرگوارش فرمود : به من بگو كه اين زنان عمل و روششان چه بود كه خداوند چنين عذابي را براي آنان مقرر فرموده است ؟ رسول خدا (ص) فرمود : آن زني كه او را به موهايش آويزان كرده بودند ، براي اين بود كه موهايش را از مردان نامحرم نمي پوشانيد. آن زني كه به زبانش آويزان بود ، براي اين بود كه شوهرش را با زبانش اذيت ميكرد. اما آن زني كه گوشت بدنش را مي خورد ، بدنش را براي مردم زينت ميكرد. آن زني كه به پاهايش آويزان بود براي اينكه از خانه بدون اجازه شوهرش خارج ميشد. اما آن زني كه به دو پستانش آويزان بود ، از همبستر شدن با شوهرش خود داري ميكرد. آن زني كه پاهايش به دستهايش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط بودند ، براي اينكه از آبي كه نجس و آلوده بود براي وضوء و شست وشوي استفاده مي كرده و رعايت پاكي و نجسي را نمي نموده است. و همچنين با لباس نجس و كثيف بوده و پس از جنابت و حيض غسل انجام نمي كرد و در نمازش سستي ميكرد. اما آن زني كه كر و لال بود از راه زنا بچه دار ميشد و به شوهرش نسبت مي داد. آن زني كه صورت و بدنش را با قيچي جدا مي كردند ، خود را بر مردان عرضه ميكرد. اما آن زني كه صورت و بدنش مي سوخت ، در حالي كه روده هايش را مي خورد براي اينكه واسطه عمل منافي عفت بود. آن زني كه سرش سر خوك و بدنش بدن الاغ بود سخن چين و دروغگو بود. آن زني كه بصورت سگ بود به خاطر آنكه در دنيا آوازه خوان و حسود بود. آنگاه رسول خدا (ص) فرمود : واي بر زني كه شوهرش را ناراحت كند ، و سعادتمند آن زني است كه شوهرش از او راضي باشد. داستانهاي بحار الانوار، ج 5، ص 69 موفق و پيروز باشيد




روش کنترل شهوت

تحت فشار شديد غريزه جنسي هستم چگونه شهوت را کنترل کنم؟

روش کنترل غريزه جنسي
حکمت غريزه جنسي در بشر
استمرار و بقاي موجودات زنده برخوردار از حکمت و فلسفه اي است که در اصل وجود آنان بوده است و آفريدگار جهان آن را از دو راه عملي مي کند:
1ـ از طريق تغذيه و رساندن مواد لازم به بدن براي جايگزيني آنچه از آن به تحليل مي رود.
2ـ از راه لقاح.
اولي موجب بقاي ذات و خود موجود است و ديگري وسيله استمرار نوع در بستر زمان است.
در اين ميان، حيوانات اصولاً توجهي به ضرورت بقا ندارند و تنها بر اساس غريزه عمل مي کنند و انسانها هم ممکن است بر اثر غفلت و يا نداشتن انگيزه ماندن، در پي عملي شدن عامل بقاي خود نباشند و اين اهمال کاري، قطعا به انقراض نسل آنها خواهد انجاميد.
بدين جهت خداوند حکيم و مهربان، ميل به تغذيه و جنس مخالف را در وجود آنان قرار داد، تا اينکه آنها از خوردن و آشاميدن و لقاح، احساس لذت کرده و به انگيزه ارضاي اين خواست طبيعي خود، نسبت به اين دو عمل اقدام کنند و به موجب آن همواره در صدد اجراي عامل استمرار وجود خويش باشند.
2ـ نيرومندي غريزه جنسي
قدرت و قوّت بسيار غريزه جنسي و ميل به خوردن و آشاميدن در بشر و تأثير فراوان و غير قابل انکار آن در چرخه زندگي او و نقش بنيادي و بسيار قوي آن در شکل دهي به شخصيت و رفتار و افکار او و سمت و سوي بخشي به تحرکات فردي و اجتماعي او قابل انکار نيست. و بدين جهت و بر همين مبنا دو مکتب «فرويديسم» و «مارکسيسم» در عرصه حيات فکري بشري پديد آمد، و هر يک از دو مکتب با بزرگ کردن بيش از حد هر کدام از آن دو خواسته طبيعي و اصالت دادن به آن، همان را پايه و اساس شخصيت و حيات بشري قرار داده و ساير نيازها و اميال او را بازتاب و برآيندي براي آن به شمار آورد.
در اين ميان غريزه جنسي از قدرت و نيروي فزونتري برخوردار است و حکمت آن هم شايد به جهت وجود زحمات و رنجهايي باشد که بر اثر اين غريزه براي مرد و به ويژه زن، در بارداري و تربيت و تأمين فرزند پيش مي آيد.
3ـ خطرات شهوت گرايي
ميل به لقاح که در اصل آفرينش به جهت تأمين بقاي موجودات زنده، در نهاد آنها به وديعت سپرده شد، آنگاه که در اختيار بشر قرار گرفت، با سوء استفاده از آن، در جهت هلاکت و تباهي او نيز به کار رفت.
اين غريزه، اگر رها شود، همچون موريانه که بي رحمانه بر درختان تناور هجوم مي آورد و از درون آن را پوک و تهي مي سازد، جسم و جان آدمي را به تحليل برده و رفته رفته به ويراني و سقوط مي کشاند.
اين غريزه چنانچه در اختيار هوا و هوس بشر قرار گيرد، بلايي که بر مغز و اعصاب و قواي جسمي و رواني او وارد مي کند به گفته يکي از عالمان سترگ اخلاق و تربيت همچون کارگزار ستمگري است که رييس حکومت او را، مطلق العنان بر جان و مال مردم مسلط کند و او به تدريج تمامي اموال آنان را به زور از صاحبانش گرفته و به مصرف خود رساند و آنها را در بدبختي و دريوزگي رها سازد. ولي اگر تحت فرمان عقل و خرد باشد و مطيع آن گردد، بسان کارگزار عادلي است که ماليات را عادلانه از مردم مي گيرد و ساير اموال آنان را براي خود آنها باقي مي گذارد و در نتيجه هم دستگاه حکومت اداره مي گردد و خدمات آن متوقف نمي شود و هم مردم به زندگي عادي خود ادامه مي دهند و بدين سان نه تنها غريزه جنسي با وجود سلطه عقل بر آن، اشباع خواهد شد بلکه ساير قواي بدن نيز سالم مانده و با نشاط به وظايف مربوط به خود خواهند پرداخت.(1)
شهوت جنسي، غريزه اي بسيار مقتدر و بي رحم است که اگر با بي بند و باري پيروي شود، تمام قواي انساني را مقهور خويش مي سازد. نيروي جسماني و مغز و اعصاب را به سرعت رو به تضعيف مي برد، ذهن را مسموم،
انديشه را مغشوش و قدرت تصميم گيري و اراده بشري را تباه مي کند.
پيروي بي بند و بار از اين غريزه، همت آدمي را پست، فکر را نزديک نگر و محدود و شخص را در مواجهه با مشکلات حيات و فراز و نشيبهاي آن، ناتوان و عليل مي کند و قلب را که مي تواند حرم خداوند و جايگاه او گردد، به لانه شيطان و جولانگاه ابليس تبديل مي سازد.
سخن گرانبهايي از رسول اکرم(ص) نقل شده است که آن حضرت فرمودند: «پس از خود از سه چيز بر امت خود نگرانم: گمراهي و انحراف پس از معرفت و هدايت؛ حوادث و وقايع گمراه کننده و شکمبارگي و شهوتراني.»(2)
خطر تهاجم فرهنگي و تجاوز به مرزهاي اعتقادي و معنوي ما کمتر از حمله به مرزها و حدود جغرافيايي نيست، که به مراتب از آن حساس تر و مصيبت بارتر است. مقابله با متوليان و لشکريان تهاجم فکري، همچون مبارزه با متجاوزان ارضي، ضرورت قاطع دارد، استقامت و صبر مي خواهد، قرباني و شهادت لازم دارد، سلاح و مهمات و نقشه و تدبير مي طلبد.
سلاح اين ميدان، اسلحه گرم و سرد نيست، حربه آن، دانش و بصيرت و تقواست که مسلح شدن به آن، جز با روي گرداني از شهوت پرستي و بي بند و باري ميسر نيست.
4ـ راه حل اصلي بحران
تعبير از غريزه جنسي و آثار آن بر شخصيت جوانان، به «بحران» قلم پردازي و يا بزرگ نمايي نيست، بلکه حقيقتي است روشن، براي همه کساني که شخصيت جوان را به خوبي مي شناسند و يا خود جوانند و يا دست کم دوران جواني خود را کم و بيش به ياد دارند.
ابتدا گفتيم حکمت از غريزه جنسي استمرار و بقاي نوع بشر است و لذا سالم ترين، بايسته ترين و مطلوب ترين نوع مواجهه با آن و بهترين راه حل مقابله با آن، ازدواج و نکاح مشروع است. انسان با نکاح بموقع و در وقت نياز ـ بي آنکه به ديري يا زودي آن فکر کند ـ به مقبول ترين و کامل ترين صورت خود به نيازمندي خويش پاسخ مثبت مي دهد و پيش از آنکه به عواقب و پي آمدهاي آزاردهنده و فشارهاي غريزه به دنبال آن عقده هاي رواني دچار گردد، آن را مهار ساخته و از التهاب آن کاسته است و قبل از آنکه انرژي انباشته آن از وجودش سرازير شود و دامنش را آلوده کرده و بسوزاند، آن را با پاسخ طبيعي و مشروع ـ بي اضطراب و نگراني ـ فرو نشانده است. و اين نخستين توصيه دين در اين مورد است.
رسول اکرم(ص) مي فرمايند: «يا معشر الشباب! من استطاع منکم الباه فليتزوّج ...؛
اي جمعيت جوانان هر کس از شما توانايي ازدواج دارد ازدواج کند ...».(3)
از حضرت صادق(ع) روايت شده است که فرمودند: «جاء رجل إلي أبي عليه السلام فقال له: هل لک من زوجة؟ قال: لا، فقال أبي: ما احبّ أنّ لي الدّنيا و ما فيها و انّي بتّ ليلة و ليست لي زوجة. ثم قال: الرّکعتان يصلّيهما رجل متزوّج افضل من رجل أعزب يقوم ليله و يصوم نهاره. ثمّ أعطاه أبي سبعة دنانير ثمّ قال: تزوّج بهذه. ثمّ قال أبي: قال رسول اللّه صلي اللّه عليه و آله: اتخذوا الأهل فإنّه ارزق لکم؛
مردي به محضر پدرم ـ که درود خدا بر او باد ـ رسيد، آن حضرت به او فرمود: آيا همسري داري؟ عرض کرد: نه! پدرم فرمود: من دوست ندارم همه دنيا و آنچه در آن است از آنِ من باشد در حالي که يک شب را بي همسر، سر به بالين گذارم! سپس فرمود: دو رکعت که مرد زن دار بجاي آورد بهتر است ازمرد بي همسري که شبش را به نماز قيام کند و روزش را با روزه تمام کند. آنگاه پدرم هفت دينار داد و گفت: با اين پول ازدواج کن. سپس پدرم از رسول اکرم(ص) نقل کرد که فرمود: براي خود تشکيل خانواده دهيد که براي روزي شما بهتر و مفيدتر است.»(4)
روايات در اين باره فراوان است که به همين دو نمونه بسنده مي کنيم.
5ـ کنترل
اگر براي کسي به هر دليلي امکان ازدواج نباشد، چنين شخصي تحت هيچ عنوان مجاز نيست روي به گناه آورد زيرا خطر گناه و آلوده دامني بسيار فراتر از فشارها و رنجهاي عزوبت و بي همسري است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممکن واجب مي شود. و لذا چنين کسي يا بايد خود را کنترل کند و دست به گناه نيالايد و يا مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممکن فراهم آورد.
قرآن کريم مي فرمايد: «و لستعفف الّذين لا يجدون نکاحا؛
و بايد آن کساني که ازدواج برايشان مقدور نيست عفّت بورزند.»(5)
کنترل اين غريزه به دو صورت ممکن است تحقق پذيرد، 1ـ کنترل منفي. 2ـ کنترل مثبت.
5ـ1ـ کنترل منفي
غالبا وقتي سخن از کنترل غريزه جنسي به ميان مي آيد، توجه اشخاص به سمت و سوي نوع منفي آن جلب مي شود. و آن اين است که کسي با وجود تحريکات مختلف و مواجهه با عوامل انگيزش اين غريزه، بخواهد با ميل تحريک شده اش مبارزه و مقابله کند و به سوي ارتکاب جرم نرود، چنين کاري گرچه قطعا بهتر از آلايش دامن و عمل به جرم است، ولي پيامدهاي سوء و مخرب آن بر کسي پوشيده نيست. اين کار هم به غايت دشوار است و هم زيانبار، و بدين جهت هرگاه شخصي به کنترل غريزه سفارش مي شود، با چنين برداشتي از آن، و تصور دشواري و زيانباري آن، از پذيرفتن چنين توصيه هايي سر باز مي زند.
5ـ2ـ کنترل مثبت
غريزه جنسي اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب ترين راه تسلط بر آن، کنترل مثبت است. و آن پرهيز از صحنه ها و کارهايي است که به تحريک اين غريزه مي انجامد.
اين نوع از کنترل، که در حقيقت جنبه پيشگيري دارد هم راحت است و هم بي زيان و بلکه مفيد.
راحت است، زيرا در اين صورت همچون وسيله نقليه اي است با سرعت معمولي و قانوني، که در مواجهه با خطر، مهار حرکت آن زحمت چنداني ندارد، بر خلاف ماشيني که با سرعتي بسيار فراتر از حد شناخته شده و بايسته خود سير مي کند. که چه بسا به کلي اختيار آن از دست صاحبش بيرون رفته و مصيبتها به بار آورد و کنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زيان و رنج و زحمت و اضطراب براي وسيله و صاحب آن به همراه دارد.
و بي زيان است، زيرا با اين حال کنترل غريزه فشاري بر جسم و روان تحميل نمي کند تا به آن صدمه اي وارد شود.
و مفيد است چون موجب مي شود مغز و اعصاب و قواي بدن در حالت عادي به سر برند و تعادل رواني شخص محفوظ بماند و انرژي و سرمايه هاي جسمي و روحي او بيهوده مصرف نشوند.
پيش از اين نيز از قرآن کريم نقل کرديم که بايد کساني که قدرت و وضعيت مساعد براي ازدواج ندارند عفت پيشه کنند و عفت در اين آيه گرچه در ابتدا مفهوم عمل خاصي
منافي با آن را دارد، ولي با تأمل بيشتر معلوم مي شود که آيه کريمه معنايي عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است. و اکنون طرق کنترل مثبت را به اختصار برمي شمريم:
1ـ پرهيز از فکر و ترسيم صحنه هاي محرک در ذهن و خيال.
عبداللّه بن سنان از امام صادق(ع) نقل مي کند که حضرت(ع) فرمود:
«انّ عيسي قال للحواريين: ... انّ موسي امرکم ان لا تزنوا و أنا آمرکم أن لا تحدّثوا انفسکم بالزنا فضلاً عن أن تزنوا فانّ من حدّث نفسه بالزنا کان کمن أوقد في بيت مزوّق فأفسد التزاويقَ الدّخان و ان لم يخرق البيت؛(6)
عيسي به اصحاب خود گفت: ... موسي به شما دستور داد که زنا نکنيد و من به شما دستور مي دهم که فکر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اينکه زنا کنيد زيرا کسي که خيال زنا کند مانند کسي است که در خانه اي نقش و نگار شده دود و آتش به پا کند. چنين کاري
گرچه خانه را نمي سوزاند ولي زينت و صفاي آن را مکدّر کرده و فاسد مي کند.»
2ـ دوري از نگاههاي مسموم و مناظر تحريک آميز.
قرآن کريم در دو آيه متوالي دستور به اغماض و نگهداري چشم از نگاه حرام و هوس آلود داده است. در آيه اول مي فرمايد: «قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم ...؛
به مؤمنان بگو ديدشان ـ را از نامحرمان ـ فرو نشانند و نهانگاههاي خود را ـ از وقوع در حرام ـ نگه دارند. و در آيه بعدي مي فرمايد: «و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهنّ و يحفظن فروجهنّ ...؛
به زنان مؤمن بگو ـ چشمهايشان را فرو گيرند و نهانگاههاي خويش را محافظت کنند.»(7)
جالب اين است که در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرک و عفت چشم مي دهد و آنگاه به حفاظت از عورت فرمان داده است.
رسول اکرم(ص) مي فرمايند: «النّظرة سهم مسموم من سهام ابليس فمن ترکها خوفا من اللّه اعطاه اللّه ايمانا يجد حلاوته في قلبه؛
نگاه هوس آلود ـ تيري است مسموم از تيرهاي شيطان. هر کس آن را به جهت خوف الهي ترک کند، خداوند ايماني به او مي بخشد که حلاوت آن را در قلب خود احساس مي کند.»(8)
3ـ گوش ندادن به آوازها و موسيقيهاي تحريک کننده و مبتذل.
در حديثي از حضرت صادق(ع) آمده است: «إنّ رجلا سأله عن سماع الغناء، فنهي عنه و تلا قول اللّه عزّ و جلّ: «انّ السّمع و البصر و الفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسؤولاً» و قال يسأل السّمع عمّا سمع و الفؤاد عمّا عقد و البصر عمّا ابصر؛
مردي از آن حضرت در باره شنيدن آواز محرک پرسيد. حضرت از آن نهي کرده و اين آيه را خواندند: «به يقين گوش و چشم و دل هر يک مورد سؤال خواهند بود»(9) و فرمود: گوش از آنچه شنيده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه ديده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد.»(10)
4ـ اجتناب شديد از گفتگوهاي دوستانه و نشستهاي غفلت زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحريک آميز.
از حضرت امام باقر(ع) اين گونه روايت شده است: «من اصغي إلي ناطق فقد عبده، فإن کان النّاطق يؤذي عن اللّه عزّ و جلّ فقد عبد اللّه و ان کان يؤذي عن الشّيطان فقد عبد الشيطان؛
هر کس به سخن گوينده اي گوش فرا دهد او را بندگي کرده است، پس اگر ناطق از خدا بگويد شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شيطان و سخنان شيطاني بر زبانش جاري کند قطعا بندگي شيطان کرده است.»(11)
5ـ اعتدال در خوردن. بي ترديد پرخوري و بي نظمي در خوردن در ذخيره سازي و انباشتن موادي که نيازمند تفريغ باشد مؤثر است، ولي در صورت اعتدال و کم خوري سهم ناچيزي از آن صرف تهيه آن مواد مي شود.
در حديثي که قبلاً از پيامبر گرامي(ص) نقل کرديم، آن حضرت پس از آنکه جوانان را به ازدواج ترغيب مي کنند مي فرمايند: «و من لم يستطع فليصم، فإنّ الصّوم به وِجاء؛
هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگيرد يقينا روزه نيروي غريزه او را تضعيف مي کند.»(12)
6ـ اشتغال، ورزش و سرگرميهاي مفيد. زيرا با وجود فراغت، هم مواد غذايي در تقويت غريزه به مصرف مي رسد و هم فکر و خيال مصروف چاره سازي در تفريغ آن مي شود. و لذا در روايات بر اشتغال و کار و پرهيز از فراغت تأکيد بسيار شده است.
حضرت امام صادق(ع) در حديث پردامنه «مفضّل» مي فرمايند: «... و هکذا الانسان لو خلا من الشّغل لخرج من الأشر و العبث و البطر الي ما يعظم ضرره عليه و علي من قرب منه ...؛
و همين گونه انسان اگر بي کار و فارغ باشد، به بيهودگي و سرمستي دچار مي شود و بر اثر آن به مسايلي مبتلا مي شود که زيان آن هم بر خود و هم بر نزديکان او سنگيني خواهد کرد ...»(13)
7ـ تلاوت قرآن. بي شک انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفکر در مضامين آن، خود شفاي هر دردي است که به سرعت کار هر پريشاني را رو به سامان مي برد و زخمهاي پنهان را التيام مي دهد، و همتها را تا آسمانها بالا مي برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حيوانات را نجات مي بخشد.
امير مؤمنان(ع) مي فرمايند: «و تعلّموا القرآن فانه ربيع القلوب و استشفوا بنوره فانّه شفاء الصّدور و احسنوا تلاوته فأنّه انفع القصص ...؛
چند توصيه ديگر
1. هيچ گناهي را كوچك نشماريد.
2. در ابتداي روز با خداي متعال شرط كنيد كه گناه نكنيد.
3. در طول روز مراقب اعمال و رفتار خود باشيد.
4. در پايان روز از خويش حساب بكشيد. اگر از عملكرد خويش راضي بوديد، خداي را شكر گوييد و در صورتي كه راضي نبوديد، بر خويش سخت بگيريد.
5. خود را همواره در محضر خداي بزرگ ببينيد، او بر شراشر وجود شما اشراف دارد و از ظاهر و باطن شما آگاه است.
6. با دعا و نيايش از خداوند متعال استعانت و استمداد بجوييد، زيرا كه خود فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هيچ كدام به فضيلت و تزكيه روي نمي آورديد.
7. اعمال و عادات نيكو را جايگزين رفتار ناپسند نماييد; مانند شركت دائمي در نماز جماعت، نماز شب، زيارت اهل قبور و دعا. قرآن كريم مي فرمايد: خوبي ها سرانجام ميدان را بر بدي ها تنگ خواهد كرد و آنها را از بين خواهد برد.
8. مطالعه پيرامون زندگي پارسايان و زاهدان و مطالعه كتب اخلاقي را فراموش نكنيد.
كتب زير سفارش مى‏شود:
1- نردبان آسمان (دروس اخلاق حضرت آيت الله بهاءالدينى)، تدوين و ويرايش: اكبر اسدى
2- سلوك معنوى، تدوين و ويرايش: آقاى اكبر اسدى
3- خودشناسى براى خودسازى، محمد تقى مصباح يزدى
معناى مطالعه اين كتب عمل كردن به آن از آغاز تا پايان نيست بلكه براى عمل به دستورالعمل‏هاى اخلاقى ترتيبى لازم است كه بايد با علماى بزرگ اخلاق يا همين نهاد نمايندگى مشورت شود.




چرا خدا شهوت را آفريد؟

چرا خداوند شهوت را در انسان قرار داد و چرا حالا كه آن را قرار داده است نمي توانيم آن را اعمال كنيم؟
 
 

در پاسخ به مطالب ذيل توجه كنيد :


1-همه نيروها و نيازهايي كه از طرف خداوند به طور طبيعي در وجود انسان قرار داده به جا و مثبت و مطلوب است و فقدان هر كدام زندگي انسان را دچار اختلال و مشكلات فراواني مي سازد .
2- شهوت جنسي براي تداوم نسل انسان و قوام بخشيدن و استمرارحيات انسان لازم و ضروري است و بدون آن حيات بشري و اجتماع انساني بقا و دوامي ندارد . اين نيرو اگر در جا و محل مناسب خود و در حوزه دستورات دين و شرع به كار گرفته شود مفيد و آرامبخش و لذت افرين است و اگر از كنترل خارج گردد و از به طور نامشروع و غلط استفاده شود موجب ناهنجاري هاي رواني و روحي فراوان فردي و اجتماعي و فرهنگي و عامل كيفر و عذاب اخروي است .
3- نيروي شهوت و گرايش جنسي از امور و گرايشات طبيعي در وجود بشر است، كه اصطلاحاً «غريزه جنسي» ناميده مي‌شود. اما برخي از دانشمندان به كاربردن «غريزه» را در مورد انسان نادرست مي‌داند زيرا غريزه شامل ويژگي‌هايي است كه در مورد انسان صادق نيستند. رفتارهاي غريزي رفتارهاي ارثي و خودكار هستند كه يادگيري در آن تاثير ندارد و تحت تاثير ژن‌ها بروز مي‌كنند، اين رفتارها تغيير ناپذيراند و در تمام افراد يك نوع يكسان بروز مي‌كنند.
به طور مثال تمام افراد يك نوع پرنده در زمان خاص و به شكل خاص رفتاري را انجام مي‌دهند مثلا لانه سازي مي‌كنند كه يادگيري در آن تاثير ندارد. اما گرايش جنسي در انسان يك ميل انگيزشي است كه يادگيري در آن نقش دارد، تحت تاثير نگرش‌ها، پيش‌بيني‌ها و انتظارات شخص است، باورها، تصورات، فرهنگ و جامعه در آن اثر دارد پس نمي‌توان آن را غريزي دانست بلكه يك گرايش انگيزشي است1.
2- اسلام بسيار به مسأله ازدواج اهميت داده و راه‌ قانوني براي برطرف كردن نياز جنسي در اختيار بشر قرار داده است و مردم را به رفتن از اين راه سفارش نموده، و عزلت گزيني و سركوب كامل غريزه جنسي را محكوم كرده است.
دليل اين امر هم تا حدودي روشن است زيرا علاوه بر اينكه بقاي نسل بشر بر ازدواج مبتني است، ترك كامل اعمال جنسي بيماري‌هاي روحي و رواني را در پي دارد و به افسردگي و دلسردي انسان در زندگي منجر مي‌شود2.
4- آن چه از نظر اسلام مهم است كنترل رفتارهاي جنسي خارج از چارچوب ازدواج است . ما معمولا در مورد همه رفتارهاي جنسي كه خارج از چارچوب ازدواج صورت مي‌گيرد، يك عنوان كلي به كار مي‌بريم كه بر گرفته از شرع است و آن «شهوت گرايي» است. هر چند اصطلاح شهوت دو معناي عام و خاص دارد3. شهوت به معناي عام به هر نوع تمايل گفته مي‌شود ولي شهوت به معناي خاص به تمايل جنسي گفته مي‌شود. اضافه كردن پسوند «گرايي» به شهوت نشان دهنده تمايل زياد انسان به اين نياز است.
4- «شهوت‌گرايي» يعني انجام رفتارهاي جنسي خارج از چارچوب ازدواج شرعي و عرفي، پيامدها و اثرات منفي زيادي دارد كه در زير به بيان برخي از آنها مي‌پردازيم:
الف- كاهش عقل
شهوت گرايي عقل انسان را كم مي‌كند، در حاليكه تمايز انسان از حيوانات به عقل اوست. دنياي امروز را نيز جهان حاكميت عقل خوانده‌اند. بنابر اين اگر شهوت‌گرايي و رفتارهاي جنسي عقل انسان را ضعيف كند خسارت بزرگي به او مي‌زند. در اينجا دو سئوال مطرح مي‌شود:
1ـ چه كسي گفته شهوت عقل انسان را كم مي‌كند؟
2ـ چگونه شهوت‌گرايي عقل انسان را كم مي‌كند؟ چه اتفاق مي‌افتد كه با پيروي از غريزه جنسي عقل انسان كم مي‌شود؟
پاسخ به سئوال اول را در قالب سخنان بزرگان دين مي‌توان جستجو كرد. بي‌ترديد سخنان بزرگان دين براي خوانندگان اين مقاله كه ديندار هستند قانع كننده است. روايات متعددي نشان ‌مي‌دهند كه شهوت‌گرايي باعث كمبود عقل يا ضعف عقل انسان مي‌گردد.
حضرت علي (ع) در باره مذمت فرد شهوت ران فرمود:
«قد خرقت الشهوات عقله و أماتت قلبه و ولهت عليها نفسه4»
شهوت‌ها پرده عقل او را پاره كرده و دل او را ميرانده است روانش سرگردان و متحير گشته است. «من لم يملك شهوته لم يملك عقله5»
كسي‌كه نتواند شهوت خود را مهار كند و مالك آن گردد، كنترل خود بر عقل خويش را نيز از دست خواهد داد. از ديدگاه امام علي‌(ع) عقل و شهوت در مقابل هم قرار دارند و متضاد هستند بنابراين با تسلط شهوت بر وجود انسان عقل او ضعيف خواهد گشت و همچنين با نيرو گرفتن عقل در انسان شهوت در او رو به ضعف و كاهش خواهد گذاشت:
«العقل و الشهوة ضدان و مؤيد العقل العلم و مزين الشهوة الهوي و النفس متنازعة بينهما فايهما قهر كانت في جانبه6»
يعني عقل و شهوت ضد هم هستند علم پشتيبان عقل و هوس حمايت‌گر شهوت است و نفس در حالت كشمكش بين انتخاب عقل و شهوت است هر كدام از شهوت و عقل غلبه كند روان انسان نيز در آن سو قرار خواهد گرفت يعني به سمت خواسته‌هاي يكي از آنها حركت خواهد كرد. در ادامه همين سخن مي‌گويد:
«ذهاب العقل بين الهوي و الشهوة7» از بين رفتن عقل در اثر هوس‌راني و شهوت‌گرايي رخ مي‌دهد.
علماي اخلاق اسلامي نيز به اين واقعيت اشاره كرده‌اند؛ ملا احمد نراقي (ره) مي‌فرمايد: «عقل كه كارفرماي مملكت بدن است به واسطه شهوت مقهور و منكوب مي‌گردد8» امام خميني (ره) به عنوان يك عالم اخلاق، حكيم و عارف نيز به اين واقعيت اشاره كرده است: «كدورت و ظلمت هواي نفس تمام انوار عقل و ايمان را خاموش كند9» گرچه امام خميني در اين كلام تعبير هواي نفس را به كار برده است ولي شهوت‌گرايي نيز نوعي از پيروي هواي نفس است.
تا اينجا به سئوال اول پاسخ داده‌‌ايم كه چه كس يا كساني گفته كه شهوت‌راني يا پيروي زياد از غريزه جنسي عقل را كاهش مي‌دهد.
اما پاسخ به سئوال دوم كه چگونه شهوت گرايي عقل را ضعيف مي‌كند؟
منظور از ضعيف شدن عقل نمي‌تواند معاني زير باشد:
ـ «هركس شهوت راني كرد، عقلش ضعيف شود مثلا خل يا ديوانه مي‌شود». اين معنا نمي‌تواند منظور باشد زيرا خيلي از افراد شهوت ران خيلي هم با هوش و زرنگ هستند.
ـ «هركس پيرو شهوت شد، ديگر نمي‌تواند طرح و نقشه بريزد». اين معنا نيز نمي‌تواند مورد نظر باشد زيرا بسياري از افراد پيرو شهوت خيلي طرح‌ها و نقشه‌هاي پيچيده براي به دست آوردن لذت جنسي مي‌كشند و پياده مي‌كنند.
ـ «هر كس شهوت راني كرد نمي‌تواند مسائل عقلي را حل كند مثلا نمي‌تواند مسأله‌هاي رياضي را حل كند» اين معنا نيز نمي‌تواند منظور باشد زيرا دانشجويان علوم رياضي و عقلي مبتلا به شهوت‌راني، مسائل نظري و عقلي خود را نيز خوب حل مي‌كنند.
همچنين اگر كسي به غريزه جنسي رو آورد اينگونه نيست كه ديگر ذهنش نتواند مطالب را به خاطر بسپارد. اين هم نمي‌تواند منظور باشد.
پس منظور از ضعف عقل كه شهوت باعث آن مي‌شود چيست؟
براي اينكه بفهميم چگونه شهوت‌راني عقل را ضعيف مي‌كند، نخست بدانيم منظور از عقل در آموزه‌هاي ديني چيست سپس ضعف و ناتواني آن را درك كنيم.
معناي اول كاهش عقل
در حديثي از ابي عبد الله (ع) آمده است كه فرمود:
« قال قلت له ماالعقل قال ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان، قال قلت فالذي كان في معاويه فقال تلك النكراء تلك الشيطنه و هي شبيهه بالعقل و ليست بالعقل10»
عقل آن است كه خداوند در سايه آن عبادت شده و بهشت به وسيله آن كسب شود، راوي مي‌گويد پس آنچه كه در اختيار معاويه بود چيست؟ امام مي‌فرمايد «نكراء» است يعني بدل عقل است يعني در واقع شيطنت و در ظاهر شبيه به عقل است ولي در واقع عقل نيست. شهوت راني، عقل از سنخ عقل معاويه را ضعيف نمي‌كند اگر مي‌كرد مال معاويه هم ضعيف مي‌شد.
پس در واقع آنچيزي را كه شهوت راني ضعيف مي‌كند يك نيروي تفكر منطقي است كه انسان را به سعادت نزديك مي‌كند. افرادي كه خداوند را پرستش مي‌كنند اينگونه عقل دارند كه با خود مي‌انديشند كه اين جهان بسيار پيچيده و پر رمز و راز حتما سازنده و خالقي دارد، و گرنه ممكن نبود ساختمان گياهان، جانداران، حيوانات و انسان اين قدر با سازماندهي پيچيده ساخته شود به طوري كه تنها در مغز انسان بيست و پنج ميليارد سلول مغزي براي انجام كارهاي مختلف وجود دارد11 و يگ گياه براي رشد خود به آب، خاك، هوا (اكسيژن)و نور خورشيد نياز دارد كه اين امر نظم و سازماندهي بين عناصر مختلف در زمين را نياز دارد و اين نشان دهنده خالق مقتدر واحد است. چنين سازنده قابل تقدير و ستايش است. زيرا اگر انساني يك دستگاه الكتريكي خيلي پيچيده بسازد چگونه ما همه از او تعريف و تمجيد مي‌كنيم و حرف او به سر زبان‌ها مي‌افتد. خداوندي كه ميلياردها دستگاه پيچيده ساخته است چرا او را تعريف نكنيم از او تمجيد نكنيم. تعريف و تمجيد از او همان عبادت و ستايش پروردگار است.
فردي كه به شهوت راني مي‌پردازد چنين طرز تفكري در او ضعيف مي‌شود و اين به معناي ضعف عقل معنوي اوست. زيرا چنين فردي مدام به اين مي‌انديشد كه انرژي جنسي‌اش را چگونه تخليه كند، چگونه و از چه طريقي به جنس مخالف مورد نظر خويش دست يابد و غريزه جنسي خود را چگونه ارضاء كند. در واقع ضعيف شدن عقل به اين معناست كه فرد شهوت‌ران فكر و ذكرش به دنبال شهوت مي‌رود. به مرور زمان تصورات، خيالپردازي‌ها، داستان‌ها، صحبت‌ها، رفتار و نگاهش به مسايل جنسي منحصر مي‌شود و نيروي عقلش از فعاليت اصلي خود باز مي‌ماند.
معناي دوم كاهش عقل
عقل در منابع اسلامي به عنوان تشخيص دهنده خوبي وبدي (حسن و قبح) نيز مطرح شده است. فرد عاقل خوب و بد را تشخيص مي‌دهد. خوب يعني چيزي كه مصلحت و سعادت آينده دور و نزديك فرد را تامين كند، بد يعني چيزي كه به مصالح آينده زندگي فرد ضرر وارد سازد. اين قانون كلي عقلي است. اما در مقام عمل هر فرد در موقعيت‌هاي مختلف زندگي بايد خودش با عقل خودش تشخيص دهد كه چه كار مصلحت آينده او را تامين مي‌كند و چه كاري به سعادت او در آينده ضرر مي‌زند.
فرد شهوت‌ران چنين قوه تشخيص را از دست مي‌دهد. زيرا عقل كه ابزار تشخيص است آزاد نيست و نمي‌تواند آزادانه فعاليت كند. بلكه اسير است فرمانش در اختيار شهوت قرار گرفته است. بنابراين به كاري رو مي‌آورد كه بيشتر شهوت‌ و نياز جنسي را بر آورده سازد. ذهني كه درگير شهوت باشد به جاي پرداختن به هدف زندگي و برنامه‌هاي مفيد زندگي خود، بيشتر در صدد ارضاي اين گرايش است. لذا خوبي‌ها و بدي‌ها از نظر او مخلوط مي‌شود. در جايي كه ديگران به همسر پاك و عفيف تمايل دارد، او به افراد بي‌باك و آلوده تمايل پيدا مي‌كند. به جاي اينكه افراد درست كار و پاك دامن را دوست باشد، به افراد آلوده و منحرف جنسي علاقه پيدا مي‌كند. اينها نشانه‌هاي از نداشتن قوه تشخيص خوب و بد است. و اين همان ضعف و كاهش عقل است.
ب- ضعف اراده
شهوت راني اراده انسان را ضعيف مي‌كند. براي فهم اين مطلب، نخست بايد بدانيم اراده چيست. منظور از اراده در اينجا به معناي تصميم و عزم است12 بنابراين انسان با اراده كسي است كه با سنجش جوانب كار و بررسي نقاط مثبت و منفي يك عمل تصميم مي‌گيرد كه آن را انجام دهد و در راه انجام آن هيچ چيزي مانعي او نمي‌شود. ولي انساني كه اراده ضعيف دارد امروز تصميم مي‌گيرد كه فردا فلان كار را انجام دهد ولي وقتي زمان عمل مي‌رسد سستي دامنگير او شده به بهانه‌هاي مختلف از انجام آن سر باز مي‌زند. دانشمندان در تعريف اراده مي‌گويند: «اراده عبارت است از قدرت و قوه دروني كه انسان مختاري را به كار معيني وادار مي‌كند لذا اعمال ارادي آن دسته اعمال هستند كه پس از تامل و تفكر براي غرض معين و معلومي به اختيار از انسان صادر مي‌شود13».
با توجه به اين بيان اراده براي انسان خيلي مهم است. امام خميني از اساتيد خود اين مسأله را بيان مي‌كند كه انسانيت انسان به اراده اوست و هر كس به هر درجه‌اي كه از اراده برخوردار باشد، به همان ميزان انسان است: «بعضي از مشايخ ما مي‌گويند: عزم جوهره انسانيت است و ميزان امتياز انسان است و تفاوت درجات انسان به تفاوت درجات عزم است14».
شهوت گرايي اراده را از انسان سلب مي‌كند و فرد شهوت‌گرا آن جديت و تصميم در انجام كارها را از دست مي‌دهد، كارهايش به تاخير مي‌افتد، همواره با مقداري زيادي از كارهاي عقب افتاده سر و كار دارد، بارها تصميم مي‌گيرد كه كارهايي بخصوصي را انجام دهد ولي در موقع عمل از نظر روحي و رواني حال و توان ندارد كه آن را انجام دهد. لذا فرصت‌هاي زيادي را در زندگي از دست مي‌دهد. در زندگي موفق نيست. بي‌حال و بي‌انرژي است. اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايد:
«من قوي هواه ضعف عزمه15»
هركس هوا و هوسش (شهوت) زياد شد اراده و عزمش ضعيف مي‌شود. در جاي ديگر مي‌فرمايد:
«ما رفع امرءا كهمته، و لا وضعه كشهوته16»
هيچ چيزي به اندازه همت و اراده فرد او را بالا نمي‌برد و هيچ چيزي مانند شهوت كسي را زمين نمي‌زند. پس شهوت بر خلاف همت و اراده در فرد عمل مي‌كند. امام خميني نيز به اين واقعيت اشاره دارد: «جرئت بر معاصي كم كم انسان را بي‌عزم مي‌كند و اين جوهر شريف را از انسان مي‌ربايد، گوش كردن به تغنيات سلب اراده و عزم از انسان كند17».
ج- مشكلات روحي و رواني
فردي كه شهوت گراست ممكن است در ابتداي كار از نظر رواني سالم باشد ولي مدتي كه در پي ارضاي غريزه جنسي افتاد، هم و غمش ارضاي اين غريزه شد، مشكلات روحي و رواني پيدا مي‌كند. اصولا از آنجا كه انرژي جنسي با هورمون‌هاي مغزي انسان سر و كار دارد تا جايي كه برخي فيزيولوژيست‌ها (اشميت) برخي از هورمون‌ها را اساس رفتار جنسي انسان مي‌داند18
از سوي ديگر بسياري از غدد درون ريز رابطه تنگاتنگ با اعصاب و روان انسان دارد مثلا هيپوتالاموس و هيپوفيز به عنوان دو بخش كليدي از مغز انسان را مي‌توان مهمترين غدد درون ريز بدن دانست19 بنابراين اختلال در كنش و عملكرد هورمون‌ها مي‌تواند اعصاب و روان فرد را تحت تاثير قرار داده و باعث اختلال در آنها گردد. پژوهش‌هاي ميداني نيز حاكي از آن است كه «افراط در توجه به غريزه جنسي نه تنها آثار سوء اجتماعي بر جاي مي‌گذارد، بلكه گذران زندگي انسان را از حالت طبيعي خارج ساخته و بر روح و جسم انسان اثري مخرب خواهد داشت20».
كساني كه شهوت‌گرا هستند، در واقع مدام به دنبال لذت هستند تا زماني كه به لذت جنسي نائل مي‌شوند ممكن است برايشان خوش بگذرد اما مشكل از آنجا ناشي مي‌شود كه انسان همواره به خواسته‌هاي جنسي دست‌رسي ندارد در اين صورت دچار شكست، ناكامي و سرخوردگي مي‌شود. آنان جامعه، قانون، علماي دين و صدها مسائل ديگر را مانع رسيدن به خواسته‌هاي جنسي خود مي‌دانند در نتيجه با همه در مي‌افتد به قانون و هنجارهاي اجتماعي و رهبران جامعه فحش و ناسازا بار مي‌كند و تداوم اين وضعيت آنان را دچار مشكل رواني مي‌كند. عقده‌اي مي‌شوند، دچار افسردگي مي‌گردند، بي‌بند و بار گشته و از مسير سلامت خارج مي‌شوند.
اين واقعيت كه شهوت‌گرايي به سلامت روان فرد آسيب مي‌زند نه تنها در پژوهش‌هاي امروزي مطرح شده است بلكه آموزه‌هاي ديني اسلام نيز به اين واقعيت اشاره دارند. امام علي (ع) مي‌فرمايد:
«قرين الشهوة مريض النفس معلول العقل‏21».
كسي كه مدام با شهوت همنشين شود و به دنبال شهوت باشد، روان بيمار و عقل مريض دارد. در جاي ديگر آن حضرت مي‌فرمايد: «من غلبت عليه شهوته لم تسلم نفسه22» كسي شهوت بر او غلبه نمايد روان سالمي ندارد. ملا احمد نراقي مي‌فرمايد: «هركه منقاد اين شهوت گردد... و بسا باشد كه دماغ او مختل و عقل او فاسد گردد23». بنابر اين رفتن در وادي تمايل جنسي و مدام به دنبال ارضاي غريزه جنسي اين اثر مخرب را بر روح و روان فرد بر جاي مي‌گذارد.
د- بيماري جسمي
يكي ديگر از پيامدهاي شهوت‌گرايي اين است كه فرد شهوت‌گرا به بيماري‌هاي جسمي مبتلا مي‌شوند اين بيماري‌ها از چند طريق به وجود مي‌آيند:
نخستين نوع بيماري‌هاي جسمي آنهايي هستند كه از طريق مقاربت‌هاي نا سالم رخ مي‌دهند. بيماري‌هاي نظير ايدز، سفليس و سوزاك. تا سال 1990 در آمريكا 139000 صد و سي و نه هزار مبتلا به ايدز شناسايي شده است تخمين زده مي‌شود كه در آمريكا تا تاريخ فوق حدود يك و نيم ميليون نفر آلوده به اين ويروس باشد. بر اساس آمار 60 در صد اين آلودگي از طريق روابط جنسي ناسالم رخ داده است24.
نوعي ديگر، بيماري‌هاي است كه از خود ارضايي ناشي مي‌شوند؛ كمبود ديد، اشكال در مشيميه چشم، ضعف بدني و سپس گرفتار شدن به بيماري‌هاي مختلف، ضعف حافظه، اختلال مغزي، لاغري، انزال زودرس، انزال ديررس، كوچك شدن بيضه‌ها، سرگيجه، تنگي نفس، خرابي اشتها، مشكل هضم، ماليخوليا (افسردگي» و گوشه گيري و... مشكلاتي است كه افراد مبتلا به خود ارضايي به آنها گرفتار مي‌شوند25.
نوع سوم بيماري‌ها از افراط در انجام عمل جنسي هر چند از طريق حلال رخ مي‌دهد. زيرا فردي كه در عمل جنسي افراط مي‌ورزد، تمام انرژي و توان جسمي خود را صرف اين كار مي‌كند و جسمش ناتوان گشته و در برابر بيماري‌هاي مختلف آسيب‌پذير مي‌گردد.
ممكن است خوانندگان اين مقاله به ذهنشان بيايد كه مشكلات فوق براي كساني است كه عمل جنسي نامشروع دارند، اما نگاه كردن به فيلم‌ها و عكس‌ها اين عواقب را در پي ندارد.!! پاسخ آنان اين است كه عكس‌ها و فيلم‌ها غريزه جنسي را در انسان فعال مي‌سازد انسان را تحريك مي‌كند و به وجد مي‌آورد و اين تحريكات روز به روز روي هم انباشته مي‌شود و نياز به ارضا پيدا مي‌كند ارضاي اين تحريكات اغلب مشكل ساز است وقتي انسان زياد تحريك مي‌شود، براي ارضاي آن يا دست به خود ارضايي مي‌زند يا دنبال جنس مخالف مي‌گردد كه خود را ارضاء كند لذا آن پيامدهاي شوم دامنگيرش مي‌شود.
ه- مشكلات خانوادگي
كساني كه قبل از ازدواج فيلم‌هاي مبتذل يا عكس‌هاي سكسي مشاهده مي‌كنند، معمولا بعد از ازدواج با همسر خود نمي‌تواند رابطه جنسي رضايت بخش داشته باشد و معمولا از همسر خود در مسائل جنسي راضي نيست26.
اين نارضايتي مي‌تواند به دو دليل رواني و معنوي باشد؛ از نظر رواني فردي كه عكس‌هاي جنس مخالف با قيافه‌هاي جذاب و شيك و متنوع مي‌بيند و زماني كه با همسر خود مي‌خواهد ارتباط جنسي بر قرار كند ناگزير و به طور ناخود آگاه مقايسه انجام مي‌دهد و مي‌بيند كه حتي برخي از ويژگي‌هايي را كه در عكس‌ها و فيلم‌هاي مختلف مشاهده كرده ندارد، خود به خود از نظر رواني دچار مشكل مي‌شود و علاقه‌اش با شريك زندگي‌اش كم مي‌شود و در ارتباط با او كمتر احساس لذت مي‌كند و آهسته آهسته دچار مشكلات خانوادگي مي‌شود.
همچنين ممكن است در اين فيلم‌ها و تصاوير كارها و حركات جنسي را مشاهده كند و از همسر خودش انتظار داشته باشد كه آن كارها را براي او انجام دهد. اما همسرش ممكن است اين انتظار را بر آورده نسازد و در نتيجه دچار مشكل شود.
از نگاه معنوي نيز گناه جنسي و ارتباطات نامشروع بر روي زندگي خانوادگي اثر نامطلوب مي‌گذارد.
و- اعتياد و وابستگي رواني
كساني كه دنبال شهوت هستند و دنبال نگاه كردن فيلم‌ها، عكس‌ها، و نگاه كردن به نامحرم يا دچار عمل جنسي با غير همسر خود هستند، در زندگي جنسي خود قانع نمي‌شوند. اين افراد مدام دنبال عكس‌هاي جديد، فيلم‌هاي تازه و افراد منحرف جنسي نو مي‌گردند. افرادي كه در سايت‌هاي اينترنت دنبال عكس و فيلم هستند هرچند ممكن است عكس و فيلم‌هاي را كه قبلا مشاهده كرده‌اند به نظرشان تحريك كننده و جالب نباشد اما مدام دنبال تازه‌ترين و جديد‌ترين آنها مي‌گردند و آدرس‌هاي جديد اينترنت را دنبال مي‌كنند، كساني كه در موبايل خود عكس و فيلم سكسي دارد مدام چشمش به تلفن‌هاي ديگران است كه از آنها عكس و فيلم تازه بگيرد و اين امر به صورت وابستگي رواني يا نوعي اعتياد جنسي در مي‌آيد كه چيزي شبيه اعتياد به مواد مخدر است. امام خميني به اين حقيقت اشاره دارد: «خواهش و تمناي نفس به جايي منتهي نشود و اشتهاي آن به آخر نرسد، اگر انسان يك قدم دنبال آن بر دارد، مجبور شود پس از آن چند قدم بر دارد27»
ز- اتلاف عمر و جواني و وقت و پول
كساني كه به شهوت‌گرايي روي مي‌آورند غير از سلامتي و خوشبختي زندگي دو چيز مهم ديگر را نيز از دست مي‌دهند يكي سرمايه عمر و ديگري سرمايه پول. افرادي كه ساعت‌ها وقت خود را در خيابان دنبال چشم‌چراني به هدر مي‌دهند در واقع از سرمايه عمر خود مايه مي‌گذارند، افرادي ساعت‌ها پاي ديدن فيلم‌هاي نا‌مشروع مي‌نشينند، و وقت‌هاي گرانبهاي خود را بيهوده تلف مي‌كنند قطعا از موفقيت و پيشرفت در زندگي باز مي‌مانند. و با اين كار انرژي رواني و تحرك و نشاط خود را نيز از دست مي‌‌دهند.
خلاصه
ارضاي غريزه جنسي از راه ازدواج مشكلات مطرح شده را در پي ندارد مگر اينكه بيش از حد افراط نمايد كه چنين چيزي به ندرت رخ مي‌دهد. اما وارد شدن در شهوات جنسي نا مشروع و گنا آلود پيامدهاي ناگوار زيادي دارد آنچه در بالا بيان شد بخشي از اين مشكلات بود و بيشتر هم جنبه مادي داشت و مربوط به زندگي فعلي و اين دنيايي ما مي‌شد اما در منابع ديني اثرات مخربي كه بر معنويت و انسانيت انسان از طريق شهوت‌هاي حرام و لجام گسيخته وارد مي‌شود زياد است. مثلا انسان شهوت‌ران با معنويت خو نمي‌گيرد، چنين فردي خوار و زليل مي‌شود، گرفتار عذاب جهنم مي‌شود. اعمال نيكش به هدر مي‌رود. به هلاكت و بدبختي مي‌افتد.
5- اكنون اين پرسش مطرح است كه براي كنترل غريزه شهوت در سنّ نوجواني يا جواني چه بايد كرد؟
بي‎ترديد يكي از نيرومندترين غرايز، نيروي شهوت و غريزه جنسي است. اين نيرو كه از ابتداي تولد به صورت نهفته در وجود آدمي به وديعه نهاده شده است. تا زمان بلوغ هم چنان دوران آرام و بي‎تحركي را پشت سر مي‎گذارد، اما به محض شروع دوران نوجواني آرام، آرام زمان بيداري و شكفتگي آن فرا مي‎رسد و رفته رفته تمامي وجود جوان را در برمي‎گيرد و بر تمامي رفتار انسان اثر مي‎گذارد. به همين دليل غريزه جنسي و نيروي شهوت فرد را با مشكلاتي مواجه مي‎سازد. اسلام تنها راه ارضاي غريزه جنسي را ازدواج مي داند چه دايم و چه موقت. و در صورت نبود شرايط ازدواج توصيه به تعديل و كنترل آن تا فراهم شدن موقعيت ازدواج مي كند.
كنترل غريزه امري ممكن و در عين حال پيچيده و دشوار است. و در روايات از آن تعبير به جهاد اكبر مي كنند. بنابراين تا فراهم شدن شرايط و موقعيت ازدواج راهكارهاي زير را جهت كنترل و تعديل غريزه جنسي خود بكار ببنديد:
1. برنامه‎ريزي براي كار مداوم:
جوان از نيروي سرشار و فوق‎العاده‎اي برخوردار است. اين نيرو اگر در زمينه‎هاي ديگر مورد استفاده قرار نگيرد و به صورت مطلوب از آن استفاده نشود، با توجه به شرايط سني جوان در قالب امور جنسي و شهواني ظاهر خواهد شد. اگر جوانان به كار(اعم از كار علمي و تحقيقاتي و غيره) مداوم عادت كنند و نيرو و توان خود را در اين زمينه به مصرف برسانند تا حدودي از انحرافات اخلاقي و شهوت و غريزة جنسي در آنان پيشگيري مي‎شود. كارهاي بدني موجب تعادل جسم و روان مي‎شود. اگر نيك بنگريم افرادي كه به كار مداوم مشغول هستند و نيرو و استعدادشان در زمينه‎هاي مثبت و سالم به كار مي‎اندازند، كمتر دچار انحرافات اخلاقي و بحران‎هاي روحي مي‎شوند. كار موجب مي‎شود نيرو و انرژي جوان قبل از آن كه به چربي‎هاي اضافي تبديل گردد و اختلالاتي در ساز و كار اندام‎هاي بدن ايجاد گردد، از طريق سوخت و ساز مفيد و سالم به مصرف برسد.
2. دوري از محيط‎ هاي آلوده و ناسالم:
يكي از علل و عوامل انحرافات جنسي و به طور كل انحرافات اخلاقي، محيط آلوده و محرك‎هاي شهواني است. محيط از طريق وارد نمودن عناصر محرك در گرايش‎هاي انحرافي، منجر به طغيان غريزه جنسي در جوان مي‎شود. مسايلي از قبيل بدحجابي، بي‎حجابي، روابط ناسالم و آزاد دختر و پسر، سريال‎هاي تلويزيوني و فيلم‎هاي خارجي و هم‎چنين استفاده نادرست از اينترنت در تحريك شهوت و غريزه جنسي جوان مؤثر است. اگر واقعاً‌ مي‎خواهيد از جواني‎تان به خوبي استفاده كنيد و در راه درست و سالم گام برداريد، سعي كنيد از محيط‎هاي آلوده و ديدن عوامل تحريك كننده، جدّاً پرهيز نماييد.
3. استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت:
يكي از زمينه‎هاي پيدايش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفاده نادرست آنها از اوقات فراغت است. اوقات فراغت طولاني و بي‎برنامه جوانان را عاصي و سرگردان مي‎كند. آنها به تدريج سرخورده و مأيوس مي‎شوند و در نتيجه به دنياي درون خويش پناه مي‎برند و در كُنج خلوت و انزوا راهي براي مشغوليت خود مي‎جويند.بنابراين براي تمام اوقات شبانه روزي خود برنامه منظمي تنظيم كنيد. و به هيچ وجه از آن تخلف نكنيد.
4. پيشگيري از روابط ناسالم:

جواناني كه روابط نامطلوب و ناسالم دارند و با افراد منحرف و بي‎بندوبار دوست و رفيق هستند، كم‎كم به انحرافات كشيده مي‎شوند و تحت تأثير امور شهواني قرار مي‎گيرند. نفوذپذيري نوجوانان از دوستان و همسالان بيش از ساير گروه‎ها است. در سنين بلوغ صحبت‎هاي آهسته و در گوشي بين نوجوانان بيشتر مي‎شود و محور اين گفتگوها، غالباً پيرامون مسايل جنسي و امور شهواني است كه به صورت مخفيانه و به دور از انظار بزرگترها طرح مي‎شود. براي پيشگيري از انحرافات اخلاقي سعي كنيد از دوستي‎هاي آلوده و مشكوك جداً‌ پرهيز نموده و با افراد سالم و مذهبي ارتباط برقرار نماييد.
5. پرورش تقوا و معنويت در وجود خويش:
همه آنچه بيان شد، به نحوي مي‎توانند در پيشگيري از انحرافات اخلاقي و طغيان شهوت و غريزه جنسي نقش داشته باشند، اما آن چه بيش از همه ضروري است و به صورت زيربنايي در شخصيت و رفتار نوجوان مؤثر است. پرورش معنويت و تقويت ايمان و تقواي الهي است. ما در عصري زندگي مي‎كنيم كه جهان به شدت در ماديات فرو رفته و يك سره غرق در جاذبه‎هاي نفساني و امور شهواني گرديده است. در شرايط كنوني،‌خلأ عظيم و هولناكي از اخلاق و معنويت پديد آمده و تمامي مشكلات انسان‎ها نيز از همين جا ناشي شده است.
اگر با تقويت ايمان و نيروي اراده، باورها و اعتقادات نوجوانان تقويت گردند، بدون شك بخشي از مشكلات آنان به ويژه در زمينه مسايل اخلاقي و شهوت و غريزه جنسي درمان مي‎شود.
اگر نوجوان از ته دل باور نمود كه تمام اعمال و رفتار او را خدا مي‎بيند و بر اساس عملكرد افراد به آنها پاداش مي‎دهد و اساساً سعادت و خوشبختي انسان به دست خودش مي‎باشد، در اين صورت احتمال اينكه مرتكب گناه نشود بسيار زياد است.
يقين داشته باشيد، تا زماني كه نيروي ايمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقويت نگردد، هيچ ضمانتي از شهوت و انحرافات اخلاقي وجود ندارد. به خصوص در وضعيت كنوني كه عوامل تحريك كننده بسيار زياد است. بنابراين قبل از هر چيز سعي كنيد نيروي ايمان و تقوا را در وجود خويش بارور كنيد. اگر فكر و ذهن شما متوجه خدا باشد و هميشه نماز خود را اول وقت انجام دهيد، خداوند شما را ياري مي‎كند تا از هر گناهي مصون بمانيد و تحت تأثير شهوت و غريزه جنسي قرار نگيريد. خداوند در قرآن مي‎فرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنكر»[6] به درستي كه نماز انسان را از هرگونه آلودگي و عمل زشت و گناه دور نگه مي‎دارد. نماز واقعي نه تنها والاترين عامل كنترل شهوت و دفاع در برابر هجوم انحرافات اخلاقي تلقي مي‎شود، بلكه عامل تهاجمي عليه انحرافات و شهوت‎ها نيز محسوب مي‎گردد.
6- تسهيل و تسريع در امر ازدواج:
علاوه بر آن كه نوجوان سعي در كنترل شهوت و غريزه جنسي مي‎كند، بايد براي ازدواج كه يگانه راه درست ارضاي غريزه جنسي مي‎باشد، نيز اقدام كند. از 18 سالگي به بعد شما مي‎توانيد جداً به فكر ازدواج باشيد و اگر شرايط را مساعد مي‎بينيد، از همين حالا مقدمات آن را فراهم كنيد.
اميد است با رعايت اين نكات و به خصوص توجه به تقوا و نماز بتوانيد غريزه جنسي و حس شهوت را در خويش كنترل و مهار نماييد و زماني كه فرصت مناسب براي ازدواج فراهم گرديد، به ازدواج اقدام كنيدموفق باشيد.
منبع:http://www.askdin.com/showthread.php

پي نوشتها:
1- محمدكريم خداپناهي، روان‌شناسي فيزيولوژيك، انتشارات سمت، چاپ اول، 1380، تهران، ص264.
2 - محمد حسن حائري شيرازي، فرهنگ تفريح جنسي در اسلام، ۱۹ فروردين ۱۳۸۶، www.alef.ir/content/view/7378/ - 502k -).
3 ـ همان، ص2.
4 - عبدالواحد تميمي آمدي، غرر الحكم و دررالكلم، انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم، 1366، قم. شماره 6984.
5 - همان، شماره 6950.
6 - محدث نوري، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، 1408 هجري قمري، قم، ج 11،ص211.
7 - محدث نوري، مستدرك الوسائل، همان .
8 - ملا احمد نراقي، معراج السعاده، انتشارات طوباي محبت، چاپ اول، 1385، قم، ص262.
9 - روح الله موسوي خميني، شرح اربعين حديث، انتشارات نشر آثار امام خميني، چاپ سوم، 1372، تهران، ص169.
10 - ثقه الاسلام كليني، اصول كافي كتاب العقل و الجهل، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، چاپ اول، تهران، ج1، باب 11، ص10.
11 - محمدكريم خداپناهي، روان‌شناسي فيزيولوژي، انتشارات سمت، چاپ اول، 1380، تهران، ص47.
12 - امام خميني، اربعين حديث، ص7.
13 - بررسي حقوقي - روان شناختي انگيزه، 1385، www.hoghooghdanan.com/lawblog/article
14 - شرح اربعين حديث، ص7.
15 - غررالحكم و درر الكلم, عبدالواحد آمري, مترجم: محمد علي انصاري, افست تهران, حديث شماره 7039.
16 - غررالحكم و درر الكلم, عبدالواحد آمري، همان، حديث شماره 6968.
17 - شرح اربعين حديث، ص8.
18 - روان‌شناسي فيزيولوژيك، ص272.
19 - علي حائري روحاني، فيزيولوژي اعصاب و غدد، انتشارات سمت، چاپ ششم، 1376، تهران، ص127.
20 - ليلا سادات اسدي، مقاله «خانواده و مطالبات جنسي» چاپ شده در مجموعه‌اي به نام «تقويت نظام خانواده و آسيب شناسي آن»، انتشارات موسسه امام خميني، چاپ اول، 1386، قم، جلد دوم، ص24.
21 - غررالحكم، شماره 6985.
22 - همان، شماره 6988.
23 - معراج السعاده، ص263.
24 _ رابين ديماتئو، روان‌شناسي سلامت، ترجمه گروهي از مترجمين زير نظر كيانوش هاشميان، انتشارات سمت، چاپ اول، 1378، تهران، ج1، ص105.
25 - ناصر مكارم شيرازي، مشكلات جنسي جوانان، انتشارات نسل جوان، چاپ بيست و ششم، 1369، قم، ص142-138.
26 - پرهام، شهوت و گناه جنسي، www.shahvat-zafaf.blogfa.com/post
27- شرح اربعين حديث، ص171.




سه دستور العمل عرفانی از آیت الله علی آقا قاضی رحمه الله

 

سه دستور العمل عرفانی از آیت الله علی آقا قاضی رحمه الله
هدف از خلقت انسان رسیدن به قرب الهی است و این هدف جز با تزکیه و تهذیب نفس به دست نمی آید . خداوند متعال در فرازهای اول سوره شمس به تبیین ضرورت و اهمیت تزکیه و تهذیب نفس پرداخته و بعد از سوگندهای پی در پی و محکم و تاکیدهای فراوان (1) می فرماید: «قد افلح من زکیها وقد خاب من دسیها» (2) ; «به تحقیق کسی که نفس را پاک کند رستگار شود و کسی که آن را تباه کند، بی بهره شود .»
می دانیم که هر چه سوگندهای قرآن در مورد یک مساله، بیشتر و محکم تر باشد، دلیل بر اهمیت و سرنوشت ساز بودن آن مساله است; بنابراین تهذیب نفس جایگاه والایی در زندگی انسان دارد و اگر انسان بخواهد رستگار شود، باید خود را تزکیه کند و گرنه از سعادت و رستگاری محروم می شود .
از سوی دیگر تزکیه بدون داشتن استاد و برنامه و دستورالعمل مشخص، امکان پذیر نیست . داشتن یک استاد، برنامه و دستورالعمل مطمئن و پیروی از آن یک ضرورت است .
امام خمینی رحمه الله می فرماید: «مواظب باشید مبادا پنجاه سال با کد یمین و عرق جبین در حوزه ها جهنم کسب نمایید، به فکر باشید در زمینه تهذیب و تزکیه نفس و اصلاح اخلاق، برنامه تنظیم کنید; استاد اخلاق برای خود معین نمایید . (3) »
آیت آلله قاضی رحمه الله یکی از بزرگان اخلاق بود که دستورالعمل های اخلاقی او می تواند راهگشای ما برای رسیدن به مراحل عالی معنویت باشد .
حضرت امام خمینی رحمه الله درباره او می فرماید: «قاضی، کوهی بود از عظمت و مقام توحید . (4) »
علامه طباطبائی رحمه الله می فرماید: «ما هر چه در این مورد داریم، از مرحوم قاضی داریم . چه آنچه را که در حیاتش از او تعلیم گرفتیم و از محضرش استفاده کردیم، چه طریقی که خودمان داریم، از مرحوم قاضی گرفته ایم . (5) »
آیت الله سید هاشم حداد می فرماید: «از صدر اسلام تا به حال، عارفی به جامعیت مرحوم قاضی نیامده است . (6) »
در این مقاله سه دستور العمل اخلاقی و عرفانی از آیت الله قاضی رحمه الله جمع آوری شده و سعی شده است شواهدی از احوالات آن عارف وارسته متناسب با فقرات مختلف دستور العمل ها در پی نوشت ها آورده شود .
دستور العمل های اخلاقی
دستور العمل اول
آیت الله سید علی قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های نفسانی، به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و سلوک الی الله دستور می دادند روایت عنوان بصری را بنویسند و بدان عمل کنند; یعنی، یک دستور اساسی و مهم، عمل طبق مضمون این وایت بود و علاوه بر این می فرمودند: باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته ای یکی دو بار آن را مطالعه نمایند . این روایت، بسیار مهم است و حاوی مطالب جامعی در بیان کیفیت معاشرت و خلوت و کیفیت و مقدار غذا و کیفیت تحصیل علم و یفیت حلم و مقدار شکیبایی و بردباری و تحمل شدائد در برابر گفتار هرزه گویان و بالاخره مقام عبودیت و تسلیم و رضا و وصول به اعلا ذروه عرفان و قله توحید است . از این رو شاگردان خود را بدون التزام به مضمون این روایت نمی پذیرفتند . (7)
این روایت را «عنوان بصری » از امام صادق علیه السلام نقل می کند که به جهت رعایت اختصار، تنها بخشی از آن را که شامل دستور العمل است، بیان می کنیم:
عنوان بصری می گوید: عرض کردم، ای اباعبدالله! حقیقت عبودیت چیست؟
فرمود: «ثلاثة اشیاء: ان لا یری العبد لنفسه فیما خوله الله ملکا لان العبید لا یکون لهم ملک، یرون المال مال الله یضعونه حیث امرهم الله به ولا یدبر العبد لنفسه تدبیرا وجملة اشتغاله فیما امره تعالی به ونهاه عنه، فاذا لم یر العبد لنفسه فیما خوله الله تعالی ملکا هان علیه الانفاق فیما امره الله تعالی ان ینفق فیه واذا فوض العبد تدبیر نفسه علی مدبره هان علیه مصائب الدنیا واذا اشتغل العبد بما امره الله تعالی ونهاه لا یتفرغ منهما الی المراء والمباهاة مع الناس .
فاذا اکرم الله العبد بهذه الثلاثة هان علیه الدنیا وابلیس والخلق ولا یطلب الدنیا تکاثرا وتفاخرا ولا یطلب ما عند الناس عزا وعلوا ولا یدع ایامه باطلا . فهذا اول درجة التقی . قال الله تبارک وتعالی «تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض ولا فسادا والعاقبة للمتقین » ; (8) [حقیقت عبودیت سه چیز است: این که بنده خدا درباره آنچه که خدا به وی سپرده است، برای خودش ملکیتی نبیند . چرا که بندگان دارای ملک نیستند; مال را مال خدا می دانند و در آن جایی که خداوند ایشان را امر کرده است که بنهند، می گذراند و بنده خدا برای خودش هیچ تدبیری نمی کند و تمام مشغولیت او در مورد چیزی است که خدا به آن امر کرده یا از آن نهی کرده است .
آن گاه که بنده خدا در مورد چیزهایی که خدا به او سپرده است، برای خودش ملکیتی نبیند، انفاق کردن در چیزهایی که خدا به آن امر کرده است، بر او آسان می شود و اگر بنده خدا تدبیر امور خود را به مدبرش بسپارد، مصائب [و مشکلات] دنیا بر او آسان می گردد و زمانی که بنده به امر و نهی خداوند متعال مشغول شود، دیگر مجالی نمی یابد تا از این امر فرصتی برای خودنمایی و تفاخر با مردم پیدا کند .
پس آنگاه که خدا بنده [خود] را به این سه چیز گرامی بدارد، دنیا و ابلیس و خلائق بر او آسان می گردند و برای مال اندوزی و فخر فروشی، دنبال دنیا نمی رود و به جهت عزت و علو [درجه خود] به آنچه در نزد مردم است، چشم نمی دوزد و روزهای خود را به بطالت نمی گذراند . پس این اولین درجه تقوا است . خداوند متعال می فرماید: این سرای آخرت را تنها برای کسانی قرار می دهیم که اراده برتری جویی و فساد در زمین را ندارند و عاقبت برای پرهیزگاران است .»
گفتم یا ابا عبدالله، به من سفارشی بفرما .
فرمود: «اوصیک بتسعة اشیاء فانها وصیتی لمریدی الطریق الی الله تعالی والله اسال ان یوفقک لاستعماله . ثلاثة منها فی ریاضة النفس وثلاثة منها فی الحلم وثلاثة منها فی العلم فاحفظها وایاک والتهاون بها; تو را به نه چیز سفارش می کنم، همانا آن ها وصیت من به اراده کنندگان راه خداوند متعال است و از خدا می خواهم به تو در عمل به آن ها توفیق دهد . سه مورد از آن نه چیز در مورد [تربیت و] ریاضت نفس است و سه مورد از آن ها در مورد حلم [و بردباری] است و سه مورد از آن ها درباره علم [و دانش] است . پس آن ها را به خاطر بسپار و مبادا [در عمل] به آن ها سستی کنی .»
عنوان می گوید: من دلم را برای آن حضرت فارغ نمودم . حضرت فرمود: «اما اللواتی فی الریاضة فایاک ان تاکل ما لا تشتهیه فانه یورث الحماقة والبله ولا تاکل الا عند الجوع واذا اکلت فکل حلالا وسم الله واذکر حدیث الرسول صلی الله علیه و آله: ما ملا آدمی وعاءا شرا من بطنه . فان کان ولابد فثلث لطعامه وثلث لشرابه وثلث لنفسه .
واما اللواتی فی الحلم فمن قال لک «ان قلت واحدة سمعت عشرا» ، فقل: «ان قلت عشرا لم تسمع واحدة » ومن شتمک فقل له «ان کنت صادقا فیما تقول فاسال الله ان یغفر لی وان کنت کاذبا فیما تقول فالله اسال ان یغفر لک » ومن وعدک بالخنی فعده بالنصیحة والرعاء .
واما اللواتی فی العلم فاسال العلماء ما جهلت وایاک ان تسالهم تعنتا وتجربة وایاک ان تعمل برایک شیئا وخذ بالاحتیاط فی جمیع ما تجد الیه سبیلا واهرب من الفتیا هربک من الاسد ولا تجعل رقبتک للناس جسرا .
قم عنی یا ابا عبد الله فقد نصحت لک ولا تفسد علی وردی فانی امرء ضنین بنفسی والسلام علی من اتبع الهدی (9) ; اما آن چیزهایی که در مورد تادیب نفس است: این که مبادا چیزی بخوری که به آن اشتها نداری; چرا که باعث حماقت و نادانی می شود و چیزی مخور مگر آن گاه که گرسنه شوی و آن گاه که خواستی چیزی بخوری از حلال بخور و نام خدا را ببر و حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله را بیاد بیاور [که فرمود: ] آدمی هیچ ظرفی را بدتر از شکمش پر نکرده است . پس اگر ناچار شد، یک سوم [شکمش را] برای غذا، یک سوم برای آب و یک سوم برای نفس کشیدن [اختصاص دهد . ]
اما آن سه مورد که درباره حلم است، پس کسی که به تو بگوید: اگر یک کلمه بگویی، ده تا می شنوی! [به او] بگو: اگر ده کلمه بگویی، یکی هم نمی شنوی! و [اگر] کسی به تو ناسزا بگوید، به او بگو: اگر در آنچه می گویی، راست گو هستی، از خدا می خواهم که مرا ببخشد و اگر در آنچه می گویی، دروغ می گویی، پس از خدا می خواهم از تو درگذرد و اگر کسی به تو وعده فحش دادن داد، به او وعده خیرخواهی و مراعات [حال او را] بده .
و اما آن سه چیزی که در مورد علم است، این که آنچه را نمی دانی از علما بپرس و مبادا که چیزی را از آن ها بپرسی تا آن ها را به لغزش افکنده و آنان را آزمایش کنی و مبادا از روی نظر [و رای] خودت دست به کاری بزنی و در همه مواردی که راه دارد، احتیاط کن و از فتوا دادن فرار کن همانند فرار کردن از شیر درنده و گردن خود را پل عبور برای مردم قرار نده .
ای ابو عبدلله، دیگر از نزد من برخیز; همانا برای تو خیرخواهی [و نصیحت] کردم و [ذکر و] ورد مرا فاسد نکن زیرا که من مردی هستم که نسبت به [گذشت عمر و ساعات زندگی] خودم [حساب دارم و ] نگرانم [از این که مقداری از آن بیهوده تلف شود] و سلام بر کسی باد که هدایت پذیرد .»
دستور العمل دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
بعد حمد الله جل شانه . والصلاة والسلام علی رسوله و آله: حضرت آقا، تمام این خرابی ها که از آن جمله است وسواس و عدم طمانینه، از غفلت است و غفلت کمتر مرتبه اش، غفلت از اوامر الهی است و مراتب دیگر دارد که به آن ها ان شاء الله نمی رسید و سبب تمام غفلات، غفلت از مرگ است و تخیل ماندن در دنیا . پس اگر می خواهید از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن باشید، دائما در فکر مرگ و استعداد لقاء الله تعالی باشید و این است جوهر گرانبها و مفتاح سعادت دنیا و آخرت . پس فکر و ملاحظه نمایید چه چیز شما را از او مانع و مشغول می کند، اگر عاقلی! و به جهت تسهیل این معنی، چند چیز دیگر به سرکار بنویسد بلکه از آن ها استعانتی بجویی:
اول بعد از تصحیح تقلید یا اجتهاد مواظبت تامه به فرایض خمسه و سایر فرایض در احسن اوقات و سعی کردن که روز به روز خشوع و خضوع بیشتر گردد و تسبیح صدیقه طاهره علیها السلام بعد از هر نماز، خواندن آیت الکرسی کذلک و سجده شکر و خواندن سوره «یس » بعد از نماز صبح و «واقعه » در شب ها، و مواظبت بر نوافل لیلیه و قرائت مسبحات (10) در هر شب قبل از خواب و خواندن معوذات در شفع و وتر و استغفار هفتاد مرتبه در آن و ایضا بعد از صلاة عصر و این ذکر را بعد از صلوات صبح و مغرب یا در صباح و عشاء ده دفعه بخوانید: «لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الحمد وله الملک وهو علی کل شی ء قدیر، اعوذ بالله من همزات الشیاطین واعوذ بک ربی ان یحضرون ان الله هو السمیع العلیم; غیر از الله خدایی نیست; یکتاست; شریکی ندارد; ستایش برای اوست; حکومت از آن اوست و او بر هر کاری تواناست . از سر به گوشی های شیطان ها به الله پناه می برم و پناه می برم به تو ای پروردگار من از این که در برم آیند . همانا خدا شنوا و داناست .»
مدتی به این مداومت نمایید بلکه حالی رخ دهد که طالب استقامت (11) شوید، ان شاء الله تعالی (12) .
دستور العمل سوم
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام علی الرسول المبین ووزیره الوصی الامین وابنائهما الخلفاء الراشدین والذریة الطاهرین والخلف الصالح والماء المعین، صلی الله وسلم علیهم اجمعین .
قال عز من قائل: «ومن یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم » (13) ;
«هر کس به خدا تمسک جوید، به راهی راست، هدایت شده است .»
وقال: «فاستقم کما امرت » (14) ; «سپس همان گونه که فرمان یافته ای استقامت کن!»
قال جل جلاله العظیم: «ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة . . .» (15) ; «به یقین کسانی که گفتند: پروردگار ما خداوند یگانه است; سپس استقامت کردند; فرشتگان بر آن ها نازل می شوند . . . .»
برادران عزیزم، خداوند متعال شما را برای طاعتش موفق نماید، هشیار باشید که به ماه های حرام وارد شده ایم، پس چه بزرگ است و تمام نعمت های باری تعالی بر ما! قبل از هر چیز بر ما واجب و لازم است که توبه نماییم با شرایط لازم و نمازهای ویژه، سپس از گناهان کبیره و صغیره به قدر توان دوری نماییم .
پس شب جمعه یا روز شنبه نماز توبه (16) بخوانید - شب جمعه یا روز آن - سپس روز یکشنبه که روز دوم ماه است اعاده کنید آن را .
سپس ملازم باشید به مراقبه صغری و کبری و محاسبه و معاتبه نفس به آنچه شایسته و لازم است . (17) پس همانا در آن یادآوری برای کسی است که اراده دارد متذکر شود یا از خدا بترسد . سپس با دل هایتان به خدا توجه نمایید و مرض هایی که در اثر گناه است، مداوا کنید و به وسیله استغفار، عیب های بزرگتان را کوچک و کم نمایید . از هتک حرمت ها دوری نمایید . پس اگر کسی هتک حرمت نمود، اگر چه خدای کریم بر او هتک نکرده باشد، پس او هتک شده است . کجاست امید نجات برای قلبی که در آن شک و شبهه وارد شده و گرفتار گشته است، چه برسد به این که راه پارسایان در پیش گیرد و با نیکوکاران از آب روان و گوارا بنوشد . والله المستعان علی نفسی وانفسکم وهو خیر معین .
1- شما را سفارش می کنم به این که نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آن ها به جا بیاورید (18) و آن نمازها با نوافل، پنجاه و یک رکعت است، پس اگر نتوانستید چهل و چهار رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آن ها را بجا بیاورید، حداقل نماز اوابین بخوانید [ . نماز اهل انابه و توبه هشت رکعت هنگام زوال است] .
2- اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست و تعجب از کسی است که می خواهد به کمال دست یابد، در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب (19) .
3- بر شما باد به قرائت قرآن کریم در شب و با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن نوشیدنی و شراب مؤمنان است (20) .
4- بر شما باد به التزام به وردهای معمول که در دسترس هر یک از شماهاست و سجده معهوده از 500 مرتبه تا هزار بار .
5- زیارت مشهد اعظم - برای کسی که مجاور آن جاست - در هر روز، و رفتن به مساجد معظمه در حد امکان و همین طور سایر مساجد (21) ، همانا مؤمن در مسجد مانند ماهی در آب است .
6- و بعد از نمازهای واجب، تسبیح فاطمه زهرا علیها السلام ترک نشود، همانا آن از ذکر کبیر به شمار می آید و حداقل در هر مجلسی یک دوره ذکر شود .
7- از آن چیزها که بسیار لازم و با اهمیت است دعا برای فرج حضرت حجت علیه السلام در قنوت نماز وتر است بلکه در هر روز و در همه دعاها .
8- قرائت زیارت جامعه در هر روز جمعه، مقصودم همان زیارت جامعه معروف است .
9- تلاوت قرآن کمتر از یک جزء نباشد (22) .
10- زیاد به دیدار برادران نیک سیرت بروید، چرا که آن ها برادران شما در پیمودن راه و رفیق در مشکلات هستند .
11- زیارت قبرها در روز - یک روز در میان - و به زیارت قبرها در شب نروید (23) [ شاید اگر هر روز به زیارت اهل قبور برویم به شکل عادت در بیاید و تاثیر گذاری آن کمتر باشد] .
ما لنا وللدنیا قد غرتنا وشغلتنا واستهوتنا ولیست لنا، فطوبی لرجال ابدانهم فی الناسوت وقلوبهم فی اللاهوت، اولئک اللاقلون عددا والاکثرون عددا، واستغفر الله (24) .
پی نوشت ها:
1) در این سوره، یازده قسم و سیزده تاکید وجود دارد .
2) شمس/10 و 9 .
3) روح الله الموسوی الخمینی، مبارزه با نفس یا جهاد اکبر، تهران، انتشارات امیر کبیر، 1360، ص 31 .
4) محمد حسین حسینی طهرانی، روح مجرد، تهران، انتشارات حکمت، 1414 ه - ق، ص 285 .
5) صادق حسن زاده، اسوه عارفان، قم، انتشارات آل علی، چاپ پنجم، 1379، ص 71 .
6) روح مجرد، ص 174 .
7) محمد حسین حسینی طهرانی، روح مجرد، تهران، انتشارات حکمت، 1414 ه - ق، ص 175 .
8) . قصص/83 .
9) محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 1، باب 7، آداب طلب العلم و احکامه، ص 225، 226 .
10) علامه طباطبایی فرمودند: سوره های مسبحات که با یسبح و سبح شروع می شود، پنج عدد است:
سوره حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن .
در روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله این پنج سوره را هر شب قبل از خواب می خواندند . از سبب قرائت این سوره ها سؤال کردند; حضرت جواب فرمودند: «در هر یک از این سوره ها آیه ای است که به منزله هزار آیه از قرآن است .»
(محمد حسین، حسینی طهرانی، مهر تابان، قم، انتشارات باقرالعلوم علیه السلام، صص 157- 156) .
«علامه طباطبایی فرمودند: «مرحوم قاضی اول دستوری که می دادند، ذکر یونسی بود و دیگر مسبحات است که هر شب تلاوت شود .
فرمودند: در خبر مسبحات خمس است که سوره اعلی را ندارد و ما این حدیث را به مرحوم قاضی عرضه داشتیم و ایشان با وجود این، سخت مصر بودند که مسبحات قرائت شود . زیرا خودش هم چیزهایی می دانست که از استادان سینه به سینه اخذ کرده بود .»
(حسن، حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، قم، مرکز نشر فرهنگی رجاء، چاپ دوم، 1356، صص 5- 6) .
11) علامه حسن زاده آملی: مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی در طبقات اعلام شیعه در مورد آیت الله قاضی نوشته است: «فرایته مستقیما فی سیرته » کلمه ای بسیار ارزشمند است، چه عمل عمده در سلوک الی الله استقامت است . نزول برکات و فیض های الهی بر اثر استقامت است . «ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة ان لا تخافوا ولا تحزنوا وابشروا بالجنة التی کنتم توعدون .» فصلت/30 .
12) صادق حسن زاده، اسوه عارفان، قم، انتشارات آل علی، چاپ پنجم، 1379، صص 129- 128 .
13) آل عمران/101 .
14) هود/112 .
15) فصلت/30 .
16) این نماز در مفاتیح الجنان، اول اعمال ماه ذی القعده بیان شده است .
17) منظور از مراقبه صغری، محاسبه نفس از جهت صدور گناه و خطا حتی ترک مستحبات و ارتکاب مکروهات است و مراقبه کبری، دوام ذکر، توجه و عدم غفلت در حد امکان می باشد .
18) آیت الله مصباح یزدی فرمودند: «مرحوم علامه [طباطبایی] و [آیت الله العظمی] آقای بهجت از مرحوم آقای قاضی رحمه الله نقل می کردند که ایشان می فرمودند: «اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد، مرا لعن کند! یا می فرمودند: به صورت من تف بیاندازد!»
اول وقت سر عظیمی است، «حافظوا علی الصلواة » خود یک نکته ای است غیر از «اقیموا الصلاة!» این که انسان اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند، فی حد نفسه آثار زیادی دارد ولوحضور قلب هم نباشد .
(محسن، غرویان، در محضر بززگان، قم، نشر نوید اسلام، 1376، ص 99) .
علامه طهرانی می فرماید: دعائی است که در قنوت نمازهای یومیه خوانده می شود، اول فقره آن این است: اللهم ارزقنی حبک وحب ما تحبه وحب من یحبک، والعمل الذی یبلغنی الی حبک واجعل حبک احب الاشیاء الی . آقای قاضی به شاگردان خود سفارش می کردند این دعا را در قنوت نمازهایشان بخوانند .» (اسوه عارفان، ص 77) .
19) علامه طهرانی کیفیت نماز شب خواندن مرحوم سید هاشم حداد را که متخذ از مرحوم آقای قاضی بوده است، چنین نقل می کند: «ایشان اول غروب پس از نماز مغرب، مقدار مختصری شام می خوردند و بعد از نماز عشا می خوابیدند - بعد از ساعتی بیدار شده و پس از وضو، چند رکعت نماز با صدای خوش و آهنگ دلنشین قرآن از سوره ای طویل می خواندند، بعد به حالت تفکر رو به قبله نشسته و بعد می خوابیدند - دوباره بیدار شده و چند رکعت دیگر به همین منوال می خواندند .»
(محمد حسین حسینی طهرانی، روح مجرد، تهران، انتشارات حکمت، 1414 ه - ق، چاپ اول، ص 493) .
20) آیت الله شیخ محمد تقی آملی رحمه الله می فرمود: «من در بحث فقه آیت الله قاضی شرکت می کردم - روزی از ایشان سؤال کردم - آن روز هوا بسیار سرد بود - که ما می خوانیم و می شنویم که عده ای موقع قرائت قرآن جلویشان آفاق باز می شود و غیب و اسرار برای آن ها تجلی می کند - . . در حالی که ما قرآن می خوانیم و چنین اثری نمی بینیم! مرحوم قاضی مدت کوتاهی به چهره من نظر کرد سپس فرمود: بلی! آن ها قرآن کریم را تلاوت می کنند و با شرایط ویژه، رو به قبله می ایستند - . . سرشان پوشیده نیست، کلام الله را با هر دو دستشان بلند می کنند، و با تمام وجودشان به آنچه تلاوت می کنند، توجه دارند و می فهمند جلوی چه کسی ایستاده اند! اما تو قرآن را قرائت می کنی در حالی که تا چانه ات زیر کرسی رفته ای! و قرآن را روی زمین می گذاری و در آن می نگری . . . !» (اسوه عارفان، ص 25) .
21) مرحوم آقای قاضی سفارش می کردند: «در یک مسجد همیشه نماز نخوانید، به مساجد دیگر نیز بروید و هرجا دیدید حال پیدا کردید آن جا نماز بخوانید و هرجا دیدید که حال پیدا نکردید، مکان خود را تغییر دهید و از این مسجد به مسجد دیگر انتقال یابید و خلاصه آن که توقف در یک مکان بی مورد است و باید دائما دنبال حال بود و از هرجا به جای دیگر منتقل شد و هرجا حال بهتر بود آن جا را انتخاب نمود .» (اسوه عارفان، ص 32) .
22) علامه طباطبایی می فرماید: «اکثر افرادی که موفق به نفی خواطر شده و توانسته اند ذهن خود را پاک و صاف نموده و از خواطر مصفا کنند و بالاخره سلطان معرفت برای آنان طلوع نموده است، در یکی از این دو حال بوده است:
اول: در حین تلاوت قرآن مجید و التفات به خواننده آن، که چه کسی در حقیقت قاری قرآن است و در آن وقت برای آنان منکشف می شده است که قاری قرآن خداست - جل جلاله . -
دوم: از راه توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، زیرا آن حضرت را برای رفع حجاب و موانع طریق نسبت به سالکین راه خدا عنایتی عظیم است .
(محمد حسین حسینی طهرانی، رساله لب اللباب، تهران، انتشارات حکمت، ص 159) .
23) آیت الله قاضی رحمه الله «نوعا بین الطلوعین به قبرستان وادی السلام می رفتند، چنانکه در روایت وارده شده که بین الطلوعین به قبرستان بروید .» (اسوه عارفان، ص 139) .
24) اسوه عارفان، صص 139- 134 .




زندگی نامه آیت الله سید علی قاضی

 

ولادت
حاج سید علی آقا قاضی فرزند حاج سید حسین قاضی است. ایشان در سیزدهم ماه ذی الحجة الحرام سال 1282هـ.ق. از بطن دختر حاج میرزا محسن قاضی، در تبریز متولد شد و او را علی نام نهادند، بعد از بلوغ و رشد به تحصیل علوم ادبیه و دینیه مشغول گردید و مدتی در نزد پدر بزرگوار خود و میرزا موسی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی درس خواند.

پدر
پدر ایشان، سید حسین قاضی، انسانی بزرگ و وارسته بود که از شاگردان برجسته آیت الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی بود و از ایشان اجازه اجتهاد داشت. درباره ایشان گفته اند زمانی که قصد داشت سامرا را ترک کند و به زادگاه خویش تبریز باز گردد استادش میرزای شیرازی به وی فرمود در شبانه روز یک ساعت را برای خودت بگذار.
 یک سال بعد چند نفر از تجار تبریز به سامرا مشرف می شوند و با آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی ملاقات می کنند؛ وقتی ایشان احوال شاگرد خویش را جویا می شود، می گویند: « یک ساعتی که شما نصیحت فرموده اید، تمام اوقات ایشان را گرفته، و در شب و روز با خدای خود مراوده دارند. »

تحصیلات
سید علی قاضی از همان ابتدای جوانی تحصیلات خود را نزد پدر بزرگوار سید حسین قاضی و میرزا موسوی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی آغاز کرد. پدرش به علم تفسیر علاقه و رغبت خاص و ید طولایی داشته است، چنانکه سید علی آقا خودش تصریح کرده که تفسیر کشاف را خدمت پدرش خوانده است. همچنین ایشان ادبیات عربی و فارسی را پیش شاعر نامی و دانشمند معروف میرزا محمد تقی تبریزی معروف به «حجة الاسلام» و متخلص به « نیر» خوانده و از ایشان اشعار زیادی به فارسی و عربی نقل می کرد و شعر طنز ایشان را که هزار بیت بود از بر کرده بود و می خواند.

ایشان در سال 1308هـ.ق. در سن 26 سالگی به نجف اشرف مشرف شد و تا آخر عمر آن جا را موطن اصلی خویش قرار داد.آیت الله سید علی آقا قاضی از زمانی که وارد نجف اشرف شد، دیگر از آنجا به هیچ عنوان خارج نشد مگر یک بار برای زیارت مشهد مقدس حدود سال 1330هـ ق به ایران سفر کرد و بعد از زیارت به طهران بازگشت و مدت کوتاهی در شهرری در جوار شاه عبدالعظیم اقامت گزید.

اساتید
ایشان در نجف نزد مرحوم فاضل شرابیانی، شیخ محمد حسن مامقانی، شیخ فتح الله شریعت، آخوند خراسانی، عارف کامل حاج امامقلی نخجوانی و حاجی میرزا حسین خلیلی درس خواند و مخصوصاً از بهترین شاگردان این استاد اخیر به شمار می آمد که در خدمت وی تهذیب اخلاق را تحصیل کرد.

آقازاده سید علی آقا قاضی نقل می کند: « ... میرزا علی آقا قاضی بسیار از استادش میرزا حسین خلیلی یاد می کرد و او را به نیکی نام می برد و من ندیدم کسی مثل این استادش او را در شگفتی اندازد و هر وقت نام این استاد نزدش برده می شد به او حالت بهت و سکوت دست می داد و غرق تأملات و تفکرات می شد! »

ایشان از سن نوجوانی تحت تربیت والد گرامی، آقا سید حسین قاضی بود و جوهره حرکت و سلوک ایشان از پدر بزرگوارشان می باشد و بعد از آن که به نجف اشرف مشرف شدند، نزد آیت الله شیخ محمد بهاری و آیت الله سید احمد کربلایی معروف به واحد العین و به کسب مکارم اخلاقی و عرفانی پرداخت و این دو نیز از مبرزترین شاگردان ملاحسینقلی همدانی(ره) بودند.

درباره ملاحسینقلی همدانی حکایات های بس شگفت آوری نقل شده، که گویای عظمت، روح بلند و نفوذ معنوی ایشان می باشد. او با عشق و همت بی نظیر زمان زیادی از عمرش را به تربیت مستعدین سپری کرد تا این که توانست 300 نفر را تربیت کند که هر یک از آنها یکی از اولیای الهی شدند، مانند شیخ محمد بهاری، مرحوم سید احمد کربلایی، مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و ... .

سلسه اساتید ملاحسینقلی همدانی به حاج سید علی شوشتری و سپس به شخصی به نام ملاقلی جولا می رسد. آقا سید علی قاضی در عراق به خدمت جمعی از اکابر اولیاء رسید و از آن جمله سالهایی چند در تحت تربیت مرحوم آقا سید احمد کربلایی معروف به واحدالعین، قرار گرفت و از صحبت آن بزرگوار به درجات اولیاء أبرار ارتقاء گزید، چندان که در تهذیب اخلاق شاگردان و مریدان و ملازمان چندی را تربیت کرد.

آقا سید علی آقای قاضی درباره این استادش می فرماید: « شبی از شبها را به مسجد سهله می گذارنیدم- زاده الله شرفاً- به تنهایی به نیمه شب یکی در آمد و به مقام ابراهیم علیه السلام مقام کرد و از پی فریضه صبح در سجده شد تا طلوع خورشید. آنگاه برفتم و دیدم عین الانسان و الانسان العین آقا سید احمد کربلایی بکاء است، و از شدت گریه، خاک سجده گاه گل کرده است! و صبح برفت و در حجره نشست و چنان می خندید که صدای او به بیرون مسجد می رسید. »

آیت الله شیخ علی سعادت پرور نقل می کند: « وقتی مرحوم آقا سید علی قاضی جوانی بیش نبود، پدر مرحومش آقا سید حسین قاضی که خود از دست پروردگان مرحوم عارف کامل حاج امامقلی نخجوانی بود به آقای قاضی سفارش کرده بود که هر روز به محضر استاد مشرف شده و چند ساعتی در محضرش بنشیند، اگر صحبت و کلامی شد که بهره گیرد و گرنه به صورت و هیئت استاد نظاره نماید. در آن روزها، مرض وبا در نجف غوغا می کرد، فرزندان مرحوم آقا امامقلی نخجوانی یکی پس از دیگری در اثر مرض وبا رحلت می کردند و ایشان بدون هیچ ناراحتی و انزجار قلبی به شکرگزاری مشغول بود. وقتی از وی علت این عمل را جویا شدند فرمود: قباله های زمین را دیده اید که وقتی کسی صاحب یکی از آنها شد، هر کاری که دلش خواست با زمین اش انجام می دهد؛ حالا هم خدای سبحان صاحب و مالک اصلی این فرزندان و همه چیز من است و هر کاری که بخواهد با آنان انجام می دهد و کسی را حق سوال و اعتراض نیست! »

درجه اجتهاد
پس از اقامت در نجف اشرف، تحصیلات حوزوی خود را نزد اساتیدی از جمله فاضل شربیانی، شیخ محمد مامقانی، شیخ فتح الله شریعت، آخوند خراسانی و... ادامه دادند و سرانجام کوشش های خستگی ناپذیر مرحوم آیت الله قاضی در راه کسب علم، کمال و دانش، در سن 27 سالگی به ثمر نشست و این جوان بلند همت در عنفوان جوانی به درجه اجتهاد رسید.

جامعیت علمی
آقا سید هاشم حداد از شاگردان ایشان می فرمود: « مرحوم آقا (قاضی) یک عالمی بود که از جهت فقاهت بی نظیر بود. از جهت فهم روایت و حدیث بی نظیر بود. از جهت تفسیر و علوم قرآنی بی نظیر بود. از جهت ادبیات عرب و لغت و فصاحت بی نظیر بود، حتی از جهت تجوید و قرائت قرآن. و در مجالس فاتحه ای که احیاناً حضور پیدا می نمود، کمتر قاری قرآن بود که جرأت خواندن در حضور وی را داشته باشد، چرا که اشکالهای تجویدی و نحوه قرائتشان را می گفت... »

آیت الله خسروشاهی از علامه طباطبائی نقل می کردند که: کتابهای معقول را خواندم ولی وقتی خدمت سید علی آقا قاضی رسیدم فهمیدم که یک کلمه هم نفهمیدم!مرحوم قاضی در لغت عرب بی نظیر بود، گویند: چهل هزار لغت از حفظ داشت. و شعر عربی را چنان می سرود که اعراب تشخیص نمی دادند سراینده این شعر عجمی(غیر عرب) است. روزی در بین مذاکرات، مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالله مامقانی(ره) به ایشان می گوید: من آن قدر در لغت و شعر عرب تسلط دارم که اگر شخص غیر عرب، شعری عربی بسراید من می فهمم که سراینده عجم است، اگرچه آن شعر در اعلی درجه از فصاحت و بلاغت باشد. مرحوم قاضی یکی از قصائد عربی را که سراینده اش عرب بود شروع به خواندن می کند و در بین آن قصیده، از خود چند شعر بالبداهه اضافه می کند و سپس به ایشان می گوید: کدام یک از اینها را غیر عرب سروده است؟ و ایشان نتوانستند تشخیص دهند.

مرحوم قاضی در تفسیر قرآن کریم و معانی آن ید طولائی داشت و علامه طهرانی از قول مرحوم استاد علامه طباطبائی می فرمودند: « این سبک تفسیر آیه به آیه را مرحوم قاضی به ما تعلیم دادند و ما در تفسیر{المیزان}، از مسیر و روش ایشان پیروی می کنیم. ایشان در فهم معانی روایات وارده از ائمه معصومین علیهم السلام ذهن بسیار باز و روشنی داشتند و ما طریقه فهم احادیث را که « فقه الحدیث» گویند از ایشان آموخته ایم. »

شاگردان
آیت الله قاضی طی سه دوره، اخلاق و عرفان اسلامی را با کلام نافذ و عمل صالح خویش تدریس فرمودند و در هر دوره شاگردانی پرورش دادند که هر کدام از بزرگان وادی عرفان و اخلاق محسوب می شوند؛ و البته فقط نام تعدادی از آن ها بر ما معلوم است و این که ایشان در حقیقت چه کسانی را تا قله های بلند عرفان و معنویت بالا کشیده و از شراب گوارای معرفت بر کامشان ریختند، برای ما بصورت کامل و دقیق آشکار نیست. اما به تعدادی از آن ها که مبرز و شناخته شده هستند، اشاره می کنیم:

آیت الله شیخ محمد تقی آملی(ره)
آیت الله سید محمد حسین طباطبائی(ره)
آیت الله سید محمد حسن طباطبایی(ره)
آیت الله محمد تقی بهجت فومنی(حفظه الله)
آیت الله سید عباس کاشانی(حفظه الله)
آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری(ره)
آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب(ره)
آیت الله علی اکبر مرندی(ره)
آیت الله سید حسن مصطفوی تبریزی
آیت الله علی محمد بروجردی(ره)
آیت الله نجابت شیرازی(ره)
آیت الله سید محمد حسینی همدانی
آیت الله سید حسن مسقطی(ره)
آیت الله حاج سید هاشم رضوی هندی (ره)
حاج سید هاشم حداد(ره) و ...

در پی محبوب
ایشان از جوانی به دنبال تزکیه و تهذیب نفس و کسب معنویت و معارف بلند اسلام بود و در این راه چهل سال صبر و مجاهده کرد و چهل سال درد طلب و عشق، آرام و قرار و خواب و خوراک را از وی ربوده بود. ضمیر الهی اش او را به عالم قدس می خواند و او که قصد کوی جانان را در سر دارد، می خواهد به هر نحو شده از این خاکدان طبیعت به عالم نور و ملکوت پا گذارد. می داند که جانب عشق عظیم است و نباید به راحتی از دستش بدهد و فرو بگذاردش، برای همین چهل سال است که مشغول مجاهده است. چهل سال است که آداب عبودیت می آموزد و هنوز معشوق به حضور خود راهش نداده است!

خود ایشان می گوید:« نزد هر کس احتمال می دادم از او چیزی بفهمم، می نشستم اگر مطلبی را می فهمیدم، که خود خدا نعمت داده بود و اگر نمی فهمیدم دیگر به آن شخص مراجعه نمی کردم. »

تقیّد تام به آداب شرع
برای همین آن قدر خود را به ضوابط و آداب شرع و رعایت مستحبات و ترک مکروهات ملزم ساخته بود تا امری از محبوب فرو نماند و آن قدر بر آن اصرار می کند که به حسب طاقت بشری هیچ مستحبی از او فوت نمی شود تا آن جا که بعضی از مخالفان و معاندان می گویند:« قاضی که این قدر خود را مقیّد به آداب کرده شخصی ریایی و خودنماست. » و عده ای دیگر هم با وجود مخالفت باز نمی توانند تحسینش نکنند. یکی از مخالفین ایشان می گوید: « من سفر بسیار کردم، با بزرگان عالم اسلام محشور بوده ام و از احوال بسیاری از آنان بالمشاهده آگاهم اما حقیقتاً هیچ کس را همانند قاضی تا بدین حد مقید به آداب شرع ندیده ام. »

خود ایشان می گوید: « چون بیست سال تمام چشمم را کنترل کرده بودم، چشم ترس برای من آمده بود، چنان که هر وقت می خواست نامحرمی وارد شود از دو دقیقه قبل خود به خود چشم هایم بسته می شد و خداوند به من منت گذاشت که چشم من بی اختیار روی هم می آمد و آن مشقت از من رفته بود. »


و ایشان نا امید نمی شود، می داند که طلب حقیقی جدا از مطلوب نیست زیرا که شنیده است: « اذا تقرب الیّ شبراً تقربت الیه ذراعاً: و هرگاه به اندازه یک وجب به من نزدیک شود به اندازه زراعی به او نزدیک شوم.»

این قدم ها باید برداشته شود و آن نزدیکی باید حاصل گردد تا زمانی که عاشق به معشوق برسد و پرده ها کامل برداشته شود و وصال صورت گیرد و البته معلوم است که معشوق خود در همه جا پیشقدم و مشتاق تر است. « او نیز اطمینان دارد که باز نشدن در روحانیت، نه از ناحیه بی التفاتی معشوق است بلکه اگر در، بی موقع باز شود صد در صد خام از کار در آید! » و بعدها آیت الله قاضی که خود چهل سال پشت در مانده، و صادق بودن خود را در آن عشق و محبت به محبوب و معبود ازل ثابت کرده، درس استقامت و صبوری را به شاگردانش هم می آموزد و چنین می گوید:« اگر به جستجوی آب زمین را کندی، نباید خسته و ناامید شوی، اگر وقتش باشد به آب می رسی، وگرنه ناامید مشو که بالاخره به آب می رسی و حتی آ برایت فوران می کند. »

آیت الله نجابت از قول ایشان می گوید: « چهل سال است دم از پروردگار عالم زدم. چند مرتبه خواستند مرا بکشند، آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی نگذاشت و خدا هم کمکم کرد! در این مدت نه خوابی دیدم، نه مکاشفه ای، نه رفیقی، نه همدردی، چهل سال است که در را می کوبم و خبری نیست. »

صبر و استقامت چهل ساله
بیت زیر از اشعار ایشان می باشد: و لا تکن کمثل من ان فتح الباب خرج ***و الزم و کن کمثل من ان فتح الباب ولج

اگر دری باز شد، تو بیشتر استقامت به خرج بده؛ بگو خدایا! افزونش کن؛ باید در عبودیت استقامت ورزید، یعنی صبور شد؛ اگر خواستند بکشندش، بگوید من از خدا دست بر نمی دارم؛ اگر نان و آبش را قطع کردند، استقامت کند، و حتی اگر دنیا جمع شود و بگویند بیا صرفنظر کن بگوید صرفنظر نمی کنم و آیت الله قاضی به این زودی ها خسته نمی شود. و می گوید: « هر چه بادا باد، در بحر جنون پا می زنم، امشب کشفی نصیبم شد شد، نشد نشد، امشب خوابی دیدم دیدم، ندیدم ندیدم، من کشف نمی خواهم تمام این مدت چهل سال آن هم برای زرق و برق و کشف و کرامتی چند، نه! من معرفت خودش را می خواهم، من خودش را می خواهم. »

اسم اعظم را استقامت بر وحدانیت خدای جل و علا می داند و می گوید: « اگر شخص در طلب، استقامت پیدا کرد، اسم اعظم در روح او جا پیدا می کند و آن وقت لایق اسرار ربوبی می گردد. » و خود چون استقامت دارد، سرانجام صدای فرشتگان را می شنود که: « ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تنزل علیهم الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون: آنان که گفتند پروردگار ما الله است و بر این ایمان پایدار ماندند، فرشتگان بر آن ها نازل شوند که دیگر هیچ ترسی و حزن و اندوهی نداشته باشید و شما را به همان بهشتی که وعده دادند بشارت باد. سوره فصلت آیه 30 »

فتح باب
آیت الله قاضی همیشه نماز مغرب و عشاء را، در حرمین شرفین امام حسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل علیه السلام به جا می آورد، و چون به حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام می رسد، با خود می اندیشد که تا به حال در مدت این چهل سال هیچ چیز از عالم معنا برایم ظهور نکرده، هر چه دارم به عنایت خدا و به برکت ثبات است. در راه سیّد ترک زبانی که دیوانه است، به طرف او می دود و می گوید؛ سیّد علی، سیّد علی، امروز مرجع اولیاء در تمام دنیا حضرت ابوالفضل علیه السلام هستند، و او آن قدر سر در گریبان است که متوجه نمی شود آن سید چه می گوید! به حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام می رود. اذن دخول و زیارت و نماز زیارت می خواند و می خواهد که مشغول نماز مغرب شود.

آیت الله نجابت می گوید:« تکبیره الاحرام را که می گوید، می بیند که وضع در اطراف حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام به طور کلی عوض می شود، آن گونه که نه چشمی تا به حال دیده و نه گوشی شنیده و نه به قلب بشری خطور کرده است. قرائت را کمی نگه می دارد تا وضع تخفیف یابد و بعد دوباره نماز را ادامه می دهد، مستحبات را کم می کند و نماز را سریع تر از همیشه به پایان می رساند. به حرم امام حسین علیه السلام نمی رود و به دنبال جایی خلوت به خانه رفته و برای این که با اهل منزل هم برخورد نکند به پشت بام می رود. آن جا دراز می کشد و دوباره آن حال می آید و بیشتر می ماند. تا اهل منزل سینی چای را می آورد، آن حال می رود. نماز عشاء را می خواند و دوباره آن وضع بر می گردد؛ چیزی که تا به حال حتی به گفته خودش یک ذره اش را هم ندیده است و حالا که دیده نه می تواند در بدن بماند و نه می تواند بیرون بیاید. دوباره که شام را می آوردند، آن حال قطع می شود و نیمه شب دوباره بر می گردد و مدت بیشتری طول می کشد. »

آری و بالاخره درهای آسمان برایش گشوده و فتح باب می شود. می گوید: « آن چه را می خواستم، تماماً بدست آوردم و امام حسین علیه السلام در را به رویم گشود. ابن فارض یک قصیده تائیه برای استادش گفته؛ من هم یک قصیده تائیه برای امام حسین علیه السلام گفته ام نمره یک! که کار مرا ایشان درست کرد و در غیب را به نحو اتم برایم باز کرد. »

« او در اثر طلب حقیقی و استقامت به خانه که نه، به خود صاحبخانه رسیده است و یار او را به درون خانه راه داده؛ او از حصار تنگ دنیا که خیال و سرابی بیش نبوده و حقیقی ندارد، گذشته و به عالم روح و مجردات پیوسته است و چون فهمیده که از عالم خیال چیزی نصیبش نمی شود، باب خیال برایش بسته می شود. »

آیت الله نجابت نقل می کند: دفعه اولی که ما آیت الله قاضی را دیدیم، خیلی با ما گرم گرفتند و ما را تحویل گرفتند. در اثر این التفات زیاد، من زبانم باز شد و گفتم: آقا این وضع اهل معرفت به خیال است یا به حقیقت؟ ناگهان ایشان چشمهایش درشت شد و گفت:« ای فرزندم من چهل سال است با حضرت حق هستم و دم از او می زنم این پندار و خیال است؟! »

رحلت
به هر حال، میرزا علی آقا قاضی پس از سالها تدریس معارف بلند اسلامی و تربیت شاگردان الهی، در روز دوشنبه چهارم ماه ربیع المولود سال 1366 مطابق هفتم بهمن ماه در نجف اشرف وفات کرد و در وادی الاسلام نزد پدر خود دفن شد. مدت عمر شریف ایشان هشتاد و سه سال و دو ماه و بیست و یک روز بوده است.
ایشان در سال های آخر عمر عطش و بی تابی، جسم و روحش را با هم می سوزاند و او مرتب آب می خواهد و می گوید: « در سینه ام آتش است ساکت نمی شود. »

و دائم با خود تکرار می کند: گفت من مستسقی ام آبم کشد *** گر چه می دانم که هم آبم کشد

طبیبش به وی می گوید: « آقا من طبیب شما هستم، به شما می گویم در این ماه رمضان روزی 3-2 لیوان آب بخورید. » و او که می داند این آب آن آتش را خاموش نمی کند تا آخر روزه هایش را کامل می گیرد و می گوید: « رها کن تا که چون ماهی گدازان غمش باشم »

لحظات احتضار سخت ترین لحظات برای زمین و زیباترین لحظات برای عارف است.
آیت الله کشمیری می فرمودند: هنگام احتضار، خودش با اشاره به بدن خود می فرمود: « این دارد می رود. » و هنگام غسل مشاهده شد که صورتش باز و لبانش خندان بود. باز آیت الله کشمیری فرمودند: « بعد از وفاتش خواستم بفهمم مقام ایشان چقدر است، در رؤیا دیدم از قبر آقای قاضی تا به آسمان نور کشیده شده است، فهمیدم خیلی مقام والایی دارد. »

سید عبدالحسین قاضی نوه ایشان جریان شب رحلت آقای قاضی را این طور بیان می کند: « ایشان مدتی بیمار بودند. یک شب به پدرم که در آن زمان 20 ساله بودند می گویند که امشب نخواب و بیدار باش. پدرم هم متوجه نمی شود که جریان چیست. ایشان نقل می کند که ساعتی از نیمه شب آقای قاضی او را صدا می زنند و رو به قبله دراز می کشند و می گویند من در حال مرگ هستم و به او سفارش می کنند که همسر و بچه های دیگرشان را بیدار نکند و تا صبح بالای سرشان بنشیند و قرآن بخواند. پدرم می گوید علی رغم این که اگر کسی بداند که پدش در حال مرگ است و هیچ نگوید، سخت است، اما من این موضوع را با کمال آرامش پذیرفتم و به کسی هیچ نگفتم و پیش او نشستم. آقای قاضی به من فرمودند که دارم راحت می شوم و این راحتی از طرف پاهایم شروع شده و به طرف بالا می آید. سپس فرمودند فقط قلبم درد می کند بعد فرمودند که رویم را بپوشان، من هم روی صورتشان را پوشاندم و ایشان از دنیا رفتند. من بدون هیچ دغدغه و اضطراب تا صبح پیش ایشان نشستم و قرآن خواندم تا آن که هنگام اذان صبح شد و خانواده آمدند و پرسیدند که جریان چیست و من هم گفتم که پدر فوت شده است و فریاد و سر و صدا از اهل خانه بلند شد و در آن لحظه تازه متوجه تصرف او شدم و فهمیدم چه اتفاقی افتاده است و از مرگ پدرم بسیار متأثر شدم. »

او که عمری با عشق و سر سپردگی به مولایش امام حسین علیه السلام سر کرده، غریب نیست اگر حضرتش، کریمانه، خود کسی را سراغش بفرستد تا کارهای دفن و کفن او را بجا آورد. آقا یحیی هرگز آقای قاضی را نمی شناخته ولی از طرف امام حسین علیه السلام در حالت خواب یا مکاشفه برای این امر مأموریت پیدا می کند و تمام کارهای کفن و دفن ایشان را انجام می دهد.

آیت الله بهجت می فرمودند: « شب قبل از وفات آقای قاضی، کسی خواب دیده بود که تابوتی را می برند که رویش نوشته شده بود « توفی ولیّ الله » فردا دیدند آقای قاضی وفات کرده است. »

تناثر نجوم در رحلت ایشان
مرحوم علامه آقا سید عبدالعزیز طباطبائی یزدی نقل نمود که از استادم مرحوم آیت الله العظمی خوئی شنیدم که فرمود: « در ایام وفات استاد اخلاق آقا سید علی قاضی تبریزی تناثر نجوم رخ داد و این به جهت رفعت مقام آن مرحوم بود. مرحوم طباطبائی یزدی نقل کرد که ما گفتیم: این اصلاً محال است که ستاره ها به خاطر کسی ریزش کنند و سقوط نمایند ولی استادمان آقای خوئی تأکید نمود، شما انکار کنید من که خودم این واقعه شگفت انگیز را با چشمان خود دیدم و نمی توانم چیزی را که در پیش من یقینی است، انکار نمایم. »

 




علت انحراف اخلاقی خانم های متاهل از دید یک کارشناس ...

علت انحراف اخلاقی خانم های متاهل

کارشناس مذهبی رابطه ای از جمله ازدواج پنهانی دختر و پسر در دانشگاه و خیابان، را غلط خواند و گفت: چرا که این نوع ازدواج‌ها سه آفت را در پی خواهد داشت که یکی از آن­ها از بین بردن آرامش است.

حجت الاسلام حسین دهنوی، با اشاره به آیه 21 سوره روم درباره تشکیل خانواده گفت: خداوند متعال در آیه «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها» درباره تشکیل خانواده می­فرماید «و از نشانه‏ هاى او این‌که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید»؛ بنابراین هدف خدای متعال از تشکیل خانواده، آرامش بوده است.

او با بیان این‌که برای احساس آرامش در زندگی باید به درستی ازدواج کرد، گفت: ازدواج رابطه ای از جمله ازدواج پنهانی دختر و پسر در دانشگاه و خیابان، ازدواجی غلط است؛ چرا که این نوع ازدواج­ ها سه آفت را در پی خواهد داشت که یکی از آن­ها از بین بردن آرامش است و شواهد عینی نشان می دهد این نوع ازدواج ها سبب سرد شدن کانون خانواده می­شود.
او گفت: بر مرد شرعا واجب و قانونا لازم است که نیازمندی­ های همسر خود را فراهم کند و متأسفانه بیشتر مردان به آسایش توجه دارند، اما نسبت به آرامش همسر خود غافل می­باشند.

این کارشناس دینی درباره گفت: به همسر خود آرامش بدهید و اگر تمام امکانات و آسایش را به همسر خود هدیه دهید، احساس خوشبختی نخواهد کرد و نمونه‌های بسیاری در این خصوص وجود دارد.


حجت­الاسلام دهنوی درباره بکار بردن ارتباط کلامی در زندگی گفت: ارتباط کلامی دستوری دینی است و بایستی با یکدیگر به آرامی صحبت کرد، در صورتی که امروزه اکثر مردم با دعوا با یکدیگر صحبت می­کنند و باید این مهارت را جدی گرفت.

او با اشاره به دلیل تأکید اسلام نسبت به ابراز محبت بیشتر از سوی مردان گفت: اولیای الهی و دانشمندان، تأکید بیشتری نسبت به مردان در ابراز محبت دارند؛ چرا که اولا زنان عشق­ورز و محبت پذیر هستند و شدت عواطف دارند و ثانیا نیاز بیشتری نیز به محبت داشته و نیاز عاطفی برای زنان در اولویت است، در صورتی که مردان عشقباز بوده و نیاز غریزی برای آنان در اولویت است.

این کارشناس مسائل خانواده گفت: علل جدی انحراف اخلاقی اکثر زنان شوهردار، خلأ عاطفی بوده است که ابراز نکردن محبت، سبب انحراف آنان می شود و متأسفانه بسیاری از مردان به ارتباط کلامی توجه نمی کنند.

حجت الاسلام دهنوی با بیان روایاتی درباره ابراز محبت بیشتر مردان گفت: پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند که گفتن کلمه دوستت دارم از سوی مردان به زنان خود، هیچگاه از دل زنان بیرون نمی رود و در روایت دیگری می فرمایند هدیه دادن مرد به زن، هیچگاه از یاد و دل زن بیرون نخواهد رفت.




مرثیه ام‌البنین(س) برای علمدار کربلا
درس‌هایی که می‌توان از ام‌البنین(س) گرفت
 
 
ام‌البنین(س) مدام می‌پرسید: حسین فاطمه چه شد؟ و بعد از شنیدن خبر شهادت فرزندانش گفت: اینها همه فدای حسین(ع) باد، این گونه بود که حضرت زینب(س) بعد از ورود به مدینه به دیدارش رفتند و شهادت فرزندانش را تسلیت گفتند.

حجت‌الاسلام امیرعلی حسنلو (مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم): نگاهی که جوامع بشری نسبت به زن داشتند تا ظهور اسلام تحقیر آمیز بود(۱)؛ اما اسلام همه این دیدگاه‌ها را دگرگون و جایگاه واقعی زن را در آفرینش به او داد؛ نگاهی که پیامبر(ص) به زن داشت و رتبه زیستی که برای او تعریف کرد با همه دیدگاه‌ها تمایز داشت و این نگاه همان نگاه پروردگار متعال بود که از طریق وحی به پیامبر(ص) عنایت کرد و با چنین نگاهی جامعه نوینی تأسیس کرد.

بنیان تربیتی این جامعه را با زنان و نقش برجسته آنان تجدید بنا نمود؛ لذا جامعه اسلامی با دیگر جوامع این تفاوت اساسی را دارد؛ در نگاه نبوی که همان نگاه اسلام است، برجسته‌ترین نقش تربیت انسان به زن داده شده است و این زنان بوده‌اند که مردان با کفایت، جهادگر، دانشمند، لایق، کاردان و مدیران توانمند و شایسته مدیریت در تمام شئون سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و نظامی را تربیت کرده‌اند.

گزافه نیست که اگر سه محور مهم مدیریت جوامع (سیاست، اجتماع، فرهنگ) را در تربیت مادران بدانیم، چون انسان‌ها در دامن مادران و در سایه مهر و عطوفت آنان شخصیت وجودی و انسانی می‌یابند و با همین بنیان رشد کرد و ویژگی‌های سرشت خود را بروز می‌دهند. بر اساس آموزه‌های دین اسلام است که در میان بانوان جامعه اسلامی از صدر اسلام تاکنون چهره‌هایی بوده‌اند که نه تنها برای بانوان الگو هستند بلکه مشی آنان و روش زندگی آنان برای مردان نیز می‌تواند الهام بخش و سرمشق قرار گیرد.

قرآن می‌فرماید زنان نیز مثل مردان می‌توانند به معنویت کامل و والا برسند(۲)؛ با این بیان نگاه جاهلی به زن تغییر یافت. لذا زنان در تاریخ نقش به سزایی ایفاء کردند؛ در قیام سید الشهداء(ع) زنان نقش برجسته پیشینی و پسینی داشته‌اند. از جمله زنان پشتیبان قیام، زنانی چون زینب کبری(س) رباب همسر سیدالشهدا(ع) و برخی دیگر از همسران امام و زن زهیر و مادر وهب و... بودند.

الگوی این زنان قهرمان، زینب کبری(س) بود که از آغاز قیام تا پایداری اندیشه قیام حضور داشت تا عصر کنونی نیز نقش‌های اینان کم رنگ نخواهد بود و اگر نقش بانوان به خوبی تحلیل شود، مجموعه زیبایی ارائه خواهد شد که در حد پایان نامه دکترا ارزش پرداختن دارد به نحوی که به بررسی نقش زنان در قیام و نهضت عاشورا بپردازد.

*نقش مادر در سعادت فرزندان

یکی از زنانی که در تاریخ اسلام، چهره درخشانی از خود بجا نهاده و نماد ایثار و فداکاری و عشق به اهل بیت(ع) بوده، ام البنین(س) است، ام البنین یعنی مادر فرزندان (پسر) کنیه زنان عرب است و هر زنی که صاحب چندین فرزند برومند می‌شد، او را با کنیه ام البنین صدا می‌زدند.

او زنی بود که فرزندانی تربیت کرد در خانه علی که در تاریخ به جهت تربیت درست و براساس موازین و اصول اسلامی ماندگار شدند و برای بشریت در وفاداری، ادب، شجاعت، سخاوت، ایمان و الگو هستند. ام‌البنین مادر یگانه سقای تاریخ است که خود با لب تشنه به دیدار معبود رفت او عباس نام دارد، عباس که نامش دل عارفان و شب زنده‌داران را صفا می‌بخشد و خاطر مؤمنان را از آن جهت که در کربلا ایثار کرد، در پیشگاه برادر بزرگش، روشنی و آکنده از عشق به خدا می‌کند، عباس نماد ایثار با اخلاص در راه خداست، وفاداری که از عباس(ع) در راه ایمان به امامت و ولایت به نمایش گذاشت بی مانند است از اینرو درس وفاداری وفهم معنای وفا وعشق را باید از دلدادگی عباس به مولایش آموخت.

نام اصلی این بانو، فاطمه است که بعدها به «ام البنین» شهرت یافت.(۳) دختر حزام بن خالد بن ربیعه بن عامر (و حبل) بن کلاب بن ربیعه بن عامر بن صعصعه و نام مادرش ثمامه (لیلی) دختر سهیل بن عامر بن مالک بن جعفر بن کلاب است،(۴) عمویش «لبید» از شاعران بزرگ و قدیمی که صد و چهل سال و بلکه بیشتر عمر کرده است، او دوران ظهور اسلام را درک و مسلمان شده و جزو مهاجرین است که در خلافت عمر به کوفه آمد تا اینکه در دوران معاویه وفات کرد. او از شعراء دوران جاهلیت و صاحب معلقات و قصایدی هست.(۵)

ام البنین از قبیله کلابیه و آباء و اجدادش از پهلوانان عرب به شمار می‌روند که در جنگ‌های اعراب با ایران ذکر آن‌ها در اذهان مانده است.(۶)

از دوران کودکی و نوجوانی او اطلاعی کامل نیست، ولی نام او پس از ازدواج با امیر مومنان علی(ع) در منابع زیادی ذکر شده است؛ بعد از رحلت فاطمه زهرا(س) در یازدهم هجری قمری، حضرت علی(ع) به عقیل برادرش که از نسب شناس بوده فرمودند: زنی از خاندان‌های پهلوان عرب برایم معرفی کن که از او فرزندانی شجاع، دلاور و جنگجو برایم متولد شود.

*چرا ام‌البنین(س)

عقیل که در شناخت تبار قبایل و ویژگی‌ها و خصوصیات آنان خبره بود، خانواده‌ام البنین(۷) را به حضرت معرفی و گفت که در عرب دلیرتر و شجاع‌تر از پدران وی سراغ ندارم و حضرت نیز با او ازدواج کرد.(۸) ام البنین پس از ازدواج با علی(ع) در خانه وارد شد که قدیس زنی چون فاطمه در آن زیسته و یادگارانی در آن تربیت کرده بود از پسر و دختر چون حسن، حسین، زینب و ام کلثوم؛ ام البنین این خانواده را خوب می‌شناخت و زنی بود که دارای معرفت و از خانواده‌ای اصیل و با ادب وبه خوبی معرفت و درکی از این خاندان داشت. از رفتارهای او که تحسین برانگیز و بیانگر عشق و علاقه او به اهل بیت(ع) است؛ وقتی با امیرالمؤمنین(ع) ازدواج کرد و امام حسن و حسین(ع) مریض بودند، از سر لطف و مهربانی با آن‌ها برخورد کرد و همچون پسران خویش از آن ها مراقبت و نگهداری کرد.(۹)

ام البنین خود را به عنوان کنیز فرزندان فاطمه در خانه علی(س) می‌دانست و با این معرفت وارد خانه علی شد و به آنان خدمت کرد و خود در این خانواده دارای فرزندانی شد و آنان را با الهام از تربیت فرزندان فاطمه تربیت کرد و فرزندان خود را آن گونه تربیت داد که فرزندان فاطمه را سرور و سیدی خطاب می‌کردند؛ لذا بعد از شهادت امام علی(ع) و امامت امام حسن(ع)، فرزندان ام‌البنین مطیع و فرمانبردار امامت و ولایت حقند.

عباس جوانی رشید، برومند و معروف به ادب در بین جوانان بنی هاشم و دارای شجاعت و هیبت کم نظیر است، او مطیع برادران بود، در جریان صلح امام حسن در کنار امام حسن(ع) فرمانبردار بود و مادر چنان تربیت و معرفتی به او داده که هیچ ادعایی در مناصب ندارد؛ پس از شهادت امام حسن(ع) مطیع برادرش امام حسین است، وقتی شاهد حضور اباعبدالله(ع) در کربلا است در کنار برادر قرار گرفت این آداب اطاعت و ولایت‌پذیری همه از تأثیر شیر مادر آزاده با وفا و تربیت درست اوست.

وقتی امام قصد هجرت از مدینه کرد از جمله یاران با وفایش چهار فرزند ام‌البنین هستند که با بصیرت راه مولای خود را برگزیدند. عباس(ابوالفضل)، عبدالله، جعفر و عثمان، چهار فرزند دلاور ایشان در صحنه کربلا حاضر بودند که همگی در رکاب حضرت سیدالشهداء(ع) شهید گشتند.(۱۰)

این بزرگ زن تاریخ اسلام در شمار زنانی است که تمام هستی خود را که چهار جگر گوشه‌اش بودند، در راه دین رهسپار جهاد با امام زمانش می‌کند، معرفت او در شمار معارف اعلی قرار دارد که امام زمانش را می‌شناسد و شرایط زمان را درک می‌کند و همه ماهیت وجودی خود را که چهار فرزند است با امام بدرقه کرد و هرگز نگفت یکی برای من باشد، بلکه هر چهار تا را برای دین خدا و محض اطاعت امام و رهبر با امام همراه کرد.

وقتی از حادثه کربلا خبرها می‌شنید مدام می‌پرسید حسین فاطمه چه شد؟! این زن بعد از حادثه کربلا و دریافت خبر شهادت چهار فرزندانش همچو کوهی استوار و شکیبا، از خود جزع و فزعی نشان نداد. بلکه گفت: اینها همه فدای حسین(ع) باد، این امر حکایت از اخلاص کامل او به اهل بیت(ع)، به خصوص امام حسین(ع) دارد. علاوه بر آن از جمله مقامی و منزلتی که برایش نوشتند این است که حضرت زینب(س) بعد از ورود به مدینه به دیدارش رفته و شهادت فرزندانش را تعزیت و تسلیت گفتند.(۱۱)

او را زنی ادیب و شاعری فصیح و اهل فضل و دانش دانسته‌اند؛ چنانچه از او قصاید و مرثیه‌هایی در مورد شهدای کربلا و امام حسین(ع) و چهار فرزند خویش که در کربلا شهید شدند سروده است که جان سوز معرفت آموز است. گفته شده ایشان بعد ازحادثه کربلا، به قبرستان بقیع رفته و در رثای حسین و یارانش و عباس و دیگر فرزندان مدیحه و نوحه‌سرایی و گریه می‌نمود و این خود ضمن اعتراض به وضع سیاسی و اجتماعی یاد شهدای کربلا و آرمان و ارزش‌ها و اهداف قیام کربلا را زنده می‌داشت گفته شده که مروان بن حکم (والی مدینه) مشتاق شنیدن مرثیه‌های جانسوز او می‌شد.

*مرثیه ام‌البنین(س) در شهادت علمدار کربلا

اشعار نغزی در مورد حادثه کربلا و چهار فرزند رشید خویش دارد:

«دیگر مرا ام البنین (مادر چهار پسر؛ عباس، عبدالله، جعفر و عثمان) نخوانید و مادر شیران شکاری ندانید، مرا فرزندانی بود که به سبب آن‌ها مرا ام‌البنین می‌گفتند و اکنون صبح کردم که دیگر برای من فرزندی نیست...» سن فرزندان شهید ام‌البنین به ترتیب: عباس ۳۴ سال، عبدالله ۲۵ سال، عثمان ۲۱ سال و جعفر ۱۹ سال سن داشتند.(۱۲)

در رثاء عباس ـ فرزند ارشدش ـ می‌گوید: «ای آنکه عباس را دیدی، در حالی که بر گروه ضعیفان حمله می‌کرد و دنبال او از فرزندان حیدر علی(ع) جنگاورانی بودند که هر یک دارای یال و کوپالی بودند...».(۱۳)

بنابراین ام‌البنین(س) دختر حزام و مادرش سهیل و از قبیله بنی کلاب است، از دوران کودکی و جوانی وی اطلاع دقیقی موجود نیست و ایشان با امیرالمؤمنین(ع) ازدواج و ماحصل آن چهار فرزند به نام‌های عباس، عبدالله، جعفر و عثمان است که همگی در رکاب امام حسین(ع) شهید شدند و ام البنین(س) در شهادت آن‌ها مرثیه و قصایدی دارد. رحلت این بانوی اسلام را در سال ۷۰ هجری قمری نوشته‌اند.(۱۴)

*درس‌هایی که می‌توان از ام‌البنین(س) گرفت

۱- تربیت درست فرزند بر اساس مکتب اهل بیت(ع).

۲- داشتن فرزندان زیاد و فرزند داری که نفس داشتن فرزند زیاد و اولاد خود فضیلت است، چرا که امیرمؤمنان در ازدواج با ام البنین(س) شرط داشتن فرزند را مقدم بر مسائل دیگر دانست؛ امروز باید بانوان میهن با داشتن فرزندان برومند به سوی عصر ظهور حرکت کنند و فرزندانی برای سربازی امام زمان تربیت کنند و از داشتن فرزند زیاد نهراسند.

۳- تربیت فرزند پیرو راستین امام زمان و ولی حق.

۴- درس وفاداری به شوهر و درک منزلت همسر و مطیع محض او بودن و اهتمام به امر خانه‌داری و تربیت فرزندان برومند و قهرمان چنان‌ که در جنگ تحمیلی این هنر را به تجلی گذاشتند.

۵- درس عشق به دین وایثار در راه حق را به فرزندان باید با شیر داد و سرشت فرزندان را با محبت و در زمره مکتب اهل بیت(ع) آمیخت.

۶- فرزندان را باید برای فدا شدن در راه دین و ولایت و جهاد تربیت کنند.

۷- استقامت و صبر را در راه خدا از ام البنین(س) بیاموزند که پس از شهادت فرزندان ابتدا برای امام‌حسین و عزیز فاطمه سوگواری کرد، سپس برای عباس عزیزش؛ درود خدا و سلام مؤمنان بر ام‌البنین و فرزندانش برای همیشه تاریخ.



*پی‌نوشت‌ها:
۱- رک تاریخ تمدن ویل دورانت ج۱
۲- ملک/۳- ۴ ؛ توبه /۷۱ ؛روم/۳۰
۳- نعمان بن محمد تمیمی مغربی، شرح الاخبار، ج۳، نشر اسلامی، قم، ص ۱۸۲.
۴- ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، چاپ دوم، دار الکتاب، قم، ص ۵۳.
۵- علی نمازی، مستدرک السفینه البحار، ج۹، چاپ ۱۴۱۹ ق، نشر اسلامی، قم، ص ۲۱۷.
۶- عبدالرزاق موسوی مقدم، العباس،ص ۱۳۰.
۷- شیخ مفید (ره)، الارشاد، سوم، ۱۳۷۶، اسلامیه، ج۱، ص ۳۴۲.
۸- سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج۱، چاپ اول ۱۳۸۵، تهران، آرایه، ۱۳۸۵، ص ۸۶۹.
۹- العباس، همان.
۱۰- شیخ مفید (ره)، الارشاد، ج۱، دار المفید، ص ۲۵۴.
۱۱- زیر نظر محمد کاظم موسوی بجنوردی، دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۱، چاپ اول، تهران ۱۳۸۰، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ص ۱۸۶.
۱۲- رک جواد محدثی، فرهنگ عاشورا
۱۳- محسن امین، اعیان الشیعه، ج۸، بیروت، دار التعارف للمبطوعات، ۱۴۰۳ ق، ص ۳۸۹.
۱۴- زهره یزدان پناه، زنان عاشورایی، چاپ اول، تهران، هلال، ۱۳۸۳، ص ۱۵۱.




واعظی: یوتیوپ و فیس بوک، رفع فیلتر نمی‌شوند
 
 

فارس نوشت:
وزیر ارتباطات گفت: اجرای موفق فیلترینگ هوشمند اینستاگرام به معنی رفع فیلتر سایت‌های و شبکه‌های از قبل فیلتر شده مانند فیسبوک و یوتیوب نیست. همچنین تشعشعات اندازه‌گیری شده در برخی مناطق بیش از استاندارد است.

محمود واعظی در حاشیه مراسم پایان هم‌کدسازی تلفن ثابت در سراسر کشور، در جمع خبرنگاران با اشاره به فیلترینگ هوشمند شبکه اجتماعی اینستاگرام گفت: طبق آنچه که اعلام شده فیلترینگ هوشمند در سه مرحله یک ماهه، سه ماهه، شش ماهه و در مجموع در ده ماه در شبکه اینترنت کشور اجرایی می‌شود.

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، گفت: فاز اول اجرای فیلترینگ هوشمند با امکان محدودسازی تنها صفحات مجرمانه از شبکه اینستاگرام آغاز شده و ارزیابی روزانه ما نشان از موفقیت این طرح طی چند روز گذشته دارد.

او گفت: اجرای فیلترینگ هوشمند به معنای رفع فیلترینگ سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی از قبل فیلتر شده مانند فسبوک و یوتویوب نیست و این موارد مربوط به تصمیم‌گیری کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه است.

وزیر ارتباطات همچنین احراز هویت کاربران را فقط شامل شبکه ملی اطلاعات عنوان کرد و گفت: در این شبکه سرویس‌ دستگاه‌های دولتی به مردم ارائه می‌شود که برای جلوگیری از نیاز به کارت ملی و ارائه مدارک شناسایی کاربران می‌توانند از طریق احراز هویت از این خدمات استفاده کنند.

وزیر ارتباطات در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تشکیل کمیته چند جانبه از سوی رئیس جمهور برای پیگیری موضوع تشعشعات و پارازیت‌ها گفت: تشعشعات از سوی چند دستگاه اندازه‌گیری و تحلیل نتایج به رئیس جمهور ارائه شده است.

در این گزارش قدرت تشعشعات در برخی مناطق بیشتر از استاندارد بوده و در این مناطق دیگر اجازه فعالیت به دستگاه‌های تولیدکننده تشعشعات داده نخواهد شد،اما در حالت کلی امواج به خودی خود ضرر چندانی ندارد و نباید مردم را نگران کرد.


او در بخش دیگری از سخنان خود درباره افزایش تعرفه اینترنت اپراتور دوم تلفن همراه گفت:‌ تعرفه قانونی به ازای هر کیلوبایت اینترنت نیم ریال است که نسبت به تعرفه قبل یک دهم شده است. هیچ اپراتوری حق ندارد از این رقم تعرفه بیشتری را ارائه دهد. اگر ایرانسل در ارائه تعرفه‌های جدید تخلف نکرده اما به دلیل اعتراض مشترکان اعلام کرده که در حال تجدید نظر در تعرفه‌ها است.

واعظی گفت:‌ تجدیدنظر در تعرفه‌ها اگرچه شاید در کوتاه مدت به ضرر اپراتور باشد، اما در میان مدت به نفع اپراتور است.

وزیر ارتباطات در نهایت توصیه کرد مشترکان از اینترنت بسته‌ای استفاده کنند زیرا قیمت اینترنت آزاد پنج برابر قیمت بسته اینترنت است.




تفکیک جنسیتی مسافران در شرق آسیا
 
 
مقامات شهری ویتنام پس از افزایش گرایش کشورهای جنوب شرق آسیا برای راه اندازی شبکه حمل و نقل ویژه بانوان، اتوبوس ویژه این قشر از جامعه را برای امنیت بیشتر آن ها راه اندازی می کند.

به گزارش ایرنا، مقامات ویتنام روز شنبه پس از اقدام تایلند برای راه اندازی قطار ویژه زنان و افزایش قطارهای ویژه بانوان مالزی، اعلام کردند به منظور رفاه حال بانوان این کشور در ساعت شلوغ، اتوبوس ویژه راه اندازی می کنند.

\'نگویین کوئک هونگ\' معاون کمیته مردم هانوی (پایتخت ویتنام) روز شنبه به \'ونا\' خبرگزاری رسمی ویتنام، گفت استفاده از اتوبوس ویژه بانوان در بخش هایی که کارگران و دانشجویان زن در برابر آسیب های اجتماعی قرار دارند، راه اندازی می شود.

وی هدف از این اقدام را ارتقای سطح امنیت اجتماعی و رفاه بانوان ویتنام اعلام کرد.

نتایج یک تحقیق از بین بانوان در ویتنام نشان می دهد که ۵۷ درصد از مجموع دو هزار و ۴۶ پاسخگوی بالای ۱۶ سال نسبت به نبود امنیت اجتماعی و مورد سوء استفاده قرار گرفتن گلایه کرده و برخی از مصادیق این گونه ناامنی را نیز تجربه کرده اند.

هانوی با بیش از هفت میلیون نفر جمعیت دومین شهر پرجمعیت ویتنام است. \'هوشی مین\' پرجمعیت ترین شهر ویتنام است که بیش از هشت میلیون نفر از جمعیت ۹۰ میلیونی این کشور را در خود جای داده است.

کشورهای جنوب شرق آسیا طی چند سال گذشته برای رفاه بانوان و امنیت آن ها اقدام به راه اندازی وسایل حمل و نقل ویژه این قشر کرده اند.

راه آهن تایلند نیز از مرداد ماه امسال برای ایجاد امنیت زنان این کشور که به تنهایی و گروهی اقدام به سفرهای برون شهری می کنند، قطار و واگن های اختصاصی در نظر گرفت.

بانوان مالزیایی نیز از آذر ماه امسال همزمان با افزایش استفاده از قطار ویژه بانوان به وسیله دانشجویان و کارمندان زن خواستار افزایش واگن های قطار ویژه بانوان شدند.

مالزی از سال ۲۰۱۰ در پی برخی حوادث که ناراحتی بانوان را به همراه داشت، واگن های قطار ویژه این قشر را با خدمه زن راه اندازی کرد که با استقبال مواجه شد.

روزانه حدود ۱۳۰ هزار مسافر زن توسط قطارهای بین شهری مالزی جابجا می شوند که از زمان اختصاص دادن واگن به بانوان شکایت های آنها نیز به طور قابل توجهی کاهش یافته است.




هشدارعضو خبرگان رهبری نسبت به اکران برخی فیلم ها
 
 
آیت‌الله ممدوحی با انتقاد از تلاش‌ها برای اکران فیلم‌های ضد ایرانی گفت: بارها و بارها علما تذکر داده‌اند به آقایان مسئول که فیلم‌هایی که محتوای نامناسب و ضد ارزشی نسبت به موضوع خانواده دارند مجوز اکران ندهند.

آیت الله ممدوحی عضو مجلس خبرگان رهبری در گفت‌وگو با فارس، در خصوص تلاش برخی جریانات برای نمایش فیلم‌هایی با موضوعات نامناسب و ضدایرانی اظهار داشت: مهمترین توصیه ما به مسئولین و تصمیم‌گیرندگان این برنامه‌ها این هست که از ادامه این روند دست بکشند. چرا که اینکارها درست نیست و به جامعه آسیب وارد می‌کند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم افزود: من نمی‌خواهم به ریشه این امر بپردازم و فقط به این نکته اکتفا می‌کنم که بارها و بارها به آقایان مسئول تذکر داده‌‌ایم که به فیلم‌هایی که محتوای نامناسب و ضدارزشی نسبت به موضوع خانواده دارند مجوز اکران ندهند.

براساس این گزارش، در پی هشدار رسانه‌ها نسبت به محتوای نامناسب و ضد ایرانی «خانه پدری» اکران این فیلم پس از دو روز متوقف شد اما گروهی خاص در پشت صحنه تلاش دارند تا مقدمات رفع توقیف و اکران دوباره آن را فراهم کنند.





صفحه قبل1...2728293031...74صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران