منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
درباره

اگر از سرهایمان کوه ها بسازند هرگز در کتاب های تاریخ نخواهند خواند "خامنه ای" تنها ماند... ------------------------------------ امام خامنه ای (مدظله العالی) : ای جوانان و ای بسیجیان عزیز ، در هر جای کشور که هستید ، این بصیرت را روز به روز افزایش دهید .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->) , 


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

ترویج بدحجابی و روابط آزاد دختر و پسر در سینما
 
 
چند صباحی است که برخی فیلم های سینمایی و حتی سریال ها ناخواسته به ترویج و اشاعه فرهنگ غربی همت گمارده و در حال اشاعه آن در بین جوانان کشور است به طوری که اشرافی گری، ترویج بد حجابی، تبلیغ روابط آزاد دختر و پسر، چند همسری , و ... در حال حاضر پای ثابت سینما های ایران شده است.
به گزارش اطلاع رسانی راه دانا، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، رابطه زن و مرد بسیار آزادانه در سینما به تصویر کشیده می شد که این رابطه پس از پیروزی انقلاب تغییر کرد و در چهارچوب موازین اسلام در آمد. طی سال‌های اخیر تعدادی مجموعه اکشن و پلیسی ساخته شده که زنان نقش اصلی آنها را به عهده گرفته‌اند و شخصیت محوری قصه آنها بوده‌اند.

الگو های ستاره سازی و مختصات بازیگر گیشه پسند از مباحث چالش برانگیزی است که در سال های اخیر کمتر به آن پرداخته شده است. البته بازیگر ستاره در همه جای جهان، نقش مهمی در رشد و رونق صنعت سینما داشته است.

اما سینمای ایران به دلایل شرایط فرهنگی، سیاسی و ساختار غیرصنعتی اش در دهه اخیر با بحران ستاره ها روبه رو بوده است. رسانه و به ویژه سینما، در دنیاى امروز که عصر انفجار اطلاعات نام گرفته‌است جایگاهى بس رفیع و درخور توجه دارد و از اینرو، گرایش زنان به هنر سینما که در پى مشارکت آنان در فعالیت‌هاى اجتماعى و هنرى خصوصا سینما و بازیگرى بوده‌است، امرى کاملا ضرورى و اجتناب‌ناپذیر گردیده‌است. 

فارغ از قصه گفتن باید از عادی‌بودن بی‌حیایی در روابط دختر و پسر، و محرم و نامحرم در سریال‌ها انتقاد کرد. گویی این نوع رابطه و تعامل جزئی عادی و همگانی است، همانطور که مثلاً همه شخصیت‌ها در برخورد با یکدیگر سلام می‌دهند و این موضوع اصلا ربطی به نسبت آنها با هم، اعتقاد و جایگاه اجتماعی‌شان ندارد.

دعوای زن و شوهرها از عناصر تکرار شونده در سینما بوده و هست گاهی به طنز و گاهی کاملا جدی، گاهی فیلمساز قصد شوخی داشته و گاهی در نقد این رابطه فیلم ساخته.

اما تولید و اکران فیلم‌های ضد اخلاقی و زیر سؤال بردن ارزش‌های دینی و اخلاقی به جریانی عادی در سینمای امروز ما تبدیل شده است. عمق فاجعه تا جائیست که این جریان روز به روز به سمت عادی‌سازی و قبح‌شکنی از اعمال خلاف شرع پیش می‌رود که در لایه‌های زیرین این فیلم‌ها احکام اسلامی نیز به راحتی زیر سؤال می‌رود

گاهى ارتباط زن و مرد در بعضى از صحنه‌ها طورى نزدیک و خودمانى است که آدمى که پاى تلویزیون نشسته واقعاً خجالت مى‌کشد.جالب اینکه همین کسانی که سینما را تا این حد به تباهی کشیده‌اند، می‌گویند چرا مردم با سینمای ما قهر کرده‌اند! خدا را شکر که مردم با این سینما قهرند.مصیبت آن روزی است که مردم به این سینما اقبال نشان دهند! واقعا سوال اینجاست که با این تفاسیر، ممیزی ارشاد در کدام خواب خرگوشی به سر می‌برد.
با نیم نگاهی به سینما، تلویزیون و رسانه‏ های ایران، شاهد افول گام به گام از اصول و ارزش ها هستیم. اگر سابقا در فیلم‏ها شاهد مهمانی مختلط بودیم، امروز به راحتی عروسی مختلط به تصویر کشیده می شود. 

اگر سالیان گذشته، نمایش رقص مردان و حتی پخش آهنگ‏های تند روا نبود، امروزه این نوع رفتارها را به کرات مشاهده می‏ کنیم؛ باید گفت اقدامات با دقت و منسجم جوانان انقلابی و نیروهای متدین قطعا بر روال کنونی سینما و تلویزیون تاثیرگذار است.

اما چند صباحی است که برخی فیلم های سینمایی و حتی سریال ها ناخواسته به ترویج و اشاعه فرهنگ غربی همت گمارده و در حال اشاعه آن در بین جوانان کشور است به طوری که اشرافی گری، ترویج بد حجابی، تبلیغ روابط آزاد دختر و پسر، چند همسری , و ... در حال حاضر پای ثابت سینما های ایران شده است.


به هر حال در پایان بد نیست بخشی از فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار با مدیران صدا و سیما در سال ۸۱ آورده شود:

«مسألة ارتباط زن و مرد هم مسألة مهمّى است. بین زن و مرد یک حجاب گذاشته شده است؛ با هم حرف مى‌زنند، معامله مى‌کنند، دعوا مى‌کنند، دوستى مى‌کنند؛ اما با یک حجاب و حفاظ. این در اسلام هست و بایستى رعایت شود. ارتباط زن و مرد را در این مکالمات و محاورات بایستى رعایت کرد.»



پوشش هوایی نهاجا بر روی تنگه هرمز و دریای عمان
 
 
سخنگوی نیروی هوایی ارتش در رزمایش محمد رسول‌الله(ص) از برقراری "پوشش ویژه‌ هوایی" از تنگه هرمز تا دریای عمان توسط جنگنده‌های ارتش خبر داد.
 امیر حسین چیت‌فروش سخنگوی نیروی هوایی ارتش در رزمایش بزرگ محمد رسول‌الله(ص) ارتش طی سخنانی با بیان اینکه نیروی هوایی، پوشش ویژه‌ هوایی را از تنگه هرمز تا دریای عمان برقرار کرده است، گفت: ما با استفاده از سامانه‌های جدید خود توان تحلیل هوایی از دریا را توسعه داده‌ایم و به عبارتی، رصد دقیقی از آنچه که در دریا می‌گذرد را دریافت می‌کنیم و تجزیه و تحلیل اطلاعات در حداقل زمان صورت می‌گیرد.

وی با بیان اینکه هواپیماهای نیروی هوایی هم در قالب نیروهای نارنجی (دشمن فرضی) و هم در قالب نیروهای خودی در منطقه رزمایش پرواز می‌کنند، افزود: اجرای این نقش بسیار مشکل است اما خلبانان جوان نهاجا به خوبی وظیفه خود را انجام می‌دهند.

سخنگوی نیروی هوایی ارتش فریب نیروهای دشمن جهت پرواز مداوم در آسمان را از دیگر برنامه‌های نیروی هوایی در رزمایش عنوان و خاطرنشان کرد: ما پوشش هوایی مناسبی در منطقه برقرار کرده‌ایم چرا که اگر پوشش هوایی مناسب نباشد، ممکن است هواپیماهای دشمن فرضی، منطقه را بمباران کنند.

امیر چیت‌فروش تصریح کرد: سوخت گیری هوایی از دیگر برنامه‌های مدنظر نیروی هوایی در رزمایش محمد رسول‌الله(ص) است. هواپیماهای ما همانند پمپ بنزین در هوا به جنگنده‌ها سوخت می‌رسانند تا آنها را آماده ورود به میدان و معرکه کنند.

وی در پایان گفت: ما تجارب فراگرفته از دفاع مقدس را به مدل تهدیدات جدید اضافه کرده‌ایم و همواره خود را به روز نگه می‌داریم تا قدرت پاسخگویی به هر نوع تهدیدی را داشته باشیم.


منبع: تسنیم



آرزوی آیت الله خاتمی برای فتنه گران
 
 
 
امام جمعه موقت تهران گفت:سرمایه نظام اسلامی مردم هستند و فتنه گران در حقیقت این سرمایه را در دنیا تباه کردند اما با این وجود مردم با نظام هستند وخواهند بود که نشانه آن حضور مردم در انتخابات اخیر بود.

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله؛ آیت الله سید احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران در گفت‌وگو با مهر با بیان اینکه فتنه سال ۸۸ تجلی یک شورش داخلی علیه نظام اسلامی بود، آنچنان که جنگ تحمیلی نیز تجلی یک شورش خارجی علیه نظام بود، اظهار داشت: واقعیت آن است که در فتنه ۸۸ اگر معترضان به انتخابات با استفاده از ظرفیت‌های قانونی که مقام معظم رهبری فرموده بودند خواست خود را مطرح می‌کردند، مشکلی نبود زیرا در هر انتخاباتی اعتراض هست و آن راهکار قانونی دارد. 

وی افزود: اما آنچه در عرصه بیرونی اتفاق افتاد و مشاهده شد، اعتراض نبود بلکه اردوکشی خیابانی بود که در پی بیانیه‌های دعوت‌کننده به این امر صورت گرفت و فتنه سال ۸۸ را ساخت و اگر اعتراض به صورت قانونی شکل می گرفت، مشکلی برای نظام درست نمی‌کرد. 

امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه ضربه‌ای که فتنه سال ۸۸ به نظام زد، ضربه‌های اقتصادی و سیاسی بود که مسائل اقتصادی آن را باید اقتصاددانان بگویند و ضربات سیاسی آن را هم سیاسیون باید ارزیابی کنند، گفت: سرمایه نظام اسلامی مردم هستند و فتنه گران در حقیقت این سرمایه را در دنیا تباه کردند اما با این وجود مردم با نظام بودند، هستند و خواهند بود که نشانه آن حضور مردم در انتخابات ها و همچنین آخرین انتخابات ریاست جمهوری است. 

آیت الله سید احمد خاتمی افزود: سران فتنه کاری کردند که دنیا این سرمایه را نبیند و یا اینکه عکسش را ببیند و بگونه ای آن را ترسیم کردند که نشان دهد تمامی مردم شورشگران خیابانی هستند در صورتی که این موضوع تحریف واقعیت بود. 

وی همچنین گفت: اگر دنیا اکثریت مردم را می‌خواست ببیند باید حضور مردم در ۹ دی ماه و در برخی استان ها در ۸ دی ماه را می‌دید؛ بنابراین می‌توان گفت فتنه گران و سران فتنه با آبروی نظام اسلامی بازی کردند و این ضربه از ضربه های اقتصادی به نظام به مراتب فراتر است. 

امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه انتظار می‌رود اهل تحلیل در این عرصه وارد شوند و ضربه‌هایی که به آبروی نظام وارد شد را بررسی کنند، اظهار داشت: اینکه مقام معظم رهبری می‌فرمایند فتنه گران سرمایه حضور ۸۵ درصدی مردم را تباه کردند دلیلش همین است که آنها با آبروی نظام بازی کردند. 

آیت‌الله سید احمد خاتمی در ادامه در پاسخ به این سئوال که آیا فعل سران فتنه را بغی بر نظام اسلامی می‌دانید یا خیر؟ گفت: در این عرصه تشخیص قاضی دادگاه مهم است و تشخیص‌های دیگر حرف اول را نمی‌زند و قاضی باید نظر دهد که آیا اینها باغی هستند یا خیر؛ اما فقه ما می‌گوید «الباغی من خرج علی امام عادل» که بر این اساس باغی آن کسی است که خروج بر امام عادل داشته باشد. 

وی تاکید کرد: ما نیز امروز مقام معظم رهبری را رهبری عادل می‌دانیم. 

امام جمعه موقت تهران در پایان با اشاره به چهارمین سالگرد حماسه نهم دی ماه، خاطر نشان کرد: در چهارمین سالگرد ۹ دی از خدا می‌طلبیم که تنبه را بر فتنه‌گران و سران فتنه عنایت کند تا آنها با عذرخواهی از مردم و ولایت بتوانند این زخم را التیام بخشند و باید بدانند که بدون عذرخواهی مطلقا گره‌ای باز نخواهد شد.



دخترکشی با چاشنی دین اسلام!
 
چرا خانه پدری فیلم سیاهی است؟
 
 
 
هر بخش از فیلم «خانه پدری» نمادی از یک دوره زندگی اهالی خانه پدری است، اما همه این زندگی تحت تاثیر خشونت قتل فجیع سال‌های گذشته قراردارد و هیچ‌گاه زندگی از زیر بار این خشونت بیرون نمی‌آید.
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، کیانوش عیاری برای ساخت فیلم «خانه پدری» داستان راز اختفای جنایتی خانوادگی را طی پنجاه یا شصت سال از زندگی یک خانواده مذهبی ایرانی انتخاب کرده است. ماجرای فیلم با حضور ملوک - دختری با روبند - از بیرون به داخل خانه آغاز می شود ملوک مضطرب و نگران است. پدر او را به زیرزمین هدایت می‌کند، ملوک در زیرزمین می‌بیند که محتشم (برادرش) در حال کندن زمین است. او متوجه می‌شود که پدر چه قصدی دارد، دستپاچه مانع حضور پدر و برادر در زیرزمین می‌شود اما ممانعت او فایده‌ای ندارد، زیرا هر دو خود را به زیرزمین رسانده‌اند ملوک پیش از مرگ از شدت ترس کنترل ادرار خود را از دست می دهد در شرایطی که دختر به پدر گوشزد می‌کند که فرد دینداری است و در دیالوگی می‌گوید «تو وقتی روبه‌روی خدا می‌ایستی چه می‌گویی» (نقل به مضمون) اما پدر فرصت توضیح نمی‌دهد و او را به زیرزمین می‌کشاند، این پدر متدین با قساوت سنگی بزرگ را چند بار بر سر دختر می‌کوبد. شوکی که عیاری با کشتن دختر به مخاطب می‌دهد در دوره اکران این فیلم در جشنواره سال گذشته مورد اعتراض شدید و تاثر شدید مخاطبان قرار گرفت.

پدر (مهران رجبی) مردی سنتی و مذهبی است. او دختری را می کشد و مخاطب تا انتهای فیلم نمی‌تواند بفهمد که این بی‌آبرویی که پدر از آن یاد می کند چه بوده که دختر مستوجب چنین مرگی است و خانه پدری را به محلی برای این جنایتی بزرگ تبدیل می‌کند. محلی که یادآور عذاب است و جنایتی در آن رخ می‌دهد و به آن قبرستان اطلاق می‌شود که نسل به نسل در خانواده واگو می‌شود. 

خانه پدری که در فرهنگ ما مکان امن و مامن برای دخترانی است که آن را ترک کرده و به خانه شوهر می روند، به محلی مخوف و به قولی قبرستان بدل می شود. حتی در شرایطی که دختر از کتک زدن‌های همسرش علیرضا خسته شده و به خانه پدر پناه آورده است، محتشم (ناصر هاشمی) برادر دختر نمی‌تواند جلوی شوهر خواهرش (علیرضا) را بگیرد زیرا این ننگ بر پیشانی او است که پدرش ملوک را کشته است و شوهر خواهرش نمی‌خواهد زن و فرزندانش در آن قبرستان حضور داشته باشند.

نکته جالب توجه در فیلم این‌که پدر بعد از کشتن دخترش به زندگی عادی ادامه می‌دهد و تا زمانی که مادرش (فریبا کامران) زنده است مرگ او را کتمان می‌کند. پس از کشتن ملوک، عمویش برای اطمینان از مرگ دختر و پاک شدن این بی‌آبرویی، پسرش را مامور می‌کند تا از مرگ دختر عمویش مطمئن شود. او هم با شمشیر تعزیه که در یکی از صندوق‌های زیرزمین می‌یابد سراغ قبر رفته و با شمشیر تعزیه از مرگ دخترعمویش مطمئن می‌شود و شمشیر تعزیه به خون دختر آغشته می‌شود.

خانواده‌ای که اینگونه مذهبی و متشرع است که در تعزیه امام حسین‌علیه‌السلام شرکت دارد، چگونه می‌تواند دختری را بدون اثبات گناهش به مرگ محکوم کند و اصرار به پاک کردن این بی‌آبرویی مبهم دارد و جالب است که مردان متشرع بدون بازگو کردن بی آبرویی دختر تا پایان فیلم او را مستحق مجازات می‌دانند.

در جای جای فیلم خشونت علیه زنان دیده می شود ملوک که پیش از مرگ از شدت ترس کنترل ادرار خود را از دست می دهد در نمای دیگری تکرار می شود زمانی که دختری از ترس اعمال خشن پدر، کنترل ادرار خود را از دست می دهد. یا در جایی دیگر دختر در مراسم خواستگاری تریاک می‌خورد. خشونت در زمان های مختلف تکرار می شود. 

از نگاه فیلمساز اگر در چند دهه قبل شدت خشونت در مرگ و زندگی دختر نمود پیدا می‌کرد، چند دهه بعد نیز همچنان شدت خشونت علیه دختر چنان ترسی در وجودش ایجاد می کند که با شدت خشونتی که در هنگام قتل دختر اتفاق افتاد برابری می‌کند. به‌این ترتیب مشخص می شود که موقعیت زن در گذر زمان همچنان در معرض خطر قرار دارد و حجم خشونت علیه زنان کاسته نشده است، هر چند که شکل اعمال خشونت تغییر کرده است.

گذشت زمان در «خانه پدری» به خوبی نشان داده شده است. هر بخش از فیلم نمادی از یک دوره زندگی اهالی خانه پدری است؛ اما همه این زندگی تحت تاثیر خشونت قتل فجیع سال‌های گذشته قراردارد و هیچ‌گاه زندگی از زیر بار این خشونت بیرون نمی‌آید.

خشونتی که گرد این قتل رقم می خورد در طول زندگی پوست می اندازد، رنگ عوض می‌کند اما همچنان شدید باقی می ماند، به خصوص آن که در بخش انتهایی قصه محتشم مجبور می‌شود خانه را تخریب کند و بالاجبار با ناصر (شهاب حسینی) به آن محل می‌آید و قصد دارند استخوان‌های جسد را به جای دیگری منتقل کنند تا بتوانند به راحتی آن خانه را ویران کرده و از نو بسازند و در نمای آخر بار دیگر این خشونت از دل خاک سر برآورده و رخ خود را عیان می کند.

فیلم علاوه بر این خط داستانی، از لحاظ نشانه‌شناختی تفسیر تکان دهنده و کاملا ضدایرانی دارد که فعلا از بیان آن خودداری می‌کنیم.


منبع:فارس



ماجرای جلسه خصوصی هاشمی با فرماندهان سپاه
 
 
 
فرمانده قرارگاه کربلا سپاه در عملیات "کربلای ۵" می‌گوید: دو سه روز بعد از عملیات کربلای۴، آقامحسن صدایم کرد و گفت غلامپور این شما، این هم یگان‌هایت، برو خط شلمچه را تحویل بگیر، هیچ کاری هم به بحث‌ها و حرف‌ها نداشته باش. به جعفری هم گفت برو کار آماده‌سازی هور را انجام بده. به علایی هم گفت برو سمت فاو. ایزدی را هم فرستاد غرب.

به گزارش  مشرق، روایت زیر بخش نخست خاطرات سردار "احمد غلامپور" فرمانده قرارگاه عملیاتی کربلا در عملیات "کربلای ۵" است که در ادامه می خوانید. او در این روایت تلاش دارد به بیان دلایل اجرای عملیات کربلای ۵ و نظر فرماندهان جنگ در این باره بپردازد. این خاطره برگرفته از فصلنامه نگین ایران است. 

با اجرای عملیات دشمن در زمین و زمان دچار غفلت شد 

دشمن با تصور ذهنی و تحلیلی که از وضعیت ما داشت، به این جمع‌بندی رسیده بود که ایرانی‌ها خیلی تلاش کنند یک سال دیگر آمادگی اجرای عملیات بزرگ دیگری مثل عملیات کربلای ۴ را پیدا می‌کنند تازه معلوم نیست آن عملیات در چه نقطه‌ای و در کجا باشد. بنابراین با اجرای عملیات کربلای ۵ دشمن در زمین و زمان دچار یک غافلگیری شد. 

به نظر من، فرماندهی به این جمع بندی رسیده بود که در وضعیت موجود و با موفقیتی که در محور شلمچه به دست آوردیم، می‌شود از این شکست پلی ساخت برای رفتن به سمت یک پیروزی و یک کار بزرگ‌تر، لذا فکر می‌کنم ۲ یا ۳ روز بعد از کربلای ۴، فرماندهی طی جلسات فشرده‌ای با فرماندهان، دو سه تا کار همزمان انجام داد. 

برگزاری جلسات فشرده با فاتحان کربلای ۴ 

در گام اول وی علل شکست کربلای ۴ را تجزیه و تحلیل کرد. در گام دوم با فرماندهان محور شلمچه به صورت فشرده و مضاعف جلسه می‌گذاشت، یعنی به طور اختصاصی آقای رودکی و نوری را می‌خواست، می‌نشست می‌گفت بگویید شما چطوری توانستید خط شلمچه را بشکافید و بروید داخل و سوار این دژ بشوید؟ یادم است آقای نوری فرماندهی تیپ ۵۷ ابوالفضل(ع) به آقا محسن می‌گفت، ما نیروهایمان سرازیر شدند در یک کوچه مانند و مستقیم رفتند. تعبیرش از کوچه این بود که داخل دژ عراق – که عرض آن حدود ۱۵ متر بود – عراق یک کانالی کنده بود درست عین کوچه؛ اینها افتاده بودند در این کوچه و به قول خودشان، سرازیر شده بودند تا پایین؛ یعنی از حول و حوش پایین زیر سرازیر شده بودند به سمت شلمچه. 

به هرحال تحلیل این شرایط توسط فرماندهی کل اهمیت زیادی داشت. ما از حدود سیصد یا سیصد و پنجاه گردان که برای عملیات کربلای ۴ آماده کرده بودیم، حدود چهل و پنج گردانش در این عملیات به کار رفته بود، اما بقیه‌ی نیروها باقی مانده و پای کار بودند و اگر بنا بر پایان عملیات بود، باید همه این نیروها برمی‌گشتند. 

دو روز بعد از "کربلای ۴"، کار عملیات بعدی آغاز شد 

شما تصور کنید، یک بسیج عمومی در سال ۶۵ شکل گرفته، این بسیج هم کاملا علنی و آشکار بوده، همه‌ی ائمه‌ی جمعه آمده‌اند پای کار و همه زحمت کشیدند، نتیجه‌اش شده سیصد گردان نیرو، حالا یک بخش کوچکی از این نیرو صرف شده در کربلای ۴ و بقیه‌اش مانده، اگر به اینها بگوییم بروید خانه‌هایتان تا بعد ببینیم چه کار می‌شود کرد، علاوه بر اینکه همه‌ی سال را از دست می‌دادیم، در بسیج بعدی هم اگر این دفعه صد هزار نیرو دست ما را گرفته، -باتوجه به آثار و تبعات این اتفاق- ممکن بود پنجاه هزار تا هم دست ما را نگیرد. بنابراین، از دست دادن نیروها هم یکی از معضلاتی بود که نمی‌شد به سادگی از آن گذشت. این هم یک نکته‌ای بود که به نظر من در ذهن فرماندهی خیلی به اصطلاح پررنگ و روشن بود که باید به‌سرعت تصمیم می‌گرفت. 

به همین دلیل، فکر می‌کنم روز دوم یا سوم بود که آقا محسن در عین حال که داشت این جلسات را برگزار و دلایل شکست کربلای ۴ را بررسی می‌کرد، من را صدا کرد و گفت که آقای غلامپور این شما، این هم یگان‌هایت (لشکرهای ۲۵ کربلا، ۴۱ ثارالله، ۱۹ فجر، ۱۰ سیدالشهدا، ۳۱ عاشورا، ۳۳ المهدی، تیپ ۱۸ الغدیر و تیپ ۴۸ فتح)، برو خط شلمچه را تحویل بگیر و شروع کن به کار کردن، هیچ کاری هم به این بحث‌ها، حرف‌ها و نقدها نداشته باش. از اینجا کار ما در کربلای ۵ آغاز شد. اولین حرفی هم که به من زد این بود که کاری به بقیه نداشته باش. به عزیز جعفری هم گفت شما برو کار آماده‌سازی هور را انجام بده. به آقای علایی هم گفت بروید سمت فاو و زمین آنجا را آماده کنید. آقای ایزدی را هم فرستاد به سمت غرب کشور برای آماده‌سازی منطقه‌ی سومار. 

دیدار شمخانی، صفوی و رشید با هاشمی رفسنجانی 

ما رفتیم به منطقه‌ی شلمچه و کار را شروع کردیم و سعی کردیم به این اما و اگرها و هیاهوها خیلی کار نداشته باشیم. خدایی شرایط منطقه‌ی شلمچه هم خیلی سخت بود، اما من خودم علاقه خاصی داشتم به این منطقه، یعنی با وجود سختی‌اش، دلم روشن بود که در این منطقه می‌شود یک کاری کرد. 

من فکر می‌کردم اگر ما اینجا بتوانیم یک عملیات خوب، با طراحی خوب انجام بدهیم، می‌تواند اتفاق کربلای ۴ را جبران کند. از قبل هم من معتقد بودم اگر شلمچه محور و تلاش اصلی‌مان باشد، بهتر می‌توانیم نتیجه بگیریم، ولی خب دوستان نظرشان عبور از رودخانه بود و شرایط شلمچه برایشان سخت بود. به هر تقدیر، آقامحسن گفت که شما بروید آنجا و کار بکنید و آقای رشید، آقای رحیم صفوی و آقای شمخانی را هم فرستاد امیدیه پیش آقای هاشمی که بروید به آقای هاشمی بگویید ما می‌خواهیم در شلمچه عمل کنیم. در واقع روز دوم یا سوم بعد از کربلای ۴ آقا محسن تصمیم قطعی گرفت که می‌خواهد اینجا عمل کند. 

نقش لشکر ۱۹ فجر در اجرای عملیات 

ششم یا هفتم دی بود که به من گفت برو. از طرفی یک هیئت فرستاد پیش آقای هاشمی در امیدیه، اینجا آقامحسن به‌طور قطعی تصمیمش را برای کربلای ۵ گرفت، در حالی که یک فضای مبهم و ناامیدی بر جو سپاه حاکم بود و عموم فرماندهان اصلا انتظار اینکه ده روز دیگر یک عملیات جدید انجام بدهند را نداشتند. آقامحسن هم همه‌ی اصرارش روی زمان بود؛ یعنی می‌گفت تا دشمن در این غفلت به سر می‌برد اگر الان کاری کردیم، کردیم، اگر نکنیم، دیگر نمی‌شود کاری کرد و به همین دلیل ما با توجیهی که شدیم و با حساسیتی که می‌دانستیم این کار دارد، پای کار رفتیم. 

خوشبختانه دو عامل به ما خیلی کمک کرد که به سرعت آماده شویم. یکی اینکه فصل زمستان بود و در خوزستان در این فصل معمولا تا ساعت یازده، دوازده ظهر، مه شدید و غلیظی بر منطقه سایه می‌اندازد و به همین دلیل تلاش ما فقط معطوف به شب نبود، در روز هم کار مهندسی، آماده‌سازی و بقیه‌ی کارهای لازم را انجام می‌دادیم. نکته دوم این بود که خوشبختانه لشکر ۱۹ فجر همکاری بسیار خوبی با یگان‌های ما کرد چون لشکر ۱۹ فجر تقریبا کل خط را در اختیار داشت و منطقه‌ی عقبه هم در اختیارش بود. 

تیپ ۵۷ ابوالفضل(ع) هم منطقه را ترک کرده بود و با قرارگاه نجف رفته بود سمت غرب (سومار). بنابراین، لشکر ۱۹ فجر بسیاری از امکانات را به‌سرعت در اختیار دیگر یگان‌ها گذاشت. علاوه بر این، لشکر ۱۹ فجر شناسایی بسیار خوب و دقیقی از این منطقه انجام داده بود، یعنی نیروهای شناسایی لشکر ۱۹ فجر از هشت الی نه رده موانع دشمن عبور کرده بودند، وضعیت آب را کامل شناسایی کرده بودند و در واقع شناسایی بسیار دقیقی تا دیواره‌های شمالی پنج ضلعی انجام داده بودند. نتایج این شناسایی‌ها در اختیار یگان‌ها قرار گرفت و لازم نبود بگان‌ها کار شناساییشان را از صفر شروع کنند و این خیلی ما را در آماده سازی جلو انداخت. 

احمد کاظمی و حسین خرازی به شدت مخالف اجرای عملیات بودند 

از طرفی فرماندهان یگان‌هایی هم که در اختیار ما بودند انصافا به لحاظ شرایط روحی، روانی نسبت به فرماندهان دیگر وضعیت بهتری داشتند، مثلا روحیه و انگیزه‌ی مرتضی قربانی، قاسم سلیمانی، امین شریعتی، خود آقای رودکی و... که یک بار در کربلای ۴ عمل کرده بودند، بسیار بهتر از فرماندهان یگان‌ها مثل احمد کاظمی و حسین خرازی بود و برای ورود به عملیات آمادگی بیشتری داشتند. فرماندهانی مثل احمد کاظمی و حسین خرازی به صراحت و علنا اعلام می‌کردند که آمادگی ندارند و می‌گفتند ما نمی‌توانیم و به شدت با عملیات کربلای ۵ مخالف بودند. البته دیدگاه‌های این افراد در اسناد و مدارک هم هست. 

سکوت مطلق سردار رشید 

نمی‌دانم کتاب خاطرات آقای هاشمی به نام "اوج دفاع" را دیده‌اید یا نه، آنجا مشروح مذاکرات جلساتی که برگزار شده و اظهارات همه‌ی فرماندهان و آقای هاشمی آمده است. مثلا آقای رشید کاملا سکوت کرده بود و به هیچ عنوان حرف نمی‌زد. من اتفاقا در تاریخ ۱۹ اسفند ۹۲ پیش سردار رشید بودم در جلسه‌ای که با ایشان داشتیم و بحث می‌کردیم، ایشان گفت: من در کربلای ۵ سکوت مطلق کردم چون مخالف بودم، اما نمی‌خواستم ورود کنم، می‌ترسیدم آقامحسن ناراحت بشود، تاحدی که آقای دکتر روحانی (به عنوان ستاد هاشمی) آمد من را کشید کنار و گفت تو چرا اینقدر ساکتی و نظرت را به دیگران نمی‌گویی؟ به من بگو چه نظری داری؟ من به آقای روحانی گفتم مخالفم. این اظهار نظر صریح سردار رشید که "من مخالفم، ولی نمی‌خواهم علنا بین بچه‌ها و آقامحسن و اینها مطرح بکنم." آقای عزیز جعفری هم خیلی موافق نبود. 

برگزاری بیش از بیست جلسه فرماندهی 

در کتاب اوج دفاع هم نوشته شده، عزیز گفته ما کار نداریم، ما آماده‌ایم اگر راه باز شد ما هم برویم دنبال قرارگاه کربلا؛ یعنی خیلی امید نداریم که قرارگاه کربلا برود. در واقع، در چنین فضا و شرایطی فرماندهی باید اوضاع و احوال را کنترل می‌کرد. در این شرایط ما هم مشغول توجیه و آماده‌سازی بودیم، به نظرم در فاصله چهارم دی ماه – که کربلای ۴ انجام شد- تا نوزدهم که کربلای ۵ اجرا شد، شاید بیش از بیست، سی تا جلسه تشکیل شد؛ یعنی بیشترین جلسات در یک دوره‌ی زمانی کمتر از دو هفته، در این عملیات گذاشته شد. در اغلب جلسات هم آقای هاشمی حضور داشت. شرایط خیلی حساسی بود. من معتقدم که آقای هاشمی هم دلش می‌خواست یک عملیات بزرگ و موفقیت آمیز در محور شلمچه، انجام شود که دستش پر باشد. او هم نگران این بود که اگر این عملیات هم با شکست مواجه بشود بالاخره یک اتفاقی می‌افتد و هم در صورتی که پیروز می‌شدیم، می‌توانست با این پیروزی جنگ را به نقطه پایانی نزدیک کند. 



سردار غلامپور، سردار محرابی، سردار قاسم سلیمانی 


ماجرای جلسه خصوصی هاشمی با فرماندهان سپاه در رابطه با ادامه جنگ 

البته من اعتقاد شخصی‌ام را عرض می‌کنم، چون اظهارنظرهای آقای هاشمی و حرف‌هایی که می‌زد در واقع دو وجهی بود؛ از یک وجه کاملا خودش را موافق نشان می‌داد و می‌گفت بشود خوب است. چرا؟ چون آقای هاشمی احساسش این بود که اگر ما عملیات بکنیم و پیروز بشویم خواسته‌ی او که به دنبال یک عملیات بزرگ و موفقیت آمیز بود تا بتواند از طریق آن جنگ را تمام کند، محقق می‌شد. در یک جلسه که در کتاب آقای هاشمی هم ثبت شده است، آقای هاشمی همه‌ی فرماندهان سپاه را جمع کرد – با عذرخواهی از عزیزان ارتش- در آنجا آقای هاشمی فقط فرماندهان سپاه را جمع کرد و گفت: ببینید جنگ روی کاکل شما می‌چرخد. شمایی که اگر کسی حرف آتش بس بزند زمین را به آسمان وصل می‌کنید، اگر شما بگویید جنگ، امام هم می‌گوید ادامه بدهید، اگر شما بگویید نه، امام هم می‌گوید نه، چون نگاه امام به شما است، اگر می‌خواهید بجنگید، معطل نکنید مملکت و کشور و اینها را. اگر هم نمی‌خواهید بجنگید خودتان بروید به امام بگویید ما نمی‌توانیم بجنگیم، من هم نمی‌روم چون اگر من بروم امام فکر می‌کند من از خودم گفتم. شما بروید به امام بگویید ما نمی‌توانیم بجنگیم. 

این حرف‌ها را آقای هاشمی به صراحت در جلسه‌ی فرماندهان گفت که تکلیف را روشن کنید. در واقع آقای هاشمی به شدت دنبال این بود که از کربلای ۵ یک تصمیمی بیرون بیاورد؛ چون فضای سپاه طوری بود که اگر ما می‌خواستیم در اجرای این عملیات درصدی از شکست را احتمال بدهیم دیگر برایمان قابل تحمل نبود، یعنی اگر عملیات کربلای ۵ با عدم الفتح مواجه می‌شد حتما دیگر حرفی برای گفتن نداشتیم و می‌گفتیم آقا ما تسلیم شدیم و شاید آن اتفاقی که بعدها افتاد و آن قضیه‌ی نامه و درخواست، شاید در کربلای ۵ اتفاق می‌افتاد، به همین دلیل عرض می‌کنم که آقای هاشمی هم اصرار داشت که ما، اگر می‌توانیم عمل کنیم. 

جلسه آخر تا دو نصفه شب طول کشید 

نکته‌ی دیگری که شاید کمتر کسی به آن توجه کرده باشد این است که فضای حاکم بر تصمیم‌گیری کربلای ۵، فضایی بود شبیه دو حادثه‌ای که قبلا در جنگ اتفاق افتاده بود، اما نتیجه و خروجی آن‌ها عکس کربلای ۵ بود. اگر یادت باشد دو بار شهید صیاد شیرازی ما را پای دو عملیات برد؛ یکی عملیات کمیل که می‌خواست از جزیره خارج بشود و یکی هم جزیره‌ی مینو که می‌خواست هلی برن کند. حتی در عملیات دوم ما را بردند منطقه، آموزش دادند، مانور انجام دادند. در هر دو مورد آقای صیادشیرازی کار را تا آستانه‌ی عملیات پیش برد، اما در جلساتی که با حضور آقای هاشمی و یکی‌اش هم با حضور حضرت آیت الله خامنه‌ای بود، چون جو غالب جلسه طوری بود که همه مخالف بودند، آقای هاشمی تصمیم به لغو آن‌ها گرفت.در کربلای ۵ فضای حاکم بر عملیات دقیقا شبیه دو عملیات قبلی و حتی شدیدتر از آن‌ها بود، چون عناصر اصلی سپاه مثل آقای رشید یا عزیزجعفری به شدت مخالف بودند، ارتشی‌ها هم همه مخالف بودند به همین دلیل روال قانونی و قاعده‌اش طبق تجارب قبلی این بود که آقای هاشمی با توجه به آن دو اتفاق قبلی، حتما برای این عملیات هم بگوید "نه". حالا شما مشروح این مذاکرات را که بخوانید و آن جلسه آخر که تا ساعت ۲ صبح هم به طول کشید، خیلی مسائل روشن می‌شود. 





جلسه خصوصی هاشمی و محسن رضایی/ اعلام نظر نهایی 

در آن جلسه آقای هاشمی شروع کرد به رای گیری، این روال را، البته دو بار قبل هم تجربه کرده بودیم، ولی به این شکل صریح نبود. آقای هاشمی نظر تک تک افراد را پرسید. آقای هاشمی وقتی به من رسید گفت که خب آقای غلامپور شما نظرت را بده، شما قرارگاه اصلی هستید، ماموریت اصلی به عهده‌ی شما است. من می‌خواستم برایشان توضیح بدهم که همه یگان‌هایم پای کار هستند، اما این ابهامات هم وجود دارد، اما ایشان گفت نه دیگر نشد، یا بگو آره یا نه. همین‌جا بود که آقا محسن گفت آقای هاشمی این فرمانده من، فردا شب می‌خواهد برود بزند به خط، این‌جوری که اصلا شرایط فراهم نمی‌شود، ایشان دیگر روحیه پیدا نمی‌کند، نمی‌تواند بجنگد. بعد هم جلسه را قطع کرد و با آقای هاشمی رفتند داخل آن سنگر کوچک و حدود بیست دقیقه خصوصی صحبت کردند. بعد از آن آقای هاشمی اعلام کرد که عملیات اجرا بشود. می‌خواهم بگویم تصمیم‌گیری و انتخاب منطقه‌ی نبرد کربلای ۵ در واقع یک فرآیند خیلی سختی بود. 

آقای هاشمی اگر دستور اجرای عملیات را می‌داد و عملیات موفق می‌شد، خب همان چیزی بود که به دنبالش بود و طبیعتا این برایش بهتر بود، اما اگر می‌گفت بروید و ما شکست می‌خوردیم یا اصلا باتوجه به مخالفت فرماندهان، تصمیم می‌گرفت عملیات اجرا نشود دوباره روز از نو روزی از نو، یک مجال دیگری برای سپاه پیش می‌آمد، چون سپاه که نگفته بود من نمی‌خواهم بجنگم، تازه باید یک فرصت مجدد می‌دادند به سپاه تا عملیات دیگری را پیگیری کند. لذا آقای هاشمی احساس می‌کرد اگر موافقت کند این به صلاح نظام و انقلاب و جنگ و کشور است، چون بالاخره تکلیف روشن می‌شود. اگر هم عملیات شکست بخورد بالاخره خود سپاه با آقای هاشمی همسو می‌شود و به امام می‌گویند ما نمی‌توانیم. بنابراین آقای هاشمی با هوشمندی و عقلانیتش به این جمع‌بندی رسید که با وجود همه‌ی مخالفت‌ها عملیات اجرا شود. آقای هاشمی با درک شرایط و وضعیت با آقای رضایی همسو و همراه شد و تایید کرد که عملیات اجرا بشود. البته من در برخی جاها حتی در مقاله‌ای راجع به کربلای ۵ از آقای درودیان دیدم که تصمیم‌گیری قطعی و نهایی را به عهده آقای هاشمی گذاشته است، به آقای رشید هم عرض کردم که اینجا به نظر من، حتی آقای درودیان –به‌عنوان یک راوی جنگ سپاه و کسی که با واقعیت جنگ از نزدیک سروکار داشته- نسبت به آقامحسن بی انصافی کرده، در حالی‌که، خداوکیلی آنچه من شاهد و ناظر قضیه بودم این بود که اگر آقای هاشمی هم گفت بله، آقای رضایی ایشان را مجاب کرد. 

کربلای ۵ بدون کربلای ۴ معنا و مفهوم ندارد 

در واقع این دوره پانزده روزه یک دوره کوتاه زمانی، اما بی‌نظیر است، از این نظر که ما ظرف پانزده روز، هم طرح‌ریزی کردیم، هم منطقه‌ی نبرد را انتخاب کردیم، هم تصمیم به این سختی را گرفتیم و هم وارد عملیات شدیم. البته یک نکته را من از نظر عملیاتی و نظامی عرض بکنم، خوشبختانه مزیتی که منطقه شلمچه داشت این بود که ما عملا آمدیم جای تلاش اصلی و پشتیبانی را عوض کردیم. یعنی نزدیک بودن تلاش پشتیبانی و اصلی به هم، استقرار عقبه‌ها در جای خودشان، استقرار یگان‌ها و واحدها، شناسایی‌های انجام شده و اقداماتی که لشکر ۱۹ فجر و تیپ ۵۷ ابوالفضل(ع) انجام داده بودند، در واقع شرایطی را ایجاد کرده بود که به میزان عمده و قابل ملاحظه‌ای در زمان صرفه‌جویی شد. به همین دلیل است که ما اعتقاد داریم که اصلا کربلای ۵ بدون کربلای ۴ معنا و مفهوم ندارد و تفکیک آن‌ها غیرممکن است. در کربلای ۵ می‌شود گفت خداوند به واسطه‌ی یک سختی، یک راه جدیدی را برای ما باز کرد؛ یعنی اگر اتفاق کربلای ۴ نمی‌افتاد، دشمن غافل نمی‌شد و ما نمی‌توانستیم دشمن را در زمین و زمان غافلگیر کنیم. بنابراین، نمی‌توانیم راجع به موفقیت کربلای ۵ حرف بزنیم بدون اینکه شکست کربلای ۴ را به آن وصل کنیم.
 

 




حکم اعدام عناصر اصلی فتنه حداقل مجازات فتنه گران است
 
 
 
۹ دی روز تجلی قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب است و این حرکت مردم اتمام حجت برای همه است، ۹دی روز بیداری و خروش و حضور ملتی است که به مقدساتش، نظامش و سالار شهیدانشان توهین شده بود و کاسه صبرشان لبریز.
 
به گزارش رهیاب نیوز ،متن بیانیه شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی خوزستان به مناسبت یوم ا… ۹ دی که در نماز جمعه این هفته اهواز نیز توزیع شد، به شرح زیر می باشد: 

بسمه تعالی 

فَاصْبِرْ إِنََّ وَعْدَ اللََّهِ حَق وَلا یَسْتَخِفََّنََّکَ الََّذِینَ لا یُوقِنُون ( سوره روم آیه ۶۰ ) 

تاریخ ۶۰ ساله انقلاب اسلامی مملو از نقاط عطفی است که در اذهان ملت شریف و ولایت مدار ایران اسلامی نقش بسته است. دوران غرور آفرین دفاع مقدس و رشادتهای جوانمردان این خطه، تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و فتنه۸۷ در کوی دانشگاه، پیشرفتهای علمی و هسته ای از نمونه های بارزی است که جزء هویت هر ایرانی ولایت مدار و متعهد می باشد و در این عرصه دشمنان و فتنه گران همواره در تلاش بوده اند که مسیر رشد و شکوفایی ملت ایران را سد کنند که با بصیرت ملت و رهبری مدبرانه رهبرفرزانه انقلاب ناکام گشته اند. 

فتنه بعد از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۸ از دیگر نقشه ها و ترفندهای معاندان و مغرضان نظام بود که با طراحی چندین ساله به بهانه ناکامی در انتخابات توسط فتنه گرانی در داخل و خارج از کشور شعله ور شد. امااز آنجا که “وَمَکَروا وَمَکَرَ اللَّهُ و اللَّهُ خَیرُ الماکرِین” خداوند مکر آنان را برملا و ملت ایران را هرچه بیشتر به انقلاب نزدیکتر کرد و بصیرت ملت شریف و شهیدپرور ایران در حماسه ۹ دی ۸۸ بر جریده تاریخ ثبت شد. 

۹ دی روز تجلی قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب است و این حرکت مردم اتمام حجت برای همه است. ۹دی روز بیداری و خروش و حضور ملتی است که به مقدساتش، نظامش و سالار شهیدانشان توهین شده بود و کاسه صبرشان لبریز. 

در ۹ دی مردم نشان دادند که همواره با بصیرت به وصایای امام راحلشان گوش می دهند که می فرمود (همواره پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد). 

۹ دی نماد ارادت مردم عاشورایی ایران به امامت، منشور هدایت و سرلوحه ی بیداری نسلهای آینده است که با نگاه به آزمون بصیرت و بیعت عاشقانه پدران و مادرانشان در تلالو نورانیت حضور بی دریغ و عظمی راسخ، چشمان فتنه را در این روز بزرگ کور کردند و به تمامی فتنه گران داخلی و توطئه گران خارجی فهماندند که همیشه بیدار و در صحنه اند و پاسدار واقعی میراث گران سنگ ولایت هستند. 

فتنه گران ۸۸ با پیش بردن جامعه به اغتشاش و نا امنی، ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی از درون، ضربه به ملت و تلخ کردن کام مردم پس از شادی بزرگ مشارکت در انتخابات، نابود کردن حادثه افتخارآمیز انتخابات پرشور ۸۸، هتک آبروی نظام در مقابل ملتها، تهمت زدن به نظام اسلامی، زمینه سازی برای آشوب و اغتشاش، تهمت به نظام، خدشه به رأی مردم و نفی آن، تلاش برای تغییر نتایج قانونی انتخابات با زور خشونت و اردوکشی خیابانی، امیدوار کردن جبهه دشمن، بی بصیرتی و چشم بستن بر روی حقایق واضح، سرپیچی از راه معقول قانونی، بازیچه دشمن شدن، امیدوار کردن دشمن، دعوا راه انداختن و مضطرب کردن ملت و خوشحال کردن دشمن، تمکین نکردن به قانون و رأی مردم، بیزاری نجستن از آشوبگران، انتخابات را مظهر اختلافات وانمود کردن، ایجاد تلاطم و گرفتن آرامش عمومی و ثبات از ملت، قانون شکنی و دشمن شاد کردن کشور، ایجاد هزینه و زحمات برای کشور و مردم، تلاش برای قرار دادن مردم در مقابل نظام، تخلف از قانون، قرار دادن کشور در لبه ی پرتگاه خشونت و خونریزی بر سر قدرت، قراردادن کشور در لبه پرتگاه اختلافات و جنگ داخلی، و ازهمه مهم تمر ریختن خون شهدای مقابله با فتنه گناهانی نابخشودنی هستند که عده ای ساعی دارند این گناهان بزرگ را کوچک جلوه داده و شرایط حضور دوباره فتنه گران در بستر سیاسی کشور را فراهم کنند. 

اینان کسانی هستند که هنوز پیام ۹ دی را دریافت نکردند؛ اینان بدانند رافت اسلامی به معنای بخشش گناه بزرگ فتنه گران نیست؛ حکم اعدام عناصر اصلی فتنه حداقل مجازات فتنه گران و التیام زخم ملت ایران خواهد بود. 

کسانی که در فتنه ۸۸ مردود شدند و بر خطای خود اصرار دارند دیگر جایی در بین ملت ایران نخواهند داشت چه برسد به جایگاه، اینان افرادی هستند که مردم ایران اجازه نخواهند داد که این افراد در مسئولیت های کشور نقشی بیافرینند چون که این فتنه گران با اصل نظام مشکل دارند و اگر فرصت مهیا شود بازهم به نظام ضربه خواهند زد. 

آری ملتی که در ۹ دی حماسه آفرید همان ملتی است که بارها با مهارت شناخت و بصیرت خود بر دهان استکبار و جبهه باطل و یاوه گویان مشت سنگینی را فرود آورد. این ملت دیگر اجازه نخواهند داد حوادثی همچون فتناه ۸۸ بار دیگر تکرار شود و اعتقادات و آرمان های امام و رهبری دست مایه ی عده ای خواص بی خاصیت شود. اما باید گفت تاریخ نشان داده، تا ظلم و استبداد هست، جبهه حق به مبارزه پرداخته و تا زمانی که جبهه حق وجود داشته باشد، دشمنان دست از فتنه گری برنمیدارند. تاریخ انقلاب هم مؤید همین نظر است؛ پس اگر فتنه ۸۸ مهار شد، دلیلی بر خشکیده شدن ریشه های فتنه نیست و در صورتی که ما بیدار نباشیم، شکل گیری فتنه های دیگر محتمل است. 

اما اکنون در آستانه پنجمین سالگرد قیام و خروش ملت عاشورایی و بصیر حسینی ایران اسلامی اعلام میداریم، همچنان که در سال ۸۸ ملت سلحشور ایران اسلامی با خروش و بیداری خود مقابل طغیان گران پست و خود فروخته ایستاده و با سرکوب و کور کردن چشم نفاق پیروزمندانه به مسیر حق خود ادامه دادند. 

دانشجویان بسیجی همگام با ملت ایران اعلام می داریم حتی اگر تمام دنیا در مقابل دین و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه صف بکشند، هرگز نخواهیم گذاشت خدشه ای به نظام جمهوری اسلامی و رکن رکین ولایت وارد کنند. 

شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی استان خوزستان



عکس/ دکتر محمود احمدی نژاد در مشهد اردهال

 







گاهی از درون خود دولت به نظام حمله‌ صورت می‌گیرد
 
خشت بنای حرکت فرهنگی دولت کج است
 
نفاقی که هرازگاهی سر باز می‌کند
 
 
 
جانشین سابق ولی فقیه در سپاه با ابراز نگرانی از وضعیت فعلی فرهنگ نسبت به مجوز اکران برخی فیلم‌های ضد ارزش‌های دینی مردم جامعه واکنش نشان داد.
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله،حجت الاسلام والمسلمین مجتبی ذوالنور در گفت‌و‌گو با فارس، ریشه این مسئله را در نگاه فرهنگی دولت دانست و اظهار داشت:رویکرد فرهنگی دولت تدبیر و امید، موضوعی است که بارها باعث نگرانی مقام معظم رهبری شده، برخی از نگرانی ها به صورت عمومی منعکس شده و برخی نیز تاکنون رسانه‌ای نشده است و شاهد نگرانی مقام معظم رهبری در خصوص مقوله فرهنگی دولت فعلی بوده‌ایم.

مدرس حوزه و دانشگاه در ادامه با اشاره به سال فرهنگ و اقتصاد تاکید کرد: رهبر معظم انقلاب شعار سال را مزین به نام فرهنگ کردند،‌ و ایشان در اوایل سال در سخنرانی خود در مشهد به این مقوله مفصل پرداختند.

وی ادامه داد: وزیر ارشاد در همان روز در گفت و گویی مطرح کرد ما خوشحالیم که مقام معظم رهبری به مقوله فرهنگ توجه می‌فرمایند ولی با این تنگناهایی فرهنگی که وجود دارد اتفاقی نمی افتد. موضع گیری وزیر ارشاد به نظر بنده نگاه غلطی بود.

حجت الاسلام ذوالنور در ادامه به تبیین مفهوم فرهنگ از دیدگاه رهبر انقلاب پرداخت و گفت: متاسفانه وزیر ارشاد مفهوم فرمایشات رهبری را به مفاهیمی متصل کردند که آن مفاهیم با ارزشهای انقلابی فاصله دارد. مقام معظم رهبری بلافاصله در سخنرانی ای فرمودند وقتی من در مورد فرهنگ صحبت می کنم منظورم فرهنگ دینی ست نه بی بند و باری و لاابالی گری.

وی تاکید کرد: وزیر ارشاد ظاهرا تصورشان این بود که منظور رهبر انقلاب از فرهنگ، عرصه‌های افسار گسیخته فرهنگ است که در مقابل دین نیز قرار می گیرد. عرصه هایی چون رواج موسیقی مبتذل یا فیلم‌هایی با محتوای بی قیدی.

این صاحب نظر مسایل حوزه فرهنگی- سیاسی تاکید کرد:‌ اصحاب دولت یا مقصود رهبر معظم انقلاب در فرهنگ را نمی فهمند و یا اگر می فهمند تعمدا بر خلاف آن اقدام می کنند. و من گناه این موضوع را فقط برگردن وزیر ارشاد نمی بینم، بلکه این را باید در سیاست فرهنگی دولت جستجو کرد. مبنا دولت است که منشأ این مشکلات است.

وی ادامه داد: ما خشت بنا حرکت فرهنگی این دولت را کج می بینیم و علت های مختلفی هم می تواند داشته باشد. علت اول می‌تواند فرهنگ تساهل و تسامح باشد که البته با تساهل و تسامح دینی فاصله دارد.

وی ادامه داد:‌علت دوم می تواند مبانی التقاطی باشد که مقصود دیگری دارند ولی بر اساس نیاز و ضرورت به ظاهر شعار دین را برخی سر می دهند و در آن هم گیر کرده‌اند، چرا که نظر عامه مردم و زیر ساخت اعتقادی مردم بر مبنا دین است. لذا برای اینکه بگویند حداقل شرایط را دارند شعار دین و فرهنگ دینی را سر می دهند ولی در باطن فرهنگ التقاطی با اعتقادات اومانیستی و سکولاریستی را در سر دارند و متاسفانه پارادایم انقلاب اسلامی محور حرکت شان نیست.

جانشین سابق نماینده ولی فقیه در سپاه گفت: علت سوم می تواند این باشد که یک کار سیاسی ست تا گروه‌های پشتیبان خودشان از قشرهای دگراندیش را از دست ندهند.

وی افزود: از طرفی به خاطر حفظ نظر نظام و اعتقادات مردم می آیند و از ارزش های نظام و انقلاب دفاع می کنند و از طرفی برای حفظ پشتیبانان واقعی خودشان مجبور خلاف مسیر نظام حرکت کنند. یعنی گاهی به نعل بزنند و گاهی به میخ.

این مدرس حوزه و دانشگاه در ادامه گفت: همین امر موجب شده تا شاهد باشیم که برخی از مسئولین به وضعیتی نفاق گونه دچار شده‌اند. و این وضع خیلی وضعیت خطرناکی‌است که انسان های بدون مبنا بیایند نسبت در امور مبنائی تصمیم گیری کنند.

حجت الاسلام ذالنور در ادامه به مجوزهای اکران بی مبنا به فیلم‌های چون خانه پدری اشاره کرد و گفت: همین امر سبب شده موضع گیری وزارت ارشاد در امور، امر به معروف و نهی از منکر، و گشت های ارشاد و مجوز دادن به فیلم هایی با محتوای ضد دینی مسئله ایجاد کند و باعث نگرانی جامعه مذهبی شود.

وی تاکید کرد: تمامی سیاست‌های غلطی که در مقولات فرهنگی مختلف از سوی این وزارت خانه در خصوص مسائل کتاب،‌سینما تئاتر و فیلم و غیره شاهد هستیم منشأ در علل فوق دارد.

ذوالنور افزود:‌این نفاق هرازگاهی سر باز می کند و خود را امروز در اکران فیلم های متضاد با فرهنگ دینی و ارزش های و سنت های ملی مردم هست. لذا اصحاب فرهنگ باید حساسیت نشان دهند و دولت مردان باید یک حرمتی را برای اعتقادات مردم قائل شوند. اجازه ندهند به دین و اعتقادات دینی مردم هجوم وارد شود.

وی ادامه داد: یک وقت شاهد هستیم که از بیرون یک حمله‌ای صورت می‌گیرد و گاهی شاهد هستیم که از درون خود دولت به نظام حمله‌ای صورت می‌گیرد و ارزش‌ها را نشانه می‌گیرد، و از امکانات مردم و نظام علیه باورهای دینی مردم استفاده می‌شود.

ذوالنور تاکید کرد:من معتقدم برخی از کسانی که در دولت فعلی تصمیم‌گیر هستند در خصوص مجوز اکران فیلم‌های غیر اخلاقی مثلا «خانه پدری» که ضد فرهنگ ملی هم هست حساسیت‌شان به مقوله دینی کم است.

وی در پایان اظهار داشت:هر کس به هر نحوی اعتراض خود به این مقوله را باید مطرح کند چرا که ادامه این روند در عرصه فرهنگ و هنر جای نگرانی دارد.



تکذیب فتوای منتسب به آیت‌الله مکارم شیرازی
 
 
 
حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به نامه جمعی از مقلدان خود در خصوص انتشار فتوای جعلی از معظم‌له پیرامون ازدواج موقت، آن را تکذیب و خواستار تعقیب مجرمان نشر اکاذیب از طریق مجاری قانونی شدند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به نامه جمعی از مقلدان خود در خصوص انتشار فتوای جعلی از معظم‌له پیرامون ازدواج موقت، آن را تکذیب و خواستار تعقیب مجرمان نشر اکاذیب از طریق مجاری قانونی شدند. 

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، متن سوال و پاسخ این مرجع تقلید بدین شرح است: 

با تقدیم سلام و آروزی موفقیت و سر بلندی و سلامتی باعزت با اسحضار می رساند:

بعد از برگزاری کنگره جهانی تکفیر و حضور بی نظیر شخصیت های برجسته علمی مذاهب اسلامی و تأثیرگذاری گسترده آن در جهان اسلام و روشن شدن فتنه کسانی که به نام اسلام دست به تکفیر و قتل و غارت اموال مسلمین می زدند، اکنون عده ا ی از وابستگان به دشمنان اسلام که از این کنگره سیلی محکمی خوردند و بویژه دست اندرکاران رسانه های وابسته به تکفیریان، افراطیان و دشمنان اسلام، دست به تبلیغات سوء نسبت به ساحت حضرت عالی زده اند. 

و ازآن جمله، فتوایی از شما مبنی بر جواز عقد ماهانه عقد موقت و یا عقد ساعتی غیر مدخوله به عنوان شغل، نقل می کنند. 


جمعی از مؤمنان و مقلدین حضرتعالی 


پاسخ معظم له؛ 

«این فتوا مجعول و کذب است و از طرق قانونی تعقیب شده است. 

همیشه موفق باشید.»




صفحه قبل1...3031323334...74صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران