منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
درباره

اگر از سرهایمان کوه ها بسازند هرگز در کتاب های تاریخ نخواهند خواند "خامنه ای" تنها ماند... ------------------------------------ امام خامنه ای (مدظله العالی) : ای جوانان و ای بسیجیان عزیز ، در هر جای کشور که هستید ، این بصیرت را روز به روز افزایش دهید .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->) , 


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

شهدا فرا قانونی نیستند؛ خودِ قانون هستند
 
 
مهدی خانعلی‌زاده – گروه فرهنگی رجانیوز: در روزهای اخیر و به دنبال حاشیه‌سازی رسانه‌های دولتی درباره تدفین شهدای گمنام در میدان امیرچخماق یزد، برخی سایت‌های خبری مطرح هم مطالبی را در همراهی با این موج اینترنتی منتشر کردند که به نظر رسید نیاز به پاسخ و شفاف‌سازی دارد. 

به گزارش رجانیوز، البته رجا پیش از این هم در مطلبی به بررسی این دعاوی پرداخته بود اما با گسترش دامنه شایعات و حواشی در این زمینه که با استقبال رسانه‌های بیگانه روبرو شد، نیاز به شفاف‌سازی بیشتر در این زمینه ضروری به نظر می‌رسد. 

۱- اساسا قانونی تحت عنوان ممنوعیت تدفین اموات در اماکن تاریخی وجود ندارد و بر همین اساس نمی‌توان هیچگونه استنادی به این مورد را دارای محلی از اعراب دانست. 

۲- ماده ۵۶۶ قانون مجازات اسلامی می‌گوید: «هر کس نسبت به تغییر نحوه استفاده از ابنیه و اماکن و محوطه‌های مذهبی فرهنگی و تاریخی که در آثار ملی ثبت شده‌اند، برخلاف شئونات اثر و بدون مجوز سازمان میراث فرهنگی کشور اقدام نماید علاوه بر رفع آثار تخلف و جبران خسارات وارده، به حبس از ۳ ماه تا ۱ سال محکوم می‌شوند.» حالا خود خوانندگان محترم قضاوت کنند که آیا ایجاد یک فضای زیارتگاهی کوچک در محوطه میدان امیرچخماق (نه خود عمارت که جزو میراث فرهنگی است)، منجر به تغییر کاربری و نحوه استفاده این مجموعه می‌شود؟ 

۳- شبهه آسیب دیدن بنای تاریخی امیرجخماق هم از دیگر ادله مخالفین تدفین شهداست. هر چند اساسا این مساله جزو قوانین نیست و نمی‌توان از لحاظ حقوقی به آن پرداخت اما در همین زمینه باید گفت که فاطله مزار فعلی شهدا با بنای امیرچخماق، چیزی در حدود ۵۰۰ متر است؛ در حالی که محل پیشنهادی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، دقیقا در پشت این بنا و چسبیده به آن بوده است. کاملا واضح است که مشکل اصلی این بزرگواران، دیده شدن مزار شهدا در انظار عمومی است و نه آسیب رسیدن به یک بنای تاریخی که اگر این چنین بود، یک محل چسبیده به بنا (ولی در پشت آن) را برای تدفین شهدای گمنام پیشنهاد نمی‌دادند. 

۴- رویکرد ظاهرفریبانه مسئولان سازمان میراث فرهنگی در دلسوزی برای این بنای تاریخی اصلا قابل پذیرش نیست؛ چرا که تعدا بسیار زیادی از اماکن تاریخی و فرهنگی استان یزد در اثر بی‌توجهی این سازمان تبدیل به مخروبه‌هایی مملو از زباله شده‌اند (اینجا و اینجا و اینجا) اما حالا، تدفین شهدای گمنام قرار است به بهانه‌ای برای توجیه ضعف‌های این سازمان بدل شود. 

۵- استاندار محترم یزد یکی از دلایل اصلی خود برای مخالفت با تدفین شهدا در این میدان (که اساسا جزو بنا‌ها و اماکن ثبت شده نیست و صرفا در جوار بنای امیرچخماق قرار دارد) را «راه رفتن احتمالی کودکان بر روی قبور شهدا» عنوان کرده است! او در این زمینه گفته است: «چون میدان امیرچخماق یزد در مراسم گوناگون ملی و مذهبی این شهر، محل تجمع اقشار مختلف مردم است، امکان هتک حرمت قبور شهدا به دلایل مختلف مانند بازی اطفال در اطراف این قبور مطهر یا پایمال شدن این قبور و... وجود داشت.» (اینجا) همین استدلال جالب نشان می‌دهد که دست مخالفین این امر تا چه اندازه از بندهای قانونی خالی بوده که اینگونه موضوعات را به عنوان دلایل مخالفت خود عنوان می‌کنند. در پاسخ به این مساله هم باید گفت که آیا ایجاد یک مقبره نیم متری شبیه مزار شهدای هسته‌ای در امامزاده صالح تهران، نمی‌تواند این مشکل عظیم از نظر آقای استاندار را حل کند؟ 

۶- تجربه اقدامات مشابه نظیر ایجاد مزار شهدای گمنام در اماکن عمومی نظیر دانشگاه‌ها و پارک‌های شهر نشان داده که این اقدام با استقبال بسیار خوب مردم روبرو می‌شود و فضای این اماکن عمومی را نیز تطهیر می‌کند. پس زمانی که هیچ منع قانونی برای انجام این مساله وجود ندارد، چرا باید از پیچیدن عطر شهدای هشت سال دفاع مقدس در فضای شهرهای کشور جلوگیری کنیم؟ 

در پایان باید تاکید کرد که شهدا فراقانونی نیستند؛ بلکه خود قانون هستند. چرا که اگر رشادت‌ها و جان‌فشانی‌های آنان نبود، اکنون سطور قانون اساسی کشور ما را بر اساس اصول فعلی و بر مبنای استقلال و آزادی نمی‌نوشتند و پرچم خوش رنگ ایران هم به شکل کنونی نبود. اتفاقا، رویکرد کسانی که مخالفت تدفین شهدا هستند و هیچگونه استنادی به هیچ بند قانونی ندارند، در حال اقدام غیرقانونی هستند. 

اگر قرار است رویکردهای سیاسی سایت‌های خبری بر مبنای منافع حزبی آنان تعریف شود، باکی نیست؛ فقط باید توجه داشت که حمله به شهدا و غیرقانونی خواندن مساله تدفین شهدا در فضای عمومی شهر، نه تنها خیری برای دنیای این افراد ندارد بلکه آخرت آن‌ها را هم دردناک خواهد کرد.
 

 




دانشگاه آزاد کنسرت رقص برگزار می‌کند
 
دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران مرکز اعلام کرده است که فردا یکشنبه کنسرت رقص و موسیقی برگزار خواهد کرد.
به گزارش تسنیم، برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی یک نهاد رسمی اعلام می‌کند که کنسرتی به منظور رقص برگزار خواهد کرد.

بر اساس آنچه در سایت بلیط‌فروشی این کنسرت اعلام شده، گروهی موسوم به «ژوانا و هرنگ» کنسرت "بیاد ماندنی" "رقص" و "موسیقی" ویژه خانم‌ها برگزار خواهد کرد.



بر اساس اعلام این گروه، قیمت بلیط کنسرت مذکور، ۵۰ هزار تومان بوده که با ۵۰% تخفیف، ۲۵ هزار تومان به فروش می‌رود.

طبق اعلام گروه فوق‌الذکر، کنسرت رقص و موسیقی در آدرس "تهران-تقاطع خیابان انقلاب و فلسطین شمالی، دانشکده هنر و معماری، سالن ۱۰۷" برگزار خواهد شد. 



خبرنگار خبرگزاری تسنیم برای اطمینان از صحت آدرس اعلامی برای این کنسرت عجیب، با دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تماس گرفت که بر اساس آن مسئولان دانشگاه برگزاری چنین کنسرتی را در این دانشکده تایید کردند.



این برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی است که چنین مراسمی در یک ارگان رسمی برگزار می‌شود.

اقدامات و سوگیری‌های فرهنگی دانشگاه آزاد سالهاست با انتقاد شدید منتقدان روبرو بوده است.

بسیاری از منتقدان علاوه بر اعتراض به مدیریت کلان دانشگاه آزاد در چند دهه گذشته، رویکردهای فرهنگی این دانشگاه را در بسیاری از موارد مغایر با فرهنگ و آداب ایرانی اسلامی توصیف می‌کنند.

هفته گذشته، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدیان رئیس نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه‌ها نیز خواستار تجدیدنظر در شیوه مدیریتی دانشگاه آزاد شده بود.



آسیب هایی که ماهواره به خانواده ایرانی می زند
 
بر اساس آﺧﺮﻳﻦ آﻣﺎر ﺳﺎﻳﺖ‌ﻫﺎی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺻﻨﻌﺖ ﻣﺎﻫﻮاره، اﻣﺮوز ﺣﺪود ۳۷۰ ﻣﺎﻫﻮاره در ﺟﻬﺎن ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻣﻲ‌ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺗﻌﺪاد ﻣﺎﻫﻮاره، اﻣﻮاج ﺣﺪود ۱۲۰۰۰ ﺷﺒﻜﻪ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻧﻲ را ﭘﺸﺘﻴﺒﺎﻧﻲ ﻣﻲ‌ﻛﻨﻨﺪ . از ﺑﻴﻦ اﻳﻦ ۳۷۰ ﻣﺎﻫﻮاره، اﻣﻮاج ﺣﺪود ۳۰ ﺗﺎ ۳۵ ﻣﺎﻫﻮاره آﺳﻤﺎن کﺸﻮرﻣﺎن را ﭘﻮﺷﺶ ﻣﻲ‌دﻫﺪ. اﻳﻦ ﺗﻌﺪاد ﻣﺎﻫﻮاره، ﺣﺪود ۳۰۰۰ ﺷﺒﻜﻪ آﺳﻤﺎن اﻳﺮان را ﺗﺤﺖ ﭘﻮﺷﺶ ﻗﺮار داده اﺳﺖ.
به گزارش شفقنا،این پوشش ماهواره‌یی درحالیست که ﺗﻌﺪاد ﺷﺒﻜﻪ‌ﻫﺎی ﻓﺎرﺳﻲزﺑﺎن ﻣﺎﻫﻮاره‌ای نیز ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ زﻳﺎدی در ﺣﺎل رﺷﺪ اﺳﺖ . ﺑﺮای ﻣﺜﺎل، اوﻟﻴﻦ ﺷﺒﻜﻪ ﻓﺎرﺳﻲ‌زﺑﺎن در ﺳﺎل ۱۳۷۵ ﺗاﺳﻴﺲ ﺷﺪ، در ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻫﻢ‌اﻛﻨﻮن اﻳﻦ ﺗﻌﺪاد ﺑﻪ ﺣﺪود ۴۵ ﺷﺒﻜﻪ رﺳﻴﺪه اﺳﺖ؛ ﻳﻌﻨﻲ ﺑﻪ‌ﻃﻮر ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﻫﺮ ﺳﺎل سه ﺷﺒﻜﻪ ﺑﻪ ﺷﺒﻜﻪ‌ﻫﺎی ﻓﺎرﺳﻲ‌زﺑﺎن اﺿﺎﻓﻪ ﻣﻲ‌ﺷﻮد.

با توجه به تاثیرگذاری ماهواره در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی، گفت‌وگوی پیش رو به تاثیر ماهواره در ابعاد مختلف نهاد خانواده از جمله حقوق خانواده در برابر شبکه‌های ماهواره می‌پردازد.

دکتر محمد روشن، عضو هیات علمی دانشگاه، زندگی ابتدا با ذکر آماری درمورد ماهواره گفت: ﺑﺮاﺳﺎس ﺗﺨﻤﻴﻦ‌ﻫﺎی ﻏﻴﺮرﺳﻤﻲ، ﺣﺪاﻗﻞ سه ﻣﻴﻠﻴﻮن دﺳﺘﮕﺎه ﮔﻴﺮﻧﺪه و ﺑﺸﻘﺎب ﻣﺎﻫﻮاره‌ای در ﻛﺸﻮر وﺟﻮد دارد. ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺮآورد ﻣﺬﻛﻮر، ﺑﺎﻳﺪ اذﻋﺎن داﺷﺖ ﻛﻪ ﺣﺪود ۱۵ ﻣﻴﻠﻴﻮن اﻳﺮاﻧﻲ ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌ی ﺻﺪﻫﺎ ﻛﺎﻧﺎل ﻣﺎﻫﻮاره‌ای دﺳﺘﺮﺳﻲ ﻛﻨﺘﺮل ﻧﺸﺪه‌ای دارﻧﺪ.

او گفت: ﻧﻈﺮﺳﻨﺠﻲ‌ﻫﺎی اﻧﺠﺎم ﺷﺪه در ﻓﺎﺻﻠﻪ سالهای ۱۳۷۳ ﺗﺎ ۱۳۸۳ ﻧﺸﺎن ﻣﻲ‌دﻫﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺨﺸﻲ از ﻣﺮدم ﮔﺮاﻳﺶ ﺑﻪ اﺳﺘﻔﺎده از ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌ﻫﺎی ﻣﺎﻫﻮاره‌ای دارﻧﺪ و اﺳﺘﻔﺎده از آنها را ﺑﻪ ﻃﻮر ﻛﺎﻣﻞ ﻳﺎ ﻣﺸﺮوط ﺣﻖ ﺧﻮد ﻣﻲ‌داﻧﻨﺪ. به گونه‌ای که ﺑﺮاﺳﺎس آﻣﺎرﻫﺎی ﻏﻴﺮرﺳﻤﻲ ﻣﻴﺰان اﺳﺘﻔﺎده ﻣﺮدم از ﻣﺎﻫﻮاره در ﺳﺎل ۱۳۸۶ ﺣﺪود ۳۵ درصد ﺑﻮده اﺳﺖ. اﻳﻦ آﻣﺎر در ﻃﻮل چهار ﺳﺎل ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻧﻴﺰ اﻓﺰاﻳﺶ چشم‌گیری ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ.

این استاد دانشگاه در ادامه گفت: می‌دانیم ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﻪ‌ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻧﻬﺎد اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻫﻤﻮاره ﻣﻮرد ﻋﻨﺎﻳﺖ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬار ﺑﻮده و ﻗﻮاﻧﻴﻦ ﻣﺘﻌﺪدی در راﺑﻄﻪ ﺑﺎ اﻳﻦ ﻧﻬﺎد وﺿﻊ ﺷﺪه اﺳﺖ. همچنین ﺟﺪای از ﻗﻮاﻧﻴﻦ، ﺧﺎﻧﻮاده از ﻧﻈﺮ ﻣﺬﻫﺐ، اﺧﻼق و ﻋﺮف ﻧﻴﺰ از ﺣﻘﻮق وﻳﮋه‌ای ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ؛ از ﺟﻤﻠﻪ اﻳﻦ ﺣﻘﻮق ﻣﻲ‌ﺗﻮان ﺑﻪ تحکیم ﻣﺒﺎﻧﻲ ﺧﺎﻧﻮاده، ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻓﺮزﻧﺪان، اﺧﻼق ﺣﺴﻨﻪ و ﺣﺴﻦ ﻣﻌﺎﺷﺮت، رواﺑﻂ ﺳﺎﻟﻢ ﺟﻨﺴﻲ و ﻓﻀﺎی ﻋﺎﻃﻔﻲ و ﺻﻤﻴﻤﻲ ﺧﺎﻧﻮاده اﺷﺎره ﻛﺮد . ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ‌رﺳﺪ ﺑﺮرﺳﻲ ﺣﻘﻮق ﻧﻬﺎد ﺧﺎﻧﻮاده در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌ﻫﺎی ﻣﺎﻫﻮاره‌ای و ﺑﻪ ﻧﻮﻋﻲ ﺗﺜﺒﻴﺖ ﺣﻤﺎﻳﺖ‌ﻫﺎی ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﻗﺎﻧﻮن، ﻋﺮف و اﺧﻼق ﺑﻪ ﻛﻤﺘﺮﺷﺪن و ﺑﻪ ﺣﺪاﻗﻞ رﺳﻴﺪن آﺳﻴﺐ‌ﻫﺎ در اﻳﻦ زﻣﻴﻨﻪ ﻛﻤﻚ ﻣﻲ‌ﻛﻨﺪ.

او معتقد است: ماهواره‌‌ﻫﺎ ﺑﺎ ﻗﺒﻀﻪ‌ﻛﺮدن اوﻗﺎت ﻣﺮدم ﺑﻪ ﻧﻮﻋﻲ اﻣﭙﺮﻳﺎﻟﻴﺴﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ داﻣﻦ زده‌اﻧﺪ ﻛﻪ ﻳﻜﻲ از اﻫﺪف آنها ﻧﻬﺎد ﻣﻬﻢ و ﺗﺄﺛﻴﺮﮔﺬار ﺧﺎﻧﻮاده اﺳﺖ . اﻳﻦ ﻣﻬﻢ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﻧﻮﻋﻲ ﻧﻔﻮذ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ از ﻃﺮﻳﻖ آن ﻛﺸﻮری اﺳﺎس ﺗﺼﻮرات، ارزش‌ﻫﺎ، ﻣﻌﻠﻮﻣﺎت و ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎی رﻓﺘﺎری و ﻧﻴﺰ روش‌ﻫﺎی زﻧﺪﮔﻲ ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻛﺸﻮرﻫﺎی دﻳﮕﺮ ﺗﺤﻤﻴﻞ ﻣﻲ‌ﻛﻨﺪ.

دکتر روشن با تاکید بر این که ﺑﺪﻳﻬﻲ اﺳﺖ ارزش‌ﻫﺎ و ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎی ﻧﻬﺎد ﺧﺎﻧﻮاده ﻧﻴﺰ از اﻳﻦ اﻣﺮ ﻣﺴﺘﺜﻨﻲ نیست، گفت: در اﻳﻦ ﻣﺴﻴﺮ، ﺷﺮاﻳﻄﻲ ﭘﺪﻳﺪ ﻣﻲ‌آﻳﻨﺪ ﻛﻪ ﺷﻜﻞ‌ﻫﺎی ﻓﺮﻳﺒﻨﺪه‌ﺗﺮ و پنهان‌تر ﻫﺠﻮم ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﻠﻄﻪ‌ﺟﻮ را ﺑﺮﺗﺮی ﻣﻲ‌ﺑﺨﺸﺪ و ﻣﻠﻲ‌ﻛﺮدن ﺳﺒﻚ‌ﻫﺎ و اﻟﮕﻮﻫﺎ را ﺷﻜﻞ ﻣﻲ‌دﻫﺪ. اﻳﻦ ﭘﺮاﻛﻨﺪن ارزش‌ﻫﺎ و ﻋﺎدت‌ﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ در ﻣﻴﺎن ﻓﺮﻫﻨﮓ‌ﻫﺎی ﻏﻴﺮﻣﺘﺠﺎﻧﺲ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ اﺑﺰارﻫﺎی رﺳﺎﻧﻪ‌ای از ﺟﻤﻠﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌ﻫﺎی ﻣﺎﻫﻮاره‌ای ﺻﻮرت ﻣﻲ‌ﭘﺬﻳﺮد..

این محقق با بیان این که اﻣﺮوزه ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌ﻫﺎ و ﻓﻴﻠﻢ‌ﻫﺎی ﻣﺎﻫﻮاره‌ای ﺣﺎوی ﻣﺤﺘﻮاﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در آن ﭘﺎﻳﺒﻨﺪی و وﻓﺎداری ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮاده و ارزش‌ﻫﺎی اﺧﻼﻗﻲ، اﻣﺮی ﻣﻀﺤﻚ و ﻋﻮاﻣﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ‌رﺳﺪ گفت: در ﻣﻘﺎﺑﻞ داﺷﺘﻦ رواﺑﻂ آزاد ﺟﻨﺴﻲ، رواﺑﻂ ﻣﺘﻬﻮراﻧﻪ ﺟﻨﺴﻲ و اﻳﺠﺎد ﺗﺮدﻳﺪ درﺑﺎره‌ی اﻫﻤﻴﺖ و ارزش ازدواج، ﻧﺎﺷﻲ از ﻧﮕﺎه آزاداﻧﺪﻳﺸﺎﻧﻪ و ﻣﺘﺮﻗﻲ ﺑﻪ زﻧﺪﮔﻲ و رواﺑﻂ ﻋﺎﻃﻔﻲ ﺗﻠﻘﻲ ﻣﻲ‌ﺷﻮد. ﻃﺮح ﺳوال و اﻳﺠﺎد ﺷﺒﻬﻪ و ﺗﺮدﻳﺪ ﻣﻜﺮر درﺑﺎره دﻳﺪﮔﺎه‌ﻫﺎی اﻓﺮادی ﻛﻪ ﺑﻪ ﺑﻲ ﺑﻨﺪوﺑﺎری رو ﻧﻴﺎورده‌اﻧﺪ ﻳﺎ ﺑﻪ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﺸﺘﺮک ﺧﻮد ﭘﺎﻳﺒﻨﺪﻧﺪ و در ﻣﻘﺎﺑﻞ اراﺋﻪ دﻳﺪﮔﺎه‌ﻫﺎ و ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﺳوال‌ﻫﺎی ﺷﺒﻬﻪ‌اﻓﻜﻨﺎﻧﻪ ﺑﺮای اﻗﻨﺎع ﻣﺨﺎﻃﺐ درﺧﺼﻮص اﻳﻦ ﻛﻪ زﻣﺎﻧﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﺮده اﺳﺖ و اﻓﺮاد ﻧﺒﺎﻳﺪ ﭘﺎﻳﺒﻨﺪ ﺑﻪ زﻧﺪﮔﻲ‌ﻫﺎی ﺳﻨﺘﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ، از ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ‌ﺗﺮﻳﻦ ﻣﻀﺎﻣﻴﻦ ﺑﺮﺧﻲ ﺳﺮﻳﺎل‌ﻫﺎی آﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ و ﻛﻠﻤﺒﻴﺎﻳﻲ و ﻛﺮه‌ای اﺳﺖ ﻛﻪ اﻳﻦ روزﻫﺎ از ﺷﺒﻜﻪ ﻓﺎرﺳﻲ زﺑﺎن ﻣﺎﻫﻮاره‌ای ﻓﺎرﺳﻲ ۱ ﭘﺨﺶ ﻣﻲ‌ﺷﻮﻧﺪ .

به گفته وی، اﻣﺮوزه ﻣﺎﻫﻮاره ﺑﺎ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑﺮ ﻓﻀﺎی ﻋﺎﻃﻔﻲ و ﺻﻤﻴﻤﻲ ﺧﺎﻧﻮاده ﻣساله ﺣﺴﻦ ﻣﻌﺎﺷﺮت را ﺑﺎ ﻣﺸﻜﻼﺗﻲ روﺑﻪ‌رو ﻛﺮده و در ﻣﻮاردی آن را ﻣﻨﺘﻔﻲ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻳﺎ ﺣﺘﻲ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺑﺮوز ﺳﺮدی و در ﻣﺮاﺣﻞ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺧﺸﻮﻧﺖ و ﺳﻮءﻣﻌﺎﺷﺮت ﺷﺪه اﺳﺖ.
او در ادامه گفت: ﻣﺎﻫﻮاره‌ﻫﺎ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﻛﺎرﻛﺮد ﻣﺘﻨﻮع ﺧﻮد و دﮔﺮﮔﻮن‌ﺳﺎزی‌ﻫﺎی ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ، ﺑﻪ ﺗﺪرﻳﺞ ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ارﺗﺒﺎط‌ﻫﺎی دوﻃﺮﻓﻪ از ﻧﻮع ﭼﻬﺮه ﺑﻪ ﭼﻬﺮه ﺷﺪه‌اﻧﺪ و ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ‌اﻧﺪ ﻓﻀﺎی اﻧﻔﺮادی را ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ﻓﻀﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺧﺎﻧﻮاده ﻛﻨﻨﺪ، ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ‌ای ﻛﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﺑﻴﺶ از ﺣﺪ از آنها ارﺗﺒﺎط ﻣﺴﺘﻘﻴﻤﻲ ﺑﺎ ﻓﺮدﮔﺮاﻳﻲ و دوری از ﮔﺮوه دارد. در اﻳﻦ شرایط، ارﺗﺒﺎط ﻓﺮد ﺑﺎ رﺳﺎﻧﻪ ﺗﺼﻮﻳﺮی و ﺑﻲ‌اﺣﺴﺎس ﺷﻜﻞ ﻣﻲ‌ﮔﻴﺮد و ﻧﻮﻋﻲ ﺑﻴﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و اﻧﻔﻌﺎل ﺷﺨﺼﻴﺘﻲ در ﻓﺮد اﻳﺠﺎد ﻣﻲ‌ﺷﻮد که اﻳﻦ آﺳﻴﺐ در ارﺗﺒﺎط ﻣﻴﺎن ﻓﺮزﻧﺪان و واﻟﺪﻳﻦ و زن و ﺷﻮﻫﺮ، ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺧﻮد را ﻧﺸﺎن ﻣﻲ‌دﻫﺪ..

دکتر روشن در ادامه به موضوع ماهواره و ترویج خشنوت خانگی اشاره کرد و در این باره گفت: در حقوق ایران، خوشرویی و مسالمت زوجین با یکدیگر، مهربانی و دوری از اعمال موجد کینه و آزاردهنده و دوری از داد و فریاد یا ناسزا و مجادله، حسن معاشرت محسوب می‌شود. بنابراین ایجاد فضای خشن و آزاردهنده از مصادیق سوء معاشرت است.

این استاد دانشگاه با تاکید بر این که تولید برنامه‌های حاوی خشونت از مشکلات رایج دنیای رسانه‌هاست؛ گفت: به دلیل تقاضای بازار، هزینه‌ی کمتر و ایجاد هیجانات کاذبی که مخاطبان را بیشتر به خود جذب می‌کند، تولید این‌گونه محصولات (در قالب فیلم، کارتون، داستان و غیره) در دستور کار شرکت‌های بزرگ رسانه‌ای است.

او گفت: در واقع ماهواره‌ها می‌توانند به صورتی پنهان قالب‌های خاص فرهنگی را در ذهن فرد ایجاد کنند، این قالب‌ها می‌تواند نوعی اقتدار در شکل مردسالاری یا تسلط مرد بر زن و هم چنین روابط ناسالم با فرزندان باشد.

به گفته این محقق، هنگامی که در یک سریال تلویزیونی مرد بودن عامل سلطه بر سایر اعضا معرفی می‌شود یا درخواستهای بجای فرزندان نادیده گرفته می‌شود و همزمان پاسخ زن یا فرزندان در قالب پرخاشگری به نمایش در می‌آید خشونت خانگی ترویج شده است. همچنین متقابلا ماهواره‌ها با ترویج فمینیسم و زن‌سالاری به نوعی به خشونت علیه مردان نیز دست زده‌اند.

او گفت: نظریه‌های جدید در زمینه‌ی خشونت خانوادگی به دنبال شناخت عوامل ساختاری هستند که خانواده را مستعد بروز خشونت می‌سازد. به عبارتی خشونت بر ضد زنان مشکل شخصی یا خانوادگی نیست، بازتاب ساختارهای وسیع خشونت مردان بر علیه همسران‌شان به هیچ وجه تخطی از نظم اجتماعی نیست، بلکه برعکس تایید نوع خاصی از نظم اجتماعی است و می‌توان آن را ناشی از این باور اجتماعی- فرهنگی دانست که زنان کم اهمیت‌تر و کم ارزش‌تر از مردان هستند و بدین ترتیب فیلمها و سریالهای ماهواره‌ای اگر مروج نوعی نابرابری غلط بین زن و مرد هستتد که به تیرگی روابط میان آنها دامن می‌زند.

این استاد دانشگاه تاکید دارد: نقش ماهواره‌ها به‌طور عمده در طرح نیازها و خواسته‌ها است، در برخی از سریال‌های تلویزیون مردان متاهل به پنهان‌کاری و داشتن رابطه با زنان دیگر متهم می‌شوند. حتی اگر چه هدف این سریال‌ها نشان دادن چهره‌ای نامطلوب از این رفتار باشد، بیننده این سریال‌ها ممکن است با برداشت سطحی از اینگونه موارد تحت تاثیر آن قرار گیرد.

دکتر روشن گفت: خشونت خانگی در تمامی کشور‌ها، حتی در کشور‌های پیشرفته‌ای که قوانین حمایتی محکمی جهت جلوگیری از خشونت علیه خانواده دارند نگران کننده است. بخش تجاری ماهواره‌ها و بخصوص شبکه‌های تلویزیونی خصوصی و کابلی با نمایش فیلمهای اکشن به خشوننت در خانواده دامن می‌زنند. این درحالیست که پخش صحنه‌های خشن در فیلم‌های سینمایی رفتار خشن را در افراد بر می‌انگیزد، چرا که خشونت، تمایل به خشونت را کاهش نمی‌دهد، بلکه خشونت موجد خشونت است، مشاهده خشونت در تلویزیون موجب افزایش پرخاشگری در میان تماشاگران می‌شود.

به گفته وی، طلاق نیز مانند سایر آسیب‌های اجتماعی تحت تأثیر عوامل متعددی است و تاثیر برنامه‌های ماهواره‌ای در این مورد می‌تواند به‌صورت غیرمستقیم باشد. در واقع ماهواره‌ها نقشی کلیدی در تبیین شکل‌گیری فشار ناشی از خلاء ایفا می‌کنند. ماهواره‌ها ممکن است با ارائه‌ی تصاویری از چشم و هم چشمی عمومی در مورد برخورداری از یک زندگی مرفه، احساس محرومیت نسبی را تشدید ‌کنند و موجب وارد کردن فشار برای رسیدن به سطوح بالای موفقیت شوند.

به گفته وی، با توجه به ویژگی آنلاین بودن عصر ارتباطات و دسترسی روز‌افزون و نامحدود کودکان به برنامه‌های ماهواره‌ای این نگرانی جدی وجود دارد که آنها الگو‌هایی نامتناسب با مختصات فرهنگی، اقتصادی، خانوادگی و ملی خود انتخاب کنند که از پیشینه و هویت تاریخی خود جدا شوند..

دکتر روشن معتقد است: ماهواره‌ها از طریق تأثیرگذاری بر ارتباط منفی بین والدین و فرزندان منشأ تحولات بزرگی در تربیت فرزندان می‌شوند. نسل جوان امروز در مقایسه با نسل‌های گذشته کمتر زیر بار ارزش‌های دیکته شده توسط خانواده می‌رود و به طور خلاصه می‌توان گفت امروزه تنها مدارس و مساجد و سایر نهادهای اجتماعی جایگزین نقش تربیتی فرزندان نشده‌اند، بلکه رسانه نیز نقش مهمی در این میان دارد و فرزندان الگوهای رفتاری خود را در بسیاری موارد از رسانه اخذ می‌کنند؛ بنابراین جای تعجب ندارد که هنرپیشگان و بازیگران فیلم‌ها و سریال‌ها بیش از معلمان مدارس و اساتید دانشگاه‌ها به‌عنوان الگو شناخته می‌شوند.
به گفته وی، یکی‌دیگر از مسائلی که به شدت بر تحکیم نهاد خانواده تاثیر‌گذار آموزش زن‌صفتی به مردان است. تبلور زن‌صفتی برخی از مردان را می‌توان در برخی شبکه‌ها و خوانندگانی مانند «مایکل جکسون» با صدای نرم و ملایم و چهره بی‌مو مشاهده کرد

او در ادامه گفت: یکی‌دیگر از مظاهر انحراف اخلاق جنسی اباحه‌گری و حساسیت‌زدایی نسبت به حریم‌ها یا تابوهای زبانی است؛ امری که امروز مکرر توسط فیلم‌ها و سریال‌های جهانی ماهواره‌ای نقض می‌شود. بنابراین کلمه ممنوع و استفاده از یک تعبیر غیرمستقیم دو روی یک سکه‌اند. تغییر دادن تابوهای زبانی و نیز رفتاری و به تدریج حساسیت‌زدایی از واژه‌هایی مثل دوست دختر، دوست پسر و الفاظ مربوط به مشروب‌خواری و روابط جنسی که منجر به انحرافات خطرناک در اخلاق و فرهنگ جنسی می‌شود یکی از نتایج برنامه‌های غیراخلاقی ماهواه‌هاست. در سریال‌های بعضی شبکه‌ها مثل فارسی ۱ که بیشتر سریال‌های خانوادگی خارجی پخش می‌شود، نوعی اباحه‌گری همان‌طور که اشاره شد با آوردن به اصطلاح حسن تعبیر‌هایی مانند «بیا با هم خوش بگذرانیم»، «دیشب شلوغ‌کاری کردیم» و ... علاوه بر این‌که خانواده‌ها را جلوی تلویزیون نگه داشته است، فرصت نمایش رفتارهای جنسی را به اعضای بسیاری از خانواده‌ها می‌دهد..

این عضو هیات علمی دانشگاه، یکی‌دیگر از مسائل برنامه‌های ماهواره‌ای را تحلیل «قاب» آنها دانست و در این باره گفت: قاب کلان بعضی از شبکه‌های ماهواره‌ای مثل فارسی ۱ در حال حاضر، تداعی‌کننده خیانت و روابط جنسی است؛ به ویژه در بعضی از سریال‌ها این موضوع بسیار حاد است و مخاطب این دسته از سریال‌ها هر لحظه منتظر یک صحنه اروتیک جنسی است..
 

 




چرا مردم شلوار لی پاره می‌پوشند؟
 
 
«امروزی بودن» که به نوعی به عنوان فرهنگ والا و برتر به جامعه معرفی می شود زندگی فرهنگی مردم را تحت تأثیر قرار می دهد بدون اینکه سوال شود آیا این فرهنگ، واقعا امر فرهنگی است؟
 
 
 «امروزی بودن» یکی از مهمترین شاخص های زندگی مردم در فرهنگ معاصر است که این مفهوم در نوع مصرف و چگونگی زیست شهروندی بازتولید معنایی می شود. به همین جهت «امروزی زیستن» نیز یکی از مهمترین دغدغه های مردم برای نوع رفتار و عادات خود و حتی تربیت فرزندان شان می شود. فارغ از اینکه «امروزی بودن» نتیجه انتخاب چه کسی یا گروهی برای مردم است، فرهنگ جمعی سعی بر تنظیم عادت واره هایش با آن دارد.[۱] حال سوالی که پیش می آید اینست که «امروزی بودن» در جامعه ایران چگونه بازتولید شده، توسط چه گروهی تعیین می شود و توسط چه کسانی دنبال می شود؟

«امروزی بودن» که به نوعی به عنوان فرهنگ والا و برتر به جامعه معرفی می شود زندگی فرهنگی مردم را تحت تأثیر قرار می دهد بدون اینکه سوال شود آیا این فرهنگ، واقعا امر فرهنگی است؟ البته به نظر می رسد یکی از مهمترین خصوصیات جامعه توده[۲]، عدم فکر یا سوال در مورد مصرفی است که فکر می کند به انتخاب خود در آن قرار دارد. فرهنگ عامه پسند[۳] که تولید جامعه توده است همان فرهنگ روزمره مردم در مصرف گرایی و خوش گذرانی است. این فرهنگ، توزیع شده بوسیله رسانه های توده[۴] است که از آن بعنوان صنعت فرهنگ نام می برند. (هورکهایمر/ آدورنو،۶:۱۳۸۰-۶۵) اساسا این نوع فرهنگ به سمت پر کردن اوقات فراغت و سود بازار تمایل دارد. مردم برای آن چیزی پول می دهند که از آن لذت می برند و به آن نیاز دارند. البته این لذت و نیاز به خودی خود وجود ندارد بلکه همین نیاز هم تعریف می شود.

بازار تعیین می کند که نیاز مردم به چه کالای فرهنگی است و برخلاف آنچه که گفته می شود بازار فاعلی ندارد، اتفاقا سرمایه داران بزرگ همان کسانی اند که تعیین می کنند «امروزی بودن» یعنی شلوار لی پاره پاره پوشیدن. این در حالی است که جامعه توده تا قبل از این نسبت به این پوشش نظری کاملا متضاد داشت ولی وقتی سوداگران ثروت با ابزار رسانه و تبلیغات کالایی را برای مردم «امروزی» جلوه می دهند پس این مردم نیستند که انتخاب می کنند بلکه مردم در یک قفس آهنین انتخاب می شوند که فقط مدل خاص سرمایه داران را انتخاب کنند حتی اگر این مدل، هزار شکل متفاوت داشته باشد بازهم همه اسیر انتخاب سرمایه دار اند[۵].
چرا مردم شلوار لی پاره می‌پوشند؟

برای «امروزی بودن» عادت واره هایی در سبک زندگی مردم معمول می شود که به عنوان ارزش برتر هیچ وقت مورد سؤال قرار نمی گیرد. موهای سیخ، شلوار لی پاره، گوشی آیفون، تیشرت های با مارک خاص، ساعت مارک دار، ساپورت پوشی، رفت و آمد در پاساژ ها، صحبت کردن با واژه های لاتین و بسیاری از رفتارهای دیگر که همه را می توان در بالاشهر نشین ها دید. در حال حاضر، بالاشهر نشینی به یک فرهنگ خاص تبدیل شده که مورد الگوبرداری خام از سوی دیگر خرده فرهنگ های جامعه ایران و خصوصا جوانان قرار می گیرد. هر وقت سخن از خواست مردم، تمایلات مردم، سلیقه مردم و انتخاب مردم می شود، به طور ناخودآگاه در پس ذهن مردم همان فرهنگ بالاشهرنشینی مد نظر قرار می گیرد به صورتی که شاهد سلطه گفتمانی پرقدرتی از سوی این فرهنگ بر دیگر فرهنگ های جامعه ایران هستیم.

این سلطه گفتمانی که متضاد با اهداف انقلاب اسلامی ایران و جریان فرهنگ متدینین است یک شبه ایجاد نشده. شاید تبار آن به عهد قاجار و پهلوی برگردد اما قطعا با وقوع انقلاب اسلامی در آن تردیدهایی ایجاد شد که متأسفانه با گذر از گفتمان های دهه ۷۰ و ۸۰ شمسی شاهد تحمیل خواسته های این گفتمان حتی بر دولت ها نیز بودیم. پدیده های اجتماعی همچون مدل های پوششی نامتعارف زنان و مردان جوان، توجه بیش از اندازه به خواننده رپ در مجلس ترحیم او، نامگذاری ازدواج سفید بر هم خانگی های بدون ازدواج، دامن زدن به اعتراض هایی در خصوص قوانین قضای اسلامی و مخالفت با آموزه هایی همچون امربه معروف و نهی از منکر از جمله خواسته های فرهنگ بالاشهرنشین است که به عنوان خواسته مردم به مردم و حکومت تحمیل می شود و البته از سوی گروه هایی در خارج از کشور نیز دنبال می شود.

دیگر فرهنگ ها و جوانان جامعه نیز سعی بر مطابقت با این گفتمان را دارند تا در دسته «امروزی بودن» ها قرار گیرند. امروزه شاهد تضادهای بسیاری در رفتارهای برخی جوانان جامعه ایران هستیم، رفتارهایی که تعلق خاطر ایشان را به دو گفتمان متضاد نشان می دهد و در عین حال تضادی از سوی خود جوان درک نمی شود. مثلا انتخاب مدل موی گروه های رپ و شیطان پرست از سوی جوان مسلمانی که با زبان روزه در راهپیمایی روز قدس شرکت می کند!!
چرا مردم شلوار لی پاره می‌پوشند؟

این تضاد گفتمانی در سبک زندگی و پوشش نیز تسری می یابد و مسئله بدحجابی و بدپوششی را در کشور رقم زده است. در حالی که جوان مسلمان ایرانی به هیچ وجه قصد سوئی در انتخاب نوع پوشش خود ندارد اما در سیطره گفتمانی بالاشهرنشین ها که آنها نیز در سیطره گفتمانی تمدن غرب قرار دارند، رفتار می کند. بالاشهر نشین ها به مثابه رهبران افکار عمومی در حال ترجمه چگونه زیست «امروزی بودن» با تمایلات تمدن غربی بوده و به دنبال آن جریان ساز فرهنگی در جامعه خود هستند. این جایگاه به خاطر توانایی ایشان در بهره برداری از رسانه ها و «قدرت گفتن[۶]» رقم خورده است.

به نظر می رسد هر خرده فرهنگی که دسترسی اش به رسانه یا جرأت اش در مطالبه گری خواسته هایش بیشتر باشد، فارغ از کمیت اندک آن بیشتر دیده می شود و به طور خودکار بقیه مردم به مصرف پیام های آن بخش خاص می پردازند، خصوصا اگر ایشان از طبقه اقتصادی بالاتر باشد که به طور نسبی طبقه تحصیلاتی و اجتماعی بالاتری هم خواهد داشت. بالاشهر نشین ها را شاید بتوان متناظر با مترفین[۷] در ادبیات قرآنی دانست که سرگرمى به نعمت آن چنان ایشان را مشغول كرده كه از ما وراى نعمت غافل گشته است.(علامه طباطبایی، ج۱۹، ص۲۱۴)

برای جلوگیری از گسترش این برهم خوردگی فرهنگی و تضادهای رفتاری در جامعه ایران، دو راهکار مهم در کنار فرآیند تربیت و تبلیغ دینی قابل پیگیری است. اول، آموزش و تربیت آگاهی ناشی از تفکر و تعقل از دوران کودکی و نوجوانی؛ مقام معظم رهبری چنین ضرورتی را برای معلمان و فرهنگیان تبیین کرده اند: « کار دوّم که از این مهم‌تر است، یاد دادن تفکّر است. کودک ما فرابگیرد که فکر کند - فکر صحیح، فکر منطقى - و براى فکر کردن درست راهنمایى بشود؛ سطحى‌نگرى، سطحى‌آموزى در مسائل زندگى یک جامعه را زمین‌گیر می‌کند، در بلندمدّت بدبخت می‌کند؛ باید فکر کردن را در جامعه نهادینه کرد. لذا شما ببینید که ما مثلاً از شهید مطهّرى که نام مى‌آوریم، فقط به علم شهید مطهّرى اهمّیّت نمی‌دهیم، به تفکّر شهید مطهّرى اهمّیّت می‌دهیم. اگر کسى داراى تفکّر بود، این روحیّه موجب می‌شود که او بتواند مسائل مهمّ علم را هم کشف کند. اگر جوان ما، عالم ما، دانشمند ما متفکّر بار آمده باشد، از آن ذخیرة دانشى که در اختیار او است، ده‌ها و صدها مسئلة جدید مطرح می‌کند و پاسخ می‌گیرد. پس استفادة از علم با تفکّر ممکن است.»(بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان، ۱۷اردیبهشت۱۳۹۳)

دوم، آموزش فراگیر سواد رسانه ای[۸] برای بهره برداری بهینه از رسانه و ایفای نقش در دنیای ارتباطات. سواد رسانه ای سبب می شود مخاطبان رسانه ها توانایی فهم پیام و مقصود فرستنده را درک کرده و براحتی تحت سیطره قدرت پیام رسانه ای قرار نگیرند. همچنین ایفای نقش در رسانه های اجتماعی جدید سبب برهم خوردن جریان یکطرفه مصرف تفکرات «بالاشهرنشین ها» شده و امکان ظهور تفکر نقاد در برابر عادت واره های «امروزی بودن» را بوجود می آورد. در نتیجه اساسا معنای «امروزی بودن» در تفکر و تمایل جامعه مورد بازنگری قرار خواهد گرفت.

منبع: فرهنگ نیوز



آنچه عقلای دولت یازدهم باید بدانند
 
نوبرانه‌های تلخ تدبیر و امید
 
در عرصه فرهنگی فاتحه اخلاق و حیا وعفت و ارزشهای انقلابي و دینی خوانده شده و گرگها به شبانی گوسفندان گمارده شده اند و آزادی برای اهانت به دین وانقلاب و اخلاق در سینما و تئاتر و موسیقی و مطبوعات و.... برقرار است...
پایگاه خبری انصارحزب الله: ۱- دولت کلید به دست و اعتدالی یازدهم كه با شعار تدبیر و امید به صحنه حاکمیت کشور وارد شد، بعضی ها چشمانشان را بستند و فرداهای خوب پر از خربزه و خیار را به خودشان نوید دادند و در خیال شان میوه های شیرین اعتدال را از درخت تدبیر وامید چیدند و..... . اما یکسالی است که از حلوا حلوا گفتن این بندگان خدا می گذرد و دهانشان نه تنها شیرین نشده که کف هم کرده است!

۲- میوه های نوبرانه دولت تدبیر وامید یکی دو تا نیست و صد البته که بر شمردن این ثمرات به معنای حمایت از دولت احمدی نژاد نیست ،چون دولت نهم و دهم اگر عالمانه و خداپسندانه عمل کرده بودند الان کلید اداره مملکت در دست اهالی اعتدال نبود!!

۳- در عرصه فرهنگی فاتحه اخلاق و حیا وعفت و ارزشهای انقلابي و دینی خوانده شده و گرگها به شبانی گوسفندان گمارده شده اند و آزادی برای اهانت به دین وانقلاب و اخلاق در سینما و تئاتر و موسیقی و مطبوعات و.... برقرار است (فقط اهالی اخلاق و دیانت و انقلاب به جرم افراطی گری و خروج از اعتدال محکوم به توقیف و سکوت و خفقان اند! و البته اگر به جهنم هم بروند بد نیست!)

۴- در عرصه هسته ای هم که اصلاح طلبان در همایش دانشگاه تهران دستورالعمل شفابخش را صادر نموده و حکم به تعطیلی و بی خاصیتی و دردسر ساز بودن انرژی و فعالیتهای هسته ای دادند و ریاست دولت هم بیان فرمودند که انرژی هسته ای یکی از هزاران دستاورد استقلال است و این یعنی اگر باشد و نباشد چندان مهم نیست و..! یک روز توافق ژنو را فتح الفتوح خواندند و روز دیگر تمدید آن را و فردا را هم خدا به خیر کند!

۵- در خصوص برخورد با منتقدان هم که دولت یازدهم در همین یکسال به اندازه ۴ سال گل کاشت ! بیسواد و تازه به دوران رسیده و کاسب و سود جو خواندن منتقدان و به جهنم حواله کردن آنها و توقیف مطبوعات منتقد و بستن سایتهای غیر همسو با دولت از جمله ثمرات پربار دولت یازدهم در تعامل با منتقدان به شمار می آید.

۶- افتضاح اخیر دولت در ممانعت از دفن شهدای گمنام در شهر یزد آن هم در ایام تیرباران شدن تابوت امام مجتبی (ع) نشان داد که وابستگان به دولت حتی به فکر حفظ پرستیژ خود نیز نیستند و نه تنها به قیامت وروز معاد و شهادت و... بی اعتنایند، بلکه قدرت محاسبه آینده سیاسی خود را هم ندارند و نمی دانند با این سابقه درخشان نمی توان فردا روزی از ملت طلب رأی کرد! بماند که عقب مانده ترین های دنیا هم با قهرمانان و مدافعان وطن چنین رفتار نمی کنند که بعضی مسئولان دولت یازدهم (مستقر در استان یزد) با شهدای گمنام کرده اند و....

رئیس دولت تدبیر و امید چگونه توقع دارد که دیدارهای او از خانواده شهدا جدی گرفته شود، وقتی که زیر دستانش این چنین بی پروا و گستاخ به استخوانهای خرد شده شهدای گمنام که همه هستی امروز ما مدیون پیکرهای به خاک افتاده آنهاست اهانت می کنند و از ایشان جز سکوت (که معمولاً علامت رضاست!) و بی خیالی واکنشی دیده نمی شود!(همان گونه که در اهانت مطبوعات لامذهب به اسلام و مقدسات و اصول و مسلمات دین جز سکوت از ایشان دیده نشد!)

۷- زهر تورم و گرانی را که با شیب ملایم به حلق خلق الله سرازیر کردند و چشم در چشم مردم از بهبود اقتصاد سخن گفتند و ثابت کردند که هرکسی مانند آنان از ارزانی و فراوانی و کاهش تورم نگوید کاسب تحریم و بابک زنجانی و افراطی و نادان و... است و باید به جهنم برود!

۸- در عوض اضافه کردن به در آمد مردم محروم ، قیمت نان را اضافه کردند اما حاضر نشدند برای حفظ امنیت خاطر مشتی ثروتمند، یارانه مرفهان بی درد را قطع کنند! آبروی ملی را با سبدهای کالایشان بردند و مدعی افزایش اعتبار گذرنامه ایرانی شدند حال آن که گذرنامه سیاسی دیپلماتهای ایرانی را هم بی اعتبار کردند و زورشان نرسید سفیرشان را به سازمان ملل اعزام کنند و دم از تخصص ویژه در دیپلماسی زدند! ادعا کردند که کل توانایی دفاعی کشور در نصف روز با یک بمب اتم نابود می شود و حاضر شدند با برادران اماراتی درباره مالکیت ایران بر جزایر سه گانه گفتگو کنند! آنقدر در تنش زدایی با آل سعود زیاده روی کردند که دوستان سعودی شان قیمت نفت را به شصت دلار رساندند و البته حاضر نشدند از فهم عمیق و سیاست گذاری عمیق ترشان در گدایی بهبود رابطه با آل سعود عذرخواهی کنند!

۹- نظام آموزش عالی کشور را یک سال اسیر سیاسی کاری مشتی خرابکار فتنه۸۸ کرده و با بحران آفرینی های روزانه سعی در لاپوشانی فتوحات هسته ای و اقتصادی و سیاسی شان کردند و در اوج عقل و تدبیر خیال کردند فهم جامعه مانند فهم آن دسته از مشاورینی است که دولت یازدهم را بهاری پس از ۱۶ یا ۲۰سال زمستان می دانند و با نمایندگان مجلس مانند مستخدمین دفاتر با شکوهشان مودبانه سخن می گویند!. 

میوهای تلخ دولت تدبیر و امید آنچنان کام ملت را تلخ و امیدواران به آن را نا امید ساخته که دیگر کسی جرأت نظرسنجی در باب میزان محبوبیت دولت یازدهم را ندارد! که اگر جرات داشتند و چنین می کردند مشخص می شد چه میزان از آن ۷/۵۰درصد کاسته شده است!

۱۰- هرچند زمین خوردن دولت یازدهم به نفع هیچ کس نیست و هرکس آرزوی دیدن این صحنه را داشته باشد خائن به نظام و انقلاب است اما عقلای دولت یازدهم و رئیس آن باید بدانند دولتی که باشهدای گمنام و دانشمندان هسته ای و منتقدان و دلسوزان و مردم محروم با نخوت و تکبر و با آمریکا و اروپا و آل سعود با گردن کج و لب لوچه آویزان و ترسیده و مرعوب برخورد کند راه به جایی نخواهد برد ،حتی به ترکستان!



تشکر یانکی‌ها از سعودی‌ها/کاهش قیمت نفت از تحریم اثرگذارتر است

 
 

مک‌کین: کاهش قیمت نفت از تحریم اثرگذارتر است

تشکر یانکی‌ها از سعودی‌ها

 

 

حالا صدای اعتراض به آنچه شاهزادگان سعودی بر سر نفت آوردند؛ بلندتر شده است! کمر نفت شکست. نفت، این مهم‌ترین سرمایه اقتصادی ایران اکنون به نصف قیمت حراج شده است. دیروز هر بشکه نفت ایران در بازارهای جهانی ۵۶دلار و ۹۰ سنت فروخته شد. آنهایی که نوسانات قیمت نفت را دنبال می‌کنند می‌دانند آذرماه سال گذشته ایرانی‌ها در ازای هر بشکه نفت ۱۱۴ دلار دریافت می‌کردند. این یعنی کاهشی بیشتر از ۵۰ درصد! پس از اعتراضات شدید حسن روحانی و اسحاق جهانگیری به این توطئه و خیانت سعودی‌ها، حالا علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی هم که سفری منطقه‌ای به سوریه، لبنان و عراق انجام داد؛ درباره توطئه نفتی، به سعودی‌ها هشدار داد. به گزارش خبرگزاری‌ها، علی لاریجانی دیروز در عراق و پس از دیدار با آیت‌الله علی سیستانی، طی نشستی خبری به موضوع کاهش قیمت نفت اشاره کرد و گفت: کاهش قیمت نفت یک اقدام توطئه‌آمیز بود. لاریجانی البته در دمشق هم در یک نشست خبری، بسیار صریح‌تر درباره توطئه نفتی سعودی‌ها علیه ایران، موضع گرفت. او گفت: این هم یکی از اشتباهات است که تصور می‌کنند با موضوع نفت می‌توانند مسائل مهم و استراتژیک منطقه را تغییر دهند. لاریجانی با اشاره به اینکه ما ایرانی‌ها شرایط بسیار سخت‌تر از شرایط فعلی را نیز تحمل کرده‌ایم، یادآور شد: در زمان جنگ تحمیلی همه کشورهای بلوک غرب و شرق و منطقه عربی علیه ما بودند و ما در آن زمان نفت را به قیمت هر بشکه‌ای ۷ و ۸ دلار می‌فروختیم اما هم جنگ و هم کشورمان را اداره کردیم. رئیس مجلس در ادامه تلویحا به سعودی‌ها پیام داد که این توطئه آنها بدون پاسخ نخواهد ماند. لاریجانی در این‌باره تصریح کرد: ما روش‌ها و سناریوهای مختلفی را برای اداره کشور در شرایط مختلف داریم اما این بار فراموش نمی‌کنیم که چه کشورهایی در زمینه کاهش قیمت نفت توطئه کردند. این هشدار و خط و نشان لاریجانی در واقع تکمله‌ای بر واکنش‌های مقامات ایرانی نسبت به توطئه نفتی سعودی‌ها علیه ایران بوده است. پیش از علی لاریجانی نیز حسن روحانی و اسحاق جهانگیری  از سعودی‌ها به خاطر این خیانت بزرگ انتقاد کردند. اگرچه در ایران دیپلماسی ضعیف ظریف و انفعال زنگنه بر بستر نگاه خوش‌بینانه دولت به خاندان سعودی را عامل این توطئه ناجوانمردانه می‌دانند اما تا همین اواخر این‌دو حاضر به پذیرش اشتباهات خود در این زمینه نبودند البته با اوج گرفتن انتقادات نسبت به سعودی‌ها به دلیل نصف شدت ارزش نفت ایران، ظریف موضعی نسبتا خفیف در این‌باره گرفت و زنگنه نیز در این‌باره اظهارنظری بیان کرد.
مک‌کین: باید قدردان سعودی‌ها باشیم!
همه چیز درباره توطئه سعودی‌ها و جنگ نفتی آنها علیه ایران مشخص است. حتی روس‌ها که از آنها به عنوان دومین کشوری که سعودی‌ها با کاهش قیمت نفت به اقتصاد آنها ضربه وارد کرده‌اند، یاد می‌شود؛ نیز اظهارنظرهای صریحی در این‌باره مطرح کرده‌اند. ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه صراحتا سعودی‌ها و آمریکایی‌ها را عامل این سناریوی نفتی دانست. رئیس‌جمهور روسیه در نشست خبری سالانه خود خاطرنشان کرد: کاهش قیمت نفت توطئه آمریکا و عربستان برای زیان رساندن به روسیه و ایران است. این اظهارنظر پوتین البته با اظهارات جان مک‌کین، سناتور ارشد جمهوریخواهان ثابت شد. مک‌کین در مصاحبه با شبکه سی‌ان‌ان تقریبا همه چیز را فاش کرد. مک‌کین درباره اقدام عربستان در کاهش ارزش قیمت نفت و تاثیر این اقدام بر اقتصاد روسیه تصریح کرد: عربستان بیش از سیاست‌های باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا باعث فروپاشی اقتصاد روسیه شده است. او گفت: باید از عربستان‌سعودی تشکر کنیم که اجازه داد قیمت هر بشکه نفت تا جایی سقوط کند که اقتصاد روسیه را بشدت تحت تأثیر قرار دهد. این اظهارنظر مک‌کین نیز در راستای اظهارات هیلاری کلینتون قابل ارزیابی است. هیلاری کلینتون در مرکز سابان در اندیشکده بروکینگز درباره موضوع کاهش قیمت نفت و ارتباط آن با مذاکرات هسته‌ای با ایران گفت: پایین آمدن قیمت نفت می‌تواند به ما برای دستیابی به موفقیت در مذاکرات هسته‌ای با ایران کمک کند.
توطئه ده‌ها میلیارد دلاری
سعودی‌ها به هر دلیلی که باعث شد مانع کاهش تولید نفت شوند؛ ضربه بزرگی به اقتصاد و معیشت مردم ایران وارد کرده‌اند. حالا دیگر موضوع، تحریم‌ها و لغو یا عدم لغو آن نیست. ماجرا، نصف شدن ارزش کالای استراتژیک نفت است. ایران در صورت لغو تحریم‌ها نیز با کاهش درآمد، نسبت به گذشته مواجه است و قطعا درآمدهای ایران کاهش خواهد یافت. بر همین اساس پیش‌بینی‌های مسؤولان درباره درآمدهای ناشی از لغو تحریم‌ها، نیز محقق نخواهد شد. براساس آنچه اقتصاددانان می‌گویند، دولت ایران تا انتهای سال جاری، از محل کاهش قیمت نفت ده‌ها میلیارد دلار کسری بودجه خواهد داشت. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی نیز در گزارشی نشان داد به‌رغم محاسبه قیمت ۷۰ دلاری هر بشکه نفت در بودجه ۱۳۹۴، دولت بیشتر از ۳۰ میلیون دلار در بودجه سال آینده کسری به بار خواهد آورد! «وطن امروز» نیز چندی پیش در گزارشی با احتساب و مقایسه قیمت فروش نفت، نشان داد ایران از اول تا ۲۴ آذرماه رقمی قریب به ۷۰۰ میلیون دلار از محل کاهش قیمت نفت، خسارت دیده است. این ۷۰۰ میلیون دلار از آن جهت حائز اهمیت است که ایران براساس توافق ژنو و در ازای تعطیلی و نیمه تعطیل کردن بخش مهمی از فعالیت‌های هسته‌ای خود، ماهانه ۷۰۰ میلیون دلار از درآمدهای بلوکه شده خود را دریافت خواهد کرد. زیان مالی ایران از محل کاهش قیمت نفت در واقع اظهارات مک‌کین را بیشتر ملموس می‌کند. به عبارتی تاثیر کاهش قیمت نفت اگر بیشتر از تاثیر تحریم‌ها نبوده باشد؛ قطعا کمتر نیز نخواهد بود.
 

زنگنه از انکار تا اقرار
اما درحالی که تقریبا همه دنیا پذیرفته‌اند اقدام سعودی‌ها برای کاهش قیمت نفت یک توطئه سیاسی بوده است؛  بیژن زنگنه، همان کسی که انگشت اتهام به سوی او نشانه رفته، این توطئه سیاسی را انکار می‌کرد! او حتی در مقطعی که اعتراضات به وی به دلیل کاهش قیمت نفت بالا گرفته بود؛ صراحتا اعلام کرد کاهش قیمت نفت یک شیوه بازرگانی است. وی گفت: به شرایط موجود که منجر به کاهش قیمت نفت شده، جنگ کاهش قیمت نفت نمی‌گویند؛ بلکه یک مدل بازرگانی نفت است. به اعتقاد کارشناسان، همین نوع نگاه زنگنه به ماجرای کاهش قیمت نفت باعث انفعال ایران در اوپک و به نتیجه رساندن سیاست کاهش تولید بود. زنگنه پس از نشست بی‌نتیجه اوپک نیز اعلام کرد به خاطر وحدت اوپک کاهش تولید به نتیجه نرسید. این موضع زنگنه البته درحالی بود که حسن روحانی اقدام سعودی‌ها یا به قول آقای زنگنه این شیوه بازرگانی نفت را یک توطئه سیاسی و از همه مهم‌تر «خیانت» سعودی‌ها به جهان اسلام دانست. زنگنه اما به مرور و پس از روشن شدن وجوه توطئه نفتی سعودی‌ها، سرانجام پذیرفت سعودی‌ها از طریق نفت، یک توطئه سیاسی علیه ایران به راه انداخته‌اند.  او در گردهمایی سراسری فرماندهان و مدیران قرارگاه خاتم‌الانبیا، با بیان اینکه کاهش قیمت نفت از ابتدا سیاسی نبوده و به دلیل عرضه مازاد نفت در بازار اتفاق افتاده است؛ تصریح کرد: «ادامه روند کاهشی قیمت نفت یک توطئه سیاسی همراه با افراط و تفریط است.»

منبع:وطن امروز

 




ریشه‌یابی خشونت‌های هالیوودی داعش
 
 

 ۲ سناریو و یک کارگردان

ریشه‌یابی خشونت‌های هالیوودی داعش

 

این دسته از تولیدات هالیوود، تولیداتی تاریخی- اسطوره‌ای است که هدف اصلی آنها نمایش جنگ‌های خونبار، اما نه از نوع «گلادیاتور» و «تروا» و بخدمت گرفتن جلوه‌های رمانتیک، بلکه القای نهایت «خشونت» به مخاطب است، فیلم‌هایی که جلوه‌های بسیار خشن شکنجه، تجاوز و سربریدن را به همراه صحنه‌های روابط لجام گسیخته اخلاقی و جنسی برای مخاطب به نمایش می‌گذارد.


 بارزترین ویژگی تولیدات سال‌های اخیر «هالیوود»، صحنه‌های «خشونت»باری است که بریدن سر و ذبح قربانی حرف اول را می‌زند، نمونه تجسم یافته آن را امروزه می‌توان در جنایاتی مشاهده کرد که «داعش» مرتکب می‌شود.

بی‌شک یکی از مهمترین وجوه تمایز گروه‌های تروریستی مسلح جدیدی که پای به عرصه رویارویی‌های منطقه‌ای گذاشته‌اند، از جمله گروه تروریستی تکفیری «داعش» خشونت بی‌حد و حصر و عدم پایبندی به جنس، نژاد، تابعیت یا مرز و کشور است.

از دید چنین گروه‌هایی پیوستن تمام مسلمانان به آنها [اسلام از منظر این گروه‌ها] آزاد و مجاز است، به همین دلیل این گروه‌ها بُعدی «فرامرزی» یافته‌اند تا تهدیدات آنها محدود به منطقه و کشوری خاص نباشد و به تبع آن به چالشی پیش روی تمام کشورها از جمله کشورهای غربی و نماد روی‌گردانی از الگوی دولت قومی ‌– ‌ملی تبدیل شوند.

چنین گروه‌هایی با مشخصه‌های فوق الذکر کانون جذب افرادی از سراسر نقاط جهان شده‌اند که اعتقاد دارند،  مورد ظلم و تبعیض مذهبی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دولت‌هایشان قرار گرفته‌اند.

آمریکا تروریسمی پایه‌گذاری کرده که حد و مرزی برای خشونت قائل نیست

باور این ظلم‌ها و تبعیض‌ها به این افراد انگیزه می‌دهد، امارتی خاص خویش به نام اسلام و تحت عنوان «امارتی اسلامی» تشکیل دهند که تنها قانون حاکم بر آن «خشونت» است، امارتی که فاقد تمام پایه‌ها و مستلزمات تشکیل یک دولت مدرن و مدنی از جمله حد و مرز مشخص است؛ امارتی که خط‌مشی آن زندگی قبیله‌ای و بدوی است که جهانیان صدها سال پیش آن را به فراموشی سپرد‌ه‌اند.

اینکه آمریکا اذعان کرده، پایه و اساس چنین گروه‌های تروریستی را بنا نهاده یا نه، مهم نیست، آنچه مهم است، اینکه این کشور پایه و اساس تروریسم نوینی را در منطقه و جهان پایه‌گذاری کرده که حد و حصری برای جنایات خویش قائل نیست و عاملان این جنایات بنابر توصیف روزنامه انگلیسی «دیلی تلگراف»، «گرگ‌های تنها»یی هستند که توان همزیستی مسالمت‌آمیز با هم نوعان خود را ندارند و مبتلا به بیماری‌های روحی و روانی می‌باشند که فقط قتل و کشتار و بریدن سرها و تکه تکه کردن اجساد، آنها را تسلی می‌بخشد و آرام می‌کند.

در این بین سینمای آمریکا، از جمله «هالیوود» نقش مهمی در اشاعه اینگونه خشونت‌ها و نهادینه کردن آنها نه تنها در جامعه این کشور، بلکه در جوامع دیگر جهان بازی کرده است، اغلب تولیدات هالیوود در ۲ سال اخیر بخصوص در بخش سریال که ساعت‌ها مخاطب را پای خود می‌نشاند، یک مولفه جدید با محتوایی قدیمی را در خود دارد و آن «خشونت بی‌حد و حصر» قهرمانان این فیلم‌ها و سریال‌هاست که نه در بستر دنیای امروز و مدرن، بلکه در محیطی بدوی و به وحشانه‌ترین شکل، جنایات خود را اعمال می‌کنند و بطور مشخص در ذبح و بریدن خونسردانه سر مخالفان نمود پیدا می‌کند.

تولیدات داعشی هالیوود در ۲ سال اخیر با چاشنی خشونت

برخلاف تولیدات سابق هالیوود، اشاعه و عادی‌سازی «خشونت» در تولیدات سال‌های اخیر این کمپانی عظیم کارکردی متفاوت دارد. هالیوود در تولیدات سال‌های اخیر خویش به ابزارهای ساده و اولیه‌ای همچون «شمشیر» و «خنجر» توسل می‌جوید و در آنها خشونت به صورت بریدن سر و ذبح قربانی حرف اول را می‌زند.

این دسته از تولیدات هالیوود، تولیداتی تاریخی- اسطوره‌ای است که هدف اصلی آنها نمایش جنگ‌های خونبار، اما نه از نوع «گلادیاتور» و «تروا» و بخدمت گرفتن جلوه‌های رمانتیک، بلکه القای نهایت «خشونت» به مخاطب است، فیلم‌هایی که جلوه‌های بسیار خشن شکنجه، تجاوز و سربریدن را به همراه صحنه‌های روابط لجام گسیخته اخلاقی و جنسی برای مخاطب به نمایش می‌گذارد.

آیا این صحنه‌ها تفاوتی با جنایاتی که داعش در سوریه و عراق و یا هر نقطه از کرده خاکی دست به آن می‌زند، تفاوتی دارند؟

وجه بارز تولیدات هالیوود در سال‌های اخیر، بریدن سرها و قرار دادن سرهای بریده بر نیزه‌ها و نمایش مکرر این صحنه‌هاست، گویی سناریونویسان و کارگردانان چنین آثاری با نمایش چندین باره این صحنه‌ها تلاش می‌کنند، این تصاویر را برای مخاطب امری عادی جلوه دهند. حتی اغلب کاراکترهای این تولیدات به ویژه کسانی‌که دستی بر تیغ دارند و مهارتی در بریدن سرها، دارای «ریش‌های بلند» هستند!!

نگاهی به تهاجم علیه غرب و آمریکا در درونمایه و محور تولیدات هالیوود و همچنین زن یا زنانی که همراه جنگجویان خشن در صحنه‌های نبرد حضور می‌یابند، در کنار وضعیت ظاهری این مردان و میزان توحشی که از آنها سر می‌زند، تصویر زنده‌ای از ایده‌ها، روش‌ها و حتی ظاهر عناصر «القاعده» و «داعش» امروزی را در اذهان مخاطبان خود تداعی می‌کند.

نکته مهم‌تر آنکه اغلب کارگردانان سینمای هالیوود را آمریکایی‌های «یهودی‌تبار» تشکیل می‌دهند، به همین دلیل است که بسیاری از صاحبنظران و کارشناسان – صرف نظر از گزارش‌های منتشره – تاکید می‌کنند، داعش ساخته و پرداخته سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) است و حتی بر این باورند، بسیاری از کشتارها و قتل و عام‌های داعش که در شبکه‌های اینترنتی به نمایش درآمده‌اند، صحنه‌های فیلم‌های هالیوود را تداعی می‌کنند تا دلیل دیگری بر این امر باشد که آمریکا و هم‌پیمانانش در شکل‌گیری و بقای چنین گروه‌هایی دست دارند.

منبع: فارس

 




در تلخی تفرقه و افراط
 
 

نگاهی دوباره به فرقه نوظهور و تندروی شیرازی در جهان تشیع

در تلخی تفرقه و افراط

محمد علی الفت پور

 

به‌موازات جریان‌های تکفیری منتسب به اهل سنت که آتش فتنه را به جان مسلمانان انداخته و پدیده اسلام‌گرایی را به نفع صهیونیست‌های مسیحی تقویت می‌کنند، جریان تکفیری دیگری؛ منتسب به اهل تشیع و مدعی مرجعیت نیز با اهانت به مقدسات اهل سنت و تبلیغ خرافه‌های مذهبی منتسب به شیعه به اختلاف‌افکنی بین شیعه و سنی و بهانه‌تراشی به سود تکفیری‌های سنی رو آورده‌اند که محوریت آن در بیت سید صادق شیرازی مدعی مرجعیت شیعه قرار دارد. این جریان مشکوک که باگذشت زمان، وابستگی آن به استعمار پیر انگلستان، آشکارتر می‌گردد به دنبال توسعه نفوذ خود به هیئت‌های مذهبی و ترویج نوعی سکولاریسم است.

 

 

الف- معرفی جریان شیرازی‌ها

شیرازی‌ها بازمانده خاندان معروف و شاخص فقاهت و مرجعیت در ۱۵۰ سال گذشته‌اند که شخصیت‌هایی چون آیت‌الله سید حسن شیرازی معروف به میرزای شیرازی، صاحب فتوای مشهور تحریم تنباکو و آیت‌الله میرزا محمدتقی شیرازی رهبر مقابله با اشغال عراق توسط انگلیس را پرورش داده‌اند اما پس از فوت آیت‌الله سید مهدی شیرازی، مرجعیت در این خاندان به بازیچه‌ای سیاسی تبدیل و به انحراف کشیده شد. سید محمد فرزند ارشد ایشان در دهه ۴۰ شمسی در عین نداشتن صلاحیت مرجعیت، ادعای مرجعیت نمود. این ادعا با مخالفت حضرات آیات سید ابوالقاسم خویی و سید محمود شاهرودی بزرگ مواجه و پا نگرفت. درعین‌حال با فوت سید محمد، برادرش سید صادق همان مسیر را ادامه داد. این جریان جنگ با صدام را برادرکشی نامیده و مواضعی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی اتخاذ کرده و برای پیشبرد اهداف سیاسی خود حتی از اهانت علیه مراجع گران‌قدری چون آیات عظام بهجت، مکارم شیرازی، حسن‌زاده آملی، شهید مطهری و رهبر معظم انقلاب فروگذار نبوده است.

الله یاری از دیگر تندروهای لندن نشین با اشاره به ارتباطش با صادق شیرازی در اقدامی عجیب به رد مرجعیت وی می‌پردازد: «من به صادق شیرازی گفتم شما اعلم نیستی. فتاوای عجیب‌وغریب می‌دهی. ایشان (صادق شیرازی) فتوا داده مردم اروپا به‌وقت کربلا افطار کنند! مصیبت را ببینید، در اروپا و در حسینیه‌هایی که طرفداران ایشان هستند آفتاب هنوز در آسمان است و همه ایستادند و دسته‌جمعی نماز مغرب می‌خوانند و افطار می‌کنند. این مسئولیت بزرگی است کسی که اعلم نباشد و اجتهادش معلوم نباشد، اجتهادش مشکوک باشد، مرجعیت را بیایَد وراثتی درست کند و کسی هم اعتراضی نکند، این مسئله خیلی سختی است! گرچه مریدهای صادق شیرازی قبلاً طرفدار ما بودند و الآن هم هستند منتهی این بندگان خدا و مریدهای صادق شیرازی خیلی آدم‌های ساده‌ای هستند و این خود این آقاست (صادق شیرازی) که اشکال دارد! این اشکال بزرگی است که کسی که اعلم نیست و حتی مجتهد نیست ادعای مرجعیت کند و خودش دلیل این است که صادق شیرازی طالب دنیا است چون اگر طالب دنیا نباشد چرا وقتی اعلم نیست و اجتهاد ندارد ادعای مرجعیت کرده است.»

 

ب- حرکت روی خط تفرقه و تحریک

این جریان علیرغم آشنایی با تاریخ و فضای جهانی که گویای سوءاستفاده دشمنان اسلام از اختلاف در بین مسلمانان است و اطلاع از آثار شکل‌گیری وحدت در جهان اسلام و روحیه جهادی در برابر بیگانگان برای صیانت از عزت اسلام و مسلمین، برخوردار از عملکرد مشکوکی است که بوی عمل به دستورات اتاق‌های فکر وابسته به جهان غرب به‌ویژه انگلیس و آمریکا را برای پیاده‌سازی تز ((اختلاف بیفکن، حکومت کن))، می‌دهد. اقدامات تفرقه‌افکنانه و مشکوک این جریان عبارت‌اند از:

 

۱- تأکید بر مسائل اختلافی شیعه و سنی

این جریان نه‌تنها اسلام عربی را مقابل اسلام عربی می‌گذارد، بلکه با اهانت به مقدسات اهل سنت و تشویق هواداران به سبب و فحاشی علیه سه خلیفه و عایشه زوجه حضرت نبی، به احساسات مذهبی اهل سنت علیه شیعه دامن زده و در مقابل بزرگداشت هفته وحدت که از ۱۲ تا ۱۷ ربیع است، ایام ۹ تا ۱۵ ربیع‌الاول را هفته برائت نامیده است.

در شبکه‌های اجتـماعی با محوریت بیت شیرازی شایعه‌ای ایجادشده مبنی بر وجود میدانـی به نـام «ابن ملجـم مرادی» دریکی از مناطق اصلی شهر غزه! اما با یک جستجوی ساده در اینترنت و واردکردن نام این میدان، چه با زبان عربی (ساحه ابن ملجم) و چه انگلیسی (Ibn Moljam SQ) و یا هر زبان دیگری می‌توان دریافت که هیچ نشانه‌ای از این میدان نه در غزه و نه هیچ جای دیگر در خاک کشورهای عربی وجـود ندارد!

 

۲- ترویج خرافه‌ها و اعمال غیرمتعارف مذهبی

درحالی‌که اکثر مراجع بزرگ شیعه، اعمالی چون قمه‌زنی را شنیع و حرام دانسته و با آگاهی از قضاوت ناظران غیر شیعه به استفاده از زنجیر تیغ‌دار و راه رفتن روی خار و آتش و … عزاداران را از چنین اعمالی بر حذر می‌دارند، جریان شیرازی مهم‌ترین مصادیق بزرگداشت شعائر حسینی را در مواردی چون قمه‌زنی، استفاده از زنجیر تیغ‌دار و راه رفتن روی خار و آتش و … در مراسم عزاداری دانسته و تنها از هیئت‌هایی که به این اقدامات مبادرت می‌ورزند پشتیبانی مالی می‌کنند.

شیخ سعد المدرس از علمای برجسته عراق از پشت پرده فعالیت‌ها و تحرکات صادق شیرازی در ماجرای قمه‌زنی این‌چنین می‌گوید: «من در فتاوای علمای گذشته جستجو کردم و عالمی را نیافتم که به جواز فتوا دهد می‌گوید بغض است یعنی برخی می‌خواهند قمه‌زنی را به مذهب تحمیل کنند، بفهمید این را وقتی یک مرجع می‌گوید بغض است یعنی چه! آیت‌الله شیخ امینی هم‌نظرشان همین‌گونه است، (شهید) محمدباقر صدر نیز همین نظر را دارند. شیخ تیجانی در کتاب خود ثم اهتدیت نقل می‌کند وقتی به محضر سید شهید (محمدباقر صدر) وارد شدم از او پرسیدم جریان این قمه‌زنی چیست؟ فرمود غیر از عوام‌الناس و جاهلان آن‌ها کسی این کار را نمی‌کند و علمای ما همیشه به تحریم آن پرداخته‌اند. از علمای معاصر ما (آیت‌الله) محمد اسحاق فیاض با قمه‌زنی موافق نیست، آقای سیستانی هم موافق این کار نیست.

(حضرت امام) سید (روح‌الله) خمینی حرام می‌داند این کار را. الآن در ایران کسی قمه بزند حبسش می‌کنند، ممنوع است! مقتضیات حکم می‌کند. مگر نمی‌دانید این قمه‌زنی قابل سیاسی شدن است؟ علی‌الخصوص که دستگاه‌های تبلیغاتی در دست کشورهای مستکبر است. آیا می‌دانید بیشترین تبلیغ برای قمه‌زنی توسط چه موسسه‌ای صورت می‌گیرد؟ موسسه (فرقه) شیرازی‌ها!

این خانواده شیرازی دوازده کانال ماهواره‌ای دارند که کارشان روز و شب تبلیغ قمه‌زن است. علامه سید حسن کشمیری نقل می‌کنند که این‌ها تا قبل از اینکه با حضرت امام خمینی (ره) به اختلاف نیفتاده بودند (برای تحقیق بیشتر دوستان به نامه‌های شهید چمران در مورد نقش حسن شیرازی در لبنان مراجعه بفرمایید) زیاد دنبال اشاعه قمه‌زنی نبودند، وقتی اختلاف افتاد هر شش تا پسرش را جمع کرد و گفت بیفتید دنبال دامن زدن به قمه‌زنی. پس مسئله سیاسی است نه عقایدی. یکی از مؤمنین از آقای محمد سعید حکیم از مراجع نجف سؤال کرد آقا شما چرا کانال ماهواره‌ای نمی‌زنید؟ جواب دادند پولش را نداریم! ببینید چهار مرجع بزرگ که تمام اموال و وجوهات پیششان است توانایی یک کانال ماهواره‌ای را ندارند، آن‌وقت یک مرجع تحت اقامت جبریه بتواند دوازده‌تا کانال بزند، این جای سؤال ندارد؟ باید تحقیق کرد وگرنه گم می‌شویم!»

 

۳- حرمت‌شکنی حریم مراجع و توهین به علما

گرچه اولویت این جریان، نفوذ به بیوت مراجع و علماء دینی است ولی آنجا که از این خط بازمانده و نتوانند همراهی مراجع و علما را کسب کنند رو به هتاکی و بی‌اعتبار سازی آنان می‌آورند که حرمت‌شکنی علیه آیات عظام بهجت، مکارم و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نمونه آن است. در عوض این جریان با برخی مدعیان مرجعیت مثل آقای صانعی روابط حسنه‌ای دارد.

 

ج- جاده‌صاف‌کن سلطه غرب و مروج سکولاریسم

جریان منتسب به آقای سید صادق شیرازی که مدیون شهرت نیاکان مبارزی چون میرزای شیرازی صاحب فتوای تنباکو و میرزا محمدتقی شیرازی رهبر مبارزه با اشغالگران انگلیسی در عراق بوده و به خط انگلیسی مذهب‌زدایی از سیاست و سکولاریسم آشنایی دارند، انحراف خود را در عرصه عمل از پیشینیان مبارز خویش با دفاع از جدایی دین از سیاست و همراهی با جهان سلطه برملا ساخته‌اند که موارد ذیل شاخص‌های این انحراف بزرگ است:

۱- این جریان در دوره سید محمد شیرازی علیرغم استقبال اولیه از حضرت امام خمینی (ره) در دوره تبعید به عراق و خواندن نماز جماعت پشت سر ایشان، پس از اطلاع از خط مبارزه و نظریه ولایت‌فقیه ایشان، به‌تدریج رابطه خود را با معظم له سرد و سرانجام تیره ساختند، به‌گونه‌ای که پس از استقرار سید محمد شیرازی در کویت او و حامیانش، حملاتی را علیه امام (ره) صورت داده و حتی مدعی تفسیق و تکفیر ایشان شدند.

این روند پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز ادامه داشت و علیرغم روشن بودن ماهیت صدام و حامیان شرقی و غربی او در جنگ ۸ ساله جریان شیرازی حتی پس از ورود به جمهوری اسلامی این جنگ را برادرکشی نامیده و با طرح نظریه (ولایت شورای مراجع) مقابل نظریه (ولایت‌فقیه) و حاکمیت ولی‌فقیه موضع‌گیری داشت که سید صادق هم همان را ادامه داده است.

۲- ترویج اسلام خنثی و بی‌اثر و مبارزه با مبانی اسلام انقلابی و در رأس آن ارزشی‌های جهادی و شهادت که با توصیه علنی مداحان و هیئت‌های مذهبی به جمع‌آوری عکس شهدا و مسکوت گذاشتن مفاهیم جهاد و شهادت و اسم نیاوردن از شهیدان تجلی می‌کند. یکی از شروط این جریان در کمک‌هایشان به هیئت‌های مذهبی سخن نگفتن از شهید و شهادت است. همچنین اعضاء وابسته به این جریان در سخنرانی‌های خود هیچ نامی از امام و رهبری نبرده و سکوت نسبت به سرنوشت انقلاب اسلامی را ترجیح می‌دهند.

۳- سکوت جریان شیرازی در برابر جنایات گروهک‌های تکفیری، اشغالگران غربی و جنایات رژیم صهیونیستی همراه با حمله حزب‌الله و سید حسن نصرالله قهرمان مبارزه با سلطه صهیونیست‌ها بر سرزمین‌های اسلامی یکی دیگر از شاخص‌های تفکر سکولار این جریان انحرافی است که در مهم‌ترین مسائل جهان اسلامی موضع انفعالی می‌گیرد.

 

د- شبکه‌سازی برای ترویج افکار انحرافی

جریان انحرافی شیرازی‌ها با در اختیار داشتن منابع مالی وسیع و حمایت دولت انگلیس و سرویس‌های اطلاعاتی برخی کشورهای عربی توان بالایی در ایجاد شبکه‌های اجتماعی مجازی و حقیقی دارد که در قالب‌های زیر پیاده شده است.

 

۱- شبکه مداحان و عناصر تبلیغی:

بهره‌برداری از عواطف و احساسات مذهبی یکی از شیوه‌های توسعه نفوذ این جریان است که با ارتباط‌گیری با هیئت‌های مذهبی، حوزه‌های علمیه، مداحان و طلاب و روحانیون و پیشنهاد کمک‌های مالی و حل مشکلات آن‌ها دنبال می‌شود. هیئت‌ها و مداحانی که گرایش افراطی به تحریک احساسات و استفاده از شیوه‌های نامتعارف و جنجالی مثل قمه‌زنی و اهانت علیه مقدسات اهل سنت دارند، ازجمله اهداف اصلی این جریان برای وصل به شبکه تبلیغی به شمار می‌آیند.

 

۲- تأسیس مؤسسات دینی:

یکی از شبکه‌های فرهنگی و اجتماعی این جریان با تأسیس حوزه‌های علمیه و مراکز فرهنگی اجتماعی مثل کتابخانه و صندوق قرض‌الحسنه شکل‌گرفته که گفته می‌شود به ۱۰۰۰ مؤسسه در زمینه‌های مذهبی، مالی، اجتماعی، علمی و فرهنگی می‌رسد. تنها در داخل کشور ۱۷ حوزه علمیه و ۲۳ کتابخانه و ده‌ها صندوق قرض‌الحسنه در اختیار این جریان انحرافی است.

 

۳- شبکه وسیع رسانه‌ای:

بهره‌برداری از فضای مجازی و شبکه‌های ماهواره‌ای ازجمله ویژگی‌های جریان شیرازی‌ها است که باسخاوت و حمایت انگلیس و سرویس‌های دول غربی تبدیل به شبکه گسترده و توانمندی شده است. این جریان با در اختیار داشتن ده‌ها شبکه ماهواره‌ای و سایت اینترنتی تحت عناوین مقدسی چون شبکه جهانی امام حسین (ع)، شبکه جهانی چهارده معصوم، شبکه ماهواره‌ای فدک، شبکه ماهواره‌ای حضرت ابوالفضل، شبکه جهانی مرجعیت، شبکه القائم، سایت عقاید شیعه، سایت حرم امام حسین (ع) و… به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی و ترکی و … فعالیت می‌کند. این شبکه‌ها در حالی با بهترین کیفیت اداره می‌شوند که رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران تحت تحریم قرار داشته و حتی به شبکه قرآن جمهوری آ سلامی ایران اجازه فعالیت داده نمی‌شود. جالب اینکه شبکه فدک که توسط یاسرالحبیب داماد سید مجتبی شیرازی اداره می‌شود در لندن قرار داشته و هیچ مزاحمتی از سوی انگلیس علیه آن صورت نمی‌گیرد.

 

۴- ارتباط آشکار با پیراستعمار و سرویس‌های اطلاعاتی:

نه‌تنها شبکه‌های ماهواره‌ای و سایت‌های اینترنتی این جریان بدون هیچ‌گونه مزاحمتی با عناوین مذهبی فعال می‌باشند و انتقال پول به‌راحتی از طریق شبکه‌های بانکی کشورهای مختلف برای آن‌ها مقدور است، عناصر اصلی شبکه‌های رسانه‌ای آن‌ها در انگلیس مستقر می‌باشند. عناصر اصلی که در دامن پیر استعمار مشغول فرقه سازی هستند، عبارت‌اند از مجتبی شیرازی و یاسر الحبیب داماد وی که چند سال قبل، پس از اهانت به عایشه و مقدسات اهل سنت توسط عوامل پلیس کویت دستگیر و به اعدام محکوم اما با وساطت انگلیسی‌ها آزاد و به لندن منتقل و الا آن نه‌تنها شبکه ماهواره بلکه حوزه علمیه امامین العسکرین را هم در انگلیس مدیریت می‌کنند جالب‌تر اینکه او در لندن حسینیه‌ای نیز به اسم رسول اعظم راه‌اندازی و مراسم قمه‌زنی را روزهای تاسوعا و عاشورا با تأمین پلیس انگلیس در خیابان منتهی به این حسینیه و درملأعام برگزار می‌کند. دولت انگلیس هم با اعزام تعدادی آمبولانس، مداوای مجروحان و عزاداران قمه‌زن را پشتیبانی می‌کند. همچنین این جریان علی‌رغم تندروی‌های مذهبی در کویت که در دوره راه‌اندازی هیئت خدام المهدی انجام می‌داد و الآن هم در هیئت‌های خود دنبال می‌کند، هیچ محدودیتی برای تردد به کشور کویت ندارد که از همسویی عملکرد آن با خواسته‌های سرویس‌های امنیتی کشورهای عربی حکایت می‌کند.

وزیر اطلاعات بابیان کشف شبکه ارتباطی میان سرویس‌های جاسوسی با جریان تندروی شیرازی می‌گوید: «این عناصر افراطی دانسته یا ندانسته به دام سرویس‌های اطلاعاتی غرب می‌افتند. این سرویس‌ها گاه مستقیم و یا با یک یا چند واسطه به آنان مرتبط می‌شوند و آنان را مدیریت می‌کنند، به‌طوری‌که گاهی خود آن فرقه‌ها هم متوجه نمی‌شود توسط این سرویس‌ها مدیریت می‌شوند. طبق اطلاعاتی که داریم یک سلسله کانال‌های ماهواره‌ای که برنامه‌های مغایر با وحدت امت اسلام پخش می‌کردند متصل به سرویس‌های انگلستان بودند و از طرف آن‌ها خط دهی می‌شدند.

ما حتی قرائنی داریم که با دو، سه واسطه به این‌ها کمک مالی می‌کرد و در چهره انسان متدینی که می‌خواهد خمس مالش را به این‌ها اهدا کند به این شبکه‌ها کمک می‌شد، چراکه این رسانه‌ها و کانال‌های ماهواره‌ای با کمترین هزینه اهداف آنان را مبنی بر ایجاد اختلاف میان مسلمانان محقق می‌سازند.»

 

ارتباط عناصر معلوم‌الحال با شیرازی‌ها

در سال ۲۰۰۴ در واشنگتن همایشی به نام امت برگزار شد و به‌گونه‌ای بود که هنگام برگزاری این همایش سید صادق شیرازی به برگزارکنندگان این همایش نامه‌ای نوشت: «این همایش خجسته در حالی برگزار می‌شود که امت اسلامی به‌طور عام و به‌ویژه شیعیان با شرایط حساسی روبه‌رو هستند. به این امید که همایش «امت» بتواند از عهده چالش‌ها و مسئولیت‌هایی که در این راستا برعهده‌گرفته برآید، ان‌شاءالله.

صادق شیرازی خواسته‌هایی داشت تا اینکه به‌جایی رسید که گفت: وقت آن رسیده است تا درراه به‌کارگیری تمام امکاناتی که در تحقق بخشیدن به «نظریه شورای فقیهان» کمک می‌کند، همکاری کرد، برای شناسایی راه‌کارها باید در سراسر جهان، ازجمله ایالات‌متحده امریکا مجلس شورای نمایندگی تشکیل داد. پرواضح است که مجلس شورای فقیهان وحدت در موضع‌گیری، اقتدار در حسن انجام کار و کارآمدی کامل را تحقق می‌بخشد. (اشاره به مسئله شورای فقیهان و کمک خواستن به‌صورت غیرمستقیم از ایالات‌متحده آمریکا)

دومین همایش شخصیت‌های شیعه! ساکن واشنگتن در روزهای ۸-۱۰ خردادماه در هتل «میریوث» با حضور جمعی از عالمان، اندیشمندان و شخصیت‌های اجتماعی برگزار شد. در این همایش، مسائل تأثیرگذار در جامعه شیعی موردبررسی و کندوکاو همه‌جانبه قرار گرفت. همایش «امت» به‌عنوان دومین همایش شیعیان آمریکا و کانادا به منظور پرداختن به مسائل فکری و اجتماعی و فرصت‌های شغلی نسل نو و نیز موضوع ازدواج و جذب شدن در جامعه آمریکایی برگزار شد.

نکته جالب و قابل‌توجه اینجاست که اسم شیرین عبادی و حسین نصر در جمع عالمان، اندیشمندان و شخصیت‌های اجتماعی شیعه! به چشم می‌خورد. در متن خبر منتشرشده از در سایت صادق شیرازی آمده است: برجسته‌ترین سخنرانان این همایش عبارت بودند از: «آقای دکتر حسین نصر! (استاد در چند دانشگاه آمریکا)؛ ـ خانم شیرین عبادی! (برنده جایزه صلح نوبل)؛ ـ خانم دکتر عزیزه الهبری (استاد دانشگاه حقوق در ویرجینیا)؛ ـ آقای دکتر پرویز شاه (فعال اسلامی)؛ ـ علامه سید حسن قزوینی؛ ـ آقای دکتر حسنین وال جی (رئیس جامعه خوجه ها در آمریکا)؛ ـ آقای دکتر ربرت کرین (مسلمان و فعال آمریکایی)؛ علامه سید مصطفی قزوینی.»

شیرین عبادی و حسین نصر در مراسمی حضورداشته‌اند که بنیاد آیت‌الله شیرازی به آن نامه نوشته و مرتضی شیرازی در آن همایش امام جماعت بوده است. قابل‌توجه است صادق شیرازی از این افراد در رابطه با پرورش و هدایت معنوی، علمی، فرهنگی و فکری جوانان کمک خواسته‌اند. حال جای سؤال است که چه نقاط مشترکی بین سید صادق شیرازی، شیرین عبادی و حسین نصر وجود دارد؟

 

موسسه شیرازی‌ها دست به دامن ائتلاف پاریس

موسسه shia rights watch (سازمان دیدبان حقوق شیعه) وابسته به جناب صادق شیرازی از کشورهایی چون امریکا-انگلستان-سعودی-قطر-امارات خواستار رسیدگی به فاجعه اسپایکر و کشتار شیعیان است و از سلفی‌ها درخواست کمک به شیعیان دارد و جالب اینجاست که مریدان آیت‌الله شیرازی جمهوری اسلامی را حکومتی ضد شیعه می‌دانند.

داعش پدیده‌ای است که توسط آمریکا، انگلیس و صهیونیست‌ها با دلارهای نفتی تشکیل‌شده است و هدف آن‌ها از ایجاد این گروهک جنایتکار معرفی اسلام به‌عنوان یک دین خشن و متحجر است. داعش توسط آمریکا و ایادی آن‌ها ایجادشده است و صهیونیست‌ها به دنبال این هستند که اسرائیلی دیگر را در سوریه، عراق و سایر کشورهای منطقه ایجاد کرده و با حضور در آن‌ها به چپاول منابع طبیعی آن‌ها بپردازند.

داعش برگ دیگری از بمب‌های اتمی آمریکا در هیروشیما و ناکازاکی، ۸ سال جنگ تحمیلی علیه ایران برای از بین بردن انقلاب، رضاخانی که انگلیسی‌ها به کشور ما تحمیل کردند و قتل‌عام مسلمانان بی‌دفاع فلسطین و عراق و سوریه است.

تا زمانی که داعش در حال پیشرفت بود، می‌کشت و شهرها را اشغال و به بغداد نزدیک می‌شد، استکبار از آن‌ها حمایت کرده و مجروحان آن‌ها در بیمارستان‌های صهیونیست‌ها معالجه می‌شدند، ولی همین‌که فتوای مرجعیت عراق و رهبران کشورهای اسلامی اتحاد شیعه و سنی را اعلام کردند و داعش شکست‌خورده و مجبور به عقب‌نشینی شد خود را مخالف داعش خواندند.

ائتلاف پاریس با این کار می‌خواهد پیروزی مسلمانان را به نفع خود مصادره کند این در حالی است که داعش ستون پنجم آمریکا است و زمینه حضور صهیونیست‌ها و آمریکا را در منطقه فراهم می‌کند. برخی می‌گویند ائتلاف پاریس، توبه است ولی باید گفت که پیمان پاریس ائتلاف توطئه است نه توبه، هیچ نیروی هوایی نیست که بخواهد نیروی زمینی خود را بمب باران کند، بلکه آن‌ها با این کار می‌خواهند داعش را بزرگ کرده به رسمیت شناخته و جایگاه آن را تثبیت کند.

ائتلاف پاریس درواقع همان نقشه لو رفته و شکست‌خورده برج‌های دوقلو است و می‌خواهند وانمود کنند که مسلمان‌ها تندرو و خشن هستند و زمینه حضور دوباره خود در منطقه را فراهم کنند ولی از این غافل هستند که با این حماقت این بار سیلی محکم‌تری به گوش آن‌ها نواخته می‌شود. تکیه‌بر ستمکاران نابودی مطلق را در پی دارد و کسانی که دست‌به‌سینه آمریکا و صهیونیست‌ها هستند باید بدانند که ظلم پایدار نیست و آن‌ها نیز با صهیونیست‌ها به قهقرا کشیده می‌شوند.

بیانیه‌ای که روز سه‌شنبه و همزمان با آغاز ائتلاف مبارزه با داعش در پاریس صادر شد، موسسه شیعه رایتس واچ (سازمان دیدبان حقوق شیعه) از مجامع بین‌المللی مخصوصاً کشورهای عضو ائتلاف مبارزه با داعش درخواست کرد توجه ویژه به حادثه اسپایکر نماید و گروه‌های متخصصی را مأمور بررسی و رفع ابهامات این حادثه هولناک کند.

عکس‌العمل‌های متفاوتی نسبت به عملکرد غیرقابل‌قبول این جریان در برخورد با داعش وجود دارد. به‌عنوان نمونه به یکی از این موارد که در شبکه‌های اجتماعی موردتوجه قرارگرفته است می‌توان اشاره کرد: «بارها از شما و منبری‌های مقلدان شما شنیده‌ام که یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌های جمهوری اسلامی و رهبران آن به جهان تشیع، حمایت از سنی‌های کشور فلسطین و سوریه و فارغ شدن از بلاد و بقاع متبرکه شیعه است، بارها شنیده‌ام که اعلام داشته‌اید بجای مسجدالاقصی باید به فکر مبارزه با غاصبان و مخربان قبرستان بقیع بود، بارها شنیده‌ام که خیانت جمهوری اسلامی چرخاندن نگاه‌ها از کربلا به قدس است، امروز کربلا این قطب عالم تشیع و دیگر اماکن متبرکه کشورِ شیعه‌نشین عراق و هزاران زن و مرد شیعه عراقی در معرض خطر جدی گروه سنی‌های تکفیری داعش قرار دارند بنده به‌عنوان یک بچه شیعه از شما منادی و مدعی حفظ و حراست از اصول اصیل شیعی و پاسدار حرم‌های متبرک ائمه اطهار (ع)! عاجزانه درخواست و مطالبه می‌نمایم با صدور فتوای جهاد علیه این سنی‌های تکفیری خیل طرفداران و مقلدانتان را که سال‌هاست با قمه‌زنی- بنا به استدلال خودتان- روحیه جهادی و حماسی خود را حفظ کرده‌اند، به عراق گسیل دارید تا از اصول و خطوط قرمز شیعه! دفاع نمایند. امید است علت سکوت این چندروزه شما تدوین متن چنین حکمی بوده باشد چراکه سکوت در این شرایط ممکن است توسط طرفداران جمهوری اسلامی دلیلی بر طبل توخالی بودن ادعاهای قبلی‌تان جلوه داده شود! بی‌صبرانه منتظر حضور شما، مقلدان و اقوامتان در این جهاد فی سبیل الله هستیم.»

 

نفوذ فرقه شیرازی‌ها در برخی سایت‌های داخلی مروج تشیع

با توجه رویکرد اخیر تمام سایت‌های خبری با هر گرایشی، پیرامون فرقه شیرازی‌ها و با توجه به مشخص شدن خط فکری رهبران این فرقه و همچنین برخورد وزارت اطلاعات با شبکه‌های تفرقه‌افکن فرقه شیرازی‌ها، چندی است سایت شیعه آنلاین در کنار اخبار و مطالب خود، برای فرقه شیرازی‌ها تبلیغ می‌کند.

نوع ستایش سایت شیعه آنلاین از صادق شیرازی و تبلیغ برای شبکه‌های تفرقه‌افکن فرقه شیرازی و نادیده گرفتن خیانت‌ها و مواضع منافقانه این فرقه حاکی از آن است که شیعه آنلاین خواسته یا ناخواسته و از روی آگاهی و یا عدم آگاهی با این فرقه همگرا شده و در راستای منافع دشمن قدم برمی‌دارد.

 

هم‌نوا با شبکه‌های معارض اسلامی در ماجرای اسیدپاشی

پس از حاشیه‌سازی‌های اخیر پیرامون حادثه اسیدپاشی در اصفهان یکی از رسانه‌های حامی فرقه شیرازی دست به شایعه‌سازی عجیبی زده است. یکی از رسانه‌های حامی یک فرقه تندرو و افراطی در پی حوادث اسیدپاشی اصفهان اقدام به‌دروغ پراکنی عجیب و پخش شایعات بی‌پایه و اساس کرده‌اند. به‌طوری‌که دریکی از سایت‌های حامی این جریان، مسئولیت حادثه اسیدپاشی را به یک گروه مذهبی در اصفهان نسبت داد. این سایت گروه انصار حزب‌الله شاخه اصفهان را به‌عنوان مسئول این کار قلمداد کرده و جالب‌تر اینکه از قول این گروه حتی بیانیه‌ای نیز درباره دلایل ورود آن‌ها به این موضوع منتشر کرده است.

البته اقدامات چنین رسانه‌هایی که بر پایه هیچ و پوچ قصد ایجاد نفرت نسبت به جامعه شیعی و حزب‌اللهی و تفرقه بین مردم اصفهان و ایران دارد دیگر اثری ندارد. این گروه برای این‌که به هدفش برسد و به این صورت جامعه را در تشویش فروبرد از هیچ فعالیتی دریغ نمی‌کند و همه هم‌وغمش را بر این موضوع استوار کرده است. این جریان به‌ظاهر شیعی مخالف نظام دستش برای ایرانی‌ها و به‌خصوص اصفهانی‌ها رو شده و حنایش دیگر برای مردم رنگی ندارد.

گفتنی است این جریان و شبکه‌های ماهواره‌ای و مجازی حامی آن سابقه توهین به مراجع عظام تقلید (همچون حضرت آیت‌الله بهجت) و تفرقه‌افکنی بین مسلمانان را در کارنامه دارند و با توهین عجیب‌وغریب سعی در تضعیف جمهوری اسلامی ایران داشته و دارند.

 

اسناد مخالفت سید محمد شیرازی با سید صادق شیرازی

علی‌رغم ادعای تمسک سید صادق شیرازی به برادر بزرگ‌ترش سید محمد شیرازی، قول و فعل وی با برادرش در تضاد کامل است. فارغ از مخالفت سید محمد با جمهوری اسلامی ایران که دلایلش در مطلب قبلی ذکر شد باید اذعان کرد که از سید محمد شیرازی کتاب و آثار بسیاری برجای‌مانده است که در جای‌جای آن‌ها توصیه‌های لازم برای پیشبرد وحدت اسلامی و رفع خصومت میان مسلمانان بیان‌شده است، اما سوگمندانه بعضی از تفرقه‌افکنان مذهبی نه‌تنها توجهی به فرمایشات ایشان ندارند، بلکه نام و جایگاه اجتماعی ایشان را وسیله‌ای برای ترویج افکار و رفتارهای تفرقه‌افکنانه خویش قرار داده‌اند. از همین رو در ادامه گوشه‌ای از فرمایشات و نصیحت‌های فراوان ایشان را در نهی از تفرقه میان شیعه و سنی و همچنین ضرورت حفظ وحدت اسلامی بیان می‌کنیم تا هدایت‌گر پیروان و ارادتمندان واقعی ایشان در این مسیر باشد.

ایشان در کتاب (الفقه، النظافه) می‌نویسد: «تمسک و چنگ زدن به هر چیزی که ما را به اختلاف تفرقه و تشتت بین مسلمین دعوت می‌کند، حرام است و تفاوتی ندارد که از امور نژادی، زبانی، قومی، طائفی، ملیتی و یا غیر این‌ها باشد و واجب است که وجودمان از چنین اموری پاک‌کنیم و دراین‌باره روایات و نصوص بسیاری واردشده است.»

ایشان در کتاب (الفقه، المرور و آداب السفر) ضمن بیان این‌که گوشه‌ای از قوانین موجود در اجتماع به‌عنوان مسلمان اختصاص دارد، بیان می‌دارد: «این قوانین به مسلمان با این عنوان که مسلمان است ارتباط دارد و در اجرای آن‌ها تفاوتی بین یک مسلمان و مسلمان دیگر وجود ندارد، اگرچه آن‌ها از دو منطقه، دو جایگاه و دو مذهب و مانند این‌ها باشند؛ چون واضح است که حدود جغرافیایی بین مسلمانان وجود ندارد و آن‌ها در جمیع خصوصیات باهم برادر هستند.

اما این‌که امروز ما می‌بینیم که می‌گویند این مسلمان هم‌وطن ماست و آن مسلم خارجی و بیگانه، این مسلمان سفیدپوست و آن سیاه‌پوست، این مسلمان عرب است و آن مسلمان فارس، پس همه این‌ها برخلاف فرمایشات صریح قرآن و سنت و اجماع و عقل در مواردی است که همه بر آن اتفاق دارند. پس تمام مسلمانان بر قرآن و سنت اتفاق‌نظر دارند، اگرچه در بعضی جزئیات و خصوصیات ازنظر اجتهادی و علمی باهم اختلاف دارند و این سبب تخلف مسلمین از زندگی باهم شده است و برای این به زندگی مشترک چاره‌ای جز بازگشت به دستورات اسلام نیست.

خداوند سبحان دراین‌باره می‌فرماید:‌ «انفال: ۴۶»؛ باهم نزاع نکنید که سست شوید و هیبت شما از بین برود. همچنین خداوند متعال می‌فرماید: «انبیاء: ۹۲»؛ این است آیین شما که آیینی یگانه است [با یک هدف و یک خدا] و من پروردگار شمایم، پس مرا بپرستید. همچنین می‌فرماید: «آل‌عمران: ۱۰۳»؛ و همگی به رشته الهی درآویزید و پراکنده نشوید.

بله، مسلمانان در بعضی از احکام از جهت اجتهادی باهم اختلاف دارند و تفاوتی ندارد که این اختلاف میان شیعه و سنی باشد و یا بین مجتهدان یک مذهب و طائفه؛ و این اختلاف ربطی به وحدت اسلامی ندارد، مانند آن‌که اختلاف مسلمانان در جزئیات نماز و روزه موجب تفرقه میان آن‌ها نمی‌شود، چون اصل این اعمال بر همه واجب است. در کتاب (الأسئله و الأجوبه) از ایشان سؤال شده است: «آیا اجرای وحدت اسلامی امکان‌پذیر است؟» ایشان در پاسخ می‌فرمایند: «بله، با وحدت کلمه­ای که خداوند در قرآن کریم درباره آن می‌فرماید: (إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّهً وَاحِدَهً؛ ین است آیین شما که آیینی یگانه است [با یک هدف و یک خدا]) و همچنین می‌فرماید: (وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا؛ و همگی به رشته الهی درآویزید و پراکنده نشوید.) و رسول خدا نیز درباره آن می‌فرمایند: (المسلم أخو المسلم …؛ مسلمان برادر مسلمان است)»

ایشان در کتاب «السبیل إلی إنهاض المسلمین» درباره رفتار پسندیده در برخورد با دشمنان می‌نویسد: «واجب است که شعار ما در هر حرکتی سلام باشد، سلامی که در گفتار، رفتار، نوشتار ما جاری است و سلام در هر جایگاه و نسبت به هرکدام از مردم…

پس ضروری است که صلح و سلام را نسبت به جنبش‌ها و حرکت‌هایی که در جهان اسلام درحالی‌که فعالیت هستند حفظ کنیم، زیرا اولاً «سلام» موجب توجه و التفات مردم می‌شود و ثانیاً موجب خویشتن‌داری دشمنان می‌گردد و از همین رو امیرالمؤمنین- علیه‌السلام- به اصحابشان فرمودند: (إنی أکره لکم أن تکونوا سبابین؛ ناپسند می‌دانم که شما دشنام‌دهنده باشید)؛ و قبل از این سخن قرآن حکیم فرموده بود: (وَلَا تَسُبّواْ الّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبّواْ اللّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ؛ [شما مؤمنان] به [معبود] آنان‌که جز خدا را می‌خوانند، دشنام ندهید تا مبادا آن‌ها از روی دشمنی، به‌نادانی خدا را دشنام گویند.)

پس بر جنبش‌های اسلامی که در حال فعالیت هستند واجب است که سلام را در فکر و گفتار و نوشتار و در برخوردهایشان گسترش دهند و حتی هنگامی‌که راهپمایی یا اعتصاب و مانند آن‌ها را به پا می‌کنند، واجب است که این کارها با آرامش و خوش‌اخلاقی همراه باشد، زیرا مهم آن است که ما به هدفمان برسیم نه این‌که کینه، خشم و بغض و مانند این‌ها را تخلیه کنیم!

پس همانا کینه‌توزی و عناد جز کینه و دشمنی چیزی برجای نمی‌گذارد و از همین رو در مثل معروف آمده است: (لا یجتنی الجانی من الشوک العنب؛ کسی با دادن خار به انگور نمی‌رسد) پس هر چیزی ثمره و نتیجه‌اش مانند خودش است. اخلاق نیکو نیز نتیجه‌اش خوش‌اخلاقی در طرف مقابل است؛ و اما اخلاق بد و زشت، رفتارهای بد و نامناسب را به وجود می‌آورد.»

آیت‌الله سید محمد حسینی شیرازی در کتاب (من فقه الزهراء)- علیها السلام- افترا و دشنام‌گویی را ذاتاً حرام می‌داند و با استناد به آیه وَ لاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیسُبُّواْ اللّهَ عَدْواً بِغَیرِ عِلْمٍ (و همچنین فرمایش امیر مؤمنان: «إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ» بیان می‌کند که دشنام‌گویی و افترا، آثار سوء وضعی و تکوینی دارد و بازگشت آن‌ها به شخص دشنام‌گو خواهد بود. ایشان سپس در مقام پاسخ به شبهات این بحث برمی‌آید و می‌گوید: کسی نگوید: «پس چرا ما تعبیراتِ لعن، دشنام و مانند آن را در قرآن کریم می‌بینیم، مانندِ فرمایش خداوند سبحان): إِنَّکُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ (و مانند سبّ و دشنامِ اشخاص در قرآن): عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِکَ زَنِیمٍ (و فرمایش خدواند متعال): أُولئِکَ یلْعَنُهُمُ اللّهُ وَ یلْعَنُهُمُ اللّاعِنُونَ (و فرمایش خداوند سبحان): أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَهُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّارِ (و فرمایش خداوند عزوجل): وَ إِنَّ عَلَیکَ اللَّعْنَهَ إِلی یوْمِ الدِّینِ (و فرمایش خداوند بلندمرتبه): وَ لَهُمُ اللَّعْنَهُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّار.

[کسی این‌ها را مطرح نکند]؛ زیرا در پاسخ گفته می‌شود: هنگامی‌که نقص و ایرادی واقعی در چیزی وجود داشته باشد و صلاح بر آن است که طرف مقابل و یا اهل و قوم او و یا دیگران [بابیان این نقص‌ها و ایرادات] هدایت شوند، بیان این نقص‌ها لازم بوده و دشنام‌گویی نیست؛ بلکه داخل در ارشاد جاهل و تنبیه غافل و ارائه طریق برای گمراهان است. پس منع دشنام‌گویی و جواز این‌گونه سخن‌گفتن، دارای دو مورد و موضوع متفاوت هستند که این تفاوت پیش از آنکه حکمی شرعی باشد، مطلبی عقلانی است.

همچنین ایشان در کتاب -الفقه؛ الرأی العام و الإعلام- ضمن بیان آنکه بدزبانی و دشنام‌گویی روشی غیر اسلامی است، روایاتی را که در آن‌ها نسبت دشنام‌گویی به پیامبر- صلی‌الله علیه و اله – داده‌شده است، جزء اسرائیلی‌ات می‌داند و در صحتِ صدور آن تردید می‌کند. ترجمه سخنان ایشان در آنجا چنین است: ملتزم بودن به پاک داشتن کلام از جهت لفظ و کنایه و مانند آن، امری واجب است؛ زیرا پاک بودن کلام می‌تواند مردم را به انسان جذب کند، بیش از آن هنگام که کسی بخواهد با دشنام و خشونت و افترا، دیگران را به خویش جذب کند. ازاین‌جهت قرآن کریم می‌فرماید: وَ لاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیسُبُّواْ اللّهَ عَدْواً بِغَیرِ عِلْمٍو امام‌علی- علیه‌السلام- می‌فرماید: «إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ» و نصوص دیگری که دراین‌باره وارد شده است.

[شاهد سخن اینکه] در جریان جنگ انگلیس و مصر در سال ۱۹۵۶، گوینده رادیوی لندن این تعبیر را به کاربرد: «دیکتاتور مصر به فلان و فلان متوسل شد.» اما در مقابل، گوینده رادیوی مصر بی‌درنگ پاسخی به او داد که غبار تعصب را از میان برداشت: «امیدوارم به این مطلب توجه کنید: هنگامی‌که از ملکه انگلیس یاد می‌کنم، قبل از نام او تعبیراتِ محترمانه و وصفِ صاحب جلالت را به کار می‌برم، با نظر به این حقیقت که او رئیس کشور شماست. از همین رو شما نیز باید بدانید عبدالناصر، رئیس‌جمهور جمال عبدالناصر است.» بعد از پخش این سخنان از رادیوی قاهره، گوینده رادیوی انگلیس ناچار شد فوراً سخنانش را تغییر داده و ضمن عذرخواهی در پیش همه، تعبیرات محترمانه‌ای را برای عبدالناصر به کاربرد.

لذا در احادیث ما نیز واردشده است که امام صادق- علیه‌السلام- فرمود: «إِنْ عَیرَکَ أَحدٌ بِمَا لیسَ فِیکَ فَلَا تُعَیرْهُ بِمَا فِیه.» (اگر کسی به آنچه در تو نیست، به تو عیب گرفت، تو به آنچه در اوست، بر او عیب نگیر.) این، روشی است که می‌توان با آن دشمن را هدایت و اصلاح کرد.

آنچه گذشت تنها گوشه‌ای از فرمایشات آیت‌الله سید محمد حسینی شیرازی درباره وحدت اسلامی و نهی از تفرقه‌افکنی میان مسلمانان بود، همچنان که ایشان در کتاب «کیف نجمع شمل المسلمین» راه‌کارهای عملی برای تحقق وحدت امت اسلامی ارائه می‌کنند، ولی به‌هرحال متأسفانه بسیاری از این صحبت‌ها و نصیحت موردتوجه داعیه‌داران پیروی از ایشان قرار نمی‌گیرد.

 

شکست سنگین ائتلاف رفاه و السلام صادق شیرازی

در انتخابات پارلمانی سال جاری عراق گروه‌ها و جریانات مختلف سیاسی، لیست اسامی کاندیداهای خود را ارائه دادند. در بین شیعیان نیز فهرست‌های مختلفی ارائه شد، اما در شهر مقدس کربلا لیستی با عنوان ائتلاف الرفاه و السلام (الشیرازیة) منتسب به آقای صادق شیرازی به‌صورت گسترده منتشر شد. اعضای این لیست خود را از نزدیکان و منتسبان به دفتر آقای شیرازی معرفی کرده و حتی برخی از چهره‌های سیاسی شهر کربلا از مدیریت این ائتلاف توسط اعضای دفتر آقای شیرازی خبر می‌دادند.

هرچند به نظر می‌رسید که دفتر آقای سید صادق شیرازی نسبت به این مسئله واکنش نشان دهد اما سکوت تأیید آمیز دفتر وی نشان داد مجموعه مرتبط با آیت‌الله شیرازی سودای فعالیت سیاسی در قالب تصاحب کرسی‌های مجلس عراق دارد. حتی وکیل آیت‌الله شیرازی در کربلا نیز در مرقوم‌های حمایت خود را از رئیس ائتلاف «رفاه والسلام» اعلام کرد.

این در حالی بود که رسانه‌های وی این‌چنین وانمود می‌کردند که اگرچه آقای سید صادق شیرازی در ایران مقلد و طرفداران زیادی ندارد، اما در عراق بسیار محبوب است و تمامی اهالی کربلا پیرو ایشان هستند. حتی در مراسم میلیونی پیاده‌روی اربعین حضرت سیدالشهدا (ع)، عکس‌های سید صادق شیرازی از نجف تا کربلا به‌صورت گسترده دیده می‌شد تا شاید این‌چنین القا شود که وی در بین توده‌های شیعیان عراق نیز پرطرفدار است.

اما نتایج انتخابات بیانگر واقعیت دیگری بود. واقعیت حاکی از این است که حتی یک نفر هم از ائتلاف الرفاه و السلام (الشیرازیة) منتسب به آقای سید صادق شیرازی، به مجلس راه پیدا نکرد. این در حالی بود که هرکدام از لیست‌های منتسب به چهره‌های شیعی همانند ابراهیم الجعفری، نوری المالکی، سیدعمار حکیم، سید مقتدی صدر و…، توانستند تعدادی از کرسی‌های مجلس این کشور را به دست بیاورند.

 بااین‌حال امید است نتیجه این انتخابات برای اعضای دفتر آیت‌الله شیرازی این نتیجه بدیهی را مشخص کرده باشد که لزوم چهره شدن در قامت یک مرجع دینی، به پخش برنامه‌هایی نیست که به دلیل موازین غیرشرعی آن در هیچ رسانه شیعی دیگر منتشر نمی‌شود، بلکه مرجعیت دینی به مؤلفه‌های دیگر وابسته است که فاصله زیادی با اقدامات این‌چنینی دارد.

 




سخنرانی سید علی خمینی درباره گفتمان امام(ره)
 
 

گفتمان امام را بر پایه دو رکن معنویت و عقلانیت می باشد: اگر سراسر زندگی امام را خلاصه کنیم می توانیم آن را در قالب دو کلمه ی معنویت و عقلانیت بیان کنیم ، زیرا این دو عنصر در سرتاسر زندگی امام همراه هم وجود داشته و تمامی پیروزی هایی که امام در طول زندگی داشتند همه و همه مرهون این دو عنصر است.

امام در زمانه ای که سخن از معنویت مطرح نبود و اگر هم بعضی دم از معنویت می زدند مرادشان معنویت منفعلانه بود گفتمان خود را برپایه ی معنویت فعال استوار کردند.

معنویت منفعل همان است که پس از دوران مدرنیسم تبلیغ می شد و مفاد آن این بود که جایگاه دین داری و دین ورزی منحصر است در کنج خانه یا درون کلیسا و دین نه توان حضور اجتماعی دارد و نه حق دخالت در امور اجتماعی مردم را دارا ست. اما معنویت فعال که به معنای  حضور دین در عرصه اجتماع است به این معنا است که دین برای جامعه حرف دارد و دارای تاثیرات بسیار است.

عقلانیت یعنی تصمیم گیری بر پایه کارِ کار شناسی و مدیریت بر پایه روشهای عقلایی.

امام در تمام طول زندگی اجتماعی خود بدون بهره گیری از نظر کارشناسان و تصمیم گیری بر اساس اقتضای شرایط  هیچ عملی را انجام نداد و بارها شاهد بودیم که امام می فرمودند فلان مسئله نظر من نبود و من با آن مخالف بودم اما طبق نظر کارشناسان عمل کردم.

امام خطاب به مسوولان می فرمودند که لازم نیست همه اسرار مملکت را با مردم در میان بگذارید اما همیشه به نحوی تصمیم گیری کنید و طوری رفتار کنید که اگر بعداً لازم شد به مردم گزارش بدهید در پیش گاه آنان شرمنده نشوید.

گفتمان امام که بر پایه معنویت و عقلانیت استوار است اگر به خوبی عرضه شود در ایران و جهان طرفداران بسیاری خواهد داشت گفت: این اندیشه بود که مردم ایران را به خود جذب کرد و می تواند به خارج از مرزها نیز صادر شود.

می توان مخالفان اندیشه امام را به دو گروه عمده ی “مخالفان حضور اجتماعی دین” و “افراطیون” تقسیم کرد گفت: دین گریزان و در تعبیری عام تر آنانکه مخالف حضور فعال دین در عرصه ی اجتماع هستند با اندشه ی امام که بر پایه ی حضور دین در عرصه ی جامعه استواراست مخالفند و مخالفتها کرده اند.

راه کار این گروه در مخالفت با اندیشه ی امام این است که هر مشکلی را به پای دین می نویسند، اگر گرانی می شود، می گویند حکومت دینی مشکل دارد.اگر فساد سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی می بینند، می گویند حکومت دینی بهتر از این نمی شود، در حالیکه این یک مغالطه است و نباید ناتوانی مسوولان و اشتباه افراد را به پای دین نوشت.

مگر کشورهایی که اساسا خدا را منکر بودند با این مشکلات روبرو نبودند مگر غربیها که به سراغ دین فعال نرفته اند با انواع مشکلات روبرو نیستند ایا انها هم مشکلشان دین و حکومت دینی است؟

افراطیون به هر لباسی که باشند در خط امام نیستند و در بسیاری از مواقع دشمنیها با گفتمان امام داشته اند.

افراطیها در بسیاری از موارد در لباس دوست ظاهر می شوند به نقل خاطره ای از ایة الله رضا استادی پرداخت و گفت : ایشان که از طرف جامعه مدرسین برای بررسی دادگاهها به سبزوار رفته بودند در جایی نقل کرده اند که منافقین قبل از انکه نفاقشان ظاهر شود در نقاط مهم حاضر شده بودند و مثلا در سبزوار برای بسیاری پرونده سازی می کردند و دایما فریادشان بلند بود که چرا با اینها برخورد نمی کنید اینها را زندانی نمی کنید اموالشان را مصادره نمی کنید و مانند اینها.

همین هایی که امروز از اینطرف بام افتاده اند در ابتدا هم بیشترین افراطها را داشته اند و حتی در دشمنی هم لفراطی عمل کرده و  راه ترور را در پیش گرفتند و قریب دوازده هزار نفر از مردان و زنان این مرز و بوم را به شهادت رساندند و امروز فریادشان بلند است که چرا با ما برخورد کرده اید؟

سید علی خمینی در پایان سخنانش با اشاره به  بیت شعری که مقام معظم رهبری در هنگامی که بعد از ترورشان در بیمارستان بودند و خواندند که:”بشکست اگر سر من به فدای چشم مستت سرخم می سلامت شکند اگر سبویی “افزود: عشق خمینی در قلب ملت ما زنده است و دشمنان نیز تا وقتی امام در قلب مردم زنده باشد در توهین و تخریب امام از هیچ تلاشی فرو گذار نخواهند کرد چون می دانند که هویت نظام ما به امام  و راه امام است چون می فهمند که ملت اگر ببینند که نظام به سمت ارمانهای امام حرکت می کند تمام مشکلات را تحمل می کنند و ذره ای عقب نشینی نخواهند کرد اما اگر امام کمرنگ شود این علقه هم کمرنگ خواهد شد.

سخنرانی در جمع مردم گلوگاه از توابع استان مازندران

منبع:ایلنا




پدیده نوظهور «فیلم‌های بیمارستانی»
 
 

 فارس-سعیده اسدیان: این روزها اکثر بیمارانی که برای دریافت خدمات پزشکی به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی مراجعه می‌کنند ترس مشترکی دارند و آن هم پدیده نو ظهور «فیلم‌های بیمارستانی» است.
هنوز مدت زیادی از انتشار فیلم یک خانم در اتاق عمل نگذشته بود که خبر انتشار فیلمی از لحظات آخر زندگی مرتضی پاشایی دهان به دهان چرخید.

هنوز هم نمی‌دانم دیدن لحظه جان دادن یک هنرمند و یا به زعم عده‌ای درد کشیدن او در ساعات پایانی عمرش چه لذت و جذابیتی دارد که برخی با هیجانی خاص به دنبال فیلم آن هستند تا جایی که وقتی نام مرحوم پاشایی را در موتورهای جستجوگر ثبت می‌کنیم با یافته‌هایی همچون «دانلود فیلم لحظه مردن مرتضی پاشایی» رو به رو می‌شویم!

با توجه به اینکه در فیلم منتشر شده مرحوم پاشایی در بخش ICU بستری بوده و معمولاً در این بخش جز پرسنل بیمارستان کسی اجازه ورود ندارد، احتمال تصویربرداری و انتشار این فیلم از سوی پرسنل بیمارستان بیشتر قوت می‌گیرد.

برایمان قابل درک نیست که این فرد یا افراد با چه هدفی اقدام به انجام این کار کرده‌اند اما ای کاش هنگام گرفتن فیلم، لحظه‌ای خودشان را جای پدر و مادر مرتضی می‌گذاشتند.

در کشور ما قانون‌گذار افشای اسرار مردم را از سوی اشخاصی که به مناسب شغل و حرفه‌شان اسرار مردم را به دست می‌آورند جرم می‌داند و مرتکب را قابل تعقیب و مجازات می‌شناسد چرا که در این مشاغل مردم به واسطه نیازشان به این افراد مراجعه می‌کنند و باید به این افراد اطمینان داشته باشند و بر مبنای همین اطمینان راز و اسرار خود را بیان کنند تا از راهنمایی‌های آنان در جهت حل مشکل خود برخورد شوند و اگر قرار باشد پزشک یا هر شخص دیگری که از اسرار مردم آگاه می‌شود آن را به دیگران بازگو کند موجب بی‌اعتمادی مردم می‌شود.

برابر قانون مجازات اسلامی پزشکان، جراحان، ماماها و داروفروشان و کسانی که به مناسبت شغل یا حرفه‌شان محرم اسرار می‌شوند، هرگاه در غیر موارد قانونی اسرار مردم را افشا کنند به ۳ ماه و یک روز تا یک سال حبس یا به جزای نقدی یک میلیون و ۵۰۰ هزار تا ۶ میلیون ریال محکوم می‌شوند.

رازداری و حفظ اسرار بیماران یکی از بندهای مهم در منشور سازمانی بیمارستان‌هاست و بقراط هم در سوگندنامه خود اینگونه به آن اشاره کرده که « آنچه در حین انجام دادن حرفه خود و حتی خارج از آن درباره زندگی مردم خواهم دید یا خواهم شنید که نباید فاش شود به هیچ کس نخواهم گفت زیرا این قبیل مطالب را باید به گنجینه اسرار سپرد»، حتی در سوگندنامه پزشکان هم با بیان اینکه «سوگند می‌خورم رازی را که از نظر حرفه مقدس پزشکی به من سپرده می‌شود، همیشه نگهدار باشم و نام نیک و شریف این خدمت پرافتخار را همواره حفظ کنم» بر اهمیت حفظ حریم شخصی بیماران تأکید شده اما با این حال هنوز مراقبت روانی در بسیاری از مراکز درمانی ضعیف است و توجه اندکی به حفظ حریم خصوصی می‌شود.

گروه قضایی و انتظامی خبرگزاری فارس در مصاحبه با کارشناسان و حقوقدانان به این موضوع پرداخته که در روزهای آتی این مصاحبه‌ها و گفت‌وگو ها را می‌خوانید.





صفحه قبل1...3132333435...74صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران