منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
درباره

اگر از سرهایمان کوه ها بسازند هرگز در کتاب های تاریخ نخواهند خواند "خامنه ای" تنها ماند... ------------------------------------ امام خامنه ای (مدظله العالی) : ای جوانان و ای بسیجیان عزیز ، در هر جای کشور که هستید ، این بصیرت را روز به روز افزایش دهید .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->) , 


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

هوای تهران باز هم در شرایط ناسالم قرار گرفت شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳ به گزارش خبرنگار «نسیم»، شرکت کنترل کیفیت هوای تهران امروز شاخص ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون در هوای تهران را عدد ۱۱۱ اعلام کرد و به این ترتیب تعداد روزهای ناسالم در هوای تهران باز هم افزایش یافت. این سومین روز متوالی است که هوای تهران در شرایط "ناسالم" برای گروه‌های حساس است. شرایطی که سالمندان، کودکان، زنان باردار، بیماران قلبی و ریوی و دیگر گروه‌های در معرض خطر را بیشتر ناچار می‌کند در منزل بمانند یا کمتر در اماکن عمومی حاضر شوند. حشمت‌الله بسطامی، سخنگوی شرکت کنترل کیفیت هوای شهر تهران روز گذشته نیز با اعلام شرایط ناسالم برای پایتخت اعلام کرد: با توجه به پایداری‌های جوی که سازمان هواشناسی پیش‌بینی کرده است، انتظار می‌رود در روز‌های آینده یعنی اوایل هفته جاری نیز این شرایط ناسالم هوای تهران تداوم یابد. با این پیش‌بینی سازمان هواشناسی باید منتظر بالا رفتن شاخص‌های آلودگی هوا در هفته پیش‌رو باشیم و از هم‌اکنون خود را برای روزهای سیاه تهران آماده کنیم. روزهایی که پایتخت‌نشینان چندان با آن بیگانه نیستند و طی سالیان گذشته به طور متوالی به ویژه در ماه‌های سرد سال با آن دست به گریبان هستند. هفته گذشته هم تهران چند روزی را در هوای آلوده گذراند. هفته پیش از آن هم همین‌طور. وارونگی هوا در نیمه دوم سال همواره کابوس شهروندانی است که ناامید از اقدام موثر مسئولان شهری و محیط زیست دست به دامان "باد" می‌شوند تا بلکه با وزش آن هوای سالم‌تری را تنفس کنند. ابزاری که در دوره‌های گذشته در کنار تعطیلی مدارس و ادارات در روزهای تشدید آلودگی، تنها مرحم ریه‌های خسته تهرانی‌ها بود. آلودگی هوای امسال یک تفاوت عمده با سال‌های گذشته دارد و آن "حذف بنزین پتروشیمی‌ها" از چرخه سوخت کشور است. اقدامی که با پیگیری سازمان محیط زیست به نتیجه رسید و وعده بهبود هوای تهران را در ذهن و زبان شهروندان جاری کرد. در نخستین روزهای تابستان امسال، معصومه ابتکار در درخواستی که برای حذف بنزین پتروشیمی از وزارت نفت داشت، تاکید کرد: "به آقای زنگنه گفتم اگر امروز تولید بنزین پتروشیمی‌ها را قطع کنید امکان اینکه چند بچه کمتر مبتلا به بیماری شوند وجود دارد که خوشبختانه وی نیز به طور جدی وارد شد و این موضوع همچنان ادامه دارد." رئیس سازمان حفاظت محیط زیست همچنین آماری اعلام کرد که نشان می‌داد با کاهش توزیع بنزین پتروشیمی در جایگاه‌های سوخت در بهار امسال، پایتخت ۸۰ روز سالم، هفت روز ناسالم و شش روز پاک را تجربه کرده است. این آمار اگرچه نشان از افزایش ۲ یا ۳ روزی هوای پاک تهران را خبر می‌دهد اما به طور قطع بانوی محیط زیست ایران به خوبی می‌داند عیار کار با فرا رسیدن روزهای سرد و زور گرفتن غول "وارونگی" است که مشخص می‌شود. حدود یک ماه قبل در بیست و ششمین روز از فصل پاییز معصومه ابتکار سرخوش از موفقیت سازمان متبوعش در اقناع دولت و وزارت نفت در حذف بنزین پتروشیمی گفت: بنزین پتروشیمی کاملاً از نظر ما تمام شده است و در سطح کشور هیچ‌گونه عرضه پتروشیمی نداریم. وی همچنین از توزیع بنزین یورو ۴ در تهران و کلان‌شهرها خبر داد و ادامه داد: در حال حاضر بنزین یورو ۴ در اصفهان، تهران، اراک، کرج و تبریز توزیع می‌شود و به زودی نیز بنزین یورو ۴ در مشهد عرضه خواهد شد. چند روز پیش از این هم ابتکار از تهیه گزارشی در خصوص آلایندگی بنزین پتروشیمی اطلاع داده بود: "گزارش نهایی محیط زیست که در یک جلد کتاب با تمام پیوست‌ها و مستندات به مجلس و دولت داده شده است." ادعای "تاثیر بنزین پتروشیمی بر آلودگی هوا" غیرعلمی است گزارشی که برخی اعضای کمیسیون انرژی مجلس بر مهمترین بند آن یعنی ادعای "تاثیر بنزین پتروشیمی بر آلودگی هوا" ایراد گرفته و آن را غیر علمی دانستند. نتیجه بررسی‌های کمیسیون بهداشت هم تفاوت چندانی میان بنزین پتروشیمی با بنزین‌هایی که امروز توزیع می‌شود نشان نداد. گزارش کمیسیون بهداشت بهبود نسبی هوای تهران در بهار امسال را بی‌ربط به حذف بنزین پتروشیمی و جایگزینی بنزین یورو ۴ اعلام کرد و آورد: به دو دلیل کاهش آلایندگی هوای تهران در فصل بهار قابل رد است؛ ابتدا اینکه، بنزین پتروشیمی‌ها تا اردیبهشت‌ماه یعنی تا زمان اجرای مصوبه هیئت وزیران در کشور توزیع می‌شد. دیگر اینکه بنزین وارد شده تا زمان ارسال گزارش کمیسیون بهداشت به هیأت رئیسه مجلس مطابق با استاندارد یورو ۴ نبوده است. در این میان مسئولان سابق وزارت نفت نیز ارتباط بنزین پتروشیمی با آلودگی هوا را نفی می‌کنند. در همین رابطه مسعود میرکاظمی وزیر اسبق نفت با تاکید بر اینکه نوع برخورد محیط زیست این برداشت را تقویت می‌کند که یک کار سیاسی در حال انجام است، اضافه کرد: وقتی افراد سیاسی به مسئولیت محیط زیست یا نفت گمارده می‌شوند، کارها را سیاسی می‌کنند و این به نظر ما درست نیست. اگر سلامتی مردم مهم است مسئولان محیط زیست روی گازوئیل توزیعی در کشور حساسیتی ندارند چنان که رسما اعلام شده دلیل اصلی آلایندگی در کشور نفت گاز است و سهم آن در آلایندگی قطعا از بنزین بیشتر است. وی افزود: محیط زیست و استاندارد هیچ گونه آزمایشی روی بنزین‌ها انجام نداده‌اند و ادعای آلایندگی بنزین پتروشیمی درست نیست. طوفان ادعاهای سازمان محیط زیست اگرچه با افزایش روزهای ناسالم در هوای تهران اندکی فروکش کرده و افکار عمومی منتظر بررسی گزارش سازمان محیط زیست در مجلس است، با جمع‌بندی نظرات کارشناسی ارائه شده از دو طرف دعوی که پرداختن بیش از حد به آن فایده چندانی ندارد، به نظر می‌رسد تقصیر بنزین پتروشیمی در آلودگی هوا آنقدر بزرگ نیست که چنین فضای تبلیغاتی را روی آن سوار کرد. پایه‌های چنین ادعایی هم به اندازه‌ای قوی نیست که بتواند مردم و مجلسی‌ها را قانع کند. در نبود سیاست جامع و اصولی برای کاهش آلودگی هوای تهران و دیگر کلان‌شهرهای کشور، متشکل از همکاری و همفکری همه نهادهای مسئول و دلسوز، شهرداری، دولت، مجلس و ... هنوز هم باید دلخوش به وزش نسیمی باشیم تا هوا اندکی بهتر شود. در همین چند روز از آغاز فصل سرد سال، هوا دوباره آلوده شده است، پیش از آغاز توزیع بنزین پتروشیمی هم شرایط همینطور بود و در صورت ادامه سیاست‌های فعلی، سال آینده و سال‌های آینده هم چنین خواهد بود. بهتر است مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست بدون درگیر شدن با اتفاقات گذشته و مقصریابی که هیچ سودی برای مردم ندارد و تنها اسباب تسویه حساب‌های شخصی و حزبی را فراهم می‌کند، به آینده بی‌اندیشند و به ریه‌های کودکانی که در همین هوای آلوده قد می‌کشند و شاید با شیطنت منتظر افزایش آلودگی هوا و تعطیلی مدارس، نگاهشان به آسمان دودی پایتخت است.


بیمارستان‌هایی که از ساعت ۲۲ به بعد بی‌حجاب می‌شوند وقتی بی‌عفتی ملاکی برای گزینش می‌شود!! تکخوانی زنان در شأن یک کشور اسلامی نیست متأسفانه هم‌اکنون در فیلم‌های تولیدی داخل کشور نگاه نامحرم آموزش داده می‌شود، به گونه‌ای که بسیاری از خانواده‌ها دغدغه این را دارند که فرزندانشان فیلم‌های داخلی را نیز زیاد نگاه نکنند چرا که عادی‌سازی روابط بین نامحرمان... به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، هم‌زمان با فعالیت بیستمین دوره نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها، نشست بررسی موانع اجرایی قانون عفاف و حجاب با حضور فرشته روح‌افزا معاون شورای فرهنگی اجتماعی زنان و سهیلا کوشا استاد دانشگاه و کارشناس امور زنان و خانواده در غرفه فارس برگزار شد. در این نشست به بررسی موانع اجرایی شدن قانون عفاف و حجاب پرداخته شد و کارکرد دستگاه‌ها و وزارتخانه‌های مرتبط مورد ارزیابی قرار گرفت. نکات آموزنده عفاف و حجاب در قرآن نهج البلاغه و نهج الفصاحه مظلوم واقع شده‌اند/ استفاده از نرم افزارهای نوین ارتباطی در جهت ترویج عفاف و حجاب در ابتدای این نشست، سهیلا کوشا با بیان اینکه علاوه بر حجاب ظاهر باید به حجاب باطن و چشم هم پرداخته شود، گفت: متأسفانه و هم‌اکنون وقتی در دانشگاه‌ها در مورد بسیاری از فواید رعایت عفاف و حجاب سخن می‌گوییم بسیاری از دانشجویان نسبت به آنها آگاهی ندارند و متأسفانه نکات آموزنده عفاف و حجاب در قرآن، نهج‌البلاغه و نهج‌الفصاحه مظلوم واقع شده است. وی ادامه داد: در مجلات، مراکز آموزشی، سایت‌ها و حتی پایگاه‌های خبری باید به موضوعات مرتبط با عفاف و حجاب پرداخته شود و حتی از نرم‌افزارهای نوین ارتباطی نیز می‌توان در این مسیر استفاده‌های خوبی داشت. کوشا با بیان اینکه نرم‌افزارهای نوین ارتباطی به عنوان یک بد افزار وارد جامعه شده‌اند، گفت: می‌توان با انتشار پیام‌های اخلاقی و مذهبی در این شبکه‌ها تا حد زیادی از کارکرد منفی آنها کاست و آنها را به عنوان یک سلاح در جامعه مدرن امروز در اختیار گرفت. این استاد دانشگاه تصریح کرد: نرم‌افزارهای نوین ارتباطی در دنیای کنونی می‌تواند در دو جنبه مثبت و منفی در زندگی افراد تأثیرگذار باشند، مانند یک چاقو که می‌تواند در دست یک جراح به درمان یک بیمار کمک کند و یا مانند یک چاقو باعث بریده شدن دست یک فرد شود. بنابراین، باید به کارکردهای مثبت این شبکه‌ها پرداخته شود. گسترش فرزندسالاری یکی از آسیب‌های جامعه کنونی است کوشا ادامه داد: نکته دیگری که می‌توان در دنیای امروز به آن اشاره کرد فرزندسالاری است، چرا که متأسفانه جایگاه پدران و مادران نسبت به سال‌های گذشته دچار تنزل شده است و مقبولیتی که در گذشته والدین برای فرزندان داشتند هم‌اکنون وجود ندارد و برای از بین بردن این خلل باید والدین خود را به روز کنند تا بتوانند همراه فرزندان خود باشند. وی اظهار داشت: ارتباطات خانوادگی بسیار کمرنگ شده است و می‌توان گفت به زودی میهمانی‌ها نیز در فضای مجازی برگزار خواهد شد و رسانه‌ها در این زمینه می‌توانند نقش مهم و تأثیرگذاری داشته باشند. کم کاری دستگاه‌های فرهنگی و اجرایی کشور در نهادینه کردن عفاف و حجاب در ادامه این نشست، فرشته روح‌افزا با بیان لزوم نهادینه کردن فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه گفت: در بحث نهادینه کردن فرهنگ عفاف و حجاب در اذهان مردم، دستگاه‌های فرهنگی و اجرایی ما کم گذاشته‌اند و کارهایی که لازم بوده است را انجام نداده‌اند. وی ادامه داد: رسانه‌ها، مطبوعات، مجلات و بروشورها تا جایی که باید نتوانستند در این مورد اقدام مؤثری را انجام دهند و هیچ اثر فرهنگی هم‌اکنون وجود ندارد که منجر شود فرزندان ما با حجاب آشنا شوند و برنامه‌ای برای آموزش حجاب متأسفانه وجود نداشته است. روح‌افزا ادامه داد: هیچ فرایند صحیحی در مورد فرهنگ عفاف تعریف نشده است، ما نمی‌گوییم قانونی در این زمینه وجود ندارد،‌قانون داریم اما هیچ کدام از دستگاه‌های اجرایی آن را اجرا نمی‌کنند و ما هم حتی به عنوان یک نهاد نظارتی به درستی نظارت خود را انجام نداده‌اند و متأسفانه گزارش‌هایی که از دستگاه‌های اجرایی به ما داده می‌شود هیچ کدام بیانگر عملی که قانع‌کننده باشد نیست. گزارش عملکرد وزارتخانه‌ها تنها گزارش برگزاری همایش و سخنرانی‌است/ آموزش و پرورش معتقد است در درون مدارس مشکل عفاف و حجاب وجود ندارد معاون شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان افزود: وزارت آموزش و پرورش در گزارش‌های عملکرد خود می‌گوید ما همایش هایی در این زمینه برگزار کرده‌ایم و وقتی با مسئول این حوزه صحبت می‌کنیم می‌گوید که ما در آموزش و پرورش در بحث عفاف و حجاب مشکلی نداریم و مشکلات اصلی در بیرون از مدرسه است. اما این نکته بسیار واضح است که در درون مدارس ما تفکیک جنسیتی صورت گرفته است، بنابراین اصلاًٌ مسئولان مشکل را تشخیص نداده‌اند و اینگونه گزارش عملکرد ارائه دادن از زیر کار شانه خالی کردن است. در ادامه این نشست، کوشا با بیان اینکه مشکل اصلی اینجاست که موضوع عفاف و حجاب برای دانش‌آموزان نهادینه نشده است، خاطرنشان کرد: اگر دانش‌آموزان به درستی به فواید عفاف و حجاب پی می‌بردند، قانع می‌شدند که باید حجاب خود را در خارج از مدرسه و در محیط اجتماعی نیز رعایت کنند. روح‌افزا با تأیید این مطلب گفت: مسئول آموزش و پرورش باید اینگونه بگوید که ما در میان دانش‌آموزان مشکل عفاف و حجاب داریم یا خیر، و یا مسئول وزارت علوم زمانی که می‌خواهد گزارش عملکرد در حوزه عفاف و حجاب ارائه دهد می‌گوید: ما نمی‌توانیم از این کارها در وزارت علوم انجام دهیم و من نمی‌دانم چرا در کشورهای غربی که به عفاف و حجاب اعتقادی ندارند روی این موضوع کار و بررسی می‌کنند، اما در دانشگاه‌های داخلی کشور ما به عنوان یک کشور اسلامی هنوز اساتید در این موضوع متقاعد نشده‌اند. وی افزود: هم‌اکنون نشریاتی که علیه حجاب در جامعه منتشر می‌شود، در مقایسه با نشریاتی که به ترویج حجاب می‌پردازد بسیار بیشتر است و نشریاتی که در مورد ازدواج سفید که حقیقت آن سیاهی محض است پرداخته‌اند متأسفانه همچنان به فعالیت‌ های خود ادامه می‌دهند. روح‌افزا اظهار داشت: ازدواج‌های سفید که در حقیقت سیاهی محض است، نمی‌تواند خوشبختی خانواده‌ها را به دنبال داشته باشد، چرا که وقتی یک مرد با رعایت مراسم و سنت‌ها ازدواج می‌کند، انتهایش به جدایی و طلاق می‌رسد، چه برسد به این نوع از زندگی‌ها که هیچ تعهدی برای طرفین ایجاد نمی‌کند و چکش آن همیشه بر سر خانم‌ها خواهد بود. وی اظهار داشت: نشریاتی که با مجوز ارشاد این مدل از زندگی را در جامعه ترویج می‌کنند، باید پاسخ بدهند که آیا به این جنبه از این موضوع نمی‌اندیشند که اگر عده‌ای از جوانان ما این نوع زندگی را برای خود انتخاب کنند، چه کسی پاسخگوی عواقب در انتظار آنها خواهد بود. مسئولان دغدغه عفاف و حجاب ندارند/ صدا و سیما پخش اذان را عملکرد خود در زمینه عفاف و حجاب می‌داند معاون شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان افزود: متأسفانه هیچ‌کدام از مسئولان ما دغدغه عفاف و حجاب ندارند، یکی دیگر از نهادهایی که باید گزارش عملکرد خود را در خصوص عفاف و حجاب ارائه می‌داد سازمان صدا و سیما بود که در گزارش عملکرد خود به زمان‌های پخش اذان اشاره کرده و می‌گوید هنگام اذان، اذان به صورت مستقیم از تمام شبکه‌های تلویزیونی و صدا پخش می‌شود و در گزارش عملکرد خود به سخنرانی‌های مذهبی اشاره می‌کنند. کوشا استاد دانشگاه و کارشناس امور زنان و خانواده با تأیید این مطلب و عملکرد ضعیف صدا و سیما در زمینه ترویج عفاف و حجاب اشاره کرد و گفت: در ایام محرم و تاسوعا و عاشورای امسال هیچ فیلمی از سوی صدا و سیما در این زمینه پخش نشد و حتی تاکنون هیچ فیلمی در خصوص ارتباط فرهنگ عاشورا و حجاب پخش نشده است. در ادامه این نشست، روح‌افزا ادامه داد: نمی‌توان به آمار سخنرانی های مذهبی به عنوان گزارش عملکرد در زمینه گسترش عفاف و حجاب در جامعه اشاره کرد، چرا که نمی‌توان آمار مشخصی داد که چند درصد از جوانان به این سخنرانی‌ها گوش می‌دهند. روح‌افزا در پاسخ به اینکه آیا مطالباتی از سازمان صدا و سیما و سایر نهادها و وزارتخانه‌ها در خصوص ترویج عفاف و حجاب صورت گرفته است یا خیر؟ گفت: درخواست‌ها به صورت مرتب از این نهادها انجام می‌شود، اما متأسفانه وقتی می‌خواهند گزارش عملکرد ارائه دهند آمار سخنرانی‌ها و همایش‌های خود را ارائه می‌دهند. عملکرد ضعیف رسانه ملی در ترویج عفاف و حجاب/ فیلم‌های داخلی نگاه به نامحرم و عادی سازی روابط بین نامحرمان را ترویج می‌دهد وی ادامه داد: متأسفانه هم‌اکنون در فیلم‌های تولیدی داخل کشور نگاه نامحرم آموزش داده می‌شود، به گونه‌ای که بسیاری از خانواده‌ها دغدغه این را دارند که فرزندانشان فیلم‌های داخلی را نیز زیاد نگاه نکنند چرا که عادی‌سازی روابط بین نامحرمان بسیار در این فیلم‌ها تعریف می‌شود و کودکی که در سن بلوغ است با دیدن این فیلم‌ها نه تنها چیزی از عفاف و حجاب یاد نمی‌گیرد بلکه ممکن است آموزه‌های بدی نیز برای آنها داشته باشد. معاون شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان همچنین به عملکرد آموزش و پرورش در ترویج عفاف و حجاب اشاره کرد و گفت:‌متأسفانه در هیچ‌کدام از کتاب‌های درسی ما به دخترانی که در سن بلوغ هستند تأثیرات نگاه نامحرم آموزش داده نمی‌شود و به آنها گفته نمی‌شود که نگاه به نامحرم در آینده بر زندگی او چه تأثیری خواهد داشت و در هیچ‌کجا حتی به آقایان گفته نشده است که وقتی بی‌پروا به نامحرم نگاه می‌کنند در آینده در صحنه صحنه زندگی خود مقایسه انجام می‌دهند و همین عامل باعث اختلاف در میان خانواده‌ها می‌شود. روح‌افزا در پاسخ به اینکه چه کسی یا چه نهادی باید این آموزش‌ها را برای کودکان در نظر بگیرد؟ گفت: دستگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای ما باید این کار را انجام دهند، اما متأسفانه در غفلت مسئولان شاهد اینگونه از آموزش‌ها نیستیم. معیارهای استخدام نیرو در شرکت‌های هواپیمایی باید بازنگری شود/ گم شدن عفاف و حجاب در معیارهای استخدامی وی همچنین به عملکرد شرکت‌های خصوصی و سازمان‌های هواپیمایی اشاره کرد و گفت: این سازمان‌ها در استخدام خود معیارهایی را در نظر می‌گیرند که نه تنها عفاف و حجاب در آنها کاملاً نادیده گرفته می‌شود، بلکه بی‌عفتی ملاکی برای گزینش آنها در نظر گرفته می‌شود. روح‌افزا گفت: وقتی از مسئولان صدا و سیما می‌خواهیم که فیلم‌هایی در خصوص عفاف و حجاب و ترویج آن در جامعه تولید کنند می‌گویند برای ما فیلمنامه‌نویس و کارگردان متعهد بیاورید، در صورتی که اگر قرار بود این چنین جامعه اداره شود، همه چیز دچار آشفتگی می‌شد. هنوز اساتید دانشگاه و مسئولان در زمینه عفاف و حجاب توجیه نشده اند/ وزارت علوم برای اساتید خود کلاس‌های توجیهی بگذارد در ادامه این نشست سهیلا کوشا با بیان اینکه به اعتقاد من پدرها و مادرها نیز باید در این زمینه توجیه شوند گفت: حتی بسیاری از معلم‌ها و اساتید دانشگاه نیز هنوز در خصوص رعایت عفاف و حجاب توجیه نشده‌اند و این اتفاق باید از ابتدا و دوران کودکی در خانواده‌ها رخ می‌داد که حالا با محقق نشدن این موضوع در خانواده‌ها باید در جامعه به دنبال ترویج آن باشیم. روح‌افزا همچنین به عملکرد وزارت علوم اشاره کرد و گفت: وزارت علوم باید برای اساتید خود کلاس‌های علمی برگزار کند و صرف یک جمله که بروید و حجاب خود را رعایت کنید نمی‌تواند مردم و اساتید را توجیه کند، در صورتی که اگر فواید حجاب توضیح داده شود تا افراد قانع شوند می‌توانند در این مسیر گام‌های خوبی بردارند، اما متأسفانه هم‌اکنون نوع نگاه به عفاف و حجاب غلط است. نشریاتی که هم اکنون در جامعه منتشر می‌شود بی حجابی را ترویج می‌کند/ مراسم تکخوانی زنان در شأن یک کشور اسلامی نیست/ وزیر ارشاد باید پاسخگو باشد وی ادامه داد: وزارت ارشاد نیز در این زمینه بسیار کوتاهی داشته است و نشریاتی که منتشر می‌شود پایه‌گذار بی‌حجابی در جامعه هستند. باید مسئول وزارت ارشاد در این رابطه پاسخگو باشد و من از خود وزیر سؤال می‌کنم که چرا باید مراسم تک‌خوانی زنان در یک جامعه اسلامی راه‌ اندازی شود، ایشان باید در این رابطه جواب دهند که البته می‌گویند چنین مراسمی وجود نداشته است و ما باید بگوییم پس آن مراسمی که ما بلیت آن را تهیه کردیم و در آنجا حضور داشتیم چه بوده است؟ تعدادی از بیمارستان‌ها از ساعت ۲۲ به بعد حجاب را رعایت نمی‌کنند روح‌افزا در خصوص عملکرد وزارت بهداشت نیز گفت: متأسفانه هم‌اکنون بیمارستان‌هایی وجود دارد که حتی می‌توانیم از آن نام ببریم که از ساعت ۲۲ یا ۲۳ به بعد پرسنل آن بی‌حجاب هستند و مشخص است که این افراد اعتقادی به حجاب ندارند، در صورتی که اگر به پرونده‌های طلاق در قوه قضائیه در شمال شهر واقع شده است بررسی کنیم متوجه می‌شویم که بیشتر این طلاق‌ها به دلیل روابط غلط و رابطه نادرستی است که همسران افراد برقرار می‌کنند. وی ادامه داد: به ما گزارش داده شده است که در یکی از بیمارستان‌های تهران در بخش سی‌سی‌یوی خانم‌ها کارهای خدمات را آقایان انجام می‌دهند و این نشان‌دهنده عدم دغدغه مسئولان ما در حوزه حجاب است. اصلاً می‌توان گفت ما پذیرفته‌ایم که جامعه باید در همین منوال پیش برود و ما مسائل مهمتری داریم در حالی که اگر عفاف و حجاب حل شود مسائل مهمتر نیز حل خواهد شد. ۹۰ درصد خانم‌ها در تهران موبایل همسرانشان را چک می‌کنند معاون شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان گفت: در یک پژوهش کوچک که در تهران انجام شده بود متوجه شدیم که نزدیک به ۹۰ درصد خانم‌ها موبایل همسرانشان را چک می‌کنند و این به این معناست که به همسران خود اطمینان ندارند و تا چه حد این محیط ناامن می‌تواند به استحکام خانواده‌ها لطمه وارد کند و چرا ما فقط در عملکرد خود به سخنرانی عده‌ای محدود بسنده می‌کنیم. روح‌افزا ادامه داد: برای نهادینه کردن حجاب یک دستگاه به تنهایی نمی‌تواند کار کند و باید تمامی دستگاه‌ها متقاعد شوند. وقتی آموزش و پرورش می‌گوید من مشکلی ندارم، شرایط جامعه این چنین می‌شود، چرا که ما یک برنامه‌ریزی منظم و از یک تا صد در این زمینه نداریم و در مورد چگونگی اجرای آن هم کسی برنامه مشخصی ارائه نمی‌دهد. محیط کار برای زنان کارگر تا چه حد بر اساس موازین عفاف و حجاب است؟ وی همچنین به وظایف وزارت صنعت، معدن و تجارت اشاره کرد و گفت: تا چه حد زنان کارگر ما در محیط کارخانه حجاب و عفاف خود را رعایت می‌کنند؟ و آیا محیط کار برای کارگران زن و مرد در کارخانه‌ها جدا شده است؟‌ متأسفانه هنوز این احساس نیاز در جامعه ایجاد نشده است و خود مسئولان نیز باید متقاعد شوند که باید حجاب در جامعه نهادینه شود. روح‌افزا ادامه داد: باور اساتید دانشگاه ما را چه کسی باید اصلاح کنند؟ روابط آلوده برای قشری لذت‌بخش است و به دنبال آن نیز می‌روند. ما هم‌اکنون متأسفانه یک پارک با محیط سالم، یک رستوران با محیط سالم و حتی یک کافی‌شاپ با یک محیط سالم نداریم که زنان بتوانند در آنجا به راحتی حضور پیدا کنند. زنان عفیف و محجبه باید با حضور حداکثری در فضاهای اجتماعی و عمومی فضای موجود را اصلاح کنند سهیلا کوشا با انتقاد از این موضوع گفت: به اعتقاد من نباید به دلیل اینکه محیط بسیاری از فضاهای عمومی مناسب نیست، زنان با حجاب از حضور در این محیط‌ها منع شوند، چرا که باید با حضور حداکثری خود، فضاها را اصلاح کنیم، چرا که اگر زنان و مردان عفیف در این محیط‌ها حضور پیدا نکنند فضا بدتر می‌شود. آموزش رقص در مهدهای کودک توجیهی ندارد معاون شورای فرهنگی اجتماعی زنان ادامه داد: به اعتقاد من این محیط‌ها امن نیست و نباید مسئولان را از این موضوع مبرا کرد، هم‌اکنون که تمام مسئولان از دفاع از حقوق زنان دم می‌زنند، چرا حقوق عاطفی زنان را دنبال نمی‌کنند؟ مگر یک دختر محصل حق شرکت در سالن‌های ورزشی را ندارد که در سالن‌ها آهنگ‌های غربی گذاشته می‌شود و حتی در برخی مهدهای کودک ما رقص آموزش داده می‌شود و در صورتی که کسی نخواهد به گناه آلوده شود به راحتی به آنها گفته می‌شود می‌توانید از حضور در این ورزشگاه انصراف دهید. روح‌افزا افزود: آیا افرادی که مدعی دفاع از حقوق زنان هستند به این فکر نمی‌کنند که اگر یک خانم که همسرش به او خیانت می‌کند چه آینده‌ای در انتظار او خواهد بود و مسئولان مخابرات که معتقد هستند نباید سایت‌ها فیلتر شوند و به پهنای باند اعتقاد دارند، آیا عواقب آن را نیز در نظر می‌گیرند؟ و به این فکر می‌کنند که از این پهنای باند در چه مسیری استفاده می‌شود؟ عکس روی جلد بعضی از کتاب‌ها و مجلات تنها جلوه گری زنان است روح‌افزا افزود: ما از فرزندانمان می‌خواهیم وارد لجن بشوند و بعد به آنها می‌گوییم مراقب باشید لباس‌تان آلوده نشود، اما هم‌اکنون شرایط عفاف و حجاب در کجای جامعه مهیاست؟ حتی عکس روی جلد بعضی از کتاب‌ها نیز در شأن یک کشور اسلامی نیست. من گناه را برای قشر جوان جامعه نمی‌دانم، بلکه کوتاهی از مسئولان است. کوشا با تأیید این مطلب گفت: چرا تاکنون از افراد موفق جامعه که با حجاب کامل خود در جامعه حضور داشته‌اند فیلمی تهیه نشده است؟ اگر بخواهیم این فیلم‌ها را بشماریم، حتی تعداد آنها از تعداد انگشتان دست نیز کمتر است. آگهی‌های تبلیغاتی رسانه ملی در شان کشور اسلامی ما نیست وی با بیان اینکه نباید تولیدکنندگان فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی تنها به دنبال جذب مخاطب باشند گفت: آیا تحریک اجتماعی برای جذب مخاطب راهکار درستی است؟ حتی آگهی‌های تبلیغاتی تلویزیون ما نیز بسیاری از حقوق عفاف و حجاب را رعایت نمی‌کنند. ما سم را به بدن فرزندان تزریق می‌کنیم و بعد می‌گوییم مواظب باش سم در بدنت اثر نگذارد. روح‌افزا افزود: تمام دستگاه‌ها باید هر کاری که می‌خواهند در رابطه با بحث اقتصادی انجام دهند به بحث فرهنگی آن نیز توجه کنند و باید تمام این اقدامات سند فرهنگی داشته باشد. کوشا نیز با تأیید این مطلب گفت: حتی ساختمان‌سازی‌ها نیز باید پیوست فرهنگی داشته باشد چرا که هم‌اکنون بسیاری از خانه‌ها مشرف به یکدیگر ساخته شده‌اند و زن محجبه ما نمی‌تواند در حیاط خانه خود نیز امنیت داشته باشد. وی ادامه داد: علاوه بر اینکه تمام دستگاه‌ها و اساتید و معلمان در این زمینه مسئولیت دارند، گفت: باید از ابزارهایی که دراختیار داریم در جهت ترویج عفاف و حجاب استفاده کنیم، به عنوان مثال نرم‌افزارهای نوین ارتباطی مانند وایبر، ویچت و واتس‌آپ در اختیار اکثر جوانان قرار دارد و می‌توانیم از این طریق نکاتی را در خصوص ترویج عفاف و حجاب از زبان خود جوان‌ها به آنها انتقال دهیم. روح افزا تصریح کرد: در موضوع عفاف و حجاب ما و تمام مسئولان مقصر هستند و متأسفانه هیچکدام از دستگاه‌ها وظایف خود را در این زمینه به درستی انجام نداده‌اند، تمام اقداماتی که انجام می‌شود باید پیوست فرهنگی داشته باشد و مسئولان توجه داشته باشند که خانواده‌های خود نیز درگیر این موضوع هستند و نباید با بی توجهی از کنار آن بگذرند و دستگاه‌های نظارتی نیز باید وظایف خود را در این زمینه دقیق تر ععمل کنند و در قبال این موضوع احساس مسئولیت داشته باشند.


تحلیل”اسیدپاشی عاشقانه“ از دیدگاه فمینیسم‌دینی آن چه موقعیت زنان را در مقابل مردان تجاوزگر و اسیدپاش تقویت می‌کند، اتکاء آن ها به قدرت خدا که فراتر از مردسالاری است، و اقدام فعال آنان علیه همه مظاهر «قدرت بشری» است که در مقابل «قدرت الهی» قد علم می‌کنند. حامد حاجی حیدری در یادداشتی اختصاصی برای تسنیم با عنوان تحلیل اسیدپاشی عاشقانه از دیدگاه فمینیسم دینی نوشت: ░▒▓ قضیه ● یک قربانی دیگر «اسیدپاشی عاشقانه»... ● ساعت چهارده و سی دقیقه دوشنبه، نوزدهم آبان نود و سه، برادر ۳۵ ساله خانم «آمنه بهرامی نوا»، خود را از طبقه بیستم یکی از برج‌های شهر تهران به پایین پرتاب کرد و فوت شد. خانم آمنه بهرامی نوا، قربانی اسیدپاشی هولناک عاشق مردود خود، در سال ۱۳۸۳ بوده است، که پس از تهاجم کوبنده رسانه‌های خارجی و امتدادهای داخلی آنان، از قصاص چشم صرف نظر کرد؛ هر چند که امروز، با گسترش این پدیده، از این عزل نظر، پشیمان است. ● اکنون، در حالی که سالانه قریب صد مورد اسیدپاشی عاشقانه در کشور رخ می‌دهد (غیر از اسیدپاشی به اتومبیل و اموال و...)، مطبوعات و روشن‌فکران ما، این موضوع را به عنوان یک سوژه سیاسی، از هر نوع ریشه یابی عمیق به دور داشته‌اند. آن ها، روزی از قصاص اسیدپاش تبری می‌جویند و هم صدا با دولت‌های خارجی فریاد حقوق بشر مدافع اسیدپاش سر می‌دهند، و روز دیگر، اشد مجازات برای اسیدپاش را می‌خواهند، و این تلون و رنگ به رنگی، نشان از فقدان درک عمیق راجع به موضوع دارد. حتی کار به جایی می‌رسد که روشن‌فکر غرب زده، از موضوع اسیدپاشی حربه‌ای علیه امر به معروف و نهی از منکری می‌سازد که تنها امید ما برای خروج از این وضع است. اگر کسی مانند شهید علی خلیلی نباشد که در موقعی که «م. حدادی» قصد اسیدپاشی به روی خانم «بهرامی نوا» را دارد، احساس مسؤولیت اجتماعی کند و از باب نهی از منکر، حتی به قیمت جان خود، به دفاع از خانم «بهرامی نوا» برخیزد، بی تفاوت‌های میدان کاج، تنها از این صحنه با موبایل خود فیلم بر می‌دارند، تا صفحه اینستاگرام خود را پر فروغ سازند! ● در این وانفسا، پرسش‌های اصولی مطرح نمی‌شوند، و وجه المصالحه زد و بندهای سیاسی قرار می‌گیرند؛ این پرسش که چرا در دل برخی از مردمان، تا این اندازه قساوت ریشه دوانده است؟ چگونه اسیدپاشی و زجر آفرینی، تا این اندازه برای عشاق مردود، سهل و ساده شده است؟ چرا «موفقیت» تا این اندازه بر «انسانیت» رجحان یافته است؟ چرا عاشق دل خسته‌ای که در تسخیر معشوق توفیقی نمی‌یابد، موفقیت خویش را در نابود کردن معشوق می‌جوید؟ شاید جامعه و تاریخ، با انتشار ایده موفقیت دنیوی به هر قیمت، در وقوع این نحو جرایم، بخشی از تقصیر را به گردن دارد، و باید از مسیری که تا این اندازه خسارت بار است بازگردد؟ ● سخن شنیع اسیدپاش عاشق این است که دیگی که برای من نجوشد، می‌خواهم سر کلب در آن بجوشد. موضوع اسیدپاشی عاشقانه، در عمق، یک موضوع معرفتی ناشی از مدرن شدن است. نحوی جایگزینی اراده مسلط شدن به جای محبت ورزیدن. ░▒▓ ریشه یابی قضیه ● تیموتی مک درموت (Timothy McDermott) بر آن است که در معرفت شناسی مدرن، رابطه‌ای نزدیک، بین دانش و قدرت وجود دارد؛ چرا که شناخت جهان، نه در پی فضیلت، بلکه برای کنترل و تسلط بر اشیاء جهان است. این دانش، دانش شیء جوست. و از این قرار، همه چیز را همچون شیء می‌بیند که باید بر آن مسلط شد، تشریح نمود، و نهایتاً استثمار کرد. ● دانش مدرن به قدرت اختصاص یافت، و علاقه و عشق، به دین و اخلاق و فرهنگ عامه احاله شد؛ و بدین ترتیب، رفته رفته مبادله تاریخی بین دانش از یک سوی، دین و اخلاق و فرهنگ عامه قطع گردید. این تقسیم موجب شده است تا گفتگوی دانش و دین و اخلاق و فرهنگ متوقف شود. ملهم از برداشت مک درموت، می‌توان این طور نژندی‌هایی از آن جنس که ما امروز در پدیده اسید پاشی می‌بینیم را توضیح داد که نحو نگاه مدرن ما دین و فرهنگ را به حاشیه رانده، و پول و قدرت را اولویت بخشیده است. ● از نظر تیموتی مک درموت «قلب آرام ناشی از تهذیب نفس»، محل انتشار سکون و تسکین و سکینه است. آن چه امروز کمیاب شده است، «قلب آرام ناشی از تهذیب نفس» است، و راه رسیدن به این قلب که نه تنها خود آرام است، بلکه آرامش را به اطراف و اطرافیان منتشر می‌کند، «عبادت»، به عنوان وقوف و تمرکز متفکرانه قلب در تلاش برای تفسیر جهان به عنوان جلوه باری تعالی است. تار و پود جهان از عشق، آفریده شده است، و ذهنی که عشق را درک کند، بدون خواست تسلط، بر عالم مسلط می‌شود و زندگی میسر و شیرینی هم خواهد داشت. از این دیدگاه، جوهر و گوهر ما در درجه اول، در پی خیر و نیکی هستیم، نه دنبال مسلط شدن. انگیزه زیربنایی هستی ما، علی‌الاصول، عشق است، نه اراده قدرت. نشان به آن نشان که عشق در جهان کارسازتر است تا قدرت. ░▒▓ یک سطح کاوش وسیع تر... ● بخشی از مشکل هم بر می‌گردد به این که گاه، تحصیل کردگان مدرن، در ردیف فیلسوف مدرنی همچون امانوئل کانت، «خدا» را بدون «عبادت» و «شریعت» باور دارند؛ در حالی که برای رسیدن به ایمان، و «قلب آرام»، عبادت و دعوت مستمر خداوند به جزئیات زندگی ضروری است. اِلِن فاکس (Ellen Fox) بر آن است که «عبادت» و «شریعت» تنها راه برای پیدا کردن کورمال کورمال آرامش است؛ انسان‌هایی که به هر بهانه‌ای «عبادت» را ترک می‌کنند، «آرامش» را از دست می‌دهند، و نه تنها «آرامش» خود را از کف می‌دهند، بلکه برای دیگران نیز آرامش و سلم و سلامتی نخواهند داشت. ما باید از طریق «عبادت» و «تهذیب»، قلب خود را با خدا تنظیم کنیم، و برای این منظور، «صبر» لازم است. عبادت از مسیرهای اصولاً شناخته و فروعاً ناشناخته، ما را به تهذیب و آرامش موفق می‌دارد. ● سارا کواکلی (Sarah Coakley)، ملهم از مفهوم «کنوزیس» مسیحی [kenōsis]، بر اهمیت «تخلیه و انکار نفس» برای ایمان به خدا و حس استحکام درونی تأکید می‌ورزد. «عبادت»، با حاکم نمودن اراده الهی بر زندگی، نفس سرکش که علت اصلی زندگی ناآرام ماست را مهار می‌کند، و زمام آن را به دست خدا می‌سپارد. ● روش ادیان ابراهیمی، برای رساندن انسان ها به آرامش، در اصل، مهار نفس سرکش و به قول سارا کواکلی نفس «قلدر» است که رأس کل خطایاست. با انکار نفس، انسان بی قدرت نمی‌شود، بلکه متکی به قدرتی می‌گردد که مایه‌ای عمیقاً اخلاقی دارد. انسان مؤمن، از دیدگاه مردمان مدرن بسیار مطمئن و متکی به نفس، و در عین حال، بسیار خویشتن‌دار و خوددار به نظر می‌رسد. درک جمع این دو ویژگی «دیونیزوسی» و «آپولونی» برای انسان سکولار دشوار است؛ ولی خود انسان مؤمن، خوب می‌داند که او متکی به نفس نیست، بلکه متکی به حق است. بنا بر این، وقتی در راه حق حرکت می‌کند، بسیار نیرومند و مستحکم و مصمم به نظر می‌رسد، و وقتی به مرزهای حق می‌رسد، حد نگه می‌دارد، و بسیار با طمأنینه به نظر می‌رسد. پس، «انکار نفس» مؤمن، با انسان سکولار «فاقد اعتماد به نفس» متفاوت است. انسان مؤمن به طرز اسرارآمیزی مستحکم و قاطع و در عین حال، محتاط است؛ این، مضمون مفهوم «کنوزیس» در تقریر سارا کواکلی است. ● در واقع، مفهوم مهم «تهذیب نفس» در فمینیسم دینی، که با «عبادت» به دست می‌آید، قدرت الهی را در مقابل قدرت انسانی قرار می‌دهد، و راه برقراری موازنه انسانی بین زنان و مردان، و جلوگیری از قربانی شدن زنان را رفض و انکار «قدرت بشری» و جایگزین ساختن «قدرت الهی» می‌شمرد. «عبادت»، بازتاب عشق به خدا، و حاوی تأمل منطقی ما در این جهان و جایگاه ما در آن است. ● آن چه موقعیت زنان را در مقابل مردان تجاوزگر و اسیدپاش تقویت می‌کند، اتکاء آن ها به قدرت خدا که فراتر از مردسالاری است، و اقدام فعال آنان علیه همه مظاهر «قدرت بشری» است که در مقابل «قدرت الهی» قد علم می‌کنند. ریشه اساسی ستم‌هایی که می‌شود، چه مردانی که به زن ها ستم می‌کنند و چه زنانی که بر زنان دیگر ستم می‌ورزند، در این است که حب نفس، جای تزکیه نفس را در دنیای مدرن گرفته است. خدا سالاری، هر نوع سالاری دیگر و از جمله مردسالاری را، یا هوس سالاری یا پول سالاری را، به چالش می‌طلبد؛ اگر ریشه این سالاری ها در جامعه با ترویج عبادت حق خشکانده شود، زنان هم می‌توانند از آزادی و و عدالت خدا داده بهره‌مند شوند، در زندگی اجتماعی حاضر شوند، و این چنین، هدف تعدی قرار نگیرند. ░▒▓ و باز یک سطح کاوش وسیع تر... ● سوزان پارسنز (Susan Parsons) و مری مک‌کلینتاک فوکرسن (Mary McClintock Fulkerson) درباره هوس سالاری مدرن، و نسبت کمتر تحلیل شده بین هوس و قدرت و دانش مدرن تحقیقی صورت داده‌اند. علم مدرن، به اراده قدرت انسان برای کنترل، و دست‌کاری جهان طبیعی به هدف کامکاری نفس، پر و بال می‌دهد. علم مدرن، برای دستیابی به فضیلت یا سعادت آموخته نمی‌شود، بلکه برای کنترل و کامکاری تولید و آموخته می‌شود. ● نکته بدیع مورد توجه پارسنز و فوکرسن، این است که دانش پیشامدرن، به دنبال کسب «سعادت» بود، که تنها بخشی از آن به سعی متعلم بستگی داشت، و بخش مهم دیگر، به تفضل ربوبی منوط بود. از این قرار، علم آموزی، مستلزم نحوی زیست معنوی و روحانی هم بود. بلافاصله نکته بدیع دوم مد نظر پارسنز و فوکرسن این است که دریافت دانش پیشامدرن، اغلب روندی طولانی و توأم با ثبات قدم و صادقانه بود. علم و فضیلت علم، تنها به کسانی از سوی خداوند اعطا می‌شد که در طولانی مدت و با صبر و صادقانه، زیست معنوی و روحانی و استحقاق خود برای کسب سعادت را احراز می‌کردند. ● امروز، نیک بنگرید که چرا این نحو روان نژندی ها در میان طلاب علوم دینی یا بچه‌های مسجد و هیأت کمتر اتفاق می‌افتد؟ مگر آن ها جواب رد از طرف ازدواج خود دریافت نمی‌کنند؟ چرا کمتر می‌شنویم که در بین آنان اسیدپاشی عاصی بر آید؟ ● ماحصل پاسخ پارسنز و فوکرسن این است که، نظام آموزشی مدرن، افراد را درون ریل‌هایی می‌اندازد که در آن، همه چیز را برای کنترل و کامکاری می‌خواهند، نه سعادت. افرادی که در این نظام آموزشی، پرورش می‌یابند، موفقیت را حتی اگر مغایر سعادت باشد هم می‌خواهند، و برای سعادت و زیست معنوی و روحانی ارزش اندکی قایل اند، یا اساساً ارزشی قایل نیستند. نهایتاً این که این افراد، کامکاری و تسلط را هم فوراً، و بدون طی مراحل می‌خواهند. مجموع این همه خصال منفی، اسیدپاش‌های مدرن را پدید می‌آورد. ░▒▓ و باز یک سطح کاوش وسیع تر... ● در همین راستا، پاملا سو اندرسن (Pamela Sue Anderson) معتقد است که اساساً رابطه بین خدا و انسان که در «عبادت» تبلور می‌یابد، با مدل‌های سلطه و قدرت و سرکوب، سازگار نیست؛ و اگر در یک جامعه، سلطه و قدرت و سرکوب فراگیر شد، می‌توان ریشه‌های آن را در زوال رابطه «عبادت» و رابطه زیست جهانی و صمیمی انسان ها با خدا جست. ● این که این روزها تمایل به یک «عشق منطقی» رنگ «حسرت» به خود گرفته است، به این بر می‌گردد که انسان ها «عبادت» را کنار گذاشته‌اند، و تنها به فکر سلطه بر طبیعت و کسب قدرت و اعمال سرکوب و حصول «موفقیت» هستند. این حسرت عشق در جامعه، بیش از مردان، زنان را آزار می‌دهد؛ شاید از آن رو که آن ها قربانیان تاریخی سلطه و قدرت و سرکوب هستند. نکته مهم این است که زنان، قربانیان اصلی رخت بر بستن معنویت از جامعه هستند، و روند تاریخی به این شکل بوده است که نیاز زنان به یک محیط معنوی بیش از مردان است. از نظر پاملا اندرسن، زنان بیش از مردان باید به «عبادت» و «ترویج عبادت» اصرار بورزند. ● بحث جالب دیگر پاملا اندرسن در رابطه با «زبان عبادت» است. از نظر او، «زبان عبادت»، متضمن نحوی از عقلانیت است که با عقلانیت علم مدرن بسیار متفاوت است. «زبان عبادت»، هم شامل رضایت معنوی است و هم مستلزم گزاره‌های اعتقادی. «زبان عبادت»، در عین آن که کم یا بیش، شامل دلایل فلسفی هم هست، اما در ارکان خود، به نحوی، مستلزم بیداری عشق به خدا یا یک دیگری متعالی هم هست. «عبادت»، نحوی «فلسفه عشق» است. در «زبان عبادت»، عقل به خدمت ایمان در می‌آید، و البته ایمان، هم به عقل پر و بال می‌دهد، و او را توانمند می‌کند، که با جسارت بیشتری به بررسی فرض‌های ممکن بپردازد. ذهن با ایمان، ذهن جسور و خلاقی است، و این کار را به مدد «فلسفه عشق» مندرج در «عبادت» به دست می‌آورد. در این تلقی پاملا اندرسن، فمینیسم دینی تلقی پیچیده‌ای از واقعیت جهان ارائه می‌دهد که برای داشتن یک زیست سالم و کامل باید آن را شناخت و رفتار را بر مبنای آن تنظیم کرد. ● به زعم اندرسن، در دیدگاه ادیان ابراهیمی، میل به خدا تبلورهای متعددی دارد که یکی از آن ها میل به درک و شناخت است، و در این چهارچوب، شناخت و تجربه، نحوی آشوب نیست، بلکه اتحادی با سایر ابعاد خدایی جهان است که صلح با دنیا و محیط زیست و انسان ها با یکدیگر را به بار می‌آورد. ● از نظر اندرسن، «عبادت»، به راستی، دریایی از نور است، برای تغذیه روح انسان؛ دریایی صلح آمیز، ابدی، و مستمر. خدا، در «زبان عبادت»، اغلب به عنوان «رب» / تربیت کننده خوانده می‌شود، و این دال مرکزی در زبان عبادت، زبان عبادت را از زبان علم که در آن، محور بر روی کنترل و سیطره و سرکوب است متمایز می‌کند. «زبان عبادت»، زبان جبرگرایانه علمی نیست، که در آن هر چه قانون شد، لاجرم تحقق می‌یابد، و انسان نقشی جز قربانی این ارابه آهنین را نمی‌تواند بر عهده بگیرد. عبادت، یک زبان دو جانبه است که یک سوی آن عبادت کننده است، و سوی دیگر آن خداوند قادر متعال است. خدا، همیشه و در همه جا، با به رسمیت شناختن ما، و در میان ما، ما را از بردگی قوانین جبری عالم معاف می‌دارد، و ما در این رابطه ژرف، می‌توانیم در گرم و خشک‌ترین روزهای سال، از خدا باران بطلبیم. یعنی «زبان عبادت»، زبانی رهایی بخش است. نکته این است که «زبان عبادت» تا چه اندازه روح انسان را توانمند، و در عین حال، عاشقانه بار می آورد که وی را از هر گونه قدرت قاهر حاکم، و هر گونه بت پرستی خلاص می‌کند، در عین حال که این قدرت بزرگ که قوانین عالم را به زیر می‌کشد، دست تعدی نمی‌گشاید، و خاشع و فروتن است. چنین ذهنیتی از اسیدپاشی سر در نمی‌آورد. ░▒▓ و باز یک سطح کاوش وسیع تر... ● به عنوان نتیجه و ملهم از نظر نیکولا اِسلی (Nicola Slee) می‌توانیم این طور جمع بندی کنیم که اگر «عبادت» غور و تعمق در رمز و راز سکوت ژرف نهفته در عشق و شیدایی به خدا، در سایه «تخلیه و انکار نفس» باشد که هست، آن گاه، دقت در برخی از صورت‌های عبادت انحرافی در برخی ادیان رسمی چون مسیحیت کاتولیک و همچنین بودیسم و شبه دین‌های جدید، به ما هشدار می‌دهد که در نفس «عبادت» دقت لازم است؛ این که «زبان عبادت» هم باید خدا داده باشد، نه بشرزاد. ● اگر همان طور که اِلِن فاکس گفته بود و ما در سطور فوق نقل کردیم، «عبادت» و «شریعت» تنها راه برای پیدا کردن کورمال کورمال آرامش باشد، ما نمی‌توانیم به اتکاء دانش یا تجربیات انسانی ضوابط آن را کشف کنیم، یا در آن دخل و تصرف نماییم. ● اساساً برخی از شبه دین‌های جدید، و همین طور بودیسم، جذابیت خود را در نحوی از رواداری های جنسیتی می‌یابند، که آن هم به طرز خطرناکی به استثمار از زنان می‌انجامد و هر از گاهی جنجال‌هایی پیرامون رسوایی جنسی رهبران دینی بر می خیزد. «عبادت»، علی الاصول نباید موجب انفعال، و خود ضعیف پنداری شود، بلکه باید انسان را از درون، به نحوی متکی به خدا نماید که او در قیاس با افراد مدرن به اصطلاح «متکی به نفس»، مستحکم تر فکر و عمل نماید. این با تسلیم زنان به رهبران فرقه‌های دینی سازگار نیست. از این قرار، نیکولا اِسلی معتقد است که ما باید با سر افراشته، و امتناع از تعظیم در قبال اسقف اعظم، کشیش یا پاپ، و با چشمان باز به «شریعت» و «عبادت» بپردازیم. «زبان عبادت» در ادیان ابراهیمی، متضمن نحوی هستی شناسی است که در آن، ارتباط ما با دنیای مادی، فقط در جهت دستیابی به یک جهان فراتر مجاز است. اما این کار مستلزم برقراری موازنه‌ای دقیق بین ایده و عمل، ایمان و تدبیر، وابستگی و اجتهاد، و... است و ملاک این موازنه، بی گمان «شریعت» حق خواهد بود (توأم با برداشت‌های آزاد از تیموتی مک درموت، اِلِن فاکس، سارا کواکلی، سوزان پارسنز، مری مک‌کلینتاک فوکرسن، پاملا سو اندرسن، نیکولا اِسلی و تینا بیتی). ■ هوالعلیم


نقش خاله‌ها وعموهای سیما درتربیت فرزندان اگرچه تلویزیون را نمی توان یک ابزار مناسب برای تربیت فرزندان در نظر گرفت، اما آموزش هنجارهای اجتماعی و آموزش های ابتدایی به کودکان و همچنین سرگرم کردن آنها برای مدتی کوتاه می تواند توسط برنامه های کودک و نوجوان صورت بگیرد. به گزارش فرهنگ نیوز، این روزها برنامه‌های تلویزیونی کودک و نوجوان که از شبکه‌های سیما پخش می‌شوند، تا حدودی توانسته‌اند جای خود را در سبد فرهنگی خانواده‌ها باز کنند. این برنامه‌ها با رویکرد آموزشی و سرگرمی ساخته می‌شوند و با بازی‌های کودکانه و شعر سعی دارند مفاهیم و هنجارهای اجتماعی را به کودکان بیاموزند. درباره چگونگی و ارزیابی کمیت و کیفیت برنامه‌های رسانه ملی، مرتبط با قشر کودک و نوجوان، با دکتر ابراهیم فیاض به گفت و گو نشستیم. ابراهیم فیاض پژوهشگر حوزه جامعه شناسی و استادیار گروه انسان‌شناسی دانشگاه تهران می باشد. وی مدرک کارشناسی را در رشته پژوهشگری از دانشگاه تهران کسب کرد و مدرک کارشناسی ارشد را در رشته مردم شناسی از همین دانشگاه و همچنین مدرک دکترای خود را در رشته فرهنگ و ارتباطات از دانشگاه امام صادق (ع) اخذ کرده است. رسانه نقش تاثیرگذار و مهمی در تربیت فرزندان بازی می‌کند * جناب آقای محمد عشقی زاده، نقش رسانه‌ای مانند: تلویزیون در تربیت فرزندان به چه میزان است؟ قطعاً رسانه نقش تاثیرگذار و مهمی در تربیت فرزندان بازی می‌کند، چرا که کودکان امروز در معرض تهدیدات فرهنگی فراوانی قرار دارند که اهم آن‌ها از سوی رسانه‌های غربی وارد می‌شود. برای مثال: می‌توان به کارتون‌ها و بازی‌های رایانه‌ای اشاره کرد که کودکان زمان زیادی در طول روز را به آن‌ها اختصاص می‌دهند. یک برنامه آموزشی و مفرح که بتواند کودک را پای تلویزیون نگه دارد، قطعاً می‌تواند نقش بسزایی در آموزش او ایفا کند. برای مثال: کارتونی مثل «فرار مرغی» با محتوای اسرائیلی، به آسانی در میان کودکان جا باز می‌کند و بین آن‌ها منتشر می‌شود بدون اینکه والدین و حتی مسئولان به فحوای آن دقت کنند. * رسانه ملی ما چه میزان توانسته خلأ موجود در این زمینه را پر کند؟ به نظر می‌رسد تا حدودی در این کار موفق بوده است. برنامه‌هایی مثل: عمو پورنگ و خاله‌های تلویزیون و عموهای فیتیله‌ای توانسته‌اند مخاطب خود را جذب کنند و کودک و نوجوان را پای تلویزیون بنشانند. از طرفی، نویسندگان و تهیه‌کنندگان این برنامه‌ها نیز، با مطرح کردن هنجارهای اجتماعی و آموزش به خوبی توانسته‌اند این قشر را تغذیه کنند. اما قطعاً هیچ کاری ۱۰۰ درصدی نیست و قطعاً خلأ هایی هم در آن وجود دارد. برای مثال: گاهی پوشش‌های این عموها و خاله‌ها و صحبت‌های آن‌ها می‌تواند برای کودکان بدآموزی داشته باشد. کودک و نوجوان ما باید بداند که در جامعه نمی‌تواند با پوشش‌های رنگی به این شکل که مجریان برنامه از آن استفاده می‌کنند ظاهر شود. اما بازهم می‌گویم، این قشر توانسته‌اند آن‌طور که باید جای خود را باز کنند و به‌حق کارهایشان هم آموزنده است و نمی‌توان از آن‌ها خورده گرفت. * منظورتان از هنجارهای اجتماعی و آموزش چیست؟ بدین معنی که کودک چه مسائلی را باید در خلال برنامه تفریحی بیاموزد؟ بررسی این موضوع و آوردن مصداق برای آن بسیار ساده است. به عنوان مثال: وقتی یکی از مجریان برنامه در شروع آن از نوجوانان سؤال می‌کند که آیا تکالیفشان را انجام داده‌اند یا خیر. و یا به کودکان می‌گوید: فاصله‌شان را تا تلویزیون رعایت کنند، در حال آموزش به آن‌هاست. امروز کودکان ما بسیار باهوش‌تر از نسل‌های قبلی هستند و لازم نیست به آنان بابت رفتارها و وظایفشان تذکر داد. به راحتی می‌توان با طرح سؤال از آن‌ها، این قشر را متوجه کرد که باید کارهایشان را انجام دهند. یا در مواردی دیگر می‌بینید مجریان تلویزیونی با اجرای سرودی در مورد مسواک زدن و یا رعایت نظافت، به سادگی این موضوعات را برای آن‌ها و در ذهنشان نهادینه می‌کنند. مصداق این موارد بسیار است. چیزهایی که حالا به ذهن من می‌رسد، جزئی از کلیات است. این برنامه‌ها در قالب فعالیت‌های تلویزیونی، هنجارهای اجتماعی و آموزش‌های زندگی را به کودک و نوجوان ما می‌دهند و در خلال سرگرم کردن، نقش مهمی در آموزش و تربیت آن‌ها ایفا می‌کنند. اما همان‌گونه که این برنامه می‌توانند مؤثر باشند، احتمال اثر معکوس هم دارند. برای مثال: اگر در برنامه‌ای موضوعی به اشتباه منعکس شود، می‌تواند در ذهن کودک و یا نوجوان باقی بماند. این مسئله در مورد همه مسائل صادق است. اینکه ما بخواهیم رسانه تاثیرگذاری مثل تلویزیون را با خرده‌گیری از احتمال اشتباهات محکوم کنیم، کار درستی نیست. به هر صورت با همه محدودیت‌های موجود و هجمه رسانه‌های غربی، این رسانه به خوبی توانسته جای خود را باز کند و مخاطبش را پای تلویزیون بنشاند. به همین دلیل، نمی‌توان اشتباهات سهوی آنان را بزرگ کرد و پای خسارت‌های آموزشی نوشت؛ چرا که به قول معروف، دیکته نانوشته غلط ندارد و هر کاری در اجرا می‌تواند اشتباهاتی را به همراه داشته باشد. قدرت کپی برداری کودکان بالاست * اگر بخواهید محتوایی برای یک برنامه معین کنید، روی چه موضوعاتی تمرکز می‌کنید؟ موضوعات متنوعی در زمینه کودک و نوجوان وجود دارد. مقتضیات این گروه سنی و تربیت آن‌ها آن‌قدر گسترده است که اگر بخواهیم، می‌توانیم تمام برنامه‌های تلویزیون را به آنان اختصاص دهیم؛ اما در جواب سؤال شما باید نکته‌ای را ذکر کنم که حائز اهمیت است و برنامه‌سازان ما باید به آن دقت داشته باشند. ببینید. وقتی کودکی کاری را در خانه و یا اجتماع انجام‌می‌دهد و یا حرفی را می زند که جزو آموزش‌های خانواده نیست و به نوعی تعجب خانواده را برمی‌انگیزد، همه کنجکاو می‌شوند که او این حرف و رفتار را از کجا یاد گرفته است. کودک با شهامت در پاسخ به این سؤال که این موضوع را از کجا شنیده است و یا این کار را از کجا یاد گرفته است، می‌گوید: فلان عمو یا فلان خاله در تلویزیون این حرف را زد یا این کار را کرد. موضوعی که بسیار حائز اهمیت است، قدرت کپی برداری کودکان است. آن‌ها هرچیزی را که ببینند و یا بشنوند کپی می‌کنند و از آن استفاده می‌کنند. اگر بخواهیم با این رویکرد به برنامه‌های تولید سیما نگاه کنیم خیلی از برنامه‌ها تولیدی آن‌ها اشاعه فرهنگ غلط است. درست است. متاسفانه امروز در رسانه ملی شاهد این هستیم که برخی برنامه‌ها ساخته می‌شوند بدون اینکه توجه شود مخاطب تلویزیون عام است و کودک و نوجوان هم این برنامه را می‌بیند. شما می‌بینید در یک سریال کمدی، بازیگران برای خنداندن مردم به هر ابزاری دست می‌برند و مدتی نمی‌گذرد که حتی شوخی‌های آن‌ها با هم ذکر دهان کودکان و نوجوانان می‌شود. این مسئله باید دقت شود که رسانه ملی با وجود گستردگی بالایی که دارد، کار سختی انجام می‌دهد و بیش از پیش باید در تولیدات خود دقت کند. تلویزیون رسانه اول من است * به عنوان سؤال آخر، اگر بخواهید رسانه‌ها را در آموزش و تربیت کودکان دسته‌بندی کنید، گزینه اول شما کدام رسانه است؟ قطعاً تلویزیون رسانه اول من است. این رسانه با گستردگی بالا از نظر پخش و مجانی بودن، تفریح همه کودکان و نوجوانان است و به راحتی می‌تواند در تربیت یک کودک از جنوبی‌ترین نقطه کشور تا شمالی‌ترین نقطه آن تأثیر بگذارد. رسانه ملی به دلیل فراگیر بودن و تبعیض ناپذیر بودنش، برد فراوانی دارد و این موضوع بسیار با اهمیت است.


جوری می‌خواندیم که بافتنی را رها می‌کردند و گریه می‌کردند فقط ۳ بار «یا حسین» می‌گفت و مردم جان می‌دادند پیشکسوت شاعری و ذاکری اهل بیت(ع) می‌گوید: این عمل برای شیطان است که مداح خودش را آماده کند تا برای پول روضه‌های دروغ بخواند. کسی که تقوا داشته باشد قبل از ماه محرم خودش را برای «عاشورا» آماده می‌کند. به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، در روزهای بیماری و کسالتِ نوکر و پیرغلام خاک‌خورده مهربان و رئوف اهل‌بیت(ع) که حق استادی و پدری برگردن جامعه مداحی و ستایشگری کشور دارد، به محضرش رسیدیم تا هم جویای حال و احوالش شویم و هم از توصیه‌ها و نصیحت‌های استادانه‌اش بهره ببریم و پای صحبت‌هایش درباره تجربه‌های گرانقدرش از شاعری و مداحی‌ چندین و چند ساله‌اش بنشینیم. «حاج علی آهی» ۸۶ سال سن دارد. از ۱۰ سالگی به مداحی پرداخته و در کنار آن به تحصیل اشتغال داشته است. اما به دلایلی به سرودن شعر و اصلاح مسائل عقیدتی اشعار مبادرت می‌ورزد و در این خصوص نزد اساتیدی به تلمُّذ پرداخته است. در لابه‌لای صحبت‌های شیرینش از خاطرات خود و توفیق حضور در محضر بزرگانی چون آیت‌الله خوئی، آیت‌الله سیدمحمدهادی میلانی ، سیدمحمدرضا گلپایگانی ، میرزاجوادآقای تهرانی ، مرحوم حاج شیخ محمد جواد خراسانی، حاج شیخ علی نمازی شاهرودی، حاج شیخ حسین وحید خراسانی، سیدرضی شیرازی، سیدعبدالحسین دستغیب و... می‌گوید که از وجودشان کسب فیض کرده است.این بخشی از گفت‌وگوی تفصیلی تسنیم با حاج علی آهی است: حاج آقا بیشترین استفاده‌ای که شما از استادانتان کردید در چه زمینه‌ای بوده است؟ چه چیزهایی از بزرگان یاد گرفتید؟ از منبرشان استفاده می‌کردم، غیر از اینکه با برخی بزرگواران درس خصوصی هم داشتیم؛ ایشان شرح قرآنی داشتند و از لحاظ نوشتن هم چیزهایی به ما می‌آموختند. برای برخی هم که خط خوبی یا خوانایی نداشتند می‌نوشتم. مرحوم آیت‌الله میلانی می‌فرمود: فلانی (آهی) که می‌آید یکسره بیاید پیش من! روزی خدمت ایشان رسیدم. گفتم: آقا من می‌خواهم یک شعر خدمتتان بخوانم. پسرش مرحوم آقا سیدمحمدعلی به مزاح گفت: همه از پدرم فقه و اصول می‌پرسند، تو می‌آیی شعر می‌پرسی؟ گفتم: آقا فقه و اصول در کتابها زیاد است. اینکه من می‌پرسم، در هیچ کتابی نیست. بعد شعر فؤاد کرمانی درباره حضرت زهرا(س) را خواندم: چو نورش در بسیط فرش از عرش برین آمد خدا را هرچه رحمت گفت نازل بر زمین آمد وقتی شعر تمام شد آیت‌الله میلانی پیشانی‌اش مکدر شد و اخم کرد و فرمود: این کفر است. اگر رحمت واسعه الهی فقط زمین بیاید پس کرات و موجودات دیگر چه می‌شود؟ پس اینکه دعای کمیل می‌گوید: «اللهم إنِّی أَسْئلُکَ بِرَحْمَتِکَ الَّتی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْء» یعنی چه؟! عرض کردم من این گونه اصلاحش می‌کنم: چو نورش در بسیط فرش از عرش برین آمد خدا را رحمت مخصوص نازل بر زمین آمد بعد ایشان فرمودند: این دیگر اشکال را برطرف می‌کند چرا که وجود مقدس حضرت زهرا (س) رحمت مخصوص الهی است. بنده در محضر اساتیدی که داشتم، شعر می‌گفتم و برایشان می‌خواندم آنها هم شعر می‌دانستند و شاعر بودند. روزی در مجلس یکی از اساتید منبر می‌رفتم و مسئله می‌گفتم، در کنار آن جمعیت استاد به من گفت: «نشد!». من احساس کردم که مسئله را اشتباه بیان کردم، گفتم آقا مسئله را اشتباه گفتم؟ گفتند: خیر، تو داری وضو می‌گیری آستین‌هایت را بزن بالا و عملاً بر منبر وضو بگیر تا مردم ببینند، یا وقتی احکام غسل می‌گویی روی پایت بایست و به همه نشان بده. سطحی نگو و برو. خیلی از این مطالب وجود دارد. کسی را که نمی‌خواهم نامی از او ببرم، کتابی علیه اهل‌بیت(ع) نوشته بود که خودش هم جزو سادات بود، حاج‌آقا میلانی جوابش را در اعلامیه بزرگ دادند، من این مطلب را شعری کردم و در جمعیت نزدیک ۲ هزار نفری بر منبر ایستادم و قبل از آنکه سخنرانی شروع شود شعر را خواندم. شعر اینگونه آغاز می‌شد که: این نکته شنو ز مکتب ایمانی در شان ائمه(ع) گفته‌ی میلانی بی‌واسطه مجرای فیوضات حق‌اند نسبت به جمیع عالم امکانی ... و الی آخر. خدا می‌داند وقتی شعر خوانی‌ام تمام شد و از منبر پایین آمدم، آیت‌الله میلانی به خاطر خواندن آن شعر لب‌های مرا بوسید. برای ماه محرم مداحان و مخاطبان و واعظان چه آمادگی‌هایی باید داشته باشد؟ در ماه محرم و صفر برنامه‌ها و دستوراتی داریم، بعضی‌ها مقتل را از کتاب می‌خوانند بعضی‌ها دهن می‌گیرند. مثلاً یک بنده خدایی در جلسه‌ای گفت: امام‌حسین(ع) صورت به صورت دو نفر گذاشت یکی علی‌اکبر(ع) بود و دیگری غلام سیاه. وقتی از منبر پایین آمد، به او گفتم: آن چیزی که من نمی‌دانم دلیل بر این نیست که نباشد ولی شما درک و فهم این گفته‌ای که عرض کردید در کدام منبع و کتاب دیدید؟ خدا می‌داند آمد به من گفت: من از دهن گرفتم. گفتم: امام‌حسین(ع) صورت به صورت غلام ترک که قاری قرآن بود، گذاشت. ببینید اگر راست بگوییم می‌توانیم از آن استفاده کنیم. چرا امام‌حسین(ع) صورت به صورت دیگر غلامان نگذاشت؟ زیرا غلامان زیادی در آنجا بودند از جمله غلام سیاه. برای اینکه این غلام ترک قاری قرآن بود و این موضوع می‌تواند اهمیت قرآن را بگوید. در آن زمان با صحیح بودن گفته‌ها می‌توان از اینجا به مجلس یزید هم گریزی بزند ولی وقتی دروغ بگوید، گریزهایش هم دروغ می‌شود. واعظ باید تاریخچه دهه عاشورا را بداند. باید بداند اول ماه، دوم ماه و سوم ماه یا قبل از محرم قافله‌ای که در راه بودند چه مصیبت و مشکلاتی داشتند باید تمام این موضوعات و اتفاقات را بداند و برای مردم توضیح دهد و روشنگری نماید. مثلا امام‌حسین(ع) در بین راه بود. کسی قد و بالای اهل‌بیت(ه) را که ندیده است، از اینجا می‌تواند به مجلسی که اسیر شدند گریز بزند. چون اگر تاریخ بخوانند می‌توانند با علم و یقین وارد شوند؛ مرو بی‌اذان موذن به مسجد که مهمان ناخوانده عزت ندارد اگر کسی نداند و بدون اطلاعات تاریخی وارد دهه عاشورا شود هم خودش را خراب می‌کند و هم افکار مردم را خراب می‌کند. لذا مداح یا واعظ باید قبل از محرم برای ورود به این ماه آمادگی کامل داشته باشد. مثل اینکه ما می خواهیم نماز بخوانیم مقدمه و آداب دارد، مقدمه‌اش این است که وضو بگیرم یا تیمم کنیم یا اگر غسل مهم است، غسل کنیم. مداحان باید کتاب‌های تاریخی و مقتل را مطالعه کند که با معلومات وارد ماه محرم شوند. غیر از اینکه خدا می‌داند ما هر وقت منبر می‌رفتیم، وضو می‌گرفتیم، بی‌وضو بالای منبر نمی‌رفتیم. همواره به یاد خدا بودیم. حال مداح باید قبل از محرم خودش را برای عزای امام‌حسین(ع) آماده کند. باید خالی الذهن از پول باشد این کار چون شغلش نباشد که وقتی داخل ماه محرم شد، بگوید: محرم این مقدار پول هم گیر ما آمد. این عمل برای شیطان است که خودش را آماده کند که برای پول روضه‌های دروغ بخواند ولی کسی که تقوا دارد و متقی است خودش را قبل از ماه محرم برای عاشورا آماده می‌کند. برای همین است که وقتی نماز می‌خوانیم وضو می‌گیریم، بی‌وضو که نمی‌توان نماز خواند. باید مقدمه نماز را که وضو و غسل است، انجام دهیم. مداح و سخنران باید متن گفته و سخنرانی خود را قبل از خواندن آماده کند و بخواند تا در محرم هر وقایعی را که اتفاق افتاده است، با شعر بازگو کند. درست است که بعضی‌ها دروغ می‌خوانند اما دروغ آنها اثر وضعی خودش را در جامعه می‌گذارد ولو اینکه اشکی بریزند. چون مردم نمی‌دانند که این دروغ می‌گوید. اینها واقعاً برای خود امام‌حسین (ع) گریه می‌کنند. مداحی هست که صدای خوبی دارد ولی استاد ندیده است، اما پیرمرد نوکر اباعبدالله داریم که صدایش می‌لرزد اما وقتی یا حسین می‌گوید مجلس به‌هم می‌ریزد. دلیل این تاثیر چیست؟ من که عرض کردم، یک فردی بود در هیئت می آمد ۳ بار «یا حسین» می‌گفت و از منبر پایین می‌آمد و مردم گریه می‌کردند و جان می‌دادند. این تقوا، خلوص و امام‌شناسی که فرد سخنران داراست، در سخنش اثر دارد. اگر تقوا نداشته باشد، گفته‌هایش اثر ندارد. در دعای ندبه آمده «و کلامکم نور» (کلام شما نور است) آنچه تاریخ صحیح باشد مداح بخواند آن کلام از قول امام(ع) برای مردم است و روشنگری آنان نور است. در بعضی از خانه‌ها که برای روضه می‌رفتیم، عده‌ای بلد نبودند و صوت نداشتند اما وقتی می‌خواندند همه گریه می‌کردند نه برای صوت و صدای آن، بلکه به خاطر تقوای آنان، مردم تحت تاثیر قرار می‌گرفتند. با این گفته‌ها اشک نعمت مهمی در فرهنگ دینی ما محسوب می‌شود؛ در روایتی از امام‌صادق(ع) هست که می‌فرمایند: "اگر ۳ بار ذکر «یا حسین» دلتان را لرزاند بدانید که شیعه ما هستید". چه‌کار کنیم که این نعمت نصیب ما شود؟ این موضوع بر دو قسم استوار است: یک، هدف اشک باشد دو، هدف اهل‌بیت(ع) باشد. اگر هدف اهل‌بیت(ع) باشد مصیبت را بخوانیم این اثر خوبی در قلب‌های مردم می‌گذارد. اگر هدف برای اشک و پول باشد، درست است که مردم گریه می‌کنند اما اثر خوبی ندارد. زیرا تقوا در آن نیست. بلکه هدف شغل می‌شود. اگر اشک از روی تقوا باشد اثرگذاری بیشتری در جامعه دارد. حال بعضی از آقایان که در جامعه شهرت پیدا کردند عده‌ای از آنان افراد خوبی هستند و متدین‌اند. عده‌ای هم هستند تدین ندارند و برای پول بالای منبر می‌روند. افرادی داریم که اسم نمی‌برم، نماز شبش قطع نمی‌شود و وقتی بالای منبر می‌رود و می‌خواند قلب را می‌لرزاند زیرا متدین است و تقوا دارد و وصل به خداست؛ زیرا ائمه و امام‌صادق(ع) می‌فرمایند: حدیث من از علی‌بن حسین(ع) از حسین‌بن علی(ع) از امیرالمومنین(ع) و پیامبر(ص) و از خود الله است، یعنی سخن من از پدرم سخن پدرم از پدرش و پدرش از جدش و از خداست یعنی وصل به وحی است؛ یعنی اگر من درست بخوانم و درست مطالعه کنم سخن‌هایم وصل به اهل‌بیت(ع) می‌شود و اهل بیت(ع) هم وصل به وحی الهی است. آنچه فرمودید مربوط به مداحان است، مخاطب چگونه باید خود را آماده کند؟ کسی که گناه و معصیت کرده، اشکش بر دو قسم است: زمانی در جلسه‌ای بودیم که در یک طرف خانم‌ها نشسته بودند و در طرف دیگر آقایان قرار گرفته بودند. در آن زمان حدیث یا مسئله‌ای می‌گفتم، خانم‌ها زیر چادر بافتنی می‌بافتند. وقتی مصیبت می‌گفتیم بافتنی را کنار می‌گذاشتند و گریه می‌کردند. پس سخن ما باید به گونه‌ای باشد که فرد را جذب کند و بافتنی را کنار بگذارد. بعضی‌ها بدون مطالعه سخنرانی می‌کنند، که هیچ اثری در مخاطب نخواهد گذاشت. زیرا فردی که در جلسه نشسته است قبل از مصیبت‌خوانی با کسی که در کنارش نشسته، صحبت می‌کند بعد از اینکه مداح وارد مصیبت می‌شود به آن فرد می‌گوید: باقی را بعد می‌گویم و دست خودش را بر پیشانی می‌گذارد. این گریه نیست حالت گریه یا همان «تباکی» است. درست است امام‌صادق (ع) فرمود: درباره ما اگر کسی اشکش جاری نمی‌شود تباکی کنند. اما این در صورتی است که قلبش با تباکی یکی باشد نه متناقض. آیا درست است که می‌گویند روضه در لحظه به ذهنم رسید و می‌خواهم بخوانم؟ در مجالس گاهی اول مداح می‌خواند گاهی اول منبری می‌خواند. بستگی به قلب و نیت‌ دارد، یک وقتی می‌خواهم قبلی را خرد کنم، یک چیزی می‌بافم و می‌گویم به ذهنم رسید. خدا حاج مقدس تهرانی را رحمت کند، روزی ایشان می‌خواستند بالای منبر بروند که قبل از آن آقایی بالای منبر رفته بود، بعد پای منبر حاج آقا نشست. حاج مقدس تهرانی به آن فرد فرمود: آقا بلند شو و برو. آن شخص اصرار داشت بنشیند، اما حاج آقا گفت: خیر برو. بالاخره آن فرد رفت. وقتی حاج آقا از منبر پایین آمد، از او پرسیدم: چرا او را بیرون کردید؟ گفت: برای اینکه اگر می‌خواندم، صدای گریه‌ها زیاد بود او خراب می‌شد و اگر هم صدای گریه کم بود بر علیه من خوشحال می‌شد. در اینجا تقوا خیلی دخالت دارد. بدبخت آن کسی که تقوا نداشت و عمری دم از امام حسین (ع) زد ولی دم مرگ هیچ چیز به دادش نمی‌رسد. حاج آقا در خانه خودتان هم روضه دارید؟ در خانه برای خودم می‌خوانم. بیشتر به چه کسانی متوسل می‌شوید؟ به دو بزرگوار بیشتر متوسل می‌شوم: حضرت‌محسن(ع) پسر حضرت زهرا(س) و دیگر عبدالله رضی در کربلا؛ آن طفل شیرخواری که تازه دادند دست امام که اذان در گوشش بگویند ولی تیر به حلقوم بچه آمد. این دو بزرگواران بیشتر من را منقلب می‌کنند. همیشه درود و صلواتی که می‌فرستم برای عبدالله(ع) و مادرش و حضرت محسن(ع) و مادرش حضرت زهرا(س) است. بعد از این دو بزرگواران به چهارده‌ معصوم(ع) متوسل می‌شوم؛ مخصوصاً به امام زمان(عج) خیلی ارادات دارم. از اهل‌بیت(ع) چه چیزهایی گرفتید؟ من در جوانی مبتلا به مرضی شدم و دکترها گفتند: باید عمل کنی! پول هم نداشتم! شب‌های سه‌شنبه هیئتی در محل خودمان داشتیم، وقتی می‌خواستند سینه‌زنی را شروع کنند با حالت بدی که داشتم وارد اتاق شدم. وقتی هیئت را شروع کردند از حضرت اباالفضل(ع) خواندند، من گریه کردم و گفتم: «آقا من نوکرم، نه پول دارم نه چیزی، اگر هم پول داشتم به شما کاری نداشتم، می‌رفتم عمل می‌کردم و پولش را هم می‌دادم. پس خودت به دادم برس!». من را به خانه بردند، وضو گرفتم و رو به قبله خوابیدم، طولی نکشید که دیدم در حرم حضرت‌ اباالفضل(ع) در کربلا هستم، آقای بلندبالایی از پشت ضریح آمد و فرمود چه می‌خواهی؟ بگو: دیدم یک کُره در جعبه شیشه‌ای به دستم داد، دیدم این کره گشت و گشت و روی مکه ایستاد! از خواب پریدم، دیدم آن درد دیگر نیست و به واسطه همان کرامت حضرت(ع) نزدیک ۷۰ سفر حج و عمره رفتم و یک سفر حج هم برای حضرت اباالفضل(ع) مُحرم شدم.


درباره دفاع متعصبانه میلانی از اربابان دلار به دست جشنواره‌ها سیرک حیوانی در غرب و تبلیغ آن از تلویزیون! رئیس جدید سازمان باید تکلیف افراد، برنامه ها و چنین مهمانانی را یک‌بار برای همیشه معلوم و مشخص کند که مخاطبان بدانند برنامه ای را که دارند مشاهده می کنند متعلق به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است یا شبکه معاند و ضد انقلاب!... در برنامه «هفت» و بر روی آنتن زنده رسانه ملی: دفاع متعصبانه میلانی از اربابان دلار به دست جشنواره‌ها پایگاه خبری انصارحزب الله: گاه با دیدن برخی برنامه های تلویزیون که در آنها علیه نظام و انقلاب و دین صحبت می‌شود، اگر آرم و لوگوی شبکه را نبینیم گمان می رود که نظاره‌گر شبکه بی بی سی ، صدای آمریکا یا دیگر شبکه های ماهواره‌ای هستیم. این برنامه «هفت» نیز با دعوت از برخی افراد معلوم الحال و خودباخته در مقابل هیمنه پوک اما متورم فرهنگ غربی ، خود زنی هایی می کند که اگر برنامه رسانه ملی جمهوری اسلامی نبود می‌شد گفت یکی از شبکه های ضد ایرانی اسلامی ماهواره ای است. برنامه جمعه شب ۹ آبان «هفت» با حضور تهمینه میلانی، یکی از کارگردان های شیفته فمینیسم و برابری جنسیتی؛ به صحنه لجن پراکنی بر علیه معتقدات و باورهای دینی و فرهنگی مردم شریف و مسلمان کشورمان گردید. او با تحقیر حیای زن مسلمان ایرانی و پرهیز ذاتی او از اختلاط در جمع مردان نامحرم، رفتار جامعه متدین را یک جمود در برابر مدرنیته معنا کرده و می‌ گوید: «ما سنت هایی داریم که دلایل وجودی شان از بین رفته است. اینکه زن را مخفی می‌کنند. خیلی از خانواده‌ها در خیلی از شهرستان ها یا حتی در همین تهران هم این کار را می‌کنند. اینها هیچ کدام نمی‌دانند دلیل اینکه زن مخفی می شده چه بوده است. دلایلش خیلی علمی و درست بوده است. زمانی بوده که تاتار، مغول و قوم های دیگر حمله می‌کردند و آذوقه را می بردند. زن را می بردند برای کنیزی، بچه ها را می‌بردند برای غلامی. بیشتر ساختمان های ما بخصوص در زنجان اگر تشریف ببرید می بینید که دیوارهای دو پوسته وجود دارد. و موقع حمله، زن و بچه و آذوقه را در میان دیوار می گذاشتند تا بتوانند یک سال دیگر با آن زندگی کنند. این شکل شیوه جنگ عوض شد. الان بمب می اندازند روی سر مردم ولی هنوز آن شیوه ادامه پیدا کرد. یعنی خیلی ها هنوز زن و بچه شان را مخفی می‌کنند. دلایل وجودی اش از بین رفت ولی خود این هنوز مانده است.» این کارگردان زن با این اظهارات فرو دستانه و سخیفش که نشان از سطح فکر و اندیشه اش دارد که نقش تببین کننده شیدایی او نسبت به تفکر غرب بخصوص در حوزه نگاه به زن را دارد ، شاید گمان کرده هنوز در منهتن و خیابانهای سرشار از صحنه های زننده و حیوانی آنجا تنفس می کند و قرار است درباره همپالکی های خودش حرف بزند که چنین عبارتهایی را بر زبان جاری کرد. درجای دیگری از این برنامه که تبدیل به جولانگاه شبه روشنفکران سینه چاک غرب شده است با ادامه دادن به سقوط در منجلاب و متعفن تفکراتش می گوید::«فیلم سیاه بی معنی است. من فیلمسازم و کار خودم را دارم می کنم. فیلم سازی هست که می‌خواهد فیلم اجتماعی سیاه بسازد. بگذارید بسازد. چرا فکر می‌کنید فستیوال ها از ما استفاده یا سوء استفاده می‌کنند. من اصلا با این حرف کاملا مخالفم. مگر بیکارند که به ما توجه کنند. برای چی اینقدر دشمن می‌پرورانیم. من با این کلمه دشمن مشکل بسیار جدی دارم. شما می‌دونید اساس این‌که ما اینقدر دشمن خیالی می‌سازیم چیه؟ ما دائما در رسانه می‌گوییم فرهنگ غربی به ما حمله کرد. دشمن منتظر است از ما آتو بگیرد و اینها. حالا اگر دشمن بفهمد ما چند تا ایدزی داریم در جامعه چه استفاده ای از این می‌کند؟... بعد می گویند غربیها نمی گذارند ما درست زندگی بکنیم. آیا غربی ها به شما می‌گویند شما با خانم تان درست صحبت نکنید؟ میگ‌ویند دندان تان را مسواک نزنید؟ می‌گویند حمام نکنید؟ می‌گویند زبان آلمانی یاد نگیرید؟ می گویند در شغل تان رشد نکنید؟ ببینید اینها همه افسانه است. من نمی‌دانم چرا دائما این نگرش را در جامعه باب می‌کنند.... من مشکل جدی با کلمه آبرو دارم. آبرو روزگار ما را سیاه کرده است» هر چند این خانم مستظهر به دلارهای غربی حرفی از برهنگی ، زن بارگی ، ترویج فاحشه گری و بردگی مدرن جنسی موجود در غرب که حتي خود غربی ها نیز منکر آن نیستند نمی زند ؛ اما به معنای واقعی کلمه مزدور و سرسپرده بودن به یک تفکر و جبهه ضد اسلامی ایرانی را در حد اعلا درجه خود به منصه ظهور و برو گذاشته است. شاید متبحر ترین لفاظان و حرافان غربی نیز نتوانند به این خوبی از دنیا یا به کلام دقیقتر سیرک حیوانی که به اسم آزادی در غرب به راه انداخته اند ، تبلیغ بکنند! دو نکته اینجا تذکارشان محل توجه و تدقیق است، اول اینکه رئیس جدید سازمان باید تکلیف افراد، برنامه ها و چنین مهمانانی را یک‌بار برای همیشه معلوم و مشخص کند که مخاطبان بدانند برنامه ای را که دارند مشاهده می کنند متعلق به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است یا شبکه معاند و ضد انقلاب! نکته دوم اینکه خانم میلانی به خوبی می داند که در اتوپیای متظاهر و غربی اش می توان تنها با چند دلار یک زن را خریداری کرد و او را به بردگی جنسی گرفت! به نظرم همین یک مورد که خود غربی ها نیز منکر آن نیستند برای تمام جنگولک بازی های او بر روی آنتن زنده کافی باشد. حتما خود خانم میلانی نیز زیاد مایل نیست ابعاد واقعی و حقیقی دیگری از کیفیت زندگی حیوانی غرب گفته شود چه اینکه خود ایشان مفتخر به زندگی در چنین محیطی هست! منبع:هفته‌نامه یالثارات الحسین(ع)


مونته سوری در ایران وجود دارد یا نه؟! خطرناک‌ترین آموزه‌های انحرافی غربی در مهدهای کودک هیچ کدام از «مراکز تربیت مربی مونته سوری» در کشور تاکنون تعطیل نشده و دوره‌های برخی از این موسسات تا دی ماه سال جاری نیز پر شده است. عضو گیری به صورت آزاد در فضای مجازی، در قالب سایت‌های اینترنتی در حال انجام است... پایگاه خبری انصارحزب الله - گزارش جدید و تکان‌دهنده این شماره در حوزه مهدکودک‌ها را با اجابت درخواست سازمان بهزیستی کل کشور آغاز می‌کنیم. «همایون هاشمی» رئیس سازمان بهزیستی، پس از افشای جریان مرموز و علنی بروز یافته در مجموعه بزرگی از مهدهای کودک کشور؛ با اشاره به اینکه تاکنون آموزش مونته سوری در مهدهای کودک برگزار نشده است (!) به باشگاه خبرنگاران جوان گفته بود: «بر خلاف گزارش سایت‌ها و روزنامه‌ها، آموزش مونته سوری (آوازه‌خوانی، رقص مختلط) در مهدهای کودک وجود ندارد و شهروندان در صورت مشاهده می‌توانند به مسئولان گزارش دهند تا برخورد قانونی با این تخلف انجام شود. وی افزود: از ابتدای مهر امسال ۷ مهد کودک نه به دلیل تخلفات آموزشی، بلکه به دلیل تخلفات ساختمانی، عدم رعایت بهداشت در استان‌ها تعطیل شده است. رئیس سازمان بهزیستی تاکید کرد: همکاری لازم با ستاد اقامه نماز انجام شده و تمام ظرفیت‌های خود را به کار بسته‌ایم تا به صورت جدی و در صورت مشاهده با این تخلف در مهدهای کودک برخورد کنیم. هاشمی خاطر نشان کرد: «تخلف شاید به صورت مقطعی در برخی مهدهای کودک وجود داشته باشد اما اجازه ادامه تخلف را به صورت دائمی در مهدهای کودک نمی‌دهیم و در صورت مشاهده با این تخلف برخورد می‌کنیم.» جهت اطلاع آقای رئیس! در پاسخ به فراخوان رئیس محترم سازمان بهزیستی باید گفت که دست کم سه مرکز مهم به صورت رسمی به تربیت مربی مهدکودک با روش آموزشی مونته سوری در کشور اشتغال دارند. بنا بر اطلاعات به دست آمده در گفت وگو با برخی از مدیران این مراکز، مدیران بهزیستی از ارتباطات بسیار خوبی با موسسات مذکور برخوردار بوده و تنها پس از انتشار خبر ویژه «کشف دیرهنگام مونته سوری» در روزنامه، از جانب بهزیستی و برخی از مراکز حوزوی با تذکری نه چندان جدی مواجه شده‌اند. آنچه مهم می‌نماید ذکر این نکته است که هیچ کدام از «مراکز تربیت مربی مونته سوری» در کشور تاکنون تعطیل نشده و دوره‌های برخی از این موسسات تا دی ماه سال جاری نیز پر شده است. عضو گیری به صورت آزاد در فضای مجازی، در قالب سایت‌های اینترنتی در حال انجام است اما بنا بر متن خبر منتشر شده، ریاست سازمان بهزیستی به عنوان ناظر بر سیستم مذکور در انتظار تماس‌های مردمی برای گزارش تخلفات است! ۱-مجتمع آموزشی مهدوی: مرکز مذکور مدعی تاسیس اولین پیش دبستانی مونته سوری در سال ۱۳۸۳ است. ارائه مدرک تربیت مربی مونته سوری در مجتمع مهدوی با ارائه مدرک از مرکز مونته سوری تورنتو (TMI) صورت می‌گیرد. زنی به نام «وندی آگنیو» از مربیان بین‌المللی مونته سوری در سفر به ایران آموزش مربیان این مرکز را عهده‌دار بوده است. مروری کوتاه در اسناد منتشر شده توسط این مرکز از فعال بودن مجتمع مذکور در امر آموزش مونته سوری خبر می‌دهد. به نحوی که هم اکنون مدارک ارائه شده توسط این مرکز و موارد مشابه به عنوان رزومه کاری در دفتر کار مدیران بسیاری از مهدهای کودک کشور به صورت رسمی قابل مشاهده است. ۲- مرکز آموزشی جواهری برای فردا: این مجموعه مدعی است اولین مرکز آموزش تربیت مربی مونته سوری در کشور به شمار می‌رود. مدارک ارائه شده در این موسسه از مرکز مونته سوری کانادا (CMTI) ارائه می‌گردد. در سایت موسسه جواهری برای فردا ذکر شده که برگزاری امتحانات دوره‌های مونته سوری به زبان انگلیسی یا فرانسه صورت می‌گیرد و در صورت مسلط نبودن داوطلبین به زبان خارجی، امتحانات با حضور مترجمین معتمد مرکز برگزار خواهد شد. ۳- موسسه نام آوران آموزش فردا: این موسسه نماینده کالج SEGI مالزی است و از مرکز مونته سوری انگلیس (MCI) مدرک پایان دوره را ارائه می‌دهد. فردی به نام «یدالله سعیدنیا» کوتاه‌ترین دوره تربیت مربی مونته سوری را برگزار می‌کند. وی در توصیف خود می‌گوید: » از سال ۱۳۷۴ مطالعه روی روش مونته سوری را آغاز کردم. در سال ۲۰۰۷ در کنار تحصیل در دانشگاه یو ام در مالزی در رشته دکترای آموزش، یک کورس تحصیلی مونته سوری در دانشگاه SEGI مالزی گذراندم. این دانشگاه نماینده رسمی موسسه ام سی آی انگلیس است و کلیه دوره‌های مونته سوری را با تایید و نظارت آن انجام می‌دهد. در سال ۱۳۸۶ با امضای تفاهم نامه با این دانشگاه، اجرای کارگاه‌های مونته سوری در ایران با حضور اساتید این دانشگاه آغاز شد. دوره اول و دوم با همکاری مجتمع مفید اجرا شد. دو کارگاه دیگر با همکاری موسسه مرآت تشکیل شد. متاسفانه از سال ۸۸ به دلیل مسایل سیاسی و تغییرات قیمت دلار امکان اجرای این کارگاه‌ها از میان رفت.» جالب توجه است که «دنیل جوتراس» مربی مرکز جواهری برای فردا نیز پس از فتنه ۸۸ حاضر به حضور در ایران نشد و پس‌از آن دوره‌های این مرکز به صورت «آنلاین» برگزار می‌شود. هزینه برگزاری دوره‌های مذکور از ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان متغیر است و مکان برگزاری دوره‌ها نیز در تمامی آگهی‌های منتشر شده در فضای مجازی درج شده است. ضعف ساختاری حوزه آموزش تجارت در فضای آموزشی کشور در شرایطی که مراکز مدیریتی دولتی از ضعف ساختاری در حیطه عمل به وظایف خود رنج می‌برند، به رویه هوشمندانه‌ای تبدیل شده است و در این میان نمی‌توان مدیران مراکز مذکور را سرزنش کرد. چرا که در حقیقت به جز سیستم‌های متناظر بر رفرنس‌های تربیت کودک غربی متاسفانه «نظام آموزشی بومی» برای ارائه در مهدهای کودک وجود ندارد. هر چند نمی‌توان از تلاش‌های گسترده و سازمان یافته مجموعه نهادهای بین‌المللی از جمله یونسکو در ترویج روش تربیتی فرویدی «مونته سوری» در کشورمان غافل شد. بدیهی است هیچ عقل سلیمی نمی‌پذیرد که حتی امور خیریه و خداپسندانه، بدون صرف هزینه فراوان از جانب مدیریتی واحد به صورت «خودجوش» در فاصله‌ای کوتاه تا این حد در کشور پهناوری همچون ایران همه گیر نمی‌شوند چه رسد به روش آموزش مونته سوری که هم اکنون در روستامهدهای دور افتاده‌ترین شهرستان‌های کشور نیز تدریس می‌شود! به این ترتیب بهزیستی هرگز نمی‌تواند منکر اطلاع از برگزاری چنین دوره‌های گسترده‌ای در طول ۱۰ سال گذشته در زیرمجموعه خود شود. به جای چاره اندیشی! در برابر این شواهد آشکار و تکان‌دهنده که به سادگی در فضای مجازی قابل دسترسی است و سال هاست روح و جان فرزندان معصوم ما را به خطرناک‌ترین آموزه‌های انحرافی غربی می‌آلاید، سازمان بهزیستی به جای برخورد مسئولانه با موضوع، با ارسال جوابیه‌ای مقالات و گزارس‌های پیشین کیهان را رد کرده و منکر چنین مسائلی شده است! پاسخ بخشی از آن جوابیه را خوانده اید اما برای پاسخگویی به سایر موارد مطرح شده از جانب مدیران بهزیستی لازم است سطور جوابیه بهزیستی را مرور کنیم: ۱-«ادعای نویسنده محترم مبنی بر آموزش رقص، مسائل جنسی و هواداری از فرق ضاله و همجنس گرایی در بزرگ‌ترین مجموعه همکار غیردولتی این سازمان که مطمئنا فاقد استنادات متقن و احتجاجات معقول است خود مایه تشویش افکار عمومی و نگرانی خانواده هاست. بدیهی است در صورت عدم ارائه مستندات قانونی از ناحیه آن جریده محترم موضوع از طریق مجاری قضایی قابل پیگیری است. ۲- بی‌اطلاعی نگارنده محترم از ساز و کار اخذ مجوز فعالیت برای مهدکودک مایه تاسف است زیرا که به استناد نظامات اداری مصوب موجود کلیه مدیران مسئول، مدیران داخلی و حتی مدیران مهدکودک از طریق سیستم گزینش دولتی بررسی صلاحیت می‌شوند. ۳- برخورد با مهدکودک‌های متخلف از وظایف قانونی این سازمان است و حسب مستندات موجود علاوه بر اخطار به تعدادی از مهدهای کودک کشور که بعضا تخلفاتی مرتکب شده‌اند، در اسرع وقت و با فوریت با آنها برخورد قانونی شده است. ۴- ایراد نویسنده محترم مبنی بر اینکه اقلیت‌های دینی پذیرفته شده در قانون اساسی تنها می‌توانند اقدام به پذیرش کودکان غیرمسلمان نمایند تامل برانگیز است زیرا براساس اصل سیزدهم قانون اساسی اقلیت‌های دینی شناخته شده در حدود قانون در تعلیمات دینی خود آزادند بر طبق آئین خود عمل نمایند. ۵- اتهام بهائیت به مجموعه بزرگی از مهدهای کودک به واسطه فعالیت شبکه الکترونیکی بهزیستی و سکولار خواندن اساتید دانشکده بهزیستی جفا و اتهامی نابخشودنی است . ۶- نگارنده محترم «آموزش برای صلح» را ضد ارزش دانسته و با انزجار از این نوع آموزش یاد کرده است غافل از اینکه اسلام دین صلح و رحمت است و اصولی‌ترین ارزش در دین اسلام صلح است و آنان که قرائت داعشی از دین اسلام دارند در قاموس دین مبین اسلام و این نظام جایی ندارند چه رسد به عرصه نظام بین المللی. ۷- در پایان ضمن استقبال از نقد سازنده و راهگشا ضمن درخواست ارائه کلیه مستندات ادعایی آن جریده محترم تقاضا دارد نشستی تخصصی با هیئت تحریریه آن جریده برگزار، ابهامات موجود مرتفع و از دل نگرانی‌های مردم کاسته شود. پاسخ کیهان مهم‌ترین و جالب‌ترین نکته در جوابیه ارسالی از جانب بهزیستی عدم تطابق صدر و ذیل آن با یکدیگر است. اگر بهزیستی بنا بر بند یک جوابیه از فقدان استنادات متقن و احتجاجات معقول کیهان اطمینان دارد چرا در ذیل بند هفت خواهان ارائه کلیه مستندات و برگزاری نشست تخصصی با تحریریه روزنامه شده است؟! عجیب‌تر آن که کیهان پیش‌از درخواست بهزیستی خواهان برگزاری جلسه مذکور بود که تاکنون پاسخی از جانب مدیران این سازمان دریافت نکرده است! درخصوص ساز و کار گزینش مربیان و مدیران مهدهای کودک در گزارش کیهان، عینا به متن آیین نامه بهزیستی استناد شده است و در این زمینه باید پرسید آیا اعتراض این سازمان به متن آیین نامه منتشره می‌باشد؟! درخصوص استناد بهزیستی به اصل سیزدهم قانون اساسی با موضوع اقلیت‌های دینی لازم به ذکر است که این موضوع هیچ ارتباطی با امکان دهی به مدیران سیستم جهانی یونسکو برای نقش آفرینی در حیطه آموزش نسل آینده ساز کشور حساس و مهمی همچون ایران ندارد. علاوه بر آن فرقه ضاله بهائیت، یک حزب سیاسی ساخته انگلیس است و کوچک‌ترین ارتباطی با ادیان آسمانی و محترم شمرده شده در قانون اساسی ندارد. در خصوص فعالیت مجموعه مهدکودک‌های فاقد مجوز فعال در حوزه ترویج مسیحیت در کشور و تیم‌های زنان بهائی دستگیر شده تحت عنوان «فعالین حقوق کودک» در روستاها و شهرستان‌های مختلف کشور نیز به مدیران سازمان بهزیستی پیشنهاد می‌کنیم جلسه‌ای با کارشناسان اطلاعاتی کشور برگزار کنند. هر چند پرسش و تحقیق ارتباط گیری حداقلی سازمان بهزیستی به عنوان ناظر سیستم با والدین کودکانی که به برگزاری «جشن کریسمس» و «مراسم هالووین» و «بالماسکه» و آموزش اجباری «رقص باله«، «مراسم شرم آور و غیرقابل تشریح شب به یاد ماندنی» و «آموزش کیهانی مونته سوری» معترض بوده‌اند و حتی مروری کوتاه بر اخبار رسمی منتشر شده در این حوزه در رسانه‌ها، کفایت می‌کرد. تلاش برای تحریک مدیران شبکه الکترونیک مهدهای کودک در شرایطی که کیهان زیرساخت ارتباطی مذکور را «مفید» و «آینده نگرانه» توصیف کرده است حقیقتا حرکتی غیراخلاقی محسوب می‌شود. خصوصا اینکه به واسطه ورود به‌موقع مدیران شبکه مذکور، بلافاصله پس از انتشار خبر کیهان، بخش‌هایی از این سیستم که متناظر بر مفاهیم مشکوک و آموزش صلح بود از دسترس خارج شد و این موضوع خود نشانه‌ای از تعهد مدیران سامانه مذکور است. اهمیت این سیستم در امکان ارتباطی بی‌نظیر آن است به نحوی که هم‌اکنون به واسطه اتصال به شبکه «EMAHD» دسترسی به مفاهیم منتشر شده در سایت هر یک از مهدهای کودک کشور، برای سایرین مقدور است. هر چند شوربختانه باید گفت در اثر کم کاری‌های مسئولان بهزیستی در تدوین دکترین ایرانی- اسلامی، همین سامانه در همه گیری جزوات مونته سوری در کشور تاثیر به سزایی داشته است. در حقیقت همه انتقادات وارده در این حوزه متوجه «سازمان بهزیستی» است چرا که با غفلت از تبیین جزوات آموزشی متناظر بر فرهنگ ایرانی- اسلامی و یاری طلبیدن از حوزه و دانشگاه و نهادهای مهمی همچون «شورای عالی انقلاب فرهنگی» راه را بر همه‌گیری فرویدیسم مونته سوری باز گذارده است. علاوه بر آن انعقاد قرارداد شبکه مذکور با یونسکو نیز موضوعی است که باید توسط سازمان بهزیستی پیگیری می‌شد چرا که نفس چنین همکاری‌هایی طبیعتا دارای منافعی برای طرف خارجی است، در حالی که شرکت مذکور به تنهایی برای اتخاذ چنین تصمیماتی، از پتانسیل علمی، اطلاعاتی و جامع نگرانه‌ای برخوردار نیست. درخصوص «آموزش صلح و حل تعارض» به عنوان اصل هفتم روش آموزش تئوسوفیستی مونته سوری و برنامه جهانی سازمان ملل، لازم به ذکر است که مفاهیم مذکور توسط اربابان تروریست‌های داعش و مدیران تبیین‌کننده «نظم نوین صهیونیستی» در جهان تهیه و تنظیم شده است! خلط واقعیات موجود با تمسک به «مفاهیم و آموزه‌های اسلامی» موضوعی است که عزم بهزیستی در برخورد با انحرافات و آموزه‌های ضد اسلامی را دچار خدشه تئوریک می‌سازد و نشان می‌دهد که عده‌ای به جای تلاش برای حل مشکل به ساده‌ترین روش یعنی پاک کردن صورت مسئله روی آورده‌اند. در حال حاضر به واسطه طرح «آموزش صلح و حل تعارض» در سرزمین‌های اشغالی، مجموعه کتب درسی، داستانی و تاریخی کودکان فلسطینی تحریف شده است در حالی که سیستم آموزشی یهودیان اشغالگر فلسطین مملو از مفاهیم «نفرت افزایی» همچون «عرب ستیزی» و «نژادپرستی» است. ۱۰۰ سال تلاش سرشار! برای اطلاع مدیران سازمان بهزیستی ذکر این نکته الزامی است که هم اکنون مدیریت بخشی از مجموعه سازمان‌های مردم نهاد مروج «فرهنگ صلح» در مهدهای کودک و برخی مدارس کشور بر عهده گروه بدنامی از شاگردان مدیران دوره پهلوی است که نویسنده بزرگ کشورمان «محمدرضا سرشار» در سال ۱۳۶۷ در قالب کتاب «بیست سال تلاش» ماهیت آنها را افشا کرده بود. اکنون این نگرانی وجود دارد که نوه – نتیجه‌های امثال آقای سرشار ناچار شوند در سال‌های آتی کتاب‌هایی مشابه درخصوص فعالیت نسل‌های بعدی همین گروه، تحت عنوان «۱۰۰ سال تلاش!» منتشر کنند. چرا که ظاهرا نهادهای ناظر در جمهوری اسلامی ایران از دقت کافی در پایش عملکرد نهادهایی که آشکارا بر ضد اهداف انقلاب و اسلام تحت عناوین قابل تاملی همچون «صلح» و «حقوق کودکان» فعالیت می‌کنند برخوردار نیستند! خداپسندانه‌تر است اگر اندکی فارغ از درگیری‌های بیهوده برآمده از حس قبیله گرایی به آینده ایران بیندیشیم. آینده‌ای که رقم زدن آن حق طبیعی «فرزندان انقلاب» است نه مجموعه سازمان‌های بین‌المللی که هم اکنون مشتاقانه در صف پیش خرید اختیارات نهادهای حاکمیتی به نام «خصوصی سازی» و دخالت دادن «مردم» در امر آموزش(!) ایستاده‌اند. اغلب پدران و مادران نگران فعلی که از قدرت کنترل آنچه به کودکان شان در مهدهای کودک و برخی مدارس غیردولتی آموزش داده می‌شود، برخوردار نیستند حتی با شرح وظایف یونسکو به عنوان نهادی که متولی «آموزش همگانی جهانی» است نیز آشنایی ندارند. این وظیفه حاکمیت است که با نظام‌سازی دقیق، محیطی امن و کم دغدغه را برای شهروندان خود فراهم سازد. لطفا از این وظیفه مهم شانه خالی نکنید! منبع:کیهان


نامه دبیران فرهنگی انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های کشور به وزیر فرهنگ: آقای‌جنتی عملکردتان بسیار نگران‌کننده وسوال‌برانگیز است کمکی به جریان غیرمتعهد انقلاب نکنید دبیران فرهنگی انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های کشور با صدور نامه‌ای خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه هیچگونه کمکی به جریان غیرمتعهد انقلاب نکنید، عنوان کردند: سیاست و برنامه شما برای حمایت از آثار متعهد فاخر و ارزشمند سینما چیست؟ به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، دبیران فرهنگی انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های کشور با صدور نامه‌ای خطاب به جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کردند: سیاست و برنامه شما برای حمایت از آثار متعهد فاخر و ارزشمند سینما چیست؟ و در صحنه جنگ نرم که خود بیان می‌کنید بدان معتقدید صرف این میزان نیرو و هزینه برای فیلم‌های «چون قصه‌ها»، «عصبانی نیستم» و «خانه پدری» چه توجیهی عقلانی می‌تواند داشته باشد؟ متن نامه به شرح ذیل است: «جناب آقای جنتی وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی سلام علیکم در این روزها که اخبار مربوط به اکران برخی فیلم های مسئله دار در خبرگزاری ها در حال گردش است، نگرانی از رویکرد جنابعالی در صحنه مدیریت فرهنگی علی‌الخصوص سینما ما را بر آن داشت که نکاتی را به جنابتان متذکر شویم که البته شما بهتر از ما بدان آگاهید. در باب اهمیت فرهنگ باید یادآور شویم فرهنگ یک جامعه، اساس هویت آن جامعه است. در مهندسی فرهنگ همه انواع فرهنگ باید مهندسی شوند. انواع فرهنگ عبارتند از فرهنگ ملی، فرهنگ عمومی، فرهنگ تخصصی، فرهنگ سازمان. قطعا خوب می‌دانید که مقصود ما از فرهنگ؛ فرهنگ انقلابی و اسلامی است؛ فرهنگی که وامدار مجاهدت های عظیمی چون واقعه کربلاست. در طی تاریخ هزار و ۴۰۰ ساله اسلام، آزادگان بسیاری بر سر حفظ این مکتب و فرهنگ از تمام هستی خویش گذشته اند و در حال حاضر نیز این مسیر بی‌نیاز از تیزبینی و مدیریت متعهدانه مسئولان و مجاهدت و تلاش بی وقفه فعالین حوزه فرهنگ نیست. قطعا به ما حق می‌دهید در این مسیر بیش از همه از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی توقع مدیریتی عالمانه و متعهد به جبهه انقلاب اسلامی را داشته باشیم که دشمن در جبهه باطل خود سخت و با انگیزه در تلاش است. و اما سینما به عنوان یکی از مهمترین ابزارها در جریان سازی در عرصه فرهنگ ملی و هدایت افکار عمومی توسط مکاتب و جریان‌های فکری در حال بکارگیری است. تا جایی که رئیس جمهور آمریکا شخصا سفارش ساخت فیلمی چون «آرگو» را می‌دهد و «آلن ایر» سخنگوی فارسی‌زبان وزارت خارجه آمریکا در پیامی اعطای جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره ونیز به فیلم سراسر سیاه نمایی «قصه‌ها» را تبریک می‌گوید. نیازی به گفتن نیست که یکی از مهم‌ترین و کلیدی‌ترین ابزارهای آمریکا برای صدور سبک زندگی غربی به کشورهای دیگر سینماست. حال سوال اینجاست که برنامه وزارت فرهنگ و ارشاد در حوزه فرهنگ ایران اسلامی چیست و قرار است وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به کدام سو حرکت کند و خادم کدام جبهه باشد؟ قطعا پاسخ مشخص است. ما هیچگاه به خودمان اجازه نمی‌دهیم که گمان کنیم خدای نکرده شما میل به یاری نکردن جبهه فرهنگ اسلامی داشته باشید چه رسد به لطمه زدن به آن. اما جناب آقای جنتی عملکرد دور از انتظار جنابعالی برای ما بسیار نگران کننده و سوال برانگیز است. به خاطر بیاورید جمله مقام معظم رهبری را که فرمودند «اجازه حمایت از جبهه غیر متعهد به انقلاب را ندارید» اما چگونه است که ما شاهد حمایت سفت و سخت شما و گروه مدیریتی‌تان از اکران فیلم هایی هستیم که اتفاقا مقامات آمریکای هم ساخت این فیلم ها را اتفاق مبارکی می‌دانند و سخن گوی فارسی زبان کاخ سفید برای کارگردان ایرانی فیلم پیام تبریک می فرستد. شما پشت چه فیلمی ایستاده اید و از آن دفاع می‌کنید؛ آیا «قصه‌ها» و «عصبانی نیستم» فیلم‌های هستند که به لحاظ فنی و محتوای و ساختار در سطح بالای قرار دارند؟ و قرار است خدمتی به فرهنگ ملت و سینمای ایران بکنند؟ کافی است کمی سواد سینما داشته باشیم تا دریابیم در «قصه‌ها» قصه مرده است و شما داستانی نمی‌بینید. برخلاف ادعای کارگردان بر اجتماعی بودن «قصه‌ها» ما فقط یک اثر سیاسی به بن بست رسیده، فاقد کارکرد اجتماعی را می‌بینیم که نه تنها قادر به ارائه تعریف درست از جامعه ایران و دردهایش نیست حتی راه حلی برای دردهای مصنوعی که نشان می‌دهد هم ندارد. «عصبانی نیستم» فقط عصبانی است در دورانی که تلاش ما اتحاد و یکپارچگی و همدلی در جامعه است بر طبل افراط و عصبیت می‌کوبد و در تلاشی مضحک تمام سعی خود را برای شکستن تابوهای اخلاقی فرهنگ و سینما به کار می گیرد و تلاش غیر قابل انکار هر دو فیلم در رفت و برگشتی مداوم به سال ۸۸ بیانگر غلبه عمیق سیاست بر دغدغه های اجتماعی سازندگان این فیلم‌ها است. آقای جنتی؛ همان گونه که قبل‌تر گفته شد از شما انتظار می‌رود هیچگونه کمکی به جریان غیر متعهد به انقلاب نکنید اما سوال اینجاست با چه منطقی سازمان سینمای تمام توان خود را برای صدور مجوز اکران فیلم های مذکور به کار می‌برد در حالی که بسیارند آثاری که با وجود ساختار و روایت بسیار عالی و نزدیکی مفهومی فوق‌العاده به فرهنگ جامعه نادیده گرفته می‌شوند و اقدام مورد انتظار از مسئولین فرهنگی برای حمایت از آنان هیچگاه صورت نمی‌گیرد و فیلمی چون آرایش غلیظ در بی‌مهری رسانه‌های سیاست زده اکران می‌شود در حالی که هر روز تیتری تازه برای اثر بی فروغی چون قصه‌ها دارند. وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ سوالمان را این بار جزئی‌تر می‌پرسیم. سیاست و برنامه شما برای حمایت از آثار متعهد فاخر و ارزشمند سینما چیست؟ و در صحنه جنگ نرم که خود بیان می‌کنید بدان معتقدید صرف این میزان نیرو و هزینه برای فیلم‌های «چون قصه‌ها»، «عصبانی نیستم» و «خانه پدری» چه توجیهی عقلانی می‌تواند داشته باشد؟ قطعا ما منتظر دیدن پاسخ سوالتمان در عملکرد شما هستیم نه صرفا در کلامتان.»


ترسناک ترین چهره «قاسم سلیمانی» برای «شیطان بزرگ»+عکس
 
غربی ها و خصوصا یانکی ها، درست همین چهره‌ی «حاج قاسم» را نمی شناسند و به همین برایشان مرموز و رعب انگیز است. برای کابوی های آمریکایی، مصداق فرمانده نظامی، یا «ژنرال رومل» است یا «ژنرال آیزنهاور».

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله به نقل از مشرق، «قاسم سلیمانی» در اسفند ماه سال ۱۳۳۵ شمسی، در روستای «قنات ملک» از توابع «رابر» در استان کرمان متولد شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به سپاه پاسداران ملحق شد و به مشیت الهی، پس از طی ۳۰ سال زندگی جهادی، نامش در صدر فهرست دشمنان «شیطان بزرگ» قرار گرفت. 

تا پنج سال قبل، کم‌تر سیاستمدار و نظامی غربی بود که نام «قاسم سلیمانی» را شنیده باشد اما جنگِ طولانی در «سوریه» و منازعاتِ «عراق»، شهرت این فرمانده ی ۵۷ ساله را عالم‌گیر کرد. حالا غربی ها، با کابوسی متفاوت از خیال پردازی های هالیوودی مواجه بودند که هم مورد نفرتشان بود و هم چاره ای جز تحسینش نداشتند. «جان مگوایر» افسر سابق سازمان سیا در عراق می‌گوید «او قوی‌ترین مأمور مخفی در خاورمیانه است ... و هیچ‌کس او را نمی‌شناسد.». 
اما ما، حاج قاسم را می شناسیم.
 
او هم‌رزم خاکی و بی ادعای «حاج همت»، «مهدی باکری» و «علی هاشمی» است. سردارانی که در اذهان مردم ایران، خلق و خویشان، تنه به تنه فرشته‌گان می زند و در مرز اسطوره‌گی قرار دارند. سردارنی که در حافظه ی تاریخی ملت مسلمان ایران، نامشان با «جهاد اکبر» بیشتر از «جهاد اصغر» پیوند خورده است. 

«حاج قاسم» برای ایرانیان، از همان زمره و یادگار آنان به شمار می رود و به همین دلیل، طی چند سال گذشته، به شخصیتی ملی تبدیل شده است. 

غربی ها و خصوصا یانکی ها، درست همین چهره‌ی «حاج قاسم» را نمی شناسند و به همین برایشان مرموز و رعب انگیز است. برای کابوی های آمریکایی، مصداق فرمانده نظامی، یا «ژنرال رومل» است یا «ژنرال آیزنهاور». این دو به لحاظ الگوهای نظامی تفاوت زیادی با هم ندارند، به جز آن که جبهه هایشان متفاوت است.
 
اما «قاسم سلیمانی» با نبوغ نظامی حیرت انگیزش، زمانی که دست به سوی آسمان بلند می کند و به نماز می ایستد، از تمامی ژنرال های شناخته شده‌ی تاریخ نظامی گری مدرن، متمایز می شود. در منطق کابوی ها، او هیچ تعریفی ندارد. انگار که از دنیایی دیگر آمده است. او یک وحشتِ محض و یک کابوس است. باید «بتمن» و «سوپرمن» و «اسپایدرمن» به جنگش بروند. آن ها هم که اوهامی بیش نیستند.
 
و این جا است که آینده ی تاریخ، به گونه ای متفاوت از تمامی محاسبات، ورق می خورد. آینده ای که بنده گی و نماز، اصلی ترین استراتژی نظامی خواهد بود. البته هستند بسیاری که این جملات را شعاری و تبلیغاتی خواهند دانست اما چه باک؟ بگذار هر چه می خواهند بگویند و ببافند کنند. تا این جای کار، این سردار نمازخوانِ ما بوده است که پوزه شیطان را با همه ناوگان و شکوه آهنینش، به خاک مالیده. 

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

 
 



در یادداشت صادق خرازی آمده است:
نام او در كانون سياست و قدرت و درجهان اسلام، اميخته با رشادت و ازاديبخشي و رهايي بخشي است. قاسم سرمايه جاودانه جهان اسلام و هديه بي نظير خداوند به همه ایرانیان و محرومان جهان اسلام است.
به گزارش مشرق، صادق خرازی سفیر پیشین ایران در لندن و سازمان ملل در مطلبی که در صفحه فیسبوک منتشر کرده نقل قولی از اوباما و جان کری رئیس جمهور و وزیر خارجه آمریکا درباره قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس آورده است که متن این یادداشت را می خوانید:

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
بنام خدا
خواستم امروز در مورد وجودی عزیز و دُرِّ یگانه ای بنویسم.

باخود گفتم اورا با عنوان "سردار" خطاب کنم ، دیدم سپاهیان "قدرتمند" و باصلابت وشایسته برخوردار از این عنوان کم نیستند.خواستم برایش از پیشوند "آقا " استفاده کنم ،دودل شدم چرا که بازهم هستند فرزانگانی که زیبنده آنند.

عنوان دیگری جستم.با خود گفتم او کسی است که بسیاری از "سیاست پیشگان" و"سیاست سازان"در حوزه پیرامونی مان از او دراندیشه ولرزانند. امروزه او بسیاری از مرزهای عالم اسلام یعنی از یمن گرفته تا دشت قبچاق وسرزمین اویغورها، از مدیترانه و دجله و وفرات هلال خصیب تا رود سند و کشمیر ، وبا عشق به ایران و ایرانیت،اسلام و ائمه اطهار سلیمان وار بر قالیچه باور و شهادت و جهاد سوار، وهفت اقلیم را در می نوردد.

بقول ملک الشعرای بهار:
وز پس اسلام رو وانگه ببینی بی خلاف // "کز حلب تا کاشغر میدان سلطان سنجر است"
این همان ملک است کاندر باستان بینی در او // داریوش از مصرتا پنجاب فرمان گستر است
از خدا غافل مشو یک لحظه در هر کارکرد // چون تو باشی با خدا هرجا خدایت یاور است

او همان كسي است كه اوباما ريس جمهور ايالات متحده درباره او به العبادي نخست وزير جديد عراق گفته است:" او دشمن من است ولي من براي او احترام ويژه اي قايل هستم".یااینکه جان کری وزیرخارجه امریکا به دکتر جواد ظریف وزیرامورخارجه ایران اسلامی گفته است که اگر برای یکبارهم شده مایل است او را به بیند.

ولی با همه این اوصاف این سرباز وطن اسلامی خود را "سیاستمدار" نمیداند.

او روستا زاده ای نجیب و مهربان ودرد کشیده ای ازطبقات فرودست خطه کرمان است.با اینکه عنوان رسمی او "سردار سرلشگر قاسم سلیمانی " است و موجب عزت جمهوري اسلامي ایران نیز هست، ولی مردم کوچه و بازار و همرزمانش اورا بنام "حاج قاسم " میشناسند.چرا که او انسان "مخلص "و "مردمی" است.ولی خوب در این دور و زمانه تعداد"حاجیان" هم کم نیستند.

پس چه کنم؟ چه بنامم اورا ؟ با چه صفاتی و چگونه خطابش کنم؟... ولی مثل اینکه زیاد هم مشکل لاینحلی نیست. بگذارید صفات اور اکه بر شمردم ردیف کنم.او "قوی وقدر"است.او "آقا"است. او "سردار" و "سپهسالار" ودر عین حال "سیاستمدار"است.او "مخلص" و "مردمی" است.اگر حروف اول این صفات را که او متصف به آن است سرهم کنم مشکل حل میشود.
آری قاسم قاسم است.به عنوان و لقب و صفت نیاز ندارد.

قاسم محسنات بسیار زیادتری هم دارد. او به هیچ خط و سیاستی وابسته نیست.
انسانی مستقل وهوشمند و کامل است.
چون او در سایه خانواده دهقانی پرورش یافته بخوبی رمز و راز پیوند و قلمه زدن و تکثیر نهال و درخت را میداند.
اکنون او خود را تکثیر کرده است.بدان معنی که هزاران هزار نهال قاسم سربدار در زیر دست او بدرختان تنومندی بدل گشته اند که امروزه در جهان اسلام آماده جانفشانی هستند.
 
سلامتي و عزت و موفقيت او ارزوی همه انسان هاي فرهيخته و دلسوز عالم است.

نام او در كانون سياست و قدرت و درجهان اسلام، اميخته با رشادت و ازاديبخشي و رهايي بخشي است.
 
قاسم سرمايه جاودانه جهان اسلام و هديه بي نظير خداوند به همه ایرانیان و محرومان جهان اسلام است.

پس سلام بر قاسم. خدا نگهدارت قاسم
 




صفحه قبل1...3435363738...74صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران