منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
درباره

اگر از سرهایمان کوه ها بسازند هرگز در کتاب های تاریخ نخواهند خواند "خامنه ای" تنها ماند... ------------------------------------ امام خامنه ای (مدظله العالی) : ای جوانان و ای بسیجیان عزیز ، در هر جای کشور که هستید ، این بصیرت را روز به روز افزایش دهید .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->) , 


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

 ماجرای هتک حرمت به ساحت مقدس حضرت ابا عبد الله (ع) در شهر ری + تصاویر
پیگیری فرهنگ نیوز درباره یک شایعه:

ماجرای هتک حرمت به ساحت مقدس حضرت ابا عبد الله (ع) در شهر ری + تصاویر

طبق اعلام منابع آگاه این مراسم جشن توسط تعدادی تبعه افغانی برگزار شده است که همه آنها نیز توسط نیروی انتظامی دستگیر شده اند.
 

 

 روز گذشته خبری در شبکه های اجتماعی منتشر شد مبنی بر اینکه "پنج شنبه15 آبان ماه، حدود ساعت 10 شب در محله "باروتکوبي" (صفائيه – شهر ري) در يک سوله متروکه انبار مواد غذايي، عده اي از پيروان فرقه ضاله وهابيت اقدام به برپايي جشن کردند.

پس از اينکه اهالي محل بخصوص جوانان مؤمن و عاشق اهل بيت عليه السلام از اين ماجرا اطلاع يافته، در محل حاضر شده و تلاش کردند از برگزاری جشن ممانعت به عمل آورند و در نهايت به درگيري شديد منجر شد.

پس از انجام اقدامات لازم از سمت اهالي محل و جوانان هيئتي، مأموران آگاهي و يگان ويژه در محل حاضر شده و اقدامات لازم را انجام دادند. حدود ساعت 5 صبح اين محله مملو از جمعيت شده و مأموران با برقراري نظم، محل حادثه را در کنترل گرفته و تعداد 58 نفر از وهابيون را بازداشت کردند.

در این زمینه شایعات دیگری نیز مطرح شد که به عنوان نمونه  می توان از فرار 15 نفر از وهابيون که محل آنان تا به اين لحظه مشخص نشده است و مرگ چند نفر از وهابيون در درگيري ها نام برد.

با پیگیری خبرنگار فرهنگ نیوز درباره این شایعات مشخص گردید : پنج شنبه شب گذشته در منقطه صفائیه شهر ری تهران (جنوب دولت آباد) در یک سوله متروکه ، مراسم جشن و پایکوبی( به همراه سرو مشروبات الکلی )توسط تعدادی تبعه افغانی برگزار شده است .

یک مقام مسئول در نیروی انتظامی در گفتگو با فرهنگ نیوز اظهار داشت: این اتفاق در شب سوم شهادت امام حسین ، باعث برانگیخته شدن خشم عزاداران حسینی و اهالی مومن منطقه صفائیه شد و با مطلع شدن اهالی منطقه و بسیج محل در محکومیت این اقدام تجمع بزرگی در مقابل این مکان صورت گرفت که همه عوامل برگزاری و حاضران در جشن که تبعه افغانستان هستند با حضور فرماندار شهرری و عوامل ناجا به پلیس امنیت منتقل شدند.

این مقام مسئول ضمن رد برخی شایعات منتشر شده در شبکه های اجتماعی ، اجاره این سوله توسط تبعه های افغانی و برنامه ریزی قبلی برای برگزاری جشن ، برخی زد و خوردهای محدود ، حضور مردم عصبانی و  در نهایت تشکر مردم از نیروی انتظامی بابت دستگیری این افراد را از حواشی حادثه پنج شنبه شب ذکر کرد.

طبق اظهارات مقامات مسئول در نیروی انتظامی تهران بزرگ ، نیت این افراد از برگزاری این مراسم جشن و پایکوبی هنوز مشخص نبوده و تحقیقات در این پرونده ادامه دارد و مسئولین امر اعلام کرده اند به زودی گزارش کامل این واقعه را به سمع و نظر مردم خواهند رساند.

 
 ماجرای هتک حرمت به ساحت مقدس حضرت ابا عبد الله (ع) در شهر ری + تصاویر
 
 ماجرای هتک حرمت به ساحت مقدس حضرت ابا عبد الله (ع) در شهر ری + تصاویر
 
 ماجرای هتک حرمت به ساحت مقدس حضرت ابا عبد الله (ع) در شهر ری + تصاویر
 
انتهای پیام



زندگینامه امام حسین(ع) از ولادت تا امامت و شهادت «عاشورا» نسب امام حسین علیه السلام رهبر نهضت عظیم عاشورا از تباری است که نسل در نسل جزو انبیا و اولیای الهی بوده اند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در توصیف این خاندان می فرمایند: «ما اهل بیت از نور آفریده شده ایم و نبوّت در تبار ما تداوم یافته و شاخ و برگ آن در خاندان ما گسترده شده و میوه و ثمره اش نیز در آن به ظهور رسیده است و به عنایت خدای عزّوجل هیچ گونه پلیدی و آلودگی در این تبار راه نیافته است». هم چنین نُه تن از حجت های الهی نیز از نسل امام حسین علیه السلام اند که آخرین آنها منجی عالم بشریت است که جهان را از عدل و داد پر خواهد ساخت. جدّ مادری امام حسین علیه السلام جدّ مادری او خاتم انبیاست که از طرف خداوند متعال مشرّف به خطابِ شریفِ «لَولاکَ لَما خَلَقْتُ الْاَفْلاک؛ اگر تو نبودی عالم هستی را نمی آفریدم» شده است. آیین و کتاب آسمانی اش جهانی و جاودانی است؛ یعنی پس از او پیامبری مبعوث نشده و نخواهد شد. او در چهل سالگی به رسالت برگزیده شد و بعد از 23 سال تبلیغ و ترویج آیین جهانی اسلام، بدنبال تشکیل اوّلین حکومت اسلامی در 63 سالگی در مدینه منوّره رحلت کرد و برای تداوم هدایت بشر دو امانت گران قدر از خود به جای گذاشت و تصریح فرمود که «تا مردم به این دو امانت الهی تمسّک جویند هرگز گم راه نخواهند شد». پدر بزرگوار امام حسین علیه السلام پدر امام حسین علیه السلام ، علی بن ابی طالب(ع)، نخستین پیرو پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم از میان مردان است. او از کودکی تحت نظارت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم رشد یافت و به پاس ایمان و تقوایش از سوی خداوند متعال به عنوان وصی و خلیفه رسول و حجّت خدا پس از پیامبر اسلام برگزیده شد. وی ده سال قبل از بعثت در روز سیزده رجب و در درون کعبه چشم به جهان گشود. امامت آن حضرت حدود سی سال طول کشید و حدود چهار سال و نه ماه زمام حکومت مردم را به دست گرفت و در صبح نوزدهم رمضان سال چهل هجری در محراب مسجد کوفه، به ضربت شمشیر ابن ملجم مجروح شد و بر اثر این ضربه در روز بیست و یکم رمضان و در سن 63 سالگی به شهادت رسید. مادر امام حسین علیه السلام مادر امام حسین علیه السلام ، دختر رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام است که پدر بزرگوارشان در توصیف او فرمودند: «فاطمه سرور زنان عالم و نمونه زن کامل و اسوه و الگوی زنان امّت من است». این بانوی بزرگوار در سحرگاه روز جمعه بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت در مکه مکّرمه چشم به جهان گشود و در سال دوم هجری با امام علی علیه السلام ازدواج کرد و در سال یازدهم هجری در مدینه منوّره به شهادت رسید. حضرت فاطمه علیهاالسلام در کمالات به مرتبه ای رسیده بود که خداوند متعال او را سبب پیوند بین امامت و نبوّت قرار داد و افتخار مادری یازده امام معصوم را نصیب آن حضرت کرد. با توجّه به ابعاد وجودی مختلف و کمالات والای آن حضرت برای او القاب و نام های زیادی ذکر شده که از جمله آنهاست: صدیقه، طاهره، زکیّه، محدّثه، مبارکه، زهرا و مرضیّه. تولّد امام حسین علیه السلام امام حسین علیه السلام در عصر روز پنجشنبه سوم شعبان سال چهارم هجرت در شهر مدینه چشم به جهان گشود و پس از سال ها پرورش در کلاس نبوّت و امامت در سال 61 ه انقلاب عظیم عاشورا را بنیان گذاشت. اسماء بنت عمیس می گوید: «پس از به دنیا آمدن دومین فرزند فاطمه علیهاالسلام ، روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به خانه علی علیه السلام آمدند و به من فرمودند: پسرم را نزد من بیاورید. آن گاه من کودک را به محضر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بردم. آن حضرت در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفتند و بعد نوزاد را در آغوش گرفته به نوازشش پرداختند. ناگهان اشک از چشمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم جاری شد. وقتی از علت گریه سؤال کردم، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: به یاد مصایبی که بعد از من بر این نوزاد وارد خواهد شد، افتادم. او را گروهی ستمگر به نام دفاع از اسلام به شهادت می رسانند». نام گذاری امام حسین علیه السلام در فرهنگ اسلامی به مسئله انتخاب نام برای کودک به دلیل آثار معنوی آن و نقش مهمی که در تکوین شخصیت فرد دارد، توجّه خاصّی شده است. از جمله افتخارات ائمه اطهار علیه السلام آن است که برخی از نام ها و القاب آنها را خدا و پیامبر تعیین فرموده اند. در روایتی آمده است که در همان روزهای اوّل تولد امام حسین علیه السلام ، جبرئیل به حضور پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم رسید و فرمود: «خداوند تبارک و تعالی بر تو سلام می رساند و می فرماید: از آن جا که علی علیه السلام برای تو همانند هارون برای موسی علیه السلام است مناسب است که این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون شبیر ـ که در عربی «حسین» خوانده می شود ـ نام گذاری کنید». به دنبال این پیام الهی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم به خانه حضرت زهرا علیهاالسلام می آیند و سؤال می کنند: «آیا برای این نوزاد نامی انتخاب کرده اید؟» علی علیه السلام می فرمایند: «ما هرگز در این امر بر شما پیشی نمی گیریم». آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم می فرمایند: «نام او را حسین بگذارید». القاب امام حسین علیه السلام با توجه به ابعاد مختلف شخصیت امام حسین علیه السلام برای آن حضرت القاب بسیاری ذکر شده که از جمله آنهاست: رشید، طَیِّب، وفیّ، زَکیّ، سعید و سیّد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم اغلب امام حسین علیه السلام را با لقب «سَیِّدُ شَبابِ اَهْلِ الجَنَّه» یعنی سرور جوانان بهشت و امیرالمؤمنین علی علیه السلام آن حضرت را با لقب «سَیِّدُالشُهداء» یاد می کردند. روی هم رفته برای امام حسین علیه السلام حدود 313 نام و لقب در مجموعه کتاب های سیره ذکر شده است که هر یک از آنها به یکی از کمالات آن حضرت اشاره دارند. برخی دیگر از القاب و کینه های آن حضرت عبارت است از: اباعبدالله، اَبوُالاَئِمَه، السِبْطُ الثانی، الامام الثالث، التابِعُ لِمَرْضاتِ اللّه، و مُبارک. امامت حضرت حسین علیه السلام حضرت حسین بن علی علیه السلام پس از شهادت برادر بزرگوارشان، امام حسن مجتبی علیه السلام ، امامت امت اسلامی را عهده دار شدند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در زمان حیاتشان بارها به مسئله امامت آن حضرت تصریح داشتند؛ از جمله روزی در حضور جمعی، در حالی که به حسین بن علی علیه السلام اشاره می کردند، خطاب به مردم فرمودند: «این فرزند من امام و پسر امام و برادر امام و پدر امامان شیعه است که نهمین نفرشان قائم آنهاست که هم نام من و هم کنیه من است. او زمین را پس از آن که از ستم پر می شود، از داد پر خواهد ساخت». هم چنین وقتی زمان شهادت امام حسن علیه السلام فرا رسید امام حسن علیه السلام در حضور اهل بیت علیه السلام فرمودند: «برادرم حسین، من تو را وصیّ خود قرار دادم و این پیمانی است که از پدر به ما رسیده و او از جانب رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و او نیز از جانب خداوند آن را بیان فرموده است». امام حسین علیه السلام در مکتب پیامبر اکرم(ص) امام حسین علیه السلام حدود شش سال و چند ماه از دوران حیات نورانی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را درک کردند و در این مدت همواره از توجهات و محبت های بی دریغ آن حضرت برخوردار بودند و اوّلین درس های زندگی و ارزشمندترین فضیلت های اخلاقی را از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم آموختند. عالی ترین و صمیمانه ترین رابطه معنوی و ملکوتی بین پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و امام حسین علیه السلام را می توان در این سخن نورانی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم دید که آن حضرت فرمودند: «حسین از من است و من از حسینم». امام حسین علیه السلام در عهد حکومت پدر در طول دوره حکومت علی علیه السلام که حدود چهار سال و نه ماه دوام یافت، آن حضرت با انواع حوادث تلخ روبرو شد که وقوع سه جنگ داخلی بزرگ یعنی جمل، صفین و نهروان از جمله آنهاست. امام حسین علیه السلام در تمام این حوادث در صف اوّل یاران علی علیه السلام بودند و برای برطرف ساختن مشکلات سیاسی، اجتماعی و نظامیِ دولتِ نوپای علوی تلاش می کردند؛ برای مثال در آغاز جنگ صفّین وقتی سپاه معاویه شریعه فرات را به تصرّف خود درآورد و مانع دست یابی لشکریان علی علیه السلام به آب شد، سپاهیان آن حضرت در چندین نوبت برای گشودن آب راه به سپاهیان معاویه حمله کردند، ولی موفق به این کار نشدند. امام حسین علیه السلام چون آثار اندوه را در چهره پدر دید، همراه عده ای از سواران به سپاه معاویه حمله کرد و شریعه فرات را از تصرّف آنها خارج و غبار از چهره پدر برطرف ساخت. امام حسین در دوره امامت امام حسن علیه السلام امام حسن مجتبی علیه السلام پس از شهادت علی علیه السلام در سال چهلم هجری، به مدت ده سال امامت کردند. در طول این دوران امام حسین علیه السلام همانند یاری مخلص و سربازی وفادار از آن حضرت پیروی می کردند و در تمام پیشامدها در کنار برادر بودند. امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند: «امام حسین علیه السلام برای احترام و تجلیل منزلت برادرش امام حسن علیه السلام ، حتی در راه رفتن هرگز جلوتر از آن حضرت راه نرفت و در سخن گفتن بر او پیشی نگرفت». دوره امامت امام حسین علیه السلام به دنبال شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام در سال پنجاه هجری، دوره امامت امام حسین علیه السلام شروع شد و تا سال 61 ه ادامه یافت. جامعه اسلامی در این دوره گرفتار حکم رانانی بود که به تخریب اساس جامعه اسلامی و قوانین الهی می پرداختند. امام حسین علیه السلام در فرصت هایی که پیش می آمد، اعمال حکومت را به باد انتقاد می گرفت و مردم را به آینده امیدوار می ساخت و برای حفظ اساس حکومت اسلامی و جلوگیری از پراکندگی صفوف مسلمانان، در بسیاری از موارد علی رغم مشاهده بسیاری از نارسایی ها دندان به جگر می نهاد و صبر پیشه می کرد. چون نوبت به حکومت یزید رسید و مسئله بیعت او مطرح شد، امام حسین علیه السلام به دلیل شناختی که از شخصیت یزید داشت، به زمامداری او بر جامعه اسلامی راضی نشد و علیه او قیام کرد و در این راه به شهادت رسید. امام حسین علیه السلام و عاشورا نهضت عاشورا به مانند انقلابی بزرگ، با هدف احیای احکام دین و زدودن انواع انحرافات دینی و سیاسی در سال 61 ه به رهبری حسین بن علی علیه السلام به وقوع پیوست. آن حضرت وقتی اساس اسلام را در خطر دید، همراه یاران اندک ولی باایمان خود، به مبارزه با یزید و سپاه سنگ دل او برخاست و کربلا را در روز دهم محرم سال 61 ه به صحنه درگیری حق و باطل و روز جان بازی و فداکاری در راه دین و عقیده تبدیل ساخت؛ به گونه ای که دامنه تأثیر آن تا ابدیّت کشیده شد و چنان در عمق دل ها اثر گذاشت که همه ساله عاشقان حقیقت، دهه محرم و به ویژه روز عاشورا را روز اظهار ارادت به اسوه جهاد و آزادگی و شهادت قرار می دهند و به بزرگ داشت خاطره این حادثه مهم تاریخ بشر می پردازند.


شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر اجوبه الاستفتائاتس 1053: اگر امر به معروف و نهی از منکر مستلزم بی‌آبرویی کسی که واجب را ترک کرده و یا فعل حرام را به جا آورده باشد، و موجب کاسته شدن احترام او در برابر مردم گردد، چه حکمی دارد؟ ج: اگر در امر به معروف و نهى از منکر، شرايط و آداب آن رعايت شود و از حدود آن تجاوز نشود، اشکال ندارد. س 1054: بنا بر اینکه وظیفه مردم در امر به معروف و نهی از منکر در نظام جمهوری اسلامی، اکتفا به امر به معروف و نهی از منکر زبانی است و مراتب دیگر آن بر عهده مسئولین است، آیا این نظریه، حکم از طرف دولت است یا فتوا؟ ج: فتواى فقهى است. س 1055: آیا در مواردی که راه جلوگیری از وقوع منکر منحصر به ایجاد مانع بین فعل حرام و فاعل آن، و آن هم متوقف بر کتک زدن وی یا زندانی کردن و سخت گرفتن بر او و یا تصرّف در اموال وی هرچند با تلف کردن آن باشد، می‏توان بدون کسب اجازه از حاکم، اقدام به آن از باب نهی از منکر نمود؟ ج: اين موضوع حالات و موارد مختلفى دارد، به‌طور کلى مراتب امر به معروف و نهى از منکر، اگر متوقف بر تصرّف در نفس يا مال کسى که فعل حرام را بجا آورده نباشد، احتياج به کسب اجازه از کسى ندارد، بلکه اين مقدار بر همه مکلّفين واجب است. ولى مواردى که امر به معروف و نهى از منکر متوقف بر چيزى بيشتر از امر و نهى زبانى باشد، اگر در سرزمينى باشد که داراى نظام و حکومت اسلامى است و به اين فريضه اسلامى اهميت داده مى‏شود، احتياج به اذن حاکم و مسئولين ذيربط و پليس محلى و دادگاههاى صالح دارد. س 1056: اگر نهی از منکر در امور بسیار مهم مانند حفظ نفس محترمه، متوقف بر کتک زدنی که منجر به زخمی شدن مهاجم و احیاناً قتل او باشد، آیا در این موارد هم اذن حاکم شرط است؟ ج: اگر حفظ نفس محترمه و جلوگيرى از وقوع قتل، مستلزم دخالت فورى و مستقيم باشد، جايز بلکه شرعاً از باب وجوب حفظ جان نفس محترمه واجب است و از جهت ثبوتى متوقف بر کسب اجازه از حاکم و يا وجود امر به آن نيست، مگر آنکه دفاع از نفس محترمه متوقف بر قتل مهاجم باشد که صورتهاى متعددى دارد که احکام آنها هم ممکن است متفاوت باشد. س 1057: کسی که می‏خواهد شخصی را امر به معروف و نهی از منکر نماید، آیا باید قدرت بر آن را داشته باشد؟ در چه زمانی امر به معروف و نهی از منکر بر او واجب می‏شود؟ ج: آمر به معروف و نهى کننده از منکر بايد عالم به معروف و منکر باشد، و همچنين بداند که فاعل منکر عمداً و بدون عذر شرعى مرتکب آن مى‏شود، و زمانى اقدام به امر ونهى واجب مى‏شود که احتمال تأثير امر به معروف و نهى از منکر در مورد آن شخص داده شود، و ضررى براى خود او نداشته باشد، و در اين مورد بايد تناسب بين ضرر احتمالى و اهميت معروفى را که به آن امر مى‏نمايد يا منکرى که از آن نهى مى‏کند، ملاحظه نمايد. در غير اين صورت، امر به معروف و نهى از منکر بر او واجب نيست. س 1058: اگر یکی از اقوام انسان مبادرت به ارتکاب معصیت کند و نسبت به آن لاابالی باشد، تکلیف ما نسبت به رابطه با او چیست؟ ج: اگر احتمال بدهيد که ترک معاشرت با او موقتا موجب خوددارى او از ارتکاب معصيت مى‏شود، به عنوان امر به معروف و نهى از منکر واجب است، و در غير اين صورت، قطع رحم جايز نيست. س 1059: آیا ترک امر به معروف و نهی از منکر بر اثر ترس از اخراج از کار، جایز است؟ مثلاً با اینکه می‏بیند مسئول یکی از مراکز آموزشی که با طبقه جوان در دانشگاه ارتباط دارد، مرتکب اعمال خلاف شرع می‏شود و یا زمینه ارتکاب گناه در آن مکان را فراهم می‏آورد. اگر او را نهی از منکر نماید ترس آن دارد که از طرف مسئول مقدمات اخراج او از کار فراهم شود. ج: به‌طور کلى اگر خوف دارد که در صورت اقدام به امر به معروف و نهى از منکر ضرر قابل توجهى متوجه خود او شود، انجام آن واجب نيست. س 1060: اگر در بعضی از محیطهای دانشگاهی معروف ترک شود و معصیت رواج پیدا کند و شرایط امر به معروف و نهی از منکر هم وجود داشته باشد و امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر شخصی مجرّد باشد که هنوز ازدواج نکرده است آیا به خاطر مجرّد بودن، امر به معروف و نهی از منکر از او ساقط می‏شود یا خیر؟ ج: اگر موضوع و شرايط امر به معروف و نهى از منکر محقق باشد، تکليف شرعى و وظيفه واجب اجتماعى و انسانى همه مکلفين است، و حالت‏هاى مختلف مکلّف مانند مجرّد يا متأهل بودن در آن تاثير ندارد، و به صرف اينکه مکلّف مجرد است، تکليف از او ساقط نمى‏شود. س 1061: اگر شخصی دارای نفوذ و موقعیت اجتماعی خاصی باشد که اگر بخواهد می‏تواند بر معترضین به خود ضرر وارد سازد، و شواهدی هم دلالت کند بر اینکه وی مرتکب گناه و کارهای خلاف و دروغگویی می‏شود، با این وضع، آیا جایز است امر به معروف و نهی از منکر را در مورد او ترک کنیم یا اینکه با وجود ترس از ضرر رساندن او، واجب است او را امر به معروف و نهی از منکر کنیم؟ ج: اگر ترس از ضرر منشأ عقلايى داشته باشد، مبادرت به امر به معروف و نهى از منکر واجب نيست، بلکه تکليف از شما ساقط مى‏شود. ولى سزاوار نيست کسى به مجرد ملاحظه مقام کسى که واجب را ترک کرده و يا مرتکب فعل حرام شده و يا به مجرد احتمال وارد شدن ضرر کمى از طرف او، تذکر و موعظه به برادر مؤمن خود را ترک کند. س 1062: گاهی در اثنای امر به معروف و نهی از منکر مواردی پیش می‏آید که شخص گناهگار بر اثر عدم آگاهی از واجبات و احکام اسلامی، با نهی از منکر، نسبت به اسلام بدبین می‏شود، و اگر هم او را به حال خود رها کنیم، زمینه فساد و ارتکاب گناه توسط دیگران را فراهم می‏کند، تکلیف ما در این موارد چیست؟ ج: امر به معروف و نهى از منکر با رعايت شرايط آن يک تکليف شرعى عمومى براى حفظ احکام اسلام و سلامت جامعه است، و مجرّد توهم اينکه موجب بدبينى فاعل منکر يا بعضى از مردم نسبت به اسلام مى‏گردد، باعث نمى‏شود که اين وظيفه بسيار مهم ترک شود. س 1063: اگر مأمورانی که از طرف دولت وظیفه جلوگیری از فساد را بر عهده دارند، در انجام وظیفه خود کوتاهی کنند، آیا خود مردم می‏توانند اقدام به این کار کنند؟ ج: دخالت اشخاص ديگر در امورى که از وظائف نيروهاى امنيتى و قضايى محسوب مى‏شود، جايز نيست، ولى مبادرت مردم به امر به معروف و نهى از منکر با رعايت حدود و شرايط آن، اشکال ندارد. س 1064: آیا وظیفه افراد در امر به معروف و نهی از منکر این است که فقط به امر به معروف و نهی از منکر زبانی اکتفا کنند؟ و اگر اکتفا به تذکر زبانی واجب باشد، این امر با آنچه در رساله‏های عملیه به‌خصوص تحریر الوسیله آمده است، منافات دارد، و اگر مراتب دیگرِ امر به معروف و نهی از منکر هم برای افراد در موارد لزوم جایز باشد، آیا در صورت نیاز می‏توان همه مراتب مذکور در تحریر الوسیله را انجام داد؟ ج: با توجه به اينکه در زمان حاکميت و اقتدار حکومت اسلامى مى‏توان مراتب ديگر امر به معروف و نهى از منکر را که بعد از مرحله امر و نهى زبانى هستند، به نيروهاى امنيتى داخلى (پليس) و قوه قضائيه واگذار کرد، به‌خصوص در مواردى که براى جلوگيرى از ارتکاب معصيت چاره‏اى جز اعمال قدرت از طريق تصرّف در اموال کسى که فعل حرام انجام مى‏دهد يا تعزير و حبس او و مانند آن نيست، در چنين زمانى با حاکميت و اقتدار چنين حکومت اسلامى، واجب است مکلفين در امر به معروف و نهى از منکر به امر و نهى زبانى اکتفا کنند، و در صورت نياز به توسل به زور، موضوع را به مسئولين ذيربط در نيروى انتظامى و قوه قضائيه ارجاع دهند و اين منافاتى با فتاواى امام راحل(قدّس‏سرّه) در اين رابطه ندارد. ولى در زمان و مکانى که حاکميت و اقتدار با حکومت اسلامى نيست، بر مکلفين واجب است که در صورت وجود شرايط، جميع مراتب امر به معروف و نهى از منکر را با رعايت ترتيب آنها تا تحقق غرض انجام دهند. س 1065: بعضی از رانندگان از نوارهای موسیقی غنا و حرام استفاده می‏کنند و علی‏رغم نصیحت‏ها و راهنمایی‏ها آن را خاموش نمی‏کنند، خواهشمندیم نحوه برخورد مناسب با این موارد و این افراد را بیان فرمایید، آیا برخورد شدید با آنان جایز است یا خیر؟ ج: با تحقق شرايط نهى از منکر، بر شما بيشتر از نهى زبانى از منکر واجب نيست، و در صورتى که مؤثر واقع نشود، واجب است که از گوش‌دادن به غنا و موسيقى حرام اجتناب کنيد، و اگر به‌طور غير ارادى صداى موسيقى حرام و غنا به گوش شما برسد، چيزى بر شما نيست. س 1066: من در یکی از بیمارستانها به کار مقدس پرستاری مشغولم، گاهی در بعضی از قسمت‏های محل کارم ملاحظه می‏کنم که تعدادی از بیماران به نوارهای موسیقی مبتذل و حرام گوش می‏دهند، من آنان را نصیحت می‏کنم که این کار را نکنند و بعد از نصیحت مجدّد آنان، چنانچه بی‌اثر باشد، نوار را از ضبط صوت بیرون آورده و پس از پاک کردن، آن را به آنان بر می‏گردانم، آیا اینگونه برخورد جایز است یا خیر؟ ج: محو محتويات باطل براى جلوگيرى از استفاده حرام از نوار، جايز است، ولى اين کار منوط به اجازه مالک يا حاکم شرع است. س 1067: از بعضی از منازل صدای موسیقی شنیده می‏شود که معلوم نیست جایز است یا خیر، و گاهی صدای آن بلند است به‌طوری که باعث اذیت و آزار مؤمنین می‏شود، وظیفه ما در برابر آن چیست؟ ج: تعرض به داخل خانه‏هاى مردم جايز نيست، و امر به معروف و نهى از منکر متوقف بر تشخيص موضوع و تحقق شرايط آن است. س 1068: امر و نهی زنانی که حجاب کامل ندارند، چه حکمی دارد، و در صورتی که انسان هنگام نهی زبانی از تحریک شهوت خود بترسد، چه حکمی دارد؟ ج: نهى از منکر متوقف بر نگاه با ريبه به زن نامحرم نيست، و بر هر مکلفى واجب است که از حرام اجتناب کند، به‌خصوص زمانى که مبادرت به انجام فريضه نهى از منکر مى‏کند. -------------------------------------------------------------------------------- کیفیت امر به معروف و نهی از منکر اجوبه الاستفتائاتس 1069: وظیفه فرزند در برابر پدر و مادر و یا زن در برابر شوهرش، اگر خمس یا زکات اموال را نپردازند، چیست؟ آیا برای آنان تصرّف در مالی که خمس یا زکات آن پرداخت نشده و مخلوط به حرام است با توجه به تأکیدات وارد در روایات مبنی بر عدم استفاده از آن، به سبب آلوده کردن روح انسان جایز است؟ ج: بر آنان واجب است که هنگام مشاهده ترک معروف یا انجام حرام توسط پدر و مادر یا شوهر، به امر به معروف و نهی از منکر در صورت تحقق شرایط آن مبادرت کنند، ولی تصرّف در اموال آنان اشکال ندارد. س 1070: روش مناسبی که بهتر است فرزند در برابر پدر و مادری که بر اثر عدم اعتقاد کامل به تکالیف دینی، به آنها اهمیت نمی‏دهند، اتخاذ نماید، کدام است؟ ج: واجب است که با زبان نرم و مراعات احترام ايشان به عنوان پدر و مادر، آنان را امر به معروف و نهى از منکر کند. س 1071: برادر من مسائل شرعی و اخلاقی را رعایت نمی‏کند و تاکنون نصیحت در او تأثیری نداشته است، وظیفه من هنگام مشاهده رفتارهای او چیست؟ ج: واجب است از اعمال خلاف شرع وى اظهار تنفر کنيد و او را به هر روش برادرانه‏اى که مفيد و مؤثر مى‏دانيد، موعظه کنيد، ولى قطع رحم، جايز نيست. س 1072: رابطه با اشخاصی که در گذشته مرتکب اعمال حرامی مانند شرب خمر شده‏اند، چگونه باید باشد؟ ج: معيار وضعيت فعلى اشخاص است، اگر از آنچه انجام داده‏اند، توبه کرده باشند، معاشرت با آنان مانند معاشرت با ساير مؤمنين است. ولى کسى که در حال حاضر هم مرتکب حرام مى‏شود، بايد او را از طريق نهى از منکر از آن کار منع کرد، و اگر از انجام فعل حرام اجتناب نمى‏کند مگر با دورى جستن از او، قطع رابطه و ترک معاشرت با وى از باب نهى از منکر واجب مى‏شود. س 1073: با توجه به هجوم مستمر فرهنگ غربی که در تضاد با اخلاق اسلامی است، و رواج بعضی از عادتهای غیراسلامی، مثل به گردن آویختن صلیب طلایی توسط بعضی از مردان، و یا استفاده بعضی از زنان از مانتو با رنگ‏های زننده، و یا استفاده بعضی از مردان و زنان، از زیورآلات و عینک‏های تیره و ساعت هایی که جلب نظر می‏کند و استفاده از آنها نزد عرف مردم قبیح است، و عده‏ای از آنها حتی بعد از امر به معروف و نهی از منکر هم اصرار بر کار خود دارند، امیدواریم حضرتعالی روشی را که باید در برابر این افراد در پیش گرفت، بیان فرمایید. ج: پوشيدن طلا يا آويختن آن به گردن بر مردان مطلقاً حرام است، و پوشيدن لباسهايى که از نظر دوخت يا رنگ يا غير آن تقليد و ترويج فرهنگ مهاجمِ غير مسلمانان در نظر عرف محسوب مى‏شود، جايز نيست. همچنين استفاده از زيورآلاتى که استعمال آن تقليد از فرهنگ تهاجمى دشمنان اسلام و مسلمين محسوب شود، جايز نيست، و بر ديگران واجب است که در برابر اينگونه مظاهر فرهنگى تقليدى از بيگانگان مبادرت به نهى از منکر زبانى کنند. س 1074: گاهی مشاهده می‏کنیم که دانشجوی دانشگاهی و یا کارمندی مرتکب فعل حرام می‏شود، حتی بعد از تذکرات و راهنمایی‏های مکرر هم از کار خود دست برنمی‏دارد، بلکه بر انجام کارهای زشت که باعث ایجاد جو فاسد در دانشگاه است، اصرار می‏ورزد، نظر شریف جنابعالی درباره اِعمال بعضی از مجازاتهای اداری مؤثر مثل ثبت در پرونده آنها چیست؟ ج: با مراعات نظام داخلى دانشگاه اشکال ندارد، و بر جوانان عزيز لازم است که مسأله امر به معروف و نهى از منکر را جدى گرفته و شرايط و احکام شرعى آن را به دقت بياموزند و اين اصل را عام و فراگير نموده و روش‏هاى اخلاقى و مؤثر را براى تشويق فعل معروف و جلوگيرى از ارتکاب محرمات به کار بگيرند، و از استفاده از آن براى اغراض شخصى بايد خوددارى نمايند و بدانند که اين راه بهترين و مؤثرترين روش براى ترويج کار خير و جلوگيرى از شرّ است. خداوند شما را به آنچه رضاى او در آن است، موفق بدارد. س 1075: آیا جواب ندادن به سلام کسی که فعل حرام انجام می‏دهد، برای تنبیه او جایز است؟ ج: جوابِ سلامِ مسلمان شرعاً واجب است، ولى اگر بر خوددارى از جواب سلام به قصد نهى از منکر، عرفاً نهى و منع از منکر صدق کند، جايز است. س 1076: اگر برای مسئولین به‌طور قطعی ثابت شود که بعضی از کارمندان ادارات در خواندن نماز کوتاهی کرده و یا اصلاً نماز نمی‏خوانند و نصیحت و راهنمایی هم تأثیری نداشته باشد، در برابر اینگونه افراد چه وظیفه‏ای دارند؟ ج: در عين حال واجب است که از تأثير مداومت بر امر به معروف و نهى از منکر با رعايت شرايط آن غفلت نکنند، در صورت نااميدى از تأثير امر به معروف نسبت به آنان، اگر بر حسب مقررات قانونى محروم ساختن اينگونه افراد از مزاياى شغلى مجاز باشد، بايد در مورد آنان اجرا شود و به آنان تذکر هم داده شود که اين محروميت بر اثر سستى و کوتاهى‏شان در انجام اين فريضه الهى اتخاذ شده است. -------------------------------------------------------------------------------- مسائل متفرقه امر به معروف و نهی از منکر اجوبه الاستفتائاتس 1077: خواهرم مدتی است با مردی ازدواج کرده که نماز نمی‏خواند و چون همیشه در جمع ما حضور دارد، مجبور به صحبت و معاشرت با وی هستم و گاهی بنا به درخواست خودش او را در بعضی از کارها کمک می‏کنم، سؤال من این است که آیا شرعاً برای من سخن گفتن با وی و معاشرت و یاری کردن او جایز است؟ و نسبت به او چه تکلیفی دارم؟ ج: بر شما به جز مداومت بر امر او به معروف و نهى وى از منکر، در صورت تحقق شرايط آن، چيزى واجب نيست، و معاشرت و يارى کردن او اگر سبب تشويق بيشتر او بر ترک نماز نباشد، اشکال ندارد. س 1078: اگر رفت و آمد و معاشرت علمای اعلام با ظالمین و سلاطین جور باعث کاهش ظلم‏شان شود، آیا جایز است یا خیر؟ ج: اگر براى عالم در اين موارد ثابت شود که ارتباط او با ظالم منجر به منع ظلم او مى‏شود و در نهى وى از منکر مؤثر است و يا مسأله مهمى مستلزم اهتمام و پيگيرى آن نزد ظالم باشد، اشکال ندارد. س 1079: چند سالی است که ازدواج کرده‏ام و به مسائل شرعی و امور دینی اهمیت فراوانی می‏دهم و مقلد امام راحل(قدّس‏سرّه) هستم، ولی متأسفانه همسرم به مسائل دینی اهمیت چندانی نمی‏دهد، گاهی بعد از مشاجره لفظی، یک بار نماز می‏خواند، ولی باز دوباره ترک می‏کند و این رفتار او مرا بسیار رنج می‏دهد، وظیفه من در برابر او چیست؟ ج: وظيفه شما فراهم نمودن زمينه اصلاح او به هر وسيله ممکن است، و بايد از هرگونه خشونت که حاکى از بداخلاقى و ناسازگارى شما باشد، خوددارى کنيد، و اطمينان داشته باشيد که شرکت در مجالس دينى و رفت و آمد با خانواده‏هاى متديّن تأثير بسيار زيادى در اصلاح او دارد. س 1080: اگر مرد مسلمانی با استناد به قرائنی اطلاع پیدا کند که همسرش با اینکه چندین فرزند دارد، به‌طور پنهانی مرتکب اعمال خلاف عفت می‏شود، ولی دلیل شرعی برای اثبات آن مثل شاهدی که حاضر به شهادت دادن باشد، در اختیار ندارد. با توجه به اینکه فرزندان او تحت تربیت چنین زنی هستند، رفتار وی با او چگونه باید باشد؟ در صورت شناسایی فرد یا افرادی که مرتکب این عمل شنیع و مخالف احکام الهی شده‏اند، با توجه به اینکه ادلّه قابل ارائه به دادگاه شرعی بر علیه‏شان وجود ندارد، چگونه باید با آنان برخورد کرد؟ ج: واجب است از سوء ظن و استناد به قرائن و شواهد ظنى اجتناب شود، و در صورت احراز ارتکاب فعلى که شرعاً حرام است، جلوگيرى از آن از طريق تذکر و نصيحت و نهى از منکر واجب است، و اگر نهى از منکر مؤثر نباشد، در صورت وجود دلائل اثبات کننده، مى‏توان به مراجع قضايى مراجعه کرد. س 1081: آیا دختر می‏تواند پسر جوانی را راهنمایی کرده و با رعایت موازین اسلامی به او در درس و غیر آن کمک کند؟ ج: در فرض سؤال اشکال ندارد، ولى بايد از فريب و وسوسه‏هاى شيطانى جداً پرهيز شود، و احکام شرع در اين رابطه مانند خلوت نکردن با اجنبى مراعات گردد. س 1082: اگر کارکنان ادارات و مؤسسات در محل کار خود ارتکاب تخلفات اداری و شرعی را توسط مسئولین مافوق مشاهده کنند، چه وظیفه‏ای دارند؟ اگر کارمندی خوف داشته باشد که در صورت مبادرت به نهی از منکر ضرری از طرف مسئولین بالاتر متوجه او شود، آیا تکلیف از او ساقط می‏شود؟ ج: اگر شرايط امر به معروف و نهى از منکر وجود داشته باشد، بايد امر به معروف و نهى از منکر کنند، در غير اين صورت تکليفى در آن مورد ندارند. همچنين با وجود خوف از ضرر قابل توجه هم تکليف از آنان ساقط مى‏شود، اين حکم در مواردى است که حکومت اسلامى حاکم نباشد. ولى با وجود حکومت اسلامى که اهتمام به اجراى اين فريضه الهى دارد، بر کسى که قادر بر امر به معروف و نهى از منکر نيست، واجب است که نهادهاى مربوطه را که از طرف حکومت براى اين کار اختصاص يافته‏اند، مطلع نمايد و تا کنده‌شدن ريشه‏هاى فاسد که فسادآور هم هستند، موضوع را پيگيرى کند. س 1083: اگر در یکی از اداره‏های دولتی اختلاس از بیت‌المال صورت بگیرد و این اختلاس استمرار داشته باشد و شخصی این توانایی را در خود ببیند که اگر مسئولیت آن اداره را بر عهده بگیرد، می‏تواند این وضع را اصلاح کند، و این کار هم فقط از طریق دادن رشوه به یکی از کسانی که مسئول آن هستند، امکان‏پذیر است، آیا دادن رشوه برای جلوگیری از اختلاس در بیت‏المال، که در حقیقت دفع افسد به فاسد است، جایز است یا خیر؟ ج: وظيفه اشخاصى که از تخلفات قانونى مطلع مى‏شوند، نهى از منکر با رعايت شرايط و ضوابط شرعى آن است، و توسل به رشوه و راههاى غيرقانونى براى هر عملى هرچند به منظور جلوگيرى از فساد، جايز نيست. البته، با فرض وقوع چنين عملِ خلافِ شرع و قانون در کشورى که نظام اسلامى بر آن حاکم است، وظيفه مردم به مجرد عجز شخصى از امر به معروف و نهى از منکر ساقط نمى‏شود، بلکه واجب است که به نهادهاى مربوط اطلاع داده و موضوع را پيگيرى نمايند. س 1084: آیا منکرات امور نسبی هستند تا با مقایسه محیط دانشگاه مثلاً با محیطهای بدتر از آن، نهی از منکر نسبت به بعضی از منکرات ترک شود و جلوی آن به دلیل اینکه نسبت به سایر منکرات حرام و منکر محسوب نمی‏شود، گرفته نشود؟ ج: منکرات از اين جهت که منکر هستند، فرقى بين آنها نيست، ولى در عين حال ممکن است که بعضى از آنها در مقايسه با منکرات ديگر داراى حرمت شديدترى باشد. به هرحال نهى از منکر براى کسى که شرايط آن را احراز کرده، يک وظيفه شرعى است و ترک آن جايز نيست، و در اين حکم بين منکرات و محيطهاى دانشگاهى و غير دانشگاهى تفاوتى وجود ندارد. س 1085: مشروبات الکلی که در حوزه‏های مأموریتی متخصصینِ بیگانه که گاهی در بعضی از مؤسسات کشور اسلامی کار می‏کنند، یافت می‏شود و آن را در منازل یا محل اختصاصی سکونت خود تناول می‏کنند، و همچنین آماده کردن گوشت خوک و خوردن آن توسط آنان چه حکمی دارد؟ و ارتکاب اعمال منافی عفت و ارزشهای حاکم بر مردم، توسط آنان دارای چه حکمی است؟ مسئولین کارخانه‏ها و اشخاصی که با آنان در ارتباط هستند، چه تکلیفی دارند؟ بعد از اعلام به مسئولین کارخانه‏ها و نهادهای مربوطه در آن استان، اگر هیچ‌گونه اقدامی انجام ندهند، تکلیف چیست؟ ج: بر مسئولين مربوطه واجب است که به آنان دستور دهند که از تظاهر به امورى مثل شرابخوارى، خوردن گوشت‏هاى حرام خوددارى کنند و آنان را از خوردن علنى آنها منع نمايند. ولى امورى که با عفت عمومى منافات دارد، به هيچ وجه نبايد به آنان اجازه انجام آن داده شود. به هر حال، از طرف مسئولين مربوطه بايد تدابير مناسبى در اين‌باره اتخاذ شود. س 1086: بعضی از برادران برای امر به معروف و نهی از منکر و نصیحت و ارشاد به مکانهایی می‏روند که ممکن است زنان بی‌حجاب در آنجا حضور داشته باشند، آیا از آنجا که برای امر به معروف به آنجا رفته‏اند، نگاه‌کردن به زنهای بی‌حجاب برای آنان جایز است؟ ج: نگاهِ اول اگر بدون قصد باشد، اشکال ندارد، ولى نگاه عمدى به غير از صورت و دست‏ها تا مچ جايز نيست، هرچند به قصد امر به معروف باشد. س 1087: وظیفه جوانان مؤمن در دانشگاههای مختلط در برابر مفاسدی که در بعضی از آن مکانها مشاهده می‏کنند، چیست؟ ج: بر آنان واجب است که ضمن دورى جستن از ابتلا به مفاسد، در صورت تمکن و تحقق شرايط امر به معروف و نهى از منکر مبادرت به انجام اين فريضه کنند.


احکام تیمم‏ اجوبه الاستفتائاتس 200: اگر چیزهایی مثل خاک، گچ، سنگ که تیمم بر آنها صحیح است، به دیوار چسبیده باشند، آیا تیمم بر آنها صحیح است یا آنکه حتماً باید بر روی زمین باشند؟ ج: در صحّت‏ تيمم، بودن آنها بر روى زمين شرط نيست. س 201: در صورتی که جنب بر اثر عدم امکان رسیدن به حمام، چند روزی جنابتش استمرار داشته باشد، اگر بعد از نمازی که با تیمم بدل از غسل خوانده است، حدث اصغری از او سر بزند، آیا برای نماز بعدی باید دوباره تیمم بدل از غسل نماید؟ یا آنکه همان تیمم اول از جهت جنابت کفایت می‏کند، و برای نمازهای بعدی از جهت حدث اصغر وضو یا تیمم واجب است؟ ج: شخص جنب پس از آن که به‌طور صحيح تيمم بدل از غسل جنابت کرد، اگر حدث اصغر از او سر بزند، تا زمانى که عذرِ شرعىِ مجوّز تيمم برطرف نشده است، بنا بر احتياط واجب بايد براى اعمال مشروط به طهارت، تيمم بدل از غسل نمايد و وضو هم بگيرد و اگر معذور از وضو باشد بايد تيمم ديگرى بدل از آن نمايد. س 202: آیا تیمم بدل از غسل همان احکام قطعی و ثابت غسل را دارد؟ به این معنی که آیا با آن داخل مسجد شدن جایز است؟ ج: ترتيب همه آثار شرعى غسل بر تيمم بدل از غسل جايز است، مگر اين که تيمم بدل از غسل به علت تنگى وقت باشد. س 203: شخصی که از مجروحین جنگی است و بر اثر قطع نخاع قادر به کنترل ادرار خود نیست، آیا می‏تواند به این دلیل که حمام رفتن برای او کمی مشقت دارد، برای انجام اعمال مستحبی مانند غسل جمعه و زیارت و غیر آنها تیمم بدل از غسل نماید؟ ج: صحّت‏ تيمم بدل از غسل براى اعمالى که مشروط به طهارت نيست، مانند زيارت محل اشکال است، ولى انجام آن بجاى غسل‏هاى مستحبى در موارد عسر و حرج به قصد رجاء و مطلوبيت اشکال ندارد. س 204: کسی که فاقد آب است و یا استعمال آب برایش ضرر دارد، آیا در صورت تیمم بدل از غسل جنابت، داخل مسجد شدن و خواندن نماز جماعت برای او جایز است؟ قرائت قرآن کریم چه حکمی دارد؟ ج: تا زمانى که عذر مجوّز تيمم باقى است و تيمم او باطل نشده، انجام همه اعمال مشروط به طهارت براى او جايز است. س 205: رطوبتی از انسان در حال خواب خارج می‏شود و بعد از بیداری چیزی به یاد نمی‏آورد ولی لباس خود را مرطوب می‏بیند و وقت هم برای به یاد آوردن ندارد زیرا نماز صبح او قضا می‏شود. وظیفه انسان در این حالت چیست؟ چگونه نیت تیمم بدل از غسل نماید؟ حکم اصلی در این‌باره چیست؟ ج: اگر مى‏داند که محتلم شده، جنب است و بايد غسل کند و در صورت تنگى وقت بايد بعد از تطهير بدنش تيمم نموده و نماز بخواند و سپس در وسعت وقت غسل نمايد، ولى در صورت شک در احتلام و جنابت، حکم جنابت بر آن جارى نمى‏شود. س 206: شخصی که چندین شب متوالی جنب شده، با توجه به این که در حدیث شریف آمده است که چند روز متوالی حمام رفتن انسان را ضعیف می‏کند، چه تکلیفی دارد؟ ج: غسل بر او واجب است، مگر اين که استعمال آب براى او ضرر داشته باشد که در اين صورت بايد تيمم کند. س 207: من در یک وضعیت غیرطبیعی به سر می‏برم، به‌طوری که از من چند دفعه بدون اختیار در نوبت‏های متعدد منی خارج می‏شود که خروج آن همراه با لذت نیست. وظیفه من درباره هر نماز چیست؟ ج: اگر غسل کردن براى هر نماز ضرر دارد و يا تکليفِ خيلى دشوارى بر شماست، بعد از تطهير بدن با تيمم نماز بخوانيد. س 208: کسی که غسل جنابت را برای نماز صبح انجام نداده است و به اعتقاد این که اگر غسل کند، مریض می‏شود، تیمم کرده است، چه حکمی دارد؟ ج: اگر به اعتقاد او غسل برايش ضرر دارد، تيمم اشکال ندارد و نماز با آن صحيح است. س 209: کیفیت تیمم چگونه است؟ آیا فرقی بین تیمم بدل از وضو و غسل هست؟ ج: تيمم بدين ترتيب است: ابتدا بايد نيت نمايد و سپس کف هر دو دست را بر چيزى که تيمم بر آن صحيح است بزند و آن را به تمام پيشانى و دو طرف آن از جايى که موى سر مى‏رويد تا ابروها و بالاى بينى بکشد، و سپس کف دست چپ را بر تمام پشت دست راست و کف دست راست را بر تمام پشت دست چپ، بکشد و احتياط واجب اين است که بار ديگر دستها را به زمين بزند و سپس کف دست چپ را بر پشت دست راست وکف دست راست را بر پشت دست چپ بکشد. اين ترتيب در تيمم بدل از وضو و بدل از غسل يکسان است. س 210: تیمم بر سنگ گچ و آهک و پخته شده آنها و آجر چه حکمی دارد؟ ج: تيمم بر هر آنچه از زمين محسوب شود مانند سنگ گچ و سنگ آهک، صحيح است. و بعيد نيست، تيمم بر گچ و آهک پخته و آجر و امثال آنها هم صحيح باشد. س 211: فرموده‏اید چیزی که بر آن تیمم می‏شود باید پاک باشد، آیا اعضاء تیمم (پیشانی و پشت دستها) هم باید پاک باشند؟ ج: احتياط آن است که در صورت امکان، پيشانى و پشت دستها پاک باشند و اگر فردى نتواند محل تيمم را تطهير کند، بدون آن تيمم نمايد؛ هرچند بعيد نيست که طهارت در هر صورت شرط نباشد. س 212: اگر انسان نتواند وضو بگیرد و تیمم هم برای او امکان نداشته باشد، چه وظیفه‏ای دارد؟ ج: اگر انسان نتواند براى نماز وضو بگيرد و تيمم هم ممکن نباشد، بنا بر احتياط بايد نماز را در وقت بدون وضو و تيمم بخواند و سپس با وضو يا تيمم قضا کند. س 213: من به بیماری پوستی مبتلا شده‏ام، به‌طوری که هرگاه غسل می‏کنم پوست بدنم خشک می‏شود. حتی در صورت شستن دست و صورتم هم این خشکی به وجود می‏آید. بنا بر این مجبورم روغن به پوستم بمالم، در نتیجه هنگام وضو به‌خصوص برای نماز صبح با مشکلاتی مواجه می‏شوم. آیا جایز است در نمازهای صبح به جای وضو تیمم کنم؟ ج: اگر استعمال آب براى شما ضرر داشته باشد، وضو گرفتن صحيح نيست، و بايد به جاى آن تيمم کنيد. و اگر ضرر ندارد و روغن مذکور مانع از رسيدن آب به اعضاى وضو نباشد، بايد وضو بگيريد و اگر مانع است و مى‏توانيد روغن را پاک نموده و وضو بگيريد و سپس روغن بزنيد، نوبت به تيمم نمى‏رسد. س 214: شخصی به خاطر تنگی وقت، نمازش را با تیمم خوانده است. بعد از فراغت از نماز برای او آشکار می‏شود که وقت برای وضو داشته است. نماز او چه حکمی دارد؟ ج: اعاده آن نماز بر او واجب است. س 215: ما در منطقه سردسیری زندگی می‏کنیم که نه حمام دارد و نه مکانی برای استحمام، وقتی در ماه مبارک رمضان به حالت جنابت از خواب بیدار می‏شویم، با توجه به این که غسل کردن جوانان در نیمه شب در برابر مردم با آب مشک یا حوض عیب شمرده می‏شود و آب هم در آن وقت سرد است، تکلیف ما برای روزه فردا چیست؟ آیا تیمم جایز است؟ در صورتی که غسل نکند، افطار کردن روزه آن روز چه حکمی دارد؟ ج: مجرد مشقّت يا عيب شمرده شدن اغتسال جوانان در نيمه شب، عذر شرعى محسوب نمى‏شود، بلکه مادامى که غسل، حرجى و موجب ضرر براى مکلّف نشود، غسل کردن به هرصورتى که امکان دارد واجب است، و در صورت حرج يا ضرر بايد قبل از طلوع فجر تيمم کند و با تيمم بدل از غسل جنابت پيش از طلوع فجر روزه‏اش صحيح است، و اگر تيمم نکند روزه‏اش باطل است، ولى امساک در طول روز بر او واجب مى‏باشد. -------------------------------------------------------------------------------- احکام تیمم‏ استفتائات جدیدش: کسى که کف دو دستش را طورى گچ گرفته‌اند که نمى‌تواند براى تيمم دست‌ها را به صورت کامل به زمين بزند، (قسمت‌هايى از کف دست با زمين برخورد نمى‌کند و فقط اطراف کف دست به زمين مى‌خورد) براى تيمم چه بايد بکند؟ ج) اگر پشت دست‌ها به زمين مى‌رسد بايد با پشت دست‌ها تيمم كند، و اگر پشت دست را هم گچ گرفته است بگونه‌اى كه تمام آن به زمين نمى‌رسد، نوبت به تيمم با ذراعين است و احوط جمع بين تيمم با ذراعين و تيمم با بعض كف دست است. س: آيا منظور از کشيدن کف دست بر پيشانى در تيمم تا سر انگشتان است يا فقط کف دست کافى است؟ همچنين بر پشت دستها؟ ج) کف دست به تنهايى کفايت نمى‌‌کند و کشيدن تا سر انگشتان لازم است، و نسبت به پشت دست هم بايد تا سر انگشتان باشد. س: آيا در صورتى که هنگام تيمّم دست تر باشد تيمم باطل است؟ ج) اگر روى سنگ تميز تيمم مى‌کند که چيزى به دست نمى‌چسبد، اشکال ندارد. س: تيمم به سنگ نماى ساختمان كه بطور عمودى به ديوار نصب شده است صحيح يا خير؟ ج) مانع ندارد. س: تيمم بر شن مرطوب صحيح است يا نه؟ ج) اشکال ندارد. س: معمولاً در زير قالى كه در اتاق پهن است گرد و خاك‌هايى جمع مى‌‌شود آيا تيمم با اين نوع خاك صحيح است يا خير؟ ج) تا امكان تهيه‌ى خاك وجود دارد، تيمم بر گرد و غبار صحيح نيست مگر به اندازه‌اى باشد كه عرفاً بر آن خاك صدق كند. س: كوهنوردانى كه براى فتح قله‌ها مى‌‌روند و بخاطر سردى فوق‌العاده هوا وضو گرفتن آنها با عسر و حرج همراه بوده و از جمله موجب مريضى است، آيا جايز است تيمم نمايند؟ و اگر كوه پر از برف بوده و تيمم ممكن نباشد، تكليف نماز و روزه‌شان چيست؟ ج) در فرض سؤال تيمم مانع ندارد و در صورت عدم دسترسى به چيزى كه تيمم بر آن صحيح است احتياط مستحب آن است كه اعضاى وضو را با برف مسح كنند و با آن تيمم هم بكنند و بنابر احتياط واجب نماز را در وقت آن به جا آورند و بعداً در زمان تمكن قضاى آن را هم به‌جا آورند. س: آيا بعد از تيمم بدل از غسل براى اداى نماز واجب وضو هم لازم است؟ ج) اگر بدل از غسل جنابت تيمم كند، لازم نيست براى نماز وضو بگيرد. ولى اگر بدل از غسل‌هاى ديگر تيمم كند، بايد وضو بگيرد و اگر نتواند وضو بگيرد، بايد تيمم ديگرى هم بدل از وضو بنمايد.


احکام غسل جنابت‏ اجوبه الاستفتائاتس 167: آیا شخص جنب می‏تواند در صورت تنگی وقت با تیمم و نجاست بدن و لباس نماز بخواند یا این که باید بعد از تطهیر و غسل، نماز را قضا نماید؟ ج: اگر وقت به مقدارى نيست که بدن و لباسش را تطهير کند و يا لباس خود را عوض نمايد و به علت سردى هوا و مانند آن نمى‏تواند نماز خود را برهنه هم بخواند، بايد نماز را با تيمم بدل از غسل جنابت با همان لباس نجس بخواند. اين نماز مجزى است و قضاى آن بر او واجب نيست. س 168: آیا رسیدن منی به داخل رحم بدون دخول، سبب جنابت زن می‏شود؟ ج: در اين صورت جنابت محقق نمى‏شود. س 169: آیا بر زنان پس از انجام معاینات داخلی با وسائل طبی غسل واجب می‏گردد؟ ج: تا زمانى که منى خارج نشود، غسل واجب نيست. س 170: اگر دخول به مقدار حشفه صورت بگیرد، ولی منی خارج نشود و زن نیز به مرحله اوج لذت نرسد، آیا غسل فقط بر زن واجب است یا فقط بر مرد یا بر هر دو؟ ج: با تحقق دخول، ولو به مقدار حشفه، غسل بر هر دو واجب است. س 171: در مورد احتلام زنان، در چه صورتی غسل جنابت بر آنان واجب می‏شود؟ و آیا رطوبتی که هنگام ملاعبه و شوخی با همسر از آنان خارج می‏شود، حکم منی را دارد؟ و آیا بدون سست شدن بدن و رسیدن به اوج لذت، غسل بر آنها واجب می‏شود؟ به‌طور کلی در زنان بدون نزدیکی، جنابت چگونه تحقق می‏یابد؟ ج: اگر زن به اوج لذت جنسى برسد و در آن حال مايعى از او خارج شود جنابت محقق شده و غسل بر او واجب مى‏شود و اگر شک کند که به اين مرحله رسيده يا نه و يا شک در خروج مايع داشته باشد، غسل واجب نيست. س 172: آیا خواندن کتاب و یا دیدن فیلمهایی که موجب تحریک شهوت می‏شود، جایز است؟ ج: جايز نيست. س 173: اگر زن بعد از نزدیکی همسرش با وی، در حالی که منی در رحم او باقی مانده است، بلافاصله غسل نماید و بعد از غسل، منی از رحم خارج شود، آیا غسل او صحیح است؟ آیا منی خارج شده بعد از غسل، پاک است یا نجس و موجب جنابت مجدد می‏شود یا خیر؟ ج: غسل او صحيح است و رطوبتى که بعد از غسل از او خارج مى‏شود، اگر منى باشد نجس است، ولى اگر منى مرد باشد، باعث جنابت مجدد نمى‏شود. س 174: مدتی است که مبتلا به شک در غسل جنابت شده‏ام، به‌طوری که با همسرم نزدیکی نمی‏کنم. با این حال حالتی غیرارادی به من دست می‏دهد که گمان می‏کنم غسل جنابت بر من واجب شده است و حتی هر روز دو یا سه بار غسل می‏کنم، و این شک مرا آزار می‏دهد، تکلیف من چیست؟ ج: با شک در جنابت حکم جنابت مترتب نمى‏شود، مگر اين که رطوبتى از شما خارج شود که همراه با علامت‏هاى شرعى خروج منى باشد يا يقين به خروج منى داشته باشيد. س 175: آیا غسل جنابت در حال حیض صحیح است، به‌طوری که مسقط تکلیف زن جنب باشد؟ ج: صحّت‏ غسل در فرض مذکور محل اشکال است. س 176: اگر زن در حال حیض، جنب یا در حال جنابت حایض شود، آیا بعد از پاک شدن از حیض هر دو غسل بر او واجب است؟ یا این که با حدوث جنابت در حال حیض، غسل جنابت بر او واجب نیست زیرا در موقع جنابت پاک نبوده است؟ ج: در هر دو صورت، علاوه بر غسل حيض، غسل جنابت هم واجب است، ولى جايز است که در مقام عمل، به غسل جنابت اکتفا کند، ليکن احوط اين است که نيت هر دو غسل را بنمايد. س 177: در چه صورتی حکم می‏شود که رطوبت خارج شده از مرد منی است؟ ج: اگر همراه با شهوت، جستن و سست شدن بدن باشد، حکم منى را دارد. س 178: گاهی اثر گچ یا صابون بعد از غسل کردن در اطراف ناخن‏های دست و پا مشاهده می‏شود که در حمام هنگام غسل دیده نمی‏شد، ولی بعد از خروج از حمام و دقت، سفیدی صابون یا گچ آشکار می‏شود. در این حال تکلیف چیست؟ در حالی که بعضی از افراد هنگام غسل و وضو به این مسأله جاهل هستند و یا توجهی به آن ندارند و با فرض وجود اثر گچ یا صابون یقین به رسیدن آب به زیر آن حاصل نمی‏شود. ج: مجرد وجود اثر گچ يا صابون که بعد از خشک شدن اعضاء ظاهر مى‏شود، ضررى به وضو يا غسل نمى‏رساند، مگر اين که داراى جرمى باشد که مانع از رسيدن آب به بشره شود. س 179: یکی از برادران می‏گوید صحّت‏ غسل مشروط به تطهیر بدن از نجاست، قبل از غسل است و اگر تطهیر آن از منی یا غیر آن در اثنای غسل باشد موجب بطلان غسل می‏شود. بر فرض صحّت‏ گفته او و با توجه به این که من جاهل به این مسأله بوده‏ام، آیا نمازهای گذشته من باطل بوده و قضای آنها واجب است؟ ج: پاک بودن تمامى بدن قبل از غسل واجب نيست، بلکه پاک بودن هر عضوى هنگام غسل آن کافى است. بنا بر اين اگر عضو، قبل از غسل‏آن، تطهير شده باشد، غسل و نمازى که با آن خوانده شده، صحيح است. ولى اگر عضو نجس قبل از غسل‏آن تطهير نشود، و با يک شستن بخواهد هم آن را پاک کند و هم غسل نمايد، غسل باطل است و نمازى که با چنين غسلى خوانده، باطل و قضاى آن واجب است. س 180: آیا رطوبتی که از انسان در حال خواب خارج می‏شود، حکم منی را دارد؟ با آنکه می‏دانیم هیچ‌یک از علامتهای سه‌گانه (جستن، شهوت و سستی بدن) را ندارد و شخص هم متوجه آن نمی‏شود مگر وقتی که بعد از بیداری لباسهای زیر خود را مرطوب ببیند. ج: اگر علائم سه‌گانه يا يکى از آنها وجود نداشته باشد و يا شک در آن باشد، حکم منى را ندارد مگر اينکه از راه ديگرى يقين کند که منى است. س 181: جوانی هستم که در خانواده فقیری زندگی می‏کنم و منی به دفعات زیاد از من خارج می‏شود و خجالت می‏کشم از پدرم تقاضای پول حمام بکنم، در خانه هم حمام نداریم. تقاضا می‏کنم مرا راهنمایی فرمایید. ج: در انجام تکليف شرعى، حيا معنى ندارد. حيا، عذر شرعى براى ترک واجب نيست. به هر حال اگر غسل جنابت براى شما امکان ندارد، وظيفه شما براى نماز و روزه، تيمم بدل از غسل است. س 182: اینجانب با مشکلی مواجه هستم، مشکل من این است که شستن بدنم، هرچند با یک قطره آب، برای بدنم ضرر دارد، حتی مسح هم همین طور است. هنگام شسستن بدنم ولو به مقدار کم، علاوه بر عوارض دیگر، تپش قلبم زیاد می‏شود، آیا با این وضعیت برای من جایز است با همسرم مقاربت نموده و برای چندین ماه تیمم بدل از غسل نمایم و با آن نماز خوانده و داخل مسجد شوم؟ ج: ترک مقاربت بر شما واجب نيست، و در صورت جنابت و معذور بودن از انجام غسل، وظيفه شرعى شما براى اعمال مشروط به طهارت، تيمم بدل از غسل جنابت است، و با آن تيمم داخل مسجد شدن و خواندن نماز و مسّ نوشته قرآن کريم و بقيه اعمالى که انجام آنها مشروط به طهارت از جنابت است، اشکال ندارد. س 183: استقبال قبله هنگام غسلِ واجب یا مستحب، واجب است یا خیر؟ ج: استقبال قبله در وقت غسل واجب نيست. س 184: آیا غسل کردن با غُساله حدث اکبر با توجه به قلیل بودن آب و طهارت بدن قبل از غسل، صحیح است؟ ج: در فرض مرقوم، غسل کردن با آن مانعى ندارد. س 185: اگر از کسی که مشغول غسل جنابت است، حدث اصغر سر بزند، آیا باید دوباره غسل نماید یا آنکه غسل را تمام کند و وضو بگیرد؟ ج: حدث اصغر در اثناى غسل به صحّت‏ غسل ضرر نمى‏رساند و لازم نيست که غسل را از نو شروع کند، ولى چنين غسلى کفايت از وضو براى نماز و ساير اعمال مشروط به طهارت از حدث اصغر نمى‏کند. س 186: اگر رطوبت غلیظی که شبیه منی است و انسان آن را بعد از بول مشاهده می‏کند، بدون شهوت و اراده از انسان خارج شود، آیا حکم منی را دارد؟ ج: حکم منى بر آن مترتب نيست، مگر اين که يقين به منى بودن آن حاصل شود يا اين که هنگام خروج، علامت‏هاى شرعى منى را داشته باشد. س 187: کسی که غسلهای متعددی اعم از واجب یا مستحب بر ذمّه او باشد، آیا یک غسل، کفایت از غسل‏های دیگر می‏کند؟ ج: اگر به نيت همه آنها يک غسل بجا آورد، کفايت مى‏کند و اگر در بين آنها غسل جنابت باشد و به نيت آن غسل کند، از بقيه غسلها هم کفايت مى‏کند. اگر چه احتياط اين است که همه آنها را نيّت نمايد. س 188: غیر از غسل جنابت، آیا بقیه غسلها هم کفایت از وضو می‏کنند؟ ج: کفايت نمى‏کنند. س 189: به نظر شریف جنابعالی آیا در غسل جنابت جریان آب بر بدن شرط است؟ ج: ملاک، صدق شستن بدن به قصد غسل است و جريان آب بر بدن شرط نيست. س 190: کسی که می‏داند اگر با نزدیکی با همسرش خود را جنب کند، آبی برای غسل کردن نمی‏یابد و یا وقت برای غسل و نماز ندارد، آیا می‏تواند با همسرش نزدیکی نماید؟ ج: در صورت عجز از غسل، اگر قدرت بر تيمم داشته باشد، مى‏تواند با همسرش نزديکى کند. س 191: آیا در غسل جنابت مراعات ترتیب بین سر و سایر اعضای بدن کافی است یا این که باید بین طرف راست و چپ بدن هم ترتیب رعایت شود؟ ج: ترتیب بین دو طرف بدن با مقدم داشتن طرف راست بر چپ، بنا بر احتیاط واجب باید مراعات شود. س 192: آیا هنگام غسل ترتیبی مانعی دارد ابتدا پشت خود را شسته و بعد نیت غسل ترتیبی نموده و آن را بجا آورم؟ ج: شستن پشت و یا هر عضوی از اعضای بدن قبل از نیت غسل و شروع آن، اشکال ندارد. کیفیت غسل ترتیبی به این صورت است که بعد از تطهیر بدن باید نیت غسل نمود و اول سر و گردن را شست، و سپس بنا بر احتیاط واجب، اول طرف راست بدن و در مرحله سوم طرف چپ بدن باید شسته شود. س 193: آیا بر زن واجب است هنگام غسل، اطراف موهایش را هم بشوید؟ و آیا با توجه به این که آب به تمام پوست سر رسیده است، نرسیدن آب هنگام غسل به تمام مو، باعث بطلان غسل می‏شود؟ ج: بنا بر احتياط واجب، بايد تمام مو شسته شود.


آداب و شرایط غسل استفتائات جدید: اگر شخصى غسل جنابت بر او واجب شده باشد و غسل را انجام داده باشد و بعد از اتمام يافتن غسل متوجه شود كه مانعى بر روى بدن او وجود داشته باشد (تكه‌اى از منى) كه آب به آنجا نرسد بايد چه كارى انجام دهد. ج) غسل او در فرض مرقوم ناقص است و بايد مانع را از بدن برطرف کرده و محل را تطهير نمايد و سپس به نيّت تکميل غسل، آن محل را آب بريزد و اگر در سمت راست بوده، مجدداً تمام سمت چپ را بنابر احتياط واجب به نيّت غسل بشويد. س: لطفاً بفرماييد کسانى که بمناسبت شغل و کار روزانه با انواع رنگها و روغنهايى که به دستانشان مى‌چسبد و معمولاً شستشوى آنها به سختى ممکن است و چه بسا شستن آنها با نفت و بنزين ميسّر است و نتيجه اين امر ضرر به دست است تکليف اين افراد براى وضو و غسل چيست؟ ج) در فرض مذکور بايد به وظيفه جبيره عمل نمايند. س: آيا در غسل چركهايى كه زير ناخن پا است مانع آب است؟ (حتى مقدار كمى از آن) ج) اگر ناخن از حدّ معمول بلندتر باشد و زير آن مقدارى که از حدّ معمول بلندتر است چرکى باشد که مانع رسيدن آب به ناخن است، بايد برطرف کند و اگر ناخن بلند نباشد، چرک زير آن مانعى ندارد. س: غسل در زير باران صحيح است؟ ج) غسل ترتيبى اشکال ندارد و آب باران را هم جزو آب غسل حساب کنيد.‏ س: آيا حدث اصغر در اثناى غسل باعث باطل شدن غسل مى‌‌گردد؟ ج) حدث اصغر در اثناى غسل به صحّت غسل ضرر نمى‌رساند و لازم نيست که غسل از ابتدا شروع شود، ولى در غسل جنابت چنين غسلى کفايت از وضو براى نماز و ساير اعمالِ مشروط به طهارت از حدث اصغر نمى‌نمايد. س. با توجه به مطالبی كه در رساله جنابعالی در رابطه با برطرف كردن موانع رسيدن آب به اعضای وضو مطرح شده در مورد كسانی كه مثلاً شغل آنها نقاشی است و خيلی از اوقات بعد از صرف وقت زيادى برای از بين بردن اين موانع، پس از نماز متوجه می‌شوند كه هنوز موانعِ كمی وجود دارد تكليف چيست؟ ج) بايد موانع را برطرف کنند و وضو بگيرند و اگر عسر و حرج باشد، مثل وضوی جبيره عمل کنند. س: سربازى هستم كه در يكى از پادگان‌ها خدمت مى‌‌كنم، با توجه به اينكه براى ما استحمام محدوديت دارد حدود شش روز با عذر شرعى و تيمم نماز را به جا آوردم. آيا نماز من صحيح است يا نه؟ ج) با توجه به اينكه براى غسل حتماً لازم نيست كه از حمام استفاده شود بلكه مى‌‌توان با يك پارچ آب سر و گردن، بعد طرف راست و بعد طرف چپ بدن را غسل داد اگر واقعاً آبى براى غسل نبوده يا وقت براى غسل كافى نبوده، تيمم صحيح و نماز با آن هم بى‌اشكال است و الا كافى نيست. س: خانمى صورتش آرايش دارد، بعد از انجام غسل متوجه مى‌‌شود كه هنوز موارد آرايشى پاك نشده است. البته هنگام غسل كردن اصلاً يادش نبوده كه صورتش آرايش دارد و بعداً متوجه مى‌‌شود، آيا غسل او درست است يا خير؟ ج) در صورتى كه مواد آرايشى مانع از رسيدن آب به بدن باشد، بايد دوباره غسل كند. س: براى كسى كه در غسل طول مى دهد اما مى‌گويد من وسواس نشده‌ام بلكه براى اطمينان از رسيدن آب به همه جاى بدنم غسلم طول مى‌كشد چه نظرى داريد؟ ج) اگر از متعارف خارج باشد نبايد اعتنا کند.


تراشیدن ریش‏ اجوبه الاستفتائاتس 1410: مراد از فک پائین که باقی گذاشتن موهای آن واجب است چیست؟ آیا شامل گونه‌ها هم می‏شود؟ ج: معيار اين است که از نظر عرف، گذاشتن ريش صدق کند. س 1411: ریش از نظر کوتاهی و بلندی باید چه مقدار باشد؟ ج: حد معيّنی ندارد، بلکه معيار اين است که عرفاً بر آن ريش صدق کند و بلندبودن آن بيشتر از قبضه دست کراهت دارد. س 1412: بلندکردن سبیل و کوتاه کردن ریش چه حکمی دارد؟ ج: اين کار فی‏نفسه اشکال ندارد. س 1413: بعضی از مردان موهای چانه خود را باقی گذاشته و باقی‌مانده را می تراشند، این کار چه حکمی دارد؟ ج: تراشيدن مقداری از ريش حکم تراشيدن تمام آن را دارد. س 1414: آیا تراشیدن ریش فسق محسوب می‏شود؟ ج: تراشيدن ريش بنا بر احتياط حرام است و احوط اين است که احکام و آثار فسق بر آن مترتّب می‏شود. س 1415: تراشیدن سبیل چه حکمی دارد؟ و آیا می توان آن را خیلی بلند کرد؟ ج: تراشيدن سبيل و باقی گذاشتن و بلند نمودن آن فی‏نفسه اشکال ندارد، بله، بلند نمودن آن به مقداری که هنگام خوردن و آشاميدن با غذا يا آب برخورد کند، مکروه است. س 1416: تراشیدن ریش با تیغ یا ماشین ریش‌تراشی برای هنرمندی که کارش آن را اقتضا می‏کند، چه حکمی دارد؟ ج: اگر عنوان تراشيدن ريش بر آن صدق کند بنا بر احتياط حرام است، ولی اگر کار هنری او نياز ضروری جامعه اسلامی محسوب شود، مبادرت به تراشيدن ريش به مقدار آن ضرورت، اشکال ندارد. س 1417: من به اعتبار اینکه مسئول روابط عمومی یکی از شرکتهای تابع جمهوری اسلامی هستم، مجبور به خرید و ارائه لوازم اصلاح به مهمان‌ها برای تراشیدن ریششان می‏باشم، تکلیف من چیست؟ ج: بنا بر احتياط خريد و ارائه لوازم ريش‌تراشی به ديگران جايز نيست مگر در مقام ضرورت. س 1418: در صورتی که گذاشتن ریش مستلزم اهانت باشد، تراشیدن آن چه حکمی دارد؟ ج: گذاشتن ريش برای مسلمانی که به دينش اهميّت می‏دهد باعث سرشکستگی نيست و بنا بر احتياط، تراشيدن آن جايز نيست مگر در صورتی که گذاشتن ريش باعث ضرر يا حرج شود. س 1419: آیا تراشیدن ریش در صورتی که گذاشتن آن مانع رسیدن به اهداف مشروع انسان شود جایز است؟ ج: بر مکلّفين واجب است حکم خداوند را امتثال کنند مگر در مواردی که حرج يا ضرر قابل ملاحظه‏ای وجود داشته باشد. س 1420: آیا خرید و فروش و تولید خمیر اصلاح که کاربرد اصلی آن برای اصلاح ریش است ولی گاهی برای اصلاح غیر از آن هم بکار می رود، جایز است؟ ج: اگر خمير مذکور غير از اصلاح ريش منافع حلال ديگری دارد، توليد و فروش آن بدين منظور اشکال ندارد. س 1421: آیا منظور از حرمت تراشیدن ریش آن است که موهای صورت به‌طور کامل روییده باشند و سپس تراشیده شوند یا اینکه شامل موردی که مقداری از موهای صورت درآمده باشند هم می‏شود؟ ج: به‌طور کلی تراشيدن آن مقدار از موی صورت که بر آن عنوان تراشيدن ريش صدق می‏کند بنا بر احتياط حرام است ولی تراشيدن مقداری از آن که عنوان مزبور بر آن صدق نمی‏کند اشکال ندارد. س 1422: آیا اجرتی که آرایشگر بابت تراشیدن ریش می گیرد، حرام است؟ و بر فرض حرمت، اگر با مال حلال مخلوط شود، آیا واجب است هنگام تخمیس آن، خمس آن را دوبار بپردازد یاخیر؟ ج: بنا بر احتياط، گرفتن اجرت در برابر تراشيدن ريش، حرام است و امّا در مورد مال مخلوط به حرام، اگر مقدار حرام و مالک آن را بشناسد واجب است آن را به او برگرداند و يارضايت وی را جلب کند و اگر مالک آن را هرچند درتعداد محصوری نشناسد، واجب است آن را به فقيران صدقه بدهد و اگر مقدار مال حرام را نداند ولی مالک آن را بشناسد واجب است به نحوی رضايت او را به‌دست آورد و اگر مقدار آن را نداند و مالک را هم نشناسد واجب است خمس آن را بپردازد تامالش از حرام پاک شود و در صورتی که مقدار باقی‌مانده بعد از پرداخت خمس، از مؤونه سال زياد بيايد، پرداخت خمس آن به عنوان ادای خمس منفعت کسب، واجب است. س 1423: گاهی بعضی از مشتریان برای تعمیر ماشین اصلاح خود به من مراجعه می‏کنند، با توجه به اینکه تراشیدن ریش از نظر شرعی حرام است، آیا انجام آن برای من جایز است؟ ج: از آنجا که وسيله مذکور غير از تراشيدن ريش استفاده‏های ديگری هم دارد، بنا بر اين اقدام به تعمير آن و گرفتن اجرت در برابر آن در صورتی که به قصد استفاده از آن برای تراشيدن ريش نباشد، اشکال ندارد. س 1424: آیا اصلاح موی گونه‏ها اعم از اینکه با نخ باشد یا با موچین، حرام است؟ ج: اصلاح موی گونه‏ها هرچند با تراشيدن، حرام نيست.


توصیه‌های حاج منصور ارضی به ذاکران به گزارش عقیق، اجتماع بزرگ مداحان، شاعران و خادمان هیئات مذهبی در مسجد ارک تهران و با سخنرانی حجت الاسلام قاسمیان و حاج منصور ارضی و همچنین شعرخوانی شاعران اهل بیت علیهم السلام برگزار شد. این مراسم پس از قرائت آیاتی از کلام الله مجید و همچنین قرائت زیارت عاشورا توسط برادر افشاری آغاز شد. در ادامه، محسن عرب خالقی، شاعر و مداح اهل بیت (ع) مراسم را با قطعه شعری آغاز نمود. پس از وی، محمد رسولی، قاسم صرافان و حسن لطفی به شعر خوانی پرداختند. گزیده سخنان حاج منصور ارضی در این مراسم را بخوانید: *از پارسال تا حالا شعر ها خیلی فرق کرده و بهتر شده است. و این مسئله را در جلسه ای که در خدمت بعضی از شعرا بودیم عرض کردم و این مهم است که بدانید. *شعرا باید امین الله را سر مشق زندگی خود قرار دهند. اگر اینگونه شد به هیچ چیزی نیاز نداریم ما باید دشمن را تحریم کنیم تا دشمن ما را. به این معنی که سبک ها و سلیقه هایی که بوی غیر امیرالمومنین و فرزندانشان می دهد را از خودمان دور کنیم. *کاری که ما باید در ماه رمضان انجام دهیم اینست که اول باید بگوییم که مردم فقیر مناجاتند و فقیر روضه صحیح اهل بیت علیهم السلام هستند. خط روضه از حسین تا خداست. خط مناجات هم همینطور. *شما باید با دعا مانوس باشید. چرا دشمن از هیئات ها و وعاظ و مداحان میترسد؟ چون شما دعوت می کنید مردم را به خدا و از شیطان دور می کنید. *ای کاش این عزیزانی که شعر خواندند یک مقدار هم شعر مناجاتی می خواندند! چرا؟ چون وقتی دلها با مناجات شیرین می شود زودتر به حسین علیه السلام می رسد. این دعاها خودشان مقتل هستند. مثل دعای عرفه، دعای جوشن صغیر و دعاها و زیاراتی که برای اهل بیت آمده است. دعای سوم شعبان، دعای نیمه شعبان. *این مسئله را بارها گفته ام و از این حرفم کوتاه نمی آیم! حافظ و سعدی بهترین شعرا بودند، استفاده هم بردیم ولی اگر اینها مقتدایتان باشند خطرناک است. نباید این ها مقتدای شاعر شوند. مقتدای ما کسی دیگر است. تربیت شده دستگاه اهل بیت علیهم السلام باید شعرش با دیگران فرق کند. نیاز نیست برای جنگیدن با دیگر شعرا همچون آنها شعر بگوییم! ما باید وصف خاندان اهل بیت علیهم السلام را بگوییم و بس! *همیشه به مداحان نزدیک خودم عرض میکنم، وقتی می خوانید، برای خودتان بخوانید! اگر برای خودتان خلوت کنید این مسیر خودسازی و خود شناسی و خدا شناسی است و همین کار تمام مجلست را بهم میریزد! ما هم دنبال همین هستیم دیگر! *مراقب باشید! کسی از شهرت کاذب به جایی نمی رسد! مردم فقیر مناجاتند. فقر روضه حقیقی اهل بیتند. به من می گویند، روضه باز بخوانیم؟ یعنی چی؟ بالاخره اتفاق افتاده یا نیفتاده؟ چرا مقام معظم رهبری در سالروز ولادت حضرت زهرا(س) فرمودند هیچ کدام از شما روضه خوان نیستید من روضه خوانم. شما مداحید! یعنی چی؟ این یعنی ما هنوز درس روضه یاد نگرفتیم. روضه خواندن که به شعر خواندن نیست! باید بروی و زانو بزنی، باید کمک بگیری، باید از سودای دل ناله بزنی، باید دعاهای آمده را بخوانی در هر صبح و ظهر و شب! باید مناجات کنی. باید با شب مانوس باشی، کمتر بخور، کمتر بخواب تا به یه جایی برسی تا مردم را به جایی برسانی! *دشمن کار کرده! اینترنت، موبایل و ماهواره و ...! اگر بعضی از اخلاق ها را از خودت دور نکنی، اگر بعضی از ارتباطاتت را کنسل نکنی، اگر مواظبت و مراقبت نکنی مداح نمی شوی! اگر می بینی مرحوم فیض کاشانی، مرحوم آیت الله قاضی و ... وقتی داستان زندگیشان را تعریف می کنند متعجب می شوی برای این است که اینها یکسری مراقبت ها داشتند مواظبت ها داشتند! هر مجلسی را نمی رفتند! در ماه رمضان اگر خواستی روضه بخوانی قبلش مناجات بخوان! اگر دیدی مردم گریه نکردند، خودت را اذیت نکن! پاشو و مجلس را ترک کن! *خواهش من از شعرا این است که شعر مناجاتی بگویند. سبک هایی که در آن زمزمه داشته باشد بسرایند! در مناجات نمی شود هر شعری را خواند، شعر باید زمزمه داشته باشد. در دعا ها همه جوره به ما یاد داده اند که چگونه مناجات و زمزمه کنیم.


مناسب خوانی و معرفی دستگاهها یکی از دلایل مهم در مناسب خوانی آشنایی با اشعار تعلیمی در ردیف آوازی است. همچنین آشنایی با زمان مناسب برای هر دستگاه و آواز نیز مهم است. مثلا اینگونه نقل می کنند که آواز دشتی مناسب برای غروب و عصر ، دستگاه سه گاه قبل از طلوع آفتاب و دستگاه چهارگاه به هنگام طلوع آفتاب و ... می باشد ۱) دستگاه شور : شور آوازى است که موردپسند عمومى است و شور از جذبه و لطف خاصى برخوردار است که بسيار شاعرانه و دلفريب است. آواز شور ريشهٔ عميقى در فرهنگ ايرانى دارد که بيانگرعرفان ايرانی و اسلامی است. ۲) آواز افشاری : افشاری ، آواز متأثرکننده و دردناک است که سخن از درد و اندوه درونى دارد. آواز مناجات و راز و نياز با معبود يگانه ميباشد. افشاري آوازی تامل برانگیز است که انسان را به فکر وا می دارد و شايد به همين دليل از اين آواز براي خواندن مناجات استفاده ميشود ۳) آواز دشتی : این آواز را آواز چوپانى نیز ناميده‌اند. اين آواز با آن که غم‌انگيز و دردناک است؛ در عين حال بسيار لطيف و ظريف است. غم و حزنی که در آواز دشتی وجود دارد می تواند ناشی از فراق یار ، رنج و سختی زمانه و ... باشد. در خواندن این آواز احساس نقش مهمی را ایفا می کند ۴) آواز ابوعطا : انسان با گوش دادن به ابوعطا کمی به فکر فرو می رود و به مسائل فلسفی پیرامونش می اندیشد. به این ترتیب تا اندازه ای می توان نتیجه گرفت, کسانی که بیشتر به آواز ابوعطا علاقه دارند و آن را بیشتر از سایر دستگاهها گوش می دهند گوشه گیر تر هستند. ۵) دستگاه ماهور : ماهور آوازى است با وقار و ابهت و شوکت خاصى به شنونده القا مى‌کند و آهنگ‌ساز براى بيان شجاعت‌ها و دليرى از اين آواز استفاده مى‌کند. ماهور چون قرين موسيقى فرنگى است، بين جوانان جايگاه خاصى دارد. اما در مجموع آواز ماهور طرب‌انگيز و شاد مى‌باشد ۶) آواز بیات ترک : مانند ابوعطا مورد توجه عامه است و در ملودی های عرفانی مورد استفاده قرار می گیرد و در وصل به معبود توانایی زیادی دارد ۷) دستگاه سه گاه : آواز سه‌گاه ريشهٔ کاملاً ايرانى دارد. البته سه‌گاه در ميان ترک‌ها استعمال زيادى دارد و آنها در خواندن اين آواز مهارت زيادى دارند. اما فارسى‌زبان‌ها آن را طور ديگرى مى‌خوانند. در هر دو، آواز با حزن و اندوه همراه است و با تأثير و تألم بسيار همراه است ۸) دستگاه همایون : همايون آوازى است باشکوه و مجلل، آرام و در عين حال بسيار زيبا و دلفريب.، همايون ناصحى است مشفق و مهربان که با کمال شرم و آزرم با مستمعين خود مکالمه و درد دل مى‌کند و با بيانى شيوا چنان نصيحت مى‌کند و پند مى‌دهد که هيچ سخنران را اين مهارت و استادى نيست ۹) آواز بیات اصفهان : بيات اصفهان از آوازهاى قديم ايرانى است. آوازى است جذاب و گيرا ؛ اين آواز ريتمى بين شادى و غم دارد ۱۰) دستگاه چهارگاه : چهارگاه را می توان دستگاهی محسوب کرد که مانند پیری فرزانه دارای روحی بلند و عرفانی است و احساسات عالی انسانی را در کنار خصایص و محسنات انسانی صبور و شکیبا دار است.از ناکامی ها و نا امیدی ها اشک غم می ریزد و در شادی ها و خوشی ها اشک شوق و سرور. این دستگاه، بهترین گزینه برای ساخت قطعات حماسی است به طوریکه به زیبایی می تواند حالت شوق و افتخار وصف ناپذیری را در شنونده بوجود آورد. ۱۱) دستگاه نوا : آوازى است در حد اعتدال که آهنگى ملايم و متوسط دارد، نه زياد شاد و نه زياد حزن‌انگيز. نوا را آواز خوب گفته‌اند . معمولاً اشعار عارفانه مثل اشعار حافظ را براى نوا انتخاب مى‌کنند که تأثير بسيار زيادى در شنونده ايجاد مى‌کند.


شناخت قالب‏هاى شعرى و شيوه شعر خوانى انواع شعر فارسى انواع شعر فارسى كه به آن قالب‏هاى شعر فارسى نيز مى‏گويند عبارتند از: فرد، رباعى، دوبيتى، غزل، قصيده، قطعه، مثنوى مسمط، تركيب بند، ترجيح بند و مستزاد. همه اين قالب‏ها از يك، دو يا ابيات بيشترى تشكيل شده است. بيت: بيت داراى دو مصرع است. يعنى يك نيمه از بيت را مصرع مى‏نامند. فرد: يعنى يك بيت كه مى‏تواند قافيه و رديف داشته باشد يا فقط قافيه داشته باشد و يا بدون رديف و قافيه باشد. مثال بيت يا فرد كه داراى رديف و قافيه است. ز ياران كينه هرگز در دل ياران نمى‏ماند به روى آب جاى قطره باران نمى‏ماند آخرين كلمه كه در دو مصرع مشترك است رديف ناميده مى‏شود يعنى “نمى‏ماند” “ياران” و “باران” نيز قافيه‏هاى اين شعرند. مثال بيت يا فرد كه داراى قافيه است: بلبل ز شاخ سرد به گلبانگ پهلوى ميخواند دوش درس مقامات معنوى “پهلوى” و “معنوى” قافيه‏هاى اين بيت است. مثال بيت يا فرد بدون قافيه و رديف: بر نيزه كرده‏اى سر گلدسته رسول اى روزگار خوش گلى آورده‏اى به بار رباعى: رباعى از دو بيتى تشكيل شده است كه بايد قافيه در مصرع اول و دوم و چهارم رعايت شود. رباعى بر وزن “لا حول و لا قوة الا با...” است. من مست محبتم شرابم مدهيد در آتشم افكنيد و آبم مدهيد گر گريه كنم و گر عتاب آغازم با اوست حديث دل جوابم مدهيد دو بيتى: مانند رباعى است اما وزن آن “مفاعيلن مفاعيلن مفاعيل” است: ز دست ديده و دل هر دو فرياد كه هر چه ديده بيند دل كند ياد بسازم خنجرى نيشش ز فولاد زنم بر ديده تا دل گردد آزاد ... به صحرا بنگردم، صحرا تو بينم به دريا بنگرم دريا تو بينم به هر جا بنگرم كوه و در و دشت نشان از قامت رعنا تو ببينم غزل: غزل قالبى است كه از گذشته تا به امروز مورد توجه فراوان شاعران قرار گرفته است. غزل معمولاً بين پنج تا دوازده بيت است اما شاعران بيشتر غزل‏هاى خود را بين پنج تا هشت بيت مى‏سرايند. غزل به معناى بيان عاشقانه است يعنى همان حديث عشق اما غزل‏هاى فراوانى با مضامين اخلاقى، عرفانى، حماسى، عاطفى، و بيان پند و اندرز نيز از گذشته تا كنون سروده شده است. در غزل كلمات نا آشنا و خشن جايگاهى ندارند و هر چه معانى لطيف‏تر تأثير آن در شنونده بيشتر است. در غزل قافيه بايد رعايت شود و آن به اين شكل است كه دو مصرع بيت اول هم قافيه‏اند و مصرع‏هاى دوم ساير ابيات نيز بايد هم قافيه باشند. غزل مى‏تواند رديف هم داشته باشد. مثال: غزل با رعايت قافيه: منم كه ديده به ديدار دوست كردم باز چه شكر گويمت اى كارساز بنده نواز نيازمند بلا، گورخ از غبار مشوى كه كيمياى مرادست خاك كوى نياز ز مشكلات طريقت عنان متاب اى دل كه مراد راه نينديشد از نشيب و فراز فكند زمزمه عشق در حجاز و عراق نواى بانگ غزل‏هاى حافظ شيرازى غزل با رديف و قافيه: غمت در نهانخانه دل نشيند به نازى كه ليلى به محمل نشيند به دنبال محمل چنان زار گريم كه از گريه‏ام ناقه در گل نشيند مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشى ز بامى كه برخاست مشكل نشيند رود گر به پا خارى آسان برآيد چه سازم به خارى كه بر دل نشيند دقت كنيد كه زير قافيه‏ها يك خط و زير رديف دو خط كشيده شده است. مثنوى: در مثنوى هر بيت داراى قافيه مستقل است. تعداد ابيات مثنوى محدود نيست و يك مثنوى مى‏تواند از چند بيت تا هزاران بيت باشد. مانند مثنوى مولوى. به همين دليل است كه شاعران اين قالب را براى بيان افسانه‏ها، قصه‏ها و تاريخ بشر بكار مى‏برند. مثنوى در وزن‏هاى مختلف سروده مى‏شود اما تأثير گذارترين و زيباترين اوزان همانهايى است كه در مثنوى مولوى و شاهنامه فردوسى و خمسه نظامى بكار رفته است. در مثنوى هر بيت مى‏تواند رديف داشته باشد و يا بدون رديف بكار رود. مثنوى مولوى: بشنو از دل چون حكايت مى‏كند از جدايى‏ها شكايت مى‏كند كز نيستان تا مرا ببريده‏اند از نفيرم مرد و زن ناليده‏اند سينه خواهم شرحه شرحه از فراق تا كه گويم شرح درد اشتياق ... ببينم تا اسب اسفنديار سوى آخور آيد همى بى سوار و يا باره رستم جنگجوى به ايوان نهد بى خداوند روى قصيده: شكل ظاهرى قصيده مانند غزل است يعنى مصرع اول و دوم بيت اول هم قافيه‏اند و مصرع‏هاى دوم ساير ابيات نيز داراى قافيه مى‏باشند. تعداد ابيات قصيده معمولاً بين 15 تا هفتاد، هشتاد، و گاه تا يكصد و پنجاه و بيشتر مى‏رسد. قصيده بيشتر در مدح سلاطين و تبريك و تهنيت به مناسبت اعياد مختلف و فتح و پيروزى و حماسه سرايى و بيان مسايل اخلاقى و اجتماعى و امثال آن سروده مى‏شود. در گذشته قصيده نشان دهنده توانايى شاعر در سرودن و طبع آزمايى بود اما امروزه مورد استقبال شعران كمتر قرار مى‏گيرد. شايد يكى از دلايل آن كوتاه شدن زمان در امور مختلف و سرعت يافتن حركت انسان هاست. زبان قصيده زبانى فاخر و سنگين است و ابيات طولانى آن ممكن است مخاطب امروزى را خسته كند. قطعه: قطعه شعرى است كه در آن فقط مصراع‏هاى دوم و هم قافيه‏اند. يعنى مصرع اول بيت اول نبايد قافيه داشته باشد. قطعه معمولاً براى بيان موضوعات اخلاقى و پند و اندرز بيشتر بكار مى‏رود اما مى‏توان در برخى از قطعات موضوعاتى مثل حكايت‏هاى شيرين و مدح و همجو و تهنيت و تعزيت را جستجو كرد. در ميان اين شاعران پروين اعتصامى بسيار مشهور است. اين قطعه سازى از سعدى است: يا وفا خود نبود در عالم يا كسى اندر اين زمانه نكرد كس نياموخت علم تير از من كه مرا عاقبت نشانه نكرد مسمط: در مسمط شاعر چند مصرع را با يك قافيه مى‏سرايد و سپس مصرع متفاوتى و هم وزنى را با قافيه ديطگرى مى‏آورد. مجدداً چند مصرع را با قافيه مى‏سرايد و سپس مصرعى را با همان قافيه‏ى متفاوت و هم وزن قبلى مى‏آورد هر كدام از اين سروده‏ها را يك بخش مى‏گويند. مسمط ممكن است داراى بخش‏هاى زيادى باشد، اگر هر بخش داراى شش مصرع باشد به آن مسمط مسدس و اگر داراى پنج مصرع باشد مسمط و مخمس و يا مربع و مثلث مى‏گويند. مشهورترين مسمطى كه سروده شده از منوچهرى است: خيزيد و خز آريد كه هنگام خزانست باد خنك از خانب خوارزم وزانست آن برگ رزان بين كه بر آن شاخ رزانست گويى كه يكى پيرهن رنگرزانست دهقان به تعجب سرانگشت گزانست كاندر چمن و باغ نه گل ماند و نه گلزار طاووس بهارى را دنبال بكندند پرش ببريدند و به كنجى بنكندند خسته به ميان باغ به زاريش ببندند با او ننشيند و نگويند و نخندند و آن پر تكارينش بر او باز نبندند تا آذر مه بگذرد و آيد آزار تركيب بند: شكل ظاهرى تركيب بند مانند آن است كه چند غزل را بر يك وزن با قوافى مختلف بنويسيم و بين هر غزل با غزل ديگر بيتى با همان وزن و قافيه‏اى متفاوت بياوريم مانند تركيب بند معروف محتشم كاشنى. اما شاعر دقت فراوان دارد كه هر بيت متفاوت داراى ارتباط معنايى و منطقى با غزل قبلى خود مى‏باشد. ترجيح بند: ترجيح بند نيز مانند تركيب بند است با اين تفاوت كه بيتى كه بين دو بخش قرار مى‏گيرد مرتباً تكرار مى‏شود. يعنى شاعر به آن بيت رجوع كند. ترجيع بند هاتف اصفهانى يكى از مشهورترين و زيباترين ترجيع بندهايى است كه تا كنون سروده شده است.(به شرح پيوست) اى فداى تو هم دل و هم جان وى نثار رهت هم اين و هم آن دل فداى تو، چون تويى دلبر جان نثار تو، چون تويى جانان دل رهاندن ز دست تو مشكل جان فشاندن به پاى تو آسان راه وصل تو، راه پر آسيب درد عشق تو، درد بى‏درمان بندگانيم جان و دل بر كف چشم بر حكم و گوش بر فرمان گر سر صلح دارى، اينك دل ور سر جنگ دارى، اينك جان دوش از شور عشق و جذبه شوق هر طرف مى‏شتافتم حيران آخر كار، شوق ديدارم سوى دير مغان كشيد عنان چشم بد دور، خلوتى ديدم روشن از نور حق، نه از نيران هر طرف ديدم آتشى كان شب ديد در طور موسى عمران پيرى آنجا به آتش افروزى به ادب گرد پير مغبچگان همه سيمين غذرا و گل رخسار همه شيرين زبان و تنگ دهان عود و چنگ و نى و دف و بربط شمع و نقل و گل و مل و ريحان ساقى ماه روى مشكين موى مطرب بدله گوى و خوش الحان مغ و مغ‏زاده، موبد و دستور خدمتش را تمام بسته ميان من شرمنده از مسلمانى شدم آن جا به گوشه‏اى پنهان پير پرسيد كيست اين؟ گفتند: عاشقى بى‏قرار و سرگردان گفت: جامى دهيدش از مى‏ناب گرچه ناخوانده باشد اين مهمان ساقى آتش پرست آتش دست ريخت در ساغر آتش سوزان چون كشيدم نه عقل ماند و نه هوش سوخت هم كفر ازان و هم ايمان مست افتادم و در آن مستى به زبانى كه شرح آن نتوان اين سخن مى‏شنيدم از اعضا همه حتى الوريد و الشريان كه يكى هست و هيچ نيست جز او وحده لااله الاهو از تو اى دوست نگسلم پيوند ور به تيغم برند بند از بند الحق ارزان بود ز ما صد جان وز دهان تو نيم شكرخند اى پدر پند كم ده از عشقم كه نخواهد شد اهل اين فرزند پند آنان دهند خلق اى كاش كه ز عشق تو مى‏دهندم پند من ره كوى عافيت دانم چه كنم كاوفتاده‏ام به كمند در كليسا به دلبرى ترسا گفتم: اى جان به دام تو در بند اى كه دارد به تار زنارت هر سر موى من جدا پيوند ره به وحدت نيافتن تا كى ننگ تثليت بر يكى تا چند؟ نام حق يگانه چون شايد كه اب و ابن و روح قدس نهند؟ لب شيرين گشود و با من گفت وز شكرخند ريخت از لب قند كه گر از سر وحدت آگاهى تهمت كافرى به ما مپسند در سه آيينه شاهد ازلى پرتو از روى تابناك افگند سه نگردد بريشم ار او را پرنيان‏خوانى و حرير و پرند ما در اين گفتگو كه از يك سو شد ز ناقوس اين ترانه بلند كه يكى هست و هيچ نيست جز او وحده لااله الا هو دوش رفتم به كوى باده فروش ز آتش عشق دل به جوش و خروش مجلسى نغز ديدم و روشن مير آن بزم پير باده‏فروش چاكران ايستاده صف در صف باده خوران نشسته دوش بدوش پير در صدر و مى كشان گردش پاره‏اى مست و پاره‏اى مدهوش سينه بى كينه و درون صافى دل پر از گفتگو و لب خاموش همه را از عنايت ازلى چشم حق‏بين و گوش راز نيوش سخن اين به آن هنيئاً لك پاسخ آن به اين كه بادت نوش گوش بر چنگ و چشم بر ساغر آرزوى دو كون در آغوش به ادب پيش رفتم و گفتم: اى تو را دل قرارگاه سروش عاشقم دردمند و حاجتمند درد من بنگر و به درمان كوش پير خندان به طنز با من گفت: اى تو را پير عقل حلقه به گوش تو كجا ما كجا كه از شرمت دختر رز فرونشان از جوش گفتمش سوخت جانم، آبى ده و آتش من فرونشان از جوش دوش مى‏سوختم از اين آتش آه اگر امشبم بود چون دوش گفت خندان كه هين پياله بگير ستدم گفت هان زياده منوش جرعه‏اى دركشيدم و گشتم فارغ از رنج عقل و محنت هوش چون به هوش آمدم يكى ديدم مابقى را همه خطوط و نقوش ناگهان در صوامع ملكوت اين حديثم سروش گفت به گوش كه يكى هست و هيچ نيست جز او وحده لااله الا هو چشم دل باز كن كه جان بينى آنچه ناديدنى است آن بينى گر به اقليم عشق روى آرى همه آفاق گلستان بينى بر همه اهل آن زمين به مراد گردش دور آسمان بينى آنچه بينى دلت همان خواهد وانچه خواهد دلت همان بينى بى سر و پا گداى آن جا را سر به ملك جهان گران بينى هم در آن پابرهنه قومى را پاى بر فرق فرقدان بينى هم در آن سربرهنه جمعى را بر سر از عرش سايبان بينى گاه وجد و سماع هر يك را بر دو كون آستين فشان بينى دل هر ذره را كه بشكافى آفتابش در ميان بينى هر چه دارى اگر به عشق دهى كافرم گر جوى زيان بينى جان گدازى اگر به آتش عشق عشق را كيمياى جان بينى از ضيق جهات درگذرى وسعت ملك لامكان بينى آنچه نشنيده گوش آن شنوى وآنچه ناديده چشم آن بينى تا به جايى رساندت كه يكى از جهان و جهانيان بينى با يكى عشق ورز از دل و جان تا به عين‏اليقين عيان بينى كه يكى هست و هيچ نيست جز او وحده لااله الاهو يار بى‏پرده از در و ديوار در تجلى است يا اولى الابصار شمع جويى و آفتاب بلند روز بس روشن و تو در شب تار گر ز ظلمات خود رهى بينى همه عالم مشارق انوار كوروش قائد و عصا طلبى بهر اين راه روشن و هموار چشم بگشا به گلستان و ببين جلوه آب صاف در گل و خار ز آب بى‏زنگ صد هزاران رنگ لاله و گل نگر در اين گلزار پا به راه طلب نه و از عشق بهر اين راه توشته‏اى بردار شود آسان ز عشق كارى چند كه بود پيش عقل بس دشوار يار گو بالغدو والاصال يار جو بالعشى والابكار صد رهت لن ترانى ار گويند باز مى‏دار ديده بر ديدار تا به جايى رسى كه مى‏نرسد پاى اوهام و ديده‏ى افكار بار يابى به محفلى كان جا جبرئيل امين ندارد بار اين ره، آن زاد راه و آن منزل مرد راهى اگر، بيا و بيار ور نه‏اى مرد راه چون دگران يار مى‏گوى و پشت سر مى‏خار هاتف، ارباب معرفت كه گهى مست خوانندشان و گه هشيار از مى و جام و مطرب و ساقى از مغ و دير و شاهد و زنار قصد ايشان نهفته اسرارى است كه به ايما كنند گاه اظهار پى‏برى ايشان نهفته اسرارى است كه به ايما كنند گاه اظهار پى برى گر به رازشان دانى كه همين است سر آن اسرار كه يكى هست و هيچ نيست جز او وحده لااله الا هو مستزاد: هرگاه به آخر هر يك از مصرع‏هاى رباعى، دوبيتى، غزل و قصيده يك يا چند كلمه به همان آهنگ اضافه كنند كه به آن مصرع مربوط و وابسته باشد قالب مستزاد شكل مى‏گيرد. گر گذرى هست و نه در كوى تست بر خطاست ور نظرى هست و نه بر روى تست نابجاست آنكه بسنجيد رخت را به ماه ز اشتباه گفت كه همسنگ ترازوى تست از تو كاست قرائت صحيح شعر خواندن شعر يا قرائت شعر به عوامل متعددى بستگى دارد كه از آن جمله است: 1. تمرين و ممارست فراوان در خواندن شعر: اين تمرين بايد در قالب‏هاى مختلف شعرى صورت گيرد. تمرين خواندن شعر نبايد منحصر به يك يا چند ديوان شعر باشد. خواننده شعر بايد در ديوان‏هاى مختلف و از جمله شعر شاعران بزرگ اين سرزمين تأمل فراوان داشته باشد كه فردوسى، سعدى، حافظ مولوى، صائب تبريزى، نظامى گنجوى، عطار و سنايى از آن جمله‏اند. 2. آگاهى از وزن شعر: اگر خواننده شعر وزن شعر را بخوبى بفهمد و درك كند در خواندن صحيح يك شعر كمتر دچار مشكل مى‏شود. مثلاً برخى اوقات بنا به ضرورت وزن كلمه “نبود” بايد “ نَبوَد” خوانده شود. گاه شاعر براى رعايت وزن “آينه” را “آيينه” مى‏آورد اما خواننده آنرا “آينه” مى‏خوان و وزن دچار اختلال مى‏شود. دانستن وزن شعر هم مى‏تواند با آگاهى از علم عروض صورت گيرد و هم خواننده بطور مستمر يك وزن را بارها و بارها بايد تكرار كند تا بطور ناخود آگاه در ذهن و ضمير او جاى گيرد و گوش آشناى با وزن را بيابد. 3. درك صحيح از معنى شعر: اگر خواننده شعر معناى شعر را درك كند به خوبى مى‏تواند از عهده صحيح خواندن و خوب خواندن آن برآيد اما اگر در درك معنا عاجز باشد خواندن شعر او را با مشكل روبرو مى‏سازد. بديهى است دانستن معانى واژگان و تلميحات و ويژگى‏هاى شاعر در اين امر مؤثر است. 4. شركت در مراسم مختلف شعر خوانى و آشنايى با شاعران: شركت در مراسم مختلف شعر خوانى و آشنايى با شاعران اين فرصت را به خواننده مى‏دهد تا هر چه بيشتر به ظرايف و ويژگى‏هاى شعر آشنا شود و خواندن صحيح را دريابد. گوش كردن مداوم به نوارهاى صوتى كه به خواندن شعر شاعران و صحيح خوانى آن پرداخته‏اند و در سال‏هاى اخير سرمايه گذارى خوبى روى اين كار شده است از ديگر عوامل مؤثر است. 5. به حافظه سپردن شعر: حفظ كردن شعر باعث آشنايى سريعتر خواننده با وزن شعر مى‏شود و اگر شعر ديگرى با همان وزن را بخواند درك صحيح‏تر و وسيعترى خواهد داشت. حفظ كردن شعر در مخاطف نيز تأثير فراوان مى‏گذارد و مخاطب متقاعد مى‏شود كه خواننده از تجربه كافى بهره ور است. حفظ كردن شعر سرعت خواننده را در انتخاب شعر بالا مى‏برد و مى‏تواند به او اطمينان كافى در احاطه داشتن به مجلس بدهد.



صفحه قبل1...3536373839...74صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران