منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
درباره

اگر از سرهایمان کوه ها بسازند هرگز در کتاب های تاریخ نخواهند خواند "خامنه ای" تنها ماند... ------------------------------------ امام خامنه ای (مدظله العالی) : ای جوانان و ای بسیجیان عزیز ، در هر جای کشور که هستید ، این بصیرت را روز به روز افزایش دهید .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->) , 


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

دستور العمل برای تقویت صدا وحنجره منظور از حنجره و صدای قوی، صدای بلند یا فریاد نیست، بلکه منظور حنجره و صدایی می باشد که پرقدرت و پر نیرو است. که اگر برنامه ای را اجرا کرد، خسته نشده و تواناییش را از دست ندهد. بعضی اشخاص با وجود داشتن صدای پرطنین و پرحجم، بعد از مدتی مداحی، تارهای صوتی آنها از کار می افتد و توانایی انجام فعالیت بیشتر را از دست می دهند. برعکس افرادی هم هستند که با وجود صدای کم حجم و نازک، دارای حنجره ی پرقدرت هستند. به طوری که تارهای صوتی آنها به زودی از کار نمی افتد و می توانند سالها مداحی کنند..... پس خواننده ی خوب کسی است که بتواند مجلس را تا آخر به تنهایی اداره کند. که این خصوصیت حاصل سالها مجلس داری و کسب تجارب گوناگون می باشد، که به خصوصیتهای فردی نیز از قبیل بنیه ی جسمانی، بزرگی قفسه ی سینه، بزرگی حفره های بینی و دهان، حالت جمجمه و ... بستگی دارد. حنجره ی انسان و تارهای صوتی مانند دیگر اعضای بدن از تعدادی ماهیچه و عضله تشکیل شده است. همانطور که هنگام ورزش، ابتدا بدن خود را گرم می کنید و بعد تمرین را به اوج می رسانید، در خواندن هم باید اول عضلات حنجره را گرم و نرم کنید. اگر از همان اول با صدای بلند شروع کنید، مطمئن باشید که پس از مدتی به تارهای صوتی شما لطمه خواهد خورد. پس سعی کنید حتی الامکان تمرینات زیر را جهت تقویت حنجره و صدایتان انجام دهید: فک پایینی را شل کرده سپس از راه دهان نفسهای کوتاه و سریع بکشید و کم کم بر سرعت آن بیفزایید. البته نفسها نباید از راه تنگی گلو باشد بلکه باید از پرده ی دیافراگم شکم باشد. این تمرین باعث قوی شدن عضلات زیر فک و اطراف گلو و شکم می شود. چون هنگام خواندن فشار زیادی به این عضلات وارد می شود. چانه را به سینه بچسبانید به طوری که وزن سر، روی چانه افتاده باشد در این حالت چند مرتبه دهانتان را باز و بسته کنید به طوری که سرتان همراه این حرکت بالا و پایین رود. سپس مدتی دهانتان را به حالت نیمه باز و راحت استراحت دهید. دستتان را زیر چانه بزنید و به فرض اینکه چیزی می جوید، دهانتان را مکرّر باز و بسته نمایید. این عمل را چند بار تکرار کنید. این تمرین و تمرین قبلی باعث قوی شدن عضلات چانه، شقیقه و گلو می شود. کشیدن نفس عمیق برای تقویت صدا، به این صورت که هنگام بازدم هوا را آهسته و پی در پی بیرون می دهید و واژه هایی مانند «آه، هو، هی» را تکرار می کنید. عمل بازدم هرچه طولانی تر باشد بهتر است. این عمل را مرتب تکرار کنید تا صدایتان تقویت شود. برای کشیدن و خوب شدن صدا روش نوک زبانی هم مفید است. به این صورت که قسمت عقب زبان بی حرکت باشد. این حالت را می توان با تلفظ حرفهایی مانند «ر، د، ن» و بقیه حرفهایی که از قسمت جلو زبان تلفظ می شوند، به صورت مسلسل وار(د، د، د) تکرار کنید. اگر می خواهید به صورت تمرینی بخوانید، برای روز اول پانزده دقیقه در نظر بگیرید. پنج دقیقه ی اول را با صدای پائین، پنج دقیقه ی دوم را با صدای متوسط و پنج دقیقه سوم را با صدای بلند بخوانید. بعد از گذشت چند روز مدت تمرین را بیست دقیقه و سپس تا سی دقیقه افزایش دهید.


دعاهای آخر مجالس عزاداری با توجه به اینکه در تمام مجالس شبهای رمضان، ذکر پایان شب زنده داران، دعا و درخواست حاجات، زمزمه و راز و نیاز با خداوند کریم می¬باشد، از این رو ارائه همة آنها در مجموعه ممکن نبود، ولی در پایان، به طور خلاصه بعضی از دعاهایی را که در اکثر مجالس، بیان می¬شد به عنوان نمونه می¬آوریم................ امید آنکه خداوند عزوجل، نیاز همة مؤمنین و مؤمنات را برآورده و همه را عاقبت به خیر گرداند. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء. باسمک العظیم الاعظم، الاعز الاجل الأکرم بدم المظلوم یا الله! یا الله یا رحمن یا رحیم، یامقلب القلوب، ثبت قلوبنا علی دینک و علی محبه الحسین فی الدنیا و لاخر. به فرق شکافتة امیرالمؤمنین(ع)، به خون به ناحق ریختة فاطمه(ع) ـ به خون سر شکستة زینب کبر(ع) ـ به حق همة چهارده معصوم(ع) ـ به ناله¬های حجه¬بن¬الحسن(ع) ـ ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء: خدایا! ـ ما را بیامرز و قلم عفو بر جرایم اعمال ما بکش. ـ عاقبت ما را ختم به خیر فرما. ـ آنی ما را از هل بیت(ع) جدا مگردان. ـ لذت مناجات وشب زنده¬داری و دوری از گناه به ما عنایت فرما. ـ ما را جزو سینه زنان و محبین اهل بیت(ع) قرار بده. ـ آنچه اهل بیت(ع) به ویژه امام زمان(ع) برای ما می¬خواهند، در حق ما، به اجابت برسان. ـ ما را با ماه رمضان و شبهای لیله¬القدر، تا آخر عمرمان مأنوس قرار بده. ـ احیای ما را متصل به احیای حضرت صاحب الزمان مهدی فاطمه (ع) بفرما. ـ حب اهل بیت(ع) را بویژه امیرالمؤمنین(ع) را در نسل ما قرار بده. ـ فرزندان ما را علی دوست قرار بده. ـ ما را پاسبان و محافظ این ولایت قرار بده. ـ به حق امام علی(ع) این ولایت را از ما مگیر. ـ نامه اعمال ما را در لیله¬القدر بدست امام زمان(ع) پاک بگردان. ـ اگر امسال سال آخر عمر ماست ما را با توبه ورساندن به اهل بیت(ع) همراه با ذکر آنان بمیران. ـ هر آنچه توطئه است بر علیه این ملت و انقلاب اسلامی و رهبر و حزب¬الله و... خنثی بگردان. ـ امت اسلامی ما، به خصوص جوانهای، ما را از گزند فساد آخرالزمان حفظ فرما. ـ رهبر و مرجع تقلید ما «حضرت آیت الله العظمی خامنه¬ای» را از همه بلیات، مصون و محفوظ بدار. ـ هر کس نظر سوء به رهبر ما، و خون شهدا و انقلاب اسلامی دارد به خودش برگردان، ـ مودت و یکپارچگی امت حزب¬الله را مستحکم بفرما. ـ انقلاب اسلامی ما را متصل به انقلاب و ظهور آقا امام زمان(ع) بگردان. ـ روح امام خمینی(ع)، شهدای انقلاب اسلامی، گذشتگان، استادان، ذوی¬الحقوق، علمای گذشته، آنهایی که مسیر مناجات با خدا را به ما یاد دادند، همه کسانی که با ما لیله¬القدرها گذراندند و سر به تیره تراب فرود بردند و ... روح همه را شاد بگردان. ـ با ما هم که زمانی به آنها ملحق می¬شویم، با کرامت معامله کن. ـ در هنگام احتضار و مرگ، ذکر خودت و اهل بیت(ع) را بر زبان ما جاری فرما. و آخرین کلام ما در این عالم واولین کلام ما در روز قیامت نام «حسین» قرار بده. ـ رزق و روزی حلال ما را زیاد نموده و از اموال حرام و شبهه¬ناک دور بفرما. ـ اشک چشم و عمل خالص و سوز دل به همه ما کرامت فرما. ـ سفر مکه و مدینه وعتبات عالیات، کربلا و نجف و... به همة ما عنایت فرما. ـ بارانهای رحمتت را بر ما نازل فرما. ـ فرج آقایمان صاحب¬الزمان، نزدیک فرموده و ما را در رکاب او به فیض شهادت برسان. ـ اگر ما بندة تو می¬مانیم، عمر طولانی به ما عطا فرما. ـ عزاداری ناقابل ما رابرای اهل بیت(ع) به ویژه امیرالمؤمنین(ع) قبول فرما. ـ مریضها، منظورین، ملتمسین، جانبازان، مجروحان شیمیایی، سفارش شده¬ها و همه... را شفا بده. ـ آنچه گفتیم و آنچه تو بهتر می¬دانی و سبب درست شدن ماست به ما عطا بفرما. ـ قضا و قدر نوشته شده در لیله¬القدر را طول عمر و طاعت و م حبت به اهل بیت(ع) برای ما قرار بده. ـ باقیمانده مفقودالاثرها و اسرای ما را به ما برگردان. ـ دلهای ما، خانة ما، محل کار ما، محله¬های ما، شهرهای ما، مملکت ما را، مهد قرآن و مهدیه قرار بده. *حسن ختام* خواندن «دعای وداع» همراه با درک کلمات و جمله¬های آن بسیار آگاه کننده است. مواردی که دراین دعا بدان اشاره شده به اختصار عبارتند از: 1ـ رمضان بهترین بخشش خداوند. 2ـ رمضان ماه منفعت 3ـ ماه حسابرسی 4ـ وداع و هجران جانکاه 5ـ وداع با عید اولیاء خدا 6ـ وداعی غم¬انگیز با یاری عزیز 7ـ ماه پیروزی بر شیطان 8ـ ماه آزادی 9ـ مهمان بی¬زحمت ما در اینجا با ارائه ترجمة دعای مذکور، به محتوای بلند آن پی می¬بریم: «دعای وداع با ماه رمضان» اللهم یا من لا یرغب فی الجزاء، و یا من لا یندم علی العطاء و... ای خدایی که در برابر احسان به بندگان پاداش نخوای و از عطا و بخشش پشیمان نمی¬گردی. ای کسی که مزد بندة خود را بیش از عمل او می¬دهی، نعمتت بی¬استحقاق به بندگان می¬رسد، و عفوت تفضل، و مجازاتت عدالت، و قضایت عین خیر است. اگر بخشش کنی، عطایت را به منت آلوده نکنی، و اگر عنایت نکنی، از باب ستم نیست. آنکه تو را شکر کند، شکرش کنی، در صورت که خودت آن شکر را به او الهام فرمودی. و هر که تو را بستاید پاداشش می¬دهی در حالی که آن ستایش را خودت به او تعلیم کردی. پرده می¬پوشی بر آن که اگر می¬خواستی رسوایش می¬کردی، و جود و کرم کنی بر آن که اگر می¬خواستی از وی دریغ می¬کردی، در صورتی که هر دو مستحق رسوایی و دریغ تواند. اما تو تمام امورت را بر اساس تفضل بنا نهاده¬ای، و قدرتت را بر آیین گذشت مقرر کرده¬ای، و با ان که با تو به مخالفت برخاسته با بردباری روبرو می¬شوی، و با آن که در حق خویش ستم کرده مهلت می¬دهی، با صبر و بردباری روبرو می¬شوی، و با ان که در حق خویش ستم کرده مهلت می¬دهی، با صبر و بردباری خود مهلتشان می¬دهی تا به حضرتت باز گردند، و در مؤاخذه عاصیان شتاب نمی¬کنی تا به تو موفق شوند، تا هلاک شوندة آنان بدون رضای تو هلاک نشود، و تیره بختشان به نعمتت بدبدخت نگردد، مگر پس از قطع بهانه و بعد از اتمام حجت همه جانبه بر او، و این همه بزرگواری و آقایی از عفو و گذشت توست ای بزرگوار، و بهره¬ای است از محبتت ای بردبار.


شروع و اتمام مناسب مجلس تکرار و تمرین پیش از خواندن روضه مطالب را در خانه تمرین و حفظ کنید تا هنگام خواندن دچار اشتباه نشوید................. آرامش خاطر اگر بیمار، عصبانی، خسته و خواب آلود هستید و یا اگر دیر شده و شتاب زده وارد جلسه شدید، فوراً مداحی را شروع نکنید. کمی بنشینید تا تمرکز حواس و آرامش خاطر پیدا کرده و حالت تنفّستان طبیعی شود؛ چون خوب خ واندن در گرو آرامش خاطر و راحتی جسم است. در ضمن اگر هنگام خواندن دچار ترس و دلهره می شوید، قبل از شروعِ برنامه چند نفس عمیق بکشید تا دلهره ی شما از بین برود. تسلط بر محتوا حتماً بر موضوع و محتوا تسلط کافی داشته باشید. به طوری که بدانید در آغاز و مقدمه چه مطالبی و در اوج و فرود چه مطالبی را باید بیان کنید. خلاصه اینکه پیش از مداحی فکر نمائید که چگونه روضه را آغاز کرده و چگونه ادامه و به پایان ببرید. کمک از معصومین(ع) بهتر است پیش از خواندن از ائمه(ع) کمک بگیرید و از آنها بخواهید که در خواندن، شما را یاری کنند. در این مورد می توانید ذکرهایی مانند «یا ابا عبدالله ادرکنی» را قبل از شروع برنامه از قلب بگذرانید یا بر زبان جاری نمائید. ذکر نام و صفات خداوند و ائمه(ع) در آغاز می توانید مداحی را با نام خدا و صفات مبارکش آغاز کنید. مثلاً بگوئید: بسم الله الرحمن الرحیم یا رحمنُ یا رحیم. یا بگویید: بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالیمن ثم الصلاه و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. پس از ذکر نام و صفات و حمد خداوند و درود بر معصومان می توانید چند بیت شعر یا خاطره و داستانی را ذکر کرده و سپس به اصل موضوع بپردازید.


قواعد ایجاد سبک در مداحی در مرثیه خوانی باید حرکات روی حروف را بشناسید و به آنها توجه کامل داشته باشید. حرکات دو نوعند: حرکات کوتاه ( َ ِ ُ ) و حرکات بلند ( ). حرکات کوتاه در چند جا کشیده می شوند:............. الف) کلمه ی دارای این حرکات در آخر مصرح باشد. مانند کلمه ی «مَن» در بیت: بتاب ای مه تو بر کاشانة مَن که تاریک است امشب خانة مَن ب) کلمه ی دارای این حرکات در وسط مصرع باشد و شما بخواهید مکث کنید. مانند کلمه ی«مادَر» در بیت: متاب ای مه که تا کلثوم و زینب نبنند روی مادَر، در دل شب حرکات بلند در شروع مطالب هیچ گونه نقشی در این مورد ندارند. اما اگر حرکات بلند در وسط یا آخر کلمه باشند، کشیده می شوند. برای شناخت بهتر کشش حرکات به شماره های گذاشته شده روی حروف بیتهای زیر که در دو وزن کوتاه و بلند می باشند دقت کنید. البته کشش صداها به سلیقه ی خود شما هم بستگی دارد ولی باید توجه کامل به یکنواختی آنها داشته باشید. (وزن بلند) یا رب از دلهای ما، نور محبت را مگیر این تجمع این توسل، این ارات را مگیر هستی ما بستگی دارد، به عشق اهل بیت 3 2 3 2 4 هرچه می خواهی بگیر، اما ولایت را مگیر * * * (وزن کوتاه) تمام لذّت عمرم، به این است که مولایم امیرالمؤمنین است در ضمن توجه داشته باشید که در بعضی سبکها مانند سبک دشتی و مختاباد اصول رعایت نمی شود بلکه علامتهای قبل وبعد از حرکات بلند هم کشیده می شوند. تذکر: واژه هایی مانند «به، از، که و...» که خود معنی مستقلی ندارند و فقط به وسیله ی آنها جمله مفهوم پیدا می کند به هیچ وجه کشیده نمی شوند.


مراحل مصیبت یا مرثیه خوانی مداحی را بدون مقدمه چینی و زمینه سازی شروع نکنید وبه قول معروف فوری به گودال قتلگاه نزنید. چون روضه ی بدون مقدمه ناقص و کمرنگ است. همچنین سعی کنید برای خواندن، شروع خوب، گیرا و جذابی داشته باشید...... معمولاً روضه دارای سه مرحله است: به ترتیب: مقدمه، اوج و فرود. وجود مقدمه در آغاز مداحی الزامی است که مطالبی راجع به آن ذکر شد. بعد از مقدمه به مرحله اوج می رسید، که در اینجا نباید فوراً تُن صدا را بالا ببرید، بلکه با صدای کوتاه شروع کرده، بعد متوسط و سپس تن صدا را کاملاً بلند کرده و اوج مصیبت را بیان کنید. که در این مرحله گره روضه گشوده شده و سوزناکترین قسمت مصیبت می باشد. وقتی روضه به مرحله ی اوج رسید، سوز پایانی را بر شنوندگان وارد کنید. به طوریکه بهترین استفاده را بتوانند ببرند. بعد از مرحله ی اوج به مرحله ی فرود می رسید، که آن را طولانی نمی کنید. حتی بعضی مواقع روضه را بدون فرود نیز می توان خواند که بستگی به نوع روضه و طریقة خواندن آن دارد. ضمناً همیشه ذکر مصیبت دارای یک مقدمه و اوج و فرود نیست، این مورد فقط در صورتی است که شما بخواهید حدود پنج دقیقه روضه بخوانید ولی در مواقعی که می خواهید روضه را طولانی و مفصل کنید ممکن است چند مرحله مقدمه، اوج و فرود داشته باشد. دعا بعد از اتمام مداحی دعا کردن را فراموش نکنید. از میان دعاها بعضی، عمومی هستند و معمولاً همیشه خوانده می شوند. از جمله: دعا برای آمرزش گناهان، فرج آقا امام زمان(عج) و سلامتی و رفعِ حاجات ایشان، دعا برای امام وشهدا و رهبر فرزانه، رفع حاجات و گرفتاری مسلمانان، هدایت خودمان و جوانان به بهترین راه الهی، تشکر از بانی جلسه و برآورده شدن حاجاتش و... یکی دیگر از دعاهایی که در آغاز یا بین مداحی معمول است، دعوت کردن از خاندان عصمت وطهارت بویژه حضرت مهدی(عج) به مجالس، و عنایتشان به حاضران می باشد. جملات پایانی پس از پایان روضه می توانید آیاتی مانند: و سیعلم الذین ظلموا ایَّ منقلبٍ ینقلبون و یا آیه ی شریفه ی (الا لعنه الله علی القوم الظالمین) را ذکر کنید. همچنین اللهم نسئلک و ندعوک، باسمکَ العظیم الاعظم الا عزّ الا جلّ الاکرم، بحقّ محمدٍ و علیٍ و فاطمه والحسن والحسین و تِسعه المعصومین من ذریه الحسین.(ده مرتبه) یا الله.


تمرینات مرثیه خوانی موارد زير را تمرين کنيد: 1 ) زمينه سازي بسم الله الرحمن الرحيم امام حسين ( ع ) : اَلْخُلْقُ الْحَسَنُ عِبادَهٌ امام حسين ( ع ) فرمودند : خوش اخلاقي عبادت است . 2 ) زمينه سازي تفسيراز زبان امام زمان ( عج ) سعدبن عبدالله مي گويد:" از حضرت ولي عصر ارواحنافداه در حالي كه كودك بود، تفسير آيه مباركه ( كهيعص ) را جويا شدم. پس از بيان مفصلي فرمود: اين حروف از حرف هاي غيبيه خداوند است كه جريان شهادت و مظلوميت امام حسين ( ع ) را براي زكريا شرح مي دهد: كاف ـ اشاره است به سرزمين كربلا ها ـ اشاره است به هلاكت و كشته شدن عترت طاهره يا ـ اشاره است به يزيد ، قاتل آن حضرت و يارانش عين ـ اشاره است به عطش و تشنگي آن حضرت صاد ـ اشاره دارد به صبر بر بلا و شدايدي كه ايشان در مقابل داشتند (سند ـ ره توشه راهيان به نقل از نفس المهموم ، ص64) در زيارت منسوب به امام عصر ( عج ) كه به نام زيارت ناحيه مشهور است، آن حضرت به بيان مصيبت هاي وارده پرداخته و مي فرمايد: اي جد بزرگوار هر صبح تا شام برايت اشك مي ريزم و اگر اشك چشمانم خشك شود ، برايت خون گريه مي كنم. 3 ) شروع كردن خداوند ان شاالله زيارت حرم با صفاي آقا اباعبدالله الحسين ( ع ) را نصيب همه ما بگرداند . صلوات اللهم صل علي محمد و آله محمد و عجل فرجهم اللهم كن لوليك الحجه بن الحسن ، صلواتك عليه و علي آبائه في هذا الساعه و في كل الساعه وليا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتي تسكنه ارضك توعا و تمتعه فيها طويلا برحمتك يا ارحم الرحمين. 4 ) شعر مناجاتي الا مهدي كه بر من آه دادي مرا در خانه خود راه دادي ز تو ممنونم از اين كه نشان سر كويت بر اين گمراه دادي گداي بي سر و پايم ولي تو كنار خويش، جا اي شاه دادي نشستي در كنار اين گدايت به اين ذره جلال و جاه دادي خدا را شكر مي گويم كه بر من دلي از عشق خود آگاه دادي تشكر مي كنم از تو كه بر من دل سوزان و اشك و آه دادي به قلبت ناله ام تاثير كرد و نشان بر من رخت اي ماه دادي به دست خويش دستم را گرفتي ز احسانت نجات از چاه دادي زكوه معصيتهايم گذشتي عنايت بر پري از كاه دادي يابن الحسن يابن الحسن يابن الحسن يابن الحسن 5 ) شعر مناسبت اي هر دو عالم پيش پايت دست بسته شد بسته از هر سو مسلم راه چاره لب غرق خون دندان شكسته كام تشنه در زير دشنه بر سر دارالعماره *** مي گويمت با سينه اي صد چاك از عشق شهر از براي پيشوازت پر خروش است بازار نعل اسب اينجا داغ داغ است تيغ و سنان در كوفه خيلي پر فروش است *** اينان كه روي بام خانه سنگ بردند چون خار در چشمند پس كي اهل دردند آقا به جان زينبت برگرد اينجا بحر تصدق نان و خرما جمع كردند *** از نيمه ره برگرد، كوفه جاي تو نيست اينان نمك خورده به خونت تشنه هستند آقا نمي داني سر چشم اباالفضل با حرمله آنها شرط بستند *** اينجا همه با تو خيال جنگ دارند گشته دلم از غربت تو پاره پاره مي داد نامردي به دختر بچه ي خود با خنده اي مرموز قول گوشواره 6 ) زمزمه ( الف ) تو هستي مذهبم ـ الا اي نور عين شده ذكر لبم ـ ميا كوفه حسين (2) واي واي از بي وفايي واي واي از اين جدايي يا حسين جان ميا كوفه (2) براي من تويي ـ همه دار و ندار شده از عشق تو ـ سرم بر روي دار (2) واي واي از شهر غربت واي واي از رنج و محنت يا حسين جان ميا كوفه (2) چه كوفه يك شبه ـ شكسته بيعتش نمودم يادي از ـ علي و غربتش (2) واي واي از ناله در چاه واي واي از داغ جانكاه يا حسين جان ميا به كوفه (2) 7 ) زمزمه ( ب ) همه جا به ياد دارم ـ ز غمش به روي دارم به فداي او نمايم ـ به رهش هر آنچه دارم (2) سر خود به كف نهادم ـ به اميد وصل رويش به خدا غمي ندارم ـ به جز از فراق يارم ثار الله مدد مدد (4) شده ام اسير دشمن ـ به جدايي سر از تن مگر اقتدا نمايم ـ به نگار سر بدارم من و لحظه هاي آخر ـ دل و خاطرات دلبر شده سينه ام چو مجمر ـ زدو ديده خون ببارم ثارالله مدد مدد (4) ز سرشك ديدگانم ـ همه آسمان شفق شد من و چشم خون گرفته ـ ز غريبي نگارم سر من به دار عشق و تن من به خاك كوفه شده كوفه چون مدينه ـ كه به خاك بي قرارم شده ديده ام به راهي ـ كه نگار ره سپارد كه خدا كند نيايد ـ همة دار و ندارم ثار الله مدد مدد (4) 8 ) زمزمه ( ج ) بر سر دارم ـ چشم خونبارم ـ سوي راه تو ـ نازنين يارم در سرم فكرت ـ‌بر لبم ذكرت ـ يا حسين كويم ـ تا نفس دارم گويم اي ماهم ـ ماه در راهم ـ از قربانگاهم ـ كوفه ميا با اشك و آهم ـ از تو اي ماهم ـ جز اين نخواهم ـ كوفه ميا سالار زينب سالار زينب (2) با آه سردم ـ قلب پر دردم ـ مي خوانم كوثر ـ شايد برگردي اي مرد عالم ـ مي گويم هر دم ـ كوفه نبرده ـ بويي از مردي ترسم اي دلبر ـ تو شوي بي سر ـ زينب بي معجر ـ كوفه بخندد كوفه و كوفي ـ جاي پابوست ـ دست ناموست ـ را بندد سالار زينب سالار زينب (2) ميا كه خيل نيزه داران ـ نشسته در كمين ياران ميا كه مي شود تن تو ـ ز خون دل شكوفه باران كوچه به كوچه ـ اشكم شد جاري ـ شد يادگاري ـ يابن الزهرا شايد بگذرد ـ از اين كوچه ها ـ محمل سواري ـ يابن الزهرا سالار زينب سالار زينب 9 ) زمزمه ( د ) كوفه چه غم فزاست ـ با غربت آشناست مولاي من حسين ـ كوفي چه بي وفاست در شورم و به شين ـ اي نور هر دو عين سالار قلب من ـ كوفه ميا حسين كوفه ميا حسين (2) اي با غم آشنا ـ اي حجت خدا كوفي چه بي حياست ـ اي شاه كربلا بگذر از اين سفر ـ گردي تو در به در بر سوي مسلمت ـ بنما دمي نظر كوفه ميا حسين (2) من نائب توام ـ هستي مرا اميد در دام غصه ها ـ ديگر شدم اسير اي ماه فاطمه ـ هم لاله گون شدي مثل بابت علي ـ غرقه به خون شدي كوفه ميا حسين (2) 10 ) زمزمه ( ذ ) در خونة حسين عزت و آبرو مي دن ز مي ولا به كام عاشقا سبو مي دن نوكر حسين تو دنيا هميشه سرش بالاست تو قيامت حسابش از حساب همه جداست وقتي ارباب بي سر، پا بگذاره تو محشر قيامت غوغا مي شه بگو الله اكبر " يا حسين عزيز الله " دلي كه حسينيه غمي بهش راه نداره گداييش خدايي عاقبت يه خيري مياره هر كسي اشك غم حسين رو چشماش بشينه به خدا عاشق ترين آدما روي زمينه اين آقا مهربونه ، جد صاحب زمونه به خدا عاشقاشو به جنون مي كشونه " يا حسين عزيز الله " هر كي از اين خونه رفته گرفتار بلا مي شه هر كسي حسيني شد همسايه خدا مي شه خوش به حال كسي كه الفت گرفته با حسين بيمه مي شه زندگيش، تحت لواي حسين بي حسين زيبا زشته، روي دلها نوشته كربلاي حسيني، پايتخت بهشته " يا حسين عزيز الله " جمع شده تموم عاشقا توي خاك كربلا هر كي رفته كربلا انگاركه رفته تا خدا كعبه از غم حسين پيرهن مشكي مي پوشه همة رمزاي هستي جمع شده تو شش گوشه " يا حسين عزيز الله " 11 ) زمزمه ( ر ) دوباره اين دل من هوايي حسينه هميشه افتخارم گدايي حسينه انگشت نماي مردم تو كل عالمينم از اين بهتر چي ميشه سينه زن حسينم **** بذار كه اهل عالم بهم بگن ديوونه ديوونة حسينم هر كي مي خواد بدونه حل مي شه مشكل من فقط با يك اشارت عاشق كربلاتم بذار بيام زيارت آرزومه سرم رو پائين پات بذارم اشك چشام و آقا هديه برات بيارم **** خودت عنايتي كن بشم غلام زينب حوالة دلم رو بزن به نام زينب وقتي مي گم اباالفضل آسمونا مي لرزن يه تار موي عباس به عالمي مي ارزه حسین وای وای


مرثيه خواني 1) مدينه و سرآغاز قيام امام حسين(ع) عشق حسين بن علي در تار و پودم مهر و والاي آل عصمت در وجودم جونكه نمك پروردة اين خاندانم شد تربت خون خدا مهر سجودم تا زنده ام دست از ولايش برندارم آن گونه كه با مهر او تا حال بودم اشك غمش روي سياهم شستشو داد با شوق كويش ديده بر عالم گشودم با رسيدن گزارش مرگ معاويه به امام حسين ( ع ) سرانجام تصميم گرفت مدينه را ترك گويد. زيرا حسين ( ع ) كسي نبود كه دست بيعت با يزيد دهد و بر اساس همين اعتقاد ابي عبدالله الحسين ( ع ) شبانه با گروهي از برادران و فرزندان و اهل و عيال به طرف مكه حركت كردند، هر چند محمد حنفيه و ام سلمه و ديگران دوست داشتند مانع حركت حضرت شوند ولي نتوانستند و عاقبت در حالي كه اين آيه شريفه(1) را تلاوت مي كردند از مدينه خارج شدند. پس از چند روزي كه فاصله مدينه تا مكه را طي كردند روز سوم شعبان به مكه معظمه وارد شدند. مدينه از كنار تو روانم دگر هرگز به سويت برنگردم مرا شايد كه بعد از اين ببيني اگر در اين سفر پرپر نگردم اگر عباس من كشته نگرديد دگر من بي علي اكبر نگردم اگر زنده بماند شيرخواره بروي دست بي اصغر نگردم خويشان و دوستان از بني هاشم اصرار داشتند تا حسين ( ع ) را از اين سفر منصرف سازند، ولي امام ( ع ) با استناد به توصيه جدش پيامبر(ص) كه فرمود : اخرج الي العراق ان الله شاء ان يراك قتيلا. اي حسين مدينه را به قصد عراق ترك كن، زيرا خداوند مي خواهد تو را كشته ببيند ، لذا همراه جوانان و فرزندان و اهل بيت از مدينه خارج شد . بمن فرمود جدم كه خداوند همي خواهد تو را كشته ببيند سرو جان را به راه حق فدا كن بخونت خواست آغشته ببيند بنابر نقل قطب راوندي ( ره ): ام سلمه همسر پيامبر ( ص ) در لحظات خروج امام (ع) از مدينه عرض كرد: اي حسين مرا با بيرون رفتن از مدينه غمناك مكن، زيرا من از جد بزرگوار تو پيامبر(ص) شنيدم كه فرمود: فرزند من حسين ( ع ) را در سرزمين كربلا خواهند كشت، فرمود: اي مادر، نه تنها از اين جريان با خبرم بلكه روز كشته شدن و قاتلم را نيز مي شناسم و حتي مدفن و همراهان شهيد خود را مي دانم، همين لحظه بود امام ( ع ) اشاره اي فرمودند، كربلا و محل شهادت خود را به ام سلمه نشان دادند، وي با ديدن اين صحنه زياد گريه كرد. … ام سلمه گفت پيامبر به من تربتي داده كه در شيشه نگهداري مي كنم، حضرت ابي عبدالله (ع ) با قدرت اعجازي خود دست دراز كردند، و خاكي از كربلا بر گرفت به ام سلمه داد … و فرمود اين خاك را هم با تربتي كه از جدم گرفته اي نگهداري كن و هر وقت ديدي اين دو خاك خون شده بدان مرا در كربلا كشته اند. آن شب ، يكشنبه 28 رجب سال 60 هجري بود كه فرداي آن تصميم به حركت گرفت لذا كنار قبر جد بزرگوار و قبر مادر و برادرش آمد، با آنان وداع نمود و سرانجام با فرزندان و برادران و برادرزادگان و بسياري از خاندانش، مدينه را به قصد آمدن مكه ترك گفتند. از كنار قبر مادر مي روم از بر قبر پيمبر مي روم همراه عباس و عبدالله و عون بلكه با افراد ديگر مي روم نوجوانان را به همراه مي برم سوي قربانگاه با سر مي روم 2) امام حسين ( ع ) به مكه آمد اي مهر غم انگيز تو چون آيينه وي عشق حريم كوي تو در سينه هر كس نبود لايق اين در گران آسان نتوان رسيد بر گنجينه اي كاش زيادتت فراهم مي شد در خدمت مهدي شب هر آدينه آري به خدا قسم به يك گوشه چشم آئيه دل پاك كني از كينه يك لحظه بيا بديدنم موقع مرگ زيرا كه بود علاقه ام ديرينه سيمين شب شعبان كه مصادف با شب جمعه بود امام حسين ( ع ) وارد مكه شدند، شخصيت هاي برجسته كوفه همين كه از خروج امام حسين ( ع ) از مدينه و آمدنشان به مكه و امتناعش از بيعت يزيد خبردار شدند، نامه هاي پي در پي و زياد در رابطه با دعوت از امام ( ع ) براي آمدن به كوفه نوشتند و براي حضرتش ارسال نمودند. اين نامه ها كه در حدود 150 نامه بود كه هر كدام از آن را يك يا دو نفر ، سه و چهار نفر نوشته بودند و امضاء كرده بودند. بيا كه دوستان در انتظارت بيا كه جان كوفي ها نثارت بيا كه عشق ديدار تو داريم كه سر بر پاي مهر تو گذاريم بيا بر كوفيان لطف و كرم كن بيا و كوفه را باغ ارم كن بيا تا راز دل با تو بگوييم ز تو عطر پيمبر را بجوييم بيا ما را ز رويت مفتخر كن ز مكه ماندنت صرف نظز كن مضمون يكي از نامه هايي كه فرستادند اين بود ، بسم الله الرحمن الرحيم نامه اي است از شيعيان و فدائيان آن حضرت به امام حسين ( ع ) اي مسلم از آمدن به كوفه عجله كن كه مردم اين سرزمين در انتظار قدوم مسرت آفرين شما هستند. فالعجل فالعجل ثم العجل تا مي تواني در اين باره شتاب كن 3) مسلم بن عقيل، اولين قرباني با مهر تو چون سرشته شد آب و گلم سوي حرم تو پر كشيده است دلم مولاي بزرگواري اي كشتة عشق من ز ينهمه لطف و مهرباني خجلم صد شكر كه با اين همه عصيان و گناه با رشتة مهر تو به تو متصلم امام حسين ( ع ) با دريافت حدود 12 هزارنامه از طرف مردم كوفه سرانجام مسلم بن عقيل پسر عموي خويش را همراه با نامه اي راهي كوفه كرد و در قسمتي از نامه مرقوم فرمود : و اني باعث اليكم اخي وابن عمي و ثقتي من اهل بيتي مسلم بن عقيل(1) " فرستادم به سوي شما برادرم و پسر عمويم و مورد وثوق اهل بيت من مسلم بن عقيل " اگر آنچه در نامه هاي خود نوشته ايد با گزارش برادرم و نماينده ام مسلم منطبق بود من هم به زودي به سوي شما خواهم آمد. " فلعمري ما الامام الا حاكم بالكتاب القائم بالقسط الدائن بدين الحق." " به جانم سوگند امام كسي است كه به كتاب خدا در ميان مردم حكم مي كند بر اساس عدالت قيام مي كند و بر محور دين حق دينداري نمايد. "(1) نمودم ابن عم خويش ارسال كه بنويسد برايم شرح احوال چه برخوردي شما با او نماييد چگونه راز دل با او گشائيد چواني است پرشور و وفادار كند در راستاي دينش ايثار مبادا آنكه تنهايش گذاريد به دست دشمنان او سپاريد مبادا كوفه اش غمخانه گردد كه با او هر كسي بيگانه كرد مبادا در بروي او ببنديد بروي نائبم مسلم بخنديد در آن شب هاي آخرين بود كه پس از برگزاري نماز مغرب بيش از سي نفر از آن همه بيعت كنندگان نمانده بودند و در لحظه خارج شدن حضرتش از مسجد بيش از ده نفر ديده نمي شد و آنگاه كه از مسجد بيرون آمدند همه رفتند و مسلم بن عقيل را تنها گذاردند، ديگر كسي نبود كه او را راهنمايي كند يا به خانه ببرد، لذا با كمال حيرت كوچه هاي كوفه را يكي پس از ديگري پشت سر مي گذاشت و نمي دانست كجا برود و درِ كدام خانه اي را بكوبد. خدا يا كوفه و تنها غريبم شب و دور از وطن اين جا غريبم همه آن عهد و پيمانها شكستند همه رفتند و درب خانه بستند چنان تاريك گرديده غروبم نمي دانم كدامين در بكوبم چرا اطرافيانم رفته باشند همه در خانه هاشان خفته باشند گهي سر مي نهم بر روي ديوار گهي ميريزم اشك از چشم خونبار در آن شبي كه ابن زياد به كوفه آمد و مردم به گمان اين كه حسين ( ع ) است از او استقبال پرشوري كردند . دسته دسته مي آمدند با سلام و اظهار محبت نمودن به مسلم كه تقريباً بيش از چهل هزار نفر همه فرياد مي زدند ما با تو هستيم. ولي عاقبت كار به جايي رسيد كه در كوچه هاي كوفه غريبانه و دل افسرده تنهاي تنها قدم مي زد و راه به جائي نمي برد تا به در خانة طوعه رسيد ، طوعه اي كه در اين شرايط حساس در انتظار جوانش بسر مي برد. حضرت نزديك آمد و سلام كرد و كمي آب طلبيد. " يا امه الله اسقني الماء " " اي خانم با قدري آب مرا سيراب كن " طوعه ظرف آبي آورد و حضرت نوشيد و سپس طوعه ظرف آب را در خانه گذاشت و باز به در خانه آمد ديد هنوز اين مرد متحيرانه ايستاده، پرسيد اي مرد مگر آب ننوشيدي، چرا از كنار خانه ام نمي گذري؟ جواب نداد ، براي دفعه ديگر مسلم را صدا زد و جواب نداد، براي دفعه ديگر مسلم را صدا زد و جواب نيامد سرانجام گفت اي مرد، مگر خانه و آشيانه نداري، مصلحت نمي دانم در اين موقع شب كنار خانه من بماني، مسلم ديگر طاقت نياورد، همينكه ناراحتي و بيتابي زن را شنيد خود را معرفي نمود و فرمود من مسلم بن عقيل هستم.(1) منم مسلم علي را نور عينم همان اعزامي از سوي حسينم منم در كوچه هاي كوفه شبگرد كه دارم سينه اي لبريز از درد منم مسلم كه سرباز امامم كه هم تنهايم و هم تشته كامم منم مسلم، اگر ياور ندارم ولي دست از امامم بر ندارم منم مسلم دلم اندوهگين است كه تنها بسترم خاك زمين است 4) ميهماني به خانه طوعه اين لحظه طوعه متوجه شد اين همان مسلم نماينده ابي عبدالله الحسين(ع) است در را براي او گشود و او را به آغوش خانه برد و با احترام براي مسلم غذا آمده كرد، ولي حضرت از خوردن امتناع كرد، مقداري از شب را خوابيد و سپس براي عبادت برخواست. طوعه وقت اذان صبح آب تهيه كرد تا مسلم وضو بگيرد. عرض كرد: مولاي من، ديشب را بيدار بوديد و هيچ نخوابيديد. فرمود: چرا مقداري خوابيدم و در خواب عموي بزرگوارم علي (ع) را در خواب ديدم كه به من فرمود: العجل العجل . مسلم عجله كن نزد ما بيا. بگمانم ديشب آخرين شب حيات من بود. وضو گرفت و نماز خواند كه ناگه صداي هجوم آوردن لشكر دشمن را به گوش شنيد و خود را براي دفاع آ‎ماده كرد. اين خبردار شدن لشكر از جايگاه مسلم در اثر گزارش بلال پسر طوعه كه براي فرمانداري كوفه بود داير بر اينكه مسلم در خانه ماست. خانه را به محاصره درآوردندو عاقبت با آنهمه شجاعتي كه از مسلم ديدند به او امان دادند و با مكر و خدعه او را دستگير كردند و به دار الاماره نزد ابن زياد بردندكه در اينجا برخورد خشونت بار و گفتگوي زيادي بين مسلم و ابن زياد رد و بدل شد. جملاتي كه براي آن ظالم غير قابل تحمل بود. اينجا بود كه دستور قتل مسلم را داد. همين كه براي كشتن او را بر فراز دارالاماره بردند در حالي كه زبانش به ذكر خدا گويا بود، سر نازنين او را از تن جدا كردند. آن سر را بر زمين افكندند و به دنبالش پيكر مباركش را از بالاي دارالاماره در ميان كوچه هاي كوفه پرتاب كردند. شهادت مسلم در روز چهارشنبه نهم ذيحجه بود. اشعاري كه در ذيل مي خوانيد مضمون پيامي است كه براي عمويش امام حسين (ع) فرستاده است.(1) مرا بردند در دارالاماره بس آزردند بر دارالاماره همه افسرده حال از گفتن من همه اندر مقام كشتن من پسر عمو مبادا كوفه آيي كه باشد كوفيان را بي وفايي اگر آيي تو را تنها گذارند به پيش دشمنانت واگذارند ز كوفي بي وفاتر من نديدم كه من شهري همه دشمن نديدم سلامم را رسان بر اكبر خود به عباس و عون و جعفر خود پسر عمو بيا فكر دگر كن زكوفه آمدن صرف نظر كن


مداح وتاریخ اگر بتوانيم "مداحي" را در چهار عنصر مهم خلاصه كنيم دو عنصر مهم و محتوايي آن "شناخت ادبيات" و "تسلط بر تاريخ" خواهد بود. در اين بخش درباره ي ارزش "شناخت تاريخ" و نحوه ي برخورد مداح با آن يعني شيوه هاي كاربرد "تاريخ" را در برنامه هاي مداحي سخن خواهيم داشت. يكي از عواملي كه بعد محتوايي كار مداحي را تكميل مي كند "بيان تاريخ اهل بيت" است . آري ! مداح در برنامه هاي خويش درصدد ارائه ي سيره ي اهل بيت (ع) است و اين سيره را بايد در "تاريخ" جست و جو كرد و آن را از صافي "مداحي و هنر" عبور دهد و به مستع انتقال دهد. در اين راه : اولاً بايد كتابهاي تاريخي را بشناسد و "مستندترين" و "قوي ترين" و "جامع ترين" آنها را مطالعه نمايد. به عبارت ديگر "مرجع شناسي" خود را در كار مداحي تقويت نمايد. دوماً : با مطالعه ي تاريخ اهل بيت، برميزان شناخت خويش از سيره ها و روشهاي اهل بيت در برخورد با دوست و دشمن بيفزايد. سوماً : در سيره ي اهل بيت (ع) تأمل كند و سعي نمايد "آگاهي" خويش را تا مرحله ي "باور" ارتقاء دهد. چهارماً : بتواند ميان نقلهاي تاريخي "صحيح" ، "مشكوك" و "غلط" تفاوت قائل شود. پنجماً : در انتقال تاريخ و سيره ي اهل بيت (ع)، اصل "بيان هنري" را در نظر داشته باشد، به عبارت ديگر از بيان تاريخ، ه صورت خشك،پرهيزكند و با شناخت "استعدادها"، "خلاقيتهاي فطري" خويش، سعي در ارائه ي مطالب تاريخي به صورت "ذوقي" و "هنري" داشته باشد. حال به پردازش چند راه كار درباره ي "استفاده ي صحيح از تاريخ در مداحي" و "بايد ها و نبايدهاي آن" در قالب 1- بهره هاي "مداح" از تاريخ اهل بيت (ع) . 2- شگردها و شيوه هاي مختلف انتقال تاريخ، بحث و بررسي خواهيم كرد: 1- بهره هاي مداح از تاريخ اهل بيت (ع) : آنگاه كه مداح ، كتابهاي مستند تاريخي را شناخت و بهترين و جامع ترين آنها را انتخاب نمود، لازم است كتابها را از چند جنبه ي مختلف، مطالعه نمايد : الف) مطالعه ي تاريخ اهل بيت و آگاهي از جنبه هاي مختلف آن از جمله : - سال تولد و شهادت ائمه ي اطهار (ع) - شناخت حوادثي كه در پيرامون زندگي ايشان رخ داده است - شناخت حاكم زمان و شيوه ي حكومت او . اين آشنايي ضمني و مختصر، كه همه ي آحاد مردم، لازم است از آن بهره مند باشند، مداح را در جريان كلّي زندگي ائمه ي اطهار قرار مي دهد و زمينه هاي ذهني براي تحليل و بررسي سيره ي ايشان را براي او فراهم مي نمايد. ب ) جست و جو و تأمل در تاريخ، جهت شناخت سيره ي اهل بيت(ع) بي ترديد، تاريخ، خالي از حب و بغض نيست چرا كه بعضي تاريخ نگاران - به جز برخي موارد- به دلايلي حقيقت را با غرض ها آلوده اند. به همين دليل نمي توان به همه ي آنچه در تاريخ مي خوانيم، اعتماد كنيم و لازم است براي درك حقيقت از ابزارهاي ديگري چون "كتاب خدا"، "سنت اهل بيت" و "عقل" كمك بگيريم و نقلهاي تاريخي در مورد اهل بيت (ع) را با اتكا به سه مورد ياد شده "قبول" يا "رد" كنيم البته از مداح انتظار نمي رود كه كار تخصصي يك پژوهشگر تاريخي را انجام دهد ! اما اين توقع به جا هميشه از او بوده و هست كه با تاريخ، برخورد معمولي نداشته باشد، آن را مو شكافي كند و به خواندن تاريخو روايت خشك آن اكتفا نكند. هر چه مداح در تاريخ تأمل كند و زواياي پنهان تاريخ را جست وجو كند و به مستمع خود انتقال دهد در تبليغ و تعالي فرهنگ شيعي، نقش مهم تري ايفا كرده است . اتفاقاً "فلسفه ي مداحي " نيز در همين جا، مفهوم مي يابد و رخ مي نمايد. به راستي آئين مداحي، چيزي جز بيان تاريخ مبارزات و جبهه گيري ها يا سكوت و خانه نشيني هاي ائمه اطهار(ع) مي باشد؟! اين حقيفتي است كه "مداح" با معرفي اهل بيت(ع) و دوستان و دشمنان ايشان، شرح تظلّم و دادخواهي يا مبارزاتشان، سعي در انتقال فرهنگ و سيره ي اهل بيت (ع) دارد و اين انتقال به صورتي "هنري" است . مسلّماً در اين مسير، وظيفه ي مداح، به عنوان يك "رسانه ي تبليغي" - كه بر فكر و روان مخاطب اثر گذار است - فراتر از حد مطالعه ي يك جزوه شعر و حفظ كردن آن براي يكي دو مجلس مداحي است! آري ! براي رسيدن به هدف مطلوب، لازم است ذهن او آمادگي لازم براي "تحليل تاريخ" را بيابد و با شگردهاي مختلف "انتقال تاريخ" به صورت "هنري" آشنا شود. 2- شگردها و شيوه هاي مختلف انتقال تاريخ : الف) تحليل تاريخ: اگر چه اين نام - تحليل تاريخ - به ظاهر پر طمطراقي است اما در حقيقت براي مداحان اهل بيت (ع) كه دائم با تاريخ زندگاني و سيره ي زندگاني ائمه اطهار(ع) سرو كار دارند، كار مشكلي نيست. مشكل، آنگاه ايجاد مي شود كه يك مداح - خداي ناكرده - خود را بي نياز از مطالعه بداند و بي نياز از مطالعه بداند و به دلايلي دست از مطالعه كشيده ، انس خود را كتاب ، مطالعه و تأمل در تاريخ از دست بدهد و يا اصلاً مطالعه ي تاريخ را كاري عبث و بيهوده بشمارد و به تكرار مواردي بپردازد كه ديگران زحمت كشيده و به دست آورده اند.... در اين حالت، مداح، زمينه ي جست و جو و انگيزه ي يافتن حقيقت تاريخ را از دست مي دهد و طبعاً كار بدون انگيزه، مشقّت بار و رنج آور است! ساده ترين شيوه ي تحيليل تاريخ - پس از تأمل و دقّت در اجزاء و ابعاد پنهان آن - شيوه ي "مقايسه" است. با اين شگرد، به راحتي مي توان از تاريخ، نتايج در خورد توجهي گرفت و برداشتهاي متنوع و جالبي درموضوعات اجتماعي، اخلاقي و ... بدست آورد.


ويژگيهاي يك مداح: از آنجا كه قرار است به مداحي از منظرهنر نگاهي داشته باشيم و مداح را هنرمند بدانيم.داشتن يك سري از ويژگيهاي شخصيتي و ظاهري بسيار مهم و داراي اهميت فراوان ميباشد. شخصي كه وارد عرصه مداحي ميشود ابتدا بايد قلب و روحش لبالب از عشق به ائمه معصومين (ع) باشد و با توسل و مدد جستن از اين بزرگواران قدم در اين راه نهد.تا زماني كه شور و هيجان و غم و شادي اهل بيت (ع) در وجودمان شعله نكشيده به يقين مداحي موفق نخواهيم شد.لذا زماني كه خود انسان به اين باور رسيد كه قلب و روحش براي مدح اهل بيت (ع) تشنه است آن موقع است كه تازه به او اجازه داده شده تا وارد عرصه مداحي گردد و هر كس اگر به درونش مراجعه كند در صورت تمايل به فراگيري مداحي مطمئنا زمانش را خواهد فهميد. اين مطلب را از من به يادگار داشته باشيد تا خود اهل بيت (ع) دست كسي را نگيرند و او را در اين عرصه مدد نكنند مطمئن باشيد شخص با بهترين صدا و بهترين ارائه هم به هيچ جايگاهي نخواهد رسيد. پس اولين گام شناسايي عشق ذاتي و نهفته در وجودمان است كه انشا الله ائمه معصومين (ع) خودشان در وجود همه اين شور و هيجان را ايجاد خواهند كرد. نكته بعدي اينكه مداح به آنچه ميگويد بايد يقين كامل داشته باشد تا ارائه مطالبش با مهر تائيد آل الله همراه باشد كه همانا براي يك مداح مجالس پرشور و حال (البته نه بر حسب ظاهر بلكه واقعا شور و اشتياق معنوي) همان مهر تائيد بر كارنامه او خواهد بود. به طور كلي آنچه از دل برايد لاجرم بر دل نشيند. اگر ميخوانيم كه استاد بزرگوار جناب شيخ جعفر شوشتري (ره) با آن شور و هيجان حسيني (ع) مجالسشان را برگزار مي نمودند با اينكه در زمان اين بزرگوار سيستمهاي صوتي و از اين دست وسايل موجود نبوده همه و همه ثمره تراوشات قلبي اين عزيز ميباشد.كه به گفته تاريخ وقتي ايشان مجلسي در صحن امام حسين (ع) برگزار ميكردند بدون سيستم صوتي شايد جمعيتي حدود هزار نفر همه به وضوح صداي اين بزرگوار را استماع ميكردند و شور و هيجان معنوي خاصي بر جمع حكمفرما ميشد. بنا براين مداح هر چه ميگويد خودش بايد تصوير آن گفته ها را از جلوي چشمانش گذر دهد و كاملا موضوع را براي خودش حلاجي كرده باشد و بدون هيچ ابهامي و با اشراف كامل شروع به برگزاري مراسم مورد نظر نمايد كه تنها و تنها راه فهم مطالب از طرف مستمعين درك و فهم صحيح خود مداح از موضوعي است كه ارائه ميدهد. يك مداح از آنجا كه هميشه در برابر ديدگان مستمع قرار دارد و از احترام خاصي بين اقشار مختلف مردم بر خوردار است كه خود اين موضوع بيانگر لطف اهل بيت (ع) ميباشد بايد همواره الگوي بسيار خوبي بالاخص براي نسل جواني كه به مجالسش مي آيند و يا حتي او را دورادور ميشناسند باشد. به حمد الله طي چندين سال گذشته علاقه وافري در نسل جوان براي حضور در مجالس مذهبي بوجود آمده كه جاي بسي شكر و سپاس از خداوند متعال دارد. مداح به عنوان پاسدار فرهنگ ولايت به هيچ وجه حق ارائه نظر شخصي و يا ايراد مطالب خرافه كه توهين به مقام شامخ ائمه معصومين گردد(ع) را ندارد و تنها واقيعتها را با توجه به مجلس مورد نظر ارائه دهد بدون هيچ كم و كاستي كه به گفته مولا علي (ع) دو دسته هستند كه واقعا به اسلام و اهل بيت (ع) ضربه ميزنند 1) دشمنان 2) غلو كنندگان لذا به شدت از انتشار مطالب خلاف واقع و دور ار ذهن كه هيچ سند معتبري ندارد و به طور كل وجود خارجي نداشته اجتناب كند.به همين دقت نظر هاست كه مادحين در بين خاندان پيغمبر(ص) هميشه از جايگاه رفيعي برخوردار بوده اند. همانطور كه مطلبي كه از زبان يك مداح جاري ميشود در ذهن مستمعين كاملا نقش مي بندد متاسفانه اگر مداح بنا به هر دليل مقدار كمي از مسير اصليش منحرف شود شاهد خواهد بود كه بعد از مدت كوتاهي اين انحراف چند درجه اي جزيي كه شايد براي خود مداح زياد حائز اهميت نبوده تبديل به يك بدعت و يا حتي فرهنگ غلط مي گردد كه تمامي عواقب دنيوي و اخروي بوجود آمده همه بر عهده او خواهد بود. پس يك مداح از نظر ادبيات گفتاري.طرز پوشش.طرز برخورد در روابط اجتماعي و......بايد دقيق و حساس باشد تا بتواند الگوي بسيار ايده آلي براي مستمعين خود و كساني كه در مجالسش حضور ميابند باشد كه انشالله اجر و پاداش اين عمل را بطور كامل بدست آورد. اين يك اصل است كه مستمعين صرفا به صداي خوش يك مداح در مجلسش حضور پيدا نميكنند بلكه اين ويژگي يكي از چندين ويژگي مهمي است كه باعث پيشرفت يك مداح ميشود. ادب و احترام به مستمعين و پيش كوستان و نحوه برخورد صحييح با اقشار مختلف جامعه حتي با مخالفينش بايد طوري باشد كه در اذهان همه آناني كه وي را ميشناسند نقش ببندد و هميشه به غير از صوت دلنشيشنش از صفات حسنه او نيز ياد كنند. مطالعه زندگي تك تك ائمه معصومين (ع) به درك صحييح و فهم مطلوب در راستاي متعالي كردن اين ويژگيها كمك شاياني خواهد كرد و بهترين مرجع مطالعه و تحقيق در رابطه با پياده كردن اين صفات و شاخصه ها همانا مطالعه زندگي اهل بيت (ع) ميباشد. در انتهاي اين مطلب ذكر اين نكته را ضروري ميدانم كه يك مداح تمام و كمال كسي است كه وجودش را وقف اهل بيت (ع) نمايد و نه براي مزد و نه براي مطرح شدن و نه براي خود نمايي و .......غيره به مداحي ادامه دهد كه تمامي اين مسائل اگر به طور كاملا قلبي و فقط براي رضاي خدا و ائمه معصومين (ع) باشد با عنايت خود اين بزرگواران به وقوع خواهد پيوست و قاعدتا هيچ فرد عاقلي لذت واهي و بيهوده را به لذت ابدي و جاري كه خود اهل بيت (ع) عنايت نمو ده اند تر جيح نخواهد داد. اميدوارم در حد بضاعتم اين شاخصه ها را را شفاف سازي كرده باشم كه يك مداح جداي صوت و آواي زيبا چه ويژگيهاي هاي ديگري نيز بايد داشته باشد كه انصافا شرح تمامي اين ويژگيها زمان بسيار زيادي را طلب ميكند كه انشالله خود عزيزان با رعايت همه موارد كه در بهبود و تعالي روح يك مداح در ارتباط است و با استعانت از خداوند متعال و توجه خاص اهل بيت (ع) موفق خواهند شد.


گرفتگی صدا در مداحان حرفه ای افرادی که حرفه آنها مداحی است، باید بیش از افراد معمولی به حفظ و سلامتی صدای خود توجه کنند. چنانچه فردی در مواقع سرماخوردگی، استراحت صوتی را رعایت نکند و با شدت و بلند صحبت کند، باعث خونریزی های کوچک در تارهای صوتی می شود که این تغییرات به تدریج به علت رعایت نکردن بهداشت حنجره، به گره صوتی تبدیل می شود که نیاز به عمل جراحی دارد. تعداد کمی از مداحان در ساعات استراحت و پس از مراسماتشان از سیگار استفاده می کنند که بسیار مضر است زیرا بیشترین آسیب تارهای صوتی در مواقع خستگی و خشکی مخاط پوششی تارهای صوتی رخ می دهد که توصیه می شود با مصرف آب، باعث افزایش رطوبت و لطافت تارهای صوتی شوند و از آسیب های متعدد در امان باشند. اما چندکلامی با آنهایی که می خواهند صدای حرفه ای داشته باشند: صدای حرفه ای دارای شرایط خاصی از نظر فیزیولوژی و آناتومی تارهای صوتی و همچنین توانایی های ویژه است که پس از بررسی های دقیق با تمرینات صحیح می توان این توانایی را افزایش داد. در غیر این صورت، صرفا به دلیل یک میل و تفکر احساسی و تمرینات ناصحیح و غیراستاندارد توانایی ذاتی و اصلی حنجره مختل شده و تغییرات غیرقابل جبرانی در تارهای صوتی ایجاد می کند. نکته دیگر این که بعضی افراد با تقلید صدای مداحان حرفه ای در زمان کوتاهی کیفیت صدای واقعی خود را از دست می دهند که این اتفاق در بعضی مداحان آماتور دیده شده است. چند نکته ۱.دخانيات تارهاي صوتي را تحريك مي كند و فرياد كشيدن و صحبت كردن با صداي بلند در مناطق پر سر و صدا بسيار براي انسان مخصوصا مداحان زيان دارد. ۲.به ميزان کافي آب بنوشيد . ۳.در روز چند بار به تارهاي صوتي‌تان استراحت بدهيد و به قول معروف "چُرت صوتي" ‌بزنيد به ويژه در اوقاتي که بيش از حد از صدايتان کار کشيده‌ايد. به عنوان مثال مداحان بايد درطول ساعات استراحت پس از مداحی یا تمرین سنگین باید از حرف زدن اجتناب کرده و سعي کنند به جاي صحبت بي‌وقفه با همکاران و دوستان، اندکي به تارهاي صوتي‌شان مجال استراحت بدهند. ۴.سيگار نکشيد، سيگار به ميزان فوق‌العاده‌اي خطر بروزسرطان حنجره را افزايش مي‌دهد، حتي استنشاق دود سيگار اطرافيان مي‌تواند منجر به آزردگي تارهاي صوتي شود. ۵. ازصداي خود به طور افراطي کار نکشيد. از فرياد کشيدن و بلند بلند صحبت کردن مداوم بپرهيزيد. اگر به طور مداوم در گلويتان احساس خشکي و خستگي مي‌کنيد و يا صدايتان دورگه، گرفته و يا زمخت شده، نشانه‌اي هشدارآميز محسوب مي‌شود مبني بر آنکه بايد در بکارگيري صدايتان بيش از پيش اصول ايمني را رعايت کنيد. در واقع گرفتگي دائم صدا نوعي علامت هشداردهنده است.



صفحه قبل1...3738394041...74صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران