حجاب اجباری یا اختیاری !!! مسئله این است ... غیر از هستهی بسیار کوچکی در درون حکومت که اجرای قهرآمیز شریعت را به ابزاری برای کسب قدرت و ثروت تبدیل کرده و هستهی بسیار کوچکی از روحانیت که بقا و قدرت نهادهای دینی را در زیر پا له کردن فردیت و کرامت آدمی میبیند، حجاب اجباری برای اقشار مختلف جامعهی امروز ایران به یک پدیدهی غیر اخلاقی، غیر عملی و غیر عقلانی تبدیل شده است. حتی سایتهای شبهدولتی سنتگرا مثل الف در مطالبی عملی بودن و اخلاقی بودن حجاب اجباری را مورد پرسش قرار دادهاند. سخن آنها از منظر دروندینی آن است که حجاب اجباری مرز میان با حجاب مومن و غیر مومن را بر هم ریخته است (موضوعی که نویسندگان سکولار سه یا دو دههی قبل متذکر شده بودند). کافی است به درون خانوادههای ایرانی پا بگذارید: باورمند به حجاب و غیر باورمند به آن، با حجاب و بیحجاب، نمازخوان و بیدین، شرابخوار و شرکتکننده در نماز جمعه در کنار هم بر سر یک سفره مینشینند و دیگر از خصومتهای سالهای اولیهی دههی شصت در خانوادهها خبری نیست. یک دختر یا بانو ممکن است آرایش کند و دختر یا بانوی دیگری آرایش نداشته باشد، یکی ممکن است تاپ بپوشد و دیگری مقنعهاش را سفت ببندد تا تار مویش دیده نشود، یکی به برنامههای ماهواره نگاه میکند و دیگری به تلویزیون دولتی، یکی آهنگهای معین و گوگوش و ویگن را گوش میکند و دیگری نوحه و روضهخوانی و برخی هر دو. همه با صلح در چارچوب خانواده زندگی میکنند و در گردهماییهای خانوادگی شرکت دارند. شاید حدود سه دهه باشد که دیگر نشنیدهایم اعضای فامیل بر سر باورها و سبک زندگی خود به جان هم افتاده باشند. حتی بسیجی که در خیابان به توهین به “بدحجابها” اقدام میکند یا قاضی و دادستانی که علیه زن محجبه حکمی را صادر یا اجرا میکند اگر زن برادر یا خالهی همسرش در خانه کاملا بیحجاب باشد، زبان در کام میکشد و واقعیت آنها را قبول میکند. آنها به تدریج یاد گرفتهاند که محدودهی “شغل” و روابط خانوادگی را از هم تفکیک کنند. آنها ممکن است در مجالسی که مشروب نوشیده میشود حضور پیدا نکنند اما فهمیدهاند که همهی انسانهای متفاوت با خود را نمیتوان حذف کرد. همچنین با غلبه پیدا کردن فرهنگ غیر رسمی بر فرهنگ رسمی نمیخواهند با تحریم فضاهایی که مطابق میلشان نیست خود را منزوی کنند. بنابراین مسألهی اختیاری بودن حجاب در سطح روابط درونی خانوادههای بزرگتر حل شده است. اما در دو سطح، حجاب اجباری اعمال میشود: توسط پدر/برادر بر دختر/خواهر و توسط شوهر بر همسر در خانوادههای هستهای مذهبی و سنتی، و توسط حکومت بر همهی شهروندان. البته در دهههای شصت که مذهبی بودن در برخی اقشار احترام داشت برخی زنان بیاعتقاد به حجاب، برای احترام گذاردن به افراد مکتبی در چاوی چشمان آنها حجاب میداشتند اما در یک دههی اخیر این پدیده در حال زوال بوده است. چه میتوان کرد تا این دو نوع حجاب اجباری را از میان برداشت؟ استقلال اقتصادی زنان اعمال حجاب اجباری توسط پدر/برادر و شوهر بر دختر/خواهر و همسر به دو عامل باز میگردد: ۱) وابستگی اقتصادی دختر/خواهر یا همسر (تنها ۱۵ درصد زنان ایرانی در بیرون از خانه شغل دارند) و ۲) عدم برابری زن و مرد در برابر قانون. این که مرد یا پدر خانواده احساس میکند که حق دارد دختر یا خواهر یا همسرش را به پوشیدن لباس خاصی وادار کند یا با آمدن “نامحرم” به اتاقی دیگر بفرستد ناشی از احساس وابستگی او به خود و احساس اطمینان از بودن قانون در سمت او در شرایط نافرمانی است. بنابراین برای حذف حجاب اجباری در خانوادهی هستهای باید زنان به قدرت مالی مساوی، اشتغال مساوی و برابری در برابر قانون دست یابند. شوهر یا پدر نباید احساس کند که اگر در یک تنازع کار به دستگاههای اعمال قانون انجامید تبعیضی علیه زنان وجود دارد و قاضی و دادستان و مامور پلیس به نفع او رای میدهند. زنان و دخترانی که از حجاب اجباری اعمالشده توسط اعضای خانوادهی خود ناراضی هستند هر چه زودتر باید استقلال مالی پیدا کنند. رفع تبعیض حتی اگر دولت مابعد جمهوری اسلامی حجاب اجباری را رسما لغو کند قوانین موجود که یک شبه تغییر نمیکنند، علیه زنان تبعیضاتی را اعمال میکنند که راه را برای تحمیل خواستهای مردان (از جمله پوشاندن زنان با گونی یا محبوس کردن آنها در خانه به دلیل حسادت و غیرت) باز میگذارد. مردانی که از سر عدم احساس امنیت در خانواده حقوق زنان را نقض میکنند با لغو حجاب اجباری توسط دولت عقب نخواهند نشست. حجاب اجباری در جامعهای شکل گرفته که مردان از قدرتی فراتر از زنان برخوردار بودهاند و برداشته شدن این امر مستلزم لغو همهی تبعیضهای قانونی (در حیطههای طلاق، حضانت، ازدواج، و واقعی (مثل عدم پرداخت مساوی برای شغل یکسان) علیه زنان است. غیر از برداشته شدن این تبعیضها در یک دوره باید تبعیض مثبت به نفع زنان اعمال شود (مثل اختصاص دادن نیمی از صندلیهای پارلمان یا نیمی از کرسیهای قضاوت به زنان در شرایطی که زنی واجد شرایط برای پر کردن آنها وجود داشته باشد). اختلاط جنسیتی آنچه همزیستی بیحجاب و باحجاب و نزدیکانشان در چارچوب خانواده را امکانپذیر کرد، برداشته شدن ساختار اندرونی-بیرونی در معماری انضمامی و ساختار ذهنی اعضای خانواده بود. به همین دلیل است که حکومت برای بسط حجاب به دنبال بازگردادن سنت ماقبل قرن بیستمی اندرونی-بیرونی به درون خانههای ایرانی بوده است. اما بیرون از خانواده، مهمترین سیاست حکومت برای اعمال حجاب اجباری جدایی جنسیتی بوده است. جدایی جنسیتی زن و مرد را در برابر هم “غیر عادی” میسازد (با غلبه دادن تصور محرم و نامحرم: این که به آدمها باید از دریچهی تنگ محرم و نامحرم نگاه کرد) و تن انسانها را به تابو تبدیل میکند. بنابراین برای حذف حجاب اجباری در عرصهی عمومی مهمترین گام، برداشتن تمام دیوارها و پردهها میان زنان و مردان است. مدارس و دانشگاهها و ادارات و دیگر مراکز تفریحی و کاری باید مختلط باشند و غیر از دستشویی، مکان دیگری در فضاهای عمومی نباید تکجنسیتی باشد. مردان را باید از فضاهای اختصاصیشان (دفاتر مقامات سیاسی یا قضات) محروم کرد و زنان باید حضوری مساوی با مردان در همهی عرصهها داشته باشند. اگر چنین شرایطی به وجود بیاید آن گاه زن و مرد در برابر هم، موجوداتی عادی جلوه خواهند کرد که میتوانند افکار و اجزای بدنشان را (تا هر حدی که بخواهند) به نمایش بگذارند. وقتی مردان و زنان بتوانند جنس مقابل را در لطیفهها یا غیبتهای (غیر جنسی/غیر نژادی/غیر قومی) خود شریک سازند آنگاه فاصلهها از میان آنها برداشته میشود و بیش از جنسیت، انسانیت یکدیگر را تجربه خواهند کرد. ر فع حجاب از فضاهای محجبه جدایی جنسیتی معطوف بوده است به محجبه کردن بخشی از فضاهای عمومی. فضای عمومی که تا دهها متر دیوار دارد و از بیرون نمیتوان آن را مشاهده کرد (مدارس و استخرهای زنانه) در واقع فضایی محجبه است. بخشی از ساحل دریا که با پارچه یا هر چیز دیگر جداسازی شده در واقعی ساحلی محجبه است. بنابراین برای رفع حجاب اجباری باید نخست فضاهای عمومی را از محجبه بودن نجات داد. اکنون بخشی از پارکها، استادیومها، اتوبوسها و واگنهای مترو و دانشگاهها، همهی مدارس دخترانه، بخشی از سواحل دریا و حتی رستورانها محجبهاند. کاری که در پی سرنگونی جمهوری اسلامی انجام خواهد شد برداشتن حجاب از سر این فضاها است اما سرنگونی جمهوری اسلامی تبعیضهای قانونی، قدرت مالی فراتر مردان و مشکل اشتغال بسیار اندک زنان را فی نفسه حل نخواهد کرد. به همین دلیل مبارزه برای برابری جنسیتی ربطی به وجود یا عدم وجود جمهوری اسلامی ندارد گرچه سقوط نظام زنستیز جمهوری اسلامی بسیاری از موانع را از پیش پای زنان و مردان برابریخواه برخواهد داشت. تا زمان سرنگونی تبعیض و تمامیتخواهی، افراد برای مقابله با فضاهای محجبه میتوانند حتیالمقدور از رفتن به آنها خودداری کنند. مخالفان تبعیض علیه زنان باید ورود به دانشگاه مختلط به دانشگاه تک جنسیتی را ترجیح دهند، سواحل جداسازی شده را به طور کلی تحریم کنند، حتیالمقدور از سوار شدن به وسایل نقلیهی عمومی محجبه خودداری کنند (در این زمینه البته حکومت محدودیتهایش را بر طبقات فقیر بیشتر تحمیل میکند چون آنها مجبورند از وسایط نقلیهی عمومی استفاده کنند)، یا استخرهای جداسازی شده را مگر در شرایط درمانی تحریم کنند. انکار حجاب اختیاری باورمندان در شرایط اعمال حجاب اجباری توسط حکومت روسری، مقنعه، برقع، مانتو، روبنده یا چادر چه توصیه شده از سوی اعضای خانواده و جه دولت در این موقعیتها نماد اعمال زور است چون دختر یا زن بر اساس انتخاب خود چنین لباسی را بر نگزیده است. تنها در یک جامعهی آزاد با شرایط مساوی برای زنان و مردان است که میتوان اختیاری بودن این نوع لباسها را باور کرد. بدون این شرایط زنان و دخترانی که حجاب دارند نمیتوانند اختیاری بودن آن را به دیگران بفروشند. اتفاقا برای آنکه ما اختیاری بودن حجاب آنها را باور کنیم باید با حجاب اجباری مخالفت کنند. شرایط و فضای اجتماعی را باید بدان سو برد که باورمندان خود از حجاب اجباری شرمنده شوند چون شرایطی سخرهآمیز و تحقیرکننده برای انتخاب آنها فراهم میآورد. تحریم اِعمالکنندگان حجاب اجباری از سوی دیگر تا زمان سرنگونی جمهوری اسلامی زنانی که با تبعیضات جمهوری اسلامی مخالفاند باید همهی نهادهای دینی را تحریم کنند تا روحانیت فقدان آنها را کاملا احساس کند. و روحانیت شیعه مثل روحانیت همهی ادیان، مخاطب و گوش مجانی میخواهد و اگر احساس کند با اعمال زور آنها را از دست میدهد تجدیدنظر خواهد کرد.
حجاب اجباری یا اختیاری !!! مسئله این است ... غیر از هستهی بسیار کوچکی در درون حکومت که اجرای قهرآمیز شریعت را به ابزاری برای کسب قدرت و ثروت تبدیل کرده و هستهی بسیار کوچکی از روحانیت که بقا و قدرت نهادهای دینی را در زیر پا له کردن فردیت و کرامت آدمی میبیند، حجاب اجباری برای اقشار مختلف جامعهی امروز ایران به یک پدیدهی غیر اخلاقی، غیر عملی و غیر عقلانی تبدیل شده است. حتی سایتهای شبهدولتی سنتگرا مثل الف در مطالبی عملی بودن و اخلاقی بودن حجاب اجباری را مورد پرسش قرار دادهاند. سخن آنها از منظر دروندینی آن است که حجاب اجباری مرز میان با حجاب مومن و غیر مومن را بر هم ریخته است (موضوعی که نویسندگان سکولار سه یا دو دههی قبل متذکر شده بودند). کافی است به درون خانوادههای ایرانی پا بگذارید: باورمند به حجاب و غیر باورمند به آن، با حجاب و بیحجاب، نمازخوان و بیدین، شرابخوار و شرکتکننده در نماز جمعه در کنار هم بر سر یک سفره مینشینند و دیگر از خصومتهای سالهای اولیهی دههی شصت در خانوادهها خبری نیست. یک دختر یا بانو ممکن است آرایش کند و دختر یا بانوی دیگری آرایش نداشته باشد، یکی ممکن است تاپ بپوشد و دیگری مقنعهاش را سفت ببندد تا تار مویش دیده نشود، یکی به برنامههای ماهواره نگاه میکند و دیگری به تلویزیون دولتی، یکی آهنگهای معین و گوگوش و ویگن را گوش میکند و دیگری نوحه و روضهخوانی و برخی هر دو. همه با صلح در چارچوب خانواده زندگی میکنند و در گردهماییهای خانوادگی شرکت دارند. شاید حدود سه دهه باشد که دیگر نشنیدهایم اعضای فامیل بر سر باورها و سبک زندگی خود به جان هم افتاده باشند. حتی بسیجی که در خیابان به توهین به “بدحجابها” اقدام میکند یا قاضی و دادستانی که علیه زن محجبه حکمی را صادر یا اجرا میکند اگر زن برادر یا خالهی همسرش در خانه کاملا بیحجاب باشد، زبان در کام میکشد و واقعیت آنها را قبول میکند. آنها به تدریج یاد گرفتهاند که محدودهی “شغل” و روابط خانوادگی را از هم تفکیک کنند. آنها ممکن است در مجالسی که مشروب نوشیده میشود حضور پیدا نکنند اما فهمیدهاند که همهی انسانهای متفاوت با خود را نمیتوان حذف کرد. همچنین با غلبه پیدا کردن فرهنگ غیر رسمی بر فرهنگ رسمی نمیخواهند با تحریم فضاهایی که مطابق میلشان نیست خود را منزوی کنند. بنابراین مسألهی اختیاری بودن حجاب در سطح روابط درونی خانوادههای بزرگتر حل شده است. اما در دو سطح، حجاب اجباری اعمال میشود: توسط پدر/برادر بر دختر/خواهر و توسط شوهر بر همسر در خانوادههای هستهای مذهبی و سنتی، و توسط حکومت بر همهی شهروندان. البته در دهههای شصت که مذهبی بودن در برخی اقشار احترام داشت برخی زنان بیاعتقاد به حجاب، برای احترام گذاردن به افراد مکتبی در چاوی چشمان آنها حجاب میداشتند اما در یک دههی اخیر این پدیده در حال زوال بوده است. چه میتوان کرد تا این دو نوع حجاب اجباری را از میان برداشت؟ استقلال اقتصادی زنان اعمال حجاب اجباری توسط پدر/برادر و شوهر بر دختر/خواهر و همسر به دو عامل باز میگردد: ۱) وابستگی اقتصادی دختر/خواهر یا همسر (تنها ۱۵ درصد زنان ایرانی در بیرون از خانه شغل دارند) و ۲) عدم برابری زن و مرد در برابر قانون. این که مرد یا پدر خانواده احساس میکند که حق دارد دختر یا خواهر یا همسرش را به پوشیدن لباس خاصی وادار کند یا با آمدن “نامحرم” به اتاقی دیگر بفرستد ناشی از احساس وابستگی او به خود و احساس اطمینان از بودن قانون در سمت او در شرایط نافرمانی است. بنابراین برای حذف حجاب اجباری در خانوادهی هستهای باید زنان به قدرت مالی مساوی، اشتغال مساوی و برابری در برابر قانون دست یابند. شوهر یا پدر نباید احساس کند که اگر در یک تنازع کار به دستگاههای اعمال قانون انجامید تبعیضی علیه زنان وجود دارد و قاضی و دادستان و مامور پلیس به نفع او رای میدهند. زنان و دخترانی که از حجاب اجباری اعمالشده توسط اعضای خانوادهی خود ناراضی هستند هر چه زودتر باید استقلال مالی پیدا کنند. رفع تبعیض حتی اگر دولت مابعد جمهوری اسلامی حجاب اجباری را رسما لغو کند قوانین موجود که یک شبه تغییر نمیکنند، علیه زنان تبعیضاتی را اعمال میکنند که راه را برای تحمیل خواستهای مردان (از جمله پوشاندن زنان با گونی یا محبوس کردن آنها در خانه به دلیل حسادت و غیرت) باز میگذارد. مردانی که از سر عدم احساس امنیت در خانواده حقوق زنان را نقض میکنند با لغو حجاب اجباری توسط دولت عقب نخواهند نشست. حجاب اجباری در جامعهای شکل گرفته که مردان از قدرتی فراتر از زنان برخوردار بودهاند و برداشته شدن این امر مستلزم لغو همهی تبعیضهای قانونی (در حیطههای طلاق، حضانت، ازدواج، و واقعی (مثل عدم پرداخت مساوی برای شغل یکسان) علیه زنان است. غیر از برداشته شدن این تبعیضها در یک دوره باید تبعیض مثبت به نفع زنان اعمال شود (مثل اختصاص دادن نیمی از صندلیهای پارلمان یا نیمی از کرسیهای قضاوت به زنان در شرایطی که زنی واجد شرایط برای پر کردن آنها وجود داشته باشد). اختلاط جنسیتی آنچه همزیستی بیحجاب و باحجاب و نزدیکانشان در چارچوب خانواده را امکانپذیر کرد، برداشته شدن ساختار اندرونی-بیرونی در معماری انضمامی و ساختار ذهنی اعضای خانواده بود. به همین دلیل است که حکومت برای بسط حجاب به دنبال بازگردادن سنت ماقبل قرن بیستمی اندرونی-بیرونی به درون خانههای ایرانی بوده است. اما بیرون از خانواده، مهمترین سیاست حکومت برای اعمال حجاب اجباری جدایی جنسیتی بوده است. جدایی جنسیتی زن و مرد را در برابر هم “غیر عادی” میسازد (با غلبه دادن تصور محرم و نامحرم: این که به آدمها باید از دریچهی تنگ محرم و نامحرم نگاه کرد) و تن انسانها را به تابو تبدیل میکند. بنابراین برای حذف حجاب اجباری در عرصهی عمومی مهمترین گام، برداشتن تمام دیوارها و پردهها میان زنان و مردان است. مدارس و دانشگاهها و ادارات و دیگر مراکز تفریحی و کاری باید مختلط باشند و غیر از دستشویی، مکان دیگری در فضاهای عمومی نباید تکجنسیتی باشد. مردان را باید از فضاهای اختصاصیشان (دفاتر مقامات سیاسی یا قضات) محروم کرد و زنان باید حضوری مساوی با مردان در همهی عرصهها داشته باشند. اگر چنین شرایطی به وجود بیاید آن گاه زن و مرد در برابر هم، موجوداتی عادی جلوه خواهند کرد که میتوانند افکار و اجزای بدنشان را (تا هر حدی که بخواهند) به نمایش بگذارند. وقتی مردان و زنان بتوانند جنس مقابل را در لطیفهها یا غیبتهای (غیر جنسی/غیر نژادی/غیر قومی) خود شریک سازند آنگاه فاصلهها از میان آنها برداشته میشود و بیش از جنسیت، انسانیت یکدیگر را تجربه خواهند کرد. ر فع حجاب از فضاهای محجبه جدایی جنسیتی معطوف بوده است به محجبه کردن بخشی از فضاهای عمومی. فضای عمومی که تا دهها متر دیوار دارد و از بیرون نمیتوان آن را مشاهده کرد (مدارس و استخرهای زنانه) در واقع فضایی محجبه است. بخشی از ساحل دریا که با پارچه یا هر چیز دیگر جداسازی شده در واقعی ساحلی محجبه است. بنابراین برای رفع حجاب اجباری باید نخست فضاهای عمومی را از محجبه بودن نجات داد. اکنون بخشی از پارکها، استادیومها، اتوبوسها و واگنهای مترو و دانشگاهها، همهی مدارس دخترانه، بخشی از سواحل دریا و حتی رستورانها محجبهاند. کاری که در پی سرنگونی جمهوری اسلامی انجام خواهد شد برداشتن حجاب از سر این فضاها است اما سرنگونی جمهوری اسلامی تبعیضهای قانونی، قدرت مالی فراتر مردان و مشکل اشتغال بسیار اندک زنان را فی نفسه حل نخواهد کرد. به همین دلیل مبارزه برای برابری جنسیتی ربطی به وجود یا عدم وجود جمهوری اسلامی ندارد گرچه سقوط نظام زنستیز جمهوری اسلامی بسیاری از موانع را از پیش پای زنان و مردان برابریخواه برخواهد داشت. تا زمان سرنگونی تبعیض و تمامیتخواهی، افراد برای مقابله با فضاهای محجبه میتوانند حتیالمقدور از رفتن به آنها خودداری کنند. مخالفان تبعیض علیه زنان باید ورود به دانشگاه مختلط به دانشگاه تک جنسیتی را ترجیح دهند، سواحل جداسازی شده را به طور کلی تحریم کنند، حتیالمقدور از سوار شدن به وسایل نقلیهی عمومی محجبه خودداری کنند (در این زمینه البته حکومت محدودیتهایش را بر طبقات فقیر بیشتر تحمیل میکند چون آنها مجبورند از وسایط نقلیهی عمومی استفاده کنند)، یا استخرهای جداسازی شده را مگر در شرایط درمانی تحریم کنند. انکار حجاب اختیاری باورمندان در شرایط اعمال حجاب اجباری توسط حکومت روسری، مقنعه، برقع، مانتو، روبنده یا چادر چه توصیه شده از سوی اعضای خانواده و جه دولت در این موقعیتها نماد اعمال زور است چون دختر یا زن بر اساس انتخاب خود چنین لباسی را بر نگزیده است. تنها در یک جامعهی آزاد با شرایط مساوی برای زنان و مردان است که میتوان اختیاری بودن این نوع لباسها را باور کرد. بدون این شرایط زنان و دخترانی که حجاب دارند نمیتوانند اختیاری بودن آن را به دیگران بفروشند. اتفاقا برای آنکه ما اختیاری بودن حجاب آنها را باور کنیم باید با حجاب اجباری مخالفت کنند. شرایط و فضای اجتماعی را باید بدان سو برد که باورمندان خود از حجاب اجباری شرمنده شوند چون شرایطی سخرهآمیز و تحقیرکننده برای انتخاب آنها فراهم میآورد. تحریم اِعمالکنندگان حجاب اجباری از سوی دیگر تا زمان سرنگونی جمهوری اسلامی زنانی که با تبعیضات جمهوری اسلامی مخالفاند باید همهی نهادهای دینی را تحریم کنند تا روحانیت فقدان آنها را کاملا احساس کند. و روحانیت شیعه مثل روحانیت همهی ادیان، مخاطب و گوش مجانی میخواهد و اگر احساس کند با اعمال زور آنها را از دست میدهد تجدیدنظر خواهد کرد.
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 19:29
خشم حزبالله علیه ساپورت بانوان «یه جوری ساپورت توی ایران مد شد که هیچکس نفهمید از کجا اومده. امروز خیلی اتفاقی، یکی از قسمتهای آکادمی موسیقی گوگوش را که اواخر سال گذشته از شبکه "من و تو" پخش شد رو میدیدم. در کمال ناباوری دیدم که تمام خانمها شلوار ساپورت پوشیدن! از یکی از دوستان آرشیو کامل آکادمی رو گرفتم و تا آخر نگاه کردم. دوستان عزیز! باید خدمتتون عرض کنم که خانمها در در تمامی سکانسهای آکادمی موسیقی گوگوش، شلوار ساپورت به تن دارن! حالا فهمیدید از کجا خوردیم ... . چند روز پیش نیروی انتظامی دو دختر جوان را که با ساپورتهایی منقش به پرچم اسراییل در میدان ونک در حال تردد بودند، دستگیر کردند تا برخورد با پروژه اندامنمایی زنان در خیابانهای تهران، رنگ و بویی جدید به خود بگیرد.» این جملهها، بخشهایی از دو نوشته اعتراضی علیه ساپورت پوشیدن دختران، از «آبدانان» در استان ایلام تا تهران، پایتخت ایران است کهاین روزها در در بسیاری از سایت ها و وبلاگ های حزب اللهی به چشم می خورد. هزار و یک دلیل برای یک انتخاب اما چرا دختران ایرانی ساپورت(جورابشلواری) میپوشند. انگیزهها و پاسخها کاملا متفاوت است. توضیح میدهد:«اکنون در بازار برندهای ترکیهای و چینی به وفور به چشم میخورند. قیمتها به شدت متنوع است، از هفت هزار تا 60 هزار تومان. ساپورتهایی که طراحی دارند و رنگی هستند، قیمت بیشتری هم ممکن است داشته باشند. با افزایش گرایش دختران ایرانی به پوشیدن ساپورت، تولیدکنندگان داخلی هم به فکر تولید افتادهاند و در بازار تهران بهویژه پله نوروزخان، انواع تولیدات داخلی با قیمت ششهزار تومان به فروش میرسند.» از او میپرسم تا حالا تذکر گرفتهای؟ میگوید:«گیر گشت ارشاد نیفتادهام ولی در نشستهای خبری مانع از ورودم میشوند، بهویژه اگر ساپورت رنگی بپوشم.» مهسا، دختر 29 ساله ساکن تهران، همیشه ساپورت میپوشد. میگوید:«خیلی راحت هستم، بهویژه وقتی میخواهم رانندگی کنم.» او یک بار در اصفهان به دام گشت ارشاد افتادهاست. او را به مرکز پلیس میبرند و از دوستانش میخواهند به خانه بروند و شلوار گشاد بیاورند. مهسا موفق میشود با تظاهر به داشتن بیماری قلبی، خودش را از دست گشت ارشاد نجات دهد ولی این تجربه سبب نشده که ساپورت پوشیدن را کنار بگذارد. مهسا دلگیر است که در ماههای اخیر جنسهای چینی، بازار ساپورت را هم خراب کردهاند. میگوید جنس ترک خیلی بهتر است و بهویژه دختران و زنانی کهاز ترکیه لباس میآورند، ساپورتهای خوب و خوشگلی ارایه میدهند و او هم ترجیح میدهد از مزونهای خانگی ساپورت بخرد. فرزانه،25 سال دارد و در رشت زندگی میکند: «ساپورت میپوشم چون از پوشیدن شلوار خسته شدهام و از اینکه میتوانم، هرچند نصفه و نیمه از قاعده کلی پوشش در جمهوری اسلامی خارج بشم کنم، خرسندم.» او میگوید تاکنون موفق شده از دست گشت ارشاد فرار کند. یک چادر هم همیشه برای روز مبادا در کیفش دارد تا بتواند در زمانهای اضطراری از آن استفاده کند. فرزانه خیلی خوشحال است کهانواع ساپورتهای رنگی و طرحدار مد شده و میگوید پیش از این همه ساپورتها مشکی، سرمهای و یا طوسی بودند و او باید مدتها وقت میگذاشت تا یک ساپورت رنگی پیدا کند، ولی اکنون با دنیایی از طرح و رنگ روبهرو شده و حق انتخاب دارد. به گفته او، تنوع و فراوانی ساپورت در بازار هم اثر گذاشته و قیمتها را تعدیل کرده و این به نفع مصرف کننده است. نوش آفرین، 28 ساله ساکن اصفهان در گفتوگو با «ایران وایر»، به جنبههای دیگری از دلایل ساپورت پوشیدن دختران ایرانی اشاره میکند. میگوید:«وقتی مانتوی گشاد میپوشیم، نمیشود شلوار گشاد هم پوشید، باید اینها با هم "ست" شوند.» او که متاهل است، میگوید همسر و اعضای خانوادهاش با پوشیدن ساپورت مشکلی ندارند: «همسرم بارها گفته که دوست دارد من زیباتر به نظر بیایم و خوشتیپ باشم.» سمیه، دختر 26 ساله از شیراز هم بخشی از نظرات نوش آفرین درباره ست کردن لباسها را تایید میکند، اما توضیح میدهد کهاساسا چنین پوششی در مناطق جنوبی ایران به صورت سنتی همیشه رواج داشته است. زنان لباسهای گشاد دارند و شلوارهای تنگ که گاه گلدوزی هم شدهاند، میپوشند. با این وجود سمیهاز دخترانی که تنها به جنبههای جنسی ساپورت پوشیدن توجهکنند، انتقاد میکند. میگوید:«برخی تنها برای اینکه به پسران نشان بدهند اندام سکسیتری دارند، ساپورت میپوشند.» اضافه میکند:«در جزیره کیش هم گشت ارشاد به ساپورت پوشیدن حساس شده و گیر میدهند، اما دختران و به ویژه مسافران اهمیتی نمیدهند.» او خودش دلیل دیگری برای ساپورت نپوشیدن دارد:«در گرمای کیش ممکن است لباسهایی که خیلی تنگ و چسبان باشند، سبب حساسیتهای پوستی شود و به همین خاطر، ترجیح میدهد شلوارهای گشاد بپوشد.» سمیه، 26 ساله که در تهران زندگی میکند هم به »ایرانوایر» میگوید:«تنها در میهمانیها ساپورت میپوشم. در واقع از ساپورت به عنوان مکمل دامن استفاده میکنم. در خیابان چون خیلی پسرها به ساپورتها دقیق میشوند، نمیپوشم.» اما ساپورت پوشیدن تنها برای دختران مدرن نیست. واکاوی پرسش و پاسخهای سایتهای مذهبی وابسته به حوزه علمیه قم نشان میدهند که دختران مذهبی هم چنین از پوشیدن ساپورت بدشان نمیآید و خانوادههایشان نیز مخالفتی ندارند. دختری از یکی از سایتهای پاسخگویی مسایل مذهبی پرسیدهاست:«یکی دو هفته است که از ساپورت به جای شلوار در بیرون از خانه استفاده میکنم، همسرم با این کار مخالف نیست و میگوید که پوشش به حساب میآید. میخواستم بپرسم آیا پوشیدن ساپورت و مانتوهای جدیدی که بدن نما و تا بالای باسن هستند، در بیرون از خانهاشکالی دارد؟» پاسخ سایتهای مذهبی در این موارد روشن است و با بازگشت به رساله مراجع تقلید شیعه مینویسند:«پوششی که محرک شهوت باشد و جلب توجه نامحرم کند یا مفسده داشته باشد و زمینه ساز گناه باشد، در برابر نامحرم جایز نیست. مانتویی که بدننما باشد، اگر منظور این است که اندام مشخص باشد، در برابر نامحرم حرام است.» واکنشهای اصولگرایانه با وجود نظرهای متنوع و متفاوت دختران و زنان ایرانی درباره پوشیدن ساپورت، واکنش وبلاگنویسها و سایتهای مذهبی و اصولگرای ایرانی یکسان است. مهران موزون، وبلاگ نویس حزب اللهی در وبلاگش در گزارشی دقیق در این باره نوشتهاست: «... از زمستان 1391 برخی زنان خیابانی تهران در حرکتی کاملا مشکوک و سیستماتیک اقدام به پوشیدن جوراب شلواریهایی کردهاند که منظره بدننمای از زانو به پایین این پوششها قدری عجیب است ... بهار 1392 از راه رسید و چشم مردم تهران منور به کوتاهتر شدن مانتوهایی شد که زیر آن هیچ برتن صاحبش نبود جز جوراب شلواریهای سابق (که حالا نام ساپورت به خود گرفته بودند) و آرام آرام با حرکتی خزشی، این ساپورتها نه تنها آفتاب بیشتری به خود میدیدند بلکه رنگها و نقوش بیشتری را بر اندام باربیهای تهرانی تجربه میکردند. گاهی یک ساپورت «رنگ پا» بیننده را به اشتباه میانداخت که نکند تنها یک پیراهن بر تن فلان زن است و دیگر هیچ! پس از اعلام نتایج انتخابات خرداد 92، آمار ساپورتهایی که صاحبانشان مانتوها را نیز به کناری نهاده و پیراهنی کِشی و چسبان را روی ساپورتها برتن میکردند شیب تندی به خود گرفت. حالا این روزها ساپورتهای رنگارنگ در حال فتح خیابانهای تهران است. اکنون به وفور دختران و زنانی در سطح شهر تهران دیده میشوند که پیراهنی کشی و مجلسی را (که هیچ ربط و شباهتی به مانتو ندارد و تنها پیراهنی است که تا نیمی از نشیمنگاه امتداد دارد) بر تن داشته و پوشش تمامینیمتنه تحتانی بدن را برعهده ساپورت نازک و گاه رنگ بدن خویش گذاشتهاند ... بعید نیست در آینده نه چندان دور که جدول متقاطع کلمات را بر روی برجستگی بدن زنان و دختران ایرانی در فضاهای عمومی شاهد باشیم.» سایت اصولگرای «فاطرنیوز» هم در گزارشی بهاین موضوع پرداخته و نوشتهاست:«امسال هم مد پوشش خانمها تغییر کردهاست. پوشیدن ساقشلواری (ساپورت) به جای شلوار، یعنی دیگر شلوار جین تنگ هم نه! ساقشلواری! و بدون تردید در یکی دو سال آینده این هم کنار میرود.» پايگاه خبري «حاميان ولايت» هم از دیگر رسانههایی است که به ساپورت پوشیدن توجه کردهاست: «به خدا قسم که اشک در چشمان هر مسلمان با غیرتی خشک میشود و به زبان حال میگوید آیا این لباس شرمآور شایسته بانوان پاکدامن ایران اسلامیآست؟ در این میان چیزی که قلب را به درد میآورد و جریحهدار میکند، شدت استقبال بسیاری از زنان مسلمان از این لباسهای زشت است و اینکه آنها در مقابل محارم خود و زنان دیگر به پوشیدن این لباسها افتخار میکنند!» نویسنده این گزارش، طراحان چنین لباسهایی را «مرتبط با سازمانهای جاسوسی دشمن و عناصر ضد انقلاب» معرفی و هدف آنها را حمله به چادر اعلام کردهاست. سایت اصولگرای «ندای انقلاب» هم به دختران ساپورتپوش هشدار دادهاست:«آیا این خانمهای به اصطلاح مدپوش تاکنون صفحههای جراید را ورق نزدهاند و حوادث تلخ را نخواندهاند که بهدلیل کنترل نکردن غرایض، چگونه رقم خوردهاست؟ مردانی که تنها به خاطر ظاهر یک خانم، وی را دزدیدهاند، چندین بار مورد تجاوز قرار دادهاند و در آخر جنازه سوخته وی را در گوشهای از بیابانهای شهر رها کردهاند؟» سایت «تهرانپرس» اما به مسوولان فرهنگی ایران هشدار دادهاست که « اگر سست بجنبید، آثار بیتدبیری شما در بسترسازی مناسب و برخورد به موقع با این معضل درآینده گریبانگیر شما هم خواهد شد و باید متاسفانهاین هشدار را بدهیم که در صورت بیتوجهی به حل این مشکل، "طرح اندلسی" یک بار دیگر پیروز و به ثمر خواهد نشست.» راهکار چیست و آیا نیازی به راهکار هست؟ متهم دیگر ماجرا در رسانههای اصولگرا، شبکههای اجتماعی مجازی اعلام شده است. به نوشته نویسنده وبلاگ «معبرسایبری»، «ترویج این بیبندوباری در شبکههای مجازی بسیار قوت گرفته است تا جایی که صفحهها و گروههایی در حمایت از این نوع پوشش ساخته شده که با استقبال بسیار زیادی روبهرو شدهاند. در بیشتر این صفحهها با مشکل جدیتری روبهرو شدیم. در اقدامی جدید، گروهی با دوربین تلفن همراه خود از ساپورتپوشانی که زنندهترین نوع پوشش را دارند در خیابانها عکس گرفته و در این صفحهها انتشار میدهند و از سایر هم گروهیهای خود درخواست دارند تا به تحریک کنندهترین پوشش امتیاز بدهند.» اما بررسی محتوایی رسانههای مذهبی و اصولگرا نشان میدهد بیشتر این رسانهها خواستار آن شدهاند که فروش ساپورت در ایران ممنوع شود، سایتها و وبلاگهایی که تبلیغ ساپورت میکنند فیلتر شوند، فیلمها و سریالهای خارجی که زنان ساپورتپوش دارند به هیچ روی نمایش داده نشوند و گشت ارشاد با کسانی که ساپورت میپوشند برخورد جدیتری کند. آنها پیشنهاد هم دادهاند که دانشگاهها و ادارهها از راه دادن دختران و زنانی که ساپورت پوشیدهاند، خودداری کنند. جدالهای مجازی در روزهای اخیر موج تازهای از جدالها درباره ساپورت پوشیدن راه افتاده است. هواداران ساپورتپوشها، صفحهای در فیسبوک دارند و با حرارت تمام به ترویج و تبلیغ ساپورت پوشیدن مشغول هستند. این صفحه فیسبوکی با استقبال بسیاری از سوی دختران و پسران ایرانی روبهرو شده است. از سوی دیگر، گروهی از مخالفان ساپورت پوشیدن هم صفحهای با عنوان «من از ساپورت منتفر هستم» راهاندازی کردهاند. آنها نوشتهاند که «ساپورت در واقع از س+الف+پورت تشکیل شدهاست کهاشاره دارد به کلمههای سکس + آزاد + پورت. ساپورت در حقیقت به معنی دروازه آزاد سکس است و بنیان خانواده را هدف قرار دادهاست.» به عقیده گردانندگان این صفحه فیس بوکی، «ساپورت پروژهای است که وضعی که هماکنون ما شاهد آن هستیم تنها مرحله اول این پروژه وحشتناک برای برهنه کردن زنان ایرانی و عادی نشان دادن آن در چشم مسولان است.» اما در حاشیهاین واکنشهای منفی، باید به بازار داغ خرید و فروش اینترنتی ساپورت هم اشاره کرد. انبوهی از سایتهای فارسیزبان، این روزها مشغول تبلیغ ساپورتهای رنگی، طرحدار و با جنس خوب هستند و به مشتریان خود هشدار میدهند که فریب جنسهای چینی را نخورند. حزباللهیها هم به دختران ایرانی هشدار میدهند که فریب آمریکاییها را نخورید. دختران ایرانی هم واکنش نشان میدهند که ما فریب حرفهای دروغ شما را نمیخوریم. معلوم نیست چه کسی فریب میدهد و چه کسی فریب میخورد. فعلا ساپورت خوب پوشیده، دیده و پسندیده میشود.
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 19:27
نظر مراجع تقلید درباره چادر مشکی "حجاب گوهر زن است" این جمله ای است که برای امروز و دیروز نیست.از قرن ها پیش حتی قبل از اسلام، حجاب و عفاف در فرهنگ ایرانی حضور پررنگ داشته است و نجابت و پوشیدگی زنان ایرانی زبانزد همگان بوده است. بعد از ورود اسلام به ایران، این امر در ایران اسلامی تجلی بیشتری یافت و در لایه های زندگی مردم ردپای آن به وضوح بیشتر و بیشتر دیده شد. اما با پیشرفت فن آوری های ارتباطی، حجاب دستمایه خوبی برای جنگ فرهنگی غرب با ایران محسوب شد. غرب و صهیونیسم حجاب را که در فرهنگ اصیل ایرانی – اسلامی اهمیت ویژه دارد هدف آماج حملاتخود قرار دادند و با انواع و اقسام شیوه های ضد فرهنگی سعی در رواج بی حجابی بخصوص در نسل جوان کشور دارند. برای همین زنان جامعه اسلامی ایران امروز باید به گونهای رفتار کنند که الگوی زنان سایر کشورهای جهان قرار گیرند و باید در راه انتقال مفهوم حجاب به دختران جوان نهایت تلاش خود را به کار بندند تا این ترفند غرب را نیز خنثی سازند و پشت سر بگذارند. اما هر سال تابستان و فصل گرما که می آید، حضور بدحجابان در جامعه بیشتر نمود پیدا می کند.انگار گرمای هوا بهانه ای می شد برای پوشش نامناسب برخی دختران و پسران جوان.پوششی که شایسته فرزندان ایران اسلامی نیست. در این میان اکثریت سیاسیون مقصر اصلی وضعیت فرهنگ حجاب در کشور را دولت نهم و دهم می دانند چرا که با تصویب شدن قانون حجاب و عفاف در سال 84 ، هنوز وضعیت آنطور که مورد انتظار بود بهبود نیافته است. این در حالی است که دولتی ها مدعی هستند، فرهنگ حجاب را به خوبی در جامعه گسترش داده اند و قانون حجاب و عفاف را نیز کامل اجرایی کرده اند. در هر حال مقصر هر کسی باشد ، تفاوتی نمی کند چرا که باید همه ارگان ها و نهاد ها در کشور دست به دست هم بدهند تا کشور، این معضل بزرگ فرهنگی و اجتماعی را پشت سر گذارد در این میان نظر مراجع نیز بسیار جالب توجه است و می تواند راهگشای جوانان باشد. سوال از مراجع اما این بود: 1- آیا حجاب از ضروریات دین است؟ حکم کسانی که به آن بیاعتنایی میکنند، چیست؟ آیت الله خامنهای: اصل حجاب، ضروری دین محسوب است و بیاعتنایی به اصل حجاب و عدم رعایت آن معصیت و گناه است. آیت الله صافی گلپایگانی: اصل وجوب حجاب فی الجمله از ضروریات اسلام است و منکر آن مرتد است ولی بیاعتنایی به آن با عدم انکار وجوب آن، فسق است. آیت الله تبریزی: اصل حجاب برای زنان از ضروریات دین است و حکم کسانی که به آن بیاعتنایی نمایند حکم بیاعتنایی به سایر تکالیف دینی است. آیت الله سیستانی: اصل حجاب از مسلّمات شریعت است و در قرآن آمده است ولی کسانی که توجه به وضوح آن ندارند، انکار آنها مستلزم انکار نبوت نیست و بیاعتنایی، عملی گناه است. آیت الله مکارم شیرازی: آری حجاب از ضروریات دین است ولی انکار آن برای کسانی که از ضروری بودن آن آگاهی ندارند، موجب ارتداد نمیشود. آیت الله بهجت (ره): بیاعتنایی به حجاب گناه است و داشتن حجاب واجب است. 2- امروز حرکت خزندهای بر علیه چادر که یک حجاب ملی و سنتی است آغاز شده است، خواهشمندیم نظر مبارک را در این مورد مرقوم فرمایید. آیت الله فاضل لنکرانی (ره): سزاوار است خانمها از چادر استفاده کنند چون چادر در کشور اسلامی ایران از مظاهر و شعائر اسلام میباشد و با حفظ این شعار سعی کنند بانوان محترم حرکت مورد سئوال را خنثی کنند. آیت الله صافی گلپایگانی: چادر بهترین پوشش برای خانمها است، چون تمامی مفاتن بدن را میپوشاند. خانمهای مسلمان باید آداب و سنن اسلامی را در لباس پوشیدن مراعات کنند و از تجدد گرایی مضر پرهیز کنند. آیت الله بهجت (ره): چادر حجاب پسندیده است. آیت الله سیستانی: چادر حجاب بهتر است و سزاوار نیست زنهای مؤمن بدون چادر خارج شوند. آیت الله مکارم شیرازی: حجاب یکی از قوانین مسلّم اسلام است و اساس آن، پوشاندن بدن و موها غیر از صورت و دستها تا مچ است ولی بیشک، چادر حجاب برتر است. آیت الله تبریزی: پوشیدن بدن بر زن واجب و بهترین نوع پوشش واجب، همان چادر مشکی است که زنهای مؤمنه خود را با آن میپوشانند. 3- عدهای همراه با تبلیغات فرهنگی دشمن در روزنامهها و سخنرانیهایشان میگویند چادر مشکی برای بانوان مکروه است و باید پوشش جدید مانند مانتو و کت و دامن با رنگهای متنوع جایگزین چادر مشکی شود؛ آیا چنین حرف و اقدامی صحیح است یا خیر؟ آیت الله خامنهای: این صحبت صحیح نیست و بهترین حجاب پوشش چادر است و چادر سیاه هم بیاشکال است و کراهت ندارد. آیت الله تبریزی: زن باید بدن خود را در غیر وجه و کفین، از نامحرم بپوشاند و نیز باید زینت خود را بپوشاند و لباسی که زینت حساب میشود باید آن را هم بپوشاند و با چادر بهتر میتواند بدن و زینت را بپوشاند و چادر سیاه مثل عبای سیاه کراهت ندارد. آیت الله بهجت (ره): این اقدام باطل است. آیت الله صافی گلپایگانی: نظر مذکور صحیح نیست و مفاسد بسیار دارد. متأسفانه در این زمان عدهای اصرار بر آشکار شدن مفاتن زن و خروج او از ستر و عفاف که حفاظ شخصیت و ارزش و متانت اوست، دارند؛ مع الاسف میخواهند این امر را اسلامی جلوه دهند، در حالی که اسلامی نیست. آیت الله فاضل لنکرانی (ره): چادر مشکی بهترین نوع حجاب است و پوشیدن لباسهایی که جلب توجه کند، حرام است. آیت الله مکارم شیرازی: با توجه به اینکه در حال حاضر رنگ مشکی برای حفظ پوشش زنان بهتر است، کراهت آن ثابت نیست. 4- الف) پوشیدن جوراب نازک و بدن نما برای خانمها در بیرون از منزل و انظار نامحرمان چه صورتی دارد و بیرون گذاشتن موهای سر از چادر در مقنعه توسط خانمها در دید نامحرمان چگونه است؟ آیت الله خامنهای: پوشیدن بدن از نامحرمان بر زن واجب است و چنین جورابهایی برای حجاب شرعی واجب کفایت نمیکند و پوشیدن تمام موی سر در برابر نامحرمان واجب است. ب) آرایش زنان در خیابانها و بیرون گذاشتن مقداری از موها و پوشیدن جوراب بدن نما و لباسهای محرک چه صورتی دارد؟ آیت الله فاضل لنکرانی (ره): حرام است. آیت الله بهجت (ره): حرام است. آیت الله صافی گلپایگانی: حرام است. آیت الله مکارم شیرازی: بدون شک جایز نیست. آیت الله تبریزی: جایز نیست. آیت الله سیستانی: جایز نیست. ج) پوشیدن جوراب نازک برای خانمها در مقابل نامحرم چه صورتی دارد؟ آیا با پای بدون جوراب، حضور در مقابل نامحرم جایز است؟ آیت الله خامنهای: جوراب نازک اگر به گونهای باشد که جوراب محسوب نمیشود، حضور با چنین جورابی در حضور نامحرم جایز نیست. آیت الله بهجت (ره): خیر، جایز نیست. آیت الله مکارم شیرازی: الف: اگر به قدری نازک باشد که پای آنها معلوم باشد برای پوشیدن کافی نیست. ب: سزاوار است کف و روی پای خود را نیز بپوشاند. آیت الله صافی گلپایگانی: هیچ یک از دو مورد جایز نیست. آیت الله سیستانی: جایز نیست. آیت الله سبحانی: جایز نیست. 5- در صورتی که زن میداند مرد نامحرم به قصد لذت به صورت و دستهای معمولی زینت نشده او نگاه میکند، در این فرض پوشاندن صورت و دستها لازم است یا خیر؟ آیت الله خامنهای: در فرض مذکور باید حتی وجه و کفین خود را هم بپوشاند. آیت الله بهجت (ره): پوشاندن دست و صورت مطلقاً بنا بر احتیاط لازم است. آیت الله تبریزی: بلی در این صورت بنا بر احتیاط، پوشاندن لازم است. آیت الله صافی گلپایگانی: دست و صورت بنا بر احتیاط واجب باید پوشیده شود (جامع الاحکام 2/165). آیت الله فاضل لنکرانی (ره): بلی پوشاندن آن لازم است. 6-الف) پوشیدن مانتوهای کوتاه، تنگ و رنگارنگ با رنگهای روشن که جلب نظر نامحرم را میکند چه صورت دارد؟ متأسفانه در برخی شهرها آموزش و پرورش پوشیدن مانتوها با رنگ روشن را توصیه میکند. آیت الله بهجت (ره): هر چه جلب نظر نامحرم کند، جایز نیست. آیت الله صافی گلپایگانی: با فرض اینکه نظر نامحرم را جلب کند در مرآ و منظر نامحرم جایز نیست. آیت الله تبریزی: چنانچه زن لباسی بپوشد که زینت حساب شود، باید آن لباس را هم از نامحرم بپوشاند. آیت الله سیستانی: لازم است که آن را از نامحرم بپوشانند. آیت الله مکارم شیرازی: در صورتی که تنگ و چسبان و زینتی نباشد و تمام بدن زن به جز گردی صورت و دستها تا مچ پوشیده باشد، اشکالی ندارد ولی چادر حجاب برتر است. ب) پوشیدن مانتوهای تنگ و کوتاه توسط زنان که حجم بدن آنها پیداست، از نظر شرعی چه صورتی دارد؟ آیت الله خامنهای: اگر موجب جلب توجه نامحرم یا باعث فساد و ارتکاب حرام گردد جایز نیست. آیت الله بهجت (ره): اگر موجب ریبه باشد حرام است. آیت الله مکارم شیرازی: جایز نیست. آیت الله صافی گلپایگانی: پوشیدن مانتو به نحو متعارف امروز کافی نیست علاوه بر اینکه مانتو مفاتن بدن و برجستگیهای آن را نمیپوشاند و در انظار اجانب مَعرَضیَّت برای فساد دارد و صورت و دست هم پوشیده نمیشود و بهترین پوشش چادر است که تمام مفاتن بدن را از نظر نامحرمان حفظ میکند. آیت الله سیستانی: پوشاندن آن از نامحرم لازم است. آیت الله سبحانی: حجم بدن زن باید پوشیده باشد. 7- حضور زنان در کوچه و بازار، بدون وجود ضرورت و سر و کار داشتن بیش از حد با نامحرمان چگونه است؟ آیت الله فاضل لنکرانی (ره): مناسب نیست، بلکه در بعضی موارد جایز نیست. آیت الله صافی گلپایگانی: خلاف سنن اسلامی و التزام به عفت و پرهیز از اختلاط با بیگانه است. آیت الله تبریزی: مقتضای عفت آن است که از صحبت با نامحرم در غیر موارد حاجت پرهیز نماید و نیز در کوچه و بازار در صورتی که در معرض نگاه نامحرم باشد به غیر از مقدار حاجت و ضرورت مکث ننماید. آیت الله بهجت (ره): جواز و عدم جواز، دائر مدار اشتمال بر حرام و عدم آن است. آیت الله سیستانی: اگر با رعایت احکام شرع باشد اشکال ندارد اگر چه بهتر ترک است. آیت الله مکارم شیرازی: در برخورد و گفتگو با نامحرمان به گفتگوهای عادی اکتفا کنند. 8- در مجالس عروسی و زنانه، زنان لباسهایی را میپوشند که نیمه عریان بوده و روز به روز هم این پوششها رقیقتر و نامناسبتر میگردد. پوشش این لباسها که غالباً الگوگیری از مدلهای غربی و کفار میباشد اگر تشبه به کفار محسوب شود، چه صورتی دارد؟ آیت الله مکارم شیرازی: این گونه پوششها از نظر شرعی اشکال دارد حتی اگر در مجالس زنان باشد. آیت الله فاضل لنکرانی (ره): اگر عرفاً تشبه به کفار باشد حرام است و الا مناسب نیست که زنان حتی در بین خود از این لباسها که باعث از بین رفتن حیا میشود، استفاده کنند. آیت الله سبحانی: هرگاه مایه فساد و یا ترویج فساد است خودداری کند. توصیه این است که انسان از غربزدگی به جایی نمیرسد و پوشیدن لباس غربیان مایه ترقی نیست، سبب ترقی، علم و ایمان است. آیت الله نوری همدانی: تقلید از غرب کار صحیحی نیست و بر زنان لازم است مسئله پوشش اسلامی را کاملاً رعایت نموده و خود را از نامحرم حفظ نمایند. 9- اگر مردی همسرش را به حجاب اسلامی ملزم نکند آیا فاسق محسوب میشود؟ آیت الله خامنهای: فی نفسه موجب فسق نیست. آیت الله فاضل لنکرانی (ره): طبق شرایط و مراحل امر به معروف و نهی از منکر عمل کند. آیت الله صافی گلپایگانی: اگر در این خصوص بیتفاوت باشد فاسق است. آیت الله مکارم شیرازی: واجب است امر به معروف و نهی از منکر را در این زمینه عمل کند. آیت الله تبریزی: وظیفه هر شخصی است که اهل و عیال خود را از گناهان باز دارد و بدون احراز عدم عذر با احتمال صحت نمیتوان کسی را فاسق دانست. والله العالم. آیت الله سیستانی: صرف عدم الزام موجب فسق نیست. آیت الله بهجت (ره): اگر در حجاب نداشتن او شریک باشد مثل اینکه به او اجازه خروج از منزل را بدهد، بله فاسق میشود. 10-آرایش زنانه توسط مردان مثل زیر ابرو برداشتن یا بند انداختن صورت و امثال آنچه صورت دارد و کسب درآمد از این راه چگونه است؟ آیت الله فاضل لنکرانی (ره): اگر عرفا آرایش جنس مخالف تلقی شود جایز نیست و درآمد آن هم جایز نیست. آیت الله صافی گلپایگانی: جایز نیست و اجرتش نیز حرام است. آیت الله مکارم شیرازی: همه اینها حرام است. آیت الله تبریزی: آرایش زن توسط مرد حرام است و اگر مرد خودش را همانند زنان بیاراید، باید بداند که از اموری که به فساد جامعه و دعوت به گناه و پستی مؤمن و احیاناً مَعرَضیَّت انجام کبائر یا عمل برخلاف احتیاط واجب میانجامد، باید پرهیز شود و درآمد آن کار حلال نیست. آیت الله بهجت (ره): تشّبه مرد به زن جایز نیست و درآمد آن هم به حکم آن است. آیت الله سیستانی: جایز نیست. 11- آرایش سر و صورت توسط مردان با الگوگیری از مدلهای غربی و ماهوارهای چه صورتی دارد و کسب درآمد آرایشگران از این راه چگونه است؟ آیت الله مکارم شیرازی: این گونه کارها از نظر شرعی خالی از اشکال نیست. آیت الله فاضل لنکرانی (ره): اگر عرفاً تشبّه به کفار باشد یا مفسده دیگری بر آن مترتب شود جایز نیست. آیت الله سبحانی: هرگاه عنوان تشبّه به کافران پیدا کند حرام است. آیت الله نوری همدانی: تشبّه به آنان کار صحیحی نیست، مسلمانان نباید از غرب تقلید کنند.
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 19:23
درباره پیامک های کلیپس دختران! نمی خواهیم بگوییم در پشت پرده این مطالب حتما دست های مغرضی وجود دارند اما حتما دست های پنهان معانی و اثرات اجتماعی موجود هستند. این مضامین هر چند که محتوای طنز داشته باشند اما دارای اثرات و پیام هایی هستند. به طور کل جوک ها و پیامک ها نمودی از فرهنگ جامعه و خروجی ای از درون آن می باشند و البته در ادامه دارای تاثیر بر ابعاد و شکل گیری فرهنگ آن جامعه هستند. در واقع جوک ها و خنده های ناشی از آن می توانند دارای تحلیل های معناشناسی، جامعه شناسی و روانشناسی باشند. عناصر تشکیل دهنده متن این مطالب که الفاظ و کلمات هستند از واژه های دختر، آرایش، کلیپس، چکمه و.. متشکل می شوند، واژه هایی که نشان دهنده نوع نگاهی خاص به این قشر و ناهنجارانه می باشد. دیدی که در شان مقام زن نیست و رنگ وبوی نگاه کالایی دارد و نه از دل آن بوی حیای نگاه مردانه به مشام می رسد. اماپیام زاویه این نگاه ها چه می تواند باشد؟ جوک های هنجار شکن معمولا زود رایج می شوند و طرفداران خاص خود را دارند این جوک ها هم در میان سایر نمونه های مشابه هم پرطرفدارند و هم رواج داشته اند. در ادامه از زوایای گسترده تری به این جوک ها نگاه می کنیم. دختران باید بدانند که مقصر بخشی از این نگاه- که قطعا اشتباه است- خود آنان می باشند. البته این موضوع دور از ذهن نیست و موردی که دین ما هم به خاطر وجود آن توصیه هایی پیرامون حجاب و عفاف خطاب به زنان و غض بصر به مردان دارد نگاه جنسی اقبال به جوک های هنجار شکن معانی پنهانی دارد و ومی توان با تحقیق دانستنی های جالبی را به دست آورد. به عنوان مثال اینکه این موضوعات تا چه حد در میان افراد رواج دارد؟ تا چه میزان قبح اینگونه مسائل در جامعه و در ارتباطات های میان فردی ریخته شده است و در هر قشر چه وضعیتی دارد؟ گرایش ها و نوع ادبیات به کار گرفته شده چه نشانه هایی دارد؟ درجوک های جدید کلماتی چون کلیپس، چکمه و آرایش، روی نقاطی دست گذاشته شده است که نشان دهنده نگاه جنسیتی و کالایی به زن دارد. این نگاه نشان می دهد دختران حتی اگر با توجیه آراسته بودن! در جامعه حضور پیدا کرده باشند اما نگاه های موجود پیام دیگری رابرای آنها دارد . زیرا از همه خصوصیات مذکور و جوک ها پیرامون قشر زن در جامعه، اینچنین مواردی، الفاظ جوک ها را تشکیل داده اند. دختران باید بدانند که مقصر بخشی از این نگاه- که قطعا اشتباه است- خود آنان می باشند. البته این موضوع دور از ذهن نیست و موردی که دین ما هم به خاطر وجود آن توصیه هایی پیرامون حجاب و عفاف خطاب به زنان و غض بصر به مردان دارد. تنش در روابط رقابت خارج از عرف و منطق؛ این می تواند اثر بعدی این جوک ها باشد. ایجاد حس برتری جنسیتی با تمسخر جنس مقابل و خروج از نگاه اعتدال و انصاف و احترام. مسلما ما به دنبال این نیستیم که اختلاط و ارتباطات میان دو قشر دختر و پسرها باشد اما این نوع جوک ها می تواند تفکیک جنسیتی! نامطلوب را در پی داشته باشد. از جمله رشد روحیه های فمنیستی، رقابت های نامشروع و رواج تیکه کلام های جدید، تنش در روابط و رقابت منفی و..... به عنوان مثال فردی می گفت در دانشگاه شاهد استفاده از این عبارات و نوع نگاه اینچنینی به این قشر در تیکه کلام ها بوده است که هم محیط احترام متقابل شکسته شده است و هم مزیدی بر ارتباط خارج از عرف و شرع شده است و البته نشان دهنده این است که نگاه پسران به وجود این موارد در اطراف خود حساس تر شده است که این خود آسیب فرهنگی اجتماعی دیگری است. پوشش های آنچنانی! وجود این جوک ها نشان دهنده این است که چنین واقعیتی در جامعه در میان قشر زنان به ویژه دختران جوان وجود دارد و این مورد موید این است که ما در زمینه حجاب و عفاف در سطح جامعه با مشکل روبرو هستیم که این مطالب حتی مصادیق خاص آن را نیز برای ما بیان می کنند. در واقع بدنه فرهنگی ما سالها است که در زمینه حجاب با مشکل روبرو بوده و این موضوع خود را در دل معانی و محتواهای مختلف به ما نشان داده است زمانی مانتوی کوتاه، زمانی ساپورت و حال ارایش، چکمه و کلیپس اما باید دید چه میزان برنامه ریزی برای فرهنگ سازی حجاب و عفاف در میان سازمان های مرتبط انجام گرفته و چقدر موثر بوده اند. از طرفی دیگر این جوک ها بیانگر نگاه بی قید جنس مذکر هم بوده است اما موضوع «غض بصر» چه میزان فرهنگ سازی شده است. در اکثر محتوای این جوک ها نگاه ابزاری و غیر محترمانه به یک زن وجود دارد اما چه کسی متولی این شکستن ها است؟ خود زنان و نگاه نادرست مردان!؟ زن نباید تخریب شود! یک زن در جامعه جایگاه ویژه ای دارد آنچنان که غیر از موجودیت خود او، مقام تربیت را نیز بیش از سایر نهادها و افراد بر عهده دارد مقام یک زن مقامی است که با آینده یک جامعه ارتباط تنگاتنگ دارد. در صورت تخریب و انحراف این قشر باید منتظر تخریب و انحراف آینده یک جامعه بود اما این جک ها غیر از انحراف زنان و دختران از برخی از ارزش ها که آسیب هایی اجتماعی را در پی خواهد داشت ،تخریب و نزول جایکاه آنان را نیز می تواند به دنبال داشته باشد در اکثر محتوای این جوک ها نگاه ابزاری و غیر محترمانه به یک زن وجود دارد اما چه کسی متولی این شکستن ها است؟ خود زنان، نگاه نادرست مردان یا هر دو!؟ آخر کلام این جوک ها صرفا ضد دختران نیست برخی از آنها شاید در اقدامی تقابل جویانه به سمت پسرها رفته است و موضوع آرایش پسرها را موضوع خود قرار می دهد جوک هایی که توسط خود پسرها هم نقل می شوند. بهتر است اینچنین بگوییم این مطالب قبل از اینکه رقابت های منفی میان دو قشر را نمایندگی کند نشان دهنده ناهنجاری هایی در میان دختران و پسران است ناهنجاری هایی که ضد ارزش هم هستند و خود را بیش از گذشته نشان می دهند و می توانند بیش از یک جوک، محیطی برای تحقیق و تامل برای برنامه ریزی مسئولین باشند البته رواج آنها به صورت ناخودآگاه در میان قشرهای مختلف پیامدهایی اجتماعی دارد که نباید از آن غافل شد. منبع: تعامل
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 19:19
اگر حجاب آزاد شود اگر جامعه به سمت عریان گرایی رود ابتدا آمار تجاوزهای جنسی و روابط آزاد بالا میرود تجاوزهای جنسی می تواند با برگزاری مراسم های شبانه کمی کاهش پیدا کند ولی جلوی آن را نمیتواند بگیرد سپس افراد جامعه آستانه تحریک پذیریشان افزایش پیدا میکند یعنی عریانی برایشان عادی میشود دوباره این آمار به حالت تعادل خودش در این شرایط می رسد چون دیگر این نیاز در بیرون خانواده برطرف میشود طلاقهای آن جامعه افزایش میابد نکته این است که در ابتدا هم آمار طلاقها افزایش میابند ولی افزایش آمار تجاوز جنسی و روابط آزاد قابل مشهودتر است باز هم آمار طلاق ها به نقطه تعادل خودش نسبت به شرایط جدید میرسد و به دلیل اینکه جامعه در یک فرایند بوده فشارهای این فرایندها بر دوش افراد است و هم به دلیل فطری بودن خانواده باید آمار طلاق به تعادل خودش برسد اما دیگر مفهوم خانواده عوض شده است یعنی فرایند بعد از طلاق عوض شدن مفهوم خانواده است. این عوض شدن مفهوم در هر جامعه میتواند به هر شکلی باشد اما نقطه مشترک آنها کم شدن اهمیت آن است ما در جامعه بر اساس قوانین منفعت طلبانه با یکدیگر برخورد میکنیم یعنی قوانینی که فقط جنبه مادی و شخصی دارند حالا هم مفهوم خانواده عوض شده و فقط آن قوانین بر ما حاکم است انسان راهی ندارد جز عوض کردن مفهوم انسانیت دومین مسئله این است که درسته جامعه به تعادل جنسی رسیده اما مفهوم واهمیت خانواده کم شده و قطعا عمر خانواده ها کم میشود و دیگر جایی پایدار برای پاسخ این نیاز وجود ندارد و دائما انسانها به فکر جذب جنس مخالف خود میباشند یعنی فضای محبت جامعه جنسی میشود هر کس به جنس مخالف خود توجه میکند محبت یک احساس واحدی است که نباید به شرط هایی مانند پول آسایش جنس آغشته شود و گرنه محبت در نسل بعدی یک امر قراردادی بین انسانها تبدیل میشود و دومین استدلالی که میشود اورد این است که انسان خاصیت عادت دارد وقتی در طول روز به محبت جنسی عادت کند دیگر محبت خالص را به کسی نخواهد کرد امروزه در اروپا میبینیم که یکی از معضلات خود را بی توجهی به یکدیگر بیان میکنند که میشنویم که فردی در حال غرق شدن بود و کسی به ان کمک نکرد و در مناطق مرفه تهران کسی کس دیگر میکشت و همه نگاه میکردند حجاب با پیشرفت مادی رابطه مستقیمی ندارد بلکه تعادل جنسی جامعه با پیشرفت مادی رابطه مستقیم دارد برای اینکه حجاب با پیشرفت رابطه مستقیمی برقرار کند باید پارامتر های دیگری هم باشند یعنی پیشرفت یک جامعه بر اساس رعایت هنجارهای ارزشی خود است که پیشرفت به وجود میاورد طبق قانون جذب انسان اگر فکر بدی کند جهان هستی طوری عمل میکند که اتفاقات بد به سویش جذب میشوند اگر چه به نحوه بیان این قانون نقد وارد است اما به هر حال دارد یک واقعیت بیان میکند وان این است که اگر جامعه مستعد افکار بد باشد به همان اندازه مستعد اتفاقات بد است که شاید رابطه جامعه ای تهی از ارزشها وبلایای طبیعی کمی توجیه کند اما در بیان این جزئیات هنوز هم عاجز هستیم حجاب یک شرط لازم نه کافی برای داشتن جامعه ای سالم است حجاب جامعه یک پتانسیل انسانیت است اگر فردی در جامعه عریان زندگی کند متوجه چیزی نخواهد شد مگر اینکه بخواهد به مراتب بالاتر انسانیت برسد
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 19:13
تاریخچه حجاب و عفاف در ادیان و اقوام گذشته . پوشش زن در یونان و روم باستان دایره المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان می گوید: زنان یونانی در دوره های گذشته، صورت و اندامشان را تا روی پا می پوشاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر کورس و اِمِرجوس و دیگر جزایر ساخته می شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند. سخن درباره حجاب، در لابلای کلمات قدیمی ترین موءلفین یونانی نیز به چشم می خورد؛ حتی «بنیلوب» (همسر پادشاه «عولیس» فرمانروای ایتاک) نیز با حجاب بوده است. زنان شهر «ثیب» دارای حجاب خاصی بوده اند، بدین صورت که حتی صورتشان را نیز با پارچه می پوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود که جلوی چشمان قرار می گرفت تا بتوانند ببینند. در «اسپارته» دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود را از چشم مردان می پوشاندند. نقش هایی که بر جای مانده، حکایت می کند که زنان سر را می پوشانده، ولی صورت هایشان باز بوده است، و وقتی به بازار می رفتند، بر آنان واجب بوده است که صورت هایشان را بپوشانند؛ خواه باکره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در بین زنان سیبری و ساکنان آسیای صغیر و زنان شهر ماد (و فارس و عرب) نیز وجود داشته است. زنان رومانی از حجاب شدیدتری برخوردار بوده اند، به طوری که وقتی از خانه خارج می شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می پوشاندند و چیزی از برآمدگی های بدن مشخص نمی شد.2 یکی از تاریخ نویسان غربی نیز شواهد زیادی دال بر وجود حجاب در بین زنان یونان و روم باستان آورده است. او درباره «الهه عفت» که یکی از خدایان یونان باستان است، می گوید: «آرتمیس»، الهه عفت است و عالی ترین نمونه (و الگو برای) دختران جوان به شمار می آید. دارای بدنی نیرومند و ورزیده و چابک و به زیور عفّت و تقوا آراسته است.»3 همچنین درباره مردم یکی از قبائلی که نهصد سال قبل از میلاد زندگی می کرده اند، آمده است : «بالاتر از ارمینان و در کنار دریای سیاه، «سکّاها» بیابانگردی می کردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند که در ارابه به سرمی بردند و زنان خود را سخت در پرده نگاه می داشتند.»4 این مورّخ در جای دیگر می گوید: «زنان فقط در صورتی می توانند خویشان و دوستان خود را ملاقات کنند و در جشن های مذهبی و تماشاخانه ها حضور یابند که کاملاً در حجاب باشند. 5 همچنین از قول یکی از فلاسفه یونان باستان، درباره شدت پوشش زن، نقل می کند: نام یک زن پاک دامن را نیز چون شخص او باید در خانه پنهان داشت.6 2. پوشش زن در ایران باستان در مورد پوشش زنان ایران باستان، مطالب زیادی در تاریخ وجود دارد. ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان و اینکه حجاب بسیار سختی در بین آنان رایج بوده است، می گوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی را، ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش هایی که در ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زن دیده نمی شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد.»7 از دائره المعارف لاروس نیز به دست می آید که حجاب در بین مادها و پارس ها وجود داشته است.8 همچنین در تفسیر اثنی عشری9 آمده است: «تاریخ نشان می دهد که حجاب در فرس قدیم وجود داشته است». در کیش «مازدیسنی» نامه شت مهاباد، آیه 90 گوید: زن خواهید و جفت گیرید و هم خوابه دیگری را نبینید و بر او منگرید و با او میامیزید.» نصوصی که بیانگر حجاب زنان ایران باستان است، نشان می دهد که زنان در دوره های مختلفی چون دوره مادها، پارسی ها (هخامنشیان)، اشکانیان و سامانیان دارای حجاب و پوشش بوده اند، که به چند نمونه آن اشاره می شود: دوره مادها در کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» آمده: «اصلی که باید در نظر داشت، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمه های ما قبل میلاد، پوشاک زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شکل (با کمی تفاوت) با پوشاک مردان یکسان است.»10 وی در ادامه برای توضیح نقوش بر جای مانده می نویسد: «مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می شوند. به نظر می رسد که زنان پوششی نیز روی سر خود گذارده اند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»11 دوره پارسی ها (هخامنشیان) پارسی ها به وسیله کوروش، دولت ماد را از میان برداشته و سلسله هخامنشی را تأسیس کردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: «از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»12 دوره اشکانیان در این دوره نیز همانند گذشته، حجاب زنان ایرانی کامل بوده است. در این باره چنین می خوانیم: «لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است. پیراهن دیگری داشته اند که روی اولی می پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده است. روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.»13 در جای دیگر آمده است: «چادر زنان اشکانی به رنگ های شاد و ارغوانی و یا سفید بوده است. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر می افتاده که عمامه (نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها می پوشانیده است.»14 در کتاب «پارتیان» نیز آمده است: «زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو بر تن می کردند، با شنلی که بر سر افکنده می شد و نیز نقابی داشتند که معمولاً به پس سر می آویختند.» دوره ساسانیان در این دوره اردشیر پسر بابک با استفاده از ضعف اشکانیان، سلسله ساسانیان را بنیان نهاد و دین زرتشت را دین رسمی کشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشکده های ویران را بازسازی نمود. زنان در این دوره که احکام دینی زرتشتیان در کشور اعمال می شده است، همچنان دارای حجاب کامل بودند. در مورد پوشاک زنان چنین آمده است: «چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.»15 حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت که «حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس های بلند سایر بانوان، تا پشت پا کشیده شده است.»16 برای اثبات توجه زنان در این دوره به حجاب، کافی است این نقل تاریخی را از منابع اسلامی مرور کنیم: هنگامی که سه تن از دختران کسری، پادشاه ساسانی، را با ثروت فراوانی از اموال، برای عمر آوردند، شاهزادگان ایرانی را در برابر عمر در حالی که با پوشش و نقاب، خود را پوشانده بودند، ایستاندند، خلیفه دستور داد، با آوازی بلند بر آنان فریاد کشند که: پوشش از چهره برگیرید تا مسلمانان آنها را ببینند و خریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند. دوشیزگان ایرانی از برهنه کردن صورت خودداری کردند و مشت بر سینه نماینده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند. خلیفه خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان را بیازارد، در حالیکه شاهزادگان ایرانی می گریستند. حضرت علی(علیه السلام) به عمر فرمودند: در رفتارت مدارا کن؛ از پیغمبر خدا(صلی الله علیه وآله) شنیدم که می فرمود : «بزرگ و شریف هر قومی را که خوار و فقیر شده، گرامی بدارید». عمر پس از شنیدن فرمایش حضرت علی (علیه السلام) آتش خشمش فرو نشست. سپس حضرت اضافه کرد: «با دختران ملوک نباید معامله دختران بازاری (کنیزان) کرد.»17 3. پوشش زن در ادیان بزرگ الهی حجاب در شریعت حضرت ابراهیم(علیه السلام) در آئین مقدس حضرت ابراهیم (علیه السلام) مسأله پوشش زنان، حائز اهمیت بوده است. در کتاب تورات چنین می خوانیم: «"رفقه" چشمان خود را بلند کرده و اسحاق را دید و از شتر خود فرود آمد، زیرا از خادم پرسید: این مرد کیست که در صحرا به استقبال ما می آید؟ خادم گفت: آقای من است. پس برقع خود راگرفته، خود را پوشانید.»18 از این بیان روشن می شود که پوشش زن در مقابل نامحرم در شریعت حضرت ابراهیم (علیه السلام) وجود داشته است؛ زیرا «رفقه» در مقابل اسحاق که به او نامحرم بود، از شتر پیاده شد و خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نیفتد. حجاب در آیین یهود در اصول اخلاقی «تلمود» که یکی از کتاب های مهم دینی و در حقیقت فقه مدون و آیین نامه زندگی یهودیان است، آمده: «اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت، چنانچه مثلاً بی آنکه چیزی بر سر داشت به میان مردم می رفت و یا در شارع عام نخ می رشت یا با هر سنخی از مردان درد دل می کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه اش تکلّم می نمود، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.»19 حجاب در آیین مسحیت در کتاب انجیل آمده است: پولس در رساله خود به قدنتیان تصریح می کند: «اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است و سر زن، مرد و سر مسیح، خدا. هر مردی که سرپوشیده دعا یا نبوت کند سر خود را رسوا می نماید. اما هر زنی که سربرهنه دعا کند، سر خود را رسوا می سازد؛ زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی پوشد، موی را نیز ببرد و اگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است، باید بپوشد؛ زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چون که او صورت و جلال خداست، اما زن جلال مرد است؛ زیرا که مرد از زن نیست، بلکه زن از مرد است و نیز مرد به جهت زن آفریده نشده، بلکه زن برای مرد. از این جهت زن می باید عزتی بر سر داشته باشد، به سبب فرشتگان... در دل خود انصاف دهید آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند.»20 پس در جایی که برای دعا باید سر زن پوشیده باشد، به هنگام روبه رو شدن با نامحرم پوشش سر لازم تر خواهد بود. و نیز در انجیل، در رساله پولس، به تیموتاوءس می گوید: «و همچنین زنان خود را بیارایند به لباس حیا و پرهیز، نه به زلف ها و طلا و مروارید و رخت گران بها، بلکه چنان که زنانی را می شاید که دعوای دینداری می کنند به اعمال صالحه.» 21 پی نوشت ها: 1ـ علی اکبر علویقی، زن در آیینه تاریخ؛ اگر منظور نویسنده این است که حجاب یک امر فطری است و بر اثر یک رسم اکتسابی به وجود نیامده، ما هم قبول داریم، ولی نمی توان پذیرفت دین موجد حجاب نبوده است؛ زیرا اولاً دوران پیش از مذاهب، پیش فرض باطلی است. چون بنا بر آموزه های دینی، اولین انسان خود پیامبر و دارای مذهب بوده است، ثانیاً اگر حجاب را جزئی از تعلیمات مذهب بدانیم، به فطری بودن آن نقصی وارد نکرده ایم، زیرا تعالیم دین با فطرت انسان هماهنگی کامل دارد، چنانچه آیه 30 سوره روم بدان اشاره دارد. 2ـ به نقل از دایرة المعارف القرن العشرین، 1923. 3ـ ویل دورانت، تاریخ تمدن، ص 520. 4ـ همان، ص 336. 5ـ همان، ص 340. 6ـ همان. 7ـ همان، ص 434. 8ـ به نقل از دایره المعارف القرن العشرین، 1923. 9ـ تفسیر اثنی عشری، ج 10، ص 490. 10ـ ضیاءپور، پوشاک باستانی ایرانیان، ص 51. 11ـ همان، ص54. 12ـ همان، ص 56. 13ـ جلیل ضیاء پور، پوشاک زنان ایرانی، ص 194. 14ـ همان، ص 197. 15ـ همان، ص 114. 16ـ علی سامی، تمدن ساسانی، ج1، ص 186. 17ـ السیرة الحلبیه، ج 2، ص 234. 18ـ سفر پیدایش، باب 24، آیه 64 و65. 19ـ ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 4، ص 461. 20ـ باب11، آیه 3تا14. 21ـ باب دوم، آیه 9تا 11.
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 19:10
نظر مراجع تقلید درباره چادر مشکی آیت الله بهجت (ره): این اقدام باطل است. آیت الله صافی گلپایگانی: نظر مذکور صحیح نیست و مفاسد بسیار دارد. متأسفانه در این زمان عدهای اصرار بر آشکار شدن مفاتن زن و خروج او از ستر و عفاف که حفاظ شخصیت و ارزش و متانت اوست، دارند؛ مع الاسف میخواهند این امر را اسلامی جلوه دهند، در حالی که اسلامی نیست. آیت الله فاضل لنکرانی (ره): چادر مشکی بهترین نوع حجاب است و پوشیدن لباسهایی که جلب توجه کند، حرام است. آیت الله مکارم شیرازی: با توجه به اینکه در حال حاضر رنگ مشکی برای حفظ پوشش زنان بهتر است، کراهت آن ثابت نیست. 4- الف) پوشیدن جوراب نازک و بدن نما برای خانمها در بیرون از منزل و انظار نامحرمان چه صورتی دارد و بیرون گذاشتن موهای سر از چادر در مقنعه توسط خانمها در دید نامحرمان چگونه است؟ آیت الله خامنهای: پوشیدن بدن از نامحرمان بر زن واجب است و چنین جورابهایی برای حجاب شرعی واجب کفایت نمیکند و پوشیدن تمام موی سر در برابر نامحرمان واجب است. ب) آرایش زنان در خیابانها و بیرون گذاشتن مقداری از موها و پوشیدن جوراب بدن نما و لباسهای محرک چه صورتی دارد؟ آیت الله فاضل لنکرانی (ره): حرام است. آیت الله بهجت (ره): حرام است. آیت الله صافی گلپایگانی: حرام است. آیت الله مکارم شیرازی: بدون شک جایز نیست. آیت الله تبریزی: جایز نیست. آیت الله سیستانی: جایز نیست. ج) پوشیدن جوراب نازک برای خانمها در مقابل نامحرم چه صورتی دارد؟ آیا با پای بدون جوراب، حضور در مقابل نامحرم جایز است؟ آیت الله خامنهای: جوراب نازک اگر به گونهای باشد که جوراب محسوب نمیشود، حضور با چنین جورابی در حضور نامحرم جایز نیست. آیت الله بهجت (ره): خیر، جایز نیست. آیت الله مکارم شیرازی: الف: اگر به قدری نازک باشد که پای آنها معلوم باشد برای پوشیدن کافی نیست. ب: سزاوار است کف و روی پای خود را نیز بپوشاند. آیت الله صافی گلپایگانی: هیچ یک از دو مورد جایز نیست. آیت الله سیستانی: جایز نیست. آیت الله سبحانی: جایز نیست. 5- در صورتی که زن میداند مرد نامحرم به قصد لذت به صورت و دستهای معمولی زینت نشده او نگاه میکند، در این فرض پوشاندن صورت و دستها لازم است یا خیر؟ آیت الله خامنهای: در فرض مذکور باید حتی وجه و کفین خود را هم بپوشاند. آیت الله بهجت (ره): پوشاندن دست و صورت مطلقاً بنا بر احتیاط لازم است. آیت الله تبریزی: بلی در این صورت بنا بر احتیاط، پوشاندن لازم است. آیت الله صافی گلپایگانی: دست و صورت بنا بر احتیاط واجب باید پوشیده شود (جامع الاحکام 2/165). آیت الله فاضل لنکرانی (ره): بلی پوشاندن آن لازم است. 6-الف) پوشیدن مانتوهای کوتاه، تنگ و رنگارنگ با رنگهای روشن که جلب نظر نامحرم را میکند چه صورت دارد؟ متأسفانه در برخی شهرها آموزش و پرورش پوشیدن مانتوها با رنگ روشن را توصیه میکند. آیت الله بهجت (ره): هر چه جلب نظر نامحرم کند، جایز نیست. آیت الله صافی گلپایگانی: با فرض اینکه نظر نامحرم را جلب کند در مرآ و منظر نامحرم جایز نیست. آیت الله تبریزی: چنانچه زن لباسی بپوشد که زینت حساب شود، باید آن لباس را هم از نامحرم بپوشاند. آیت الله سیستانی: لازم است که آن را از نامحرم بپوشانند. آیت الله مکارم شیرازی: در صورتی که تنگ و چسبان و زینتی نباشد و تمام بدن زن به جز گردی صورت و دستها تا مچ پوشیده باشد، اشکالی ندارد ولی چادر حجاب برتر است. ب) پوشیدن مانتوهای تنگ و کوتاه توسط زنان که حجم بدن آنها پیداست، از نظر شرعی چه صورتی دارد؟ آیت الله خامنهای: اگر موجب جلب توجه نامحرم یا باعث فساد و ارتکاب حرام گردد جایز نیست. آیت الله بهجت (ره): اگر موجب ریبه باشد حرام است. آیت الله مکارم شیرازی: جایز نیست. آیت الله صافی گلپایگانی: پوشیدن مانتو به نحو متعارف امروز کافی نیست علاوه بر اینکه مانتو مفاتن بدن و برجستگیهای آن را نمیپوشاند و در انظار اجانب مَعرَضیَّت برای فساد دارد و صورت و دست هم پوشیده نمیشود و بهترین پوشش چادر است که تمام مفاتن بدن را از نظر نامحرمان حفظ میکند. آیت الله سیستانی: پوشاندن آن از نامحرم لازم است. آیت الله سبحانی: حجم بدن زن باید پوشیده باشد. 7- حضور زنان در کوچه و بازار، بدون وجود ضرورت و سر و کار داشتن بیش از حد با نامحرمان چگونه است؟ آیت الله فاضل لنکرانی (ره): مناسب نیست، بلکه در بعضی موارد جایز نیست. آیت الله صافی گلپایگانی: خلاف سنن اسلامی و التزام به عفت و پرهیز از اختلاط با بیگانه است. آیت الله تبریزی: مقتضای عفت آن است که از صحبت با نامحرم در غیر موارد حاجت پرهیز نماید و نیز در کوچه و بازار در صورتی که در معرض نگاه نامحرم باشد به غیر از مقدار حاجت و ضرورت مکث ننماید. آیت الله بهجت (ره): جواز و عدم جواز، دائر مدار اشتمال بر حرام و عدم آن است. آیت الله سیستانی: اگر با رعایت احکام شرع باشد اشکال ندارد اگر چه بهتر ترک است. آیت الله مکارم شیرازی: در برخورد و گفتگو با نامحرمان به گفتگوهای عادی اکتفا کنند. 8- در مجالس عروسی و زنانه، زنان لباسهایی را میپوشند که نیمه عریان بوده و روز به روز هم این پوششها رقیقتر و نامناسبتر میگردد. پوشش این لباسها که غالباً الگوگیری از مدلهای غربی و کفار میباشد اگر تشبه به کفار محسوب شود، چه صورتی دارد؟ آیت الله مکارم شیرازی: این گونه پوششها از نظر شرعی اشکال دارد حتی اگر در مجالس زنان باشد. آیت الله فاضل لنکرانی (ره): اگر عرفاً تشبه به کفار باشد حرام است و الا مناسب نیست که زنان حتی در بین خود از این لباسها که باعث از بین رفتن حیا میشود، استفاده کنند. آیت الله سبحانی: هرگاه مایه فساد و یا ترویج فساد است خودداری کند. توصیه این است که انسان از غربزدگی به جایی نمیرسد و پوشیدن لباس غربیان مایه ترقی نیست، سبب ترقی، علم و ایمان است. آیت الله نوری همدانی: تقلید از غرب کار صحیحی نیست و بر زنان لازم است مسئله پوشش اسلامی را کاملاً رعایت نموده و خود را از نامحرم حفظ نمایند. 9- اگر مردی همسرش را به حجاب اسلامی ملزم نکند آیا فاسق محسوب میشود؟ آیت الله خامنهای: فی نفسه موجب فسق نیست. آیت الله فاضل لنکرانی (ره): طبق شرایط و مراحل امر به معروف و نهی از منکر عمل کند. آیت الله صافی گلپایگانی: اگر در این خصوص بیتفاوت باشد فاسق است. آیت الله مکارم شیرازی: واجب است امر به معروف و نهی از منکر را در این زمینه عمل کند. آیت الله تبریزی: وظیفه هر شخصی است که اهل و عیال خود را از گناهان باز دارد و بدون احراز عدم عذر با احتمال صحت نمیتوان کسی را فاسق دانست. والله العالم. آیت الله سیستانی: صرف عدم الزام موجب فسق نیست. آیت الله بهجت (ره): اگر در حجاب نداشتن او شریک باشد مثل اینکه به او اجازه خروج از منزل را بدهد، بله فاسق میشود. 10-آرایش زنانه توسط مردان مثل زیر ابرو برداشتن یا بند انداختن صورت و امثال آنچه صورت دارد و کسب درآمد از این راه چگونه است؟ آیت الله فاضل لنکرانی (ره): اگر عرفا آرایش جنس مخالف تلقی شود جایز نیست و درآمد آن هم جایز نیست. آیت الله صافی گلپایگانی: جایز نیست و اجرتش نیز حرام است. آیت الله مکارم شیرازی: همه اینها حرام است. آیت الله تبریزی: آرایش زن توسط مرد حرام است و اگر مرد خودش را همانند زنان بیاراید، باید بداند که از اموری که به فساد جامعه و دعوت به گناه و پستی مؤمن و احیاناً مَعرَضیَّت انجام کبائر یا عمل برخلاف احتیاط واجب میانجامد، باید پرهیز شود و درآمد آن کار حلال نیست. آیت الله بهجت (ره): تشّبه مرد به زن جایز نیست و درآمد آن هم به حکم آن است. آیت الله سیستانی: جایز نیست. 11- آرایش سر و صورت توسط مردان با الگوگیری از مدلهای غربی و ماهوارهای چه صورتی دارد و کسب درآمد آرایشگران از این راه چگونه است؟ آیت الله مکارم شیرازی: این گونه کارها از نظر شرعی خالی از اشکال نیست. آیت الله فاضل لنکرانی (ره): اگر عرفاً تشبّه به کفار باشد یا مفسده دیگری بر آن مترتب شود جایز نیست. آیت الله سبحانی: هرگاه عنوان تشبّه به کافران پیدا کند حرام است. آیت الله نوری همدانی: تشبّه به آنان کار صحیحی نیست، مسلمانان نباید از غرب تقلید کنند.
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 19:04
حجاب و عفاف از نگاه آیات و روایات خواهرم! سرخی خونم را نزد سیاهی چادرت به امانت میگذارم، پس امانتدار خوبی باش. قصاب و زن همسایه (عاقبت شوم بد حجابی ) یکی از قضات دادگستری نقل میکند: در یوسف آباد تهران، خانوادهای بود که مرد خانواده، کارمند اداره بود، و همسرش رعایت حجاب و شئون اسلامی را نمیکرد. روزی طبق معمول، مرد به اداره میرود و زن نیز پس از دادن صبحانة بچهها به قصد خرید گوشت، از خانه بیرون میرود. پس از گذشت چند ساعت، بچهها از بازی خسته شده و شروع به گریه میکنند و تا آمدن مرد به خانه، ناآرامی بچهها طول میکشد. مرد خانه، سراغ همسر خود را از بچهها میگیرد و بچهها میگویند که مادر برای خرید گوشت از خانه بیرون رفته و هنوز برنگشته، مرد سراغ قصاب محله میرود و پرس و جو میکند؛ ولی قصاب اظهار بیاطلاعی میکند. آن مرد پس از تلفن به اقوام و آشنایان سراغ پاسگاه نیروی انتظامی میرود و جریان را تعریف میکند. مأموران پس از تحقیقات اولیه، سراغ قصاب رفته و از وی پرسش میکنند اما قصاب با قاطعیت تمام، اظهار بیاطلاعی کرد. مأمورین به تفحص در مغازه پرداختند. سپس به زیرزمین که گوسفندان را پس از ذبح به آن جا میبردند، رفتند. هنگام خارج شدن، مأمورین مقداری مو مییابند که موها، موی گوسفند نیست و قصاب برای بازجویی بیشتر به پاسگاه بردند. سرانجام با پیگیریهای دقیق، قصاب به جنایت خود اعتراف کرد که: این زن، همسایة ما بود ولی رعایت پاکدامنی را نمیکرد و سر و سینه خود را نمیپوشاند. و از جمال خوبی هم برخوردار بود. آن روز که به مغازه آمد به گونهای به خودش رسیده بود که نفس اماره مرا به وادار کرد کامی از آن زن بگیرم. او را برای دیدن گوشت بهتر به داخل مغازه دعوت کردم و به او گفتم گوشت خوب و مورد پسند شما، پشت یخچال است. وقتی پشت یخچال رفت او را به زیرزمین کشاندم و با کاردی که در دست داشتم او را تهدید کردم و از او خواستم تن به زنا بدهد، بیچاره میلرزید، اما چارهای نداشت. در پایان که از او کامی گرفتم. افکار شیطانی مرا واداشت برای آن که کسی از ماجرا باخبر نشود، او را بکشم اما باز افکار شیطانی مرا رها نکرد و گوشت زن را جدا کرده، همراه گوشت گوسفندان چرخ کردم و فروختم و استخوانها را نیز در فلان منطقه خاک کردم. این داستان از بدحجابی زن سرچشمه گرفت. شاید هیچگاه آن زن فکر نمیکرد که بدحجابی میتواند پایانی چنین تلخ و پرگناه داشته باشد و به تجاوز، قتل، یتیم شدن فرزندان و سرگردانی همسرش بینجامد و نیز چنین عواقبی برای قابل خود در پی داشته باشد. با تخلیص، نقل از «فرشتگان زمین». ص 34 ـ تألیف عباس رحیمی، نشر جمال، قم، 1385.به نقل از گنجينه عفاف: مهدى نصيريان دهزيري
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 19:00
نظرات جالب علیرضا پناهیان درباره حجاب نظرات جالب علیرضا پناهیان درباره حجاب ؛ مد و فشن ؛ و طرح امنیت اجتماعی معتقدم که وجود قوه قهریه در جامعه لازم است و فلسفه وجود آن هم بکار گرفته شدن آن در برخی موارد است اما اینکه آیا حرکت نیروی انتظامی بعد از کار فرهنگی صورت گرفته است یا خیر مسأله دیگری است. بسیار روشن است که چنین اتفاقی رخ نداده و کار فرهنگی مناسبی در این زمینه انجام نشده است حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان یکی از وعاظی است که توانسته با تکیه بر ادبیات و نگاه متفاوتش، ارتباط خوبی با جوانان برقرار کند و در مدت نزدیک به 15 سال فعالیت تبلیغی جوانان زیادی را به مجالس وعظ و خطابه بکشاند. پناهیان با حضور مؤثر خود در دانشگاه ها توانسته به جوانان زیادی جنبش و جوش تعمق دینی را منتقل کند که این امر او را به یک روحانی مشهور در تبلیغ مفاهیم دینی تبدیل کرده است. پایگاه خبری برنا با او درباره طرح امنیت اجتماعی، مسأله حجاب و مسأله ارتباط جوانان و روحانیت و ... به گفت و گو نشسته است که می خوانید: اگر شما مسئول نیروی انتظامی بودید چگونه طرح امنیت اجتماعی به خصوص در بخش مبارزه با بد حجابی را اجرا می کردید؟ به طور مطلق نمی توان در مورد این شیوه از عملکرد نیروی انتظامی در برخورد با مسائل اجتماعی صحبت کرد. معتقدم که وجود قوه قهریه در جامعه لازم است و فلسفه وجود آن هم بکار گرفته شدن آن در برخی موارد است اما اینکه آیا حرکت نیروی انتظامی بعد از کار فرهنگی صورت گرفته است یا خیر مسأله دیگری است. بسیار روشن است که چنین اتفاقی رخ نداده و کار فرهنگی مناسبی در این زمینه انجام نشده است. بسیاری از سازمان ها و نهادهای فرهنگی که در این باره مسئولیت دارند باید پاسخگو باشند. بنده معتقدم باید یک بررسی اجتماعی دقیق از ریشه این بزه های اجتماعی صورت بگیرد و حداقل به ریشه ها هم، هم عرض سرشاخه ها پرداخته شود. به نظر می رسد در بسیاری از موارد جوانانی که توسط نیروی انتظامی در طرح امنیت اجتماعی به خاطر حجاب مورد بازخواست قرار می گیرند. رفتارهای غلط و نادرست برخی از پرسنل نیروی انتظامی را که به خشونت متوسل می شوند به حساب اسلام می گذارند و در ناخودآگاه نسبت به اسلام موضع می گیرند و دچار شریعت گریزی می شوند. این حقیقت را چگونه ارزیابی می کنید؟ بنده از یک جوان دانشجویی خبردارم که به تازگی درسش را در خارج از کشور تمام کرده بود و به کشور برگشته بود. این جوان با خواهرش برای تفریح به یکی از پارکهای تهران رفته بودند و احتمالا خواهرش وضع حجاب درستی نداشته است. این جوان، جوان فعال و خوبی بود اما نه به گونه ای که از دور معلوم باشد که مذهبی است. در این جریان افرادی که ظاهرا از نیروهای انتظامی نبودهاند با ایشان برخوردی داشته اند و از اینها سوال کردند که شما با هم چه نسبتی دارید و چند سوال مشابه دیگر و بالاخره بحث و جدل بالا کشیده بود و رفتار های تندی با این جوان شده بود. این جوان پیش بنده آمد و قضیه را برای من تعریف کرد و بنده هم با توجه به روحیه انصافی که در او سراغ داشتم سعی کردم توضیحاتی بدهم و چند نکته را برای او بازگو کردم اما در ذهن این جوان به خاطر این گونه برخوردها یک نگاه منفی نسبت به دین شکل گرفته بود که بسیار باعث تاسف شد و با خودم آرزو کردم ای کاش حتی یک مورد از اینگونه اشتباهات هم رخ نمیداد تا ما حتی یک مورد از امثال این بازتابهای منفی را نداشتیم. اما بالاخره این برخوردهای نیروی انتظامی فوایدی هم دارد مثل این که جلوی برخی هوس رانی ها در جامعه گرفته می شود و این نکته مثبتی است. در هر حال هر دو گزینه در ذهنم می آید یعنی کار فرهنگی و برخورد جدی و انتظامی اما اگر می توانستم به مسئولین نیروی انتظامی دسترسی داشته باشم دوست داشتم که به آنها بگویم برای کاهش بار منفی اقدامات اینچنینی باید هزینه های بسیاری پرداخت از آموزش دان نیروها تا برنامه ریزی های متعدد برای کار فرهنگی؛ اما چند پیشنهاد اساسی به ذهنم می رسد که شاید بتواند آثار منفی را کاهش دهد یکی اینکه با جریان های اصلی که فساد را در جامعه ترویج می کنند برخورد شود و دیگر اینکه به کار فرهنگی متناسب نیز پرداخته شود. به عنوان مثال نیروی انتظامی قبل از اینکه بخواهد در معابرعمومی با بعضی از مردم برخورد کند حداقل یک سال کار فرهنگی انجام دهد و در این مدت چند سریال خوب بسازند که در این ها به شیوه هنرمندانه نیروی انتظامی را محبوب و منطقی جلوه بدهند و نجات بخش بودن برخی از عملکردهایشان را برای مردم نمایش بدهند و بعد با یک موقعیت اجتماعی بهتری حرکت خود را انجام دهند . ما باید به افکار عمومی احترام بگذاریم و حتی اگر کار درستی انجام می دهیم با ید به فکر اقناع افکار عمومی باشیم ما نباید تمام بار فهم فعالیت هایمان را به دوش افکار عمومی بیاندازیم. یکی دیگر از مسائلی که در مورد طرح اخیر نیروی انتظامی به نظر می آید نام "گشت ارشاد" است که به نظر نامناسب می آید. ارشاد اساسا یک کار پلیسی نیست و این اجرای قانون و ایجاد نظم است اصالتا یک کار ارشادی نیست. در ماشین "گشت ارشاد" باید چند کارگردان نشسته باشند و ببینند چگونه باید مردم را به وسیله هنر ارشاد کرد. ضمن اینکه نمیتوان فعالیت های نیروی انتظامی را به صورت مطلق نفی کرد چون حرکت نیروی انتظامی میتواند جلوی برخی مفسدان و سوء استفادهچیهای حرفهای را بگیرد. ولی باید اذعان داشت که برنامهریزیهای مقدماتی فرهنگی، اقدامات فرهنگی پیش گیرانه و برخورد با ریشهها و علل برای انجام این اقدامات بسیار مهم است و مردم همه باید در جریان این مجموعه باشند طبیعتا مردم وقتی فعالیت در یک شاخه را ببینند برایشان بازتاب منفی خواهد داشت. به نظر شما روشهای انتظامی که فقط می تواند به اصلاح وضع ظاهری در کوتاه مدت منجر شود تا چه میزان کارآمد است و آیا برنامه ریزی های بلند مدت که شاید نتوانند در کوتاه مدت اثر ظاهری داشته باشند تأثیر بیشتری ندارند؟ بنده در امر حجاب حتی با برنامه هایی که در کوتاه مدت جواب می دهد به شرایطی موافقم به دلیل این که در همین کوتاه مدت فرصتی برای بازگشت به فطرت پدید می آید و در این فضای به ظاهر سالم فرصتی برای ارتقای اندیشه پدید می آید که انگیزه های فطری در مورد حجاب برانگیخته شود و نباید اصالت فطری را فراموش کنیم. این اجبار با هر اجبار دیگری فرق می کند. اگر اجبار خلاف طبیعت باشد پتانسیلی را علیه خودش مخفی می کند و بعد از جای دیگر سر باز خواهد کرد. اما چگونه عمل کردن مهم است و هر نوع اجباری معلوم است که جواب نمیدهد. منظور شما فطرت است یا طبیعت، به نظر می رسد که طبیعت زن اقتضای خود نمایی دارد؟ بنده طبیعت و فطرت را در اینجا به یک معنا میگیرم نمیخواهم فعلا به تفاوت آنها نگاه کنم. طبیعت و فطرت زن در مجموع اقتضای خودنمایی به معنای بی بندو باری ندارد. خودنمایی زن بسیار حساب شده و هدفمند است و با دیگر روحیات مثبت او هماهنگ عمل میکند که معمولا منجر به بیبندوباری نمیشود. اصل وجود خودنمایی در زن هم نباید به فساد و هرزهگی تفسیر شود. باید جهت پیدا کند و معمولا هم جهت پیدا میکند. در هر حال اجبار در برخی از موضوعات ارزشی که جنبه حقوق عمومی دارند تحت شرایطی جایز است. به عنوان مثل اگر راننده ای به صورت مدام و نابجا از بوق استفاده کند و باعث سلب آسایش دیگران شود نیروی انتظامی حق دارد با آن برخورد کند. این مسئله سلب آسایش عمومی را در برخی از موضوعات ارزشی هم می توان مشاهده کرد مانند می گساری علنی در جامعه. با می گساری علنی به دلیل این که صرفا یک حکم دینی است برخورد نمی شود بلکه به این دلیل با این رفتار مقابله می شود که یک نوع تعدی به حقوق اجتماعی از نظر فرهنگی و روانی است. آیا این امر را با احکام غیر تعزیری اسلام مانند حجاب برابر می دانید؟ بحث بنده در مورد احکام تعزیری و غیر تعزیری نیست سوال بنده این است که آیا قوه قهریه می تواند در جایی که حقوق دیگران ضایع می شود وارد عمل شود و بازدارنده باشد یا خیر؟ اگر قوه قهریه حق ورود در چنین مسائلی داشته باشد و به همین دلیل میتواند با مردم آزاری یک وسیله نقلیه مقابله کند آنگاه می تواند در برخی عرصه های فرهنگی و ارزشی نیز به همین مجوز وارد عمل شود. نمونه های این کار را در کشورهای دیگر دنیا هم می بینیم. مثلا قانونی در برخی از کشورهای غربی وجود دارد که تا چند صد متری مسجد، کنیسه یا کلیسا حق احداث انواع عیاشخانه وجود ندارد چون دولت می داند که برای ایجاد آرامش در فضا باید مانع اخلال فضای خوش گذارانی غیر معنوی در فضاهای معنوی شود تا آرامش از بین نرود. حتی در برخی ممالک شراب خوری علنی ممنوع است در جامعه ما هم همینطور است اگر ما برخی مسائل را می خواهیم کنترل کنیم به خاطر بعد تعدی حقوقی است که دارد نه صرف ارزش های دینی. بنده به دلیل صیانت از دین نیست که با بخشی از کارهای نیروی انتظامی موافقم بلکه به دلیل برخی از امور که مربوط به حوزه حقوق عمومی است قائل به این فعالیت ها هستم. لزوما نباید این کارها را به نام ارزشهای اسلامی انجام داد. بارها خدمت مسئولین محترم آموزش عالی هم عرض کردم که مثلا اگر در کمیته انضباطی در دانشگاه ها به کسی به خاطر بد حجابی حکمی داده می شود نباید در حکم بنویسند به خاطر عدم رعایت شئونات اسلامی بلکه باید بگویند به خاطر عدم رعایت شئونات دانشگاهی و الا نماز از حجاب بالاتر است اما به چه دلیل است که ما نماز را یا مثلا نماز جمعه را اجباری نمی کنیم و اگر کسی مخفیانه مرتکب گناه شود حتی حق تجسس و افشا نداریم. پس ما به خاطر حفظ مطلق ارزش ها نیست که از شیوع برخی رفتارها جلوگیری می کنیم بلکه به خاطر مسئله حقوق عمومی است. بنده بر اساس مبنای خودم دخالت قوه قهریه را در برخی از امور فرهنگی که ظاهر ارزشی دارند مجاز، بلکه لازم می دانم اما نه به خاطر حفظ و صیانت ا زدین بلکه به خاطر صیانت از حقوق عمومی و تبعا روشن است که دین با زور حفظ نمی شود. با این رویکرد می توان محدودیت هایی که دولت هایی مثل فرانسه و ترکیه برای استفاده از حجاب در دانشگاه ها طرح کرده اند را توجیه کرد. آن ها نیز برای حفظ نظم عمومی و عدم تعدی به حقوق دیگران این قوانین را وضع می کنند. آن ها دارند مبنای غلطی را تعریف می کنند و غلط هم اجرا می کنند. مثلا اگر کسی یک عمامه هندی بر سرداشته باشد و مظهر دین هندو باشد با او مخالفتی نمی کنند و بسیاری از مظاهر دینی دیگر را آزاد گذاشته اند و در قانون اساسی هم نوشته اند مسئله پوشش آزاد است اما همین که این پوشش رنگ اسلام را می گیرد با آن مخالفت می کنند و با تبعیض عمل می کنند ضمن این که ما در جامعه خودمان نگفته ایم که جلوی مظاهر ادیان دیگر را می گیریم. آیا انتهای این مسیر به حجابی که مد نظر اسلام است منتهی می شود یا خیر؟ اگر نشود هم مهم نیست به خاطر این که حجابی را که اسلام می خواهد با نیروی انتظامی نمی تواند تامین شود. او می تواند مقابل برخی از بیبند و باریها در حجاب را بگیرد. همانطور که عرض کردم احتیاج به نگاه درست و کار فرهنگی مناسب است بعضی از اوقات نگاه غلط عملکرد خوب را هم زیر سول می برد وقتی در کنار این فعالیت حداقل کارفرهنگی انجام نشده است طبیعتاً بازتاب منفی در پی خواهد داشت اما بنده اصل این حرکت را در شرایط و موقعیت خود و با نگاه درست نمیتوانم به طور مطلق نفی کنم. آینده مسئله حجاب به کجا خواهد رسید؟ اگر مقدمات فرهنگی را پیش بینی نکنیم و اقدامات شایسته را انجام ندهیم و خودمان با برنامه های فرهنگی که به جامعه وارد می کنیم همیشه نقش مخرب در زیر ساخت های فرهنگی داشته باشیم در نتیجه موقتا در امر حجاب شکست خواهیم خورد. چون بعدا کسانی میآیند و عاقلانهتر از این ارزش دفاع میکنند و مردم هم استقبال خواهند کرد. چون حجاب یک ارزش فطری عقلانی است یعنی یک ارزش دینی. و اگر حجاب یک حکم اسلامی و یک ارزش فطری نبود همین الان همین حداقل را هم نداشتیم. همین الان هم اگر شکست نخورده ایم نه به دلیل این است که اقدامات حساب شده ای داشته ایم بلکه به این دلیل است که مردم وقتی به فطرت اسلامی و فرهنگ بومی خود رجوع می کنند حجاب را می یابند به نظر بنده این مقدار حجابی که در جامعه ما وجود دارد معجزه است و علامت اوج رشد فرهنگی جامعه ماست مگر ما چه خدمتی برای حجاب کرده ایم ، ما چه خدمت شایستهای به بیان فلسفه، آثار و فواید روانی این حکم انجام داده ایم کدام بیان زیبا را داشته ایم و این مقدار حجابی که در جامعه ما وجود دارد بیشتر ناشی از فطرت پاک زن ها و ارتباط معنوی آن ها با مسئله حجاب است و الا ما خدمت چندانی نکرده ایم. امروزه حتی نسبت به اول انقلاب هم وضعیت حجاب ما وزینتر است برای اینکه در آن زمان جو اول انقلاب اقتضای حجاب میکرد ولی الان آن جو نیست بلکه کمی جو ضد حجاب هم هست، پس این مقدار حجاب موجود چیزی جز یک معجزه معنوی نیست ما حتی یک فیلم خوب در خدمت حجاب و بنیاد خانواده نداریم. بله اگر اقدامات ریشهایتر صورت نگیرد کمکم چهره حجاب که به سهولت میتواند در جامعه محبوب باشد مخدوش خواهد شد. چگونه فکر می کنید حل معضل حجاب مسئله ای سهل است با اینکه 30 سال از انقلاب میگذرد و تلاشهای بسیاری برای ساماندهی این امر شده است هنوز با مشکل مواجهیم آیا شما راه حل سادهای برای این کار سراغ دارید؟ اولا حجاب پیچیدگی ها و ظرافت هایی دارد که بیشتر از کلام باید از هنر برای تبیین آن استفاده کرد. فیلم های خارجی ای وجود دارد که حجاب را خیلی بهتر از ما به تصویر کشیده اند. و امروزه ما ابزار فرهنگی خوبی داریم و باید از آن ها استفاده کنیم و بار را به دوش کلام و خطابه نیاندازیم که تقسیم کاری غیر منطقی است. ثانیا بسیاری از اوقات پرداختن مستقیم به بحث حجاب مانند این است که از وسط بحث شروع کرده باشیم و انسان عاقل هیچگاه از وسط بحث شروع نمی کند. حجاب به سهولت قابل توسعه است ولی باید از خانواده و بحث های مربوط به روابط و عواطف و ضوابط خانوادهگی شروع کنیم. بحث های خانواده و رابطه زن و مرد در جامعه ما به خوبی مطرح نمی شود و ما می خواهیم از سرشاخه ها ایراد بگیریم وقتی که در جامعه ما یک نوع فرهنگ غربی در برخی از شئون خانواده نفوذ کرده باشد و هیچکس جرأت نزدیک شدن به آن ها را نداشته باشد نتیجه ای غیر از این نخواهیم دید. باید اول از خانواده شروع کرد و مناسبات خانوادگی را درست کرد. باید محبت پدر به دختر ، پدر به همسر و احترام مادر به پدر و اطاعت فرزند از پدر در خانواده دیده شود تا خودبخود بی حجابی رفع شود. اما وقتی که ریشه درست نشده است و ما توقع درست شدن سرشاخه ها را داریم طبیعی است که به نتیجه نمی رسیم باید دانست که برخورد مستقیم با مسئله حجاب نه تنها از طریق قوه قهریه راه حل اصیلی نیست و بر اساس ضرورت ها لازم می شود بلکه برخورد تبلیغاتی مستقیم با حجاب هم اصیل نیست ما باید مقدمات حجاب در جامعه را ترویج دهیم و آن وقت حجاب به عنوان یک نتیجه سهل خود را نشان خواهد داد. ترویج مدگرایی و" فشن" در زمینه حجاب که اخیرا در کشور وسعت گرفته است را چگونه ارزیابی می کنید؟ ضمن این که بنده مدگرایی را برای حجاب با فلسفه آن تا حدودی مغایر می دانم ولی معتقدم نباید از احکام اسلامی پا را فراتر گذاشت حجاب اگر حجاب باشد اصلش تامین شده است و اگر درخودش مدهایی داشته باشد که صرفا مغایر با برخی از آداب حکم حجاب باشد ولی با خود حکم مغایر نباشد اشکال چندانی نخواهد داشت یعنی نیازی به برخورد قانونی ندارد. و شاید بتواند در مقطعی به جا انداختن مسئله حجاب کمک کند و بحران بدحجاب را کاهش دهد. مگر همین چارد ملی محصول یک مد در حجاب نیست که امروزه به عنوان یک الگو در آمده است ضمن این که مدگرایی در زمینه حجاب با حفظ فلسفه حجاب تنوع چندانی نمی تواند داشته باشد و برخی از این تنوع ها هم لطمه نمی زنند. اما به هر صورت معتقدم که مدگراییهای رایج تا حدودی با فلسفه حجاب مغایر است. مدگرایی ممکن است به فرهنگ اخلاق و آداب حجاب لطمه بزند اما به عنوان یک راهبرد کارآمد در سطح جهانی است. اقبال نسبت به منبرهای شما بر اساس ادبیات متفاوتی بود که حضرتعالی در منبرها به کار میبردید آیا شما مواظب هستید که منبرهای شما به تکرار نیفتد؟ ارزیابی خودتان چیست؟ آیا به روشهای تازهای برای ارتباط با مخاطب فکر کردهاید؟ اگر چه فعالیت در فضای افکار عمومی با توجه به وضعیت پویا و متحرکی که در زمینه ادبیات و سطح افکار نیاز به تسلط بر شیوهها و روش های گوناگون دارد اما باید به چند نکته بسیار مهم توجه کرد. در زمانی که بنده ارتباط تبلیغی خود را با مخاطبان آغاز کردم دنبال روش خاصی که برای آنها نقش بازی کنم نبودم شاید این اقتضا میکرد از هیچ روش خاصی تبعیت نکنم و به زبان خودم . به زبان مردم با مردم حرف بزنم و اگر ارزشمند ترین قشر جامعه برای تبلیغ دین جوانان هستند با آنان صحبت کنم. نتیجه آن این سبک حرف زدن شد. اما معتقدم آنچه باعث اقبال شد فقط زبان و ادبیات نبود. امروزه دیگر رواج دارد و زیادند کسانی که با ادبیات محاوره ای با مردم صحبت می کنند و جوان ها هم حرف آن ها را خوب می فهمند و اتفاق فوقالعادهای هم نمیافتد. چون باید به معانی هم توجه داشت. هر کسی که از اصطلاحات محاوره ای مانند "عزیز دلم" و یا "حالشو گرفت" استفاده کند سخنش نمی گیرد. بنده توجه کردم که جوانان به مغز کلام بیشتر توجه دارند اینکه در کلام لطیفه بگویی یا نه کمتر مورد توجه آنان است. فکر می کنم اگر صحبت های بنده مورد توجه واقع شده دردهای جوانان بوده است که در اندازههای درکشان برای آنها بیان شده است. جوانها مایلند برای پرسشهای معلوم و نامعلوم خود پاسخهای دقیقی بیابند آنهم به گونهای نظام مند که ساختار فکری آنها را شکل دهد. و معمولا بسیار هوشمندانه هم قضاوت میکنند نباید عامل اقبال آنها را در حد زبان و ادبیات پایین آورد. البته بنده برای اینکه ادبیات خود را به روز نگه دارم همیشه در فضاهایی با جوانان به گفت و گو و گعده دوستانه پرداختم و در رفقای من بعضی ها بوده اند که اینقدر به شیوه" لاتی" صحبت می کردند که من در سراسر گفتگو غرق جریان چگونگی تفاهم و انتقال معانی در بین آن ها می شوم که اگر بنده بخواهم بالای منبر کمی آسوده تر صحبت کنم و خودم را رها کنم خیلی بیشتر از اینها باید" لاتی" حرف بزنم و قدرت این کار را دارم که با ادبیات عامه حرف های دین را بزنم ولی یک سلسله عوامل اجازه این کار را نمی دهد. قبلا بنده فرصت و فراغت بیشتری داشتم و راحت یک گوشه ای برای خودم حرف می زدم بعدا که کار گرفت نقادی های منصفانه و اکثرا غیر منصفانه شروع شد که مجبور شدم یک سری از آداب را رعایت کنم. چون خود این شهرت موقعیتی را ایجاد کرده است که باید رسمیتر صحبت کنم. و وقتی که رسمیتر صحبت کنم جوانی که می خواهد راحتتر مطالب را بشنود فاصله می گیرد. بنده بالای منبر آن جوان را می بینم و می فهمم که باید با او ارتباط برقرار کنم اما نمی توانم چون آناً تبدیل به تکه کلام میشود و یا با استفاده از "بلوتوث" ها پخش می شود و اعتراضات دیگران را بر می انگیزد. به من صریحا می گویند دیگر برای تو بد است که اینگونه صحبت کنی، محاسنت دارد سفید میشود و یا ... . مسئله بعدی که وجود دارد این است که گروهی از مخاطبان بنده که آن زمان برای آغاز توجه به برخی از ادبیات و طرح برخی از مسائل داشتند امروز فشار می آورند که ما برای ادامه راه چه کار کنیم؟ و آن ها دیگر امروز به هیچ وجه به ادبیات جوان پسند بنده احتیاج ندارند و به مغز کلام صرفا توجه دارند. این افراد ده پانزده سال با پناهیان بوده اند و الان انتظاراتشان تغییر کرده است و آن وقت این افراد وقتی کنار افرادی می نشینند که تازه آمده اند انتخاب برای بنده سخت می شود و بنده میان اینکه با شیوه 15 سال پیش صحبت کنم یا برای افرادی که 15 سال با آن ها بوده ام حرف بزنم مردد می شوم. نکته بعدی این است که خواص جامعه را با مسائلی مواجه می بینم که باید خود خواص را بیشتر مخاطب قرار دهم زمانی ضرورت دارد که با عموم جامعه صحبت کنم ولی گاهی لازم است با خواص صحبت کنم و نمی توانم از این کار منصرف شوم. مثلا مجبور می شوم چند روز کاری را صرف صحبت با طلبه هایی کنم که می خواهند مبلغ شوند و وقتی که می خواهم با این طلبه ها صحبت کنم طبیعی است که عامه با من ارتباط برقرار نکنند. وقتی به بنده گفته می شود که اگر 20 نفر مبلغ قوی تربیت کنی بهتر از این است که این طرف و آن طرف بروی بنده مجبورم مبنرهای خود را کم کنم و به بحثهای دیگر بپردازم و یا به طراحی راهبردهای فرهنگی برای توسعه معنویت در جامعه بپردازم. همه پیز که با سخنرانی درست نمیشود. اگر بنده بتوانم یک نظام فکری را به برخی مسئولین فرهنگی پیشنهاد بدهم این کار را در جای خود ترجیح می دهم تا اینکه منبر بروم. در مجموع بنده روش و محتوای منابر را تقسیم می کنم بعضی وقت ها صحبتی می کنم که به درد جوانهای قدیمی بخورد و بعضی اوقات صحبتی که مناسب جوانان تازه وارد باشد.در ضمن بنده اشتقالاتی در زمینه نویسندگی هم پیداکرده ام که انشاالله ماحصل آن به زودی درمعرض دید افکار عمومی قرار می گیرد. هر چند عموم فعالیتهای بنده از سر علاقهمندی است و الا لیاقت کافی برای خدمت به دین را ندارم و باید خدا توفیق و اثر بدهد. دفتر هنر و ادبیات دانشجو چیست و به چه قصدی این دفتر را راه اندازی کرده اید؟ معتقدم در عرصه هنر نیاز به برخی تجربه های موفق دینی داریم و برخی از افراد می توانند با خلاقیت های خود دایره این تجربه های خوب را توسعه ببخشند. ما می خواهیم در عرصه هنر زمینهای را ایجاد نماییم که اثر گذار باشد. اگر بتوانیم برخی از نمونه های خوب را تولید کنیم وضع بهتری ایجاد خواهد شد. هدف دیگر این است که بتوانیم تا حدی اندیشه ای را که بتواند از هنر دینی پشتیبانی کند تقویت کنیم و بحث های نظری درباب هنردینی را تئوریزه کنیم. و تا حدی کار نقد محتوایی را رونق بخشیم. البته ادعایی هم نداریم و در حد توان خود و دوستانی که با هم مشغول هستیم تلاش خواهیم کرد. ارزیابی شما از ارتباط روحانیت و جوانان چیست؟ حوزه از نظر قدرت تبلیغی به حد نیازهای جامعه نرسیده است ولی در این سال های اخیر حرکت های بسیارخوبی صورت گرفته است و اگر ما یک نظام آماری داشتیم میزان سخنرانی های موفق طلبه های جوان در دبیرستان ها، هیئت ها، شهرستان ها و روستاها رو به افزایش است و این میزان با 10 سال قبل اصلا قابل مقایسه نیست. اما از آنجا که این اتفاقات در محیط های کوچکی صورت می گیرد خیلی رسانه ای نشده است اما اثر خود را می گذارد و در دراز مدت آثار آن را خواهیم دید فعالیتهای ارزشمندی هم در زمینه تربیت نیروهای متخصص در امر تبلیغ انجام گرفته است که نتیجه آن افزایش حضور طلاب در آموزشهای مرکز تخصصی تبلیغ بوده است که نوید آینده بسیار بهتری را میدهد. معاونت تبلیغ حوزه فعالیتهای بسیار خوبی در اعزام حساب شده طلاب مبلغ انجام داده است که در کنار نهادهای دیگر تبلیغی تأثیرگذاریهای فراوانی به چشم میخورد اما نیازها بسیار بیشتر از اینهاست و کارهای انجام نشده فراوان.
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 17:37
مخاطب قرآن در بحث حجاب فقط زنان نیستند مدیر دفتر مطالعات و تحقیقات قرآنی با استناد به آیات قرآن امنیت اخلاقی و اجتماعی جامعه را مستلزم پایندی توأمان زن و مرد به حجاب و پوشش دانست. به گزارش ایرنا ، «فرزانه غفاری» مدیر دفتر مطالعات و تحقیقات قرآنی در دومین نشست «حجاب و پوشش در قرآن کریم» گفت: این تصور عامه که عفاف اجتماعی تنها با حجاب زنان حاصل میشود، امری اشتباه است. این مدیر اشاره کرد: افزودن جلوه و جاذبه در لباسهای زنانه و تحمیل آنها به جوامع دیگر به ویژه جوامع شرقی و جهان سوم از جمله ابزارهای استعماری غربی است تا در گام نخست بازارهای خویش را رونق دهند. وی افزود: رسانهها نیز وسیلهای مهم برای تخدیر جوامع است تا زمینههای ذهنی را برای تبعیت از این مد برای بانوان و جوانان که مهمترین گروه برای این پوششها و محصولات هستند آماده کنند؛ تا با مشغول کردن زنان به مسایل پیشپا افتاده جنبههای تربیتی خانواده را متزلزل و با استفاده از جوانان خلاقیت و هوشمندی آنان را وقف این مقوله کنند. این استاد دانشگاه امام صادق(ع) در ادامه با اشاره به اسلامستیزی غرب، تصریح کرد: از آنجا که اسلام اجازه تبرج و خودنمایی به مردان و بهویژه بانوان مسلمان نمیدهد تبعیت زنان از این پدیده در کشورهای اسلامی کم است در نتیجه شبکههای مختلف تلویزیونی و رادیویی غرب، به طرح شبهات دینی میپردازند تا با ایجاد این تناقض از این ظرفیت نیز برای رسیدن به منافع خویش استفاده کنند. غفاری افزود: البته باید به این نکته توجه کرد که تمام زنان پایبند به ادیان الهی مسیحیت و یهودیت و انسانهای آزاده که دارای قید و بند اخلاقی و اجتماعی هستند مخالف ترویج فساد و فحشا هستند و این مسأله فقط مختص مسلمانان نیست. مدیر دفتر مطالعات و تحقیقات قرآنی در ادامه به تشریح حجاب زنان و مردان پرداخت و گفت: در قرآن و احادیث منقول از پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) امنیت اجتماعی و اخلاقی جامعه با پایبندی توامان زن و مرد حاصل میشود و این تصور عامه که بهای عفاف اجتماعی را تنها زنان باید بپردازند امری نابجاست. وی افزود: براساس دستورات قرآن مردان نیز چون زنان باید با پوشش مناسب وارد جامعه شوند و در حدیثی از پیامبر(ص) آمدهاست: «پوشش زربفت و ابریشمین برای مردان حرام است و خداوند مورد لعن و نفرین قرارمیدهد مردانی را که خودشان را شبیه زنان میکنند». وی در ادامه با تأکید به رهنمودهای قرآن، تصریح کرد: فرهنگ غرب برهنگی را ارزش تلقی کرده است و پوشش را نمادی برای عقبماندگی میداند و ارایهی الگوی زن مسلمان یکی از دغدغههای بزرگ کشورهای مسلمان است که این امر نیز در قرآن و در آیهی مبارکه «یتبعون حسنه» مورد توجه قرار گرفتهاست. این استاد دانشگاه افزود: قرآن با پرداختن به زندگی زنانی چون «بلقیس»(ملکه سبا) در عرصه حکومت، «یوکابد»(مادر موسی) سمبل مبارزه اجتماعی در زمان فرعون، «آسیه»(همسر فرعون) نماد مبارزه در نظام توحیدی، «مریم» الگوی عفاف و پاکدامنی، «زینب» نماد مبارزه سیاسی و اجتماعی و سرانجام نمونه کامل این بانوان فاطمه(س) که با رفتارهای خود نبوت، ولایت و امامت را همراهی کرد و در تمام ابعاد درخشید جایگاه زن را به تصویر میکشد. وی در ادامه و با استناد به قرآن و روایات زنان را جلوه و مظهر زیبایی در نظام توحیدی نامید و تصریح کرد: زنان از لحاظ طبیعی دارای جلوههای رفتاری، گفتاری و جسمانی هستند و اگر میخواهند در جامعه ظاهر شوند باید میزان زیبایی را با شرایط جامعه متعادل کنند و قرآن دستوراتی دارد به همین دلیل نیز دستوراتی در رابطه با نحوه مدیریت بانوان بر این نقاط قوت صادر شدهاست که مهمترین آنها در سوره مبارکه «نور» و «احزاب» ذکر شدهاست. مدیر دفتر مطالعات و تحقیقات قرآنی در پایان سخنان خود گفت: آیات مربوط به حجاب و پوشش به صورت تدریجی نازل شدهاست که طی آن دستورات مشترکی در آیه 30 و 31 سوره نور به زنان و مردان مسلمان داده شدهاست که پایبندی به آن سلامت جامعه را به دنبال دارد. برگزاری جلسه پرسش و پاسخ از برنامههای پایانی این نشست بود.
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 17:34
صفحه قبل1...3940414243...74صفحه بعد


