حجاب ؛ عامل افزایش اعتماد به نفس رعایت مسآله عفاف و حجاب در بهداشت روان افراد بسیار تاثیر گذاراست. به طوری که اضطراب و نگرانی را کم کرده ، و موجب بالا رفتن اعتماد به نفس اشخاص می گردد. به گزارش ستاد اطلاع رسانی نخستین جشنواره و همایش نور ، دکتر سیما فردوسی؛ عضو هیات علمی دانشکده روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی و کارشناس برنامه های تلویزیونی ضمن بیان این مطلب گفت: جدیدترین تحقیقات نشان داده زنانی که مایل به نشان دادن خود به مردان غریبه هستند، به توانایی های درونی خودشان اعتماد کافی ندارند و از همین رو به سمت استفاده از جاذبه های ظاهری روی می آورند. مدیر سابق گروه روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی، در ادامه به تفکرات تربیتی متفاوت به عنوان آفتی برای پرورش دینی کودکان و نوجوانان اشاره کرد و گفت: جامعه ما دارای تفکرات متفاوت و سبک های مختلف تربیتی است. بنابراین لازم است در مرحله اول پدران، مادران و معلمان مدارس نسبت به جایگاه و اهمیت حجاب توجیه شوند تا در مرحله دوم با آموزش مفاهیم عفاف و حجاب از سنین خردسالی ، بتوانیم شاهد شکل گیری یک جامعه دینی یکپارچه باشیم و نفاق ها و دوگانگی های شخصیتی موجود که بر اثر تربیت های چندگانه است، بر طرف شود. وی درمورد تاثیر رسانه ها به خصوص رسانه های تصویری و نقش آن در ترویج فرهنگ عفاف و حجاب تاکید کرد: مخاطبان در سنین نوجوانی و جوانی به صورت ویژه ای از رسانه ها خصوصا رسانه های تصویری الگو می پذیرند. بنابراین لازم است رسانه ها به شکلی جذاب مساله پوشش را برای مخاطبان مطرح کنند و ویژه برنامه هایی را با تکیه بر تحقیقات محکم ترتیب دهند که باعث جذب نوجوانان، و جوانان گردد.
حجاب ؛ عامل افزایش اعتماد به نفس رعایت مسآله عفاف و حجاب در بهداشت روان افراد بسیار تاثیر گذاراست. به طوری که اضطراب و نگرانی را کم کرده ، و موجب بالا رفتن اعتماد به نفس اشخاص می گردد. به گزارش ستاد اطلاع رسانی نخستین جشنواره و همایش نور ، دکتر سیما فردوسی؛ عضو هیات علمی دانشکده روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی و کارشناس برنامه های تلویزیونی ضمن بیان این مطلب گفت: جدیدترین تحقیقات نشان داده زنانی که مایل به نشان دادن خود به مردان غریبه هستند، به توانایی های درونی خودشان اعتماد کافی ندارند و از همین رو به سمت استفاده از جاذبه های ظاهری روی می آورند. مدیر سابق گروه روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی، در ادامه به تفکرات تربیتی متفاوت به عنوان آفتی برای پرورش دینی کودکان و نوجوانان اشاره کرد و گفت: جامعه ما دارای تفکرات متفاوت و سبک های مختلف تربیتی است. بنابراین لازم است در مرحله اول پدران، مادران و معلمان مدارس نسبت به جایگاه و اهمیت حجاب توجیه شوند تا در مرحله دوم با آموزش مفاهیم عفاف و حجاب از سنین خردسالی ، بتوانیم شاهد شکل گیری یک جامعه دینی یکپارچه باشیم و نفاق ها و دوگانگی های شخصیتی موجود که بر اثر تربیت های چندگانه است، بر طرف شود. وی درمورد تاثیر رسانه ها به خصوص رسانه های تصویری و نقش آن در ترویج فرهنگ عفاف و حجاب تاکید کرد: مخاطبان در سنین نوجوانی و جوانی به صورت ویژه ای از رسانه ها خصوصا رسانه های تصویری الگو می پذیرند. بنابراین لازم است رسانه ها به شکلی جذاب مساله پوشش را برای مخاطبان مطرح کنند و ویژه برنامه هایی را با تکیه بر تحقیقات محکم ترتیب دهند که باعث جذب نوجوانان، و جوانان گردد.
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 17:13
حجاب و عفاف نماد مسلمانان در سراسر جهان است عفاف و حجاب نخستین مسئله ای است که به عنوان نماد فرد مسلمان در جهان مطرح است. کامران شرفشاهی شاعر و نویسنده در گفتگو با ستاد خبری نخستین جشنواره بین المللی تولیدات رسانه ای عفاف و حجاب "نور" گفت: عفاف و حجاب خواسته الهی برای پاک زیستن است و نمی توان با آن به صورت سلیقه ای برخورد کرد. وی افزود: پوشش تنها محدود به بانوان نیست بلکه در جامعه اسلامی تمام اقشار این حدود را باید رعایت کنند. شرفشاهی همکاری کارشناسان مذهبی با رسانه ها را در بحث تحکیم و ترویج عفاف و حجاب ضروری دانست و یادآور شد: همکاری و فعالیت با کارشناسان در این حوزه بسیار حساس و ضروری است ونتایج و ثمرات بسیار نیکویی را در اجتماع به همراه دارد. شاعر و نویسنده ادبی به تهاجم فرهنگی غرب اشاره کرد و گفت: در حال حاضر جامعه ما در معرض خطرهای مختلف از جمله استفاده نامناسب ماهواره، فیلم های منحرف غربی و اینترنت قرار گرفته که آموزش تنها واکسینه ای است برای جریانی که می خواهند جامعه را به سمت پوچی و تخریب سوق دهند. وی با ارزیابی حجاب در جامعه کنونی، وضعیت موجود را نامطلوب عنوان کرد و افزود: تنها دلیل مهم، نبود تلاش گسترده فرهنگی برای رفع ابهامات و سردرگمی های جوانان است تا با یک استراتژی روشن که از وظایف مهم رسانه ملی است می توان مشکل را حل کرد. شرفشاهی تصریح کرد: برای این منظور لازم است نظارت کافی و دقیق بر محصولات و جریان هایی که دعوت به خط شکنی در باورها و اعتقادات جوانان ما، انجام شود. وی تأثیرگذاری رسانه های تصویری را در گسترش فرهنگ عفاف و حجاب مهم ارزیابی کرد و گفت: با استفاده از شیوه های مختلف باید با تهاجم غرب مقابله کرد که در این میان رسانه ملی بهترین کارایی را در ایفای این نقش به عهده دارد و شیوه دیگر نشر کتاب هایی در زمینه شعر، داستان و مقالات در مراحل بعدی قرار دارند. شرفشاهی ارزیابی خود را از جشنواره نور حرکتی بسیار ارزشمند دانست و بیان داشت: امید است استحکام آن به یک دوره محصور نشود و به شکل پویا و در سطح وسیعی در سال های آینده ادامه پیدا کند تا با انتشار این آثار در تیراژ مناسب همانطور که غربی ها آثار مخرب خود را در تیراژ بالایی وارد کشور ما می کنند بتوانیم ما نیز در این خصوص از بودجه کافی برای حفظ فرهنگ عفاف و حجاب برای دفاع از این فرهنگ اصیل ایرانی و مذهبی برخوردار شویم.
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 17:12
خودداری اوباما از عکس گرفتن با دو خانم محجبهدبی- کمال قبیسی، واشنگتن- خبرگزاریها باراک اوباما کاندیدای حزب دمکرات برای منصب ریاست جمهوری امریکا در کنفرانس تبلیغاتی خود در ایالت میشیگان از گرفتن عکس دسته جمعی با دو زن با حجاب خودداری کرد تا مبادا چنین عکسی توسط رقبایش در حزب جمهوری مورد سوء استفاده قرار گیرد. خانم هبه عارف که یک وکیل دادگستری مصری الاصل است یکی از این دو نفر می باشد ،وی روز پنجشنبه 19-6-2008 طی تماسی به العربیه.نت گفت : دوشنبه گذشته من ودوستم وبرادرش به میدان شهر دیترویت رفته بودیم تا در مراسم پشتیبانی از اوباما که 20 هزار نفر در آنجا حضور داشتند شرکت کنیم . طبق گفته وی پس از سخنرانی اوباما جمعیت حاضر برای گرفتن عکس یادگاری با اوباما به وی نزدیک شد ولی به محض اینکه بوی نزدیک شدیم چهره او دگرگون شد وچه بسا منافع انتخاباتی را در ذهن خود محاسبه کرد ، که مبادا رقبایش از عکسی که در آن اوباما در کنار یک دختر مسلمان با حجاب است سوء استفاده کنند . در این اثنا حامیان اوباما متوجه علایم ظاهر شده بر صورت اوباما شدند و تعدادی از آنان به سرعت به طرف این دختر مصری تبار شتافتند تا مانع این کار شوند واز وی خواستند تا از مکان دور شود و به وی توضیح دادند که شرایط بویژه در حال حاضر بسیار حساس است . این وکیل 25 ساله که عربی را با لهجه خالص مصری صحبت می کرد رفتار کاندیدای دمکرات برای ریاست جمهوری را مورد نکوهش قرارداده واز آن به عنوان توهین به خود یا کرد وموضع خود را رسما به کمیته تبلیغاتی اوباما اعلام کرده وخواسته است که اوباما رسما ازگریق نامه ویا تماس تلفنی از وی معذرت خواهی کند. وی به العربیه .نت گفت که فقط خواستار اعاده حیثیت بوده وهمچنان امیدوار است که کاندیدای دمکرات از وی بخاطر رفتارش معذرت خواهی کند که در این صورت در نظر امریکاییها احترام بیشتری خواهد یافت . وی افزود در صورتی که از او معذرت خواهی نشود تقاضای خسارت مالی از اوباما به تهمت تبعیض دینی نخواهد کرد و در ادامه گفت : موضعم دراین رابطه حتی برای حامیان اوباما کاملا واضح است ولیکن با کلیه رسانه های گروهی مصاحبه خواهم کرد واتفاقی را که برایم رخ داده شرح خواهم داد . خانم عارف که فرزند یک زن ومرد مصری است خود وخوهران وبردرانش متولد امریکا وکانادا هستند ،وی سال گذشته در رشته حقوق از دانشگاه دیترویت فارغ التحصیل گردید . دختر با حجاب دیگری که از عکس گرفتن با اوباما منع گردیده شیما عبدالفاضل است او که فارغ التحصیل دانشگاه دیترویت می باشد می گوید حمله تبلیغاتی اوباما با تلاش دوری جستن از مسلمانان ادامه دارد بطوریکه گویی که ارتباط با مسلمانان جرم بشمار می آید وبا اینکه سه ساعت تمام زیر آفتاب برای پشتیبانی از وی به انتظار ایستاده بود از عکس گرفتن با او جلوگیری شد
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 17:10
در خصوص رنگ چادر بانوان ایده های متعددی وجود دارد در خصوص موضوع رنگ و شکل چادر ، نظرات متفاوتی وجود دارد که در این زمینه ضروری است برای ترویج فرهنگ عفاف و حجاب، اجازه دهیم نظرات ایده پردازان، نخبگان، و کارشناسان مختلف مطرح شود تا در نهایت افکار عمومی جامعه بتواند به یک قضاوت صحیح در خصوص سبک زندگی زنانه، نحوه پوشش بانوان و انتخاب یک پوشش واحد به عنوان پوشش ملی دست یابد. دبیر شورای اطلاع رسانی نخستین همایش عفاف و حجاب نور گفت:برای ترویج فرهنگ عفاف و حجاب، لازم است اجازه دهیم نظرات ایده پردازان، نخبگان، و کارشناسان مختلف مطرح شود تا در نهایت افکار عمومی جامعه بتواند به یک قضاوت صحیح در خصوص سبک زندگی زنانه، نحوه پوشش بانوان و انتخاب یک پوشش واحد به عنوان پوشش ملی دست یابد. به گزارش ستاد اطلاع رسانی نخستین جشنواره و همایش نور ، "محمد صادق افراسیابی"ضمن بیان این مطلب گفت: با توجه به نامگذاری امسال به عنوان سال نوآوری و شکوفایی توسط مقام معظم رهبری، در نخستین جشنواره و همایش عفاف و حجاب بر آن شدیم تا به یک اطلاع رسانی ساده اکتفا نکنیم، بلکه با ایجاد یک ستاد خبری فعال به انجام گفت و گو با کارشناسان مختلف در حوزه عفاف و حجاب پرداخته و از این طریق رسالت محتوا محوری خویش را به انجام رسانده، و پیام های متفاوت کارشناسان این عرصه را به مسئولین منتقل نماییم. وی افزود: بر همین اساس همان طور که طی روزهای اخیر شاهد بودیم اخباری با محوریت چالش های موجود در حوزه عفاف و حجاب تولید، و با همکاری رسانه های جمعی منتشر شد. چرا که معتقدیم ترویج فرهنگ عفاف و حجاب نیاز به چند صدایی دارد. دبیر شورای هماهنگی جشنواره بین المللی آخرین منجی، ضمن انتقاد از اظهار نظر عجولانه مدیرکل امور بانوان استانداری تهران خاطر نشان کرد: اخیرا خبری در گفت و گو با طراح چادر ایرانی منتشر شد که متاسفانه خانم قند فروش؛ مدیر کل امور بانوان و خانواده استانداری تهران اظهارات ایشان را به اشتباه به دبیر جشنواره عفاف و حجاب نور نسبت دادند، و علاوه بر این تلاش کردند تا اظهارات یک ایده پرداز را که معتقد است می توان در پوشش از رنگی به جز رنگ سیاه نیز بهره گرفت، محکوم کنند. افراسیابی در پایان گفت: در خصوص موضوع رنگ و شکل چادر ، نظرات متفاوتی وجود دارد که دوستان ما در ستاد اطلاع رسانی نخستین جشنواره و همایش عفاف و حجاب نور در صدد هستند، همه این نظرات را برای مردم بیان کرده، و تا جایی که من در جریان هستم هیچ گاه قصد حمایت یا رد نظر خاصی را نداشته اند.
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 17:09
آیا حجاب مانع همه بزهکاری های اجتماعی است؟ با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبههی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار میدهند آشکار میگردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهمترین و اساسیترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار میکند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزلهی سنگ بنای دیگر حجابها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهندهی رفتارهای اوست. البته، همانگونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همهی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمیتوان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر میشود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامتها و نشانههای عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطهی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضی نیز رابطهی عفاف و حجاب را از نوع رابطهی ریشه و میوه دانستهاند؛ با این تعبیر که حجاب، میوهی عفاف، و عفاف، ریشهی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلبها کار دارد»، خود را سرگرم میکنند؛ چنین انسانهایی باید در قاموس اندیشهی خود این نکتهی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک میپروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوهی ناپاکِ بیحجابی نخواهد شد
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 17:08
پژوهشی در مبانی فقهی حجاب (قسمت نهم) خلاصه بحث: 1. حکم حجاب، کمکم و به مرور زمان، نازل شد و از خانه پیامبر اسلام(ص) شروع شد و سپس به دیگر خانهها و خانوادهها سریان یافت. 2. حجاب براى سالم ماندن روح انسانها قرار داده شده است: (ذلکم اطهر لقلوبکم وقلوبهن). 3. جلباب (ل چادر) افزون بر تکلیف، حقى بوده براى خانمهاى پاکدامن که در ابتداء، جنبه حق بودن آن برترى داشته است. 4. پیش از آمدن حکم حجاب، زنان ، غیر از سروگردن، گریبان و دستها را تا حدود آرنج، باقى بدن خود را مىپوشاندهاند. ظاهر بودن کمر، سینه، رانها و... رایج نبوده است. بنابراین، گروههاى استثناء شده، همان جاهایى که به طور معمول نمىپوشاندهاند مجاز هستند که نگاه کنند و جایز بودن نگاه کردن به رانها، سینه، ساقهاى پا و... از آیه به دست نمىآید. 5. حکم حجاب، حکم فراگیر است و گروههاى استثناءشده به خاطر ضرورت و... بوده است. 6. اصل در مساله حجاب، جداسازى کامل محیط مرد و زن از یکدیگر است، به گونهاى که هر دو بتوانند در جامعه به کار و تلاش بپردازند و تماسها و برخوردها دراندازه بسیار کمى باشد. 7. حجاب و پوشش، مسالهاى شخصى است و بازشناسى «ماظهر» و ضرورتها به عهده خود افراد است و از این آیات حکم و وظیفهاى براى مسؤولان امر و متولیان امور روشن نشد. 8. در این آیات هیچ بحثى درباره «مادر همسر» مطرح نشد و از هیچ یک از واژگان آیات روشن نشد که داماد مىتواند به مادر همسر خود نگاه کند. بله، از آیه 32 سوره بقره روشن مىشود: ازدواج با مادر همسر حرام است، همان گونه که ازدواج با مادر، خواهر، دختر، عمه، خاله، دختر برادر و دختر خواهر حرام است، ولى ملازمهاى بین حرام بودن ازدواج با حلال بودن نگاه کردن وجود ندارد. پىنوشتها: 1. سوره «احزاب»، آیه 35. 2. همان، آیه 23 33. 3. تفسیر «مجمعالبیان»، امین الاسلام طبرسى، ج7 863/8. 4. سوره «احزاب»، آیه 55. 5. «وسائل الشیعه»، ج14، باب 129، از ابواب مقدمات النکاح، ج1/171 - 172. 6. همان، ح4. 7. تفسیر «مجمعالبیان»، ج7 -8/368. 8. تفسیر «روحالمعانى»، آلوسى بغدادى، ج12/107، دار احیاء التراث العربى، بیروت. 9. سوره «احزاب»، آیه 59. 10. همان، آیه 6. 11. همان، آیه 32. 12. تفسیر «الدر المنثور»، سیوطى، ج5/221. 13. همان. 14. همان. 15. همان. 16. همان. 17. «نهجالبلاغه»، صبحى صالح، نامه 31، آخر نامه. 18. تفسیر على بن ابراهیم قمى، ج2/196. 19. تفسیر «روحالمعانى»، ج2/127. 20. تفسیر «الدرالمنثور»، ج5/221. 21. تفسیر «روحالمعانى»، ج12/127. 22. تفسیر «مجمعالبیان»، ج7 - 8/369. 23. تفسیر «المیزان»، علامه طباطبایى، ج16/339. 24. تفسیر «الکاشف»، محمد جواد مغنیه، ج6/239. 25. «قاموس قرآن»، سید على اکبر قرشى، ماده جلباب، دار الکتب الاسلامیه. 26. «بحارالانوار»، علامه مجلسى، ج10/55، ح2. 27. همان، ج32،تحقیق محمد باقر محمودى،237،ح190 وزارت ارشاد. 28. همان، ج41/227، ح37. 29. همان، ج75/233، ح1. 30. همان، ج78/11، ح70. 31. همان، ج68/35، ح74. 32. همان، ج79/76، ح5. 33. سوره «احزاب»، آیه 60. 34. تفسیر «الکاشف»، محمد جواد مغنیه، ج6/239. 35. تفسیر «المیزان»، ج16/339. 36. تفسیر «روحالمعانى»، ج12/127. 37. تفسیر «الکشاف»، ج3/560. 38. «فروع الکافى»، ج7/290، ح1، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت. 39. همان291/، ح5. 40. «تاریخ قرآن»، دکتر محمد رامیار/674، امیرکبیر. 41. همان/672. 42. تفسیر «مجمعالبیان»، ج7 - 8/130. 43. تفسیر «نورالثقلین»، ج3/588; «کافى»، ج5/521، ح5. 44. تفسیر علىبن ابراهیم قمى، ج2/101. 45. تفسیر «روحالمعانى»، ج10/204، دارالفکر، بیروت. 46. «الدر المنثور»، ج5/42. 47. تفسیر «نورالثقلین»، ج3/589، ج95/590، ح105. 48. همان590/، ح103. 49. تفسیر «الدرالمنثور»، ج5/42. 50. تفسیر «مجمعالبیان»، و دیگر تفسیرها، ذیل آیه. 51. تفسیر «نورالثقلین»، ج3/588، ح93. 52. تفسیر «روحالمعانى»، ج10/209. 53. سوره «مؤمنون»، آیه 1 - 6. 54. تفسیر «مجمعالبیان»، ج7-8/138. 55. همان. 56. سوره «احزاب»، آیه 32. 57. تفسیر «علىبن ابراهیم قمى»، ج2/101; تفسیر «نورالثقلین»، ج3/592، ح119. 58. تفسیر «نورالثقلین»، ج3/621، ح229. 59. همان/622، ح231. 60. تفسیر «الدر المنثور»، ج5/75
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 17:00
پژوهشی در مبانی فقهی حجاب (قسمت هشتم ) پاسخ: در این جا دو گروه را استثناء کرد: 1. ملک یمین. این خود، بحث دارد که آیا غلام و کنیز را در بر مىگیرد، یا نه، تنها کنیز را در بر مىگیرد؟ آیا بالغان را در بر مىگیرد، یا نابالغان را نیز در بر مىگیرد؟ از آن جا که هیچکدام از انواع برده در زمان ما وجود خارجى ندارند، از بحث درباره آن، خوددارى مىشود. 2. کودکان غیربالغ خود انسان، نه هر کودک غیربالغ. این گروه مىتواند به تمامى بدن مادر، غیر از عورت نگاه کند و پوشاندن بدن، به غیر از عورت، در برابر اینان، واجب نیست; از این روى مىتوانند بدون اجازه، مگر در سه نوبتیاد شده، به اتاق پدر و مادر، وارد شوند. ولى همین گروه و همین کودکان نابالغ، وقتى به سن بلوغ رسیدند، باید براى وارد شدن به اتاق پدر و مادر، در همه گاه اجازه بگیرند، چون چه بسا، ران و سینه و پاهاى مادر عریان باشد. در این جا، معناى یک قید و کلمهاى که در آیه ذکر شده و مفسران به طور معمول آن را معنى نکرده و از آن گذشتهاند، روشن مىشود. آیه 60 سوره نور چنین بود: «واذا بلغ الاطفال منکم الحلم، فلیستاذنوا کما استاذن الذین من قبلهم.» «من قبلهم» در آیه شریفه به چه کسانى اشاره دارد؟ از کلام مفسران، مطلب روشنى به دست نمىآید، ولى با توجه به آیه 31 همین سوره که دوازده گروه استثنا شده و، دوازدهمین کودکى بود که بر عورتهاى زنان آگاهى نداشت، روشن مىشود، کودکان در آیه 85، از گرفتن اجازه بخشوده شدند، مگر زمانى که به سن بلوغ برسند که در این صورت، باید اجازه بگیرند، همانگونه که «الذین من قبلهم»; یعنى یازدهگروه قبلى، اجازه مىگرفتند. بنابراین، روشن مىشود که مراد از «من قبلهم» گروههاى یازده گانه قبلى است. البته استثنا بودن زوج و زوجه از اجازه گرفتن و نگاه کردن، به خاطر آیات سوره مؤمن و معارج است و اشکالى به لیتبحث ما، وارد نمىسازد. روایات: حال که بحث از آیه 85 و 95 شد و زوایاى گوناگون آن دوروشن گردید، روایاتى را به عنوان تایید کننده که در ذیل دو آیه، 85 و 95 آورده شده، یادآور مىشویم: 1.امام صادق(ع) مىفرماید: «یستاذن الذین ملکت ایمانهم والذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات.کما امرکم الله عزوجل ومن بلغ الحلم فلا یلج على امه و لاعلى اخته ولا على خالته ولا على ماسوى ذلک الا باذن فلا یاذنوا حتى یسلموا و السلام طاعة الله عزوجل.» (58) ملک یمینهاى شما و فرزندان نابالغ شما،همانگونه که خداوند امر فرموده به شما، در سه نوبت اجازه مىگیرند.هرکس به سن بلوغ رسید،به هیچروى،بر مادر،دختر، خاله و غیر اینان، بدون اجازه وارد نمىشود.و اجازه نمىدهند، تا سلام کند;زیرا سلام، پیروى از خداوند است. 2.روایتى دیگر،همانند این روایت،از امام باقر(ع) رسیده است. (59) 3.در الدرالمنثور روایتهاى، بسیارى در این باب نقل شده، از جمله: «راوى از پیامبر(ص) مىپرسد:آیا براى وارد شدن بر مادرم،باید اجازه بگیرم؟ حضرت مىفرماید:بله. راوى مىپرسد:با مادرم در یک اتاق زندگى مىکنم، آیا براى وارد شدن بر ایشان، باید اجازه بگیرم؟ پیامبر(ص) مىفرماید: اجازه لازم است. راوى مىگوید: من خدمتگزار مادرم هستم، آیا هر گاه وارد مىشوم، باید اجازه بگیرم؟ حضرت فرمود: آیا دوست دارى وى را برهنه ببینى؟ گفت: نه. فرمود: پس اجازه بگیر و وارد شو.» (60) این روایت، با دو سند: «ابن جریر عن زیدبن اسلم، ان رجلا سال النبى» و«ابنجریر و بیهقى عن عطاء بن یسار: ان رجلا قال یا رسول الله.» نقل شده است. روایت نشان مىدهد که اجازه گرفتن براى این است که مادر، برهنه دیده نشود. عریان در اینجا، اعم است از برهنگى کامل که حتى عورتین او دیده شود، یا نیمه برهنگى که سینه، شکم، ران و... دیده شود. ولى به قرینه روایاتى که از ابنمسعود و حذیفه، نقل شد: «ان لمتفعل رایت منها ما تکره» یا «ما على کل احیانها تحب ان تراها» معلوم مىشود که مراد از برهنگى در حدیث نبوى، برهنگى کامل نیست و روایات، تایید کننده همان چیزى است که از آیه برداشتشده. ادامه در قسمت نهم
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 16:58
پژوهشی در مبانی فقهی حجاب (قسمت هفتم) احمد عابدینی کسانى که در این آیه استثنا شدهاند و لازم نیست زنان در برابر آنان جاهاى زینتخود را بپوشانند، عبارتند از: شوهر، پدر، پدر شوهر، پسر، پسر شوهر، برادر، پسر برادر، پسر خواهر، زنان همکیش، ملک یمین (کنیز زرخرید و به قولى عبد) پیروانى که نیاز جنسى ندارند، کودکانى که بر عورت زنان چیره نشدهاند. 21. در این که پیروانى که نیاز جنسى ندارند چه کسانى هستند، اختلاف است. در مجمعالبیان پنج قول نقل شده است: الف. آنان که به خاطر نیاز غذایى همراه انسان مىآیند و نیاز جنسى ندارند، مانند: ابله. ب. عنین (ناتوان از آمیزش). ج. خصى (آلتبریده) د. پیرى که گرایشى به زنان ندارد. ه. برده صغیر. (54) به نظر مىرسد از این چند دیدگاه، دیدگاه نخست، بهتر باشد و پذیرفتهتر; زیرا گروه دوم و سوم شهوت دارند، ولى نمىتوانند به کار برند. بنابراین به «غیر اولى الاربه» غیر نیازمند گفته نمىشود و همچنین پیرمرد. دسته پنجم، به خاطر نابالغى، قوه شهوانیه آنان برانگیخته نشده و اینان نیازمند بالقوهاند که با فراز«او الطفل الذى...» استثنا شده است. بنابراین، مصداق تام و تمام این فقره، دسته اول است، گرچه آیه ویژه و منحصر به آن مصداق نیست و مىتوان کسانى را که پیشتر شهوت جنسى داشتهاند، ولى اکنون به خاطر مریضى، یا پیرى، یا ریاضت، شهوتى ندارند نیز، از مصداقهاى آن به شمار آورد. 22. در این که مراد از کودکانى که بر عورتها چیره نشدهاند، چه کسانى هستند، اختلاف است. الف. کودکانى که عورتها و اسرار زنان را نمىشناسند و به خاطر نداشتن شهوت، بر آن نیرو و قوت پیدا نکردهاند. ب. کودکانى که قدرت آمیزش با زنان را ندارند. بنابراین، اگر به حد شهوت رسیدند، حکم مردان را دارند. (55) به نظر مىرسد از دو دیدگاه، دیدگاه نخستبهتر است; زیرا اگر کودکانى اسرار زنان را بشناسند و از امور جنسى آگاه باشند، ولى اکنون ناتوان از آمیزش، این آگاهى سبب مىشود، کودکان به انحراف کشیده شوند و آن کارهایى را که شارع نمىخواسته انجام بگیرد، انجام بگیرد. 23. آخرین فقره در آیه شریفه، درباره حجاب زنان، این فقره است: «لایضربن بارجلهن لیعلم مایخفین من زینتهن.» زنان مؤمن، نباید پاى بر زمین بکوبند، تا زینتهایى که پنهان داشتهاند معلوم شود. نخستین نکتهاى که از این فقره آیه شریفه به دست مىآید این که: نه تنها نمایاندن جاى زینت، بر زنان مؤمن روانیست که شنواندن صداى زینتبه نامحرم نیز، روا نیست. 24. از فقره «لایضربن...» و از فقره «لایبدین زینتهن» برداشت مىشود که نمایاندن هرگونه زیبایى براى برانگیختن شهوت مرد، با استفاده از هر یک از حواس، نارواست. در قرآن گوش و چشم، دو شاخص اصلى از حواس انسانى به شمار مىروند. از این روى، زن نباید نازک و دلپذیر با مرد نامحرم سخن بگوید. همان گونه که این مطلب در، دستور خداوند به زنان پیامبر(ص) آمده است: «فلا تخضعن بالقول فیطمع الذى فى قلبه مرض.» (56) پس در گفتار نرمى نشان ندهید، تا امید نبرد، آن که در قلبش بیمارى است. 25. از جمله زینتهاى نهانى که زن نباید با پاىکوبى بر زمین آشکار سازد، خلخال است. از آنجا که خلخال را به پا مىبستهاند و قرآن آن را زینت نهان مىداند، روشن مىشود که عرف و آنچه شناخته شده و رسم بوده، زنان شلوارهاى بلند مىپوشیدهاند، که خلخال را نیز مىپوشانده است. بنابراین، پوشاندن پا تا پایین، در زمانهاى گذشته، رسم بوده و پس از نازل شدن آیه شریفه، واجب بودن آن، روشن شده است; زیرا این آیه در صدد محدود کردن بودند، گستراندن. حال اگر روشن شد که در آن زمان، شلوار و لباس بیرون منزل و داخل منزل، یکى بوده، مىتوان گفت: پوشاندن پا تا پایین، در داخل منزل و در پیش محرمهاى دوازدهگانه، شناخته شده و مرسوم بوده و سپس واجب شده است. مگر نزد شوهر، که با آیات دیگر استثنا شده است. اگر نشانهاى بر یکسان بودن لباس زن در خانه و بیرون از خانه، پیدا نشد، لباس درون خانه، پیرو عرف است. 26. نکته دیگر این که پاى بر زمین کوبیدن، جز بایستههاى راه رفتن نیست; یعنى زن مىتواند بدون پاىکوبى بر زمین به گونه شناخته شده و معمول، راه رود. بنابراین، با توجه به این که در چند فقره قبل، فرمود: «لایبدین زینتهن الا ما ظهرمنها.» و در این فقره از زدن پا به زمین جلوگیرى کرد، روشن مىشود که خانمها باید بیشترین رعایت را در هر زمینهاى داشته باشند و باندازه ضرورت، بسنده کنند. 27. در آخرین بخش از آیه مىفرماید: «وتوبوا الى الله جمیعا ایها المؤمنون لعلکم تفلحون.» اى مؤمنان، همگى به سوى خدا برگردید، شاید رستگار شوید. گویا مراد از «ایها المؤمنون» مردان مؤمن است; زیرا این دو آیه، حکم هر یک از مردان و زنان مؤمن را جداگانه بیان کرد. از این روى، روشن مىشود که مردان گناهانى را انجام مىدادهاند که نیاز به توبه و بازگشتبوده است. در مثل، با نگاههاى شهوتآلود، سبب جعل احکامى براى بانوان شدهاند که شان نزول، تایید کننده این مطلب است. پس سختگیرى خداوند در لباس و چگونگى پوشش زنان، به عنوان نقصان وارد کردن و به بند کشیدن آنان نبوده، بلکه راهى بوده که آنان را از چشمان آلوده مردان شهوتران حفظ کند. بنابراین، حجاب، براى آنان سنگرى است نگهدارنده و بازدارنده از نگاههاى آلوده به شهوت، نه براى محروم کردن آنان از حقوق خود در جامعه. 28. فرمان پوشش به زنان و فرمان چشم فروکاستن به مردان، به تنهایى براى جلوگیرى از گناه و چشمچرانى مردان، کافى نیست; بلکه آنان نیرویى درونى، مانند تصمیم بر توبه و بازگشتبه سوى خدا و گردن نهادن به دستورهاى او، نیاز دارند; تا آنان را از آنچه که خداوند حرام کرده، بازدارند و بدون آن نیروى درونى، تمهیدات بیرونى، کافى نیست. 29. آنچه در تفسیر علىبن ابراهیم، به عنوان روایت ابىالجارود نقل شده، بسیار همانند آن چیزى است که از ظاهر آیه شریفه، برداشت مىشود: ابى الجارود از امام باقر(ع) روایت مىکند: «فى قوله «لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها» فهى الثیاب والکحل والخاتم وخضاب الکف والسوار. والزینة ثلاث: زینة للناس وزینة للمحرم وزینة للزوج. فاما زینة الناس، فقد ذکرناه واما زینة المحرم فموضع القلادة فما فوقها والدملج ومادونه والخلخال وما اسفل منه واما زینة للزوج فالجسد کله.» (57) امام باقر(ع) درباره فرموده خداوند متعال: «و آشکار نسازند زینتخود را مگر آنچه آشکاراست» فرمود: آن زینت، عبارت است از: لباس، سورمه، انگشتر، حناى دست و النگو. زینت، سه قسم است: زینتى براى مردم، زینتى براى محرم و زینتى براى شوهر. زینتبراى مردم را یادآور شدیم. زینت محرم، جاى گردنبند و بالاتر از آن و جاى دستبند و پایینتر از آن و جاى خلخال و پایینتر از آن و زینتشوهر تمامى بدن زن است. اگر چه در سند روایت مناقشه است و در این که چه بخش از آنچه از قول امام باقر(ع) نقل شد، روایت است و کدام بخش از آن، سخنان صاحب تفسیر، احتمالهایى وجود دارد. ولى آنچه مهم است، روایت همان را مىگوید که ظاهر آیه با توجه به عرف بیان مىکند. و بنابراین، روایت جنبه تاییدى دارد; از این روى سند نداشتن آن، زیانى به بحث نمىرساند. مرحله پنجم: از آیاتى که پیش از این، از آنها سخن گفته شد، روشن شد که زنان قسمتهایى از بدن خود را که پیش از نازل شدن آیه حجاب نمىپوشاندهاند، لازم نیست آنها را در برابر خویشاوندان دوازدهگانه مطرح شده در آیه 30 سوره نور، بپوشانند. ولى از آیات به دست نیامد که حکم آن جاهایى را که پیش از آیه حجاب مىپوشاندهاند، اکنون چیست و در برابر این دوازدهگروه چه باید بکنند؟ در مثل، آیا مادر مىتواند تمامى بدن غیر از عورت را در برابر فرزند بالغ خود نمایان کند؟ آیاخواهر مىتواند تمامى بدن، غیر از عورت را در برابر برادر بالغ خود نمایان کند؟ از آیات مورد بحث، روا بودن آشکار ساختن سینه، شکم، کمر، ساقپا و رانها و مانند آن در برابر محرمها به دست نیامد. اکنون مىخواهیم بگوییم: از ظاهر قرآن مجید، به دست مىآید که حاضر شدن زن، با لباس نامناسب و نمایاندن، شکم، سینه، ران و... در برابر خویشان نسبى، بىچون و چرا، حرام است. خداوند در آیه 85 95 سوره نور مساله را مطرح فرموده و حتى ورود بدون اجازه به اتاق پدر و مادر را، ممنوع فرموده است: «یا ایها الذین آمنوا لیستاذنکم الذین ملکت ایمانکم والذین لمیبلغوا الحلم منکم ثلث مرات من قبل صلوة الفجر وحین تضعون ثیابکم من الظهیرة ومن بعد صلوة العشاء ثلث عورات لکم لیس علیکم ولاعلیهم جناح بعدهن طوافون علیکم بعضکم على بعض کذلک یبین الله لکم الآیات والله علیکم حکیم.» اى آنان که ایمان آوردهاید، غلامان و کنیزان زر خرید شما و کودکان نابالغ، [براى وارد شدن به اتاق شما] باید سه وقت از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، هنگامى که لباسهاى خود را هنگام ظهر در مىآورید و پس از نماز عشا. این سه وقت، عورت است از براى شما. برشما و بر آنان، غیر از این سه وقت، گناهى نیست. شمارى از شما بر شمارى دیگر وارد شونده و گردش کنندهاند این چنین خداوند آیات خود را براى شما بیان مىکند و خداوند، داناى حکیم است. «واذا بلغ الاطفال منکم الحلم فلیستاذنوا کما استاذن الذین من قبلهم کذلک یبین الله لکم آیاته والله علیم حکیم.» هنگامى که کودکان شما به سن بلوغ رسیدند، باید از شما اجازه بگیرند، همانگونه که پیشینیان آنان اجازه مىگرفتند. این چنین خداوند آیات خود را براى شما، بیان مىکند. خداوند داناى حکیم است. آیه مىفرماید کودکان نابالغ، در سه نوبت، براى ورود به اتاق پدر و مادر اجازه بگیرند. حال، کودکان بالغ چطور؟ اینان، باید در هر حال، اجازه بگیرند، چه در این سه نوبت و چه در وقتهاى دیگر. با این که در وقتهاى دیگر، احتمال برهنگى و... مادر یا به کلى وجود ندارد، یا بسیار کمپیش مىآید، چرا کودک بالغ براى ورود به اتاق پدر و مادر، باید اجازه بگیرد؟ این بدان جهت است که در دیگر وقتها نیز احتمال دارد جاهایى از مادر که عورتین نیست، ولى از زینتهاى نهان به شمار مىروند، پیدا باشند که تنها براى همسر دیدن آنها رواست و براى غیرهمسر ناروا. بنابراین، مفهوم آیه 85 و صریح آیه 95، که واجب بودن اجازه را براى فرزند بالغ بیان مىکنند، با ملازمه عرفى، به حرام بودن نظر به زینتهاى باطنى مادر و حرام بودن نمایاندن زینتهاى پنهان بر مادر، دلالت دارد. اگر کسى بگوید احتمال دارد که عورتین مادر در آن سه وقت دیگر نیز آشکار باشد; از این روى باید کودکان بالغ وارد نشوند! مىگوییم: احتمال نمایان بودن عورتین مادر در غیر سه نوبت یاد شده، با جایز بودن ورود کودکان نابالغ، بدون اجازه، سازگار، نیست. بله اگر دلیل قوى از روایات به جایز بودن ظاهر شدن مادر با لباسزیر، در بین فرزندان پیدا کردیم، که بسان نص بود، آن گاه، چارهاى نیست، باید واجب بودن اجازه را براى امور دیگر بدانیم. ولى در بحث روایات خواهد آمد، که چنین دلیل قوى و روشنى وجود ندارد. نکته: خداوند در آیه 31 سوره نور، دوازده گروه را استثناء کرد و نتیجه این شد که بر زن لازم نیستخود را در برابر این گروهها بپوشاند; اما در آیه 85 همان سوره، تنها بر دو دسته واجب کرد که در سه وقتیاد شده، اجازه بگیرند و در دیگر وقتها، همگان باید اجازه بگیرند. از این روى، این پرسش به ذهن مىآید: دلیل استثناهاى دوازدهگانه در آن جا و دوگانه در این جا چیست؟
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 16:56
پژوهشی در مبانی فقهی حجاب (قسمت ششم) 14.نخستین جملهاى که حکم ویژهاى را براى خانمها بیان مىکند «لایبدین زینتهن الا ماظهر منها» است که براى روشن شدن آن، باید به چند نکته توجه کرد: الف. مراد از زینت، نمىتواند دستبند، گردنبند، النگو و... باشد; زیرا نمایان آنها وقتى که از بدن جدا باشند، هیچ اشکالى ندارد. در مثل، زن وقت وضو دستبند خود را در آورد و جایى بگذارد که مردان آن را ببینند، یا طلاى خود را براى تعمیر به طلاساز بدهد و... هیچ گناهى انجام نداده است. بنابراین، به احتمال قوى، مراد از واژه «زینت» در آیه شریفه، جاى زینت است; یعنى گردن، دست، گوش و مانند اینها. ب. گفتن «زینت» و اراده کردن مکان زینت، مجاز است و به علاقه حال و محل، چنین مجازگویى، مجاز شمرده شده است. فلسفه آوردن مجاز به جاى حقیقت، افزون بر تخفیف لفظ، مبالغه و تاکید است. (45) ج. شاید سربسته گفتن: «الا ما ظهر» و روشن نکردن حد و مرز آن، براى واگذار کردن این امور به عرف باشد. در مثل «ماظهر» براى خانمى که هیزم جمع مىکند و از صحرا مىآورد، با «ماظهر» براى خانمى که لب جوى به شستن لباس مشغول است، یا خانمى که پشت میز اداره به رتق و فتق امور و پاسخگویى مشغول است، یا خانمى که در آزمایشگاه، به ساماندهى وسایل مىپردازد، فرق دارد. دو گروه نخست، باید مقدارى آستین را بالا بزنند، ولى دو گروه دوم، به بیش از انگشتان دست، نیاز ندارند. به هر حال، بخشهایى از دست، پا و صورت که عرف حکم به پوشیدن آنها نمىکند، یا ضرورت اقتضا مىکند که پوشیده نشود، از استثناءها به شمار مىروند. برابر حدیثى که از عایشه نقل شده، پیامبر(ص) به اندازه یک قبضه (در حدود 8 سانتىمتر) بالاتر از کف دست را استثناء کرده است. (46) ولى همان گونه که گذشت این حد معین کردن نمىتواند براى همگان باشد، این حد بر فرض صحیح بودن سند براى زن رختشوى و مانند اوست. د. فعل «لایبدین» صیغه ششم از فعل مضارع «یبدى» ( ظاهر مىکند. نمایان مىسازد) است و در حال رفع، نصب و جزم در ظاهر فرقى نمىکند. بنابراین مىتواند، نهى، نفى، یا عطف به «یغضضن» و در پاسخ شرط مقدر باشد. به هر حال، آیه شریفه، یا از نمایاندن زینتباز مىدارد، یا روش زنان مؤمن را در ننمایاندن زینت، بیان مىکند، یا تسلیم بىچون و چراى پیامبر(ص) بودن را یادآور مىشود. در هر صورت، اگر در موردى قسمتى از بدن، یا زینت، شک شد که آیا از استثناست، یا مستثنى منه; در مثل دو عرف با هم ناسازگارى کردند و یا ضرورت و عرف با هم نساختند، یا در درستى خبرى که دال بر گستره استثناء است، شک شد، استثنا بودن آن قسمت از بدن، ثابت نیست. بنابراین، از ذیل «الا ما ظهر» خارج مىشود و «لایبدین» آن را در بر مىگیرد. خلاصه این که: در جایى که شک مىکنیم آیا از استثناهاست، تا پوشش آن لازم نباشد، یا از استثناها نیست، اصل این است که از استثناها نیست و پوشش آن لازم. این اصل در جاهایى که شک را مىیابد، کاربرد بسیار دارد. ه. واژه «زینتهن» براى بیان این نکته نیست که اگر خانمى زینت ندارد، تا آن را نمایان سازد مجاز استسروگردن و دستوپا و... را براى نامحرمان نمایان سازد. بلکه بیانگر محدوده حجاب است; ولى حدومرز آن را به گونهاى باز مىشناساند که در خود داراى انعطاف باشد. همانگونه که روش قرآن و دین، در روشن کردن حد و مرز گزارهها و احکام، چنین است که بازشناسى موضوع را به عرف، و یا خود مکلف وا مىگذارد. و در این گونه موردها، راه را بر سختگیریها مىبندد در مثل مىگوید: بیمار روزه خود را بگشاید; اما بیمار کیست؟ ساکت است. و. روایات در بیان مراد «ماظهر» گوناگونند: دستهاى «وجه و کفین» (صورت و دو دست تا مچ) را مىگویند و دستهاى «قدمین دو کف پا، تا مچ) را نیز مىافزایند. (47) شاید آنچه را که روایات بیان کردهاند، قدر متیقن باشد; زیرا آیه قرآن از بیان «وجه و کفین» ناتوان نبوده است. بیان مستثنى و مستثنىمنه، به صورتى کلى، براى بیان مطلبى عامتر و مفیدتر بوده است. از این روى در پارهاى از روایات، روایت نقل شده از عائشه (49) نیز، مىتواند مؤید استثناى جاى النگو باشد. شاید روا بودن نگاه به سر زنان اهل تهامه، اهل سواد، علوج، زن دیوانه و... در همین راستا باشد. ز. شمارى از مفسران، گفتهاند: زینتبر دو گونه است: ظاهرى و باطنى. جمله «الا ما ظهر منها» در صدد بیان زینتهاى ظاهرى است. اینان، سپس در مصداقها و نمونههاى آن اختلاف کردهاند. ابنمسعود، زینت ظاهرى را لباس و ینتباطنى را گوشواره، النگو و خلخال دانسته است. ابنعباس گفته است: زینت ظاهرى، سورمه، انگشتر، گونهها و حناى دست است. قتاده، تنها سورمه، النگو و انگشتر را گفته و شمارى دیگر، زینت ظاهرى را وجه و کفین دانسته و شمارى صورت و سرانگشتان و گروهى دیگر کف دست و سرانگشتان را گفتهاند. (50) این دیدگاههاى گوناگون و پراکنده بیانگر این نکته است که شارع مرز روشنى را بیان نکرده و هیچ یک از دیدگاهها براى انسان لزوم پیروى نمىآورد. و نمىتوان گفت: بىگمان حداقل استثنا شده است. زیرا حداقل، همان قول ابنمسعود است که زینت ظاهرى را لباس دانسته است. در حالى که بىگمان، زنان، پیش از نازل شدن این آیه پوشیه نمىزده و دستکش به دست نمىکردهاند و پس از نازل شدن آیه هم، چنین بوده است. پس، بىگمان آشکار بودن دستها تا مچ و چهره، اشکالى نداشته و پوشیدن کف پاها تا مچ نیز، رسم نبوده است. بنابراین، برابر این دیدگاهها نیز، باید «الا ماظهرمنها» را به عرف واگذاریم و سخن اینان را بر فهم آنان از عرف زمان خودشان حمل کنیم. 15. دومین جملهاى که حکم ویژهاى را براى بانوان بیان مىکند: «ولیضربن بخمرهن على جیوبهن.» از این جمله که مىفرماید: روسریهاى خود را برگریبان خود بیندازید، ظاهر مىشود که پیش از نازل شدن آیه شریفه، روسریها را زیرگلو گره نمىزدهاند و گریبان و سینههاى آنان، پیدا بوده است. روایتى که پیش از این در شان نزول آیه، بیان شد (51) ، تایید کننده همین نکته است. بنابراین، وقتى که پیش از نازل شدن آیه، زیرگلو، گوشها و مقدارى از سینه، پیدا بوده است، بىگمان، دستها، پاها و چهره ظاهر بوده زیرا هیچ مرسوم نیست که در جامعهاى و در سرزمینى زنان دستها و پاها را بپوشانند; ولى سینه و گردن را باز بگذارند. 16. این جمله از آیه شریفه، تایید کننده نکتهاى است که از جمله پیش استفاده کردیم و آن این که: باید لباس عرف آن زمان را وا رسید و آن را معیار قرار داد، سپس شارع هر جا را درست نمىداند، اعلام کند و حکم و نظر جدید خود را بیان بفرماید. اگر نادرستى موردى را اعلام نکرد، باید از عرف پیروى کرد. 17. از این بخش از آیه شریفه، واجب بودن پوشاندن زیر چانه، درخور استفاده نیست; زیرا نه از آیه این مطلب بر مىآید و نه انداختن روسرى بر روى سینه و گره زدن در زیر گلو، تمامى زیرچانه را فرا مىگیرد. پیش از این بیان شد که استثناى کف و وجهین، مصداقى از ماظهر است، نه تمام آن، بنابراین، نباید بحث کرد که آیا زیرچانه از صورت است، یا نیست و نباید بحث کرد که «وجه» زیر چانه را در بر مىگیرد یا خیر؟ بلکه باید بررسى کرد آیا شارع که خواسته عرف را رد کند و بر نپوشاندن گریبان، بر زنان خرده گیردو یا خواسته به پوشاندن گریبان و سینه امر کند، آیا امرش شامل زیرچانه مىشود، یا خیر؟ اگر امر شارع، زیرچانه را در برگرفت، پیروى واجب است و اگر در بر نگرفت، زیرچانه، به همان اباحه اولى، که عرف مردم مدینه داشتهاند، باقى مىماند; مگر این که دلیل دیگرى وجود داشته باشد که بعد بحث مىکنیم. 18. در بخش دیگر آیه شریفه که مىفرماید: «لایبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن... او نسائهن، او ما ملکت...» نکتهاى که به چشم مىخورد، وجه تکرار «ولایبدین زینتهن» است که یادآور شدهاند: یادآورى آن درباره نخست، براى بیان رخصتها به اعتبار منظور بوده و درباره دوم، براى بیان ناظر بوده است. (52) یعنى دربار نخستبر آن است که این نکته را بیان کند: زن، وظیفه دارد، زینتخود را بپوشاند، مگر آنچه که از باب ضرورت، که عرف آن را بایسته مىداند، بیرون مىماند; مانند: دست و چهره. اما دربار دوم «لایبدین زینتهن» در صدد بیان این است که شمارى از مردان، مىتوانند به زینتهاى زن بنگرند و لازم نیست که زن، زینتهاى خود را از آنان بپوشاند. پیش از این، یادآور شدیم که مراد از زینت، جاهاى زینت است که دستبالا، دستها تا نصف آرنج، پاها تا مچ، گردن و گلو، گوشها، گریبان و شاید موهاى سر را دربر بگیرد اما بىگمان، کمر، شکم، سینه و رانها، از جاهاى زینتبه شمار نمىروند. این اعضا بر همان حال نخستین خود مىمانند که زنان به طور معمول، اینها را مىپوشاندهاند. بنابراین، زن باید آنها را بپوشاند و خویشاوند محرم حق نگاه به آن اعضاء را ندارند. بنابراین آنچه که از این جا و آن جا شنیده مىشود: به غیر از عورت، مردان محرم به هر جاى زن مىتوانند بنگرند سخنى است نادرست و بىبنیاد و ناسازگار با آیه شریفه مورد بحث. البته این پندار از فتواى فقیهان سرچشمه گرفته که در این باره سخن خواهیم گفت. 19. این که بر شوهر رواست که به همه جاى زن خویش بنگرد و زن هم چنین حقى را درباره شوهر خود دارد و... مطلبى است که از آیات دیگرى استفاده مىشود، مانند: «نساءکم حرث لکم فاتوا حرثکم انى شئتم.» همسران شما، کشتزارهاى شمایند، هر جا که خواستید بر کشتزار خود درآیید. یا«قد افلح المؤمنون الذین... والذین لفروجهم حافظون الا على ازواجهم او ما ملکت ایمانهم، فانهم غیر ملومین.» (53) مؤمنان، رستگار شدند آنان که... و آنان که فرجهاى خود را نگاهبانى مىکنند، مگر بر همسران یا کنیزان ملکى که هیچ نکوهشى بر آنان نیست. بنابراین، این که شمارى پنداشتهاند چون: در آیه شریفه از شوهر نام برده شده «الا لبعولتهن» و شوهر مىتواند به تمامى بدن همسر خود نگاه کند، سپس دستههاى یازدهگانه دیگرى را بر شوهر عطف کرده، چنین استفاده مىشود که این یازده گروه هم مىتوانند به همه جاى بدن خانمى که با آنها محرم است، نگاه کنند، مگر اینکه دلیلى بر خلاف اقامه شود، مانند: حرام بودن نگریستن به عورت غیر و حرام بودن نگاه شهوتآلود و... پندارى بیش نیست و سخنى استبىمبنا و بىدلیل که با کمترین درنگ، نادرستى آن روشن مىشود. ادامه دارد//در قسمت هفتم
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 16:54
پژوهشی در مبانی فقهی حجاب (قسمت پنجم) در این بررسى، بیشتر، سعى بر این است که واژگان آیه مورد دقت قرار گیرند و از روایتها و شاننزولها، تنها به عنوان یارى دهنده استفاده شود. نکتههایى که از این دو آیه شریفه: (30 و 31 سوره نور) مىشود فهمید: 1. واژه «غض»، به معناى کاستى است: «واغضض من صوتک» یعنى صداى خود را فرو بکاه. «ان الذین یغضون اصواتهم عند رسول الله» یعنى آنان نزد رسول خدا صداى خود را پایین بیاورند. بنابراین «یغضون من ابصارهم»، یعنى از نگاههاى خود مىکاهند. در آیه شریفه: (آیه 30 سوره نور) که خداوند مىفرماید: «قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم» فعل «یغضوا» مجزوم است; زیرا جمله شرطى در تقدیر است: «قل للمؤمنین: غضوا من ابصارهم فانک ان تقل لهم، یغضوا.» به مؤمنان بگو: دیدگان خود را فرو نهند که اگر تو به آنان بگویى دیدگان خود را فرو خواهند کاست. «یغضضن» در آیه شریفه 31 سوره نور نیز مجزوم است; زیرا عطف شده بر «یغضوا» و در آن نیز فعل امر در تقدیر است. 2. حذف جمله شرط در «یغضوا» و «یغضضن» دلالت مىکند که مردان مؤمن و زنان مؤمنه، همین که از دستورهاى خداوند آگاهى یافتند، بىدرنگ به آنها جامه عمل در مىپوشانند و در برابر دستورهاى رسول خدا، بىچون و چرا گردن مىنهند. به گونهاى که کلام نیازى به آوردن جمله شرط ندارد. بنابراین، باید جمله شرطى در تقدیر گرفت، تا توجیه نحوى براى حذف «نون» در «یغضوا» باشد. ذکر نشدن جمله شرط نیز، بىگمان، دلیلى داشته که همان سربه فرمان بودن مردم در برابر امر خدا و رسول خدا باشد. 3. متعلق فعل «یغضوا» و «یغضضن» محذوف است و در آیه از آن نشانه و اثرى نیست. بنابراین، از آیه روشن نمىشود که دیدگان را از چه چیز باید فرو کاست. شاید حذف متعلق به جهت روشنى آن باشد. یعنى چشم را از آنچه نظر کردن به آن حرام است، فرو بندید. اما چه چیزهایى نگاه کردن به آنها حرام است و ناروا، روشن نیست و آیه در این باب، بیانى ندارد. 4. جمع آمدن «مؤمنین»، «یغضوا»، «ابصارهم» و همچنین «مؤمنات»، «یغضضن» و «ابصارهن» بیانگر این نکته است که هرکس باید چشم خود را فرو کاهد مانند: «خذوا اسلحتکم» هر کس اسلحه خود را بردارد و «فاغسلوا وجوهکم» هر کسى صورت خود را بشوید. بنابراین، آیه شریفه در مقام بیان حکم تکتک اشخاص و افراد جامعه است و درصدد بیان حکم مسؤولان و سرپرستان جامعه و امر به معروفکنندگان جامعه نیست. حال اگر کسى وظیفه شخصى خود را انجام نداد، چه باید کرد؟ از این آیه، حکمش روشن نیست. 5. در شان نزول آیه نخست از قول امام باقر(ع) آمده است: «استقبل شاب من الانصار امراة بالمدینه و کان النساء یتقنعن خلف آذانهن فنظر الیها وهى مقبلة فلما جازت نظر الیها ودخل فى زقاق قد سماه ببنى فلان فجعل ینظر خلفها واعترض عظم فى الحائط او زجاجة فشق وجهه فلما مضت المراة نظر فاذا الدماء تسیل على صدره وثوبه فقال والله لآتین رسول الله(ص) ولاخبرنه قال: فاتاه. فلما رآه رسول الله(ص) قال له: ما هذا؟ فاخبره فهبط جبرئیل(ع) بهذا الآیة: قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکى لهم ان الله خبیبما یصنعون.» (43) در مدینه، جوانى از انصار، با خانمى روبه رو شد. زنان در آن زمان، مقنعهها را پشت گوشها مىانداختند. جوان نگاه را به آن خانم دوخت و او همچنان به راه خود ادامه مىداد. هنگامى که زن از برابر وى رد شد، باز به زن نگاه مىکرد و را ه خود را ادامه مىداد. تا داخل کوچهاى شد که حضرت نام کوچه را ذکر کرد و همچنان که به پشتسر نگاه مىکرد، استخوان، یا شیشهاى که در دیوار بود، صورت وى را درید. هنگامى که زن از جلو چشمش ناپدید شد، به خود آمد، دید خون بر لباس و سینهاش، جریان دارد. پیش خود گفت: به خدا سوگند، نزد رسول خدا(ص) مىروم و او را از واقعه مىآگاهانم. هنگامى که نزد پیامبر(ص) آمد و حضرت او را به آن حالت دید، فرمود: این چه حالتى است؟ جوان داستان را براى حضرت باز گفت: آنگاه جبرئیل(ع) بر پیامبر نازل شد با این آیه شریفه: اى رسول ما، به مؤمنان بگو: چشمهاى خود را فرو نهند و عورتهاى خود را حفظ کنند. آن براى ایشان بهتر است. همانا، خداوند به آنچه انجام مىدهند، آگاه است. 6. از شان نزول و همچنین از آیه «قل للمؤمنات» بر مىآید که زنان مدینه سر و بدن خویش را مىپوشاندهاند، ولى بخشهایى از سروسینه خود را نمىپوشاندهاند. بنابراین، آیه، درباره آن قسمتهایى که پوشیده نمىشده، دستورهایى داده است. 7. آمدن واژگانى چون: «المؤمنین» و «المؤمنات» به جاى «الذین آمنوا» نشانگر این است که این احکام براى کسانى است که به حمل شایع، مصداق مؤمن هستند. بنابراین، روى سخن با غیر مسلمانان و مسلمانان ناپاىبند نیست. شان نزول نیز، این نکته را تایید مىکند; زیرا جوان انصارى، همین که نگاهش به زن افتاد و دل در گرو وىگذاشت و در اثر آن صورتش مجروح شد، با همان سروروى خونین، خود را به پیامبر(ص) رساند و آن حضرت را از واقعه با خبر ساخت. اگر او فرد منحرف و ناپاىبند و هوسباز و آلوده چشم مىبود، باید کار نارواى خود را ادامه مىداد، تا دیگران پیامبر(ص) را با خبر سازند. شاید بتوان نتیجه گرفت که غیر مسلمانان و مسلمانان شناسنامهاى و ناپاىبند، که در روایات نگاه به سر و روى آنها بىاشکال دانسته شده است، از همان ابتدا، مکلف به پارهاى از دستورها نیستند و این دستورها براى رسیدن انسان خواستار کمال، به کمال انسانیت و دور شدن از حیوان صفتى است. 8. تکرار کردن «قل» و جداسازى بین دو آیه، آوردن واژگان: «المؤمنین» و «المؤمنات» با دو صیغه مذکر و مؤنث و همچنین واژگان: «یغضوا»، «یغضضن» و... نشان مىدهد که زن و مرد هر یک احکام ویژه به خود را دارند و از حکم یکى، نمىتوان حکم دیگرى را فهمید. 9. پیشتر اعلام کردن حکم نگاه و پوشش مردان، شاید افزون بر تغلیب، که همیشه در زبان عرب، مذکر را بر مؤنث پیش مىدارند، به این جهتباشد که حکم مردان کوتاه است و در یکى دو جمله در خور بیان است، ولى حکم پوشش و حجاب زنان، نیاز به شرح فراوان داشته است; به گونهاى که حجم ظاهر آیه حجاب زنان، کموبیش، پنجبرابر حجم آیه پوشش مردان است. 10. آمدن حرف «من» تبعیضیه در جمله «یغضوا من ابصارهم» و «یغضضن من ابصارهن» و نیامدن آن در جمله «یحفظوا فروجهم» و... شاید بیانگر این نکته باشد که «فرج» هیچ محدوده مجازى ندارد که در آن حفظ واجب نباشد; ولى براى دیدن و نگاه، محدوده مجاز نیز وجود دارد. 11. علىبن ابراهیم در تفسیر خود، روایتى از محمدبن مسلم، از حضرت صادق(ع) نقل مىکند که فرمود: «کل آیة فى القرآن فى ذکر الفروج فهى من الزنا الا هذه الآیه فانها من النظر فلایحل لرجل مؤمن ان ینظر الى فرج اخیه ولایحل للمراة ان تنظر الى فرج اختها.» (44) هر جا در قرآن بحث فرج مطرح شده است، مراد حفظ از زناست، مگر این آیه، که مراد حفظ از نگاه است. پس بر مرد مؤمن حلال نیست نگاه به فرج برادر خود و بر زن حلال نیست که نگاه کند به فرج خواهر خود. در تفسیر روحالمعانى، همین مطلب به ابنزید و ابىالعالیه، نسبت داده شده است; ولى صاحب روحالمعانى، این برداشت را نمىپذیرد و حفظ فرج را در تمامى آیات، به یک معنى مىداند و یادآور مىشود: این گونه تفصیل، دلیلى ندارد. صاحب تفسیر روحالمعانى، اگر به جملههاى پیشین و پسین آیه و به شان نزول توجه مىکرد، بر وى روشن مىشد که آن تفصیل، تفصیل درستى است. وقتى صدر آیه، درباره چشم پوشى از نگاه باشد، و ذیل آیه، درباره نمایان نساختن زینت و از سویى، شان نزول درباره نگاه باشد، مىتوان حفظ فرج را در آیه ویژه حفظ از نگاه دانست. بنابراین در تفسیر آیات و روایات و بیان واژگان آنها، نباید تنها به اشتراکهاى واژگانى تکیه کرد، بلکه سیاق آیه نیز بسیار اهمیت دارد. روشن است که پیدا کردن واژگان همانند از معجم المفهرس و مانند آن و تلاش براى هم معنى جلوه دادن آیات نازل شده در شرایط گوناگون و... کارى است غیر محققانه. 12. نگاه کردن به زنان، گرچه رفتارى است که نفس انسان، بدان سوى گرایش دارد آن را به مصلحتخود مىداند، ولى پاکدامنى و پاک چشمى براى انسان، مصلحتبیشترى دارد; از این روى، قرآن مىفرماید: «ذلک ازکى لهم». 13. گاهى، انسانها، دچار خودفریبى مىشوند و با توجیهها و به بهانههایى، گناه را براى خود روا، یا واجب مىشمارند. از این روى، خداوند در قرآن، با جمله: «ان الله خبیر بما یصنعون» به همگان هشدار مىدهد که خداوند، رفتارها و کردارها را، همانگونه که هست مىبیند و به آنها آگاهى دارد. ادامه در قسمت ششم
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 16:52
صفحه قبل1...4142434445...74صفحه بعد


