منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
درباره

اگر از سرهایمان کوه ها بسازند هرگز در کتاب های تاریخ نخواهند خواند "خامنه ای" تنها ماند... ------------------------------------ امام خامنه ای (مدظله العالی) : ای جوانان و ای بسیجیان عزیز ، در هر جای کشور که هستید ، این بصیرت را روز به روز افزایش دهید .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->) , 


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

ستیز با حقیقت در جشنواره سینما حقیقت!
تخطئه انقلاب و زمینه‌های یک فاجعه فرهنگی!
 
 
این بار ، نام کارگردان یک فیلم ضدایرانی که در توهین به مردم ایران و ارزش‌های اعتقادی و میهنی این سرزمین، روی فیلم های ضدایرانی هالیوود را سفید کرده بود، در میان داوران جشنواره دیده می شد...
پایگاه خبری انصارحزب الله: وقتی نام جشنواره ای «سینما حقیقت» گذاشته می شود و برگزار کننده آن هم وزارت ارشاد دولت نظام مقدس جمهوری اسلامی است، همه منتظر تجلی یافتن انگاره هایی ارزشمند و به معنای واقعی کلمه «حقیقت»مدار هستند.

وقتی جشنواره ای با چنین ادعایی برگزار می شود، حداقل انتظاری که از آن می رود، تعهد به «واقعیت» در محتوا و احترام به هنرمندان و مخاطبان جشنواره در نحوه برگزاری است. اما هشتمین دوره جشنواره سینما حقیقت در هر دو زمینه -هم فرم و هم محتوا- بازنده شد. ورود و نمایش فیلمی در حمایت از نظام سرنگون شده شاهنشاهی و در تخطئه انقلاب اسلامی از یک سو و برگزاری نامنظم و به هم ریخته جشنواره که صدای هنرمندان شرکت کننده در جشنواره را درآورد، دو شاخصه اصلی این دوره از جشنواره سینما حقیقت بود.

زمینه های یک فاجعه فرهنگی!

از همان ابتدا که اسامی هیئت انتخاب و داوران هشتمین دوره جشنواره سینما حقیقت اعلام شد، می توانستیم حدس بزنیم که در این جشنواره چه اتفاقاتی خواهد افتاد!

شاید حضور کارگردان هایی که سابقه تولید فیلم ضداخلاقی یا ساخت فیلم ضدایرانی را دارند در هیئت انتخاب و داوری مراسم اسکار یا جشنواره کن و فستیوال های صهیونیستی مغرب زمین عادی باشد، اما در جشنواره ای در ایران و با بودجه نظام جمهوری اسلامی، خیلی عجیب بود!

اما چه باور کنیم و چه نکنیم، این اتفاق رخ داد؛ مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، متولی برگزاری جشنواره سینما حقیقت، ابتدا سازنده چند فیلم ضداخلاقی را در هیئت انتخاب قرار داد. اتفاقی که بلافاصله با واکنش منفی رسانه ها مواجه شد.

همین امر هم سبب شد تا این مرکز در معرفی اسامی داوران خود با احتیاط بیشتری عمل کند. اما باز هم خبر در رسانه ها درز پیدا کرد؛ این بار ، نام کارگردان یک فیلم ضدایرانی که در توهین به مردم ایران و ارزش‌های اعتقادی و میهنی این سرزمین، روی فیلم های ضدایرانی هالیوود را سفید کرده بود، در میان داوران جشنواره دیده می شد.

مسعود بخشی، سازنده فیلم ضدایرانی «یک خانواده محترم» است که از مام وطن گرفته تا ارزش‌های دینی و دفاع مقدس و نسل جوان و انقلاب اسلامی و مردم کوچه و بازار و ... را همه با هم می کوبد! پس از این اتفاق بود که همه منتظر تبدیل شدن جشنواره سینما حقیقت به یک فاجعه فرهنگی بودیم. و این اتفاق هم رخ داد!

چنارستان، علیه سروهای انقلاب

فاجعه فرهنگی، اتفاق باور نکردنی دیگری بود که در جشنواره سینما حقیقت افتاد؛ نمایش یک مستند علیه انقلاب اسلامی ایران و نظام جمهوری اسلامی که به ستایش از استبداد پهلوی می پردازد، موسوم به «چنارستان»! البته این فیلم توسط ایادی رژیم منحوس پهلوی ساخته نشده است، بلکه در شناسنامه آن، نام «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی»(وابسته به سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) به عنوان تهیه کننده و سرمایه گذار این فیلم ثبت شده است! فیلمی که به بهانه پرداختن به تاریخچه خیابان ولیعصر(عج) به تقدیس دیکتاتوری پهلوی پرداخته است.

ظاهر فیلم، مرثیه سرایی برای چنارهایی است که در این خیابان بوده اند و حالا نیستند، اما باطن فیلم، سوگواری برای طاغوت است! شگفت آور است! در دورانی بسر می بریم که در جای جای جهان، قیام ملت‌ها علیه دیکتاتورها، خواب آرام نظام سلطه را بر هم زده است. از بحرین و مصر گرفته تا آمریکای لاتین و حتی در خود آمریکا که این روزها صحنه اعتراض به نژادپرست هاست.

اما در سرزمین ما که خودش مبدأ مبارزه با استبداد در تاریخ معاصر جهان بوده، مدعیان روشنفکری، ده ها سال به عقب برگشته اند و تازه به یاد ستایش از دیکتاتورها و نژادپرستان افتاده‌اند! به آن حد از آزادگی و شرافت نرسیده‌اند که با پول خودشان این کار را کنند، بلکه دریوزگی و فرصت‌طلبی آن‌ها تا آنجاست که با پول نظام اسلامی به بازنمایی انگاره های ارتجاعی و سخیف خود می پردازند.

کارگردان فیلم «چنارستان» هادی آفریده است. او قبلا به خاطر ارتباط مشکوک با شبکه بی بی سی انگلیس از سوی نهادهای امنیتی بازداشت شده بود. او همچنین پیش از این مستندی به نام «خاطرات نی‌آوران» ساخته بود. مستندی که با پول دولت و به نام أثری به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ساخته شده بود، اما سر تا پایش به تملق گویی برای دیکتاتوری می‌پرداخت که در همان انقلاب سرنگون شده بود.

نکته عجیب این است که سید محمدمهدی طباطبایی نژاد رئیس مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، قبلا در گفت وگویی با خبرگزاری فارس به دفاع از آفریده پرداخته و گفته بود باز هم با این فیلمساز همکاری خواهد کرد. و نتیجه این همکاری خلق و نمایش فیلمی شد که بیشتر مناسب پخش در شبکه صدای آمریکاست.

خلاصه این فیلم مستند ستایش از چنارهای کاشته شده توسط رژیم پهلوی در یک خیابان است! فیلمی در ستایش از چنارهای پهلوی و در تخاصم با سروهای انقلاب اسلامی. این فیلم به تحریف تاریخ می پردازد از یک طرف همه جنایت ها و خیانت های رژیم ستمشاهی در ایران را نادیده می گیرد و در مقابل آنچه از انقلاب اسلامی نمایش می دهد به جز بدی نیست!

از طرف دیگر هر آنچه به دوران قبل از انقلاب ارجاع می دهد، نیکی و سپیدی و زیبایی است و هر چه زیبایی و خدمت و حماسه در نظام اسلامی بوده است را بی رحمانه «سانسور» می کند! فیلم به گوگوش و سایر مرغان آمریکایی آوازخوان پیش از انقلاب می پردازد و البته اشاراتی ستایش گونه هم به «فتنه ۸۸» دارد و در نهایت البته از خجالت سرمایه‌گذار دولتی فیلم هم در می آید و به تبلیغ برای حسن روحانی هم می پردازد تا این گونه، هم دل ضدانقلاب را به دست بیاورد و هم مانع شکسته شدن دل دولتی ها شود! در مراسم اختتامیه هشتمین جشنواره سینما حقیقت نیز همین فیلم، برنده سه جایزه شد.

البته فاجعه «سینما حقیقت» مسبوق به سابقه است. سال قبل هم از یکی از سران فتنه به این جشنواره دعوت شد تا درباره نلسون ماندلا سخنرانی کند! این هم از عجایب روزگار است؛ از یک کودتاگر که با حمایت نژادپرست ترین حکومت های دنیا قصد نفی حاکمیت مردم ایران بر سرنوشت خویش را داشت دعوت شد تا درباره یکی از اسطوره های مبارزه با نژادپرستی سخنرانی کند!

اعتراض هنرمندان به مدیریت سینما حقیقت

اما مشکل هشتمین جشنواره سینما حقیقت فقط به محتوای آن محدود نمی شود. طی روزهای برگزاری جشنواره، بارها هنرمندانی به انتقاد از بی نظمی در برگزاری این جشنواره پرداختند.

به عنوان مثال، توفیق‌جو کارگردان مستند «زار خاک» با گلایه از شرایط نمایش فیلمش در هشتمین جشنواره سینما حقیقت در نامه ای سرگشاده خطاب به سید‌مهدی طباطبایی‌نژاد دبیر این جشنواره نوشت:«جشنواره ای که شما دبیری آن را به عهده دارید فیلم -سابق من- را با نازل ترین کیفیت بازسازی کرد...چطور توانستید هنر را که ذاتش زیبایی ست، زشت به تصویر بکشید؟ سخت نبود؟»

همچنین سپهری، دیگر کارگردان شرکت کننده در این جشنواره نیز در مصاحبه ای با روزنامه بانی فیلم گفت: برنامه ریزی های جشنواره حقیقت در حد و اندازه نام آن نیست.

وی افزود: متعجبم از اینکه جشنواره معتبری مانند جشنواره فیلم حقیقت کیفیت را فدای اهمال کاری کرده است.


منبع:هفته‌نامه یالثارات الحسین(ع)



رهیافت‌هایی از زیارت اربعین
اربعین؛ تأکید کادرسازی برای قیام قائم(عج)
 
 
تراشیدن و فروکاستن و تحریف و باژگونه سازی مسئله امامت اهل بيت رسول الله (صلی الله علیه وآله) نه فقط از ناحیه روشنفکر نمایان متجدد سکولار مآب بلکه از سوی جریان «فحاّش پررو و مدَعی انگلیس ساخته۳ توأمان» دنبال می‌شود...

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، مدیرمسئول هفته‌نامه یالثارات الحسین(ع) در سرمقاله هفته‌نامه یالثارات نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم
«ای امام حسین! شهادت می‌دهم که تو کشته شدی اما نمردی بلکه (بعکس) به امید و شوق حیات تو دل‌های شیعیانت حیات دارد و زنده است»۱

چندی پیش جاهلی هتّاک در عبارتی وهن آمیز گفته بود«عمل امام حسین عملی عاشقانه بود اما امامان بعد از امام حسین عاقلانه رفتار کردند و شیوه امام حسین را وا نهادند» این جملات سخیف از دهان کسی بیرون آمد که به زعم هوادارانش مثلاً تئوریسین فلان جریان سیاسی است. علیرغم آن که این سخن جاهلانه و سخیف ، توسط برخی فضلا و روحانیان خودی با کمال سعه صدر و تحمّل پاسخ روشنگر لازم را دریافت نمود۲ مع‌الاسف ، اما ، توسط برخی عوامل همان جریان سیاسی با عبارات مشابه، همین سخن سخیف ووهن آمیز مکّرر در مکّرر در برخی رسانه ها باز نشر شد!

تراشیدن و فروکاستن و تحریف و باژگونه سازی مسئله امامت اهل بيت رسول الله (صلی الله علیه وآله) نه فقط از ناحیه روشنفکر نمایان متجدد سکولار مآب بلکه از سوی جریان «فحاّش پررو و مدَعی انگلیس ساخته۳ توأمان» دنبال می‌شود.

روی سخن اما- همچون چند مقال اخیر- با برادران خودی و ارادتمندان مخلص اباعبدالله الحسین علیه السلام است ، که دشمن و عوامل سر سپرده اش دقیقاً از روزنه های غفلت ما وارد می شوند و قصد انهدام اساس نهضت گرانسنگ عاشورا و امامت و ولایت را دارند.

علیهذا،بدون تعارف و صادقانه به خودم و این دسته از برادران عرض می کنم:
به حضرت عباس قسم که اولاً اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام)، امام بود!
ثانیاً بازهم به همان حضرت عباس قسم که امام حسین(علیه‌السلام) شهید بوده و هست!!

امیدوارم کسی از این شیوه سخن نرنجد و به بزرگواری در گذرند و ببخشند.
برادران! مثالی در شیوه وهمت علماي دين ، در کشف حقایق دین عرض می شود.

مجتهدی به نام سیدابوالحسن اصفهانی(ره) کتابی می‌نویسد به نام وسیلة النجاة، مجتهد دیگری به نام امام خمینی(ره) شرحی بر این کتاب می نگارد به نام تحریرالوسیله در دوجلد ، مجتهدسومی به نام مرحوم آیت‌الله فاضل لنکرانی(ره) کتابی در شرح تحریر الوسیله امام می نویسد در هفده یا بیست جلد قطور۴!

گرچه این کتاب ها در احکام است و مربوط به حرام و حلال زندگی ، لکن امثال همین علماء و مجتهدین که در تعلیم و تعلّم و ارادت به اهل بیت عصمت علیهم السلام ریش سفید کرده و کمر خمیده اند،حتماً و حتماً در قضیه مرثیه و روضه‌خوانی و شرح دعاها و زیارات ائمه معصومین در سخن و تألیف کم نگذاشته‌اند.

به که باید گفت که برخی از ما در دعا خوانی - مع الاسف- نمره قبولی نمی گیریم ؛ بلکه نمره دو یا سه یا اگر خیلی با گشاده‌بازی و دست و دلبازی حساب کنیم نمره زیر ده می‌آوریم!

به عنوان نمونه واقعاً چند درصد از ما وقتی به هنگام قرائت دعای کمیل به جمله «یارب ارحم ضعف بدنی» می رسیم و مثلاً آن را تکرار و به فارسی ترجمه می کنیم، مقصد و مقصود امام علیه‌السلام را درست منتقل می‌کنیم؟ همچون بنده‌ای به عنوان یکی از حاضران در مجلس دعا برداشتم از جمله امیرمومنان جز این نیست که« الان بدن من ضعیف است و تو ای خدا به ضعف من ترحم کنم» با این حساب لابد تقویت بدن را با معجون و ویتامین و گوشت و چلو و پلو باید در دستور کار قرار دهم و بروم استخر و بدن‌سازی* تا خدا هم دعایم را مستجاب کند و ضعف بدنم برطرف شود و بیایم روی فرم!

اینجاست که باید باز هم قسم یادکرد که بابا به حضرت عباس علیه‌السلام این دعای کمیل را کسی فرموده که نهج‌البلاغه هم کتاب هموست. آیا ترسیم منش و رفتار شیعه مولا در نهج‌البلاغه این گونه است؟!

باری، از رشته سخن دور نیفیتم، در آستانه اربعین شهادت امام حسین علیه السلام هستیم. در یکی از سال‌های پس از سقوط صدام ، از شلمچه انفرادی عازم عتبات و کربلا بودم، راننده خودرو ما با دیدن زائران پیاده‌ای که از جنوبی ترین نقاط عراق عازم کربلا بودند به بنده گفت: «امام حسین علیه‌السلام خیلی حقّ به گردن ما دارد.» وه؛ که چه اقرار و سخن حق و صدقی!

زیارت با معرفت امام حسین علیه‌السلام آرزو و دعای همیشگی ماست.
با پای پیاده و در حرم حضرت نصیب شود ،زهی شرافت و ادای ارادت، اگر نشد، همچون ما بی توفیقان ، پس لااقل سلامی و زیارتی از هرکجا که شد ، زیرا زیارت اربعین از دور یا نزدیک نشانه و مرام همیشگی شیعه است.

در زیارت اربعین- وفق دستورالعمل صادق آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله)- ابتدا متوالیاً به امام حسین عرض ارادت و سلام می کنیم و شأن ولایت و امامت و قرب و منزلت او به خداوند را بر دل و زبان می آوریم و به چنین امام حسینی که شهید مظلوم و کشته اشک است هم سلام می کنیم و عرض ارادت و اخلاص.

آن گاه به عزتی که خداوند از رهگذر عاشورا نصیب حضرت فرمود شهادت می دهیم و اینکه عمل حضرت در عاشورا برای همه امت- بلکه برای همه خلایق- حجت را آشکار ساخت. بنابراین حضرت در روشنگری و هدایت و اتمام حجت و خیرخواهی ، جای هیچ عذری برای کسی باقی نگذاشت. امام حسیني که خون پاکش را برای تو و در راه تو بر زمین ریخت، باشد تا بندگانت از جهالت و سرکشتگی و گمراهی نجات یابند.»۵

آری ،آری ، اشک بر امام حسین علیه السلام ، دل و جان را روشن و بر بصیرت می افزاید.

پس بی همّتی و بدقلقلی و جهل و خرافه و کذب و دون شأن امام حسین علیه السلام ممنوعِ ممنوع!

البته نگارنده این سطور خود را استاد خارج از گود نمی‌پندارد بلکه آخرین نفر در صف شیعیان و ارادتمندان اباعبدالله- اما خود را تاکید می کنم - در همین صف می شمارد
جلوداران و پیش کسوتان این قافله علاوه بر عالمان ربّانی، پیرغلامانی همچون حاج علی آقای آهی هستند که در آستانه هشتاد سالگی، تجربۀ عمری ذاکری و عرض ارادت، راهکار اجتناب ناپذیر ذاکران حسینی را از سر صدق و اخلاص یادآور شدند که :«ذاکر اهل بیت باید در رشته خود یا مجتهد باشد و یا اهل احتیاط و یا مقلّد»۶ و جز این راه بر سرمنزل مقصود نمی برد! باشد تا با رهنمود این پیران ، آنچه را آنان در خشت خام دیدند لاقل ما در آینه ببینیم و از رهزنی گرگان سکولار و عوامل خود فروخته انگلیس رهایی یابیم.

***

بخش دیگرسخن ما- پیرو مقالات پیشین در همین صفحه و همین صحیفه- مسئله ثمره و بازده رستاخیز عاشورا و اربعین است که همانا پرورش یاران پا به رکاب برای زمینه سازی ظهور و انقلاب جهانی امام عصر و دوران ماست.

بدین معنا که در پایان زیارت اربعین ، پس از بازخوانی فعل و قول سیدالشهداء و نهضت عاشورا و درک معرفت حسینی با جان و خرد ، آمادگی خود را برای یاری۷ امامی که حسین دوران ماست اعلام مي کنیم دورانی که رجعت امام حسین و سایر اولیاء دین را به همراه دارد. همان آمادگی که کسب آن منوط به هم اکنون و زمان حاضر است و فردای ظهور قطعاً دیر است - یا لثارات الحسین علیه السلام. در این وادی سخن و شرح وظیفه بسیار است ؛ تا مجالی دیگر.

وصلی الله علی رسول الله و آله آل الله و رحمة الله

....................................................................................
۱- مفاتیح الجنان ، زیارت نیمه شعبان
۲- خلاصه پاسخ آنکه عمل امام حسین هم عاشقانه و هم عاقلانه بود
۳- در مورد ماهیت و مشخصات این جریان در شماره قبلی نشریه اشارتی رفت
۴- نقل از آیت الله زاده فاضل لنکانی در گفتگو با سیما
۵- مفاتیح الجنان، عبارات اولیه زیارت اربعین
۶- گفتگو یالثارات ۵آذر باحاج آقا آهی
۷- «ونصرتی لکم معدة»
*- متاسفانه این تعریض نه شوخی است و نه گیر سه پیچ! دعاخوان ما- برخلاف علما- حتي حاضر نیست چند کلمه قبل و بعد از ترجمه جمله امیر المومنین را نگاه کند تا به خاکی نزند و کلام امیرالمومنین را شهید نکند. دیگر آنکه اصولاً اگر ترسیم فضای «ساهره قیامت» را از دعای کمیل حذف کنیم دیگر چیزی به عنوان دعای مولا نخواهیم داشت و بالاخره اگر خداوند در سوره الرحمن، جهنم را (به دلیل نقش خوف افزا و آدم ساز آن) از جمله نعمت های الهی ذکر می فرماید ، مولا علی نیز جا به جای دعای کمیل همین خط را تعقیب می کند. البته «یا غیات المستغيثین»هم به همین سرنوشت دچار شده است و هکذا....
آیا قضیه آهن داغ کردن مولا و پاسخ حضرت به عقیل را فراموش کرده‌ایم؟!




گزارشی از نمایشگاه حجاب و عفاف؛
روغن ریخته‌ای که نذر امامزاده می‌شود!
 
 
هفتمین نمایشگاه حجاب و عفاف روز گذشته در حالی در ضلع جنوبی مصلی آغاز به کار کرد ‌که بسیاری از غرفه‌داران معتقدند زمان مُرده‌ای به آن اختصاص داده شده و به خاطر تعطیلات ماه صفر، از فروش خود بیمناک‌اند.
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله خبرگزاری مهر نوشت: اینجا ضلع جنوبی مصلاست. بر در و دیوار نشانی نمی‌بینی که تو را به نمایشگاه «گوهر زیبایی» هدایت کند. تنها مردمی را می‌بینی که کیسه‌های آجیل و قطاب و انار در دست گرفته و از در خارج می‌شوند. از چند نفر می‌پرسی: «ببخشید؛ نمایشگاه حجاب و عفاف کجاست؟» یکی از آن میان پاسخ می‌دهد: «کمی جلوتر، سمت چپ» و تو راه خود را در پیش می‌گیری و به سالنی فلزی می‌رسی که در نایلون پیچیده شده تا شاید فضای داخل، کمی گرم‌تر شود.

اینجا نمایشگاه حجاب و عفاف است. قرار است انواع چادر و مانتوهای ایرانی - اسلامی در این مکان به نمایش و فروش گذاشته شوند. اما آنچه بیش از هر چیز توجه تو را به خود جلب می‌کند، پارچه فروشی‌هایی است که تنها پارچه چادر مشکی و رنگی نمی‌فروشند؛ انواع ملحفه هم در این غرفه‌ها به فروش می‌رسد.

هفتمین نمایشگاه مد و لباس با عنوان «گوهر زیبایی» از ۲۵ آذر ماه در ضلع جنوبی مصلای امام خمینی (ره) آغاز به کار کرده و تا اول دی هم در این مکان دایر است. هدف نمایشگاه، ترویج پوشش ایرانی - اسلامی عنوان شده است اما مانتوها، پالتوها و شال‌ها با آنچه در فروشگاه‌های عادی به چشم می‌خورد، تفاوتی ندارد و نشانی از نمادهای ایرانی بر آن نیست. غرفه‌ها از هر گونه غرفه‌آرایی بی‌بهره‌اند. مانتوها بر هم چیده شده‌اند و نظم چندانی به چشم نمی‌خورد.

زمان مُرده را به نمایشگاه دادند

«گلابتون»، جزو معدود غرفه‌هایی است که چیدمانی دارد و مانتوها و روسری‌هایش نقش و نگاری؛ فهیمه رضوانی‌دوست، مدیر غرفه با گلایه می‌گوید: بدترین زمان را به ما (غرفه‌داران این نمایشگاه) اختصاص دادند. ۲۸ صفر شهادت امام حسن (ع) و وفات پیامبر (ص) است. مردم در این روز، خرید و فروش نمی‌کنند. من نمی‌دانم چرا برگزارکنندگان به این فکر نکرده‌اند که مخاطب نمایشگاه حجاب و عفاف، بیشتر قشر مذهبی جامعه هستند و این قشر، آداب و رسوم و باورهایی دارد و کمتر در ماه صفر خرید می‌کند!؟

رضوانی دوست می‌گوید: یک روز پیش از آغاز به کار نمایشگاه، غرفه را به ما تحویل دادند و ما زمان کافی برای چیدن و آراستن غرفه خود نداشتیم. از سوی دیگر تبلیغات کافی برای این نمایشگاه وجود نداشته حالا ما شانس آورده‌ایم که کنار این سالن، نمایشگاه «شب یلدا» برپاست و بعضی از کسانی که برای خرید مایحتاج شب چله به آنجا می‌آیند، سَری هم به نمایشگاه حجاب و عفاف می‌زنند.

تغییر چرخه تولید، هزینه‌بر است

زهره ارشد ابیانه، طراح لباس و یکی دیگر از کسانی است که در نمایشگاه حجاب و عفاف غرفه دارد. مانتوهایی که طراحی کرده خوش نقش است و کمی متفاوت با آنچه ارائه شده؛ او هم به همزمانی نمایشگاه «گوهر زیبایی» با شب چله و آخرین روزهای ماه صفر اشاره می‌کند و می‌گوید: تعطیلات نزدیک است و فصل تغییر می‌کند و با تغییر فصل، هزینه‌های زندگی تا اندازه‌ای بالا می‌رود از سوی دیگر مردم، اگر پولی در دست داشته باشند، برای خرید تنقلات شب چله هزینه می‌کنند به همین خاطر بهتر بود نمایشگاه «گوهر زیبایی» در زمان دیگری برگزار می‌شد.

از این طراح لباس درباره طرح‌های تکراری مانتوها به ویژه مانتوهای الیاف طبیعی می‌پرسم و پاسخ می‌دهد: تغییر چرخه تولید، بسیار هزینه‌بر است. به همین‌خاطر، تولیدکننده‌ها ترجیح می‌دهند همان الگوی تکراری را که مورد توجه مشتریان قرار گرفته، ادامه دهند.

تبلیغات نمایشگاه حجاب و عفاف ناکافی است

«گروه طراحان» با چادرهای مختلف و حتی سنگ‌دوزی‌شده، یکی از شرکت‌‎کنندگان در هفتمین نمایشگاه حجاب و عفاف است. چهار طراح برگزیده جشنواره مد و لباس فجر، گروه طراحان را شکل داده و تنها به تولید و طراحی چادر پرداخته‌اند. چادرهایی که در این نمایشگاه از ۸۵ تا ۵۷۰ هزار تومان به فروش می‌رسند.

از فاطمه منصوری، یکی از چهار طراح گروه درباره چادرها و رنگ و طرح آن می‌پرسی و او پاسخ می‌دهد: ما رنگ‌های متفاوت را به کار می‌بریم اما هنوز، چادر مشکی، بیشترین فروش را دارد از سوی دیگر ما مخاطب خود و سلیقه او را می‌شناسیم و بر آن اساس تولید می‌کنیم ضمن اینکه کار سفارشی هم انجام می‌دهیم به این معنی که مشتریان می‌آیند و فلان مدل را به ما سفارش می‌دهند و ما طرح دلخواه را برایشان آماده می‌کنیم.

او تبلیغات نمایشگاه را ناکافی می‌داند و می‌گوید: نمی‌توان گفت چون تعطیلات آخر ماه صفر در پیش است مردم خرید نمی‌کنند اما تبلیغات برای این نمایشگاه بسیار کم است. ای کاش برای ۲۸ صفر، برنامه ویژه تدارک ببینند تا مردم هم به نمایشگاه بیایند و مدل‌های مختلف چادر و مانتو و پوشش اسلامی را ببینند هم بتوانند عزاداری کنند.

پارچه-چادرفروش‌هایی که ملحفه می‌فروشند

«چارقد مشکی» یکی از پارچه فروش‌هایی است که به نمایشگاه «گوهر زیبایی» آمده؛ نادر اصغری هم معتقد است این ایام زمان خوبی برای برگزاری نمایشگاه نیست. به گفته او مردم دو زمان از سال، خوب خرید می‌کنند؛ پیش از سال نو و بازگشایی مدارس.

او که چندین دوره است در نمایشگاه مد و لباس شرکت می‌کند، می‌گوید: یک زمان، ورودی نمایشگاه را به بخش «نمایش» اختصاص می‌دادند و بهترین کارها را به مخاطب ارائه می‌کردند حالا یک سوم نمایشگاه در اختیار پارچه فروش‌هاست. ملحفه هم با خود آورده‌اند. چیدمان غرفه‌ها، نظم و ترتیبی ندارد و مردم نمی‌دانند باید به کجا بروند و دنبال چه بگردند.

به گفته اصغری، وقتی نمایشگاه حجاب و عفاف زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود و در نمایشگاه قرآن برگزار می‌شد، وضعیت غرفه‌داران بهتر و نظم و ترتیب بیشتری حاکم بود اما ظاهراً امسال نمایشگاه را به بخش خصوصی واگذار کرده‌اند و سیاست واحدی وجود ندارد و برندها و تولیدکنندگان خوب هم در نمایشگاه شرکت نکرده‌اند. ما هم که شرکت کرده‌ و در ازای هر متر مربع، ۱۰۰ هزار تومان پرداخته‌ایم فروشی نداریم.

از غرفه خارج می‌شوم. کتاب‌ها و نشریات مرتبط با مد و لباس چون «دنیای هنر»، «قلاب بافی» و «آسمان» نیز غرفه‌ای را به خود اختصاص داده‌اند اما معلوم نیست «کتاب جامع باقلوا»، «کتاب جامع حلوا»، «شیرینی مارمالادی و کرمدار» در این میان چه می‌کنند؟! از کنار یکی از غرفه‌ها رد می‌شوم، غرفه‌دار لبخندی می‌زند و می‌گوید: «برگزارکنندگان، تنها می‌خواهند آمار بدهند و بگویند فلان کار را کرده‌ایم حالا با چه کیفیتی، مهم نیست. می‌دانی! روغن ریخته را نذر امامزاده می‌کنند».



شبکه‌های اجتماعی، دلیل ۶۸ درصد از طلاق‌ها
ما آمده ایم تا افکار مردم را تسخیر کنیم!
سیاست قورباغه پخته و شوره‌ زار صهیونیستی
 
 
 
یکی از فعالان در عرصه فضای مجازی خدمت آیت الله بهجت رسید و خدمت ایشان عرض کرد، من در فضای مجازی و اینترنت فعالیت می‌کنم، ایشان به آن فرد هشدار داند و گفتند: «مراقب باشید در یک ظرف نجس غذا می‌خورید»...

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله ، همایش «نقش ما در تحول فضای مجازی» امروز با همت مجمع زنان انقلاب اسلامی در مجتمع فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی برگزار شد.

در این همایش روح الله مؤمن نسب این کارشناس فضای مجازی با اشاره به آسیب‌های شبکه‌ةای اجتماعی و وابستگی آن به رژیم اشغالگر صهیونیستی گفت: دلیل ماندگاری جهل، وهم است و شبکه‌های اجتماعی وهم را در بین مردم گسترش می‌دهد.

وی ادامه داد: آمریکایی‌ها با وهم می‌خواهند ما را از هم جدا کنند و هم اکنون شاهد هستیم اعضای خانواده در کنار هم نشسته اند اما هیچکدام حواسشان به دیگری نیست و همه با موبایل‌های خود سرگرم هستند.

این کارشناس فضای مجازی تصریح کرد: هویت در شبکه‌های اجتماعی گم شده است و هر فردی به راحتی خود را به عنوان فرد دیگری معرفی می‌کند این شاید در جامعه آمریکایی مهم نباشد اما برای ما که یک فرهنگ غنی و اصیل داریم به عنوان یک چالش جدی است.

مؤمن نسب خاطرنشان کرد: خود شبکه‌های اجتماعی می‌گویند ما آمده ام تا افکار مردم را تسخیر کنیم و پس از آن باعث تغییر رفتار افراد شویم، بعد از آنکه قدرت تفکر از افراد گرفته شود رفتار آنها نیز تغییر خواهد کرد، متأسفانه امروزه اگر اعضای خانواده‌ ساعت‌ها صدای یکدیگر را نشوند احساس کمبود نمی‌کنند اما اگر تنها یک ساعت شارژ گوشی همراه آنها تمام شود گویی از دنیا عقب مانده‌اند.

وی افزود: نظام رسانه‌ای غرب می‌گوید مهم این نیست که یک حرف را چند نفر می‌زنند بلکه مهم این است که یک حرف را چند نفر می‌شنوند، مگر ممکن است اسرائیلی که کودکان را در قنداق سلاخی می‌کند ابزاری در اختیار ما قرار دهد که با آن بتوانیم اسلام را گسترش دهیم.

این کارشناس فضای مجازی گفت: اینکه گفته می‌شود دنیا بدون مرز شده است یک دروغ است باید دقت کنیم که امروزه شبکه‌های اجتماعی با عنوان سرویس به مردم ارائه می‌شود و معنی لغوی سرویس در لغت نامه فارسی نوکری است، آیا این قابل قبول است که اوباما و آمریکا و اسرائیل با ارائه این به اصطلاح سرویس‌ها می‌خواهند نوکری ما را بکنند؟

مؤمن نسب اظهار داشت: یکی از فعالان در عرصه فضای مجازی خدمت آیت الله بهجت رسید و خدمت ایشان عرض کرد، من در فضای مجازی و اینترنت فعالیت می‌کنم، ایشان به آن فرد هشدار داند و گفتند: «مراقب باشید در یک ظرف نجس غذا می‌خورید».

وی افزود: شورای عالی فضای مجازی تشکیل شد تا این ظرف نجس را پاک کند و شبکه ملی اطلاعات را راه اندازی کند تا اینترنت سالم، سریع و ارزان در خدمت مردم قرار گیرد اما هم اکنون دقت کنیم که اینترنت و استفاده از آن هم اکنون در چه وضعیتی قرار دارد؟ از طریق بازدیدها و جست و جوهای ما چه منابع مالی برای غرب و شرکت‌های تولید کننده این نرم افزارها تولید می‌شود؟

مؤمن نسب اظهار داشت: در یک پژوهش مشخص شد که ۶۸ درصد از طلاق‌ها به دلیل ارتباطی رخ داده است که یکی از زوجین با یک جنس مخالف در این شبکه‌های اجتماعی ارتباط برقرار کرده است و این یعنی اگر این شبکه‌های اجتماعی نبودند ۷۰ درصد از طلاق‌ها کاهش پیدا می‌کرد.

وی افزود: متأسفانه برخی از بازی‌ها و CD های بازی که با قیمت‌های بسیار نازل در اختیار کودکان ما قرار می‌گیرد خرید و فروش آنها در آمریکا جرم است، ما هم اکنون ۱۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر کاربر اینترنت داریم که سن این افراد زیر ۱۸ سال هستند و این افراد در معرض خطرات و آسیب‌های اجتماعی زیادی قرار دارند.

این کارشناس فضای مجازی گفت: غرب با راه اندازی این شبکه‌های اجتماعی از سیاست قورباغه پخته استفاده کرده است به این معنی که آنها معتقدند اگر یک قورباغه را در یک ظرف آب جوش بیندازید فرار می‌کند و می‌رود اما اگر آن را داخل یک ظرف آب سرد بگذارید شنا می‌کند و اگر در زیر ظرف شعله کوچکی روشن شود آب به مرور گرم و قورباغه به مرور عصب‌های خود را از دست می‌دهد و پخته می‌شود، امروز در استفاده کردن از شبکه‌های اجتماعی نیز این سیاست را در پیش گرفته اند.

مؤمن نسب گفت: حتی اگر یک گوسفند را بخواهند وارد کشور کنند آن را قرنطینه و آزمایش می‌کنند که بیماری خاصی را وارد کشور نکند اما گوشی‌های تلفن همراه کیلویی وارد کشور می‌شود و متأسفانه در این موارد هیچ برنامه ریزی صورت نگرفته است.

وی ادامه داد: پیوست فرهنگی از سوی مسئولان جدی گرفته نشده است و همه آن را به گردن دیگری می‌اندازند و نکته جالب اینجاست که اوباما می‌گوید من به دخترانم اجازه نمی‌دهم عضو فیس بوک شوند و در پیامی برای دانش آموزان نیز گفته است: جوانان به دنبال آینده خود باشید و همه رفتارهای شما کنترل می‌شود.

این کارشناس فضای مجازی ادامه داد: امروزه همسران، زنان و مردان برای گوشی‌های خود رمز می‌گذارند و این سوء ظن و تردید را در بین اعضای خانواده ایجاد می‌کند و تردیدها مقدمه‌ای برای آشفتگی خانواده‌ها، دوری اعضای خانواده از هم و طلاق می‌شود به عبارت دیگر شبکه‌های اجتماعی افراد را از دوستان و آشنایان و به عبارتی خودی‌ها دور و به غریبه‌ها نزدیک می‌کند.

مؤمن نسب ادامه داد: بسیاری از بازی‌های رایانه‌ای در ۱۷ یا ۱۸ قسمت نحوه انجام جرائم را به کودکان آموزش می‌دهند و خانواده‌ها باید خطر این بازی‌ها را جدی بگیرند و آنها را در اختیار کودکان قرار ندهند.

در ادامه این همایش حجت الاسلام کهوند گفت: نکته مهم در استفاده از فضای مجازی این است که آن را به صورت منظومه‌ای نگاه کنیم امروز با نصب یک برنامه در گوشی‌های تلفن همراه امکان دسترسی به ۶۰۰ کانال ماهواره ای وجود دارد که حدود ۱۸۰ کانال آن دوزبانه و یا زیرنویس فارسی دارد.

وی ادامه داد: باید دقت کرد که خروجی اینترنت و شبکه‌های اجتماعی برای ما چه بوده است؟ اینترنت آمده بود که در خدمت علم، اقتصاد و فناوری باشد اما هم اکنون چند درصد استفاده از اینترنت در این فضا انجام می‌شود؟

حجت الاسلام کهوند ادامه داد: ما در یک شوره زار صهیونیستی با عنوان شبکه‌های اجتماعی وارد شده‌ایم، عده‌ای آن را چاقو یا تیغ دو لبه می‌دانند و می‌گویند مهم این است از این ابزار چگونه استفاده شود اما دقت نمی‌کنند که دسته این چاقو در دست چه کسی است؟

وی ادامه داد: کارشناسان و پژوهشگران کشورهای غربی گفته اند اعتیاد به اینترنت و فضای مجازی از اعتیاد به مواد افیونی بیشتر است و در اینصورت تصور کنید که آیا ممکن است آنها برای خدمت به ما این ابزارها را به رایگان در اختیار ما گذاشته باشند.

کهوند اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب بارها تأکید فرموده اند که اهمیت فضای مجاری مانند اهمیت انقلاب اسلامی است پس باید آن را جدی گرفت.

همچنین نیلچی زاده کارشناس امور خانواده نیز با بیان اینکه متأسفانه ما و مسئولان در مورد فضای مجازی و آسیب‌های آن ترس جدی نداریم گفت: ندانستن و نگفتن در مورد بسیاری از ترس‌ها به مراتب ضررهای زیادتری را به دنبال خواهد داشت.

وی اظهار داشت: فضای مجازی روح و عاطفه افراد را زخمی می‌کند و سپس تیر خلاص را به افکار فرد می‌زند.

مؤمن نسب استفاده از شبکه‌های اجتماعی داخلی و کمک به ترویج آنها را راهکاری برای مقابله با خطرات شبکه‌های اجتماعی غربی دانست و گفت: خانواده‌ها هوشیار باشد چه امکاناتی را در اختیار فرزندان خود قرار می دهند و از آنها در چه مسیری استفاده می‌شود.

*فارس




اشاعه فرهنگ لیبرالی و براندازی با نُت‌های موسیقی
پروژه محرمانه آمریکایی با به کارگیری خواننده‌های زیرزمینی
 
 
 
دولت‌مردان آمریکا باور دارند که مردم با گوش دادن به موسیقی‌ رپ، راک و جاز، آمریکایی‌ها را در کنار خود می‌بینند و این یعنی تبادل فرهنگی که کالایی بی‌بدیل است و هیچ همتایی ندارد. دیپلماسی موسیقی آمریکا، شوروی را به زانو در آورد. کوبای امروز را تسلیم کرد و فردا نوبت ایران است تا «یانی»، موسیقی‌دان مشهور را دریابد.
پایگاه خبری انصارحزب الله- چندی پیش در اخبار آمده بود که یانی کریسومالیس، آهنگ‌ساز معروف یونانی‌الاصل و ساکن قدیمی آمریکا، پس از پایان عزاداری‌های محرم و صفر، برای اجرای کنسرت در تهران و کیش به ایران خواهد آمد.

ایالات متحده از دوران جنگ سرد با شوروی، دیپلماسی فرهنگی را به اجرا در آورده و پس از یازده سپتامبر نیز به منظور افزایش فهم و درک بین آمریکا و دنیای عرب- اسلام، به دیپلماسی فرهنگی خود شدت بیشتری بخشیده است. یکی از ارکان دیپلماسی فرهنگی ترویج انواع موسیقی از آمریکا به دیگر کشورهای جهان می‎‌باشد. آنها با بازکردن درب فرهنگ و سبک زندگی غربی به روی هنرمندان و شهروندان دیگر کشورها سعی بر تاثیرگذاری آنها برای اشاعه فرهنگ لیبرالی دارند زیرا معتقدند موسیقی بطور تاثیرگذاری حتی از ادبیات نیز نیرومندتر است.



دیپلماسی موسیقی، عملیاتی که در کوبا نیز جواب داد

گذشته از آنچه که قبلا در مشرق درباره نحوه اقدام دیپلماسی موسیقی آمریکا در قبال شوروی سابق منتشر شد و نشان داد که این دیپلماسی فرهنگی آمریکا چگونه شوروی را به زانو درآورد، اکنون اسنادی افشا شده که نشان می‌دهد سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده آمریکا USAID که با هدف ارائه کمک‌های به اصطلاح بشردوستانه و در واقع مداخله‌جویانه به کشورهای خارجی فعالیت می‌کند، خواننده‌های کوبایی را به طور محرمانه به کار گرفته و از آنها علیه دولت کوبا استفاده می‌کرده است.

در این پروژه محرمانه، خواننده‌های زیرزمینی کوبایی بدون آن که مطلع باشند در دام برنامه‌های سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده افتاده و در اشعار و ترانه‌های خود احساسات ضد دولت کوبا را ترویج می‌کرده‌اند. این برنامه محرمانه که طی سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ اجرا شده، از سوی خبرگزاری آسوشیتدپرس افشا شد. طبق این برنامه، سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده در گروه‌های موسیقی زیرزمینی کوبا نفوذ و تلاش کرده از آنها در جهت ایجاد یک جنبش اجتماعی جوانان علیه دولت کمونیست کوبا استفاده کند.

پس از انتشار گزارش آسوشیتدپرس، سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده در اطلاعیه‌ای اتهامات منتسب به خود را تکذیب و اعلام کرد: تاکید بر این که فعالیت ما محرمانه یا مخفیانه بود، نادرست است. سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده ادعا کرده که برنامه‌هایش در نقاط مختلف جهان خصوصا در کشورهایی که مردم تحت فشار و سرکوب حکومت قرار دارند، با هدف تقویت جامعه مدنی طراحی و اجرا می‌شود.

اما اسنادی که به دست آسوشیتدپرس رسیده نشان می‌دهد برای مخفی ماندن رد آمریکا در اعطای پول به خواننده‌های کوبایی، از زنجیره‌ای از واسطه‌ها استفاده شده است به طوری که یک شرکت پیمانکاری مستقر در واشنگتن وجوه نقد را از طریق یک بانک لیختن اشتاینی به یک گروه صربستانی می‌داده و این گروه که تحت پوشش شرکتی با نام پاناما Panama فعالیت می‌کردند، وجه را به خوانندگان کوبایی منتقل می‌کردند. البته این نقل و انتقالات مورد سوءظن وزارت خزانه‌داری آمریکا قرار گرفت زیرا نقض تحریم‌های آمریکا علیه کوبا بود و به همین دلیل، این مسیر نقل و انتقال وجوه، مسدود شد. طبق این برنامه، آن دسته از خوانندگان و فعالان موسیقی کوبا که به علت مخالفت با دولت این کشور در داخل کوبا ممنوع‌الفعالیت شده بودند، مورد هدف قرار گرفتند.

دیپلماسی فرهنگی یا کودتای نرم؟

در واقع کارکرد قدرت نرم در عرصه بین‌الملل به اینچنین دیپلماسی‌های عمومی و فرهنگی نیاز دارد اما آمریکایی‌ها فقط به ترویج صرف فرهنگ لیبرالی و سبک زندگی غربی قانع نیستند و در واقع مترصد تغییر نظام و تغییر حکومت‌های مخالف خود به‌وسیله این نوع دیپلماسی‌ها می‌باشند. اهمیت دیپلماسی فرهنگی در گسترده‌ترین مفهوم آن، افزایش یافته و «فرهنگ بخاطر فرهنگ» هیچ‌جایی در برنامه‌های مبادله آموزشی و اطلاعاتی ایالات متحده نداشته و ندارد. در واقع طی جنگ سرد بود که آمریکا قدرت فرهنگی را بعنوان سلاحی مخفی بر ضد دشمن خود، یعنی شوروی سابق و ایدئولوژی آن، یعنی کمونیسم، به کار گرفت. دولت ایالات متحده، از طریق وزارت امور خارجه و دیگر آژانس‌ها، از جمله سازمان سیا (CIA)، به هماهنگ کردن و انتشار بی‌سابقه افکار آمریکایی و بیان خلاقانه آن‌ها در سراسر جهان پرداخت.


موسیقی«جاز» در دوران جنگ سرد بعنوان یک سفیر فرهنگی علیه شوروی عمل می‌کرد

نوع نگاه دولت‌مردان ایالات متحده به موسیقی را می‌توان از همین منظر دید زیرا آنها باور دارند که مردم با گوش دادن به این موسیقی‌ها، آمریکایی‌ها را در کنار خود می‌بینند و این یعنی تبادل فرهنگی که کالایی بی‌بدیل است که هیچ همتایی ندارد. اکنون نیز آمریکایی‌ها با سرمایه‌گذاری بر یکی از سبک‌های موسیقی به نام رپ RAP به دنبال جهت دادن به مردم (حتی مردم کشور خود) و جلب احترام و همکاری آنها برای رسیدن به اهداف‌شان هستند.

موسیقی رپ RAP

پیدایش رگه‌های اصلی موسیقی رپ به آفریقا باز می‌گردد اما رپ به شکل امروزی محصول آفریقایی‌آمریکایی‌های شهر نیویورک در دهۀ ۷۰ میلادی می‌باشد؛ جایی که سیاهان آمریکاییِ ستم‌دیده از تبعیض نژادی، از رسانه و فضایی برای بیان اعتراضات‌شان محروم بودند. آن‌ها اعتراضات‌شان را در قالب تجمعات خیابانی، تولید صداهای ناموزون با ابزارهای ابتدایی و خواندن ریتمیک متن‌هایی که در واقع همان ترانه‌های رپ بود، بیان می‌کردند؛ به‌همین‌دلیل رپ، «سی.ان.ان سیاهان» نامیده شد! فرهنگ رپ و به بیانی بهتر آن فرهنگی که به طور خاص به جوانان سیاه و اقشار میانه در جوامع غرب تعلق دارد و بیشتر فرهنگ کوچه و خیابانی است از آمریکا سرچشمه می‌گیرد. این فرهنگ در سالیان بعد به دیگر شهرهای آمریکا و برخی دیگر از کشورها سرایت کرد تا ابزاری برای بیان اعتراضات سیاهان باشد. رپ اما تنها به مضامین اعتراضی محدود نماند؛ ورود دو پدیدۀ «سکس» و «مواد مخدر» به رپ که برخی اندیشمندان انتقادی آن‌ را توطئۀ جریان سرمایه‌داری برای منحرف‌کردن اعتراضات سیاهان می‌دانند، به‌سرعت کارکردهای این سبک موسیقی را گسترش داد. به‌تدریج، سفیدپوستان هم وارد موسیقی رپ شدند و زیرسبک‌های جدیدی در این ژانر موسیقی به‌وجود آمد. امروزه موسیقی رپ زیرشاخه‌های فراوانی دارد و موضوعات متنوعی را شامل می‌شود. پس گزارۀ «موسیقی رپ، موسیقی اعتراضی است» تنها به دوران اولیۀ شکل‌گیری آن برمی‌گردد.
خوانندگان رپ کوبایی چطور در دام توطئه آمریکا افتادند؟


انتخاب چندین باره Eminem به عنوان بهترین خواننده رپ (موسیقی مختص سیاهان) سوال برانگیز است

آنچه که اکنون به عنوان رپ در دنیا شناخته می‌شود، از گروه‌ها و دسته‌های سیاه به جامانده در ایالات متحده است که پس از نفوذ سیستم‌های اطلاعاتی آمریکا مانندCIA به این گروه‌ها و قلع و قمع برخی خوانندگان آن نظیر مرگ مشکوک bob Marley، تحت کنترل در آمده‌اند. اکنون دیگر موسیقی رپ همه جا در جهت منافع آمریکا فعالیت می‌کند؛ انتخاب چندین بارهEminem خوانندة سفید پوست به عنوان بهترین خوانندة رپ (موسیقی‌ که مختص سیاهان است) مهر تأیید دیگری بر این مدعاست. (متن زندگی)

سواستفاده از خوانندگان رپ در کوبا

یکی از این خوانندگان رپ که در کوبا ممنوع‌الفعالیت است، لوس آلدنوس Los Aldeanos، از زمانی که برای برگزاری کنسرت به صربستان سفر کرده بود تحت آموزش سیاسی قرار گرفت؛ هرچند که به نظر می‌رسد او خبر نداشت که مخارج کنسرت و سفر او را دولت آمریکا تامین کرده است.

خوانندگانی همچون آلدنوس که مورد بهره‌برداری سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده آمریکا قرار گرفتند در تولید یک برنامه تلویزیونی زیرزمینی درباره فرهنگ جوانان کوبایی نیز مشارکت کردند. این برنامه، «زنده باد کوبای آزاد: رپ، جنگ است» نام داشت. این فیلم که با دوربین‌های مخفی تصویربرداری شده بود، بینندگان را به خیابان‌های هاوانا (پایتخت کوبا) می‌برد تا به اصطلاح صدای یک انقلاب جدید در کوبا را بشنوند. برای تکمیل این جنبش اجتماعی علیه دولت کوبا، یک شبکه اجتماعی به آدرس TalentoCubano.net نیز از سوی آمریکایی‌ها راه‌اندازی شد و در اختیار فعالان آماتور موسیقی کوبایی قرار گرفت.

خبرگزاری آسوشیتدپرس معتقد است برنامه‌های سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده آمریکا در کوبا به شدت ساده‌انگارانه ترتیب داده شده بود به طوری که تعدادی از عناصر اصلی این برنامه‌ها به سادگی از سوی دولت کوبا دستگیر شدند. در یکی از این بگیر و ببندها، ماموران امنیتی کوبایی به کامپیوترهایی دست یافتند که در ارتباط مستقیم با سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده آمریکا بود. با افشای عناصر این توطئه، آلدنوس در اثر فشار دولت کوبا مجبور شد از کوبا خارج شده و به فلوریدای جنوبی مهاجرت کند.
خوانندگان رپ کوبایی چطور در دام توطئه آمریکا افتادند؟


لوس آلدنوس Los Aldeanos خواننده رپ کوبایی که تحت آموزش سیاسی قرار گرفت

سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده یک دهه پیش هم از برنامه مشابهی در صربستان و یوگسلاوی استفاده کرد و با ترتیب دادن کنسرت‌های اعتراضی جوانان و دانشجویان صرب، تلاش کرد جوانان صرب را علیه رئیس‌جمهور آن دوران یوگسلاوی (اسلوبودان میلوسویچ) بشوراند که در نهایت به سقوط دولت وی منتهی شد.

اقدامات مخفیانه سازمان توسعه بین‌المللی و دیگر نهادهای ترویج فرهنگ در ایالات متحده علیه مردم کوبا در حالی صورت می‌گیرد که در ظاهر اوباما رئیس جمهور آمریکا خواستار عادی سازی روابط واشنگتن – هاوانا و از سرگیری روابط دیپلماتیک با کوبا و بازگشایی سفارت‌های دو کشور شده است. شاید این هم یک استراتژی مانند زمان جنگ سرد برای نفوذ و تسلط بیشتر بر آخرین اقمار شوروی باشد.

یانی، سفیر دیپلماسی موسیقی آمریکا

اکنون نگاه به ورود یانی به ایران به عنوان سفیر دیپلماسی موسیقی آمریکا، کاملا عقلانی به نظر می‌رسد. اما افزون براینکه بستن چشم و گوش خود راهی مناسب برای وارد نشدن ویروس‌های غربی و شرقی به تفکر مردم نیست، این نکته را باید خاطر نشان کرد که با ورود چنین افرادی به ایران و اجرای کنسرت‌هایی که یقینا شور و اشتیاق خاصی را در جوانان و طرفداران آن ایجاد می‌کند، متعاقبا مسائلی ایجاد خواهد شد که به احتمال زیاد مدیریت فضای فرهنگی جامعه را بیش از پیش از دست مسئولان آن خارج خواهد کرد.

در همین راستا، روز گذشته (جمعه، ۲۸ آذر ۱۳۹۳) الجزیره و هافینگتون‌پست در اخبار خود به این مهم اذعان کرده‌اند که پس از کوبا، نوبت ایران خواهد بود که درهای خود را به روی آمریکا باز کند.


امروز کوبا، فردا ایران


کوبا فتح شد - حالا بیایید ایران را فتح کنیم

هر چند که این دو وب‌سایت خبری صحبتی از دیپلماسی موسیقی آمریکا در کوبا به میان نیاورده‌اند اما وقتی قطعات پازل برقراری رابطه میان آمریکا از یک سو و شوروی سابق، کوبا و ایران را نگاه می‌کنیم می‌فهیم که این بازی دیپلماتیک در حوزه موسیقی، در حال طی مسیر است. مسیری که گام بعدی آن نیز از الان مشخص است: ایران.
*منبع:مشرق



انقلاب بدون حجاب طبلی تو خالی است
بدحجابی چهار راه بعدی پیاده می‌شود؛ مسئولان نگران نباشند
 
 
چت روم‌ها، فیس‌بوک، واتس اپ، وایبر و ... فضایی را برای نسل‌جدید به وجود آورده که در آن واحد می‌تواند چند هویت داشته باشد و در این چند هویتی با ولعی سیری ناپذیر تمایلات واپس زده توسط قیود و حدود ساختار اجتماعی خود را به معرض نمایش گذارد...

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله،حمید فیضی در خبرگزاری بسیج نوشت: بی‌تعارف می‌نویسم که وقت تعارفات پایان یافته است. این مطلب را با وضو می‌نگارم و بر اساس مفروضات هنجاری خویش سامان می‌دهم. چرا که تنها به یک دلیل قلم بر دست گرفتم و آن پاسداری از خون شهدای راه حقیقت است. من با شهدا پیمانی بسته‌ام.

مقدمه: اگر در سطح برخی از شهرها عبور و مروری داشته باشیم و برای لحظاتی از دلمشغولی‌های روزمره خود فاصله بگیریم. زنانی را مشاهده می کنیم که درون خودروهاشان حجاب از سر برگرفته اند و با رگه‌هایی از بدحجابی قصد دارند حریم خصوصی شان را بر فضای عمومی تحمیل کنند. چه اتفاقی افتاده است؟ آیا بین این جهش زنانه با ماجرای اسید پاشی ارتباطی معنادار نمی بینید؟ آیا دست سازمان دهنده ای در کار نیست؟ این مقاله در صدد نیست که این معما را حل کند چرا که اولاً از عهده ی آن خارج است و ثانیاً مسئولان ذی ربط را می طلبد.

دو سؤال مهم در رابطه با بدحجابی می توان مطرح کرد:

سؤال اول: حجاب در ایران چه معنایی دارد؟ زندانی سیاه است یا دژی آهنین؟ این سؤال را مسئولین نباید پاسخ دهند بلکه مردم و صد البته جامعه زنان باید پاسخ آن را بر زبان آورند.

سؤال دوم: چرا بدحجابی سنگر ها را یک به یک فتح می کند؟ این سؤال را مردم نباید پاسخ دهند بلکه مسئولان باید خود را برای پاسخ دهی به آن آماده کنند. معاد نزدیک است.

در جامعه ی ما همیشه سؤال اول را مسئولان پاسخ داده‌اند و سؤال دوم را مردم. در حالی که این رابطه باید بر عکس باشد. در جمهوری اسلامی ایران، مسئولین حجاب را وضع می کنند و بانوان موظف هستند آن را رعایت کنند. و این یعنی تحمیل حجاب. این تئاتری است که ما با سخیف ترین وضع ممکن با عنوان حجاب ساخته‌ایم. حجاب را به سخره گرفته‌ایم و با دستهایی زمخت لطافت معنایی آن را مچاله کرده‌ایم. کار را به جایی رساندیم که حجاب، همسایه ی دیوار به دیوار عدم آزادی شد. بار معنایی حجاب را عوض کردیم و این شاهکار ماست که در تاریخ اسلام ثبت خواهد شد. به دخترانمان یاد ندادیم که وقتی قوای شهوانی مردها سر بر می‌کشد چه پرده‌ها که نمی‌درد و چه خفت‌ها که بر جای نمی‌گذارد. به دخترانمان یاد ندادیم که وقتی مردی مجذوب تو می‌شود و افسار خویش را به قوای نفسانی خود می‌سپارد چه خط قرمزها که در هم نمی‌ریزد و چه حدود ها که در هم نمی‌شکند. بنیادهای خانواده‌ای را همچون ویروسی کشنده سست کرده، می لغزاند و شکل گیری خانواده‌ای دیگر را ممتنع یا حداقل به تعویق می اندازد. یاد ندادیم که برادر، همسر، فرزند و حتی پدر تو در امکان ابتلا به این بیماری به سر می‌برند و تو بهترین درمانگری. نگفتیم درمانگری چون نمیتوانیم بگوییم، بله ما مسلمانان از اعتماد به نفس زنان می ترسیم و این ژن پدرسالارانه به سان همه ی برچسب های زننده ای است که بر پیکره ی اسلام عزیز الصاق کرده‌ایم.

یاد ندادیم که حجاب تنها مسئله‌ای شخصی نیست و انعکاسی عمومی دارد. و وقتی از مسئله ی عمومی صحبت می‌کنیم حساب و کتاب سهمگین می شود. و در این فضا نیز مسئولان ما یاد نگرفته‌اند که سیاستگذاری عمومی امری جدی و خطیر است، ذهن های پیچیده ای را می طلبد. وسعت دیدی به بلندای حجاب نیاز دارد، مسئولان ما یاد نگرفته‌اند که اگر حجاب از جامعه ما رخت بست اسلام سیلی محکمی خورده است و اگر اسلام در اینجا سیلی بخورد دیگر تا آخر سرش بلند نمی‌شود. مسئولان ما یاد نگرفته‌اند که انقلاب بدون حجاب طبلی تو خالی است حتی اگر همه ی آسمانها و زمین را فتح کند و تحت سیطره خود درآورد. مسئولان ما یاد نگرفته‌اند که امروز جنگ در خیابان ها رخ می‌دهد و ما امروز از سیبرپلتیک صحبت می‌کنیم. عده‌ای بی سواد (که والله هراسی در ذکر نامشان ندارم و اگر از شعور جامعه ام اطمینان داشتم که با تک جمله ای یک سره دچار سیاه بینی نمی شوند اسم نا مبارکشان را ذکر می کردم) ذیل عنوان فرهنگ از بیت‌المال حقوق دریافت می‌کنند و اتفاقاً بزرگترین ضربه‌ها را با بنرهای رنگی و طرح‌های سخیف فرهنگی شان بر فرهنگ مردم این مرز و بوم وارد کرده‌اند. آری مسئولان ما یاد نگرفته‌اند که فرمایشات رهبری، فرمان است نه نصیحت. و وقتی رهبری از شبیخون فرهنگی در اوایل دهه هفتاد صحبت می‌کنند این عنوان را به مثابه گزاره ای ادبی ننگرند و به جای این که متملقانه این واژه را در رسانه هاشان زرق و برق دهند به عمق کلام پی برند و موقعیت خود را در این شبیخون درک کنند.

راهکارها:

توضیح و تبیین حجاب و مقایسه هم زمان آن با بدحجابی: از مواجه با بدحجابی مهراسید. با ندیدن مشکل، مشکل حل نمی شود. آثار بدحجابی را با صراحت تمام باید دنبال کرد و بدون تعارف در قالب مددکاری اجتماعی در جهت حل آن بر آمد. اگر ما ایمان داریم که بدحجابی آسیب اجتماعی است چرا برخوردی مداوا گونه با آن نداریم؟ نگارنده اطمینان دارد که ما هنوز اثر مهلک این زهر(بدحجابی) را درک نکرده‌ایم. نظام آموزش و پرورش در این زمینه می تواند نقش بسیار مهمی را ایفا کند.

کنترل هوشمند نسل جدید فضاهای مجازی. اگر عقبه ی بدحجابی را می خواهید تحت شناسایی قرار دهید باید فضای عمومی جدید را بشناسید. در فضای عمومی جدید یا همان فضای مجازی، حوزه ی خصوصی از عمومی به این راحتی که ما در دنیای واقعی تفکیک می کنیم قابل مرزبندی نیست.

چت روم ها، فیس بوک، واتس اپ، وایبر و ... فضایی را برای نسل جدید به وجود آورده که در آن واحد می تواند چند هویت داشته باشد و در این چند هویتی با ولعی سیری ناپذیر تمایلات واپس زده توسط قیود و حدود ساختار اجتماعی خود را به معرض نمایش گذارد. و این در حالی است که او مصون است و در این مصونیتی که فضای مجازی به او می‌دهد او تحریک می‌شود که گستاخانه با همه ی هنجارهای اجتماعی حتی به قیمت خنده‌ای زودگذر بازی کند و حدود و قیود را در هم بشکند. نعوذ بالله زن متأهل ارتباط جنسی ذهنی را با مرد محصن تجربه می کند، دختر باکره شب زفاف را مجازاً لمس می‌کند.

براستی مؤمنان در مواجه با این فضای عمومی نوین، فریاد الهی "وانکشف الغطا" سر می‌دهند. در این فضای عمومی نوین، به تدریج ذهن ها شکل می‌گیرند و خود را با دیگری تعریف می کنند. غیریت سازی جدیدی شکل گرفته و خود را سامان می دهند.

ذهن‌هایی هنجارمند که از عبور از هنجارهای کهن شکل گرفته‌اند. حقیقتاً تصویر هولناکی است و اگر مسئولان کمی تعمق می‌کردند شاید لحظه ای پست تولیت فرهنگی را نمی‌پذیرفتند.

عمومی شدن نخبگان: در گذشته نخبگان رسالت مند بودند ولی امروز بخش اعظمی از این بزرگواران خود را در رقابتی تنگاتنگ (و البته گاهی بی فایده) در میدان نوشتن مقاله های ISI قرار داده اند. برخی شان صحبت با مردم را فرو کاهی شخصیت می دانند و برخی شان در تکثر عالم خلقت فرو رفته اند. قشر حوزوی نیز از این انتقادها در امان نیست.

نظارت بر تولیدی های مربوط به امر خطیر پوشاک: پوشاک، پوشاک نیست. هویت است. پوشاک بی صدا نیست پر سرو صداست. چه طور در خاک تحت سیطره جمهوری اسلامی، پوشاکی تولید می شود که شاید نمونه ی آن را به لحاظ قدرت تحریک کنندگی در جنس مخالف، در بسیاری از کشورهای غیر اسلامی نتوان یافت؟

برخورد قاطع قضایی: این گامی نهایی است. ولی اگر این گام نباشد ضمانت اجرای همه‌ی مراحل قبل از بین خواهد رفت. و اما اگر همین برخورد قضایی و انتظامی در گام نخست انجام شود با توجه به حجم بالای افرادی که مخاطب این برخورد قضایی قرار می‌گیرند تیغ قانون به تدریج کند می‌شود، چرا که این مواجه شتاب زده، بدون انتقال غنای معنایی حجاب و بدون ایجاد فهم صحیحی از حجاب، خود سبب بدبینی و سوءفهم نسبت به اسلام عزیز، امر حجاب و کلیت نظام سیاسی ـ اجتماعی حاکم گردیده و در اینجا قانون گذار در شرایط انفعال قرار گرفته و مجبور خواهد شد که قانونی تحت عنوان قانون وضعیت حقوقی بی‌حجابان وضع کند. و شکلی نهادمند به بی‌حجابی و بدحجابی دهد. اینجاست که متعهدان به خون شهدا دیگر به نظام سیاسی تمکین نخواهند کرد و قیامی آهنین شکل خواهند داد قیامی که هیچ نتیجه ای را جز رضای خداوند متعال برنتابد.

تقدیم به ساحت مقدس باری تعالی




در واكنش به اظهارات وزير ارشاد
آقاي وزير! خلاف قانون، خلاف شرع است
 
 
آقاي وزير نگران نباشند و بدانند افراد متقاضي و كساني كه مايل به حضور و ثبت‌نام در اين شبكه اجتماعي هستند، به همان روشي كه آقاي وزير و آن ۴ ميليون ايراني ديگر توانسته‌اند عضو «فيس‌بوك»بشوند، به آن دست پيدا مي‌كنند!

پایگاه خبری انصارحزب الله - علي جنتي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي روز گذشته طي يك صبحانه كاري در اتاق بازرگاني به ديدار رئيس و اعضاي هيئت رئيسه اتاق رفت و مباحث مختلف فرهنگي را مورد بررسي، تبيين و البته انتقاد قرار داد.

«شبكه‌هاي اجتماعي» و به صورت خاص سايت «فيس بوك» يكي از محورهاي سخنان چندوجهي وزير ارشاد در اين صبحانه كاري بوده است. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، درباره‌ فيلتر شدن شبكه‌هاي اجتماعي در كشور گفته است: من شخصاً با مجموعه‌اي از فرهيختگان در كشور اعتقاد داريم كه نمي‌توانيم افراد را در محيطي محدود محصور و ادعا كنيم، هيچ ارتباطي با دنيا نداريم[!] و به بهانه‌ حفظ ارزش‌هاي اسلامي جلوي چيزي را بگيريم[!].

اگر به گذشته برگرديم، كارهايي يادمان مي‌افتد كه الان به آن فكر مي‌كنيم خودمان خنده مان مي‌گيرد، مثلاً استفاده از ويدئو، نوار يا حتي فكس ممنوع بود. در دنيا حدود ۷۰۰‌ميليون نفر در فيس بوك هستند و در خود كشور ما نيز ۴‌ميليون‌نفر عضو اين شبكه اجتماعي هستند، در مجموعه دولت در مورد اين مسئله مشكلي وجود ندارد[!].

در مجلس يك كارگروهي تصويب شد به عنوان كارگروه تعيين مصداق مجرمانه كه شش وزير عضو اين كارگروه هستند و از دستگاه‌هاي ديگر نيز در آن حضور دارند. ما به تفصيل صحبت‌هايمان را بيان‌ كرده‌ايم و گفته‌ايم كه ما نمي‌توانيم دور خودمان حصار بكشيم[!] و خودمان را محصور كنيم[!] از همين رو اگر در فيس بوك صفحات مبتذل وجود دارد اما بايد آن طرف قضيه را هم ديد كه چقدر مي‌شود ارتباطات برقرار كرد. ما افكارمان را مي‌توانيم از اين طريق منتقل كنيم و البته اين كار احتياج به مرور زمان دارد.»

درباره جملاتي كه جناب وزير به آنها اشاره كرده است، نكاتي وجود دارد كه پاسخ دادن به آنها خيلي نيازمند تعيين يا تشكيل كار گروه، كميته و... نيست! چه اينكه به طور مثال جنتي در بخشي از حرف‌هايش به نظر خود و مجموعه‌اي از فرهيختگان كشور استناد كرده و گفته نمي‌توانيم افراد را محصور كنيم و به بهانه ارزش‌هاي اسلامي جلوي چيزي را بگيريم! خود جناب وزير به عنوان كسي كه در حوزه علميه سابقه تلمذ و كسب فيض از مَدرَسِ علماي متعدد و متبحري داشته‌اند، به خوبي مي‌داند كه ارزش‌هاي اسلامي بهانه يا دستاويز نيستند بلكه بر پايه اصول و مبناهايي عقلي و نظري استوار هستند كه قطعاً نمي‌توان نام آن را «بهانه» گذاشت.

نكته ديگر اينكه حتماً جناب وزير به خوبي اطلاع دارند كه در كشورهاي مدعي دمكراسي كه بر پايه آراي مردمي تشكيل شده و پا گرفته‌اند، مسائل را در چارچوب چيزي تحت عنوان «قانون» كه توسط منتخبين مردم در مجالس و پارلمان‌ها بر اساس اصول اوليه نوع نظام حاكم بر هر كشوري، تصويب مي‌شود، تأييد يا رد مي‌كنند، نه خواست و گعده گرفتن تعدادي از فرهيختگان! چه اينكه ممكن است فرهيختگان ديگري باشند كه متمايل به سمت و جهتي بر خلاف رويكرد مقبول عده ديگر باشند! بنابراين قانونگذار و قانون است كه مي‌تواند بود و نبود موضوع يا مسئله‌اي را تأييد يا رد كند.

در جاي ديگر جنتي با استناد به اينكه در جهان ۷۰۰ ميليون نفر عضو شبكه فيس بوك هستند كه ۴ ميليون نفر آنها ايراني است، سعي دارد تا تسري و همه‌گير بودن اين پديده را موسع و در عين حال غير‌قابل جلوگيري عنوان كند. اولاً آقاي وزير به خوبي مي‌دانند كه حُرمت برخي مسائل در قانون و كشور جمهوري اسلامي ايران توسط شرع و شارع مقدس تعيين شده است و ملاك آن هم كثرت افراد استفاده‌كننده يا بهره‌بردار نبوده و نيست! دوم اينكه در بسياري از كشورهاي دنيا خوردن و استفاده از مشروبات الكلي مجاز و قانوني است اما در كشور ما بر حسب احكام اسلام و مسلمان بودن اكثريت مطلق جامعه و نيز تدوين قوانين مختلف بر اساس دستورات شرع مقدس اسلام، حرام و ممنوع است. بنابراين كثرت استفاده‌كنندگان از فيس بوك اصلاً دليل درستي براي تسري و آزاد بودن آن در كشور نيست.

وكلام ديگر اينكه احترام به قانون و رعايت بدون تنازل آن توسط همه افراد يك اصل اساسي و مبتني بر منطق دمكراتيك و احترام به حقوق ديگران است و از طرفي ديگر بنابر قول بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي «خلاف قانون، خلاف شرع است» و به اين ترتيب عضويت در شبكه‌اي كه به واسطه قوانين جاريه كشور فيلترينگ شده است، جرم محسوب مي‌شود. حال اگر آقاي وزير كه در گذشته توفيق كسب علوم اسلامي از حوزه علميه را در پيشينه خود داشته و از طرفي يكي از مسئولان ارشد دولتي محسوب گرديده كه مسئول اجراي «قانون اساسي» نيز هستند، بايد توضيح بدهند كه بر اساس كدام قانون عضو يك شبكه اجتماعي غيرقانوني هستند؟

ضمناً لازم است كه آقاي وزير نگران نباشند و بدانند افراد متقاضي و كساني كه مايل به حضور و ثبت‌نام در اين شبكه اجتماعي هستند، به همان روشي كه آقاي وزير و آن ۴ ميليون ايراني ديگر توانسته‌اند عضو «فيس‌بوك»بشوند، به آن دست پيدا مي‌كنند!


مصطفي شاه‌كرمي
منبع : روزنامه جوان




به کجا چنین شتابان
خدمت نیروهای شیطان در راستای اهداف ضدفرهنگی
يکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۱3:۳۱
 
حضرت آقا نگران این قضیه هستند که عده‌ای در روزنامه، کتاب، فیلم، تئاتر و ... به حقیقت ناب و فرهنگ حقیقی انسان‌ها هجمه کنند. معظم‌له نگران این هستند که به نام فرهنگ، ضدفرهنگ به وجود بیاید، در حقیقت ایشان نگران گوهر وجودی انسان هستند.

آیت‌الله روح‌الله قرهی، استاد اخلاق و مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج): یکی از مسائل بسیار مهم در اسلام فرهنگ است، اصل آمدن نبی‌ مکرم(ص) و انبیاء عظام این بود که فرهنگ بشری را به یک فرهنگ حقیقت انسانی مبدل کنند، فرهنگی که تبدیل به فرهنگ غیر انسانی و فرهنگ نفسانی شده بود، آنان آمدند تا فرهنگ را تبدیل به فرهنگ انسانی کنند، چون ذات انسان‌ها به فرهنگ الهی گره خورده است.

همان طور که خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «فِطْرَتَ اللهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها‏» و نفرمود: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ المؤمن أو مسلم‏»، لذا همه انسان‌ها فطرتشان الهی است، معلوم می‌شود که انسان‌ها به دنبال فطرت الهی هستند و یکی از مصادیق فطرت، همین فرهنگ است، یعنی نشأت گرفته از اینکه فرهنگ انسانی در جامعه موجودیت داشته باشد.

بنابراین اگر بخواهیم به معنای فرهنگ توجه کنیم، باید مسأله داشتن ریشه‌های انسانی در وجود انسان را بدانیم که انسانیت چیست؟! انسانیت به این عنوان که انسان می‌تواند آن مطالبی که در حقیقت یک اجتماع برای بهتر زیستن وجود دارد را داشته باشد، همان سازگاری کلی با محیط جامعه چه از لحاظ محیط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و ... همه اینها در مباحث فرهنگ وجود دارد.

*معنای فرهنگ/ منظور از فرهنگ اسلامی چیست

«فرهنگ» به معنای ادب و یا تربیت تبیین شده است، همچنین فرهنگ را از از دو واژه «فر» و «هنگ» به معنای ادب، تربیت، دانش، علم، معرفت و آداب و رسوم تعریف کرده‌اند، لذا هر کدام از این مسائل که انسان باید به دنبال او باشد، یکی از مطالب درونی انسان‌هاست باعث می‌شود جامعه‌ای به وجود بیاید.

لذا در باب خود فرهنگ‌شناسی مطالبی را بیان می‌کنم، از باب اینکه آنچه در جامعه برای رفاه بشر از باب ادب و دانش، معرفت در جامعه به وجود می‌آید، به آن فرهنگ می‌گویند، به تعبیر دیگر آداب و رسومی که در جامعه‌ای که وجود دارد که آن جامعه در سایه آن می‌تواند به تعالی برسد، این را فرهنگ گفته‌اند.

این‌ را مدنظر بگیریم که کدام بهترین آداب و رسوم را برای انسان‌ها به ارمغان می‌آورد تا انسان‌ها را به تعالی برساند، طبیعتاً جز در اسلام چنین مسأله‌ای وجود ندارد، دین بما هو دین، برای تعالی بشر است و برای اینکه این آداب و رسوم را به او یاد بدهد که در این آداب و رسوم به بهترین وجه در دنیا زندگی کند، ضمن اینکه فقط در دنیا راحت زندگی می‌کند، در اینجا توقف نکند، دین را برای آخرت خودش هم مدنظر بگیرد، یعنی باز هم به تعبیر دیگر مشمول این آیه شریفه «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»-دعای قرآنی- یعنی دنیای او دنیای نیکو باشد.

بنابراین فرهنگ دینی این را از انسان می‌خواهد که دنیای او دنیای نیکو باشد و این منجر به آخرت نیکوی او باشد، یعنی توقف در اینجا هم نداشته باشد، الان چه سبکی در اینجا به وجود می‌آید، این آداب و رسوم، طبیعی است.

این آداب و رسومی که دنیا حسنه را برای انسان به وجود می‌آورد از هرگونه نقص، هوای نفس، شهوات، پلیدی‌ها و پستی‌ها دور باشد و در باب تهذیب نفس انسان بتواند کار کند و امروز که می‌بینیم که حضرت آقا این جور مُصر و نگران فرهنگ هستند، در حقیقت نگران آن گوهر وجودی انسان هستند. وقتی کسی بیاید به عنوان روزنامه، کتاب، فیلم، تئاتر و ... با حقیقت ناب که به عنوان فرهنگ حقیقی انسان‌هاست مبارزه کند و آن را مورد هجمه قرار دهد و حتی به نام هنر، ضد هنر کار کند، حضرت آقا نگران این قضیه هستند.

*خدمتی که نیروهای شیطان در جهت ضدفرهنگ به کار می‌برند

معظم‌له نگران این هستند که به نام فرهنگ، ضد فرهنگ به وجود بیاید، به نام هنر ضد هنر به وجود بیاید و دنبال این نیستند که مردم به دنیا‌طلبی دعوت کنند که گوهر وجودی خودشان را از یاد ببرند، طبیعی است اگر کسی گوهر وجودی خودش را فراموش کرد، یکی از خصوصیتی که دارد، دشمن در مرحله اول که شیطان است و قرآن فرمود «عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ» و بعد خدم و حشم او به تعبیر امام راحل(ره) که فرمودند «آمریکا شیطان بزرگ است»، «مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ» طبیعی است -چون جنس ما جنس انسان است از خود ما هم می‌آیند- یعنی کسانی که ابزار را در دست دارند از خود جنس انسان می‌آیند و این کارها را انجام می‌دهند.

کما اینکه برای هدایت بشر انبیاء عظام هم از جنس خود بشر و جنس انسان بودند و لذا چون اینها از خود جنس انسان هستند، با الفاظ ظاهری شیک و زیبا انسان‌ها را به فرهنگ دون دعوت می‌کنند نه آن فرهنگی که تعبیر کردیم، یعنی بار فرهنگی را به نام فرهنگ در مقابل فرهنگ متعالی می‌سازند که «فر» و «هنگ» بیان کردیم معنایش چیست و در فرهنگ لغت هم تبیین به این قضیه شده است، به معنای ادب، تربیت، دانش، علم و معرفت و آداب و رسوم که می‌خواهند آن را تبدیل به یک نوع فرهنگی به نام فرهنگ غربی کنند.

*سیاست اسلامی به روایت آیت‌‌الله شاه‌آبادی

به تعبیر دیگر به خود غرب و مردم غرب کاری نداریم، بلکه منظور آن فرهنگی است که غالب می‌شود، چون خیلی از مردم غرب از این فرهنگ دارند فرار می‌کنند که به آن تعبیری به آن فرهنگ شیطانی می‌گوییم، فرهنگی که فرهنگ شیطانی است که واژه فرهنگ را درست می‌کنند و قرار می‌دهند، همانی که آیت‌‌الله العظمی شاه‌آبادی(اعلی مقامه شریف) در کتاب «شذرات المعارف» در آنجا تبیین می‌فرمایند که سیاست به ماهیت سیاست موجودیتش خیلی خوب است، منتها آن چیزی که در جامعه آن‌ها دارند، به نام مکر و حیله است و درباره لفظ سیاست می‌فرماید: ما با بحث لفظ سیاست مخالف نیستیم، سیاست یعنی خودش برنامه‌ریزی کردن برای اداره امور جامعه بشری، آن هم برنامه‌ریزی زیبا و مدون! این نکته بسیار خوبی است منتها آن‌ها از این واژه استفاده می‌کنند.

حالا خود فرهنگ خوب است، منتها آن‌ها واژه‌ای استفاده می‌کنند به نام فرهنگی که ما در جامعه تعبیری فرهنگ غربی می‌گوییم که منظور از فرهنگ غربی فرهنگ شیطانی است، عرض کردم مردم غرب را نمی‌گوییم یک موقع اهانت به مردم غرب نمی‌کنیم، عرض کردم خود آن‌ها هم فراری از این فرهنگ شیطانی هستند، برای همین حضرت آقا ناراحت هستند، آن فرهنگ چه چیزی را به وجود می‌آورد که باعث خمودگی انسان‌ها و باعث تسلط دشمن بر انسان می‌شود، همچنین باعث می‌شود که دشمن از او سواری بگیرد و مانند زمان طاغوت انسان‌ها را در حال دیگری ببرند و منافع و منابع کشور را یک عده‌ای خاص به خصوص خارجی‌ها غارت و تسلط پیدا کنند.

*سؤال و جواب در اسلام ممدوح است/با تمسخرکنندگان مبانی اسلامی به شدت برخورد می‌شود

بنابراین حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با طرح کلیت اینکه من نگران فرهنگ هستم، این نکته را بیان می‌کنند که دیگران در وا پس زدن ریشه‌های اعتقادی مردم به عنوان حقانیت گام برندارند، آن‌ها به عنوان سؤال نمی‌گویند، چون اشکالی ندارد، اگر کسی سؤال کند در اسلام ما مجاز می‌دانیم، خب! افراد سؤال کنند، شما ببینید در باب اعتقادات و حتی در اصول دین -اصول دین به عنوان بخش تحقیقی نه تقلیدی - به شما اجازه می‌دهند حتی سؤال کنید، به طور مثال برای چه می‌گویید خدا یکی است، چه بسا خدا دو تا باشد! اگر کسی سؤال کرد که من نمی‌دانم چرا خدا یکی است، شما بگویید من احتمال می‌دهم دو تا است، کسی نمی‌تواند با مشت به دهان او بزند که تو کافر هستی، نه خیر! باید جواب داد، ما با این مشکلی نداریم، در اسلام سؤال و جواب هست.

منتها در اسلام با زدن ریشه‌ها آن هم به طور غیرمنطقی مخالفت می‌شود، اگر امام راحل(ره) با بحث رمان سلمان رشدی مخالفت کردند و فرمودند: این آقا و حتی اگر ناشری که مطلع بوده و چاپ کرده باشد باید او را اعدام کرد، دلیل نمی‌شود که سؤالی از اسلام داشته است، در خیلی موارد از دوران خیلی قبل سؤال‌ها و پاسخ‌ها بوده است، اما چون به عنوان رمان به اسلام اهانت و جسارت کرد، نه به عنوان سؤال بلکه شروع کرده بود اسلام را متهم کردن و پیامبر عظیم الشأن را نعوذ بالله فردی با خواسته‌های شهوانی جلوه دادن، طبیعی است که کسی بی‌تفاوت نماند.

*به نام آزادی در راستای تمسخر مبانی اسلام، به کجا چنین شتابان

مانند اینکه کسی بیاید به شما فحاشی کند، بعد بگوییم جواب منطقی به این فحاشی را بده، خب! این جواب منطقی ندارد، اول سکوت کنیم، ولی بعد این آقا از دور بیرون نمی‌رود و دائم به فحاشی‌ها ادامه می‌دهد، طبیعی است با او برخورد می‌کنید.

اگر سؤالی دارید اگر مطلبی دارید، شما سؤال کنید و جواب هم داده می‌شود، اما اگر می‌خواهید جسارت و اهانت کنید، خب! اینکه مناسب نیست، پس این مطلبی که بیان می‌شود، اینها با نام آزادی به وجود آمده است - به ظاهر همیشه بوده است، منتها آزادی بدون قید و بند باشد - که انسان‌ها را به مقامی غیر از مقام انسانیت بیندازد - حضرت آقا روی این قضیه تأکید می‌کنند.

با روزنامه‌ها، با هدف قرار دادن اعتقادات مردم، با نمایش فیلم‌ها و با تمسخر قرار دادن اعتقادات مردم وارد عرصه شدند، به طور مثال اگر کسی راجع به حجاب سؤال دارد، منعی ندارد سؤال کند جواب داده می‌شود، اما اگر کسی بخواهد حجاب را به تمسخر بگیرد، خب! معلوم است این با فرهنگ انسانیت -نه حتی فرهنگ اسلام- مخالفت کرده است، این بحث حجاب مفصل جواب داده شده است که اصلاً در ذات انسان‌ها هست و حجاب به عنوان مصونیت است نه محدودیت و کسی که حجاب دارد محدود نشده، بلکه در مصونیت قرار گرفته است، پس اگر کسی بخواهد با آن برخورد، ‌مخالفت و تمسخر کند، این جای بحث است،‌ فرمایش مقام معظم رهبری این است.

به خصوص آنچه که نگران کننده برای حضرت آقا است، اینکه کسانی در مصونیت قرار بگیرند و در نظامی که نظام اسلامی است، آن‌ها بخواهند با این اسلام و این فرهنگ ناب، خودشان با دست خودشان در نظام اسلامی به نام اسلام عامل شوند و مدیریت‌هایی را چه در عرصه مدیریت‌های کلان و چه در رده‌های پایین‌تر بگیرند و بخواهند عامل شوند، مقام معظم رهبری مسأله‌اش این هست و حضرت آقا نگران این هستند که این افراد عامل شوند و بستر را برای شیاطین فراهم کنند و بیایند و هر کاری که دلشان خواست، انجام دهند و بدون منطق، دلیل، برهان و بدون مناظره علمی بخواهند دین را به تمسخر بگیرند و اعتقادات مردم را زیر سؤال ببرند و چند نفری هم که مطالعه‌ای ندارند نسبت به فرهنگ اسلامی بدبین کنند و خدایی ناکرده جاذبه‌های ظاهری که برای این افراد به وجود می‌آید و بخواهند دنبال آن قضیه بروند مثلاً بعضی شیطان‌پرست می‌شوند، بعضی‌ها دنبال تکفیری‌ها می‌روند، بعضی‌ها مسیحی می‌شوند- در حالی که همیشه هست- دلیلش چیست، برخی مواقع پاسخ دادن بحث به دون است، مثلاً به ظاهر میان دخترها و پسرها آزادی است و کسی کاری ندارد، در نهایت بعد از گناه پیش جناب کشیش می‌روند و یک اقراری می‌کنند و یک پولی می‌دهند!

در حالی که اسلام با این مخالف است و خود پیامبر(ص) در روایتی می‌فرماید: اقرار به گناه، گناه است، بنابراین شما نمی‌توانید پیش مرجع تقلیدتان بروید و بگویید من فلان گناه را کردم، یا به فلان عالم ربانی بگویید من فلان گناه را کردم، همچنین چیزی محال است واسلام چنین اجازه‌ای نمی‌دهد، بلکه می‌گوید بین خودت و خدا توبه کن و این کار را نکن، از آن طرف هم بیان می‌کند گناه نکن چرا این گناه کردن‌ها عامل می‌شود که جامعه به سمتی می‌رود که امنیت اجتماعی به وجود نیاید و هر کسی هر کاری که دلش خواست تجاوزی کند، هر غارتی که خواست انجام دهد، دیگر جامعه امنی به وجود نمی‌آید، اما وقتی می‌گوید گناه نکنید و ما را محدود می‌کنند، مصونیت به وجود می‌آورد و جامعه یک جامعه متعالی و بسیار عالی خواهد بود، در این جامعه به درجات عالی انسانی می‌توان رسید.

لذا اینها بدون منطق می‌آیند و مطالبی را مطرح می‌کنند و کسی که اطلاعی ندارد و جاذبه‌های کاذب و نقش دون هم که «اعْداَّئِکُمْ» است، او هم جواب به اینها می‌دهد، بنابراین آیت‌الله العظمی خامنه‌ای از این نگران است، به خصوص کسی که در مقام مسئولیت قرار بگیرد.


منبع:فارس




نگاهی به واپسگرایی در وزارت ارشاد
عزمی برای انحراف!
 
 
چنانچه دولت یازدهم با همین بضاعت موجود بخواهد فرهنگ و هنر کشور را هدایت کند، باید منتظر ایجاد شرایطی مشابه با وضعیت دولت‌های اصلاحات و سازندگی در عرصه فرهنگ و هنر کشور باشیم چرا که دوستان مسئول در وزارت ارشاد پیش از این توان و بضاعت خود را نشان داده‌اند.

پایگاه خبری انصارحزب الله: در مورد فرهنگ، تعابیر و توضیحات زیادی وجود دارد؛ برخی فرهنگ را مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، عادات و هر آن چه که فرد به عنوان عضوی از جامعه از جامعه خویش فرا می‌گیرد، دانسته و برخی فرهنگ را سیستم رفتارها و حالت‌های متکی برضمیر ناخودآگاه انسان‌ها می‌دانند. ادوارد تایلر، انسان‌شناس انگلیسی در سال ۱۸۷۱ فرهنگ را با تمدن مقایسه کرد و آن دو را کلیتی درهم ‌تنیده دانست که شامل دین، هنر، اخلاق و هرگونه توانایی است که آدمی می‌تواند به دست آورد. تونی مایرس نیز فرهنگ را آن چیزی می‌داند که از گذشته آدمی به جای مانده‌ است و بر اکنون و آینده او تأثیر می‌گذارد.

فصل مشترک بیشتر تعابیر موجود در این خصوص آن است که فرهنگ، راه مشترک زندگی، اندیشه و کنش انسان در جامعه است؛ فرهنگ فراتر از تمام ضابطه‌ها، موجودیت دارد که بسیاری از قوانین و حتی یک نظام سیاسی به خاطر پاسداشت آن به وجود می‌آید. پذیرش این باور باعث شده تا رهبران فکری و سیاستگزاران جوامع در طول قرون گذشته توجه ویژه خود را معطوف فرهنگ کنند. هم از این رو است که نظام فرهنگی همواره نسبت به نظام سیاسی دارای تقدم و اصالت وجودی بوده است، چنانچه حتی تجهیز نیروی نظامی مدافع قبایل، به منظور حراست و پاسداری از نظام اعتقادی و فرهنگی آنها بوده است.

در واقع می‌توان ادعا کرد هر دولت و حاکمیتی که توجه خود را نسبت به این مهم، عمدا و یا سهوا تقلیل داده چیزی جز شکست در عرصه‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی و در نهایت پذیرش تسلیم به دست نیاورده است. تاکید بر تقدم شعار توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی بدون توجه به توسعه فرهنگی که در دولت‌های سازندگی و اصلاحات مورد تاکید قرار گرفت، نمونه آشکاری از این واخوردگی است. البته بیان این مطلب به آن معنا نیست که فرهنگ و یا توسعه فرهنگی امری مستقل از توسعه سیاسی و یا اقتصادی است بلکه در واقع رابطه فرهنگ با سیاست و اقتصاد یک رابطه درهم تنیده شده و غیرتفکیکی است که نمی‌توان بی‌تفاوت از کنار آن گذشت. با توجه به این مهم نقش و اهمیت برنامه‌ریزی کلان و همه جانبه دولت‌ها در حوزه‌های فرهنگی اقتصادی سیاسی و اجتماعی مشخص می‌شود.

دوم) انقلاب اسلامی ایران با شعار فرهنگ، آغاز شد، رشد کرد و به ثمر نشست. توجه به فرهنگ و پاسداشت آن در تمامی شئون انسانی به قدری مهم بود که امام خمینی رضوان الله علیه دراین باب فرموده‌اند: «فرهنگ مبداء همه خوشبختی‌ها و بدبختی‌های یک ملت است. نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی، ملی و انقلاب فرهنگی درتمام زمینه‌ها درسطح کشور آنچنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید. راه اصلاح یک مملکت، فرهنگ آن مملکت است. اصلاح باید از فرهنگ شروع شود.»

شکی نیست که شرط لازم برای تحقق چنین مطلوبی آن است که سیاستگزاران جامعه بتوانند به منظور همراهی با جریان عظیم، عمیق و اصیل فرهنگ در جامعه برنامه‌ریزی مناسبی کرده و اهم محورهای لازم برای این حرکت را تبیین کنند. در واقع سیاست فرهنگی در این جهت و در این مسیر است که تدوین می‌شود؛ فرهنگی که می‌بایست در کلیه شئون فردی و اجتماعی کشور اصل، پایه و مبنا قرار گیرد. این موضوع به اندازه‌ای مورد توجه امام خمینی (ره) قرار داشت که ایشان در این باره فرموده‌اند: «نباید فراموش کرد که انقلاب اسلامی حقیقتاً انقلاب فرهنگی است و اگر نگوئیم همه اختیارات و امکانات، قدر مسلم این است که می‌توانیم بگوییم بیشترین، مهم‌ترین و عمده‌ترین تلاش‌ها و توانمندی‌ها باید برای تکامل و توسعه و تحرک فرهنگی در همه شئون فردی و اجتماعی به بهترین نحو صرف شود.»

سوم) هر جامعه‌ای برای تحقق اهداف خود اعم از فرهنگی، سیاسی و اقتصادی نیازمند برنامه‌ریزی است؛ شاکله و ماهیت برنامه‌ریزی را سه محور تشکیل می‌دهد. محور اول در برنامه‌ریزی، «شناخت وضع موجود» است که بدون این شناخت و بررسی نمی‌توان مقایسه‌ای منطقی میان «آنچه هست« و «آنچه باید باشد« صورت داد. محور دوم برنامه‌ریزی را «شناخت وضع مطلوب« تشکیل می‌دهد. در واقع یک سیاستگزار بدون آنکه از وضع مطلوب چشم‌اندازی داشته باشد، نمی‌تواند از وضع موجود به سمت وضع مطلوب حرکت کند. محور سوم برنامه‌ریزی نیز «شناخت ابزاری» است که لازمه گذشتن از وضع موجود است. برنامه‌ریز همواره باید این نکته را در نظر داشته باشد که برای خروج از وضع فعلی چه امکانات و چه ابزاری را لازم دارد و کدام یک از این ملزومات در اختیار اوست؟

چهارم) همان‌گونه که اشاره شد مسئولان اجرایی کشور در طول دوران سازندگی و اصلاحات به‌رغم تاکید رهبر فقید انقلاب اسلامی مبنی بر مقدم شمردن اصل فرهنگ بر سایر امور، توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی را سر لوحه اقدامات دولت خود قرار دادند. این انحراف از فرمایشات بنیانگذار انقلاب شرایطی را به وجود آورد که رهبر معظم انقلاب را وادار به اعلام هشدارهای مکرر در خصوص شبیخون فرهنگی و تهاجم فرهنگی کرد. اما همان‌گونه که رهبر انقلاب نیز بارها به آن اشاره داشتند.

شاید در آغاز رقابت‌های انتخاباتی دولت یازدهم وقتی مدافعان دولت محترم دکتر روحانی از بازگشت به دوران اصلاحات و سازندگی داد سخن می‌دادند، این موضوع توسط مردم چندان جدی گرفته نمی‌شد چرا که همگان باور دارند وقتی یک شخص یا یک جناح، بر واپسگرایی و بازگشت به عقب تاکید می‌کند، به یقین نه شناخت دقیقی از «وضع موجود» دارد و نه برنامه‌ای مدون برای رسیدن به «وضع مطلوب»؛ بنابر این نیازی در خود احساس نمی‌کند تا به دنبال ابزار و لوازم آن باشد. این موضوع به خصوص زمانی جدی‌تر به نظر می‌رسد که کارنامه دولت‌های مورد نظر لااقل در عرصه فرهنگ نه تنها به هیچ وجه درخشان نبوده بلکه از مسیر اصلی اهداف انقلاب منحرف شده بود.

پنجم) مروری بر کارنامه نه چندان طولانی آقای جنتی در کسوت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که در واقع پیشانی دولت یازدهم در عرصه فرهنگ و هنر کشور محسوب می‌شود، تصدیقی بر مطالبی است که چند سطر بالاتر به آن اشاره شده است. به عبارتی دیگر عملکرد آقای وزیر از مرحله انتخاب کارگزاران خود گرفته تا بیانات ضد و نقیض و رفتارهای خارج از عرف ایشان، به ظاهر نشان دهنده آن است که دست کم سیستم فرهنگی دولت یازدهم بر عزم خود بر واپسگرایی فرهنگی بسیار جدی است. به عنوان مثال حضور عوامل مؤثر در سینمای دولت‌های سازندگی و اصلاحات با کارنامه‌های غیرقابل قبول‌شان در مناصب و سمت‌های کلیدی سینمای دولت اعتدال و توسعه، شاهدی بر این ادعا است. جالب‌تر آنکه این عوامل امروز دوشادوش عواملی در سینما به فعالیت مشغول هستند که در وزارت فرهنگ و ارشاد دولت نهم خود را منجی فرهنگ نامیده و به قول خودشان تلاش می‌کردند تا خرابکاری‌های فرهنگی دولت‌های اصلاحات و سازندگی را اصلاح سازند.

شاید برای بسیاری از مردم این پرسش باشد که چگونه می‌شود امروز عوامل سینمایی وزیر ارشاد دولت نهم که از قضا تندترین انتقادات را به دولت‌های گذشته داشت، دوشادوش عوامل فرهنگی دولت اصلاحات و سازندگی فعالیت می‌کنند؟ آیا این هماهنگی‌ها نشان از ارتقا سطح فرهنگ مدیران کشور در پذیرش مخالف خود دارد یا از توافقات نانوشته‌ای حکایت دارد که برخی مدیران کشور در هیچ زمان و هیچ شرایطی از چرخه مدیریت کلان کشور حذف شدنی نیستند؟ برای نگارنده همواره این پرسش مطرح بوده که چگونه می‌شود یک مدیر فرهنگی و هنری در سطوح بالا بتواند به گونه‌ای عمل کند که توقع تمامی دولت‌ها را به‌رغم اختلاف نظرهای عمیق برآورده سازد؟ نمی‌دانم چرا هر زمان این پرسش در ذهن نگارنده شکل می‌گیرد ناخودآگاه قصه بی‌ارتباط وزیری که خود را نوکر پادشاه می‌دانست نه نوکر بادمجان، نیز به ذهن نگارنده متبادر می‌شود.

ششم) آنچه در پایان باید به آن اشاره داشت آنکه براساس آموزه‌های دینی، تجربه‌های تاریخی و حتی دستاوردهای علمی، گذشته چراغ راه آینده است؛ به این معنا که انسان دانا با استفاده از تجربه‌های گذشته، آینده خود را طراحی و ساماندهی می‌کند نه این که خواستار تکرار تاریخ و تحقق ساختن 'خانه‌ای روی آب' برای مردم باشد. به نظر می‌رسد چنانچه دولت یازدهم با همین بضاعت موجود بخواهد فرهنگ و هنر کشور را هدایت کند، باید منتظر ایجاد شرایطی مشابه با وضعیت دولت‌های اصلاحات و سازندگی در عرصه فرهنگ و هنر کشور باشیم چرا که دوستان مسئول در وزارت ارشاد پیش از این توان و بضاعت خود را نشان داده‌اند. به عقیده نگارنده چنانچه وزیر محترم ارشاد تغییر اساسی در نوع نگاه و انتخاب کارگزاران فرهنگی و هنری خود نکند، چیزی جز شکست و بدنامی در انتظار ایشان نخواهد بود. یادمان نرود که رفتارهای جناحی و یارکشی‌های گروهی در برخی موسسات فرهنگی و هنری وابسته به وزارت ارشاد در سال‌های اصلاحات و سازندگی چگونه هنرمندان فرهیخته را نسبت به حکومت بدبین و گاه ناامید کرده بود.

 مهرداد بهمنی
منبع:فارس




اتفاقات عجیبی که در هنر و تجربه روی می‌دهد
فاجعه‌ای که این روزها در اکران فیلم‌ها رخ می‌دهد
شنبه ۶ دی ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۴۸
 
نام فیلم«نوح» هفته گذشته در لیست اکران‌های گروه هنر و تجربه قرار گرفت. گروهی که بنا بود با شرایط و ضوابطی امکان نمایش فیلم‌های هنری و ساخت کارگردانان جوان و ... را فراهم کند.

پایگاه خبری انصارحزب الله - سال گذشته تقریبا از همین روزها بود که اعتراض ها به فیلم سینمایی «نوح» شدت گرفت. فیلم سینمایی «نوح» ساخته دارن آرونوفسکی با بازی راسل کرو در نقش حضرت نوح، یک اثر هالیودی است که اکران این اثر سینمایی در دنیا به دلیل تحریف داستان پیامبری حضرت نوح(ع) اعتراض بسیاری از پیروان ادیان ابراهیمی را برانگیخت.

فیلم «نوح» با الهام از روایت کتاب مقدس از حضرت نوح (ع) و کشتی او ساخته شده، به خاطر مغایرت با قوانین اسلامی درمورد نشان دادن چهره پیامبران، مورد انتقاد تعدادی از کشورها در خاورمیانه قرار گرفت.



هیئت‌های سانسور در قطر، بحرین و امارات متحده عربی به شرکت پارامونت اعلام کردند به فیلم «نوح» اجازه اکران نمی‌دهند. مصر، اردن و کویت هم تصمیم مشابه‌ای اتخاذ کردند.

در مصر، موسسه الازهر که یک مرکز و مرجع دینی برای مسلمانان سنی است، با انتشار بیانیه‌ای ضمن محکوم کردن فیلم پارامونت، خواهان ممنوعیت نمایش «نوح» در این کشور شد.

مرکز اسلامی الازهر مخالفت خود را با تخریب سینماهای مصر در واکنش به اکران فیلم حضرت نوح(ع) که در آن چهره نوح(ع) به نمایش درآمده است، اعلام کرد و به دنبال مخالفت الازهر با نمایش فیلم حضرت نوح(ع)، سه کشور بحرین، قطر و امارات متحده عربی نیز از ممنوعیت پخش این فیلم در سینماها خبر دادند .

از آن پس اندونزی نیز به چند کشور خاورمیانه پیوست که نمایش فیلم «نوح» به کارگردانی دارن آرونوفسکی را به خاطر تخطی از قوانین اسلامی ممنوع اعلام کردندبعد هم چین و ...

و حالا بامزه اینجاست که نام این فیلم هفته گذشته در لیست اکران‌های گروه هنروتجربه قرار گرفت.گروهی که بنا بود با شرایط و ضوابطی امکان نمایش فیلم‌های هنری و ساخت کارگردانان جوان و ...را فراهم کند( درباره هنروتجربه به‌زودی مطلب مفصل و کاملی در مشرق منتشرخواهدشد)

اگرچه این تصمیم، بعد از انتشار مورد انتقاد اهالی رسانه ها قرار گرفت و نمایش آن منتفی شد؛ اما با این اوصاف و با نگاه به مسیری که هنروتجربه می‌پیماید شاید از حالا باید نگران اکران فیلم «مهاجرت: خدایان و پادشاهان« در گروه هنر و تجربه بود. فیلمی که مورد انتقاد کشورهای مختلفی قرار گرفته است.



«مهاجرت: خدایان و پادشاهان»، نام فیلم جدید هالیوودی به کارگردانی «ریدلی اسکات» است. این فیلم داستان زندگی حضرت موسی و مهاجرت قوم یهود را روایت می‌کند. روایتی که این‌بار مسلمانان را به خشم آورده است، آنچنان‌که تاکنون دو کشور مراکش و مصر، نمایش فیلم را ممنوع کرده‌اند.

بنا به ادعای مقامات سینمایی این دو کشور بخش اعظمی از این فیلم بالاخص زندگی حضرت موسی تحریف شده است. در بخشی از این انتقادات آمده است که در این فیلم ادعا می‌شود که حضرت موسی و یهودیان اهرام ثلاثه را می‌سازند، در حالی‌که این مسئله به هیچ عنوان صحت ندارد.



هنر و تجربه و یک کار عجیب

هنر و تجربه این روزها کارهای عجیب و غریبی میکند و بدعتهای تلخی را پایه میگذارد.یکی همین گنجاندن فیلم نوح در لیست اکران و عوض کردنش.دیگری اتفاقات پیش آمده برای خانه پدری و یکی...

هنر و تجربه در مورد فیلم«خانه پدری»هم سیاست غریبی اتخاذ کرد. به اینصورت که وقتی دید اعتراضات نسبت به اکران فیلم بالاگرفته است در حرکتی عجیب ۴ روز پیش از زمان اعلام شده فیلم را اکران کرد.اکرانی که احتمالا به دلیل غیرقانونمند بودنش به سرعت و پس از یک روز متوقف شد. اتفاقی که اگر باب شود از این پس سنگ روی سنگ بند نمیشود و هر مدیری میتواند هر فیلمی را هروقت که صلاح بداند اکران کند.. و این یعنی فاجعه...فاجعه‌ای که پیش از وقوع باید مورد آسیب شناسی و ریشه یابی قرارگیرد و برای همیشه مانع از تکرارش شد.

شاید با رویه‌ای که هنر و تجربه و جناب علم‌الهدی درپیش گرفته‌اند،سال آینده همین روزها نام فیلم «مهاجرت: خدایان و پادشاهان» در برنامه اکران هنر و تجربه قرار گرفت. کسی چه می‌داند؟


منبع:مشرق





صفحه قبل1...2829303132...74صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران