منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
درباره

اگر از سرهایمان کوه ها بسازند هرگز در کتاب های تاریخ نخواهند خواند "خامنه ای" تنها ماند... ------------------------------------ امام خامنه ای (مدظله العالی) : ای جوانان و ای بسیجیان عزیز ، در هر جای کشور که هستید ، این بصیرت را روز به روز افزایش دهید .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->) , 


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

بازتاب بیانات مقام معظم رهبری در رسانه‌های خارجی

 

حضرت آیت الله خامنه‌ای صبح یک‌شنبه در دیدار با فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش و پدافند هوایی به رفتار و عملکرد منطقی و مستدل ایران در مذاکرات هسته‌ای و رفتار غیرمنطقی و باج‌خواهانه طرف مقابل اشاره و تاکید کردند که با توافقی که دربردارنده عزت و احترام ملت ایران باشد مخالفتی ندارد. بیانات ایشان در رسانه‌های خارجی بازتاب گسترده‌ای داشت.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، خبرگزاری رویترز با پوشش بخش‌هایی از بیانات امروز مقام معظم رهبری درباره مذاکرات هسته‌ای نوشت: آیت الله خامنه‌ای روز یک‌شنبه تاکید کرد که با هرگونه توافق هسته‌ای که تضادی با منافع ملت ایران نداشته باشد موافق است.

رهبری ایران در این باره گفت: من با توافقی که حاصل می‌شود موافقم و مذاکره کنندگان ما تلاش می‌کنند تا سلاح تحریم را از دست دشمن دربیاورند. اگر مذاکره کنندگان بتوانند به این هدف دست پیدا کنند بسیار خوب خواهد بود اما اگر شکست بخورند همه باید بدانند که ما راه‌های زیادی داریم تا با این سلاح مبارزه کنیم.

هم‌چنین خبرگزاری شینهوا ضمن انتشار بخش‌هایی از بیانات حضرت آیت الله خامنه‌ای نوشت: رهبری ایران روز یک‌شنبه گفت که با مقامات آمریکایی در این باره که حاصل نشدن توافق بهتر از یک توافق بد خواهد بود موافق است. دست نیافتن به یک توافق هسته‌ای بهتر از هر گونه توافقی است که موجب تضعیف منافع ملت ایران شود.

خبرگزاری فرانسه نیز در گزارشی با اشاره به سخنرانی آیت الله خامنه‌ای در جمع کارکنان نیروی هوایی ارتش و پدافند هوایی نوشت: رهبری ایران امروز گفت که حاصل نشدن یک توافق هسته‌ای با قدرت‌های جهانی را به توافقی که موجب تضعیف منافع ملی مردم کشورش شود ترجیح می‌دهد.

رهبری ایران تصریح کرد: من با هر توافقی که انجام می‌شود موافقم اما با توافق بد موافق نیستم. آمریکایی‌ها مرتبط تکرار می‌کنند که حاصل نشدن توافق بهتر از یک توافق بد است. من نیز کاملا با آن موافقم.

خبرگزاری فرانسه در ادامه نوشت:‌ آیت الله خامنه‌ای کسی است که حرف نهایی را درباره تمام مسائل مربوط به کشور ایران می‌زند و تا کنون از تلاش‌های تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران در روند مذاکرات با گروه 1+5 حمایت کرده است اما وی برای دولت روحانی، رییس‌جمهور ایران خطوط قرمز این مذاکرات را تعیین کرده است. این خطوط قرمز عبارتند از: یک برنامه غنی‌سازی اورانیوم در ایران که دولت‌های غربی تلاش می‌کنند آن را محدودتر کنند.

رهبری ایران هم‌چنین گفت که مذاکره کنندگان هسته‌ای برای رهایی از سلاح تحریم‌ها تلاش می‌کنند اما اگر به موفقیت هم نرسیدند همگان باید بدانند که ما راه‌هایی برای مقابله این تحریم‌ها داریم.

به گزارش ایسنا، رهبر معظم انقلاب اسلامی در این دیدار که هم‌زمان با سالروز بیعت تاریخی جمعی از همافران و کارکنان نیروی هوایی ارتش با امام خمینی (ره) در نوزدهم بهمن سال ۱۳۵۷ برگزار شد، حضرت آیت الله خامنه‌ای آن حادثه مهم را حاوی یک مضمون پرمغز و ماندگار دانستند و گفتند: اقدام شجاعانه فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی در ۱۹ بهمن ۵۷، نشان دهنده سخن حق و پرجاذبه انقلاب اسلامی است که توانسته بود حتی به اعماق دل‌های نیروی هوایی ارتش پادشاهی آن زمان که نور چشمی آمریکا نیز بود، نفوذ کند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای افزودند: دشمنی آمریکا و قدرت‌های استکباری با اشخاص نیست، آن‌ها با اصل حرکت و جهت گیری توأم با ایستادگی و استقلال طلبی و عزت خواهی ملت ایران دشمن هستند.

ایشان با یادآوری سخنان برخی سیاستمداران آمریکایی در سال‌های اخیر که بغض و کینه خود را با ملت ایران، صراحتاً بیان کردند گفتند: آن‌ها از ایستادگی ملت ایران عصبانی هستند و هدف اصلی آمریکا و همراهانش، به زانو در آوردن و تحقیر ملت ایران است که البته دچار خطا و اشتباه در تحلیل هستند.

ایشان تأکید کردند: ملت ایران زیر بار زورگویی و زیاده‌خواهی و رفتارهای غیرمنطقی نخواهد رفت.

رهبر انقلاب اسلامی یک بار دیگر افزودند: من با ادامه و پیشرفت مذاکرات و رسیدن به توافق خوب موافقم و قطعاً ملت ایران هم با هر توافقی که در بر دارنده عزت و احترام او باشد، مخالفتی ندارد.

حضرت آیت الله خامنه‌ای تأکید کردند: باید در مذاکرات، تکریم، حرمت و پیشرفت ملت ایران محفوظ بماند زیرا این ملت عادت به پذیرش زورگوییِ طرف مقابل اعم از آمریکا و دیگران، ندارد.

ایشان هم‌چنین با اشاره به برخی مباحث مطرح شده درخصوص توافق دو مرحله‌ای که ابتدا توافق بر اصول کلی و بعد از مدتی توافق بر جزییات باشد، خاطرنشان کردند: چنین توافقی پسندیده نیست زیرا با تجربه‌ای که از رفتار طرف مقابل داریم، توافقِ صِرف در کلیات، وسیله‌ای خواهد شد برای بهانه‌گیری‌های پی در پی در جزئیات.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: اگر توافقی انجام شود، باید در یک مرحله و در بردارنده کلیات و جزییات، با یکدیگر باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: مفاد این قرار داد نیز باید روشن، واضح و غیرقابل تفسیر و تأویل باشد و مفاد توافق نباید به گونه‌ای باشد که طرف مقابل که عادت به چانه زنی دارد، در قضایای مختلف بهانه‌جویی کند.

رهبر انقلاب تأکید کردند: تحریم‌ها نیز باید به معنی واقعی کلمه برداشته شوند.

انتهای پیام




روایت احمدی‌نژاد از پیرمرد بودایی تا بهار حقیقی

احمدی نژاد: برخی مشکلات قابل تحمل نیست

 

رییس دولت نهم و دهم با بیان اینکه برخی مشکلات قابل تحمل نیست گفت: اگر قرار باشد کسی نقدی انجام دهد آن شخص من هستم زیرا من جای‌جای ایران و جهان را دیده‌ام و نسبت به مشکلات اطلاع دارم اما اکنون جای نقد نیست.

 

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، محمود احمدی‌نژاد امشب که با همراهی مرتضی تمدن،‌ غلامحسین الهام، علی اکبر جوانفکر و ثمره هاشمی در مسجد دولت‌آباد شهرری حضور یافت، در سخنانی با اشاره به اینکه من قصد صحبت و سخنرانی نداشتم اظهار کرد: اما وقتی با دعوت امام جماعت این مسجد مواجه شدم احساس مسئولیت کردم که بار دیگر مروری بر انقلاب و دستاوردهای آن داشته باشم.

 

وی در ادامه افزود: انقلاب اسلامی بزرگترین اتفاق بعد از بعثت پیامبر (ص) است. انقلاب اسلامی یک حادثه عظیم و ادامه بعثت است. انرژی آزادشده از ملت ایران همه تحولات و مناسبات بین‌المللی را تحت تاثیر قرار داد. من حداقل از 100 کشور جهان بازدید کرده‌ام و در این کشورها با اقشار مختلف مردم گفت‌وگو داشته‌ام. اکنون اثر انقلاب اسلامی و ملت ایران در ادبیات و تحرک ملت‌های جهان قابل مشاهده است. ما هر جا می‌رویم سخن از ایران است و هر خبری از ایران منتشر می‌شود در صدر اخبار قرارگرفته و موردتوجه است.

 

احمدی‌نژاد همچنین با بیان اینکه در سخنانم دروغ و اغراق وجود ندارد و با اشاره به اینکه ایران بدون انقلاب اسلامی معنا و مفهومی ندارد خاطرنشان کرد: سرافرازی، عزت‌ و ظلم ستیزی مردم از دستاوردهای انقلاب اسلامی است اما ما برای چه انقلاب کرده‌ایم. اگر پاسخ به این پرسش را فراموش کنیم انقلاب توسط شیطان از مسیر خود منحرف می‌شود. ما انقلاب نکردیم که ظواهر تغییر کند یا قیافه‌ها و ادبیات ما عوض شود یا عده‌ای بروند و عده‌ای بیایند. ما انقلاب نکرده‌ایم که مسابقه قدرت در قالب دستجات شکل بگیرد. اینها هیچ کدام ارزش فداکاری نداشت. ما انقلاب کردیم تا ملت‌ها از زنجیرهای اسارت رها شوند. انقلاب آمد تا ظلم ،‌ستم، تجاوز و توهین به ملت‌ها تمام شود. انقلاب آمد تا کرامت انسانی ، عدالت و رفاه، امنیت و صلح را به انسان‌ها هدیه کند.

 

وی با اشاره به اینکه انقلاب اسلامی مقدمه‌ای برای اصلاح مدیریت فاسد استکبار جهانی و برپایی حکومت جهانی عدل به امامت حضرت ولی عصر (عج) است اظهار داشت: اوایل انقلاب برخی می‌گفتند ملت نمی داند برای چه انقلاب کرده اما ملت ما طرفدار عدل و مخالف ظلم بود درواقع خواست‌های ملت روشن بود، انقلاب اسلامی در مقطع اول خود قرار دارد زیرا برپایی یک انقلاب الهی با پیروزی در یک جغرافیا به پایان نمی‌رسد.

 

احمدی نژاد با تاکید بر اینکه در برخی مدیریت‌ها و عملکردها ضعف ‌هایی وجود دارد ولی با این وجود دستاوردهای انقلاب اسلامی بی‌نظیر بوده است، ادامه داد: یکی از این دستاوردها استقلال انسانی و ملی ما بود. امروز همه دنیا بداند که هیچ‌کس نه می‌تواند و نه باید خیال کند که اراده و سیاستی را به ملت ما تحمیل کند. عده‌ای در آن طرف دنیا می‌خواهند برای ملت تصمیم بگیرند اما آن سبو بشکست و آن پیمانه بریخت. اگر آن‌ها تلخ‌ترین شرایط را بر ما تحمیل کنند این ملت اجازه تصمیم‌گیری به آن‌ها نمی‌دهد.

 

وی با تاکید بر اینکه حفظ سرزمین و عمران و آبادی کشور، پیشرفت در عرصه علم و فناوری از دستاوردهای دیگر انقلاب اسلامی است افزود: البته ما می‌توانستیم بهتر عمل کنیم. با این وجود در عرصه عملکردها ، ضعف‌هایی داشته‌ایم که این ضعف‌ها به انسان‌ها برمی‌گردد نه اصل انقلاب.

 

رییس دولت نهم و دهم همچنین با بیان اینکه اگر آرمان‌های بزرگ ملت زنده باشد نوسانات عملکردی تاثیری در اراده ملت نخواهد داشت گفت: مهم این است که آرمان‌های انقلاب زنده بماند. هدف اصلی شیطان فارغ کردن ذهن مردم از آرمان های انقلاب است.

به گفته احمدی نژاد، آرمان انقلاب اسلامی عبارت است از تامین مقدمات برای استقرار حکومت جهانی توحید و عدالت به رهبری امام عصر(عج).

 

بهار حقیقی در راه است

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر اینکه تشکیل حکومت امام زمان یک جریان تاریخی است گفت: اراده الهی در جهت استقرار حکومت الهی است. خداوند وعده داده زمین به صالحان به ارث برسد. با این وجود تشکیل حکومت الهی هم دشمنانی دارد. بوش رییس جمهور اسبق آمریکا به عراق و افغانستان حمله کرد تا با اندیشه مهدویت مقابله کند اما این اتفاقات به نفع اندیشه مهدویت تمام شد.

وی ادامه داد: امروز هر حمایتی از مظلومان حرکتی در جهت استقرار حکومت عدل است. امام خمینی (ره) فرمود هرجا ظلم وجود دارد مبارزه هم وجود دارد. اکنون استقرار حکومت جهانی نیازمند وحدت همه ملت‌هاست. اگر ملت ما وحدت نداشت آیا می‌توانست بر حکومت پهلوی پیروز شود. تفرقه میان ملت‌ها اقدامی شیطانی است. امام می‌فرمود ما حزب جهانی مستضعفین را تشکیل می‌دهیم، این به معنای وحدت ملت‌هاست.

 

وی در ادامه با اشاره به اینکه برای استقرار حکومت عدل جهانی باید اندیشه‌ها و باورها تغییر کند گفت: امام خمینی (ره) باورها و مطالبات مردم را تغییر داد، وقتی این تغییر ایجاد شد انقلاب به پیروزی رسید. اکنون نیز ما باید مردم را با حقیقت امام آشنا کنیم. حکومت جهانی همچنین به انسان‌های دانشمند و عالم هم نیاز دارد. ما در این مسیر نباید از دشمن بترسیم. هارت و پورت دشمن نشانه خشم آنهاست.

 

احمدی نژاد در بخش دیگری از سخنان خود با بیان خاطرات دوران ریاست جمهوری خود گفت: در نیویورک رسانه‌ها به من گفتند که مردم از مواضع ضداسرائیلی من ناراحت هستند اما من به آن‌ها گفتم با هم به خیابان‌ها برویم و نظر مردم را بپرسیم که آن‌ها نیامدند. بسیاری از کارمندان رسانه‌های آن‌ها طرفدار ما هستند. هوگو چاوز نیز به امام زمان باور داشت و منتظر ظهور امام عصر بود. در مراسم تدفین او نمایندگان کشورهای مختلفی که حضور داشتند اظهار می‌کردند که آن‌ها با ما هستند. این وضعیت در اروپا ، آمریکا و آسیای شرقی هم وجود دارد. مردم آمریکا با سیاست‌های حکومت این کشور موافق نیستند. من در سفری در شرق آسیا بودم، پس از سخنرانی من یک پیرمرد بودایی که از علمای آن‌ها محسوب می‌شد گفت من 90 سال منتظر شنیدن چنین صحبت‌هایی بودم.

 

این عضو مجمع تشخیص مصلحت همچنین در بیان خاطرات خود گفت: در دانشگاه الازهر مصر هم وقتی گفته شد ایران به دنبال ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی است من گفتم کدام‌یک از علما اندازه پیامبر قرآن را فهم و درک کرده است که هیچ‌کس پاسخی نداد. من به آن‌ها گفتم ما باید دست به دست هم دهیم که قرآن و اسلام را بشناسیم و با هم دعوا نکنیم.

 

احمدی نژاد در بخش پایانی صحبت‌های خود با تاکید بر اینکه اکنون یک آگاهی و بیداری در میان مردم جهان به سرعت در حال رشد یافتن است، گفت: حکومت جهانی عدل از راه جنگ و خونریزی محقق نمی‌شود، زیرا این راه،‌ راه شیطان است. باید بدانیم بهار حقیقی در راه است و مفسدان با ظهور امام عصر از بین خواهند رفت.

 

به گزارش ایسنا با ورود احمدی نژاد به مسجدالمهدی مردم شعار "نه سازش نه تسلیم انرژی هسته‌ای" ، "انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست" و "ایرانی می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد" را سردادند.

 

انتهای پیام




طی مراسمی با حضور جانشین وزیر دفاع انجام شد

تحویل هواپیمای جدید جنگنده و آموزشی صاعقه 2 به نیروی هوایی ارتش

هواپیمای جدید جت جنگنده و آموزشی پیشرفته با نام صاعقه 2 ساخت سازمان صنایع هوایی وزارت دفاع، طی مراسمی رونمایی و به نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران تحویل داده شد.

 

به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، امیر حاتمی در حاشیه این مراسم - که در هشتمین روز از ایام الله دهه مبارک فجر و در آستانه 22 بهمن با حضور امیر حاتمی جانشین وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و امیر سرتیپ خلبان علیرضا برخور، جانشین فرمانده نیروی هوایی ارتش برگزار شد - در سخنانی با اشاره به راهبرد وزارت دفاع در تقویت ناوگان هوایی نیروهای مسلح با تکیه بر توان بومی گفت: هواپیمای جت مافوق صوت دوکابین صاعقه 2 که توسط دانشمندان و متخصصان افتخار آفرین سازمان صنایع هوایی وزارت دفاع و با مشارکت و همکاری نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران طراحی و تولید شده است با ماموریت پشتیبانی نزدیک برای انجام ماموریت های تاکتیکی و آموزش خلبانان در مرحله پیشرفته مورد بهره برداری قرا می گیرد.

 

جانشین وزیر دفاع در بیان مشخصات فنی هواپیمای صاعقه 2 که نسل دوم هواپیمای صاعقه است، اظهار کرد: در طراحی جدیدی که انجام شده، ضمن بالا بردن قدرت رزمی این هواپیما با به کارگیری سامانه های الکترواویونیک و سلاح پیشرفته امکان آموزش پیشرفته را برای جنگنده های سنگین موجود و یا جدید فراهم کرده است.

 

حاتمی تصریح کرد: تعمیق بومی سازی سامانه های مختلف با استفاده از نخبگان دانشگاهی و شرکت های دانش بنیان در طراحی، تولید و آزمون های مختلف این سامانه ها از دستاوردهای مهم دیگر این هواپیما به شمار می رود.

 

جانشین وزیر دفاع همچنین گفت: این دستاورد مهم در راستای خوداتکایی در بخش جنگنده ها و هواپیماهای آموزشی است که مورد تاکید مقام معظم رهبری بوده است؛ که این مهم جمهوری اسلامی ایران را در شمار معدود کشورهای دارای کلاس های مختلف از هواپیمای جنگنده و آموزشی بومی قرار می دهد.این دستاورد مهم و ارزشمند، نشان داد فرزندان رشید ملت ایران در وزارت دفاع و نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با همان روحیه سال های اول انقلاب و دوران دفاع مقدس و با توکل به خدا، خودباوری و تکیه بر توان و استعدادهای ذاتی خود، در مسیر خودکفایی و استقلال صنعت هوایی و قطع وابستگی ها، مصمم و استوار گام های ترقی و پیشرفته را تا رسیدن به قله های فناوری پیچیده هوایی طی می کنند.

 

حاتمی با تبریک این دستاورد بزرگ به محضر فرماندهی معظم کل قوا، نیروهای مسلح و ملت ایران، از تلاش های جهادی و همت بلند دانشمندان ، متخصصان و مدیران صنایع هوایی وزارت دفاع و نیروی هوایی ارتش تشکر و تاکید کرد: در سایه رهبری های حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حمایت های رئیس جمهور محترم و تاسی به فرهنگ، کار و مدیریت جهادی راه مقدسی که هزاران شهید، جانباز و آزاده به رهبری حضرت امام خمینی (ره ) برای استقلال، عظمت و سربلندی ایران اسلامی آغاز کردند با صلابت و قدرت ادامه خواهد یافت.














 




بیانات در دیدار مسئولان نظام

16/4/1393


در نهمین روز ماه مبارک رمضان ۱۴۳۵
در حسینیه امام خمینی رحمه‌الله

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین‌
اوّلاً خوشامد عرض میکنم به یکایک برادران و خواهران، مسئولان عزیز و متعهّد نظام جمهورى اسلامى. بسیار جلسه‌ى خوبى است و ان‌شاءالله مشحون از برکات الهى و هدایت الهى و نورانیّت این ماه خواهد بود. بیانات جناب آقاى رئیس جمهور(۱) هم بیانات بسیار خوب و شافى و وافى(۲) بود. آنچه نیّت و همّت مسئولان کشور است، امیدواریم به برکت این ماه و به برکت ادعیه‌ى زاکیه‌ى صالحان و مؤمنان و صائمان،(۳) به نتایج مورد نظر مسئولان عزیز ما برسد.
ماه رمضان را «مبارک» نامیده‌اند؛ علّت مبارک بودن این ماه، این است که راه نجات از آتش و فوز به جنّت است، که در دعاى روز ماه رمضان [میخوانیم‌]: وَ هذا شَهرُ العِتقِ مِنَ النّارِ وَ الفَوزِ بِالجَنَّة.(۴) آتش و دوزخ الهى و همچنین بهشت و نعیم الهى در همین دنیا موجود است. آنچه در نشئه‌ى آخرت تحقّق پیدا میکند، باطن همان چیزى است که در اینجا است: «وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالکفِرین»(۵)؛ جهنّم در همین‌جا، در همین نشئه، در همین زندگى، کافران و ظالمان و معاندان و مخالفان را احاطه کرده است؛ بهشت هم همین‌جور.
اینکه ما از جهنّم به بهشت برویم، دست خود ما است؛ در همین‌جا تحقّق پیدا میکند و صورت عینى و باطنى و واقعى آن در آن نشئه دیده میشود. ما میتوانیم این سفر را، این سِیر از دوزخ بدکردارى، دوزخ بددلى، دوزخ بداندیشى، از این دوزخ که مال این دنیا است را به بهشت نیک‌کردارى، به بهشت نیک‌اندیشى و نیک‌رفتارى و نیک‌خویى انجام بدهیم؛ اسم این حرکت «انابه» است، «توبه» است. لذا در دعا وارد شده است: وَ هذا شَهرُ اِلانابَةِ وَ هذا شَهرُ التَّوبَة»(۶)؛ با انابه، با توبه، عِتق(۷) از نار و فوز به جنّت حاصل خواهد شد.
یکى از برکات ماه مبارک رمضان دعاهایى است که در این ماه وارد شده است. این دعاها، هم کیفیّت سخن گفتن با خدا و استعانت از پروردگار و توجّه به خدا را به ما تعلیم میدهد، هم معارف بسیارى را که نظیر آن را انسان حتّى در روایات متعارف اخلاقى پیدا نمیکند، به ما تعلیم میدهند. من دو فِقره از دعاهاى این ماه را انتخاب کرده‌ام که اینجا در آغاز عرایضم عرض کنم. انتخاب این دو فِقره هم به‌خاطر نیاز امروز من و شما است؛ ما امروز به‌عنوان مسئولان کشور عزیزمان و مسئولان نظام جمهورى اسلامى، احتیاج مبرمى داریم به کار جدّى و پیگیر و همراه با صفا و اخلاص؛ این دعاها ما را به این سمت حرکت میدهد. یک دعا، دعاى روز اوّل ماه مبارک رمضان است که من از این دعا، این فِقره را انتخاب کرده‌ام: اَللهُمَّ اجعَلنا مِمَّن نَوَى فَعَمِلَ وَ لا تَجعَلنا مِمَّن شَقِىَ فَکَسِلَ وَ لا مِمَّن هُوَ عَلى‌ غَیرِ عَمَلٍ یَتَّکِل»؛(۸) سه جمله است. جمله‌ى اوّل عرض میکند: اَلَّلهُمَّ اجعَلنا مِمَّن نَوَى فَعَمِلَ؛ پروردگارا ! ما را از کسانى قرار بده که با نیّت، با قصد، با معرفت عمل انجام میدهند؛ عملِ هدف‌دار، عمل همراه با نیّت، عملى که از پیش معلوم است که در چه جهتى و به سمت چه مقصدى است. جمله‌ى دوّم: وَ لا تَجعَلنا مِمَّن شَقِىَ فَکَسِل؛ ما را از آن تیره‌روزانى قرار نده که دچار تنبلى و بیکارگى هستند. کسالت یعنى تنبلى، یعنى بیکارگى؛ ما را از اینها قرار نده. دعا این را به ما تعلیم میدهد. جمله‌ى سوّم: وَ لا مِمَّن هُوَ عَلى‌ غَیرِ عَمَلٍ یَتَّکِل؛ ما را از کسانى قرار نده که تکیه‌شان به چیزى غیر از عمل است. نشستن و آرزو کردن و حرّافى کردن و بافتن مطالبى به یکدیگر در جلسات، بدون اینکه عملى به دنبال آن باشد؛ ما را از اینها قرار نده. ببینید درس موجود در این دعا این است. مؤمن در روز اوّل ماه رمضان با این نفَس وارد این ضیافت الهى میشود. خود این یکى از مائده‌هاى بزرگ این ضیافت است. این یک دعا.
دعاى دوّم، دعاى هرروز ماه مبارک است؛ در این دعا عرض میکند: وَ اَذهِب عَنّى فیهِ النُّعاسَ وَ الکَسَلَ و السَّأمَةَ و الفَترَةَ وَ القَسوَةَ وَ الغَفلَةَ وَ الغِرَّة؛(۹) پروردگارا! من را از این خصلتها و از این خصوصیّات برکنار بدار؛ این خصوصیّات اینها است: اوّل «النُّعاس»، خواب‌آلودگى؛ دوّم «الکَسَل»، یعنى همان بیکارگى و تنبلى؛ سوّم «السَّأمَة»، ملول شدن، از یک چیزى دل‌زده شدن، دل‌زدگى؛ بعد «الفَترَة»  یعنى سهل‌انگارى، کارها را با سهل‌انگارى گذراندن، در کارها استحکام را رعایت نکردن؛ بعد «القَسوَة»، سخت‌دلى، تحجّر، عدم انعطاف؛ بعد «الغَفلَة»؛ غافل شدن و گیج خوردن از موقعیّت خود و آنچه دارد میگذرد و آنچه پیش روى ما است و آنچه پیرامون ما است؛ و آخرى «الغِرَّة»؛ فریب‌خوردگى، مغرور شدن، فریب خوردن؛ من را از اینها برحذر بدار. ببینید اینها چه درسهایى است. خب، کاربرد این مفاهیم - که مفاهیم متعالى بسیار برجسته‌اى است - براى مسئولان و دارندگان شئون کارى و جمعى، خیلى مهم‌تر از کاربرد آن در مورد افراد معمولى و عادّى است. اینکه ما میگوییم ما را دچار تنبلى مکن، دچار قسوت نکن، دچار غفلت نکن، از دو نظر محتاج این درخواست الهى هستیم و محتاج این مراقبتیم: یکى از نظر شخصىِ خودمان که نلغزیم، اشتباه نکنیم، دچار مشکل نشویم؛ یکى از نظر حوزه‌ى مأموریّتمان و مسئولیّتمان. شما مثل ناخدایى هستید که دارد کشتى را میراند، مثل خلبانى هستید که دارد هواپیما را سِیر میدهد؛ مسئله‌ى شما فقط مسئله‌ى حفظ جان خودتان نیست؛ فرق میکنید با آن کسى که سوار اتومبیل شخصىِ خودش است و تنها دارد در جاده حرکت میکند؛ مسئولیّت او فقط مسئولیّت جان خودش است؛ شما نه، جماعتى با شما هستند. اینها است که کفّه‌ى مسئولیّت را و لزوم تعهّد را در مورد این مسائلى که ذکر شد سنگین‌تر میکند.
در ادبیّات مذهبى ما، ماه رمضان، ماه تقابل شیطان و رفتارهاى شیطانى از یک سو، و رفتارهاى رحمانى و اطاعت و عبودیّت از سوى دیگر است. گفته میشود که شیطان در ماه رمضان لگام‌زده است - این از یک طرف - و گفته میشود که ماه رمضان، ماه اطاعت و عبودیّت است، که کوتاه‌ترین کلمه و پُرمغزترین کلمه، کلمه‌ى تقوا است: کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ کَماکُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقون.(۱۰) مسئله، مسئله‌ى تقابل شیطان و تقابل تقوا است. کار شیطان اغوا کردن است؛ اغوا یعنى چه؟ یعنى ایجاد اختلال در دستگاه محاسبه‌ى شما - شیطان این است دیگر - نقطه‌ى مقابل، کارکرد تقوا است؛ سعى شیطان این است که شما را اغوا کند، یعنى دستگاه عقل را، دستگاه فطرت را، دستگاه سنجش صحیح را که در وجود انسان گذاشته شده است، از کار بیندازد؛ یعنى انسان را دچار خطاى در محاسبه کند. کار تقوا نقطه‌ى مقابل است: اِن تَتَّقُوا اللهَ یَجعَل لَکُم فُرقانا،(۱۱) تقوا به شما فرقان، یعنى آگاهى براى جدا کردن حق از باطل را میدهد. در آیه‌ى شریفه‌ى دیگر [میفرماید]: وَ اتَّقُوا اللهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ الله؛(۱۲) تقوا موجب این است که خداى متعال دریچه‌هاى دانش را، آگاهى را، دانایى را به روى شما باز کند.
 تأثیر شیطان در دستگاه محاسبه‌ى ما، از راه تهدید و تطمیع است؛ از یک طرف ما را میترساند: آیه‌ى شریفه‌ى قرآن در سوره‌ى مبارکه‌ى آل‌عمران [میفرماید]: اِنَّما ذلِکُمُ الشَّیطنُ یُخَوِّفُ اَولِیآءَهُ فَلا تَخافُوهُم وَ خافُونِ اِن کُنتُم مُؤمِنین.(۱۳) در قضیّه‌ى غزوه‌اى که بعد از اُحد اتّفاق افتاد - که آمدند شایعه کردند که دشمن آمد، پدرتان درآمد، همه چیزتان از دست رفت - پیغمبر فرمود: آن کسانى که امروز در جنگ اُحد زخمى شدند، همانها شمشیر بردارند و بیایند؛ اگر هیچکدامتان هم نیایید، من تنها خواهم رفت. پیغمبر اکرم راه افتاد، کسانى که آن روز در اُحد زخمى شده بودند، شمشیر برداشتند با پیغمبر راه افتادند رفتند و دشمن را که در نزدیک مدینه - [خبر] درست بود - کمین کرده بود و قصد داشت که حمله کند به‌صورت غافلگیرکننده، تارومار کردند و برگشتند. فَانقَلَبوا بِنِعمَةٍ مِنَ اللهِ وَ فَضلٍ لَم یَمسَسهُم سوء؛(۱۴) بعد میفرماید که: اِنَّما ذلِکُمُ الشَّیطنُ یُخَوِّفُ اَولیاءَه.(۱۵) یکى از کارهاى شیطان ترساندن است: اَلشَّیطنُ یَعِدُکُمُ الفَقر؛(۱۶) شما را از فقر میترساند - بنابر یک احتمال در معناى این آیه‌ى شریفه - این تهدید بود، از طرف دیگر تطمیع است؛ از سوى دیگر وعده میدهد شیطان، وعده‌هاى فریبنده؛ اینجا هم آیه‌ى شریفه‌ى قرآن میفرماید: یَعِدُهُم وَ یُمَنّیهِم وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیطنُ اِلّا غُرورا؛(۱۷) وعده میدهد، آرزوها را در دل آنها بیدار میکند، زنده میکند، یک آینده‌ى رنگى و دروغین و خیالى مثل سراب در مقابل چشم مؤمنینِ‌به‌خود میگذارد؛ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیطنُ اِلّا غُرُورا؛(۱۸) امّا فریب است. از یک طرف تهدید، از یک طرف تطمیع؛ مثل رفتارى که امروز آمریکا دارد و قدرتهاى استکبارى همیشه [دارند]؛ از یک طرف تهدید میکنند، از یک طرف تطمیع میکنند. تطمیع، فقط تطمیع شخصى نیست؛ تطمیع‌هاى کلّى: «چنین میکنیم، چنان میکنیم»؛ بعد هم نمیکنند، دروغ میگویند؛ کار شیطان این است. همه‌ى این کارهایى که شیطان انجام میدهد - این اغوا، این تهدید و تطمیع - براى این است که دستگاه محاسباتىِ انسان مؤمن را از کار بیندازد تا محاسبه‌ى غلط انجام بدهد؛ وقتى دستگاه محاسباتى از کار افتاد، کار خراب میشود. محاسبه‌ى غلط، یکى از بزرگ‌ترین خطرها است؛ گاهى حیات انسان را تهدید میکند؛ گاهى سرنوشت انسان را تهدید میکند؛ چون توان انسان، نیروى انسان، توانایى‌هاى انسان، تحت سرپنجه‌ى اراده‌ى او است، و اراده‌ى انسان تحت تأثیر دستگاه محاسباتى او است: اگر دستگاه محاسباتى بد کار کرد، اراده‌ى انسان تصمیمى میگیرد و در جهتى میرود که خطا است؛ آن‌وقت نیروهاى انسان، همه‌ى توانایى‌هاى انسان در این جهتِ خطا به کار مى‌افتد؛ این آن چیزى است که باید مراقب آن باشید. عرض کردیم، مراقبت در مورد شخصى که مسئولیّت ندارد به یک معنا است، مراقبت در مورد من و شما که حوزه‌ى مسئولیّتى داریم، به یک معناى دیگر است. مراقب باشیم که دستگاه محاسباتى ما به‌وسیله‌ى شیطانهاى انس و جن دچار اختلال نشود، مسائل را بد نفهمیم. شیطان که فقط شیطان جنّى نیست؛ ابلیس که فقط نیست؛ جَعَلنا لِکُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّا شَیطینَ الاِنسِ وَ الجِنِّ یوحى بعضُهُم اِلى‌ بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُرورًا؛(۱۹) شیاطین انس و جن به هم کمک هم میکنند. من همین‌جا تأکید کنم: یکى از خطاهاى محاسباتى این است که انسان در چهارچوب عوامل محسوس و صرفاً مادّى محدود بماند؛ یعنى عوامل معنوى را، سنّتهاى الهى را، سنّتهایى که خدا از آنها خبر داده است، آن چیزهایى را که با چشم دیده نمیشود، ندیده بگیرد؛ این یکى از خطاهاى بزرگ محاسباتى است. خداوند فرموده است: اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت اَقدامَکُم،(۲۰) دیگر از این واضح‌تر؟ اگر شما در راه خدا حرکت کنید، دین خدا را نصرت کنید، خدا شما را نصرت خواهد داد؛ این سنّت الهى است، این غیر قابل تغییر است: وَ لَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللهِ تَبدیلاً؛(۲۱) اگر در راه احیاى دین الهى حرکت کردید و این جهت را رعایت کردید، خدا شما را نصرت خواهد داد. این را قرآن گفته است، با این صراحت که وعده‌ى الهى است؛ ما هم در عمل آن را تجربه کرده‌ایم. بدانید این قطعه‌ى تاریخ انقلاب در تاریخ ممتدّى که در طول نسلهاى آینده، مورد بحث قرار خواهد گرفت، یکى از برجسته‌ترین مقاطع تاریخى است. در دنیاى مادّى، در دنیاى تسلّط ابرقدرت‌ها، در دنیاى ستیزه‌گرى همه‌جانبه‌ى با اسلام و معارف اسلامى و ارزشهاى اسلامى، یک نظامى به‌وجود بیاید برپایه‌ى اسلام، آن هم درست در نقطه‌اى که بیش از همه‌جاى دنیا تأثیر عوامل آن قدرتهاى منحرف کننده نفوذ داشتند و حضور داشتند. [این] چیز عجیبى است؛ من و شما عادت کردیم. این همان «اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم» است. وَ یُثَبِّت اَقدامَکُم؛ دچار تزلزل هم نمیشوید، کما اینکه نشدیم. ملّت ایران دچار تزلزل نشد؛ این همه فشار، این همه توطئه، این همه آزار، این همه ناجوانمردى، ملّت ایران منصرف نشد. این یکى از سنّتهاى الهى است.
 آیه‌ى شریفه‌ى قرآن [میفرماید]: اَلَم تَرَ کَیفَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةٍ کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةً اَصلُها ثابِت وَ فَرعُها فِى السَّماء. تُؤتى اُکُلَها کُلَّ حینٍ بِاِذنِ رَبِّها.(۲۲) کلمه‌ى طیّب، اقدام درست، اقدام پاکیزه، اقدام براى خدا این‌جورى است، که این میماند، در زمین ریشه میدواند، مستحکم میشود و ثمربخش خواهد بود. نظام جمهورى اسلامى آن کلمه‌ى طیّب است، مثل شجره‌ى طیّبه باقى مانده است، مستحکم‌تر شده است. امروز نظام جمهورى اسلامى به‌عنوان یک نظام، به‌عنوان یک حکومت، به‌عنوان یک مجموعه‌ى سیاسى با سى سال قبل از لحاظ استحکام قابل مقایسه نیست. در دو آیه بعد [میفرماید]: یُثَبِّتُ اللهُ الَّذینَ ءامَنوا بِالقَولِ الثّابِتِ فِى الحَیوةِ الدُّنیا وَ فِى الآخِرَة.(۲۳) همان تثبیت و اثبات را مجدّداً تکرار میکند. این عوامل را باید دید؛ در محاسبات ما این عوامل باید به حساب بیاید. همه‌ى عوامل سعادت و شقاوت و پیشرفت و پسرفت و به موفّقیّتها دست یافتن و نیافتن، در چهارچوب عوامل مادّىِ متعارفى که اهل مادّه، اهل محسوسات، به آنها دل خوش میکنند، محدود نمیماند؛ این عوامل در کنارش وجود دارد.
 آنچه من میخواهم در این بخش از عرایضم - که عمده‌ى حرف من هم همین است - عرض بکنم، این است که ما امروز در محاسباتمان نباید دچار اشتباه بشویم؛ نگذارید دشمن در دستگاه محاسباتى شما اثر بگذارد؛ نگذارید اغوا کند؛ نگذارید تطمیع او یا تهدید او اثر بگذارد. امروز نبرد جمهورى اسلامى با استکبار - که با انقلاب آغاز شد و همچنان با قوّت ادامه دارد - همان نبرد پیغمبران با طواغیت زمان، با شیاطین انس و جن است. ما دنبال آرمانهاى بلند هستیم؛ دنبال تشکیل جامعه‌ى اسلامى، نظام اسلامى، کشور اسلامى، امّت اسلامى و تحقّق بخشیدن به آرزوهاى بزرگ پیامبران و صدّیقان و شهیدان [هستیم‌]؛ و دستگاه‌هاى شیطانى زمان یک جبهه‌اند و طبعاً با یک‌چنین حرکتى مخالفند. [بنابراین] کارشکنى میکنند، اذیت میکنند، تهدید میکنند؛ در عین حال با همه‌ى زرق و برقى که آن جبهه‌ى مقابل دارد و جلال ظاهرى و توانایى‌هاى مادّى‌اى که دارد، این حرکت الهى و حرکت پیامبرانه راه خودش را دارد ادامه میدهد و پیش میرود، اثر میگذارد، روزبه‌روز توسعه پیدا میکند، روزبه‌روز عمق پیدا میکند.
 آنچه ما امروز در مجموعه‌ى رفتار دستگاه استکبار مشاهده میکنیم، همین است؛ هدف ایجاد اختلال در نظام محاسباتى و دستگاه محاسباتى من و شما است. در میدانهاى دیگر، استکبار نتوانسته است، کارى از او برنیامده است. در میدانهاى واقعى، تنها دو عامل مادّى در اختیار جبهه‌ى استکبار بوده و هست: یکى تهدید نظامى، یکى تحریم. استکبار غیر از این دو هیچ چیز در اختیار ندارد. از لحاظ قدرت منطق، قدرت استدلال، توانایى بر اثبات حقّانیّت، دست استکبار بسته است. تنها دو کار میتواند بکند: یکى تهدید نظامى است که مرتّب میکند، یکى هم تحریم؛ این دو هم علاج دارد. تحریم را با مجاهدتِ در باب اقتصاد مقاومتى بایستى خنثى کرد. این نکته‌اى که امروز رئیس جمهور محترم گفتند؛ قبلاً هم ایشان گفته بودند و این نکته‌ى کاملاً درستى است: برنامه‌هاى اقتصادى براساس و با فرض ماندن تحریمها بایستى برنامه‌ریزى بشود و تعقیب بشود و تحقّق پیدا بکند. فرض کنیم که این تحریمها ذرّه‌اى و سرِ سوزنى کم نخواهد شد؛ که حالا خود آنها هم همین را میگویند. آنها هم میگویند که تحریمها دست نخواهد خورد، حتّى از حالا شروع کردند که اگر در زمینه‌ى هسته‌اى هم به توافق برسیم، معناى آن این نیست که همه‌ى تحریمها برداشته خواهد شد؛ هنوز چیزهاى دیگرى هم هست؛ این همان حرفى است که ما همیشه میگفتیم. من بارها در همین جلسه و جلسات گوناگون دیگر عرض کرده‌ام(۲۴) که [موضوع] هسته‌اى بهانه است؛ مسئله‌ى هسته‌اى هم نباشد، یک بهانه‌ى دیگرى مى‌آورند: مسئله‌ى حقوق بشر هست، مسئله‌ى حقوق زنان هست، مسائل گوناگون فراوان را میسازند؛ جعل کردن و بهانه‌گیرى که خیلى مایه‌اى نمیخواهد، دستگاه تبلیغاتى و امپراتورى تبلیغاتى هم که در اختیار آنها است. بنابراین، علاج مسئله‌ى تحریم، عبارت است از همین اقتصاد مقاومتى؛ که حالا من بعد چند جمله‌اى را در این زمینه عرض خواهم کرد.
 امّا مسئله‌ى تهدید نظامى؛ امروز در دنیا کمتر کسى است که تهدید نظامى را جدّى بگیرد؛ حالا آمریکایى‌ها میگویند ایرانى‌ها جدّى نمیگیرند؛ ما فقط نیستیم که جدّى نمیگیریم؛ در دنیا خیلى‌ها هستند که این تهدید را جدّى نمیگیرند. ناظران جهانى خیلى باور ندارند که این تهدید، تهدید جدّى است؛ چون تشخیص ناظران جهانى و آگاهان به سیاست این است که اگر حمله‌ى نظامى براى آمریکا مقرون به صرفه بود، یک لحظه تأمّل نمیکرد. اینها از اینکه یک عدّه‌اى کشته خواهند شد، یک‌جایى بحران به وجود خواهد آمد، از این ناراحت میشوند؟ کسانى که هشت سال از گرگى به نام صدّام با همه‌ى وجود حمایت کردند، کسانى که هواپیماى مسافربرى را روى آسمان بدون هیچ بهانه‌اى زدند(۲۵) و چند صد نفر را - زن و مرد و کودک بى‌خبر و بى‌گناه را - نابود کردند و به خون کشیدند، اینها از آدمکشى میترسند؟ کسانى که هرجا دستشان رسیده است و توانسته‌اند بحران‌سازى کردند؛ این اجتماعات رنگى - به قول خودشان «انقلابهاى رنگى» - در این کشورها [به وجود آوردند، در] کدام یک از اینها است که قدرتهاى استکبارى و در مقدّم آنها آمریکا پیشقدم [نباشد] و حضور نداشته باشد؟ داخل کشورها بحران‌سازى میکنند، حالا این بحرانها به کشتار بینجامد، به جنگ داخلى بینجامد، برایشان مهم نیست. کسانى که به افغانستان حمله کردند، به عراق حمله کردند، صدها هزار نفر کشته شدند؛ کسانى که در عراق بعد از پایان عملیّات نظامى هم به‌وسیله‌ى دستگاه‌هاى امنیّتى و شرکتهاى مزدورِ براى آدمکشى مثل بلک‌واتر - که قبلاً یک‌وقتى از آنها اسم آوردیم -(۲۶) آدم‌ها را نفر به نفر در بغداد و در سایر شهرهاى عراق کشتند، اینها از آدمکشى میترسند؟ اینها از کشته شدن انسانها باک دارند؟ [به این چیزها] اهمّیّت میدهند؟
 مسئله این نیست که تهدید نظامى به‌خاطر این است که نمیخواهند. مکرّر میگویند اسرائیل تهدید نظامى میکند، آمریکا مانع میشود! خب چرا آمریکا مانع میشود؟ اگر این حرف واقعیّت داشته باشد، اگر این حرف راست باشد، به‌خاطر چیست؟ خیلى وجدانشان آزرده میشود از اینکه حمله‌ى نظامى به یک کشورى بشود، یک عدّه‌اى کشته بشوند؟ نه، مقرون به صرفه نمیدانند. بنده هم قاطعاً میگویم: حمله‌ى نظامى به جمهورى اسلامى ایران براى هیچ کشورى مقرون به صرفه نیست. امروز خود آمریکایى‌ها حمله‌ى به عراق را تخطئه میکنند. نکته‌ى مهم و جالب توجّه این است که این کار را نه از باب اینکه جنایت بود، تخطئه میکنند؛ [نه‌]، میگویند به صرفه‌ى آمریکا نبود! یعنى اگر به صرفه‌ى آمریکا بود، اشکالى نداشت. نمیگویند ما خطا کردیم که آدم کشتیم، خطا کردیم به مردمى بى‌گناه حمله کردیم، خطا کردیم که سربازان ما [درِ] خانه‌هاى مردم را با لگد باز کردند، زن و بچه‌ى مردم را جلوى چشم همه به خاک و خون کشیدند؛ این را نمیگویند.
 [الان‌] سربازهایشان به‌خاطر فجایعى که در آنجا انجام گرفته است، دچار مشکل روانى‌اند، امّا به صورت رسمى اعتراف نمیکنند؛ میگویند این کار به صرفه نبود. خب، بنابراین هم در زمینه‌ى تحریم، هم در زمینه‌ى تهدید نظامى، دست دشمن خالى است: وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَونَ اِن کُنتُم مُؤمِنین؛(۲۷) اگر ما [مؤمن باشیم‌]، دشمن در میدان واقعى کارى نمیتواند بکند. خب، حالا که کارى در میدان واقعى نمیتواند انجام بدهد و دستش از تأثیرگذارى خالى است، راه علاج دشمن چیست؟ راه علاج این است که دستگاه محاسبه‌ى طرف مقابل را دچار اختلال کند؛ دستگاه محاسباتى من و شما را؛ این کار را هم با تبلیغات، با کار سیاسى، با تماسهاى گوناگون دنبال میکنند؛ میدانند که جمهورى اسلامى براى رسیدن به هدفهاى خود داراى توان است؛ باید نخواهد؛ اگر «خواست»، میتواند؛ میخواهند کارى کنند که نخواهد. امروز تلاش دنیاى استکبار و در رأس آنها آمریکا است و این همان جنگ نرمى است که ما از چند سال قبل از این درباره‌ى آن بحث کردیم، حرف زدیم؛ دیگران هم گفته‌اند و نوشته‌اند و بحث کرده‌اند.
 محاسبات ما را نمیتوانند عوض کنند؛ محاسبات جمهورى اسلامى از روز اوّل براساس منطق عقلانى بوده است؛ براساس یک قوّه‌ى عاقله‌اى بوده است. عناصرى که این محاسبات را شکل میداده اینها است: اوّل، اعتماد به خدا و سنن آفرینش؛ دوّم، بى‌اعتمادى به دشمن و شناخت او. از جمله‌ى موارد اعتماد به خدا و سنن آفرینش، اعتماد به مردم است؛ اعتماد به ایمانها است؛ اعتماد به محبّتها است؛ اعتماد به انگیزه‌هاى صادقانه است؛ اعتماد به صدق مردم است - که امام بزرگوار ما مظهر این اعتماد بود - اعتقاد به خودباورى و اینکه «ما میتوانیم»؛ تکیه‌ى به عمل و پرهیز از بیکارگى؛ اعتماد به نصرت الهى؛ تکیه‌ى به تکلیف و مجاهدت در راه تکلیف؛ اینها آن چیزهایى است که از روز اوّل تا امروز مجموعه‌ى عناصر قوّه‌ى عقلانى نظام اسلامى را - که پایه و زیربناى حرکت او بود - شکل داده است؛ بیانات امام را مراجعه کنید؛ فرمایشات امام مملو و مشحون از همین معارف و معانى است؛ بهره‌گیرى از تجربه‌ها، تجربه‌ى رفتار قدرتهاى مستکبر با ملّتهاى زیردست؛ مجاهدت براى استقلال، مستقل ماندن، مستقل زیستن. استقلال یعنى چه - حالا بعضى‌ها در اصل مفهوم استقلال خدشه میکنند که یعنى چه استقلال - استقلال یعنى آزادى از اراده‌ى بیگانگان و اراده‌ى دیگران؛ این معناى استقلال است؛ این را هیچ عقلى میتواند انکار کند؟ معناى استقلال این است که یک ملّتى سرنوشت خودش را خودش تعیین کند. این کشور سالهاى متمادى دچار استقلال نبود؛ استقلال ظاهرىِ سیاسى بود، امّا مغزافزار این نظام و این کشور دست دیگران بود؛ آنها بودند که تصمیم میگرفتند؛ آنها بودند که کار میکردند؛ افرادى هم در داخل بودند، بعضى دلبسته‌ى آنها، بعضى هم نه‌چندان دلبسته، امّا مجبور و ناگزیر دنبال آنها راه مى‌افتادند. استقلال، ایستادگى در مقابل یک چنین حالتى است.
 خب، مخالفت استکبار با این عقلانیّت است. اگر کسى خیال کند که اسم اسلام موجب میشود که با جمهورى اسلامى مخالف باشند، نه، اسم اسلام و ظواهر اسلامى و تشریفات اسلامى هیچ کس را به مخالفت وادار نمیکند. امام یک وقتى در یکى از صحبتهایشان میفرمودند:(۲۸) وقتى که انگلیس‌ها در دهه‌ى دوّم قرن بیستم - هزار و نهصد و خرده‌اى - آمدند وارد عراق شدند و مسلّط شدند، بعد آن فرمانده‌ى نظامى انگلیسى دید یک نفرى فریادى بلند کرده، دارد صدایى میزند، دستپاچه شد - روى مناره یک کسى اذان میگفت - پرسید این سرو صدایى که هست چیست؟ گفتند اذان میگوید. گفت علیه ما است؟ یکى گفت نه؛ گفت خب، هرچه میخواهد بگوید. اذانى که علیه او نباشد، «الله‌اکبر»ى که او را کوچک نکند، خب هرچه میخواهد بگوید، بگوید. مسئله مسئله‌ى اسم اسلام و تشریفات اسلامى نیست. امروز کشورهایى اسم اسلام را دارند، تشریفات اسلامى را هم کم‌وبیش دارند، امّا نفتشان در اختیار استکبار است، امکاناتشان در اختیار استکبار است، منابع حیاتى‌شان در اختیار آنها است؛ هیچ مخالفتى با آنها نیست، خیلى هم دوستند.
 یک حرف خوبى را اخیراً یک جایى خواندم؛ یکى از کارشناسان دولتى آمریکا گفته است: آشتى میان ایران و آمریکا امکان‌پذیر است، امّا میان جمهورى اسلامى با آمریکا ممکن نیست؛ حرف درستى زده. ایرانى که در رأس آن خاندان پهلوى باشند - که همه چیزشان را در اختیار آنها میگذارند - البتّه آشتى با این ممکن که هیچ، لازم هم هست؛ بالاتر از آشتى هم لازم است. مسئله، مسئله‌ى جمهورى اسلامى است؛ جمهورى اسلامى یعنى استقلال، آزادى، پایبندى به ایمان اسلامى، حرکت در مسیر اسلام، تن ندادن به تحمیلات دشمنان، دعوت امّت اسلامى به اتّحاد - درست نقطه‌ى مقابل آن‌چیزى که آنها میخواهند - البتّه با این بدند. خب، این عرض اصلى ما بود: خودباورى را فراموش نکنیم؛ ایمان را فراموش نکنیم؛ عمل را فراموش نکنیم؛ تسلیم تنبلى و سهل‌انگارى و ملالت و دل‌زدگى نشدن را فراموش نکنیم؛ اینها درسهاى ماه رمضان است.
 چند توصیه عرض کنیم: یک توصیه خطاب به همه‌ى مسئولین است. نگاه به اوضاع سیاسى جهان و منطقه نشان میدهد که ما در مقطع حسّاسى هستیم؛ به معناى واقعى کلمه، امروز یک پیچ تاریخى است. این را بدانید! اگر قوى نباشید زور خواهید شنفت؛ نه از آمریکا و غرب، حتّى از موجودى مثل صدّام. اگر قوى نباشید به شما زور میگویند، بر شما تحمیل میکنند. باید قوى بشوید. عناصر قوّت چیست؟ چگونه میشود فهمید و قبول کرد که ما قوى هستیم؟ روحیّه، امید، کاروتلاش، شناخت رخنه‌هاى اقتصادى، رخنه‌هاى فرهنگى، رخنه‌هاى امنیّتى - اینها را بشناسید و این رخنه‌ها را ببندید - هم‌افزایى دستگاه‌هاى مسئول - به هم کمک کنند دستگاه‌ها - هم‌افزایى دستگاه‌هاى مسئول با مردم؛ اینها عناصر قوّت است. این یک توصیه که این توصیه به همه است.
 توصیه‌ى دوّم این است که تا میتوانید و فرصت هست کار کنید؛ فرصتها محدود است. ما اشخاص رو به زوالى هستیم، فرصت محدودى داریم، تا میتوانیم، تا هستیم، کار کنیم. نگویید نمیگذارند؛ این نمیگذارند حرف قابل پذیرشى نیست. خیلى‌ها هم میگفتند، قبلاً هم میگفتند، حالا هم بعضى‌ها میگویند نمیگذارند؛ نمیگذارند یعنى چه؟ شما چه در مجلس، چه در دولت، چه در قوّه‌ى قضائیّه، چه در نیروهاى مسلّح، چه در بخشهاى گوناگون مربوط به دولت، توانایى‌هایى دارید، امکاناتى در اختیار دارید، از این امکانات استفاده کنید؛ تا میتوانید کار کنید؛ نگذارید لحظه‌اى بیکار بگذرد.
 توصیه‌ى سوّم [این است که‌] حرکت را براساس اصول انقلاب تنظیم کنید؛ از حاشیه‌سازى پرهیز کنید، به حلّ مشکلات مردم بپردازید. رابعاً هم‌گرایى بخشى و هم‌گرایى قوّه‌اى را مهم بشمارید. بنده توصیه‌ى مکرّر میکنم به مسئولین محترم قواى سه‌گانه که جلساتشان را به‌طور مرتّب داشته باشند؛ خیلى از مسائل در این جلسات مشترک حل میشود: جلسات دولت و مجلس، جلسات قوّه‌ى قضائیّه و دولت، جلسات قوّه‌ى قضائیّه و مجلس؛ این دیدارها، این تبادل نظرها، این استفاده‌ى از نظرات یکدیگر، موجب هم‌افزایى است. و مسئله‌ى مدیریّت جهادى؛ این توصیه مربوط به همه است.
 توصیه‌اى به خصوص دولت و قوّه‌ى مجریّه: اوّلاً این را همه بدانند، بنده دولت را حمایت میکنم. من از همه‌ى توانى که در اختیارم هست استفاده خواهم کرد براى کمک به دولت؛ دولت را تأیید میکنم، حمایت میکنم، مثل همه‌ى دولتهاى گذشته. نسبت به مسئولان بلندپایه‌ى دولت - آنهایى که میشناسم - اعتماد دارم. همه‌ى دولتهایى که بعد از انقلاب سر کار آمدند، دولتهاى منتخب مردمند و بنده در همه‌ى این دوره‌ها - آن‌وقتى که مسئولیّت داشتم - از همه‌ى این دولتها حمایت کردم. همه‌ى دولتها هم نقاط مثبتى دارند، [هم] نقاط منفى‌اى دارند؛ هیچ دولتى نیست که بگوید من همه‌ى نقاطم مثبت است یا کسى بگوید همه‌ى نقاطش منفى است؛ نه، مثبت و منفى مخلوط است. البتّه نسبت به دولتهاى گذشته، بهتر این است که نقد به صورت کارشناسى انجام بگیرد؛ نقد در منبرهاى عمومى خیلى مصلحت نیست؛ نسبت به دولت کنونى هم نقد باید منصفانه، محترمانه، دلسوزانه باشد؛ به معناى مچ‌گیرى، به معناى اذیّت کردن نباشد؛ این مطلب اوّل. ثانیاً به مسئولین دولت عرض میکنم: اقتصاد مقاومتى را جدّى بگیرید. خب، رئیس جمهور محترم گفتند، مسئولین دیگر هم کم‌وبیش اظهار کرده‌اند، گفته‌اند، منتها باید عمل کرد: وَ لا مِمَّن عَلى‌ غَیرِ عَمَلٍ یَتَّکِل؛ این‌جور نباشد که به زبان بگوییم، در عمل کُند حرکت بکنیم. در اقتصاد مقاومتى تکیه بر تولید داخلى است، بر استحکام بنیه‌ى درونىِ اقتصاد است. رونق اقتصادى هم این است؛ رونق اقتصادى با تولید حاصل میشود، با فعّال کردن ظرفیّتهاى درونى کشور حاصل میشود، نه با چیز دیگر.
 توصیه‌ى مهم در زمینه‌ى اقتصاد مقاومتى، یکى توصیه‌ى به بانکها است: بانکها باید نقش ایفا کنند، باید خودشان را تطبیق بدهند با موادّ سیاستهاى اقتصاد مقاومتى و برنامه‌ریزى‌هاى دولت در این زمینه؛ و میتوانند نقش ایفا کنند، نقش مثبت؛ البتّه نقش منفى هم میتوانند. توصیه‌ى مؤکّد به بخش صنعت‌ومعدن: تحرّکشان را باید افزایش بدهند. بار اصلى بیرون رفتن کشور از رکود و عقب‌ماندگى اقتصادى بر دوش بخش صنعت‌ومعدن است؛ باید تلاش کنند، تلاش را باید مضاعف کنند، ظرفیّتها را شناسایى کنند؛ ظرفیّتهاى زیادى در کشور هست، این ظرفیّتها را فعّال کنند. در مورد بخش کشاورزى؛کشاورزى اهمّیّت حیاتى دارد. لازم است نگاه دولت و سیاستهاى دولتى به بخش کشاورزى، نگاه حمایت باشد؛ همه‌جاى دنیا هم همین‌جور است؛ از بخش کشاورزى به‌وسیله‌ى دولتها حمایت میشود. آن‌وقت باید مشکلات موجود در بخش کشاورزى برطرف بشود؛ مشکلات کشاورزان، مشکلات دامداران - که گاهى شکایتهایى هم به ما میشود - و انسان رنج میبرد از بعضى از مشکلاتى که براى اینها وجود دارد.
 سوّم: شعار دولت، اعتدال است؛ اعتدال، شعار بسیار خوبى است، ما هم تأیید میکنیم اعتدال را؛ افراط محکوم است و بد است. سفارشى که من میکنم این است که مراقب باشید جریانهاى مؤمن را با شعار اعتدال کنار نزنند؛ بعضى‌ها این کارها را دارد میکنند، من میبینم در صحنه‌ى سیاسى کشور؛ با شعار اعتدال، با شعار پرهیز از افراط، سعى میکنند جریان مؤمن را که در خطرها آن جریان است که زودتر از همه سینه سپر میکند، آن جریان است که دولتها را در مشکلات واقعى به معناى حقیقى کلمه حمایت میکند، کنار بزنند؛ مراقب باشید. اسلام، مظهر اعتدال است. این «اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم»(۲۹) اعتدال است؛ «قتِلوا الَّذینَ یَلونَکُم مِنَ الکُفّار»(۳۰) اعتدال است؛ امربه‌معروف و نهى‌ازمنکر اعتدال است - اعتدال اینها است دیگر - معناى اعتدال این نیست که ما از کارهاى احساس وظیفه‌اى که فرد مؤمن، جریان مؤمن، مجموعه‌ى مؤمن انجام میدهد، جلوگیرى کنیم.
 سفارش به جریانهاى سیاسى و مطبوعاتى؛ یک توصیه به برادران و مسئولان جریانهاى سیاسى و مطبوعاتى داریم. مراقب باشید؛ فضاى جنجالى در کشور به نفع کشور نیست. بعضى‌ها روى اعصاب مردم این‌قدر راه نروند - که آدم مشاهده میکند - امنیّت فکرى و ذهنى براى مردم مهم است؛ فضاى دعوا و فضاى اختلاف را افزایش ندهند، تشدید نکنند. حرفهاى دشمنان را هم مرتّب تکرار نکنند. بنده هرروز مبالغ زیادى روزنامه نگاه میکنیم - مثل خیلى از چیزهاى دیگرى که زیاد میخوانم - گاهى یک حرفهایى، یک تیترهایى در روزنامه‌ها [مى‌آید] که باب فلان روزنامه‌ى آمریکایى است؛ اتّفاقاً گاهى هم در همان روزنامه‌هاى آمریکایى و غیر آمریکایى هم هست که آنها هم گاهى براى ما مى‌آید مراقب باشید؛ این‌جور درست نیست.
 یک مسئله‌ى حسّاس کنونى، مسئله‌ى هسته‌اى است که بیانات امروز رئیس جمهور محترم کاملاً خوب و درست بود. طرف مقابل به مرگ گرفته که به تب راضى بشوید. هدف آنها این است که جمهورى اسلامى را در باب ظرفیّت غنى‌سازى مثلاً - که یکى از مسائل است - به ده هزار سو راضى کنند، منتها از پانصد سو و هزار سو شروع کرده‌اند، که حدود ده هزار سو مثلاً محصول حدود ده هزار سانتریفیوژ - همین قدیمى‌هایى که از قبل داشتیم و داریم - است. هدف آنها این است. مسئولین ما میگویند ما به ۱۹۰۰۰۰ سو احتیاج داریم. ممکن است این نیاز مال امسال و دو سال دیگر و پنج سال دیگر نباشد، امّا این نیاز قطعى کشور است، خب، باید نیاز کشور تأمین بشود. اصل حرفى که آمریکایى‌ها در این قضیه دارند، حرف ناحقّى است. یک کشورى احتیاج به انرژى هسته‌اى دارد، خودش با تلاش خود، با دنبال‌گیرى خود، بدون اینکه از کسى دزدى کند، بدون اینکه با کسى ساخت‌وپاخت بکند، توانسته این علم را، این دانش را، این فنّاورى را براى خود فراهم کند؛ حالا واایستاده‌اند که نه، نباید. خب چرا؟ این «نباید» چه منطقى دارد؟ میگویند ما از بمب هسته‌اى میترسیم! اوّلاً تضمین براى جلوگیرى از سلاح هسته‌اى راه‌هاى خودش را دارد؛ اشکالى هم ندارد. ثانیاً اگر بنا است که راجع به مسئله‌ى سلاح هسته‌اى کسى نگران باشد، آن، آمریکا نیست. آمریکا که خودش چند هزار کلاهک هسته‌اى دارد، چند هزار بمب هسته‌اى دارد، و خودش به کار برده؛ خب به شما چه! شما چه کسى هستید که بایستى نگران این باشید که فلان کشور به سلاح هسته‌اى دست پیدا میکند یا نمیکند؛ وانگهى آن دستگاه‌هایى که مسئولند، خب بله، میشود تضمین کرد. [البتّه‌] تضمین هم شده است یعنى روشن است؛ شاید خود آنها هم میدانند. اصل حرف آنها حرف ناحقّى است.
 البتّه ما به تیم مذاکره‌کننده‌مان اعتماد داریم. مطمئنّیم یقیناً آنها به دست‌اندازى به حقوق کشور و حقوق ملّت و کرامت ملّت راضى نخواهند شد و اجازه نخواهند داد که چنین کارى انجام بگیرد. مسئله‌ى ظرفیّت غنى‌سازى یک مسئله است که خیلى مهم است؛ مسئله‌ى تحقیق و توسعه که قطعاً باید رعایت بشود؛ حفظ تشکیلاتى که دشمن قادر به تخریب آن نیست. روى «فردو» تکیه میکنند، چون غیر قابل دسترسى است براى آنها؛ میگویند جایى که ما نمیتوانیم به آن ضربه بزنیم، نباید داشته باشید! این خنده‌آور نیست؟
 مسئله‌ى آخر، هم مسئله‌ى منطقه است و مسئله‌ى عراق است که در حقیقت فتنه است و ان‌شاءالله به توفیق الهى مردم مؤمن عراق خواهند توانست این فتنه را خاموش کنند و از بین ببرند. و ان‌شاءالله ملّتهاى منطقه روزبه‌روز رو به رشد و اعتلاى مادّى و معنوى پیش خواهند رفت.
 پروردگارا! به محمّد و آل محمّد از تو میخواهیم آنچه گفتیم و شنیدیم، براى خودت و در راه خودت قرار بده؛ آن را از ما قبول بفرما. پروردگارا! ما را بر سعى و تلاش و کار مخلصانه موفّق بدار. پروردگارا! به محمّد و آل محمّد مایه‌ها و موجبات رضایت خود از ما را در اختیار ما قرار بده؛ ما را در این ماه مبارک از رحمت و مغفرت خود محروم مفرما؛ ارواح طیّبه‌ى شهیدان را، روح مطهّر امام بزرگوار را با اولیائت محشور بفرما. پروردگارا! به محمّد و آل محمّد ما را جزو بندگان شاکر و صابر خود قرار بده.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌
 
۱) حجّت‌الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانى
۲) کامل و کافى‌
۳) روزه‌داران‌
۴) اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۹۰
۵) سوره‌ى توبه، بخشى از آیه‌ى ۴۹
۶) اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۲۵
۷) آزاد شدن‌
۸) اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۲۳
۹) اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۲۶
۱۰) سوره‌ى بقره، بخشى از آیه ۱۸۳
۱۱) سوره‌ى انفال، بخشى از آیه‌ى‌۲۹
۱۲) سوره‌ى بقره، بخشى از آیه‌ى‌۲۸۲
۱۳) سوره‌ى آل‌عمران، آیه‌ى ۱۷۵
۱۴) سوره‌ى آل‌عمران، بخشى از آیه‌ى ۱۷۴
۱۵) سوره‌ى آل‌عمران، بخشى از آیه‌ى ۱۷۵
۱۶) سوره‌ى بقره، بخشى از آیه‌ى ۲۶۸
۱۷) سوره‌ى نساء، آیه‌ى ۱۲۰
۱۸) سوره‌ى نساء، بخشى از آیه‌ى ۱۲۰
۱۹) سوره‌ى انعام، بخشى از آیه‌ى ۱۱۲
۲۰) سوره‌ى محمّد، بخشى از آیه‌ى ۷
۲۱) از جمله، سوره‌ى احزاب، بخشى از آیه‌ى ۶۲
۲۲) سوره‌ى ابراهیم، آیه‌ى ۲۴ و بخشى از آیه‌ى ۲۵
۲۳) سوره‌ى ابراهیم، بخشى از آیه‌ى ۲۷
۲۴) از جمله، دیدار مسئولان و کارگزاران نظام (۳/۵/۱۳۹۱)
۲۵) هواپیماى مسافربرى ایران که در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۶۷ از بندر عبّاس عازم دوبى بود، در منطقه‌ى غیرنظامى جزیره‌ى هنگام با شلیک موشک از ناو آمریکایى وینسنز سرنگون شد و ۲۹۸ سرنشین آن - از جمله ۶۶ کودک زیر ۱۲ سال - به شهادت رسیدند.
۲۶) از جمله، دیدار جمعى از دانش‌آموزان و دانشجویان بسیجى (۹/۸/۱۳۸۶)
۲۷) سوره‌ى آل‌عمران، آیه‌ى ۱۳۹
۲۸) از جمله، صحیفه‌ى امام، ج‌۷، ص‌۳۹۳
۲۹) سوره‌ى فتح، بخشى از آیه‌ى ۲۹
۳۰) سوره‌ى توبه، بخشى از آیه‌ى ۱۲۳

 




بیانات در دیدار اساتید دانشگاه‌ها

11/4/1393


در چهارمین روز ماه مبارک رمضان ۱۴۳۵
در حسینیه امام خمینی رحمه‌الله

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
والحمدلله ربّ‌العالمین و صلّى‌الله على محمّد و آله الطّاهرین‌
خوشامد عرض میکنم به برادران و خواهران عزیز، اساتید محترم دانشگاه؛ مجموعه‌ى دانشمندانى که در اینجا حضور دارید. این جلسه همواره یکى از شیرین‌ترین جلسات براى این حقیر است؛ هم به‌خاطر مطالبى که در اینجا گفته میشود - که غالباً مفید و داراى ژرف‌نگرى و پشتوانه‌ى فکرى و علمى است - و هم بیشتر از آن، به‌خاطر خودِ فضاى علمى جلسه. و اساساً هم هدف اصلى ما از این جلسه همین است که ما احترام و تکریم خودمان را نسبت به دانشمندان و علماى متعهّد - که بزرگ‌ترین ثروتهاى کشور هستند - به شکل نمادین در اینجا ابراز کنیم.
سخنان زیادى در ذهنهاى شما هست هرکدام از شما مطالبى براى گفتن دارید که اگر اقبالى و توفیقى براى شنیدن آنها میبود، یقیناً فوایدى بر آن مترتّب بود. و امیدواریم این سخنان، این افکار در جاى خود به شکل مناسب، در مجامع علمى، در مبادلات دانشگاهى مطرح بشود، و مسئولین از این نظرات، از این افکار استفاده کنند. و یقیناً آنچه مجموعه‌ى اندیشه‌هاى دانشمندان و ژرف‌نگران ما در سطح دانشگاه کشور، نسبت به مجموع مسائل کشور خواهند داشت، مجموعاً یک ثروت بزرگى را به دست‌اندرکاران مدیریّت کشور تقدیم خواهد کرد و ارائه خواهد کرد، که امیدواریم مورد استفاده قرار بگیرد. لیکن خب، طبعاً جلسه‌ى محدود کنونى ما این ظرفیّت را ندارد که بتوانیم از همه‌ى نظرات استفاده کنیم.
من از برادران عزیز و خواهر عزیزى که صحبت کردند، تشکّر میکنم. همه‌ى سخنرانان و گویندگان نکات بسیار خوبى را مطرح کردند و از بیاناتشان استفاده کردیم؛ ان‌شاءالله از مجموع این بیانات هم در برنامه‌ریزى‌ها، در تبادل نظر با مسئولین اجرایى کشور استفاده خواهد شد و باید اثر آن ان‌شاءالله دیده بشود.
خب، ما هدفمان تکریم علم و عالم، و شنیدن و نیوشیدن(۱) مطالب دوستان و اساتید محترم بود که بحمدالله تا امروز و تا این لحظه حاصل شد. عرایضى هم عرض میکنیم.
اوّلاً فضاى رمضان، فضاى صفا و معنویّت و صدق و اخلاص است. از این فضا سعى کنیم حدّاکثر استفاده را بکنیم؛ هم در آنچه ارتباط قلبى ما با خدا است، این رابطه‌ى معنوى را، رابطه‌ى شخصى را با خداى متعال در این ایّام تقویت کنیم - که برترین و بزرگ‌ترین فایده و نفع براى هر انسانى، تقویت این رابطه است - هم براى زندگى جاوید ما و حیات اخروى ما، که زندگى واقعى آنجا است؛ هم براى آن مفید است، هم براى همین زندگى نقدِ حاضر ما مفید و اثربخش. علاوه‌ى بر این، سعى کنیم از این فضاى معنویّت و صفا که در ماه رمضان در سطح جامعه عمومیّت دارد، براى ارتباطات صحیح و معنوى میان خودمان و دیگران استفاده کنیم و تصمیم‌هاى درست بگیریم، اقدامهاى درست بکنیم؛ خوشبینى را، اعتماد را، ایجاد محبّت را، خیرخواهى نسبت به یکدیگر را در ارتباطات خودمان دخالت بدهیم، و این بهره را از ماه رمضان ببریم که در روابط اجتماعى و روابط انسانى یک تلطیفى به‌وجود بیاوریم؛ و فضاى زندگى را، فضاى کشور را، یک فضاى نورانى‌ترى بکنیم؛ این هم از عهده‌ى یکایک ما برمى‌آید؛ شما که استاد هستید و داراى جایگاه علمى برترى هستید و طبعاً بر روى محیط پیرامون خودتان - چه دانشجو و چه غیر دانشجو - میتوانید در این زمینه تأثیر بیشترى بگذارید.
چند نکته را من یادداشت کرده‌ام که عرض بکنم؛ چون این دیدار، دیدار مغتنمى است براى بنده که انسان، با جمعى از زبدگان و نخبگان فکرى و علمى مواجه است. ما که دائماً به نیروى انسانى کشور افتخار میکنیم، خب، بهترین نیروى انسانى و برجسته‌ترین نیروى انسانى همین عناصرى هستند که در دانشگاه مشغول تربیت انسانهاى دانشورند؛ یعنى اساتید محترم دانشگاه. فرصتى است که ما نکاتى را به صورت رویاروى عرض بکنیم.
نکته‌ى اوّل مربوط به همین نهضت علمى کشور است. این موضوع به نظر بنده خیلى مهم است. مسئله‌ى حرکت علمى کشور، به نظر من یک‌چیز اساسى است براى حیات آینده‌ى ملّت ما و جامعه‌ى ما، بلکه به یک اعتبار براى حیات دنیاى اسلام. ما سالها است - شاید ده‌سال، دوازده‌سال است - که روى مسائل علم تکیه میکنیم و پاسخ هم داده است؛ یعنى حقیقتاً حرکت علمى و نهضت علمى در کشور شروع شده است و پیش رفته است و کارهاى بزرگى انجام گرفته است - که نمونه‌ى آن را از اساتید محترم شنیدید، و نمونه‌ها خیلى بیش از آن چیزى است که این دوستان در اینجا بیان کردند - کار شروع شده است و واقعاً در دنیا هم شناخته شده این حرکت علمى کشور و در واقع رونمایى شده از نهضت علمى کشور عزیز ما، لکن آنچه من را دچار دغدغه میکند، این است که ما این حرکتمان هنوز به نقطه‌ى ثبات نرسیده است. ما مثل کسانى هستیم که در یک سراشیبى تند، داریم به طرف بالا حرکت میکنیم. بله، حرکت کرده‌ایم، پیش هم رفته‌ایم، کارهاى زیادى هم انجام گرفته است، امّا وسط راهیم؛ به دلایل مختلف در نیمه‌ى راهیم - من حالا نمیخواهم خیلى در این زمینه تفصیل بدهم؛ خب، صحبت کرده‌ایم در جاهاى مختلف، به مناسبتهاى مختلف عرایضى را عرض کرده‌ایم - در این سربالایى تند که داریم حرکت میکنیم، اگر توقّف کردیم، این توقّف با عقب‌گرد همراه خواهد بود؛ توقّف دیگر نیست. اگر حرکت ما از دوْر افتاد، بازگرداندن این نهضت، این حرکت، این شتاب علمى مشکل‌تر خواهد بود؛ این دغدغه‌ى ما است. من میخواهم عرض بکنم به این حرکت علمى باید با همه‌ى توان نیرو رساند، مدد رساند، باید کار کرد؛ نبادا وضعیّتى پیش بیاوریم که این حرکت متوقّف بشود؛ مطلب اوّل ما و مطلب اصلى ما این است.
مطمئنّاً انگیزه‌هایى وجود دارد در جبهه‌ى دشمنان ما براى متوقّف کردن حرکت علمى کشور. حالا بعضى‌ها روى کلمه‌ى دشمن حسّاسیّت دارند؛ به ما اعتراض میکنند که چرا مدام میگویید دشمن، دشمن؛ درحالى‌که شما قرآن [را] ملاحظه کنید، مى‌بینید اوّل تا آخرِ قرآن چقدر تکرار شده عنوان «شیطان»، عنوان «ابلیس»؛ مکرّر گفته شده، مکرّر تکرار شده. از دشمن که نباید غفلت کرد. دشمن‌دانستنِ دشمن که عیب نیست؛ اینکه ما روى دشمن مدام تکیه میکنیم، معنایش این نیست که از عیوب خودمان و مشکلات درونى خودمان غافلیم؛ نه، اَعدى‌ عَدُوِّکَ نَفسُکَ الَّتى بَینَ جَنبَیک؛(۲) از همه‌ى دشمنها بدتر، دشمن درونى ما است، دشمن خود ما است، نفْسِ راحت‌طلب ما است، تنبلى ما است، تن‌آسایى ما است، عدم تدبیر ما در پیشبرد امورمان [است‌] - اینکه معلوم است - اینها به جاى خود محفوظ؛ امّا غفلت از دشمن بیرونى، خطاى راهبردى عظیمى است که ما را دچار خسارت خواهد کرد. خب، باید دشمن را شناخت، دید - حالا [اینکه] شما میگویید برخوردمان با دشمن این‌جور باشد، آن‌جور نباشد، بحث دیگرى است - دشمنىِ او را باید فهمید، نقشه‌ى او را باید تشخیص داد. یکى از نقشه‌هاى مهمّ دشمن، متوقّف کردن حرکت علمى در کشور است. خب، وقتى این را فهمیدیم، برمیگردیم به دانشگاه؛ اینجا آن مدیریّت جهادى که ما عرض کردیم،(۳) معنا پیدا میکند. چون جهاد عبارت است از تلاشى که در مقابل یک دشمنى‌اى انجام میگیرد؛ هر جور تلاشى جهاد نیست. جهاد عبارت است از آن تلاشى که در برابر یک چالش خصمانه از سوى طرف مقابل صورت میگیرد؛ این جهاد است. آن‌وقت معناى مدیریّت جهادى در اینجا این است که توجّه بکنید که حرکت علمى کشور و نهضت علمى کشور و پیشرفت علمى کشور مواجه است با یک چالش خصمانه، که در مقابل این چالش خصمانه شما که مدیرید، شما که استادید، شما که دانشجو هستید، باید بایستید؛ این شد حرکت جهادى و مدیریّت دستگاه؛ چه مدیریّت دانشگاه، چه مدیریّت وزارت، چه مدیّریت هر بخشى از بخشهاى گوناگون این عرصه‌ى عظیم، خواهد شد مدیریّت جهادى. ما البتّه در گذشته، در یک دورانى، نمونه‌هاى نامطلوبى در دانشگاه داشتیم. کسانى را در یک دانشگاه معتبر کشور داشتیم که جوانهاى نخبه را تشویق میکردند به ترک کشور! اینکه مکرّر میگویند فرار مغزها، فرار مغزها؛ آدمهایى داشتیم که دانشجوى نخبه را جستجو میکردند، پیدا میکردند، تشویق میکردند به اینکه کشور را ترک کنند و بروند؛ در یک دورانى این را داشتیم؛ و در یک دورانى دیدیم این را و گذراندیم این دوران را که در داخل وزارت کسانى بودند که در مقابل حرکت علمى و پیشرفت علمى مانع‌تراشى میکردند؛ [البتّه‌] ممکن است با دلایلى از نظر خودشان موجّه، امّا واقعیّت همین بود که مانع‌تراشى بود. اینها نباید تکرار بشود؛ دانشگاه در اختیار کسانى قرار نگیرد که پیشرفت علمى را به هیچ مى‌انگارند؛ به آن اهمّیّت نمیدهند؛ دانشگاه در اختیار کسانى قرار بگیرد که عاشق پیشرفت علمى کشورند؛ اهمّیّت این مسئله را براى سرنوشت این ملّت و براى سرنوشت این کشور درک میکنند. این عرض اصلى ما است؛ مخاطب این مسئله، هم مسئولین دولتى هستند، هم مسئولین دانشگاه‌ها هستند، هم خود شما اساتید هستید؛ دانشگاه حرکتى را شروع کرده، نگذارید این حرکت متوقّف بشود؛ این حرکت بایست ادامه پیدا کند و باید مضاعف بشود. عرض کردم - حالا جاى تفصیل کلام در اینجا نیست - ما هنوز خیلى راه در پیش داریم تا به آن نقطه‌اى برسیم که از لحاظ علمى مورد نظر است؛ خیلى باید تلاش کرد؛ خیلى باید مجاهدت کرد.
از لحاظ کوتاه‌مدّت هم اعتقاد بنده این است - یعنى این اعتقاد ناشى از کارى است که کارشناس‌ها و صاحب‌نظرها کرده‌اند - که تحریمها هم - که امروز مسئله‌ى تحریمها یکى از مسائلى است که در ذهنها مطرح است - با پیشرفت علم بى‌اثر میشود. با نگاه کوتاه‌مدّت و میان‌مدّت هم که نگاه کنیم - با قطع نظر از آن آینده‌ى طولانى و بلندمدّت - اگر کشور میخواهد تحریمها که امروز ابزارى است در دست دشمنان ما براى تحقیر ملّت - از تحریم براى فشار آوردن روى آبروى ملّى، غیر از فشارهاى عملى که مربوط به زندگى است استفاده میکنند و تحقیر میکنند؛ اینکه ما از گذشته، در این چند سال مدام تکرار میکردیم که روى مسئله‌ى تحریمها خیلى تکیه نکنید، به‌خاطر این است - [بى‌اثر شود]، با نگاه علمى به مسائل کشور، و توجّه به علم، و پیوند دادن علم و صنعت و کشاورزى - که توضیحات آقایان محترم را در این زمینه‌ها شنیدید - تحریمها بى‌اثر خواهد شد. و ما در این زمینه‌ها میدان کار برایمان باز است و میتوانیم کار کنیم؛ شرکتهاى دانش‌بنیان یکى از اساسى‌ترین کارها در مقوله‌ى همین اقتصاد مقاومتى است که مطرح شده و درباره‌ى آن بحث شده است و مورد تأیید و تصدیق همه‌ى اطراف مسائل کشور قرار گرفته است.
البتّه در تشخیص شرکتهاى دانش‌بنیان دقّت بشود، یعنى شاخصه‌ها و مشخّصه‌ها [معیّن بشود] و شرکت دانش‌بنیان استانداردسازى بشود؛ این‌جور نباشد که به اسم شرکت دانش‌بنیان کسانى بیایند و همین کارهایى را که در برخى از عرصه‌هاى دیگر معمول است - دلّالى و مانند اینها - در [اینجا] پیش ببرند. به معناى واقعى کلمه، شرکتِ دانش‌بنیان [باشد]؛ این را باید یکى از محورهاى اساسى قرار داد.
من اینجا در داخل پرانتز این را هم عرض بکنم که برخى از کسانى که جایگاهى براى حرف زدن دارند و تریبون دارند، در اصل مسئله‌ى پیشرفت علمى کشور تردید میکنند! ما این را مصلحت نمیدانیم؛ یعنى واقعاً از روى بى‌اطّلاعى است. یک وقتى یکى از مسئولین کشور درباره‌ى مسائل نظامى یک نظرى داده بود که خب مطابق واقع نبود؛ بنده گفتم یک «تور نظامى» براى مسئولین کشور قرار بدهید؛ بیایند یک خرده‌اى در محیطهاى نظامى گردش کنند، حقایقى را، واقعیّاتى را ببینند، معلوماتشان نسبت به موجودىِ نظامى کشور بالا برود. حالا در مورد مسائل علمى هم متأسّفانه گویا همین‌جور است؛ باید یک «تور علمى» بگذاریم براى مسئولین در بخشهاى مختلف. حالا بعضى از بخشها را دوستان بیان کردند؛ یکى از آقایان نانوفنّاورى را فرمودند - البتّه فقط نانوفنّاورى نیست - فرمودند چاهى حفر میکنیم، به نم که میرسد، آن را ول میکنیم؛ نه، دارند دنبال میکنند. آن کسانى که حفّار چاه هستند، واقعاً دارند دنبال میکنند، به جاهاى خوبى هم رسیدند. خب، [مثلاً] الان پزشکى کشور، از جمله‌ى پیشرفته‌ترین پزشکى‌هاى دنیا است؛ ما از علوم روز دنیا و مرزهاى دانش دنیا در پزشکى، چندان عقب‌ماندگى نداریم؛ خیلى نزدیکیم. در زمینه‌هاى دیگر هم همین‌جور؛ همین دانش هسته‌اى، دانش سلّولهاى بنیادى، و کارهاى بزرگى از این قبیل، فراوان است که ما پیشرفتهاى خیلى خوبى داشته‌ایم. کسانى که اطّلاع ندارند، خوب نیست تردید بکنند؛ خب بروند مطالعه کنند، تماس بگیرند و همین‌طور که عرض کردیم یک گردش علمى بگذارند و به یک جاهایى برسند. مطلب اصلى ما این بود که عرض کردیم. من خواهش میکنم از مسئولان وزارتخانه‌هاى مربوط، و از مسئولان دولتى ذى‌ربط که مرتبط با مسائل علم و دانشگاه و صنعت هستند، مسئله‌ى پیشرفت علمى و ارتباط علم با فنّاورى در کشور را جدّى بگیرند؛ یعنى نسبت به این مسئله واقعاً هیچ کوتاهى صورت نگیرد. این مسئله، مسئله‌ى اساسى ما است؛ یکى از اصلى‌ترین، اساسى‌ترین و فورى‌ترین مسائل ما است. کار تحقیقات به‌جاى خود، [امّا] در پژوهشها و آنچه در این زمینه لازم است انجام بگیرد، به نظر ما هیچ نبایستى کوتاهى صورت بگیرد.
یک مطلب دیگرى که من یادداشت کردم که عرض بکنم [این است‌]: خب، نقشه‌ى جامع علمى بحمدالله تصویب شد؛ آن‌طور که به من گزارش کردند، مورد استقبال هم قرار گرفته است. چندین سند علمى بر اساس نقشه‌ى جامع علمى تهیّه شده، تنظیم شده، ابلاغ شده، و چندین سند علمى دیگر در حال تدوین است؛ و به ما گفته شد که بعضى از مسئولین بخشهاى علمى از مجموعه‌اى که اجراى نقشه‌ى جامع علمى را به‌عهده دارند، درخواست تدوین سند علمى میکنند براى بخشهاى خودشان. خب، این اتّفاق افتاده است؛ این یک اتّفاق مهم و کارسازى در کشور بوده است. آنچه مکمّل این کار میتواند بشود، این است که براى دانشگاه‌هاى گوناگون کشور بر اساس مزیّتها، مسئولیّت و سهم نسبت به مجموعه‌ى نقشه‌ى جامع علمى تعیین بشود؛ دانشگاه‌هاى معتبر کشور، دانشگاه‌هاى مختلف کشور، سهم خودشان را در مجموعه‌ى این سند بزرگ چشم‌انداز علمى کشور بدانند و در آن بخشهاى ویژه‌ى مربوط به خودشان کار کنند؛ یعنى در مجموع یک جدولى به‌وجود بیاید که هر دانشگاهى سهم خودش را در پر کردن این جدول بداند و تشخیص بدهد. میتوان براساس مزیّتها و استعدادها، دانشگاه‌ها را تقسیم کرد و سهم هر دانشگاهى را به‌عهده‌ى آن دانشگاه گذاشت.
مطلب دیگرى که من یادداشت کردم عرض بکنم، این است که خب، در کار علمى و فعّالیّت علمى بحمدالله حرکت شروع شده است؛ یک نکته‌ى اساسى در فعّالیّتهاى علمى این است که فعّالیّت علمى کشور، ناظر به نیازهاى کشور باشد که این به‌طور کامل امروز تأمین‌شده نیست. همان‌طور که دوستان اشاره کردند، مقالات علمىِ نمایه‌شده‌ى کشور ما امروز مشترى دارد، یعنى مشترىِ کار علمى در دنیا فراوان است؛ ولى خب، این کافى نیست. بله، [اینکه‌] شما مقاله‌اى تهیّه کنید و مرجع واقع بشود، و به آن ارجاع داده بشود، مایه‌ى افتخار است، چیز خوبى است، براى کشور هم خیلى خوب است و نشانه‌ى پیشرفت علمى کشور است؛ امّا از این مهم‌تر این است که آنچه شما در زمینه‌ى مسائل علمى کار میکنید، ناظر باشد به نیازهاى کشور. خب، امروز ملاحظه کردید، در مورد مسائل مربوط به صنعت، مربوط به کشاورزى، مربوط به مدیریّت بحران، مربوط به مسائل گوناگون کشور، مطالبى را صاحب‌نظران ابراز کردند، نیازهایى را گفتند، کمبودها و ضعفهایى را که وجود دارد مطرح کردند؛ خب میتواند تحقیق علمى، پژوهش علمى، مقاله‌ى علمى، براى تأمین این نیازها تهیّه بشود و ناظر به رفع این نیازها باشد. این هم مسئله‌ى مهمّى است. اگر چنانچه در این زمینه دانشگاه‌هاى کشور تلاش بکنند، این مهم‌ترین کمکى است که به اداره‌ى کشور کرده‌اند. بحث کمکى که میتوانند دانشگاه‌ها و محیطهاى علمى بکنند، همین است که در زمینه‌هاى گوناگون، تأثیر بگذارند در تصمیم‌گیرى‌هاى مسئولین؛ ناظر باشد کار علمى آنها به نیازهایشان؛ حالا چه با مقالات علمى، چه با پایان‌نامه‌هایى که به دانشجوها میدهند، چه با مناظرات علمى.
یک نکته‌ى دیگرى که مناسب است به شما اساتید عرض بکنیم و اینجا من یادداشت کرده‌ام، این است که استاد جایگاه تأثیرگذارى در ذهن شاگردان خودش دارد؛ خاصیّت استادى این است؛ یعنى تفوّق(۴) علمى شما بر دانشجو و تعلیمى که به او میدهید، یک جایگاه اثرگذارى براى شما در ذهن او و در شخصیّت او به‌وجود مى‌آورد؛ از این جایگاه براى تربیت دانشجویتان استفاده کنید. ما امروز نیازمندیم که جوانان ما خوش‌روحیّه، امیدوار، شجاع، داراى اعتمادبه‌نفس، داراى ایمان، داراى روحیّه‌ى آینده‌نگر، داراى روحیّه‌ى خدمت [باشند]؛ احتیاج داریم دانشجوى ما این‌جور بار بیاید. خب، این را شما میتوانید در محیط علمى، در کلاس درس تأمین کنید. عکس آن هم ممکن است: میشود با تعبیراتى، با متلک گفتن به بنیانها و اصول پذیرفته‌شده‌ى کشور، دانشجو را نسبت به آینده‌ى کشور بى‌اعتماد کرد، بى‌اعتقاد کرد، لااُبالى کرد؛ این هم میشود. آنچه از استاد انتظار میرود فقط تغذیه‌ى علمى دانشجو نیست، بلکه تقویت روحیّه‌ى معنوى او و شخصیّت معنوى او هم از استاد متوقّع است؛ شما میتوانید در این زمینه اثر بگذارید. سعى کنید دانشجو را پایبند به تعلّقات معنوى، تعلّقات خانوادگى، تعلّقات میهنى بار بیاورید؛ دانشجو را معتقد و مؤمن به فرهنگ اسلامى بار بیاورید. بعضى به‌عکس عمل کردند در طول سالهاى متمادى قبل از انقلاب؛ بعد از انقلاب هم البتّه تا امروز رگه‌هایى مشاهده شده در دانشگاه‌ها؛ خب، ما هم اطّلاع داریم، شما هم اطّلاع دارید، کسانى را و جریانى را مى‌شناسیم، مى‌شناختید - حالا اسم کسان و اشخاص مورد نظر نیست - جریانى وجود دارد که مرعوب و مغلوب تسلّط فرهنگ غربى است؛ هرچیزِ غربى براى او مایه‌ى تمجید [است‌] و هرچیزِ میهنى و ملّى و خودى مورد تحقیر و اهانت قرار میگیرد؛ داریم کسانى از این قبیل؛ این درست عکسِ آن‌چیزى است که باید باشد. استاد در محیط دانشگاه، در محیط درس، میتواند دانشجوى خودش را، هم از لحاظ دینى مؤمن بار بیاورد، هم از لحاظ میهنى، انسان علاقه‌مند به آینده‌ى کشورش و آینده‌ى میهنش و سرنوشت ملّتش بار بیاورد؛ میتواند او را امیدوار، باروحیّه، خوش‌بین، معتقد به مبانى نظام کشور بار بیاورد؛ میتواند هم عکس عمل بکند. توقّعى که از استاد است این است: نباید سخن استاد موجب دل‌زدگى و یأس دانشجوى جوان بشود؛ مَنِش استاد هم همین‌جور است.
آنچه من به برادران و خواهران عزیز، اساتید محترم عرض میکنم این است که - قبلاً هم البتّه مکرّر در همین جلسه و جلسات دیگر این را گفتیم - استاد، محیط دانشگاه را کار اصلى خود و دلبستگى اصلى خود بداند؛ نه کار دوّم؛ نه کار فرعى و تبعى. استاد در دانشگاه مکث داشته باشد، توقّف داشته باشد، حضور داشته باشد، نیازهاى علمى دانشجو را برطرف کند، با دانشجو ارتباط برقرار بکند، صِرف رفتن و یک اداى تکلیفى به‌نحو اجمالى انجام دادن و آمدن نباشد؛ این هم نکته‌ى دیگرى است که عرض کردیم. وقت بگذارند اساتید؛ دلسوزانه با دانشجو برخورد کنند؛ این کار، دانشجو را هم به تلاش علمى وادار خواهد کرد، یعنى این موجب میشود که دانشجو رفتار استاد را در زمینه‌ى پیگیرى کار علمى براى خودش الگو قرار بدهد و به‌طور طبیعى تحت تأثیر قرار میگیرد.
یک نکته‌ى دیگر هم در مورد دروس معارف است. استادان دروس معارف، فرصت بسیار ارزشمندى را دارند در دانشگاه؛ این مجموعه‌ى عظیم دانشجویان، جماعت میلیونى دانشجو در ساعات فراوانى در اختیار استاد معارفند؛ این خیلى فرصت باارزشى است. بهترین جوانها در اختیار شما هستند؛ اگر استاد معارف با هوشمندى، با تکیه‌ى به معلومات عمیق و به‌روزشده‌ى در مسائل گوناگون فکرى و اسلامى، با دانشجو مواجه بشود، ما بیشترین سود را از حضور اساتید معارف در دانشگاه خواهیم برد. و به‌نظر ما بسیار بجا و مناسب است که نهاد نمایندگى(۵) به این مسائل توجّه کنند و دقّت کنند، برنامه‌ریزى کنند که بتوان از حضور این استادان محترم در دانشگاه براى تقویت ایمان دانشجو و تقویت عمل و ساختن شخصیّت دینى و معنوى دانشجویان بهره‌بردارى بشود.
مسئله‌ى دیگر هم مسئله‌ى علوم انسانى است، که از مدّتى پیش این مطلب را مطرح کردیم؛ دلایل این کار هم مکرّراً گفته شده. حقیقتاً ما نیازمند آن هستیم که یک تحوّل بنیادین در علوم انسانى در کشور به‌وجود بیاید. این به معناى این نیست که ما از کار فکرى و علمى و تحقیقىِ دیگران خودمان را بى‌نیاز بدانیم - نه، برخى از علوم انسانى ساخته‌وپرداخته‌ى غربى‌ها است؛ در این زمینه کار کردند، فکر کردند، مطالعه کردند، از آن مطالعات باید استفاده کرد - حرف این است که مبناى علوم انسانى غربى، مبناى غیرالهى است، مبناى مادّى است، مبناى غیر توحیدى است؛ این با مبانى اسلامى سازگار نیست، با مبانى دینى سازگار نیست. علوم انسانى آن‌وقتى صحیح و مفید و تربیت‌کننده‌ى صحیح انسان خواهد بود و به فرد و جامعه نفع خواهد رساند که براساس تفکّر الهى و جهان‌بینى الهى باشد؛ این امروز در دانشهاى علوم انسانى در وضع کنونى وجود ندارد؛ روى این بایستى کار کرد، فکر کرد. البتّه این کار، کار شتاب‌آلودى نیست - کار بلندمدّتى است، کار مهمّى است - منتها دوستانى هم که مشغول این کار هستند، لازم است سرعت متناسب را به این کار بدهند، یعنى ضمن اینکه نباید در این کار شتاب‌زدگى کرد، عقب‌ماندگى هم در این کار مطلوب نیست و مورد قبول نیست؛ بایستى کار بشود. البتّه من شنیدم و اطّلاع دارم که علاوه بر آنچه در شوراى عالى انقلاب فرهنگى در این زمینه انجام میگیرد، اساتید متعدّد دانشگاه هم در این زمینه کارهاى مهم و خودجوش دارند انجام میدهند، که این کارها خوب است در یک صراط قرار بگیرد؛ یعنى این دو مجموعه‌ى کارى با یکدیگر هم‌افزایى کند، تا ان‌شاءالله نتایجى عاید کشور و عاید دانشگاه کشور در این زمینه بشود.
آخرین مطلب هم - که ظاهراً وقت تمام شده - این است که من خواهش میکنم از مدیران دانشگاه‌ها و مسئولان گوناگون مدیریّتى که دانشگاه را مرکز جوَلان سیاسى و تلاشها و فعّالیّتهاى جناحهاى سیاسى قرار ندهید. سمّ مهلک حرکت علمى این است که دانشگاه‌ها تبدیل بشوند به باشگاه‌هاى سیاسى؛ کارى که در یک دوره‌اى انجام گرفت. این به‌معناى نفى حرکت سیاسى در بین دانشجویان دانشگاه‌ها نیست؛ بنده همیشه مدافع و منادى کار سیاسى دانشجوها و دانشگاهیان بوده‌ام و هستم - الان هم معتقدم - منتها نگاه سیاسى، مَشرب سیاسى، فهم سیاسى و فعّالیّت سیاسى داشتن، یک حرف است و دانشگاه را و کلاس درس را و محیط علمى را جولانگاه کار سیاسى قرار دادن، یک حرف دیگرى است؛ اینها با همدیگر تفاوت دارد. آرامش دانشگاه کمک‌کننده‌ى به این است که دانشگاه بتواند در زمینه‌ى مسائل علم - که این‌همه اهمّیّت دارد - کار خودش را انجام بدهد، وظیفه‌ى خودش را انجام بدهد، و اگر خداى نکرده عکس این بشود، اوّلین ضربه‌اى که خواهیم خورد، این است که حرکت علمى در دانشگاه و به تبع آن در کشور متوقّف خواهد شد، یا کند خواهد شد؛ و عرض کردیم توقّف، به‌معناى عقب‌گرد است.
پروردگارا! به محمّد و آل‌محمّد تو را سوگند میدهیم در این ساعات حسّاس و در این ایّام مبارک، برکات خودت را بر دانشگاه کشور و دانشگاهیان و دانشجویان ما نازل بفرما. پروردگارا! ما را در راهى که به هدایت عمومى ملّت ایران بینجامد و به سرافرازى دنیاى اسلام بینجامد، هدایت بفرما. پروردگارا! به محمّد و آل‌محمّد، به ما بصیرت مواجهه‌ى با چالشهاى گوناگون در دورانهاى گوناگون عنایت کن؛ به ما اخلاص لازم در حرکتى که انجام میدهیم عنایت کن. پروردگارا! شهداى عزیز ما، بخصوص شهیدان دانشگاه، و بخصوص شهیدان اخیر اتمىِ کشور را - که شهیدان علمند، شهیدان مجاهدت عمومى ملّت ایرانند - مشمول رحمت و مغفرت و تفضّل خود قرار بده. پروردگارا! ما را در راه این شهیدان ثابت‌قدم بدار.
و السّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌

۱) فهمیدن‌
۲) عدّةالداعى، ص ۳۱۴
۳) از جمله، پیام به مناسبت آغاز سال جدید (۱۳۹۲/۱۲/۲۹)
۴) برترى‌
۵) نهاد نمایندگى مقام معظّم رهبرى در دانشگاه‌ها

 




بیانات در محفل انس با قرآن

08/4/1393


در اولین روز ماه مبارک رمضان ۱۴۳۵
در حسینیه امام خمینی رحمه‌الله

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

الحمدلله ربّ العالمین والصّلاة على رسوله و آله المیامین‌
خداوند متعال را شکرگزاریم که عمر داد و توفیق داد تا بتوانیم امسال هم ماه مبارک رمضان را با این محفل نورانى آغاز کنیم. خوشامد عرض میکنم به همه‌ى شما قرّاء محترم، حافظان محترم، قرآنیان عزیز، بخصوص برادرانى که برنامه اجرا کردند و مجرى محترم؛ ان‌شاءالله که همه‌ى شماها جزو اصحاب قرآن در دنیا و آخرت محشور باشید.
 کارى که قرآنى‌ها امروز در کشور ما میکنند، به‌نظر من یک کار راهبردى و مهم است. درست است که انس با قرآن براى خود تلاوت‌کننده‌ى قرآن و مأنوس با قرآن مایه‌ى ارتفاع درجات و تعمیق معارف است - این به جاى خود محفوظ؛ یعنى فیضى که خود شما خواننده‌ى قرآن و تالى قرآن میبرید، این در جاى خود دستاورد مهمّى است - امّا در وراى این یک دستاورد دیگرى وجود دارد که دایره‌ى آن وسیع‌تر است، و آن عبارت است از نزدیک کردن جامعه‌ى اسلامى به فهم قرآن و به اُنس با قرآن، و نزدیک شدن به قرآن؛ این خیلى مهم است. امروز جامعه‌ى قرآنى ما، قاریان و حافظان و ترتیل‌کنندگان و بقیّه‌ى کسانى که در این راه تلاش میکنند، در واقع این حرکت راهبردى را دارند انجام میدهند و این بسیار مهم است؛ این‌را باید قدر دانست.
حقیقت این است که بحمدالله در این چند سال، جامعه‌ى قرآنى پیشرفت بسیار زیادى کرده است. ما این جلسه‌ى سالى یک‌بار را سالهاى متمادى است که داریم، و من پیشرفت محسوس اُنس با قرآن، تلاوت قرآن را در بین مردممان، جوانانمان و علاقه‌مندان و گسترش روزافزون این معنا را میبینم؛ بحمدالله این جاى شکرگزارى دارد؛ ولى فاصله‌ى ما با آنچه مطلوب است، فاصله‌ى زیادى است. نه به معناى اینکه سطح قارى ما شخصاً یا نوعاً و مجموعاً از سطح مطلوب پایین‌تر یا خیلى پایین‌تر است؛ نه، این منظور نیست - بحمدالله قرّاى خوبى داریم که از لحاظ تلاوت، از لحاظ ترتیل، از لحاظ اصوات و الحان، از لحاظ توجّه به معنا و کیفیّت تلاوت به‌صورت زنده‌کننده‌ى معناى قرآن براى مستمع، در سطوح بالا هستند؛ از این جهات بحمدالله پیشرفتها خیلى خوب است - لکن در سطح عمومى جامعه نه، ما در حدّ مطلوب نیستیم و فاصله‌مان زیاد است. باید در کشور ما و در میان جامعه‌ى ما ترتیبى اتّخاذ بشود که همه‌ى آحاد مردم به‌نحوى با قرآن انس داشته باشند و مفاهیم قرآنى براى اینها مفهوم باشد و معانى قرآن را درک کنند، به قرآن مراجعه کنند؛ ولو به طور اجمال از مفاهیم قرآنى سر دربیاورند. باید به اینجا برسیم. در کشورهایى که زبانشان عربى است، این مرحله را آسان‌تر طى میکنند؛ در کشور ما که زبان ما عربى نیست، به این مرحله دشوارتر میرسیم، ولى خوشبختانه - بارها عرض کرده‌ایم - کلمات قرآنى، کلمات آشنایى براى ما است؛ فهمیدن معانى آنها براى مردم ما دشوار نیست و قدرى انس و ممارست میتواند این چیزى را که مطلوب ما است، ان‌شاءالله در جامعه به‌وجود بیاورد.
و شما برادران عزیز توجّه داشته باشید که نظام اسلامى و جامعه‌ى اسلامى با انس روزافزون با قرآن استحکام درونى پیدا میکند؛ و استحکام درونى آن چیزى است که جوامع را در راه‌هاى مطلوب خودشان و به‌سوى مطلوبهاى خودشان قادر میسازد و قدرت برخورد با چالشها به جوامع میدهد. باید در درون مستحکم بود؛ این استحکام درونى به برکت انس با قرآن حاصل میشود. انس با قرآن ایمان را تقویت میکند، توکّل به خدا را زیاد میکند، اعتماد به وعده‌ى الهى را زیاد میکند، ترس و خوف از مشکلات مادّى را در انسان کم میکند، انسانها را تقویّت روحى میکند، اعتماد به نفس میدهد، راه‌هاى تقرّب به خدا را براى انسان روشن میکند. فواید و منافع انس با قرآن در این بخش اینها است.
قرآن کتاب معرفت است، کتاب نور است. وَ مَا جَالَسَ هَذَا القُرآنَ اَحَدٌ اِلّا قَامَ عَنْهُ بِزِیادَة اَو نُقصَانٍ زِیَادَةٍ فى هُدًى اَو نقصانٍ فى عمًى؛(۱) این کلام منسوب به امیرالمؤمنین است؛ فرمود: هرکسى که با قرآن نشست، از این نشست که برخاست، یا هدایتى در او افزون شده است یا بى‌معرفتى و کورى‌اى از او کم شده است. یک افزایشى و یک نقصانى در او به‌وجود مى‌آید، افزایش در هدایت و نقصان در کورى، نقصان در گمراهى، یعنى گمراهى انسان کم میشود. هدایت انسان، آگاهى انسان افزایش پیدا میکند؛ نشست و برخاست با قرآن این‌جورى است؛ این البتّه با توجّه و تدبّر در قرآن حاصل میشود. قرآن را باید با توجّه خواند؛ توجّه داشته باشیم که صِرف تشکیل این اصوات مطلوب نیست؛ با توجّه به معانى، با توجّه به مرادات(۲) قرآنى باید قرآن را خواند؛ اگر این شد، آن وقت جامعه‌ى اسلامى راه خودش را پیدا میکند. اَللهُ وَلىُّ الَّذینَ ءامَنُوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ اِلَى النُّور؛(۳) از ظلمات خرافات، از ظلمات گمراهى‌ها، از ظلمت ترس، از ظلمت توهّمات، انسان خارج میشود «اِلَى النُّور»؛ نور هدایت، نور معرفت، نور تقرّب به پروردگار، نور انس با پروردگار. اینها خصوصیّاتى [است‌] که با نشستن با قرآن و انس با قرآن براى انسان به‌وجود مى‌آید و ما به این احتیاج داریم؛ امّت اسلامى امروز به این احتیاج دارد. جامعه‌ى اسلامى امروز با چالشهاى جدّى روبه‌رو است؛ مکرّر عرض کردیم توجّه به چالشها به معناى این نیست که ما احساس کنیم که دشمن قوى است و بر ما غلبه پیدا خواهد کرد؛ این‌جور نیست. جامعه‌ى اسلامى با چالشها مواجه است و مواجهه‌ى با چالشها یک فرصتى است براى اینکه اسلام بتواند از مراحل سیر تاریخىِ حرکت به‌سوى اعتلاى مورد نظر، ان‌شاءالله یک پلّه‌ى دیگر، یک حرکت دیگر، یک مرحله‌ى دیگر پیش برود؛ امروز این‌جورى است. ما در دوره‌هاى قبل از پیروزى انقلاب اسلامى و قبل از بیدارى اسلامى، دنیاى اسلام را در حال غفلت میدیدیم؛ امروز دنیاى اسلام در حال آگاهى است. حوادثى هم که در دنیاى اسلام رخ میدهد، به کمک آگاهى امّت اسلامى مى‌آید؛ ما را آگاه‌تر میکند، روشن‌تر میکند، وظایف ما را براى ما مشخّص‌تر میکند. دشمنان اسلام از این بصیرت مؤمنین و امّت اسلامى بیمناکند؛ ما این بصیرت را باید روزبه‌روز تقویت بکنیم؛ اوّلین مرحله همین است که این چالشها را بشناسیم.
آنچه دیده میشود در دنیاى اسلام این است که به نام اسلام، دشمنان اسلام در پوشش اسلام با اسلام مقابله میکنند؛ همان تعبیرى که امام بزرگوار ما (رضوان الله تعالى علیه) فرمود: اسلام آمریکایى، در مقابل اسلام ناب محمّدى.(۴)  اسلام آمریکایى، اسلامى است که با طاغوت میسازد، با صهیونیسم میسازد، در خدمت هدفهاى آمریکا قرار میگیرد، ظاهر آن هم اسلام است، اسم آن هم اسلام است، شاید بعضى از مراسم اسلامى را هم انجام میدهند؛ اگرچه آن‌طورى که انسان میشنود - حالا ما اطّلاع خیلى دقیقى نداریم - این کسانى که به نام اسلام، با شکل تعصّب‌آمیزى در برخى از کشورها - اخیراً در عراق و قبلاً در برخى از جاهاى دیگر - ظهور و بُروز پیدا کردند، خیلى هم پابند به احکام و شرایع دینى و وظایف دینىِ شخصى هم نیستند؛ امّا آنچه مسلّم است، در جهت کلّى قطعاً ۱۸۰ درجه در جهت مخالف اسلام حرکت میکنند. اسلام همراهى با دشمنان دین را، ولایت دشمنان دین را، ولایت مستکبرین را جزو چیزهایى دانسته است که مؤمن باید از آن بر کنار باشد؛ اَلَّذینَ ءامَنُوا یُقاتِلُونَ فى سَبیلِ‌الله وَ الَّذینَ کَفَرُوا یُقاتِلُونَ فى سَبیلِ الطّاغُوت؛(۵) اگر شما با نام اسلام، در راه طاغوت حرکت میکنید، کشف بکنید  که این اسلام، اسلام درست و حسابى‌اى نیست، اسلام واقعى نیست، یک‌جاى کار عیب دارد؛ امروز این‌جور است. البتّه انسان دستهاى دشمن را میتواند ببیند؛ باید باور کرد که دست خبیث سرویس‌هاى امنیّتى و جاسوسى رژیمهاى دشمن اسلام در ایجاد این‌جور قضایا و این‌جور بلواها براى مسلمانها - حالا یا مستقیم یا غیر مستقیم - نقش حتمى دارند؛ آنها هستند که دارند صحنه‌گردانى میکنند، کمااینکه انسان مشاهده میکند؛ نشانه‌ها و دلایل آنها هم آشکار است. اگر امّت اسلامى با معارف قرآن انس داشته باشد، بیشتر آشنا باشد، این‌جور حوادث کمتر پیش مى‌آید. ارتباط و اتّصال دلها به خدا مانع میشود از اینکه دلها به راه خدا خیانت کنند؛ که امیدواریم این پیش بیاید.
شما جوانهاى قرآنى و کسانى که در راه قرآن عمر خود را، سالهاى خود را، جوانى خود را، نیروى خود را مصرف میکنید، از خداى متعال شاکر باشید؛ این توفیق بزرگى است که خداى متعال جوانان را، نوجوانان را توفیق بدهد که اینها انس پیدا کنند با قرآن؛ راه قرآن را انتخاب بکنند. چنین چیزى در دورانهاى گذشته نبود؛ قرآن در بین جوانان رواج نداشت، ترویج نمیشد؛ امروز بحمدالله در بین جوانها ترویج میشود؛ و شما جزو عوامل و تأثیرگذاران این ترویج هستید؛ این را قدر بدانید.
و سعى کنند برادرانى که در زمینه‌ى قرآن فعّالیّت میکنند، در عمل هم «کونوا دُعاةَ النّاسِ بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم»(۶) [باشند]؛ نشان بدهند که از لحاظ پایبندى به مقرّرات دینى، به ضوابط دینى جزو افراد برجسته هستند؛ این را نشان بدهند تا تأثیر قرآن در عمل آنها خودش را نشان بدهد: در ممشاى عمومى، در سلوک، در بواطن، در ظواهر؛ ظواهر، ظواهر اسلامى؛ کیفیّت برخورد، کیفیّت اسلامى؛ اینها را مراعات بکنند. اَلّذینَ اِذا ذُکِرَ اللهُ وَجِلَت قُلوبُهُم وَ اِذا تُلِیَت عَلَیهِم ءایتُهُ زادَتهُم ایماناً؛(۷) یک نشانى از این خصوصیّات را برادرانى که با قرآن بیشتر مأنوس هستند، نشان بدهند. آنچه شما انجام میدهید - که امروز بحمدالله نشانه‌ى قرآنى، یک نشانه‌ى پرافتخارى است - براى جوانها و براى نوجوانها و براى مستمعین شما میتواند یک الگویى باشد؛ از شما یاد بگیرند. سعى کنید چیزهایى را از شما یاد بگیرند که موجب نزدیکى آنها به خدا باشد.
پروردگارا ! به محمّد و آل محمّد تو را سوگند میدهیم ما را با قرآن زنده بدار؛  ما را با قرآن همنشین بفرما؛ ما را در راه قرآن زنده بدار؛ ما را در راه قرآن بمیران؛ ما را با قرآن محشور بفرما؛ قرآن را از ما راضى و خشنود بگردان. پروردگارا ! به محمّد و آل محمّد از این مجلس، از این برنامه‌ها و از این اجراى تلاوتها، به روح مطهّر امام بزرگوار و ارواح مطهّره‌ى شهیدان، هدیه‌ى گرانبهاى امروز را عنایت بفرما. پروردگارا ! به محمّد و آل محمّد ما را در راه اسلام، در راه قرآن، در راه شهیدان  و مجاهدان راه حق ثابت‌قدم بدار.
و السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته‌

۱) نهج‌البلاغه، خطبه‌ى ۱۷۶
۲) خواستها
۳) سوره‌ى بقره، بخشى از آیه‌ى ۲۵۷
۴) از جمله، صحیفه‌ى امام، ج ۲۱، ص ۱۲۰
۵) سوره‌ى نساء، بخشى از آیه‌ى ۷۶
۶) بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۳۰۹
۷) سوره‌ى انفال، بخشى از آیه‌ى ۲

 




بیانات در دیدار پژوهشگران و کارکنان‌ مؤسسه «دارالحدیث» و پژوهشگاه «قرآن و حدیث»

21/3/1393


 بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
ایّام سالگرد ولادت مبارک پرفیض حضرت بقیّةالله (ارواحنافداه) و تبرّک ایّام ماه مبارک شعبان به این ولادت بزرگ و مبارک را تبریک عرض میکنیم. ان‌شاءالله خداوند متعال، شما را، ما را جزو پیروان این بزرگوار قرار بدهد، جزو شیعیان این بزرگوار به‌حساب بیاورد. و تشکّر میکنیم از جناب آقاى رى‌شهرى و همکاران عزیز و محترمشان به‌خاطر این هدیه‌ى ارزشمندى که به‌مناسبت این عید به جامعه‌ى اسلامى و جامعه‌ى علمى تحویل دادند؛ یعنى همین دانشنامه‌ى مهدویّت، (۲) با این خصوصیّاتى که ذکر کردند، که خصوصیّات مهمّى است. به نظرم دیروز یا پریروز کتاب را آوردند و من فرصت کردم توّرق مختصرى بکنم؛ به نظرم کتاب برجسته و جالبى آمد. حالا ان‌شاءالله وقت میگذاریم و کتاب را اوّل تا آخر، ان‌شاءالله مطالعه خواهم کرد. ولى کار، کار بسیار مهمّى است؛ کار بزرگى است. عمده این است که ذهن متوجّه یک نیاز و یک خلأ بشود و همّت براى پر کردن این خلأ و برآوردن این نیاز برانگیخته شود. این کارها شده - طبعاً هیچ کارى هم از ما انسانها بدون نقص و قصور نیست - مهم این نیست که آیا این کتاب کامل است، یا جامع است، یا نقصى دارد یا ندارد؛ مهم این است که این کتاب هست؛ نیاز به آن احساس شد و همّت براى تولید آن برانگیخته شد و بحمدالله متولّد شد و به عرصه‌ى وجود آمد. من صمیمانه از ایشان و همکاران محترمشان تشکّر میکنم.
یک جمله در باب این ایّام مبارک و وجود عظیم و عزیز حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه) عرض بکنیم؛ یک جمله هم در باب مجمع شما و پژوهشگاه شما و دارالحدیث بعداً عرض میکنم.
در مورد مسئله‌ى امام زمان (سلام الله علیه) شماها خوب کار کردید و تلاش کردید و احاطه‌ى به همه‌ى جوانب قضیّه دارید؛ آنچه مهم است این است که اعتقاد به امام زمان یک بخشى از جهان‌بینىِ ادیان است؛ یعنى ادیان الهى همچنان‌که در جهان‌بینىِ عمومى خودشان نسبت به عالَم، آدم، منشأ آفرینش و منتهاى سِیر حیات بشر - یعنى درباره‌ى مبدأ و معاد - نظر میدهند، یکى از بخشهاى این جهان‌بینى - این مجموعه‌ى عظیمى که زیربناى همه‌ى افکار و تأمّلات و احکام و قوانین و مقرّرات ادیان است - عبارت است از مسئله‌ى نهایت سِیر کاروان بشر در این دنیا. مسئله‌ى آن دنیا و آن نشئه، مسئله‌ى دیگرى است؛ مسئله‌ى آخرت است. یک مسئله این است که بشریّت دارد به کجا میرود. اگر ما جامعه‌ى بشرى را در طول تاریخ به کاروانى تشبیه کنیم که دارد یک مسیرى را میرود، [این] سؤال مطرح است که این کاروان به کجا میرود؟ مقصد این کاروان کجا است؟ منتهاالیه این سِیر کجا است؟ این یک سؤال جدّى است؛ این باید در هر جهان‌بینى‌اى پاسخ داده بشود. ادیان به این پاسخ داده‌اند. پاسخهاى نحله‌هاى فکرى غیر دینى در این زمینه یکسان نیست، لکن پاسخ ادیان به این سؤال، تقریباً یکسان است؛ پاسخ مشخّصى است. تا آنجایى که ادیان الهى و ادیانى را که رونویسى از ادیان الهى‌اند، مى‌شناسیم - ولو خودشان هم الهى نباشند، امّا پیدا است اصول و قواعد کار را از ادیان الهى گرفته‌اند - همه معتقدند که این کاروان در پایان، در آخر راه، به یک منزلگاه مطلوب و دلگشا و دلنشین خواهد رسید. خصوصیّت عمده‌ى این مقصد هم «عدالت» است؛ عدالت، خواسته‌ى عمومى بشریّت از اوّل تا امروز و تا آخر است. اینهایى که سعى میکنند در مبانى و تفکّرات اصولى، معتقد به تنوّع و تغییر و تحوّل و مانند اینها بشوند، این‌را نمیتوانند انکار کنند که خواسته‌ى بشریّت از روز اوّل تا امروز چند خواسته است، که از جمله‌ى اساسى‌ترین آنها عدالت است؛ بشر دنبال عدالت [است]؛ هیچ‌وقت از این خواسته منصرف نشده است و در نهایت، این خواسته برآورده میشود، که در آثار ما [آمده] : «یَملَأُ الله بِهِ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً کَما مُلِئَت ظُلماً و جَورا» (۳) - در اغلب متون «کَما مُلِئَت» [است]، در بعضى هم «بَعدَ ما مُلِئَت» - این پاسخ همه‌ى ادیان است. در واقع هر فردى از آحاد بشر میداند که این سِیر عمومى بشر به کجا منتهى خواهد شد. اگر بخواهیم تشبیه کنیم، این‌جور باید بگوییم که یک مسافرى یا یک کاروانى از پیچ‌وخم‌هاى دشوار، از معبرهاى سخت، از کوهستانها، از وادى‌ها، از درّه‌ها، از لجن‌زارها، از خارزارها، همین‌طور دارد عبور میکند، راه را میپیماید، براى اینکه خودش را به یک نقطه‌اى برساند؛ این نقطه کجا است؟ این نقطه عبارت است از یک اتوبان، یک جادّه‌ى مهم، یک جادّه‌ى باز، یک راه هموار. همه‌ى آنچه در تاریخ بشر تا امروز مشاهده میکنیم، حرکت در همان کوره‌راه‌ها و در همان فرازونشیب‌ها و در همان خارستانها و لجن‌زارها و مانند اینها بوده است؛ بشریّت دارد همین‌طور این راه را طى میکند تا به اتوبان برسد؛ این اتوبان، دورانِ مهدویّت است، دوران ظهور حضرت مهدى (سلام الله علیه) است.
 این‌جور نیست که وقتى به آنجا رسیدیم، یک حرکت دفعى انجام بگیرد و بعد هم تمام بشود؛ نه، آنجا یک مسیر است. در واقع باید گفت زندگى اصلى بشر و حیات مطلوب بشر از آنجا آغاز میشود و بشریّت تازه مى‌افتد در راهى که این راه یک صراط مستقیم است و او را به مقصد آفرینش میرساند؛ «بشریّت» را میرساند، نه آحادى از بشریّت را، نه افراد را، مجموعه‌ها را میرساند. البتّه این به معناى این نیست که در آن‌وقت طبیعت بشر تغییر پیدا میکند؛ نه، طبیعت بشر، طبیعت ستیزه‌ى درونى و درگیرى درونى میان خیر و شر است. عقل انسان هست، طبع انسان هم هست؛ غرایز انسان احکامى دارند، کششهایى دارند، تمایلات طبیعى انسان کار خودشان را میکنند، عقل هم کار خود را میکند؛ این تنازع در آن دوران هم وجود خواهد داشت. این‌جور نیست که در آن دوران، بشریّت یکپارچه تبدیل بشود به فرشته؛ نه، آنجا هم طبعاً این درگیرى هست، طبعاً خوب و بد هم در آن وقت وجود دارد؛ منتها راه و جادّه، جادّه‌اى است که مساعدِ خوب شدن و خوب حرکت کردن و درست راه را پیمودن و به سمت مقصود واقعى راه رفتن است؛ این خصوصیّت آن راه است که همان معناى حقیقى و واقعى «عدل» است. و این قطعى است. و توفیقاتى که بشر در اثناى راه پیدا کرده است، مؤیّد این معنا براى ذهن انسان شکّاک است که آنچه وعده داده شده، تحقّق پیدا خواهد کرد. این آیاتى که تلاوت کردند، به‌نظر من آیات جالب و مهمّى است. یک نکته‌اى در این آیات - آنجا که حضرت موسى را در آغاز ولادت، مادرش در آب مى‌اندازد - وجود دارد؛ وَ اَوحَینآ اِلى‌ اُمِ‌ موسى‌ اَن اَرضِعیهِ فَاِذا خِفتِ عَلَیهِ فَاَلقیهِ فِى الیَمِّ ... اِنّا رآدّوهُ اِلَیکِ وَ جاعِلوهُ مِنَ المُرسَلین؛ (۴) [اینجا] دو وعده است: یک وعده وعده‌ى برگرداندن موسى به مادرش است؛ یک وعده وعده‌ى «جاعِلوهُ مِنَ المُرسَلین» است؛ یعنى آن وعده‌ى عمومى‌اى که به بنى‌اسرائیل داده شده بود که بنى‌اسرائیل منتظر بودند که منجى بیاید؛ و این منجى از طرف خدا است و خواهد آمد و بنى‌اسرائیل را از دست فرعون نجات خواهد داد. خداى متعال در وحى به مادر موسى این وعده‌ى دوّم را هم داد - جاعِلوهُ مِنَ المُرسَلین - یعنى این را ما از طرف خودمان میفرستیم، و او را همان مُرسَلى قرار میدهیم که بنا است آن وعده‌ى بزرگ را و آن آرزوى بزرگ را انجام بدهد؛ این دو وعده را خداى متعال داد. یک وعده، وعده‌ى نقد و نزدیک بود و آن، «اِنّا رآدّوهُ اِلَیک» بود. در آیات بعدى - که حالا آن آیات را آقاى سبزعلى متأسّفانه نخواند - میفرماید: فَرَدَدنهُ اِلى‌ اُمِّهِ کَى تَقَرَّ عَینُها وَ لا تَحزَنَ وَ لِتَعلَمَ اَنَّ وَعدَ الله حَقّ؛ (۵) اینکه ما بچّه را به مادر برگرداندیم، خب بله، «تَقَرَّ عَینُها» دارد، «وَ لا تَحزَن» دارد - دلش خوش شد، دلش آرام گرفت، چشمش روشن شد - امّا اثر دیگرِ این برگرداندن، این بود که «وَ لِتَعلَمَ اَنَّ وَعدَ الله حَقّ»؛ بداند که این وعده‌اى که ما دادیم - و گفتیم منجى را میفرستیم و کسى را خواهیم فرستاد که بنا است جامعه‌ى بنى‌اسرائیل را در مصر از استضعاف خارج کند - وعده‌ى درستى است؛ دلش مطمئن بشود، و خاطرجمع بشود. یعنى یک وعده‌ى کوچک از سوى پروردگار تحقّق مى‌یابد، براى اینکه هر انسان اهل تدبّرى از تحقّق این وعده‌ى کوچک، اطمینان پیدا کند که آن وعده‌ى بزرگ تحقّق پیدا خواهد کرد. آنچه از موفّقیّتها در طول تاریخ براى بشریّت از طریق دین حاصل شده، همان وعده‌هاى کوچک است؛ از جمله جمهورى اسلامى. جمهورى اسلامى هم یکى از همین وعده‌ها است؛ خداى متعال وعده داده بود که اگر مبارزه کنید، اگر صبر کنید، اگر به خداى متعال توکّل کنید، در جایى که گمان آن را نمیبرید و امید آن را ندارید، به شما قدرت خواهیم داد؛ همین اتّفاق افتاد: ملّت ایران مبارزه کرد، صبر کرد، ایستاد، فداکارى کرد، از دادنِ جان دریغ نکرد و اتّفاقى افتاد که هیچ‌کس تصوّر آن را نمیکرد! چه کسى خیال میکرد در این منطقه‌ى بسیار حسّاس، در این کشور بسیار مهم، در مقابله‌ى با آن رژیمِ بشدّت حمایت‌شونده‌ى از سوى قدرتهاى بین‌المللى، یک حکومتى به‌وجود بیاید و یک انقلابى به پیروزى برسد، آن هم براساس دین، براساس فقه، براساس شریعت؟ چه کسى چنین تصوّرى میکرد؟ هیچ‌کس. اگر کسى بگوید من میدانستم این‌جورى میشود، مگر از طُرق غیبى فهمیده باشد؛ محاسبات، مطلقاً این را نشان نمیداد، امّا این اتّفاق افتاد. بدانیم آن وعده‌ى اصلى، آن کار بزرگ هم اتّفاق خواهد افتاد. این یک نمونه‌اى از آن چیزى بود که اتّفاق خواهد افتاد.
 باید منتظر بود. این نگاه ادیان به پایانِ راهِ کاروان بشرى، نگاه بسیار امیدبخشى است؛ حقیقتاً روحیّه‌ى انتظار و روحیّه‌ى ارتباط با ولىّ‌عصر (ارواحنا فداه) و منتظر ظهور بودن و منتظر آن روز بودن، یکى از بزرگ‌ترین دریچه‌هاى فرج براى جامعه‌ى اسلامى است. منتظر فرج هستیم؛ خود این انتظار، فرج است؛ خود این انتظار، دریچه‌ى فرج است، امیدبخش است، نیروبخش است؛ از احساس بیهودگى، از احساس ضایع شدن، از نومیدى، از گیج و گمى نسبت به آینده جلوگیرى میکند؛ امید میدهد، خط میدهد. مسئله‌ى امام زمان (سلام الله علیه) این است و امیدواریم که خداى متعال ما را به معناى واقعى کلمه از منتظران قرار بدهد و چشم ما را به تحقّق این وعده‌ى الهى روشن کند.
 در مورد مجموعه‌ى کارهایى که شما برادران و خواهران عزیز تحت مدیریّت جناب آقاى رى‌شهرى در این سالها انجام دادید، من حقیقتاً بایستى تشکّر بکنم. کارهاى بسیار خوبى انجام گرفته، کارهاى نویى انجام گرفته. مهم این است که ذهنها فعّال بشود براى شناختن نقاط خلأ؛ و خود این، هنر بزرگى است؛ مسئله‌یابى، هنر مهمّى است: انسان نگاه کند، موارد خلأ را پیدا کند. این مجموعه‌ى شما خوشبختانه آزمون خوبى را در این زمینه گذرانده است؛ موارد خلأ را پیداکرده و بر  این همّت گماشته است که اینها را پر بکند.
 مسئله‌ى قرآن و حدیث بسیار مسئله‌ى مهمّى است. در همین موضوع مهدویّت و قضایاى مربوط به امام زمان - مسئله‌ى انتظار، مسئله‌ى طول عمر، مسئله‌ى دوران حکومت، مسئله‌ى وظایفى که منتظرین دارند، و مسائل گوناگونى که وجود دارد - بهترین مرجع عبارت است از حدیث و آنچه از خود ائمّه (علیهم‌السّلام) نقل شده، که جاى تردیدى را باقى نمیگذارد و این مهم‌ترین مطلب است. همین‌طور که آقاى رى‌شهرى اشاره کردند، بنده هم به این معنا معتقدم که شواهد عقلى و اعتبارى به‌عنوان مؤیّد میتوانند به کار بروند، [امّا] آنچه تعیین‌کننده و قاطع است، منابع روایى و حدیثى و قرآنى است که به اینها بایستى تکیه کرد، از اینها باید استفاده کرد. البتّه باید تنقیح(۶) بشود؛ به حرفهاى سست نباید اعتماد کرد. حرف قرص کم نداریم؛ حرفهاى قوى، محکم و بنیادهاى فکرى مستحکم بحمدالله در این زمینه خیلى زیاد است و میتوان به اینها تکیه کرد و از اینها استفاده کرد.
از خداوند متعال مسئلت میکنیم که شما را موفّق بدارد. و مجدّداً تشکّر میکنیم از اینکه این هدیه‌ى باارزش را در ایّام این عید مبارک به جامعه‌ى اسلامى تحویل دادید و جامعه‌ى فکرى و معرفتى کشور ان‌شاءالله بهره‌ى کامل را از این عیدى‌اى که شما دادید خواهد برد.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌

 ۱) پیش از دیدار، معظم‌له از نمایشگاه تولیدات علمى و پژوهشى مؤسسه‌ى دارالحدیث بازدید کردند. آیت‌الله محمّد محمّدى‌رى‌شهرى (رئیس مؤسّسه) در جلسه حضور داشتند.
۲) در جریان بازدید از نمایشگاه تولیدات علمى و پژوهشى مؤسّسه‌ى دارالحدیث، و در آستانه‌ى ولادت حضرت ولىّ‌عصر، از «دانشنامه‌ى امام مهدى (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف)» رونمایى شد.
۳) کتاب سلیم‌بن‌قیس‌هلالى، ج ۲، ص ۵۶۷
۴) سوره‌ى قصص، بخشى از آیه‌ى ۷
۵) همان، بخشى از آیه‌ى ۱۳
۶) تصحیح




بیانات در مراسم بیست و پنجمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی

14/3/1393

 


بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّةالله فى الارضین. رَبَّنا اغفِر لَنا وَ لِاِخوانِنَا الَّذینَ سَبَقونا بِالایمانِ وَ لا تَجعَل فى قُلوبِنا غِلًّا لِلَّذینَ ءامنوا رَبَّنآ اِنَّکَ رَءووفٌ رَحیم، (۱) رَبَّنآ اِنَّکَ ءاتَیتَ فِرعَونَ وَ مَلاءَهُ زینَةً وَ اَموَلًا... رَبَّنا لِیُضِلّوا عَن سَبیلِکَ رَبَّنا اطمِس عَلى‌ اَموَلِهِم وَ اشدُد عَلى‌ قُلوبِهِم فَلا یُؤمِنوا حَتّى‌ یَرَوُا العَذابَ الاَلیمَ. (۲)
قال الله الحکیم فى کتابه: اَ لَم تَرَ کَیفَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ اَصلُها ثابِتٌ وَ فَرعُها فِى السَّمآءِ. تُؤتى اُکُلَها کُلَّ حینٍ بِاِذنِ رِبِّها. (۳)
عرایض خودم را در این روز به‌یادماندنى و مهم، براى شما برادران و خواهران عزیز در سه بخش عرض میکنم: در بخش اول، یک واقعیت مهمى درباره‌ى جمهورى اسلامى وجود دارد که توجه به آن واقعیت براى ما، امروز حائز اهمیت است. در بخش دوم، یک اشاره و شرح توصیفىِ کوتاهى از مکتب ماندگار امام بزرگوارمان عرض میکنم؛ اگرچه درباره‌ى مکتب امام راحل سخن بسیار گفته‌اند و گفته‌ایم و شنیده‌ایم، ولى این توصیف کوتاه در این مقطع براى ما لازم است؛ تصویر کوتاهى از مجموعه‌ى آنچه امام بزرگوار به‌عنوان یک پدیده‌ى بى‌نظیر در دنیاى معاصر به‌وجود آورد. بخش سوم، اشاره به دو چالش مهمى است که بر سر راه ملت ایران و نظام جمهورى اسلامى قرار دارد؛ توجه به این دو چالش، براى درست حرکت کردن ما و درست راه پیمودن ما مهم است.
در بخش اول، آن واقعیتى که به آن اشاره کردم این است که ۲۵ سال از رحلت امام عظیم‌الشأن میگذرد، ولى شور و اشتیاق براى شنیدن درباره‌ى او و دانستن از او کم نشده است؛ مخصوص کشور ما هم نیست، در دنیاى اسلام بلکه فراتر از دنیاى اسلام، این واقعیت وجود دارد. نه‌تنها در کشور ما - که نسل سوم انقلاب در آن درحال بالیدن است - بلکه در دنیاى اسلام، جوانان عصر ارتباطات و عصر اینترنت که با مسائلِ دور از محیط خود براحتى میتوانند ارتباط بگیرند، دنبال این هستند که درباره‌ى مسائل انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى و درباره‌ى معمار این بناى عظیم، مطالب بیشترى بدانند. پدیده‌ى مردم‌سالارى دینى، نظریه‌ى ولایت فقیه، مسائلى است که براى محیطهاى فکرى دنیاى اسلام، حائز اهمیت و داراى جاذبه است.
دشمنان ما تلاش گسترده‌اى را از روزهاى اول آغاز کردند و هرچه جلو رفتیم، این تلاش بیشتر شده است؛ از صدها بلکه هزاران ایستگاه تلویزیونى و رادیویى و اینترنتى استفاده کردند براى دشنام دادن به جمهورى‌اسلامى و به بانى بزرگ آن و به طرف‌داران آن. خود این مطلب به ما کمک کرده است، یعنى حس کنجکاوى را در مستمعان و مخاطبان در سراسر دنیا برانگیخته است؛ میخواهند بدانند که علت این‌همه دشمنى‌کردن و سنگ‌پرانى کردن و لجن‌پراکنى کردن چیست، و آن حقیقتى که آماج این دشمنى‌ها است، چه ماهیتى دارد، چه حقیقتى دارد. بنابراین دشمنان ما به قصد دشمنى نام ما را بردند و درباره‌ى امام ما و نظام ما سخن گفته‌اند، اما «اِنَّهُم یَکیدونَ کَیدًا. وَ اَکیدُ کَیدًا»؛ (۴) این را خداى متعال میفرماید؛ آنها با این نیت، این حرکت وسیع را آغاز کردند اما در نهایت براى ما یک فرصتى به‌وجود آمد، چون حس کنجکاوى مستمعانِ این دستگاه‌ها در سراسر جهان تحریک شد. در کشورهاى اسلامى و در منطقه‌ى ما بیدارى اسلامى - که احساسات ضد استکبارى در آن بر هر پدیده‌ى دیگرى غلبه داشت - خود نشانه‌ى همان کنجکاوى و پاسخ‌گیرى و پاسخ‌یابى است، و این همچنان ادامه دارد. ممکن است دستگاه‌هاى اطلاعاتى غربى و آمریکایى این‌جور به بزرگ‌ترهاى خودشان گزارش کنند که توانسته‌اند بیدارى اسلامى را در منطقه‌ى ما سرکوب کنند. اگر این‌جور خیال کنند، این هم یکى دیگر از خطاهاى راهبردى و غلط‌تحلیل‌کردن‌هاى دشمنان ما خواهد بود. بیدارى اسلامى ممکن است براى مدتى، در بخشى از دنیاى اسلام سرکوب بشود اما بلاشک ریشه‌کن نخواهد شد؛ گسترش خواهد یافت؛ و این فهم، این ادراک، این دریافت در کشورها و در نسل جوان مسلمان در این منطقه، چیزى نیست که به این آسانى‌ها بتوانند آن را از بین ببرند؛ البته تلاش میکنند، تلاشهایشان ممکن است در بعضى از بخشها براى مدت کوتاهى موفقیت‌آمیز هم به نظر برسد، اما در نهایت ابتر است.
این کنجکاوى که در نسل جوان امروز، در دنیا - بخصوص در دنیاى اسلام - درباره‌ى پدیده‌ى مردم‌سالارى دینى وجود دارد، ناشى از این است که جمهورى اسلامى یک پدیده‌اى بود که ۳۵ سال از آغاز ولادت آن گذشت، و در تمام این مدت ۳۵ سال، با واکنش خشن و خصمانه‌ى قدرتهاى مسلط دنیا مواجه بود: هم واکنش نظامى نشان دادند، هم واکنش تبلیغاتى نشان دادند، هم واکنش خصمانه‌ى اقتصادى نشان دادند - که از اول انقلاب تحریمها آغاز شد و روزبه‌روز تا امروز تشدید شده است - [هم] واکنش سیاسى نشان دادند؛ این جبهه‌ى پرقدرت غربى، در مقابل جمهورى اسلامى ۳۵ سال است که هر کارى از دستش برآمده، کرده است؛ تلاش نظامى کرده است، به مهاجمِ نظامىِ به کشور کمک کرده است، دشمنان را در هر نقطه‌اى علیه جمهورى اسلامى حمایت کرده است، تبلیغات پرحجم علیه آن به‌کار برده است، تلاش تحریمى و محاصره‌ى اقتصادى را در اعلى‌ درجه‌ى ممکن و بدون سابقه به‌کار برده است، اما در مقابلْ جمهورى اسلامى، دربرابر این‌همه هجمه و این‌همه مخالفت خشن و بى‌ملاحظه، هم از بین نرفت، هم دچار محافظه‌کارى نشد، هم به غرب باج نداد، روزبه‌روز هم کشور پیشرفت کرد؛ این آن چیزى است که ماهیت این کنجکاوى را تشکیل میدهد. قدرتهاى درجه‌ى یکِ نظامى و سیاسى و اقتصادى دنیا، دست‌به‌دست هم بدهند علیه یک کشورى، علیه یک حکومتى، ۳۵ سال تلاش کنند، [ولى] آن حکومت على‌رغم تلاش آنها، نه فقط از بین نرود، بلکه روزبه‌روز قوى‌تر بشود، به آنها باج هم ندهد، به آنها اعتنا هم نکند. در عرصه‌هاى مختلف، جمهورى اسلامى اقتدار خود را و قابلیت بقاى خود را نشان داد. امروز وقتى به جمهورى اسلامى نگاه میکنند، [مى‌بینند] نسل دوم و سومِ انقلاب در این کشور داراى چند میلیون دانشجو، چندین هزار طلبه‌ى علوم دینى فاضل، چندین هزار پژوهشگر و محقق، چند ده هزار استاد دانشگاه و حوزه، هزاران نخبه‌ى علمى و فکرى که بعضى از آنها در عرصه‌ى بین‌المللى نام‌آور و شناخته شده‌اند، هزاران فعال و نخبه‌ى سیاسى و فرهنگى و تولیدى و اقتصادى؛ واقعیت جامعه‌ى ما امروز این است. جمهورى اسلامى در میدان علم و فناورى، با وجود همه‌ى این تحریمها، ماهواره به فضا میفرستد، موجود زنده به فضا میفرستد و برمیگرداند، انرژى هسته‌اى تولید میکند، در بسیارى از دانشهاى نوپدید جزو ده کشور اول دنیا قرار میگیرد، شتاب پیشرفت علم در جمهورى اسلامى از سوى مراکز مسئول این کار در دنیا سیزده برابر متوسط دنیا اعلام میشود، خدمات علمى و فنى به کشورهاى مختلف صادر میکند، با وجود تحریمهاى بى‌سابقه یک کشور ۷۵ میلیونى را اداره میکند، در سیاستهاى منطقه حرف اول را میزند، در مقابل رژیم غاصب و مورد حمایت زورگویان عالم یک‌تنه مى‌ایستد، با ظالم نمیسازد و از مظلوم دفاع میکند؛ هر انسان آگاهى به کنجکاوى مى‌افتد که این موجود چیست، این پدیده چه پدیده‌اى است با این‌همه دشمنى، و این‌همه توانایى‌هاى ذاتى و نشانه‌هاى حیات و بقا؛ ماهیت این کنجکاوى این است. این حالا در زمینه‌هاى مسائل علمى و فناورى و مانند اینها.
در زمینه‌ى مسائل سیاسى و اجتماعى، جلوه‌ى بالاى مردم‌سالارى در این کشور که ۳۵ سال است از انقلاب ما گذشته است، و در طول این ۳۵ سال، ۳۲ انتخابات داشتیم؛ ۳۲ انتخابات سراسرى در این کشور به‌وجود آمده است؛ این شوخى است؟ یک نمونه‌ى بى‌نظیر [است]؛ انتخابات‌هاى جمهورى اسلامى با مشارکتهاى بالا - بالاتر از متوسط و میانگین جهانى و بعضاً بسیار بالاتر؛ شرکت ۷۰ درصدى، ۷۲ درصدى؛ انتخابات‌هاى ما از این قبیل است - جلوه‌ى مردم‌سالارى‌[است]. نمونه‌ى بى‌نظیر دیگر دو پدیده‌اى است که ما مردم، با آنها عادت کرده‌ایم اما براى یک ناظر جهانى فوق‌العاده جذاب و مهم است، و آن عبارت است از راه‌پیمایى بیست‌ودوم بهمن و راه‌پیمایى روز قدس در ماه رمضان. جشن انقلاب را مردم به‌طور مداوم، هرسال تا این ۳۵ سال گرفته‌اند، با یک راه‌پیمایى عظیمِ پرشورِ پرشکوه در روزهاى سرد پایان بهمن. ما عادت کرده‌ایم و اهمیت موضوع و عظمت موضوع به چشممان نمى‌آید اما ناظر جهانى، اینها را میبیند و براى او بسیار خیره‌کننده است؛ اینها عوامل آن جذابیتى است که کنجکاوى‌ها را تحریک میکند و راه نویى را به ذهنهاى علاقه‌مندان و افرادى که اهل سؤال و استفسار و تحقیقند، ارائه میدهد. این واقعیت مهم دوران ما است که عبارت است از توجه و کنجکاوى عمومى در دنیاى اسلام از سوى جوانها، روشنفکران، آگاهان و کسانى که اهل فهم مسائلند، نسبت به این پدیده‌اى که در کشور ایران اسلامى، به توفیق الهى و به تأیید الهى تحقق یافته است و روزبه‌روز رشد کرده است. این مطلب اول.
این واقعیت، ساخته و پرداخته‌ى دست معمار بزرگ است. درباره‌ى امام خیلى حرف زده‌ایم، شاید بعضى‌ها خیال کرده‌اند ما با اغراق و مبالغه حرف میزنیم؛ ولى نه، آنچه درباره‌ى امام بزرگوارمان گفته‌ایم، نه اغراق است، نه مبالغه است؛ بخشى از واقعیت است؛ بیش از آنچه توصیف کرده‌ایم و توانسته‌ایم ارائه بدهیم، امام بزرگوار و عزیز ما داراى مضمون و معنا و مغز بود. آنچه در اختیار ملت ایران و در معرض دید و فکر ملتها در سراسر عالم است، ساخته و پرداخته‌ى آن دست توانا است. ما براى اینکه راه را درست برویم، باید نقشه‌ى معمار را بدانیم. اگر در یک بناى متعارف معمولى، نقشه در اختیار نباشد، نقشه‌ى اصلى معلوم نباشد، سازندگان و بنایان هرچه هم چیره‌دست باشند، ممکن است اشتباه کنند؛ باید نقشه‌ى اصلى را دانست تا بتوان براساس آن نقشه‌ى اصلى، اگر هنرى در سازندگى و در احیاء هست، آن را به‌کار برد. نقشه‌ى او نقشه‌اى نبود که فقط از ذهن انسان صادر بشود، قطعاً مؤیدمن‌عندالله بود؛ خود امام بزرگوار این را میدانست و به آن معترف بود؛ خود او میگفت آنچه پیش آمده است با دست قدرت الهى است و درست فهمیده بود و چشم بصیر و بیناى او درست دیده بود. ما مواظب باشیم؛ آن نقشه را بشناسیم تا بتوانیم راه را ادامه بدهیم. اگر نقشه را ندانستیم، زاویه پیدا میکنیم؛ وقتى زاویه پیدا شد، روزبه‌روز هرچه پیش برویم، از راه اصلى و صراط مستقیم دور میشویم؛ وقتى از صراط مستقیم دور شدیم، از هدفها دور میشویم، به هدفها نمیرسیم؛ براى اینکه به هدف برسیم، باید راه را گم نکنیم؛ براى اینکه راه را گم نکنیم، باید نقشه‌ى اصلى و اساسى، جلوى چشم ما باشد، آن را بشناسیم و بدانیم. نقشه‌ى امام، کار اصلى امام، بناى یک نظم مدنى - سیاسى براساس عقلانیت اسلامى بود؛ مقدمه‌ى لازم این کار، این بود که نظام پادشاهى - که هم فاسد بود، هم وابسته بود، هم دیکتاتور بود؛ این سه خصوصیت در نظام پادشاهى وجود داشت: هم دچار فساد بود، فسادهاى گوناگون اخلاقى و مالى و غیره؛ هم وابسته‌ى به قدرتها بود، یک روز وابسته‌ى به انگلیس، یک روز وابسته‌ى به آمریکا، حاضر بود منافع خود را و کشور را در مقابل منافع بیگانگان فراموش کند؛ و هم دیکتاتور بود، مستبد بود، رأى مردم، خواست مردم براى نظام پادشاهى مطرح نبود؛ هرکدام از اینها یک فصلِ بلند است، یک کتاب است -[ریشه‌کن شود]؛ مقدمه‌ى آن کار بزرگى که امام میخواست انجام بدهد، ریشه‌کن کردن این نظام فاسدِ وابسته‌ى دیکتاتور بود؛ همت را بر این گماشت و نظام ریشه‌کن شد. در کشور ما مسئله این نیست که نظام پادشاهى برود، به جاى او نظام پادشاهى یا شبه‌پادشاهىِ دیگرى بنشیند؛ مسئله این است که آن خصوصیاتى که نظام پادشاهى داشت باید ریشه‌کن میشد و امام بزرگوار ریشه‌کن کرد؛ سخنان امام، رهنمودهاى امام، رفتار امام همه در این‌جهت است.
در بناى آن نظم مدنى و سیاسى دو نکته‌ى اساسى وجود دارد که این دو نکته به هم پیوند خورده است؛ به یک معنا دو روى یک حقیقت است: یکى عبارت است از سپردن کار کشور به مردم از طریق مردم‌سالارى و از طریق انتخابات، و دوم اینکه این حرکت - که خود از اسلام سرچشمه گرفته بود و هرآنچه ناشى از حرکت مردم‌سالارى و سپردن کار به مردم است - باید در چهارچوب شریعت اسلامى باشد. این، دو بخش است، یا با یک نگاه، دو بُعد از یک حقیقت است.
افرادى گمان نکنند که امام بزرگوار ما، انتخابات را از فرهنگ غربى گرفت و آن را قاطى کرد با تفکر اسلامى و شریعت اسلامى؛ نه، اگر انتخابات و مردم‌سالارى و تکیه‌ى به آراء مردم، جزو دین نمیبود و از شریعت اسلامى استفاده نمیشد، امام هیچ تقیدى نداشت؛ آن آدم صریح و قاطع، مطلب را بیان میکرد. این جزو دین است، لذا شریعت اسلامى چهارچوب است؛ در همه‌ى قانونگذارى‌ها و اجراها و عزل‌ونصب‌ها و رفتارهاى عمومى که تابع این نظم سیاسى و مدنى است، باید شریعت اسلامى رعایت بشود. و گردش کار در این نظام به‌وسیله‌ى مردم‌سالارى است؛ یعنى آحاد مردم نماینده‌ى مجلس را انتخاب میکنند، رئیس‌جمهور را انتخاب میکنند، وزرا را با واسطه انتخاب میکنند، خبرگان را انتخاب میکنند، رهبرى را با واسطه انتخاب میکنند؛ کار، دست مردم است؛ این، پایه‌ى اصلى حرکت امام بزرگوار است. این بناى عظیمى که این بزرگوار گذاشت، متکى به این دو پایه است. التزام به شریعت اسلامى، روح و حقیقت نظام اسلامى است؛ این را توجه داشته باشند. شریعت اسلامى اگر در جامعه به‌طور کامل اجرا بشود، هم آزادى‌هاى عمومى و مدنى را - آزادى افراد را، آزادى فردى را - تأمین میکند، هم آزادى ملت را که اسم آن استقلال است - استقلال یعنى آزادى در ابعاد یک ملت، که وابسته‌ى به کسى و به جایى نباشد؛ یک ملت آزاد یعنى ملتى که به‌هرصورت تحت نفوذ و سیطره‌ى مخالفین خود یا دشمنان خود یا بیگانگان قرار ندارد - تضمین میکند، [هم] عدالت را در جامعه تضمین میکند، هم معنویت را تضمین میکند؛ این چهار عنصر اصلى است: آزادى، استقلال، عدالت، معنویت. اگر شریعت اسلامى بر جامعه حاکم شد، این پدیده‌هاى اساسى در نظم جامعه‌ى اسلامى، خود را نشان میدهند. بنابراین امام بزرگوار ما شریعت اسلامى را که روح جمهورى اسلامى است، مورد تکیه قرار داده است؛ مردم‌سالارى دینى را هم که یک وسیله و ابزار است که آن هم متخَذ از شریعت است، مورد تکیه قرار داده.
هیچ قدرت و غلبه‌اى در مکتب امام که از تغلب و از اِعمال زور حاصل شده باشد، مورد قبول نیست. در نظام اسلامى قهر و غلبه معنا ندارد؛ قدرت معنا دارد، اقتدار معنا دارد، اما اقتدارِ برخاسته‌ى از اختیار مردم و انتخاب مردم؛ آن اقتدارى که ناشى از زور و غلبه و سلاح باشد، در اسلام و در شریعتِ اسلامى و در مکتب امام معنا ندارد؛ آن قدرتى که از انتخاب مردم به‌وجود آمد، محترم است؛ در مقابل آن، کسى نبایستى سینه سپر بکند، در مقابل او کسى نباید قهر و غلبه‌اى به کار ببرد که اگر یک چنین کارى کرد، اسم کار او فتنه است؛ این آن نسخه‌ى جدیدى است که امام بزرگوار ما به دنیا عرضه کرد و به ادبیات سیاسى عالم این فصل مهم را افزود. در این نسخه‌ى جدید، یکى از عناصر اصلى - همان‌طور که اشاره کردیم - به کمک مظلوم شتافتن و با ظالم مقابله کردن است؛ به کمک مظلوم باید رفت که در دوره‌ى ما، در زمان ما، مصداق اتم مظلومیت ملت فلسطین بود که شما دیدید امام بزرگوار از روز اول تا آخر عمر، راجع به فلسطین تأکید کرد، تکیه کرد، حمایت کرد و وصیت کرد که این مسئله را ملت ایران و مسئولان کشور فراموش نکنند؛ کمک به مظلوم و ایستادگى در مقابل ظالم، نفى دست‌اندازى‌هاى ظالم، انکار صریح هیبت و ابهت ظالم و شکستن این ابهت؛ این هم یکى از بخشهاى این نظام و این نسخه‌ى جدیدى است که امام بزرگوار ما عرضه کرد. این یک خلاصه‌اى و یک تصویر کوتاه و توصیف کوتاهى است از مجموعه‌ى آن نظم سیاسى و مبنایى‌اى که امام بزرگوار ما پس از فروپاشى نظام پادشاهى به کشور آورد، عرضه کرد، مورد قبول قاطع مردم قرار گرفت، و تحقق پیداکرد؛ و این نسخه مثل خیلى از حرفهاى سیاسى، در کتابها نماند؛ آمد در واقعیت، تحقق پیداکرد، تبلور پیداکرد؛ ملت ایران هم همت کردند، وفادارى نشان دادند، فداکارى کردند، این را حفظ کردند، نگه داشتند، و روزبه‌روز قوى‌تر کردند تا به امروز رسیده است.
خب، پس امام موفق شد؛ امام در آن کارى که میخواست انجام بدهد، به توفیق کامل دست پیداکرد، [اما] آیا این کار بزرگ ادامه پیدا خواهد کرد؟ آیا بخشهاى خالى این جدول - که به‌طور طبیعى بخشهاى خالى‌اى در این جدولهاى اجتماعى و تاریخى قرار دارند - پُر خواهد شد؟ این بستگى دارد به اینکه من و شما چقدر همت کنیم؛ ما چقدر آگاهى نشان بدهیم؛ ما چقدر آن خط روشن را مراعات کنیم و در آن خط روشن حرکت بکنیم. بله، کاملاً ممکن است؛ با این ملتى که ما داریم مشاهده میکنیم، با این تجربه‌اى و این حرکت موفق و سِیر مستمرى که در این ۳۵ سال - و بعد از رحلت امام در این ۲۵ سال - این ملت نشان داده است، بله، ادامه‌ى این راه ممکن است؛ خانه‌هاى خالى پُر خواهد شد، کارهاى بزرگ انجام خواهد گرفت، و این ملت به اذن‌الله و به حول و قوه‌ى الهى به اوج قله‌ها خواهد رسید.
اما این راه، مثل همه‌ى راه‌هاى مهم که به سمت هدفهاى بزرگ کشیده شده است، چالشهایى هم دارد، موانعى هم دارد؛ این موانع را باید بشناسیم تا بتوانیم از آنها عبور کنیم. اگر مانع را نشناختیم، عبور از مانع یا دشوار خواهد شد، یا حتى غیر ممکن خواهد شد. بنده امروز دارم اینها را به شما حضار محترم این مجلس عظیم و باشکوه و در واقع به ملت ایران که این سخنان را خواهند شنید عرض میکنم، اما باید جوانان ما، فرزانگان ما، زبدگان فکرى ما، روى هرکدام از این سرفصل‌ها و بخشها بنشینند فکر کنند، کار کنند، مطالعه کنند؛ نه‌فقط بحثهاى ذهنىِ شبه‌روشنفکرى، [بلکه] بحثهاى کاربردى، بحثهاى عملیاتى، بحثهاى ناظر به واقعیت. اینهایى که ما عرض میکنیم سرفصل‌هایى است براى کارهاى فکرى که ان‌شاءالله به‌وسیله‌ى جوانان ما - که از ما خیلى بهترند، خیلى آماده‌ترند - دنبال خواهد شد.
من دو چالش را عرض میکنم: یک چالش بیرونى، یک چالش درونى. چالش بیرونى ما مزاحمتهاى استکبار جهانى است؛ بى‌رودربایستى حرف بزنیم، مزاحمتهاى آمریکا است؛ سنگ‌اندازى میکنند. درست است که شاید در تحلیل‌هاى بعضى از متفکران سیاسىِ خودشان هم این هست که میگویند فایده‌اى ندارد، نمیشود با این حرکت عظیم مقابله کرد؛ لکن سنگ‌اندازى میکنند. نقشه‌ى کار آنها را باید دانست؛ این نقشه‌ى لو رفته‌ى آمریکا است؛ این نقشه‌ى کلان آمریکا است که امروز در خلال بحثها و گزارشها و اظهارنظرها و رفتارهاى آنها لو رفته است: آمریکا کشورهاى دنیا، جریانهاى دنیا، آدمهاى دنیا را به سه قِسم تقسیم میکند: یک قِسم گوش‌به‌فرمانها، کشورهاى گوش‌به‌فرمان، جریانهاى سیاسى و اجتماعى گوش‌به‌فرمان یا آدمهاى گوش‌به‌فرمان، یک عده اینها هستند؛ یک عده کشورهایى که گوش‌به‌فرمان نیستند، اما باید با آنها مدارا کرد، بعضى از کشورها، بعضى از شخصیت‌ها، بعضى از جریانها به نظر آمریکا این‌جورى هستند که باید با آنها مدارا کرد، منافع مشترکى [با آنها] تعریف کرد، یک‌جورى با آنها فعلاً کنار آمد، که حالا بعد توضیح عرض میکنم؛ قِسم سوم کشورهاى نافرمان، آنهایى که زیر بار آمریکا نمیروند، باج به آمریکا نمیدهند، یک دسته هم اینها هستند. به نظر آمریکایى‌ها همه‌ى کشورهاى دنیا، همه‌ى جریانهاى سیاسى و اجتماعى و مدنى و اقتصادى عالَم و همه‌ى آدمها و شخصیت‌هاى برجسته و ممتاز و نشان‌دار عالَم از این سه قِسم خارج نیستند: یا سرسپرده‌اند و گوش‌به‌فرمانند، یا مستقلى هستند که باید با آنها مدارا کرد، و یا اینکه نافرمانند و دلیرى نشان میدهند و گستاخى نشان میدهند که جورى دیگر باید با آنها رفتار کرد.
سیاست آمریکایى‌ها با آن دسته‌ى اول حمایت کامل است؛ البته حمایت مفت و مجانى نیست، حمایت میکنند و آنها را میدوشند؛ در واقع از توانایى‌هاى آنها و از امکانات آنها به نفع منافع خودشان، براى تأمین منافع خودشان استفاده میکنند؛ از آنها سوارى میگیرند، از آنها همه‌جور خدمت را میگیرند، همان‌طور که عرض کردیم آنها را میدوشند، اهمیتى هم نمیدهند. البته اگر چنانچه رفتارى از آنها سر زد که در عرف جهانى زشت بود، آن رفتار را هم محکوم نمیکنند، از آن دفاع هم میکنند، آن‌را توجیه هم میکنند؛ مثلاً کشورهاى مستبدى وجود دارند که با نظامهاى ارتجاعىِ بشدت استبدادى اداره میشوند، با آمریکایى‌ها خوبند، به آمریکایى‌ها بار میدهند و در خدمت آمریکا حاضرند، سرسپرده‌اند، جزو گروه اولند؛ آمریکایى‌ها وقتى میخواهند اینها را توصیف بکنند، نمیگویند کشورهاى دیکتاتور، میگویند اینها کشورهاى پدرسالارند! دیکتاتورى آنها را پنهان میکنند، میگویند اینها دیکتاتور نیستند، پدرسالارند. پدرسالار در نظام سیاسى یعنى‌چه؟ معناى آن چیست؟ کشورى که در آن نه مجلسى وجود دارد، نه انتخاباتى وجود دارد، نه قدرت حرف‌زدنى وجود دارد، نه قلم آزادى وجود دارد، نه بیان آزادى وجود دارد و اندک تخلفى از خواسته‌هاى حاکم، با شدت و حِدت و خشونت سرکوب میشود؛ این کشور کشور پدرسالار است؟
صدام‌حسین در یک بخشى از زندگى، جزو این سرسپرده‌ها و گوش‌به‌فرمان‌ها بود؛ در آن مدت همه‌ى حمایتهاى لازم را از او کردند، در خدمت او قرار گرفتند، به او سلاح شیمیایى دادند، نقشه‌هاى تحرکات نظامى ما را که با ماهواره‌ها کشف میشد در اختیار او گذاشتند، نقشه‌ى جنگى دادند؛ چون در خدمت آنها بود، علیه نظام متمرد جمهورى اسلامى بود، که نظام جمهورى اسلامى جزو گروه سوم است. یک دسته اینها هستند.
دسته‌ى دوم، گفتیم کشورهایى هستند که سیاست آمریکا و نقشه‌ى آمریکا مداراى با آنها است. مدارا یعنى‌چه؟ یعنى فعلاً منافع مشترکى با آنها تعریف میکند، آنها را در کنار خود قرار میدهد، اما آن‌وقتى که فرصتى پیدا کرد، خنجر را از پشت به قلب آنها میکوبد و قلب آنها را میدرد؛ ملاحظه‌ى آنها را هم نمیکند. مثل چه کشورهایى؟ مثل کشورهاى اروپایى؛ امروز وضع کشورهاى اروپایى این‌جورى است. آمریکا با اینها مدارا میکند، نه به معناى اینکه منافع آنها را رعایت میکند؛ نه، آنجایى که بتواند لگد هم میزند؛ از شخص اول کشورِ هم‌پیمان خود جاسوسى اینترنتى هم میکند، (۵) جاسوسى به‌وسیله‌ى تلفن همراه هم میکند، از زندگى خصوصى او جاسوسى میکند، اِبایى هم ندارد؛ وقتى هم که کشف میشود، میگوید که بله، ببخشید، این کار شد دیگر، چاره‌اى نبود، انجام گرفت! حاضر نیستند عذرخواهى درست و حسابى هم بکنند. فهم بنده از مسائل سیاست این است که اروپایى‌ها در یک خطاى بزرگ راهبردى قرار دارند که خودشان را در خدمت آمریکا قرار داده‌اند. منافع آمریکا را رعایت میکنند، آمریکا منافع آنها را رعایت نمیکند و نخواهد کرد؛ تا آخر هم همین‌جور است. این هم دسته‌ى دوم.
دسته‌ى سوم کشورهایى هستند که زیر بار آمریکا نمیروند؛ سیاست آمریکا، درباره‌ى اینها این است که از هر وسیله‌ى ممکن باید علیه این کشورهاى نافرمان استفاده کرد؛ از هر وسیله‌ى ممکن؛ هیچ حدومرزى نمیشناسند. اگر شما دیدید کشورى در مقابل آمریکا نافرمان است و آمریکا مثلاً حمله‌ى نظامى نمیکند یا تحریم نمیکند، بدانید یک اشکالى آنجا وجود دارد؛ یعنى مانعى بر سر راه وجود دارد؛ به زبان ساده، نمیتواند انجام بدهد که انجام نمیدهد؛ اگر بتواند، انجام میدهد. تنها جرم این کشور نافرمان هم این است که در مقابل آمریکا حاضر به تسلیم نیست، حاضر نیست باج بدهد، حاضر نیست منافع او را بر منافع خودش مقدم بدارد؛ این میشود کشور نافرمان. آمریکایى‌ها براى اینکه این کشور را به زانو دربیاورند، از هیچ کارى فروگذار نمیکنند؛ هر کارى برایشان ممکن باشد انجام میدهند؛ اگر کارى انجام ندهند به‌خاطر نتوانستن است.
خب، حالا این کارهایى که آمریکایى‌ها انجام میدهند چیست؟ امروز حمله‌ى نظامى از نظر آمریکایى‌ها یک اولویت نیست؛ فهمیدند که در قضیه‌ى عراق و در قضیه‌ى افغانستان که تهاجم نظامى کردند، ضرر کردند؛ فهمیدند که تهاجم نظامى همان اندازه‌اى که براى کشور موردِ تهاجم موجب خطر است، گاهى همان اندازه و گاهى بیشتر براى کشور هجوم‌کننده و حمله‌کننده ممکن است موجب خطر باشد؛ این را درست فهمیدند. لذا میتوان گفت از حمله‌ى نظامى و حرکات نظامى منصرفند؛ راه‌هاى دیگرى دارند. یکى از راه‌ها این است که پیشبرد هدفهاى خودشان را در آن کشور مورد نظر - که آماج دشمنى آنها است - به عناصر داخلىِ همان کشور بسپرند. مسئله فقط مسئله‌ى ایران اسلامى و جمهورى اسلامى نیست؛ در همه‌جاى دنیا اینها این کارها را میکنند و ما نمونه‌هاى آن را داریم مشاهده میکنیم. یا به‌وسیله‌ى کودتا؛ کسانى را تقویت کنند که در کشور، کودتا راه بیندازند و آن نظامى را و دستگاه دولتى و سیاسى‌اى را که در مقابل آنها تسلیم نمیشود، با کودتا از سر راه بردارند؛ یکى از راه‌ها این است. یکى از راه‌ها کشاندن بخشى از مردم به خیابانها است که این انقلابهاى رنگى که در جاى‌جاى این منطقه در این چند سال اخیر به‌وجود آمد، از این قبیل است. یک دولتى مى‌آید سرِ کار؛ بالاخره هر دولتى که سرِ کار مى‌آید ممکن است اگر با شصت درصد آراء مردم هم آمده باشد، چهل درصد به او رأى نداده باشند؛ آمریکایى‌ها میروند سراغ آن چهل درصد، عناصر و لیدرهایى را در بین آنها انتخاب میکنند، با تطمیع، با پول، با تهدید، آنها را وادار میکنند که آن چهل درصد یا بخشى از آن چهل درصد را به خیابانها بکشانند. همین انقلابهاى رنگى، این انقلاب نارنجى، انقلاب کجا در کشورهاى مختلف که در این چند سال دیده شد، دست آمریکایى‌ها پشت این کار بود. ما هیچ قضاوتى در مورد حوادثى که این روزها در منطقه‌اى(۶) از اروپا در جریان است نمیخواهیم بکنیم، اما انسان وقتى نگاه میکند، میبیند که سناتور آمریکایى، مسئول آمریکایى(۷) در تظاهرات یک اقلیتى علیه یک کشور، چه نقشى میتواند ایفا کند که در آنجا حضور پیدا میکند؟ حضور پیدا کردند. یکى از کارهایشان این است که با کشاندن گروهى از مردم به خیابانها و نافرمانى مدنى، آن دولتى را که مورد قبول آنها نیست و حاضر نیست به آنها باج بدهد، از کار بیندازند. یکى از کارها فعال کردن گروه‌هاى ترور و راه انداختن گروه‌هاى تروریست است؛ این را در عراق انجام دادند، در افغانستان انجام دادند، در برخى از کشورهاى عربى منطقه انجام دادند، در کشور خود ما هم انجام دادند؛ گروه‌هاى تروریست را راه بیندازند، آدمهاى مشخص را [ترور کنند]. در کشور ما دانشمندان را زدند، متخصصین انرژى هسته‌اى را زدند و به شهادت رساندند، قبل از آن هم کسان دیگرى، نخبگان سیاسى، نخبگان فرهنگى، شخصیت‌هاى علمى، شخصیت‌هاى روحانى را زدند؛ و اینها زیر دامن آمریکا رشد کردند، بعضى هم به‌خاطر این خدماتى که به آمریکا کردند مورد قبول و پذیرش آمریکایى‌ها قرار گرفتند. امروز منافقین در آغوش آمریکا قرار دارند؛ در جلسات گوناگون، در کمیسیون‌هاى کنگره‌ى آمریکا شرکت میکنند، همین عناصر منافق، همینهایى که در اینجا آحاد مردم را کشتند، بزرگان را کشتند، علما را کشتند، دانشمندان را کشتند، سیاسیون را کشتند و انفجارات به‌وجود آوردند، امروز آنجا با آنها هستند. یکى از راه‌ها هم این است. یکى از راه‌ها ایجاد اختلاف در رأس حاکمیتها است؛ یکى از کارهایى که اینها میکنند این است: آن دستگاهى، آن نظامى که با آنها همراه نیست، سعى میکنند در رأس آن اختلاف و شکاف به‌وجود بیاورند، حاکمیت دوگانه درست کنند؛ خیلى‌جاها موفق نمیشوند، بعضى‌جاها هم متأسفانه موفق میشوند؛ یکى از راه‌ها این است. یکى از راه‌ها این است که با تبلیغات خود دلهاى مردم را، افکار مردم را از مبانى اعتقادى و ایمانى‌شان منصرف بکنند؛ و راه‌هاى گوناگونى از این قبیل. و رژیم ایالات متحده‌ى آمریکا در مورد ایران عزیز ما، و ایران‌اسلامى ما، همه‌ى این کارها را انجام داده است و به فضل‌الهى در همه‌ى این کارها هم شکست خورده است. کودتاى نظامى، حمایت از فتنه‌گران، کشاندن مردم به خیابانها، مقابله‌ى با انتخابات، ایجاد شکاف، از این کارها یا انجام دادند یا تلاش کردند که انجام بدهند، و بحمدالله در همه‌ى اینها ناموفق ماندند. چرا؟ چون ملت بیدار بود، چون ملت مؤمن بود، و اینجا است که من میروم سراغ آن چالش دوم که چالش درونى است.
برادران و خواهران عزیز! چالش درونى براى ملت ما عبارت است از اینکه روحیه و جهت نهضت امام بزرگوار را از نظر دور بداریم و فراموش کنیم و آن را از دست بدهیم؛ این بزرگ‌ترین خطر است. در شناخت دشمنمان اشتباه کنیم؛ در شناخت دوستمان اشتباه کنیم؛ جبهه‌ى دشمن و دوست را با هم مخلوط کنیم، نفهمیم دشمن کیست؛ دوست کیست؛ یا در شناخت دشمن اصلى و فرعى اشتباه بکنیم، این هم خطر است. برادران عزیز، خواهران عزیز، عموم ملت ایران توجه داشته باشند که گاهى یکى با شما دشمنى میکند، اما اگر دقت کنید دشمنىِ او دشمنىِ‌اصلى نیست، تابعى است از یک عامل دیگر، از یک کس دیگر؛ دشمن اصلى را پیدا کنید؛ والا [اگر] انسان با دشمن فرعى سینه‌به‌سینه بشود، هم قواى او تحلیل میرود، هم نتیجه‌ى کارْ نتیجه‌ى مطلوبى نخواهد شد.
امروز یک عده‌اى در بخشهاى مختلف دنیاى اسلام به‌نام گروه‌هاى تکفیرى و وهابى و سَلَفى، علیه ایران، علیه شیعه، علیه تشیع، دارند تلاش میکنند، کارهاى بدى میکنند، کارهاى زشتى میکنند؛ اما اینها دشمنهاى اصلى نیستند؛ این را همه بدانند. دشمنى میکنند، حماقت میکنند اما دشمن اصلى، آن کسى است که اینها را تحریک میکند، آن کسى است که پول در اختیارشان میگذارد، آن کسى است که وقتى انگیزه‌ى آنها اندکى ضعیف شد، با وسایل گوناگون آنها را انگیزه‌دار میکند؛ دشمن اصلى، آن کسى است که تخم شکاف و اختلاف را بین آن گروه نادان و جاهل، و ملت مظلوم ایران مى‌افشاند؛ اینها آن دست پنهانِ سرویس‌هاى امنیتى و اطلاعاتى است. لذا ما مکرر گفته‌ایم این گروه‌هاى بى‌عقلى را که به نام سَلَفى‌گرى، به نام تکفیر، به نام اسلام با نظام جمهورى اسلامى مقابله میکنند، دشمن اصلى نمیدانیم؛ ما شما را فریب‌خورده میدانیم؛ به اینها گفته‌ایم: لَئِن بَسَطتَ اِلَىَّ یَدَکَ لِتَقتُلَنى ما اَنا بِباسِطٍ یَدِىَ اِلَیکَ لِاَقتُلَکَ اِنّى اَخافُ اللهَ رَبَّ العَلَمین؛ (۸) تو اگر خطا میکنى، اشتباه میکنى، کمر به قتل برادر مسلمان خودت میبندى، ما تو [آدمِ] نادان و جاهل را کسى نمیدانیم که بایستى کمر به قتل او ببندیم؛ البته از خودمان دفاع میکنیم، هر کسى به ما حمله بکند، با مشت محکم ما مواجه خواهد شد، این طبیعى است؛ اما معتقدیم اینها دشمنان اصلى نیستند، فریب‌خورده هستند. دشمن اصلى آن دشمن پشت پرده است، آن دست نه‌چندان پنهانى است که از آستین سرویس‌هاى امنیتى بیرون مى‌آید و گریبان مسلمانان را میگیرد و آنها را به جان هم مى‌اندازد.
چالشهاى درونى ما اینها است: سرگرم شدن به اختلافات در داخل کشور؛ اختلافات فرعى و اختلافات سطحى، ما را سرگرم بکند، در مقابل هم قرار بدهد، تعارض به‌وجود بیاورد، ما را از مسائل اصلى و از خطوط اصلى غافل بکند؛ این یکى از مصادیق آن چالش اصلى است که عرض شد. از دست دادن انسجام ملت از چالشهاى ما است. دچار شدن به تنبلى و بى‌روحیگى، دچار شدن به کم‌کارى، دچار شدن به یأس و ناامیدى، تصور اینکه ما نمیتوانیم، تصور اینکه تا حالا نتوانستیم؛ نخیر، همان‌طور که امام فرمودند ما میتوانیم، (۹) باید عزم داشته باشیم، عزم ملى و مدیریت جهادى میتواند همه‌ى این گره‌ها را باز کند. اینها همه، آن چالشهاى درونى ما است که باید با اینها مقابله کنیم. همان‌طور که عرض کردیم جوانهاى عزیز ما، نخبگان ما، فضلاى ما باید بنشینند این مسائل را بررسى کنند؛ اینها سرفصل‌هایى است. نام مبارک امام بزرگوارمان و یاد آن بزرگ‌مرد و نقشه‌ى آن معمار بزرگ میتواند ما را در همه‌ى این فصول یارى کند و به ما امید ببخشد و نشاط بدهد و روحیه بدهد؛ همچنان که تا امروز چنین بوده است و به توفیق الهى در آینده [هم] چنین خواهد بود.
پروردگارا! برکات خودت را بر این ملت عزیز نازل بفرما. پروردگارا! جوانان عزیز ما را در راه بناى آرمانى نظام اسلامى کمک فرما. پروردگارا! ما را از کج‌روى‌ها و انحرافها محفوظ بدار. پروردگارا! دست ملت ایران را از دشمنانش قوى‌تر قرار بده؛ آنها را بر دشمنانشان پیروز فرما؛ قلب مقدس ولى‌عصر (ارواحنا فداه) را نسبت به ما مهربان بفرما؛ دعاى آن بزرگوار را شامل حال ما بگردان؛ روح مطهر امام و شهداى عزیز را با پیغمبر محشور فرما.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌

۱) سوره‌ى حشر، بخشى از آیه‌ى ۱۰
۲) سوره‌ى یونس، بخشى از آیه‌ى ۸۸
۳) سوره‌ى ابراهیم، آیه‌ى ۲۴ و بخشى از آیه‌ى ۲۵
۴) سوره‌ى طارق، آیات ۱۵ و ۱۶
۵) کشور آلمان‌
۶) کشور اوکراین‌
۷) جان مک‌کین‌
۸) سوره‌ى مائده، آیه‌ى ۲۸
۹) از جمله، صحیفه‌ى امام، ج ۱۹، ص




بیانات در دیدار اساتید، قاریان و حافظان برتر شرکت کننده در سى‌ویکمین دوره‌ى مسابقات بین‌المللى قرآن کریم‌

13/3/1393


  بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
الحمدلله ربّ العالمین والصّلاة على نبیّه و آله الطّاهرین‌
به همه‌ى حضّار محترم، برادران و خواهران عزیز و بخصوص به میهمانان جمهورى اسلامى، اساتید محترم، قرّاء محترم، حفّاظ محترم که از کشورهاى اسلامىِ برادر تشریف آوردند، خوشامد عرض میکنم. همچنین از فراهم‌آورندگان این مراسم پرشکوه و پرمعنا و پربرکت - چه مدیران اوقاف و مسئولان ذى‌ربط و چه برادران و اساتید و بزرگانى که در طول این چند روز مسابقات را به بهترین وجهى اداره کردند - تشکّر میکنم و امیدواریم ان‌شاءالله همه‌ى شماها به برکت قرآن مأجور باشید.
زبان ما قاصر است از شکر نعمتِ اقبال به قرآن در کشور؛ بنده هروقت در خبرها یا در تلویزیون مشاهده میکنم که جوانان ما در سراسر کشور به قرآن اقبال دارند، از ته دل خداى متعال را شکرگزارى میکنم. نعمت بزرگى است؛ ما این نعمت را و عظمت آن را درک میکنیم. در دورانى دیدیم که در کشور ما حفظ قرآن و تلاوت قرآن رونقى نداشت؛ در دوران رژیم طاغوت، علاقه‌مندان به قرآن همه‌جا بودند، امّا رونق و عمومیّت و شیوعِ اقبالِ به قرآن در کشور وجود نداشت. امروز که نگاه میکنیم، مى‌بینیم به برکت جمهورى اسلامى، جوانهاى ما، مردان ما، زنان ما، نوجوانان ما به قرآن علاقه و گرایش نشان میدهند؛ قرآن را فرامیگیرند، تلاوت قرآن را مى‌آزمایند، قرآن را حفظ میکنند. اینها البتّه هدفهاى برتر و نهایى نیست، هدف نهایى فهم قرآن و عمل به قرآن است؛ امّا اینها قدمهاى لازمِ ابتدایى است. اگر قرآن در جامعه رواج پیدا کند، رونق پیدا کند، حفظ قرآن رایج بشود، انس با قرآن در بین اقشار مختلف جامعه رواج پیدا بکند، جامعه براى عمل به قرآن نزدیک میشود؛ ما این را میخواهیم. قرآن نور است، قرآن هدایت است، قرآن بیان است، تبیان است؛ قرآن با انسان حرف میزند، با دل انسان حرف میزند، با باطن انسان حرف میزند. با قرآن باید مأنوس شد، به قرآن باید نزدیک شد، اوّلین بهره را دلِ آماده و مستعدّ انسان میبرد؛ اگر دیدید دلتان به قرآن نزدیک است، خدا را شکر کنید؛ اگر دیدید معارف قرآنى را به‌آسانى قبول میکنید و در دل میپذیرید و تحمّل میکنید، بدانید که خداى متعال اراده کرده است شما را هدایت کند؛ فَمَن یُرِدِ اللهُ اَن یَهدِیَهُ یَشرَح صَدرَهُ لِلاِسلمِ وَ مَن یُرِد اَن یُضِلَّهُ یَجعَل صَدرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا کَاَنَّما یَصَّعَّدُ فِى السَّماء.(۱) خاصیّت قرآن این است: اگر دل شما به قرآن نزدیک شد، اگر اُنس با قرآن پیدا کردید، بدانید خداى متعال اراده کرده شما را هدایت کند و این بزرگ‌ترین نعمت الهى است.
عزیزان من! امروز دنیاى اسلام دچار گرفتارى‌هاى بزرگى است؛ مى‌بینید، میشنوید، اطّلاع دارید؛ بزرگ‌ترین گرفتارى دنیاى اسلام این است که متوجّه توطئه و دست خبیث دشمنان خود نیست؛ این یکى از بزرگ‌ترین یا بزرگ‌ترین گرفتارى دنیاى اسلام است. آن کسانى که با اسلام بدند، آن کسانى که نام اسلام آنها را میرَمانَد، آن کسانى که حاضرند به‌خاطر حفظ مطامع مادّى خود با هر دعوت حقّى مبازره کنند و بجنگند - و اسلام دعوت حقّى است که به حقّ و عدل دعوت میکند - اینها در دنیاى اسلام بیکار نیستند، بخصوص بعد از پدید آمدن جمهورى اسلامى؛ بعد از آنکه در این نقطه‌ى حسّاس جغرافیاى عالم، نظامى بر اساس اسلام تشکیل شد، توطئه‌ها شدید شد، پیچیده شد؛ امروز توطئه‌ها از گذشته پیچیده‌تر است؛ این را باید همه در دنیاى اسلام بفهمند. ما را به‌جان هم مى‌اندازند، برادران را در مقابل هم قرار میدهند؛ سیاست دشمنان اسلام این است که در کشورهاى اسلامى در میان جوامع اسلامى و در امّت اسلامى برادرکشى و جنگ داخلى را به نیابت از خودشان به‌راه بیندازند؛ خودشان کنار بنشینند و شاهد این باشند که ما به جان هم افتادیم. خب، اینجا باید دشمن را شناخت، باید توطئه‌ى دشمن را فهمید، این کمبود دنیاى اسلام است. در میان امّت اسلامى کسانى هستند که براى مقابله‌ى با برادران مسلمان خودشان با دشمنان اسلام دست‌به‌دست میدهند؛ امروز ما این را داریم؛ به شیطان نزدیک میشوند براى اینکه با برادران مسلمان خودشان بجنگند و مبارزه کنند و مقابله کنند؛ امروز کسانى هستند که حاضرند با رژیم صهیونیستى همکارى کنند، براى اینکه برادر مسلمان خودشان را به خاک بیندازند. اِنَّهُمُ اتَّخَذوا الشَّیطینَ اَولِیاءَ مِن دُونِ الله وَ یَحسَبُونَ اَنَّهُم مُهتَدُون؛(۲) با شیطان میسازند، دست‌به‌دست هم میدهند و گمان باطلشان این است که در راه هدایت دارند قدم برمیدارند. اینها معیارهاى قرآنى است، اینها معیارهاى روشنى است که قرآن در اختیار ما قرار میدهد، اینها را باید بفهمیم؛ کِى میتوانیم بفهمیم؟ وقتى با قرآن انس داشته باشیم، وقتى دل خودمان را به‌روى قرآن باز کنیم؛ همه‌ى این مراسم مقدّمه‌ى این است.
به شما جوانان عزیز توصیه میکنم اُنستان را با قرآن زیاد کنید؛ آن کسانى که با قرآن ارتباط پیدا کردند، قدر این ارتباط را بدانند؛ کسانى که قرآن را حفظ کردند، قدر این حفظ قرآن را بدانند؛ این جواهر قیمتى را براى خودشان نگه دارند؛ آن کسانى که با تلاوت قرآن مأنوسند، این رشته‌ى مبارک را از دست ندهند، رها نکنند؛ آن کسانى که با قرآن مرتبطند، تدبّر در قرآن را، تدبّر در معانى قرآن را، تعمّق در مفاهیم قرآنى را، هدف خودشان قرار بدهند؛ اینها چیزهایى است که ما را قدم‌به‌قدم به قرآن نزدیک میکند. اگر با قرآن مأنوس شدیم، به قرآن نزدیک شدیم، مفاهیم قرآنى در دل ما توانست اثر بگذارد، آن‌وقت میتوانیم امیدوار باشیم که امّت اسلام عزّت وعده داده شده‌ى از سوى خداى متعال را [به دست خواهد آورد]: وَ للهِ‌ العِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلمُؤمِنین؛(۳) این عزّت را آن‌وقت خدا به امّت اسلامى خواهد داد. اگر با قرآن مأنوس شدیم، آثار و برکات آن اینها است.
بنده مجدّداً از همه‌ى دست ‌اندرکاران این مراسم تشکّر میکنم؛ از اساتید، از شرکت کنندگان در مسابقه، از جوانان عزیز، از مدیران این مراسم زیبا و با شکوه، و از مردمى که از این مراسم استقبال کردند، تشکّر میکنم. امیدوارم که خداوند متعال همه‌ى شماها را محفوظ بدارد، باقى بدارد، و از مجرى محترم و خوش‌زبان هم که جلسه را - هم اینجا و هم ظاهراً در محلّ مراسم - با زیبایى اداره کردند،(۴) متشکّریم.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌


۱) سوره‌ى انعام، بخشى از آیه ۱۲۵
۲) سوره‌ى‌اعراف، بخشى از آیه‌ى ۳۰
۳) سوره‌ى منافقون، بخشى از آیه‌ى ۸
۴) آقاى مجید یراق‌بافان‌





صفحه قبل1...2223242526...74صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران