منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
درباره

اگر از سرهایمان کوه ها بسازند هرگز در کتاب های تاریخ نخواهند خواند "خامنه ای" تنها ماند... ------------------------------------ امام خامنه ای (مدظله العالی) : ای جوانان و ای بسیجیان عزیز ، در هر جای کشور که هستید ، این بصیرت را روز به روز افزایش دهید .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->) , 


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

شوخی زشت با سرداران سپاه در جشنواره

 
اینکه ممیزان ما چارچوب‌های خاص خود را در ممیزی آثار دارند و سعی وافری می‌کنند که اشارات و طعنه‌های تند سیاسی وارد فضای فیلم‌ها نشود چندان عجیب نیست. اما می‌بینیم که انگاری برخی موارد از چشمان ممیزان دورمانده است. در بخشی از "احتمال باران اسیدی" یک شوخی نادرست و زشت با سرداران سپاه صورت می گیرد.


به گزارش فرهنگ نیوز، حاشیه‌ها جزیی جدانشدنی از جشنواره فیلم فجر هستند. در روز سوم جشنواره هم با حواشی مختلفی روبرو بودیم. مهم‌ترین حاشیه بحث‌هایی بود که بر سر نمایش فیلم اول "مرگ ماهی" مطرح شد؛ بحث‌هایی منطبق بر این اصل که گویا کارگردان این اثر برای ساخت آن سراغ فیلم‌نامه ارژینال نرفته و سعی کرده با گرته برداری از چند فیلم مختلف از "مادر" علی حاتمی گرفته تا "برف روی شیروانی داغ" محمدهادی کریمی و البته "یه حبه قند" رضا میرکریمی فیلمش را بسازد. حضور رییس سازمان سینمایی در کاخ جشنواره نیز به اندازه خود حاشیه ساز همان طور که تماشای فیلم "شکاف" از کارگردانی که فیلم قبلش "گس" توقیف شده بود. در ادامه به برخی از مهم‌ترین حاشیه‌های روز سوم اشاره کرده‌ایم.

صف انتظار برای تایپ خبر

وجود فضای مناسب برای انعکاس اخبار رسانه ای اهالی رسانه را باید به فال نیک گرفت که همچنان بعد از گذشت چند سال پا برجاست و تغییر چندانی نداشته اما توجه به اصل تعدد روزنامه‌نگاران و خبرنگاران و یا شاید حتی گفت خبرنگارنما، تعداد سیستم‌ها کفایت حجم متقاضیان را نمی‌دهد. در سومین روز از جشنواره، کافی نت کاخ جشنواره آن چنان شلوغ شده بود که بسیاری از اهالی رسانه برای ارسال اخبار خود یک ربع تا نیم ساعت در صف انتظار ایستادند. با توجه به اینکه فضای خالی در لابی سالن همایش‌ها موجود است. بد نبود که فکری هم می‌شد برای افزایش تعداد سیستم‌ها.

آیا این شوخی‌ها دیده نشده؟

اینکه ممیزان ما چارچوب‌های خاص خود را در ممیزی آثار دارند و سعی وافری می‌کنند که اشارات و طعنه‌های تند سیاسی وارد فضای فیلم‌ها نشود چندان عجیب نیست. با این حال در برخی فیلم‌های جشنواره اشاراتی را می‌بینیم که انگاری از چشمان ممیزان دورمانده است. در بخشی از "احتمال باران اسیدی" یک شوخی نادرست و زشت با سرداران سپاه صورت گرفت! یکی از کاراکترهای فیلم که جوانی است که بعضاً مخدر هم مصرف می‌کند برای راه اندازی کار پیرمردی که جای پدرش است از طریق تلفن دستی خود را سرداری جامیزند که به دنبال گرفتن نمایندگی یک داروی تقویت قوای جنسی در کشورهایی چون سوریه است!!!

نمی‌دانیم این شوخی‌ها توسط ممیزان ما دیده شده است و به اصطلاحاً زیرسبیلی آن را رد کرده‌اند یا ممیزان ما فیلم را بادقت ندیده‌اند. شاید هم ممیزان صرفاً نیمه ابتدایی فیلم را که به سبک آثار شهید ثالث، کند، بی هیجان و بدون اتفاق پیش می‌رود دیده‌اند و بر همین مبنا مجوز نمایش کامل اثر را صادر کرده‌اند.

ازدحام جمعیت و عدم تحقق رضایت خاطر

شلوغی سالن نمایش فیلم در کاخ جشنواره که تقریباً از روز ابتدایی وجود داشت در روز سوم و بخصوص به هنگام نمایش دو فیلم "مرگ ماهی" و "شکاف" به اوج خود رسید. جالب است که این ازدحام جمعیت که البته ناشی از انتظارات بالای مخاطبان از سازندگان دو فیلم بود در مورد "مرگ ماهی" که به نومیدی مطلق انجامید و در مورد "شکاف" رضایتی نسبی را برای مخاطبان به وجود آورد.

این شلوغی بیش از حد که به سبب ورود افراد غیرمتفرقه در سالن بود موجب آن شد که بسیاری از همین متفرقه‌ها برای دوستان و آشنایان خود صندلی رزرو کنند و به این ترتیب اهالی رسانه که کمی دیرتر وارد سالن شده بودند مجبور شوند به بالکن رفته و در نقاط کور بالکن فیلم ببینند.

بدعتی غلط

یکی از بدعت‌های غلطی که مدیر کاخ جشنواره بنیان گذاشته است این است که از حراست فیزیکی سالن نمایش خواسته است که بعد از آغاز نمایش فیلم درب‌های ورودی را بسته و دیگر به کسی اجازه ورود به سالن ندهد. این امر موجب آن شده است که بعضاً مخاطبانی که در میانه‌های نمایش فیلم از سالن خارج می‌شوند به هنگام بازگشت با عبارت "ورود ممنوع" مخاطبان مواجه شوند و همین باعث درگیری‌های لفظی میان آن‌ها و مسئولان حفاظت فیزیکی شود. بهتر بود چنین تصمیماتی با مشورت میان اهالی رسانه صورت می‌گرفت تا حجم این درگیری‌های کمتر شود.

این‌ها دوست هستند یا...؟

حجت آ.. ایوبی رییس سازمان سینمایی دیروز برای اولین بار به کاخ جشنواره آمد و به هنگام نمایش "شکاف" در سالن اصلی برج حاضر شد. حضور ایوبی سبب ساز آن شد که جمع کثیری از مدیران و کارمندان برج میلاد در کنار او قرار گرفته و به مدیحه سرایی از عملکرد مدیریتی ایشان پرداخته و در گپ و گفتهایشان از این بگویند که به لطف مدیریت ایشان بوده که امسال جشنواره بی حاشیه ای را شاهد هستیم. البته این مدیحه سرایان از این نگفتند که کم حاشیه بودن باعث حضور یک سری آثار بی بو و بی خاصیت به جشنواره شده است.

توده و ربطش با شکاف

نکته جالب فیلم "شکاف" که نام قبلی آن "توده" بوده درباره مشکلی است که کاراکتر اصلی زن فیلم پیدا می‌کند؛ این زن به دلیل ایجاد توده ای در رحمش مجبور به این است که بچه دار شود اما تلاش برای بچه دار شدن مواجه می‌شود با درگیری وی و همسرش با مشکل دوست نزدیکشان و به این ترتیب شرایطی متفاوت برایشان رقم می‌خورد. به نظر می‌رسد تغییر نام فیلم از "توده" به "شکاف" دقیقاً بر این مبنا بوده که سال‌ها پیش از این حزبی به نام حزب توده تحت تأثیر تفکرات کشور شوراها در ایران به راه افتاد. در آن دوران هر کس که عضو این حزب بود را توده ای می‌نامیدند و در فیلم "شکاف" نیز کاراکتر اصلی داستان به دلیل ضایعه رحمش، توده ای تلقی می‌شود! اما این توده کجا و آن توده کجا؟!




آقای ظریف! به این ادعا پاسخ محکم دهید
 
 
در صورت صحت ادعای مشکوک رویترز، متاسفانه باید گفت تیم هسته‌ای ایران دست خود را به‌ طور کامل برای طرف مقابل رو کرده و راه را برای حداکثر امتیازگیری آنها باز کرده است. با چنین ابراز ضعفی ـ که بر اساس آن بقا یا عدم بقای یک دولت به نتیجه مذاکرات گره زده شده ـ طرف مقابل چرا نباید امتیاز بیشتری طلب کند؟
به گزارش فارس، خبرگزاری رویترز امروز (شنبه)، مدعی شد که «محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران به آمریکا هشدار داده است که عدم موفقیت در رسیدن به توافق جامع هسته‌ای احتمالاً حکایت از مرگ سیاسی حسن روحانی رئیس‌جمهور ایران خواهد داشت.»

طبق این گزارش، سه نفر از مقامات ارشد ایرانی اعلام کردند که ظریف در دیدار با «جان کری» وزیر خارجه آمریکا در چندین نشستی که در هفته‌های اخیر داشته‌اند، نگرانی خود را در میان گذاشته است و این مقامات همچنین اعلام کردند که ایران این مسئله را با قدرت‌های گروه ۱+۵ نیز در میان گذاشته است.

پیش از این هم در برخی موارد اطلاعاتی منتشر شده بود که حکایت از این داشت که آقای ظریف، به طرف غربی در خصوص تاثیرات عدم نتیجه مذاکرات بر نتایج انتخابات مجلس هشدار داده است.

به هر روی، به نظر می‌رسد در خصوص آنچه رویترز مطرح کرده است، موارد ذیل قابل طرح و بررسی باشند:

۱- خبر رویترز می‌تواند صحیح نبوده و تکذیب شود. رویترز و رسانه‌های جریان غالب به‌طور عام، اخبار مربوط به ایران را به‌صورت جهت‌دار و مغرضانه منتشر می‌کنند و باور بسیاری از اطلاعاتی که در خصوص ایران در این رسانه‌ها ارائه می‌شود، می‌تواند با تردید و بدبینی همراه باشد. بر این اساس، اگر رویترز مطلبی را به ظریف نسبت داده، معنای آن صحت قطعی آن مطلب و مدعا نیست؛

۲- خبر رویترز صحت داشته باشد یا نه، بیان‌گر وجود رویکردی در نزد رسانه‌های غربی است که بر اساس آن، گویا دولت جناب آقای روحانی – که برآمده از رای مردم و تنفیذ رهبری است – منبع قدرت را جایی دور از مرزهای جغرافیایی ایران می‌جوید. بدیهی است که دولت محترم خود باید در این خصوص چاره‌جویی کرده و با موضع‌گیری‌های صریح فرصت این شبهه‌افکنی را از رسانه‌ها و تحلیل‌گران غربی بگیرد. اگر چنین نشود، هزینه‌های این امر بیش از هر شخص یا نهادی، متوجه دولت محترم است؛

۳- متاسفانه برخی سابقه‌های نسبت داده شده به وزیر محترم امور خارجه، از برخی گفته‌ها تا برخی رفتارها، باعث شده تا این‌گونه خبرها یا شاید خبرسازی‌ها جدی تلقی گردند. برای رفع شبهات، نیاز به تغییر رویکرد از جانب ایشان وجود دارد، از کنترل پیاده‌روی‌ها گرفته تا کنترل کلمات؛

۴- بد نیست به این نکته مهم اشاره شود که در صورت صحت ادعای مشکوک رویترز، متاسفانه باید گفت که تیم هسته‌ای ایران دست خود را به‌طور کامل برای طرف مقابل رو کرده و در نتیجه راه را برای حداکثر امتیازگیری توسط طرف مقابل باز کرده است. با چنین ابراز ضعفی، که بر اساس آن بقا یا عدم بقای یک دولت به نتیجه مذاکرات گره زده شده است، طرف مقابل چرا نباید امتیاز بیشتری طلب کند. هزاران سال قبل، «توسیدید» گفته بود که اقویا آنچه را بخواهند انجام می‌دهند و ضعفا آنچه را باید تحمل می‌کنند. این قانون آهنین رئالیسم فقط در جنگ‌های پلوپونزی حاکم نبوده و اکنون هم اگر چشم بچرخانیم، نمونه‌هایی از آن را می‌بینیم. در جهانی که قدرت محور اصلی نظم بین‌المللی است، «اشک کباب موجب طغیان آتش است».

۵- خوب است هم رویترز و هم برخی افراد و جناح‌های سیاسی در داخل ایران بدانند که سرنوشت هیچ دولتی در ایران به مذاکرات هسته‌ای گره نخورده است، نه دولت‌های قبلی و نه دولت جناب آقای روحانی. به نتیجه رسیدن مذاکرات با توافقی ضامن حقوق هسته‌ای ملت و از میان برنده تحریم‌های ضدایرانی، خواست همه نیروهای سیاسی وفادار به انقلاب است، اعم از نیروهای حاضر در دولت و نیروهای منتقد دولت. اگر هم مذاکرات به نتیجه نرسد و توافقی حاصل نشود، باز هم ایستادگی تیم هسته‌ای، پیروزی بزرگی برای تمام نیروهای وفادار به انقلاب اسلامی است، اعم از نیروهای درون دولت و خارج از آن. با این اوصاف، سرنوشت دولت فعلی نیز به این مذاکرات گره نخورده و ایستادگی این دولت در برابر زیاده‌خواهی‌های طرف مقابل، نه‌تنها به «مرگ سیاسی» منجر نمی‌شود، بلکه عزت سیاسی آن را از پی دارد؛

۶- نظام اسلامی حتما بر ایستادگی بر حقوق هسته‌ای ملت ایران ادامه خواهد داد و حتما هرچه در توان داشته باشد را برای درهم شکستن تحریم‌های غیرقانونی واشنگتن و اروپا علیه ایران به‌کار خواهد بست. این نکته‌ای است که طرف مقابل ایران در مذاکرات و همچنین برخی افراد در داخل کشور نباید از یاد ببرند.



لباس امام زمان (عج) هنگام ظهور
 
 
«این پیراهن پیامبر (ع) است و در روزی که چهار دندان پیشین حضرت (ص) را در جنگ احد شکستند، آن را بر تن داشتند و حضرت قائم (عج) در حالی که این پیراهن را بر تن دارد، قیام می کند.» من آن خون را بوسیدم و بر دیده خود نهادم و حضرت (ع) لباس را پیچیدند و برداشتند.


به گزارش قدس آنلاین، در روایات از لباس مخصوصی برای حضرت قائم (عج) به هنگام ظهور یاد شده است، گاهی از پیراهن رسول خدا (ص) سخن گفته شده و گاه از پیراهن یوسف (ع) به عنوان لباس حضرت (عج) به هنگام ظهور نام برده شده است.

یعقوب پسر شعیب می گوید: امام صادق (ع) فرمودند: «آیا نمی خواهی پیراهنی را که حضرت قائم (عج) به هنگام ظهور بر تن دارد به تو نشان دهم؟» عرض کردم: البته مایلم ببینم. حضرت (ع) صندوقچه ای را خواست و آن را گشود و از آن پیراهن کرباسی بیرون آورد و آن را باز کرد و در گوشه آستین چپ آن لکه خونی بود.

امام (ع) فرمودند: «این پیراهن پیامبر (ع) است و در روزی که چهار دندان پیشین حضرت (ص) را در جنگ احد شکستند، آن را بر تن داشتند و حضرت قائم (عج) در حالی که این پیراهن را بر تن دارد، قیام می کند.» من آن خون را بوسیدم و بر دیده خود نهادم و حضرت (ع) لباس را پیچیدند و برداشتند.

مفضل بن عمر می گوید: امام صادق (ع) فرمودند: «می دانی پیراهن یوسف چه بود؟» گفتم: خیر، فرمودند: «چون برای ابراهیم آتش بر افروختند، جبرئیل برای او پیراهنی آورد و بر تن او پوشاند تا گرما و سرما به او آسیب نرساند و چون وفات او فرا رسید، آن را در جلد دعایی نهاد و به بازوی فرزندش اسحاق آویخت، او نیز آن را به یعقوب داد، آنگاه که یوسف متولد شد، یعقوب آن را در بازوی یوسف قرار داد. بر یوسف نیز حوادثی گذشت تا اینکه عزیز مصر شد. چون یوسف آن را از آن جا از جلد بیرون آورد. یعقوب (ع) بوی آن را شنید و این سخن خداوند در قرآن است که در حکایت یوسف از قول یعقوب می فرماید: «و من بوی یوسف را استشمام می کنم، اگر مرا به خطا نسبت ندهید.» و آن همان پیراهنی است که از بهشت فرود آمده است.»

عرض کردم: قربانت گردم، آن پیراهنی به دست چه کسی رسیده است؟ فرمودند: «به دست اهل آن است، پیراهن همراه قائم (عج) ما است، آنگاه که ظهور کند.» سپس فرمودند: «هر پیامبری که دانش یا چیز دیگری را به ارث برده است، همه آنها به محمد (ص) رسیده است.»

منابع:
کمال الدین
بحارالانوار
نشانه هایی از دولت موعود




تهديدات موجود و كمربند امنيتي پايتخت سوريه
هشداري براي مقاومت
 
 
در همين راستا حساب كاربري داعش در دمشق به نام ولايت دمشق نيز كه پيش از اين از كار افتاده بود مجددا راه اندازي شد و اقدام به انتشار گزارش از خط مقدم نبرد در جبهه جنوب نمود....

حمله به كاروان لبناني زوار حضرت رقيه و زينب

 روز يكشنبه يك كاروان ۵۲ نفره لبناني از زوار حضرت رقيه در حالي كه براي زيارت به مرقد حضرت زينب عزيمت مي كردند در نزديكي بازار حميديه هدف يك حمله انتحاري قرار گرفتند كه منجر به شهادت ۷ نفر از آنان شد و ۱۸ زخمي نيز برجاي گذاشت.

جبهه النصره ، شاخه القاعده در سوريه مسئوليت اين عمليات را با صدور بيانه اي بر عهده گرفت و آن را انتقامي براي اهل سنت در لبنان و سوريه قلمداد نمود. خبرگزاري الجزيره در بخش عربي با استناد به اطلاعات منابع خبري خود اين عامل انتحاري را يك تبعه سعودي با نام «أبو العز الأنصاري» معرفي كرده است.

شايد شنيدن خبر انفجار انتحاري در پايتخت سوريه طي سال ۲۰۱۲ يك پديده شايع بود اما پس از تقويت هسته هاي امنيتي در اين شهر و نيز با توجه به وضعيت حاكم بر كمربند امنيتي دمشق مخابره خبر انجام عمليات انتحاري ، آن هم در نقطه مركزي شهر دمشق خبر نگران كننده‌اي محسوب مي شود.

هشدارهاي پيشين

يالثارات پيش از اين در شماره ۷۷۱ كه روز ۲۱ آبان ماه سال جاري منتشر شده بود بر اساس رصد میدانی عملکرد معارضین سوری (به غیر از داعش) ، صحنه اي ترسيم كرده كه براساس آن ، این نیروها پس از آغاز حملات هوایی نیروهای ائتلاف ، تا پایان ماه اکتبر ، با اجرای ۸ عملیات درحال اعمال فشار به کمربند جنوبی دمشق بوده اند که در۲ محور «قنیطره» ، «غوطه شرقی» طراحی و اجرا شده بود. به نظر مي رسد مهم ترين اين عمليات ها روز ۱۶سپتامبر ۲۰۱۴، با نام «الشهاب الثاقب» و مشارکت نیروهای «جبهه النصره» ، «احرار الشام» و «جبهه الاسلامیه» با هدف حمله به منطقه «المیدان» انجام شده بود که تمرکز آن یورش به موانع ایست و بازرسی در منطقه جنوبی دمشق در بزرگراه «ام -۵» بود که در صورت توفیق آنان را به منطقه «الکسوه» در انتهای جنوبی پایتخت می رسانید.

با تداوم اين حملات در نهایت بزرگراه «ام -۵» که متصل کننده دمشق به امان است روز۲۰ اکتبر ۲۰۱۴ (۲۸ مهر) به دست شورشیان افتاد. که در واقع به واسطه سقوط این جاده ارتباط دمشق با دشت مشرف به جبهه «حوران» در جنوب قطع شد. يالثارات همچنين بعد از اجراي عمليات ديماس توسط اسرائيل مجددا در شماره ۷۵۵ نسبت به فشارهاي وارده به كمربند دفاعي دمشق هشدار داد. اما اكنون و پس از بررسي شواهد ميداني ، متغير جديدي به اجزاء قبلي فشار در جبهه جنوب اضافه شده است كه بر نگراني هاي امنيتي در اين باره مي افزايد.

بازگشت داعش به دمشق

اين متغير جديد عبارت از فعال شدن دوباره «سلول هاي خاموش» داعش در اين منطقه است.براين اساس بايد گفت بررسي شواهد عيني در ميدان نبرد حكايت از افزايش فعاليت داعش در اطراف كمربند امنيتي دمشق از اواسط سال ۲۰۱۴ و شدت آن از ژانويه ۲۰۱۵ دارد. اين فعاليت ها در محورهاي شرقي و غربي پايتخت سوريه انجام مي پذيرد و به نظر مي رسد اين پديده حاصل بازسازي شبكه قديمي عمليات داعش باشد كه در اواخر سال ۲۰۱۳ و اوايل سال ۲۰۱۴ در اين مناطق تشكيل شده بود.

داعش با آغاز سال ۲۰۱۴ مراكز فرماندهي خود را در «مصرابه» و «مدعا» در غوطه شرقي نظير محله هاي جنوبي «يلدا» و «حجر الاسود» حفظ نمود. نيروهاي داعش در اين مناطق شامل چند صد نفر هستند كه به دنبال اخراج نيروهاي اين گروه از ادلب و حلب در اوايل سال ۲۰۱۴ در اين مناطق باقي ماندند و قويترين هسته داعش در غرب سوريه را تشكيل مي دهند.

بنابراين به نظر مي رسد افزايش دوباره فعاليت اين شبكه سلولي ، حكايت از انتقال تمركز عمليات در اطراف كمربند دفاعي دمشق دارد. اين بازسازي شبكه اي از آنجا آغاز شد كه در فوريه ۲۰۱۴ حكومت مركزي يك توافق نامه آتش بس با شورشيان در محله هاي جنوبي پايتخت امضاء كرد تا با فراغت خود را براي حمله به «مليحة» در منطقه شرقي آماده كند. و البته داعش نيز از اين آرامش بهره برداري لازم براي تجميع نيرو در «ببيلا» ، «بيت سحم» و اردوگاه «يرموك» را انجام داد.

بازسازي «سلول هاي خاموش»

داعش بويژه پس از سقوط موصل ، مخابره پيام هايي مبني بر آغاز آمادگي براي فتح دمشق را نيز آغاز كرده است. چنانچه روز ۲۳ ژوئن ۲ تن از عناصر اين گروه در حالي كه با پوشيدن جليقه انفجاري مشغول پخش اعلاميه هايي با همين مضمون در «دوما» كه سنگر معارضه عرب سوري در جبهه جنوب است دستگير شدند.

اين اقدام و حضور نيروهاي داعش در جبهه هاي ديگر حكايت از آغاز جنگ رواني براي حمله به دمشق توسط اين گروه دارد. به دنبال اين اقدام روز ۲۴ ژوئن «دادگاه مشترك»* در غوطه شرقي كه متشكل از ۱۶ گروه شورشي است تشكيل جلسه داد. و دو روز بعد با انتشار بيانيه اي از داعش خواست تا سازمان خود در اين مناطق را منحل و غوطه شرقي را در مدت ۲۴ ساعت ترك كند. البته داعش به طور كلي اين دستور را رد كرد و بدين ترتيب درگيري شديدي بين طرفين آغاز شد.

كه شامل حملات متعدد و انفجار خودروهاي بمب گذاري شده در «دوما» توسط داعش بود. با اعلام خلافت بغدادي در روز ۲۹ ژوئن ۲۰۱۴ ، «جيش الاسلام» ، به تجميع نيروهاي خود به منظور حمله به مواضع داعش در غوطه شرقي پرداخت و روز اول جولاي به «مدعا» يورش برد و روز نهم جولاي به «مصرابه» حمله كرد كه در نتيجه آن ، نيروهاي داعش تار و مار و به سمت القلمون متواري شدند. اما مجددا براي بازسازي شبكه خود به جنوب دمشق بازگشتند و در قالب «سلول هاي خاموش» به فعاليت خود ادامه دادند.

دولت خلافت در ولايت دمشق!

از سپتامبر تا نوامبر داعش حضور حداقلي در حومه دمشق داشته است اما ۲۴ نوامبر و با گذشت ۲ ماه از آغاز حملات ائتلاف در عراق و سوريه داعش در حجر الاسود اعلام تشكيل «امارت اسلامي» نمود. در همين راستا حساب كاربري داعش در دمشق به نام ولايت دمشق نيز كه پيش از اين از كار افتاده بود مجددا راه اندازي شد و اقدام به انتشار گزارش از خط مقدم نبرد در جبهه جنوب نمود.در يك نمونه از اعلام هاي اين رسانه ، انتشار گزارش تصويري بيعت ۲۰۰ نفر از ساكنان جنوب دمشق با ابوبكر البغدادي به نام خليفه در روز چهارم دسامبر ۲۰۱۴ بود. از اين پس داعش اعلام هاي متعددي از فعاليت هاي خود در جنوب دمشق منتشر كرده كه مبتني بر پاكسازي و زيباسازي محلات و خيابان ها ، ايجاد كلاس هاي سواد آموزي ، مذهبي و كاربرد سلاح براي كودكان و نيز مبارزه با مواد مخدر بوده است.

سيطره ميداني و فعاليت مدني داعش در حومه دمشق

در حالي براساس تجربه افزايش اين اعلام ها حكايت از آغاز گسترش فعاليت داعش در دمشق دارد كه روز ۳۱ دسامبر ۲۰۱۴ ، اعلام ديگري مبني بر گسترش سيطره به محله «الزين» بين حجر الاسود و يلدا نيز توسط داعش منتشر شد.به غير منطقه جنوبي دمشق نشانه هايي از آغاز فعاليت داعش بواسطه بيعت شاخه گروههاي فعال در حومه پايتخت سوريه نيز ديده مي شود.

«اللجاة» كه به اسم غوطه خارجي معروف است در امتداد بزرگراه دمشق - سويدا و در جنوب فرودگاه بين المللي دمشق واقع شده جزو اين مناطق است و نيز منطقه «بير قصب» نقطه ديگري است كه مقرهاي «جيش الاسلام» و «احرار الشام» در آن مورد هجوم داعش قرار گرفت.

البته نقل مكان و جابجايي گروههاي شورشي در اين مناطق كه براي حفاظت از آن در مقابل داعش اتفاق افتاده است حكايت از اين دارد كه بازگشت داعش به جبهه جنوب يك مسئله جدي است.چنانكه روز ۲۶ نوامبر جبهه النصره يك كاروان بزرگ و مجهز از نيروهاي خود را به منطقه «اللجاة» منتقل نمود كه به نظر مي رسد هدف از اين جابجايي حفاظت از مقرهاي اين گروه در درعا است. ۵ روز بعد يعني روز اول دسامبر ۲۰۱۴ ، «جيش الاسلام» ، «احرار الشام» و «جيش الاسود الشرقيه» خبر از تشكيل يك اتاق عمليات مشترك بر عليه داعش در منطقه القلمون شرقي دادند و «جيش الاسلام» بلافاصله عمليات مشترك بر ضد داعش را در منطقه بير قصب همراه با «جيش الاسود الشرقيه» آغاز نمود.اما در همين حال اخباري مبني بر اعزام نيرو از استان «دير الزور» براي كمك به شاخه داعش در «بيرقصب» مخابره شد.

در همين حين داعش اعلان هايي مبني بر انهدام زيارتگاهها در اين منطقه منتشر نمود. كه با اعلام هاي مشابهي مبني بر دعوت مردم به سوي خدا در مناطق «شنوان» ، «بيرقصب» و «المفطره» همراه بود.همچنين روز ۲۹ دسامبر داعش گزارش هاي تصويري منتشر ساخت كه حكايت از اطعام مردم و تشكيل گروههاي صلح براي آشتي بين قبايل و مسلمانان در دمشق بود. اين پديده حكايت از تلاش داعش براي ايجاد اقبال عمومي در مردم داشت و در عين حال خبر از پذيرش نسبي اين اقدامات از سوي ساكنان حومه دمشق مي داد.

اين وضعيت نگران كننده ، مي تواند هشداري براي مقامات امنيتي باشد كه وظيفه حفاظت از دمشق به عنوان هسته اصلي مقاومت در جبهه جنوب بر عهده آنان است.


منبع: هفته‌نامه یالثارات الحسین(ع)




بمب هسته ای در دستان قاسم سلیمانی
 
 
ژنرال "وینسنت استوارت" رئیس سرویس اطلاعات وزارت دفاع آمریکا، "پنتاگون" هشدار داد در صورتی که مذاکرات هسته ای شکست بخورد، رهبر عالی ایران با یک اشاره دستور ساخت بمب هسته ای را صادر خواهد کرد و بمب هسته ای بدون شک در دستان قاسم سلیمانی یا علی شمخانی خواهد افتاد.»

«ژنرال "وینسنت استوارت" رئیس سرویس اطلاعات وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون)، به نمایندگان کنگره هشدار داد در صورتی که توافق هسته ای تا قبل از پایان ماه ژوئن با ایران صورت نگیرد، مطمئن باشید یک روز بعد از شکست مذاکرات، بمب هسته ای در اختیار ایرانی ها قرار خواهد گرفت.»

این روزنامه لبنانی در ادامه نوشت: «وینسنت استوارت به نمایندگان کنگره آمریکا تأکید کرده است در صورتی که مذاکرات هسته ای شکست بخورد، رهبر عالی ایران با یک اشاره دستور ساخت بمب هسته ای را صادر خواهد کرد و بمب هسته ای بدون شک در دستان قاسم سلیمانی یا علی شمخانی خواهد افتاد.»

رئیس سرویس اطلاعات وزارت دفاع آمریکا در ادامه افزود: «در صورتی که ایران به بمب هسته ای دست پیدا کند، هیچ کس به فکر اجرا شدن گزینه نظامی نخواهد افتاد؛ چرا که این مسئله به این معنی است که سر تا سر خاورمیانه به آتش کشیده خواهد شد.»
منبع: جام نیوز



درباره شکست‌خوردگان نبرد با حقيقت!
تلاش برای تحريف راه و خط امام خميني(ره)!
 
کسي مگر از اين افراد باور مي‌کند که امام معتقد به پرداخت هزينه نبود و از کم شدن غذا و بذل جان به‌خاطر اسلام و آرمانش مي‌ترسيد؟! جهان اين افراد اگرچه آمريکا و سنگاپور و کره جنوبي است اما همه مي دانند که جهان امام راحل جايي بود که مردم انقلابي باشند و...

پایگاه خبری انصارحزب الله: روزهاي دهه فجر بيش از هرچيز يادآور امام راحل براي ماست. يادآور مواضع شفاف و آرمان‌هاي بلندش که در دل و جان نسل‌هاي ايراني نشست و نه تنها انقلاب اسلامي را رقم زد بلکه آينده آن‌را نيز تضمين کرد. هم او بود که با بردن نامش؛ مفاهيمي همچون استکبار ستيزي، اسلام ناب، خدمتگزاري به مردم، شيطان بزرگ بودن آمريکا و ضرورت توجه به مستضعفين به اذهان خطور مي کند.

آرمان امام خميني(ره) اما از همان روزگاران دشمنان خودش را هم داشت؛کساني در طول تاريخ ما که يکي با تفکر و فلسفه مخالف بود و ديگري با آمريکا ستيزي و نفر بعدي با خوداتکايي و استقلال.

کساني که اگرچه هريک در نقش و لباسي متفاوت، اما در هدف يکسان بودند و آن مخالفت با منش و ممشاي ترسيمي امام روح‌الله(ره) بود.

کار آنها به جايي رسيد که حتي شخص امام(ره) نيز بارها و بارها در سخنانی از درد تحجّر و کينه‌ي آنها شکايت کرد و البته در کنار اين شکايت ها، باز هم از اين گفت که بر راه و آرمانش استوار است و از اين خط تخطي نمي‌کند.

و زمان گذشت و دست تطاول ايام، روزهاي بي‌حضور حضرت روح الله را نيز براي ما رقم زد. اکنون صداهايي به گوش مي رسد که در اشاره به ضرورت صلح و مذاکره با آمريکا از «صلح‌طلبي امام»! مي‌گويند. کساني که از اين مي‌گويند که اگر امام هم‌اکنون زنده بود؛ اصلاح‌طلب! مي‌شد.

آنهايي که مي‌گويند پيشرفت هاي تکنولوژيک کشور، چاه ويلي است که مانع منافع کشور شده است! و کساني که بي هيچ خجالت و آزرمي از مسخره بودن «خودکفايي» سخن مي‌گويند! آنها حتي از اين گفته‌اند که امام طرفدار کم شدن غذاي مردم نبود و با اين سخن در ظاهر درست اما در باطن غلط؛ در حال القاي اين مطلب هستند که امام راحل از هزينه پرداختن و تحمل مصائب در راه آرمان‌هاي اسلام، خوف داشت!

تأملي در اين صحبت‌ها و مواضع، به روشني حکايت از آن دارد که عده‌اي مي‌خواهند راه امام و کلام امام را تحریف کنند. قصد دارند امامي متفاوت با سيدروح الله موسوي خميني(ره) را به آستان نسل‌هاي نو معرفي کنند که نه با واقعيت که با خواسته‌هاي قلبي خودشان تطابق دارد.

امامي که در لحظه لحظه روزهاي عمر خود دست از دشمني با استکبار و آمريکا برنداشت و همه در اقصي نقاط جهان نيز او را به مخالفت و ضديت با آمريکا مي‌شناسند؛ اکنون در سخنان اين افراد؛ کسي معرفي مي‌شود که گويي بنا به اقتضا، از شيطان بزرگ بودن آمريکا سخن مي‌گفته...

آنها مي‌خواهند امامي را به مردم و جهان معرفي کنند بلکه نه با اسلام ناب که با «دهکده جهاني» تطابق دارد. چه اينکه از نظر آنها عملکرد کساني همچون گاندي و ماندلا در تعامل با جهان، لابد بهتر از امام راحل ما بوده است.

و البته اسلاف همين عده بوده‌اند که در بحث فتواي امام پيرامون واجب بودن قتل سلمان رشدي مرتد؛ نيز معترض آن فتوا شده و تأکيد مي کردند که «اينگونه نمي‌شود با جهان تعامل کرد»!

اين افراد امروز به خيال اينکه ديگر کسي حوصله ورق زدن تاريخ و آگاهي از مواضع و آرمان‌هاي امام راحل را ندارد به ميدان آمده و قصد کرده‌اند امام طرفدار جهاد و شهادت را کسي جلوه دهند که از «کم شدن وعده‌هاي غذايي» مي‌ترسيد.

امام آنها بيش از خدا و اسلام، بر مردم تأکيد دارد، اصراري بر حجاب و عفاف ندارد و مبناي مورد نظرش براي انقلاب اسلامي نه براندازي رژيم ستمشاهي که اصلاح رژيم شاه بود... اما از آن‌رو که شاه قابل اصلاح نبود! انقلاب اسلامي شکل گرفت...

اين عده حتي پا را از اين هم فراتر گذاشته و اسلام ناب امام(ره) را هم مورد خدشه قرار مي‌دهند و از آنجا که تئوريسين‌هاي آنها در کتاب‌هاي خود از اين نوشته‌اند که تا اين اسلام بر ايران جاري باشد، از ليبراليسم و پيشرفت لاحق آن هم خبري نخواهد بود؛ به صحنه آمده و از چيزي به نام «اسلام رحماني» سخن به ميان آورده‌اند.

اسلامي رحماني که طيف اصلاح‌طلب به‌عنوان جريان شکل دهنده فتنه و براندازي در ايران، مروّج آن است و خصلت‌هايي دارد مثل علاقه به کرنش در مقابل آمريکا، دست دادن نامحرمان با يکديگر، بي حسّي در مقابل آوازه خواني زنان براي مردان، معتقد به جهاني‌سازي و پذيرش کدخداگري آمريکا و معتقد به عدم ايفاي نقش ايران اسلامي در خارج از مرزهاي خود.

دهه فجر از راه رسيده است اما براي دوستداران و دلسوزان و انقلابيون، دردهاي سترگي بر دل نشسته است. چه دردي بالاتر از اين که امروز برخي از چهره‌هاي جريان اصلاح‌طلب و مدعي خط امام اذعان کرده‌اند که ديگر دلي در گرو امام راحل ندارند و به رفتارهاي امام انتقاد دارند. ضمن آنکه خاطرات ناخوشي را از انقلاب سال ۵۷ با خود حمل مي‌کنند؟!

چه دردي از اين بالاتر که عده‌اي بعضاً نشسته بر مساند امور؛ به عمد يا از روي سهو، تلاش مي کنند تا امام راحل، اسلام نابش و انقلابش را با مفاهيمي جعلي، نادرست و ناراست مقابل قرار دهند و معنايي غير اصيل را در اين زمينه به ذهن افکار عمومي در داخل و خارج ايران متبادر کنند.

شکست‌خوردگان نبرد با حقيقت!

اما اين عده به جنگ حقيقت آمده‌اند. آنها حتي نمي‌توانند منش و ممشاي امام راحل را در خارج از ايران تحريف کنند چه برسد به داخل ايران و ساحت مردمي که نفس قدسي امام(ره) بر جسم و جان آنها دميده شده است.

مگر مي‌شود کسي خميني کبير را بدون مبارزه با آمريکا تصوّر کند؟! مگر مي‌توان خميني بت شکن و خلف صالح او، آيت‌الله سيدعلي خامنه‌اي را در زمره خوشبين‌هاي به استکبار جهاني و در اصطلاح عمومي، کشورهاي ۱+۵ فرض و معرفي کرد؟!

کسي مگر از اين افراد باور مي‌کند که امام معتقد به پرداخت هزينه نبود و از کم شدن غذا و بذل جان به‌خاطر اسلام و آرمانش مي‌ترسيد؟! جهان اين افراد اگرچه آمريکا و سنگاپور و کره جنوبي است اما همه مي دانند که جهان امام راحل جايي بود که مردم انقلابي باشند و احکام خدا و اسلام بر جامعه جاري باشد.

دهه فجر در عين حال اما نويدبخش هم هست. نويدبخش آنکه حقيقت را هيچگاه نمي‌توان به مسلخ کشاند و کساني که دنيازدگي و ترس و تمايل به کرنش آنها، شهره عام و خاص شده و عالمگير است؛ نمي‌توانند تصويري از امام راحل به افکار عمومي مخابره کنند که با واقعيت‌ها ناسازگار و ناراست است. «امام خميني، يک حقيقت هميشه زنده تاريخ است»...




قدیما، مادرشوهر عروسشو پیدا می کرد!!!

تمام خانم های محله جمع می شدند در حیاط یکی از همسایه ها، مادرها دست دخترهای جوانشان را می گرفتند، جعبه های گوجه نیمی از حیاط را پر کرده بود، دخترهای جوان، زیر نگاه بعضی خانم ها سرخ و سفید می شدند، یک هفته بعد گذشته بود یا نگذشته بود، پیغام و قرار خواستگاری و …

خواستگاری

تمام خانم های محله جمع می شدند در حیاط یکی از همسایه ها، مادرها دست دخترهای جوانشان را می گرفتند، جعبه های گوجه نیمی از حیاط را پر کرده بود، دخترهای جوان، زیر نگاه بعضی خانم ها سرخ و سفید می شدند، یک هفته بعد گذشته بود یا نگذشته بود، پیغام و قرار خواستگاری و … از آن طرف پدر در حجره بازاری اش کم کم سر صحبت را با پسر باز می کرد و از دختری حرف می زد که مادر پسر در مراسم رب درست کردن در خانه یکی از همسایه ها برای پسرش زیر نظر گرفته بود. خواستگاری های سنتی هرچه بود این اطمینان را به طرف مقابل می داد که دختر یا پسر موردنظر در چه خانواده ای با چه عقایدی و با چه پیشینه ای رشد کرده است. اما حالا همسایه ات را نمی شناسی، با خاله، عمه، عمو و دایی گاهی ۲ یا ۳ بار بیشتر در سال رفت و آمد نداری که دختر و پسرش را بشناسی و اخلاقشان دستت بیاید.

سخت ترین مرحله ازدواج و خواستگاری در دنیای جدید، شناخت فرد موردنظر برای ازدواج است که بخش مهمی از سوالات و دغدغه های جوانان امروز را به خود اختصاص می دهد. واقعا بهترین راه برای انجام خواستگاری و شناخت طرف مقابل در دنیای جدید چیست؟

 

خواستگاری های مدرن

 

مدل و شیوه خواستگاری به ویژه در کلان شهرها تغییر کرده است. این شیوه خواستگاری که ابتدا خانواده ها جلو می روند و سپس فرصت را در اختیار جوان ها قرار می دهند، می تواند مناسب باشد زیرا هم مبتنی بر نظر خانواده هاست و هم بر نظر دختر و پسر و معمولا پس از گذشت ۲ یا ۳ ماه تکلیف آن ها مشخص می شود؛ متأسفانه امروز شاهد هستیم که در برخی خانواده های به اصطلاح امروزی تر، آشنایی ابتدا بین دختر و پسر صورت می گیرد و بعد از چند ماه صحبت و آشنایی در محیط دانشگاه یا محیط کار که با آشنایی در محیط خانواده، بسیار تفاوت دارد، تصمیم می گیرند که با هم ازدواج کنند که این گونه ازدواج ها با اشکالاتی همراه است.

یکی از مسائلی که چنین ازدواج هایی در پی دارد، مخالفت خانواده هاست. دختر و پسر جوانی که پس از آشنایی و ارتباط با یکدیگر نسبت به هم احساس و عاطفه پیدا می کنند و بعد خانواده ها مخالفت می کنند. در ایران نظر خانواده بسیار مهم است. این افراد چه با هم ازدواج کنند و چه به خاطر مخالفت خانواده ازدواج نکنند، به دلیل احساسات و عواطفی که پیدا کردند باز هم مشکلاتی پیدا می کنند.

 

وقتی ازدواج دیر می شود

 

مشکل بعدی تأخیر در ازدواج است، جوان ها به خاطر مشکلات اقتصادی و نداشتن ثبات شغلی مجبورند ازدواج شان را به تأخیر بیندازند. در این شرایط معمولا دخترها دوست دارند زودتر ازدواج کنند و پسرها مخالفند چون کسی نیست که از آن ها حمایت کند. گاهی اوقات اصلا خانواده از موضوع بی خبر است، بنابراین رابطه آن هاطولانی می شود و با طولانی شدن این رابطه مشکلاتی پیش می آید و گاهی اصل رابطه زیر سوال می رود. در چنین شرایطی دو نفر که هنوز با هم ازدواج نکرده اند، با هم مشکل پیدا می کنند و این مشکلات به بعد از ازدواج هم منتقل می شود یا اصلاً نسبت به ازدواج با یکدیگر دچار تردید می شوند و ازدواج نمی کنند.

درباره این ازدواج ها می توان از آسیب هایی سخن گفت که در روابط موقت ۳-۲ ساله و فروپاشی آن دامن گیر جوانان می شود: این روابط با اسم و هدف آشنایی شکل می گیرند و ادامه پیدا می کنند و وقتی به جدایی و فروپاشی می رسد؛ گرچه دختر و پسر با هم ازدواج نکرده اند اما آسیب روحی که با آن رو به رو می شوند همانند تجربه روحی طلاق است، یعنی یک یا دو سال درگیر آسیب های آن هستند. آن ها به خاطر شرایط روحی که دارند نمی توانند رابطه جدیدی برای ازدواج داشته باشند و اگر هم وارد رابطه جدیدی شوند هنوز در فکر فرد قبلی هستند و دچار افسردگی می شوند.

هنگامی که آشنایی از یک حد و سطح مشخصی بگذرد، دیگر اسم آن رابطه است نه آشنایی و وقتی از حد معمول بگذرد، مشکلات آغاز می شود و این دوستی و رابطه به ضرر آن ها تمام می شود.

در دوره آشنایی دو طرف فقط باید گفت وگو داشته باشند و هیچ نوع رابطه دیگری برای آشنایی درست نیست. این در حالی است که بسیاری از جوانان معتقدند باید روابط عمیق تری برای آشنایی داشته باشیم؛ این امر نادرست است حتی گفت وگوها هم باید با اطلاع خانواده و همراه با تعهداتی باشد. در غیر این صورت باعث می شود رابطه به سمت ازدواج پیش نرود، زیرا فرد با خود می گوید حالا که هر چیزی که بخواهم در این رابطه به دست می آورم چرا زیر بار ازدواج، مسئولیت ها و هزینه های آن بروم؟!

گفت وگو هم باید به صورت مناسبی صورت گیرد و از مسائل و گفت وگوهای عاطفی شدید و احساسات عمیق پرهیز شود. زیرا این مسائل رابطه را عمیق تر می کند و دیگر از سطح آشنایی خارج می شود و بیشتر شکل دوستی خیابانی پیدا می کند، و اگر خانواده ها مطلع نباشند می شود نامزدی غیررسمی که هیچ کسی از آن خبر ندارد و سطح آسیب را بالا می برد.

 

خواستگاری

 




دو عاملی که دختران را به بحران می کشاند

گرچه بهداشت روانی انسان ها به وسیله افسردگی در خطر است، ولی این مشکل دختران را بیش از بقیه دچار تهدید می کند. در رابطه با علت افسردگی، عوامل متعددی دخیل اند که از جمله آن ها بیماری های جسمی مانند قائدگی یا اختلالات هورمونی است.

تربیت دختران

تربیت دختران با توجه به آسیب ها:

 

در این قسمت سعی داریم از آسیب هایی که در طول زندگیِ یک دختر، می تواند به او ضرر زده و به قولی او را از راه راست منحرف کند حرف بزنیم. اما نکته مهم این است که این آسیب ها می تواند از ناحیه خود فرد نیز به او وارد شود.

اول آنکه: باید گفت آسیب ها در دو مرحله قابل طرح هستند؛

◄پیشگیری؛ که در این مرحله، دختران در صورت خلأ تربیتی، احتمال آسیب پذیری در آینده را دارند و خطر بالقوه در کمین آن هاست.

◄درمان؛که در این مرحله دختران ممکن است، بالفعل درگیر آسیب هایی بوده و با خطراتی دست و پنجه نرم کنند. که هریک از این دو مرحله نیازمند توجه و عنایات ویژه است.

دوم آنکه: تنظیم روابط و احساسات با خود، خدا، طبیعت و حتی ارتباط با تک تک افراد جامعه از سویی می توانند منبع درمان و و راه فراری برای مصون ماندن از آسیب ها فردی و اجتماعی تلقی گردد.                                                    

سوم اینکه: دختران باید برای مواجهه با آسیب ها تربیت شوند؛ یعنی استعدادهای دفاعیشان مورد توجه قرار گیرند.

 

عواملی که باعث می شود یک دختر به خود آسیب بزند و مقدمات انحراف رادر خود ایجاد کند:

۱- افسردگی دختران:

به عنوان شاهد، گرچه بهداشت روانی انسان ها به وسیله افسردگی در خطر است، ولی این مشکل، دختران را بیش از بقیه دچار تهدید می کند. در رابطه با علت افسردگی ، عوامل متعددی دخیل اند که از جمله آن ها بیماری های جسمی است. هر گاه هورمون های لازم به اندازه کافی ترشح نشده و تعادل خود را از دست دهند حالت افسردگی پیش می آید. بدین سبب است که اغلب زنان در روزهای قبل از قاعدگی احساس افسردگی دارند که گاه این حالت به صورت شدیدتری جلوه گر می شود .”دالتون” نشان داده است که ۴۷ درصد موارد افسردگی شدید زنان، در طول عادت ماهانه بوده است! ۵۳ درصد از مواردی که زنان به خودکشی برخاسته اند در طول مدت ماهانه بوده! ۵۲ درصد از حوادث و تصادفات در این دوره به وقوع پیوسته است.

۲-اختلال هویت جنسی دختران:

از جمله آسیب هایی که دختران می توانند به خود وارد کنند، این است که هویت جنسی خود را نپذیرند و به جای هویت دخترانه، در هویت پسرانه ظاهر شوند! خاستگاه این مشکل می تواند” بیرونی” و یا ” درونی” باشد.

آسیب های بیرونی: ممکن است شیوه نگرش تبعیض آمیز جامعه به جنس زن ، سبب دلزدگی دختری از “جنسیت” خود شود.

آسیب های درونی: ممکن است مشکلات خاص دختران و زنان( قاعدگی، بارداری، نقش مادری، شکل جسم و بدن و….) ایشان را از خود گریزان کرده و با “از خود بیگانگی “، به شکل پسران در آیند و ظاهر و رفتاری پسرانه به خود گیرند.

 

 دختران و غلبه برمشکلات و آسیب ها:

 

همان گونه که اشاره شد، دختران می توانند برای خود مشکل ساز باشند. قطعا ریشه بسیاری از استرس ها، یأس ها و بی هدفی ها به خود انسان باز می گردد. به همین خاطر دختران باید طوری تربیت شوند که خود بتوانند بر مشکلاتشان غلبه کنند و حتی از امکانات محدود نیز استفاده کافی را ببرند.

 به هر حال خود دختران  نیز به تنهایی می توانند هم در ایجاد و هم در حل آسیب هایی که آن ها را تهدید می کند کار ساز باشند؛ پس گفتنی است، کسی که احساس تنهایی می کند، می تواند در کنار دوست خوب سفره دل بگشاید و این مشکل را حل کند و کسی که احساس افسردگی می کند، با کوهپیمایی، شنا و ورزش هایی از این قبیل نشاط خویش را بدست آورد.

 




راهپیمایی خانم‌های بی‌حجاب در خیابان‌های تهران / تصاویر

 آیا از روز ۲۲ بهمن ۵۷ که انقلاب پیروز شد، همه اقشار بلافاصله  با حجاب در جامعه ظاهر شدند؟

امام و حجاب

عکس ها و فیلم های به جا مانده از دوران مبارزات انقلابی مردم ایران در قبل از ۲۲ بهمن ۵۷، نشانگر آن است که زنان بسیاری در این انقلاب حضور داشتند که مقید به حفظ حجاب نبودند، هر چند تعدادشان بسیار کمتر از زنان محجبه ای بود که در فعالیت های انقلابی مشارکت داشتند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، مدت زمانی طی شد تا قانون حجاب تصویب شد و جامعه به شکل اسلامی درآمد، در اینجا این فاصله زمانی را بررسی کرده و نحوه برخورد مسئولین وقت و مخالفان را بیان می کنیم.

 

پیش از انقلاب و حجاب


پیش از انقلاب زنان کارمند بخش عمده طبقه متوسط جامعه را تشکیل می دادند که بی حجاب و دارای گرایش های لائیک بودند. دغدغه عمده این گروه از زنان مشخص نبودن وضعیت شغلی شان بعد از انقلاب بود. برای مثال، در اوج درگیریهای انقلاب (۱۰ آبان ۱۳۵۷ ) خبرنگار روزنامه« گاردین » از حضرت امام درباره وضعیت آینده این دسته از زنان پرسید: « آیا [زنان] قادر خواهند بود به طور آزادانه بین حجاب و لباس غربی حق انتخاب داشته باشند؟ » حضرت امام با زیرکی تمام در جواب فرمودند:

زنان در انتخاب فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازینی آزادند و تجربه کنونی فعالیت های ضد رژیم شاه، نشان داده است که زنان بیش از پیش آزادی خود را در پوششی که اسلام می گوید یافته اند.(۱)

امام خمینی رحمه الله با بیان دو شرط، یعنی « رعایت موازینی » و « پوششی که اسلام می گوید ». در حقیقت، آب پاکی را روی دست آنها ریخت و از همان اول مشخص بود که وضعیت آینده چگونه رقم خواهد خورد.

 

امام و حجاب

 

ماجرای حجاب در بعد از انقلاب

بعد از پیروزی انقلاب بخش عمده ادارات دولتی و کارهای دفتری در دست طبقه متجدد متوسطی بود که نظام تجدد طلب حکومت شاه ایجاد کرده بود. از این رو، مشکل اساسی در روزهای آغازین پس از پیروزی انقلاب، وجود هزاران کارمند زن لائیک و بی حجاب در ادارات دولتی بود. از سوی دیگر، اقشار انقلابی که به خاطر حفاظت از ارزش های معنوی قیام کرده بودند این وضع را تحمل نمی کردند. از این رو، حضرت امام خمینی رحمه الله در پانزدهم اسفند ۱۳۵۷ در یک سخنرانی فرمودند:

وزارتخانه اسلامی نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه های اسلامی نباید زن ها لخت بیایند؛ زن ها بروند؛ اما با حجاب باشند. مانعی ندارد بروند کار بکنند، لکن با حجاب شرعی باشند. (۲)

 

امام و حجاب

به دنبال سخنرانی امام و تقارن آن با گرامیداشت روز جهانی زن، مراسم این روز با حرکتهای اعتراض آمیز برخی زنان همراه شد. از روز ۱۶ اسفند زنان سکولار با اجرای مراسم گوناگونی در سالن های مختلف گرد آمدند و مخالفت خود را با حجاب اعلام کردند.

 

امام و حجاب

 

در سالن ورزشی دانشگاه صنعتی ، شهلا روزبه، برادرزاده خسرو روزبه، درباره کشف حجاب در زمان رضاشاه سخنرانی کرد و به تعریف و تمجید از این عمل که ترقی خواهانه قلمداد می شد، پرداخت.(۳) در این روز همچنین گروه هایی از زنان با حرکت به سمت دانشگاه تهران در دانشکده های این دانشگاه اجتماع کردند. حدود ۱۵ هزار نفر نیز در دانشکده فنی دانشگاه تهران گرد آمدند و به دنبال یک رأی گیری، تصمیم به راهپیمایی گرفتند و در حالی که گروهی از مردان آنان را همراهی می کردند به طرف نخست وزیری حرکت نمودند.(۴)بحث درباره حجاب به اداره ها و وزارتخانه ها نیز کشیده شد و در برخی از واحدها کارها برای چند ساعت دچار وقفه گردید. (۵)

 

امام و حجاب

صبح روز ۱۷ اسفند ماه رادیو ایران در گفت و گویی با حجت الاسلام اشراقی، داماد امام خمینی رحمه الله، نظر امام را درباره حجاب از او پرسید. وی در پاسخ گفت:

باید حجاب رعایت شود و قوانین اسلامی مو به مو اجرا گردد و در همه مؤسسات و ادارات و مدارس و دانشگاه ها به این موضوع توجه شود؛ اما باید در نظر داشت که حجاب به معنای چادر نیست همین قدر که موها و اندام خانم ها پوشیده شود و لباس آبرومند باشد، حالا به هر شکلی که باشد، مهم نیست، چادر چیز متعارفی است و بسیار خوب است، اما به خاطر طرز کار و نوع کار خانم ها شدید گاهی پوشیدن بدن و مو به طریق دیگر هم حجاب باشد، حرفی نیست، باید طبق نظر مبارک امام، حجاب اسلامی در سطح کشور توسط خانم ها با اشتیاق اجرا شود. ولی مردم هم نباید منکر را با منکر دیگری دفع کنند.(۶)

 

امام و حجاب

 

از ایشان همچنین درباره وضعیت اقلیت های دینی سؤال شد. وی در پاسخ با تأکید بر اینکه آنها مورد احترام اند، در عین حال گفت: اما اگر خانم های اقلیت های مذهبی هم رعایت حجاب اسلامی را بکنند چه بهتر.(۷)

سخنان اشراقی نه تنها زنان معترض را آرام نکرد، بلکه به اوج گیری اعتراضات علیه حجاب نیز افزود: برای نمونه، کارکنان زن قسمت فروش هواپیمایی ایران، شعبه ویلا اعلام کردند: « حجاب زن باید نجابت و پاکی درون باشد » و از سوی خود نماینده ای را به منزل آیت الله طالقانی فرستادند. گروه ها و دسته های گوناگون از زنان به خاطر مخالفت با حجاب دست به راهپیمایی زدند. دامنه این اعتراض ها به مدارس دخترانه همانند مرجان، هشترودی، خوارزمی و آذر نیز رسید. کارمندان زن بیمارستان هایی همچون « به آور » و « هزار تختخوابی » و همچنین زنان شاغل در مخابرات بخش ۱۱۸ و ۱۲۴ و کارکنان وزارت خارجه در این راهپیمایی شرکت کردند. (۸)

 

امام و حجاب

راهپیمای اعتراض به حجاب با مقاومت مردم مواجه گردید. قبل از همه زن های مسلمان و انقلابی نسبت به آن واکنش نشان داده و با حمله به آن، راهپیمایی کنندگان را افرادی فاسد یا طاغوتی و طرفدار رژیم گذشته، قلمداد نمودند. (۹)

 

امام و حجاب

 

به دنبال اعتراضات زنان، و توسل جستن برخی از آنها به آیت الله طالقانی، ایشان اعلام نمود که به زودی یک سخنرانی رادیو تلویزیونی ایراد خواهد کرد.

جمعی از زنان پس از تجمع در دانشگاه تهران و اعلام نظراتشان درباره حجاب، به سوی دادگستری حرکت کردند. جمع زیادی از آنان نیز که تعدادشان حداکثر به ۱۵ هزار نفر می رسید در بیرون دفتر مهدی بازرگان ، نخست وزیر وقت، دست به اعتراض زدند که با تظاهرات مخالفان رو به رو شدند.(۱۰)

زنان معترض مجدداً روز جمعه ۱۸ اسفند در دانشگاه تهران تجمع کردند. در این اجتماع نیز با تظاهرات مخالفان که به طرف آنها گلوله برفی پرتاب می کردند مواجه شدند.

 

امام و حجاب

 

به دنبال گسترش تعرضات افراد به انگیزه های گوناگون به زنان بی حجاب در روز ۱۷ اسفند، در این روز دفتر امام خمینی رحمه الله طی اعلامیه ای هر گونه تعرض به زنان بی حجاب را ممنوع کرد و نیروهای انتظامی را موظف به برخورد با افراد خاطی نمود.(۱۱)

 

امام و حجاب

 

شنبه ۱۹ اسفند ماه نیز زنان در ادامه اعتراض خود در کاخ دادگستری گرد آمدند.در این اجتماع، هما ناطق بیانیه ی ملی دانشگاهیان را قرائت کرد. در این بیانیه آمده است: زنان بی حجاب هرگز به زنان باحجاب توهین نکرده اند. بنابراین، ما خواستار احترام متقابل هستیم.(۱۱)

این جملات به روشنی بیان می دارد که مخالفت عمده و مستقیم این دسته از زنان، نه مردان و نه سیاست مداران، بلکه زنان با حجاب بودند و اکثر اجتماعات اینان توسط همین دسته از زنان به هم می خورد.

به دنبال این اجتماعات، عباس امیر انتظام، معاون نخست وزیر و سخنگوی دولت وقت، روز ۲۰ اسفند ماه در مصاحبه ای مطبوعاتی نظر دولت و نخست وزیر را در مورد حجاب خانم های کارمند و مراجعان به ادارات، اعلام کرد:

بدیهی است که نخست وزیر و خانواده ایشان از قدیم طرفدار و مشوق و مقید به حجاب در حد معقول و عملی و صحیح اسلامی آن بوده اند، ولی ایشان و همه آقایان وزرا معتقد و عامل به آیه کریمه “لا اکراه فی الدین” می باشند و دستور اجبار برای خانم ها صادر نمی نمایند. اعلام صریح دو روز قبل آیت الله العظمی خمینی که احدی حقّ تعرض و مزاحمت خانم ها را ندارد مؤید عمل دولت بر عدم التزام خانم های کارمند و مراجعین به ادارات به حجاب می باشد. البته نمایشگری و عریانی و جلفی مسئله دیگری است که مسلماً در ایران بعد از انقلاب اسلامی و در دولت های اسلامی نمی تواند جواز و پذیرش داشته باشد.(۱۲)

پیشنهاد علامه طهرانی به حضرت آیه الله خمینی نسبت به حجاب زنان این بود که حجابی را که ایشان به عنوان تحفه ای برای مملکت ایران آوردند تبدیل به یک حجاب صحیح استاندارد کنند. یعنى زنها داراى پوشش صحیح باشند؛ و بتوانند در عین پوشش دنبال کار بروند. بچّه بغل کنند، خرید کنند سوار اتوبوس شوند و چادر از سرشان نیفتد، بدن معلوم نباشد. لباسى با آستین بلند همراه شلوارى بلند و گشاد و داراى رنگ خاصّ (استاندارد سرمه‌اى یا خاکسترى) باشد.(۱۳)

هماناطق نیز در مقاله‌اش دراین باره چنین می‌نویسد: «رفتند گزارش دادند که ما لخت به وزارتخانه‌ها رفته‌ایم. من از شما می‌پرسم در این زمستان سرد چطور یک زن لخت می‌تواند به وزارتخانه‌ها برود. عنوان کردن مسئله زن در این برهه از مبارزه یک مسئله انحرافی است. ما نباید در این شرایط مساله‌ای به نام مساله زن داشته باشیم. یک بار چیزی در مورد حجاب گفتند و بعد هم پس گرفتند بنابراین برای این مسئله نباید درگیری ایجاد کنیم باید با مجاهدین همراه باشیم حتی اگر روسری به سر کنیم بشرط آنکه ما بدانیم به نام ما توطئه نمی‌شود و نظام شاهنشاهی برگردانده نمی‌شود».(۱۴)

پس از آن، آیت الله طالقانی با شرکت در یک مصاحبه رادیو- تلویزیونی به بیان مطالبی درباره حجاب پرداخت. وی در بخشی از سخنانش گفت: [حجاب] ساخته من و فقیه و دیگران نیست؛ این نص صریح قرآن است. آن قدری که قرآن مجید بیان کرده، نه ما می توانیم از حدود آن خارج شویم و نه زنانی که معتقد به این کتاب بزرگ آسمانی هستند.(۱۴)

 

امام و حجاب

 

او سپس درباره حجاب زنان در ادارات گفت: اسلام، قرآن و دین می خواهند شخصیت زن حفظ شود؛ این حرکت انقلابی است. کی در این راهپیمایی ها، خانم ها، خواهران و دختران ما را مجبور کرد که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟ خودشان با احساس مسئولیت اسلامی که این لباس یکی از شعارهای اسلامی و ایرانی است، اصالت خودشان را نشان دادند … هو و جنجال راه نیندازید و همان طور که بارها گفتم همه ی حقوق حقه زنان در اسلام و محیط جمهوری اسلامی محفوظ خواهد ماند و از آنها خواهش می کنیم که با لباس ساده، با وقار، روسری هم روی سرشان بیندازند؛ به جایی برنمی خورد…

 

امام و حجاب

 

در واقع، آیت الله طالقانی با بیانی نرم و پدرانه از زنان لائیک خواست برای مصلحت خودشان هم که شده روسری بر سر کنند و این همه جار و جنجال راه نیندازند. پس از سخنان آیت الله طالقانی و نیز گسترش تحرکات زنان سکولار، دادستان وقت تهران اعلامیه ای در حمایت از زنان مزبور صادر کرد.(۱۴)

امام و حجاب

با این حال نماینده، « کمیته دفاع از حقوق زن » طی یک مصاحبه مطبوعاتی در تهران از زنان ایران دعوت کرد: « در تظاهرات جدیدی روز دوشنبه ۲۱ اسفند در خیابانهای تهران شرکت نمایند. »(۱۴)

به این ترتیب، دوشنبه ۲۱ اسفند بار دیگر گروهی از زنان در خیابانهای تهران راهپیمایی کردند و عده ای هم پس از تجمع در دانشگاه تهران در حالی که تعدادی از مردها نیز آنها را همراهی می کردند، با سر دادن شعارهایی علیه حجاب به سوی میدان آزادی و سازمان رادیو تلویزیون به راه افتادند. گروهی نیز در مقابل ساختمان تلویزیون در جام جم دست به تظاهرات زدند. تلویزیون در آن روز مبادرت به پخش قسمتی از فیلم تظاهرات در مورد حجاب نمود.

 

امام و حجاب

 

مجتهد شبستری یکی از بلند پایگان سازمان رادیو تلویزیون وقت، عنوان کرد:

کسانی که در تظاهرات حجاب شرکت کرده بودند، روی هم رفته خواهان خط فکری رژیم گذشته هستند و گروهی که در فیلم نمایش داده شدند بنا دارند خط فکری و ذهنی مردم را منحرف کنند. (۱۴)

 

امام و حجاب

این راهپیمایی در ۲۱ اسفند با انتقاد گسترده مردم و حتی گروه های لائیک روبه رو گردید(۱۵)؛ زیرا دولت علی رغم همکاری با آنها، حتی طی اطلاعیه ای تعرض به زنها را از طرف تمامی نیروهای رسمی ممنوع و اعلام کرده بود با هر نوع تعرض نیز برخورد خواهد نمود. از این رو، این نوع تظاهرات جز تخریب دولت انقلابی و طرفداری از رژیم گذشته معنای دیگری نداشت و حتی در بین عامه مردم نیز به تظاهرات زنان سلطنت طلب شهرت یافته بود.

 

امام و حجاب

 

حجاب الزامی می شود

 

بیست روز پس از پایان اعتراضات زنان به حجاب، در روزهای دهم و یازدهم فروردین ۱۳۵۸ مردم با حضور در رفراندوم، به « جمهوری اسلامی » رأی دادند. با رأی گسترده مردم به جمهوری اسلامی، مسئله بی حجابی زنان بیش از پیش غیر قابل تحمل می نمود. از نیمه دوم فروردین همان سال طرح هایی همچون پاکسازی در مطبوعات، طرح جدید گزینش دانشجو، زنانه و مردانه کردن دریا، و ممنوعیت برگزاری تظاهرات و اجتماعات در دانشگاه تهران مطرح شد.(۱۵)

 

امام و حجاب

 

به دنبال آن، به تدریج رعایت حجاب در جامعه همه گیر شد، به گونه ای که حتی در فروشگاه ها، خواربار فروشی ها و مغازه ها، مردم از پذیرش زنان بی حجاب خودداری می کردند. بر سر بسیاری از مغازه ها تابلوی مشابه « از پاسخ گویی به خانم های بی حجاب معذوریم » یا شعارهایی مبنی بر تشویق زنان به رعایت حجاب، دیده می شد.

علاوه بر این، یک سال بعد از انقلاب فرهنگی، دانشگاه ها برای ایجاد « دگرگونی در بنیاد نظام آموزشی و دست زدن به یک انقلاب وسیع و عمیق که بر مبنای اصالت ها و ارزش ها و حقایق انقلاب اسلامی استوار باشد »(۱۶)تعطیل شدند و لزوم رعایت حجاب برای زنان کارمند در ادارات و مدارس و همچنان در اماکن عمومی شکل قانونی به خود گرفت. (۱۷)

این وضع با استقبال گسترده مردم مواجه گردید و زنان لائیک در مواجهه با سیل گسترده روی آوردن مردم به حجاب اسلامی، با پوشاندن خود، به شکل سایر زنان جامعه درآمدند و برخی از آنها نیز به خارج از کشور رفتند.

از اینرو در ۱۳ تیر ۱۳۵۹، امام خمینى رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران در پاسخ استعلام در مورد تعرض عده‏اى از افراد ناآگاه و احیاناً ضد انقلاب، به بانوان بى‏حجاب پیامى خطاب به ملت مسلمان ایران مبنی بر عدم تعرض به بانوان بدحجاب صادر فرمودند:

بسم اللَّه الرحمن الرحیم

ممکن است تعرض به زنها در خیابان و کوچه و بازار، از ناحیه منحرفین و مخالفین انقلاب باشد. از این جهت، کسى حق تعرض ندارد و این گونه دخالتها براى مسلمانها حرام است، و باید پلیس و کمیته‏ها از این گونه جریانات جلوگیرى کنند. (روح اللَّه الموسوی الخمینى‏)

پس از این پیام از ۱۴ تیر ۱۳۵۹ ورود زنان به ادارات و سازمان های دولتی ممنوع شده و زنان موظف می شوند تا ضمن پوشیدن لباسهای آستین بلند، روسری نیز به سر کنند.

 

امام و حجاب

 

بعد از سخنرانی امام (رحمت‎الله‎علیه) و اطلاع‎رسانی سریع آن در جامعه، از صبح ۱۴ تیر ۱۳۵۹ ورود زنان بی‎حجاب به اداره‎ها و سازمان‎‎های دولتی ممنوع می‎شود. البته هنوز لباس فرم یا آن‎چه که بعد‎ها به نام مانتو مشهور شد، رسمیت ندارد، بلکه زنان موظف هستند لباس آستین‎ بلند و پوشیده بپوشند و روسری نیز سر کنند. این روند تا ماه رمضان سال ۱۳۶۰ ادامه می‎یابد و در این تاریخ، قوانین جدید برای حجاب مشخص می‎شود.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر فرزانه انقلاب در تاریخ ۱۴ تیر ماه ۵۹ در خطبه های نماز جمعه در توصیه هایی به زنان مسلمان ایرانی این چنین فرمودند:

«حجاب اسلامی وظیفه حفظ عفاف اسلامی است. شخصیت زن مسلمان به او اجازه نمی دهد که از راه نشان دادن پیکر برهنه خود زینت خود را نشان دهد. ای زن مسلمان ای مادری که کودک خردسال خود را در آغوش گرفتی و به میدان خطر رفتی و جان خود و کودکت را به خطر انداختس ای خواهران عزیز که مراعات حجاب اسلامی را نمی کنید شما همان کسانی هستید که در مبارزه ملت ایران با حجاب شرکت کردید و نشان دادید که به انقلاب و اسلام وفادار هستید امروز هم انقلاب ما محتاج وفاداری شماست. ای خواهران اداری که هیچ عنادی با جمهوری اسلامی ندارید فضای جامعه انقلابی را فضای عفاف عمومی قرار دهید کاری کنید که با بی اعتنایی شما به آرایش دشمن یک بار دیگر احساس کند که زن مسلمان ایران تسلیم ناپذیر است. امروز که انقلاب مورد تهدید دشمنان ما قرار گرفته با حرکت هوشیارانه خود یک بار دیگر بینی دشمن را به خاک بمالید و هوشیار باشید و توطئه دشمن را بشناسید و بدانید که هم در محیط ادارات و هم در کوچه و خیابان و هم در جامعه سعی کنید عفاف را حفظ کنید. من از سوی تمام ملت مسلمان از شما خواهران مسلمان تشکر می کنم که در پیروی از فرمان امام با لباس اسلامی در محیط کار حاضر شوید.»

 

امام و حجاب

 

نماینده دادستان انقلاب در دادگاه مبارزه با منکرات، مقررات مربوط به ماه رمضان را اعلام می‎کند که بر اساس این مقررات جدید، اماکن عمومی موظف می‎شوند، تابلویی در معرض دید مشتریان‎شان قرار دهند که روی آن این جمله نوشته شده باشد : «به دستور دادگاه مبارزه با منکرات، از پذیرفتن میهمانان و مشتریانی که رعایت ظواهر اسلامی را نمی‎کنند معذوریم».

در سالهای بعد به دلیل حساسیت مردم و مسئولین تا حد قابل توجهی شرایط و فضای کشور به نفع حجاب تغییر می کند. از رمضان سال ۶۰ نهادهای نظارتی و قضایی تلاش می کنند تا با وضع قوانین با مظاهر منکرات خصوصا بی حجاب برخورد کنند لذا بر اساس قوانین جدید، اماکن عمومی موظف به نصب تابلوهایی با مضمون «عدم پذیرش افراد بی حجاب» می شوند.

نماز جمعه آیت‎الله هاشمی رفسنجانی در هشتم خرداد سال ۶۱، انتقاداتی را میان قشر حزب‎اللهی آن زمان به‎وجود می‎آورد. او در خلال خطبه‎‎های خود از مردم‎ می‎خواهد‎ که‎ «مرگ‎ بر بنی‎صدر»، «مرگ بر بازرگان»‎ و «مرگ بر بی‎حجاب»‎ را از شعار‎ها حذف‎ کنند.

اما از سال ۱۳۶۲ معضل بد حجابی جانشین بی حجابی می شود؛ بار دیگر افکار عمومی نسبت به موضوع حجاب تحریک می شود و برخوردهایی میان مردم و افراد بدحجاب باعث می شود تا دادستانی عمومی تهران با صدور اطلاعیه ای از تمام دستگاه های دولتی و خصوصی می خواهد که مانع حضور زنان بد پوشش شوند.

 

ظهور پدیده بدحجابی

تا سال ۱۳۶۲ حادثه خاصی در خصوص حجاب در کشور اتفاق نیفتاد و حتی گروه های معارض همانند مجاهدین خلق نیز حجاب را رعایت می کردند. این دوره را می توان « دوران خمودی و خموشی جنبش های زنان لائیک » نامید.(۱۸) اما از سال ۱۳۶۲ کشور با پدیده جدیدی به نام بدحجابی مواجه گردید. این پدیده که به دنبال تحرکات جنبش های زنانه در خارج کشور شروع شده بود، موجی از افکار عمومی را علیه خود تحریک کرد، به گونه ای که بعضاً برخوردهایی بین مردم و افراد بدحجاب صورت می گرفت. دادستان عمومی تهران برای مقابله با این وضعیت، اطلاعیه ای را در ۴ مرداد ۱۳۶۳ صادر کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده بود:

به کلیه مسئولان در ادارات و سازمان های دولتی و شرکت ها و سایر واحدهای دولتی و خصوصی، اماکن عمومی از قبیل هتل ها، مسافرخانه ها، تالارها و باشگاه های برگزار کننده مجالس جشن عروسی، غذاخوری ها و سایر اماکن عمومی اعلام و ابلاغ می دارد از تاریخ انتشار این اطلاعیه موظفند از ورود بانوانی که رعایت حجاب و پوشش صحیح اسلامی را نمی کنند جلوگیری به عمل آورند.(۱۹)

در این اطلاعیه به زنان بدحجاب نیز تذکر داده شده بود:

بر حسب وظیفه شرعی و قانونی خود به خواست اکثریت قاطع مردم شریف احترام گذارده و تذکرات فوق را رعایت کنند. در غیر این صورت، طبق مقررات شرعی و قانونی با آنها رفتار خواهد شد.(۱۹)

در این دوران، به علت همبستگی بالای جامعه آن روز- که جنگ را می توان عامل اصلی آن دانست- و عکس العمل شدید جامعه در قبال این جریان، بدحجابی نمود چندانی نداشت. در بیشتر موارد رفتار مردم نسبت به زنان بدحجاب به گونه ای بود که بیشتر احساس انزوا کرده و مجبور به رعایت حجاب می شدند. برای مثال، بسیاری از مغازه ها و فروشگاه ها از پذیرش زنان بدحجاب خودداری می کردند و یا به آنها تذکر می دادند.

دکتر صدیق اورعی، عضو هیأت علمی دانشگاه مشهد درباره علت فراگیر شدن حجاب از سال ۵۸ تا ۶۲ می گوید:

… حداقل در شهرهای بزرگ، خانم ها به دو دسته با حجاب و بی حجاب تقسیم می شدند، وقتی قرار شد در مراکز دولتی، شامل مدارس، دانشگاه ها و ادارات، حجاب رعایت شود، در عمل به همه جامعه کشیده شد. این قضیه همزمان با حرکت های مسلحانه گروه های ضد انقلاب در داخل و طبیعتاً برخورد انقلابی با آنها توسط طرفداران انقلاب و حکومت. در اینجا خیلی از کسانی که بیشتر بی حجاب بودند برای اینکه با آدم های مورد پیگیری اشتباه گرفته نشوند و قابل تمایز باشند حجابشان گسترش یافت. در واقع، جریانی طی حوادث سالهای ۵۸ تا ۶۱ به وقوع پیوست که این اتفاق افتاد.

پس از آن، وقتی به تدریج ناامنی ها برطرف شد… کسانی که خودشان حجاب را نپذیرفته، بلکه تحت شرایط موجود از آن استفاده می کردند به سمت گرایش های خود تمایل یافتند؛ مثلاً، روسری ها عقب تر رفت یا بروز روابط مشخص تر شد. این تغییرات را کسانی که به موضوع توجه داشته، دیده اند(۲۰)

به اعتقاد گروهی دیگر، در این مقطع ( از سال ۱۳۶۱ به بعد ) گروه های فمینیستی ایرانیان خارج از کشور در حال شکل گیری بود.(۱۸)آنها تلاش زیادی کردند تا حوزه مباحث فرهنگی و رفتاری خود را به داخل کشور بکشانند. از سوی دیگر، برخی از زنان لائیک هم که به امید تغییر حکومت ایران در آینده نزدیک هم رنگ جماعت شده و صبرشان به سر رسیده بود، به این گروه ها فمینیستی لبیک گفتند و قرار بر آن شد که به هر طریق ممکن اعلام وجود کنند. در این شرایط بود که کشور با پدیده بدحجابی مواجه شد. اما از یک طرف، فضای جامعه آن روز ایران که درگیر حادثه حساس جنگ و دفاع مقدس بود، فرصت طرح چنین مسائلی را نمی داد و از طرف دیگر، جو انقلابی و مذهبی مردم تحمل این وضعیت را نداشت.(۱۸) از این رو، مردم با مشاهده زنان بدحجاب، به دولت فشار مضاعف می آوردند که جلوی این وضعیت را بگیرد و گاهی نیز نیروهای مذهبی ( اعم از زنان و مردان ) خودسرانه به مقابله با این گونه زنان می پرداختند.

 

امام و حجاب

 

به نظر می رسد که بتوان این دو تحلیل را با هم جمع کرد؛ یعنی زنان سکولار به امید اینکه وضعیت به حالت سابق برخواهد گشت – بخصوص اینکه در ابتدا نهضت آزادی و بعد از آنها، بنی صدر و هم فکران او قدرت را در دست داشتند – تحت شرایط موجود به صورت موقت حجاب را پذیرفته بودند، اما تحمل آن وضع به صورت دائمی در زندگی خصوصی شان مشکل بود. از سوی دیگر، به دنبال تشکیل جنبش فمینیستی فرصت خوبی فراهم شد تا تصویر زن ناراضی را به طریقی ترسیم کنند و چون اغلب آنان از طبقه متوسط و ثروتمند جامعه بودند، تأثیر خوبی بر سایرین داشتند.(۱۲) و می توانستند یک جنبش جدید را بر ضد نظام رهبری کنند؛ اما به دلیل آنکه شرایط جنگی وضعیت عمومی را علیه آنها رقم می زد موفق به این کار نشدند.

«صفارهرندی» با اشاره به خاطره‌ای از جلسه هیات‌دولت در دوران ریاست‌جمهوری هاشمی‌رفسنجانی چنین بیان می کند: «روزی در جلسه هیات‌دولت یکی از مسوولان از بی‌حجابی خانم‌ها در ایران گلایه کرد که در پاسخ رئیس‌جمهور با خنده‌ای گفت که بگذارید اینها راحت باشند تا در کشور سرمایه‌گذاری کنند.»(۲۲)

مجلس شورای اسلامی ایران در سال ۱۳۶۳ قانون مجازات اسلامی را به تصویب می‎رساند. به موجب ماده ۱۰۲ این قانون، هرکس در معابر عمومی حجاب را رعایت نکند، به ۷۲ ضربه شلاق محکوم خواهد شد.

 

تلاش رسانه های بیگانه در تغییر پوشش زنان ایرانی

 

جنگ فضای نامساعدی را برای زنان سکولار فراهم کرده بود. از این رو، عمده فعالیت جنبش های زنان سکولار در خارج از کشور متمرکز شده بود.

اولین گام، اهداف تبلیغی بود؛ یعنی ارائه تصویری اسفبار از وضعیت زندگی زنان ایرانی؛ زنانی مظلوم که به انواع بدبختی ها گرفتارند! نشریه انگلیسی « میدل الیت » در این مورد می نویسد:

انقلاب به دخترانش خیانت کرد… چند روز پس از پیروزی کامل علیه رژیم شاه، زنان را از ادارات بیرون ریختند و امر به سر کردن چادر به آنها نمودند و اعلام تجدید نظر کلی درباره حقوق خانواده شده… قانون موجود در انقلاب اسلامی همان قانون بدوی است… حق خشونت و مجازات کردن برای مردان در نظر گرفته شده و شوهر نه تنها می تواند همسران دیگر اختیار کند، بلکه می تواند زنان خود را کتک بزند، اما زن در مقابل او تنها می تواند همان نقش مناسب، یعنی خدمتکار و مادر را بازی کند… چه سرزمین وحشتناکی برای افرادی که اعمالشان مورد تقبیح واقع می گردد. زنان بار دیگر در درام زندگی، نقش بدبختان را به عهده گرفته اند.(۲۳)

 

امام و حجاب

 

نشریه استرالیایی « کانبرا تایمز » نیز در تاریخ ۹ / ۶ / ۱۹۸۲ در توصیف زنان ایرانی نوشت:

چنانچه زنان در مورد پوشش کامل کوتاهی کنند مورد هتک حرمت قرار می گیرند؛ بر سرشان رنگ می ریزند و در بعضی موارد حتی لباس آنها را در ملأ عام پاره می کنند!… دادستان کل دادگاه انقلاب مبارزه با منکرات طی ضرب الاجلی مقرر داشت تاکسی ها مجاز نیستند مسافر بی حجاب را سوار کنند. پاسداران انقلاب در همه جا شعارهای شوم « مرگ بر بی حجاب » و شعارهای ترسناک « اسید در انتظار زنان بی حجاب است » سر می دادند … سپس وسیله نقلیه هایی را که سرنشینان آن زنان بی حجاب بودند با چوب و سنگ خرد کردند… آن وقت افراطیون نیت خود را آشکار کردند! از این پس فقط چادر سیاه حجاب اسلامی است.(۲۳)

یکی از منابع با ارزش و خبرساز برای رسانه های غربی طی ربع قرن گذشته مشاهده ی رفتار و عکس العمل های مسافران ایرانی در خارج ازکشور بوده است.

 

امام و حجاب

 

برای نمونه به گزارش زیر توجه کنید:

آشنایی با ایران در پرواز به تهران شروع می شود. کمی قبل از ورود، مسافران زن به یکباره با هم تغییر مدل می دهند… آنها خودشان را تا حدی که دیگر قابل تشخیص نیستند، می پوشانند و خود را برای ایران [امام] خمینی آماده می کنند … برای متخلفین مجازاتی شبیه فروشندگان پرونوگرافی انتظار می رود! یعنی از سه ماه تا یک سال حبس… زنان به من می گویند [امام] خمینی عقربه ی زمان را چندین دهه به عقب برگرداند…(۲۳)

رسانه های غربی که عمدتاً در خدمت اهداف این گونه جریانات سیاسی – فرهنگی بودند، حداکثر بهره برداری را از این موارد می کردند، مغالطه آشکاری که از رسانه های خارجی سر می زد این بود که رفتار، عملکرد، عقاید و ارزش های یک قشر خاص را به همه ملت ایران نسبت می دادند؛ زیرا اکثر مشتریان شرکت هواپیمایی را که به اروپا رفت و آمد داشتند افراد مرفه و تجددا طلب سابق ( البته بجز کسانی که برای معالجه یا کارهای ضروری دیگر به مسافرت اروپا می رفتند) تشکیل می دادند و بدیهی بود که اینان عمدتاً مخالفت جریانات انقلابی و اسلامی باشند.

اقدام دیگر آنها ارائه تصویری تنفر آمیز از زنان محجبه به دنیا بود. بر همین اساس، در دهه ی ۸۰ میلادی، رسانه های خارجی از زنان ایرانی تصویری مرتجع، عقب مانده، خشن و عاری از ظرافت های زنانه ارائه می دادند که اکثراً با میل و رغبت ولی به دلیل ناآگاهی، خود را سراپا در پوششی از چادر سیاه پوشانیده اند تا به راحتی قادر به حمل اسلحه در زیر آن باشند و در عین حال، زنانی که عامی و امی هستند که جایشان در کنج خانه هاست و مرتباً از دست شوهرانشان کتک می خورند!(۲۳)

آنها در این مسیر آن قدر افراط به خرج دادند که حتی مواردی را که مایه مباهات و احترام به شخصیت زن است به عنوان موارد منفی ذکر کردند. برای مثال، روزنامه ی ژاپنی « ماینیچی » در تاریخ ۲۱ / ۱۰ / ۱۹۸۹ به نقل از گزارشگر خود نوشت:

یک روز گرم بعدازظهر من مشاهده کردم اتومبیلی که راننده ی آن یک خانم بود پنچر شد. او با سرعت چادر به سر کرد و از اتومبیل خارج شد و از پلیس حاضر در محل تقاضای کمک کرد. آن پلیس هم لاستیک اتومبیل را عوض کرد … این خانم راننده تا پایان کار زیر سایه درخت مشغول استراحت بود و من از دیدن این منظره از کمال پررویی آن خانم ایرانی حیرت زده شدم. فکر می کنم این هم نوعی سوء استفاده از قانون پوشش اسلامی باشد!(۲۳)

طی سالهای اخیر مقالات فراوانی از این دست در مطبوعات خارجی به چاپ رسیده است. در این مقالات علاقه و مشارکت پدران در مراقبت و نگه داری از کودکان در پارک ها و معابر عمومی علامت استضعاف و دست و پا گیر بودن حجاب برشمرده شده و سلامت جامعه و نبود مزاحمت های خیابانی، نشانه ی عدم جذابیت و احساسات زنانه بانوان ایرانی.(۲۳)

 

بررسی تأثیر جنگ در پوشش زنان

 

در سالهای جنگ تحمیلی شور و اشتیاق دینی و انقلابی و احساس نیاز به وحدت در مقابل دشمن، حتی قبل از تصمیم قانون گذاران، زنان ایران را مشتاقانه و یکپارچه با انتخاب پوشش اسلامی، نه فقط برای انجام یک تکلیف الهی، بلکه به عنوان پرچم دفاع از ارزشهای اسلامی و حمایت از فرزندان و شوهرانشان که در جبهه ها با خون خود از آن پاسداری می کردند وا داشت.(۲۴)

نقش زنان با حجاب کامل اسلامی به حدی پر رنگ بود که حتی دشمنان را نیز مجبور به اعتراف کرد. برای مثال، یک نشریه فرانسوی بعد از شرح مفصلی از حضور زنان مسلمان ایرانی در جبهه های جنگ، نوشت: چادر بلند سنتی مانع به کارگیری تجهیزات جدید جنگی از سوی آنها نمی گردد.(۲۳)

به طور خلاصه می توان چنین گفت: همبستگی اجتماعی در دوران جنگ به حدی قوی بود که تمامی تلاش های سکولارها را چه در داخل کشور و چه در خارج کشور ناکام می گذاشت و هر چه نشریات خارجی تلاش می کردند که چهره زن ایرانی مسلمان را کریه جلوه دهند، ولی خورشید همچنان نورافشانی می کرد و چهره واقعی زن ایرانی مسلمان را به جهان نشان می داد، به گونه ای که بعضاً مجبور به اعتراف می شدند. اما در عین حال، سعی داشتند به نوعی واقعیت را تحریف کنند. برای مثال، وقتی می دیدند که زنان در جمهوری اسلامی با حفظ شئونات اسلامی و حجاب در عرصه های اجتماعی شرکت می کنند چنین نتیجه گیری می کردند:

رژیم اسلامی با ملزم ساختن زنان به پوشیدن حجاب اسلامی، با قاطعیت به آرمان فمینیستی در ایران کمک کرده است. استفاده از حجاب اسلامی به سهم خود موجب شده است که پدران و مادران سنت گرا حاضر شوند به دخترانشان اجازه دهند که در کلاس های دانشگاه جهت تحصیل حضور یابند، حال آن که تا آن زمان دانشگاه ها مراکز فساد محسوب می شد.(۲۳)

 

امام و حجاب

 

نتیجه

 

بر خلاف سیاست رضاشاه که با به کارگیری زور تلاش کرد تا حجاب را از سر زنان ایرانی برگیرد، محمد رضا کوشید با شیوه های نوین این مقصود را به انجام برساند؛ اما به دلیل آن که حجاب همانند سایر ارزش های دینی و ملی در عمق جان این ملت نفوذ داشت، و در تمامی عرصه های اجتماعی که زنان به صورت خودجوش به عرصه اجتماع آمدند – همانند نهضت مشروطه و نهضت ۱۵ خرداد -(۲۵)با حجاب کامل اسلامی بودند، مردم ایران مقاومت سختی در مقابل این برنامه ها نشان دادند.

بنابراین، بعد از تلاش گسترده شاه در سال ۱۳۵۵ برای نابودی ارزش های دینی و اسلامی، انسجام مردم در جهت حفظ این ارزش ها بیشتر شد و حتی بسیاری از روشن فکران همانند دکتر شریعتی با تأکید بر حجاب آگاهانه و قراردادن آن در مقابل حجاب کورکورانه، به حجاب رنگ و بوی ایدئولوژیک بخشیدند.

از این رو، به ناگاه تمامی مردم ایران از روشن فکر و دانشگاهی گرفته تا حوزویان و مردم کوچه و بازار، شهری و روستایی، یکپارچه در مقابل این وضعیت موضع گرفتند و به طرفداری از ارزش های دینی از جمله حجاب به پا خاستند.

بنابراین، انقلاب اسلامی را می توان ثمره مجاهدت مردم در جهت زنده نگه داشتن و دفاع از ارزش های دینی اسلامی از جمله حجاب اسلامی دانست. هر چند بعد از انقلاب گروهی از زنان که عمدتاً از طبقه متوسط جامعه بودند حرکت هایی را علیه حجاب انجام دادند و برخی از آنان نیز همراه با گروه های معارض انقلاب به خارج گریختند و با پول سازمان های بین المللی و کمک آنها سازمانهای فمینیستی معارض با انقلاب را راه اندازی کرده و تبلیغات مطبوعاتی گسترده ای ( در اکثر کشورهای غربی ) علیه نظام جمهوری اسلامی به راه انداختند؛ اما دسته ی دیگر ( حتی پیروان اقلیت های دینی ) توسط افراد و مراکزی همچون بیت امام و آیت الله طالقانی متقاعد گردیده، به جمع زنان محجبه پیوستند.

جنگ و ارزش های ناشی از جنگ و مقابله با دشمن مشترک، روند همه گیر شدن حجاب در جامعه را شدت بخشید، به گونه ای که فعالیت جنبش های حمایت از حقوق زنان در خارج از کشور، نتوانست به داخل راهی بیابد و بیرون مرزهای جغرافیایی و فرهنگی کشور ایران محصور گردید.

 

کاری از گروه دین و فرهنگ باحجاب

منابع

۱-امام خمینی، ۱۳۶۲، ج ۲، ص ۲۵۹

۲-امام خمینی، ج۵، ص۱۵۰

۳-روزنامه کیهان، ۱۷ اسفند ۱۳۵۷، ص ۲

۴-اردلان، پروین، « حجاب به روایت تاریخ » ، مندرج در مجموعه مقالات جنس دوم، تهران، ۱۳۸۰، ج ۱۰، ص ۱۶۴

۵-روزنامه کیهان، ۱۷ اسفند ۱۳۵۷، ص ۲

۶- روزنامه کیهان، ۱۷ اسفند ۱۳۵۷، ص۳

۷- روزنامه کیهان، ۱۷ اسفند ۱۳۵۷، ص۲

۸-اردلان، ۱۳۸۰، ص۱۶۴

۹-روزنامه کیهان، ۱۷ اسفند ۱۳۵۷، ص ۲

۱۰-روزنامه کیهان، ۱۷ اسفند ۱۳۵۷، ص ۵

۱۱-روزنامه کیهان، ۱۹ اسفند ۱۳۵۷، ص ۲

۱۲-روزنامه کیهان، ۲۰ اسفند ۱۳۵۷، ص ۲

۱۳-وظیفه فرد مسلمان در احیاى حکومت اسلام، صص ۵۹-۶۱

۱۴-کیهان۲۱ اسفند ۵۷ شماره ۱۰۶۵۹ صفحه۴

۱۵-اردلان، ۱۳۸۴، ص ۱۶۹

۱۶-روزنامه کیهان، ۳۱ فروردین ۱۳۵۹، بخشی از اطلاعیه شورای انقلاب فرهنگی

۱۷-روزنامه کیهان، ۱۱ و ۱۲ تیر ۱۳۵۹

۱۸-زیبایی نژاد، محمدرضا و سبحانی، محمد تقی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، قم، دارالثقلین، ۱۳۷۹، ص ۱۷۷

۱۹-روزنامه جمهوری اسلامی، ۴ مرداد ۱۳۶۳

۲۰-شریف، حسین، « فرهنگ و عفاف آسیب ها و راه کارها »، پیام زن ۱۵۷، فروردین ۱۳۸۴، ص ۳۴۶ – ۳۴۷

۲۱-رفیع پور، فرامرز، توسعه و تضاد، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ۱۳۷۶، ص۱۷۳ – ۱۹۵

۲۲-سایت صدای شیعه

۲۳-راغبی، معصومه، « چهره زن ایرانی در مطبوعات بیگانه »، پیام زن، ویژه نامه زن در جمهوری اسلامی ایران، شماره مسلسل ۱۵۷، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، فروردین ۱۳۸۴، ص ۱۲۰

۲۴-دلال عباس، « زن در جامعه معاصر ایرانی » ، ترجمه ی حمیدرضا شریعتمداری، پیام زن ( ویژه نامه زن در جمهوری اسلامی ایران )، دفتر سوم، س ۱۴، شماره ۱۵۷، فروردین، ۱۳۸۴، ص ۱۶۰

۲۵-روحانی، حمید، بررسی و تحلیلی از نهضت بزرگ امام خمینی، بی جا، راه امام، چ ۶، ۱۳۵۹٫ج ۱، ص ۴۷۶




 

پوشش نامتعارف بازیگر زن در کاخ جشنواره + تصاویر

اسم جشنواره فیلم فجر که می آید ذهن همگان به این سمت می رود که بازیگران  با چه لباسی در جشنواره حاضر می شوند و یا چه نوع آرایش می کنند؟  بسیاری از جوانان و نوجوانان منتظرند تا عکس هایی از جشنواره منتشر شود تا بتوانند پوششی همانند لباس بازیگر مورد علاقه شان تهیه کنند و این داستان ادامه دارد…

جشنواره فیلم

اسم جشنواره فیلم فجر که می آید ذهن همگان به این سمت می رود که بازیگران  با چه لباسی در جشنواره حاضر می شوند و یا چه نوع آرایش می کنند؟  بسیاری از جوانان و نوجوانان منتظرند تا عکس هایی از جشنواره منتشر شود تا بتوانند پوششی همانند لباس بازیگر مورد علاقه شان تهیه کنند و این داستان ادامه دارد. در این آشفته بازاری که همه برای به دست آوردن شیک ترین لباس ها و شاید هم خاص ترین آنها برای حضور در جشنواره دست به دامن انواع مزون ها و مارک ها می شوند و با هم رقابت می کنند، حرکتی نادر اما ارزشمند به چشم می خورد. حرکتی که بازیگر جوان سینما در زمان حضورش در سی و سومین جشنواره فیلم فجر انجام داد.

جشنواره فیلم فجر

 

سحر احمد پور بازیگر فیلم « چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» به جامعه سینمایی معرفی شد. بازیگری که با حجاب برتر وارد هنر سینما شد.

در این راستا وظیفه خود دانستیم که از این حرکت زیبا قدردانی کنیم. باشد که جشنواره فیلم فجر که این روزها تبدیل شده به جشنواره مد برای بعضی از بازیگران، بیشتر شاهد دیدن صحنه هایی اینچنینی باشد  و این بانوی جوان بتواند ثابت قدم در این راه گام بردارد و به الگویی برای بازیگران تبدیل شود.

 

جشنواره فیلم فجر





صفحه قبل1...2122232425...74صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران