خواب رفتن اندام بدن را جدی بگیرید يکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۳۷ خواب رفتگی میتواند ناشی از بیماریها و اختلالاتی همچون میگرن، سکته مغزی به صورت موقت یا دائم، ضایعات داخل مغز، سکتههای خونریزی دهنده، تومورهای مغزی، ام اس، کاهش جریان خون و بسیاری از بیماریهای دیگر باشد. به گزارش دانا، خواب رفتگی دست و پا را اکثر انسانها تجربه کردهاند، اما باید علت بوجود آمدن آن را هم جویا شد. محمدرضا معتمد متخصص مغز و اعصاب گفت: حس خواب رفتگی دست و پا را بسیاری از افراد در طول عمر خود احساس میکنند، اما اینکه آیا باید بیتفاوت از کنار آن عبور کرد یا نه باید مورد بررسی قرار بگیرد. وی افزود: خواب رفتگی اندامها مخصوصا در یک طرف از بدن اگر در شخصی دیده شود، باید از لحاظ بیماریها مورد ارزیابی قرار بگیرد. خواب رفتگی میتواند ناشی از بیماریها و اختلالاتی همچون میگرن، سکته مغزی به صورت موقت یا دائم، ضایعات داخل مغز، سکتههای خونریزی دهنده، تومورهای مغزی، ام اس، کاهش جریان خون و بسیاری از بیماریهای دیگر باشد. این متخصص مغز و اعصاب اذعان داشت: رعایت اصل آرامش و زندگی با کمترین استرس و اضطراب و همچنین رژیم غذایی مناسب میتواند تا حدودی احتمال بروز بیماریها و اختلالات مغزی را کاهش دهد. همچنین پزشکان توصیه میکنند افراد ورزش را جزو لاینفک زندگی خود قرار دهند و تحت هیچ شرایطی آن را کنار نگذارند.
خواب رفتن اندام بدن را جدی بگیرید يکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۳۷ خواب رفتگی میتواند ناشی از بیماریها و اختلالاتی همچون میگرن، سکته مغزی به صورت موقت یا دائم، ضایعات داخل مغز، سکتههای خونریزی دهنده، تومورهای مغزی، ام اس، کاهش جریان خون و بسیاری از بیماریهای دیگر باشد. به گزارش دانا، خواب رفتگی دست و پا را اکثر انسانها تجربه کردهاند، اما باید علت بوجود آمدن آن را هم جویا شد. محمدرضا معتمد متخصص مغز و اعصاب گفت: حس خواب رفتگی دست و پا را بسیاری از افراد در طول عمر خود احساس میکنند، اما اینکه آیا باید بیتفاوت از کنار آن عبور کرد یا نه باید مورد بررسی قرار بگیرد. وی افزود: خواب رفتگی اندامها مخصوصا در یک طرف از بدن اگر در شخصی دیده شود، باید از لحاظ بیماریها مورد ارزیابی قرار بگیرد. خواب رفتگی میتواند ناشی از بیماریها و اختلالاتی همچون میگرن، سکته مغزی به صورت موقت یا دائم، ضایعات داخل مغز، سکتههای خونریزی دهنده، تومورهای مغزی، ام اس، کاهش جریان خون و بسیاری از بیماریهای دیگر باشد. این متخصص مغز و اعصاب اذعان داشت: رعایت اصل آرامش و زندگی با کمترین استرس و اضطراب و همچنین رژیم غذایی مناسب میتواند تا حدودی احتمال بروز بیماریها و اختلالات مغزی را کاهش دهد. همچنین پزشکان توصیه میکنند افراد ورزش را جزو لاینفک زندگی خود قرار دهند و تحت هیچ شرایطی آن را کنار نگذارند.
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : سهشنبه 08 مهر 1393 ساعت 14:44
احکام شرعی خالکوبی و کاشت ناخن!!! سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۰۶ مسؤول ستاد ترویج احکام ضمن بیان احکام آرایشهایی همانند کاشت ناخن، خالکوبی و عطر زدن گفت: آرایش جنس مخالف و پوشیدن لباس ویژه آنها، حرام است، اگر مردی آرایش زنانه انجام دهد کار حرامی کرده است، برای نمونه برداشتن زیرابرو و یا زدن رژ به لبها کار زنان است، از اینرو اگر مردی این کارها را انجام دهد گرفتار حرام شده است. به گزارش رسا، حجتالاسلام محمد حسین فلاح زاده، مسؤول ستاد ترویج احکام شب گذشته در حرم مطهر حضرت معصومه(س) به بیان احکام آرایش کردن پرداخت و گفت: متأسفانه کشور ما یکی از عمده وارد کنندگان لوازم آرایشی است. وی افزود: البته اسلام با آراستگی و تمیز بودن مخالف نبوده و موافق است؛ از روایت و احکام نیز بر میآید که اسلام پیروان خود را به مرتب، منظم و آراسته بودن تأکید کرده و با ژولیدگی، بهم ریختگی و نا مرتب بودن مخالف است، در این زمینه نیز نبی اکرم(ص) به عنوان الگو بیان شدهاند. مسؤول ستاد ترویج احکام تصریح کرد: حتی هزینه عطریات و مواد خوشبو کننده پیامبر(ص) به تناسب دیگر هزینهها بیشتر بوده و این حاکی از آن است که این الگوی مسلما مسلمانان در زندگی فرد منظم، مرتب و خوشبوی بودهاند، حتی در مسجد نبی ستونی به نام «اسطوانة المخلقه» وجود دارد که در پایین آن مواد خوشبو کننده دود میکردند. وی ادامه داد: افزونبر خود مسلمان، باید محل عبادت و زندگی او نیز خوشبو باشد؛ در روایت نیز تأکید شده برای رفتن به زیارتگاهها خوشبو و مرتب باشید؛ مردم مسلمان را باید فردی آراسته، منظم و مرتب بشناسند؛ البته اسلام به خوشبو بودن و آراستگی با شرایطی تأکید کرده است. حجتالاسلام فلاح زاده درباره احکام آرایش عنوان کرد: آنچه فرد برای آراستگی و خوشبو کردن خود استفاده میکند باید حلال باشد و دوم اینکه آرایش برای بدن ضرر نداشته باشد، فرد حق ندارد به خود و دیگران ضرر بزند؛ اگر آرایش مستلزم ضرر باشد حرام است؛ البته ضرر جزئی مطرح نیست بلکه ضرر معتنابه موضوعیت دارد؛ همانند خالکوبی و تاتو که برای بدن ضرر دارند ولی جزئی است، البته ممکن است فردی بیماری پوستی داشته باشد که در این صورت اگر ضرر معتنابه باشد حرام میشود. وی تصریح کرد: همچنین مواد آرایشی نباید ضرری داشته باشند؛ برای نمونه در برخی وسایل آرایشی نوشته شده پس از اطمینان از حساسیت نداشتن استفاده شود، ولی اگر فردی حساسیت داشته و استفاده کند کار صحیحی انجام نداده است. کارشناس احکام عنوان کرد: شرط دیگر این است که آرایش ویژه جنس مخالف نباشد، آرایش جنس مخالف و پوشیدن لباس ویژه آنها، حرام است، اگر مردی آرایش زنانه انجام دهد کار حرامی کرده است، برای نمونه برداشتن زیرابرو و یا زدن رژ به لبها کار زنان است، از اینرو اگر مردی این کارها را انجام دهد گرفتار حرام شده است، یا اگر بانوی مدل موهای خود را همانند مردان کوتاه کند کار حرامی کرده است. وی یادآور شد: آرایش نباید موجب ترویج فرهنگ دشمن و ابتذال شود؛ در لباس پوشیدن نیز این حکم جاری است؛ اگر آرایشی فرهنگ دشمن و ابتذال را ترویج کند قطعا حرام است، همانند خالکوبی(تاتو) که برخی از زنان و مردان انجام داده و با آن فرهنگ دشمن و انحراف را رواج میدهند. حجتالاسلام فلاح زاده بیان داشت: همچنین گاهی فرد نشانههای فرق باطل را بر روی بدن خود خالکوبی میکند که این کار نیز حرام است، یا اسامی مقدسی همانند خدا، پیامبر(ص) و اهلبیت(ع) را بر پوست بدن خود خالکوبی میکند، این کار نیز حرام است؛ چرا که اگر بدن او طاهر نباشد به این اسامی بی حرمتی کرده است؛ در مجموع هر کاری که فرهنگ دشمن را ترویج کند حرام است که شامل حتی نوشتن کتاب، مقاله، پیامک و دیگر مسائل میشود. وی ادامه داد: خالکوبی(تاتو) که اکنون صورت میگیرد جرم نداشته و رنگ است که در این صورت برای وضو و غسل اشکالی ندارد؛ ولی اگر بانوی آرایش کرده باید آرایش خود را از نامحرم بپوشاند، درست است که زن دست و صورت خود را لازم نیست از نامحرم بپوشاند به شرط نداشتن آرایش است؛ فرقی نیست که آرایش ثابت همانند تاتو باشد یا غیر ثابت، اگر بانویی آرایش کند باید صورت خود را از نگاه نامحرم بپوشاند. کارشناس احکام خاطرنشان کرد: شرط دیگر این است که آرایش نباید جلب توجه کند و انگشتنما باشد، برای نمونه اگر آقایی دو طرف موی خود را تراشیده و تنها موی وسط سر را باقی گذاشته است این کار هم مشکل دارد. وی تصریح کرد: شرط پنجم در آرایش کردن فرد این است که مستلزم کار حرامی نباشد، یعنی فرد اجازه ندهد که جنس مخالف او را آرایش کند؛ متأسفانه برخی از بانوان میگویند که آرایشگر زن خوب کار نمیکند و مردها متخصص هستند و به نزد او میروند؛ حتی در جراحی پلاستیک نیز فرد باید به این موضوع توجه داشته باشد، پزشک برای فرد محرم نیست؛ اگر آرایش مستلزم نگاه و لمس نامحرم باشد، حرام است. حجتالاسلام فلاح زاده بیان داشت: آرایش همچنین نباید مانع انجام وظیفه واجب فرد باشد، برای نمونه فرد آرایشی نکند که مانع انجام وضو و غسل شود؛ این مسأله درباره لاک زدن و کاشت ناخن نیز پرسیده میشود که بای گفت میان لاک زدن با کاشت ناخن تفاوت وجود دارد. وی عنوان کرد: لاکهای متعارف مانع رسیدن آب به ناخن میشود، در حالی که ناخن باید در وضو و غسل شسته شود، پس در هنگام وضو باید آنها را برطرف کرد؛ البته نسبت به وضو اگر فرد حتی یک انگشت پا را لاک نزده باشد وضویش درست است، ولی برای غسل باید تمام لاکها را پاک کرد. استاد حوزه علمیه قم درباره کاشت ناخن و آرایشهای جرم دار که امکان برداشت آنها وجود ندارد نیز بیان داشت: اکثر مراجع گفتهاند، اگر بانوی ناخنی بکارد که در هنگام وضو و غسل امکان برداشتن آن نباشد، در این صورت مرتکب حرام شده و جایز نیست، چرا که میداند مانعی را ایجاد میکند که نمیتواند آن را رفع کند، پس جایز نیست. وی ادامه داد: برخی از مراجع نیز گفتهاند اگر اکنون وقت نماز نیست اصل این کار اشکالی ندارد، همانند رنگ کاری که در هنگام کار، رنگ به دستش میچسبد، مرتکب اشتباهی نشده است، ولی در هنگام وضو باید آنها را برطرف کند؛ فردی که ناخن کاشته باید همانند رنگ کار در هنگام نماز که میخواهد وضو بگیرد، ناخنها را بردارد، یعنی ممکن است ناخن را بکارد، ولی وقت نماز و غسل بردارد که مرتکب حرام نشده است؛ البته ممکن است گفته شود که نمیتواند بردارد که در این صورت اگر پول دارد باید پول خرج کند، وقت دارد باید وقت بگذارد، اگر مقداری سختی دارد ولی حرج و مشقتی ندارد، باز باید مانع را رفع کند، ولی اگر این موارد امکان نداشت برخی از فقها گفتهاند که اصل کار، اشکالی ندارد ولی اکنون باید مانع را برطرف کند، ولی اگر نشود وظیفه فرد تغییر میکند و وظیفه او وضوی جبیرهای میشود، یعنی با همین مانع وضوی جبیرهای بگیرد و نماز بخواند. حجتالاسلام فلاح زاده گفت: تعبیر نیز این است که خود این مانع حکم جبیره را دارد و لازم نیست که فرد بر روی آن پارچه بیندازد و وضو بگیرد، بلکه باید روی همان مانع(ناخن) را بشورد. کارشناس احکام درباره عطر زدن بانوان نیز اظهار داشت: خدا عطر را تنها برای آقایان نیافریده است، دستوراتی که درباره خوشبو شدن است اختصاص به آقایان ندارد، ولی تبصرهای وجود دارد که اگر بانویی خوشبو باشد و نامحرم بوی عطر او را استشمام نکند، مشکلی ندارد؛ ولی اگر نامحرم بوی عطر او را استشمام کند، حرام است. وی افزود: البته اگر به مجلس زنانهای بخواهد برود در خود مجلس مصرف کردن اشکالی ندارد؛ موضوع دیگر این است که اگر عطر سبب جلب توجه نامحرم نشود، اشکالی ندارد
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : سهشنبه 08 مهر 1393 ساعت 14:42
گسترش مدلهای موی غربی در ایران! سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۳۰ یک جامعهشناس، ترویج خالکوبیها و مدلهای موی غربی را ناشی از نبود الگوهای بومی و کشوری دانست. حسین امیری گنجی در گفتوگو با ایسنا، در خصوص علت گرایش جوانان به مدل موهای غربی توضیح داد: جوانان تنوعطلب و نوگرا بوده و همواره در پی این هستند که ظهور یابند و خود را نشان بدهند. جوانان به دنبال مدلهای جدید هستند و در سالهای اخیر به الگوهای غربی که دارای تنوع زیادی است گرایش پیدا کردند به طوری که دیدن این مدلها در جامعه عادی شده و اگر یک جوان این مدلها را نداشته باشد مورد تمسخر قرار خواهد گرفت. وی، این مدلها را الگوهای بدون فرهنگ و تقلیدی دانست و تصریح کرد: افرادی که این مدلها را استفاده میکنند در مورد ریشه و فلسفه این الگوها هیچ اطلاعی نداشته و پاسخ موجهی برای استفاده از این سبکها ندارند. امیری عنوان کرد: با توجه به اینکه بسیاری از آرایشگران، مدلهای غربی را پیشنهاد و ترویج میدهند، به دلیل نبود الگوهای بومی و کشوری این سبکها به سرعت در ایران گسترش یافته است. این جامعهشناس افزود: از دیگر عوامل دخیل در ترویج این مدلها میتوان به نبود استمرار و اطلاعرسانی مدلهای بومی در کشور اشاره کرد که این امر خود باعث تاثیر بیشتر فعالیتهای ماهوارهها و غالب بودن این موارد بر جوانان شده است. وی با اشاره به اینکه هنوز در کشور ژورنال ایرانی و مخصوص نداریم و از طرف دیگر فعالیت ماهوارهها مدلهای غربی را به سرعت ترویج میدهد، خاطرنشان کرد: بحث مد و مدگرایی در ایران سابقه تاریخی دارد و میتوان این امر را به زمان کشف حجاب در سال ۱۳۱۴ نسبت داد. امیری با اشاره به اینکه فرهنگ به دو بخش خرده فرهنگ و فرهنگ کل تقسیم میشود، ادامه داد: این الگوها با ورود فرهنگ خرد از طریق ماهوارهها و دیگر مسائل دخیل موجود در جامعه گسترش بیشتری یافتند. ترویج خالکوبی و مدل موهای غربی به نفع کشور نیست وی اضافه کرد: زمانی که این پاره فرهنگها غالب و فراگیر میشوند به دنبال این امر شاهد تضعیف فرهنگ جامعه و زایش هر چه بیشتر فساد خواهیم بود، در واقع خالکوبی و مدل موهای غربی پدیدههایی وارداتی هستند که به نفع کشور نخواهند بود. این جامعهشناس با بیان اینکه استکبار جهانی در ترویج فرهنگ مصرفگرایی کوشش میکند، اظهار کرد: باید در کشور مدلهای موی بومی طراحی شده و به طریق مطلوب ترویج یابد، به عنوان مثال صدا و سیما در این زمینه میتواند در تبلیغات خود از مدلهای طراحی شده در کشور و متناسب با فرهنگ اصیل ایرانی استفاده کند. امیری ادامه داد: با زور نمیتوان در این زمینه فعالیت کرد و فرهنگسازی در این زمینه باید از مدرسهها آغاز شود، به عنوان مثال چرا امروزه مدرسهای در کشور نداریم که الگوی مدل موی خاصی باشد. اتحادیه آرایشگران و صنفهای مرتبط با این موضوع و حتی مدارس باید در این زمینه فعالیت مضاعف داشته باشند تا شاهد نتیجه مطلوب در این خصوص باشیم. این جامعهشناس در خصوص ترویج خالکوبیهای مختلف با بیان اینکه متاسفانه این موضوع در فوتبال کشور ظهور پیدا کرده است، افزود: زمانی که یکی از مدیران باشگاههای فوتبال کشور خالکوبی را مباح و این مسئله را خالی از اشکال میداند، جای حرفی باقی نمیماند. امیری تصریح کرد: خالکوبی پدیدهای است که آسیبهای زیادی را به دنبال خواهد داشت. باید ضررهای خالکوبی را به جامعه و به ویژه جوانان اعلام کرد، خالکوبی برای سلامت افراد مفید نیست و هیچگونه زیبایی را به دنبال نخواهد داشت.
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : سهشنبه 08 مهر 1393 ساعت 14:40
کشتیگیر ایران ضربه فنی کرد و باخت! سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۵۴ فرنگیکار کشورمان با ناداوری از راهیابی به دیدار نهایی بازیهای آسیایی بازماند. به گزارش تسنیم، سعید عبدولی در مرحله نیمه نهایی بازیهای آسیایی در وزن ۷۱ کیلوگرم برابر جیهون جونگ از کرهجنوبی قرار گرفت. عبدولی ابتدا حریفش را در مدت یک دقیقه و ۳۲ ثانیه ضربه فنی کرد اما پس از اعتراض مربیان تیم میزبان داوران امتیازات را برگردانند و بار دیگر کشتی ادامه یافت. عبدولی پس از این ماجرا از نظر روحی تخت تاثیر قرار گرفت. در نهایت نفوذ کرهایها باعث شد عبدولی که حریفش را ضربه فنی کرده بود ۹ بر ۶ شکست بخورد و از راهیابی به دیدار نهایی بازبماند. عبدولی در المپیک ۲۰۱۲ هم اسیر ناداوری شده بود.
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : سهشنبه 08 مهر 1393 ساعت 14:38
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در جلسه هفتگی انصار حزبالله: سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۲۷ از «انصار» براي تشكیل گروههاي امربهمعروف متشكريم براي برخورد با اراذل و اوباش دستهجمعي وارد عمل شويد اگر وزارت ارشاد ، صدا وسیما ، سازمان تبلیغات، روحانیت ، آموزش و پرورش، آموزش عالی و همه ارگانهای فرهنگی از جمله بسیج خوب عمل کنند، قطعا کارساز خواهد بود.... پایگاه خبری انصارحزب الله: حجت الاسلام حسینی عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در حالي براي سخنراني در جلسه هفتگي روز يكشنبه هفته جاري در حسينيه انصار حزب الله حاضر شد كه پيش از این در رسانه ها دفاعيات محكمي از راه اندازي گروههاي امر به معروف و نهي از منكر نموده بود. حضور اين نماينده مجلس در جلسه هفتگي انصار حزب الله در شرايطی صورت گرفت که هفته گذشته آخرين هماهنگيهاي لازم بين دبيركل انصار حزب الله در قرارگاه جنگنرم برای حضور پرقدرت و موثرتر اين گروهها انجام شد و انتشار خبر اين هماهنگي، آب سردي بر فرق سر سکولارها بود كه طي يك ماه گذشته انصار را در معرض توهین و هتّاکی قرار داده بودند.بر اين اساس حجت الاسلام حسيني در شرايطي براي همداستانی در جلسه انصار حاضر شد كه رسانه هاي معلوم الحال فعلا ترجيح مي دهند در سكوت مرگبار و البته قابل تامل به سر ببرند. دغدغههاي حضرت آقا مقام معظم رهبري در دیدار سال گذشته با شورای عالی انقلاب فرهنگی ، مطالب مهمی را فرمودند که من همان را برای شما مطرح میکنم. ایشان فرمودند که بنده در مسائل فرهنگی به معنای واقعی کلمه احساس نگرانی می کنم.حقیقتاً دغدغه دارم.این دغدغه هایی است که ممکن است نیمه شب انسان را از خواب بیدار کرده و موجب شود انسان به درگاه خدا تضرع کند.من چنین دغدغه هایی دارم . البته این مطالب را در بین مردم نمیتوانم بیان کنم. دغدغه هایی که من دارم: یکی این است که دشمن به ایمان جوانان حمله برده و این دغدغه من است. آن ایمانی که قدرت، شجاعت، معرفت، استقلال، اتکاء به نفس و استقامت در میدانهای سرشار از خطر است و دشمن به آن حمله برده و اگر آن را از جوانان بگیرد کار تمام است.برای مثال بعضی می گویند همین که شخص اعلام می کند که بنده، خدا و قرآن و ائمه را قبول دارم در حقیقت مومن است و لو نماز هم نمی خواند. ولو بیحجاب هم هست. خب این ایمان که آماده نیست جان بدهد یا استقامت کند یا شجاعت داشته باشد. حضرت آقا میفرمایند دغدغه من این است که دشمن دارد بر روی این مسئله کار میکند و ما غافلیم. منزوي كردن انقلابيون با شعار اعتدال دوم - حرکت انقلابی عموم مردم ، مردمی که واقعاً انقلابی بودند و هم اکنون هم هستند و در صحنه ها خود را نشان داده اند. دشمن به این هم حمله کرده که این روح انقلابی را از مردم بگیرد که دیگر در صحنه ها نیایند، دیگر احساس مسئولیت نکنند. سوم – منزوی کردن افراد مومن ، چه در ادارات و موسسات یا در مجلس خودمان... به نماينده اي که بیشتر دفاع میکند و استقامت میکند، حمله میکنند. ایشان چندین بار هم به دولت تذکر داده اند که نمي شود با شعار اعتدال افراد مومن و انقلابی منزوی شوند. افتخار معاون وزير ارشاد! چهارم- خود باختگی عناصر فرهنگی در برابر جبهه دشمن، و واقعاً هم همینطور است! از قضا ما که در کمیسیون فرهنگی هستیم آن را لمس می کنیم. برای مثال آقای معاون وزیر ارشاد می آید با افتخار می گوید که من رفتم شجریان را متقاعد کردم که دیگر با «بی بی سی» مصاحبه نکند.به او گفتم که چه افتخاری؟! يا نمونه ديگر اظهارات کیارستمی در مورد جبهه و بچه های جنگ! که خیلی ها در مورد وي می گفتند که او با گرفتن جایزه مارا در دنیا مطرح میکند. نه خیر ! دشمن او را بزرگ مي كند تا حرفهای خودش را از زبان او بگوید. تهديدي به نام ترديد درصلاحيت نظام پنجم- ايجاد ترديد در جبهه خودی درباره پایبندی نظام به حرفها و آرمانهایش. این مربوط به من و شماست!. کم کم در بینمان باب می شود که نظام از مسیر منحرف شده یا این نظام آن چیزی نیست که امام گفت و وقتی هم که شک کنند می گویند به این نظام که در مسیر الهی نیست پس به ما چه ربطی دارد؟! گاهی میبینیم خیلی ها می گویند که نه! فقط امام زمان(عج) باید بیایند و اصلاح کنند. دشمن دارد خیلی بر روی این القائات سرمایهگذاری میکند. در زمان انتخابات مجلس یک آقایی برای کمک مالی به خانه ما آمدند و گفتند: که برای چه میخواهی نماینده بشوی؟ این نظام که فاسد است و این چنین و آن چنان است. به او گفتم: فاسد تو هستی. به او گفتم:تو قبل از انقلاب چه داشتی که اکنون صاحب کارخانه هستی؟ با رشوه و دغل و باند بازی رشد کرده اند و حالا اینگونه اظهار نظر میکنند. آن شخص بلند شد و رفت. اطرافیان که وي را آورده بودند به بنده گفتند: که این چه طرز رفتاری بود؟ ما او را آورده بودیم برای کمک مالی که تو ناراحتش کردی و رفت. گفتم: به جهنم که رفت. امثال این فرد این نظام را به فساد میکشند!. بنده احساس میکنم که این تردید در جبهه خودی خیلی مهمتر از دیگر تهدید هاست. این مطلب را از آقای پناهیان نقل میکنم که ایشان میگفتند: به محضر آقا رسیدم و عرض کردم: خیلی ها به من میگویند که برو منبری لاتها بشو. نظر شما چیست؟ من منبری حزب اللهی ها بشوم یا لات ها؟ آقا فرمودند که منبری حزب اللهی ها بشو. حضرت آقا عرض کردند که اگر۵۰۰ هزار حزب اللهی ناب داشته باشیم مملکتمان آسیب نمیبیند. ناب یعنی در تمام وظایف زندگی عملکرد خوب داشته باشد نه اینکه طبق برداشت بعضی از ما همین که از شخص مقام معظم رهبری دفاع کرد، آن وقت حزب اللهی است. حزب اللهی ای که به پدر و مادر و همسایهاش بی توجه است حزب اللهی نیست! حزب اللهی یعنی شخص در تمامی مسائل مقید باشد نه در یک یا دو جنبه. سياسي سازي فرهنگ ششم- ورود عناصر فرهنگ به دعواهای حزبی و مسائل سیاسی ، مگر نه اینکه فریضه امر به معروف و نهی از منکر مربوط به تمام مسلمانان شیعی و غیر شیعی هست؟ یا اینکه حجاب فقط مربوط به یک گروه اصولگراست یا اینکه مربوط به هر مسلمان است؟ و مسائل بسیاری از این قبیل. چقدر آقا در جلسات هیئت دولت فرمودند که مسائل فرهنگی را به سیاست نکشید و آن را منحصر به جناحها نکنید. آقایاني که دم از امام(ره) می زنید و می گویید ما به امام نزدیکتر بودیم ، بحث مبارزه با آمریکا را فقط ما میگوییم یا امام گفته است؟ امام راجع به انگلیس چه گفت؟چرا مسائل فرهنگی ما را سیاسی و حزبی می کنید تا آن مسئله منتفی شود و صورت نپذیرد؟ خطرهاي دنيا هفتم-خطر های دنیا و جلوههای فریبنده آن. و ایشان مثال میزنند: ماهی وقتی به طمع خوردن کرم قلاب را در دهانش فرو برد، دیگر کارش تمام است. ایشان می فرمایند این دغدغه من است که مسئولین کشور، نماینده مجلس، استاندار و وزیر و وکیل و ... در این وادی (جمع کردن مال دنیا) بیفتند. وقتی قلاب طمع دنیا در دهان شخص فرو رفت ، این شخص دیگر نمیتواند انقلابی باشد. چون باید خودش را حفظ کند ! بعضاً در مجلس به ما می گویند که موضع نگیر یا اگر موضع می گیری ، رای که مخفی است چه ضرورتی دارد آن را علنی کنی؟ رأیت را بده ولی كاري نكن كه تو را به عنوان مخالف بشناسند. در نامه ۱۰ نفری که ما امضا کردیم و شورای عالی امنیت ملی ممنوع المنبری ، ممنوع التصویری ، ممنوع الخروجی و ... آقای خاتمی را تصویب کرد. سوال ما این بود که شورای عالی امنیت ملی! این مسئله مصوبه دارد یا ندارد؟ اگر دارد پس چرا اجرایی نمیکنی؟ در آنجا حملاتی به ما شد که چرا این را امضا کردی؟ گفتیم ما قسم خوردیم که نظارت کنیم و سوال کنیم. این تب دنیا در همه جا وجود دارد ولو در پست مسئول خرید ساده! ان شاءالله که این دغدغه های آقا را جدی بگیریم. و فردای قیامت ما را برای اشک های آقا مورد بازخواست قرار ندهند. پرسش و پاسخ نظارت بر مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي * بفرمایید چرا مجلس شورای اسلامی در جهت تقویت مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و اجرایی شدن آن کار جدی نمیکند؟ - این یک نقطه ضعف است و مشخص نشده چه کسی باید بر مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی نظارت کند. یا باید میگفتند ناظر این مصوبات مجلس است و یا اینکه رئیس جمهور به عنوان رئیس شورا ناظر و پیگیر این مصوبات باشد که الان در بحث حجاب و عفاف نزدیک به ۳۳۰ ماده برای ۲۶ نهاد مصوبه موجود است که اگر همین ادارات دولتی این مسئله را عملی میکردند دیگر به قول آقای روحانی لازم نبود «ون» بگذاریم؛ چراکه الناس علی دین ملوکهم. در یکی از شب های ماه رمضان همراه با ۳۰-۲۰ نفر از دوستان اصولگرا در نهاد ریاست جمهوری برای افطار دعوت(آقای روحانی) بودیم. در غذاخوری نهاد که برای مراسمات بود زنهایی که از مهمانان پذیرایی میکردند بدحجاب بودند. من به آقای نهاوندیان به عنوان مسئول نهاد گفتم: شما که میگویید با نغمه سر نمیشه ، این نهاد زیر نظر شما هست یا خیر؟ آیا شما میتوانید این خانمی که به عنوان کارمندتا به اینجا میآید را موظف به داشتن حجاب بکنید یا خیر؟ ایشان گفتند: حرف شما درست است و دستور دادند خانم ها رفتند و آقایان برای پذیرایی آمدند. خب مشکل در آن زمان حل شد اما برای سایر مراسمات چه ... ؟ امربه معروف و ضعف مجلس *ضرورت وجود امر به معروف در جامعه چیست ؟ چرا عملکرد مجلس در این زمینه ضعیف است؟چرا در زمینه مظلومیت آمران به معروف تصمیمی گرفته نمیشود؟ خب قانون امر به معروف و نهی از منکر ( اصل هشتم قانون اساسی) واقعاً مغفول مانده است . به فضل الهی کمیسیون فرهنگی و کمیسیون قضایی پس از گذراندن چندین جلسه , آخرین جلسه را برگزار میکنند. که انشاءالله به صحن علنی مجلس بیاید و مشخص شود که بحث امر به معروف تحت نظر چه نهادی باشد. امربه معروف دست جمعي *نظر شما در مورد امر به معروف و نهی از منکر دست جمعي چیست؟ هم قرآن ، هم روایات ، هم امام(ره) و هم مقام معظم رهبری گفته اند که امر به معروف قلبی و زبانی وظیفه هر مسلمانی است. در امر به معروف زبانی دو شرط وجود دارد؛ اول اینکه بدانید تاثیر دارد و دوم اینکه خطر جانی برای آمر به معروف وجود نداشته باشد و در این شرایط بر همه واجب است. حضرت آقا معتقد نیست که فرد برود در یک جمع اراذل و اوباش امر به معروف کند. خب در اینجا معلوم است که برای شخص خطر جانی بهوجود میآید. پس ایشان میفرمایند در برخورد با اراذل و اوباش دست جمعی بروید و امر به معروف کنید. امر به معروف یک واجب کفایی است یعنی اگر عده ای از این واجب فرار کردند ، این وظیفه برگردن بقیه میماند. در مصاحبه ای به بنده گفتند که انصار حزب الله می خواهد امر به معروف دست جمعی کند. بنده عرض کردم انصار حزب الله می خواهد در چارچوب قوانین به وظیفه شرعی خود عمل کند و این کار جدیدی نیست. از انصار تشكر ميكنيم *نظرتان را صریحاً در مورد گروههای سیار امر به معروف انصار حزب الله بیان کنید؟. انصار حزب الله باید در چارچوب قوانین ستاد احیا امر به معروف و نهی از منکر که بخش مردمی هم دارد به فعالیت بپردازد. اما خلاف قانون از هر کس باشد خلاف است و فرقی نمی کند از انصارحزب الله باشد یا از هر جاي دیگر. طبق استفتاء از مقام معظم رهبری امر به معروف زبانی کار بسیار پسندیده و واجبی است و از انصارحزب الله برای انجام این کار تشکر میکنیم. تندروها و كند روها *چرا در جامعه سیاسی کشور همیشه بحث تندرو وکندرو مطرح است و از کندروها به اعتدالیون و از تندروها به عنوان جامعه مذهبی تعبیر می شود؟ مطمئنا این گونه مباحث ادامه دار خواهد بود از زمان امیر المومنین هم بوده است.اینکه ایشان خانه نشین شدند به خاطر برچسب تندروی بود که به ایشان زده شد.پس این موضوعی تاریخی است و جدید نیست که تصور کنیم تازه مطرح شده است.همیشه جناح دیندار و معتقد مخالف داشته است ، به گونه ای که مدام در خطر منزوی شدن از طرف مخالفین بوده است.این ما هستیم که باید به وظیفه عمل کرده و از هیچ چیزی نهراسیم. بگذار تا هرچه می خواهند به ما انگ افراطی بزنند.در بحث استیضاح وزیر علوم ، خیلی ها گفتند که این کار افراطیون است.آیا ۱۴۶نفر استیضاح کننده همه تندرو و افراطی بودند؟!.اتفاقا اینقدر که به جبهه پایداری حمله می کنند و آنها را افراطی می دانند فقط تعداد ۲۰ نفر از ۶۰ نفر امضاء کنندگان استیضاح از جبهه پایداری بودند.در این استیضاح معتقدین به نظام پیروز شدند. ما حدود هفت الي هشت جلسه با فرجی دانا گذاشتیم تا کار به استیضاح کشیده نشود.در دانشگاه حوزه نمایندگی بنده یعنی قزوین ، حدود ۱۲۰ نفر را برکنار کردند. مگر یک دانشگاه چند مدیر دارد که چنین برخوردی با آنان شد؟! بنده با رئیس دانشگاه قزوین و با شخص وزیر در این مورد صحبت کردم ولی فایده ای نداشت با معاون پارلمانی ایشان که صحبت کردم به من گفت تو هم برو استیضاح را امضا کن.در صورتی که با استدلال متقن حرف زدیم. در جلسه ای که جناب حداد عادل و آقای صادق مشاور آقای روحانی و شخص وزیر علوم حضور داشتند سه ساعت بحث و تبادل نظر شد تا بلکه در تصمیماتش تجدید نظر کند و در همین جلسه آقای صادق هم به فرجی دانا سفارش كرد تا خواسته های آقای حداد را عملی کند ولی ایشان چنین کاری نکرد. در موضوع استیضاخ ما از اینکه اینها در دانشگاهها بحث های امنیتی ایجاد کنند نگران بودیم.و اینکه دوباره افراطیون در دانشگاهها غائله ای برپا کنند. توهين به حزب اللهيها *چرا در شبکه های اجتماعی و سایتها اینقدر به حزب اللهی ها توهین می شود؟ این توهینها طبیعی است و اگر غیر از این باشد باید نگران بود.اگر از دینداری و ولایتمداری دست بر دارید به شما هیچ توهینی نمی شود ، بلکه شما را تشویق هم می کنند.اینها یک روزی در این کشور به هاشمی فحش می دادند.بعداز قضایای فتنه ۸۸ گفتند به هاشمی جفا شد و دلسوز او شدند.آن روز چون او با ولایت بود به او توهین می کردند ولی همین که متوجه شدند از ولایت فاصله گرفته ، برای ایشان کف زدند *آیا افکار عمومی از صدای آمریکا و بی بی سی آسیب نمی پذیرند؟ حتما آسیب می بیند و اصلا هم نمی شود جلودار آنها بود. اگر دیش های ماهواره جمع آوری شود مطمئنا در آینده نزدیک تکنولوژی های جدیدی خواهد آمد که برای دسترسی به ماهواره نیازی به دیش نخواهد بود.ما اگر به وظیفه خویش در بحث فرهنگی خوب عمل کنیم القائات ماهواره بی تاثیر خواهد شد.ولی متاسفانه ما و سایر دستگاههای مربوطه خوب عمل نمی کنیم. اینکه دشمن برای ما برنامه ریزی دارد موضوع درستی است.اگر وزارت ارشاد ، صدا وسیما ، سازمان تبلیغات، روحانیت ، آموزش و پرورش، آموزش عالی و همه ارگانهای فرهنگی از جمله بسیج خوب عمل کنند، قطعا کار ساز خواهد بود. ولی درکل نباید ناامید بود چرا که در جنگ فرهنگی با غرب به اندازه ای که به ما ح؛مله شده دو برابر؛ ما به آنها حمله کرده ایم. امروز آمریکا در منطقه بدبخت شده است.این قدر تلفات و هزینه در عراق دادند ولی دولتی که بر سر کار است متعلق به شیعیان و تحت حمايت ماست. در سوریه هرچه تلاش کردند تا دولت بشار را ساقط کنند راه به جایی نبردند چرا که ایران پشت سر سوریه محکم ایستاده بود.امروز در یمن و همینطور کشورهای امریکای لاتین این جمهوری اسلامی است که نقش تعیین کننده دارد.در سفری که به آفریقای جنوبی داشتیم با شیعیان آنجا که ۱۵۰۰نفر هستند ملاقاتی داشتیم.اینها یک رادیو را ه اندازی کرده بودند که تقریبا به طور شبانه روزی برنامه پخش می کند و ۱۶ساعت برنامه زنده دارد.تقریبا ۸۰۰.۰۰۰ نفر شنونده این رادیو هستند.اینها نتیجه تاثیر گذاری انقلاب اسلامی در افکار عمومی مردم دنیاست. غرب حتی تحمل دو شبکه العالم وپرس تیوی را ندارند ، در صورتی که هزاران شبکه ماهواره ایی علیه جمهوری اسلامی فعال هستند.
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : سهشنبه 08 مهر 1393 ساعت 14:36
قابل توجه کسانیکه اعتقاد دارند در وبلاگ من فقط به دخترا حجاب و حیا توصیه میشود.آهای دختر سرزمین من . . .!!! اخ ببخشید باز جنسیتت را فراموش کردم ! پسر سرزمین من , دیروز مردان غیورسرزمینم مردانه در میدان میجنگیدند... معلوم هست کجایی خیلی وقت است تو را گم کرده ایم !!! امروز داری توی آرایشگاه ها ابرو بر میداری ، مو رنگ میکنی ، دماغت را سر بالا میکنی درجستجوی .....هستی!!!!! اهای پسر سرزمین من . . . دخترااااااااااااان سرزمین من نیاز به مردی دارند که محکم باشد ، قوی باشد در سختی ها ، در دشواری ها همراه و همیارشان باشد انقدر قوی وغیور باشد .... که همه دنیا در برابرش کم بیاورد... اهای پسر سرزمین من. . .!!!!!!! فقط یاداوری کنم ماخودمون از این کارا نمیکنیما این فقط مخصوص درصد خیلی کمی از پسرهاست
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : دوشنبه 07 مهر 1393 ساعت 21:49
کارنامه یه سوال :؟؟؟ اگه موقعی که کارنامه اعمال ما رو میدن خدمت امام عصر (روحی فداک) ایشون مثل مدیرمدرسه که موقع دادن کارنامه یه نگاه به برگه میندازه و یه نگاه تو چشای شاگرد. آقا هم هی به نامه اعمال ما نگاه کنه و هی به چشمای ما بعد با چشمای پر از اشک ، بپرسه : تو شیعه ای ؟ چی جواب میدیم ؟؟؟
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : دوشنبه 07 مهر 1393 ساعت 21:46
چادری های بی حجاب. بعضی می گویند چادری ها خودشان از همه بدترند... رعایت حجاب فقط با چادر میسر نیست، بلکه چادر حجاب برتر است. در تمامی اقشار مختلف جامعه، از جمله پزشکان، نظامیان، معلمان، کارمندان، روحانیون و... تعدادی آدم بد دیده می شوند. آیا می توان گفت: پزشکان، نظامیان و... از همه بدترند و هیچ کس نباید دیگر پزشک شود؟1 در قشر افراد بی حجاب هم رفتار هایی ( اعم از خوب و بد ) دیده می شود. نکته اساسی و مهم اینجاست که اسلام ملاک است نه او که مدعی مسلمانی است. اگر فرد چادری به گناه های دیگر آلوده است، حتما به خاطر آن گناهان، خداوند او را مجازات خواهد کرد، ولی به خاطر حجابش به او پاداشت خواهد داد. البته اگر به خاطر اطاعت از فرمان الهی چادر بر سر کرده باشد. همانطور که اگر فرد بی حجابی دارای اعمال خوبی باشد، به خاطر آن اعمال پاداش دریافت خواهد کرد ؛ به شرط آنکه نیتش خدایی باشد ؛ ولی به دلیل نداشتن حجاب، مجازات در انتظار او خواهد بودو در گناه کسانی که بر اثر بی عفتی او به انحراف کشیده شده اند شریک است. البته نباید از این نکته گذشت که هر کس مانتویی باشد بی حجاب نیست و شاید خیلی از افراد از جمله خودم مانتویی باحجاب را به چادری بی حجاب ترجیح میدهیم اما اعتقاد داریم که حجاب برتر چادر است
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : دوشنبه 07 مهر 1393 ساعت 21:44
آقا پسر جوانی که برای هوسبازی با دختران ارتباط و دوستی برقرار میکنی و با هزارن وعده توخالی و پوچ دل دختر رو بدست میاوری و دختر( گرانبها ترین امانت پدر) رو به مرز فساد و نابودی کامل زندگی میکشانی آیا میدانی طبق احادیث و تجربه های عملی و شواهد تاریخی و داستان های واقعی که از دیگران شنیده ایم یکی هم پیدا میشود و این بلا ها رو سر خواهر ، مادر ، همسر و دختر خودت میاورد؟ ساده تر و عامیانه تر بخوام بگم میشه جمله زیر معادله همیشه زنده تاریخ: خیانت وتجاوز به ناموس دیگران= خیانت وتجاوز به ناموس خودت امام صادق علیه السلام: خداوند به حضرت موسی (ع) وحی کرد که به مردم بگو: با زنان مردم زنا نکنید که با زنان شما زنا خواهند کرد، چرا که همان گونه با دیگران رفتار کنید که میخواهید با شما رفتار شود و خداوند بزرگ و مهربان در قرآن کریم سوره ی مبارکه نور می فرماید: مرد زناکار جز با زن زناکار و مشرک نکاح نمی کند، و زن زانیه را هم مردانی زائی و مشرک به نکاه نخواهند گرفت. و این کار بر مردان مومن حرام است. قانون سوم نیوتن: هر عملی عکس العملی دارد. کسی مخالف و منکر قضیه بالا هست؟؟؟؟؟؟ منبع پایگاه مذهبی مولا
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : دوشنبه 07 مهر 1393 ساعت 21:43
بِسْمِالله الرََّّحْمنِ الرََّّحيمِ منالمؤمنينرجالصدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضينحبه و منهم من ينتظر و مابدلوا تبديلا. «قرآن كريم- الاحزاب آيه23» سخن گفتن از شهيدي با ابعاد گوناگون، از اسوهاي كه جمع اضداد بود، از آهن و اشك، از شير بيشة نبرد و عارف شبهاي قيرگون، از پدر يتيمان و دشمن سرسخت كافران بسيار سخت بلكه محال است. سخن گفتن از شهيد دكتر مصطفي چمران، اين مرد عمل و نه مرد سخن، اين نمونه كامل هجرت، جهاد و شهادت، اين شاگرد مكتب علي(ع)، اين مالكاشتر جنوب لبنان و حمزة كربلاي خوزستان سخت و دشوار است. چرا كه حتي نميتوان يكي از ابعاد وجودي او را آنگونه كه هست، توصيف كرد و نبايست انتظار داشت كه بتوانيم تصوير كاملي در اين مختصر از او ترسيم نمايئم، كه مردان و رهروان راه علي(ع) و حسين(ع) را با اين كلمات مادي و معيارهاي خاكي نميشود توصيف نمود و سنجيد. اين مروري است گذرا و سريع، بر حيات كوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش، ايثار، عشق و فداكاري شهيد دكتر مصطفي چمران. تـولد: دكتر مصطفي چمران در سال 1311 در تهران، خيابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولك متولد شد. تحصيـلات: وي تحصيلات خود را در مدرسه انتصاريه، نزديك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشكده فني دانشگاه تهران ادامه تحصيل داد و در سال 1336 در رشتة الكترومكانيك فارغالتحصيل شد و يكسال به تدريس در دانشكدة فني پرداخت. وي در همة دوران تحصيل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصيلي شاگردان ممتاز به امريكا اعزام شد و پس از تحقيقاتعلمي در جمع معروفترين دانشمندان جهان در دانشگاه كاليفرنيا و معتبرترين دانشگاه امريكا –بركلي- با ممتازترين درجة علمي موفق به اخذ دكتراي الكترونيك و فيزيك پلاسما گرديد. فعـاليتهاي اجتماعي: از 15سالگي در درس تفسير قرآن مرحوم آيتالله طالقاني، در مسجد هدايت، و درس فلسفه و منطق استاد شهيد مرتضي مطهري و بعضي از اساتيد ديگر شركت ميكرد و از اولين اعضاء انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سياسي دوران دكتر مصدق از مجلس چهاردهم تا ملي شدن صنعتنفت شركت داشت و از عناصر پرتلاش در پاسداري از نهضتملي ايران در كشمكشهاي مرگ و حيات اين دوره بود. بعد از كودتاي ننگين 28 مرداد و سقوط حكومت دكتر مصدق، به نهضت مقاومت ملي ايران پيوست و سختترين مبارزهها و مسئوليتهاي او عليه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ايران، بدون خستگي و با همه قدرت خود، عليه نظام طاغوتي شاه جنگيد و خطرناكترين مأموريتها را در سختترين شرايط با پيروزي به انجام رسانيد. در امريكا، با همكاري بعضي از دوستانش، براي اولينبار انجمن اسلامي دانشجويان امريكا را پايهريزي كرد و از مؤسسين انجمن دانشجويان ايراني در كاليفرنيا و از فعالين انجمن دانشجويان ايراني در امريكا به شمار ميرفت كه به دليل اين فعاليتها، بورس تحصيلي شاگرد ممتازي وي از سوي رژيم شاه قطع ميشود. پس از قيام خونين 15 خرداد سال 1342 و سركوب ظاهري مبارزات مردم مسلمان به رهبري امامخميني(ره) دست به اقدامي جسورانه و سرنوشتساز ميزند و همه پلها را پشتسر خود خراب ميكند و به همراه بعضي از دوستان مؤمن و همفكر، رهسپار مصر ميشود و مدت دو سال، در زمان عبدالناصر، سختترين دورههاي چريكي و جنگهاي پارتيزاني را ميآموزد و به عنوان بهترين شاگرد اين دوره شناخته ميشود و فوراً مسئوليت تعليم چريكي مبارزان ايراني به عهدة او گذارده ميشود. به علت برخورداري از بينش عميق مذهبي، از مليگرايي وراي اسلام گريزان بود و وقتي در مصر مشاهده كرد كه جريان ناسيوناليسم عربي باعث تفرقة مسلمين ميشود، به جمال عبدالناصر اعتراض كرد و ناصر ضمن پذيرش اين اعتراض گفت كه جريان ناسيوناليسم عربي آنقدر قوي است كه نميتوان به راحتي با آن مقابله كرد و با تأسف تأكيد ميكند كه مات هنوز نميدانيم كه بيشتر اين تحريكات از ناحية دشمن و براي ايجاد تفرقه در بين مسلمانان است. به دنبال آن، به چمران و يارانش اجازه ميدهد كه در مصر نظرات خود را بيان كنند. در لبنـان: بعد از وفات عبدالناصر، ايجاد پايگاه چريكي مستقل، براي تعليم مبارزان ايراني، ضرورت پيدا ميكند و لذا دكتر چمران رهسپار لبنان ميشود تا چنين پايگاهي را تأسيس كند. او به كمك امام موسيصدر، رهبر شيعيان لبنان، حركت محرومين و سپس جناح نظامي آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مباني اسلامي پيريزي نموده كه در ميان توطئهها و دشمنيهاي چپ و راست، با تكيه بر ايمان به خدا و با اسلحة شهادت، خط راستين اسلام انقلابي را پياده ميكند و عليگونه در معركههاي مرگ و حيات به آغوش گرداب خطر فرو ميرود و در طوفانهاي سهمناك سرنوشت، حسينوار به استقبال شهادت ميتازد و پرچم خونين تشيع را در برابر جبارترين ستمگران روزگار، صهيونيزم اشغالگر و همدستان خونخوار آنها، راستگرايان «فالانژ»، به اهتزاز درميآورد و از قلب بيروت سوخته و خراب تا قلههاي بلند كوههاي جبلعامل و در مرزهاي فلسطين اشغال شده از خود قهرمانيها به يادگار گذاشته؛ در قلب محرومين و مستضعفين شيعه جاي گرفته و شرح اين مبارزات افتخارآميز با قلمي سرخ و به شهادت خون پاك شهداي لبنان، بر كف خيابانهاي داغ و بر دامنة كوههاي مرزي اسرائيل براي ابد ثبت گرديده است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران: دكتر چمران با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز ميگردد. همه تجربيات انقلابي و علمي خود را در خدمت انقلاب ميگذارد؛ خاموش و آرام ولي فعالانه و قاطعانه به سازندگي ميپردازد و همة تلاش خود را صرف تربيت اولين گروههاي پاسداران انقلاب در سعدآباد ميكند. سپس در شغل معاونت نخستوزير در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر مياندازد تا سريعتر و قاطعانهتر مسئله كردستان را فيصله دهد تا اينكه بالاخره در قضية فراموش ناشدني «پاوه» قدرت ايمان و ارادة آهينن و شجاعت و فداكاري او بر همگان ثابت ميگردد. در كردستـان: در آن شب مخوف پاوه، همة اميدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دلشكسته در ميان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اكثريت پاسداران قتلعام شده بودند و همة شهر و تمام پستي و بلنديها به دست دشمن افتاده بود و موج نيروهاي خونخوار دشمن لحظه به لحظه نزديكتر ميشد. باران گلوله ميباريد و ميرفت تا آخرين نقطه مقاومت نيز در خون پاسداران غرق گردد. ولي دكتر چمران با شهامت و شجاعت و ايثارگري فراوان توانست اين شب هولناك را با پيروزي به صبح اميد متصل كند و جان پاسداران باقيمانده را نجات دهد و شهر مصيبتزده را از سقوط حتمي برهاند. آنگاه فرمان انقلابي امامخميني(ره) صادر شد. فرماندهي كل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهي منطقه نيز به عهدة دكتر چمران واگذار شد. رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حركت درآمدند و همة تجارب انقلابي، ايمان، فداكاري، شجاعت،قدرت رهبري و برنامهريزي دكتر چمران در اختيار نيروهاي انقلاب قرار گرفت و عاليترين مظاهر انقلابي و شكوهمندترين قهرمانيها به وقوع پيوست و در عرض 15 روز شهرها و راهها و مواضع استراتژيك كردستان به تصرف نيروهاي انقلاب اسلامي درآمد و كردستان از خطر حتمي نجات يافت و مردم مسلمان كرد با شادي و شعف به استقبال اين پيروزي رفتند. وزارت دفـاع: دكتر چمران بعد از اين پيروزي بينظير به تهران احضار شد و از طرف رهبر عاليقدر انقلاب، امامخميني(ره)، به وزارت دفاع منصوب گرديد. در پست جديد، براي تغيير و تحول ارتش از يك نظام طاغوتي، به يك سلسله برنامههاي وسيع بنيادي دست زد كه پاكسازي ارتش و پياده كردن برنامههاي اصلاحي از اين قبيل است تا به ياري خدا و پشتيباني ملت، ارتشي به وجود آيد كه پاسدار انقلاب و امنيت استقلال كشور باشد و رسالت مقدس اسلامي ما را به سرمنزل مقصود برساند. مجلـس: دكتر مصطفي چمران در اولين دور انتخابات مجلس شوراي اسلامي، از سوي مردم تهران به نمايندگي انتخاب شد و تصميم داشت در تدوين قوانين و نظام جديد انقلابي، بخصوص در ارتش، حداكثر سعي و تلاش خود را بكند تا ساختار گذشتة ارتش به نظامي انقلابي و شايسته ارتش اسلامي تبديل شود. در يكي از نيايشهاي خود بعد از انتخاب نمايندگي مردم در مجلس شوراي اسلامي، اينسان خدا را شكر ميگويد: «خدايا، مردم آنقدر به من محبت كردهاند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار كردهاند كه به راستي خجلم و آنقدر خود را كوچك ميبينم كه نميتوانم از عهده آن به درآيم. خدايا، تو به من فرصت ده، توانايي ده تا بتوانم از عهده برآيم و شايستة اين همه مهر و محبت باشم.» وي سپس به نمايندگي رهبر كبير انقلاب اسلامي در شورايعالي دفاع منصوب شد و مأموريت يافت تا بطور مرتب گزارش كار ارتش را ارائه كند. در خوزستـان: گروهي از رزمندگان داوطلب، به گِرد او جمع شدند و او با تربيت و سازماندهي آنان، ستاد جنگهاي نامنظم را در اهواز تشكيل داد. اين گروه كمكم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زيادي انجام داد. تنها كساني كه از نزديك شاهد ماجراهاي تلخ و شيرين، پيروزيها و شكستها، شهامتها و شهادتها و ايثارگريهاي آنان بودند، به گوشهاي از اين خدمات كه دكترچمران شخصاً مايل به تبليغ و بازگويي آنها نبود، آگاهي دارند. ايجاد واحد مهندسي فعال براي ستاد جنگهاي نامنظم يكي از اين برنامهها بود كه به كمك آن، جادههاي نظامي به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپهاي آب در كنار رود كارون و احداث يك كانال به طول حدود بيست كيلومتر و عرض يك متر در مدتي حدود يكماه، آب كارون را به طرف تانكهاي دشمن روانه ساخت، به طوري كه آنها مجبور شدند چند كيلومتر عقبنشيني كنند و سدي عظيم مقابل خود بسازند و با اين عمل فكر تسخير اهواز را براي هميشه از سر به دور دارند. يكي از كارهاي مهم و اساسي او از همان روزهاي اول، ايجاد هماهنگي بين ارتش، سپاه و نيروهاي داوطلب مردمي بود كه در منطقه حضور داشتند. بازده اين حركت و شيوة جنگ مردمي و هماهنگي كامل بين نيروهاي موجود، تاكتيك تقريباً جديد جنگي بود؛ چيزي كه ابرقدرتها قبلاً فكر آن را نكرده بودند. متأسفانه اين هماهنگي در خرمشهر بوجود نيامد و نيروهاي مردمي تنها ماندند. او تصميم داشت به خرمشهر نيز برود، ولي به علت عدم وجود فرماندهي مشخص در آنجا و خطر سقوط جدي اهواز، موفق نشد ولي چندينبار نيروهايي بين دويست تا يكهزار نفر را سازماندهي كرده و به خرمشهر فرستاد و آنان به كمك ديگر برادران مقاوم خود توانستند در جنگي نابرابر مقابل حملات پياپي دشمن تا مدتها مقاومت كنند. محرم ماه شهادت و پيروزي سوسنگرد: پس از يأس دشمن از تسخير اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دلبسته بود تا روياي قادسيه را تكميل كند و براي دومينبار به آن شهر مظلوم حمله كرد و سه روز تانكهاي او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادي از آنان توانستند به داخل شهر راه يابند. دكتر چمران كه از محاصره تعدادي از ياران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، با فشار و تلاش فراوان خود و آيتالله خامنهاي، ارتش را آماده ساخت كه براي اولينبار دست به يك حمله خطرناك و حماسهآفرين نابرابر بزند و خود نيز نيروهاي مردمي و سپاه پاسداران را در كنار ارتش سازماندهي كرد و با نظمي نو و شيوهاي جديد از جانب جادة اهواز- سوسنگرد به دشمن يورش بردند. شهيدچمران پيشاپيش يارانش، به شوق كمك و ديدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوي اين شهر ميشتافت كه در محاصرة تانكهاي دشمن قرار گرفت. او ساير رزمندگان را به سوي ديگري فرستاد تا نجات يابند و خود را به حلقة محاصرة دشمن انداخت؛ چون آنجا خطر بيشتر بود و او هميشه به دامان خطر فرو ميرفت. در اين هنگام بود كه نبرد سختي درگرفت؛ نيروهاي كماندوي دشمن از پشت تانكها به او حمله كردند و او همچون شيري در ميدان، در مصاف با دشمن متجاوز از نقطهاي به نقطهاي ديگر و از سنگري به سنگري ديگر ميرفت. كماندوهاي دشمن او را زير رگبار گلولة خود گرفته بودند، تانكها به سوي او تيراندازي ميكردند و او شجاعانه بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شديد آنها سريع، چابك، برافروخته و شادان از شوق شهادت در ركاب حسين(ع) و در راه حسين(ع). در روز قبل از تاسوعا، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغيير ميداد. در همين اثناء، همرزم باوفايش به شهادت رسيد و او يكتنه به نبرد حسينگونه خود ادامه ميداد و به سوي دشمن حمله ميبرد. هرچه تنور جنگ گرمتر كيشد و آتش حمله بيشتر زبانه ميكشيد، چهرة ملكوتي او، اين مرد راستين خدا و سرباز حسين(ع)، گلگونتر وشوق به شهادتش افزونتر ميشد تا آنكه در حين «رقص چنين ميانه ميدان» از دو قسمت پاي چپ زخمي شد. خون گرم او با خاك كربلاي خوزستان درهم آميخت و نقشي زيبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفريد و هنوز هم گرمي قطرات خون او گرميبخش رزمندگان باوفاي اسلام و سرخي خونش الهامبخش پيروزي نهايي و بزرگ آنان است. با پاي زخمي بر يك كاميون عراقي حمله برد. سربازان صدام از يورش اين شير ميدان گريخته و او به كمك جوان چابك ديگري كه خود را به مهلكه رسانده بود، به داخل كاميون نشست و با لباني متبسم، ديگران را نويد پيروزي ميداد. خبر زخمي شدن سردار پرافتخار اسلام، در نزديكي دروازة سوسنگرد، شور و هيجاني آميخته با خشم و اراده و شجاعت در ياران او و ساير رزمندگان افكند كه بيمحابا به پيش تاختند و شهر قهرمان و مظلوم سوسنگرد و جان چند صد تن رزمندة مؤمن را از چنگال صداميان نجات بخشيدند. دكتر چمران با همان كاميوني كه خود را به بيمارستاني در اهواز رسانيد و بستري شد، اما بيش از يك شب در بيمارستان نماند و بعد از آن به مقر ستاد جنگهاي نامنظم و دوباره با پاي زخمي و دردمند به ارشاد ياران وفادار خود پرداخت. جالب اينجا بود كه در همان شبي كه در بيمارستان بستري بود، جلسة مشورتي فرماندهان نظامي (تيمسار شهيدفلاحي، فرماندة لشگر 92، شهيد كلاهدوز، مسئولين سپاه و سرهنگ محمد سليمي كه رئيس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نمايندة امام در سپاه پاسداران (شهيدمحلاتي) در كنار تخت او در بيمارستان تشكيل شد و درهمان حال و همان شب، پيشنهاد حمله به ارتفاعات اللهكبر را مطرح كرد. آغاز حركت مجدد: به رغم اصرار و پيشنهاد مسئولين و دوستانش، حاضر به ترك اهواز و ستاد جنگهاي نامنظم و حركت به تهران براي معالجه نشد و تمام مدت را در همان ستاد گذراند، در حالي كه در كنار بسترش و در مقابلش نقشههاي نظامي منطقه، مقدار پيشروي دشمن و حركت نيروهاي خودي نصب شده بود و او كه قدرت و ياراي به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها مينگريست و مرتب طرحهاي جالب و پيشنهادات سازنده در زمينههاي مختلف نظامي، مهندسي و حتي فرهنگي ارائه ميداد. كمكم زخمهاي پاي او التيام مييافت و او ديگر نميتوانست سكون را تحمل كند و با چوب زيربغل به پا خاست و بازهم آمادة رفتن به جبهه شد. به دنبال نبرد بيست و هشتم صفر (پانزدهم ديماه 59) كه منجر به شكست قسمتي از نيروهاي ماشد و فاجعة هويزه به بار آمد، ديگر تاب نشستن نياورد، تعدادي از رزمندگان شجاع و جان بر كف را از جبهه فرسيه انتخاب كرد و با چند هليكوپتر كه خود فرماندهي آنها را بر عهده داشت، با همان چوب زيربغل دست به عملي بيسابقه و انتحاري زد. او در حالي كه از درد جنگ به خود ميپيچيد و از ناراحتي ميخروشيد، آمادة حمله به نيروهاي پشت جبهه و تداركاتي دشمن در جاده جفير به طلايه شد كه به خاطر آتش شديد دشمن، هليكوپترها نتوانستند از سد آتش آنها از منطقه هويزه بگذرند و حملة هوايي دشمن هليكوپترها را مجبور به بازگشت ساخت كه وي از اين بازگشت سخت ناراحت و عصباني بود. ديدار امام امت: بالاخره در اسفند ماه 59 چوب زيربغل را نيز كنار گذاشت و با كمي ناراحتي راه ميرفت و همراه با همرزمانش از يكايك جبهههاي نبرد در اهواز ديدن كرد. پس از زخمي شدن، اولينبار، براي ديدار با امام امت و عرض گزارش عازم تهران شد. به حضور امام رسيد و حوادثي را كه اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عمليات و پيشنهادات خود را ارائه داد. امام امت(ره) پدرانه و با ملاطفت خاصي به سخنانش گوش ميداد، او و همة رزمندگان را دعا ميكرد و رهنمودهاي لازم را ارائه ميداد. دكتر چمران از سكون و عدم تحركي كه در جبههها وجود داشت دائماً رنج ميبرد و تلاش ميكرد كه با ارائه پيشنهادات و برنامههاي ابتكاري حركتي بوجود آورد و اغلب اين حركتها را توسط رزمندگان شجاع و جانبركف ستاد نيز عملي ميساخت. او اصرار داشت كه هرچه زودتر به تپههاي اللهاكبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه كه نزديكي مرز است، رسانده تا ارتباط شمالي و جنوبي نيروهاي عراقي و مرز پيوسته آنان قطع شود. بالاخره در سيويكم ارديبهشت ماه سال شصت، با يك حملة هماهنگ و برقآسا، ارتفاعات اللهاكبر فتح شد كه پس از پيروزي سوسنگرد بزرگترين پيروزي تا آن زمان بود. شهيد چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمرة اولين كساني بود كه پاي به ارتفاعات اللهاكبر گذاشت؛ درحالي كه دشمن زبون هنوز در نقاطي مقاومت ميكرد. او و فرماندة شجاعش ايرج رستمي، دو روز بعد، با تعدادي از جان بركفان و ياران خود توانستند با فداكاري و قدرت تمام تپههاي شحيطيه (شاهسوند) را به تصرف درآوردند، درحالي كه ديگران در هالهاي از ناباوري به اين اقدام جسورانه مينگريستند. پس از پيروزي ارتفاعات اللهاكبر، اصرار داشت نيروهاي ما هرچه زودتر، قبل از اينكه دشمن بتواند استحكاماتي براي خود ايجاد كند، به سوي بستان سرازير شوند كه اين كار عملي نشد و شهيدچمران خود طرح تسخير دهلاويه را با ايثار و گذشت و فداكاري جان بر كف ستاد جنگهاي نامنظم و به فرماندهي ايرج رستمي عملي ساخت. فتح دهلاويه، در نوع خود عملي جسورانه و خطرناك و غرورآفرين بود. نيروهاي مؤمن ستاد پلي بر روي رودخانة كرخه زدند، پلي ابتكاري و چريكي كه خود ساخته بودند. از رودخانه عبور كردند و به قلب دشمن تاختند و دهلاويه را به ياري خداي برگ فتح كردند. اين اولين پيروزي پس از عزل بنيصدر از فرماندهي كل قوا بود كه به عنوان طليعة پيروزيهاي ديگر به حساب آمد. در سيام خردادماه سال شصت، يعني يكماه پس از پيروزي ارتفاعات اللهاكبر، در جلسة فوقالعاده شورايعالي دفاع در اهواز با حضور مرحوم آيتالله اشراقي شركت و از عدم تحرك وسكون نيروها انتقاد كرد و پيشنهادات نظامي خود، از جمله حمله به بستان را ارائه داد. اين آخرين جلسة شورايعالي دفاع بود كه شهيدچمران در آن شركت داشت و فرداي آن روز، روز غمانگيز و بسيار سخت و هولناكي بود. به سوي قربانگاه: در سحرگاه سيويكم خردادماه شصت، ايرج رستمي فرمانده منطقه دهلاويه به شهادت رسيد و شهيد دكترچمران به شدت از اين حادثه افسرده و ناراحت بود. غمي مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمي را فرا گرفته بود. دستهاي از دوستان صميمي او ميگريستند و گروهي ديگر مبهوت فقط به هم مينگريستند. از در و ديوار، از جبهه و شهر، بوي مرگ و نسيم شهادت ميوزيد و گويي همه در سكوتي مرگبار منتظر حادثهاي بزرگ و زلزلهاي وحشتناك بودند. شهيدچمران، يكي ديگر از فرماندهانش را احضار كرد و خود او را به جبهه برد تا در دهلاويه به جاي رستمي معرفي كند و در لحظة حركت وي، يكي از رزمندگان با سادگي و زيبايي گفت: «همانند روز عاشورا كه يكايك ياران حسين(ع) به شهادت رسيدند، عباس علمدار او (رستمي) هم به شهادت رسيد و اينك خود او همانند ظهر عاشوراي حسين(ع) آمادة حركت به جبهه است.» همة اطرافيانش هنگام خروج از ستاد با او وداع ميكردند و با نگاههاي اندوهبار تا آنجا كه چشم ميديد و گوش ميشنيد، او و همراهانش را دنبال ميكردند و غمي مرموز و تلخ بر دلشان سنگيني ميكرد. دكتر چمران، شب قبل در آخرين جلسة مشورتي ستاد، يارانش را با وصاياي بيسابقهاي نصيحت كرده بود و خدا ميداند كه در پس چهرة ساكت و آرام ملكوتي او چه غوغا و چه شور و هيجاني از شوق رهايي، رستن از غم و رنجها، شنيدن دروغ و تهمتها و دمبرنياوردنها و از شوق شهادت برپا بود. چه بسيار ياران باوفاي او به شهادت رسديه بودند و اينك او خود به قربانگاه ميرفت. سالها ياران و تربيتشدگان عزيزش در مقابل چشمانش و در كنارش شهيد شدند و او آنها را بر دوش گرفت و خود در اشتياق شهادت سوخت، ولي خداي بزرگ او را در اين آزمايشهاي سخت محك ميزد و ميآزمود، او را هر چه بيشتر ميگداخت و روحش را صيقل ميداد تا قرباني عاليتري از خاكيان را به ملائك معرفي نمايد و بگويد: اني اعلم مالاتعلمون. «من چيزهايي ميدانم كه شما نميدانيد.» به طرف سوسنگرد به راه افتاد و در بين راه مرحوم آيتالله اشراقي و شهيد تيمسار فلاحي را ملاقات كرد. براي آخرينبار يكديگر را بوسيدند و بازهم به حركت ادامه داد تا به قربانگاه رسيد. همة رزمندگان را در كانالي پشت دهلاويه جمع كرد، شهادت فرماندهشان، ايرج رستمي را به آنها تبريك و تسليت گفت و با صدايي محزون و گرفته از غم فقدان رستمي، ولي نگاهي عميق و پرنور و چهرهاي نوراني و دلي والامال از عشق به شهادت و شوق ديدار پروردگار، گفت: «خدا رستمي را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، ميبرد.» خداوند ثابت كرد كه او را دوست ميدارد و چه زود او را به سوي خود فراخواند. شهـادت: سخنش تمام شد، با همة رزمندگان خداحافظي و ديدهبوسي كرد، به همة سنگرها سركشي نمود و در خط مقدم، در نزديكترين نقطه به دشمن، پشت خاكريزي ايستاد و به رزمندگان تأكيد كرد كه از اين نقطه كه او هست، ديگر كسي جلوتر نرود، چون دشمن به خوبي با چشم غيرمسلح ديده ميشد و مطمئناً دشمن هم آنها را ديده بود. آتش خمپاره كه از اولين ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمي قربانيهاي ديگري نيز گرفته بود، باريدن گرفت و دكتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از كنارش متفرق شوند واز هم فاصله بگيرند. يارانش از او فاصله گرفتند و هر يك در گودالي مات و مبهوت در انتظار حادثهاي جانكاه بودند كه خمپارهها در اطراف او به زمين خورد و با اصابت يكي از خمپارههاي صداميان، يكي از نمونههاي كامل انساني كه ماية مباهات خداوند است، يكي از شاگردان متواضع علي(ع) و حسين(ع)، يكي از عارفان سالك راه حق و حقيقت و يكي از ارزشمندترين انسانهاي عليگونه و يكي از ياران باوفاي امامخميني(ره) از ديار ما رخت بربست و به ملكوت اعلي پيوست. تركش خمپارة دشمن به پشت سر دكتر چمران اصابت كرد و تركشهاي ديگر صورت و سينة دو يارش را كه در كنارش ايستاده بودند، شكافت و فرياد و شيون رزمندگان و دوستان و برادران باوفايش به آسمان برخاست. او را به سرعت به آمبولانس رساندند. خون از سرش جاري بود و چهرة ملكوتي و متبسم و در عينحال متين و محكم و موقر آغشته به خاك و خونش، با آنكه عميقاً سخنها داشت، ولي ظاهراً ديگر با كسي سخن نگفت و به كسي نگان نكرد. شايد در آن اوقات، همانطوري كه خود آرزو كرده بود، حسين(ع) بر بالينش بود و او از عشق ديدار حسين(ع) و رستن از اين دنياي پر از درد و پيوستن به روح، به زيبايي، به ملكوت اعلي و به ديار مصفاي شهيدان، فرصت نگاهي و سخني با ما خاكيان را نداشت. در بيمارستان سوسنگرد كه بعداً به نام شهيد دكترچمران ناميده شد، كمكهاي اوليه انجام شد و آمبولانس به طرف اهواز شتافت، ولي افسوس كه فقط جسم بيجانش به اهواز رسيد و روح او سبكبال و با كفني خونين كه لباس رزم او بود، به ديار ملكوتيان و به نزد خداي خويش پرواز كرد و نداي پروردگار را لبيك گفت كه: «ارجعي الي ربك راضيه مرضيه» از شهادت انسانساز سردار پرافتخار اسلام، اين فرزند هجرت و جهاد و شهادت و اسوه حركت و مقاومت، نه تنها مردم اهواز و خوزستان بلكه امت مسلمان ايران و شيعيان محروم لبنان به پا خاستند و حتي ملل مستضعف و زاده دنيا غرق در حسرت و ماتم گرديدند. امواج خروشان مردم حقشناس ما، خشمگين از اين جنايت صدام و اندوهبار و اشكآلود، پيكر پاك او را در اهواز و تهران تشييع كردند كه «انالله و انّااليه راجعون.» بلي، اينچنين زندگي سراسر تلاش و مبارزة خالصانه و عارفانه در راه خداي او آغاز گشت و اينچنين در كربلاي خوزستان در جهاد و نبرد روياروي عليه باطل، حسينگونه به خاك شهادت افتاد و به ملكوت اعلي عروج كرد و به آرزوي ديرين خود كه قرباني شدن عاشقانه در راه خدا بود، نايل گشت. خدايش رحمت كند و او را با حسين(ع) و شهداي كربلا محشور گرداند. والسلام علي مناتبعالهدي
توسط : سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) تاریخ : دوشنبه 07 مهر 1393 ساعت 20:44
صفحه قبل1...5556575859...74صفحه بعد


