منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
درباره

اگر از سرهایمان کوه ها بسازند هرگز در کتاب های تاریخ نخواهند خواند "خامنه ای" تنها ماند... ------------------------------------ امام خامنه ای (مدظله العالی) : ای جوانان و ای بسیجیان عزیز ، در هر جای کشور که هستید ، این بصیرت را روز به روز افزایش دهید .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->) , 


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

درباره سردار خیبرشکن حاج ابراهیم همت گفت و گوی نامتعارف باسردار محبوب سالهای عاشقی با اين همه مزار اصلى حاج همت، دل بسيجيان است. نمی‏شود بسيجى بود و قلبت به عشق حاج همت نزند. كاش همت بود و می‏ديد به موازات نام بزرگراهى كه شرق و غرب شهر را به هم دوخته، مرامش نيز در دل بسيجيان، راهى بس طولانى گشوده است. اگر چه سرداران شهيد براى اين نسل رشيد، نسل جنگ نديده و دل به جبهه بسته، فرماندهانى عزيز و دوست داشتنی اند اما هر يك از اين سرداران براى اين نسل، تداعی گر صفتى ويژه هستند. نسل ما «چمران» را عارف‏ترين سردار میشناسد؛ دكتر مصطفى همچنان كه ساعت‏ها نمی خوابيد و می ‏رزميد، گاه می‏شد دقايقى با يك گل آفتاب‏گردان همنشين می‏شد و خلوتى عارفانه را رقم می ‏زد. نسل ما «متوسليان» را دلاورترين سردار می‏شناسد؛ ترس در قاموس حاج احمد راه نداشت و او از هيچ كس جز خدا واهمه‏اى نداشت. حتى آن زمان كه هنوز خيانت بنی ‏صدر آشكار نشده بود، حاج احمد به آن خائن فرارى اجازه نداد كه با هلی كوپتر به منطقه كردستان بيايد و گفت: اگر بنی ‏صدر آمد، خودم هلی ‏كوپترش را میزنم... و براى نسل ما همت، محبوب‏ترين فرمانده است؛ آنقدر محبوب كه سردار سرجداى طلائيه دو مزار دارد؛ تهران و شهرضا؛ مزارى نمادين در شهرى كه فرمانده لشكرش بود و مزارى واقعى در شهرى كه زادگاهش بود. با اين همه مزار اصلى حاج همت، دل بسيجيان است. نمی‏شود بسيجى بود و قلبت به عشق حاج همت نزند. كاش همت بود و می‏ديد به موازات نام بزرگراهى كه شرق و غرب شهر را به هم دوخته، مرامش نيز در دل بسيجيان، راهى بس طولانى گشوده است. اين روزها چه بسيار كه می ‏پرسند اگر همت بود، چه می ‏كرد و در كدامين دسته و گروه جاى می گرفت. اين سؤال از اساس اشتباه است. حاج همت زنده است و بايد ديد در ميان مردان مدعى كدام يك در مقام عمل بيشتر به او شباهت دارد. براى پاسخ به اين پرسش هيچ‏ كس البته بهتر از حاج همت نمی‏ تواند ما را كمك كند. پس سوالاتمان را از خود سردار خيبر می‏ پرسيم: هنوز هم سردار محبوبى هستى و بسيجی‏ ها به تو عشق می‏ ورزند. - من خاك پاى بسيجی‏ها هم نمی شوم. اى كاش من يك بسيجى بودم و در سنگر نبرد از آنها جدا نمی ‏شدم. بعد از اينكه فرماندهى جنگ از دست بنی ‏صدر خارج شد و مسؤوليت‏ها به دوش بچه ‏هاى سپاه افتاد، ورق جنگ برگشت. از نظر شما در شيوه فرماندهى جنگ چه تغييراتى به وجود آمد كه باعث پيروزى رزمندگان ما شد؟ - ما فرمانده گردانى كه بنشيند عقب و بخواهد هدايت كند نداريم. بايد جلو برويم اما در جاى مناسب. بايد رعايت اصول بشود. از تجربيات بايد استفاده كرد. [هميشه حرفم به برادران اين است كه] دقت كنيد. روى خون بچه ‏هاى مردم دقت كنيد. برخى خبرگزاریهاى خارجى پيروزی‏هاى سپاه اسلام را در اين عمليات‏هاى اخير كه در نهايت به بيت ‏المقدس ختم شد، محصول دوره‏هايى میدانند كه فرماندهان سپاه در خارج گذرانده ‏اند. آيا همين‏طور است؟ - كدام سپاهى در خارج دوره ديده است؟ يعنى اين موفقيت‏ها تجربى بوده است؟ - [البته] هر چه دوره بوده در همين جبهه‏ هاى جنگ بود. در همين گرد و خاك، كوه و دشت و گرماى سوزان و سرما بود [فرمانده ما] هر چه آموخت با خون بود. چه آفاتى ممكن است جلوى اين موفقيت‏هاى بی‏شمار را بگيرد؟ - واى برما. واى بر پاسدار ما. واى بر بسيج ما، اگر روزى برسد كه فقط پاسدار نظامى باشد. چه بايد كرد؟ - اگر اول پاسدار و بسيج عقيده باشيد، در راه‏تان تزلزلى ايجاد نمی‏شود. برخى می‏گويند شما آنقدر غرق در هدف‏تان شده‏ ايد كه انگار اصلاً زندگى را دوست نداريد؟ - [اتفاقا] من زندگى را دوست دارم. ولى نه آنقدر كه آلوده ‏اش شوم. من حسين ‏وار زيستن و حسين‏ وار شهيد شدن را [بيشتر] دوست می‏دارم. قصه نامه بچه ‏هاى بسيج چه بود؟ - يك روز بچه ‏هاى بسيج، نامه‏اى نوشتند و از راننده ‏ها شكايت كردند. نوشته بودند؛ وقتى می‏خواهيم به شهر برويم يا برگرديم ماشين‏ گير نمی ‏آيد. راننده ‏هاى لشكر هم ما را سوار نمی كنند. در صورتى كه هميشه ماشين‏ شان خالى است و عقب وانت جا دارد روز بعد در صبحگاه، اين قضيه را مطرح كردم و حسابى به تداركات و راننده ‏ها توپ و تشر زدم. و بعد. - بعد رو به بسيجی‏ ها كردم و گفتم؛ از اين به بعد با ماشين‏هاى لشكر تردد كنيد. اگر يك وقت ديديد يك ماشين خالى به دو كوهه می ‏رود و شما را سوار نمی ‏كند، با آجر بزنيد، شيشه ماشين را خرد كنيد، همه مسؤوليتش پاى خود من. به نظر می رسد عاشقانه بسيجی ها را دوست داريد؟ - من حاضرم در پوتين اين بسيجی ‏ها آب بخورم. ماجراى شبى كه در سرما بيرون از سنگر خوابيدى چه بود؟ - [يك شب] وقتى شنيدم بچه‏ ها براى رزم شبانه فقط يك پتو همراه برده ‏اند، ناراحت شدم. به همين دليل شب موقع خواب يك پتو برداشتم و از سنگر آمدم بيرون. وقتى بچه ‏ها پرسيدند چرا داخل سنگر نمی خوابى، گفتم: امشب نيروها در اين سرما می ‏خواهند با يك پتو بخوابند، من چطور داخل سنگر به اين گرمى بمانم؟ به راستى راز اين همه علاقه شما به بچه بسيجی ها چيست؟ - در مسائل مربوط به جنگ و جبهه، هميشه بسيجی ‏ها مهم‏ترين عامل هستند و ما در مقابل آنها هيچ هستيم و به حساب نمی ‏آييم. اين بسيجی ‏ها هستند كه جنگ را ادامه می ‏دهند و بار اصلى جنگ روى دوش آنهاست. ما كه اين وسط كاره‏اى نيستيم. گاهى برخى گلايه می ‏كنند و از ناسزاها و تهمت‏ ها احساس دلسردى می ‏كنند. - امام صحبتى دارند؛ آن را نوشته ‏ام و هميشه آن را توى جيب خودم دارم. دوست دارم حرف‏هاى امام هميشه توى ذهنم باشد. حالا من آن را براى شما می خوانم؛ اين ديگر يك شعار بايد براى ما باشد. امام صراحتا اعلام می كند: هر كس كه بيشتر براى خدا كار كند، بيشتر بايد فحش بشنود! و شما پاسدارها چون بيشتر براى خدا كار كرديد، بيشتر فحش شنيديد و می ‏شنويد. چرا بعد از بيت‏ المقدس، در عمليات رمضان موفق نبوديم؟ - بعضى مواقع آدم در عمليات، به جاى احساس جهاد فى سبيل الله دچار «عمل زدگى» می ‏شود. در اين چند روزه به حدى دچار اختلال شديم كه ديگر الان روح بچه ‏ها خسته شده است. طورى كه ديگر قادر نيستيم ميزان توقع و انتظار يك ملت ۳۵ ميليون نفرى حزب‏ اللهى پشت جبهه را درك كنيم. اين ملت الان مدام دارد از خودش می ‏پرسد: چرا اين عمليات اين‏جورى شد؟ چرا اينها عمليات نمی ‏كنند؟ چرا همه‏ اش به سمت دشمن می روند و عقب برمی گردند؟ ما مدام به فكر علت اختلال هستيم و همين ما را خسته كرده. خستگى هم باعث شده تا عمل زده شويم! راه مقابله با اين عمل ‏زدگى چيست؟ - جا دارد كه ما هر از چند باريك نوبت به خودمان نهيب بزنيم تا دفعتا دچار ركود روحى و فكرى نشويم. من الان اينطور استنباط می كنم كه الان بچه ‏هاى ما با يك يا دو بار عمليات، يكباره احساس خستگى می كنند. نگرانى من اين است كه در اين صورت، نيروها برش خودشان را از دست بدهند و ديگر اجرا يا لغو عمليات، برايشان علی ‏السويه بشود و بی تفاوت بشوند... ما حتى اگر يك دقيقه وقت تلف كنيم، اين اتلاف وقت به ضرر ما تمام می ‏شود؛ چون دشمن در همان فاصله، ميادين مين جديد در مقابل خودش احداث می كند و كارمان دشوار می شود. اين مشكلات، امروز هم دست به گريبان ماست. توصيه شما به بسيجيان امروز چيست؟ - [توصيه‏ام اين است كه] يك مقدار صبر داشته باشيد. به خاطر اينكه خدا آدم را در راحتى آزمايش نمی ‏كند. اگر شما يك دوره روى زندگى پيامبران و ائمه(ع) مرورى داشته باشيد، می بينيد سرتاسر زندگى آنها، آميخته با مشقت بوده است... به خدا قسم الان ما داريم ناشكرى می كنيم. ما الان قوی ترين نيروى عملياتى را كه در اوايل جنگ، آرزوى در اختيار داشتن آنها را داشتيم، در اختيار داريم؛ نيروى بسيجی ‏اى كه چهاربار جبهه رفته و جنگيده، داراى ديد و فكر ذهنى خوب، بسيار پرقدرت! يعنى شما به سختی‏ها از دريچه آزمايش الهى نگاه می كنيد؟ - اگر همين سختیها وجود نداشته باشد، ما آزمايش نمی شويم. راحت‏ طلبى با تن دادن به آزمايش در درگاه خدا، جور در نمی ‏آيد. اتفاقا خدا هم در شرايط سختى است كه بنده‏اش را می ‏شناسد كه آيا مؤمن است يا غير مؤمن. آيا اين بنده، مؤمن است، استقامت دارد، صبر و تحمل دارد، شكيبايى، وقار و بردبارى دارد يا نه. اگر مايليد، بحث را عوض كنيم. شما خود فرمانده محبوبى هستيد، جالب است بدانيم فرمانده مورد علاقه خود شما چه كسى است؟ - به خدا قسم، خدا شاهد است حاج احمد را من دوستش دارم. قلبا دوستش دارم. احدى را هم اينقدر دوستش نداشته‏ ام. در اين ساليان برخى جنگ را برادركشى خطاب كردند و عده ‏اى نيز با ترفندهايى می خواهند اين‏طور وانمود كنند كه گويى حادثه جنگ اصلاً در حد يك حماسه نبوده و جنگى معمولى با نتيجه ‏اى مرضی ‏الطرفين بوده است؟ - [اشتباه است] عراق وحشتناك آمده بود. خدا شاهد است خبرنگارى به اين صدام بی ‏وجدان كه در خرمشهر در حين سوار شدن به هلی كوپتر بوده، گفته كه يك سوال ديگر هم دارم و او گفته است: مصاحبه بعدى در اهواز. بعد هم سوار هلی كوپتر شده و رفته. در گيلانغرب راننده تانك عراقى گفت: صدام از خود من پرسيد كه از فلكه تانكى تا تهران چند كيلومتر است؟! در اهواز، پادگان حميد سقوط می ‏كند. بسيارى از قطعات فانتوم‏ها در پادگان حميد بودند اما خيانت‏كاران طورى هماهنگ كرده بودند كه يكى از قطعات فانتوم‏ها را برندارند. دشمن به نورد اهواز می رسد؛ ۱۵ تا ۱۸ كيلومتر تا اهواز فاصله داشته. به راحتى، آبادان را دور می زند و محاصره می ‏كند اما كارش را پايان نمی ‏دهد. عراقی ها تا پل نو می ‏آيند و از آن رد می ‏شوند و به خونين شهر می ‏آيند. عراقی ‏ها ۲۱ ميليارد دلار از راه ارتباط گمرك می ربايند. پس از خرمشهر و در غرب و سوسنگرد، جنايت‏ هايى را كه بيشتر از همه در زمينه فحشا و مسايل ناموسى است، انجام می ‏دهند كه همه شما از آنها آگاه هستيد. راستى، ماجراى انگشت شست شما چيست كه مدتى باندپيچى شده است؟ - يك بار در وسط جمعيت گير كرده بودم و كارى از دستم برنمی ‏آمد. فشار جمعيت آنقدر زياد بود كه نمی ‏توانستم عبور كنم. بالاخره دوستان راه را باز كردند و از ميان رزمندگان عبور كرديم. بعد عباس كريمى ديد كه انگشت شستم را گرفته‏ام و فشار می ‏دهم. پرسيد چى شده؟ گفتم: خوش انصاف‏ها انگشت شستم را شكستند. عباس باور نكرد. بعد كه ديد دستم را گچ گرفتم، باورش شد. و حرف آخر؟ - ما هر چه داريم از شهدا داريم و انقلاب خون بار ما حاصل خون اين عزيزان است. در تمام طول تاريخ بشريت، چه در ليست استكبار و چه در جنگ‏هاى اسلام و صدر اسلام و تمامى غزواتى كه پيامبر(ص) شخصا در آنها حضور داشت، هميشه اين مشخص بود كه جنگ حالت سكه چند رو دارد؛ در هيچ كجاى تاريخ و مقررات جنگ، استراتژى جنگ و تاكتيك جنگ، هيچ كس يا هيچ گروهى نتوانسته بگويد اين عمليات، پيروز است يا پيروز نيست. پيامبر(ص) در جنگ نگفته است پيروز است يا نه! تنها حركت در راه خدا مهم است. خداوند شكست می دهد، پيروزى هم می ‏دهد. همه بايد اتكا به خدا داشته باشيم. اعضاى بدن ما ضعيف است. پيروزى با خداست. عمليات به دست كس ديگرى است. دست ما نيست كه سخت باشد يا آسان. ديدگاه‏ هاى ما مادى است. تا حد توان‏كار، می شود و بقيه ‏اش با خداست. ما زيربناى جنگ‏مان معنويت است. ما اين جنگ را با خون پيش می ‏بريم.


حالا از اون روزي که دختر ميمون به بغل وارد فروشگاهشون شده بود و با کلي پز قيمت ۶ ميليوني ميمونش و خرج ماهانه يک ميليون را به رخ کشيده بود، فهميد که توي اين شهر هيچ چيز سرجاش نيست.... سکانس اول پایگاه خبری انصارحزب الله - خيلي آرام با رفتار نمايشي وارد فروشگاه مي‌شود. يک چيز قهوه‌اي‌رنگ با دم نازک، گردنش را دور زده بود. فکر مي‌کنم شال گردن مدل جديد است که از پوست يک حيوان بخت برگشته درست شده و به دنبال سر و ته آن چيز قهوه‌اي شکل مي‌گردم. يک دفعه زن کنار دستيش با جيغ کوتاهي مي‌گويد: واي، آخي، حيووني چه ناز خوابيده. چند دقيقه طول مي‌کشد تا دو چشم مشکي ريز و خواب‌آلود را بتوانم تشخيص بدهم و باور کنم آن شال گردن قهوه‌اي پرزدار، ميمون تزييني است. دختر که انگار بيشتر براي نمايش خود و ميمونش وارد فروشگاه شده بود با صدايي تصنعي توضيح داد که تازه به اين محل نقل مکان کرده و دنبال يک کلينيک دامپزشکي براي ميمونش مي‌گردد. زن کنار دستش در حالي که هنوز چشم از ميمون برنداشته مي‌پرسد: آخي طفلي مريضه؟ و دختر که ته چهره‌اش در هم مي‌رود مي‌گويد: نه خانم. اين ميمونا بايد هفته‌اي يک آمپول بهشون تزريق بشه که خواب‌آلود باقي بمونن. زن مي‌پرسد: خب چرا؟ براي اينکه اينطوري هم شيطوني نمي‌کنن و آروم مي‌خوابن و هم طول عمرشون بيشتر ميشه. من کلي پول دادم تا اندي رو خريدم. حالا بايد آمپولاشو بهش بزنم که بيشتر زنده بمونه. اگه هر هفته بهش آمپول بزنم تا ۵ سالم زنده مي‌مونه. زن در حالي که با احتياط ميمون را نوازش مي‌کرد گفت: چقدر نازه. چند خريدينش؟ دختر که انگار منتظر شنيدن چنین سوالي بود گفت: اندي توي همه ميمونا تکه. ريزنقش و کوچيک. براي همين کوچيک بودنش کلي پول دادم. ۶ ميليون بابتش پول دادم. زن ناخودآگاه با ته صداي جيغ مانند گفت: ۶ميليون؟!!!!! بعد انگار که خودش هم متوجه تعجبش شده بود، تغيير لحن داد و گفت: خب پس حق دارين هر هفته براش آمپول بزنيد. کلي پولشو داديد. ولي متاسفانه ما تو اين محل کلينيک نداريم. راستي غذاش چيه؟ دختر که ديگه داشت تقريبا از فروشگاه خارج مي‌شد گفت: غذاش مخصوصه. اصولا از جاهاي خاص بايد بخرم. اونم خيلي گرونه ولي به داشتنش مي‌ارزه. زن گفت: خيلي گرون يعني چند؟ کلا ماهي حدود يک تومن ميدم براي هزينه‌هاي نگهداريش و غذا و واکسنش. فعلا. باي. زن که اينبار زبانش از تعجب بند آمده بود سرش را به نشانه خداحافظي تکان داد و وقتي دختر رفت زير لب گفت: اي خدا بعضي‌ها چه جور زندگي مي‌کنن اونوقت ما..... سکانس دوم ماهها بود که درسش را در رشته کامپيوتر تمام کرده بود. سربازيش را هم رفته بود. حالا ديگر وقتش رسيده بود که براي خودش کاري دست و پا کند و بعد هم ازدواج کند. اما انگار تيرش به سنگ خورده بود. در اين چند ماه هر چه به دنبال کار مرتبط با رشته‌اش گشت توفيقي نصيبش نشده بود. کلافگي‌اش از بيکاري يک طرف، تمام شدن پس اندازش از وام دانشجويي هم از طرف ديگر به شدت در منگنه‌اش گذاشته بود. تو اين چند ماه تقريبا تمام پس‌اندازشو براي اجاره خونه گذاشته بود. حالا ديگه حتماً بايد کاري براي خودش دست و پا مي‌کرد. اما کي حاضر مي‌شد به يه بچه شهرستاني، بدون معرف و ضامن کار بده. هيچ کس. کار هر روزش خريد آگهي روزنامه و زنگ زدن شده بود. ديگه حساب سنگفرشهاي خيابون انقلاب رو هم داشت. ولي راه به جايي نبرد. حالا پادوی يک فروشگاه لباس فروشي شده بود. زمين‌ها رو تي مي‌کشيد، ويترين‌ها رو دستمال مي‌کشيد، چاي مي‌آورد و تا اخر شب تو فروشگاه مي‌موند تا همه چيز را تميز بکنه بعد کرکره رو بده پايين و راهي خونش بشه. حقوقش فقط کفاف اجاره خونه و يه بخور و نمير را مي‌داد. احساس مي‌کرد تمام آرزوها و روياهايي که براي بعد از فارغ‌التحصيلي و سربازي کشيده بود، همه بر باد رفته. حتي ديگه به ازدواج هم فکر نمي‌کرد. حالا از اون روزي که دختر ميمون به بغل وارد فروشگاهشون شده بود و با کلي پز قيمت ۶ ميليوني ميمونش و خرج ماهانه يک ميليون را به رخ کشيده بود، فهميد که توي اين شهر هيچ چيز سرجاش نيست. دلش هواي روستاي کوچک خودشان را کرده بود. روستايي که آدمهاش به قدر زحمتشون ارزش دارند و ارزش آدمهاش خيلي بيشتر از حيواناتش است. حالا دلش براي بوسيدن دستهاي پينه بسته پدرش، چادرنماز مادرش، کلبه چوبي کوچکشان، غذاهاي لذيذ مادرش، زمزمه‌هاي زير لب بي‌بي، سادگي روستا و مردمانش خنده‌های کودکانش و.... تنگ شده بود. با صاحب‌خانه تسويه کرد. حقوق چند روز کارش را هم از صاحب فروشگاه گرفت. ساک کوچکش را برداشت و راهي ترمينال شد. حالا که کاري جز پادويي فروشگاه در اين شهر درندشت برايش وجود نداشت بهتر بود که خدمت پدرش را مي‌کرد و سر زمينشان کار مي‌کرد تا پدرش هم بتواند بعد اين همه وقت کمي استراحت کند. از هيچ چيز ناراحت نبود، غير از اينکه ۴سال از بهترين سالهاي عمرش را در دانشگاه تلف کرد براي داشتن کار بهتر و حالا به همان نقطه قبل از قبولي در دانشگاه برگشته بود. نفسي عميق کشيد. پايش را روي اولين پله اتوبوس گذاشت. براي بار آخر به شهر دود و شلوغي نگاهي انداخت و بعد پله‌هاي اتوبوس را بالا رفت تا به روستاي کوچکشان رهسپار شود. بيکاري جوانان تحصيل کرده، معضلي که سال‌هاست به سوهان روح جوانان و خانواده‌هايي که با هزاران اميد و آرزو از همه چيز مي‌زنند تا فرزندشان تحصيل کند و وارد دانشگاه شود، تبديل شده است. جوانان تحصيل کرده از يک سو بايد نگاه‌هاي نگران پدر و مادر و گاهي هم زخم زبان‌هاي اطرافيان را که از «بي‌عرضگي» آنها مي‌گويند تحمل کنند و هم درد بي‌پولي و عدم استقلال را! بحران بيکاري بين قشر تحصيل کرده اما به آنجا رسيده که علي ربيعي وزير کار نيز با اعلام بيکاري حدود ۱ ميليون و ۳۰۰ هزار تحصيلکرده دانشگاهي اعتراف کرده است: کشور با بحران بيکاري فارغ‌التحصيلان مواجه است. به عبارت ساده‌تر در حالي که به نظر مي‌رسد کارجويان تحصيلکرده بايد شرايط مناسب‌تري را براي ورود به بازار کار کشور داشته باشند، اما آمارها مي‌گويند چنين نيست و هجوم دهه‌هاي اخير جوانان به دانشگاه‌ها و دريافت مدارک گوناگون تحصيلي نتوانسته است کمک چنداني به آنها در ورود به عرصه بازار کار کشور داشته باشد که البته اين مسئله مربوط به همه تحصيلکرده‌ها نيست و افراد بسيار زيادي نيز اگر وارد دانشگاه نمي‌شدند، امروز نمي‌توانستند در جايگاه‌هاي مناسب شغلي قرار بگيرند. در دولت‌هاي قبل معمولا ناهماهنگ بودن آموزش‌هاي تئوريک دانشگاهي با نيازهاي بازار کار، بي‌توجهي به رشته‌هاي مورد نياز جامعه، تربيت صرف دانشجو بدون ظرفيت‌سنجي و جزيره‌اي عمل کردن دانشگاه‌ها؛ به عنوان مهمترين دلايل بيکار ماندن هزاران فارغ‌التحصيل دانشگاهي کشور نام برده مي‌شد. ‏ با وجود اينکه آمارها از بحران بيکاري جوانان با تحصيلات بالا خبر مي‌دهند، چندشغله‌ها همچنان در دستگاه‌هاي دولتي مشغول به کارند و رابطه‌ها بر ضابطه و قانون‌هاي استخدامي ارجحيت دارد. اين درحالي است که امروز بسياري از جوانان مي‌توانند بدون کنکور براي مقطع ليسانس وارد دانشگاه شوند و همين امر به تعداد تحصيل کرده‌هاي بيکار مي‌افزايد. تحصيل کرده‌هايي که با توجه به درجه تحصيلشان حاضر نيستند در شغل‌هاي پست‌تر از نظر تحصيلي مشغول به کار شوند و شايد هم بتوان به نوعي به آنها حق داد؛ چرا که چند سال از بهترين سال‌هاي عمرشان را به تحصيل علم اختصاص داده‌اند به اميد زندگي بهتر و جايگاه اجتماعي بالاتر. منبع:هفته نامه یالثارات الحسین(ع)


مخالفان منع حجاب در دوره رضاشاه به سختی زیر فشار و تهدید بودند و چاره‌ای جز سکوت نداشتند. اعتراضاتی همچون قیام مسجد گوهرشاد هم با تهاجم وحشیانه مزدوران روبرو شد و بسیاری از مردم مسلمان در کنار حرم امام رضا علیه‌السلام به خاک و خون کشیده شدند. مجله مهر: همزمان با بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها در سراسر کشور، دانشجویان دانشگاه شیراز با بخشنامه‌ای مواجه شدند که پوشیدن چادر را برای دختران ممنوع می‌کرد. در سال ۱۳۵۲ نیز وزیر آموزش و پرورش در برابر پوشیدن چادر از سوی دختران دبیرستانی ایستاد. همچنین نمونه‌های فراوان مشابهی از اینگونه حرکت‌ها می‌توان در دوره پهلوی دوم یافت. محمدرضا شاه نتوانست و یا شاید نخواست سیاست‌های پدرش رضاشاه را درباره منع حجاب و چادر پی بگیرد، اما با روشی متفاوت به دنبال حذف چادر و پوشش اسلامی از جامعه بود. رضاشاه گرچه توانسته بود با سیاست‌های ظالمانه و به زور سرنیزه، حجاب بخشی از زنان جامعه را بردارد و زنان بسیاری را ناچار به ماندن در خانه‌ها کند، اما برکناری و تبعید او به جزیره موریس، بخش مهمی از کوشش‌های ۱۵ ساله او را بر باد داد. مخالفان منع حجاب در دوره رضاشاه به سختی زیر فشار و تهدید بودند و چاره‌ای جز سکوت نداشتند. اعتراضاتی همچون قیام مسجد گوهرشاد هم با تهاجم وحشیانه مزدوران روبرو شد و بسیاری از مردم مسلمان در کنار حرم امام رضا علیه‌السلام به خاک و خون کشیده شدند. با این حال پایان دوران رضاخان دوباره مخالفان منع حجاب را به جنب و جوش انداخت و نامه‌نگاری به شاه جوان و ضعیف آغاز شد. نامه‌هایی برای پایان قانون ضد حجاب مهرماه ۱۳۲۰ آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی در نامه‌ای شدیداللحن به نخست‌وزیر وقت خواستار کم کردن فشار بر زنان محجبه شد. آیت‌الله سید حسین طباطبایی بروجردی از مراجع وقت نیز در سال ۱۳۲۳ نامه‌ای به شاه نوشت و از او خواست قانون منع اجباری حجاب را لغو کند. زنان چادری دوباره به خیابان‌ها بازگشتند و دوران سیاه استفاده از قوه قهریه برای مبارزه با حجاب اسلامی به پایان رسید. دورانی که بر اساس منابع تاریخی، زنان باحجاب را به اتوبوس‌ها راه نمی‌دادند، پاسبان‌ها با بی‌رحمی تمام زنان چادری را کتک می‌زدند و به آنها اهانت می‌کردند و ماموران حتی با پارچه‌هایی که زنان به جای چادر بر سر می‌انداختند نیز به شدت برخورد می‌کردند و آنها را پاره می‌کردند. عقب‌نشینی از زور؛ ادامه مبارزه با حجاب پهلوی دوم در کتاب «ماموریت برای وطنم» که در سال ۱۳۴۱ نوشته شده است، با وجود تایید رویکرد پهلوی اول، به تلویح از روش رضاخان تبری می‌جوید و می‌گوید: «مسئله کشف حجاب نمونه‌ای از اقدامات اصلاحی پدرم بود و همین که پدرم از ایران خارج شد در اثر پاشیدگی اوضاع در دوران جنگ، بعضی از زنان مجددا به وضع اول خود برگشتند و از مقررات مربوط به کشف حجاب عدول کردند.» او سپس به تفاوت رویکرد حکومت جدید اشاره می‌کند و می‌گوید: «ولی من و دولت من از این تخطی چشم‌پوشی کردیم و ترجیح دادیم که این مسئله را به سیر طبیعی خود واگذاریم و برای اجرای آن به اعمال زور متوسل نشویم. امروز در شهرها و قصبات ایران زنان با حجاب دیده می‌شوند ولی روز به روز از عده این زنان می‌کاهد و به تدریج از میان می‌رود.» این بخش از کتاب شاه، به روشنی نشان دهنده اهداف او در جهت زدودن کامل حجاب از چهره جامعه اسلامی ایران بوده است که البته هیچ گاه به واقعیت نینجامید و در جریان انقلاب بهمن ۵۷، زنان چادری در بسیاری از تظاهرات‌ها دیده می‌شدند. استفاده از سینما و فرهنگ به جای قوای قهریه اعتراضات مخالفان منع حجاب به جایی رسید که ۱۰ دی ۱۳۲۲، سیاست ممنوعیت حجاب از اولویت‌های حکومت پهلوی خارج شد. با این حال حکومت پهلوی ساکت نننشست و از راه دیگری وارد شد. مقایسه قوانین مرتبط با سانسور در سینماها و موسسات نمایشی نشان می‌دهد که در سال ۱۳۲۱ مواردی از جمله «روابط نامشروع زنان شوهردار»، «زنان لخت» و موارد دیگر منع شده است، اما این نمونه‌ها در آیین‌نامه مصوب در سال ۱۳۴۴ حذف شده و به منع نمایش «جزئیات روابط جنسی منحصرا به منظور ارضای خواست‌های پست و جلب مشتری» و همچنین «آن قسمت از اندام برهنه زن و مرد، دختر یا پسر که عیان ساختن آن عفت عمومی را جریحه‌دار می‌کند.» اکتفا شده است. با این حال همین قوانین هم با جدیت اعمال نمی‌شدند؛ چنان‌که نمایش روابط جنسی و بدن برهنه زنان در فیلم‌های داخلی و خارجی در سینماها سرانجام به جایی رسید که ساواک در گزارشی که در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۵۱ تنظیم شده می‌نویسد: «اخیرا سینماهای تهران فیلم‌هایی که باعث تحریک جوانان به فساد می‌شود بر روی اکران سینما آورده و این موضوع باعث عصبانیت اکثر مردم شده است.» جشن‌های هنر شیراز؛ تابوشکنی از برهنگی یکی دیگر از جلوه‌های روشن مبارزه آرام پهلوی دوم با حجاب و دیگر مظاهر اسلام در جامعه، برگزاری جشن‌های هنر شیراز بود. جشن‌هایی که در سال‌های اوج درآمدهای نفتی برگزار شد و شاه بیش از همیشه احساس قدرت و شکوه می‌کرد. اولین دوره جشن هنر شیراز در سال ۱۳۴۶ برگزار شد. در دوره هفتم این جشن‌های سالانه، بازیگر تئاتر «ملوس‌ها و نسناس‌ها» بر روی سن برهنه شد و تلاشی جدید برای تابوشکنی از برهنگی در جامعه ایرانی کلید خورد. در ۹ دی ۱۳۵۵، سندی به تصویب دولت و شخص شاه رسید که در آن ضمن «حقیر کننده» خواندن پوشش چادر، در سه بخش اقدامات درازمدت، کوتاه‌مدت و جنبی، راهکارهایی برای مبارزه با چادر و حجاب اسلامی پیشنهاد شده بود.


مجله فرهنگی هفت راه نوشته است: عدم نظارت بر فضای برگزاری برخی جشنواره‌های هنری دولتی سبب شده تا این جشنواره‌ها که قرار است تجلی‌گاه فرهنگ ایرانی – اسلامی باشند، به محلی برای ارائه اثار غیراخلاقی تبدیل شوند؛ اتفاقی که این روزها در جشنواره مشترک شهرداری تهران و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حال روی دادن است. یک وبلاگنویس درباره مشاهدات خود از این جشنواره نوشته است: سوگواره‌ای برای فرهنگ که دومین دوره آن با نام جشنواره فیلم و عکس همراه تهران برقرار است؛ جشنواره‌ای که با ظهور پدیدهٔ تلفن‌های هوشمند کمبودش جهت فرهنگ سازی احساس می‌شد و دومین دوره آن هم به همت دستگاه‌های مرتبط از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در پردیس سینمایی ملت در حال برگزاری است. ما رفتیم و دیدیم عکس‌هایی به سبک خود انگاری یا‌‌ همان selfi خودمان را که دخترکان به خوبی از خود انگاشته بودند و چشمان تیز بین هیئت داوران آن‌ها را برگزیده و به نمایش عموم گذاشت. دخترک؛ نیمه عریان؛ یا واضح‌تر بگویم تا واضح‌تر چشمتان ببیند. عکس نگاشته شده از بازتاب تصویر در جسمی شفاف در قلب تصویر کاملا ببینید دختری نیمه عریان را که با لباس مخصوص نیم تنهٔ بالای بانوان ایستاده و عکسی selfi انگاشته از خود…


معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری شهریور امسال و به مناسبت روز دختر، در انتشار نشریه‌ای همکاری داشته است که مملو از مطالبی در توهین به احکام اسلامی و نظام جمهوری اسلامی است. به گزارش رجانیوز، نشریه «بیست ساله‌ها» شهریور ماه امسال و همزمان با روز دختر به انتشار ویژه‌نامه‌ای اقدام کرده است که بر تارک آن تصویر «شهین‌دخت مولاوردی» معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری نقش بسته و البته در کنارش تاکید شده که این ویژه‌نامه با همکاری این معاونت منتشر شده است. همچنین اولین مطلب این ویژه‌نامه‌هم به قلم معاون رییس جمهور نگاشته شده است. اما با مرور مطالب این ویژه‌نامه به نکات عجیبی بر می‌خوریم. در صفحه هشت این نشریه و در مطلبی با عنوان «مشکلات دختران ریشه‌های فرهنگی دارد» که به قلم مریم باقی –دختر عمادالدین باقی- نوشته شده است، رسماً احکام اساسی اسلامی مانند تفاوت دیه و ارث زن و مرد زیر سوال رفته و ریشه مشکلات دختران معرفی می‌گردد. در این مطلب و ذیل عنوان «مشکلات حقوقی و قانونی» و بعنوان اولین مشکل آمده است: «دسته‌ای از قوانین قدیمی وجود دارند که دختران با تفاوت‌ و تبعیض در آن مواجه هستند مانند دیه هنگامی که آسیب جسمانی متوجه آنان می‌شود و یا هنگاهی که میراث آنان نصف برادرهایشان تعیین می‌شود.» دوصفحه بعد از این و در مطلب دیگری با عنوان «دختران جوان از نمای نزدیک» یکی دیگر از احکام اسلامی زیر سوال می‌رود. در بخشی از این مطلب می‌خوانیم: «در بحث عدالت قضایی نیز همچنان تابلوهای اجتماعی و ممانعت‌های قانونی در هنگام ازدواج دختران و ولایت قهری پدر و ضرورت رضایت او برای ازدواج دختر(حتی دختری که از لحاظ سن، تجربه و تحصیلات مورد تایید است) جزو تبعیض‌های قضایی محسوب می‌شود.» در صفحه ۳۶ نوبت به زیر سوال بردن حکم اسلامی دیگری فرا می‌رسد و ازدواج موقت تلویحاً با فحشا هم‌تراز انگاشته می‌شود. در مطلب «ازدواج سپید» و از قول یک جامعه شناس نوشته شده است: «در حال حاضر ازدواج موقت به ارضای جنسی خود نزدیک شده است این در حالی است که چنین رابطه‌ای تفاوت چندانی با فحشا ندارد.» این جامعه شناس در ادامه توصیه کرده است: «لازم است افراد روابط خود را در سطح محدود نگه دارند و زمانی که به این نتیجه رسیدند پیوند میان آنها عمیق است و می‌توانند تعهد کافی نسبت به یکدیگر داشته باشند رابطه خود را ثبت کنند البته ممکن است از ازدواج اول پدر رضایت نداشته باشد اما باید برای این موضوع نیز راهکارهای قانونی در نظر گرفته شود»! اما چند صفحه پایانی مطالب به نامه‌هایی اختصاص دارد که گویا دختران برای رییس جمهور فرستاده‌اند که البته در این نامه‌ها هیچ نشانی از نویسنده نیست. گویا صفحات قبلی نشریه برای بیان همه اهانت‌ها به احکام اسلامی کافی نبوده و حالا دست اندرکاران این ویژه نامه ترجیح داده‌اند بقیه حرفهای خود را از بان دخترانی بی‌نام و نشان بیان کنند. اینچنین است که در یکی از این مثلاً نامه‌ها نوشته شده است «حکومت اسلامی که جایگزین حکومت طاغوت شد و هنوز هم رضاشاه گونه می‌اندیشد» و در نامه‌ای دیگر اردوهای راهیان نور مورد تمسخر قرار گرفته است. باید گفت ویژه‌نامه‌ای که به مناسبت میلاد باسعادت حضرت فاطمه معصومه(س) و روز دختر منتشر شده است، نهایتاً چیزی نیست جز ملغمه‌ای از شعارهای فمینیستی با طعم زیر سوال بردن احکام و مقدسات اسلامی. در این نشریه حتی برخی شعارهای تفرقه‌انگیزانه قومیتی هم مورد اشاره قرار گرفته است. با این وصف باید از معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری پرسید دلیل همکاری با این نشریه و کمک به انتشار آن چه بوده است؟ مخصوصاً که با روی کار آمدن دولت یازدهم تلاش‌های فمینیست‌ها برای حضور رسانه‌ای افزایش پیدا کرده است و حتی یکی از مشهورترین آنها موفق شده است بعد از چندین سال دوباره مجوزی برای انتشار یک نشریه در حوزه زنان بدست بیاورد. گفتنی است «محمدرضا مقیسه» که در شناسنامه نشریه بعنوان قائم مقام مدیرمسئول معرفی شده است، از اعضای ستاد میرحسین موسوی در سال ۸۸ به حساب می‌آید که پس از انتخابات هم به فعالیت‌های خود ادامه داد. او سابقه بازداشت در فتنه ۸۸ را هم در کارنامه دارد.


اظهارات شعاری خاتمی در آستانه هفته دفاع مقدس

 

 

خاتمی جنگ را زشت می‌داند فتنه را نه؟!

 
 سید محمد خاتمی در آستانه هفته دفاع مقدس در یک سخنرانی با برشمردن جنگ را اتفاقی زشت توصیف کرد اما توضیح نداد که موضع او نسبت به تشویق به خشونت و فتنه گری چیست.

 خاتمی در حالی تاکید کرد "امروز باید خشونت‌طلبان، افراط‌گرایان و حامیان جنگ از صحنه سرنوشت کنار روند" که خود او به دلیل مواضعش در جریان خشونت های مربوط به فتنه 88 مورد انتقاد قرار دارد.

خاتمی که تا کنون بابت مواضعش در فتنه مورد محاکمه قرار نگرفته، بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم، مهمان ثابت بسیاری از برنامه های فرهنگی بوده است.

بر اساس گزارش ایسنا، خاتمی با تاکید بر اینکه باید به جای ستایش و توصیه به صلح، جان‌های صلح‌طلب تربیت شوند، اظهار کرد: باید گفت‌وگو درباره صلح به گفتمان صلح جهانی و پارادایم ستیز و خشونت به سرمشق تفاهم تبدیل شود.
 
سیدمحمد خاتمی صبح امروز در مراسمی که به مناسبت روز جهانی صلح در موزه صلح تهران برگزار شد، با اشاره به اشعار ملک‌الشعرای بهار در نکوهش جنگ و ستایش آشتی و صلح، خاطرنشان کرد: ‌در طول تاریخ به ویژه در قرنی که گذشت ما شاهد بودیم که بسیار از صلح یاد شد و جنگ مورد نکوهش قرار گرفت.
 
وی با بیان اینکه همواره جنگ، ستیز و خشونت میان آنان که قدرت را در دست دارند با آنان که باید زندگی کنند بیشتر بوده است، اظهار کرد: این خشونت و جنگ در قرنی که گذشت با توجه به پیشرفت تکنولوژی و فناوری و همچنین افزایش فزون‌خواهی انسان‌های قرن بیستم بیشترین فجایع را در طول تاریخ به وجود آورد.
 
او با اشاره به دو جنگ جهانی، جنگ‌های منطقه‌ای و جنگ سرد، اضافه کرد: ما در طول تاریخ از جنگ‌های جهانی گرفته تا امروز که در پایان قرن بیستم است شاهد بروز پدیده وحشتناکی به نام تروریسم بوده‌ایم. این موضوع همواره بوده و به تناسب دنیای امروز ابعاد وحشتناکی پیدا کرده است.
 
خاتمی گفت: در مقابل نیز صدای جنگ علیه تروریسم وجود دارد که ترور و تروریسم خود حاصل فزون‌خواهی و جنگ‌طلبی قدرت‌هاست در حالیکه مصلحان بزرگ به ویژه پیامبران خدا ندای زندگی برای انسان دادند و تاکید کردند که زندگی در جایی است که صلح باشد.
 
او در ادامه به آیات قرآن کریم اشاره کرد و گفت: خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید به دعوت پیامبر و خدای پیامبر که شما را به زندگی می‌خواند پاسخ دهید.
 
وی با تاکید بر اینکه آنچه در طول تاریخ همواره بر صلح غالب بوده، جنگ بوده است، اظهار کرد: ستایش کردن و توصیه کردن به صلح فایده زیادی ندارد بلکه باید جان‌های صلح‌طلبی تربیت شود. باید گفت‌وگو درباره صلح به گفتمان صلح در جهان تبدیل شود و پارادایم یا سرمشق ستیز و خشونت به سرمشق و پارادایم تفاهم تبدیل شود چرا که باید در برابر جنگ تمدن‌ها، گفت‌وگوی تمدن‌ها مطرح شود.
 
او افزود: امروز پارادایم باید تغییر کند و زندگی‌ها دستخوش تغییر شوند. امروز باید خشونت‌طلبان، افراط‌گرایان و حامیان جنگ از صحنه سرنوشت کنار روند تا صلح، اتحاد و تفاهم پدید آید چرا که در این صورت است که زندگی انسان‌ها سرشار از صلح می‌شود.
 
خاتمی با تاکید بر اینکه جنگ اتفاق زشتی است، گفت: موزه صلح موزه‌ای است که زشتی‌های جنگ را به رخ می‌کشد اما در دل این زشتی‌ها زیبایی‌هایی از جنس مقابله در مقابل جنگ و مقاومت نهفته است چرا که چنانچه انسان‌هایی از جان گذشته نباشند تا در مقابل خشونت‌گرایان ایستادگی کنند زندگی بشریت یک شبه به جهنم تبدیل می‌شود.
 
رییس‌جمهور پیشین کشورمان با بیان اینکه به همان اندازه که جنگ زشت است، جنگ به معنای دفاع از موجودیت و بقای خود و ایستادن در برابر متجاوز زیباست، اضافه کرد: اگر این مقاومت‌ها نبود جنگ‌طلبان بسیار زود همه زندگی بشریت را نابود می‌کردند.
 
وی در پایان با تاکید بر اینکه روز صلح و برپایی موزه صلح امر مبارکی است، خاطرنشان کرد: باید همگان به پیام پیامبران و مصلحان بشریت گوش دهیم و زندگی را سرشار از تفاهم، گفت‌وگو و محبت کنیم و با همبستگی جان‌های محبت‌خواه، زشتی‌آفرینان و جنگ‌آفرینان را در ابتدا منزوی کنیم و چنانچه خدا بخواهد سر رشته حیات و سرنوشت انسان‌ها را از دست جنگ‌طلبان و خشونت‌گرایان خارج کنیم.



قابلیت‌های جدید وایبر برای جاسوسی!

 
با گسترش روز افزون تکنولوژی و فناوری‌های نوین شاید فاصله‌های فیزیکی معنای چندانی نداشته باشد، نسخه جدید اپلیکیشن وایبر یکی از محبوب‌ترین اپلیکیشن‌های پیغام رسان با قابلیت تماس تصویری و رابط کاربری فارسی منتشر شد.

قابلیت‌های جدید وایبر برای جاسوسی!با گسترش روز افزون تکنولوژی و فناوری‌های نوین شاید فاصله‌های فیزیکی معنای چندانی نداشته باشد، نسخه جدید اپلیکیشن وایبر یکی از محبوب‌ترین اپلیکیشن‌های پیغام رسان با قابلیت تماس تصویری و رابط کاربری فارسی منتشر شد.

وایبر در تلاش است تا همه را به سمت خود جذب کند به همین منظور در پنجمین نسخه از به‌روز رسانی این اپلیکیشن قابلیت تماس تصویری و واسط کاربری فارسی را در کنار تماس صوتی و  اضافه کرده است تا کاربران دیگر برنامه‌های پیغام رسان را ترک کرده و روی به وایبر بیاورند.
 
تا به امروز هر موقع حرف و حدیثی از تماس تصویری می‌شد دیدگان همه روی اپلیکیشن اسکایپ خیره می‌شد. چرا که اسکایپ به گونه‌ای طراحی شده که حتی کاربرانی با سرعت‌های پایین‌تر نیز می‌توانند به راحتی از آن بهره ببرند، همانطور که پیشتر هم در دریچه خوانده بودید وایبر با هدف رقابت جدی با اسکایپ وارد گود رقابت شده است. از این رو وایبر امکان برقراری تماس تصویری را به اپلیکیشن خود اضافه کرده است تا رقابت جدی‌تر شود.
 
اما باید منتظر بمانیم و ببینیم که آیا وایبر در خصوص تماس تصویری چقدر می‌تواند موفق واقع شود. گفتنی است رابط کاربری در نسخه اندروید بهبود یافته و در نسخه iOS نیز ارسال تصاویر و ویدئوها راحت‌تر از قبل ممکن شده است. مدتی بود که تماس تصویری را به صورت آزمایشی در اختیار کاربران PC قرار داشت اما حال در نسخه پنجم کاربران از طریق گوشی و یا تبلت هوشمند خود می‌توانند تماس تصویری برقرار کنید.
 
شما چه نظری دارید، آیا این قابلیت‌ها جهت برقراری ارتباطی راحت است؟! آیا وایبر در مقابل اسکایپ حرفی برای گفتن خواهد داشت؟ و در نهایت بهترین اپلیکیشن از نظر شما برای برقراری ارتباط کدام است؟ در بخش ارسال نظر این خبر می‌توانید نظرات خود را با ما و دیگر کاربران دریچه به اشتراک بگذارید.




بعد از اظهارات معاون روحانی

پروژه "کافی‌شاپ" به "آزادی حجاب" رسید!

تحلیل فوق پیش از آنکه به مقایسه حجاب با اعمالی مانند قتل و دزدی از یک سو و نماز از سوی دیگر بپردازد، نیازمند توجه به مبانی قانونی الزام حجاب است.

همزمان با مطرح شدن بحث اشتغال زنان در کافی شاپ توسط معاون روحانی و حمایت رسانه ها و شخصیت های اصلاح طلب از این اظهارات، این جریان سیاسی موضوع لزوم اختیاری بودن حجاب را هم کلید زده است.

سه روز پیش شهیندخت مولاوردی معاون رئیس‌جمهور در امور زنان با انتقاد از اظهارات یک مقام ناجا ممنوعیت اشتغال زنان در فضای عمومی کافی‌شاپ‌ها گفت: اشتغال برای برخی زنان در این اماکن ضروری است و خرج زندگی خود را از این راه به دست می آورند. آیا باید به دنبال این ممنوعیت، آنها دزدی کنند؟

به دنبال این اظهارات، الهه کولایی از اعضای حزب منحله مشارکت به کمک معاون روحانی آمد و گفت که "متاسفانه در سالهای اخیر شاهد هستیم که جریان فکری خاص قصد محدود کردن دایره اشتغال زنان را دارند تا آنان را به سوی خانه نشینی هدایت کنند. این سخن در هنگامی گفته می شود که گویا زنان از اشتغال در کافی شاپ ها و سفره خانه های سنتی منع شده اند."

اظهارات کولایی اما با انتقاد سید رضا اکرمی مشاور روحانی مواجه شد. با این وجود خط حمایت از برخی آزادی ها به سبک غربی به بهانه ÷شتیبانی از اشتغال زنان(!) در میان اصلاح طلبان . غرب گرایان دنبال شد تا به اصل موضوع حجاب رسید.

روزنامه اصلاح طلب اعتماد امروز به صراحت وارد این بحث شد و ادعای دستیابی به تناقضی در زمینه سیاست های فرهنگی کشور را مطرح کرد و نتیجه گرفت که "مساله حجاب ربطي به نظم اجتماعي ندارد".

این روزنامه نوشته است: مساله حجاب را بايد مشخص كرد كه چه نوع مساله‌يي است، مساله‌يي مرتبط با نظم اجتماعي يا مساله‌يي فرهنگي و عقيدتي؟ قتل و دزدي از منظر حكومت بيش از آنكه يك مساله فرهنگي باشد، موضوعي مربوط به نظم و امنيت اجتماعي است. به همين دليل برخورد اصلي حكومت با اين دو پديده، از طريق پليس و دادگاه و مجازات است. البته قتل و دزدي داراي وجه فرهنگي نيز هستند كه پليس و دادگاه مسووليت حل آن را ندارند، بلكه آموزش و پرورش، رسانه‌ها و متوليان ديني و خانواده بايد به حل آن اقدام كنند. من و شما بايد در تربيت فرزند خود به گونه‌يي عمل كنيم كه مرتكب اين دو جرم نشوند، ولي پليس و دادگاه بايد با مرتكبين از زاويه امنيتي و قضايي برخورد كنند.
نمونه ديگر عبادت مهم مسلمانان، يعني نماز است. اگر كسي نماز نخواند، قطعا برخورد امنيتي و قضايي با او راه‌حل نيست، زيرا نخواندن نماز، امنيت و نظم را نقض نمي‌كند، در حالي كه از نظر مسلمانان اين عبادت خيلي مهم است. در مقابل توقف خودرو در محل ممنوع، با عكس‌العمل و جريمه پليس مواجه مي‌شود كه به معناي برخورد حقوقي و امنيتي است.
حال پرسش اين است كه طرح‌كنندگان مساله حجاب از كدام منظر به موضوع نگاه مي‌كنند؟ آيا فقدان حجاب نظم و امنيت را به هم مي‌زند يا يگ گزاره ديني در خطر قرار مي‌گيرد؟ اگر دومي است، در اين صورت بايد گفت عدم رعايت حجاب اهميت بسيار كمتري از ترك نماز يا روزه يا ساير احكام ديني دارد، پس چرا به اين احكام پرداخته نمي‌شود؟
ولي اگر از منظر ديگر، يعني برهم‌زننده نظم اجتماعي به موضوع نگاه شود، در اين صورت اصلي‌ترين روش براي برخورد با مساله، پليس و دادگاه است و شيوه‌هاي ديگر در مراتب بعدي قرار مي‌گيرند.البته در اين صورت بايد چند نكته را روشن كرد. اول اينكه چه حدي از بي‌توجهي به حجاب نظم اجتماعي را تهديد مي‌كند؟ آيا اين حد مربوط به حجاب شرعي است؟ در اين صورت آيا مي‌توان گفت عدم رعايت حجاب شرعي در هر حدي كه باشد، نظم اجتماعي را تهديد مي‌كند، قطعا پاسخ مثبت نيست، همان طور كه نخواندن نماز هم ربطي به نظم اجتماعي ندارد. تعيين اين حد بسيار مهم است. حتي در مكان‌هاي گوناگون نيز حد مذكور فرق مي‌كند.
يكي از مهم‌ترين تعارضات در اين زمينه از سوي مراجع رسمي نشان دادن فيلم‌هايي است كه زنان خارجي در آنها با نوعي از پوشش هستند كه براي زنان فيلم‌هاي ايراني اين پوشش ممنوع است. در حالي كه هر دو فيلم از تلويزيون پخش مي‌شوند و اگر اثرات سوئي بر نظم اجتماعي داشته باشد، فيلم‌هاي خارجي با پوشش غيرمحجبه زنان نيز چنين اثراتي را خواهند داشت. البته در فيلم‌هاي خارجي هم زنان را با هر نوع پوششي نشان نمي‌دهند، ولي بدون روسري و حتي بيش از اين را نشان مي‌دهند. بنابراين مساله حجاب ربطي به نظم اجتماعي ندارد، پس اگر چنين است چرا رعايت حجاب را براي زنان غيرمسلمان و حتي خارجي‌ها الزامي مي‌كنند؟ و اگر مساله مربوط به نظم اجتماعي است چرا در فيلم‌ها از معيارهاي كاملا دوگانه استفاده مي‌شود؟ و نيز چرا اصرار دارند كه زنان ايراني در خارج يا برنامه‌هاي خارج از كشور نيز باحجاب ظاهر شوند، آنجا كه ربطي به نظم اجتماعي در ايران ندارد؟ پس مساله عقيدتي و انجام يك دستور ديني است. در اين صورت همان طور كه آقاي رييس‌جمهور هم تاكيد كردند، اين مساله با «ون» و «سرباز» حل نمي‌شود، زيرا ورود «ون» براي نظم اجتماعي است و نه تغيير نگرش فرهنگي و ديني."


تناقض آشکاری که در این تحلیل وجود دارد عدم توجه مبانی قانونی موضوع است. تحلیل فوق پیش از آنکه به مقایسه حجاب با اعمالی مانند قتل و دزدی از یک سو و نماز از سوی دیگر بپردازد و این موضوع را در یکی از این دو دسته قرار دهد، نیازمند توجه به مبانی قانونی الزام حجاب است.

تحلیل مذکور با توجه به مستندات خود حجاب را در دسته دوم قرار داده و بر این اساس اجباری بودن ان را به چالش کشیده است. در حالی که حجاب از منظر قانونی در دسته اول قرار می گیرد. رعایت حجاب در قوانین کشور الزامی است درست همان گونه که قتل و دزدی ممنوع و مستلزم مجازات است اما برعکس، نماز در قوانین کشور الزامی نیست.

در واقع یادداشت فوق، با اینکه زمینه و محور تحلیل را "قانون" قرار داده، اما صرفا از منظر شرعی به موضوع حجاب نگاه کرده است این در حالی است که از نظر شرعی، تکلیف تمامی موارد مطرح شده از دزدی و قتل گرفته تا حجاب و نماز، مشخص است و نیازی به بحث ندارد.




قانون‌شکنی از هر دو طرف ممنوع!

راه حل مناقشه بر سر فیلتر سایت‌ها چیست؟

 
معاونت مطبوعاتی راه مناسبی را برای اعمال قانون، در پیش نگرفته. اما بی شک مدیران سایت‌ها نیز اگر هدف خود را فعالیت "قانونی" بدانند، مشکلی با دریافت مجوز و حتی برخورد با سایت‌های بدون مجوز نخواهند داشت.
مناقشه معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد با کمیته فیلترینگ بر سر مجوز فیلتر سایت های خبری بدون مجوز همچنان ادامه دارد.

معاونت مطبوعاتی ارشاد از ده روز قبل، با تعیین ضرب الاجلی، فیلتر کردن سایت های بدون مجوز را آغاز کرد. بر اساس اعلام این معاونت، «مطابق ماده ٧ قانون مطبوعات، سایت‌های خبری فاقد مجوز از هیأت نظارت بر مطبوعات، مسدود می‌شوند و مدیران این سایت‌ها به مراجع صالحه قضایی معرفی می‌شوند.»

این اقدام باعث شد تا عبدالصمد خرم آبادی که معمولا مجری فیلتر کردن شناخته می شد، برای اولین بار نسبت به فیلترینگ سایت ها واکنش منفی نشان دهد. خرم آبادی گفت: "وزارت ارشاد راساً  نمی‌تواند دستور فیلتر و مسدودسازی هیچ‌یک از سایت‌های اینترنتی را صادر کند. چرا که هیچ قانونی، اختیار فیلتر و مسدودسازی نشریات الکترونیکی را به وزارت ارشاد نداده است. بنابراین اگر وزارت ارشاد راساً دستور فیلتر و یا مسدودسازی سایتی را خطاب به ارائه دهندگان خدمات دسترسی و یا میزبانی صادر کند ، چنین دستوری فاقد اعتبار قانونی بوده و لازم الاجرا نیست. البته اگر وزارت ارشاد، فعالیت سایت یک نشریه الکترونیکی را به لحاظ عدم دریافت مجوز از هیئت نظارت بر مطبوعات، غیرقانونی تشخیص دهد می تواند بموجب مواد 7 و 12 قانون مطبوعات ، علیه آن سایت در مراجع قضایی ذی‌صلاح شکایت کند. اگر مقام قضایی فعالیت چنین سایتی را خلاف قانون تشخیص داد ، دستور قضایی مبنی بر فیلتر و مسدود سازی آن سایت را صادر خواهد کرد."

در این میان علی مطهری به حمایت از اقدام وزارت ارشاد برخاست و با بیان اینکه در جریان جزییات این طرح بوده گفت که "بسیاری از سایت‌های خبری اقدام به ثبت‌نام کرده و مجوز دریافت کردند. با وجود آنکه دو بار مهلت ثبت‌نام معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد تمدید شد یک بار در آذرماه و بار دیگر در اسفند ماه سال92 ولی باز هم برخی سایت‌های خبری ثبت‌نام نکردند. ‌اکنون که مهلت به اتمام رسیده  هیئت نظارت بر مطبوعات مطابق ماده 7 قانون مطبوعات که می گوید اگر نشریه‌ای مجوز نداشته باشد قابل انتشار نیست، می‌تواند از ادامه فعالیت این گونه سایت‌ها و خبرگزاری‌ها جلوگیری کند."

رسایی هم به مخالفت با اقدام معاونت مطبوعاتی پرداخت و با تأکید بر اینکه متأسفانه دولت در برخود با رسانه‌ها از شرح صدر برخوردار نیست، گفت: اساساً فیلتر سایت‌های خبری توسط معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد پایه قانونی ندارد و غیرقانونی است.

اما ماجرا چیست و حق با کدام طرف است؟
واقعیت آن است که در حال حاضر از حدود 8 هزار سایت خبری فعال در کشور، تنها 270 سایت مجوز خود را از هیات نظارت بر مطبوعات دریافت کرده اند و مابقی – یعنی نزدیک به 7 هزار و 700 سایت – بدون مجوز در حال فعالیت در فضای مجازی هستند.

طبیعی است که بر اساس قوانین، فعالیت این سایت ها بدون دریافت مجوز نوعی قانون شکنی محسوب می شود. در اظهارات مقامات دولتی و قضایی و حتی مدیران سایت‌ها و رسانه‌ها نیز این موضوع هرگز محل مناقشه نبوده است.  اما به وضوح معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد راه مناسبی را برای اعمال قانون، در پیش نگرفته است. چراکه با رویه مذکور، اگر روزی ده سایت از این تعداد شناسایی و فیلتر شوند، بیش از دو سال وقت لازم است تا نوبت به همه این سایت ها برسد!

اما واقعیت دیگری نیز در مورد این سایت ها وجود دارد که بر اساس آن، بسیاری از آنها، هرگز به منظور فعالیت حرفه ای در حوزه رسانه، وارد فضای مجازی نشده اند و در حقیقت، اصراری برای دریافت مجوز و یا فعالیت رسانه ای ندارند. این سایت ها، عموما به دلایل دیگری از جمله تفریحات و سرگرمی، ارائه اطلاعات عمومی و برقراری ارتباط با مخاطبان در راستای اهداف تجاری، راه‌اندازی شده اند و بنا به مقتضیات خود، گه گاه وارد حوزه رسانه های خبری می شوند. طبیعی است که این سایت ها، در صورتی که فعالیت خود را در خطر ببینند، هرگز وارد حوزه سایت‌های خبری نخواهند شد.

اگر این سایت ها را از لیست پرتعداد بالا حذف کنیم، آنچه باقی می ماند فهرست کوچکی از سایت های خبری است که به هر دلیلی تا کنون موفق به دریافت مجوز نشده اند. بی شک مدیران و گردانندگان این سایت ها نیز اگر هدف خود را فعالیت "قانونی" در حوزه رسانه ای تعریف کرده باشند، مشکلی با طی کردن مراحل دریافت مجوز و حتی برخورد با سایت هایی که به صورت غیرقانونی فعالیت می کنند، نخواهند داشت.

به این ترتیب، ساده ترین راه حل برای حل مناقشه بی سرانجام معاونت مطبوعاتی با برخی افراد، پیگیری این رسانه ها برای دریافت مجوز و همکاری معاونت مطبوعاتی با آنها در این راه است و نیازی به این همه جاروجنجال نیست.



از "راه علمی" تا "بیماری"

یک بام و دو هوای دولت در برخورد با بدحجابی

 
سخنان اخیر رئیس جمهور درباره مبارزه با بدحجابی اظهار نظرهای متفاوت و بعضاً متناقضی از سوی برخی دیگر از دولتمردان را در پی داشته است.
سخنان اخیر رئیس جمهور درباره مبارزه با بدحجابی اظهار نظرهای متفاوت و بعضاً متناقضی از سوی برخی دیگر از دولتمردان را در پی داشته است.

دکتر روحانی در سفر به مشهد گفته بود: «آیا راه ترویج عفاف در جامعه، ون است؟ راه دیگری نداریم؟ بانوان ما که خودشان فرهیخته و دانشگاهی و استاد و محقق هستند آیا برای گسترش عفاف و حجاب راهی ندارند؟ آخر اگر آدم چیزی را تجربه کرد و نشد، فردا دیگر عین آن را نباید انجام دهد بلکه باید به اصلاح راه قبلی اقدام کند.»

رئیس جمهوری با تأکید بر اینکه نیازمند راه علمی برای ارتقای اخلاق و نشاط در جامعه هستیم، خاطرنشان کرد: «برای نحوه رفتار دختر و پسر در جامعه راه علمی می‌خواهیم؛ حال بگویند جدا کنیم. فردی در اوایل انقلاب گفت که خوب نیست مردان و زنان در پیاده‌رو در کنار هم راه می‌روند و عنوان کرد که تنها راه کشیدن دیوار است؛ گفتم لااقل دیوارش کوتاه باشد تا بتوانیم افراد را پیدا کنیم...؛ اوایل انقلاب عده‌ای در دانشگاه تهران دنبال کشیدن دیوار در کلاس‌ها بودند که امام(ره) نهیب کشید بر آنان که اینها سخیف کردن موازین اسلام است.»

از سوی دیگر محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت در اظهار نظری متفاوت گفته است؛ «برخورد با بدحجابی را کاملاً تأیید می‌کنیم و برای جامعه ارزشی و مذهبی ما بدحجابی، بیماری محسوب می‌شود... بی‌حجابی با جامعه مذهبی ما سازگاری ندارد و ما حجاب را به عنوان یک ارزش همراه با عفاف مورد تأیید قرار می‌دهیم و به همین جهت هم از همه دختران، خواهران و مادرانمان خواهش می‌کنیم که به هنجار مورد احترام جامعه توجه کنند.»

سخنگوی دولت همچنین درباره برخوردهای صورت گرفته در قالب گشت‌های ارشاد، گفت: «البته در پاره‌ای از موارد برخوردهایی که صورت می‌گیرد هر چند که آن برخوردها برای حفظ ارزش‌ها است، اما چون موجب لجاجت طرف مقابل می‌شود، خواهش می‌کنیم که رعایت حرمت بانوان را داشته باشند و بتوانیم با شیوه‌هایی که با گذشته متفاوت است با بی‌حجابی مقابله کنیم.»

پیش از نوبخت، رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری هم در موضعی متفاوت گفته بود: باید تک تک‌مان قبول کنیم حجاب جزو واجبات اسلام است، باید تبلیغ آن را هم انجام دهیم و در مرحله آخر امر به معروف نیز به همان مقداری که لازم است انجام دهیم.

اکرمی با اشاره به اینکه «فرهنگ هم ارشاد می‌خواهد و هم گشت ارشاد» گفت: پیاده‌سازی فرهنگ در جامعه نیازمند ترویج توسط آحاد جامعه و هم نیازمند گشت ارشاد است، منتهی این موضوع ضابطه دارد، باید به صورت صحیح پیاده شود، اما باید این نکته را مورد توجه قرار دهیم که این دو با هم معنی می‌شوند.

در همین رابطه سحام نیوز با تلاش برای القاء تضاد میان رئیس جمهور و رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری می‌نویسد؛ با توجه به اظهارات صریح رئیس جمهور در مشهد، مشخص نیست دلیل اظهارات متناقض سید رضا اکرمی «رئیس نهاد ریاست جمهوری» با اظهارات رئیس جمهور چیست و آیا اتخاذ مواضع متناقض از سوی مسئولان دولتی، هزینه‌های احتمالی برای دولت در پی نخواهد داشت؟

سایت ضد انقلابی روز آنلاین هم با پیش کشیدن وعده‌های روحانی در سال 92 به بررسی تضاد بین سخنان وی و نوبخت پرداخته می‌نویسد: «یکی از وعده‌های حسن روحانی پیش از انتخابات ریاست جمهوری از میان رفتن گشت‌های ارشاد و برخورد با زنان و مردان با ادعای «بدحجابی» بود که البته در ماه‌های گذشته از سوی مقامات نظامی مورد هدف قرار گرفته است(!) آنها در اظهارات خود به صورت مداوم از وضعیت «حجاب» در جامعه ابراز نگرانی می‌کنند و خواستار برخورد دولت با «بد حجابی» هستند.»

به گزارش کیهان، این سخنان در حالی ‌است که دولت به لحاظ سوگند شرعی، متعهد به پاسداری از شریعت اسلام و عمل به قانون است و تلاش در راه پالایش جامعه از بی‌حجابی، ارتباطی با خواست اشخاص و گروه‌ها نداشته و تکلیفی قانونی و شرعی است که سخنگوی دولت و رئیس شورای فرهنگی دولت به درستی به آن اشاره کرده‌اند.




صفحه قبل1...5758596061...74صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران