منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
درباره

اگر از سرهایمان کوه ها بسازند هرگز در کتاب های تاریخ نخواهند خواند "خامنه ای" تنها ماند... ------------------------------------ امام خامنه ای (مدظله العالی) : ای جوانان و ای بسیجیان عزیز ، در هر جای کشور که هستید ، این بصیرت را روز به روز افزایش دهید .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->) , 


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

آثار اجتماعی حجاب

هر عملی که افراد جامعه انجام می‌دهند، در نگاه کلان اثر مستقیم در اجتماع دارد زیرا از خانواده که واحد کوچک اجتماعی است جامعه تشکیل می‌شود و همان‌گونه که رفتار فرد در جامعه موثر است، اشخاص نیز از اجتماع و قوانین آن تاثیر می‌پذیرند. حجاب علاوه بر آثار شخصی و شخصیتی، دارای آثار اجتماعی است. جامعه‌ای که در آن بانوان باحفظ حدود وحقوق دیگران ظاهر می‌شوند و موجب تخریب روح و جسم همنوعان خود شده و محیط آرام وامنی را برای جوانان فراهم سازند، به سوی سعادت و سلامت روانی پیش خواهد رفت.
اگر زنان جامعه باحجاب باشند، هم مردان از نظر طهارت روح و جسم سالم می‌مانند و هم در جامعه، سلامت خانوادگی حفظ خواهد شد و محیط خانواده تحت تاثیر خودنمایی‌‌های عده‌ای از زنان بدحجاب و بی‌حجاب قرار نمی‌گیرد و هم مراکز اجتماعی مثل اداره‌ها و بیمارستان‌ها و... در کمال سلامت رفتاری خواهند بود و بزهکاری‌های اجتماعی به حداقل خواهد رسید.
حضرت امام خمینی(ره) در مورد فعالیت اجتماعی واشتغال زنان همیشه این نکته را بیان می‌کردند که: «فعالیت اجتماعی، سیاسی کنید ولی حدود شرعی از جمله رضایت همسر را رعایت کنید.»(۱۰) بسیاری از پرونده‌های ضداخلاقی از عدم رعایت حدود شرعی نشات گرفته است و آمار جنایی ذکر شده همواره زنگ خطری بوده که اندیشه گران تربیتی را نگران می‌ساخته است. یکی از آثار اجتماعی حجاب، حفظ اجتماع و سلامت اجتماعی خانواده‌است، بالا رفتن درصد طلاق در کشور ما زنده‌ترین شاهد این مطلب است.
از روزی که حجاب دچار تغییر و تحول شد و آزادی‌های تعریف نشده در جامعه ما پا گرفت، سطح طلاق به مقدار نگران‌کننده‌ای بالا رفته و میزان ازدواج رو به کاهش نهاده است و این جزء آثار اجتماعی بی‌حجابی است که جامعه را در درازمدت به ورطه هلاکت می‌رساند. البته آثار مثبت حجاب و پیامدهای منفی بی‌حجابی به اینجا ختم نمی‌شود.
وقتی که به صحنه تفکرات عالم نگاه می‌کنیم و بینش اسلام را مشاهده می‌نماییم، به روشنی در می‌یابیم که جامعه بشری هنگامی خواهد توانست نسبت به مسئله زن و رابطه زن و مرد، سلامت و کمال مطلوب خود را پیدا کند که دیدگاه‌های اسلام را بدون کم و زیاد و بدون افراط وتفریط درک کند و کوشش نماید آن را ارائه کند. اسلام می‌خواهد که رشد فکری، اجتماعی، سیاسی، علمی و بالاتر از همه فضیلتی و معنوی زنان به حد اعلا برسد و وجودشان برای جامعه و خانواده بشری حداعلای فایده و ثمره را داشته باشد. همه تعالیم اسلام از جمله مسئله حجاب، بر این اساس است. مسئله حجاب به معنی منزوی کردن زن نیست. مسئله حجاب به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بی‌قید و شرط زن ومرد در جامعه است. این اختلاط به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد و بخصوص به ضرر زن است. حجاب به هیچ‌وجه مزاحم و مانع فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی وعلمی نیست.

 




 فلسفه حجاب

یکی از نکات اساسی که زمینه‌ای برای عمل به احکام است شناخت جایگاه هرچیز در نظام هستی است. البته در نظامی که خداوند متعال در جای جای آن دیده می‌شود و ارتباط اشیا و اعمال با خداوند بسیار مشهود است و با درک این ارتباط و حضور، بسیاری از مشکلات زندگی بشر حل می‌شود. «حق» به عنوان زیباترین و پسندیده‌ترین واژه آفرینش در تمامی ادیان و جوامع بشری مورد توجه قرار گرفته است و حقوق و ادای آنها فراتر از زمانها و مکانها واشخاص و ادیان است.
در واقع هر فردی از هر طبقه اجتماعی و از هر دین و ملیت، نسبت به ادای حقوق دیگران حساسیت نشان می‌دهد واین مطلب، حق و حقوق را فرازمانی و فرامکانی می‌کند. برخی از اندیشه‌گران و حکیمان بر این باورند که حجاب، حق‌الله است و در این‌باره می‌گویند: «حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد و نه مال شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می‌باشد. همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد شد، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‌الله مطرح است. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم.
از اینکه قرآن می‌گوید: هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می‌شود عصمت زن حق‌الله است.»(۶) پر واضح است که آدمی نمی‌تواند حقوق الهی را کاملا ادا کند ولی با انجام برخی کارها می‌تواند رضایت الهی را به دست آورد. حضرت رسول‌(ص) می‌فرمایند: «حقوق خداوند متعال بزرگتر از آن است که توسط بندگان ادا شود و نعمت‌های خداوند بیشتر از آن است که به شمارش آید»(۷) و حضرت علی(ع) می‌فرماید: «خداوند بر بندگان حقی قرار داده و آن این است که او را اطاعت کنند.»(۸) اگرچه حق خدا بزرگ است و قابل ادا نیست ولی ادای وظایف و اطاعت از خداوند متعال به نوعی ادای حق محسوب می‌شود. حجاب که امر خداست و شارع مقدس به عنوان یکی از احکام ضروری دین آن را واجب کرده است باید حفظ شود.
حفظ این واجب الهی اطاعت از اوست و اطاعت از او حقی است که بر بندگان نهاده است و هر انسان باورمندی باید تعبدا و نه فقط به خاطر مصالح عمومی و... این حق و حد الهی را ادا کند. پس حکمت حجاب، سنجش میزان عبودیت واطاعت بندگان است. بانوان با حفظ حجاب می‌توانند اطاعت را که روح و پیام اصلی عبادات بشر است اثبات کنند و در زمره اطاعت‌کنندگان الهی قرار گیرند. بانوان به عنوان نیمی از جامعه اسلامی که در دامان خود انسان‌های پاک و برجسته می‌پرورانند، دارای حرمت واحترام ویژه‌ای می‌باشند. آنان معلمان عاطفه هستند و پیکره اجتماع، با محبت و تربیت آنها استوار خواهد ماند.
مفسران واندیشه‌گران بر این باور هستند که «قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‌گوید، می‌فرماید: حجاب عبارت است از یک نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند. در قرآن علت و فلسفه حجاب را چنین ذکر می‌کند که: ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین، یعنی برای اینکه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند، چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.»(۹)
با اندکی تدبر در آیات قرآن فلسفه حجاب را به گونه‌ای صریح می‌بینیم و می‌یابیم که احترام و حرمت زن، فلسفه حقیقی و یا یکی از فلسفه‌های حجاب است براستی اگر معرفت انسان به شریعت و تعالیم دینی بالا رفته و قرآن را که آئین‌نامه سعادت و کمال بشر است درک کند، به عظمت حجاب پی برده و می‌فهمد بدحجابی و بی‌حجابی ثمره عدم معرفت و شناخت حقیقی جایگاه زن در هستی است.
خداوند در آیه ۳۱ سوره نور حکم حجاب را به گونه‌ای صریح و آشکارا مطرح نموده و علاوه بر ظرافت‌های خاصی که در نوع پوشش زنان وجود دارد، اشخاص محرم را نیز ذکر می‌کند تا نامحرم‌ها بازشناسانده شوند و در پایان فلسفه پوشش بیان شده است که زینتها و زیبایی‌های زنان در مقابل نامحرم آشکار نشود، تا آنها مورد توجه نگاه‌های ناپاک قرار نگیرند و احترام آنان حفظ گردد. در آیه دیگر حرمت و شخصیت زن به عنوان فلسفه حجاب مطرح می‌شود: «ای پیامبر به زنان ودخترانت و زنان مومن بگو، پوشش خود را بر خود فرو پوشند.
این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.» (احزاب، آیه ۵۹) در این آیه زنان و دختران پیامبر و زنانی که همسر مردان مومن هستند از دیگر زنان جامعه آن روز جدا می‌شوند و حکم حجاب برای این زنان محترم آورده می‌شود. از ظاهر آیه می‌توان دریافت که حجاب به خاطر احترام و حرمت زنان بوده و مقام آنان به قدری والاست که باید از طریق حجاب شناخته شوند؛ مبادا مانند زنان کفار مورد اذیت و آزار قرار گیرند. این دسته از زنان به خاطر اعتقادات و باورهای دینی، دارای ارزش و مقامی افزون از دیگران هستند و حرمت آنها باید مورد شناسایی قرار گیرد.




نقش حجاب و عفاف در عظمت زن


حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضا و جوارح از هرگونه خطا و گناه عفاف است که حاصل این عفت و حجاب درونی، پوشش ظاهری است؛ به تعبیری لطیف‌تر حجاب میوه عفاف است و عفاف ریشه حجاب.

حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بشری و بویژه جوامع اسلامی مطرح است. همواره این دو واژه در کنار هم به کار برده می‌شوند و در نگاه اول به نظر می‌آید هر دو به یک معنا باشند اما با جستجو در متون دینی و فرهنگنامه‌ها به نکته قابل توجهی می‌رسیم و آن تفاوت این دو واژه است. در برخی کتب لغت حجاب را این‌گونه تعریف کرده‌اند: «الحجاب، المنع من الوصول» حجاب یعنی آنچه مانع رسیدن می‌شود.(۱)
برخی گفته‌اند حجب و حجاب هر دو مصدر و به معنای پنهان کردن و منع از دخول است و به عنوان شاهد آیه شریفه «و من بیننا و بینک حجاب»‌(فصلت، آیه ۵) را ذکر کرده‌اند. در دیگر کتاب‌های لغت حجاب را به معنای پرده آورده و نوشته‌اند: امراه محجوبه؛ زنی که پوشانیده است خود را به پوشاندنی.(۲)
با توجه به معانی ذکر شده در می‌یابیم حجاب امری ظاهری و در ارتباط با جسم است، اگرچه این پوشش برخاسته از اعتقادات و باورهای درونی افراد است ولی ظهور در نشئه مادی و طبیعی دارد یعنی پوشش ظاهری افراد و بویژه زنان را حجاب می‌گویند که مانع از نگاه نامحرم به آنان می‌شود. عفاف نیز دارای معانی گوناگونی است که در مجموع تعریف کاملی را به ما خواهد داد. راغب اصفهانی در مفردات القران می‌نویسد: العفه حصول حاله للنفس تمتنع بها غلبه الشهوه؛ عفت حالتی درونی و نفسانی است که توسط آن از غلبه شهوت جلوگیری می‌شود.(۳)
البته قابل ذکر است که در قرآن کریم از واژه عفت در دو معنا استفاده شده است، گاه به معنای خود نگهداری و پاکدامنی است و گاه «عفت» به معنای قناعت آمده و مسائل مالی مورد نظر است.(۴) آنچه در این مقاله مورد نظر ماست مفهوم اولی است یعنی خود نگهداری از شهوت و مسائل جنسی؛ اگرچه می‌توان برای هر دو معنا واژه عفت را آورد و ضرری به مفهوم آن نمی‌خورد. از مجموع معانی ذکر شده برای حجاب و عفاف می‌توان نتیجه گرفت که عفاف نوعی حجاب درونی است که انسان را از گناه باز می‌دارد.
حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضا و جوارح از هرگونه خطا و گناه عفاف است که حاصل این عفت و حجاب درونی، پوشش ظاهری است؛ به تعبیری لطیف‌تر حجاب میوه عفاف است و عفاف ریشه حجاب. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این گروه از حجاب، تنها پوسته‌ای و ظاهری بی‌معنا دارند و از سوی دیگر کسانی هستند که ادعای عفاف کرده و با تعابیری همچون؛ من قلب پاکی دارم، خدابا قلبها کار دارد، آدم باید چشمش پاک باشد و... خود را سرگرم کرده و مصداق «لیفجر امامه»‌(بلکه انسان می‌خواهد آزاد باشد و گناه کند- قیامت آیه ۵) می‌شوند.
انسان‌هایی چنین باید در قاموس اندیشه خود نکته‌ای اساسی را بنگارند و آن این است که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک موجب بارور شدن میوه ناپاکی به نام بی‌حجابی و بدحجابی نخواهد شد. امام خمینی(ره) پیام‌آور ارزشهای الهی درباره حجاب و عفاف می‌فرماید: «توجه داشته باشید حجابی که اسلام قرار داده است برای حفظ ارزش‌های شماست. هرچه را که خدا دستور فرموده است- چه برای مرد و چه برای زن- برای این است که آن ارزش‌های واقعی که اینها دارند و ممکن است به واسطه وسوسه‌های شیطانی یا دست‌های فاسد استعمار پایمال شوند این ارزشها زنده بشوند.»(۵)




حرمت زن

بـانوان بـه عـنوان نيمى از جـامعـه اسـلامى كه در دامان خـود انسانهاى پاك و برجسته مى پرورانند, داراى حرمت و احترام ويژه اى مى باشند. آنان معلمان عاطفه هستند و پيكره اجتماع, بـا محبـت و تـربـيت آنها استـوار خواهد ماند. مفسران و انديشه گران بـر اين بـاور هستـند كه ((قرآن كريم وقتـى در بـاره حجـاب سخن مى گويد, مى فرمايد: حجاب عبارت است از يك نحـوه احـتـرام گذاردن و حـرمت قايل شدن براى زن, كه نامحرمان او را از ديد حيوانى ننگرند. در قرآن عـلت و فلسـفه حـجـاب را چـنين ذكر مى كند كه: ذلك ادنى ان يعرفن فلا يوذين (احـزاب, 33)  يعنى بـراى اينكه شـناخـتـه نشوند و مورد اذيت واقع نگردند, چرا كه آنان تـجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.))
بـا اندكى تدبـر در آيات قرآن فلسفه حجاب را بـه گونه اى صريح مى بينيم و مى يابـيم كه احترام و حرمت زن, فلسفه حقيقى و يا يكى از فلسفه هاى حـجـاب است. بـراستـى اگر معرفت انسان بـه شريعت و تعاليم دينى بالا رفته و قرآن را كه آيين نامه سعادت و كمال بـشر است درك كند, به عظمت حجاب پى برده و مى فهمد بى حجابى و بدحجابى ثـمره عدم معـرفت و شـناخـت حـقيقى جـايگاه زن در هسـتـى اسـت. مقام زن در آيات گوناگون و همچنين در روايات بـسيارى ذكر شده و همين آيات و روايات منشـإ فتـواى مراجـع در رسـاله هاى عمليه گرديده و حكم حجاب بـه عنوان يكى از واجبـات دينى مطرح و بـيان شده اسـت. مـا اين حـرمـت را در قـرآن و روايات پـى مـى گـيريم.
در قرآن كريم پس از بـيان كيفيت حجاب بـراى زنان, بـه علت آن پرداخته و مـى فـرمـايد: ((و لا يبـدين زينتـهن الا مـا ظهر مـنها وليضربن بخمرهن على جيوبهن و لا يضربن بـإرجلهن ليعلم ما يخفين من زينتـهن))و زينتـهاى خـود را آشكار نكنند, مگر آنچـه كه پـيدا است و بـايد روسرى خـود را بـر گردن خـويش اندازند ... و پـاهاى خود را[ بـه گونه اى بـه زمين] نكوبـند, تا آنچه از زينت ايشان كه نهفتـه مى دارند, معلوم گردد.)) خـداوند متـعال در اين آيه شريفه ـ كه در مدينه نازل شده است ـ حكم حجاب را به گونه اى صريح و آشكارا مطرح نموده و علاوه بـر ظرافتـهاى خاصى كه در نوع پوشـش زنان وجـود دارد, اشـخـاص محـرم را نيز ذكـر مى كـند, تـا نامحرمها بازشناسانده شوند و در پايان فلسفه پوشش بيان شده است كه زينتها و زيبـاييهاى زنان در مقابـل نامحرم آشكار نشود, تـا آنها مورد توجه نگاههاى ناپـاك قرار نگيرند و احتـرام آنان حفظ گردد.
در قرآن پس از سفارش زنان خداوند متعال مى فرمايد:
يا ايها الذين آمنوا لا يحل لكـم ان تـرثـو النسـإ كـرها و لا تعضلوهن لتذهبوا ببعض ما آتيتموهن الا ان يإتين بفاحشه مبينه و عاشروهن بالمعروف((اى كسانى كه ايمان آورديد! براى شما حلال نيست كه زنان را برخلاف ميلشان ارث بريد, و بـر آنان سخت نگيريد تـا بـخشى از آنچه بـه آنان داده ايد از چنگشان درآوريد, مگر آنكه مرتـكب عمل زشتـى شوند كه ثابـت شده بـاشد و بـا آنها بـه شايستگى رفتار كنيد.))
در اين آيه رسوبـات عقايد جـاهلى مورد نهى قرار گرفتـه است و حقوق و ارزش پايمال شده زن در جاهليت و قبـل از ظهور اسلام صريحا مورد انتـقاد واقع شده و دريچه اى جـديد بـه سوى ارزش و عظمت زن گشـوده مى شـود. زنانى كه قـبـل از اسـلام در كودكى زنده بـه گور مى شدند و يا در هنگام ازدواج مورد ظلم قرار مى گرفتند و چون شىء كم ارزشى از سوى پـدران بـه ارث گذاشـتـه مى شـدند, بـا اين آيه, ارزشمند مى شوند و حيثيت و حقوق به تاراج رفته آنان بـازگردانده مى شود و مورد سفارش و مرحمت قرار مى گيرند. اين ارمغانى خجسته و مبارك از سوى خداوند متعال بود كه با كلام آسمانى به مردم ابـلاغ شد. ((قرآن ما را متـوجـه كرد, و مى فرمايد: بـا زنها معاشـرت نيك داشته بـاشيد و در مجامع خود آنان را راه دهيد و اگر بـراى شما خوشـايند نيسـت كه در مجـامع خـود شـركت دهيد آنها را, اين كار ناخـوشـايند را بـكـنيد. ممكـن اسـت خـير فـراوانى در اين كـار بـاشد(يجـعل الله فيه خـيرا كثـيرا)و شما ندانيد و اين معاشرت, اختصاصى به مسايل خانوادگى ندارد.
در آيه ديگر حـرمت و شخـصيت زن بـه عنوان فلسـفه حـجـاب مطرح مى شود: ((يا ايها النبـى قل لازواجـك و بـناتـك و نسإ المومنين يدنين عليهن من جـلابـيبـهن ذلك ادنى ان يعرفن فلا يوذين. اى پيامبر! به زنان و دخترانت و زنان مومنان بگو: پوشش خود را بـر خود فرو پـوشند. اين بـراى آنكه شناختـه شوند و مورد آزار قرار نگيرند, مناسب تر است و خدا آمرزنده و مهربان است.
در اين آيه زنان و دختران پيامبر و زنانى كه همسر مردان مومن هستند, از ديگر زنان جامعه آن روز جدا مى شوند و حكم حجاب بـراى اين زنان محـتـرم آورده مى شـود. از ظاهر آيه مى تـوان دريافت كه حجاب به خاطر احترام و حرمت زنان بوده و مقام آنان به قدرى والا است كه بايد از طريق حجاب شناخته شوند; مبـادا مانند زنان كفار مـورد آزار و اذيت قـرار گـيرند. اين دسـتـه از زنان بـه خـاطر اعتقادات و بـاورهاى دينى, داراى ارزش و مقامى افزون از ديگران هستند و حرمت آنها بايد مورد شناسايى قرار گيرد.



مقایسه  بدحجابی و  با حجابی

آيا يك زن با حجاب ، كه در پوشش ايمان درآمده و لباس اسلام به تن كرده و خود را به روپوش كرامت و شرف آراسته و خشنودى خدا را جلب كرده و به درجات بهشت نائل گرديده و شخصيت واحترام و پاكدامنى را در خود افزايش داده كه وقتيكه انسان به او نگاه ميكند، چيزى جز حجاب و چادر نمى بيند، و اصلاً نمى داند كه آيا او جوان است يا پير؟ زشت است يا زيبا؟ از اين رو با ديده احترام به او نظر مى كند و در صدد آزارش برنمى آيد، چون مى داند او زنى است كه بدينش پاى بند است و نگهبان شرافت و متمسك به اسلام خويش مى باشد و از پستى اِباء دارد، و از بى حجابى و خود نمايى پاك است و از فساد و انحراف دورى مى گزيند. برتر است ...

زيرا همه اينها در اثر بى حجابى و بدحجابى بر او پيش مى آيد.دو زن را با هم مقايسه كنيد كدام يك بهتر است ؟ كداميك سنگين تر و محترم هستند، كدام يك از نظر مقام و مرتبه عالى ترند؟

شرافت خود را از دست بدهد، و در كرامت خويش زيان ببيند، و در بدبختى و بيچارگى و بدحالى قرار گيرد.

يا يك زن بى حجاب يا بد حجاب كه لباس حيا را از تن بيرون آورده و روپوش ايمان را كنده (زيرا كه در حديث است حيا از ايمان است و كسيكه حيا ندارد ايمان ندارد) و فرمان قرآن را مخالفت كرده وبى بند و بارى و خودنمائى را مانند زنان جاهليت قديم پيش گرفته ، و به زنان يهودى و مسيحى شبيه شده و عظمت و شخصيت خود را از دست داده ، و بدنش را نمايان و صورت و دستها و سينه و زينتهاى بدنش را آشكار ساخته ، نظر بدكاران را به خود جلب كرده و چشم خيانتكاران را بر خود خيره نموده و بدنش را مانند كالائى در بازار در معرض نمايش گذاشته و در معرض ديد همگان قرار داده چه بسا او را مسخره و بيچاره كنند، و گاهى به او تجاوز نمايند و عفّت او را از بين ببرند و...




آثار و فواید حجاب در ابعاد مختلف


حجاب و پوشش، در ابعاد مختلف، دارای آثار و فواید زیادی است که بعضی از مهم‌ترین فواید آن عبارت‌اند از:

الف) فایده‎ی حجاب در بُعد فردی:
یکی از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردی، ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه است که یکی از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسی است؛ در مقابل، فقدان حجاب و آزادی معاشرت‎های بی‎بندوبار میان زن و مرد، هیجان‎ها و التهاب‎های جنسی را فزونی می‎بخشد. غریزه‌ی جنسی، غریزه‎ای نیرومند، عمیق و دریا صفت است که هرچه بیش‌تر اطاعت شود بیش‌تر سرکش می‎گردد؛ هم‌چون آتشی که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعله‎ورتر می‎گردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بی‎حیایی و برهنگی، اطاعت از غریزه‌ی جنسی بیش‌تر شده. این مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادی است که قایل‎اند همه‌ی گرفتاری‌هایی که در کشورهای اسلامی و شرقی بر سر غریزه‌ی جنسی وجود دارد، ناشی از محدودیت‎هاست؛ و اگر به کلی هرگونه محدودیتی برداشته شود و روابط جنسی آزاد شود، این حرص و ولعی که وجود دارد، از بین می‎رود.

البته از این افراد باید پرسید؛ آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته است، حرص و ولع جنسی در بین آنان فروکش کرده است یا افزایش یافته است؟! پاسخ هر انسان واقع‎بین و منصفی به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسی در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکل‎های جدیدتری از تمتّعات و بهره‎برداری‎های جنسی در آنها رواج و رسمیت می‎یابد.
یکی از زنان غربی منصف، وضعیت جامعه‎ی غرب را در مواجهه با غریزه‎ی جنسی این‎گونه توصیف کرده است:
کسانی می‌گویند مسئله‌ی غریزه‌ی جنسی و مشکل زن و حجاب در جوامع غربی حل شده است؛ آری، اگر از زن روی‌گرداندن و به بچه و سگ و یا هم‌جنس روی آوردن حل مسئله است، البته مدتی است این راه حل صورت گرفته است!!

ب) فایده‎ی حجاب در بُعد خانوادگی:
یکی از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی، به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قوی‌تر زن و شوهر، و در نتیجه استحکام بیش‌تر کانون خانواده می‎گردد؛ و برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است. یکی از نویسندگان، تأثیر برهنگی را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:

در جامعه‎ای که برهنگی بر آن حاکم است، هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است؛ مقایسه‌ی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشه‌ی خانوده را می‎سوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن می‎زند. زنی که بیست یا سی سال در کنار شوهر خود زندگی کرده و با مشکلات زندگی جنگیده و در غم و شادی او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهره‎اش شکفتگی خود را از دست می‎دهد و روی در خزان می‎گذارد. در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوان‎تری از راه می‎رسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسه‎ای می‎دهد؛ و این مقدمه‎ای می‎شود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زَنی که جوانی خود را نیز بر باد داده است؛ و همه‌ی خواهران جوان لابد می‎دانند که هیچ جوانی نیست که به میانسالی و پیری نرسد و لابد می‎دانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوت‌اند در فردای بی‎طراوتی آنان، باز هم جوانانی هستند که بتوانند برای خانواده‌ی فردای آنها، همان خطری را ایجاد کنند که خود آنان امروز برای خانواده‎ها ایجاد می‎کنند.

ج) فایده‎ی حجاب در بُعد اجتماعی :
یکی از فواید مهم حجاب در بُعد اجتماعی، حفظ و استیفای نیروی کار در سطح جامعه است. در مقابل، بی‎حجابی و بدحجابی باعث کشاندن لذت‎های جنسی از محیط و کادر خانواده به اجتماع، و در نتیجه، تضعیف نیروی کار افراد جامعه می‎گردد. بدون تردید، مردی که در خیابان، بازار، اداره، کارخانه و … همواره با قیافه‎های محرّک و مهیّج زنان بدحجاب و آرایش کرده مواجه باشد، تمرکز نیروی کار او کاهش می‎یابد. برخلاف نظام‎ها و کشورهای غربی، که میدان کار و فعالیت‎های اجتماعی را با لذت‎جویی‎های جنسی درهم می‎آمیزند،اسلام می‎خواهد با رعایت حجاب و پوشش، محیط اجتماع از این‎گونه لذت‎ها پاک شده، و لذت‎های جنسی، فقط در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود.

د) فایده‎ی حجاب در بُعد اقتصادی :
استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شکل چادر مشکی، به دلیل سادگی و ایجاد یکدستی در پوشش بانوان در بیرون منزل، می‎تواند از بُعد اقتصادی نیز تأثیر مثبت در کاهش تقاضاهای مدپرستی بانوان داشته باشد؛ البته به شرط این‎که خود چادر مشکی دست‌خوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستی در چادرهای مشکی نیز مشاهده می‎گردد، به گونه‎ای که برخی از بانوان به جای استفاده از چادرهای مشکی متین و باوقار، به چادرهای مشکی، توری، نازک و دارای طرح‎های جِلف و سبک که با هدف و فلسفه حجاب و پوشش تناسبی ندارند روی می‎آورند.یکی از دانشجویان محجبه درباره‌ی رواج فرهنگ مدگرایی در خاطرات قبل از انقلاب خود گفته است:
یادم می‌آید آن وقت‌ها که حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود که به خانه‌ی کسی بروم، لباسی را که امروز پوشیده بودم، حاضر نمی‌شدم فردا بپوشم! احساس می‌کردم مسخره است و سعی داشتم حتی اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدی رفته باشم. این کارها واقعاً رفاه حال و راحتی را از خانم‌ها سلب کرده بود. علاوه بر فواید یاد شده، به طور فهرست‎وار فواید و آثار دیگری نیز برای حجاب و پوشش می‎توان نام برد، که مهم‎ترین آنها عبارتند از:
ـ حفظ ارزش‎های انسانی؛ مانند عفت، حیا و متانت در جامعه و کاهش مفاسد اجتماعی.
ـ هدایت،کنترل و بهره‎مندی صحیح و مطلوب از امیال وغرایز انسانی.
ـ تأمین و تضمین سلامت و پاکی نسل افراد جامعه




امام خامنه ای (مدظله العالی) :

 

بر روی مسئله حجاب

«کار هنری و کار زیبای تبلیغی» باید صورت گیرد تا این مسئله در ذهن جای گیرد .

 من فکر می کنم در وضع کنونی اگر در کنار میل طبیعی زن به حجاب شایسته،

نوعی «تبلیغات صحیح» که بتواند نقطه نظر اسلام را هم تامین کند ارائه شود،

زنان ما به حجاب اصیل اسلامی و شرعی رو خواهند آورد.

  در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که «هنر» را تمام عیار

و با «قالبی مناسب» به میدان آورد تا اثرگذار شود.

 

مقام معظم رهبری

 




 
ساپورت پوش ها به بهشت می روند!! / دلنوشته سرباز در برجک هفتم پادگان / زینب با صبر خواهر شد
 

وبلاگ گوهر ناب نوشت :

ساپورت پوشها به بهشت می روند !!

 

ساپورتی خوبه که بدن نما باشه..

ساپورتی خوبه که خوشکل و زیبا باشه وترجیحا براق..

ساپورتی خوبه که وقتی می پوشی اونقدر تنگ باشه که نفست در نیاد..

آره..همینطوره:" اینا ویژگی یک ساپورت خوبه.."

همیشه تو اونو دوست داشتی..

وقتی می پوشیدی انگار زیباتر از همیشه می شدی..

اونقدر تنگ بود که حتی قطره آبی نمی تونست نفوذ کنه به تنت..

تمام تار وپودش اونقدر به هم گره خورده بود که تنت در نفست حبس کرده بود...

با اون لباس نفس که نمی کشیدی..بلکه هر دم تو زندگی بود..

عشق که نمی کردی تو...بلکه هر لحظه تو تمنا بود..

زیبا ترین نفس..عشق وتمنا در تو یک جا جمع بود..

وقتی به قلب آب می زدی...وقلبت از دیدار عشقت لبریز بود.

.بی تاب تر می کردی آب را...

انگار به این جمله ایمان داشتی..آب مایه حیات است..

تو آب را حیات می دیدی و ممات..

وقتی تو به دل آب می زدی...خدا تملق گویان تورا به رخ زلالی آب می کشید..

چه زیبا می خرد خدا..رب جلالت به لبیکت مهربانانه جواب داد..خدا در تک تک نفسهایت جاری بود وقتی به آب می زدی..

لباس تو افتخار تو بود..لباست معراج عروجی شدنت بود..

لباست دست وپا گیر بود اما بال پروازت هم شد..

عزیز معراجی من..

تازگی ها در ویترین های چشم های مردم این دنیا مد شده است...

ساپــــــــــورت غواصی..

ولی تو چند صباح قبل تر این را به گونه ای دیگر برایمان معنا بخشیدی..

تناقض عجیـــــــــــبی است...

***********************************

.این کلمه ساپـــــــــــــــــــورت غواصی..

همین لباس، تورا به عـــــــــرش برد..

همین لباس، دختران سرزمین مرا به فــــــــــرش خانه های پوچ کشاند..

همین لباس تو ،خریدارش خدابود..

اماهمین لباس این روزهاخریدارش بی فرهنگ ترین بنده هایند..

آری برادر معراجـــــــــــــــــــی من...

می دانم حرف توهم همـــــــــین است..

ساپورتی بپوشیم که لایق ساپورت(حامی) انبیا باشیم

بگذاریم خدا وقتی ساپورت می پوشیم..ساپورتمان کند..

زیباترین ســــــــــــاپورت نگاه مهربان خداست....

این را به یاد داشتـــــــه باشیم.....

 

******
 
 
 
هفتمین برجک دیده بانی
 
 
 

 

زمان: زمستان ، اوج زمستان ، ساعت 3 بامداد.

مکان: برجک هفتم ، وسط سینه ی یکی از کوه های ایران، البته اگر قلب کوه ها همانند قلب آدم ها در سینه یشان باشد ، با این حساب برجک هفتم دقیقا روی قلب کوه قرار دارد.

به هر حال پستت شروع می شود ، این دو ساعت آخریست که پست می دهی ، دو ساعت اول و دوم  به هرطریقی بود سپری شد ، اما این دو ساعت آخر فرق می کند ، اوج سرمای اینجا درست بین همین ساعت  سه تا پنج است .

 

دو شبی میشود که برف باریده و تازه بند آمده .

 

از همان دقایق اولی که از پستت میگذرد، حتی شاید قبل تر از آن ، نگاهی به قلب سفید پوش کوه می اندازی و با خودت می گویی:  " امشب برف ها برایم خواب سرما دیده اند!" به حرفت با تمام وجود ایمان داری و می دانی که به زودی خوابشان برایت تعبیر میشود...تعبیر می شود ، اول سر انگشتانت مغلوب این سرمای استخوان سوز می شود و بعد انگشتان پاهایت ، می آیی با نفس های سردت دست های یخ زده ات را گرم کنی ، اما فایده ای ندارد.

 

کم کم دشمنانت را بهتر می شناسی ، دشمن اول سرما ،دشمن دوم زمان.

 

می دانی که اگر از پس اولی هم بر بیایی ، دومی حریف راحتی برایت نیست ، قانون پست دادن است ، همیشه همین طور است ، جسمت مغلوب سرما میشود و روحت مغلوب زمان . زمان نمی گذرد ، تنها راه این است که ذهنت را منحرف کنی ، با زیارت عاشورایی شروع میکنی ، که معمولا در جیب لباست خاک می خورد ، آن را بیرون می آوری و برای چندمین بار مرورش میکنی ، می خوانی و می خوانی و در دل دعا میکنی کاش تمام نشود ، اما...........مهجهم دون الحسین علیه السلام .

 

نگاهی به آسمان پر ستاره ی شب میکنی و جزء به جزء اش  را از نظر می گذرانی ، ناگهان به ذهنت می رسد ، کلاس امروز صبحت (جهت یابی با ستارگان ) را با خودت مرور کنی.

 

حربه ی خوبیست برای غلبه بر زمان .

ستاره های ذات الکرسی یا دبلیو را پیدا میکنی و از وسط پنج برابرش میکنی تا به ستاره ی قطب شمال برسی و در نهایت شمالت را پیدا میکنی .

برای اینکه کمی بیشتر زمان بگذرد ، ستاره ی قطبی را یک بار دیگر با پنج برابر کردن ستاره های ملاقه ای یا همان دب اکبر پیدا میکنی تا از شمال خودت مطمئن تر شوی.

بعد ستاره های خوشه ی پروین را پیدا میکنی و یادت می آید که ابتدای این خوشه ی انگور شرق را نشان می دهد .

نگاهت هنوز به آسمان است و خیالت راهت است که همه را گفته ای ، که ناگهان چشمت به ستاره های بادبادکی می افتد ، اول حافظه ات یاری نمی کند اما بالاخره یادت می آید که دمشان جنوب را نشان میداد.

 

حالا مطمئنی همه را گفته ای، کنجکاو می شوی بدانی قبله کجاست؟ پیدایش میکنی و رو به رویش می ایستی....جالب است ، دقیقا رو به روی برجک ، تمام مدت ناخواسته رو به همان سمت ایستاده ای ، چیزی روی کوه مقابل نگاهت را به سوی خودش می کشد ، نوشته ای که تا چند شب پیش روی کوه پنهان بود ، اما با سفیدی برف های این دو شب ، خودش را نمایان کرده است .

 

نوشته ای روی کوه مقابل ، در امتداد برجک هفت ، درست در جهت قبله ، در دل ،نوشته را چند بار تکرار میکنی : السلام علیک یا صاحب الزمان...انگار برجک هفت قرار است برای تو کارگاه آموزشی انتظار باشد ، قرار است معنای انتظار را با تمام وجودت حس کنی.

حالا تو و انتظار در برجک پست می دهید ، انتظار در نگاهت خلاصه می شود ، همان نگاه را به جاده ی رو به روی برجک می دوزی تا سر و کله ی نفر بعدی که قرار است پست را از تو تحویل بگیرید پیدا شود...

دو ساعت تمام شده و او هنوز نیامده است، صدای تیک تاک ثانیه های ساعتی را که درون جیب چپ لباستگذاشته ای تا چشمت به صفحه اش نیفتد ، همانند ضربه های پتک آهنگران در گوشت می پیچید...

حالا میدانی انتظار یعنی چه؟

بی قراری یعنی چه؟

دیر آمدن یعنی چه؟

...بس است...ن

فر بعد با ده دقیقه تاخیر ، و با گام های آهسته و بی خیال به سویت می آید ، عصبانی میشوی ، می خواهی بر سرش داد بزنی و دوساعت و ده دقیقه سرمایی که در بند بند وجودت تل انبار شده است را بر سرش بکوبی ، اما دندان روی جگر می گذاری و به جای این کارها ، از در دوستی سلامی میکنی ، اما جوابی نمیشنوی!

عزم رفتن میکنی ، درست از همان جاده ای که او چند دقیقه پیش از آن بالا آمده ،کم کم از برجک دور می شوی ، نگاه سردش را بر روی خودت احساس میکنی .

یاد آ ن شعر معروف اخوان می افتی و با خودت زمزمه اش میکنی: زمستان است ، سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت ، سرها در گریبان است.

زمستان است...

******

 

وبلاگ منتظران باران  نوشت:

 ماه بانو

 

دریغ از جوانی شکوهبارت !فاطمه

دریغ از محسن نیامده ات !فاطمه
 

دریغ از...

کی میتواندقلمم بنویسد چه بر حالت گذشت،در آن شش ماهه فراق!

اما...

میتواند بنویسد قلبت پر التهاب بود واشکت روان ...
 

میتواند بنویسد در آن روزگار تیره وتار تنها آرزویت رسیدن به وصال بود.

میتواند بنویسد دعا کردی هر چه زودتر قالب تهی کنی وبه ملکوت اعلی بپیوندی.
 

ماه بانو!

از آن زمان که رخت شهادت بر تن کردی وگذشتی از خودت ،از فرزندان واز همسرت برای بر افراشته ماندن بیرق

اسلام وبرای دفاع از از ولی زمان،اشکها جاریست اما نمیدانم از کجاست ؟

اشک شوق آسمانهاست یا اشک فراق زمین، که اینگونه دل دلدادگان باران زده شده است؟
 

مونس تنهایی علی(ع)!

با رفتنت،کشتی وجودی علی(ع) در دریای پر تلاطم زندگی دیگر به ساحل آرامش نرسید.
 

زندگی برای حسنین خزان شدوزینب با صبر خواهر شد وبا سکوت همسایه .

گل بهار علی!

 

امسال بهار با آمدنش زندگی خزان شده علی (ع)آل علی را برایمان به ارمغان آورده.

امسال بهار سر سبز نیست بلکه سیاهپوشان شیدایان است.

امسال بهار با اشک وناله پسرت مهدی (عج)،همراست.

کی میتوان شاد بود وشادی کرد؟

کی میتوان لبخند زد وقتی میدانیم همدم مهدی همان چاهیست که بعد از تو مونس علی (ع) بود؟

کی ...




 

کارشناس ارتباطات فرهنگی:


تاثیر روشنفکران در بی حجابی بیشتر از رضاخان است/ تنبلی فرهنگی به گفتمان حجاب ضربه زد
 
<span style='color:;background-color:;font-family:tahoma;font-size:12px;font-weight:normal;'>نسخه چاپی</span>

کارشناس ارتباطات فرهنگی:

تاثیر روشنفکران در بی حجابی بیشتر از رضاخان است/ تنبلی فرهنگی به گفتمان حجاب ضربه زد


سید محمد رضا اصنافی با اشاره اینکه رضا خان با اجباری کردن بی حجابی در این فرآیند موثربوده است گفت: به نظرم تاثیر روشنفکران دوران رضا خان و ماقبل آن از مشروطه به بعد بسیار بیشتر است.

 

به گزارش بسیج پرس؛ تغییر سریع پوشش زنان در جامعه ی امروز یا همان مسئله حجاب موضوعی است که کمتر رسانه ای پیدا می شود که به نوعی آن را دست مایه تهیه خبر، گزارش یا مصاحبه نکرده باشد از سویی دیگر موضوع پوشش زنان در جامعه ی امروز علت بسیاری از بحث ها و اختلاف نظرهاست تا جایی که محلی برای گرم شدن تنور اختلاف سیاسیون و سوء استفاده برخی از آن ها از موضوع پوشش است؛ بررسی معناشناسی پوشش زنان در جامعه امروز عنوان پایان نامه ای است که دلیل مصاحبه ی ما با سید محمد رضا اصنافی دانش آموخته ی رشته تبلیغ و ارتباطات فرهنگی از دانشگاه سوره در مقطع کارشناسی ارشد است؛ او که سابقه فعالیت در معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد، نهاد کتابخانه های عمومی کشور و مدیریت واحد رسانه های برخط مرکز رسانه های دیجیتال را در کارنامه دارد معتقد است در این پایان نامه پوشش زنان به عنوان یک ارتباط آئینی بررسی شده که پیش از او شخص دیگری به آن نپرداخته است و حاوی نکاتی است که می تواند در بهبود وضعیت حجاب در کشور موثر باشد. 

بسیج پرس: به عنوان سوال نخست در مورد علت و  نحوه پرداختن به موضوع حجاب در طرح پژوهشی خودتان توضیح بفرمائید.

اصنافی: باید بگویم این طرح از تلاقی چند موضوع در یک نقطه ایجاد شد. یعنی به عبارتی می توان آن را از چند زاویه نگاه کرد؛ اولین زاویه موضوع مهندسی فرهنگی بود، از زمانی که رهبر انقلاب موضوع مهندسی فرهنگی را مطرح کردند این موضوع  برایم جالب بود. خوب عده ای معتقد هستند فرهنگ قابل مهندسی نیست. بعد از ایشان هم کسی سر نخ این موضوع را نگرفت و آن را باز نکرد. رهبر نیز خیلی روی موضوع توضیح ندادند. بالاخره به این نتیجه رسیدم مراد از مهندسی فرهنگی این است که ما ابتدا باید مجموعه عوامل تاثیر گذار بر یک پدیده فرهنگی را احتساب کنیم سپس اگر می خواهیم آن پدیده را کنترل کنیم یا تغییر بدهیم می بایست عوامل تاثیر گذار را تحریک کنیم. به نظر من این توضیح مهندسی فرهنگی بود.
پس یک زاویه، مهندسی فرهنگی موضوع بدحجابی بود. یعنی می خواستم بدون اینکه کار آماری کنم و میزان تاثیر گذاری متغیرها را بسنجم فقط مسائل تاثیر گذار را پیدا کنم. در واقع می توانم بگویم این کار نقشه مهندسی موضوع حجاب است.

زاویه بعدی بحث ارتباطات بود. در موضوع حجاب و پوشش بسیار کار شده، از زاویه مذهبی تا روانشناختی موضوع بررسی شده است، حتی آمایش هم انجام شده ولی تا به حال کسی بدحجابی را به عنوان یک پدیده ارتباطی در ارتباط با محیط بررسی نکرده است. با اینکه اصل موضوع حجاب اساسا در ارتباط با محیط معنا پیدا می کند.

زاویه بعدی زاویه آیین بود. کتاب ارتباطات آیینی یک دریچه تازه در تحلیل پدیده های ارتباطی در ذهنم ایجاد کرد. با مطالعه ی کتاب متوجه شدم بسیاری از عوامل ارتباطی تاثیر گذار بر پوشش قابلیت تحلیل آیینی دارند. چون به غیر از این کتاب منبع دیگری در این زمینه نبود کار بسیار مشکل بود.

زاویه بعدی روش مردم نگاری بود، در جایگاه انتخاب روش تحقیق به مشکل برخورده بودم چرا که نمی دانستم  این همه پدیده را که فرض می کنم بر موضوع تاثیر گذار باشد چطور و با چه مکانیزمی تحلیل و فرضیه ام را رد یا تایید کنم. البته کتاب "نشت نشا" آقای امیر خانی هم که سال ها پیش خوانده بودم و تجربه مردم نگاری در میان یک قبیله آمریکایی بود تحولی عمیق در نگاهم به مسائل فرهنگی و اجتماعی ایجاد کرده بود.

 برای بررسی پدیده های اجتماعی باید از اتاق کار بیرون رفت

احساس کردم دوران فرم و پرسشنامه و ... در تحقیق عمیق فرهنگی به سر آمده، ما با پدیده انسانی روبرو هستیم و بررسی آن توسط متغییر های کمی تحقیر وتقلیل پدیده های انسانی وفرهنگی است. به نظرم برای بررسی پدیده اجتماعی باید از اتاق کار بیرون رفت و پدیده را در محل رخداد و به عنوان یک کنشگر احساس کرد.

به نظرم درکنار صدها مشکل اساسی در موضوع بد حجابی ریشه همه این مشکل ها عدم تفهم است. یعنی اینکه ما به عنوان یک فرد بیرونی بفهمیم بد حجاب چگونه به موضوع می نگرد. همیشه بیرون نشسته ایم و برای کسی که گمان می کنیم بیمار است نسخه می پیچیم. تا زمانی که نفهمیم بد حجاب به پوشش چطور می نگرد هر برنامه و راهبردی که ارائه بدهیم ناقص است. خاصیت مردم نگاری همین است نمی گوید تنها مشاهده کن بلکه می گوید مشارکت کن، خود را درگیر پدیده و انسان های پدیده کن تا آن ها را درک کنی.

در آغاز به همین خاطر خیلی ها مخالفت کردند. گفتند این موضوعی است که باید محققش زن باشد. اتفاقا نظرم این بود که حجاب درمقابله با مرد معنا پیدا می کند. اوایل کار تحقیق و پژوهش سخت بود. بالاخره ظاهر و فضای گفتمانی مانع پژوهش بود ولی به مرور زمان موضوع حل شد.

بسیج پرس: شما معتقدید در کارهای فرهنگی و اقداماتی که این روزها در حوزه حجاب وجود دارد خلأی به نام تفهم وجود دارد در این باره بیشتر توضیح می دهید؟

اصنافی: خیلی واضح است وقتی شما نمی دانید طرف مقابلتان یک پدیده را چطور می بیند، چگونه می خواهید نگاهش را عوض کنید؟ علاوه بر اینکه این موضوع باعث می شود اصلا دو طرف فهم مشترکی از موضوع نداشته باشند و تقابلشان مدام به نزاع بیانجامد و متاسفانه اصرار بر این روش غلط باعث تعمیق شکاف شناختی طرفین از موضوع شده و نفرت طرفین در حال تعمیق است. در این حالت است که طرفین اصلا همدیگر را درک نمی کنند و گاها ارزشهای یکدیگر را به سخره می گیرند منشا همه این ها همین عدم تفهم است.

بسیج پرس: حجاب  یا رفتار آئینی چیست و چه نکات مثبت و منفی دارد؟

اصنافی: آیین یک چگونگی رفتار است. یک رفتار نیست یک صفت رفتاری است. مثلا فرض کنید ما وارد یک محیط علمی می شویم طرز حرف زدنمان و  پوششمان تغییر می کند. یعنی خودمان را متناسب محیط می کنیم. این رفتار آیینی است. تقلید نیست عادت هم نیست. مثلاً وقتی با دوستی روبرو می‌شویم زنجیره ای از کلمات و جملات را استفاده می‌کنیم. جملاتی که منظور از آن‌ها معنای جمع کلمات بیان شده در جمله نیست بلکه منظور بیان خود جمله است. کلمات «خوبی؟»، «سلامتی؟» جز اولین کلماتی است که در مواجهه با دوستان خود آن‌ها را بیان می‌کنیم و این بیان احتمالاً به منظور کسب اطلاع از وضعیت روحی و جسمی طرف مقابل نیست بلکه یک رفتار آیینی است یا به عبارت ساده تر این کلمات جزیی از آیین «سلام کردن» است. اگر دقت کنیم می بینیم بسیاری از مشاغل، محل ها و جمع هایی که با آن مواجه هستیم این آیین های ارتباطی را دارند.  همه آیین ها دارای یک اجبار نانوشته اجتماعی هستند که از آنها محافظت می کند. یعنی وقتی شما می خواهی رفتار آیینی را نقض کنی باید هزینه اجتماعی بدهی. این هزینه های متفاوت هستند ولی هستند.

بد حجابی از مرحله ضد ارزش بودن خارج شده و در حال تبدیل به یک آیین ارتباطی است

 

به نظر من در موضوع حجاب، بد حجابی دربسیاری از مشاغل، محیط ها و شرایط  آیینی شده است. این خطرناک است. یعنی بد حجابی از مرحله ضد ارزش بودن خارج شده و در حال تبدیل به یک آیین ارتباطی است. مثلا بعضی رشته های خاص دانشگاهی بد حجابی آیین ارتباطی آن رشته شده. در دانشگاه بین دانشجو ها معروف است. مثلا بچه های فلان رشته فلان تیپ را دارند. مثلا رشته های هنری.این بد حجابی به عنوان یک رفتار ارتباطی آیینی شده. یا بر فرض بعضی شغل های خاص،اما به نظرم تاثیر گذارترین آیین ارتباطی که بر تقویت بد حجابی موثر است آیین زیبایی و آیین پیشرفت است. البته ریشه این آیین سازی ها به پس از دوران مشروطه باز می گردد اما انقلاب اسلامی در این آیین سازی وقفه ایجاد کرد و آنرا دچار سکته کرد. اینکه زن زیبا یعنی زن بد حجاب یعنی زن بی حجاب زن امروزی و پیشرفته یعنی زن بد حجاب. این ریشه در فعالیت فرهنگی پهلوی دوم دارد ولی خب امروز هم تقویت شده است.

زن زیبایی دوست است و وقتی آیین زیبایی در جامعه ای تغییر کرد دیگر نمی شود با فطرت زن جنگید. البته طبیعی است که برهنگی در زن جذابیت ایجاد می کند ولی باید برای زن زیبایی چند وجهی تعریف کرد که یکی از آن زیبایی ظاهر است. وقتی زن زیبایی ظاهر را در تضاد با دهها زیبایی دیگر دید آن را کنترل می کند. قطعا ما نمی توانیم و نباید هم این کار را بکنیم که بخواهیم زن را از جذابیت منع کنیم بلکه باید به زن قدرت کنترل و هدایت این فطرت را داد. آیینی شدن بد حجابی به عنوان آیین اصیل و برتر زیبایی برای زنان چیزی است که اتفاق افتاده. برای ترویج حجاب باید موقعیت های که حجاب در آن آیین است را تقویت کرد. مثل مسجد و هیات های مذهبی.

بسیج پرس: پس از انجام تحقیقات با ملاحظاتی که ذکر کردید مهمترین عوامل ارتباطی موثر بر پوشش چه بود ؟ در این تحقیق به چه نتایجی رسیدید؟

اصنافی:  آیین زیبایی آیین اصلی است و البته آیین های دیگری را نیز ساخته است مثلا آیین پوشش مناسب در خانواده بسیار موثر است. برداشت خانواده از حجاب، ذهنیت ساز فرد از حجاب است. موضوع غیرت، ازدواج و تاثیرش بر پوشش همه این ها مهم است. حجاب به عنوان یک رفتار آیینی از دین اسلام بسیار بر موضوع تاثیر گذار است. وقتی می خواهی به پوشش اسلامی در جامعه برسید باید نهاد ها و گزاره های دینی را در جامعه گسترش دهید. جامعه وقتی دینی شد حجاب هم به عنوان یک رفتار دینی نهادینه می شود. نمی شود در جامعه ای عدالت نباشد، ریا باشد، بانکداری اش اسلامی نباشد، سازمان هایش اسلامی نباشند بعد انتظار رفتار دینی در موضوع پوشش از زن آن جامعه داشت. همه اینها بهم متصل است. وقتی نماز در یک جامعه تقویت شد آن وقت اصلاح حجاب هم راحت تر می شود.

اجبار برای پاسداری از فرهنگ مسلط لازم است اما برای مسلط سازی یک فرهنگ ناکارآمد است

بسیج پرس: در صحبت هایتان به نقش دوران حکومت پهلوی در موضوع حجاب اشاره کردید آیا در زمان رضا خان مبارزه با حجاب کلید خورد؟

اصنافی: رضا خان با اجباری کردن بی حجابی در این فرایند به نظرم موثر بوده است اما تأثیرش آنقدر زیاد نبود. به نظرم تاثیر روشنفکران دوران رضا خان و ما قبل آن از مشروطه به بعد بسیار بیشتر از رضا خان است. فعالیت آن هاست که بخشی از طبقه شهری را متقاعد می کند حجاب نشانه عقب ماندگی است. دین عامل عقب ماندگی است. رضا خان فکر کرد حالا که بی حجابی به عنوان یک رفتار آیینی پیشرفت در خودش نهادینه شده با زور  در بقیه کشور هم می تواند نهادینه شود. به نظرم رضا خان اشتباه کرد اگر کمی صبر کرده بود روشنفکران مانند شاعران و نویسندگان تازه از فرنگ برگشته چند سال بعد خواسته او را با هزینه کمتر حداقل در شهر ها پیدا می کردند.  

 بعد از رضا خان، محمدرضا در تلاش برای نهادینه سازی بی حجابی بهتر عمل می کند. البته بهتر از نظر هدف شوم خودشان! در واقع اجبار و قانون، فرهنگ ساز و رفتار ساز هست اما باید اول زمینه فرهنگی اش ایجاد شود. اجبار برای پاسداری از فرهنگ مسلط لازم است اما برای مسلط سازی یک فرهنگ صد در صد ناکارآمد است.

همین انتخاب دختر شایسته در زمان خودش واقعا کار آیین سازی بوده است. یک شبکه گسترده از دانشگاه گرفته تا مدارس همه یک شبکه می سازند تا دختر شایسته دبیرستان، بعد شهر، بعد استان، بعد کشور انتخاب کنند. خوب بدیهی است دختر شایسته بی حجاب است. بی حجابی جزئی از آیین دختر امروزی است. این یک مقوله ارتباطی است. ببینید پیامی که به وسعت جامعه زنان تحصیل کرده یا علاقه مند به تحصیل ایجاد می کند چقدر عمیق و تاثیر گذار است. این تاثیر قطعا تا امروز باقی مانده است.

بسیج پرس: انقلاب اسلامی چه تاثیری بر پوشش و موضوع حجاب داشته است؟

اصنافی : به نظرم اولین تأثیر انقلاب اسلامی، گسترش سریع گرایش به حجاب به واسطه تغییرات اعتقادی است. در واقع یکی از دلایل وقوع انقلاب زنده شدن مجدد باورهای مذهبی در جامعه ایرانی است. البته این به این معنی نیست که جامعه ایرانی قبل از انقلاب به کل خالی از اصول مذهبی بوده است بلکه به این معنی است که علاوه بر بخشی که پس از انقلاب هم همانند گذشته اعتقادات خود را داشتند، عده ای هم تحت تأثیر انقلاب واقعاً دچار تغییر در اندیشه و عمل شدند. فارغ از مسائل اعتقادی واقعا نفس مسیحایی امام خمینی(ره) را واقعا نمی شود در این موضوع ندیده گرفت. یکی از نمادهای زنده شدن مجدد باور های دینی، نمایش این باورها در نمادها بود که بهترین و واضح‌ترین آن در بین زنان، گرایش به حجاب اسلامی است.

این تغییر و بروز نمادین به دو صورت اتفاق افتاد. اول کسانی که اعتقادات خود را از دست داده بودند و انقلاب، به بازسازی اعتقادی آن‌ها پرداخت و دوم قشری که به حجاب به عنوان رفتار آیین مسلمانی نگاه نمی‌کردند. یعنی مسلمان بودند و اکثر واجبات را رعایت می‌کردند اما حجاب نداشتند. در واقع حکومت پهلوی توانسته بود آیینی از مسلمانی ارائه دهد که حجاب جزء آن نیست و انقلاب توانست تا حدودی این تصور را بشکند.

دومین تغییر که ناشی از تغییرات اعتقادی عمیق نبود، ناشی از گرایش جمعی و قلبی مردم به سمت انقلاب بود. انقلاب اتفاق خرسند کننده ای بود که مردم ایران آن را راهی برای نجات از استبداد و خودباختگی می‌دانستند؛ در نتیجه انقلاب محبوب بود. از آنجا که این انقلاب دارای ریشه های مذهبی بود و حجاب به عنوان نماد مذهبی شناخته می‌شد به مرور زمان حجاب تبدیل به نمادی برای انقلاب شد. در واقع چادر جزئی از آیین زن انقلابی شد و گروه های بسیاری از مردم از شوق انقلاب به سمت چادر آمدند.

بسیج پرس: با توجه به تأثیر انقلاب بر حجاب چرا پس از انقلاب نتوانستیم آن را نهادینه کنیم؟

اصنافی: به نظرم ما از میراث انقلاب و نفس مسیحایی امام (ره) درست پاسداری نکردیم. به نظرم موضوع عمده در بحث حجاب پس از انقلاب اجباری شدن حجاب بود. بحث واقعا مفصل است با یک سوال و توضیح نمی شود جمع اش کرد. اما اگر بخواهم خلاصه اش کنم این است که توانی که جمهوری اسلامی در موضع حجاب در جایگاه قهریه و الزام خرج کرد با توانش در فرهنگسازی حجاب اصلا تناسب ندارد. این عدم تناسب یک وضعیت کاریکاتوری از تلاش حاکمیت برای با حجاب کردن مردم ایجاد می کند.

تلاش یک سویه بر اجبار بدون زمینه سازی فرهنگی و اقناع صحیح موثر نبود

به عنوان مثال اینکه یک تعریف مورد قبول همه ارکان نظام از حجاب هیچ وقت وجود نداشته است. بالاخره حجاب مطلوب حاکمیت چیست؟ چادر است یا مانتو هم هست. حاکمیت از تریبون اصلی می گوید مانتو هم هست بعد بدنه اجتماعی مدافع حاکمیت غیرچادررا اصیل نمی داند. اینها تضاد است.

این یک طرف قضیه است. طرف دیگر این است که خوب عده ای با انقلاب با حجاب نشدند و عده ای دیگر با حجاب شدند اما این حجاب عقبه ایدئولوژیک و مذهبی نداشت. حاکمیت تلاشی  به آن صورت برای تعمیق این رفتار دینی و تبدیل آن به باور دینی نکرد.
ازهمه مهم تر خود اجباری شدن حجاب بود. اول اینکه بدیهی است چیزی که اجباری شود برای کسی که قبولش ندارد خوشایند نیست. طرف مقابل از آن برداشت توهین هم ممکن است بکند. بدیهی است که باید آن را قانع کرد.

تصویری از حجاب ارائه شد که این معنا را در ظاهر منتقل می کرد که استفاده از اجبار برای پوشش ضعف ایدوئولوژیک است با اینکه اینطور نبود. همان گونه که عرض کردم تلاش یک سویه بر اجبار بدون زمینه سازی فرهنگی و اقناع صحیح موثر نبود.

قدرت قهری و حاکمیتی پس از انقلاب باعث شده بود جبهه فرهنگی اعمال سیاست‌های فرهنگی در غالب‌های  حاکمیتی را راحت‌تر، سریع‌تر، کم هزینه تر و محسوس‌تر بیابد و در نتیجه از فعالیت نرم فرهنگی غافل شود.

 تنبلی فرهنگی به گفتمان و آئین حجاب ضربه زد

تلاش‌های فرهنگی به مرور زمان و تجهیز شدن حاکمیت دینی به قدرت‌های سخت، کم رنگ شد و جای آن را بخش نامه‌ها، قانون‌ها و ابلاغ‌های پلیسی گرفت. در واقع زمانی که گفتمان انقلاب اسلامی در مقابل الزامات قدرت قرار گرفت، نتیجه دهی اقدامات انتظامی را  سریع‌تر، کم هزینه تر و راحت‌تر از اقدامات فرهنگی دید. من اسم این اتفاق را تنبلی فرهنگی می گذارم. این باعث می شود اگر نیروی انتظامی به وظیفه قهری اش عمل نکرد ده ها تریبون صدایشان دربیاید ولی هیچ کس یقه دهها دستگاه فرهنگی را نمی گیرد که کالای فرهنگی تو در زمینه حجاب کجاست؟ چرا؟ چون تولید فرهنگی زمان می برد، هزینه می خواهد و از همه مهم تر خلاقیت می خواهد.

 این تنبلی به سه صورت به گفتمان مدافع حجاب ضربه زد. یکی اینکه گفتمان انقلاب که مدافع حجاب بود. در میدان جنگ فرهنگی اصولاً از ابزاری استفاده می‌کرد که از جنس این مبارزه فرهنگی نبود و بدیهی است که نتیجه این مبارزه شکست است.

از جنبه دوم عادت به دفاع سخت افزاری از دیدگاه مورد قبول، نوعی از ضعف منطقی و استدلالی را در میان مدافعان نسل‌های بعدی ایجاد کرده و آن‌ها را نه تنها برای مبارزه منطقی و فرهنگی آموزش نداده است، بلکه به واسطه راحت طلبی ایجاد شده، از آن‌ها مدافعانی نفوذ پذیر ساخته که ممکن است در صورت قرار گرفتن در فضای جدید و احیاناً متفاوت با فضای محافظت شده قبلی، نه تنها نتواند مدافعی برای آرمان‌های خود باشد بلکه آرمان‌های خود را نیز از دست بدهد.

این اقدام یک نتیجه تلخ دیگر در زمینه حجاب در پی داشت. زمانی که حاکمیت برای دفاع از گفتمان اسلامی خود به رفتارهای مبتنی بر نیروی قهریه روی آورد، بخش زیادی از جامعه به خصوص قشر جوان جامعه نظاره کننده جنگ فرهنگی حاکمیت به عنوان مدافع حجاب و دیگران به عنوان مهاجمان فرهنگی به کشور بود. مهاجمان از هیچ اقدامی دریغ نمی‌کردند، از ایجاد شبه فقهی گرفته تا تشکیک در اصالت حجاب، از ترویج محصولات فرهنگی مغایر با حجاب تا تلاش بی شمار برای عادی سازی روابط بین دو جنس.

این قشر که نظاره گر این میدان است نا خودآگاه متوجه این می‌شود که حاکمیت به عنوان یک طرف این مبارزه فرهنگی، تنها از ابزار های غیر فرهنگی و قهری استفاده می‌کند و به جای اقناع به سراغ اجبار رفته است. این منظره به طور طبیعی به مخاطب این موضوع را منتقل می‌کند که گفتمان حجاب از نظر استدلال منطقی دارای ضعف است که برای برتری خود دست کمک به ابزار غیر فرهنگی دراز کرده است.

بسیج پرس: چه نهادها یا سازمان هایی باید کار می کردند و نکردند یا به زعم شما دچار تنبلی فرهنگی شدند؟

اصنافی: به نظرم اینکه نهادها چه کرده اند مهم است اما نکته مهم تر این است که ما چه کرده ایم. من اساسا به تاثیر گذاری نهاد و سازمان بدون واسطه گری انسان مشکوکم. یعنی اینکه تاثیر روی یک پدیده فرهنگی از طریق انسان صورت می پذیرد. انسان بر انسان می تواند تاثیر بگذارد. حالا کار نهادها و سازمانهای چیست اینها باید بیایند آدم هایی که حرف دارند یعنی خودشان منبع فرهنگی اند را جمع کند انسان های دیگر را هم در مدار مغناطیسی آنها قرار دهد تا از آن منبع تاثیر بپذیرند و آنها هم به منبع فعال فرهنگی تبدیل شوند.

اصالت با انسان فرهنگی است نه سازمان فرهنگی

 حالا این مدار مغناطیسی چیست برای یکی می تواند فیلم باشد برای یکی کتاب، برای یکی رمان و شعر برای یکی هم منبر؛ اما اصالت با انسان فرهنگی است نه سازمان فرهنگی. این مغناطیس همان کالای فرهنگی است که توسط انسان فرهنگی تولید شده و بر انسان تاثیر می گذارد. وقتی این را می گوییم می شود فهمید هر کدام از ما به عنوان نیروهای مدافع انقلاب نظام و ارزشش ها چه نقشی در فرآیند تاثیر گذاری فرهنگی داریم. قطعا همه ما نقش داریم ولی بعضی کم است و بعضی زیاد باید تلاش کرد توانایی های تولید فرهنگیمان را بالا ببریم. و همینطور کیفیت محتوایمان را بالاتر ببریم.

در جریان این تحقیق موردی نبود که خانم بد حجابی خاطره ای از برخورد بد یک خانم محجبه برایم تعریف نکند. تماما از یک خاطره بد و یک نفرت و ذهنیت منفی سخن می گفتند. جالب است خودشان نسخه می دانند که  برای جذب ما باید اینطوری بکنند و آنطوری رفتار نکنند. این یعنی این آدم تشنه جذب است تشنه راه است. ولی ما چه کار کردیم .

خیلی ها با رفتارشان و خیلی ها با کلامشان. نگاه کنید به همین بحث های اخیر در مورد حجاب از منبر ها. یکی می گوید باید خون ها ریخته شود یکی می گوید باید تو دهنی زد. به همین تصویری که این صحبت ها به جامعه بد حجابی منعکس می کند فکر کنید. چقدر این تصویر خشن است. اینطوری نمی شود مسئله حجاب را حل کرد.

بسیج پرس: با توجه به نتایجی که از پایان نامه دریافت کردید و وضعیت امروز جامعه،آینده پوشش را چگونه پیش بینی می کنید؟

اصنافی: با رویش نسل جدید انقلاب که به نظرم نگاه نسل جدید بسیار منطقی تر و دقیق تر است و با قدرت گیری بیشتر نسل جدید به نظرم بهتر می شود. اما مسئله این است که این نسل حمایت نمی شود یعنی کار هنوز دست این نسل نیست.

اما نباید فراموش کنیم که زمانی  بیماری وارد شهر می شود، با جدا سازی و درمان و میتوان کنترلش کرد ولی وقتی بیماری عمومی شد، همه گیر شد باید چاره دیگری اندیشید. به نظرم ادامه تلاش تک بعدی در بخش فعالیت های قهری فضا را بدتر متشنج تر و نفرت را تعمیق می بخشد. هر چه نگاه می کنیم می بینیم بین نگاه فرهنگی رهبر انقلاب با دیگر مسولین فرهنگی فرسنگ ها فاصله است. مسئولین  فرهنگی و تریبون دارها و با نفوذ ها باید نگاه ایشان را مرور کنند. متاسفانه باید  بپذیریم در بخش عظیمی از جامعه شهری بد حجابی ضد ارزش نیست. پس باید اول به ضد ارزش تبدیلش کنیم. این به این معنا نیست که مردم از دین گریزان شده اند. من این گزاره را قبول ندارم با اینکه در همین موضوع هم نگرانی هایی هست ولی هنوز تاثیر گذار ترین مولفه اجتماعی در ایران دین است ولی از آنطرف هم باید بپذیریم بد حجابی در حال فراقشری شدن است. دیگر محدود به یک محله و یک آیین محلی نیست و این نگران کننده است.

بسیج پرس: برای برون رفت از این وضعیت چه راهکارهایی پیشنهاد می کنید؟

اصنافی: بحث مفصلی است ولی اشاره وار اگر بخواهم بگویم باید اول کارهای را که در خلال مصاحبه اشاره شد انجام بدهیم که مهم ترینش تفهم است بعد هم یکسری کارها را نباید بکنیم که اشاره ای هم به آن کردیم. اما عملیاتی اش این است که در چند زمینه بر اساس دسته بندی مخاطب و نوع تفهمش از حجاب به سرعت تولید محتوا کنیم. مثلا برای کسی که به خاطر شبهات روی خوش به حجاب نشان نمی دهد. نسبت حجاب و دین را مشخص کنیم و شبهات را رفع کنیم. مثلا اینکه حجاب اصلا در اسلام بوده یا بعدا اضافه شده؟ آیا حجاب برای امروزه کاربرد دینی دارد یا نه؟

مسئله دوم تقویت بنیه دینی است بسیاری از افراد بد حجاب می دانند کارشان غلط است این افراد معمولا کاهل هستند. به قول حضرت آقا نقض ظاهر دارند. باید انسان های فرهنگی را تقویت و تکثیر کرد و غالب مردم را در معرض مدار آن ها قرار داد. این دسته از بد حجاب ها مشکل عقیدتی ندارند مشکل رفتار دارند باید رفتار دینی را عمیق کر دکه این امر توسط انسان فرهنگی اتفاق می افتد توسط روحانی مسجد اتفاق می افتد. اینجا صد ها حاج آقا مجتبی تهرانی می خواهیم. مسجد باید پاتوق فرهنگی باشد. البته مسجد در تراز دهه چهارم انقلاب که خودش بحث مفصلی است. من متخصص اینکار نیستم ولی به نظرم حوزه و دانشگاه امروز متناسب با نیاز امروز جامعه نیرو تربیت نمی کنند یا اگر تربیت می کند کنشگری روحانی یا دانشگاهی با جامعه کم است. کم سطح است، عمیق و متنوع نیست. به طور خلاصه حاکمیت باید زمینه فعالیت انسان فرهنگی را فراهم کند به شرطی که انسان فرهنگی با مختصات امروز جامعه تربیت شده باشد و مبانی فعالیتش مشخص شده باشد.

 

بسیج پرس: خود شما زمانی که در وزارت ارشاد مسئولیت داشتید برای حجاب چه کارهایی انجام دادید؟

اصنافی: متأسفانه کار در وزارت ارشاد بیشتر از این که فرهنگی باشد دکوری است. مدیر وزارت ارشاد به جای اینکه با آدم فرهنگی سر و کار داشته باشد بیشتر با دکور ساز و مجری و بنا و تیر و تخته سر و کار دارد. البته همه نهاد های فرهنگی همین طور است. همه کار نهادها در نمایشگاه و جشنواره خلاصه شده است چون قابلیت خروجی دادن و آمار دادن دارد. مسئله این است که مثلا در همین موضوع حجاب وقتی می خواهی برای حجاب کار کنی اصلا مخاطبت نباید احساس کند داری برای حجاب کار می کنی. کار فرهنگی ظریف است. زمانبر است ممکن است در ده سال جواب دهد. اما  کار در نهاد فرهنگی یعنی اگر یک ریال پول خرج می کنی مدیر مربوطه باید به ماه نرسیده قیچی افتتاحش را بزند یا پرده برداریش بکند. این است که کسی برای کار اصیل فرهنگی هیچ برنامه و هزینه ای ندارد. مدیریت های نهایتا چهار ساله همین است.

خلاصه کلام اینکه بد حجابی امروز حاصل برنامه ریزی حدود صد ساله دشمن است حاصل سی و پنج سال کار نکردن است یک شبه حل نمی شود. خیلی هنر کنیم و جهادی کار کنیم بیست سال زمان نیاز دارد برای رسیدن به یک جامعه نرمال از نظر پوشش.  نرمال منظورم اسلامی نیست. نرمال یعنی اینکه به وضعی برسیم که وقتی یک خارجی به ایران آمد از این همه خود نمایی، آرایش و پوشش تحریک آمیز تعجب نکند !


سید محمد رضا اصنافی با اشاره اینکه رضا خان با اجباری کردن بی حجابی در این فرآیند موثربوده است گفت: به نظرم تاثیر روشنفکران دوران رضا خان و ماقبل آن از مشروطه به بعد بسیار بیشتر است.

 

به گزارش بسیج پرس؛ تغییر سریع پوشش زنان در جامعه ی امروز یا همان مسئله حجاب موضوعی است که کمتر رسانه ای پیدا می شود که به نوعی آن را دست مایه تهیه خبر، گزارش یا مصاحبه نکرده باشد از سویی دیگر موضوع پوشش زنان در جامعه ی امروز علت بسیاری از بحث ها و اختلاف نظرهاست تا جایی که محلی برای گرم شدن تنور اختلاف سیاسیون و سوء استفاده برخی از آن ها از موضوع پوشش است؛ بررسی معناشناسی پوشش زنان در جامعه امروز عنوان پایان نامه ای است که دلیل مصاحبه ی ما با سید محمد رضا اصنافی دانش آموخته ی رشته تبلیغ و ارتباطات فرهنگی از دانشگاه سوره در مقطع کارشناسی ارشد است؛ او که سابقه فعالیت در معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد، نهاد کتابخانه های عمومی کشور و مدیریت واحد رسانه های برخط مرکز رسانه های دیجیتال را در کارنامه دارد معتقد است در این پایان نامه پوشش زنان به عنوان یک ارتباط آئینی بررسی شده که پیش از او شخص دیگری به آن نپرداخته است و حاوی نکاتی است که می تواند در بهبود وضعیت حجاب در کشور موثر باشد. 

بسیج پرس: به عنوان سوال نخست در مورد علت و  نحوه پرداختن به موضوع حجاب در طرح پژوهشی خودتان توضیح بفرمائید.

اصنافی: باید بگویم این طرح از تلاقی چند موضوع در یک نقطه ایجاد شد. یعنی به عبارتی می توان آن را از چند زاویه نگاه کرد؛ اولین زاویه موضوع مهندسی فرهنگی بود، از زمانی که رهبر انقلاب موضوع مهندسی فرهنگی را مطرح کردند این موضوع  برایم جالب بود. خوب عده ای معتقد هستند فرهنگ قابل مهندسی نیست. بعد از ایشان هم کسی سر نخ این موضوع را نگرفت و آن را باز نکرد. رهبر نیز خیلی روی موضوع توضیح ندادند. بالاخره به این نتیجه رسیدم مراد از مهندسی فرهنگی این است که ما ابتدا باید مجموعه عوامل تاثیر گذار بر یک پدیده فرهنگی را احتساب کنیم سپس اگر می خواهیم آن پدیده را کنترل کنیم یا تغییر بدهیم می بایست عوامل تاثیر گذار را تحریک کنیم. به نظر من این توضیح مهندسی فرهنگی بود.
پس یک زاویه، مهندسی فرهنگی موضوع بدحجابی بود. یعنی می خواستم بدون اینکه کار آماری کنم و میزان تاثیر گذاری متغیرها را بسنجم فقط مسائل تاثیر گذار را پیدا کنم. در واقع می توانم بگویم این کار نقشه مهندسی موضوع حجاب است.

زاویه بعدی بحث ارتباطات بود. در موضوع حجاب و پوشش بسیار کار شده، از زاویه مذهبی تا روانشناختی موضوع بررسی شده است، حتی آمایش هم انجام شده ولی تا به حال کسی بدحجابی را به عنوان یک پدیده ارتباطی در ارتباط با محیط بررسی نکرده است. با اینکه اصل موضوع حجاب اساسا در ارتباط با محیط معنا پیدا می کند.

زاویه بعدی زاویه آیین بود. کتاب ارتباطات آیینی یک دریچه تازه در تحلیل پدیده های ارتباطی در ذهنم ایجاد کرد. با مطالعه ی کتاب متوجه شدم بسیاری از عوامل ارتباطی تاثیر گذار بر پوشش قابلیت تحلیل آیینی دارند. چون به غیر از این کتاب منبع دیگری در این زمینه نبود کار بسیار مشکل بود.

زاویه بعدی روش مردم نگاری بود، در جایگاه انتخاب روش تحقیق به مشکل برخورده بودم چرا که نمی دانستم  این همه پدیده را که فرض می کنم بر موضوع تاثیر گذار باشد چطور و با چه مکانیزمی تحلیل و فرضیه ام را رد یا تایید کنم. البته کتاب "نشت نشا" آقای امیر خانی هم که سال ها پیش خوانده بودم و تجربه مردم نگاری در میان یک قبیله آمریکایی بود تحولی عمیق در نگاهم به مسائل فرهنگی و اجتماعی ایجاد کرده بود.

 برای بررسی پدیده های اجتماعی باید از اتاق کار بیرون رفت

احساس کردم دوران فرم و پرسشنامه و ... در تحقیق عمیق فرهنگی به سر آمده، ما با پدیده انسانی روبرو هستیم و بررسی آن توسط متغییر های کمی تحقیر وتقلیل پدیده های انسانی وفرهنگی است. به نظرم برای بررسی پدیده اجتماعی باید از اتاق کار بیرون رفت و پدیده را در محل رخداد و به عنوان یک کنشگر احساس کرد.

به نظرم درکنار صدها مشکل اساسی در موضوع بد حجابی ریشه همه این مشکل ها عدم تفهم است. یعنی اینکه ما به عنوان یک فرد بیرونی بفهمیم بد حجاب چگونه به موضوع می نگرد. همیشه بیرون نشسته ایم و برای کسی که گمان می کنیم بیمار است نسخه می پیچیم. تا زمانی که نفهمیم بد حجاب به پوشش چطور می نگرد هر برنامه و راهبردی که ارائه بدهیم ناقص است. خاصیت مردم نگاری همین است نمی گوید تنها مشاهده کن بلکه می گوید مشارکت کن، خود را درگیر پدیده و انسان های پدیده کن تا آن ها را درک کنی.

در آغاز به همین خاطر خیلی ها مخالفت کردند. گفتند این موضوعی است که باید محققش زن باشد. اتفاقا نظرم این بود که حجاب درمقابله با مرد معنا پیدا می کند. اوایل کار تحقیق و پژوهش سخت بود. بالاخره ظاهر و فضای گفتمانی مانع پژوهش بود ولی به مرور زمان موضوع حل شد.

بسیج پرس: شما معتقدید در کارهای فرهنگی و اقداماتی که این روزها در حوزه حجاب وجود دارد خلأی به نام تفهم وجود دارد در این باره بیشتر توضیح می دهید؟

اصنافی: خیلی واضح است وقتی شما نمی دانید طرف مقابلتان یک پدیده را چطور می بیند، چگونه می خواهید نگاهش را عوض کنید؟ علاوه بر اینکه این موضوع باعث می شود اصلا دو طرف فهم مشترکی از موضوع نداشته باشند و تقابلشان مدام به نزاع بیانجامد و متاسفانه اصرار بر این روش غلط باعث تعمیق شکاف شناختی طرفین از موضوع شده و نفرت طرفین در حال تعمیق است. در این حالت است که طرفین اصلا همدیگر را درک نمی کنند و گاها ارزشهای یکدیگر را به سخره می گیرند منشا همه این ها همین عدم تفهم است.

بسیج پرس: حجاب  یا رفتار آئینی چیست و چه نکات مثبت و منفی دارد؟

اصنافی: آیین یک چگونگی رفتار است. یک رفتار نیست یک صفت رفتاری است. مثلا فرض کنید ما وارد یک محیط علمی می شویم طرز حرف زدنمان و  پوششمان تغییر می کند. یعنی خودمان را متناسب محیط می کنیم. این رفتار آیینی است. تقلید نیست عادت هم نیست. مثلاً وقتی با دوستی روبرو می‌شویم زنجیره ای از کلمات و جملات را استفاده می‌کنیم. جملاتی که منظور از آن‌ها معنای جمع کلمات بیان شده در جمله نیست بلکه منظور بیان خود جمله است. کلمات «خوبی؟»، «سلامتی؟» جز اولین کلماتی است که در مواجهه با دوستان خود آن‌ها را بیان می‌کنیم و این بیان احتمالاً به منظور کسب اطلاع از وضعیت روحی و جسمی طرف مقابل نیست بلکه یک رفتار آیینی است یا به عبارت ساده تر این کلمات جزیی از آیین «سلام کردن» است. اگر دقت کنیم می بینیم بسیاری از مشاغل، محل ها و جمع هایی که با آن مواجه هستیم این آیین های ارتباطی را دارند.  همه آیین ها دارای یک اجبار نانوشته اجتماعی هستند که از آنها محافظت می کند. یعنی وقتی شما می خواهی رفتار آیینی را نقض کنی باید هزینه اجتماعی بدهی. این هزینه های متفاوت هستند ولی هستند.

بد حجابی از مرحله ضد ارزش بودن خارج شده و در حال تبدیل به یک آیین ارتباطی است

 

به نظر من در موضوع حجاب، بد حجابی دربسیاری از مشاغل، محیط ها و شرایط  آیینی شده است. این خطرناک است. یعنی بد حجابی از مرحله ضد ارزش بودن خارج شده و در حال تبدیل به یک آیین ارتباطی است. مثلا بعضی رشته های خاص دانشگاهی بد حجابی آیین ارتباطی آن رشته شده. در دانشگاه بین دانشجو ها معروف است. مثلا بچه های فلان رشته فلان تیپ را دارند. مثلا رشته های هنری.این بد حجابی به عنوان یک رفتار ارتباطی آیینی شده. یا بر فرض بعضی شغل های خاص،اما به نظرم تاثیر گذارترین آیین ارتباطی که بر تقویت بد حجابی موثر است آیین زیبایی و آیین پیشرفت است. البته ریشه این آیین سازی ها به پس از دوران مشروطه باز می گردد اما انقلاب اسلامی در این آیین سازی وقفه ایجاد کرد و آنرا دچار سکته کرد. اینکه زن زیبا یعنی زن بد حجاب یعنی زن بی حجاب زن امروزی و پیشرفته یعنی زن بد حجاب. این ریشه در فعالیت فرهنگی پهلوی دوم دارد ولی خب امروز هم تقویت شده است.

زن زیبایی دوست است و وقتی آیین زیبایی در جامعه ای تغییر کرد دیگر نمی شود با فطرت زن جنگید. البته طبیعی است که برهنگی در زن جذابیت ایجاد می کند ولی باید برای زن زیبایی چند وجهی تعریف کرد که یکی از آن زیبایی ظاهر است. وقتی زن زیبایی ظاهر را در تضاد با دهها زیبایی دیگر دید آن را کنترل می کند. قطعا ما نمی توانیم و نباید هم این کار را بکنیم که بخواهیم زن را از جذابیت منع کنیم بلکه باید به زن قدرت کنترل و هدایت این فطرت را داد. آیینی شدن بد حجابی به عنوان آیین اصیل و برتر زیبایی برای زنان چیزی است که اتفاق افتاده. برای ترویج حجاب باید موقعیت های که حجاب در آن آیین است را تقویت کرد. مثل مسجد و هیات های مذهبی.

بسیج پرس: پس از انجام تحقیقات با ملاحظاتی که ذکر کردید مهمترین عوامل ارتباطی موثر بر پوشش چه بود ؟ در این تحقیق به چه نتایجی رسیدید؟

اصنافی:  آیین زیبایی آیین اصلی است و البته آیین های دیگری را نیز ساخته است مثلا آیین پوشش مناسب در خانواده بسیار موثر است. برداشت خانواده از حجاب، ذهنیت ساز فرد از حجاب است. موضوع غیرت، ازدواج و تاثیرش بر پوشش همه این ها مهم است. حجاب به عنوان یک رفتار آیینی از دین اسلام بسیار بر موضوع تاثیر گذار است. وقتی می خواهی به پوشش اسلامی در جامعه برسید باید نهاد ها و گزاره های دینی را در جامعه گسترش دهید. جامعه وقتی دینی شد حجاب هم به عنوان یک رفتار دینی نهادینه می شود. نمی شود در جامعه ای عدالت نباشد، ریا باشد، بانکداری اش اسلامی نباشد، سازمان هایش اسلامی نباشند بعد انتظار رفتار دینی در موضوع پوشش از زن آن جامعه داشت. همه اینها بهم متصل است. وقتی نماز در یک جامعه تقویت شد آن وقت اصلاح حجاب هم راحت تر می شود.

اجبار برای پاسداری از فرهنگ مسلط لازم است اما برای مسلط سازی یک فرهنگ ناکارآمد است

بسیج پرس: در صحبت هایتان به نقش دوران حکومت پهلوی در موضوع حجاب اشاره کردید آیا در زمان رضا خان مبارزه با حجاب کلید خورد؟

اصنافی: رضا خان با اجباری کردن بی حجابی در این فرایند به نظرم موثر بوده است اما تأثیرش آنقدر زیاد نبود. به نظرم تاثیر روشنفکران دوران رضا خان و ما قبل آن از مشروطه به بعد بسیار بیشتر از رضا خان است. فعالیت آن هاست که بخشی از طبقه شهری را متقاعد می کند حجاب نشانه عقب ماندگی است. دین عامل عقب ماندگی است. رضا خان فکر کرد حالا که بی حجابی به عنوان یک رفتار آیینی پیشرفت در خودش نهادینه شده با زور  در بقیه کشور هم می تواند نهادینه شود. به نظرم رضا خان اشتباه کرد اگر کمی صبر کرده بود روشنفکران مانند شاعران و نویسندگان تازه از فرنگ برگشته چند سال بعد خواسته او را با هزینه کمتر حداقل در شهر ها پیدا می کردند.  

 بعد از رضا خان، محمدرضا در تلاش برای نهادینه سازی بی حجابی بهتر عمل می کند. البته بهتر از نظر هدف شوم خودشان! در واقع اجبار و قانون، فرهنگ ساز و رفتار ساز هست اما باید اول زمینه فرهنگی اش ایجاد شود. اجبار برای پاسداری از فرهنگ مسلط لازم است اما برای مسلط سازی یک فرهنگ صد در صد ناکارآمد است.

همین انتخاب دختر شایسته در زمان خودش واقعا کار آیین سازی بوده است. یک شبکه گسترده از دانشگاه گرفته تا مدارس همه یک شبکه می سازند تا دختر شایسته دبیرستان، بعد شهر، بعد استان، بعد کشور انتخاب کنند. خوب بدیهی است دختر شایسته بی حجاب است. بی حجابی جزئی از آیین دختر امروزی است. این یک مقوله ارتباطی است. ببینید پیامی که به وسعت جامعه زنان تحصیل کرده یا علاقه مند به تحصیل ایجاد می کند چقدر عمیق و تاثیر گذار است. این تاثیر قطعا تا امروز باقی مانده است.

بسیج پرس: انقلاب اسلامی چه تاثیری بر پوشش و موضوع حجاب داشته است؟

اصنافی : به نظرم اولین تأثیر انقلاب اسلامی، گسترش سریع گرایش به حجاب به واسطه تغییرات اعتقادی است. در واقع یکی از دلایل وقوع انقلاب زنده شدن مجدد باورهای مذهبی در جامعه ایرانی است. البته این به این معنی نیست که جامعه ایرانی قبل از انقلاب به کل خالی از اصول مذهبی بوده است بلکه به این معنی است که علاوه بر بخشی که پس از انقلاب هم همانند گذشته اعتقادات خود را داشتند، عده ای هم تحت تأثیر انقلاب واقعاً دچار تغییر در اندیشه و عمل شدند. فارغ از مسائل اعتقادی واقعا نفس مسیحایی امام خمینی(ره) را واقعا نمی شود در این موضوع ندیده گرفت. یکی از نمادهای زنده شدن مجدد باور های دینی، نمایش این باورها در نمادها بود که بهترین و واضح‌ترین آن در بین زنان، گرایش به حجاب اسلامی است.

این تغییر و بروز نمادین به دو صورت اتفاق افتاد. اول کسانی که اعتقادات خود را از دست داده بودند و انقلاب، به بازسازی اعتقادی آن‌ها پرداخت و دوم قشری که به حجاب به عنوان رفتار آیین مسلمانی نگاه نمی‌کردند. یعنی مسلمان بودند و اکثر واجبات را رعایت می‌کردند اما حجاب نداشتند. در واقع حکومت پهلوی توانسته بود آیینی از مسلمانی ارائه دهد که حجاب جزء آن نیست و انقلاب توانست تا حدودی این تصور را بشکند.

دومین تغییر که ناشی از تغییرات اعتقادی عمیق نبود، ناشی از گرایش جمعی و قلبی مردم به سمت انقلاب بود. انقلاب اتفاق خرسند کننده ای بود که مردم ایران آن را راهی برای نجات از استبداد و خودباختگی می‌دانستند؛ در نتیجه انقلاب محبوب بود. از آنجا که این انقلاب دارای ریشه های مذهبی بود و حجاب به عنوان نماد مذهبی شناخته می‌شد به مرور زمان حجاب تبدیل به نمادی برای انقلاب شد. در واقع چادر جزئی از آیین زن انقلابی شد و گروه های بسیاری از مردم از شوق انقلاب به سمت چادر آمدند.

بسیج پرس: با توجه به تأثیر انقلاب بر حجاب چرا پس از انقلاب نتوانستیم آن را نهادینه کنیم؟

اصنافی: به نظرم ما از میراث انقلاب و نفس مسیحایی امام (ره) درست پاسداری نکردیم. به نظرم موضوع عمده در بحث حجاب پس از انقلاب اجباری شدن حجاب بود. بحث واقعا مفصل است با یک سوال و توضیح نمی شود جمع اش کرد. اما اگر بخواهم خلاصه اش کنم این است که توانی که جمهوری اسلامی در موضع حجاب در جایگاه قهریه و الزام خرج کرد با توانش در فرهنگسازی حجاب اصلا تناسب ندارد. این عدم تناسب یک وضعیت کاریکاتوری از تلاش حاکمیت برای با حجاب کردن مردم ایجاد می کند.

تلاش یک سویه بر اجبار بدون زمینه سازی فرهنگی و اقناع صحیح موثر نبود

به عنوان مثال اینکه یک تعریف مورد قبول همه ارکان نظام از حجاب هیچ وقت وجود نداشته است. بالاخره حجاب مطلوب حاکمیت چیست؟ چادر است یا مانتو هم هست. حاکمیت از تریبون اصلی می گوید مانتو هم هست بعد بدنه اجتماعی مدافع حاکمیت غیرچادررا اصیل نمی داند. اینها تضاد است.

این یک طرف قضیه است. طرف دیگر این است که خوب عده ای با انقلاب با حجاب نشدند و عده ای دیگر با حجاب شدند اما این حجاب عقبه ایدئولوژیک و مذهبی نداشت. حاکمیت تلاشی  به آن صورت برای تعمیق این رفتار دینی و تبدیل آن به باور دینی نکرد.
ازهمه مهم تر خود اجباری شدن حجاب بود. اول اینکه بدیهی است چیزی که اجباری شود برای کسی که قبولش ندارد خوشایند نیست. طرف مقابل از آن برداشت توهین هم ممکن است بکند. بدیهی است که باید آن را قانع کرد.

تصویری از حجاب ارائه شد که این معنا را در ظاهر منتقل می کرد که استفاده از اجبار برای پوشش ضعف ایدوئولوژیک است با اینکه اینطور نبود. همان گونه که عرض کردم تلاش یک سویه بر اجبار بدون زمینه سازی فرهنگی و اقناع صحیح موثر نبود.

قدرت قهری و حاکمیتی پس از انقلاب باعث شده بود جبهه فرهنگی اعمال سیاست‌های فرهنگی در غالب‌های  حاکمیتی را راحت‌تر، سریع‌تر، کم هزینه تر و محسوس‌تر بیابد و در نتیجه از فعالیت نرم فرهنگی غافل شود.

 تنبلی فرهنگی به گفتمان و آئین حجاب ضربه زد

تلاش‌های فرهنگی به مرور زمان و تجهیز شدن حاکمیت دینی به قدرت‌های سخت، کم رنگ شد و جای آن را بخش نامه‌ها، قانون‌ها و ابلاغ‌های پلیسی گرفت. در واقع زمانی که گفتمان انقلاب اسلامی در مقابل الزامات قدرت قرار گرفت، نتیجه دهی اقدامات انتظامی را  سریع‌تر، کم هزینه تر و راحت‌تر از اقدامات فرهنگی دید. من اسم این اتفاق را تنبلی فرهنگی می گذارم. این باعث می شود اگر نیروی انتظامی به وظیفه قهری اش عمل نکرد ده ها تریبون صدایشان دربیاید ولی هیچ کس یقه دهها دستگاه فرهنگی را نمی گیرد که کالای فرهنگی تو در زمینه حجاب کجاست؟ چرا؟ چون تولید فرهنگی زمان می برد، هزینه می خواهد و از همه مهم تر خلاقیت می خواهد.

 این تنبلی به سه صورت به گفتمان مدافع حجاب ضربه زد. یکی اینکه گفتمان انقلاب که مدافع حجاب بود. در میدان جنگ فرهنگی اصولاً از ابزاری استفاده می‌کرد که از جنس این مبارزه فرهنگی نبود و بدیهی است که نتیجه این مبارزه شکست است.

از جنبه دوم عادت به دفاع سخت افزاری از دیدگاه مورد قبول، نوعی از ضعف منطقی و استدلالی را در میان مدافعان نسل‌های بعدی ایجاد کرده و آن‌ها را نه تنها برای مبارزه منطقی و فرهنگی آموزش نداده است، بلکه به واسطه راحت طلبی ایجاد شده، از آن‌ها مدافعانی نفوذ پذیر ساخته که ممکن است در صورت قرار گرفتن در فضای جدید و احیاناً متفاوت با فضای محافظت شده قبلی، نه تنها نتواند مدافعی برای آرمان‌های خود باشد بلکه آرمان‌های خود را نیز از دست بدهد.

این اقدام یک نتیجه تلخ دیگر در زمینه حجاب در پی داشت. زمانی که حاکمیت برای دفاع از گفتمان اسلامی خود به رفتارهای مبتنی بر نیروی قهریه روی آورد، بخش زیادی از جامعه به خصوص قشر جوان جامعه نظاره کننده جنگ فرهنگی حاکمیت به عنوان مدافع حجاب و دیگران به عنوان مهاجمان فرهنگی به کشور بود. مهاجمان از هیچ اقدامی دریغ نمی‌کردند، از ایجاد شبه فقهی گرفته تا تشکیک در اصالت حجاب، از ترویج محصولات فرهنگی مغایر با حجاب تا تلاش بی شمار برای عادی سازی روابط بین دو جنس.

این قشر که نظاره گر این میدان است نا خودآگاه متوجه این می‌شود که حاکمیت به عنوان یک طرف این مبارزه فرهنگی، تنها از ابزار های غیر فرهنگی و قهری استفاده می‌کند و به جای اقناع به سراغ اجبار رفته است. این منظره به طور طبیعی به مخاطب این موضوع را منتقل می‌کند که گفتمان حجاب از نظر استدلال منطقی دارای ضعف است که برای برتری خود دست کمک به ابزار غیر فرهنگی دراز کرده است.

بسیج پرس: چه نهادها یا سازمان هایی باید کار می کردند و نکردند یا به زعم شما دچار تنبلی فرهنگی شدند؟

اصنافی: به نظرم اینکه نهادها چه کرده اند مهم است اما نکته مهم تر این است که ما چه کرده ایم. من اساسا به تاثیر گذاری نهاد و سازمان بدون واسطه گری انسان مشکوکم. یعنی اینکه تاثیر روی یک پدیده فرهنگی از طریق انسان صورت می پذیرد. انسان بر انسان می تواند تاثیر بگذارد. حالا کار نهادها و سازمانهای چیست اینها باید بیایند آدم هایی که حرف دارند یعنی خودشان منبع فرهنگی اند را جمع کند انسان های دیگر را هم در مدار مغناطیسی آنها قرار دهد تا از آن منبع تاثیر بپذیرند و آنها هم به منبع فعال فرهنگی تبدیل شوند.

اصالت با انسان فرهنگی است نه سازمان فرهنگی

 حالا این مدار مغناطیسی چیست برای یکی می تواند فیلم باشد برای یکی کتاب، برای یکی رمان و شعر برای یکی هم منبر؛ اما اصالت با انسان فرهنگی است نه سازمان فرهنگی. این مغناطیس همان کالای فرهنگی است که توسط انسان فرهنگی تولید شده و بر انسان تاثیر می گذارد. وقتی این را می گوییم می شود فهمید هر کدام از ما به عنوان نیروهای مدافع انقلاب نظام و ارزشش ها چه نقشی در فرآیند تاثیر گذاری فرهنگی داریم. قطعا همه ما نقش داریم ولی بعضی کم است و بعضی زیاد باید تلاش کرد توانایی های تولید فرهنگیمان را بالا ببریم. و همینطور کیفیت محتوایمان را بالاتر ببریم.

در جریان این تحقیق موردی نبود که خانم بد حجابی خاطره ای از برخورد بد یک خانم محجبه برایم تعریف نکند. تماما از یک خاطره بد و یک نفرت و ذهنیت منفی سخن می گفتند. جالب است خودشان نسخه می دانند که  برای جذب ما باید اینطوری بکنند و آنطوری رفتار نکنند. این یعنی این آدم تشنه جذب است تشنه راه است. ولی ما چه کار کردیم .

خیلی ها با رفتارشان و خیلی ها با کلامشان. نگاه کنید به همین بحث های اخیر در مورد حجاب از منبر ها. یکی می گوید باید خون ها ریخته شود یکی می گوید باید تو دهنی زد. به همین تصویری که این صحبت ها به جامعه بد حجابی منعکس می کند فکر کنید. چقدر این تصویر خشن است. اینطوری نمی شود مسئله حجاب را حل کرد.

بسیج پرس: با توجه به نتایجی که از پایان نامه دریافت کردید و وضعیت امروز جامعه،آینده پوشش را چگونه پیش بینی می کنید؟

اصنافی: با رویش نسل جدید انقلاب که به نظرم نگاه نسل جدید بسیار منطقی تر و دقیق تر است و با قدرت گیری بیشتر نسل جدید به نظرم بهتر می شود. اما مسئله این است که این نسل حمایت نمی شود یعنی کار هنوز دست این نسل نیست.

اما نباید فراموش کنیم که زمانی  بیماری وارد شهر می شود، با جدا سازی و درمان و میتوان کنترلش کرد ولی وقتی بیماری عمومی شد، همه گیر شد باید چاره دیگری اندیشید. به نظرم ادامه تلاش تک بعدی در بخش فعالیت های قهری فضا را بدتر متشنج تر و نفرت را تعمیق می بخشد. هر چه نگاه می کنیم می بینیم بین نگاه فرهنگی رهبر انقلاب با دیگر مسولین فرهنگی فرسنگ ها فاصله است. مسئولین  فرهنگی و تریبون دارها و با نفوذ ها باید نگاه ایشان را مرور کنند. متاسفانه باید  بپذیریم در بخش عظیمی از جامعه شهری بد حجابی ضد ارزش نیست. پس باید اول به ضد ارزش تبدیلش کنیم. این به این معنا نیست که مردم از دین گریزان شده اند. من این گزاره را قبول ندارم با اینکه در همین موضوع هم نگرانی هایی هست ولی هنوز تاثیر گذار ترین مولفه اجتماعی در ایران دین است ولی از آنطرف هم باید بپذیریم بد حجابی در حال فراقشری شدن است. دیگر محدود به یک محله و یک آیین محلی نیست و این نگران کننده است.

بسیج پرس: برای برون رفت از این وضعیت چه راهکارهایی پیشنهاد می کنید؟

اصنافی: بحث مفصلی است ولی اشاره وار اگر بخواهم بگویم باید اول کارهای را که در خلال مصاحبه اشاره شد انجام بدهیم که مهم ترینش تفهم است بعد هم یکسری کارها را نباید بکنیم که اشاره ای هم به آن کردیم. اما عملیاتی اش این است که در چند زمینه بر اساس دسته بندی مخاطب و نوع تفهمش از حجاب به سرعت تولید محتوا کنیم. مثلا برای کسی که به خاطر شبهات روی خوش به حجاب نشان نمی دهد. نسبت حجاب و دین را مشخص کنیم و شبهات را رفع کنیم. مثلا اینکه حجاب اصلا در اسلام بوده یا بعدا اضافه شده؟ آیا حجاب برای امروزه کاربرد دینی دارد یا نه؟

مسئله دوم تقویت بنیه دینی است بسیاری از افراد بد حجاب می دانند کارشان غلط است این افراد معمولا کاهل هستند. به قول حضرت آقا نقض ظاهر دارند. باید انسان های فرهنگی را تقویت و تکثیر کرد و غالب مردم را در معرض مدار آن ها قرار داد. این دسته از بد حجاب ها مشکل عقیدتی ندارند مشکل رفتار دارند باید رفتار دینی را عمیق کر دکه این امر توسط انسان فرهنگی اتفاق می افتد توسط روحانی مسجد اتفاق می افتد. اینجا صد ها حاج آقا مجتبی تهرانی می خواهیم. مسجد باید پاتوق فرهنگی باشد. البته مسجد در تراز دهه چهارم انقلاب که خودش بحث مفصلی است. من متخصص اینکار نیستم ولی به نظرم حوزه و دانشگاه امروز متناسب با نیاز امروز جامعه نیرو تربیت نمی کنند یا اگر تربیت می کند کنشگری روحانی یا دانشگاهی با جامعه کم است. کم سطح است، عمیق و متنوع نیست. به طور خلاصه حاکمیت باید زمینه فعالیت انسان فرهنگی را فراهم کند به شرطی که انسان فرهنگی با مختصات امروز جامعه تربیت شده باشد و مبانی فعالیتش مشخص شده باشد.

 

بسیج پرس: خود شما زمانی که در وزارت ارشاد مسئولیت داشتید برای حجاب چه کارهایی انجام دادید؟

اصنافی: متأسفانه کار در وزارت ارشاد بیشتر از این که فرهنگی باشد دکوری است. مدیر وزارت ارشاد به جای اینکه با آدم فرهنگی سر و کار داشته باشد بیشتر با دکور ساز و مجری و بنا و تیر و تخته سر و کار دارد. البته همه نهاد های فرهنگی همین طور است. همه کار نهادها در نمایشگاه و جشنواره خلاصه شده است چون قابلیت خروجی دادن و آمار دادن دارد. مسئله این است که مثلا در همین موضوع حجاب وقتی می خواهی برای حجاب کار کنی اصلا مخاطبت نباید احساس کند داری برای حجاب کار می کنی. کار فرهنگی ظریف است. زمانبر است ممکن است در ده سال جواب دهد. اما  کار در نهاد فرهنگی یعنی اگر یک ریال پول خرج می کنی مدیر مربوطه باید به ماه نرسیده قیچی افتتاحش را بزند یا پرده برداریش بکند. این است که کسی برای کار اصیل فرهنگی هیچ برنامه و هزینه ای ندارد. مدیریت های نهایتا چهار ساله همین است.

خلاصه کلام اینکه بد حجابی امروز حاصل برنامه ریزی حدود صد ساله دشمن است حاصل سی و پنج سال کار نکردن است یک شبه حل نمی شود. خیلی هنر کنیم و جهادی کار کنیم بیست سال زمان نیاز دارد برای رسیدن به یک جامعه نرمال از نظر پوشش.  نرمال منظورم اسلامی نیست. نرمال یعنی اینکه به وضعی برسیم که وقتی یک خارجی به ایران آمد از این همه خود نمایی، آرایش و پوشش تحریک آمیز تعجب نکند !




اولین زنی که در ایران بی حجاب شد!!! /تصویر

 

از سال های دور کوشش های فراوانی شده است تا زمینه های روانی، فرهنگی و اجتماعی گریز از ارزش های اسلامی ایجاد شود. فرقه‌های نوظهور در کشف حجاب تأثیر داشتند؛هنگامی که علی‌محمد باب، رهبر این فرقه، در قلعه چهریق در زندان به سر می‌برد، پیروان و طرفداران او در دشت «بدشت» نزدیک شاهرود جمع شدند.

آنها قرار بود در دشت «بدشت» به نوعی ساختارشکنی اساسی و جدی دست زنند؛ ازهمین‌رو زنی به نام قره العین در این اجتماع بابیان، برای نخستین‌بار در بین مردان با لباس نامناسب و بدون حجاب حضور یافت.این اقدام قره العین باعث پیدایش شکاف در بین طرفداران باب شد. بعضی از افرادی که دچار تبلیغات مسموم و فریفته شده بودند، با این وضعیت آگاه شدند و از این فرقه جدا گردیدند، اما عده‌ای دیگر به تداوم فعالیت تمایل بیشتری پیدا ‌کردند.پس از این اتفاق بود که در کشور ما تهاجم به حجاب به شکل‌های گوناگون بیشتر شد.

این نوشتار شخصیت "زرین تاج قزوینی" یکی از زنان بهایی را که زمینه ساز و مجری توطئه کشف حجاب در ایران بود را مورد بررسی قرار می دهد.
 

تا زمان کشف حجاب و شروع تغییرات پر دامنه مدرنیسم رضاشاهی، نمونه ای یافت نمی شود که زنان ایرانی و حتی بانوان درباری، سر برهنه و بی حجاب در ملأ عام ظاهر شوند مگر یک زن !
در دوره ناصرالدین شاه، اولین زنی که به صورت عمومی و علنی کشف حجاب کرد زنی است با نام زرّین تاج که توسط سران بابیت ملقب به طاهره و قره العین و تنها زنی است که از "حروف حی" محسوب می‌شود.( لقبی که به بر اساس حروف ابجد به 18 نفر از اولین کسانی که علی محمد باب ایمان آوردند، اطلاق می‌شود.)

قره العین زنی بود که او را تا قبل از گرایش به سید علی محمد باب، به عالمه و فاضله و شاعره بودن می ستودند. او در خانواده ای روحانی به دنیا آمد و دختر ملا محمّد صالح مجتهد قزوینى است، در شهر قزوین در سنه 1320 ه-. ق متولد شد.

زرّین تاج زنى در نهایت زیبایى، ولی در عین حال شهرت طلب و هوسباز بود. او نزد پدرش ملا صالح و عمویش ملا محمد تقى مجتهد (که بعدها بابیان او را کشتند) مشغول تحصیل گردید. در پایان تحصیل، پیرو مکتب شیخیّه شد و جزء مریدان سید کاظم رشتى به شمار آمد؛ عموى کوچکش ملا على که از این گروه به شمار مى رفت، او را در این راه تحریص و تشویق مى نمود، تا آنجا که ارسال نامه و مراسلات، بین زرّین تاج و سید کاظم رشتى باز شد، و سید کاظم رشتى او را قرّة العین (نور چشمى) خواند؛ از این زمان به بعد، او به لقب قرّة العین شهرت یافت.

این زن با پسر عموى خود ملا محمّد امام جمعه (پسر ملا محمد تقى شهید) ازدواج کرد، و از او داراى 2 یا 3 فرزند شد، ولى شوهردارى و بچه دارى براى او قید و زنجیرى بود؛ طولى نکشید که در سال 1259 ه- ق (در سن حدود 29 سالگى)، شوهر و فرزندان و خانه خود را ترک کرده، و به عنوان اینکه دستش به استادش، سید کاظم رشتى برسد، به سوى کربلا روانه شد، ولى وقتى که به کربلا رسید، با خبر فوت سید کاظم روبرو شد.

 در آنجا با شاگردان سید کاظم رشتى تماس داشت؛ یک عده از افراد هوسباز دورش را گرفتند، او که شیفته مقام طلبى و شهرت بود، پس از چندى به بغداد رفت، سپس توسط ملا حسین بشرویه اى، به حضور میرزا على محمد باب راه یافت، و کار او به جایى رسید که گاهى به نام خود، مردم را دعوت مى کرد، و گاهى به نام سید على محمد باب.
باب هم او را به لقب «طاهره» ملقّب ساخت. به گفته عباس افندى: «او در قریه بَدَشت جمله «من همان خدا هستم» را تا عنان آسمان به اعلى النّدا بلند نمود.

قرة العین زنی بود صاحب قلم، شاعر و سخنران که به ادبیات و فقه و اصول کلام و تفسیر آشنایی داشت. وی در ایران، نخستین زنی بود که به خلاف رسم و عرف زمانه بی حجاب در برابر مردان ظاهر شد و با علما و رجال به بحث و مجادله پرداخت.

او نخستین زنی است که در تاریخ معاصر ایران، بر اساس دستورالعمل یک مکتب استعماری پوشش را از روی و تن برگرفت و در اجتماع مسۆولان ظاهر شد.  با این اقدام گستاخانه و متهورانه، نخستین سنگ بنای بی حجابی را در جامعه اسلامی ایران به جا گذاشت و برای شروع هدف های استعماری و بر افروختن جهنم توطئه جرقه نخست را زد.

قره العین با ارائه رفتاری کاملاً متضاد با دستور دین اسلام و نیز شرایط روحی و اجتماعی آن دوران و با نمایش گذاشتن سیمای برهنه  خویش، کوشید اولین کسی باشد که رسوم گذشته را از بین می برد و زمینه های اجتماعی گسترش بی دینی و اباحی گری را فراهم می کند.

قره العین با سیمایی آراسته بر منبر می نشست و با صراحت تمام می گفت: « آن چه اسلام آورده در هنگام ظهور باب ملغی و منسوخ است و چون باب قائم حق دارد که در مذهب تصرف نماید، پس شریعت اسلام بعد از ظهور قائم، منسوخ است و چون قائم هنوز احکام و تکالیف جدید را مدون و تکمیل نکرده است زمان فترت است و کلیه تکالیف از گردن مردمان ساقط .تا امروز تبعیت از احکام دین اسلام بر شما واجب بود، ولی از هنگام ظهور باب دیگر بر هیچ مسلمانی جایز نیست که از دستورات دین اسلام پیروی نماید. با لذت کامل زندگی کنید و از هر قیدی آزاد باشید.»

تاریخ گواهی می دهد که جذب قره العین به باب نه از جهت فکری، بلکه به علت شهوت پرستی او بود. وی نمی توانست به یک شوهر اکتفا کند، از طرف دیگر خاندان وی، مظهر زهد و قناعت، عصمت و عفت بودند و در چنین خاندانی برای او وسایل عیش و عشرت و آزادی وجود نداشت. به همین سبب تصمیم گرفت که یکباره خود را از قید و بند دین و مذهب آزاد سازد و با حزبی که به هیچ نظم و قاعده ای مقید نیست همراه شود. بابیان تنها حزبی بودند که دارای مرام اشتراک جنسی بودند. از همین رو قره العین با آنها پیوند خورد و اولین نغمه های شوم بی حجابی زنان را سر داد و خود را به عنوان اولین زن بی حجاب تاریخ معاصر مطرح کرد.

او در خلال تبلیغ مرام باب ، بدون هیچ واهمه ای عقاید سخیف بابیان را درباره ی اشتراک جنسی وصف می کرد و به حضار بشارت می داد که نه تنها از این پس زنان می توانند آزاد و رها در اجتماع حضور یابند، بلکه یک زن می تواند با چندین مرد ارتباط داشته باشد.

قره العین در اول ذیقعده 1268 هجری قمری مطابق با 27 مرداد 1231 هجری شمسی به دست عزیزخان، سردار سپاه ناصر الدین شاه در باغ ایلخانی اعدام شد.

پس از مرگ او، اندیشه بی حجابی زنان یکی از برنامه های استعماری برای فرهنگ زدایی از ملل مسلمان شد.
 




صفحه قبل1...5960616263...74صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران