به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله هفته نامه یالثارات نوشت:
۱- بعيد است در اين مملکت کودک يا نوجواني پيدا شود که نداند جريان بيحجابي و بيعفتي فراگير اين روزها محور اصلي تهاجم نرم استکبار عليه نظام و انقلاب اسلامي است! اگر روزگاري بيحجابي نتيجه غفلت چند زن و دختر ناآگاه بود (که آن زمان هم چنين نبود!) اين روزها استکبار جهاني، آمريکا و رژيم صهيونيستي و متحدانشان به گسترش مفاسد اخلاقي و بيحجابي در مملکت امام زمان(عج) به عنوان راهکار اصلي نفوذ نگاه ميکنند و به اين راهکار بيشتر از ساير راهکارهاي اقتصادي، نظامي يا سياسي براندازانه دل بستهاند!
۲- دليل توجه و اميد و دل بستن جهان استکبار به گسترش فساد اخلاقي و بيحجابي و سرمايهگذاري بر روي آن به عنوان راهکار اصلي سقوط و فروپاشي نظام و انقلاب اسلامي آن است که نظام و مسئولان آن در برابر اشکال مختلف تهاجمات نرم و سخت دشمن اعم از تحريمهاي اقتصادي، فشارهاي ديپلماتيک، تحريمهاي علمي و تهديدات نظامي هوشيار و آماده بودند و با تلاشهاي خود سعي در مقابله با اين دسته از تهاجمات و تهديدات نمودهاند اما غفلت وحشتناک، عجيب و بينظير قاطبه مسئولان نظام در برابر ترويج روزافزون بيحجابي و برهنگي و گسترش روزافزون مفاسد اجتماعي و اخلاقي چنان مسير وسيع و همواري را براي نفوذ در برابر جهان استکبار گشوده که با کمترين هزينه ميتوان از آن بهره برد و کاريترين ضربه را بر پيکره اسلام و نظام وارد آورد.
۳- وقتي رکن اصلي نظام اسلامي ما ايمان مردم باشد آنگاه بهترين شيوه براي سرنگوني نظام، هدف گرفتن اين رکن اصلي است و هيچ سلاحي براي تخريب اين رکن اساسي برندهتر از گسترش بيحجابي و بيعفتي نخواهد بود. مفاسد اخلاقي و بيعفتي چنان با سرعت ايمان را نابود ميکند و چنان بيرحمانه همه را قرباني خود ميسازد که در کمترين زمان ممکن، بيشترين آسيب را متوجه کميت و کيفيت ايمان مومنان خواهد نمود! و البته رسيدن آمار طلاق در تهران به مرز ۳۵ درصد و افزايش ميزان مفاسد اخلاقي در شهري مذهبي مانند قم به ميزان ۱۱ برابر دو دهه قبل تنها گوشههايي از ثمرات تلخ گسترش مفاسد اخلاقي و بيحجابي طي سالهاي جاري در کشور بوده است!
۴- در اين ميان سکوت و غفلت کمنظير مسئولان در قبال اين سمّ مهلک و اين سلاح خطرناک دردي کشندهتر از ساير دردهاست! وقتي شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين رابطه در حد يک تماشاچي نابينا عمل ميکند، وقتي رئيس جمهور شش سال از امضا و ابلاغ قانون گسترش حجاب و عفاف ( که مقام معظم رهبري آن را تاييد نموده و خواستار اجراي آن شدهاند) خودداري ميکند و در عوض به ناجا دستور منع برخورد با بيحجابي را صادر ميکند، وقتي قوه قضائيه حوصله مجازات مرتکبين بيحجابي و بيعفتي را ندارد، وقتي همه کار بر دوش ناجا گذاشته شود و ناجا هم در حد رفع تکليف آن هم در يکي دو ماه تابستان وارد عمل ميشود، وقتي از ميان ۲۹۰ نفر نماينده مجلس کمتر از ۳ يا ۴ نفر در خصوص اين مساله حياتي حساسيت نشان ميدهند، بايد هم استکبار جهاني و دشمنان اصلي نظام و انقلاب جشن بگيرند و با قدرت هرچه تمامتر از اين راهکار بادآورده نهايت سوء استفاده را بنمايند.
۵- عملکرد ناجا در سالهاي قبل اجازه خوشبيني نسبت به طرح ناجا در سالجاري جهت برخورد با بيحجابي را نميدهد از سوي ديگر يقين داريم که ناجا بدون همکاري جدي ساير دستگاهها قادر به مهار اين موج براندازانه نخواهد بود. وقتي در برابر اين هجوم، همه کنار کشيده و روبرگردانده و خود را به کارهاي دست چندم سرگرم کردهاند از ناجا (با آن حجم زياد مسئوليتها و کيفيت معلوم عده قابل توجهي از نيروها!) چه توقعي ميتوان داشت؟
۶- اگر مسئوليت مقابله با تهاجم نرم دشمن به سپاه سپرده شده بايد از سوي مقامات مسئول ترتيباتي اتخاذ شود که مسئوليت مبارزه با مفاسد اجتماعي و اخلاقي نيز از ناجا اخذ شده و به سپاه واگذار شود. کنترل جدي توليديهاي لباس (به ويژه لباسهاي زنانه) و نظارت دائم بر عملکرد آنها، مجازات جدي و قاطعانه متجاهران به بيحجابي و فسق و فجور، تشديد جدي حضور مقتدرانه نيروهاي ناهي از منکر و ضابطان قضايي در اماکن مفسدهخيز مانند سواحل دريا، اماکن تفريحي، فرودگاهها، پاساژها و مراکز خريد و فروش کالاهاي زمينهساز فساد (مانند مرکز ايران زمين در شهرک غرب و نظائر آن در تهران و شهرستانها) به همراه قاضي سيار و صدور احکام مجازات در کوتاهترين زمان ممکن، توقيف طولاني مدت خودروهاي حامل افراد بيحجاب و متجاهر به فسق و فجور ( مانند پخشکنندگان موسيقيهاي حرام و...)، ابطال گواهينامه و گذرنامه زنان و دختران بيحجاب، جلوگيري از ورود افراد بيحجاب به فرودگاهها، پايانههاي مسافرتي، اماکن تفريحي، دانشگاهها، ادارات دولتي و...، اقداماتي ضربتي در جهت مهار موج بيسابقه مفاسد اجتماعي و بدحجابي محسوب ميشوند.
۷- درنگ امروز فرداي اسارتباري را به دنبال خواهد داشت! فردايي به مراتب زنندهتر و تلختر از عاقبت اندلس! بهترين راه مقابله با اسلام و سيلي زدن به صورت آن در روزگار ما ترويج مفاسد اخلاقي و بيحجابي است! آيا آن قدر در وجود ما و مسئولان نظام غيرت و بصيرت باقي مانده که از اسلام مظلوم دفاع کنيم و مانع نواختن خطرناکترين سيلي به صورت آخرين و کاملترين دين الهي باشيم؟!
هفته نامه یالثارات نوشت:
۱- تعرض گروهي در خمينيشهر اصفهان، تعرض گروهي به يک زن در اطراف کاشمر، تجاوز به عنف به يک پزشک زن در استان گلستان، ربودن و تجاوز به عنف و قتل يک دختر جوان در استان گلستان، تجاوز به عنف به يک دختربچه هشت ساله در نيريز فارس، تعرض به يک پزشک خانم در شهرکرد و... اخباري است که طي هفته گذشته در رسانهها منتشر شدهاند!
۲- در سال گذشته از مجموع دو هزار پروندهاي که به دادگاه کيفري استان تهران ارجاع شده، ۱۷۰۰ فقره به مسائل جنسي و تجاوز به عنف مربوط بوده است! (مطبوعات ۲۹/۳/۹۰)
۳- براساس اعلام فرمانده انتظامي استان اصفهان آمار تجاوز به عنف در اين استان طي ماه گذشته ۱۳۳ درصد افزايش يافته است. (مطبوعات ۲۸/۳/۹۰)
۴- اين اخبار و اخباري از اين دست ديگر عادي شدهاند! آن قدر که ديگر از شنيدن و خواندن اين اخبار به هم نميريزيم، متاسف نميشويم و فرياد نميکشيم! شايد براي فهم ميزان دردناک بودن اين اخبار کافي باشد خودمان را به جاي والديني بگذاريم که با هزار زحمت، اميد و آرزو، دخترشان را پرورش داده و او را در قالب يک پزشک به جامعه تحويل دادهاند و هنگامي که دختر براي انجام تعهدات خود در يک درمانگاه روستايي مقيم و به خدمت مشغول شده به ناگاه با حمله چهار جانور درنده (يا چهار متجاوز به عنف) روبهرو شده و...!
پدر و مادر اين دختر روزانه چند بار آرزوي مرگ خواهند کرد؟
آيا اين پدر و مادر به شنيدن خبر مرگ دخترشان مايلتر نبودند؟ اگر اين دختر در يک تصادف جان داده بود براي والدينش پذيرفتنيتر نبود؟ والدين آن دختربچه ۸ ساله چطور؟ آيا اين دختر ۸ ساله و آن خانم پزشک ميتوانند به زندگي عادي بازگردند! کسي که پدر و مادر باشد، کسي که از وجدان و شرافت بهرهاي هر چند اندک برده باشد در قبال اين فجايع چه واکنشي اتخاذ خواهد کرد؟
۵- اين فجايع دلايل و زمينههاي متعددي دارد اما نقش حاکميت در وقوع يا عدم وقوع چنين حوادثي به صورتي جدي قابل تامل است! وقتي در حادثه کاشمر عوامل تجاوز به دست بسيجيان دستگير ميشوند مقام قضايي به دليل نبود شاکي خصوصي دستور آزادي عوامل تجاوز را صادر و بسيجيان را به دليل دخالت در پرونده معاقبه و بازداشت مينمايد! آيا اگر مقام قضايي خود قرباني چنين فاجعهاي باشد توان مراجعه فوري و شکايت را خواهد داشت؟ آيا زني که قرباني چنين رفتار وحشيانهاي شده بايد شخصا راه بيفتد و براي شکايت به دادسرا يا کلانتري مراجعه کند؟ آيا مقامات قوه قضائيه ميدانند چه ميگويند؟ جالب است بدانيم در ايالات متحده اگر زني به وسيله تماس تلفني يا حضوري از فردي به دليل مزاحمت جنسي شکايت کند ديگر نيازي به مراجعه به مقامات قضايي ندارد و فقط با يک تماس به شماره ۹۱۱ پليس فرد مزاحم را بازداشت خواهد کرد.
۶- اگر يادمان باشد طي ماه گذشته شاهد مضروب شدن ۲ روحاني به دليل نهي از منکر بوديم. دو روحاني که با مشاهده مواردي منکراتي (باز هم در حوزه امور منافي عفت) نهي از منکر نموده و به همين دليل هر دو تا آستانه از دست دادن يک چشم مضروب شدند.
۷- تساهل و تسامح در مجازات مرتکبان فجايع يا عدم سرعت عمل در مجازات عاملان و مجرمان چنين جناياتي به دنبال خود جريتر شدن مجرمان و افراد مستعد در خصوص ارتکاب چنين جرايمي را فراهم ميآورد و بدون ترديد يکي از عوامل شيوع چنين جرايمي، کوتاهي قوه قضائيه در برخورد قاطع با چنين پروندههايي است! اگر مقامات قضايي با حداکثر سرعت و قاطعيت به چنين پروندههايي رسيدگي کرده و مجرمان را به اشد مجازات برسانند آيا باز هم کسي يا کساني به خود جرات خواهند داد به زور به نواميس مردم تعدي کنند؟
۸- بررسي سوابق مرتکبان اين فجايع نشان ميدهد که اين جنايتکاران عموما افرادي سابقهدار بوده و مجرم حرفهاي به شمار ميآمدهاند. ( به عنوان نمونه يکي از مجرمان پرونده خمينيشهر به جرم قاچاق ۷۰ کيلو مواد مخدر در زندان بوده و با وثيقه آزاد شده و مجددا چنين جرمي را مرتکب شده است!) آيا اين خود دليل ديگري بر قصور دستگاه قضايي در اجراي مجازاتهاي بازدارنده نيست؟
۹- بيخيالي دولت در حوزه فرهنگ ديني (که متاسفانه در طول سالهاي ۱۳۶۹ تا به امروز شاهد آن بودهايم) و عدم احساس مسئوليت نسبت به وقوع چنين حوادثي از ديگر دلايل بروز اين فجايع است. وقتي دولتها هم و غم خود را در حوزه اقتصاد متمرکز کرده و رسما از اجراي وظايف خود در حوزه گسترش فرهنگ ديني و مقابله با مفاسد اجتماعي و اخلاقي شانه خالي ميکنند و براي کسب راي افراد فاسق و منحرف جامعه حاضر به هرگونه باج دادن (البته به شکل عقبنشيني از خطوط قرمز اخلاقي و فقهي جامعه) به افراد بيحجاب، بيحيا و فاسد اخلاقي بوده و هستند، وقتي رؤساي جمهوري به اشکال مختلف، سياست لائيسيته را به صورت عملي در پيش گرفته و با قاطعيت پرداختن به رفتارهاي جنسي و اخلاقي جوانان را وظيفه خود نميدانند، هنگامي که مصوبه ترويج عفاف و حجاب بيش از ۶ سال است که منتظر امضا و ابلاغ از ناحيه رئيس جمهور مانده است (آن مصوبهاي که رهبر انقلاب آن را تاييد نموده و بر اجراي آن تاکيد فرمودهاند) نتيجه آن خواهد بود که عفونت فرهنگي جامعه را چنان دربربگيرد که شاهد سر باز کردن اين عفونت به شکل چنين فجايعي باشيم!
۱۰- در اين ميان دستگاههاي فرهنگي مانند صدا و سيما، سازمان تبليغات اسلامي، وزارت ارشاد و... (که تعدادشان هم کم نيست) هم سهم خود را دارند. کمکاري و ضعف در ترويج فرهنگ ديني از يکسو و گسترش فساد و سکس پنهان از سويي ديگر (به ويژه در محصولات سينمايي و نمايشي تلويزيوني و مطبوعات زرد) از ديگر عوامل شکلدهنده چنين فجايعي به شمار ميآيند! ( البته بعيد است که اين دستگاهها در اين خصوص مسئوليتپذير بوده و حاضر به پذيرش کمکاريها و يا غلطکاريهاي خود باشند اما اين عدم پذيرش تاثيري در واقعيت نخواهد داشت!
۱۱- مدتي پيش رئيسجمهور محترم از وقوع زلزله در تهران احساس نگراني فرموده بودند! بايد ببينيم ايشان در خصوص شيوع و افزايش انفجاري چنين جرايمي چه احساسي دارد؟ آيا اين فجايع موجبات نگراني ايشان را فراهم نياورده است؟ نکند باز هم چاره کار متوقف کردن طرح امنيت اجتماعي است؟!
۱۲ - اگر جنگ نرم دشمن را باور داريم (که نداريم) و اگر جديت دشمنان نظام و انقلاب را در خصوص اتخاذ جنگ نرم در عرصه گسترش فساد و فحشا باور داريم بروز اين فجايع آژير قرمز حمله سراسري دشمن محسوب ميشود! آيا در مملکت کسي پيدا شده که اين آژير خطر را جدي گرفته باشد؟
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، آیت الله جاودان در دیدار با گروه مردمی دانشجویی احیاگران امربهمعروف و نهیازمنکر طی هفته جاری سخنان ارزندهای دراین باره بیان فرمودند که شرح آن در پی میآید:
طبق فرمایش امیرالمومنین در نهج البلاغه، امر به معروف در مقایسه با مجموعه کارهای خوب که در شمار آنها هم جهاد، خمس، زکات، روزه، نماز... قرار دارد، افضل است.
امر به معروف در مقایسه با این ها، در آسمان است و بقیه در زمین، مثل آب دهان است در مقابل دریا.
با این تعبیری که امیرالمومنین فرمودند بزرگترین عبادت امر به معروف است. اگر می خواهید به درجات بالای ایمانی برسید لازم نیست کار خاصی انجام دهید، فقط امربه معروف کنید.
امر به معروف با این فرمایشی که امیرالمومنین فرموده اند شما را به درجات بالای ایمانی می رساند. وقتی ما این چنین جایگاهی را برای امر به معروف می شناسیم و می دانیم هر نمونه امر به معروف که انجام می دهیم مسلما رضایت حضرت صاحب پشت سر آن است . هر دانه به دانه امر به معروف که انجام می دهیم حتما رضایت حضرت وجود دارد اما نمی دانیم آن نمازی که می خوانیم یا روزه و سایر عباداتی که انجام می دهیم مورد رضایت ایشان است یا نه؟
اما دانه به دانه امر به معروف که می کنیم، رضایت و نظر خیر آن حضرت وجود دارد و ما در هر حال و روحیه ی خود آن را می بینیم.
اگر یک صبحی برای امر به معروف راه بیفتید وقتی برمی گردید از درون احساس سبک بالی و نشاط و شادمانی می کنید در حالی که وقتی نماز می خوانید این شادمانی را احساس نمی کنید پس معلوم می شود هنگام امربه معروف حضرت صاحب راضی اند و خیلی هم راضی چون جمعی از پیروان و دوستداران ایشان مشغول به کاری اند که ایشان دوست دارند.
و این رضایت را ما در حال و نفس و روح خود می بینیم.
مثلا کسی می رود سجده و ۵۰ بار لااله الا انت می گوید، خیلی خوب است و خیلی کار ساز ، آن هم مقبول است ولی امر به معروف کارساز تر است.
و این که جرأت پیدا کنیم و امر به معروف کنیم این جرأت از ایمان سرچشمه می گیرد. در حدیثی آمده از مومنی که ایمان ندارد تعجب می کنم . یعنی چه مومنی که ایمان ندارد؟ یعنی کسی که امر به معروف نمی کند.
امر به معروف در دل انسان ایمان می کارد و ای کار خیلی سریع اتفاق می افتد و آن ذکر لااله الا انت این قدر به سرعت در دل انسان ایمان نمی کارد، نمازی که می خوانیم این قدر ایمان در دلم نمی کارد که امر به معروف می کند و رشد می دهد.
نمی دانم شاید این راهی است که خدا برای شما امر به معروف کنندگان باز کرده در این راه از خدا و امام زمان کمک و استغاثه بخواهید که این توفیق را تا پایان عمر از شما نگیرد.
همین که حضرت صاحب از ما راضی باشد کافی است زیرا ممکن است ما در زمان ظهور باشیم اما بهره ای نبرده باشیم و یک انسان معمولی باشیم در میان سایر انسان ها در آن زمان، به چه دردی می خورد اما می توانیم الان در زمان غیبت کاری کنیم که رضایت ایشان را به دست آورده باشیم که این برای ما کافی است حتی اگر زمان ظهور را درک نکنیم.
ثمره یک عمر پاکدامنی اولیای بزرگ الهی یک لبخند امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است ولی شما می توانید هر روز لبخند رضایت حضرت را ببینید.
این که می گویند مسئولین همراه نیستند، نباشند، می خواهند حمایت بکنند یا نکنند و یا حتی مانع ایجاد کنند.
شما بکوشید جمعیتتان را افزایش دهید و لو یک نفر اضافه شود و حتی یک بار امر به معروف کند، این خیلی خوب است.
از خداوند بخواهید که جمعتان را حفظ کند و این توفیق را از شما نگیرد و بگویید خدایا ما کاری نکردیم و همه اش را تو کرده ای، و اگر جرأتی کردیم و خطری کردیم قوتش را تو داده ای و این مرحمت الهی را شکر کنید.
اگر کسی بر اساس ایمانش بر سر این کار آمده باشد هیچ حادثه ای و هیچ شرایطی نمی تواند ایمان را از او بگیرد و بنابراین هیچ وقت کارش ترک نمی شود.
هر مقدار که می توانید امر به معروف کنید مثلا اگر فقط یک روز وقت دارید آن روز را به امر به معروف اختصاص دهید.
جمعیتتان را حفظ کنید و پیگیر باشید و این کار به از خود گذشتگی نیاز دارد ولی آن چیزی که به دست می آورید آن قدر ارزشمند است که ارزش از خود گذشتگی و وقت گذاشتن را دارد.
برای خودتان برکات امر به معروف را پیدا کنید.
مجوز امر به معروف و تذکر لسانی ما قرآن است.
اگر منکرات بزرگ اجتماعی انجام می شود آن را به رسانه ها بکشانید و آگاه سازی کنید، این قدم اول است و یا یک جمعیتی درست کنید علیه آن منکری که در حال انجام است تا آن قائله بهم بخورد.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
فارس: "پليس اسلامي " عبارتي است كه شايد نياز باشد مسئولان اتاقهاي فكر و عمليات ناجا بيش از اين به آن فكر كنند.
در واقع نيروي قهريه و مسلح براي اعمال قانون در داخل يك جامعه اسلامي نميتواند گزينهاي غير از پليس اسلامي باشد.
پليس اسلامي ترجماني است از تمام باورهاي يك جامعه اسلامي و شيعي كه در خط اول اعمال قانون و توسط نيرويي كه در حال حاضر آن را به عنوان نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران ميشناسيم نمود مييابد.
يك پليس مسلمان و يا به عبارت ديگر، يك پليس شيعه كه در تحت زعامت ولايت فقيه انجام وظيفه ميكند براي تك به تك افراد يك جامعه احساسي دارد كه يك پدر يا برادر بزرگتر براي خانوادهاش دارد.
چگونه است كه پدر وقتي ببيند و يا حتي احساس كند كه خطري هرچند كوچك و يا مشغوليتي هرچند فكري، در حال تهديد فرزندانش است فورا براي رفع و زدودن آن دست به كار ميشود.
چگونه است كه پدر وقتي احساس كند رفتار و يا پوشش فرزندانش، اعم از پسر و يا دختر ميتواند بستر امنيت فرزندانش را تهديد كند و يا حتي موجب تهديد امنيت پيراموني براي ديگران شود، به آنها تذكر پدرانه ميدهد.
همين دو سوال كوتاه كافيست تا بتوان احساسي را كه يك نيروي پليس اسلامي دارد به خوبي تصور كرد.
پليسي كه در ناجا مشغول فعاليت است همواره بايد با همين ديد وظايف خود را در قبال مبارزه با انواع ناامني و ايجاد تمام ابعاد امنيت انجام دهد.
اين سكه اما روي ديگري هم دارد.آيا ميتوان پدري را معرفي كرد كه براي امنيت فرزندانش بي مبالات باشد.آيا اساسا ميتوان حتي تصور كرد كه مسئولان ما در ناجا براي مقولهاي مثل امنيت اخلاقي هيچ برنامهاي ندارند؟
جواب هر دوي اين سوالات منفي است. اما متاسفانه بايد گفت آنچه كه امروز در دور و اطرافمان ميبينيم، تعيّني دارد كه با دانستههاي ما متناقض است.
ميبينيم كه بدحجابها، اعم از پسراني كه لباسهاي چسبان دارند و موهاي كج و معوج و دختراني كه به هيچ وجه از يك پوشش مناسب برخوردار نيستند به راحتي در كوچهها و خيابانها در حال ترددند و تو گويي حضور پليس تنها براي امنيت آنهاست نه براي تأمين امنيت اخلاقي يك جامعه كه جامعه اسلامي ماست.
ناجا و فرماندهان نيروي انتظامي اگر تمام دختران و پسران ايراني را فرزندان خودشان ميدانند پس اين برخوردها را چگونه توجيه ميكنند؟
آيا براي آنها مهم هست كه اگر پسري با ظاهر نامناسب و يا دختري با موهاي آشكار و حجاب بد در جامعه ظاهر ميشود و زمينه نظربازي نامحرمان را فراهم ميكند، نه تنها ظاهر اسلامي جامعه مورد خدشه قرار ميگيرد بلكه غيرت و حميت و مردانگي نيز مورد سوال قرار ميگيرد؟
غيرت و مردانگي هركسي كه ميبيند و والبته غيرت آناني كه رفع كردن اين معضل بدخيم وظيفه سازماني آنهاست.
ناجا و فرماندهاي عزيز آن فراموش نكنند كه در اين حكومت اسلامي، هر كس به ميزان وظيفهاي كه دارد پاسخگوي خداوند متعال و خون شهداست. پاسخي كه هيچ راه فراري از آن نيست و به نوعي حقالناسي محسوب ميشود كه بر گردن هر مقام و مسئولي قرار دارد.
مسئولان نيروي انتظامي آيا براي فرداي خود جوابي آماده كردهاند...؟!
اين همه بدحجابي آنهم در جامعهاي كه مركز تشيع عالم و حكومت شيعي است چه توجيهي دارد؟
پایگاه خبری انصارحزب الله:«معنويت و اخلاق»، فصول مميز انقلاب اسلامى با ساير انقلابهاى جهان به شمار مىآيند. در انقلابهاى بزرگاجتماعى كه طى سدههاى اخير در سر تا سر دنيا به وقوع پيوسته است، شعارهايى چون آزادى، برابرى و استقلال،براى اصلاح زير ساختهاى اجتماعى، سياسى، اقتصادى و فرهنگى مطرح شده است اما به دليل حاكميت اومانيسم(فردگرايى) و گفتمان مدرنيته بر اكثر اين انقلابها دين و معنويت و اخلاق در هيچ يك از آنها راهى نداشته و حتىبرخى از مشهورترين انقلابهاى قرون اخير نظير انقلاب اكتبر روسيه و انقلاب كبير فرانسه در بطن شعارهاى خود نوعىدينستيزى و معنويتگريزى را تجويز نموده و اخلاق مبتنى بر معنويت را نكوهش كردهاند.
اما انقلاب اسلامى ايران كه در دهههاى پايانى قرن بيستم به وقوع پيوست، علاوه بر آنكه آرمانهايى چون عدالت،آزادى و استقلال را در بطن خود داشت، معنويت و اخلاق را به عنوان ركن ركين آرمانهاى خود و اصلىتريناستوانههاى زندگى بشرى معرفى كرد و در هنگامهاى كه به دليل استيلاى جهانى سكولاريسم (جدايى نهاد دين ازسياست و دولت) سخن گفتن از دين و اخلاق، ارتجاع و پسرفت به شمار مىرود، با پيش كشيدن سيادت اخلاقىمبتنى بر آموزههاى دينى، طرحى از براى جهان خسته از مدرنيته در انداخت، طرحى كه به سرعت عالمگير شد و بهزودى به عنوان اصلىترين رقيب ايدئولوژى سرمايهسالارانه ليبرال دمكراسى مطرح شد.
پس از پيروزى انقلاب، قانون اساسى جمهورى اسلامى كه در حقيقت آيينه آرمانها و ايدههاى انقلاب است، بسط معنويت و تعالى اخلاقى جامعه به عنوان اصلىترين وظايف نظام دولت برآمده از انقلاب در نظر گرفته شد و بر ايناساس تمامى مسؤولين نظام نسبت به رشد و گسترش اخلاق و معنويت در جامعه تعهد و تكليف دارند. خوشبختانه پس از پيروزى انقلاب اسلامى از آنجا كه خود ملت، سكاندار اصلى اين تحول عظيم فرهنگى،اجتماعى و سياسى بودند، مظاهر اخلاق دينى به سرعت در سطح جامعه گسترش يافت و با فرهنگسازى جدىانقلابيون، مظاهر فساد اجتماعى و فسق و فجور و بىبند و بارى كه رژيم ستمشاهى درصدد گسترش آنها به ويژه درميان نسل جوان بود، برچيده شد.
در ميان نمادهاى تجلى آرمان اخلاق و معنويت انقلاب، «حجاب» و «عفاف» از مهمترين نمونهها به شمار مىآيند.تئوريسينهاى انقلاب اسلامى از ابتداى آغاز نهضت ،بر حضور زنان به عنوان قشر بزرگى از جامعه در عرصه مسايلاجتماعى و فرهنگى تاكيد جدى داشتند و حضرت امام(ره) به عنوان رهبر انقلاب، زنان را به عنوان عامل و زمينهسازاعتلاى اخلاقى و تربيت درست مردان به شمار مىآوردند. به همين لحاظ انقلاب اسلامى نه تنها حضور زنان درعرصه فعاليتهاى اجتماعى را نفى نكرد، بلكه موجبات حضور بيش از پيش آنها را در همه عرصهها فراهم آورد؛ بهگونهاى كه اين امر موجب تعجب بسيارى از ناظران خارجى را كه تصور نادرستى از اسلام داشتند، شد.
انقلاب اسلامى با خود نمونهاى از حضور عفيفانه زنان در عرصه فعاليتهاى اجتماعى به ارمغان آورد كه امروزه دربسيارى از كشورهاى اسلامى الگو قرار گرفته است. در طى سالهاى اوليه پس از پيروزى انقلاب و به ويژه در دوران دفاع مقدس، اين الگو در سطح جامعه فرصت همهجانبهاى پيدا كرد و فضايى اخلاقى و توأم با عفت بر جامعه حاكم بود. البته وجود اين فضا تنها ناشى از تعهد مسؤولينو مديران كشور به تعالى اخلاقى جامعه نبود، بلكه در سطح جامعه نيز يك وجدان عمومى بيدار و حساس وجودداشت كه اجازه خدشهدار شدن عفت عمومى و دستاندازى فرومايگان به ساحت اخلاقى جامعه را نمىداد. در آنمقطع سيستم نظارتى امربهمعروف و نهىازمنكر - عليرغم آنكه در برخى موارد به نام اين اركان مقدسافراط كارىهايى صورت مىگرفت - در جامعه به خوبى جا افتاده بود و عناصر فاسد و بى بند و بار همواره سايهسنگين نظارت عمومى را بر روى خود حس مىكردند و جرأت و جسارت و پردهدرى را چندان نمىيافتند.
متأسفانه بعد از پايان دوران دفاع مقدس و درست از زمانى كه استراتژى دشمنان عليه انقلاب به «تهاجم و شبيخونفرهنگى» تعلق گرفت، افولى اخلاقى در جامعه آغاز شد كه به نظر نگارنده بخش بزرگى از اين افول اخلاقى به سستى وكاهلى برخى مسؤولين در عمل به وظيفه شرعى و قانونى خود در رابطه با «بسط معنويت و تعالى اخلاقى جامعه» بازمىگردد. تأسفبارتر اينكه سياستهاى اتخاذ شده در برخى نهادها و وزارتخانههاى مسؤول در اين زمينه به گونهاىطراحى شد كه عملا در راستاى گسترش بىبند و بارى و تضعيف اخلاق دينى و عفت عمومى قرار گرفت، يعنى دقيقاهمان چيزى كه دشمنان در استراتژى تهاجم فرهنگى دنبال مىكرده و مىكنند.
رشد مصرف گرايى، تبليغ مظاهر اقتصاد سرمايهدارى، گسترش مسابقه رفاه و تجمل، رونق دادن به مطبوعات زرد،ميدان دادن به چهرههاى فاسد هنرى و ادبى، ترويج و تبليغ فيلمهاى ضد اخلاقى و ضد فرهنگى داخلى و خارجىو... در كنار بىتوجهى به عفت عمومى و تعالى اخلاقى جامعه به بهانه پايان جنگ و پرداختن به زندگى مردم و نيزتهديد آمران به معروف و ناهيان از منكر از جمله مسايلى بود كه موجب شد تا جامعه به تدريج از آن فضاى اخلاقىفاصله بگيرد و عناصر آلوده و فاسد داخلى با خط دهى از آن سوى آبها به تدريج تلاش كنند تا از فرهنگ عمومىجامعه مفاهيمى چون عفت و حجاب را حذف نموده و لودگى و هرزگى و بىبند و بارى را به جاى آن بنشانند.
متأسفانه بعد از دوم خرداد ۷۶ اين روند سرعت بيشترى به خود گرفت و دليل اين امر نيز اين بود كه متوليان جديدامور كشور نه تنها خود مسؤوليتى در رابطه با تعالى اخلاق جامعه و حفظ عفت عمومى قايل نبوده ، بلكه بهبهانههايى چون توسعه سياسى و فرهنگى و آزادى خود زمينهساز بسيارى از مفاسد اخلاقى و فرهنگى شده و از سوىديگر با عدم تلاش جدى براى رفع مشكلات معيشتى مردم، مفاسد اخلاقى ناشى از فقر و تنگدستى را رونق و گسترشدادهاند.
امروز در حالى كه دشمنان ملت و انقلاب با بهرهگيرى از انواع و اقسام تجهيزات تبليغى، اخلاق و عفت جامعهاسلامى را هدف قرار داده و صراحتا از ترويج فساد اجتماعى به عنوان يكى از راههاى براندازى نظام نام مىبرند،مسؤولينى كه بر اساس قانون اساسى در اين زمينه تعهد و وظيفه دارند، چشم بر واقعيات جامعه بسته اند، غافل از آنكه آنچه اين روزها از بىعفتى و بىبند و بارى در سطحجامعه مشاهده مىشود، موريانههايى است كه بنيانهاى اجتماعى را سست و جامعه را به انحطاط و قهقرا مىكشاند. رها كردن جوانان به حال خود و عدم توجه به بنيانهاى اخلاقى و تربيتى آنها و عدم تلاش براى حفظ عفت عمومى، ضربات خائنانهاى است كه بعدها نتايج اندوهبار آن مشخص خواهد شد.
جوانان ميهن ما امروزه در معرض تبليغات مفسدهانگيز گستردهاى هستند كه از جانب ماشين تبليغى دشمنسازماندهى مىشود، اما از دشمن جز دشمنى انتظار نمىرود: سعدى از دست دوستان فرياد...!
اما آنها كه بر مناصب قدرت و مسؤوليت نشستهاند عليرغمادعاى اتخاذ مواضع براساس معنويت و اخلاق، هيچ گامى براى جلوگيرى از مفاسد و يا احيا و بسط معنويت و اخلاقدر جامعه بر نمىدارند، قطعا در پيشگاه خدا و مردم و اين نسل جوان مسؤول هستند.
آنها كه دست از ايمان و ايدئولوژى شستهاند و در ديدگاههاى سابق خود تجديدنظر كردهاند نيز حداقل در قبال«مردم» - كه اين همه سنگ آنها را به سينه مىزنند - مسؤولند. آنچه كه اين روزها در گوشه و كنار خيابانهاى تهران وبرخى شهرهاى بزرگ از بىعفتى و بىبند و بارى مشاهده مىشود و روح هر انسان صاحب درك و شعورى را آزارمىدهد، خورههايى است كه اگر در جامعه فراگير شود، تمامى بنيانهاى نظم اجتماعى را فرو خواهد ريخت و ميراثبزرگ اخلاقى جامعه را به باد خواهد داد و قطعا سكوت و عدم تعهد در قبال اين چنين وضعيتى به خصوص براى آنهاكه مسؤولند، خيانتى بس عظيم است.
متأسفانه هرگاه كه دلسوزى از سر درد نسبت به چنين مصايبى هشدار مىدهد، عافيتطلبانى كه سر در لاك فروبرده، جنجال به راه مىاندازند كه مىخواهند آزادىمردم را بگيرند! در يوزگان قدرت و ثروت، چنان خود را به نفهمى و تجاهل مىزنند كه گويا در اين جامعه زندگى نمىكنند و آمارسرسامآور طلاق و اعتياد و خودكشى و زنان و كودكان خيابانى و هزار و يك معضل اجتماعى ديگر را كه نتيجه عدمتوجه حضرات به اخلاق و عفت عمومى و دفاع غير مستقيم آنها از مروجين فساد و بىبند و بارى در جامعه استنمىبينند.
تأسفبارتر اينكه نهادها و سازمانهايى كه مشخصا در رابطه با گسترش فرهنگ و اخلاق دينى در جامعه مسؤوليتدارند نيز دچار چنان انفعال و وادادگى شدهاند كه بعضا گام در مسيرى مىگذارند كه نوعى همرنگ شدن با جماعتقاعدين از آن برداشت مىشود! نهادها و سازمانهاى عريض و طويلى كه داعيه اسلامى بودن دارند و از بودجه عمومى ارتزاق مىكنند، وظيفهانتقال فرهنگ اخلاقى و دينى انقلاب را به نسلهاى جديد بر عهده دارند.
بسيارى از جوانان امروزى، از آرمانها، اهدافو زمينههاى شكلگيرى انقلاب اطلاعات زيادى ندارند و همين خلأ ذهنى موجب مىشود تا دشمنان با چهرههاىفريبنده آنها را به خود جذب و فرهنگ فاسد خود را به آنان القا كنند. امروز قوانين و بخشنامههاى زيادى در زمينه تعالى اخلاقى و بسط معنويت وجود دارد كه عملا به آنها توجهىنمىشود و مسؤولين امر بودجه اجرايى اين قوانين را دريافت ولى در عمل ظهور و بروز پيدا نمىكند.
مروجين فساد وبىبند و بارى نير پس از آنكه خيالشان از بىتعهدى مسؤولين آسوده شده است، درصددند تا وجدان عمومى جامعهرا كه تا به امروز عليه فساد و بىعفتى بوده را به تدريج غير حساس و در نهايت به نفع خود تغيير دهند. قطعا ادامه چنين روندى ساختار اخلاقى و فرهنگى جامعه را دچار انحطاط و فرسايش و فروپاشى خواهد كرد ونتيجه چنين روندى برخلاف ديدگاه خوشخيالان به نفع هيچكس نيست. زيرا جامعهيى اسلامى كه در آن فرهنگفاسدان و ولنگاران عموميت يابد، هرگز روى توسعه و پيشرفت و نظم را به خود نخواهد ديد و به لحاظ فرهنگى،سياسى و حتى اقتصادى خسارتهايى بر آن تحميل خواهد شد كه جبران آنها ساليان سال به طول خواهد انجاميد.
اينهمان نقشه و آرزوى تماميت تمدن غربى براى اجراى پروژه «اندلسى» كردن جامعه اسلامى ايران مىباشد.
و ماعليكم الابلاغالمبين.
پایگاه خبری انصارحزب الله:گرم شدن هوا، بروز احساس خودنمایی، تفکرات فمنیستی، سیاست زدگی، اعتراض، لجبازی؛ کدام یک علت بدحجابی است؟
رویکردهای کلی در جامعه ما همواره رنگ و رویی مذهبی داشته و با نگاهی به تاریخ سرزمینمان در مییابیم هر جا که دین و عفت در معرض هجمه قرار گرفته است، مردم ما تمام قد ایستادگی کردهاند.
یکی از بهترین نمودهای این ایستادگی را در مقاومت زنان کشورمان در برابر ظلم و زور رضاخان برای اجبار به کشف حجاب میتوان ملاحظه کرد. این روال در جامعه امروز هم مشاهده میشود اما نمیتوان انکار کرد که بخشی از زنان و دختران کشورمان این روزها دیگر چندان به مقوله عفاف و حجاب پایبند نیستند؛ پدیدهای که جا دارد علل و عوامل آن را از وجوه مختلف ارزیابی کرد.
تعداد افرادی که با اهداف سیاسی اقدام به استفاده از پوشش و حجاب نامناسب میکنند، بسیار اندک است اما در مقابل مسائل فرهنگی و تربیتی و هجمه های فرهنگی غرب در قالب جنگ نرم، بازیگر اصلی صحنه بدحجابی در کشور ماست
چرا بدحجابی؟
به راستی چرا برخی از زنان و دختران جامعه ما بدحجابی را برای خود برگزیدهاند. گرم شدن هوا، بروز احساس خودنمایی، نقش شبکههای ماهوارهای و اینترنت، واکنش به وضع سیاسی و به نوعی دهن کجی در برابر وضع موجود و یا در نهایت تلاش مافیایی طراحان مد و لباس برای حفظ و ایجاد بازار مصرف، کدام یک از این علل، چادر را از سر برخی زنان ایرانی برداشته و روسریشان را عقب کشیده است؟
ما در دنیایی زندگی میکنیم که هر پدیدهای چند علیتی است و یک سویه نگاه کردن به رخدادهای اجتماعی و به دنبال یک دلیل واحد بودن، ما را از ارزیابی منطقی آن رخداد دور میکند.
تعداد افرادی که با اهداف سیاسی اقدام به استفاده از پوشش و حجاب نامناسب میکنند، بسیار اندک است اما در مقابل مسائل فرهنگی و تربیتی و هجمه های فرهنگی غرب در قالب جنگ نرم، بازیگر اصلی صحنه بدحجابی در کشور ماست.
اما در کل، پذیرش سبکهای جدید ارائه شده از سوی غرب و رسوخ تفکرات غربی در بین برخی جوانان، محصول کم توجهی به مسائل تربیتی و اخلاقی در خانوادههاست.
اولین تجربههای بدحجابی در مهدهای کودک
برای نهادینه شدن ارزشها باید از دوران کودکی آغاز کرد و در احادیث ائمه اطهار(ع) همواره از دل و جان کودکان به زمینی آماده کشت تعبیر شده است؛ زمینی که هر چه در آن بکاری همان را درو خواهی کرد و شاید بدحجابی امروز جوانان و نوجوانان، حاصل غفلت از دوران کودکی آنهاست.
این در حالی است که در جامعه امروز شاهد تولد روزانه مهد کودکهایی هستیم که نه فقط کودکان از خانواده دور میشوند، بلکه در این مهدها اولین تجربه آرایش در قالب نقاشی چهره کودک و تجربههایی همچون آموزش رقص را فرا میگیرند و بالطبع این تجربهها در دوران نوجوانی و جوانی به شکل پوشش نامناسب و برخی هنجارشکنیهای دیگر خود را نشان خواهد داد. آموزش مسائل تربیتی و نهادینه کردن ارزشها از همان دوران کودکی حایز اهمیت است، زیرا اصلاح و تغییر زاویه دید یک جوان به این راحتی امکان پذیر نیست.
مقوله بدحجابی به طرز تفکر و باورها مربوط میشود و از آنجایی که فکر و اندیشه یک شبه ایجاد نمیشود بنابراین نمیتوان یک باره آن را تحت کنترل در آورد. مسئلهای مثل بدحجابی علل و عوامل مختلفی دارد که هر علتی دارای پیامی است و این پیامها نیازمند تحلیل و تدبیری مناسب است
پیامهای بدحجابی
در یک ارزیابی کلی در مییابیم که گروهی از بدحجابان عاملانه و عامدانه بدحجابی میکنند و این بدحجابیها شبکهای و سازماندهی شده است، اما گروه دیگر نه از روی عمد بلکه تنها به هدف جا نماندن از غافله مد بدحجاب میشوند و از آنجایی که ریشه این رفتار یکسان متضاد است، طبعاً برخورد متفاوتی را میطلبد.
اهرم قانون بعد از ارتقای شناخت و آگاهی افراد
اگر با ارتقای شناخت و آگاهیهای افراد و اصلاح تفکراتشان مسئله حل نشد آنگاه برای افرادی که از چراغ قرمزها عبور میکنند باید به برخورد امنیتی قضایی و انتظامی متوسل شد.
همانگونه که طبق قانون مجازات اسلامی، زنی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شود به حبس از ۱۰ روز تا ۲ ماه و یا از ۵۰ هزار تا ۵۰۰ هزار ریال جزای نقدی محکوم میشود.
مقوله بدحجابی به طرز تفکر و باورها مربوط میشود و از آنجایی که فکر و اندیشه یک شبه ایجاد نمیشود بنابراین نمیتوان یک باره آن را تحت کنترل در آورد. مسئلهای مثل بدحجابی علل و عوامل مختلفی دارد که هر علتی دارای پیامی است و این پیامها نیازمند تحلیل و تدبیری مناسب است.
بر مسئولان است که این پیامهای بدحجابی را درست و صحیح گرفته و مورد بررسی و کنکاش قرار داده و قبل از هر برخورد قهری، نسبت به رفتارشناسی بدحجابان اقدام کرده و نسخهای مطابق با بیماری آنان تزویج کنند.
حجاب زن حق؛ تنها حق فردی و اجتماعی نیست ؛ حق الله است
زن باید کاملاً درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرفنظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند، حجاب زن، حقی الهی است.
پاسخ به شبهه در کلام آیت الله جوادی آملی
آیت الله جوادی آملی گفت: شبههای که در ذهنیت بعضی افراد در خصوص حجاب هست، این است که خیال میکنند حجاب برای زن محدودیت و حصاری است که خانواده و وابستگی به شوهر برای او ایجاد نموده است، و بنابراین، حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن است.
راه حلّ این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملاً درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرفنظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند، حجاب زن، حقی الهی است، لذا میبینید در جهان غرب و کشورهایی که به قانون غربی مبتلا هستند اگر زن همسرداری آلوده شد و همسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام میکنند،
اما در اسلام این چنین نیست، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش میباشد، همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حقاللَّه مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلّم رقّت باشد و پیام عاطفه بیاورد، اگر جامعهای این درس رقّت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادی مبتلا میشوند که در غرب ظهور کرده است.
لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم، از این که قرآن کریم میگوید هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم میشود عصمت زن، حقاللَّه است و به هیچ کسی ارتباط ندارد.
قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن میگوید میفرماید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند لذا، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را، بدون قصد تباهی جایز میداند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بیبهرهاند
اندیشهها را قرآن گونه نماییم !
فلسفه حجاب در قرآن ؛ بنابراین در هر بخشی و هر بعدی از ابعاد برای سیر به مدارج کمال بین زن و مرد تفاوتی نیست منتها باید اندیشهها قرآنگونه باشد، یعنی همان گونه که قرآن بین کمال و حجاب و اندیشه و عفاف جمع نمود، ما نیز در نظام اسلامی بین کتاب و حجاب جمع کنیم.
عظمت زن در چیست؟
عظمت زن در این است که: «أن لا یرین الرّجال ولا یراهنَّ الرّجال» نبینند مردان نامحرم را و مردان نیز آنان را نبینند. قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن میگوید میفرماید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند لذا، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را، بدون قصد تباهی جایز میداند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بیبهرهاند. حال اگر کسی از تشخیص اصول ارزشی عاجز باشد، ممکن است ـ معاذ الله ـ حجاب را یک بند بنداند، و حال این که قرآن کریم وقتی مسأله لزوم حجاب را بازگو میکند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان میفرماید: (ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین) یعنی برای این که شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند. چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله به نقل از فارس، مدهای غربی سالهاست که در خانههای ایرانیان جا خوش کردهاند؛ لباسهایی برگرفته از فرهنگ بیگانه تن پوش دختران و پسران را شکل میدهد و در این میان آنقدر سرگرم موضوعات سیاسی شدهایم که متوجه نیستیم جوان امروزی تا چه اندازه با پدر و مادر خود متفاوت شده و چگونه ضد ارزشها برایش به یک ارزش تبدیل شده است.
در سال ۸۵ نمایندگان مجلس پس از حس کردن خطر نفوذ مدلهای غربی به کشور و جایگزینی آن با مدهای ایرانی پا به رکاب شده و قانون ساماندهی مد و لباس را مصوب کردند؛ قانونی که فقط بر روی کاغذ نوشته شد و هیچگاه رنگ اجرا را به خود ندید چرا که اگر شاهد همکاری مناسب میان نهادهای مسئول در راستای قانون ساماندهی مد و لباس بودیم هماکنون وضعیت حجاب و پوشش در سطح شهر چنین نبود.
طبق قانون ساماندهی مد و لباس کارگروهی برای ساماندهی وضعیت مد در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تأسیس شد و نهادهایی همچون وزارت آموزش و پرورش، بازرگانی، صنایع، صدا و سیما و سازمان مدیریت برنامه ریزی پا به رکاب شدند تا وضعیت پوشش در کشور را سامان دهند اما عزمی که کامل جزم نشود سرانجامی جز شکست نخواهد داشت و اینگونه است که پس از گذشت ۵ سال از تصویب قانون ساماندهی مد و لباس وضعیت پوشش در کشور سامان نیافت.
وزارت ارشاد و ناکامی در ترویج نمادهای ایرانی و اسلامی
-----------------------------------------------------------------------
وزارت ارشاد در قانون ساماندهی مد و لباس وظایف متعددی از جمله ساماندهی فرهنگی و هنری طراحان پارچه و لباس کشوردر قالب حمایت از ساختار مناسب از جمله تشکیل خانه طراحان پارچه و لباس ایران، اعمال تمهیدات لازم برای ترویج و تبلیغ نمادها پارچه و لباس ایرانی و اسلامی را بر عهده دارد.
وزارت آموزش و پرورش و فراموشی جشنواره سالانه لباس مدارس
------------------------------------------------------------------------
آشنا کردن دانشآموزان با شیوهها و مظاهر تهاجم فرهنگی غرب به ویژه در زمینه اشاعه و القای الگوهای رفتاری و ترویج مدگرایی کاذب در پوشش و آرایش، فراهم کردن زمینه طراحیهای متنوع برای لباس دانشآموزان، معلمان و کارکنان مدارس و برگزاری جشنواره سالانه لباس مدارس وظایف وزارت آموزش و پرورش در راستای ساماندهی مد و لباس هستیم.
وزارت بازرگانی و تسهیلاتی که اعطا نمیشود
---------------------------------------------------
وزارت بازرگانی در زمینه ساماندهی مد و لباس وظایف متعددی از جمله حمایت از طراحان و تولیدکنندگان پوشاک اسلامی، شناسایی تولیدکنندگان و فروشندگان موفق در زمینه تولید و عرضه لباسهای مناسب اسلامی و اعطای تسهیلات به آنها، پیگیری وضع و اعمال تعرفههای گمرکی بر واردات تجاری پوشاک و پارچههای خارجی بر اساس قانون و مقررات صادرات و واردات را بر عهده دارد.
وزارت صنایع و تولیدکنندگانی که حمایت نمیشوند
--------------------------------------------------------
حمایت از کارخانهها و تولیدکنندگان لباسهای منطبق با الگوهای ایرانی و اسلامی بهخصوص چادر با کیفیت، فراهم کردن امکان ارتباط مؤثر طراحان پارچه و لباسهای اسلامی با کارخانههای نساجی و تولیدکنندگان لباس برخی از وظایف وزارت صنایع در راستای ساماندهی مد و لباس است.
سازمان صدا و سیما و شکست محض در ترویج الگوهای پوشش ایرانی و اسلامی
-----------------------------------------------------------------------------------------
صدا و سیما نیز طبق قانون ساماندهی مد و لباس وظایفی از جمله ترویج الگوهای مناسب پوشش منطبق با ارزشهای فرهنگی، اسلامی و ملی در فیلمها و برنامههای مختلف، تهیه و ترویج برنامههای تلویزیونی برای معرفی و ترویج نمادها و الگوهای پارچه و لباس ایرانی و بومی مناطق مختلف کشور را بر عهده دارد.
سوء مدیریتها مانعی در دستیابی ایران به رتبه نخست مد اسلامی
---------------------------------------------------------------------------
فرحناز قند فروش عضو کمیته تحقیق و پژوهش کارگروه ساماندهی مد و لباس در گفتوگو با خبرنگار زنان باشگاه خبری فارس «توانا» معتقد است: ایران میتواند با طراحی مدلهای اسلامی، در منطقه حرفی برای گفتن داشته باشد اما به دلیل برخی سوء مدیریتها، در این حوزه پیشرفت نکرده و نتوانستهایم تعیینکننده مد اسلامی برای کشورهای منطقه باشیم.
تعدادی زیادی از نمایندگان مجلس و فعالان حوزه مد و لباس معتقدند که ساماندهی وضعیت مد در کشور به طور کامل فراموش شده است و کارگروه ساماندهی مد و لباس وزارت ارشاد نیز عملاً در تعطیلی به سر میبرد.
فاطمه رهبر عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در همین رابطه معتقد است: وزارت ارشاد وظیفه ساماندهی مد و لباس را به معاونت هنری این وزارتخانه سپرده اما این معاونت به دلیل مشغله بالای کاری، هیچگاه فرصت رسیدگی به مسئله مد و لباس را ندارد و این موضوع را به طور کامل فراموش کرده و کنار گذاشته است.
وی میافزاید: متأسفانه این کارگروه به صورت پراکنده فعالیت میکند یعنی در برخی مواقع فعالیت خوبی دارد و در مواقع دیگر کاملاً تعطیل است. وی افزود: عدم استمرار فعالیتهای کارگروه ساماندهی مد و لباس وزارت ارشاد باعث میشود تا حرکت مناسبی برای گسترش فرهنگ حجاب و عفاف در جامعه صورت نگیرد و به همین دلیل شاهد این موضوع هستیم که وضعیت حجاب در جامعه هر روز بدتر از قبل میشود.
پارک فناوری مد و لباس وعدهای که هیچگاه عملی نشد
---------------------------------------------------------------------
رهبر معتقد است که پارک فناوری مد و لباس میتوانست مکان مناسبی برای جمع شدن فعالان حوزه مد در کنار هم و طراحی پوشش مناسب در جامعه باشد اما وزارت ارشاد تنها وعده افتتاح این پارک را داد و هیچگاه آن را به مرحله اجرا نرساند.
تعطیلی ساماندهی مد و لباس
----------------------------------------
لاله افتخاری نماینده مجلس شورای اسلامی نیز ساماندهی مد و لباس در کشور را تعطیل دانسته و میگوید: طبق قانون نهادهای مختلف از جمله وزارت ارشاد و سازمان صدا و سیما وظیفه دارند تا لباسهای ایرانی و متناسب با فرهنگ ملی را ترویج دهند اما عملاً هیچ تلاشی را در این زمینه انجام نمیدهند.
وی بیان میکند: بازار لباس و مد در کشور جای انتقادهای بسیاری دارد چرا که اکثر لباسهای موجود در ویترین مغازهها برگرفته از مدلهای غربی است و به ندرت میتوان لباسی متناسب با معیارهای ایرانی و اسلامی یافت.
بنابراین گزارش، رهبر معظم انقلاب سال ۸۱ فرمودند: «بنده با مد خیلی موافقم جزء آدمهایی هستم که به مد گرایش دارم اما مدی که از داخل جوشیده باشد چون مد یعنی ابتکار و نوآوری نه چیزی که از بیرون بیاید مد آرایش مو و لباس و حرف زدن ما، همهاش دارد از بیرون میآید.»
این سخنان رهبر معظم انقلاب نشان از اهمیت مسئله مد در کشور دارد و تائیدی بر نفوذ فرهنگی غرب به کشور است اما ساماندهی وضعیت مد و لباس همچنان جزء دست آخرترین دغدغههای مسئولان است.
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله وبلاگ آهستان نوشت:
اگر به عیادت آمده بودم آقا
بعد از اشک و آه
سلام و دعا
بغض و بوسه
احوالپرسی و احوالپرسی
یک دنیا توبه میکردم
از این همه ادعا
از این همه ولایت پرستی
از این همه ولایت نویسی
از این همه دیوار
از این همه سفارت
از این همه غفلت
از این همه جهالت
از این همه ذوب
از این همه تکلیف و اصول
از این همه حق و وصول
از این همه افسر
از این همه عمار
از این همه سلمان
از این همه مالک
از این همه نخ و دانهی تسبیح
از این همه دوست
از این همه چپ
از این همه راست
از این همه کینه
از این همه عقده
از این همه فتنه
از این همه میر
از این همه شیخ
از این همه سید
از این همه زخم زبان
از این همه تبر که زدیم!
از این همه نوری که زادیم!
از این همه افراط
از این همه تفریط
از این همه «گوش نمیکنند چرا؟!»
از این همه گریهی شدید حضار!
از این همه «چند بار بگویم؟!»
از این همه ما اهل کوفه نیستیم!
از این همه …
فرقی نمی کند آقا
ما همه اهل یک قبیلهایم
اهل ولایتیم
سراپا گوشیم…
حالا من مانده ام و این همه زخمی که بر قلب شما زدم
من ماندهام و این همه چین و چروکی که بر صورت شما نشاندم
من ماندهام و چهرهای که از شما ساختم
با اخمم، بصیرتم
با سکوت و حرفم
حالا من ماندهام و این دل تنگ
من ماندهام و این بغضی که بر بوسهام مانده
اگر به عیادتت آمده بودم آقا
اول شفای دل خودم را طلب میکردم.
سربازان گمنام:(جانم فدای ولایت فقیه).
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله وبلاگ روزهای مادرانه، گاهنوشتهای یک زن از تجربهها و بایدها و نبایدهای تربیت فرزند است؛ نوشت:۲-۳ ماه است آب بازی تعطیل شده. حالا نه این که قبلاً هم شیلنگ را باز میکردیم و میگذاشتیم به امان خدا! ولی همان حمام نیم ساعته بچهها هم شده ۵ دقیقه. خودم تند و تند میشویمشان و میآورمشان بیرون. نرگس خواهش میکند که یک بار برویم آببازی. میگویم «توی حموم نه، آب کمه؛بعد یک روز آب قطع میشود».
میرویم خانه فلانی، فلانی شیر آبش مثل دریچه سد باز است که ۳ تا استکان بشوید. نرگس میگوید «ما که آب بازی نکردیم، چرا آبمون قطع شد؟ چرا آب فلانی که این همه شیر آب بازه، قطع نمیشه پس؟» من نمیدانم چه بگویم.
رفتهایم پاساژ نزدیک خانه، از خانم مغازهداری سوال میپرسم، وقتی میآییم بیرون، نرگس میگوید: «خانومه چه خوشگل بود!» دوباره برمیگردم و نگاهش میکنم؛ موهایش ترکیب خوشرنگی از قرمز و مسی است، بافته و انداخته روی شانهاش، با شال و مانتوی خردلی و سبز و قرمز، خداییاش ترکیب جذابی درست کرده. دلم میخواهد به نرگس بگویم که زیباست، ولی اینکه زیباییات را بریزی کف پاساژ، زیبا نیست. دلم میخواهد بداند که «عفاف» از همه این بافتهها و رنگوارنگها قشنگتر است، ولی بلد نیستم، نمیدانم چه بگویم.
دارند تعریف میکنند که عادت ندارند یک لباس را مدت زیادی بپوشند، دلشان را میزند. باید تند و تند عوضش کنند، یکی میگوید اصلاً از این یک قرون دوزار کردنها بدم میاد؛ زن باید خرج کنه دیگه، نرگس نیست، رفته بازی. ولی فکر میکنم اگر بود، اگر میشنید، اگر میپرسید، چه باید میگفتم؟ چطور باید بهش میفهماندم که قناعت ارزش است، نه ولخرجی. خرج کردن بیحساب، لارج بودن نیست؛ قناعت هم گدابازی نیست؛ خوب شد نیست، چون من نمیدانم چه بگویم.
سخت است؛ در دوره و زمانهای که جای ارزشها و ضدارزشها عوض شده، توضیح دادن ارزشهای «حقیقی» برای بچهها خیلی سخت است، وقتی بیحیایی، خوشگلی است؛ اسراف، دست و دلبازی؛ ولخرجی، باکلاسی؛ چطوری باید برای بچه حیا را، قناعت را، صرفهجویی را، توضیح داد؟ من نمیدانم چه بگویم.
پایگاه خبری انصارحزب الله - *۲۹اردیبهشت ماه ، حجت الاسلام «غلامحسین محسنی اژه ای» دادستان کل کشور ، در شصت و دومین نشست خبری سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به سوالی درباره تجمع ۱۷ اردیبهشت حزب اللهی ها در میدان فاطمی تهران اظهار داشت: «برخی جرایم در منظر مردم رخ میدهد که همگان به عنوان وظیفه امر به معروف و نهی از منکر باید جلوی آن را بگیرند. کشور ما «انقلابی» است ، تعداد معدودی از افراد بی حجاب و مکشفه و خلاف قانون حجاب در کشور ما به خیابانها میآیند بنابراین در این زمینه همه وظیفه امر به معروف دارند چرا که شرع و قانون ما در این زمینه مشخص است. همه وظیفه داریم که با منکر طبق شرایط پیش بینی شده برخورد کنیم ؛ دستگاههای مسئول نیز اقداماتی را در خصوص جرایم به این شکل درکشور از جمله بی عفتیها و افرادی که حقیقتا خلاف قانون عمل میکنند و کار زنندهای انجام میدهند باید ورود کند. آیا قوه قضاییه به سهم خود در این زمینه عمل کرده است؟ آیا دادستان به عنوان مدعی العموم درتمام استان ها در این زمینه وارد شده است اینکه برخی افراد در خانه در مقابل۴ نامحرم بی حجاب باشند موضوعش با اینکه فردی بیحجاب به خیابان بیاید متفاوت است؛ آیا نیروی انتظامی در این زمینه اقداماتی انجام داده است و همچنین وزارت ارشاد در این زمینه به وظایف خود عمل کرده و میکند؟! ، اگر مسئولان به وظیفه خود در برخورد با بدحجابی عمل کنند نیازی به تجمع مردمی نیست. باید از ناحیه مسئولان ذیربط در این زمینه برخورد شود که اگراین برخورد از سوی مسئولان صورت گیرد هیچ گاه نیاز نیست مردم اعتراض کرده و تجمع تشکیل دهند. کشور قانون و ضابطه دارد و اینکه هر کسی تشخیص دهد تجمعی به راه اندازد و خلاف قانون عمل کند درست نیست در واقع حتما باید مجوز گرفته شود و از مجرای قانونی کار خود را انجام دهند چرا که خلاف قانون نباید صورت گیرد و ما شاهد عوارض و حواشی باشیم. افرادی که مجوز میگیرند اهدافشان مشخص بوده و در این زمینه تعهدات گرفته خواهد شد. درخصوص تجمعی که اخیرا در راستای حجاب صورت گرفت اگر صحبتی باشد و این صحبت به حق باشد ، «که البته به حق است» ، باید به آن توجه کنیم ؛ دستگاه های مسئول حتی قوه قضاییه آن طور که باید و شاید به این قضیه عمل نکرده است.»
*۱۸خرداد۱۳۹۲ ، حسن روحانی ، پیش از ریاست جمهوری ، درجمع هواداران خود ، در ورزشگاه شهید شیرودی تهران: «نخواهم گذاشت مأموری بینام و نشان ازکسی سئوال کند. دختران خود حافظ حجاب و عفاف هستند.»
*۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ ، حسن روحانی ، رئیس جمهور دستور «رفع فیلتر» شبکه اجتماعی «واتس آپ» را صادر کرد .
- همچنین ؛ عضویت غیر قانونی و اظهارات متناوب رئیس جمهور و هیات دولت – بویژه وزیر ارشاد- در حمایت و تشویق مردم به عضویت در شبکه های غیر قانونی اجتماعی در فضای مجازی (به دلیل کثرت و شهرت از ذکر عین کلام و منبع خودداری می شود.)
*۲۹اردیبهشت ۱۳۹۳ ، حجت الاسلام والمسلمين منتظري رئیس دیوان عدالت اداری ، در پاسخ به یکی از نمونه اظهارات رئيس جمهور درباره ممنوعيت به کارگيري تجهيزات دريافت از ماهواره: «رئيس جمهور محترم در روزجهاني ارتباطات طي سخناني به اين مناسبت ، مسايلي را مطرح کردند که به نوعي طعنه زدن به قانون بود.آيا به لحاظ شرعي ، اخلاقي و ديني مجازيم به اين بهانه که نميتوانيم جلو دسترسي به اطلاعات را بگيريم ، به قانون طعنه بزنيم.»
*۲۹ اردیبهشت۱۳۹۳، حجت الاسلام «غلامحسین محسنی اژه ای» دادستان کل کشور ، در شصت و دومین نشست خبری سخنگوی قوه قضائیه و در واکنش به دستور رئیس جمهور برای رفع فیلترینگ «واتس آپ» : «جلسه رسمیت داشته و طبق ضوابط قانونی انجام شده و رأی صادره نیز مطابق قانون بوده است. شورای فضای مجازی مصوبهای نداشته و نمیدانم شخص رئیسجمهور هم چنین دستوری دادند یا خیر که اگر داده باشند خلاف قانون است.»
** محورهای سخنان دادستان کل کشور در مورد تجمع ۱۷اردیبهشت:
۱- مطالبه مردم در تجمع ۱۷ اردیبهشت در میدان فاطمی ، به حق و در اعتراض به بی مسئولیتی مسئولان در تعزیر و برخورد با بی حجابها و عریانها در معابر عمومی بوده است.
۲- هیچ یک از دستگاههای ذیربط در این رابطه به مسئولیت خود عمل نکرده اند.
۳- مردم نباید براساس تشخیص خود بدون مجوز اقدام به برگزاری تجمع می کردند.
۴- دستگاهها باید به «صحبت به حق مردم» توجه کنند.
۵- همه وظیفه داریم که با منکر طبق شرایط پیش بینی شده برخورد کنیم.
**نتیجه گیری از کنش و واکنش رئیس جمهور (دولتهای پیشین نیز مشمول این روند بودند) :
- رئیس جمهور و هیات دولت ، قانون را قبول ندارند ، آن را اجرا نمی کنند ، علنا نقض می کنند و مردم را نیز به قانون شکنی تشویق می کنند. درحالی که میدانیم علت اصلی بی حجابی و عریانی– فساد علنی- ازهم پاشیدگی خانواده ها و صدها معلول دیگر ، همین امواج نامشروعی است که به خانه های مردم راه یافته است.
جمع بندی:
الف- قوه قضائیه بی مسئولیتی همه دستگاهها و قانون شکنی مضاعف مسئولان دولتی را قبول دارد.همچنین خواسته مردم در اعتراض به عدم اجرای وظیفه قانونی و قانون شکنی از سوی مسئولین درخصوص مسئله حجاب را برحق دانسته است.
ب- مستندات تلاش «یک ساله» طلاب حوزه علمیه آیت الله ایروانی برای اخذ مجوز به منظور برگزاری تجمع اعتراض آمیز به «قانون گریزی» و «بی مسئولیتی» مسئولین در رسانه ها منتشر شد و مشخص شد که منحصر به دولت آقای روحانی نیست واگر با آن موافقت شده بود ، مشت های گره کرده معترضان ، دولت احمدی نژاد را هدف قرار می داد.
حال این سوال از حجت الاسلام والمسلمین محسنی اژه ای باقی می ماند که آیا در شرایطی که – خود ایشان به آن اذعان دارند- مسئولین در قبال جلوگیری از منکرات و آنچه «حیثیت» نظام جمهوری اسلامی ایران را به خطر انداخته است منفعل هستند و اجازه اعتراض را نیز نمی دهند ، «تکلیف شرعی» از گردن حزب اللهی ها «ساقط» می شود؟! البته پاسخ به این سوال پیشاپیش ، در بخشی از بند «م» وصیت نامه امام خمینی رحمت الله علیه که مخاطب آن حزب اللهی ها هستند به وضوح و صراحت آمده است و لابد جناب دادستان محترم که فردی ولایتمدار و متشرع هستند به آن ملتزم خواهند بود.
نتیجه:
این قلم با استناد به آنچه گفته شد ، به نمایندگی از جمع معترض به بی حجابی و عریانی حاکم بر فضای جمهوری اسلامی ایران ، اعتقاد دارد که وظیفه حزب اللهی ها در برگزاری اجتماعات اعتراضی- نسبت به مسئله حجاب- با هدف مطالبه عمل از مسئولین پایان یافته تلقی می شود- حداقل ۹ سال اعتراض بی حاصل نه تنها باری از دغدغه دلسوزان انقلاب کم نکرد که با وخیم تر شدن اوضاع ، خواب آسوده را نیز از چشمان آنان ربوده است. «تکلیف شرعی» بار شده بر دوش حزب اللهی ها نیز – که خود حجت الاسلام اژه ای نیز به آن اذعان دارند - سختی تحمل این وضع را برای آنان صد چندان کرده است.
بنابراین با جمع بندی های انجام شده توسط اجتماعات حزب اللهی گوناگون که به مدد الهی اکنون به هم پیوسته اند ونیز استناد به کلام دادستان کل کشور مبنی بر این که «همه وظیفه داریم با منکر طبق شرایط پیش بینی شده برخورد کنیم.» تاکید می گردد که دوران اعتراضات میدانی بی نتیجه ، که تنها حاصل آن جری تر شدن مرتجعین و معاندان و هنجار شکنان بوده به پایان رسیده و آنچه لازم است ورود حزب اللهی ها به معرکه برخورد مستقیم با منکرات است. شاید در پیشگاه الهی که زبانها برای احتجاج کوتاه است ، سبکبارتر باشیم.
«خداوند تعالي مددكار همه باشد.»
صفحه قبل1...6263646566...74صفحه بعد


