زندگي نامه كمدين «حلق آويز»
پایگاه خبری انصارحزب الله - در خبرها آمده بود كه انتشارات «جان بلیک» تصمیم به انتشار زندگینامه «رابین ویلیامز» ، بازیگر و کمدین آمریکایی – يهودي دارد که روز دوشنبه۲۰ مرداد در ويلاي شخصي اش خود را «حلق آويز» كرده بود.
عنوان این کتاب «رابین ویلیامز ۲۰۱۴-۱۹۵۱: وقتی صدای خنده قطع میشود» است و انتشارات «جان بلیک» اعلام کرده كه این کتاب زندگی هنری و حرفهای ویلیامز را از شخصیتهای کمدی او در فیلمهای خانوادگی مانند «خانم داوتفایر» و «جومانجی» گرفته تا نقشهای جدیتر او در «ویل هانتینگ خوب» و «انجمن شاعران مرده» به تصویر خواهد کشید درحالیکه بر شخصیتشناسی او در پس نقشهای حرفهای که ایفا کرده، تمرکز خواهد کرد.
دائم الخمر - معتاد – افسرده اما «شاد»!
اما هدف يالثارات از بازنشر اين خبر ياد آوري فيلم هاي اين كمدين يا تقدير از او نيست ، بلكه اين خبر دست آويز ما براي انطباق و تحليل مرگ عبرت آموز يك كمدين با مقلدين شيوه هاي عملكردي مشابه او در ايران است زيرا بررسي روشهاي كسيکه۴۰ سال مردم را در غرقاب مدرنيته غرب به خنديدن وادار كرد اما در نهايت به دليل ابتلا به «افسردگي شديد» خود را دار زد مي تواند براي برخي كه با هدايت نمونه هاي داخلي پاي در اين جاده منتهي به ناكجاآباد گرفتهاند نجات بخش باشد.
«سوزان اشنایدر» ، همسر سوم اين كمدين آمريكايي – يهودي كه به اعتراف خودش يك دائم الخمر و معتاد به مواد مخدر بوده درباره وي مي گويد:«او میخواست به مردم کمک کند وهمیشه قصد داشت با اجراهایش لبخند را روی لبان مردم بیاورد. ویلیامز بخش عمده عمرش را صرف کمک به دیگران کرده بود. او همیشه از ما میخواست که شاد باشیم و از هیچ چیزی ترس نداشته باشیم. علاوه بر سه فرزندش ، او میراث بزرگتری برای ما به جا گذاشت:‹ شادی›»
پروژه خنده زوركي در سيما
شادی و خنداندن مردم ، به هر قيمتي ولو به زور ، سالهاست كه راهبرد بسياري از برنامه هاي توليد شده در رسانه ملي بوده است كه البته اين راهبرد مدتي است به شكل سيستماتيك در شبكه نسيم ظهور دوچنداني يافته است. در اين ميان به نظر مي رسد علاوه بر لودگي ها و ساخت برنامه هاي بي ارزش پوچ گرا كه پيش از اين نيز صدا و سيما يد طولايي در توليد آن داشته است دو برنامه بيش از بقيه مخاطب فهميده را آزار مي دهد.يكي از اين دو برنامه عينك آفتابي و مشخصا «كي شبيه كيه» نام دارد كه پيش از اين به طور مفصل در نقد آن مطالبي در يالثارات منتشر شد.
اما برنامه دوم كه روزانه پخش ميشود و به نظر مي رسد خيلي حرفه اي روي خنداندن زوركي مردم (اين ادعاي مجري برنامه است) متمركز شده ، «خندوانه» نام دارد كه كارگرداني و اجراي آن نيز به عهده «رامبد جوان» است. برخي معتقدند او از رشيد پور كار بلدتر است زيرا ضمن پرهيز از ارائه پاسخ مقابله جويانه به منتقدان ، با دعوت از اقشار مختلف فرهيخته و حتي روحاني به مخاطبان اين طور القا كرد كه برنامه اش مورد تائيد جامعه نخبه و ديني نيز هست.چنانچه در برنامه روز پنجشنبه هفته گذشته تنديس طلايي لبخند هفته به حجت الاسلام سرلك اعطا شد كه البته به گفته رامبد جوان براساس آراء بينندگان برنامه به عنوان لبخند برتر انتخاب شده بود.
جعل شادي
اما تلاش سيستماتيك براي تزريق شادي رابين ويليامزي از سوي رسانه ملي در حالي ادامه دارد كه حجت الاسلام سید محمد قائم مقامی استاد حوزه و دانشگاه روز۲۷ مرداد ماه سال جاري طي گفتگو با سرویس قران و معارف خبرگزاری شبستان مفهوم نشاط را سرزندگی در برابر کسالت و خمودگی دانسته و درباره ارتباط آن با دينداري گفته بود:«ارتباط نشاط و دینداری به تعبیر معروف، اظهر من الشمس است. راستی و رستگاری ملازم و همراه با نشاط و سرزندگی است.همه دینداران و پرهیزگاران این حالت را تجربه کرده اند که به واسطه دعا و انجام تکالیف دینی و تجلی آن جنبه روحانی، بلافاصله احساسی از رهایی و شادی بی حد و مرز در درون خود تجربه می کنند که با هیچ یک از شادی های دیگر قابل قیاس نیست.»
وي درحالي شادي روحاني را اصيل مي داند كه تاكيد مي كند در صورت ناتواني از دستيابي به آن افراد به بدل شادي اصل روی خواهند آورد و در توضيح بيشتر مي گويد: «اگر نتوانستی آن نشاط اصیل و سرزنده و پایدار را در درونت حاکم کنی، جعل نشاط خواهی کرد که یک نوع تخدیر درونی است»
برای درمان ملالت روحتان
ترويج سيستماتيك خنده هاي زوركي در حالي به عنوان نسخه عاجل درمان روزمرگی ها و ناکامی ها و شکست ها از سوي رسانه ملي تجويز ميشود كه حجت الاسلام قائم مقامي نسخه درماني اصلي را با اشاره به فرمايش امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج البلاغه ارائه مي دهد و به نقل از مولي الموحدين مي گويد:«روح های شما مانند بدن هایتان ملول می شوند. برای درمان ملالت روح تان ، حکمت های تازه بجویید.»
اما حجت الاسلام قائم مقامي مراد از این حکمت را محتوای تجربه دینی ميداند كه همه بخش های زندگی انسان را تحت الشعاع قرار می دهد و به عبارت دیگر افق و تجلی جدیدی از حقیقت بر او ظاهر می سازد. وي مثال اين تعريف را انسانی مي داند كه از دور به دعوای کودکان بر سر اسباب بازی هایشان نگاه می کند. این دعوا اگرچه برای کودکان کاملا جدی است اما برای آدم بالغی که از آن مرحله عبور کرده آن کشمکش ها چیزی جز جدال بر سر یک اسباببازی نیست، مسلما آن فرد بالغ، آن غمی را که کودکان با آن درگیرند تجربه نخواهد کرد چون او می داند که آن وسایل صرفا اسباب سرگرمی و بازی اند که دیر یا زود مستهلک شده و از بین خواهند رفت.
انسانی هم که از حیث معنویت و حکمت زندگی به آن بلوغ درونی رسیده باشد به مفهوم حقیقی کلمه آن طرب درونی و طربناکی را حس خواهد کرد از سوی دیگر وقتی این نشاط و طرب درونی در اخلاق ظاهر می شود اخلاق را حسن می کند. این اخلاق خوب، حاصل انبساط درونی است. مسلما وقتی آن گشایش در درون انسان اتفاق میافتد اخلاق آدمی را هم متحول می کند.
شادي در مجلس عزاي سيدالشهدا
درحالي شركت كنندگان در برنامه «خندوانه» موظف هستند كه يك لبخند تصنعي را از اول تا آخر برنامه وبعضاً با ادا و اطوارهاي دون شأن در هم آميزند كه حجت الاسلام قائم مقامي با اشاره به سيره معصومين(ع) دراين باره مي گويد:«معصومین ما این طور نبوده که در همه حالت ها آثار و علایم نشاط در چهره شان پدیدار باشد. هر انسانی در لحظه هایی از زندگی درگیر حزن و اندوه می شود. اما تفاوت اولیا و معصومین با آدم های معمولی در این است که غم آن ها مبارک است. اندوهشان ، اندوه پست و کم مایه ای نیست در عمق این اندوه ، نشاط عمیق و پایداری وجود دارد.
اگر بخواهم مثال ملموس و روشنی در این باره بزنم مجالس سوگواری حضرت سیدالشهدا (ع) است. مؤمنین و سوگواران امام حسین (ع) تجربه کردهاند که مقوله ای نشاط آورتر از گریستن و سوگواری بر امام حسین (ع) و شهیدان کربلا نیست. کسی که با فلسفه این گریستن و پشت صحنه ان آشنا نباشد تصور خواهد کرد که این سوگواران در درون خود درگیر غمی قبض کننده و تاریک هستند که اشک می ریزند اما آن که بداند این اشک ها به خاطر چیست یا به تعبیر دقیق تر کسی که عمیقا در درون، این سوگواری مقدس و طیب را تجربه کند خواهد فهمید این غم عین نشاط و سرور درونی است.»
شادي تجويزي در مدرنيته
با وجود آنكه۴۰ سال ترويج نسخه جعلي شادماني ، حتي نمي توانست يكي از كاركشته ترين اجرا كنندگان اين نسخه را از اعتياد به شرب خمر و مواد مخدر، افسردگي و در نهايت خودكشي برهاند كه چنين خط مشي تازه در ايران به شكل سيستماتيك در حال آزمون و خطاست. راه و رسمي كه در دنياي مدرنيته غرب امتحان خود را به بدترين شكل ممكن پس داده و حجت الاسلام قائم مقامي در تشريح آن مي گويد: «در دنیای امروز و رشد و تنوع رسانه ها و ماشینیسم و مصرف گرایی، مدرنیته می خواهد محاکاتی از آن تنوع های عالم غیب داشته باشد که چشم آدمیان به آن حقایق حقیقی باز نشود و آن شادی عمیق را تجربه نکنند. تأکید شدیدی که بر واریته و تنوع می شود و هر لحظه چیزی تازه را به شما نشان می دهند و جلوه ای نو در منظر شما قرار می گیرد به خاطر آن است که می دانند حقیقت آدمی به جلوه گری این جلوه های تازه در ملکوت خو گرفته است.توجه کنید یکی از اتفاقاتی که در مدرنیته افتاده و اشاره کردم بالا بردن تنوع های عجیب و غریب در زندگی است که اوقات انسان را عملا می بلعند.
شما در این زندگی ، درگیر تنوع ها می شوید. من از انواع رسانههای تصویری و مجازی مثال می زنم که تنوع شگفتی در این عصر یافته و خیلی وقت ها آدم ها درگیر محتوای این رسانه ها می شوند بدون آن که بهره چندانی از این ارتباط ببرند، حالا گاهی محتوای این رسانه ها سم خالص برای روح و روان انسان است. خب این تنوع، نوعی از سرسام و سرگیجگی را برای آدمیان پدید می آورد و آن ها را افسرده دل می کند. بنابراین نکته مهم در رسیدن به شادی درونی، مدیریت وقت و زمان است.
نمی شود نسبت به زمان بی قید و رها رفتار کرد و انتظار داشت زندگی شادی برایمان پیش آید. دایره مسئولیت های شما، آموزش هایی که می بینید محبتی که می توانید به دیگران نثار کنید و مهم تر از همه این ها آن رابطه بندگی، همه و همه در قالب همین زمان محدود امکان ظهور وحضور پیدا می کند. پس امکان زایش شادی در امکان بهره برداری از این زمان هاست. در آن صورت است که انسان به میزان اهتمام و جدیت خود وارد حوزه تازگی ها می شود و حقیقت و باطن عالم را شهود می کند.من البته یک چیزی را به شما بگویم و آن این که انسان در آینده به این وادی وارد می شود، یعنی وقتی به این مرحله رسید که فهمید همه آن جلوه گری ها و تنوع ها کاذب است و عطش او را به سمت آن تازگی و سرزندگی حقیقی و شادی صادق تأمین نمی کند به سمت ولایت الهی خیز برمی دارد.
وضعیت کنونی جهان یک نوع محاکات ناخودآگاه نسبت به آینده است. گاهی انسان بدون آن که بداند چیزی را حکایت می کند. این تنوعات بی حصر در عالم رسانه و ارتباطات در واقع نوعی بیان این نیاز است که آدمی می خواهد بگوید من می خواهم وارد آن عرصه جلوهگری حقایق حقیقی شوم. این همه گرایش ها به موسیقی که در جهان وجود دارد و خیلی وقت ها با ورود به موسیقی غنایی ، دست آدمی را در رسیدن به شادی حقیقی می بندد در درون خود واجد وبیان کننده حقیقتی است که روح انسان نیازمند طرب است اما راه را اشتباه می رود.»
نسخه برابر اصل شوهاي شبانه آمريكايي
توضيحات ياد شده براي تمييز شادي اصل از جعلي درحالي است كه روزنامه سينمايي «صبا» با انتشار مطلبي كه اتفاقا پايگاه خبري روزنامه جام جم نيز آن را بازنشر داده برنامه «خندوانه» را يك كپي صد در صدي از يك شوي شبانه آمريكايي با مجري گري «جیمی فالون» قلمداد كرده است.
اين روزنامه در توصيف برنامه «خندوانه» نوشته است: «اولین نکتهای که مانند تاکشوهای موفق دنیا در این برنامه رعایت شده حضور زنده میهمانان به عنوان یک کاراکتر است. آدمها بلند بلند میخندند، حرف میزنند و در بحث شرکت میکنند.... او (رامبد جوان) میان تماشاگرانش مینشیند، اغراقآمیزتر از هربار میخندد، فریاد میکشد و... ».
«صبا» درباره تأثیر رامبد جوان از شوهای معروف جهان مي نويسد:«تأثیر او از شوهای معروف تنها به همین جا منتهی نمیشود و او در برخی از ایدهها عین به عین از برنامه «جيمي فالون» (جدا از نوع رفتار مشابهش) تقلید میکند. کما اینکه یکی از ایدههای او برای برقراری مسابقه بین تماشاگران کپی صد درصد از ایده برنامه «تونايت شو» است.جیمی یکی از مسابقههایی که با ستارههایی مثل تام کروز، ادوارد نورتون، دیوید بکهام و... تا به الان برگزار کرده، این است که یک شونه تخممرغ روی میز بگذارد و از آن ستاره بخواهد تخممرغ را به سرش بکوبد. اگر تعداد تخممرغ پخته شکسته شده روی سر هرکدام (ستاره و جیمی) بیشتر باشد مسابقه را برده است. حالا همین اتفاق عیناً در برنامه جوان افتاد.»
اين درحالي است كه «جواد فرحانی» ؛ تهیهکننده برنامه «خندوانه» مي گويد: «تقریباً ۱۱نفر ایدهپرداز در این برنامه داریم. ما قصد داریم فرهنگ خندیدن را بپرورانیم چون هم خنده راحت و کمخرج است هم کمی از این غمگین بودنهایمان فاصله میگیریم و البته کمتر به یاد بدهکاریهایمان میافتیم.»
پایگاه خبری انصارحزب الله: پلان اول: اگر اهل سینما باشی و بخواهی وقتت را صرف دیدن یک فیلم کنی با احتمال نه دهم در فیلم مذکور یا به صورت مستقیم یا غیر مستقیم و در لفافه شاهد توهین به یکی از این سه موضوع خواهی بود: ۱- به متدینین ؛ مثلاً یک حاجی بازاری یا یک فرد اهل مسجد یا مقدس مآب در آن فیلم مرتکب یک فساد خواهد شد. حالا ممکن است آن فساد از نوع ناموسي باشد یا ربا یا کلاهبرداری و گاهی همه موارد فوق!
۲- توهين به حجاب؛ یعنی یک خانم با حجاب چادر در آن فیلم هست که احیاناً شرورترین انسان موجود در بین شخصیتها همان فرد است! یا در هر صورت، آن خانم هم همچون گزینه اول اهل خیانت یا دزدی یا کلاهبرداری و از این حرفهاست.
۳- در تعداد کمتری از فیلمها موضوع اساسی تر از این حرفهاست. به این شکل که کل ماهیت اسلام یا حتی همه ادیان زیر سؤال می رود. یعنی شخص بی دین در فیلم از همه باتقواتر است! همه اهل دزدی و رشوه و کلاهبرداری و خیانت و... هستند الّا این آقا یا خانم بیدین!
تصور بکنید چه شانس اندکی دارید تا اگر با خانواده عزم سینما رفتن کردهاید همان یک فیلمی که توهین در آن وجود ندارد نصیبتان شده باشد! اگر اینگونه شد که خوشا به حالتان وگرنه بدا به حالتان چون با دست خود تیشه به ریشه خانواده تان زده اید و افکار مسموم یک کارگردان را به خورد اعضای خانواده خود داده اید و بدانید اگر این کارتکرار شد دیگر معلوم نیست چه بر سر اعتقادات آنها خواهد آمد.
پلان دوم: حالا ممکن است شما اهل سینما نباشید که در این اوضاع و احوال خیلی هم کار خوبی می کنید! مینشینی در خانه و سریال و فیلمهای متعددی را که از شبکههای جدیدالتاسیس و قدیم التاسیس پخش میشوند میبینید.
این گزینه هرچند خیلی بر گزینه اول ترجیح دارد ولی خب این هم خالی از اشکال نیست. می گویید چرا؟ چون کارگردانهایی که این فیلمها را ساختهاند نیز کمتر پیش می آید که تفکر درست و بدون اشکال داشته باشند. سریالهای تلویزیون نیز دست کمی ندارند. کمتر دیده ام یک خانم چادری درست و حسابی و بدون عیب در آنها به نمایش درآید. غالباً خانمهای چادری یک عیب و ایرادی دارند!
همان گونه که فرد متدین یا ظاهر الصلاح فیلم که محاسن دارد نیز معمولاً اگر شرورترین عضو نباشد حداقل بی شیله پیله هم نیست! یعنی ندیدم یا کمتر دیدم که آدم مومن بی عیب در فیلمی به نمایش درآید. این آرزو در دلمان ماند هرچند بعضی کارهای ارزشمند نیز ساخته شدهاند که نباید از دایره انصاف خارج شد. جالب اینجاست که گاهی فیلمهای مناسبتی مذهبی هم بهجای فرهنگ سازی، فرهنگ سوزی می کنند!
برای مثال در فیلمها و سریالهای معمولی که اصلاً عبادت کردن و نماز خواندن بازیگران نشان داده نمی شود گویی این کار جزو برنامههای روزمره آنان نیست! در فیلمهای مناسبتی نیز این طور نشان می دهند که پیرزنها در حال خواندن نمازند و در همان زمان جوانترها مشغول کارهای دیگر. این جور نمایش نماز نه تنها صحیح نیست که بسیار هم مضر است. کارگردان فيلم با زبان بی زبانی به مخاطب می فهماند که نماز و این جور چیزها دیگر قدیمی شده و مختص پیرزنهاست نه جوانهای امروزی!
پلان سوم: می رویم محل کار؛ اسمش این جور در رفته که همه چیز دست حزباللهیهاست. ولی وقتی وارد محیط ادارات می شوی با فضای دیگری روبهرو خواهی شد. بهجز آن چند مورد استثنایی که در راس هستند و ظاهر خوب و باطن بدشان باعث سرافکندگی متدینین است، سایر افراد مومن و انقلابی معمولاً مورد بی مهری قرار می گیرند. اصلاً گویی هر کس هر خورده حسابی از هر جا دارد می خواهد بر سر این بر و بچههای انقلابی خالی کند.
تعریف یک خاطره از روز ۹دی هم جالب خواهد بود تا با فضای موجود در ادارات بیشتر آشنا شویم. ۹دی سال ۸۸ من قصد داشتم خودم ظهر به جمع راهپیمايي کنندگان بپیوندم. در اداره ای نیمه دولتی با حدود سیصد چهارصد کارمند حضور داشتم که از ارگانهای زیرمجموعه دولت بود. (تصور بکنید که در سال ۸۸ و حتی قبل انتخابات هم دولت آقای احمدی نژاد بر سر کار بود) متوجه شدم یک مینی بوس برای این کار از آن اداره با آن جمعیت حرکت می کند! من هم با آنها راهی شدم.
فکر میکنید از بین آن همه کارمند که اقلاً ۲۵۰-۳۰۰ نفری حضور داشتند چند نفر رفتند سوار مینی بوس شدند؟ حدود ده نفر! جالب تر اینکه یکی از نیروهای خدماتی که پرچم را در دست گرفته بود طوری ایستاده بود که در عکسها نباشد تا وقتی عکسها را تابلوی اعلانات زدند مورد سرزنش و شماتت قرار نگیرد! این هم از وضع بچههای حزب اللهی در ادارات.
پلان چهارم: در دانشگاه که وضع نگو و نپرس است! البته جمعهای خوب و هیئات دانشجویی و... هم هستند ولی نگاه عمومی آنجا هم علیه دانشجویان جوان حزباللهی است. آن بندههای خدا باید پاسخگوی هر کاستی و رفتار غلطی که از سوی هر مسئولی صورت می گیرد باشند و دست آخر هم از طرف دانشگاه و برخی دانشجویان مورد بی مهری قرار می گیرند. اساتید و دانشجویانی که کمی سطح علمی شان بالا می رود گویی باید علمشان را با موضع گیری بر ضد انقلاب و نظام اثبات کنند. یا اقلاً دیگر از یک حدی که سطح علمی افزایش پیدا کرد سکوت بهترین راه کار است! البته این عمومیت ندارد و هستند اساتید و دانشجویان با سطوح علمی بسیار بالا که با دید و بینش بسیار خوب از انقلاب و ارزشها دفاع می کنند ولی خب آن گروه اولی هم کم نیستند.
حالا شما تصور کنید این استادی که افتخار خودش می داند که نسبت به نظام بی تفاوت باشد اولاً چه برخوردی با دانشجوی انقلابی اش خواهد داشت و ثانیاً چه تفکری را به سایر شاگردانش القاء خواهد کرد!
چند سال قبل از طرف وزارت علوم برای تحقیق در دانشگاه تهران رفته بودم. با یکی از اساتید جانباز و یکی از دانشجویان دکتری در دو زمان متفاوت صحبت کردم. اتفاق نظر داشتند که در آن دانشکده -که نامش را نمیبرم- اساتیدی زمام کار را در دست دارند که اجازه نمیدهند در دوره دکتری دانشجویان حزب اللهی و انقلابی وارد شوند. گفتم: پس شما چطور آمدید؟ گفت: من تقیه کردم وگرنه نمی توانستم وارد شوم!
حتی مسائلی درباره اعتقادات رئیس گروه و برخی دیگر از اساتید شنیدم که دود از سرم بلند شد. از استادی شنیدم که در کلاس علناً حکم شرعی لواط را زیر سؤال می برد تا استادی که در کتابش صهیونیستها را به رسمیت شناخته و از آنها تعریف و تمجید کرده است!
پلان پنجم: وارد بازار میشویم. برخی تا می بینند یک خانواده متدین و مذهبی وارد فروشگاه شد رو ترش می کنند. برخی هم تا یک خانم بدحجاب وارد شود چنان توجهی به او میکنند که اصلاً گویی آن خانواده مذهبی حضور ندارند و توجهی به آنها نمی شود. حالا حتی اگر این مشکلات هم نباشد با یک مشکل بزرگتر مواجه خواهی شد. لباس مناسب برای اعضای یک خانواده مذهبی خصوصاً برای خانمها کمتر پیدا میشود.
انگار همه لباسها برای دیگران طراحی شده است. سبک طراحی لباسها بالاخص لباسهای زنانه به سمتی پیش رفته که هر روز بیش از روزقبل بی حیایی را ترویج میکند. لباسهای کوتاه، نازک، چسبان و... که متاسفانه کم کم در بین خانمهای چادری هم جایی برای خود باز کردهاند. یعنی خیلی از خانمهای چادری وقتی بادی بوزد و چادرشان کنار رود اصلاً پوشش مناسبی ندارند و گویی برای این لحظات برنامه ریزی نکردهاند و خیلی هم توجهی به آن نمی کنند.
این نوع برخوردها مخصوص محیطهای فوق نیست و در بسیاری از جاهای دیگر که ذکر آن در این مجال نمیگنجد وجود دارد. ما فقط برای نمونه به چند مورد اشاره اجمالی کردیم و قضاوت هم نمیکنيم. قضاوت باشد برای شما. بگویید بدانیم اینها مشکلشان با کیست؟ با چیست؟ با نظام مشکل دارند؟ با انقلاب سر جنگ دارند؟ مشکل، مومنین اند یا حجاب خانمها خاری شده در گلویشان!؟
منبع:هفته نامه یالثارات الحسین(ع)
پایگاه خبری انصارحزب الله:آغاز اجراي قاطع وسريع حدود الهي براي مصاديق محارب و مفسدفيالارض از سوي قوه قضائيه بحق ستودني وجاي دست مريزاد دارد و ادامه اين روند قطعا جامعه ما را مشمول بركات زيادي خواهد كرد چنانچه يكي از اين موارد، به قول سردار احمديمقدم کاهش ۱۰ الي۴۰ درصدي جرايم به دليل برخورد قاطع دستگاه قضايي بوده است.
اگر فرض اين نوشتار براين مبنا استوار باشد كه از اين پس اجراي حدود الهي در مورد مصاديق افساد فيالارض و محاربه با قاطعيت ادامه مييابد و نيز براساس الگوي فرمانده نيروي انتظامي شاهد كاهش چشمگير جرائم به عنوان معلول اين علت باشيم، سوال اين نوشتار نيز براين مبنا شكل ميگيرد كه آيا تسري اجراي حدود الهي به ساير حوزهها نميتواند علت كاهش جرائم مد نظر باشد.
يكي از اين حوزهها عفاف و حجاب است كه سالهاست شاهد زير پاگذاشتن حدود الهي از سوي برخی هنجارشکنان در آن بودهايم. بدحجابي كه امروز به بيحجابي و نيمهعرياني رسيده همان روندي است كه اتفاقا قانون مجازات اسلامي مرتكبين آن را مجرم قلمداد كرده و براي ايشان حد قرار داده است. اين مفاد قانوني است كه احتمالا بيشتر مسئولين تمايلي به بازخواني آن ندارند و اجراي آن به مصلحت نظام نمیدانند!
اما به نظر ميرسد بايد پاسخ اين فراريان از زير بار مسئوليت را با فرمايش معوقه ای از كلام معظم له در مراسم تنفيذ حکم رياست جمهوري و در تاريخ ۱۱ مرداد ماه سال ۱۳۸۰ داد كه اينچنين فرمودند: «يک جريان فساد هم فسادهاي اخلاقي و رواج منکرات است.
با اين هم بايد مقابله و مبارزه کرد. ما خوب ميدانيم، اين جزو تعاليم اسلام است که با زبان و تبيين بايد مردم را با فضايل اخلاقي آشنا کرد و از منکرات دور نگهداشت.
اين به جاي خود درست؛ اما با شيوع منکرات و با تظاهرِ به آن بايد مقابله کرد. اسلام مرتکبِ منکر را نصيحت و هدايت ميکند؛ اما حد هم براي او ميگذارد. با صِرف زبان و توصيه نميشود کاري کرد.
قدرت نظام بايد جلوِ سيرِ فحشا و فساد را بگيرد.
اجازه ندهيد که هوسهاي يک عدّه معدود و يک گروه کوچک و اندک در داخل جامعه، موجب اغواي ذهن و فکر دختر و پسر جوان و مرد و زن مؤمني شود که هيچ انگيزه فسادي ندارند. شما بايد جلوي آنگونه افراد را بگيريد. همه مسئولان بخشهاي مختلف کشور در اين زمينه مسئولند. اجازه ندهيد عدّهاي با تکيه به نام آزادي – که واقعاً بايد بر عنوان مظلوم آزادي گريست که چه سوء استفادههايي از اين نام ميشود ـ منکرات وفحشا و بيبندوباري را در جامعه رايج کنند.
عکسالعملِ آن اين است که عدّهاي به نظام بدبين شوند؛ مثل اوّل مشروطه.» پس به نظر ميرسد بايد از قوه قضائيه اين مطالبه را داشت تا براي كاهش جرائم در عرصه حجاب به اجراي حدود الهي بازگردد و با قاطعيت راه جريان فاسد حاكم بر كشور را سد كند.
پایگاه خبری انصارحزب الله: يكي از معضلات رايج در حوزه روابط اجتماعي عدم رعايت ضوابط و روابط خصوصي توسط زوجها و گسترش نمايش روابطي است كه قاعدتا بايد در خفا صورت بگيرد.
ممکن است مخاطبين محترم نيز به دفعات شاهد زوجي كه در معابر پنجه در پنجه و يا حتي بدتر! دست درگردن يکديگر و حتي باز هم بدتر!، همديگر را در آغوش گرفته و راه ميروند بوده اند.زوجيني كه با استناد به نسبت زن و شوهري خود، روابط كاملا خصوصيشان را در ملاء عام به نمايش ميگذارند!
اين عمل ناشايست و غير اخلاقي به غير از تهييج احساسات جوانان مجرد، پايه گذار اشاعه بيحيايي و بيغيرتي در جامعه نيز قلمداد ميشود. افراد كج فهم مرتكب چنين اعمالي، راه را براي دختران و پسران نامحرمي باز كردهاند كه داراي نسبت استنادي زوجين مذكور نبوده و تنها با استفاده از چنين فضاي مهيا شدهاي، آزادانه به ارتكاب روابط نامشروع در جلوي چشم مردم ميپردازند. پاركها در تابستان و فضاي گرم و متبوع واگنها و ايستگاههاي مترو در زمستان پذيراي افرادي از اين دست است كه حتي خيل انبوه افراد عبوري از كنار آنها نيز نميتواند آنها را از عمل ارتكابي زشتشان بازدارد.
اگر بخواهيم علت بروز اينگونه رفتار ناشايست راريشه يابي کنيم بايد در اولين وهله به عدم آموزش صحيح روابط زن و شوهري و احكام شرعي مربوط به آن اشاره كرد. اما به نظر ميرسد بيش از علت اول بايد حريمهاي شكسته شده از سوي فيلمهاي غربي پخش شده از ماهوارهها را در رواج اين بيحيايي موثر دانست.
امواج ماهواره كه اين روزها به لطف كاهلي و انفعال مسئولين امر و به خصوص نيروي انتظامي در دسترس همگان قرار دارد آنچنان ملغمهاي از بيحيايي ساخته و چنان موجي از بيعفتي را به راه انداخته كه حتي برخي مقيدين را نيز درامواج سهمگين خود بلعيده است.مرداني که نسل قبليشان از شدت غيرت به جاي نام كوچك همسرنام فرزند ذكور خود را براي صدا زدن او بهكار ميبردند حالا با ناموس خود در برابر چشم عموم دست به اعمالي ميزنند كه قلم از ذكر آن شرمسار است.
اين تنها يكي از ابعاد بيغيرتي اشاعه داده شده توسط امواج ماهوارههاست كه در حال تبديل به يك عرف زشت و غير شرعي است. درحالي كه حد روابط زشت ياد شده در مورد زوجين به دليل زندگي در زير يك سقف از خطوط قرمز جنسي عبور نميكند، هزاران شبكه مستهجن ماهوارهاي كه در حال اشاعه بدترين و كثيفترين نوع روابط جنسي هستند، چنان شهوات مخاطبين خود را به غليان آورده اند كه اين روزها شاهد فراتر رفتن دختران و پسران نامحرم گلاويز شده از خطوط قرمز روابط جنسي، حتي درواگنهاي مترو و در ميان انبوه مسافران درهم فشرده شده در برابر ديدگان همه هستيم!
بله اين يك واقعيت ديگر است ! كه در حال تبديل شدن به يك عرف ميباشد؛ عرفي كه با پيشتازي هر چه بيشتر در حيوانيت از سوي شبكههاي ماهوارهاي به دختران و پسران نامحرم و لاابالي اجازه ميدهد در سايه بيغيرتي برخي مسئولين هر غلطي بكنند.
بله! نمايش كثيف ياد شده همه روزه با بازي بيغيرتها و شياطين انس به كارگرداني ماهوارهها و نظارت نيروي انتظامي و قوه قضائيه و ساير مسئولين سيب زميني صفت عزيزمان در معابر عمومي براي همه به صورت رايگان در حال اجراست.
منبع:هفته نامه یالثارات الحسین(ع)
آغاز طرح تحويل تامين امنيت مرزها به بسيج
پایگاه خبری انصارحزب الله:چهارشنبه دوم اسفند ماه سال جاري ودر آستانه آغاز رزمايش پيامبر اعظم۸ سردار محمد پاكپور فرمانده نيروي زميني سپاه پاسدارن انقلاب اسلامي، سازماندهي دفاع مردمي كه براي ايجاد مقاومتهاي مختلف توسط نيروهاي بسيجي انجام ميشود را يكي از اهداف اين رزمايش خواند و گفت:«شهيد شوشتري مطالعات زيادي انجام دادند و درنهايت ما به اين نتيجه رسيديم که درجنوب شرق کشور و به منظور تامين امنيت از مردم منطقه استفاده کنيم. درهمين زمينه اکنون در کرمان، سيستان و بلوچستان وخراسان جنوبي دستههايي از مردم منطقه تشکيل شده که امنيت آنجا توسط همين واحدهاي مردمي تامين ميشود.قرارگاههاي سپاه در مناطق ياد شده صرفا پشتيباني کننده دستههاي مردمي هستند، مردم منطقه براي تامين امنيت خود با تمام قوا پاي کار آمدند و ما قرار است اين طرح را درشمال غرب کشور هم اجرا کنيم؛ به همين منظور پايگاههاي شهيد کاوه در اين مناطق با استفاده از مردم بومي تشکيل شده است و قرار است که اين طرح با قوت ادامه يافته و سال به سال آن را تقويت کند.»
نقش اول بسيج در مهار فتنه۸۸
به نظرمي رسدآنچه فرمانده نيروي زميني سپاه ازسازماندهي نيروهاي مردمي براي برعهده گرفتن وظيفه مرزباني خبر داد، نتيجه مثبتي است كه درصورت پايش امنيت درحوزههاي ديگري به غير ازمرزباني نيز مسئولين را به همان نتيجهاي برساند كه سردار شهيد شوشتري را رسانيد.
ايام فتنه پس ازانتخابات رياست جمهوري دهم يكي ازمقاطعي بود كه برحسب احساس نياز استفاده از نيروهاي بسيجي كاربردي شد.كاربردي كه۱۱دي ماه سال جاري سرلشكرسيد حسن فيروزآبادي رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح درباره آن گفته بود:«نقش مردم در دفع فتنه ۸۸ نقش اول بوده و بسيج شجره طيبه مردمي است كه در اين پيروزي نقش محوري ايفا كرد.»
گردان امام علي آماده جنگ و گريز شهري
به نظرمي رسد همين نقش آفريني موثر بسيج در فتنه ۸۸ بود كه دستمايه تشكيل گردانهاي امام علي عليهالسلام براي مقابله سازماندهي شده با تهديدات داخلي بود كه جمعه هفتم مهرماه سال جاري سردار جعفري فرمانده کل سپاه در اجتماع ۲۰ هزار نفري بسيجيان سپاه امام حسن مجتبي(ع) از سازماندهي بيش از ۱۰۰ گردان امنيتي بسيج به نام امام علي(ع) خبر داد وگفت:«اين گردانها به منظورمقابله با دشمنان داخلي انقلاب پيش بيني شدهاند و آماده برقراري امنيت جهت استمرار انقلاب اسلامي وحرکت به سمت پيشرفت آن نيز ميباشند. گردانهاي عاشورا بستر گردانهاي امام حسين(ع) و امام علي(ع) است و بيش از۴۰۰ گردان امام حسين(ع) امروز آماده مقابله با تهديدات نظامي دشمنان و جهاد در راه خدا در کنار رزمندگان نيروي زميني سپاه ميباشند.
هدف اصلي گردان امام علي(ع) کسب حداقل توان نظامي وامنيتي و دفاع از کوي و برزن ميباشد وگردانهاي عاشورا بيشترين نقش را در عرصه جنگ نرم ايفا ميکنند.گردانهاي بيت المقدس چکيدهاي از دستههاي رزمي بسيج در سطح و نواحي حوزهها است و سازماندهي بسيجيان در قالب ماموريتهاي مختلف آمادگيهاي آنان را در سطح قابل توجهي افزايش داده وآمادگيهاي بسيج به لحاظ کمي و کيفي هيچگاه بهاندازه امروز نبوده است.
هدف اصلي جنگ فرهنگي دشمن نيروهاي پيشرو انقلاب و بسيجيان و پاسداران است و براي ايفاي نقش در اين عرصه مهم ميزان آمادگيهاي بسيج با تشکيل بيش از۱۶۰هزارحلقه صالحين افزايش يافته تا بسيجيان هر چه بيشتر به سلاح ايمان و بصيرت مجهز شوند.
اين يك تکليف بردوش مدافعين انقلاب است ودر واقع افزايش مهارتها وتوان تخصصي بسيجيان در سازماني که سازماندهي شدهاند، تعميق معنويت و ايمانافزايي، عمق بخشيدن به بصيرت و بينشهاي سياسي و نيز عمل بموقع و انقلابي هربسيجي نسبت به تکاليف خود از جمله تکاليف مهم بسيجيان ميباشد.
بسيجيان امروز بايد تکاليف خود را بيش از گذشته بشناسند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در ابعاد سازماني به عنوان متولي بسيج، بستر سازي مناسبي را در راستاي مقابله با تهديدات در ابعاد مختلف ايجاد ميکند که مقابله با هر يک از تهديدات در ابعاد نظامي، امنيتي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي، عقيدتي نيازمند سازمان و ساز و کار متمايزي است که بحمدالله اين تفکيک درسازمان بسيج مستضعفين صورت گرفته است.»
آمادهباش بسيج براي مقابله با فتنه ۹۲
آمادگي وعده داده شده بسيج از سوي فرمانده سپاه پاسداران براي مواجهه تمام عيار با انواع تهديدات نكتهاي بود كه ۵ ماه بعد يعني دوم بهمن ماه سال جاري سردارعلي فضلي جانشين رئيس سازمان بسيج مستضعفين كه فرماندهي قرارگاه آمادگي رزمي امام هادي(ع)، وابسته به سازمان بسيج را با ماموريت افزايش کارآمدي گردانهاي عاشورا، الزهرا وگردانهاي واکنش سريع بيت المقدس برعهده دارد درباره آن با صراحت تاكيد كرد: «بسيج براي مقابله با هرگونه فتنه احتمالي بويژه درانتخابات سال ۹۲ درآمادگي کامل به سرميبرد وهيچ دغدغهاي براي مقابله با فتنه احتمالي انتخابات سال ۹۲ وجود ندارد.»
بسيج برقيمتها نظارت ميكند
اما بانيان فتنه اي كه سردار فضلي وعده مقابله با آن را داد، نتيجه بخش بودنش را به توفيق در موج سواري بر سونامي به راه افتاده كنوني در اقتصاد كشورمي دانند كه ناشي از ضعف مديريت مشكوك اقتصادي است ضعف يا تظاهر به ضعف و يا حتي احتمال عدم تمايل براي مهارگرانيهاي لجام گسيخته درحوزه اقتصاد، نقطه كور ديگري است كه متوليان را به فكر عملياتي ساختن وعده فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي براي وارد كردن نيروهاي بسيج به ميدان، انداخته است.
اين نكته اي است كه حجت الاسلام دكتر غلامرضا مصباحي مقدم نماينده ورئيس كميسيون برنامه وبودجه مجلس شوراي اسلامي ويكي ازحاضران درجلسات مشترك مجلس ودولت ۲۱بهمن ماه آن را اعلام كرد واز ورود بسيج براي كنترل بازار وقيمتها خبر داد وگفت:«با دولت در زمينه نظارت بر قيمتها به توافقاتي رسيديم که بسيج را وارد عمل کنيم تا در کنار وزارت صنعت معدن و تجارت کار نظارت بر قيمتها در کشور را اجرا کند.»
عفاف و حجاب، سنگر هميشه درتهديد
اما درحالي تشخيص عدم كنترل اوضاع اقتصادي از سوي دولت، تفكيك سازماني وعده داده شده ازسوي فرمانده سپاه را درآستانه ورود به مرحله عملياتي قرار داده است كه يكي ديگر از حوزههاي مشمول ضعف ارادي نظارت و بينظارتي عمدي دولت عرصه فرهنگ و به طور خاص عفاف وحجاب است كه به رغم تسلط بلند مدت وضعيت بحراني برآن، هنوز هيچ يك از نهادهاي مسئول را به اين نتيجه نرسانيده كه براي مهار وضعيت وخيم فعلي ميبايست بسيج وارد عرصه عمل شود.
ستادي كه هرگز گزارش نداد
هرچند جمعه ۱۷ تيرماه ۱۳۹۰ وميدان انقلاب زماني بود كه بسيج مستضعفين موجوديت ستادي با نام ترويج عفاف و حجاب توسط واحد خواهران اين نهاد را اعلام كرد. ستاد مردمنهادي كه به گفته دبير اجرايي آن قرار بود تا يكايك ۲۲۱بند قانون ترويج عفاف وحجاب را از تمامي دولتمردان، از شخص رئيسجمهور گرفته تا روساي سازمانها و ادارات وبه خصوص مديران مياني پيگيري كند و نتيجه اين پيگيري را يك سال بعد به مردم اعلام كند.اما امروز و با گذشت ۷ ماه از سررسيد وعده داده شده از سوي دبير اجرايي ستاد پيگيري قانون عفاف و حجاب نه اثري از اجراي قانون عفاف و حجاب از سوي دستگاهها ديده ميشود ونه گزارشي از عملكرد آن ستادبی عمل!
خلف وعده بسيج پس از تدارك!
خلف وعده ستاد تاسيسي سازمان بسيج درحالي بود كه حدود يك سال پيش ازآن در ۵ تيرماه ۱۳۸۹سردارنقدي فرمانده بسيج نيز گفته بود: «بسيج يک اقدام و برنامه گستردهاي را به صورت ايجابي براي ترويج حجاب و عفاف تدارک ديده است. مقدمات اين کار و برنامه ريزيهاي آن از چند ماه پيش در سطح کشور آغاز شده و راهاندازي شبکه بزرگي از خواهران آموزش ديده در برنامههاي اولويت دار امسال قرار دارد. مقدمات اين کار فراهم شده و ظرف هفتههاي آينده اين شبکه عمومي در شهرهاي مختلف به جريان ميافتد تا بسيج در کنار نيروي انتظامي بتواند با يک حرکت فرهنگي و عميق جلوي برخي بدحجابيها را بگيرد.»
استمداد رئيس پليس وگلايه معاون در جلسه هفتگي انصار حزبالله
خالي كردن مهم ترين گلوگاه ورودي دشمن توسط بسيج درحالي صورت گرفته کهسردار احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي روزجمعه ۱۵مهر۱۳۹۰ از تريبون نماز جمعه در دانشگاه تهران نياز نيروي انتظامي به كمك ديگر نهادها ومردم براي مهار وضعيت بحراني را اعلام كرده بود و گفته بود:«همه منتظر نيروي انتظامي هستند تا مثل سوپرمن وارد شود. البته نيروي انتظامي بايد حداکثر تلاش خود را انجام دهد. اما هر چقدر هم خود را تجهيز کند به تنهايي قادر به مقابله نخواهد بود.اگر دستگاههاي فرهنگي درحفظ ارزشها ونهادينه کردن آنها کمک نکنند، نيروي انتظامي به تنهايي نميتواند با ضدارزشها مقابله کند. بلکه ما تنها ميتوانيم نمودها را تا حدي کنترل کنيم.
البته اين وظيفه ما است.کار نيروي انتظامي براي جبران کمکاريها به ويژه در دولتهاي گذشته در بخش فرهنگ که به صورت تعمدي ترويج فرهنگ غربي را انجام ميدادند ساده نيست. در حال حاضر نيز بيشتر حرف زده ميشود و در قالب عمل سرعت مورد انتظار وجود ندارد يا اينکه متناسب با حجم هجوم فرهنگي دشمن نيست.» نداي استمداد سردار احمدي مقدم در حالي بود كه پس از او سردار بهمن كارگر معاون فرهنگي واجتماعي وقت نيروي انتظامي درجلسه هفتگي ۲۰ آذر۱۳۹۰ انصار حزبالله، از بسيج خواست كه به وظايفش درخصوص امربه معروف و نهي از منكر عمل كند و به نقل از سردار احمدي مقدم گفت:«چرا بسيج دستگاههاي امر به معروف را تعطيل كرده است؟»
حالا كه بسيج نميآيد ما ميآييم
اين مطالبه و گلايه اي بود كه پس از عدم پاسخگويي سازمان بسيج مستضعفين، امت حزبالله و نمازگزاران روز جمعه ۲۲ ارديبهشت ماه ۱۳۹۱ نيز آن را با شماره ۶۷۲ هفته نامه يالثارات مطرح واعلام كردند:«حالا كه نيروي انتظامي صراحتا گفته است که براي مهار وضعيت بيحجابي نياز به همكاري دارد و حالا كه نيروي بسيج با اين عِدّه و عُدّه در رفع اين حاجت نيروي انتظامي قدمي پيش نميگذارد بهترين راه حل عاجل آن است كه نيروهاي مردمي دغدغهمند با هماهنگي نيروي انتظامي و به منظور پايان دادن به اين روند شوم وارد ميدان شوند.
امروز زماني براي تلف کردن، در پيچ و خم بروکراتيک و خسته کننده سازمانهاي عريض و طويل باقي نمانده است. مردم متدين و رنج کشيده از فساد رو به رشد کنوني آمادهاند تا در راستاي عمل به اصل هشتم قانون اساسي و وصيتنامه امام راحلشان در چارچوب قانون به کمک نيروهاي انتظامي بشتابند.»
آب پاكي سردار
مطالبه عمومي از بسيج براي كمك به ناجا درحالي مطرح بود كه روز۳۱ خرداد ماه سال جاري سردار نقدي رئيس سازمان بسيج مستضعفين با ريختن آب پاكي روي دست ناجا پاسخ استمدادهاي گذشته فرمانده نيروي انتظامي را اينگونه داد:«بسيج وظيفه اجراي چنين طرحهايي را ندارد و وظيفه اش نصيحت دلسوزانه و آموزش است و اگر كسي ازحدود قانوني خارج شد اين مسئوليت نيروي انتظامي است كه به وظايف قانوني خود عمل كند.اگر درجايي نيروي انتظامي با كمبود نيرو مواجه شد و از بسيج درخواست همكاري كرد، موضوع را بررسي ميكنيم. بسيج تنها به عنوان يك حامي عمل ميكند و انجام وظايف قانوني توسط نيروي انتظامي مورد حمايت همه مردم است.»
بسيج نبايد حتي يك روز تاخير كند
شانه خالي كردن سردار نقدي از ورود به بحران بيحجابي درحالي رخ داد كه شماره ۶۷۸ يالثارات در هفتم مرداد ماه ۱۳۹۱ بارديگر برلزوم ورود بسيج به ميدان عمل وكمك به ناجا براي برخورد با بدحجابها و به سخره گيرندگان ارزشهاي اسلامي تاكيد كرد و مطالبات پيشين را مجددا از زبان حجت الاسلام سيد جلال الدين يحيي زاده اينگونه مطرح ساخت:«بسيج نيرويي عظيم است كه در اكثريت خانوادهها حداقل يك عضو دارد و در مقاطع مختلف اعم از جنگ تحميلي و فتنهها ثابت كرده كه ميتوان براي عقب راندن دشمن روي نيروهاي اين سازمان حساب ويژه اي باز نمود. اين درحالي است كه حضور بسيج در ساير عرصهها اعم از علم و فناوري نيز به روند پيشرفت، سرعت بالايي بخشيده است، بنابراين به نظر ميرسد سازمان بسيج مستضعفين بايد در زمينه برخورد با بيحجابي و بيعفتي تعارفات محاوره اي متداول را كنار بگذارد و به شكل رسمي از نيروي انتظامي مجوز ورود به صحنه عملي براي برخورد با متخلفين از قانون را بخواهد تا با گسترش حيطه نظارت و عمل، شاهد پيشرفت چشمگير در مهار وضعيت فعلي باشيم. بنابراين درخواست رسمي بسيج از نيروي انتظامي، يك امر ضروري محسوب ميشود كه حتي يك روز هم نبايد به تاخير بيفتد.»
باور كنيد موضوع حجاب هم امنيتي است!
خبرهاي مربوط به سازماندهي همه جانبه و قابل تقدير بسيج براي مقابله با همه تهديدات در مرزها گرفته تا بازار آشفته و هرج و مرج اقتصادي و فتنه احتمالي آينده در انتخابات يازدهم رياست جمهوري درحالي مخابره ميشود كه دكتر محمد صادق كوشكي استاد دانشگاه و تحليلگر سياسي نيز بر لزوم ورود بسيج به مسئله عفاف وحجاب در راس حوزههاي امنيتي ياد شده تاكيد دارد و به يالثارات ميگويد: «درحالي به بسيج به دليل تعلل در كمك به ناجا انتقاد وارد است كه اين نقد در ابعاد وسيع تري متوجه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است. سپاه نهادي انقلابي است كه وظيفه ذاتي آن حفاظت از نظام جمهوري اسلامي در برابر هر نوع تهاجم است. و در اين راستا سپاههاي استاني به طور ويژه براي مقابله با تهاجم در این جنگ نرم شكل گرفتند.
اين درحالي است كه امروز نوك پيكان جنگ نرم دشمن دراین جبهه ترويج بيحيايي و بيحجابي است. بنابراين سپاه بايد با تمام قدرت براساس وظيفه ذاتي خود براي دفاع از نظام و انقلاب براي كمك به نيروي انتظامي وارد عمل شود. امروز ودر شرايط آماده باش كامل بسيج براي مقابله با هر نوع تهديد امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران، اين سوال از برادران سپاه و بسيج مطرح است كه آيا امروز نقشه دشمنانهاي خطرناك تر از ترويج گسترده بيحجابي درجبهه گسترده جنگ نرم كه اسلاميت نظام را مورد هجمه و تهديد قرار داده وجود دارد ؟
امروز درحالي باخت در اين جنگ به نابودي نظام اسلامي از درون ختم ميشود كه بايد براي غلبه در اين جبهه همه بخشهاي سپاه و از جمله سازمان بسيج وارد عمل شوند. امداد سپاه و بسيج به ناجا يك بعد مسئله در بخش انتظامي است. اما بعد ديگري كه لزوم ورود تمام عيار سپاه و بسيج را توجيه ميكند بعد امنيتي مسئله است كه به واقع در حال تهديد كليت نظام اسلامي است.»
منبع:هفته نامه یالثارات الحسین(ع)
ناجا... برخورد... تشديد
پایگاه خبری انصارحزب الله - شنبه نهم شهريور ماه يک خبرتکراري با تيتر (تشديد برخورد با بدپوششان) روي خط اکثر پايگاههاي خبري رفته بود که به نقل از خبرنگار انتظامي ايسنا نوشته بودند:«مشاهدات خبرنگاران ايسنا از سطح شهر تهران حاکيست حضور گشتهاي ارشاد در پايتخت طي روزهاي گذشته به ميزان قابل توجهي افزايش يافته و برخورد با بدپوششان تشديد شده است.
حضور نيروهاي پليس پايتخت در اين مدت در ميادين و اطراف مراکز بزرگ خريد به ميزان قابل توجهي افزايش يافته است. اخبار دريافتي درعين حال از حضور پررنگ ماموران گشت ارشاد در مناطق تفرجي وتفريحي پايتخت همچون فرحزاد، دربند، درکه، لواسان و حتي توچال و برخورد با بدپوششان حکايت دارد.»
لفت و لعاب تراژدي
البته ظاهرا ناجا روز پنجشنبه هفته گذشته دوباره سري به برج ميلاد زده بوده و با هواداران «ساپورت پوش» خوانندهاي به نام «سالار عقيلي» برخورد کرده است.
حادثهاي تراژديک براي نسوان مکشفه و نيمه عريان که به دليل بازتاب پرلفتولعاب آن در شماره۲۷۶۵روزنامه اعتماد، خلاصه آن را به نقل از اين جريده بازتاب ميدهيم: «پنجشنبه ماموران نيروي انتظامي با حضور در برج ميلاد اقدام به دستگيري تعدادي از بازديد كنندگان كنسرت سالار عقيلي كردند. طبق آنچه سالار عقيلي در ميانههاي كنسرت گفته يكي از نزديكان او نيز در ميان بازداشت شدگان بوده است. پليس دليل اين برخورد خود را مبارزه با «بدحجابي» اعلام كرده است.گزارشها حاكي از آن است كه همچنان برخورد «سليقهاي» در اين موضوع ادامه دارد.»
اعتراض سالارخان!
اعتماد در ادامه به واقعه مشابهي در هنگام برگزاري كنسرت «بابك جهانبخش» اشاره ميکند که تعدادي از تماشاگران در خلال آن بازداشت شده اند و درباره «فاجعه پنجشنبه شب» اين طور سخنپراکنی میکند: «بخش اول كنسرت سالار عقيلي بدون هيچ حاشيهاي روي صحنه رفت اما از آنجا كه از ورود تعدادي از مخاطبان خانم به دليل پوشش نامناسب ممانعت شده بود، يكي از حاضران در بخش دوم كنسرت به نشان اعتراض از جاي خود بلند شد وخطاب به سالار عقيلي گفت: آقاي عقيلي ما امشب آمده بوديم تا از موسيقي لذت ببريم اما متاسفانه افرادي در بيرون اين در ايستاده اند كه با مردم برخورد نامناسب دارند. سالار عقيلي پس از چند دقيقه گفت: بسيار متاسفم كه امشب در اينجا چنين اتفاقاتي رخ داده است. ۲۰ دقيقه پيش از شروع كنسرت هم به من خبر دادند كه براي يكي از نزديكانم چنين اتفاقي افتاده است.»
برنامه روحاني و سخن سردار
روزنامه اعتماد بعد از اين مرثيه سرايي درباره شبي که به کام گروه «مکش مرگ من» تلخ شده سخنان رئيسجمهور يازدهم را يادآوري ميکند ومي نويسد: «تشديد» برخورد با «بدحجابي» بعد ازانتخابات در حالي اتفاق ميافتد كه دكتر حسن روحاني درباره حجاب وگشت ارشاد در برنامههاي رياستجمهوري خود ميگويد: «بايد در دنياي فرهنگ، مسائل را از طريق فرهنگي وبا ابزار فرهنگي حل كنيم. نميشود با نيروي پليس مشكلات فرهنگي را حل كرد.»
«اعتماد» طعنهاي هم به سردار احمديمقدم فرمانده نيروي انتظامي زده و بخشي از سخنانش در روز ۲۱ مردادماه (روز بزرگداشت خبرنگار) را به ياد او آورده که گفته بود: «آقاي روحاني با يك خط و مشي راي آورد، بالاخره مردم به ايشان راي دادند. ما بايد پيام اين انتخاب را بگيريم.»
واژگان کليدي
پس از اين واقع نگاري تراژديک ميتوان واژگان کليدي اين گزارش را به اين شرح فهرست کرد و درباره آن به تفسير و توضيح پرداخت: «بدحجابي»، «بدپوششي»، «برخورد»، «تشديد»، «بازداشت»، «دستگير»
بيشينه و کمينه در بيحجابي
بدحجابي: اساسا بايد گفت اگر اين واژه درباره کيفيت حجاب اسلامي به کار برده ميشود، کاملا غلط و بيمسماست، چون: از نظر اسلام يک زن يا حجاب شرعي دارد يا ندارد! بنابراين زن يا حجاب اسلامي را رعايت کرده ويا اينکه بيحجاب است! اما اين مسئله که يک زن کمتر بيحجاب است يا بيشتر، يک متغير وابسته به مد روز، البسه تبليغي در ماهوارهها، حياي آن زن و غيرت پدر و برادر و شوهرش است.
نمونههاي جديد بد پوششي!
بدپوششي: واژه جالبي است که بايد کيفيت کاربرد آن را از کاربرانش پرسيد! که اساسا منظورشان از «پوشش بد» چيست؟ مانتوي آستين کوتاه تا بالاي آرنج؟ مانتوي کوتاه تا بالاي باسن؟ ساپورت؟ ساپورت بدننما؟ اگر اين نمونهها در فهرست پوششهاي بد قرار دارد بايد يک نمونه جديد پرتکرار را نيز از آرشيو مشاهدات عيني در معابر به اين فهرست اضافه کنيم تا به روز شود (هرچند تا موقع انتشار حتما پيشرفت خواهد داشت): «اخيرا برخي «زنان ساپورتي» مانتوهايي بدون دکمه ميپوشند که هم آستينش کوتاه است هم قدش ! که نتیجه آن مواجهه مردم کوچه و بازار با زنی تقریبا عریان در ناحیه پایین تنه است!
اما نکته بعدي پوشش بالاتنه زير مانتو است (که باز هم با عرض معذرت) بالاي ناف قرار گرفته و يک نگين براق هم محل مربوطه را براي تماشاگران در کوچه و بازار مزين کرده است!!!»
*خيلي زشت و وقيحانه بود نه! اما اين صحنهها به کرات در معابر ديده ميشوند! پس از آنجا که قطعا بعد از انتشار اين مطالب توسط برخي افراد، به اشاعه فحشا متهم خواهيم شد توصيه ميشود پيش از ايراد اتهام، سري به مراکز خريد و تفريحي بزنند تا از کيفيت بد پوششي در معابر که لحظه به لحظه توسط مغازهها به نيابت از ماهوارهها «به روز» ميشود باخبر شوند. لازم به يادآوري نيست کمتر از ۶ ماه پيش که تصاوير زنان ساپورتپوش به عنوان هشدار در يالثارات منتشر شد نيز همين ادعا مطرح بود و موارد پيش ازآن...
برخوردها!
برخورد: کاربران اين واژه در گزارشها بايد توضيح دهند چه چيزي به چه چيز ديگري برخورد کرده؟
۱- آيا يک سيلي از سوي مامور ناجا به صورت شوهر یا پدر بيغيرت زن بيحجاب برخورد کرده؟
۲- آيا ۷۴ ضربه شلاق مندرج در ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامي براي بيحجابها به پشت ايشان برخورد کرده است؟
۳- آيا به غيرت شوهر، پدر و برادر زناني که به عنوان بيحجاب و عریان مورد خطاب قرار گرفته اند برخورده؟
برخورد صورت گرفته اما با «تريج قبا»
پاسخ سوال اول قطعا خير است، «معاذالله» اگر ماموران ناجا به يک زن نيمه عريان مفسدهبرانگيز وشوهر و برادر و پدر بيغيرتش کمتر از گل گفته باشند وگرنه تا حالا رسانههاي حامي ايشان دنيا را «کن فيکون» کرده بودند.
پاسخ سوال دوم هم به طريق اولي خيراست! پس رافت اسلامي کجا رفته؟تکليف کار فرهنگي چه ميشود؟ اصلا جواب «احمد شهيد» را چه کسي ميخواهد بدهد؟ مگر هوس کردهايد مثل سوريه در ايران هم مداخله بشر دوستانه بکنند؟
جواب سوال سوم نيز مطمئناً منفي است. چون پدر و برادر وشوهر زنان بيحجاب اصلا غيرتي ندارند که بخواهد به آن بربخورد نشانهاش هم اينکه «فرداي برخورد» همان زن را با يک درجه پيشرفت در بيحجابي در معابر ملاحظه ميکنيد که دست در دست شوهرش، از «شدت برخورد» به ريش همه ميخندد.
تبصره: البته حتما برخورد به يک چيزهايي صورت گرفته که رسانهها ميگويند! مثلا «تريج قباي» آن زن بيحجاب در کنسرت سالار عقيلي يا خود سالار عقيلي! و يا خبرنگار روزنامه اعتماد و رسانههای مدافع حقوق بیحجابها.
تشديد، بازداشت، دستگير
تشديد: چون اين واژه پیشاپیش «برخورد» در اين گزارش به کار برده شده پس ميتوان منظور کاربران آن را اين طور تفسير کرد: «شديدا به تريج قباي بيحجابها و صاحب مجلس بزم پنجشنبه شب برخورده»
بازداشت و دستگير: در واقع اين دو واژه مترادف را بايد در يک رديف تعبير و تفسير کرد. اصولا کسي را دستگير ميکنند که مرتکب جرمي شده است، مجرم پس از دستگيري به دادسرا هدايت ميشود تا وفق قانون مجازات شود.ضمن اينکه «بيحجابي» و«عرياني» يا به تعبير گزارشها، «بدحجابي» و «بدپوششي» در قانون مجازات اسلامي داراي رديف مجرمانه هستند که در واقع اگر به طور کامل اجرا شود ميتوان گفت تنها واژگاني هستند که بجا و درست در گزارش مورد نظر به کار رفتهاند.(۱)
کسي يادش هست چند بار برخورد با بدحجابي تشديد شده؟!
پس از اين سوالات وتعابير و تفاسير به نظر ميرسد بعيد است کسي يادش باشد اين چندمين بار است که خبر «تشديد برخورد با بدحجابي و بدپوششي» را ميشنود، يک خبر واگرحزباللهيها بعد از نماز جمعه تظاهرات کرده باشند چند گزارش تصويري براي چند روز در خبرگزاريها همه دامنه آن چيزي است که از آن با عنوان «تشديد برخورد» ياد ميشود.
شما را به حضرت عباس قسم ولمان کنيد!
کاربرد واژه تشديد «برخورد با بدحجابي و بد پوششي» آنقدر آن را مستهلک کرده که وادارمان ميکند حرفهايگري در مطبوعات را کنار بگذاريم وبنويسيم: «شما را به حضرت عباس قسم ولمان کنيد! کدام برخورد؟ کدام تشديد؟» غيرت و حيا همراه با يک ليوان آب خورده شده و وضع خيابانها و معابر به مرحلهاي رسيده که «طاير قدس» هم با هزار ذکر استغفرالله سالم به منزل نميرسد! زماني بود حزب اللهيها براي فرار از تيرهاي شيطان چشم به زمين ميدوختند اما حالا حق دارند فقط نوک کفشهايشان را نگاه کنند، چون «۳۰سانت» بالاتر بايد ساقهاي يک زن بيحيا را نگاه کنند که آزادانه «شلنگ تخته» ميزند.
آقاي احمديمقدم! کجا فرياد بزنيم؟ آيا خيابانهاي ام القراي جهان اسلام، معابر منهتن و نيويورک است که «نعوذ بالله» تا «ناف زينت کرده» زن اجنبي در معرض ديد نامحرمان قرار داشته باشد؟ امت حزبالله به کجا پناه ببرد از ديوثي (۲) و بيغيرتي و بيناموسي و بيمسئوليتي؟
به اميد کدام دستگاه و وزير؟!
رسانهها از تشديد برخورد با بدحجابي وبد پوششي گزارش تهيه ميکنند و به نقل ازحسن روحاني بالاي منبر ميروند که:«بايد در دنياي فرهنگ، مسائل را از طريق فرهنگي وبا ابزار فرهنگي حل كنيم. نميشود با نيروي پليس مشكلات فرهنگي را حل كرد.»
کسي پاسخ دهد!...۳۴ سال از عمر انقلاب اسلامي با ماهيت فرهنگي ميگذرد! مدعيان کار فرهنگي چه غلطي ميکردند که حالا زنان متشبه به فاحشهها بر معابر مفروش به خون بيش از ۳۰۰هزار شهيد جلوه ميفروشند؟! دستگاههاي فرهنگي از وزارت ارشاد و رسانه ملي که خود مستحق تعزيرند! کي وکجا بايد با ابزار و فرهنگ به ميدان بيايند؟
در حالي که به گفته کارشناسان استاندارد برنامههاي توليدي ماهواره به «عاديسازي زنا با محارم» رسيده و در حالي که توليدات داخل نيز روز به روز پس ميروند تا به قول خودشان مخاطب را حفظ کنند، از کدام ابزار فرهنگي انتظار حل مسائل فرهنگي را داريد؟
نکند پس از فضاحتآفرينيهاي وزارت ارشاد در دولت نهم و دهم در انتظار بهبود وضعيت فرهنگ در دولت يازدهم با تصدي وزيري هستيد که اميدوار است ادامهدهنده خوبي براي راهي باشد که خاتمي آن را شروع کرد؟(۳)
سردار! دست بردار
قطعا منظور سردار احمديمقدم در روز۲۱ مرداد ماه از اداي اين جمله که «آقاي روحاني با يك خط ومشي راي آورد، بالاخره مردم به ايشان راي دادند. ما بايد پيام اين انتخاب را بگيريم.» آن چيزي نبوده که روزنامه اعتماد وامثال آن تفسير کردهاند. اما گره زدن اين جمله در آن جريده به گزارش «تشديد برخورد با بد پوششي» به مثابه گوشزد و يادآوري به رئيس پليس کشور بر پايه اين مفهوم است که: «سردار احمديمقدم ! پيام راي به حسن روحاني يعني تعطيل کار قهري و برخورد مجرمانه با هرزهگردان بيحيا»
اما کلام آخر!
۱- اگر بيحجابي و عرياني جرم است که جرم است، رفع آن نيازمند برخورد قهري قانونمند پيوسته است نه مانورهاي مقطعی رافع تکليف.
تبصره: ممکن است روابط عمومی ناجا جوابیه بدهد که کار گشت ارشاد مقطعی نیست و آمار درست هم بدهد ، اما این شهر دنگال وکلان شهرهای دیگر چند میدان و خیابان اصلی و ... دارد؟ همانطور که مشاهدات ایسنا خبر تشدید برخورد می دهد ، خبرنگاران یالثارات هم می گویند شهر برای بی حجابها و عریان ها درامن و امان است. آیا حجم کار با عمق فاجعه تناسبی دارد؟
۲- زنان ساپورتپوش و عريان، وضعيتي ندارند که با تذکر نرم وکار فرهنگي قابل اصلاح باشند، ضمن اينکه فعلا هيچ دستگاهي چنين کاري را انجام نميدهد وناجا هم نميتواند مدعي انجام آن باشد چون وظيفه اين ارگان، برخورد قهري است.
۳- نميتوان زمان دقيقي براي پايان عمليات محيرالعقول تشديد برخورد با بدحجابي و بدپوششي تعيين کرد اما همه ميدانيم که طبق تجربه دوامي نخواهد داشت و دليل اين عدم پيوستگي چيزي جز ضعف ناجا در حوزههاي مختلف عملياتي اعم از کمبود نيروي آموزش ديده و... والبته فشارهاي وارده از بالاو پايين نيست.
۴- پس باید واقعيت را پذیرفت و به کساني تفويض اختيار کرد که برای برخورد قانونی با منکرات داراي انگيزه هستند، آموزش دیدهاند و حرفهاي «صد من يک غاز» رسانهها تاثيري بر عملکرد آنان نخواهد گذاشت.
از اینجای کار به بعد متوجه سردار معزز اسلام نقدی است تا ظرفيت نيروهاي آمر به معروف و ناهي از منکر بسيج را که به حلقههاي ناکارآمد صالحين منحصر شده اند آزاد کند و به ندای هل من ناصر ناجا لبیک بگوید.
برای جمع کردن این افتضاح نيازي به احياء نهادهايي چون کميتههاي انقلاب اسلامي يا واگذاري مسئوليت به سپاه پاسداران نيست! نيروهاي مردمي آمادهاند و قادرند تا درچارچوب قانون به اين وضع لجام گسيخته پايان دهند تا مسئولین بیمسئولیت نعمت انقلاب اسلامی وخون شهدا را به باد فنا ندادهاند.
پينوشت:
۱- ماده ۶۳۸:هركس علنا در انظار و اماكن عمومي ومعابرتظاهر به عمل حرامي نمايد علاوه بر كيفر عمل، به حبس ازده روز تا دو ماه يا تا (۷۴) ضربه شلاق محكوم ميگردد ودر صورتي كه مرتكب عملي شود كه نفس آن عمل داراي كيفر نميباشد ولي عفت عمومي را جريحهدار نمايد فقط به حبس از ده روز تا دو ماه يا تا (۷۴) ضربه شلاق محكوم خواهد شد.
تبصره - زناني كه بدون حجاب شرعي در معابر و انظار عمومي ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه ويا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ريال جزاي نقدي محكوم خواهند شد.
بند ب ماده ۶۳۹: كسي كه مردم را به فساد يا فحشا تشويق نموده يا موجبات آن را فراهم نمايد به حبس از يك تا ده سال محكوم ميشود.
۲- قال رسولالله صلالله عليه و آله: الْمُتَغَافِلُ عَنْ زَوْجَتِهِ َ هُوَ الدَّيوثُ: کسي که از همسرخود غافل است ديوث است: مستدرك الوسائل ج ۱۴ ص ۲۹۱
۳- شنبه۹شهريور: علي جنتي وزير ارشاد در آيين افتتاح استوديوي موزه موسيقي:«اميدوارم ادامهدهنده خوبي براي راهي باشيم که آقاي خاتمي آن را شروع کرد و قبل از اينکه راي اعتماد بگيرم، از نظرهاي ايشان استفاده کردهام.»
متن ذیل قابل توجه کسانی است که مغرضانه در راستای لگد مال کردن ارزشهای اسلامی و انسانی گام برمی دارند تا بدانند حتی نا مسلمان ها هم گشت ارشاد دارند.
در ایالتهای مختلف آمریکا اگرچه قوانین مختلفی در خصوص وضعیت پوشش وجود دارد اما زنان و مردان در تمام ایالتهای این کشور موظف هستند در هنگام اختلاط با جنس مخالف برای ساعات طولانی (مثلاً در محیط کار یا کالجها)، سطح خاصی از پوشش را رعایت کنند. سقف رعایت این پوشش در هنگام حضور جنس مخالف توسط قوانین هر ایالت مشخص میشود و موارد خروج از آن با برخورد قاطع پلیس مواجه میشود.!
در بخش دیگری از قوانین کشور آمریکا پوشیدن شلوار بگ (گشاد) در تعداد زیادی از ایالتهای آمریکا برای زنان و به خصوص برای پسران و مردان ممنوع است. و همینطور در ایالت کنتاکی لایحه ای پیشنهاد شده است که به موجب آن پوشیدن شلوار از زیر کمر توسط مردان، موجب دستگیری و ۱۰۰۰ دلار جریمه است. با این حساب، اگر برخی مردان ایرانی در اروپا باشند، روزانه هزار دلار جریمه می دهند!
مثال دیگر این است که پوشیدن لباسهای کوتاه و بدن نما در جنوب ایتالیا ممنوع است. همچنین مسوولان یک شهر ساحلی ایتالیا پوشیدن دامن کوتاه و لباسهای بدن نما را در این شهر ممنوع کردهاند. این برنامه برای بهبود وضعیتی است که شهردار این شهر ساحلی آن را استاندارد «نجابت عمومی» نامیده است.
شهر «کاستلا ماری دی استابیا» در جنوب ناپل، تازهترین شهر ایتالیاست که از اختیارات جدید برای مقابله با رفتارهای ضد اجتماعی استفاده میکند.
شهردار این شهر ساحلی گفته: «این مقررات باعث بازگشت ادب شهری میشود و همزیستی مدنی را آسانتر میکند.»
در کره هم مثل خیلی از کشورهای جهان قوانین مهم و لازمالاجرایی برای پوشش وجود دارد. بر اساس یکی از این قوانین، زنان مکلف هستند که در طول ساعات کاری شلوار بپوشند و استفاده از دامن برای آنها در هنگام حضور در سازمانهای اداری ممنوع است.
کانادا هم به عنوان یکی از مهاجرپذیرترین کشورهای جهان یک قانون کلی در زمینه پوشش دارد که تمامی افراد حاضر در این کشور موظف به رعایت آن هستند. طبق این قانون هرگونه برهنگی در بدن که توهین به اعتقادات و قوانین کشور کانادا باشد و مغایر با امنیت عمومی باشد غیر قانونی است و با آن برخورد میشود.
مصادیق توهین و مغایر بودن برهنگی با امنیت عمومی نیز مشخص و به تمامی پایگاه های پلیس در کشور کانادا ابلاغ شده است.
در ایالت پنسیلوانیای آمریکا نیز زنان طبق قانون حق آرایش غلیظ را ندارند. در واقع آرایش آنها نباید در حدّی باشد که توسط مأموران پلیس، غلیظ و زننده تشخیص داده شود وگرنه با برخورد پلیس مواجه شده و مجبور به پرداخت جریمه و یا تحمل زندان خواهند بود و همینطور در کلورادو نیز زنان حق پوشیدن لباسهای زننده را ندارند و پلیس در صورت مشاهده مصادیق زنندگی، با آنها برخورد میکند.
مدارس انگلیس نیز به تازگی با ابراز نگرانی از شرایط پوشش، دانشآموزان دختر را از پوشیدن دامنهای کوتاه منع کرد. طبق قوانین جدید پوشیدن دامنهایی شش سانت بالای زانو در مدارس ممنوع است و دانشآموزانی که از این قانون سرپیچی کنند، مجبور به پوشیدن شلوار هستند.
بر اساس قوانین کشور امارات متحده عربی نیز، برهنگی در سواحل آزاد این کشور و یا پوشیدن هرگونه لباسی که توهین به مقررات این کشور تلقی شود غیر قانونی است و با آن برخورد میشود.
در بین این قوانین نکته جالبی نیز وجود دارد و آن توجه پلیس به فضاهای داخلی خودروها است.
در واقع در قوانین تمام کشورها اینطور لحاظ شده است که خودرو اگرچه محیط شخصی است اما سرنشینان آن حق انجام هر کار غیر اخلاقی و یا مغایر با امنیت اخلاقی آن کشورها را ندارند.
برای مثال طبق قوانین شهر نیویورک، هیچکس حق ندارد در خودروی خود برهنه شود. این کار در شهر نیویورک با تذکر پلیس مواجه میشود و جریمه آن نیز ۱۰۰ دلار و یا گذراندن ۹۰ روز در زندان است.
زني با «لباس شنا» در صحن مجلس
پایگاه خبری انصارحزب الله - تصوير بيکيفيتي که مخاطبان يالثارات در اين گزارش از مجلس شوراي اسلامي ملاحظه ميکنند روز پنجم آذرماه توسط «علي قنبرلو» براي هفتهنامه يالثارات ارسال شده است.
اين تصاوير مربوط به جلسه اعضاي کميسيون اجتماعي مجلس است که در روز مذکور به مناسبت هفته بسيج و با حضور تعداد ديگري از نمايندگان در محل کميسيون تلفيق برقرار شده و نمايندگان محترم مردم ميزبان آزادگان، خانوادههاي شهدا، ايثارگران و دبيران تشکلهاي ايثارگري بودهاند.
البته همانطور که از نظر خوانندگان محترم ميگذرد سوژه اين عکس مربوط به جلسه مذکور نيست بلکه در ارتباط با يک زن است که به قول آقاي قرائتي با «لباس شنا» وارد صحن مجلس شوراي اسلامي شده و جولان ميدهد!
شهادت عکاس
عکاس مذکور در توضيح اين عکس شهادت ميدهد که با چشمان «از تعجب گرد شده» خودش ديده که اين زن «شبهعريان» قدمزنان و با خيال راحت وارد مجلس شده و عکاس بيچاره نيز تنها توانسته چند فريم عکس از اين صحنهها تهيه و براي رويت به اين هفتهنامه ارسال کند.
اگر بخواهيم براساس این صحنه به دنبال جمله مناسبي برای توصیف وضعیت حاکم بر مجلس شورای اسلامی بگرديم ضرب المثل «شير تو شير» به ذهن متبادر می شود.
همچنین براين اساس اصطلاحا در وصف شرايط جايي که قانون را با جمله سوالي «سيخي چند» ارزيابي ميکنند ميگويند «هرکی هرکی».
هزار تا چيز درست
البته ادله موجهي براي تعيين اين توصيف از سوي يالثارات وجود دارد که قابل توضيح است.درست است که حزباللهيها به ديدن زنان عريان و مکشفه که بدون حضور نيروي انتظامي در کوي و برزن جولان ميدهند عادت کردهاند. درست است که سالهاست مردم از اجراي تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامي قطع اميد کردهاند و هزار تا چيز نااميد کننده درست ديگر...
اما آقاجان ! قبول کنيد ديدن يک «مجسمه فسق متحرک» ، آن هم با «ساپورت سفيد» در داخل دژ قانونگذاري مملکت، آن هم در جلسهاي با حضور خانوادهاي معزز آزادگان، شهدا و ايثارگران خيلي زور دارد!
البته بيرون اين «دژ» خيلي وقت است که شرايط «شیر– تو– شیر» حکمفرماست که براي اين ادعا نيز ادله محکمهپسندي وجود دارد.
وعده يک مجله سکس در ايران
۱۵ آبانماه سال جاري «اف اس اچ ان» که طبق اعلام خودش يک مجله «فشن»، «مُد» و «سکسي» است و در آمريکا نيز منتشر ميشود اعلام کرده بود که براي اولين بار شمارهاي را به «مُد» در ايران اختصاص خواهد داد.
اين مجله وعده داده بود که عکسهاي يک عکاس به نام «افرا پورداد»، که در «برکلي کاليفرنيا» زندگي ميکند را منتشر خواهد کرد که به صورت اختصاصي براي اين نشريه گرفته شدهاند.
«اليزابت تيريوت»، ناشر مجله «اف اس اچ ان » نيز گفته بود در اين «شماره ويژه» عکسهايي چاپ ميشود که تهيه کننده آن «بااستعداد و فوق العاده شجاع» است.
او همچنين وعده داده بود: «اين مجموعه به «پشت پرده آهني» نگاهي مياندازد تا فرهنگ و تناقضات روزمره حاکم بر ايران را به نمايش بگذارد».
خيلي جالب است بنا به گفته دستاندرکاران انتشار اين مجله، ١٠ طراح، عکاس، مانکن، هنرمندان آرايش صورت و مو و دستياران آنها در اين پروژه در داخل ايران فعال بودهاند!
«خَرتان به چند من؟!»
البته اين نشريه آذرماه سال جاري به وعده خودش عمل کرد. دوماهنامه «افاساچان»چاپ سانفرانسيسکو در شماره آذر و دي ماه خود در مقالهاي با نام «نمايش چهره ديگري از تهران»براي نخستين بار بخش ويژهاي را به مد و طراحي لباس در ايران اختصاص داد و به گفته خودش «نگاه دزدانهاي به پشت پرده آهنين انداخته» تا تصاويري از «فرهنگ و تضادهاي روزمره در ايران» را به نمايش بگذارد. واقعا خيلي جالب است!
«پورداد» همان عکاس ايراني- کانادايي مقيم سانفرانسيسکو که ذکرش رفت از دختري به نام «شبنم مولوي» در جاي شلوغي مثل بازار تجريش و يک جاي دنج مثل خانه منوچهري در کاشان عکس گرفته و هيچکس به اين دو نفر و تيم ۱۰ نفرهشان نگفته است که «خَرتان به چند من؟!» و يا يک سوال اساسي که «شما اصلا داريد چه غلطي ميکنيد؟!»
لباسهاي طراحي شدهاي که دخترک بزک کرده پوشيده (يعني همان سوژه) در يک خراب شدهاي به نام «مزون زرير» طراحي شده که البته نمونه آن را زياد در کوچه و خيابان ميبينيد.
البته از آنچه گفته شد جالبتر هم وجود دارد. دوماهنامه «افاساچان» عکاس مورد نظرش را در ايران استخدام نکرده بلکه اين شازده «دورگه» براي تهيه عکسهايش زحمت کشيده و به ايران قدم رنجه کرده است!
حاصل شجاعت و برنامهريزي!
اين بابا بعد از خلق اين شاهکار که واقعا دست مريزاد دارد به راديوي آمريکايي «انپيآر» گفته است: «براي گرفتن عکس مجوزي دريافت نکرده بوده و در ابتدا کمي هم نگران بوده است.»
عکاسباشي شجاع همچنين گفته زماني که وارد بازار(تجريش) شده از اين که در اين مکان قرار دارد و از کاري که داشته انجام ميداده معذب بوده اما بعد از چند دقيقه فکر کرده اين کاري است که دارد انجام ميدهد و اين فرصتي است که دست داده و وقتي براي ترسيدن و نگران بودن ندارد!
البته «گوتَم گوسوامي»سردبير اين مجله هم درباره اين عمليات «محيرالعقول» گفته است: «من و «افرا» در مورد اين پروژه پيش از سفرش صحبت کرديم و آنچه امروز در مجله ميبينيد حاصل برنامهريزي و شجاعت تمامي افرادي است که در توليد اين محتوا نقش داشتند.»
شجاع نه؛ «پيزوري»!
قطعا اگر سردبير و ناشر اين مجله کذايي گزارش يالثارات را ببينند نظرشان راجع به شجاعت عکاسشان عوض خواهد شد و به جاي شجاع و با استعداد لقب «پيزوري» به وي خواهند داد. چون براساس آنچه ما ميبينيم منعي براي کار امثال اين عکاس وجود ندارد کما اينکه براساس رصد يالثارات حداقل ۳۰ مزون طراحي لباس نه در آمريکا بلکه در داخل کشور با آسودگي از مانکنهاي خود به همين شيوه در معابر تصويربرداري ميکنند، منتشر ميکنند، کاسبي ميکنند و کسي هم کاري به کارشان ندارد.
کسي چه ميداند، احتمالا اين تيم ۱۰ نفره اگر زحمتي به خودشان ميدادند ميتوانستند به جاي بازار در صحن علني مجلس هم از سوژه خود تصويربرداري کنند که خيلي هم باکلاستر بود!
قاتلاني که ديگر نميترسند!
اگر دقت کرده باشيد در متن فوق دو گزارش مجزا از هم را مطالعه کرديد که موضوعات متفاوتي را شامل ميشد اما هر دو آن القاء کننده يک واقعيت تلخ و نگران کننده و زشت و... درباره فضاي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران بود:«بيحجابها و قاتلان فرهنگ از جولان علني نميترسند» اين واقعيت نگرانکننده تر خواهد شد وقتي بدانيد علاوه بر زنان شبه عرياني که آزادانه در معابر جولان ميدهند، دهها مزون طراحي لباس با ويژگيهايي که در خيابانها ميبينيد، آزادانه و به همان روش نشريه آمريکايي مشغول فعاليت گسترده و فشرده در سطح کشور بوده و حاصل تلاش خود را به شکل مد جديد لباس در فضاي مجازي منتشر ميکنند.
هرچند پرداختن به اين سوژه، موضوع يک گزارش مفصل جداگانه خواهد بود که يالثارات براي پرهيز از اشاعه فحشا از نشر آن معذور است. اما چيزي که يک هفتهنامه در رصد خود به آن دست مييابد از ديد ناجا و زير مجموعههاي آن مخفي نيست. مزونهاي فعال با نامهاي تجاري ثبت شده، البسه توليدي خود را تن مانکنهاي حرفهاي استخدام شده ميکنند، از آنها در معابر عمومي به شکل حرفهاي عکس ميگيرند و با خيالي آسوده آن را عرضه ميکنند.
تصاوير موجود از حاصل کار اين طراحان لباس مويد اين واقعيت است که کار اين گروهها قطعا توسط يک تيم حرفهاي نظير آنچه مجله «اف اس اچ ان » آمريکايي بهکار گرفته است انجام ميشود که کشف و جلوگيري از آنان به واسطه انتشار نام تجاري و محل کسب آنان توسط خود اين گروهها کار سختي نيست.
مسئولان دنده پهن واحکام اسلام
اما آنچه شاهد آن هستيم مسئولاني هستند با «دندههاي پهن!» کساني که در يک نمونه علني شده، زني با وضعيت موجود در تصاوير اين گزارش را به مجلس شوراي اسلامي راه ميدهند و از او پذيرايي هم ميکنند. حالا ما انتظار داريم که ناجا از فعاليت علني ونه مخفي مروجان «مُد» جلوگيري کند.
آن هم مدي که به قول «کاظم جلالي» رئيس مرکز پژوهشهاي مجلس در يکي از جلسات درسي که نگارنده در آن حاضر بود، مخصوص زنان فاحشه اروپا در زماني است که براي رفتن به محل کار خود از آن استفاده ميکنند!
بنابراين اگر منصف باشيد با استناد به اين گزارش به عنواني مشتي از خروار خواهيد پذيرفت که وصف يالثارات از شرايط موجود حاکم بر فرهنگ کشور نيز هماني است که ذکرش رفت. سيلابي که يله و رها و در مسيل بيخيالي مسئولان بيمسئوليت معلوم نيست کي آباديهاي باقي مانده را خراب خواهد کرد و با خود خواهد برد.
منبع:هفته نامه یالثارات الحسین(ع)
آیا فروشندگان لباسهای غیر شرعی هم مجازات می شوند؟!!
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، حجاب و عفاف یکی از مسائل اجتماعی کشور است که از یکسو بدون تردید رعایت آن یک مسئله کاملا قانونی، شرعی و از ضروریات دین است و از سویی دیگر بی حجابی و بدحجابی در قانون جرم است.
بدحجابی
شاید گروهی به این قانون ایراد داشته باشند که نظرات و پیشنهادات آنان هم محترم است ولی تا زمانی که قانون اصلاح نشده قانون قبلی پابرجاست و بدحجابی جرم است.
وقتی که بدحجابی در قانون جرم تلقی می شود یعنی اینکه شخص بدحجاب باید جریمه و کیفر ببیند ولی اینکه جدولی باشد مانند لاک زدن به ناخن، بیرون بودن موی سر از روسری، مانتوی تنگ و... که بر اساس آن جریمه و کیفر مشخص شود ، صحیح نیست و تشخیص با قاضی است.
۷۴ضربه شلاق یا دو ماه حبس برای زنان بدحجاب
به استناد موارد قانونی مربوط به جرائم ضد عفت و اخلاق عمومی در بخش تعزیرات قانون مجازاتهای اسلامی در ماده ۶۳۸ این قانون آماده است هر کس عملا در انظار، اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی کند علاوه بر کیفرعمل به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا ۷۴ ضربه شلاق جریمه می شود و اگر مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نباشد ولی عفت عمومی را جریحه دار کند فقط به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می شود.
به استناد قانون مجازاتهای اسلامی در مورد مجازات زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند این زنان به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه و یا به پرداخت جریمه نقدی از ۵۰ تا ۵۰۰ هزار ریال محکوم می شوند
آیا دو ماه حبس برای بدحجابان قابل خرید است؟
در ماده ۲۲ مجازاتهای اسلامی آمده است چنانچه قاضی تشخیص بدهد می تواند حبس و شلاق متهم را به جزای نقدی تبدیل کند.
۲ ماه حبس و یا ۵۰ هزار تومان جریمه برای زنان بی حجاب
به استناد قانون مجازاتهای اسلامی در مورد مجازات زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند این زنان به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه و یا به پرداخت جریمه نقدی از ۵۰ تا ۵۰۰ هزار ریال محکوم می شوند.
مجازات فروشندگان البسه غیر شرعی
بر اساس بندی از قانون مجازاتهای اسلامی مصوب سال ۱۳۶۵ (قانون نحوه رسیدگی به تخلفات مجازات فروشندگان لباسهایی که استفاده از آنها در ملا عام خلاف شرع بوده و یا عفت عمومی را جریحه دار می کند) نحوه مجازات تولید کنندگان، وارد کنندگان، توزیع کنندگان و استفاده کنندگان لباسهای غیر شرعی اول تذکر و ارشاد، دوم توبیخ و سرزنش، سوم تهدید، چهارم تعطیلی محل کسب به مدت سه تا ۶ ماه برای فروشندگان و توزیع کنندگان البسه و جریمه نقدی برای وارد کننده و تولید کننده و ۱۰ تا ۲۰ ضربه شلاق یا جریمه نقدی برای استفاده کننده از البسه غیر شرعی است.
اگر ثابت نشود
یادتان باشد که همیشه بیحجاب گناهکار نیست؛مواردی هم پیش میآید که فردی قربانی توطئه یا بدگمانی میشود و به او تهمت میزنند؛ در چنین مواردی با وجود اینکه جرم بی حجابی در قانون غیر قابل گذشت است، اگر جرم اثبات نشود، قاضی دادسرا موظف است «قرار منع تعقیب» صادر کند و در دادگاهها نیز طبق قانون؛ رأی بر برائت فرد داده میشود.
حدود اختیارات نیروی انتظامی در برخورد با بدحجابی
اکنون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی به عنوان ضابط عام دادگستری وظیفه اصلی در برخورد با جرم رعایت نکردن حجاب شرعی را بر عهده دارد. «مبارزه با منکرات و فساد» برابر ماده ۸ ماده چهار قانون نیروی انتظامی مصوب ۱۳۶۹ از جمله وظایف ذاتی نیروی انتظامی به عنوان ضابط قوه قضاییه است .در قانون مجازاتهای اسلامی به نیروی انتظامی تکلیف شده است تا با جرائم مشهود برخورد کند و بدحجابی به عنوان یک جرم مشهود شامل این قانون می شود ولی نیروی انتظامی حق مجازات یا اجرای حکم را ندارد.
اینکه مشاهده شده است بعضا برخی از پرسنل نیروی انتظامی زنان بدحجاب را مجازات می کنند ، در هر سازمان و نهادی حتی در خود قوه قضائیه معدودی از افراد تخلف می کنند که سازمان بازرسی کل کشور و دادسرای قضائی نیروهای مسلح به آن رسیدگی می کنند.
بنابراین مرجع رسیدگی به جرم بدحجابی، مراجع قضایی هستند؛ به این صورت که ضابطان ذیصلاح دادگستری میتوانند این جرم را گزارش دهند و دادسرا نیز موظف است به آن رسیدگی کند. ضابطان ذیصلاح دادگستری نیز در برخورد با مرتکب جرم رعایت نکردن حجاب شرعی، مکلف هستند با توقیف زن بدحجاب وی را در مدت قانونی تحویل مراجع قضایی دهند.
بنابراین هر اقدام نیروی انتظامی در برخورد با جرم رعایت نکردن حجاب شرعی که از مصادیق عمده منکرات و مفاسد اجتماعی است، اجرای تکلیف قانونی است و سرپیچی از آن تخطی از وظایف ذاتی این نیرو محسوب شود.
شکایت کنندگان
ممکن است برای شما هم این سۆال پیش آمده باشد که جدای از امر به معروف و نهی از منکر که وظیفه دینی همه مسلمانان است، آیا همه مردم این حق را دارند که شخصا از فرد بی حجاب شکایت کنند یا فقط مدعیالعموم که همان دادستان است، میتواند این کار را بکند؟
به استناد موارد قانونی مربوط به جرائم ضد عفت و اخلاق عمومی در بخش تعزیرات قانون مجازاتهای اسلامی در ماده ۶۳۸ این قانون آماده است هر کس عملا در انظار، اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی کند علاوه بر کیفرعمل به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا ۷۴ ضربه شلاق جریمه می شود و اگر مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نباشد ولی عفت عمومی را جریحه دار کند فقط به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می شود
پاسخ این پرسش این است که چون جرم جنبه عمومی دارد و طبق ماده ۱۰۴ قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۹۲، نیز جزو جرایمی نیست که قابل بخشش باشد، میتواند هم اعلام کننده جرم و هم شاکی خصوصی داشته باشد.
در این موارد اعلام کننده جرم، میتواند دادستان یا مردم عادی باشند. اما در خصوص شاکی خصوصی یادآور میشویم که شاکی خصوصی فقط مشمول ذینفعها میشود، یعنی افرادی که از این موضوع نفعی میبرند. در غیر این صورت اگر فردی نفعی از موضوع نمیبرد، اما طبق وظیفه اجتماعی و دینی خود و با دلایل کافی میخواهد از فرد بی حجابی شکایت کند، فقط باید به عنوان اعلام جرم، به دادسرا مراجعه کند و به دادستان اطلاع دهد.

صفحه قبل1...6364656667...74صفحه بعد


