منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
درباره

اگر از سرهایمان کوه ها بسازند هرگز در کتاب های تاریخ نخواهند خواند "خامنه ای" تنها ماند... ------------------------------------ امام خامنه ای (مدظله العالی) : ای جوانان و ای بسیجیان عزیز ، در هر جای کشور که هستید ، این بصیرت را روز به روز افزایش دهید .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->) , 


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

آمریکا باید از سلاح‌های مرگبار ایران بترسد

پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۳۵
 
ایران با داشتن موشک‌های سجیل و خلیج‌فارس، زیردریایی‌های غدیر، سامانه «اس-۳۰۰» و «حزب‌الله» لبنان می‌تواند از نقاط ضعف ارتش آمریکا بهره‌برداری کند و واشنگتن که صاحب بزرگ‌ترین ارتش دنیاست باید از این ابزارهای ایران بترسد.

«زاخاری کک» تحلیلگر آمریکایی در وبسایت آمریکایی تحلیلی «نشنال اینترست» درباره «۵ سلاح جنگی ایران که آمریکا باید از آنها بترسد»، نوشت: «بعد از جنگ سرد تاکنون هیچ کشوری مانند ایران، آمریکا را به چالش نکشیده است. از خاورمیانه گرفته تا آسیای مرکزی و آمریکای لاتین، ایران هرگز هیچ فرصتی را برای محدود کردن نفوذ آمریکا از دست نداده است.»

وی هشدار داد: «گرچه آمریکا قدرتمندترین نیروی نظامی جهان را در اختیار دارد اما این نیروی نظامی نقاط ضعفی دارد که ایران می‌تواند از آنها سوءاستفاده کند.»

نویسنده درباره دکترین نظامی کشورمان نوشت: «دکترین نظامی ایران بر مبنای بازدارندگی و بر اساس سه نوع قابلیت تدوین و اجرا می‌شود؛ زرادخانه موشکی رو به توسعه، جنگ دریایی نامتقارن - به‌خصوص تهدید به بستن تنگه هرمز - و گروه‌های شبه نظامی غیردولتی.» ایران برای اجرای دکترین فوق از سامانه‌های تسلیحاتی متعددی استفاده می‌کند اما در این میان ۵ ابزار ذیل از اهمیت حیاتی برخوردارند: ۱- موشک‌های «سجیل» (سجیل۱ و سجیل۲) ۲- زیردریایی‌های سری «غدیر/قادر» ۳- موشک‌ ضد کشتی «خلیج‌ فارس» ۴- حزب‌الله لبنان ۵- سامانه دفاع موشکی «اس-۳۰۰». زاخاری کک سپس در توصیف زیردریایی‌های ایران می‌نویسد: «شاید بزرگ‌ترین قدرت بازدارندگی ایران این باشد که می‌تواند عبور نفت از تنگه هرمز را تهدید و مختل کند. در حدود ۲۰ درصد از نفت جهان باید برای رسیدن به بازارهای جهانی از این تنگه عبور کند.

وی در تشریح اهمیت زیردریایی‌ها برای ایران در خصوص بستن تنگه هرمز به عمق کم اکثر نقاط خلیج فارس اشاره کرده و می‌افزاید که نفتکش‌ها و کشتی‌های جنگی که می‌خواهند از خلیج فارس عبور کنند فقط می‌توانند از آبراهه‌های مشخص، قابل پیش‌بینی و معدودی عبور کنند که ایران به راحتی می‌تواند با زیردریایی‌های خود آنها را هدف قرار دهد.

این تحلیلگر آمریکایی با اشاره به اینکه «ایران انواع مختلفی از زیردریایی را در اختیار دارد»، اضافه کرد: «اما ناوگان رو به گسترش زیردریایی‌های ۱۵۰ تنی کلاس «غدیر/قادر» در هرگونه درگیری می‌توانند (سلاح) مرگبار باشند. نویسنده این مقاله در بخش بعدی، موشک بالستیک ضد کشتی «خلیج فارس» را «بخش ارزشمند دیگری از قابلیت‌های نامتقارن دریایی ایران» توصیف کرده و افزوده است: «این موشک سوخت جامد ومافوق صوت که بر اساس موشک «فاتح ۱۱۰» طراحی و ساخته شده است، به یک کلاهک انفجاری ۶۵۰ کیلوگرمی مجهز است و ۳۰۰ کیلومتر برد دارد. ویژگی این موشک‌ها مافوق صوت بودن و خط سیر آنهاست.»

به عقیده این کارشناس و روزنامه‌نگار آمریکایی، «حزب‌الله»‌ لبنان چهارمین سلاح ایران است که آمریکا باید از آن بترسد. کک در این باره نوشت: «نفوذ به لبنان یک هدف کاملا استراتژیک برای ایران است و حزب‌الله در این خصوص یک «سلاح جنگی» چند منظوره و کاربردی در زرادخانه ایران محسوب می‌شود.»

نویسنده نشنال اینترست، نوشت: «بعد از تهاجم آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، ایران از حزب‌الله برای تعلیم شبه‌نظامیان شیعه در عراق استفاده کرد. همچنین گزارش‌هایی در دست است که نشان می‌دهد حزب‌الله در تعلیم شورشیان «حوثی» در «یمن» نیز دست داشته است. حضور حزب‌الله در حمایت از «بشار اسد» در سوریه از سال ۲۰۱۱ نیز بسیار قابل توجه بوده است.»

منبع: کیهان



تشکر صهیونیست‌ها از یک شبکه فارسی‌زبان

پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۳۰
 
رسانه‌های صهیونیستی از شبکه انگلیسی-بهایی «من و تو» تشکر کردند.

به گزارش جام نیوز، نشریه انگلیسی «تایمز» با انتشار یک گزارش ویژه، از خوش‎خدمتی‎های شبکه «من‎وتو» به صهیونیست‌ها تقدیر کرد؛ خوش‎خدمتی‎هایی که تازه‎ترین نمونه‎اش، تولید و پخش مستندی تحت عنوان «پیشوای آلمان» به کارگردانی «رها اعتمادی» است.

«تایمز» از نشریات وابسته به شاخه بریتانیایی «نیوزکورپوریشن» است که از سال ۱۹۸۱ میلادی در مالکیت «روپرت مرداک» سرمایه‌دار صهیونیست آمریکایی- استرالیایی قرار دارد.

انتشار گزارش فوق در نشریه متعلق به مرداک، حاکی از تعمیق پیوند مدیران تلویزیون لندنی «من ‎و تو» با مافیای رسانه‎ای صهیونیسم جهانی است و تولید مستند «پیشوای آلمان» در این شبکه، به نوعی ادای دین نسبت به صهیونیست‌ها ارزیابی می‌شود.

البته این اولین باری نیست که شبکه یادشده به بهانه‎های مختلف به اسرائیل خوش‎خدمتی می‎کند. به‌طور سیستماتیک، پوشش جنایات اسرائیل و گروه‎های تروریستی دست آموز موساد از خط قرمزهای «من و تو» به حساب می‎آید. این تلویزیون فارسی زبان با یاد کردن از «داعش» با عناوینی مانند انقلابیون، گروه جهادی، دولت اسلامی و... رویکرد جانبدارانه خود را علنی کرده و در واقع تبدیل به تریبون اسرائیل و تروریست‎های وابسته به این رژیم شده است. همین امسال، کیوان عباسی که مدیر یک شبکه قاچاق زنان به آمریکای شمالی و مدیر «من و تو» است، از عقد قرارداد همکاری با یک شبکه تلویزیونی اسرائیلی خبر داد.




سرقت جايزه اسکار چارلي چاپلين در پاريس!

پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۳۶
 
یکی از جایزه‌های اسکار چارلی چاپلین که بالغ بر یک میلیون یورو ارزش داشت، به سرقت رفت.
به گزارش واحد مرکزی خبر،رسانه‌های اروپا اعلام کردند سارقان جایزه اسکار افتخاری را که در سال ۱۹۲۹ به چارلی چاپلین اعطا شده بود و در ساختمان یک شرکت در پاریس نگهداری می‌شد، ربودند.

به نوشته مطبوعات فرانسه، ارزش این تندیس کوچک که با یک لایه نازک طلای بیست و چهار عیار پوشیده شده بود، بالغ بر یک میلیون یورو است. سارقان همچنین چند خودکار متعلق به ستاره سینمای صامت را با خود بردند. ارزش هر یک از این خودکارها نیز نزدیک به ۸۰ هزار یورو برآورد شده است. یک منبع نزدیک به این پرونده اعلام کرد سارقان کاملا از شرایط موجود در شرکت و محل نگهداری این اشیای گرانبها آگاهی داشتند و به هیچ چیز دیگر دست نزدند. بنا به اعلام رسانه‌های فرانسه، دادستانی پاریس مسئولیت تحقیق درباره این سرقت را به واحد مبارزه با خرابکاری محول کرده است.



جاسوس‌ها «سلام» نمی‌دهند!

پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۳۳
 
سال ۱۳۷۴بود. یاد می‌آورم روزی را که در دفتر یک مجله سینمایی، ناخواسته شنونده گفت‌وگوی یک فیلمبردار مشهور سینما با همکار سینمایی‌اش بودم. او می‌گفت :
«چرا فکر می‌کنیم که غربی‌ها به فیلم‌های سیاه جایزه می‌دهند؟!»

باید از او پرسید: «چرا فکر نکنیم که غربی‌ها تنها به فیلم‌های سیاه جایزه می‌دهند؟!»

نگاهی کنیم به فهرست فیلم‌های ایرانی که در جشنواره‌های گوناگون خارجی، هدف تحسین قرار گرفته اند.

جدای از جشنواره‌های کم اهمیت مانند جشنواره‌های هندی و کره‌ای و ترکیه‌ای، در کدام جشنواره مطرح و در کدامین آیین مشهور سینمایی، فیلمی از سینمای ایران درخشیده است که آن فیلم، تصویری جذاب از ایران ارائه کرده است؟

در کدام فیلم هدف تحسین در فرامرزها و در قالب جشنواره‌ای مشهور، فیلمی به نمایش درآمده است که گویای دستاوردهای استراتژیک مردم ایران است؟ کدام فیلم تحسین شد که در آن، مردم ایران متمدن و اخلاق‌گرا معرفی شده اند؟ یک فیلم هم نمی‌توان مثال زد! یک فیلم!

این عبارت که «سینمای ایران در فرامرزها درخشیده است»، تنها و تنها یک «دروغ» آگاهانه و ناآگاهانه است که بر زبان برخی منتقدین و سینماگران ساختارگرا جاری می‌شود. دروغی که بی‌سوادی سیاسی و اوج بی‌بصیرتی برخی از اهالی فرهنگ این مرز و بوم را به رخ می‌کشد!

وقتی یک فیلم متعهدانه، برپایه آموزه‌های دینی ، یک فیلم منصف درباره واقعیت و اقتدار ایران و ایرانی، در جشنواره‌های غربی ، مجال نمایش و تحسین نمی‌یابد، چگونه باید این جشنواره‌ها را غیرسیاسی و صرفا هنری قلمداد کرد؟

وقتی تمام همت جشنواره‌های یادشده سرکوب فرهنگی ملت بزرگ ایران با تمسک به فیلم‌های سیاه ایرانی است، چرا باید در شکلی «احمقانه» حرف از بالندگی سینمای ایران در آن سوی مرزها زد؟!

آثاری که در ایران به دلایلی و از همه مهم‌تر به دلیل «غیر جذاب» و «سیاه» بودن، «مخاطب و تماشاگر» ندارند، آیا نمونه سینمای ملی، ارزشمند و فاخراند؟

آیا اساسا فیلم بدون مخاطب ، «سینما» است؟ مصداق «هنر» است؟ چرا هر فیلم سیاه - که مخاطب را برنمی‌انگیزد - تنها داوران جشنواره‌های غربی را شگفت زده می‌کند؟

مضحک است؛ ۷۰ میلیون ایرانی، قدرت درک فیلم «خوب» را ندارند و فقط اجنبیان جشنواره گردان و برخی اهالی نقد و سینمای داخلی، توفیق درک ارزش‌های ناگفته برخی فیلم ها - و اتفاقا سیاه - را درمی یابند!

جشنواره‌های غربی مانند «کن» یا مانند «برلین»، با نوع انتخاب و تحسین‌شان، ثابت کرده‌اند جز به اهداف سیاسی ضددینی و علیه استقلال کشورها، نمی‌اندیشند.
وقتی فیلم چندش‌آور «زندگی ادل» یا «آبی گرم‌ترین رنگ است» ساخته «عبداللطیف کشیش» در جشنواره شصت و ششم کن به عنوان اثری برگزیده معرفی شد، برخی منتقدین با اشاره به همزمانی برپایی جشنواره کن با تصویب قانون آزادی عمل همجنس‌گرایان در فرانسه، از سیاسی بودن انتخاب کن خبر دادند. مگر جز این است؟

وقتی جشنواره برلین برای بزرگداشت یاد یک مستندساز درجه چندم ایرانی تنها به دلیل جرم ضد امنیتی وی در ایران، صندلی خالی می‌گذارد، مگر می‌توان به فرهنگی بودن «برلین» و دوری آن از سیاست و سیاست پیشگی، حکم داد؟!

این جشنواره‌ها ادعای سیاسی ندارند اما کاملا سیاسی رفتار می‌کنند. پرچم سیاست ورزی به دست نگرفته‌اند اما در همان زمینی توپ می‌زنند که طراحان و استراتژیست‌های سیاسی برای آنان تعریف و تعیین کرده اند.

جشنواره‌ای چون برلین از مجرم ضدامنیتی ایرانی حمایت می‌کند و می‌گوید «حمایت من منشا فرهنگی دارد و در چارچوب احترام به آزادی بیان واندیشه» است.

اگر چنین است؛ کارگزاران برلین توضیح دهند که چرا وقتی «دیه دونه» فرانسوی مخالف صهیونیستم ، به دست دولت لاییک فرانسه، از فعالیت سینمایی و تاتری منع می‌شود، غیرت فرهنگی برلین نشینان ، برانگیخته نمی‌شود، یک صندلی به یاد دیه دونه ی رنگین پوست در جشنواره برلین، نهاده نمی‌شود و مقدس برشمرده نمی‌گردد؟!

قتل عام هزاران انسان بی‌گناه در عراق و سوریه و . . . مگر خبر از انحطاط فرهنگی نمی‌دهد؟ مگر احساس انسان را جریحه‌دار نمی‌کند؟ مگر بین قربانیان تروریسم «دولتی – صهیونیستی» و تروریسم تکفیری هدف حمایت غرب، هنرمندان نبودند و نیستند؟
چرا جشنواره‌ای چون برلین و. . . سکوت کرده است؟ چرا به یاد قربانیان انحطاط فرهنگی، صندلی و یادمان برپا نمی‌شود؟!

جشنواره شصت و پنجم برلین، فیلم یک سینماگر ضعیف ایرانی را که از نگاه دستگاه قضایی کشور ایران، مجرم ضد امنیتی است، نمایش می‌دهد و آن را «بزرگ» می دارد! چرا؟

فیلم درجه سوم « تاکسی» چه ویژگی‌ای دارد که سایر تولیدات یک ساله اخیر سینمای ایران بی‌بهره از آن ویژگی‌هاست؟! آیا بهتر از «تاکسی» فیلمی نبود؟ آیا فیلمسازی بهتر از سازنده تاکسی برای برلین شناخته شده نیست؟ پاسخ پرسش‌های یاد شده، روشن است.

سازنده «تاکسی»، کسی است که به عنوان دشمن نظام دینی و استقلال ایران، شناخته می‌شود. او در به اصطلاح فیلم آخرش که بصورت غیرقانونی ساخته شده، ایران را به مثابه یک زندان بزرگ تعریف می‌کند و واقعیت ایران را رذیلانه کتمان می‌نماید!

این فیلم حتما باب‌پسند جشنواره‌های غربی است که تلاش دارند سینمای سیاه را کلیت سینمای ایران معنا کنند و احساس جهانی را نسبت به ایران پیشرفته و مقتدر، وجه منفی دهند. زیرا، درصدداند مخاطب جهانی از درک واقعیت ایران پس زده شود. تا الگو بودن ایران و از این مهمتر سرمشق بودن دین اسلام برای سیاست ورزی و تحقق «عدالت»، کتمان شود.

روز یکشنبه این هفته، رئیس سازمان سینمایی کشور نامه‌ای گلایه‌آمیز، رو به مدیر جشنواره فیلم برلین نوشت و در آن از نمایش و تکریم «تاکسی» و رویکرد سیاسی جشنواره به سینما، گله کرد.

این نامه نوید می‌دهد که سرانجام برخی مدیران و تصمیم‌گیرندگان سینمایی کشور تا اندازه‌ای نسبت به سیاست پیشگی جشنواره‌های غربی آگاه شده‌اند. اما نامه نگاری تنها اقدام کارگزاران سینمایی نباید قلمداد شود. باید هزینه ارتکاب جرم در عرصه ی سینما بالا رود. باید برای به انزوا راندن بدخواهان مردم ایران که با گفتار و اثرشان، یاریگر اجانب‌اند، اقدام شود.

وقتی نیروهای علاقه مند به کشور، فریاد می‌زنند؛ مرعوبیت در برابر سینماگر بیگانه با مردم، یعنی تقویت دشمن در عرصه فرهنگ، نتیجه‌اش پررویی و قدرت و میدان عمل گرفتن فیلمسازانی است که سازنده فیلم تاکسی یکی از آنهاست.

یک نکته هم در پایان این مطلب بگویم! وقتی در سال ۷۳، فیلم «بادکنک سفید» ساخته صاحب فیلم تاکسی در فرانسه، تحسین شد، تهیه‌کننده فیلم – گروه کودک شبکه دوم سیما- نشستی خبری در محل شبکه دوم برپا کرد. خوب خاطرم هست که آقای فیلمساز، سیگار به دست و با تفاخر، رو به خبرنگاران گفت: «من در جشنواره جاسوس ندیدم!» این؛ میزان فهم و سواد و نوع بینش فیلمسازی است که اکنون جشنواره‌های نازیستی برای او کف می‌زنند. شاید او هنوز هم نمی‌داند که جاسوس‌ها جلو نمی‌آیند، سلام نمی‌دهند و خود را جاسوس معرفی نمی‌کنند. چه بسا، جاسوسانی که به حرفه جاسوسی در آمده‌اند و حتی خود . . . خبر ندارند!

منبع: کیهان



سرقت ٤میلیاردی دو آبدارچی در زعفرانیه

پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۲۸
 
وقتی ٨ مرد نقابدار با حمله به یك شركت بازرگانی دست به سرقت ٤میلیارد تومانی از آن‌جا زدند، هیچ کس نمی‌دانست كه طراح اصلی این نقشه، دو آبدارچی شركت هستند.
 ١٥مهر‌ سال ٩٣ ماموران کلانتری ١٠٥سنایی در جریان یک زورگیری در خیابان خالد استانبولی قرار گرفتند؛ مأموران کلانتری در محل سرقت به تحقیق از پرسنل خدماتی و صاحب شرکت پرداختند که مشخص شد ٨ مرد با قمه و شمشیر وارد واحد تجاری متعلق به صاحب شرکت در طبقه دوم یک ساختمان تجاری شده، پس از بستن دست و پای خدمتکار و صاحب شرکت دست به سرقت ٤‌میلیارد تومان پول نقد در قالب چک‌های تضمینی بین‌بانکی و ٨‌میلیون تومان پول نقد داخل گاوصندوق و همچنین دو گوشی تلفن‌همراه متعلق به خدمتکار و صاحب شرکت به ارزش هرکدام ٢‌میلیون تومان كرده و پس از سرقت با یک موتورسیکلت از محل متواری شده‌اند.

کارآگاهان انتظار داشتند که سارقان به شیوه تخریب در ورودی وارد شرکت شده باشند اما بررسی‌های به عمل آمده از محل سرقت مشخص کرد که هیچ‌گونه آثار ناشی از تخریب در ورودی آن مشاهده نشده است.

با توجه به مبلغ بالای سرقت شده که نشان از اطلاع سارقان از وجود این مبلغ در داخل شرکت می‌داد و همچنین نحوه ورود سارقان به داخل شرکت، کارآگاهان اطمینان پیدا کردند که سرقت باید با همدستی یکی از کارکنان شرکت انجام شده باشد؛ بنابراین تحقیقات از پرسنل شرکت در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت و کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که تا ٣‌سال پیش، یکی از پرسنل خدماتی شرکت به‌نام «ضیاء» ٣٠ساله از اتباع افاغنه به مدت ١٣‌سال در شرکت مشغول به کار بوده اما به گفته صاحب شرکت به علت اعتیاد شدید به مصرف موادمخدر حدود ٣‌سال پیش اخراج شده است.

تحقیقات درخصوص نقش احتمالی «ضیاء» در سرقت، در دستورکار قرار گرفت و کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که با وجود اخراج از شرکت، وی در طول این مدت همچنان ارتباط دوستانه خود را با دیگر پرسنل خدماتی شرکت به نام حمید ٣٣ساله حفظ کرده است.

این ارتباط در حالی از سوی کارآگاهان مشخص شد که بنابر گفته مالباخته، سارقان نقابدار دارای لهجه اتباع افاغنه بودند، بنابراین تحقیقات از حمید درخصوص ارتباط وی با ضیاء آغاز اما او منکر هرگونه ارتباط با ضیاء شد. با توجه به دلایل به‌دست آمده درخصوص احتمال مشارکت حمید در سرقت، کارآگاهان وی را دستگیر كرده و در همان بازرسی اولیه از حمید، سه فقره از چک‌های سرقت شده از داخل شرکت را کشف كردند. این در حالی بود که مالباخته بیشترین حمایت مالی را در میان پرسنل شرکت از حمید انجام داده بود.

حمید که چاره‌ای جز بیان حقیقت نداشت، لب به اعتراف گشود و به طرح‌ریزی سرقت و همچنین مشارکت ضیاء در سرقت اعتراف کرد؛ با توجه به اعتراف «حمید»، ضیاء در زعفرانیه که در آن‌جا به‌عنوان سرایدار مشغول به کار بود، دستگیر شد. همچنین در بازرسی از مخفیگاهش ٨٠چک سرقتی بین‌بانکی به ارزش تقریبی ٢‌میلیارد تومان کشف شد. با دستگیری ضیاء ٦ متهم دیگر این پرونده نیز یك به یك شناسایی و هركدام در عملیات‌های جداگانه دستگیر شدند.

منبع: شهروند



پیست اسکی شب شمشک پلمپ شد

 
 
پیست اسکی شب شمشک به علت بروز برخی اتفاقات، پلمب شد.

 پس از اتفاقات رخ داده در مراسم افتتاح پیست اسکی شب شمشک در شامگاه پنجشنبه شانزدهم بهمن ماه، سرانجام مراجع قضایی اقدام به پلمب پیست اسکی شب شمشک کردند.

مراسم افتتاح پیست اسکی شب شمشک بدون انجام هماهنگی‌های لازم با مراجع ذیصلاح از جمله فدراسیون اسکی برپا شده بود و در آن اتفاقاتی خارج از عرف و نابهنجار رخ داد. با توجه به بررسی‌های انجام شده در نهایت مراجع قضایی و انتظامی تصمیم به پلمب پیست شب اسکی شمشک گرفتند.

فدراسیون اسکی بلافاصله پس از آگاهی از اتفاقات رخ داده در مراسم افتتاح پیست اسکی شب شمشک اعتراض شدید خود را نسبت به برگزار کنندگان این مراسم اعلام کرد و خواهان برخورد شدید با برپا کنندگان آن شد.


منبع: ایسنا




 برای پی بردن به نریاماده بودن سهره روش های زیادی وجود دارد که درزیربه انها اشاره میکنیم.

 

سهره نروماده ازنظرشکل وقیافه شبیه هم هستند که دربعضی مواردنمیتوان نریاماده بودن رابه راحتی تشخیص داد که دراین مواردباید ازتجربه های پیشین خودودیگران استفاده کردوکمی هم به شانس واقبال. یک توصیه برادرانه به شمااین است که هیچ موقع به حرف های فروشندگان گوش ندهید انها فقط به فکر پول جیبشان خودشان هستند نه شما. بهترین تصمیم گیرنده خودشما هستید وبه انتخاب خود ایمان داشته باشید.من به شخصه شاهد قسم های بی موردودروغ فروشندگان برای نربودن سهره ها بوده ام که باکمی بررسی کردن متوجه ماده بودن پرنده هاشدم. 

درشکل زیریک سهره نربالغ زیبا را مشاهده میکنید که دارای نقاب قرمز خوشرنگ است که گستردگی ان ازچشم نیز عبورکرده است.

 

 

قرمزی صورت سهره نردارای پهنا و وسعت بیشتری است که ازچشم نیز عبورمیکندواگر مانندشکل خطی فرضی ازانتهای قرمزی صورت به محل برخورد قرمزی به تاج وصل نماییم خط فرضی بدون زاویه وراست میباشدولی درپرنده ماده قرمزی صورت پرنده وسعت کمتری داشته وبه صورت اریب ازانتهای چشم به سمت تاج بازمیگردد.

 

 

امااین نشانه دلیل قاطعی برای تعیین جنسیت پرنده نمیباشد.بعد از چک کردن وسعت قرمزی صورت پرنده نوبت این است که پرهای شانه  کتف پرنده راچک نماییم همانطورکه درشکل بالامشاهده مینمایید رنگ پرهای شانه کتف پرنده نرسیاه ولی درپرنده ماده قهوه ای رنگ است.رنگ سیبیل های روی منقارواطراف بینی پرنده نرکه درشکل بالا با فلش نشان داده شده مشکی ولی درپرنده ماده خاکستری وروشن است.

یک راه دیگرفهمیدن نریاماده بودن سهره درمواردی که ازروش های پیشین شک به نریاماده بودن پرنده بردید استفاده ازطول بال پرنده میباشد به این طریق که طول بال  76-84میلی متر برای پرنده نر و  74-79میلی متر برای پرنده ماده است.

 

درشکل زیربا بررسی کردن موارد بالا مشاهده میشودکه تمامی مشخصات یک سهره نررادارا میباشد پس پرنده نرمیباشد.

 

 

  دربعضی موارد ممکن است قرمزی صورت ازچشم پرنده عبورکند ولی پرنده ماده باشد همانندشکل زیرکه میبینید قرمزی ازچشم پرنده عبورکرده ولی بانگاه کردن به شانه کتف پرنده مشاهده میشودکه رنگ پرها قهوه ای رنگ است همینطوربادیدن رنگ سیبیل های روی منقاردرنزدیکی بینی پرنده  باتوجه به رنگ خاکستری وروشن ان پی به ماده بودن پرنده میبریم.

 

 

درشکل زیر باتوجه به گذرکردن قرمزی صورت ازچشم اما چون به صورت اریب به تاج متصل شده ورنگ پرهای شانه کتف پرنده قهوه ای است پی به ماده بودن پرنده میبریم.

 

 

 ولی هرچه که ادم خبره باشدباز هم نمیتوان دربعضی موارد مانند شکل زیر به طورقطع نریاماده بودن سهره را تعیین کرد. درشکل زیر پرنده مشخصات ماده بودن ازقبیل نداشتن وسعت قرمزی صورت . قهوه ای بودن شانه کتف ها. روشن بودن سیبیل های پرنده ورگه های سفید درتاج راداردولی درزمان اماده شدن ومست شدن پرنده پی به نربودن ان میبریم.

 

 

حال به این نکته میرسیم :نمیتوان به طورقطع دربعضی مواردکه ممکن است خیلی نادرهم باشندبه نروماده بودن پرنده اطلاع پیدا کنیم به جزدرزمان مستی واماده بودن پرنده.سهره نردرزمان مستی اوازراباصدای بلندمیخواندوپس پرنده همان الت تناسلی به صورت برامده ونوک تیزمیباشدولی درسهره ماده به صورت قیفی وبادکرده میباشدکه درشکل زیر به نمایش درآمده است تصویربالایی پرنده نر وتصویر پایینی پرنده ماده میباشد.ممکن است پرنده ماده درزمان مستی اوازهم بخواندولی اوازخواندنش دارای تن صدای کم وبه صورت ناهماهنگ وکوتاه بلند است.

 

 

 

درخصوص جوجه سهره ها كمي اوضاع فرق ميكند و مشخص كردن نروماده پرنده مشكلتر است وبايد به تجربه شانس واقبال خود تكيه نماييد.هميشه درگل به دنبال جوجه سهره اي باشيد كه جثه بزرگترو رنگ پر روشنترورنگ سینه پررنگ تری نسبت به بقيه جوجه سهره هاي ديگر باشد. جوجه سهره نركال داراي چشم بزرگ و گرد است ولی درپرنده ماده چشم ریزتروبیضی ماننداست(مانندشکل زیر). ریشه نوك پرنده نر کلفت که اگر از نیم رخ به ان نگاه کنیم مماس بر پیشانی است.جوجه سهره كه از كالي درامده باشدرا ازطريق سیبیل های بالاي نوک نزدیک بيني و رنگ شانه كتف ميتوان نروماده بودن انرا تعيين كرد.در تصویرپایینی پرنده سمت چپ نر وپرنده سمت راست ماده میباشد.

 

 

 




مشخصات جوجه سهره نر به ترتیب اولویت:

( هرچه ازاولویت 1و2  فاصله بگیریم دلیل وسند نر بودن جوجه کم رنگ تر میشود.)

 

1- درابتدا باید به چشم جوجه سهره توجه نماییم که چشم ها باید گرد ودایروی باشند وچشم های جوجه باید طوری بنظر برسد که انگار تلسکوپی است.(دایره زرد رنگ) درحالی که چشم های ماده ها ریز و بیضی شکل میباشند.

 

 

 

2- ریشه نوک جوجه سهره نر پهن ( خط قرمز) و امتداد نوک سهره بر پیشانی سر پرنده مماس میباشد.(خط سبز)

 

 

3- شرارتی در صورت پرنده نر باید حس شود. صورت پرنده ماده کمی حالت مظلومیت دارد. این حس را پس از چند بار مقایسه بین جوجه های نر وماده میتوان تجربه کرد. همانند شکل زیرکه یک جوجه نر است:

 

 

4- اگر جوجه از کالی در آمده باشد میتوان با چک کردن رنگ شانه کتف ها و سیبیل های روک نوک که به رنگ سیاه در آمده اند ,جوجه نر را پیدا نمود. درحالی که رنگ شانه کتف های پرنده ماده قهوه ای وسیبیل روی نوک آن بور و روشن میباشد.

 

 

5- تعداد سفیدی های متوالی روی دم سه عدد باشد وسومین سفیدی نیز وسعت زیادی داشته باشد. البته جوجه هایی که دو عدد سفیدی رو دم انها وجود دارد نیز میتوانند نر باشند وهمینطور جوجه های دارای سه سفیدی متوالی روی دم نیز میتوانند ماده باشند ولی بیشتر نرها دارای سه سفیدی وبیشتر ماده ها دارای دو سفیدی روی دم هایشان میباشند.

 

 

6- سینه جوجه پررنگ تر باشد.

 

 




داعش به خلبان اردنی، مخدر تزریق کرده بود...

 
 
داعش اعتراف کرد که پیش از سوزاندن خلبان اردنی، مقدار زیادی مواد مخدر به او تزریق کرده است.
به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، ناظران پس از بررسی حالت های معاذ الکساسبه قبل از سوزانده شدن و مقاومت نکردن در برابر آتش و حتی دیر فریاد کشیدن، به این نتیجه رسیدند که به خلبان اردنی، مخدر قوی تزریق شده بود.

به گفتۀ این ناظران، الکساسبه تنها زمانی متوجه سوختن شد که عصبهای حسی او در حال سوختن بودند و چند ثانیه بعد، با سوختن عصبهای حسی، حس لامسه خود را از دست داده بود.

در حالی که به نوشته مرکز مطبوعاتی سوری، با توجه به این که تن و لباس الکساسبه به بنزین آغشته بود، حتی شعله کشیدنِ آتش برای احساسِ سوختن کافی بود.

از سوی دیگر، پایگاه خبری "وتوی مصری" به نقل از برخی ناظران نوشت: هنگام سوزاندن الکساسبه به نظر می رسید که وی فاقد هوشیاری است و نمی دانست که چه بلایی قرار است بر سرش بیاید. برخی بر این باورند که او بدون ترس به استقبال مرگ رفت، اما در هر صورت او انسان است و اگر هوشیار بود، واکنش نشان می داد.

در این میان، عناصر وابسته به داعش، فاش کردند که "پیش از سوزاندن خلبان اردنی، مقادیر زیادی مخدر به او تزریق شد تا اطمینان حاصل شود که وی از درک آن چه در اطرافش می گذرد، عاجز است و توانایی فکر کردن یا انجام دادن هر حرکت یا عملی که تصویربرداری را به هم بزند، نداشته باشد."

ناظران درباره این اظهارات مسؤول داعش، گفتند: هدف داعش از تزریق مخدر، پشیمان جلوه دادنِ الکساسبه بود. آن ها می خواستند این گونه وانمود کنند که وی گناهی که مرتکب شده را درک می کند و مرگ و آتش را به عنوان مجازات، انتظار می کشد و بی آن که فریاد بکشد، کاملا تسلیم حکم سوزاندن است.



یه داستان جالب...

 


سه تا دختر جوان هرهفته با یه وضعیت نامناسب حجاب و عفاف میرفتن

گلزار شهداواسه این که مادرای شهیدان  رو اذیت کنن
هر هفته هم میرفتن سرخاک یکی از شهیدا ولی مادر اون

 شهید هیچی به اونا نمیگه به قول خودم حرصشون میگیره

 وهر دفعه با وضعیت بدتری میرن و آخر هم میرن کنار

اون مادر مینشینن مادر شهید هم خیلی تحویلشون میگیره

و از زیبایی اونا تعریف میکنه مادر شهید میگه حیف نیست

 این همه قشنگی رو نشون یه عده نامرد میدین و اینقدرقربون

صدقشون میره که دخترا شرمنده میشن وهفته ی بعد با حجاب

 کامل میرن گلزارشهداوهر هفته هم مثل خواهرشهید میرفتن

سرخاک.تاوقتی که مادر شهید هم فوت میکنه همون دخترا

هرهفته اول میرن سر خاک مادروبعد هم میرن سرخاک

 برادر شهیدشون.

 





صفحه قبل1...1617181920...74صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران