|
هزینه معیشت 3 میلیون تومان شد |
||
در هفته های آینده مباحث مربوط به تعیین مزد سال آینده کارگران و مشمولان قانون کار داغ تر خواهد شد و نمایندگان کارگران، کارفرمایان و دولت گفتگوهای جدیدی را در اینباره انجام خواهند داد. تاکنون چندین مرحله مذاکره و رایزنی در قالب شورای عالی کار برگزار شده است.
|
بهترین مسیر کنترل ذهن در فضای فعلی جوامع بشری را میتوان در تلاش برای هدایت افکار و اعمال نخبگان تصور کرد. نخبگانی که خود از طیف وسیعی به واسطه سطح تاثیر گذاری متناسب با اهداف تعریف شده برخوردارند. بطور مثال اگر بنا بر تاثیر گذاری بر حوزه سیاست خارجی باشد طیف مذکور شامل مجموعهای از دیپلماتها، سیاسیون و اصحاب رسانه و خبرنگاران خواهد بود. اما آنجا که صحبت از «فتح فرهنگ» یک جامعه به میان میآید سطح و گسترده فضای جنگ نخبگانی نیز ارتقاء مییابد. چرا که فرهنگ ظرف همه تعاملات بشری است و با دستکاری آن در سطوح مختلف میتوان از اقتصاد تا سیاست خارجی، از محصولات گیشه سینما تا محتویات گوشی تلفن همراه و از کلاس مدرسه تا متون دانشگاهی یک کشور، منطقه یا حتی گستردهای به وسعت جهان را تحت تاثیر قرار داد. در چنین فضایی اولین تظاهرات دستکاری فرهنگی جوامع با تمسک بر ابزارهای دیپلماسی عمومی را میتوان در تغییر ذائقه افراد و بروز معضلات اجتماعی متنوع اما بدون سبقه تاریخی مشاهده کرد.
بر همین اساس تکرار مجدد مفهوم مهم و تاریخ ساز ديپلماسي عمومي (Public Diplomacy) موضوعیت مییابد...
در فرهنگ واژگان اصطلاحات روابط بين الملل كه در سال ۱۹۸۵ توسط وزارت خارجه آمريكا منتشر شد دیپلماسی عمومی اين چنين تعريف شده است: «ديپلماسي عمومي به برنامه هاي تحت حمايت دولت اشاره دارد كه هدف از آنها اطلاع رساني و يا تحت تاثير قرار دادن افكار عمومي در كشورهاي ديگر است؛ ابزار اصلي آن نيز انتشار متن، تصاوير متحرك، مبادلات فرهنگي، راديو و تلويزيون و اينترنت است.»
تقابل با مظاهر قدرت نرم دیگران شامل مفاهیم بلندی همچون ملیت، فرهنگ بومی، دین رسمی و یا سایر مولفههایی که به یکپارچگی و دوام حضور یک گروه از مردم در طول سالیان سال در منطقهای معین و مشخص منجر شده، همگی در ذیل اهداف دیپلماسی عمومی یک کشور علیه دیگری معنا مییابد. اما گستردهترین شکل از دیپلماسی عمومی را اصولا باید در تقابل «دو نظام مستقل» با انگیزشهای ذاتی متفاوت جستوجو کرد.
آنچه امروز در جامعه ایرانی بیش از همه مورد هجمه واقع شده «نظام یا حاکمیتی» است که در جنگ با سیستم لیبرال سرمایه داری موفق شده بدون تمسک چشم گیر بر مولفههای نظامی خود، جنگی نرم را تا درون تار و پود زر سالاران جهانی گسترش دهد. در چنین فضایی طبیعی است که رقیب از همه ابزارهای قدرت نرم خود به صورت دائمی به منظور «هدایت نخبگانی» جامعه حریف بهره میبرد و تلاش میکند گروههایی از مردم درگیر جنگ تمام عیار با حاکمیتی شوند که حقیقتا مردمیترین شکل حیات نظام مند بروز یافته در تاریخ ایران به شمار میرود. اما چنین هدایت نخبگانی وسیعی را چگونه میتوان مهار کرد؟
ابزارهای کنترلی
اگر اندکی از فضای بحثهای تئوریک دانشگاهی فاصله بگیریم درخواهیم یافت که تقریبا همگی ما به نحوی متخصص در «جنگ نرم» به حساب میآییم! از پدر و مادری که به منظور تاثیر گذاری مثبت بر رفتار فرزندان خود هنجارهای مشروع زن و شوهری را از چشم آنها پنهان میکنند تا آن مجموعه بزرگی از بازیگران و خوانندگان و ورزشکاران که مقید به کنترل رفتار خود در منظر مردم به جهت حفظ دیسیپلین شهرت هستند. یعنی به همان اندازه که پدر و مادر در مقابل فرزندان خود یک جامعه کوچک نخبگانی تشکیل میدهند، سایر گروههای مشاهیر نیز از قدرت تاثیر گذاری بر جامعه برخوردار هستند.
این جنگی دائمی در محدوده اخلاقیات است که اغلب اعضای جامعه بدون آموزش چشمگیر، به کنترل حیطه آن اشتغال دارند. ما با یکدیگر بر سر «اخلاقیات«، «مذهب» یا «ملیت» جنگ نداریم چون پذیرفته ایم که مولفههای قدرت نرم جامعه ایرانی برآمده از همین بدیهیات تاریخی و فرهنگی و گفتمانی است. پس برای تعیین ابزارهای کنترلی هم نیازمند ابداعات و اختراعات عجیب و قریب نیستیم! حفظ عرفیات و شرعیات و حیطه اخلاق ایرانی کفایت میکند.
با این احتساب آنچه امروز در فضای قانون ستیز سایبر میگذرد «طبیعی» نیست و دست هدایتگری در میان است که گروهی از نخبگان را آشکارا به عرف شکنی و دریدن مرزهای اخلاقیات در منظر عموم ترغیب میکند. اینجا دیگر صحبت از «عکسهای لو رفته» نیست! بلکه عمد بر لو رفتن یک سبک زندگی خاص و بزرگنمایی شده توام با تظاهر به خوبی و خوشی بدون ذکر حواشی یکی زندگی حقیقی برآمده از قوانین سیستم مصرف گرا، بیاخلاق و خانواده ستیز لیبرالی است.
تصویر ساز ی و تخریب گری!
همیشه اجرای یک «نمایش ناقص، تمرین نشده و بدون برنامه» خطرناکتر از تعریف کل ماجراست. به همان نسبت «گلشیفته فراهانی» به عنوان نماد یک «زن ایرانی بازیگر» در مقایسه با «آنجلینا جولی هالیوودی» غیرنرمال مینماید، هر چند در باطن طبیعتا جولی یک بازیگر جهانی با دامنه فسادی صد برابری است اما فضای پیرامونی او در اختیار حاکمیتی عاقل و دور اندیش است.
پس الگوی حقیقی نظام سرمایه داری مادر ۶ فرزند با ملیت و رنگ پوست متفاوت و ویترینی از اقدامات خیرخواهانه تعریف میشود و ویترین مشاهیر ایرانی با دخترکی مسلمان در ظاهر یک روسپی تزیین میشود! نه آن نماد حقیقت جامعه آمریکایی است و نه این نمونهای سالم از یک جامعه فرهیخته! اما با تخریب ویترین یک سیستم میتوان بر مجموعه بزرگی از مولفههای قدرت نرم آن تاثیری منفی گذاشت. ویترین جامعه مقید، اخلاق مدار و نسبتا سالم ما در فضای مجازی هم اکنون از جانب اقلیتی محض از مشاهیر مکرر تخریب میشود!
حاکمیت کجاست؟!
آیا اعضای جامعه ایرانی میتوانند خود به تنهایی در برابر هجمهای شدید که از جانب نظامات سیستم لیبرال سرمایه داری میلیارد میلیارد برای آن خرج میشود به تنهایی مقاومت کنند؟ سوال مهمتر این است که آیا تنها مقاومت مردمی برای دفع حملات فرهنگی، اجتماعی، دینی و اخلاقی کفایت میکند؟ قطعا چنین نیست! مردم از هیچ یک از ابزارهای حاکمیتی برای تقویت جریان خیر و تقابل با جریان شر در جبههای گسترده و ملی برخوردار نیستند، بنا براین طبیعتا بدون تبیین ساختارها و نظامات حاکمیتی و ابداع سیستمی دقیق نمیتوان از پس چنین هجمه سنگینی برآمد.
ابزارهای حاکمیتی بیگانه
بیایید برای تبیین این موضوع به سیستم مورد نظر ما که هم اکنون در غرب حکمفرماست نگاهی از نزدیک داشته باشیم. همانطور که ذکر شد، بازیگران، هنرمندان، خوانندگان و ورزشکاران تشکیلدهنده بخش مهمی از ویترین نخبگان غیرعلمی با قدرت تاثیر گذاری بر آحاد جامعه هستند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم از آنها که دوست شان داریم و اخبار و اطلاعات و سبک زندگی شان را دنبال میکنیم تاثیر میپذیریم.
هر طیفی که با بهره گیری از دستگاههای رسانهای به صورت دائمی عرض اندام کند خواه ناخواه صاحب قدرت خواهد شد و جهت دهی به چنین قدرتی از وظایف ذاتی و انکار ناپذیر حاکمیت هاست. به همین جهت است که هالیوود به عنوان «وزارت فرهنگ و ارشاد» نظام لیبرال سرمایه داری با مجموعه برنامههای جهانی به کنترل سبک زندگی مشاهیر مبادرت میورزد.
صحبت از سیستمی است که با ۳۰ سال فشار حاصل از تبلیغات حول سیاستهای کاهش فرزندآوری، نسل اول هالیوود را تقریبا منقرض کرد و پس از آن با تغییر سیاستها، سوپرمدلهای سایز صفر همچون هایدی کلوم و آنجلینا جولی و ویکتوریا بکهام و کیت بلانشت و سایرین را مجبور به فرزندآوری با استاندارد ۴ بچه کرد، هر چند برخی از این حد نیز فراتر رفتند!
صحبت از سیستم پر قدرتی است که آشکارا از حاکمیتی بودن همه بخشهای فرهنگ و هنرش سخن به میان میآورد و داستان مبارزات فاشیستی مدیران هالیوود با «حامیان کمونیسم» یا «انکار کنندگان هولوکاست» را مشتاقانه نسل به نسل بازگو میکند تا در سطور تاریخ گم نشود! علاوه بر آن در حال نیز، هر آن که همچون بریتنی اسپیرز، مایکل جکسون، جنت جکسون، مارلون براندو یا سایرین، از عمل به «برخی قوانین نانوشته» حاکم بر سیستم مذکور سر باز زند در ملا عام با چنان عقوبت سنگینی مواجه میشود که گویی از عرش به فرش افتاده است! این یعنی لیبرال سرمایه داری در حیطه سیاستهای خود با کسی شوخی ندارد!
سیستم سلیقه ای- حزبی
حال بیایید سیستم خودمان را بررسی کنیم؛ مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ما به صورت دورهای و با سلایق حزبی و قبیلهای پس از هر دوره انتخابات ریاست جمهوری انتخاب میشوند. به این ترتیب نظام ما دست کم در ۳۶ سال اخیر هرگز یک سیستم یکپارچه فرهنگی به خود ندیده است. در چنین شرایطی «بهترین ها» هم تنها به سلایق، علایق و آرمانهای خود پایبند بودهاند و از فرصت و امکانات کافی برای طراحی یک سیستم مدیریتی یکپارچه، نظارت و ارتقاء بخشی زیرمجموعه فرهنگ و هنر کشور بیبهره بودهاند. به این ترتیب دست کم عنان بخشی از کار همواره در دست مدیران طرح «دیپلماسی عمومی» دشمن بوده است.
هر کدام از مشاهیر که براساس میل و سلیقه ذاتی خود به جبهه «خوبی و خیر» خواسته یا ناخواسته کمک رساندهاند در تنهایی به شعفی درونی میبالند و از سیستم چیز زیادی به آنها نرسیده است! چه بسا همچون حاتمی کیا، نرگس آبیار یا خیلیهای دیگر به سبب فاصله گرفتن از طراحی نقشه دشمن، تنبیه سیستماتیک هم شده باشند! چون به هر حال «ارشاد» در سیستم ما «سلیقهای» تعریف شده است و «حزبی» تکلیف آن تعیین میشود.
دوپینگ سایبری گشتاپو!
گشتاپوی نظام لیبرال سرمایه داری با تمسک به قدرت برآمده از محیط حاکمیت ستیز سایبر، در شبکههای اجتماعی میتازد و همچون اقلیتی صهیونیست، شخصیت و وجهه آنها که حتی براساس الگوهای ساختگی خودشان در تیم «ارزشی ها» هم نیستند اما بنا بر رویه یک زندگی نرمال گاه در محرم، حسینی عمل میکنند را آشکارا مقابل چشم همگان «ترور شخصیت» میکنند.
جالب اینجاست که مجموعه رسانههای ناآگاه یا فریب خورده داخلی نیز در تحلیل این ماجراها به جای آسیب شناسی و کنار زدن پردههای فریب، به تئوری «بیتربیتی مردم» متوسل میشوند! حال آن که تقصیر از کسانی است که بدون هر گونه عاقبت اندیشی مقابل تریبون مهم ارشاد میایستد و میگوید: «ما هر اندازه از وظایفمان را که مشتری داشته باشد، واگذار میکنیم!» خوب واضح است که چه کسی در صف پیش خرید همین ساختار نیم بند فعلی سال هاست زنبیل گذاشته است!
دوگانهسازی عامدانه
اما بدترین شکل مبارزه با ساختار فاشیستی شکل گرفته در فضای فرهنگ و هنر را باید در نوع فعلی آن جستوجو کنیم. گروههایی از مردم به نام «حزب للهی ها» یا «حامیان فرهنگ و هنر ایرانی- اسلامی» همچون سازمانی مردم نهاد به ساختارسازی موازی با حاکمیت روی آوردهاند بیآن که دغدغه اصلی یعنی ساختارمند کردن نظام فرهنگ و هنر حاکمیت را مجدانه پیگیر باشند. جشنواره فجر انقلاب برای شما، جشنواره مردمی عمار برای ما! جشنواره موسیقی انقلاب برای ضد انقلاب، حامد زمانی برای ما! شیار ۱۴۳ و میهمان داریم برای ما، فیلم فتنه برای شما! شبکه افق برای ما، باقی برای شما!
بزرگترین دستاورد چنین سیستمی، تلقین دوگانگی جامعه، به همه زیرمجموعه فرهنگ و هنر کشور است. کم کم کسی برای ساختار فشل حاکمیت تره هم خرد نمیکند! این گونه میشود که بازیگران فتنه ۸۸ به روی سن انقلاب رفته و پنجه به سیمای نظامی میکشند که چهارپایه شهرت را زیرپای آنها گذاشته است و گرنه کیست که نداند «گلشیفته» پس از آن که همچون «ماهی رودخانه به دریا گریخت» جز نقش «روسپی نظام لیبرال سرمایه داری» هیچ کاسب نشد! عاقبت سایرینی که به نظامات ملی کشور خود پشت کنند هم همین است منتها ظاهرا نظام هیچ علاقهای به ساختارسازی پس از ۳۶ سال کم کاری از خود نشان نمیدهد! این دست اقدامات، گرچه ممکن است به خلق آثار ارزشمند در مقاطعی خاص بیانجامد و در جای خود واجد منزلت و ارزش باشد اما چون به ساختارسازی نمیانجامد، نمیتواند و نباید به عنوان حرف آخر نظام و جریان ارزشی تلقی شود.
چه کنیم؟
الف- مهمترین اقدامی که میتوان به آن اندیشید ایجاد اصلاحات قانونی در ساختار حاکمیت است. وزارتخانههای زیربنایی که با اصول و ارزشهای حاکمیتی سر و کار دارند را نمیتوان به شیوه حزبی و سلیقهای اداره کرد. این حرفی است که دست کم۳۶ سال تجربه آشوب فرهنگی و هرج و مرج هنری پشتوانه اش است.
از استاد علیزادهای که نشان شوالیه فرانسه را قبول نمیکند تا شجریانی که خود را زخمی لمپنیسم ماهوارهای میبیند همگی موید این هستند که سیستم خوب عمل نمیکند و از پس «هدایت و ارشاد» زیرمجموعه، توام با ارتقاء دهی بهنگام و هشدار و انذار در زیرصدای متن فرهنگ و هنر کشور برنیامده است. پس تعیین مدیر وزارت خانههایی همچون فرهنگ و ارشاد، علوم و تحقیقات و آموزش و پرورش را بهتر است به نهادهای بالادستی همچون شورای عالی انقلاب فرهنگی بسپاریم.
ب- بنا نبود که مردم هم انقلاب کنند و هم مثل اجزای جدا افتاده از سیستم خود برای برآورده شدن آرزوهای بلند آرمانشهری شان ساختارسازی موازی با حاکمیت راه بیندازند! صدر تا ذیل این مملکت متعلق به «انقلاب اسلامی» مردم ایران است. پس اگر بازیگران و هنرمندانش آشکارا در فضای مجازی کشف حجاب میکنند و باز سوپراستار فیلمهای هر شبی سیمای ملی و سینمای وطنی هستند یعنی یکجای کار اساسی میلنگد! اگر یک لابی پرقدرت در سینما خود مروج روابط نامشروع است و بزرگان سینما را تا مرز جنون عصبانی کرده، باید پذیرفت که حاکمیت گوش هایش را محکم گرفته تا نشنود! اصلاح سیستم از ضروریات است و با ترویج دوگانگی در جامعه، هم مردم متضرر میشوند و هم حاکمیت.
ج- اگر مدیری خود مروج حاکمیت دوگانه در سیستم است چه کسی مسئولیت رسیدگی به تخلفاتش را دارد؟ قطعا مردم قادر به تنبیه متخلف نیستند!
د- بر حاکمیت واجب است سیستم «ارتقاء دهی» مجموعه بزرگ هنرمندان مومن و متعهد کشورمان را عملیاتی سازد. اگر الهام چرخنده در میانه بازگشت از مسیر گذشته، ترورشخصیت شد و کارش در مسیر «زهرایی» جشن چادری شدن دختران مومن و دانشجوی کشور به «سی سی یو» کشید وزیر فرهنگ باید از ناراحتی دق کند. چرا که مسیر دعوت از مشاهیر برای خوش رقصی در سفارتخانههای انگلیس و فرانسه و غیره چند بانده و مجهز به قطارهای سریع السیر است!
تازه آنها از چنان سیستم ارتقایی برخوردارند که به عنوان اولین دست خوش، «حق شهروندی» نظام لیبرال سرمایه داری را همچون «هویجی» آویخته از ریسمان، به هنرمندان پشت کرده به وطن پیشکش میکنند. و متاسفانه لایک شدن در نظامات آینده فرهنگ و هنر کشور از سایر مزایای آن به حساب میآید!
ه- حکومت داری دولا دولا نمیشود! نمیتوان گفت هم طرف براندازان نظام را میگیریم و به فیلمهای حامی فتنه مجوز میدهیم و هم دست بر سر شیار ۱۴۳ خواهیم کشید. بزرگترین دلیل صحت این مدعا زمین گیری ارزشیهای سینمای ایران در بازی اکران است و بوی آزاردهنده سالنهای کنسرت مختلط تهرانی که ورود دوربین به آنها ممنوع است! صیانت نکردن از حریم فرهنگ و هنر ایرانی- اسلامی یعنی آوانس دهی به آنها که سالهاست سر بر بالین آرامش نگذاردهاند تا مقابل همه روزنههای نفوذ باند فرودگاهی احداث کنند. مدافعین ما سر کدام بزنگاه توطئه خوابیده اند؟!
منبع:کیهان
شبکههای ضداجتماعی و غالباً صهیونیستی-آمریکایی موقعیتی را فراهم میآورند تا تهدیدات پیچیده و فرهنگ محور دشمن را بسترسازی کنند، ازآنجاییکه فضایمجازی و شبکههای ضداجتماعی با سرعت بسیاری در حال رشد و توسعه میباشند تمام شئون زندگی بشر را میتوانند تسخیر کنند و غفلت از این موضوع میتواند تأثیرات منفی بسیاری بر امنیت اخلاقی و اجتماعی و درنهایت امنیتی عمومی جامعه داشته باشد. یله و رها بودن این حوزه در ایران باوجود پیشبینی سازوکارهای مختلف و بازی در پازل استکبار، دغدغهای است که بسیاری از دلسوزان آن را فریاد میزنند. تا جایی که سهسال پیش مقام معظم رهبری شورایعالی فضایمجازی را جهت فرماندهی «انقلاب در فضایمجازی» تشکیل دادند؛ اما کمکاریها کار را بهجایی رساند که حتی این شورا که سران سه قوه را در خود جای داده است، راه بهجایی نبرد و امروز مهیاسازی بستر فساد و انهدام بنیان خانواده تا جاسوسی و فراخوان اغتشاش رهاورد این فضایی است که دشمن برای جنگ با ما آماده کرده است و فرزندان ایران اسلامی با حمایتهای دولتی مشغول درو کردن محصولات آلوده آمریکایی در این شبکههایند!! اینکه چه کسانی پشت این نابسامانیها هستند و چه کسانی کمکاری کردهاند و... مطالبی بود که در گفتوگو با روحالله مومننسب مطرح و در گزارش قبلی منتشر کردیم، در این مجال برخی ناگفتههایی که تکمیلکننده مباحث گذشته است را از زبان این کارشناس خبره فضایمجازی مرور میکنیم:
پیوستفرهنگی در محاق
بر اساس ماده یک سیاستهای کلی برنامه پنجم توسعه هر پروژه و طرح مهمی در کشور باید با پیوستفرهنگی ارائه شود که در همین راستا کمیسیون پیوستفرهنگی در شورایعالی انقلاب فرهنگی تشکیل شد و حالا چهار سال و تقریباً هشت ماه از آن گذشته است و در این مدت فقط یک طرح در کشور پیوستفرهنگی داشته است و آنهم رایتل بوده و جالب اینکه پیوستفرهنگی این شرکت نیز یک صفحه سفید است که بالای آن نوشتهشده پیوستفرهنگی و پائین این صفحه سفید را مقامات مربوطه امضا کردهاند!! یعنی به خاطر اینکه بتوانند مجوز بگیرند یک صفحه سفید را بهعنوان پیوستفرهنگی ارائه دادهاند! و همه هم آن را امضاء میکنند(!) خوب اینگونه دهنکجی به قانون را کجا میتوان پیدا کرد؟
گروه سهنفرهای که شورایعالی مجازی را دور میزند
ببینید نسل سوم مخابرات اصلاً پیوستفرهنگی ندارد. دبیر شورایعالی فضایمجازی اعلام کرد که غیرقانونی است. اعضای شورایعالی فضایمجازی گفتند غیرقانونی است. ۵۹ نفر از نمایندههای مجلس و دادستان کل کشور گفتند که غیرقانونی است. برخی از مراجع تقلید مثل آیتالله مکارم شیرازی و آیتالله علوی گرگانی فتوای حرمت دادهاند. حضرت آقا به جد گفتهاند که پیش از راهاندازی شبکه ملی اطلاعات و پروژههای اقماری آن، این کار خلاف قانون انجام نشود، حتی با وعدههای بیجا، انتظارات کاذب هم ایجاد نشود. با همه این مخالفتها میبینیم وزارت ارتباطات مجوز نسل سوم و بالاتر را صادر میکند و متأسفانه رسانهملی که رییس آن تنها عضو حقیقی و حقوقی شورایعالی فضایمجازی است، تبلیغات این کار خلاف قانون و خلاف شرع را عملیاتی و پخش میکند(!)
جالب است بدانیم در وزارت ارتباطات یک کمیسیونی هست به اسم تنظیم مقررات که سه عضو آن را دولت منصوب میکند و هر سه عضو آن از اصلاحطلبان معروف و وابسته به حزب منحله مشارکت هستند. آنوقت این شاخه مشارکت بود که تصویب کرد نسل مخابرات عوض شود! یعنی اینگونه شورایعالی فضایمجازی را از گردونه تصمیمگیری در این عرصه مهم خارج کردند. شورایعالی فضایمجازی که سران سه قوه، رئوس ۱۲ وزارتخانه و نهاد مهم کشور ازجمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی و صداوسیما و کارشناسان این حوزه به انتخاب امام خامنهای را در خود جای داده است، بهراحتی توسط یک گروه کوچک دولتی دور زده میشود و صدای هیچکس هم در نمیآید(!)
پیچدرپیچهای یک وزارتخانه
بهعنوان نمونه در وزارت ارتباطات معاونت تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، کمیسیون تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی و در شورایعالی فضایمجازی معاونت تنظیم مقررات مرکز ملی، کمیسیون عالی تنظیم مقررات و دبیرخانه تنظیم مقررات، تماماً یک مأموریت دارند! آقای جهانگرد که قبلاً از سوابقش در فتنهها و سمتها و عناوین پرشمارش در حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات گفته بودیم و ردش در همه جای وزارت ارتباطات دیده میشود، خود را یک بوروکرات میداند و بوروکراتها معتقدند که آنقدر سازوکار ببند و با ایجاد این پیچدرپیچها هر کاری میخواهی انجام بده.
مافیاهای متعدد واردات پهنای باند و دلالان اطلاعات و کاسبان تجهیزات مخابراتی و دکانهای عدهای در دامین و آی پی فروشی و کاسبیهای تحریم و اهالی زد و بندهای حاشیه «دبلیو.اس.آی.اس» و «آی.سی.اِی.اِن» و درآمد تجار فیلترشکن و قاچاقچیهای پهنای باند همکار «اُ.تی.تی»های صهیونیستی و مجوز فروشها و حقالسهم بندیها و مدیری که کارتابل خود را در خانهاش در آمریکا امضا میکند و دهها راز مگوی دیگر حضرات هم بماند برای مجالی دیگر، بهشرط حیات.
وزارتخانهای با اختیارات سه قوه!
تنها به این بسنده کنم که وزارت ارتباطات یک پدیده است! این وزارتخانه هم اختیار قانونگذاری دارد، هم در بسیاری از حوزهها انحصار در اجرا دارد و هم باید بر حسن انجام مأموریتهای خودش نظارت کند! یعنی مثل مجلس قانون میگذارد، خلاف اصل ۴۴ در دولت انحصار اجرا دارد و مثل قوهقضاییه اختیار نظارت و حتی صدور حکم هم دارد و آن وقت است که به قول رییسجمهور وقتی همه این اختیارات یکجا جمع شود، فسادآور میشود!
اختیارات وسیع پنجتاییها
در وزارت ارتباطات یک جایی هست به نام شورایعالی فناوری اطلاعات که اختیارات آن از شورایعالی فضایمجازی هم بسیار بیشتر است. باز در جای دیگر جایی هست به نام شورایعالی انفورماتیک که اختیارات بسیار زیادی دارد. شورایعالی اطلاعرسانی و شورایعالی افتا و... حدود پنجتا شورایعالی وجود دارد که با مصوبات مجلس یا مصوبه هیئت دولت، اختیاراتشان در بسیاری از حوزههای فضایمجازی بهمراتب از شورایعالی فضایمجازی بیشتر است. شورایعالی فضایمجازی که توسط حضرت آقا راهاندازی شده و سران سه قوه و تمام نهادهای کشور هم از اعضای آن هستند را ببینید تا چه حد تضعیف کردهاند...
مجلسیها هم کم گذاشتند
مجلس میبایست یک کارگروه تشکیل میداد و تمامی قوانین مغایر و یا موازی با شورایعالی فضایمجازی را ملغی میکرد و یا به نفع شورایعالی فضایمجازی تغییر میداد. باید بدانیم که این خواست رهبر انقلاب بوده است و نقل است که حضرت آقا در جلسات پیش از تشکیل شورایعالی فضایمجازی خطاب به آقای لاریجانی گفته بودند که شما در رابطه با این شورا قانونگذاری کنید و مشکلات و موانع آن را برطرف کنید ولی متأسفانه میبینیم که مجلس حتی یک مادهقانونی دراینباره تصویب نکرده است و سال گذشته با تصویب اعطای بودجه ۲۵۰۰ میلیارد تومانی برای شورایعالی فناوری اطلاعات، عملاً شورایعالی فضایمجازی را ازنظر مالی به زیر زیرمجموعه دولت تنزل داد! این شگفتانگیزترین کار مجلس اصولگرا بود!
یک نفر کابل بکشد ۲۴ نفر فکر محتوا باشند
۲۵ نفر عضو شورا هستند که فقط یک نفر آنها فنی است که آنهم اگر بپذیریم آدم فنی است! فقط وزیر ارتباطات است و مابقی اعضا، محتوایی هستند. پیام این چینش حضرت آقا چیست؟ یعنی اهمیت مباحث فنی نسبت به مباحث محتوایی یک بیستوپنجم است؛ یعنی یک نفر کابل بکشد و ۲۴ نفر فکر کنند که از این کابل چه محتوایی عبور کند. آنوقت ببینید در وزارت ارتباطات چه خبر است. انواع رانتها و مافیاهای پیچیده که برخی از آنها را میتوان به اسمورسم نام برد جولان میدهند و برای زیرساخت تا محتوا تصمیم میگیرند! و این مثل آن است که مسئول خدماتی یک ساختمان، اداره تمام ساختمان و ترددها و تملکها را به اختیار بگیرد!
پیام عدم حضور مدعیان
حتی عدم حضور برخی افراد مدعی در این حوزه در بین ۲۵ نفر خود نیز دارای پیام است. چرا اسم فردی که خود را پدر اینترنت ایران میداند در بین این افراد نیست؟ یا نام آن دیگری که خود را مغز متفکر فناوری اطلاعات در ایران میداند و یا آنیکی که میگوید توپولوژی شبکه و تمام تجهیزات بکار رفته در حوزه فناوری اطلاعات با نظر و تائید من خریداری و نصب شده است یا آنکسی که مدعی است تمام مدیران این حوزه دانشجویان او بودهاند و... در جمع اعضای شورایعالی فضایمجازی دیده نمیشود؟ به نظر میرسد پیام امامخامنهای از عدم انتخاب این افراد این بوده است که باوجود و حضور برخی تفکرات پوسیده و وابسته نمیتوان در فضایمجازی انقلاب کرد.
انقلاب اینترنتی آغاز میشود
اینکه حضرت آقا میگویند باید در فضایمجازی انقلاب صورت بگیرد دارای مفهوم است. به نظرم در یک تطبیق با انقلاب اسلامی، شورایعالی فضایمجازی در مرحله قبل از ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ است! حضرت آقاچهل دستور در رابطه با فضایمجازی به همه اعضای این شورا از سپاه و ناجا گرفته تا مجلس و دولت دادهاند؛ که اگر این دستورات اجرایی میشد، اینترنت ایران و جهان متحول میشد ولی متأسفانه امروز بعد از گذشت حدود سهسال هیچیک از آنها اجرایی نشده است و برخی را دقیقاً مخالف عمل کردهاند که شرح آنها بماند برای زمان دیگر؛ یعنی حضرت آقا با این دستورات یک اتمامحجت با مسئولین و خواص کردهاند و احتمالاً در سال آینده خود ایشان مستقیماً به موضوع ورود پیدا کنند. این میشود مرحلهای که حضرت امام در آن دوران مفهوم پیچیده کاپیتولاسیون را خیلی ساده و عامیانه توضیح دادند؛ که انقلاب نیز از همان نقطه شروع شد. الآن هم در فضایمجازی کاپیتولاسیون داریم؛ یعنی قوانین و مقررات کشور به نفع خارجیها و کاملاً علیه مردم است.
چهل دستور برای یک انقلاب
انقلاب در فضایمجازی هم باید با همان شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی اتفاق بیفتد؛ یعنی اول باید ما استقلال داشته باشیم و بعد به آزادی برسیم تا بتوانیم یک مردمسالاری مبتنی بر آموزههای دین مبین اسلام ایجاد بکنیم که آن چهل دستور رهبر انقلاب نیز بر همین اساس پیریزی شده است.
شورایی که خوابیده شد!
شورا به چند دلیل نتوانست کار بکند اول اینکه کسانی که از در بیرونشان کرده بودند از پنجره آمدند داخل و گردنههای اصلی مدیریتی شورا را گرفتند و اجازه برگزاری جلسات باکیفیت و اثرگذاری مطلوب را ندادند؛ یعنی در آخرین جلسه این شورا که قرار بوده ماهی یکبار تشکیل شود، تازه پس از سهسال به بیستمین جلسه رسیده است به کیفیت ارسال پیامکهای تبلیغاتی پرداخته میشود و بعد از چند جلسه تصویب میشود که محتوای پیامکهای تبلیغاتی باید قانونی باشد! دلیل دیگرش قوانین موازی و وجود شوراهایی با مأموریتها مشابه و اختیارات قانونی فراتر از این شورا است. بعد میبینیم یک شورا با یک ساختمان عریض و طویل و نیروی انسانی فراوان، عملاً خروجی ندارد.
مأموریت اندرویدی اوباما
اوباما در اسفند سال ۸۹ در کنگره سخنرانی میکند که از او سؤال شده بود که بودجه کلان جنگ نرم علیه ایران را کجا خرج کردهاید. اوباما در بند اول گزارش خود به کنگره میگوید با بودجه جنگ نرم علیه مردم ایران، اندروید را وارد ایران کردهام. بعد نگاه میکنیم میبینیم اسمارت فون ها اولین بار بهصورت انحصاری توسط شرکت گسترش انفورماتیک ایران وارد کشور شدند که یک شرکت صددرصددولتی است.
وقتی واردات اینترنت آمریکایی ده برابر میشود
وقتی اسنودن میگوید ۱۴میلیارد بسته اطلاعاتی طی یک ماه از ایران سرقت شده، معنی آن چیست؟ و نهادهای مسئول چهکار میکردند؟! در همان ماه که از ما ۱۴ میلیارد بسته اطلاعاتی سرقت شد از فرانسه که ازنظر وسعت و جمعیت اندازه کشور ماست، ۷۰ میلیون قطعه-داده سرقت شده که عکسالعملها به آن را دیدیم. از آلمان که اینهمه سروصدا شد ۱۴۰میلیون سرقت شده است بر اساس همان سند، میبینیم در آلمان چه قانونهایی تصویب کردند. پارلمان آلمان قانونی تصویب کرد که حتی یک رأی منفی نداشت که خودشان گفتند این رأی بالا به یک قانون، در تاریخ آلمان بیسابقه است در این قانون بیانشده است که باید ما تمام حوزه شینگل را از اینترنت آمریکا جدا بکنیم. در اتحادیه اروپا قانون مشابهی تصویب میشود. در بلژیک و برزیل تصویب کردند که باید اینترنت آمریکایی را قطع کنیم. آنوقت در ایران تصویب کردند که اینترنت آمریکایی را ده برابرش بکنیم!
بر اساس زیرساختهای موجود و توسعه بدون برنامه آن الآن رئیسجمهور آمریکا میتواند دولت الکترونیک ما را قطع کند. چراکه «کیل سوئیچ اینترنت» زیردست اوباماست؛ یعنی اختیار دولت الکترونیک ما در دست رئیسجمهور دولتی است که با ایران اسلامی سر تخاصم و دشمنی دارد و وزیر ارتباطات ما دلال پهنای باند اینترنت و نماینده آژانس امنیت ملی آمریکا در ایران شده است و بجای سیاستهای کلی نظام، در جمهوری اسلامی ایران سیاستهای رسمی آمریکا اعمال میشود(!)
شاید اگر مردم ما این چیزها را بدانند و مطالبه کنند، ویروسهای خطرناک وابستگی سختتر و محدودتر رشد کنند و این اطلاعرسانی و ایجاد مطالبه وظیفه رسانهها و به طریق اولاً رسانههای حزباللهی است.
متن کامل سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین رضا غلامی در مسجد حضرت ولی عصر (عج)، شهرک شهید محلاتی، که در تاریخ ۱۶ بهمنماه سال جاری به مناسبت دهه مبارکه فجر صورت گرفت به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم،
الحمدلله رب العالمین، الصلاة والسلام علی رسول الله و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، و کان حقا علینا نصر المؤمنین.
سلام عرض میکنم خدمت برادران و خواهران عزیز و جا دارد سپاسگزاری کنم از جناب حجت الاسلام والمسلمین علیزاده، امام محترم مسجد ولی عصر (عج) شهرک شهید محلاتی که این فرصت را برای حقیر فراهم ساختند تا خدمتتان برسم.
همانطور که اعلام شده است، عنوان سخنرانی بنده، آینده انقلاب اسلامی است. البته من در این سخنرانی قصد ندارم درباره آینده انقلاب اسلامی گمانه زنی علمی کنم؛ این کار در جای خودش ممکن است ولی بحث امشب حقیر آینده نگری به روش تجربی نیست. هدف من در این سخنرانی، بررسی رمز ماندگاری انقلاب اسلامی است.
گفتمان واقع بینی، روشی منصفانه برای ارزیابی انقلاب اسلامی
در اینگونه بحثها، قبل از هر چیز این پرسش مطرح است که شما چه ارزیابیای از کارنامه ۳۵ ساله انقلاب اسلامی دارید؟ به بیان دیگر، آیا به انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن در ایران، نمره قبولی میدهید؟ برای پاسخگویی به این پرسش، ما نیازمند یک روش درست هستیم. بهترین روشی که میتوانیم مورد استفاده قرار دهیم، «گفتمان واقع بینی» است که همواره مورد تاکید رهبر فرزانه انقلاب اسلامی است.
گفتمان واقع بینی یعنی چه؟ گفتمان واقع بینی یعنی اینکه: به عملکرد انقلاب و نظام سیاه و سفید نگاه نکنیم؛ نه منکر نقاط ضعف باشیم و نه منکر نقاط قوت، و به بیان دیگر، نقاط ضعف را در کنار نقاط قوت ببینیم.
فراموش نکنیم که سیاه نمایی و یأس پراکنی، یکی از برنامههای اصلی دشمن طی دهههای گذشته بوده است. آنها با به راه انداختن ماشین دروغ سازی و شایعه پراکنی، در ۳۵ سال گذشته، از هر تلاشی برای ارائه تصویری غیر واقعی و مخدوش از انقلاب و نظام اسلامی دریغ نکردهاند. بنابراین، مراقب باشیم در ارزیابی انقلاب اسلامی تحت تأثیر فضاسازی دشمن قرار نگیریم و در پازل آنها بازی نکنیم.
تأمین منافع ملی تنها در گرو تحقق اصول و آرمانهای انقلاب است
قدم نخست برای ارزیابی انقلاب اسلامی، این است که اصول و آرمانهای ناب انقلاب را به درستی بشناسیم و از بطن آنها شاخص استخراج کنیم. در پرانتز عرض کنم که هر ملت اصیلی دارای یک یکسری اصول و آرمان هاست. برای ملتهای اصیل، بین این اصول و آرمانها نه تنها هیچ تضادی وجود ندارد، بلکه بدون تحقق آنها امکان تأمین منافع بنیادین ملت وجود ندارد؛ لذا اینکه امروز عدهای میآیند و بین اصول و آرمانها و منافع ملی القاء دوگانگی میکنند، یا ناشی از بیسوادی آنها، یا ناشی از مخالفتشان با بخشی از اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی است؛ البته اینها جرأت هم ندارند مخالفت خود را ابراز کنند بنابراین، میآیند و بین منافع ملی و اصول و آرمانهای انقلاب تقابل بوجود میآورند این در حالی است که از رهگذر نادیده گرفتن اصول و آرمانها، تأمین هیچ منافعی برای ملت ما متصور نیست.
دوران سرسپردگی به عمال خارجی برای همیشه سپری شده است
خوب، ما در عرصه سیاسی چه اصول و آرمانهای داریم؟ آیا ما به دنبال دست یابی به عالیترین سطح از استقلال سیاسی نبوده و نیستیم؟ یعنی نمیخواهیم کشور را از اسارت و بردگی نظام استکبار جهانی و مزدوران آن آزاد کنیم؟ حال پرسش من این است که وضع فعلی ما در زمینه استقلال سیاسی نسبت به دوران قبل از انقلاب اسلامی چگونه است؟ آیا ما امروز به برکت انقلاب، مجاهدت مردم و خون شهداء استقلال سیاسی نداریم؟ یقیناً میتوانیم بگوییم، امروز هیچ کشوری به اندازه ایران اسلامی و انقلابی از استقلال سیاسی برخوردار نیست. دیگر گذشت آن دورانی که سفارتخانهها و آدمهای درجه دو و سه غربی برای ایران تعیین تکلیف کنند؛ و برای کشور ما رئیس انتخاب کنند.
نظارت شورای نگهبان ضامن مردم سالاری در ایران است
آیا ما با انقلاب اسلامی، به دنبال برچیده شدن بساط استبداد و خودکامگی و برقراری نظام مردم سالاری دینی نبودیم؟ آیا نمیخواستیم مردممان در چارچوب احکام مترقی و سعادت بخش اسلام و با آزادی کامل برای سرنوشت خودشان تصمیم بگیرند و مسؤلان کشور را انتخاب کنند؟ حال پرسش من این است که وضع امروز ایران با گذشته چگونه است؟ در این ۳۵ سالی که از عمر انقلاب سپری شده، تقریباً به طور میانگین، هر یک سال یک انتخابات آزاد در ایران برگزار شده و مردم ایران مسؤلان مختلف با سلایق و افکاری متفاوت را بر سر کار آوردهاند. کدام کشور را سراغ دارید که میزان مشارکت مردم در انتخاباتش در حد ایران باشد؟ مردم در کشورهای غربی که خود را کانون و سرچشمه دموکراسی در جهان معرفی میکنند، در چه حدی در انتخابات شرکت میکنند؟
عدهای متأثر از دشمنان انقلاب میگویند با وجود نظارت استصوابی شورای نگهبان و تأیید صلاحیتها از طرف این شورا، انتخابات در ایران آزاد نیست! سؤال من از این افراد این است که اولاً، کدام کشور را سراغ دارید که در خصوص تأیید صلاحیت نامزدهای انتخاباتی مکانیزمی نداشته باشد؟ ثانیاً، چگونه میتوان قبول کرد که به اسم آزادی، افراد فاسد با پشتیبانی ثروتمندان یا قدرتهای خارجی وارد انتخابات شوند و کرسیهای مسؤلیت را در کشور ما غصب کنند؟ آیا در چنین شرایطی، ملت ایران به اهداف مقدس خود خواهد رسید؟
امروز هیچ قدرتی جرأت تعرض به خاک ایران را ندارد
و اما در عرصه امنیتی، شرایط ما پس از پیروزی انقلاب اسلامی کاملاً ممتاز است. آنهایی که با تاریخ ایران خصوصاً تاریخ معاصر آشنایی دارند، تأیید میکنند که هرگاه در ایران جنگی رخ داده و به خاک کشورمان تعرضی صورت گرفته است، ملت ما در اثر بیلیاقتی شاهان و وزراء، بخشی از خاک خود را از دست داده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ما جنگ ۸ ساله را پشت سر گذاشتیم و در این جنگ تحمیلی، همه قدرتهای عالم پشت سر رژیم مفلوک بعث قرار گرفتند و از همه طرف ایران را تحت هجمه قرار دادند اما حتی یک وجب از خاک کشور هم به دشمن واگذار نشد.
امروز جمهوری اسلامی ایران به برکت انقلاب اسلامی از جهت دفاعی، در بهترین شرایط قرار دارد. نیروهای مسلح ما با وجود تحریمهای مختلف، به خواتکایی رسیدهاند و از حیث قدرت نظامی، از ارتشهای بزرگ دنیا چیزی کم ندارند. دقت داشته باشید، اگر اینگونه نبود، بعد از جنگ ۸ ساله، دشمن یعنی خود امریکا، بارها به خاک ما تجاوز کرده بود. اینکه دائماً میگویند درباره ایران، گزینه نظامی هم روی میز است، درست است لکن آنها جرأت حمله نظامی علیه ایران را ندارند. البته این را هم تأکید کنم که قدرت دفاعی ما، بیش از آنکه ناشی از سلاح و تجهیزات پیشرفته نظامی باشد، ناشی از روحیه شهادت طلبی جوانان ماست؛ محصول غیرت و مردانگی و محصول فرهنگ عمیق ایثار و شهادت جوانان ماست. دشمن از اینها میترسد.
شرایط فرهنگی کشور به مراتب از گذشته بهتر است
در حوزه فرهنگی، مگر ملت ایران به دنبال جاری و ساری شدن فرهنگ اسلامی و گرایش انبوه جوانان به اسلام عزیز نبوده و نیست؟ آیا ما به دنبال منهدم شدن بسترهای علنی فحشا در کشور نبودیم؟ در طول ۳۵ سال گذشته، دشمن در عرصه فرهنگ، دائماً ما را بمباران کرده است. قبلاً کجا این شبکههای ماهوارهای بود؟ کجا فضای مجازی به این گستردگی وجود داشت؟ خوب، از شما سئوال میکنم، وضع امروز ما از جهت فرهنگی با پیش از انقلاب اسلامی چگونه است؟ صدها برابر بهتر است. هم اکنون، عدهای یا تحت تاثیر سیاه نمایی دشمن، یا برداشتهای سطحی یا قطعهای خود از وضع فرهنگی جامعه و تعمیم این برداشت به کل جامعه، میگویند در گذشته وضع بهتر بود! پس انصاف و واقع بینی کجا رفته است؟ بله، کسی نمیتواند منکر معضلات فرهنگی در کشور یا آسیبهای اجتماعی که یا ناشی از هجمه فرهنگی غرب، و یا ناشی از کم کاریهای دولتها در عرصه فرهنگ است، باشد؛ نیروهای انقلابی بیش از همه از مشاهده معضلات رنج میکشند ولیکن واقعیت این است که امروز شرایط فرهنگی کشور یعنی دلبستگی مردم به شعائر و ارزشهای دینی به مراتب و به مراتب بهتر از گذشته است و تحقیقات میدانی نیز این واقعیت را کاملاً تایید میکند.
پیام انقلاب پشت هیچ دیواری متوقف نخواهد شد
از سوی دیگر، و در عرصه جهانی، انقلاب اسلامی در زمینه نشر فرهنگ ناب اسلامی و بیدار کردن مسلمانان از خواب غفلت موفق عمل کرده است. به چهره امروز جهان نگاه کنید! چه تفاوتهایی با گذشته دیده میشود؟ پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، غربیها میگفتند نظام کمونیستی را به سرعت شکست میدهند و اسلام سیاسی نیز که به کلی به حاشیه رفته و استحاله شده است، پس، به زودی جهان در قبضه ما خواهد بود! در واقع، غربیها اساسا تصور نمیکردند یک انقلاب عظیم با زعامت یک مرجع عالی دینی آن هم شیعه، در ایران که کانون غربگرایی در خاورمیانه است شکل بگیرد و اسلام سیاسی را احیاء کند.
وقوع انقلاب اسلامی، در حقیقت به مثابه یک سکته مغزی برای نظام سلطه گر غرب بود و تداوم انقلاب و روشنگریهای وسیعی که کرد، موانعی جدی و مستحکم در برابر حرکت ظالمانه غرب برای تسخیر جهان و استعمار نوین ملتها بوجود آورد. البته پیام انقلاب اسلامی با پول و قدرت رسانهای جهانی نشد؛ ما نه پولی برای این کار داشتیم و نه از مشابه بوقهای رسانهای غرب برخوردار بودیم لکن خاصیت حرف حق این است که به سرعت منتشر میشود و پشت هیچ دیواری متوقف نمیشود.
انقلاب اسلامی خودباوری را به جوانان ما برگرداند
و اما در عرصه علمی، وضع ما پیش از انقلاب اسلامی چگونه بود؟ چه تعداد دانشگاه و مرکز تحقیقاتی داشتیم؟ چه تعداد دانشجو به ویژه در مقاطع تحصیلات تکمیلی داشتیم؟ کشور ما در عرصه علم و نوآوری علمی چه رتبهای داشت؟ اصلا رژیم غربگرای پهلوی، اجازه میداد که جوانان ایرانی تواناییها و استعدادهای خود را باور کنند؟ خودباختگی را در دانشگاههای کشور رواج دادند و به دانشجویان و استادان اینگونه القاء کردند که ما بدون غرب هیچ چیز نیستیم و باید صبح و شب به طرف غرب سجده کنیم تا تکه نانی به طرف ما پرت کنند! ما حتی باور نداشتیم که از عهده تولید یک سوزن خیاطی هم بر میآییم. حالا چطور؟ امروز به برکت انقلاب اسلامی جوانان ایرانی به خودباوری رسیدهاند. صدها دانشگاه و مرکز پژوهشی بزرگ داریم. بیش از چهار و نیم میلیون دانشجو داریم که ۳۵% آنها در مقطع تحصیلات تکمیلی تحصیل میکنند. از جهت علمی، رتبه ایران در بعضی عرصههای کلیدی نظیر دانش و فناوری هستهای، نانو یا پزشکی و غیره زیر ۲۰ و حتی در مواردی زیر ۱۰ ارزیابی شده است.
انقلاب اسلامی با بخش مهمی از محرومیتها مقابله کرده است
در عرصه اقتصادی، امروز همچنان مشکلات زیاد است. اما میزان فقر و محرومیت در دوران سیاه پهلوی چقدر بود؟ چند درصد از جامعه از امکانات زیربنایی برای زندگی نظیر جاده، برق، آب آشامیدنی یا مخابرات برخوردار بود؟ با روستاها که آن زمان بیش از ۴۰% جمعیت کشور در روستاها متمرکز بود چه برخوردی میشد؟ معادلات خانی و اشرافی چه بر سر روستایی آورده بود؟
قبل از انقلاب اسلامی، زندگی مرفه مخصوص عدهای خاص از مرتبطین به شاه و درباریان و امثالهم بود و اما امروز به برکت انقلاب و به برکت حرکتهایی نظیر جهاد سازندگی، بنیاد مسکن، کمیته امداد و غیره، بخش عمدهای از محرومین جامعه از یک زندگی عادی برخوردارند. حقیقتا نظام اسلامی در جهت محرومیت زدایی کارهایی بزرگی کرده است هرچند فاصله ما با نقطه مطلوب زیاد است. در تحلیل شرایط اقتصادی نباید تاثیر فشارها و تحریمهای ظالمانه غرب طی ۳۵ سال گذشته را نادیده گرفت.
البته ما به لطف الهی بخشی از تهدیدات ناشی از تحریمها را به فرصت تبدیل کردهایم اما کسی نمیتواند تأثیرات سوء تحریمها بر اقتصاد ایران را منکر شود. البته بیبرنامگیها، بیعرضگیها و غلط کاری بعضی مدیران هم هست. دولتها طی ۳۵ سال سپری شده، به مراتب بهتر از این میتوانستند کار کنند لکن یقینا اگر این تحریمهای ظالمانه نبود، وضع اقتصادی کشور اینگونه نبود.
نیروهای انقلابی از وجود برخی محرومیتها رنج میکشند
نیروهای انقلابی امروز از وجود برخی محرومیتها در کشور رنج میکشند. کسی تصور نکند ماها نسبت به مشکلات مردم در بعضی شهرها، نسبت به معضل بیکاری بخشی از جوانها درد نمیکشیم. هنوز خیلی از امکانات، عادلانه در کشور توزیع نشده و کارهای نشده فراوان است با این وجود، عرض من این است که باید در تحلیل شرایط اقتصادی کشور منصف بود و بلندگوی دشمن نشد.
پس جمعبندی ما از کارنامه انقلاب این است که بله، علی رغم ضعفها و کمبودهایی که در عرصههای گوناگون داریم، و باید برای رفع آنها مجاهدت کنیم، و با وجود مانع تراشیهای مداوم دشمن، انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن در این ۳۵ سال، توفیقات بزرگی داشته است. این را تأکید میکنم که ما باید برای توفیق انقلاب اسلامی با همه وجود مجاهدت کنیم. این انقلاب امانت الهی دست ماست؛ یکی از بزرگترین آرزوهای تاریخی مسلمانان، شیعیان و پیروان اهل بیت (ع)، علماء و بزرگان این بود که روزی حاکمیت اسلامی با محوریت ولایت فقیه برقرار گردد. خوب، این اتفاق عظیم در دوران حیات ما افتاده است. مبادا نسبت به این انقلاب بیمهری کنیم و در انجام تکلیف الهی خودمان سستی کنیم.
البته نقش امداد الهی را هم نباید نادیده گرفت. توفیقات را به خودمان نسبت ندهیم. منبع همه موفقیتها خداست. اگر نبود لطف و فضل الهی، و اگر نبود دعای حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء)، هر یک از این هجمات برای از دست رفتن انقلاب و بازگشت به دوران سیاه قبل یعنی عصر استبداد و بیدینی کافی بود. خداوند بر ملت مؤمن ایران منت نهاد و آنان را بر دشمنان انقلاب پیروز کرد چراکه مردم ایران برای خدا قیام کردند و بنا به وعده قطعی الهی، ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم.
پایایی انقلاب منوط به تحقق اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی است
حال وقتی میخواهیم درباره آینده انقلاب اسلامی صحبت کنیم، پرسش نخست این است که پایایی و مانایی این انقلاب به چه چیزهایی است؟ به ظاهر و صورت انقلاب یا به سیرت و جوهر انقلاب؟ آیا ما باید به همین که جمهوری اسلامی به شکل تشریفاتی استمرار داشته باشد دل خوش کنیم یا نه، ما به دنبال حیات حقیقی انقلاب و نظام اسلامی هستیم؟ البته صورت انقلاب هم در جای خود مهم است لکن وظیفه اصلی آن حراست از گوهر و مغز انقلاب است. خوب، جوهر انقلاب را در چه عناصری میبایست جستجو کرد؟ همانطور که اشاره کردم، این عناصر همان اصول و آرمانهای ناب انقلاب است.
انقلاب اسلامی با آزادی فحشا و بیدینی مخالف است
در این صورت باید دید، آیا ملت و نظام ما میتواند در آینده استقلال سیاسی خود را حفظ کند؟ آیا میتواند از مردم سالاری دینی پاسداری کند؟ آیا میتواند از نعمت عظیم ولایت فقیه حراست کند؟ آیا میتواند همچنان در جهت استقرار فرهنگ اسلامی در زندگی فردی و جمعی خودش پافشاری کند؟ در این ۳۵ سال، خیلیها تلاش کردند فرهنگ اسلامی را از ما بگیرند و فضای جامعه را آلوده کنند. حتی عدهای از امکانات نظام علیه فرهنگ اسلامی بهره بردند. مجوز به فلان فیلم کثیف، مجوز به فلان کتاب مبتذل یا به فلان خواننده و غیره. میخواهند حساسیتها را از بین ببرند و منکر را در جامعه عادی کنند. ملت ما اگر در مقابل این خباثتهای به ظاهر فرهنگی بایستد، انقلاب ماندگار خواهد شد و الا بدون رودربایستی باید گفت، انقلاب شکست خواهد خورد. در اینجا کسی تصور نکند انقلاب اسلامی با آزادی فرهنگی مخالف است! خیر، ما طالب آزادی هستیم و حاضریم جان خود را هم برای آزادی بدهیم اما آزادی فضائل انسانی نه آزادی فساد؛ نه آزادی زدن ریشههای دین و اخلاق؛ نه آزادی توطئه علیه ملت.
ملت ایران هیچگاه به آمریکا دست دوستی نخواهد داد
از طرف دیگر، این سؤال مطرح است که آیا ملت و نظام ما در آینده میتواند همچنان در برابر نظام سلطه و ظلم در دنیا ایستادگی کند و آن را به سمت اضمحلال پیش ببرد؟ توجه داشته باشید که حیات انقلاب به این است که هیچوقت با امریکای جنایت کار دست دوستی ندهیم. حتی مسؤلان ما حق ندارند ادای دوستی با امریکا را هم در آورند. به همین خاطر ملت ما قدم زدن مسؤل ایرانی با وزیرخارجه دولت ستمگر امریکا را هم تحمل نخواهد کرد و فرد خاطی را به دلیل این حرکت مضحک و خلاف منافع ملی توبیخ میکند.
بعضی ساده لوحانه میگویند شما با آمریکاییها چه کار دارید؟ بگذارید خصومتها پایان بپذیرد. پاسخ ما این است که این آمریکاییها هستند که دست از سر ما و ملتهای مستقل بر نمیدارند؛ اینها هستند که هر روز برای تحصیل منافع نامشروعشان دست به جنایت میزنند. آمریکاییها هستند که از پهلوی دوم به بعد، هر روز علیه ملت ایران دسیسه کردهاند. ذات رژیم ایالات متحده هم خراب است لذا هیچ تضمینی وجود ندارد تا زمانی که بخواهیم اصول و آرمانهای انقلابی خود را حفظ کنیم، دست از سر ما بر دارند. به همین دلیل است که میگوییم قضیه انرژی هستهای بهانهای بیش نیست. این قضیه تمام شود، قضیه جدیدی شروع میشود. آنها به چیزی جز تسلیم ملت ایران راضی نخواهند شد.
امروز سخنان شبه روشنفکران عهد قجری توسط بعضیها تکرار میشود
از سوی دیگر، باید دید، آیا ملت ایران در آینده میتواند با اتکاء به تواناییها و ظرفیتهای منحصر به فرد خود، کشورش را به پیشرفت برساند؟ آیا میتواند با پلمپ کردن چاههای نفت خود، که مانع تحرک اساسی کشور شده، اهدافش را محقق کند؟ ما دنبال پیشرفت برون زا و تشریفاتی نیستیم. این معنای پیشرفت نیست که مانند بعضی از کشورهای حاشیه خلیج فارس، منابع و سرنوشت خودمان را به دست غربیها بدهیم و آنها لعاب توسعه را به کشورمان بزنند! ما میخواهیم با دست خودمان کشورمان را به عالیترین سطح از پیشرفت برسانیم هر چند از فرصت عادلانه برای تعامل با دیگران نیز صرف نظر نمیکنیم. امروز بعضیها سخن روشنفکران عهد قجری را تکرار میکنند که برای پیشرفته شدن باید از فرق سر تا نوک پا غربی شد! اتفاقا ما بر عکس این سخن مرتجعانه، میگوییم غربی شدن یعنی عقب ماندگی، یعنی درجا زدن. ما زمانی به پیشرفت حقیقی دست پیدا میکنیم که از غرب عبور کنیم.
در گفتمان انقلاب اسلامی، پابرهنهها ولی نعمت ما هستند
موضوع دیگری که پایایی انقلاب در گرو آن است، موضوع عدالت گستری و فقر زدایی است. باید توجه داشت، هرگاه دغدغه عدالت و محرومیت زدایی از بین رفت، آن روز انقلاب به آخر خط رسیده است. ما باید بدون وقفه برای پایان دادن به بیعدالتیها تلاش کنیم. این سزاوار نیست که عدهای در کشور از همه نوع امکاناتی برخوردار باشند و عدهای دیگر در تأمین نان شب خود مشکل داشته باشند. این یک مساله حیاتی است. نظام اسلامی به مثابه یک اصل، پابرهنهها را ولی نعمت خود میداند و هیچ چیز نباید بین نظام و قشر مستضعف فاصله بیندازد.
به هر حال، اگر پاسخ ما به سؤالاتی که طرح کردم مثبت باشد؛ یعنی حاضر باشیم پای اصول و آرمانهای انقلاب بایستیم، شک نکنیم که هیچ عاملی نمیتواند به انقلاب ضربه بزند و آن را شکست بدهد. در غیر اینصورت، روشن است که شانسی برای ماندگاری انقلاب نیست هرچند ممکن است شکل و ظاهر آن حفظ شود.
اگر ولی فقیه نبود، بارها استبداد را در لباسهای گوناگون به کشور بر میگرداندند
علاوه بر اینها، ما برای آینده، به دو عنصر کلیدی نیاز مبرم داریم: یکی از این عناصر ولایت فقیه است. دقت داشته باشید که ضامن استقلال کشور، ضامن جمهوریت و مردم سالاری و از همه مهمتر، ضامن اسلامیت نظام، ولایت فقیه است. اگر ولایت فقیه نباشد، ظرف چند ماه استبداد را در لباسهای گوناگون به کشور بر میگردانند. مقام معظم رهبری در چهارمین نشست اندیشه راهبردی که با موضوع آزادی برگزار شد، فرمودند اگر امام (ره) نبود، عدهای همان سالهای نخست انقلاب استبداد را به کشور بر میگرداندند. مگر در فتنه ۸۸ میخواستند چه کار کنند؟ میخواستند جلوی رأی مردم و جلوی جمهوریت و مردم سالاری بایستند و با تحمیل میرحسین موسوی از طریق فشار و خشونت، ایران را دوباره استبداد زده کنند لکن ولی فقیه این اجازه را به آنان نداد.
کشور ما با مدلهای غربی به پیشرفت نخواهد رسید
عنصر دوم، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت است. نباید از نظر دور داشت که با مدلهای غربی نمیتوان کشور را به پیشرفت رساند. مدلهای غربی، جدای از مشکل مشروعیت، با مشکل کارآمدی نیز روبروست. امروز دلیل شکل گیری جنبش وال استریت در امریکا و اروپا چیست؟ شعار مردم در غرب جز این است که شر نظام سرمایه داری را از سرمان کم کنید؟ آنها دارند با صدایی بلند از مظالم نظام سرمایه داری و حاکمیت ۱ درصد بر ۹۹ درصد سخن میگویند؛ حال با چه منطقی باید در موضوع پیشرفت پای خود را جای پای غربیها بگذاریم؟!
در آخر عرایض قصد دارم توجه شما را به یک موضوع فوق مهم جلب کنم و آن، رمز اصلی پیروزی انقلاب اسلامی در آینده است. رمز اصلی موفقیت، اعتماد و اتکاء تام به خداوند متعال و فهم و درک حرکت توحیدی و اقتصادات آن است. رمز اصلی توفیق این است که باور کنیم حق ماندنی و باطل رفتنی است و تا زمانیکه در مسیر حق باشیم موفقیم. باید بدانیم که نهایتا جریان مؤمنین در این دنیا پیروزند و خداوند این حق را بر خود مسلم ساخته است که این اتفاق بیفتد. و کان حقا علینا نصر المؤمنین. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
منبع: تسنیم
لبخند در جنگ
يكي از رزمندگان ايران اسلامي در سالهای دفاع مقدس، خاطره طنز جالبي از میان خاطرات شنیدنی خود را از ایامی که در اوایل جنگ در مناطق غرب کشور به دیده بانی در جبهه مشغول بوده است این گونه روایت می کند:
در اوایل دوران جنگ تحمیلی در منطقه سر پل ذهاب دیده بانی و آتش خمپاره ها را هدایت می کردم. آن ایام تعدادی از نیروهای داوطلب مردمی درجبهه های جنگ حضور داشتند که آموزش های نظامی مورد نیاز از جمله استفاده از ادوات و تسليحات مختلف را طی نکرده بودند ولی به جهت شرایط آن روزهای جنگ و کمبود نیروی متخصص نظامی، از آن ها در واحد هاي مختلف استفاده می شد. چند نفر از نیروهای تازه وارد را به واحد ادوات ،قسمت خمپاره ی ۸۱ فرستاده و در یک آموزش مختصر و ساده برای استفاده از قبضه خمپاره به آنها این طور توضیح داده بودند که این خمپاره ی ۸۱ است و این گلوله خمپاره، شما فقط این تكه فلزی را که ضامن گلوله است خارج کنید، بعد آن را داخل لوله ی خمپاره بیندازید که به سمت هدف شلیک شود.


یک روز که مشغول دیده بانی بودم، هدفی را در دوربین دیدم و با بی سیم به آن ها گفتم یک گلوله خمپاره بیندازید، آن ها گلوله ای شلیک کردند که به فاصله ی ۱۰۰ متری در سمت چپ هدف اصابت کرد، دوباره گفتم ۱۰۰ تا به راست، یک گلوله ی دیگر شلیک کنید؛ منتظرماندم و بعد از چند دقیقه گلوله ی دوم شلیک شد، گلوله ۱۰۰ متر عقب تر از هدف به زمین خورد؛ من که هدف را در دوربین می دیدم به آنها گفتم ۱۰۰ متر به جلو اضافه کنید و باز هم منتظر شدم، این بار دیدم که شلیک خمپاره خیلی طول کشید، وقتی از پشت بی سیم سوال کردم که پس چرا گلوله ی خمپاره را به سمت هدف شلیک نمی کنید، در جواب گفتند که ۵۰ متر بیشتر نمی توانیم برویم، جلوی ما دره است؛ از شنیدن این حرف تعجب کردم و معنی آن را نفهمیدم، کمی بعد متوجه شدم که این ها برای شلیک به سمت هدف، کل قبضه ی خمپاره انداز را که شامل: سینی، لوله و دو پایه است به همراه گلوله ی خمپاره برمی دارند و به این طرف و آن طرف برده و جا به جا می کنند و با توجه به گرايي كه من از هدف اعلام مي كنم نسبت به آن دور و نزديك مي شوند و از دستگیره های برد و سمت روی قبضه خمپاره انداز استفاده نمی کنند. البته اين اتفاق خيلي هم عجيب نبود، چون آموزش كافي براي استفاده از قبضه ي خمپاره انداز را نديده و نسبت به تنظيم برد و سمت آشنايي نداش
رخ دیوانه؛ مرگ محرومان در شطرنج طبقات
فیلم «رخ دیوانه» به کارگردانی ابوالحسن داوودی را می توان أثری خوش نقش و نگار اما درون تهی دانست. این فیلم، مجموعه ای از کلیشه هایی است که با حداقل بداعت و خلاقیت در ایده پردازی با روکشی پر از زرق و برق ظاهری به تصویر کشیده شده.
متأسفانه اکثریت قریب به اتفاق فیلم های سی و سومین جشنواره فیلم فجر، آنقدر بی حس و حال و بد ریتم هستند که در این میان، اگر فیلمی ضرباهنگ و سروشکل استانداردی داشته باشد می تواند همه را مرعوب خودش کند. درست مانند آنچه درباره فیلم هایی چون «رخ دیوانه» و «عصر یخبندان» پیش آمده است. مسلم است که در خیل پرحجم فیلم های کشدار و خواب آور، چنین فیلم هایی کدخدا می شوند!
«رخ دیوانه» با وجود خوش ساخت بودن اما هیچ حرف تازه ای برای گفتن ندارد. جوانان فیلم، همان تصویر صدها بار تکرار شده در سینمای سال های اخیر ایران را دارند، بدون اندکی نوآوری و تازگی. جوانانی که یا آس و پاس و طغیانگر هستند، یا مشتی بچه پولدار عشق فرنگ! چیزی که به عنوان «جوان ایرانی» در سینمای ما به نمایش در می آید، خارج از این دو حالت نیست. فیلمسازان ما یا همه گروه ها و طیف های نسل جوان را نمی بینند و یا نمی خواهند ببینند!
گفته می شود که تولید فیلم «رخ دیوانه» به شش سال قبل بر می گردد، اما محتوای فیلم به ماجراهای چند ماه قبل صفحه «بچه پولدارها» در شبکه های اجتماعی شباهت دارد؛ چند جوان متعلق به خانوادههای ثروتمند که وجه مشترک همه آن ها «بی پدر و مادر» بودن است، یک گروه در فضای مجازی تشکیل داده اند. برخی از آن ها از شدت رفاه زدگی، برای تفریح و خوشگذرانی، ماشین های گران قیمت خود را به در و دیوار می کوبند و می خندند!
اما در این میان دو جوان از طبقه کم درآمد با آن ها بُر می خورند. محور اصلی مضمون فیلم «رخ دیوانه» قرار گرفتن تعدادی جوان از دو قشر متفاوت اقتصادی در یک موقعیت خاص است. البته نگاه فیلم به این موقعیت اصلا بی طرفانه نیست. این فیلم به طور آشکار، به حمایت از «بچه پولدارها» پرداخته است. به زعم فیلم، فشارهای جاری بر قشر فرودست جامعه نه به دلیل مناسبات غلط اقتصادی، بلکه ناشی از بدرفتاری این آدم هاست. با فیلمی روبرو هستیم که می گوید فرزندان کاخ نشین ها، آن گونه که همه فکر می کنند نیستند و حتی در جوانمردی از سایر مردم هم سبقت می گیرند و بچه های پایین شهری نامرد و ریاکار هستند و برای پول دست به هر کاری می زنند! در نهایت نیز این پولدارهای فیلم هستند که باقی می مانند و راه خود را می روند و محروم های فیلم، به دست همدیگر کشته می شوند.
مضامین اخلاقی و اجتماعی «رخ دیوانه» نیز از شدت کهنگی بوی نا می دهند! معمولا در این جور فیلم ها انواع و اقسام جرائم و رفتارهای بزهناک به خورد مخاطب داده میشود و سرانجام همه چیز با یک پیام سطحی و شعاری جمع می شود. پیام هایی از این دست که دروغ و کلاهبرداری کار بدی است، یک روزه نمی توان میلیاردر شد، فقیرها باید دست از حسادت به پولدارها بردارند و ... به همین پیش پا افتادگی! تصور بیمار «ایرانیان به طور ژنتیک دروغگو» هستند که اول بار در «جدایی نادر از سیمین» مطرح شده بود و به برخی دیگر از فیلم ها سرایت کرد، در «رخ دیوانه» هم به نمایش در آمده است. چون همه فیلم بر پایه دروغ و فریبکاری آدم ها به یکدیگر شکل گرفته است.
نقش آفرینی بازیگران فیلم نیز همه تکراری است؛ طناز طباطبایی عین نقش خود در فیلم «مرهم» را تکرار می کند، ساعد سهیلی مشابه «کلاشینکف» است، امیر محمدزند مانند سریال «مثل شیشه» پلیس شده است، بیژن امکانیان همان پدر شیک و ثروتمند اما مستأصل و درمانده «تقاطع» است و صابر ابر هم همان صابر ابر همیشگی است.
نمی توان «رخ دیوانه» را فیلمی درباره شبکه های اجتماعی دانست. این سوژه در فیلم محو است و فراز و نشیب های روایی فیلم هیچ ربطی به فیس بوک ندارد. وقتی می توانیم بگوییم یک فیلم به آسیب شناسی یا تحلیل شبکه های اجتماعی پرداخته که این موضوع نقشی محوری و عامل را در فیلم بازی کند که در این فیلم این گونه نیست.
دوران عاشقی؛ تحقیر جنوب شهری ها
فیلم «دوران عاشقی» ساخته علیرضا رئیسیان نیز ازجمله فیلم های سی و سومین جشنواره فیلم فجر است که تصویری منفی و بدسیرت از قشر مستضعف جاممعه نمایش می دهد. محور اصلی روایت فیلم، خیانت است؛ داستان تکراری زن هایی که به شوهرشان مشکوک هستند و مردهایی که برای تنوع زن دوم می گیرند!
شخصیت اصلی فیلم، وکیلی به نام بیتا تمدن (با بازی لیلا حاتمی) است. زن ثروتمندی که مظهر ایثار، انسانیت و «تمدن» است. تضاد شخصیت موقر و تحسین برانگیز او با تصویر تحقیر آمیزی که فیلم از مردم جنوب تهران نشان می دهد، زننده است. حضور چند دقیقه ای خانم وکیل ثروتمند و باکلاس در یکی از محله های فقیرنشین پایین شهر، با سرقت ماشین او همراه می شود. البته او آنقدر بزرگمنش است که دزد ماشین خود را می بخشد! یکی از موکل های او، دختر فقیری است که همسر موقت مردی شده که به وی ظلم کرده است. وقتی خانم تمدن در دادگاه به سود او به پیروزی می رسد، همین دختر فقیر به خاطر مشتی پول همه چیز را به هم می ریزد و موجب باخت تمدن می شود.
آرش فهیم
منبع: کیهان
پایگاه خبری انصارحزب الله: "ملت ایران در روز ۲۲ بهمن نشان خواهد داد که زیر بار حرف زور نمی رود و پاسخ هر تحقیر کننده ای را نیز با ضربه متقابل خواهد داد." این بخشی از بیانات رهبر عظیم شان در دیدار با فرماندهان نیروی هوایی ارتش در نوزدهم بهمن ماه بود. و سه روز بعد یعنی در روز ۲۲بهمنماه مردم باحضور تاریخی و حماسهساز، در سراسر کشور ضربه متقابل خود را زدند.
راهپیمایی یومالله ۲۲ بهمن با حضور گسترده اقشار مختلف مردم در تهران و بیش از یک هزار شهر و شهرستان و ۵۰۰۰ روستای سراسرکشور برگزار شد. ملت ایران بار دیگر با حضور سراسری در جشن آغاز سی و هفتمین سال پیروزی انقلاب اسلامی، با شور نشاط و یکپارچه پاسخ دندان شکنی به تهدیدات دشمنان دادند و راه «مقاومت، پیشرفت و تعالی» را گزینه های روی میز دولتمردان برای عبور از گردنه های سخت دوران دانستند. امسال مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن علاوه بر شعارهای انقلابی، شعارهایی پیرامون مقابله با داعش سر میدادند.و با در دست گرفتن عکس شهدای مدافع حرم جای آنها را در این جشن ملی خالی کردند.
گرد و غبار سنگین و شرایط نامناسب جوی در خوزستان نتوانست مانع حضور انبوه، متراکم و پرشور مردم در راهپیمایی امسال شود و مردم استان شانه به شانه هم در راهپیمایی حضور پیدا کردند.
در تهران همزمان با حضور مردم در خیابانهای منتهی به میدان آزادی رحمتاللهی باریدن گرفت. راهپیمایان با حمل پلاکاردهای با عنوان "ما فقط از توافق خوب حمایت میکنیم" به تلاش دشمنان انقلاب اسلامی برای فرسایشی کردن مذاکرات هستهای و بهرهبرداری یک طرفه از توافق هستهای، واکنش نشان دادند.
از سربندهای "من انقلابیام" جوانان ، آتش زدن پرچمهای آمریکا ،اسرائیل و انگلیس تا محکوم کردن توهین به پیامبر مهربانیها و کنایه به پیادهروی نابجای ظریف و جانکری با حمل دستنوشتهایی به حضور مردم در این همایش باشکوه ملی جلوه دیگری بخشیده بود.
راهپیمایان تهرانی با پخش پوسترهایی درخصوص فرمان ۸ مادهای رهبر معظم انقلاب درباره مبارزه با مفاسد اقتصادی خواستار اقدام قاطع قوه قضائیه در برابر متخلفان شدند. 
ماکتهای پهپاد آرکیو ۱۷۰ ایرانی نیز در برخی از زوایای راهپیمایی به چشم میآمد. بر روی این ماکتها جملهای از امام خمینی(ره) «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند» و جملهای از رهبرانقلاب «ما جهاد با صهیونیستها را واجب میدانیم» نقش بسته بود.
در این همایش باشکوه رئیس جمهور در سخنانی با اشاره به حفظ آرمانها و ارزشهای اسلامی و انقلابی گفت: ما استقلال را آسان به دست نیاوردیم تا آسان از دست بدهیم، استقلال به معنای بیگانهستیزی و بیگانههراسی نیست. استقلال به معنای آن است که ما روی پای خود ایستادهایم، اراده مردم حاکم است و نخواهیم گذاشت هیچ ابر قدرتی در اراده ملی ملت بزرگ ایران تاثیر بگذارد. روحانی افزود: اینکه میگویند ایران به خاطر تحریم پای میز مذاکره آمد، دروغ میگویند؛ اگر فکر میکنید ایران به خاطر تحریم تسلیم شده چرا به تحریم ادامه نمیدهید.
در پایان مراسم راهپیمایی ۲۲بهمن قطعنامهای در ۱۰ بند قرائت شد. دربخشی از این قطعنامه آمده است: ملت فهیم و آزاده ایران، با توجه به سناریوهای مستمر و زنجیرهای نظام سلطه و استکبار از تهدید، تحریم و تحریک تا جنگ نرم و تلاش برای بیگانهسازی نسل جوان با حقایق و دستاوردهای انقلاب اسلامی و القای دروغ و چهرهای وارونه از انقلاب، امام و رهبری و مأیوسساختن مردم نسبت به آینده انقلاب و کشور، برنامهها و اقدامات قوای سهگانه ـ بهویژه قوه مجریه ـ در حل مشکلات اقتصادی و دغدغههای فرهنگی و مقابله با نفوذ فتنهگران و چهرههای وابسته به اردوگاه لیبرال سرمایهداری غرب را ناکافی دانسته و از آنان میخواهد با تدبیر، هماهنگی و همت جهادی مطالبات عمومی در این عرصهها را محقق ساخته و دشمنان داخلی و خارجی را در پیگیری راهبرد "ایجاد فاصله بین ملت با انقلاب و نظام" مأیوس و ناامید سازند.
گفتنی است علاوه بر حضور مسئولان کشوری و لشکری و ۴۰۰ میهمان خارجی از ۳۰ کشور جهان، امسال بیش از ۲۶۵ خبرنگار خارجی و ۱۵۰۰ خبرنگار ، عکاس و عوامل تصویر برداری و خبری داخلی (در تهران ) وبیش از ۲۸۰۰ خبرنگار،عکاس و تصویربردار در تمامی استانهای کشور مراسم ۲۲ بهمن را در سراسر کشور، پوشش خبری ـ تصویری دادند.
محمود احمدی نژاد عزادار شد
به گزارش مشرق به نقل از دولت بهار، ساعتی پیش بانو سیده فاطمه قادری، والده ماجده دکتر محمود احمدی نژاد دار فانی را وداع گفت. رییس جمهور سابق پس از وداع با مادر مکرمه اش در یکی از بیمارستانهای تهران برای حضور در راهپیمایی عظیم و دشمن شکن ۲۲ بهمن عازم خیابان آزادی شد.
عکس/حضور سعیدجلیلی در جمع راهپیمایان مردماهواز
به گزارش فارس سعید جلیلی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام امروز همراه با مردم اهواز بدون ماسک در راهپیمایی یومالله ۲۲ بهمنماه حضور یافت.

رشد متوازن و پرشتاب و افزایش قدرت خرید مردم
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، کارشکنیهای بیگانگان سبب شد تولید نفت کشور از ۶ میلیون بشکه در روز به ۴ میلیون و صادرات آن از ۵/۵ میلیون بشکه به ۴/۲ میلیون بشکه در روز کاهش یابد و متقابلاً میزان مصرف داخلی با افزایش بیش از سه برابری مواجهشده و بهتدریج از نیم میلیون بشکه به ۶/۱ میلیون بشکه در روز میرسد.
در آن ایام؛ فشارها در حدی بود که به رغم تلاشهای فراوانی که برای رفع این مشکل انجام پذیرفت، در سال ۱۳۶۵ از تنها منبع درآمد کشور یعنی نفت، فقط ۶ میلیارد دلار عاید کشور شد و با رشد تدریجی بهای نفت، این مقدار در سال ۱۳۸۶ به۷۰ میلیارد دلار افزایش یافت و مجدداً پس از تحریمهای اخیر با کاهش شدید تا حد ۵۷ میلیارد دلار مواجه شد که بخش عمده آن در بانکهای خارجی بلوکه شده است.
به این ترتیب در مقطعی از تاریخ انقلاب، سطح درآمد سرانه حاصل از فروش نفت که قبل از آن ۷۰۰ دلار بود ، به ۱۲۰ دلار رسید و این در حالی است که ارزش جهانی هر دلار که در آخرین سال ماقبلِ انقلاب برابر ۳۰۰ ین ژاپن بود، پس از انقلاب به علت آشفتگی وضعیت اقتصادی جهان، بهتدریج تا حد ۱۰۰ ین کاهش یافت، یعنی علاوه بر بحرانهای تحمیلی به کشور و کاهش تولید و صادرات نفت، ارزش واحد پول پایه در مبادلات نفتی نیز بشدت تنزل یافته و کسری درآمد کشور مضاعف گردید.
این وضعیت در حالی شکل گرفته بود که اولاً درآمد ارزی کشور تا حدود یک پانزدهم کاهش حقیقی داشته، یعنی اگر در سال ۱۳۸۶ مبلغ ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد ارزی داشتیم، با ۲۴ میلیارد دلار دریافتی در رژیم گذشته برابر بوده و این در شرایطی است که در آن سال تنها ۷۰ میلیارد دلار از محل صادرات نفت درآمد کسب کردهایم و ثانیاً هزینه مقابله با صدها توطئه خُرد و کلان مانند؛ جنگ، به ایران تحمیل شده بود و ثالثاً جمعیت در حال افزایش کشور که از ۳۵ میلیون نفر قبل از انقلاب به بیش از ۷۵ میلیون نفر بالغ گردیده بود، اینک به منابع و امکانات جدید نیاز داشت و رابعاً همگام با ارتقاء سطح آگاهی مردم و رشد فنآوری و گسترش دستاوردهای انقلاب، دامنه توقعات و تنوع انتظارات جامعه نیز بشدت افزایش یافت.
طبیعی است بروز این وضعیت ، موانع و مشکلات زیادی را در مسیر دستیابی به اهداف انقلاب اسلامی ایجاد و فرصتهای فراوانی را در جهت رشد و پیشرفت جامعه از مسئولین کشور سلب نمود.
رهبر معظم انقلاب در این رابطه در سخنرانیهای مختلف از جمله؛ در بخشی از خطبههای نماز جمعه تهران در تاریخ ۱۴/۱۱/۹۰ ، ضمن تاکید و یادآوری توطئهها و خباثتهای دشمنان انقلاب و با اشاره به برخی فرصتطلبیها و کمکاریهای رخ داده در نظام اداری و اجتماعی کشور، در مورد دستاوردهای کسب شده میفرمایند: «همه این پیشرفتهای علمی و اجتماعی و فنی در شرایط تحریم اتفاق افتاده است ؛ این خیلی مهم است. دروازههای علم را ، دروازههای فناوری را بر روی ما بستند ، راهها را مسدود کردند ، محصولات مورد نیاز ما را به ما نفروختند و ما اینجور پیشرفت کردیم»
بیان این نکته نیز خالی از لطف نیست که بر خلاف تصور عوام، علیرغم تمام مشکلات مورد اشاره و فراز و فرودهای فراوان بخش اقتصادی ، در نهایت وضعیت اقتصادی کشور پس از انقلاب از رشد متوازن و پرشتابی برخوردار بوده و با اینکه به علت پیشرفت فنآوریهای نوین ، نیازها و خواسته های زندگی مردم متحول و دچار تعدد و تنوع فراوان شده است ، اما طی این مدت ، قدرت خرید مردم به طور نسبی افزایش یافته است ، به طوریکه در قیاس با حقوق دریافتی یک کارمند دیپلمه دولت که در سال ۵۶ بین۷۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان بود، هماکنون این مقدار به حدود ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان رسیده است.
دستيابي به فن آوري و دانش كامل چرخه سوخت هستهاي و قرار گرفتن در رديف پنج كشور برتر جهان در اين زمينه و همچنين ورود موفقيت آميز و همزمان با ساير كشورهاي پيشرفته به عرصه علوم جديد مانند: نانو تكنولوژي که رتبه هفتم جهانی را به خود اختصاص داده و سایر علوم جدید از جمله؛ ليزر، ميكرو الكترونيك، ورود به علم ساخت روبات و كسب موفقيتهاي جهاني در مسابقات روبوتيك ، توسعه سختافزاري و ساخت ابر رایانه، توسعه نرم افزاري و بهره برداري گسترده از علوم رايانهاي در كشور و كسب ۳۶۲ مدال در المپيادهاي مختلف علمي جهان، بخش دیگری از دستاوردهای انقلاب اسلامی است، که در کشور سابقه قبلی نداشته است.
دستاوردهای انقلاب اسلامی؛ از فرهنگ و اقتصاد تا پیشرفتهای نظامی افزايش بيسابقه ظرفيت دانشگاهها از ۱۵ واحد دولتی به ۶۱۵ واحد (۱۱۵واحد دولتی ۵۰۰ واحد غیر دولتی) و افزایش تعداد دانشجويان از حدود ۱۷۵ هزار در قبل از انقلاب به بيش از ۴ میلیون۲۰۰ هزار دانشجو در بعد از انقلاب اسلامي ، افزايش تعداد مدارس از ۴۷ هزار به ۱۹۴ هزار واحد براي پاسخگويي به رشد دويست درصدي دانش آموزان و مقابله با بيسوادي و ارتقاء سطح سواد از ۳۵درصد با سواد ابتداي انقلاب به ۸۸درصد در حال حاضر و كسب جوايز بينالمللي در اين زمينه ، از مهمترين مصاديق پیشرفت و توسعه يافتگي در مسير نهضت نرمافزاري بهشمار ميرود. اما در ادامه به شكل گذرا به مقايسه پيشرفت هاي حاصل شده بعد از پيروزي انقلاب اسلامي خواهيم پرداخت و معيار ما در اين زمينه استناد به آمار و ارقام رسمي است:
ايران قطب منطقهای توریسم سلامت
افزایش تعداد پزشکان از ۱۵ هزار نفر به بیش از ۱۱۱۰۰۰ نفر و رفع کامل نیاز کشور به جذب پزشك خارجي و همچنين تغییر و تبدیل کشور به قطب منطقهای توریسم سلامت و پذیرش و درمان بيماران خارجي در انواع بیماریها و همچنين دستيابي به دانش كشت سلولهاي بنيادين، قرار گرفتن در رديف كشورهاي برتر پيوند كليه و درمان بیماریهای چشمی، كسب تجارب ارزشمند براي مقابله با انواع عوارض و بيماريهاي ناشي از عوامل شيميائي، بخشی از مهمترین دستاوردهای نوین بخش پزشکی کشور است.
کسب رتبه نخست تولید دارو در سطح خاور میانه، تولید ۹۷درصد از داروهای مورد نیاز و و صادرات دارو از جمله داروهاي بيوتكنولوژي ، خود كفايي در ساخت انواع واكسن ، ريشهكني فلج اطفال و ساير بيماريهاي فراگير، پوشش واکسیناسیون از۳۰درصد به ۱۰۰درصد، افرايش تعداد بيمارستانها و مراكز درماني، توسعه بهداشتي كشور و موفقيت در اولويت پيشگيري بر درمان و در نهايت افزايش اميد به زندگي از ۵۷ سال به ۷۴ سال و كاهش مرگ و مير كودكان زير یک سال سال از بيش ۱۲درصد در سال ۵۷ به کمتر از ۵/۱درصد و کاهش مرگ و میر مادران از ۵۴/۲درصد به ۲۴/۰درصد در بعد از انقلاب، از ديگر دستاوردهاي علمي در شاخه پزشكي محسوب ميشود که میتوان از آن بهعنوان انقلاب پزشکی نام برد.
صنايع
رشد صنعت در كشور به قدری سريع و پرشتاب بود كه علاوه بر احداث شهرکهای صنعتی متعدد در حاشیه شهرهای کشور، ساخت مجموعهها تولیدی در روستاهای نيز به یک برنامه مستمر تبدیل شده است، علاوه بر افزايش تعداد كارخانجات بايد به محصولات متنوعي كه در اين مجموعهها توليد و در بسیاری از موارد به خارج از كشور صادر مي شود هم اشاره نمود. ساخت هواپيما و بالگرد سبك و نيمه سنگين(شخصي و عمومي) و همچنین ساخت كشتي و توليد انواع قايق كه براي اولين بار در تاريخ كشور رخ داده است، افزايش قابل توجه توليد فولاد از نیم میلیون تن قبل از انقلاب به ۳۸ میلیون تن در سال و کسب رتبه ۱۴ جهانی ، افزایش تولید سیمان از ۳/۶ میلیون تن به حدود ۸۰ میلیون تن ، افزایش تولیدات معدنی از ۲۰ میلیون تن به ۲۲۰ میلیون تن ، افزايش و توسعه تولید و صادرات خودرو با انواع خودروهاي سبك و سنگين، افزايش و توسعه انواع كارخانجات لوازم خانگي و صنعتي و دهها مورد مشابه، از ديگر افتخارات صنعتي كشور به شمار مي روند.
افزايش و توسعه پالايشگاهها و مراكز پتروشيمي و ساخت بيش از ۴۰ كارخانه بزرگ نفت و گاز و پتروشیمی در سه دهه گذشته، بخش دیگری از اقدامات زیر بنایی انقلاب اسلامی است که در مجموع باعث شده تا میزان خودکفایی کشور در صنعت نفت از ۴درصد به ۸۰درصد ارتقاء یافته و تولیدات پتروشیمی نیز از۴ میلیون تن در سال ۵۷ به ۳۸ میلیون تن در بعد از انقلاب برسد.
علاوه بر اين؛ ساخت انواع نيروگاههاي بادي، گازي، فسيلي و ساخت اولين نيروگاه هستهاي در بوشهر و اولين نيروگاه انرژيهاي زيرزميني در اردبيل و قرار گرفتن جمهوري اسلامي ايران در رديف چهارمين كشور سازنده سد و ارائه انواع خدمات فني، عمراني و تخصصي در زمينههاي مختلف به ساير كشورها نيز، برگ زرين ديگري از كتاب پر افتخار انقلاب اسلامي است.
در مجموع اين رويكرد مبارک باعث شده تا نسبت حجم صادرات نفتی به غیر نفتی از ۲درصد قبل از انقلاب اسلامی، به بیش از ۴۵درصد در شرایط فعلی رسیده و توازن نسبی برای صادرات سایر اقلام ایجاد شود.
از دو شهر بهره مند از نعمت گاز در سال۵۷ تا ۷۵۰ شهر امروز
قبلاً نيز اشاره شد كه بسياري از پيشرفتهاي كشور، مرهون تلاش دولت و ملت سرافراز ايران اسلامي در سالهاي پس از انقلاب است ، بهطوريكه پيشرفتهاي مربوط به قبل از انقلاب اسلامي چه از نظرتنوع موضوع و چه از نظر وسعت و گستره عمل، بحدي ناچيز بوده كه در قياس با وضعيت فعلي کشور و حتی بسیاری از کشورهای همطراز منطقه و جهان، قابل بحث و بررسي نيست.
ايجاد و توسعه شبكه گاز شهري از مهمترين اين مصاديق است كه فراگير شدن آن تنها در سايه الطاف الهي در نظام مقدس جمهوري محقق شد، بهطوريكه هماکنون سهم ۱ درصدی گاز در سبد انرژی کشور، به حدود ۸۰درصد رسیده و از مجموعه دو شهر برخودار از شبكه گاز شهري با تعداد ۵۰ هزار انشعاب در قبل از انقلاب اسلامي ، در حال حاضر حدود ۷۵۰ شهر با ۵/۱۳ میلیون انشعاب از نعمت گاز برخوردارند و برای اولین بار بیش از ۱۰ هزار روستا از اين نعمت الهي بهره میبرند.
افزایش راههای اصلی و فرعی کشور از ۳۶ هزار کیلومتر به بیش از ۲۰۰ هزار کیلومتر، توسعه راه آهن از ۴ هزار کیلومتر به نزدیک ۲۰ هزار کیلومتر و ساخت اولين مترو كشور در تهران و توسعه و تعميم آن به ساير شهرهاي بزرگ، افزايش فرودگاهها از ۲۲ فرودگاه به حدود ۱۰۰ فرودگاه، افزايش تعداد بنادر و ارتقاء ظرفیت آنها از ۱۰ میلیون تن به بیش از ۱۲۵ میلیون تن، ساخت و توسعه پايانه هاي مسافري و باربري در اكثر شهرها، توسعه ناوگان دريايي از ۲۲۱۷ تن ظرفيت در سال ۵۷ به ۱۷۸۷۶ تن در سال ۸۱ و در اختیار داشتن بزرگترین ناوگان دریایی منطقه دستاوردهای دیگری است که در عرصه حمل و نقل رخ داده است.
علاوه بر این؛ افزایش تعداد سدهای مخزنی کشور از ۱۳ سد به حدود ۵۰۰ سد ، دستاورد فوقالعاده بزرگ دیگری است که باید از آن به عنوان انقلاب در عرصه آب کشور نام برد ، البته در کنار این اقدامات ، گسترش سایر زیرساختها مانند؛ افزایش ظرفیت ورزشگاهها از ۱۶۹ هزار نفر روز به بیش از ۶/۱ میلیون نفر روز را نیز نباید فراموش کرد.
سرعت سرسامآور رشد خدمات عمومي و اجتماعي
راه اندازي تلفنهاي همراه در كشور با بيش از ۵۴ ميليون مشترك و ایجاد حدود ۶۰ هزار کیلومتر شبکه فیبر نوری و ارتباط با تعداد زیادی از کشورهای جهان، توسعه شبكه مخابراتي در اقصي نقاط شهري و روستايي كشور و افزايش تعداد مشتركين تلفن ثابت (خطوط تلفني مشغول به كار) از۸۵۰ هزار اشتراك در قبل از انقلاب به حدود ۲۷۴۷۸۰۰۰ اشتراك درحال حاضر و تعداد روستاهاي برخوردار از شبكه مخابراتي از ۳۱۲ روستا به بیش از ۵۳۰۰۰ روستا و دفاتر خدمات الکترونیک به ۱۰۰۰ روستا که برای اولین بار ایجاد شده، دستاوردهایی است که به بخش فناوری ارتباطات اختصاص دارد .
در صنعت برق نه تنها کشور به خودكفايي۱۰۰درصد رسیده، بلکه با گسترش نیروگاهها و افزایش تعداد تولید از ۱۷ میلیارد کیلو وات ساعت برق، به بیش از ۲۰۰ میلیارد کیلو وات ساعت برق در سال، به یک صادرکننده نیز تبدیل شده است. گستردگي قابل توجه شبكههای انتقال نیرو و افزايش تعداد مشتركين از ۳۳۹۹۰۰۰ مورد در ابتداي انقلاب به حدود ۲۶ میلیون مشترک و برخورداری حدود ۵۳۵۹۸ روستا یعنی ۹۹درصد روستاهاي کشور از نعمت برق، توفیق دیگری است که در این بخش کسب شده است. لازم به یادآوریست که؛ در حال حاضر تعداد روستاهای دارای برق از ۴۳۶۷ روستا به بیش از ۵۸۰۰۰ روستا رسیده است.
همچنين توسعه شبكههاي توزيع آب آشاميدني با افزايش انشعابات از۷/۳ ميليون رشته (مشترك) در اوايل انقلاب به ۱۱۹۰۸۶۵۸ مشترك و تعداد شهرهاي برخوردار از شبكه آب بهداشتي از۴۵شهر به بیش از ۱۰۰۰ شهر و از چند صد روستا به حدود ۳۳۲۹۷ روستا در حال حاضر، از مهمترين دستاوردهاي خدماتي نظام اسلامي محسوب مي شود، بهطوريكه بيش از ۶۳ ميليون نفر جمعيت كشور از موهبت استفاده از شبكه لوله كشي آب آشاميدني بهداشتي برخوردار شدهاند و شبكه فاضلاب نیز بیش از ۲۶۳ شهر با ۲۱ ميليون نفر جمعیت يعني حدود ۴۸۶۳۶۰۰۰ مشترك(رشته) را تحت پوشش خود قرار داده اشت، این در حالياستكه تعداد شهرهاي برخوردار از سيستم فاضلاب در قبل از انقلاب حدود ۱۵ شهر با ۲۸۰۰ مشترك بوده است. علاوه بر این باید به افزايش چندين برابري زمينهاي زير كشت ناشي از توسعه سدهای ساخته شده و تقويت سیستم آبخيز داري نیز اشاره کرد .
افزایش مستمری بگیران تأمین اجتماعی از ۸۹ هزار نفر به به حدود ۴ میلیون نفر و بیمه خدمات درمانی از ۱۰درصد به بیش از ۹۵درصد، اجرای طرح هدفمندی یارانهها، اجرای طرح مسکن مهر، توسعه صنعت توريسم، ايجاد و توسعه تعاونيها، برگزاري انواع نمايشگاههاي بينالمللي و فراهم نمودن زمينههاي ارتفاء سطح كيفيت زندگي مردم از ديگر دستاوردهاي قابل توجه نظام مقدس جمهوري اسلامي در عرصه اجتماعی و خدماتی است.
اقتصاد و كشاورزي
بخش اقتصادي اگرچه بعد از انقلاب بواسطه عداوتورزی دشمنان، با فراز و فرودهای فراوان مواجه گشته، اما در نهایت با افزايش رشد توليد ناخالص ملي کشور، از ارتقاء كمي و كيفي قابل توجهي برخوردار بوده است، بهگونهایكه پس از فراغت از جنگ تحميلي و به دنبال حذف يا كاهش هزبنههاي مربوط به آن، نظام اقتصادي كشور از رشد اقتصادي ۵۶/۵ درصدی در سال ۷۲ به رشد ۰۳/۸ در سال ۸۲ دست يافت و منجر به افزايش قابل توجه ذخيره ارزي در کشور گردید. همچنين درآمد سرانه به قيمت ثابت نيز از ۷/۴ ميليون ريال در سال ۷۲ به ۵/۶ ميليون ريال در سال ۸۲ رسيد و پس از آن نیز این روند شتاب بیشتری به خود گرفت و به اين ترتيب در رديف۲۰ كشور برتر جهان قرار گرفت.
ايجاد و توسعه بازارهاي بورس و مناطق آزاد تجاري و افزايش صادرات غير نفتي اعم از سنتي، كشاورزي، صنعتي و معدني كه در سال ۸۱ بهترتيب چهار ميليارد و ۶۰۸ ميليون دلار، يك ميليارد و ۷۳۶ ميليون دلار، دو ميليارد و ۲۱۲ ميليون دلار و ۶۶۱ ميليون دلار بوده، مؤيد رشد مناسب در اين زمينه ميباشد.
وزارت بازرگاني اين ميزان را در مقايسه با سال ۵۷ بترتيب ۵/۷ و ۷/۳ و ۵/۱۲ و ۶۰ برابر افزايش اعلام كرده است كه البته بايد به اين ميزان رشد قابل توجه سالهاي اخير و همچنين صادرات برق و گاز را نيز اضافه نمود، به اين ترتيب ميانگين رشد سالانه ارزش صادرات كالاهاي غير نفتي در سالهاي ۵۵ تا ۸۱ ده برابر ميانگين رشد سالانه ارزش واردات كالا به كشور اعلام شده است و این میزان با برابری نسبی حجم صادرات نفتی و غیر نفتی به یکدیگر در چند سال اخیر به چندین برابر افزایش یافت. همچنين در اين رابطه بايد به افزايش ميزان درخواست سرمايه گذاري خارجي كه در یک دهه اخیر به چند برابر رسید و حاكي از شرايط خوب اقتصادي و امنيت سرمايه گذاري در كشور است نيز اشاره نمود.
بنابراین با مجموعه اقدامات زيربنايي انجام شده طي سالهاي انقلاب درآمد سرانه كشور فقط طي ده سال مذكور ده برابر شد، اما متأسفانه این روند با تحمیل فشارهای اقتصادی و سیاسی و تحریمهای گسترده دولتهای غربی در سالهای اخیر و عمدتاً در سایه رفتار اقتصادی ناجوانمردانه افراد فرصت طلب، تا حدود زیادی سرعت خود را از دست داد. ایران تا سال ۱۳۴۱ از نظر مواد غذای کاملاً خودکفا و حتی صادر کننده گندم بود ، اما متأسفانه اجرای طرح آمریکایی اصلاحات ارضی که با هدف نابودی کشاورزی ایران اجرا شد، سرانجام کشور ما به وارد کننده مواد غذایی از جمله؛ محصول راهبردی گندم تبدیل گردید، به همین دلیل توسعه كشاورزي پيوسته يكي از دغدغههاي اصلي مسئولين جمهوري اسلامي بوده و حضرت امام (ره) و پس از آن مقام معظم رهبری(دامت برکاته) همواره اين نكته را از مهمترين محورهاي توسعه كشور بيان مي كردند.
به همين دليل اين موضوع نيز از نظر مسئولين برنامهريزي كشور دور نمانده و اگر چه تا رسيدن به وضعيت مطلوب فاصله زيادي وجود دارد، اما توسعه در اين زمينه در حدي بوده كه در سال ۱۳۸۶ تولیدات کشاورزی از ۲۰ میلیون تن در سال به بیش از ۱۰۰ میلیون تن و تولید مواد پروتئینی از ۳/۳ میلیون تن به بیش از ۱۲ میلیون تن رسید و پس از آن نیز افزایش چشمگیری داشته است. در حدیکه کشور پس از ۴۰ سال، مجدداً در سال ۱۳۸۳ با تولید ۱۵ میلیون تن گندم به خودكفايي در این محصول راهبردی رسید و در نتیجه این وضعیت، فرصت صدور گندم در سال ۱۳۸۶ را ممکن ساخت، البته هماینک این شرایط براي خودكفايي در مورد ساير محصولات كشاورزي مانند؛ برنج و فرآورده گوشتي و دامي مانند؛ انواع گوشت سفيد و گوشت قرمز نيز فرآهم شده است.
افزايش سطح زمينهاي زير پوشش آبياري از طريق احداث سدهاي مختلف و توسعه سيستم آبياري مکانیزه (قطره اي و باراني)، زهكشي كانالهاي آبياري، مكانيزه نمودن كشاورزي، توسعه كشت نيشكر و دانههاي روغني در جهت نيل به خود كفايي كامل و افزايش قابل توجه سيلوهاي نگهداري گندم نيز از مواردي است كه دربخش كشاورزي به پيشرفتهاي قابل توجهي دست يافته اند و به همين دليل جمهوري اسلامي براي اولين بار موفق به كسب نشان ملي و منطقه اي سازمان بهره وري آسيا شده است.
صفحه قبل1...1718192021...74صفحه بعد



