منوي اصلي
موضوعات وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
درباره

اگر از سرهایمان کوه ها بسازند هرگز در کتاب های تاریخ نخواهند خواند "خامنه ای" تنها ماند... ------------------------------------ امام خامنه ای (مدظله العالی) : ای جوانان و ای بسیجیان عزیز ، در هر جای کشور که هستید ، این بصیرت را روز به روز افزایش دهید .
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
[Post_Tags_Title] (<-TagCount->) , 


[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]

جانشین فرمانده ناجا در جمع خبرنگاران خبر داد
 
آخرین اخبار از اسیدپاشی سریالی به زنان در اصفهان
 
 
جانشین فرمانده نیروی انتظامی آخرین وضعیت اسیدپاشی‌های انجام شده در اصفهان را تشریح کرد و به دست‌آمدن سرنخ‌های اولیه در این خصوص خبر داد.
به گزارش خبرنگار انتظامی خبرگزاری تسنیم، سردار حسین اشتری در حاشیه افتتاح سیزدهمین نمایشگاه تجهیزات و فناوری‌های پلیسی،امنیتی و ایمنی ایپاس ۲۰۱۴ در خصوص اسیدپاشی‌های اخیر انجام شده بر روی دختران اصفهانی اظهار داشت: متاسفانه ۴ مورد اسیدپاشی از این دست گزارش شده و با توجه به پیگیری‌های انجام شده توسط ماموران، به سرنخ‌های اولیه‌ای دست پیدا کرده‌ایم و امیدواریم به زودی عوامل این اسیدپاشی‌ها دستگیر شوند.

وی ادامه داد: البته باید به این موضوع توجه داشت که افرادی که مورد هدف عاملین این اقدام قرار گرفته‌اند از قشر خاص و یا تیپ ظاهری خاصی نبودند و پیگیری این پرونده‌ها در دست بررسی است.

جانشین فرمانده ناجا در خصوص امنیت مرزهای شرقی نیز خاطرنشان کرد: متاسفانه تعدادی اشرار از آن سوی مرزها به کشور ما وارد می‌شوند و این در حالی است که کشورهای همسایه قدرت کنترل کافی در مرزهای خود ندارند.

اشتری عدم دارا بودن کنترل مناسب مرزی توسط کشورهای همسایه را با وارد آمدن آسیب‌هایی به کشورمان دانست و افزود: ولی خوشبختانه اقدامات خوبی از سوی پلیس ایران در بحث کنترل مرزی انجام شده است و شاید اگر مقاومت ما در کنترل مرزهای شرقی نبود، اشرار وارد کشور شده و این اتفاقات رخ نمی‌داد.

وی درباره سیزدهمین نمایشگاه ایپاس نیز از افزایش ۱۲ درصدی تعداد غرفه‌داران خارجی و افزایش ۱۰ درصدی مساحت این نمایشگاه خبر داد.

جانشین فرمانده ناجا در پاسخ به خبرنگار تسنیم درباره میزان بومی‌سازی تجهیزات در نیروی انتظامی گفت: بخشی از تجهیزات را از طریق اقدامات خلاقانه و مبتکرانه و بخشی نیز با مهندسی معکوس نخبگان ایرانی بومی‌سازی شده و در حال حاضر در وضعیتی قرار داریم که توانسته‌این در شرایط تحریم روی پای خود بایستیم.



يك تابوشکنی جدید از سوي رسانه ملی
 
وقتي ورزش بانوان تبديل به ضدارزش مي‌شود!
 
 
اینکه برخی به دستگاه های حکومتی ما فشار بياورند که چرا زنان آزاد نیستند و چرا آزادیشان گرفته شده است و سپس می گویند اگر اینها آزاد هستند چرا در المپیک های ورزشی شرکت نمی کنند و ... رويه در پيش گرفته شده از سوي دشمن است...
اهداف ما در ورزش زنان

پایگاه خبری انصارحزب الله: بر کسی پوشیده نیست که ورزش یکی از عناصر اصلی موفقیت های اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و حتی سیاسی کشورهایی است که می خواهند در عرصه جهانی حرفی برای گفتن داشته باشند.

اما اين مسئله در جمهوري اسلامی ایران با زاويه متفاوتي مورد توجه است چرا كه بنا براين است تا توجه به آرمان هاي انقلابي خود که يكي از اهداف آن پیاده کردن موازین اسلامی در کشور و صدور آن به جهان است از ورزش به عنوان ابزار استفاده نماييم.
اما مساله مورد مناقشه در اين عرصه، بحث حضور بانوان است آن هم به گونه اي كه با تدوین و تعیین راهکارهایی بتوانيم از اين ابزار براي نشر و صدور ارزشهاي اسلامي - انقلابي استفاده كنيم.

اما بايد گفت وراي توضيح ساده مسئله بر روي كاغذ ، در واقع حضور بانوان ورزشكار ایرانی براي تحقق اهداف يادشده كه رعايت حجاب اسلامی در عرصه ورزش از الزامات اساسي آن محسوب مي شود ، اراده ای محكم و انگيزه اي انقلابي می طلبد.

تهیه لباس های مناسب برای ورزشکارانی که در ورزش های با تحرک بالا فعالیت می کنند و یا درخواست و پیگیری از فدراسیون های جهانی برای مدیریت تماشاگران خارجی ورزش بانوان ، خود می تواند بخشی از مساله را حل کند.

اگر چه شاید مدیریت لباس و پوشش زنان دیگر کشورها برای مسئولین مربوط ورزش کشور غیر ممکن است اما مدیریت پوشش بانوان ایرانی در ورزش جهانی دور از دسترس مسئولین مربوط نیست.طوری که وقتی که برای دنیا جا می افتد که بانوان ایرانی حتما با حجاب کامل سر و با مقنعه در بازی ها حاضر می شوند حتی به نوعی آنها هم با ورزشکاران همراه می شوند.

به طوری که در مسابقات آسیایی اینچئون شاهد بودیم که یکی از داوران کره ای مسابقات کبدی هنگامی که حجاب یکی از ورزشکاران ایرانی این رشته ورزشی به هم خورد این داور شرایطی را فراهم کرد تا بانوی ایرانی مجددا حجاب کند.

اما سوالی که شاید در اذهان عمومی شکل بگیرد این است که با وجود چنین شرایطی در ورزش های اینچنینی که این احتمال وجود دارد که حجاب ورزشکار به هم بخورد آیا شرکت در آن مسابقه واجب است؟ و جدا از این مسئله آیا به تصویر کشاندن بانوان ورزشكاري که حجابشان کامل نیست آن هم به صورت زنده و مستقیم از رسانه ملی برازنده جامعه اسلامی و نام جمهوري اسلامي ايران است؟

در مسابقات بازیهای آسیایی اینچئون شاهد بودیم که تصویر ورزشکار بانوی ایرانی به صورت زنده و مستقیم پخش می شد که البته متاسفانه حتی حجاب اصلی بانوان در حد و اندازه یک بانوی ایرانی مسلمان نبود.آیا حجاب بانوان ایرانی که در ام القرای جهان اسلام زندگی می کنند و به عنوان نماینده جمهوری اسلامی به این بازیها اعزام شده بودند نباید الگوی دیگر کشورها که بعضا مسلمان هستند، باشد؟ اين درحالي است كه از ديگر سو پخش این مسابقات در نوع خود يك تابوشکنی جدید از سوي رسانه ملی قلمداد مي شد.

آنچه واجب و لازم است

چنانچه درباره مسئله حجاب بانوان و جایگاه زنان ایرانی در این مسابقات حجت الاسلام احمد سالک، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در گفتگو با یالثارات، مي گويد: چند موضوع در این فقره قابل توجه است: یک اینکه انقلاب مبتنی بر مجموعه‌ای از ارزشهای دینی و اسلامی است که بسیار برای ما مهم است هم از جهت شریعت اسلام و هم از جهت اخلاق اسلامی و هم از جهت اعمالی که ما در این جهت انجام می دهیم. لذا بر تمام دستگاه های حکومتی لازم و واجب است تا این ارزشهای اسلامی را حفظ کنند و اجازه خدشه به آن را ندهند که از جمله این ارزشها، حجاب و عفاف است.

حجاب و عفاف یک ارزش الهی برای خانم ها است و اگر این ارزش ضربه بخورد به مصونیت آنها خدشه وارد می شود و مشکلاتی را برای آنها بوجود خواهد آورد کما اینکه تمام سایتها و رسانه های بیگانه تلاش می کنند تا این قشر عظیم و اثرگذار، یعنی خانمها را از دین جدا کنند. لذا برای اینکه موفق شوند، ضدارزشها را عادی سازی می کنند و این عادی سازی در رسانه های بیگانه ابتدائا ار برداشتن حجاب شروع می شود و بعد از آن هم به اشکال مختلف دیگر مثل شوخی با نامحرم و غیره و بعد هم مسائلی از این مقوله را برای جوانان ما عادی می کنند مثل جا انداختن مساله خانه های مجردی یا همباشی سفید یا طلاق توافقی و امثال این مسائل را.

فشار به دستگاههاي حكومتي

وی در ادامه با انتقاد از برخی فشارها به حکومت درباره برخی مسائل اضافه کرد: اینکه برخی به دستگاه های حکومتی ما فشار بياورند که چرا زنان آزاد نیستند و چرا آزادیشان گرفته شده است و سپس می گویند اگر اینها آزاد هستند چرا در المپیک های ورزشی شرکت نمی کنند و ... رويه در پيش گرفته شده از سوي دشمن است.

یعنی از یک طرف استکبار فشار رسانه ای می آورد به نظام و از یک طرف مبانی ارزشی را زیر سوال می برد و از طرف دیگر عادی سازی می کند ضدارزش ها را تا مردم را از اصل ارزشهای نظام و مسائل مربوطه اش جدا كند. این نکته مهمی است که ما باید ارزشهای اسلامی را حفظ کنیم.

وقتي ورزش در تضاد با ارزشهاي اسلامي است

رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به استعدادهای درخشان جوانان کشور در زمینه های مختلف خاطر نشان کرد: این استعداد فوق العاده ی که در میان دختران و پسران ما وجود دارد، در منطقه و حتی جهان کم نظیر است. ما شاهد این مساله رشد استعدادهای نخبگانمان در سراسر دنیا هستیم که واقعا می درخشند. لذا این نکته را باید در آن لحاظ کنیم که استعدادهای ما باید جهت‌دار و هدفمند هزینه بشوند که این مسئولیتش به عهده وزرا و دستگاه های حاکمیتی و مجلس و غیره هست. که ما در این جهت نباید بگذاریم فرزندان انقلاب و اسلام تحت عناوین مختلف بازیچه دشمن بشوند.

حجت الاسلام سالک درباره شرایط ورزش بانوان گفت: چه لزومی دارد در این عرصه حرکاتی صورت بگیرد یا ورزشهایی برای بانوان انتخاب بشوند که حرکاتشان نمادی از یک ضد ارزش باشد؟ نکته بعدی اینکه در مقابل چشم نامحرمان بین‌المللی است و این نکته مهمی برای ماست چرا که ارزشهای ما دینی است و بحث محرم و نامحرم دارد و وقتی می گوییم اندام بانوان باید پوشیده باشد و تحرکاتش باید تحت کنترل خودشان باشد خب یک باره می بینید در صحنه های ورزشی حرکاتی که ناگزیر آن ورزش است انجام می گیرد دیگران هم دارند تماشا می کنند که این با ارزشها در تضاد است.

حضور به قيمت خدشه به ارزش‌ها

وی با تاکید بر اینکه مخالف حضور بانوان در مسابقات بین‌المللی نیست، افزود: البته این نکته را باید عرض بکنم که من مخالف ورزش بانوان یا حضور بین المللی آنها نیستم و موافقم و در بالا هم عرض کردم رشد استعدادهایمان باید هدفمند و جهتدار باشد و افتخار می کنیم به صحنه های غرور آفرینی که ورزشکارانمان آفریدند و پرچم جمهوری اسلامی را بالا بردند. ولی این به این معنا نیست که اجازه بدهیم حرکتها طوری باشد که ارزشها را مخدوش کند.

رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در پایان با اشاره به مسئولیت مهم وزارت ورزش در این زمینه گفت: وزارت ورزش و دیگران مسئولیتشان در این مساله باید بالاتر باشد چرا که تدوین راهکار برای چگونگی حفظ ارزشها در کنار حضور جدی در ورزش نیازمند ایجاد کارگروهی جدی است که باید به تدوین راهکارها بپردازد.که مطمئنا این آمر نیازمند آن است که وزارت ورزش و جوانان برای این امر پیوست فرهنگی ارائه بدهد.



باید از اشاعه منکرات در کشور جلوگیری شود
 
نفوذ هرزه‌گری بااشاعه لاابالی‌گری به بهانه توسعه موسیقی
 
 
چطور برخی برای آمران به معروف شاخ و شانه می‌کشند اما با همایش حامیان فتنه برخورد نمی‌کنند؟/ نقطه امتیاز مردم ما این است که با وجود همه هجمه‌ها، در پای ستون خیمه انقلاب ایستاده‌اند...

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، آیت‌الله علم‌الهدی در خطبه‌های نماز جمعه مشهد در جمع نمازگزاران حرم رضوی تصریح کرد: فردا بیست و سوم ذی‌الحجه، سالروز شهادت میثم تمار یکی از یاران ارزشمند و وفادار حضرت علی علیه‌السلام است. جریان‌های وابسته به حضرت علی علیه‌السلام در همه دوران با جریان‌های ضد ولایی مواجهه داشته‌اند و به هر مقدار جبهه امیرالمومنین توسعه پیدا می‌کرد، جبهه مقابله با ولایت نیز گسترده‌تر می‌شد؛ بحث مقابله با جبهه ولایت نیز در لحظات پس از واقعه غدیر آغاز شد.

وی ادامه داد: امروز که جبهه ولایت به پهنای یک نظام مثل جمهوری اسلامی درآمده، جبهه مقابله با ولایت نیز در دنیا به شکل استکبار جهانی قرار دارد و تمام نقطه هدف در جنایات و توطئه‌های آمریکا و اسرائیل، زدن ِ ستون خیمه نظام ولایت است. این رفتار دشمنان به خاطر مواجهه با انقلاب مردمی و دموکراسی و یا به دلیل یک کشور و جغرافیایی آن نیست بلکه به دلیل وجود نظام انقلابی است که قرار است تا زمان ظهور صاحب اصلی آن توسعه یابد و جامعه را به دست صاحب اصلی آن بسپارد. لذا دشمنان و توطئه‌چینان قصد مقابله با این نظام انقلابی را دارند.

امام جمعه مشهد گفت: نقطه امتیاز مردم ما این است که با وجود همه هجمه‌ها، در پای ستون خیمه انقلاب ایستاده‌اند. تمام پشتیبانی‌های مردمی و حضور در صحنه‌های سیاسی به خاطر یک نقطه است و آن نقطه این است که پسر حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها در رأس رهبری این نظام قرار دارد. البته در این عرصه در جامعه دو جریان منافی وجود دارد، یکی جریان لائیک و ضدارزشی سیاسی که برای قدرت‌یابی در کشور گاهی سر به دامان دشمن می‌گذارد و دست به دست دشمن مقابل می‌دهد که این مسئله باعث مصیبت و مقابله با جریان ولایی مردم است.

علم‌الهدی افزود: اینکه رهبری فرمودند فتنه خط قرمز ما است و از به کارگیری عناصر آن باید جلوگیری شود، به خاطر این نیست که یک عده علیه نظام قیام کردند و اموال مردم را آتش زدند، زیرا افراد خلافکار خلاف می‌کنند و شاید بعدها مسیرشان عوض شود، اما فتنه به خاطر این خط قرمز است که فتنه‌گران دست به دست دشمن داده‌اند تا به قدرت برسند و عوامل اجرایی دشمن در کشور شده‌اند. اردوکشی خیابانی راه انداختند که بگویند نه غزه و نه لبنان، و عزا خانه امام حسین را به آتش بکشند. اینکه یک جریان سیاسی با دشمن برانداز هم‌دست شود، بزرگترین خیانت به جریان ولایی این نظام است.

وی با بیان اینکه نباید در یک همایش از فتنه‌گران و عوامل دشمن تعریف و تمجید شود، تأکید کرد: برگزاری این همایش متضاد با فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص فتنه است. چطور عزیزان ما که برای امر به معروف تلاش می‌کنند با شاخ و شانه کشیدن از سوی برخی مواجه می‌شوند اما بعضی دیگر می‌توانند چنین همایشی برگزار کنند. در کجای دنیا حمایت از هم‌دستی با دشمن "آزادی بیان" است و این مقوله در کجای دنیا و کجای اسلام قرار دارد.

امام جمعه مشهد در ادامه افزود: منافی دوم، مقابله با جریان ولایی است. متولیان فرهنگ باید بدانند اشاعه لاابالی‌گری به بهانه توسعه موسیقی باعث نفوذ هرزه‌گری در جامعه می‌شود. این به نفع دشمن است و جبهه انقلاب را تضعیف می‌کند. متولیان فرهنگ باید به این نکته توجه داشته باشند توسعه لاابالی‌گری به نفع نظام نیست و توسعه منکرات شرعی زمینه نفوذ دشمن را فراهم می‌کند. متاسفانه برخی دستگاه‌های اجرای نه‌تنها با این لاابالی‌گری مخالفت نمی‌کنند بلکه مروج منکرات هم شده‌اند. تک خوانی زن در کشور را چه کسی راه انداخت و به پای آن نشست. باید از اشاعه منکرات در کشور جلوگیری شود.




آقای وزیر اینجا ایران است، ایران اسلامی!

رقص زنان آوازه‌خوان در پایتخت ایران با کدامین حکم!
 
 
 
بسیج دانشجویی ۴۰ دانشگاه کشور در نامه‌ سرگشاده‌ای به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به تک‌خوانی زنان در کشور اعتراض کردند.

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، بسیج دانشجویی ۴۰ دانشگاه کشور در نامه‌ سرگشاده‌ای به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به تک‌خوانی زنان در کشور اعتراض کردند.

متن این بیانیه به شرح ذیل است:

«اینجا تهران است... صدای ما را از رادیو ملی جمهوری اسلامی ایران می‌شنوید، به گزارش واحد مرکزی خبر، امروز ۲۵ مهر ماه سال ۶۳ رزمندگان اسلام در عملیات غرور آفرین عاشورا در منطقه می‌مک، توانستند ۱۰۰ کیلومتر مربع از خاک مقدس ایران اسلامی را از چنگ دشمن بعثی آزاد کنند، در این عملیات تعدادی از جوانان این مرز و بوم به فیض رفیع شهادت نایل شدند.

۳۰ سال بعد...

اینجا تهران است، صدای ما را از رادیو ایران می‌شنوید، به گزارش واحد مرکزی خبر، امروز ۲۵ مهر ماه سال ۹۳ چهار کنسرت تکخوانی زنان در حضور مردان نامحرم و برای اولین بار به شکل همزمان در بزرگ‌ترین تالارهای تهران و همراه با حرکات موزون برگزار شد.!

جناب آقای وزیر، اینجا ایران است، سرزمینی که برای اسلامی ماندن هر وجب آن یک جوان پاک در خون خود غلطیده است، اینجا سرزمین باستانی موحدان تاریخ و مردمی با غیرت از‌نژاد سلمان فارسی است، مردم این دیار هزار و ۴۰۰ سال است که از جان و جوانانشان می‌گذرند و خونشان بر زمین می‌ریزد تا پرچم حیا و عفت و دین اسلام همچنان در آسمان ایران در اهتزاز بماند.

آقای وزیر اینجا ایران است... ایران اسلامی!

نمی‌دانیم چه بر سر برخی افراد آمده که در سال اقتصاد و فرهنگ، نه فقط در شعار که در رفتار و عمل، فرهنگ اسلامی ـ ایرانی را از اولویت اول خود خارج کرده و بی‌فرهنگی و بی‌حیایی را ترویج می‌کنند.

آیا معنی مدیریت جهادی در سال اقتصاد و فرهنگ، حمایت از کنسرت‌های تکخوانی زنان آوازه خوان و حرکات موزون و رقص باله در حضور مردان است؟! معلوم نیست اگر نام امسال مدیریت جهادی در عرصه فرهنگ نبود چه می‌کردید؟!

جناب وزیر ارشاد اسلامی، با کدامین حکم و اجازه شرعی چنین مجوز‌هایی صادر کرده‌اید؟ رقص زنان آوازه‌خوان در پایتخت ایران، مطابق با کدام سرفصل و اولویت فرهنگ این کشور است؟ آقای وزیر، هنوز نگاه مادران به تابوت استخوان‌های باقی مانده از فرزندانشان تمام نشده است، هنوز اشک چشم دختران و پسرانی که پدرانشان را دادند تا حیا و عفتشان را نگه دارند، خشک نشده است.

آقای وزیر! محرم نزدیک است و به یادتان می‌آوریم که حماسه ۹ دی در ادامه عاشورا است، آیا برخی هوس دیدن یک حماسه ۹ دی دیگر در سال اقتصاد و فرهنگ برای به هم پیچیدن طومار فتنه گران فرهنگی را دارند؟

ما دانشجویان دانشگاه‌های ایران اسلامی با ابراز انزجار عمیق از وقایع ضد فرهنگی روزهای اخیر، به جنابعالی و مسئولان فرهنگی دولت و همچنین کمیسیون فرهنگی مجلس اخطار جدی می‌دهیم که در صورت عدم اصلاح وضعیت موجود، به انتشار بیانیه اکتفا نکرده و گام‌های بعدی را از طریق مجاری نظارتی و چارچوب‌های پیش بینی شده قانونی برخواهیم داشت.

از ریاست جمهوری نیز انتظار می‌رود تا صبر و تحمل ملت مسلمان و غیرتمند ایران تمام نشده، هرچه سریع‌تر در اصلاح امور فرهنگی و زدودن شائبه "ترویج بی‌عفتی" از دامان دولت، اقدام کنند تا دولت بتواند در فضایی آرام و به دور از التهاب، به رفع مشکلات و مطالبات واقعی مردم بپردازد.»

بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی مشهد
بسیج دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد مشهد
بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
بسیج دانشجویی دانشگاه اصفهان
بسیج دانشجویی دانشگاه شهید باهنر کرمان
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی ایران
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله (عج)
بسیج دانشجویی دانشگاه ارومیه
بسیج دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان
بسیج دانشجویی دانشگاه یزد
بسیج دانشجویی دانشگاه قم
بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی قم
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد
بسیج دانشجویی دانشگاه حکیم سبزواری سبزوار
بسیج دانشجویی دانشگاه پردیس فارابی قم
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی همدان
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی قم
بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان خوزستان، پردیس حضرت فاطمه الزهرا (س)
بسیج دانشجویی دانشگاه هنر شیراز
بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور قم
بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور مشهد
بسیج دانشجویی دانشگاه خیام مشهد
بسیج دانشجویی دانشگاه سجاد مشهد
بسیج دانشجویی دانشگاه امام رضا (ع) مشهد
بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان مشهد
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد سبزوار
بسیج دانشجویی دانشگاه نیشابور
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد نیشابور
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد گناباد
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی گناباد
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد قوچان
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد تربت حیدریه
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد تربت جام
بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور بروجن
بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور طبس
بسیج دانشجویی دانشگاه علمی ـ کاربردی دادگستری قم
بسیج دانشجویی دانشگاه علمی ـ کاربردی فرهنگ و هنر قم




 

ماجرای گیر افتادن قاسم سلیمانی و سه فرمانده در یک دکل سه پایه


قاسم سلیمانی آمده بود پایین و تانک‌های عراقی هم هی می‌زدند. در همین حین یکی دیگر از پایه‌های دکل را هم زدند، ولی خیلی شانس آوردیم که سالم پایین آمدیم و از آنجا عبور کردیم. ولی هیچ یادمان نمی‌رود که وقتی ما می‌دیدیم فرماندهان عالی‌رتبه ما در خط مقدم جبهه و در خطرناک‌ترین نقاط حضور پیدا می‌کنند، خیلی روحیه می‌گرفتیم.
ماجرای گیر افتادن قاسم سلیمانی و سه فرمانده در یک دکل سه پایه

بازگویی خاطرات دوران دفاع مقدس و گرد هم آمدن فرماندهان و رزمندگان آن روزهای با شکوه از نگاه سردار شوشتری جزو بهترین ساعات عمرش به حساب میآمد که میشد صفا، صمیمیت، مهربانی، تواضع و ادب و همه خصلتهای نیکوی فرهنگ مقاومت را دوباره به یاد آورد. متن زیر، بخشهایی از سخنرانی سردار شهید شوشتری در جمع نخبگان دفاع مقدس است. این سخنرانی علاوه بر یادآوری خاطرات شیرین دوران دفاع مقدس، ابعادی از شخصیت سردار شهید شوشتری را به عنوان یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس آشکار میسازد. 

«شوشتری» هستم از «خراسان»!

من هیچ یادم نمیرود اولین روزی که در «گلف» خدمت ایشان رسیدم، یک جوان خوشاندام، خوشتیپ، بشاش و پرخروش را دیدم. نمیدانم ایشان هم یادشان میآید یا نه اما از من پرسیدند: «از کجا آمدهای؟»

من عرض کردم: «شوشتری هستم از خراسان». گفت: «شوشتری از خراسان!؟»

گفتم «بله، حالا دیگراینطور شده، شوشتری هستم از خراسان».

خب،آن روزها روزهای سختی بود کهاین برادر عزیزمان تمام وقتشان را گذاشته بودند و از انقلاب و کشور دفاع میکردند. همه شما آن روزهای تلخ را به یاد دارید.

من اجازه میخواهم که دراین جلسه، اولین خاطره را از تیمسار فلاحی یا امیر فلاحی نقل کنم. (آن روزها به برادران عزیز ارتش تیمسار میگفتیم، امیر لقب جدیدی است که پس از دفاع مقدس آمده است.)

یادی از نبرد دب حردان

من فرمانده گردان بودم در جنگلهای «دب حردان» طرحی داشتیم. (درود میفرستیماینجا به روح پرفتوح همه شهیدان از جملهایشان و شهید رستمیکه فرمانده عملیات خراسان بود و واقعا بر گردن همه ما حق بزرگی دارد). شهید رستمیبا تیمسار شهید فلاحی ارتباط صمیمانه ای داشتند. ما طرحی داشتیم که خدمت شهید رستمیارائه دادیم وایشان رفتند و با تیمسار فلاحی به جنگلهای «دب حردان» تشریف آوردند.

تیمسار فلاحی که تشریف آوردند، رفتند روی دیدگاه و منطقه را تماشا کردند، همانجا بودند که تانکهای عراقی شروع کردند به زدن، شاید 200 تا 300 متر را با یک حرکت سریع طی کردیم، آن روزها ما جوان بودیم و مثل الان پیر نبودیم،ایشان سن و سالی ازشان گذشته بود و ما جوان بودیم ولی خیلی شجاعانه و ماهرانهاین 300متر را رفتیم و از دید تانکهای عراقی در واقع نجات پیدا کردیم.

حضورایشان آن روز در کنار ما و در خط مقدم واقعا برایمان بسیار ارزشمند و روحیهبخش بود که از محضرش در آن روز استفاده کردیم. من چون اینجا عکسشان را دیدم حیفم آمد از این امیر سرافراز و فرمانده عزیز صحنههای تلخ آن روزها نام نبرم و یادی نکنم.

4 فرمانده در دکل 3 پایه!

خاطره دیگر را که کمیهم شاید خندهدار باشد، خوب است که از خود امیر شمخانی نقل کنم. یاد مبارکشان هست که در «هور» دکلی زده بودیم برای شناسایی منطقه در خط مقدم و جلوتر از خط. خب، آن وقتها ما هم شور و حال خودمان را داشتیم، ایشان را برداشتیم و بردیم به دکلی که دیدهبانها از آن بهسختی بالا میرفتند.

ما هم خبر نداشتیم که چند ساعت قبل عراقیها دکل را شناسایی کرده و یکی از پایههای دکل را زده و انداخته بودند و دو سه نفر را هم شهید کردهبودند که خونشان همانجا ریخته بود. من قبل ازایشان رفتم و نمیشد هم که ایشان را از آنجا برگردانیم. بهسختی بالا رفتیم. آنجا که میخواستیم برویم داخلاتاقک دیدهبانی، ورودیاتاقک خیلی کوچک بود و دریادار شمخانی هم خیلی چاقتر از حالا بودند و جا نمیشدند. به هر سختی داخل شدند. آنجا بودیم که تانکهای عراقی باز شروع کردند به زدن. خدایا چکار کنیم، ایشان را حالا میخواهیم بیاوریم پایین اما نمیتوانیم، گیر کردهایم. من بودم و آقای سلیمانی و قربانی و شمخانی.

آقای سلیمانی آمده بود پایین و تانکهای عراقی هم هی میزدند. در همین حین یکی دیگر از پایههای دکل را هم زدند، ولی خیلی شانس آوردیم که سالم پایین آمدیم و از آنجا عبور کردیم. ولی هیچ یادمان نمیرود که وقتی ما میدیدیم فرماندهان عالیرتبه ما در خط مقدم جبهه و در خطرناکترین نقاط حضور پیدا میکنند، خیلی روحیه میگرفتیم.

موتور سواری در خط مقدم

برادر عزیزمان آقای شمایلی را هماینجا دیدم، خوب است که یک خاطره هم ازایشان بگویم که جنبهمستند هم داشته باشد.

برادرمان شمایلیکه در جهاد قرارگاه کربلا در جنوب بودند، در عملیات والفجر8، مرحله دوم عملیات را در جاده استراتژیک انجام داده بودیم. صبح عملیات تشریف آورده بودند و ما در خدمتشان بودیم. من موتورسواریام خوب نبود، الان هم خوب نیست، اما ایشان موتورسواریاش خیلی خوب بود، من نشستم ترکایشان و رفتیم به خط. هنوز وضعیت خط مشخص نبود و معلوم نبود چیبه چی است. داشتیم میرفتیم که دیدیم عراقیها هنوز وسط جادهاند، چند تا عراقی از جمله یک افسر که من پریدم و کلتش را گرفتم و گفتم: همینجا بخواب.

باز من ترک آقای شمایلی سوار شدم و چون بچهها هنوز جلوتر بودند، رفتیم جلو. خب، خطی نبود. عراقیها هم تانکهایشان را شکل داده بودند و شروع کرده بودند به زدن بولدوزرها و بچههای خط. بهسختی توانستیم آنجا خط را شکل بدهیم، بولدوزرها شروع کردند به خاکریز زدن (به زبان ساده است،‌‌اینجا زیر سقف امن نشستهایم) گلوله تانک بود که به شکم بولدوزرها میآمد و رگبار مسلسل بود که بچههای جهادگر و رانندهها را یکییکی میانداخت. واقعا در مقابل گلوله تانک و تیر مسلسل روی لودر و بولدوزر نشستن و خاکریز زدن، کار سختی بود.

از روزهای سخت جنگ

برادر عزیزم سردار احمدی را آخر سالن میبینم. خیلی غمانگیز است،این خاطرهای که میخواهم بگویم. عملیات والفجر1بود. عملیات خیلی موفقیتآمیز نبود. آن روزایشان فرمانده تیپ جوادالائمه(ع) بود و من جانشینایشان بودم. خب، عملیات چند روز طول کشید، اکثر بچههایمان شهید شده بودند، بهویژه فرماندهان گردانها و گروهانها. نتوانستیم خط را تثبیت کنیم، عقبنشینی کردیم و آمدیم به اردوگاه. شاید یکی از بدترین روزهای زندگیام بهحساب میآمد، به هر چادری که نگاه میکردیم، دو تا شهید، 3 تا شهید، 5 تا شهید، بعضا بیشتر بچههای چادرها شهید شدهبودند، همه سنگرها و چادرها گریه و عزاداری میکردند، بدوناینکه کسی برایشان نوحهای بخواند، بدوناینکه کسی صحبتی کند، همه دور هم نشسته بودند و عزاداری میکردند. من و سردار احمدی هم رفتیم گوشهای روی یک بلندی، یک خرده گریه کردیم و بعد آمدیم. خیلی روزهای تلخی بود، البتهاین روزهای تلخ را زمان جنگ همه شما زیاد داشتهاید.

هیچ مشکلی ندارم!

شهید طاهری از کاشمر جانشین تیپ بود و نوحهخوانی هم میکرد. در عملیات خیبر توی چهارراه خندق، چندینباراین چهارراه به دست دشمن افتاد و ما باز پس گرفتیم،ایشان آنجا مجروح شده بود. امکانات تخلیه هم که نداشتیم، مجروحان زیاد بودند وایشان هم کنار آنها  افتاده بود. ما هر وقت که میرسیدیم بالای سرش میگفتیم «آقای طاهری حالت چطوره؟» میگفت:«من هیچ مشکلی ندارم». حالا نیمیاز بدنش تکهتکه شده است! وضعش خیلی خراب بود. همین که من دور میشدماین دردایشان را واقعا از پا در میآورد، آه و ناله میکرد ولی همین که چشمش به من میافتاد، میگفت «حاجآقا من هیچ مشکلی ندارم، شما نگران من نباشید» ولی بر اثر همان جراحتها شهید شد و ما نتوانستیم در آن وضعیتایشان را به عقب منتقل کنیم.

شیرینترین جلسات

پس از گفتناین خاطرهها میخواهم بگویماین جلسه که الان داخلش نشستهایم از شیرینترین و عزیزترین جلسهها برای ماست. ارتشی، سپاهی، بسیجی و جهادی، قطعا داخل ما بچههای کمیته، شهربانی و ژاندارمری آن روزها هم هستند.

خانواده عزیز شهدا و برادران عزیزی که پشتیبابی از جنگ را داشتند، دراین جمع حاضرند، کسانی که هم رزمنده بودند هم جانباز و هم خانواده شهید، جمع زیادی از عزیزان حاضر دراین جلسهاینگونه هستند. خب، بااین وضعیت در کنار هم در صحنههای دفاعی حضور داشتهاند و از انقلاب و ولایت و اسلام در تلخترینروزها دفاع کردهاند.

هیچکسی مثل شماها وقتی به چهره هم نگاه میکنید خاطرات تلخ و شیرین بسیاری را که هر کدام میتواند برای جامعهای الگو باشد به یاد نمیآورد. خاطراتی که اگر مورد استفاده قرار بگیرد، جامعه را به رستگاری میرساند. شما وقتی کنار هم مینشینید آن روزهای افتخارآفرین در ذهنهایتان تداعی میشود و از هم استفاده میکنید.

امروز برای شهادت آمادهتریم

فکر میکنم ازاین نوع جلسهها کم داریم که همه کسانی که دل در گرو انقلاب داشتهاند با نامها، لباسها و سازمانهای مختلف ولی دارای یک هدف(دفاع انقلاب)، مثل روزهای دفاع مقدس در کنار هم باشند. امروز هیچ کسی بهتر از ما خودمان را نمیشناسد و بهتر از خودمان از دردمان آگاه نیست و حرفمان را بهتر از خودمان نمیفهمد. حتما امروز ما باید کنار هم بنشینیم تا هم از دفاع مقدس دفاع کنیم و هم بگوییم اگر امروز ابلهی یا بیگانهای دستش به کشورمان دراز شود دستش را قطع میکنیم. حالا درست است که موهایمان سفید شده است، اما ما همان آدمهای انقلاب هستیم با همان انگیزه و امروز برای شهید شدن بیشتر آمادهایم چون آن روزها در دل آرزوهایی داشتیم ولی امروز آرزوهایمان هم تمام شده.

امروز برای شهادت از هر روزی آمادهتر هستیم و برای دفاع از کشور نسبت به آن روزها با انگیزههای بیشتری میتوانیم دفاع کنیم.لازمهاین توانمندیها، برگزاری همین تجمعات است.

برگرفته از کتاب آخرین پست در کشیک هشتم




ماجرای گیر افتادن قاسم سلیمانی و سه فرمانده در یک دکل سه پایه


قاسم سلیمانی آمده بود پایین و تانک‌های عراقی هم هی می‌زدند. در همین حین یکی دیگر از پایه‌های دکل را هم زدند، ولی خیلی شانس آوردیم که سالم پایین آمدیم و از آنجا عبور کردیم. ولی هیچ یادمان نمی‌رود که وقتی ما می‌دیدیم فرماندهان عالی‌رتبه ما در خط مقدم جبهه و در خطرناک‌ترین نقاط حضور پیدا می‌کنند، خیلی روحیه می‌گرفتیم.
ماجرای گیر افتادن قاسم سلیمانی و سه فرمانده در یک دکل سه پایه

بازگویی خاطرات دوران دفاع مقدس و گرد هم آمدن فرماندهان و رزمندگان آن روزهای با شکوه از نگاه سردار شوشتری جزو بهترین ساعات عمرش به حساب میآمد که میشد صفا، صمیمیت، مهربانی، تواضع و ادب و همه خصلتهای نیکوی فرهنگ مقاومت را دوباره به یاد آورد. متن زیر، بخشهایی از سخنرانی سردار شهید شوشتری در جمع نخبگان دفاع مقدس است. این سخنرانی علاوه بر یادآوری خاطرات شیرین دوران دفاع مقدس، ابعادی از شخصیت سردار شهید شوشتری را به عنوان یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس آشکار میسازد. 

«شوشتری» هستم از «خراسان»!

من هیچ یادم نمیرود اولین روزی که در «گلف» خدمت ایشان رسیدم، یک جوان خوشاندام، خوشتیپ، بشاش و پرخروش را دیدم. نمیدانم ایشان هم یادشان میآید یا نه اما از من پرسیدند: «از کجا آمدهای؟»

من عرض کردم: «شوشتری هستم از خراسان». گفت: «شوشتری از خراسان!؟»

گفتم «بله، حالا دیگراینطور شده، شوشتری هستم از خراسان».

خب،آن روزها روزهای سختی بود کهاین برادر عزیزمان تمام وقتشان را گذاشته بودند و از انقلاب و کشور دفاع میکردند. همه شما آن روزهای تلخ را به یاد دارید.

من اجازه میخواهم که دراین جلسه، اولین خاطره را از تیمسار فلاحی یا امیر فلاحی نقل کنم. (آن روزها به برادران عزیز ارتش تیمسار میگفتیم، امیر لقب جدیدی است که پس از دفاع مقدس آمده است.)

یادی از نبرد دب حردان

من فرمانده گردان بودم در جنگلهای «دب حردان» طرحی داشتیم. (درود میفرستیماینجا به روح پرفتوح همه شهیدان از جملهایشان و شهید رستمیکه فرمانده عملیات خراسان بود و واقعا بر گردن همه ما حق بزرگی دارد). شهید رستمیبا تیمسار شهید فلاحی ارتباط صمیمانه ای داشتند. ما طرحی داشتیم که خدمت شهید رستمیارائه دادیم وایشان رفتند و با تیمسار فلاحی به جنگلهای «دب حردان» تشریف آوردند.

تیمسار فلاحی که تشریف آوردند، رفتند روی دیدگاه و منطقه را تماشا کردند، همانجا بودند که تانکهای عراقی شروع کردند به زدن، شاید 200 تا 300 متر را با یک حرکت سریع طی کردیم، آن روزها ما جوان بودیم و مثل الان پیر نبودیم،ایشان سن و سالی ازشان گذشته بود و ما جوان بودیم ولی خیلی شجاعانه و ماهرانهاین 300متر را رفتیم و از دید تانکهای عراقی در واقع نجات پیدا کردیم.

حضورایشان آن روز در کنار ما و در خط مقدم واقعا برایمان بسیار ارزشمند و روحیهبخش بود که از محضرش در آن روز استفاده کردیم. من چون اینجا عکسشان را دیدم حیفم آمد از این امیر سرافراز و فرمانده عزیز صحنههای تلخ آن روزها نام نبرم و یادی نکنم.

4 فرمانده در دکل 3 پایه!

خاطره دیگر را که کمیهم شاید خندهدار باشد، خوب است که از خود امیر شمخانی نقل کنم. یاد مبارکشان هست که در «هور» دکلی زده بودیم برای شناسایی منطقه در خط مقدم و جلوتر از خط. خب، آن وقتها ما هم شور و حال خودمان را داشتیم، ایشان را برداشتیم و بردیم به دکلی که دیدهبانها از آن بهسختی بالا میرفتند.

ما هم خبر نداشتیم که چند ساعت قبل عراقیها دکل را شناسایی کرده و یکی از پایههای دکل را زده و انداخته بودند و دو سه نفر را هم شهید کردهبودند که خونشان همانجا ریخته بود. من قبل ازایشان رفتم و نمیشد هم که ایشان را از آنجا برگردانیم. بهسختی بالا رفتیم. آنجا که میخواستیم برویم داخلاتاقک دیدهبانی، ورودیاتاقک خیلی کوچک بود و دریادار شمخانی هم خیلی چاقتر از حالا بودند و جا نمیشدند. به هر سختی داخل شدند. آنجا بودیم که تانکهای عراقی باز شروع کردند به زدن. خدایا چکار کنیم، ایشان را حالا میخواهیم بیاوریم پایین اما نمیتوانیم، گیر کردهایم. من بودم و آقای سلیمانی و قربانی و شمخانی.

آقای سلیمانی آمده بود پایین و تانکهای عراقی هم هی میزدند. در همین حین یکی دیگر از پایههای دکل را هم زدند، ولی خیلی شانس آوردیم که سالم پایین آمدیم و از آنجا عبور کردیم. ولی هیچ یادمان نمیرود که وقتی ما میدیدیم فرماندهان عالیرتبه ما در خط مقدم جبهه و در خطرناکترین نقاط حضور پیدا میکنند، خیلی روحیه میگرفتیم.

موتور سواری در خط مقدم

برادر عزیزمان آقای شمایلی را هماینجا دیدم، خوب است که یک خاطره هم ازایشان بگویم که جنبهمستند هم داشته باشد.

برادرمان شمایلیکه در جهاد قرارگاه کربلا در جنوب بودند، در عملیات والفجر8، مرحله دوم عملیات را در جاده استراتژیک انجام داده بودیم. صبح عملیات تشریف آورده بودند و ما در خدمتشان بودیم. من موتورسواریام خوب نبود، الان هم خوب نیست، اما ایشان موتورسواریاش خیلی خوب بود، من نشستم ترکایشان و رفتیم به خط. هنوز وضعیت خط مشخص نبود و معلوم نبود چیبه چی است. داشتیم میرفتیم که دیدیم عراقیها هنوز وسط جادهاند، چند تا عراقی از جمله یک افسر که من پریدم و کلتش را گرفتم و گفتم: همینجا بخواب.

باز من ترک آقای شمایلی سوار شدم و چون بچهها هنوز جلوتر بودند، رفتیم جلو. خب، خطی نبود. عراقیها هم تانکهایشان را شکل داده بودند و شروع کرده بودند به زدن بولدوزرها و بچههای خط. بهسختی توانستیم آنجا خط را شکل بدهیم، بولدوزرها شروع کردند به خاکریز زدن (به زبان ساده است،‌‌اینجا زیر سقف امن نشستهایم) گلوله تانک بود که به شکم بولدوزرها میآمد و رگبار مسلسل بود که بچههای جهادگر و رانندهها را یکییکی میانداخت. واقعا در مقابل گلوله تانک و تیر مسلسل روی لودر و بولدوزر نشستن و خاکریز زدن، کار سختی بود.

از روزهای سخت جنگ

برادر عزیزم سردار احمدی را آخر سالن میبینم. خیلی غمانگیز است،این خاطرهای که میخواهم بگویم. عملیات والفجر1بود. عملیات خیلی موفقیتآمیز نبود. آن روزایشان فرمانده تیپ جوادالائمه(ع) بود و من جانشینایشان بودم. خب، عملیات چند روز طول کشید، اکثر بچههایمان شهید شده بودند، بهویژه فرماندهان گردانها و گروهانها. نتوانستیم خط را تثبیت کنیم، عقبنشینی کردیم و آمدیم به اردوگاه. شاید یکی از بدترین روزهای زندگیام بهحساب میآمد، به هر چادری که نگاه میکردیم، دو تا شهید، 3 تا شهید، 5 تا شهید، بعضا بیشتر بچههای چادرها شهید شدهبودند، همه سنگرها و چادرها گریه و عزاداری میکردند، بدوناینکه کسی برایشان نوحهای بخواند، بدوناینکه کسی صحبتی کند، همه دور هم نشسته بودند و عزاداری میکردند. من و سردار احمدی هم رفتیم گوشهای روی یک بلندی، یک خرده گریه کردیم و بعد آمدیم. خیلی روزهای تلخی بود، البتهاین روزهای تلخ را زمان جنگ همه شما زیاد داشتهاید.

هیچ مشکلی ندارم!

شهید طاهری از کاشمر جانشین تیپ بود و نوحهخوانی هم میکرد. در عملیات خیبر توی چهارراه خندق، چندینباراین چهارراه به دست دشمن افتاد و ما باز پس گرفتیم،ایشان آنجا مجروح شده بود. امکانات تخلیه هم که نداشتیم، مجروحان زیاد بودند وایشان هم کنار آنها  افتاده بود. ما هر وقت که میرسیدیم بالای سرش میگفتیم «آقای طاهری حالت چطوره؟» میگفت:«من هیچ مشکلی ندارم». حالا نیمیاز بدنش تکهتکه شده است! وضعش خیلی خراب بود. همین که من دور میشدماین دردایشان را واقعا از پا در میآورد، آه و ناله میکرد ولی همین که چشمش به من میافتاد، میگفت «حاجآقا من هیچ مشکلی ندارم، شما نگران من نباشید» ولی بر اثر همان جراحتها شهید شد و ما نتوانستیم در آن وضعیتایشان را به عقب منتقل کنیم.

شیرینترین جلسات

پس از گفتناین خاطرهها میخواهم بگویماین جلسه که الان داخلش نشستهایم از شیرینترین و عزیزترین جلسهها برای ماست. ارتشی، سپاهی، بسیجی و جهادی، قطعا داخل ما بچههای کمیته، شهربانی و ژاندارمری آن روزها هم هستند.

خانواده عزیز شهدا و برادران عزیزی که پشتیبابی از جنگ را داشتند، دراین جمع حاضرند، کسانی که هم رزمنده بودند هم جانباز و هم خانواده شهید، جمع زیادی از عزیزان حاضر دراین جلسهاینگونه هستند. خب، بااین وضعیت در کنار هم در صحنههای دفاعی حضور داشتهاند و از انقلاب و ولایت و اسلام در تلخترینروزها دفاع کردهاند.

هیچکسی مثل شماها وقتی به چهره هم نگاه میکنید خاطرات تلخ و شیرین بسیاری را که هر کدام میتواند برای جامعهای الگو باشد به یاد نمیآورد. خاطراتی که اگر مورد استفاده قرار بگیرد، جامعه را به رستگاری میرساند. شما وقتی کنار هم مینشینید آن روزهای افتخارآفرین در ذهنهایتان تداعی میشود و از هم استفاده میکنید.

امروز برای شهادت آمادهتریم

فکر میکنم ازاین نوع جلسهها کم داریم که همه کسانی که دل در گرو انقلاب داشتهاند با نامها، لباسها و سازمانهای مختلف ولی دارای یک هدف(دفاع انقلاب)، مثل روزهای دفاع مقدس در کنار هم باشند. امروز هیچ کسی بهتر از ما خودمان را نمیشناسد و بهتر از خودمان از دردمان آگاه نیست و حرفمان را بهتر از خودمان نمیفهمد. حتما امروز ما باید کنار هم بنشینیم تا هم از دفاع مقدس دفاع کنیم و هم بگوییم اگر امروز ابلهی یا بیگانهای دستش به کشورمان دراز شود دستش را قطع میکنیم. حالا درست است که موهایمان سفید شده است، اما ما همان آدمهای انقلاب هستیم با همان انگیزه و امروز برای شهید شدن بیشتر آمادهایم چون آن روزها در دل آرزوهایی داشتیم ولی امروز آرزوهایمان هم تمام شده.

امروز برای شهادت از هر روزی آمادهتر هستیم و برای دفاع از کشور نسبت به آن روزها با انگیزههای بیشتری میتوانیم دفاع کنیم.لازمهاین توانمندیها، برگزاری همین تجمعات است.

برگرفته از کتاب آخرین پست در کشیک هشتم




بورسیه‌ نیازمندان‌ برای دختر فریدون!/ روایتی از تحصیل فرزند ظریف

سؤال رسانه آمریکایی: چرا فرزندان مسئولان ایرانی با این محدودیت‌ها مواجه نیستند؟

بورسیه‌ نیازمندان‌ برای دختر فریدون!/ روایتی از تحصیل فرزند ظریف

 

سایت بیزینس اینسایدر در گزارشی به تناقض میان سخن و عمل برخی مسئولان ایرانی پرداخته و نوشته است: در حالی که مسئولان ایرانی در کلام خود علیه غرب، سخنرانی می‌کنند اما فرزندان خود را برای تحصیل و کار به غرب می‌فرستند.

 

 

پارس نوشت:
بیزینس اینسایدر که مقر آن در نیویورک واقع است، در سال ۲۰۰۹ تأسیس شد و بیشتر اخبار اقتصادی و فناوری را پوشش می‌دهد.

بیزینس اینسایدر در ابتدای گزارش خود به انقلاب فرهنگی در ابتدای انقلاب اسلامی و تصفیه دانشگاه‌ها از اساتید سکولار اشاره کرده و استیضاح اخیر وزیر علوم را ادامه همان تفکرات ضدغربی دانسته است.

بیزینس اینسایدر در ادامه به تداوم احاطه آمریکاستیزی در بیان و گفتار مسئولان جمهوری اسلامی اشاره کرده اما از یک تناقض در این ماجرا ابراز تعجب کرده است: چرا طیف مسئولان ایرانی، فرزندان خود را برای تحصیل به دانشگاه‌های غربی می‌فرستند و از آلوده شدن آن‌ها به تفکرات و اخلاقیات غربی، نمی‌ترسند؟

بیزینس اینسایدر به خانم مریم فریدون دختر حسین فریدون (برادر رئیس‌جمهور ایران) اشاره کرده و درباره سوابق حسین فریدون نوشته است: او از ابتدا از حامیان انقلاب اسلامی بوده است. او از مسئولان حفاظت امام خمینی (ره) در زمان بازگشت ایشان به ایران در سال ۱۳۵۷ بود. فریدون سپس استاندار شد و هشت سال هم سفیر ایران در مالزی بود و بعدها به هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل پیوست و اکنون مشاور برادرش یعنی رئیس‌جمهور ایران است.

 


بیزینس اینسایدر خبر داده که مریم دختر حسین فریدون دانشجوی مقطع کارشناسی دانشگاه کلمبیای آمریکا بوده و پس از آن با دریافت بورس تحصیلی موسوم به لرد دارندورف Lord Dahrendorf (جامعه‌شناس انگلیسی- آلمانی ۱۹۲۹-۲۰۰۹) توانسته در کالج مشهور مدرسه اقتصاد لندن London School of Economics مشغول به تحصیل شود. این بورس، در قالب بورسیه‌هایی که دویچه بانک آلمان Deutsche Bank به دانشجویان کشورهای در حال توسعه و نوظهور اعطا می‌کند، به مریم فریدون داده شده است.

بیزینس اینسایدر نوشته است که هدف از اعطای این بورس تحصیلی کمک به دانشجویان نیازمند کشورهای در حال توسعه است و بر همین اساس، اعطای آن به دختر بردار رئیس‌جمهور ایران که وضع مالی مناسبی دارد، تعجب‌برانگیز است. به نوشته این سایت آمریکایی، مریم فریدون در شعبه لندن دویچه بانک مشغول به کار هم شده است.

 


بیزینس اینسایدر شوهر مریم فریدون را پسر سفیر جدید ایران در سوئیس اعلام کرده که هم‌اینک در دانشگاه آکسفورد در مقطع دکترا مشغول به تحصیل است.

 

 

بیزینس اینسایدر همچنین مدعی شده که مهدی ظریف فرزند وزیر خارجه ایران و احمد عراقچی برادرزاده معاون وزیر خارجه ایران نیز در دانشگاه نیویورک تحصیل کرده‌اند.

 


مهدی ظریف بیش از یک دهه در آمریکا زندگی کرده و در شرکت‌های فضایی و مخابراتی مشغول به کار بوده اما در سال ۲۰۱۳ به ایران بازگشته است. این سایت آمریکایی معتقد است مهدی ظریف پس از بازگشت به ایران، درباره سوابق کاری‌اش در آمریکا اغراق کرده و در حالی که مدعی است برای شرکت معتبر وریزون Verizon کار می‌کرده، اما این شرکت اعلام کرده که مهدی ظریف برای یکی از پیمانکاران این شرکت کار می‌کرده است و نه خود این شرکت.

 


احمد عراقچی نیز پس از سال‌ها زندگی در پاریس و نیویورک به تهران بازگشته است.

 


بیزینس اینسایدر همچنین به تحصیل نیمه‌تمام مهدی هاشمی پسر اکبر رفسنجانی در دانشگاه آکسفورد اشاره کرده و آن را یکی دیگر از مصادیق تحصیل فرزندان مسئولان ایرانی در غرب دانسته است.

 


بیزینس اینسایدر از این که مسئولان ایرانی شعار مرگ بر آمریکا می‌دهند و نظام غرب را فاسد می‌خوانند اما فرزندانشان را برای تحصیل و زندگی روانه غرب می‌کنند، ابراز تعجب کرده و پرسیده است: مگر مسئولان ایرانی، فرزندانشان را دوست ندارند که آن‌ها را به دامان غرب می‌فرستند؟

ابهام دیگری که این سایت آمریکایی مطرح کرده، این است که مردم عادی ایران برای سفر به غرب و تحصیل در آنجا با محدودیت‌های فراوانی از جانب کشورهای غربی مواجه می‌شوند؛ اما چرا فرزندان مسئولان ایرانی با این محدودیت‌ها مواجه نیستند؟

منبع:جهان

 




مسئول مجمع احیاگران واجب فراموش شده:
بـه‌سـكوت ادامـه‌دهـيـم،سرنوشت مخوف مدينه‌ درانتظار ماست
 
 
ما در حالی ادعا داریم که امر به معروف و نهی از منکر، اثرگذارترین کاری است که می توان برای از بین بردن گناهان در جامعه انجام داد که برخی می گویند باید کار فرهنگی نمود. حال آنکه کار فرهنگی نظیر نگارش کتاب یک کار دیربازده و زمان بر محسوب می‌شود که در مواجهه با منکراتی نظیر بدپوششی و بی‌حجابی یک امر مضحک به نظر می‌رسد
حديث تاريخ‌ساز

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله - علی تقوی ، بنیانگذار مجمع احیاگران واجب فراموش شده و مدیر مرکز تخصصی آموزش امر به معروف و نهی از منکر دومين سخنران در جمع داوطلبان جديد درگروههاي امر به معروف و نهي از منكر انصار حزب الله بود كه سخنان خود را با ذكر حديث مشهور امام حسین علیه اسلام كه در تبيين قيام تاريخي آن حضرت ادا شده آغاز كرد وگفت: «إِنّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَ لا بَطَرًا وَ لا مُفْسِدًا وَ لا ظالِمًا وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی (صلی الله عليه وآله وسلم) أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْروفِ وَ أَنْهی عَنِ المُنْكَرِ وَ أَسيرَ بِسيرَةِ جَدّی وَ أَبی عَلِی بْنِ أَبيطالب: من از روی خودخواهی وخوشگذرانی و يا برای فساد و ستمگری قيام نكردم، بلكه قيام من برای اصلاح در امّت جدّم می باشد، می خواهم امر به معروف و نهی از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم علی بن ابي طالب عمل كنم.»

جای ترغیب به امر به معروف در منابر؟ برادران و خواهران بیش از ۳۵ سال از عمر انقلاب اسلامی در ایران نمی گذرد! برادر حسن زاده به این نکته اشاره کردند که در۵۰ سالگی تشکیل حکومت اسلامی در مدینه النبی این شهر به مرکز رقاصه ها و آوازه خوان ها و فاحشه ها تبدیل شد. پس اگر ما نیز بنشینیم و دست روی دست بگذاریم از گرفتار شدن به چنین سرنوشتی مصون و محفوظ نخواهیم ماند. هر چند که گروه‌های زیادی در سطح کشور برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کرده اند اما براساس آیه ۱۰۴ سوره آل عمران که محور جلسه امروز ماست این وظیفه بر دوش کل امت است.

امروز در وضعیتی قرار داریم که باید از برگزاری منابر و جلسات تکراری و دهان پر کن که همه محتوای آن را از بر هستند احتراز کنیم. منابری که هیچ اثری از ذکر مبتلا به ترین احکام اسلام یعنی امر به معروف و نهی از منکر دیده نمی شود.

كار تا كجا خراب است؟!

این امر تاسف بار تا آنجا پیش رفته که آیت الله نوری همدانی مرجع عالی قدر شیعیان در کتاب خود از ساحت امر به معروف و نهی از منکر عذر خواهی می‌کند و می نویسد بسیاری از مجتهدین در رساله های خود اصلا بخشی برای امر به معروف و نهی از منکر در نظر نگرفته اند. ما حاضریم در این رابطه به جدال احسن بپردازیم و اثبات کنیم که قطعا امروز یکی از۵ اولویت موجود در نزد مقام معظم رهبری امر به معروف و نهی از منکر است.

کار تا آنجا خراب است که وقتی به یکی از حضرات صاحب تریبون در رسانه ملی می گویم چرا مقداری از وقت خود را برای امر به معروف و نهی از منکر در رسانه ملی اختصاص نمی دهید؟ در پاسخ می گوید اکر من بگویم ممکن است کسی ترتیبات آن را نداند و غلط انجام دهد و مشکلی پیش آید و بعد بگویند که فلانی گفت انجام دهید و این مسئله برای وجهه اجتماعی بنده مناسب نیست!

چالش «به تو چه مربوط است؟!»

اما در این جلسه می خواهیم بار دیگر اهداف خود را از امر به معروف و نهی از منکر زبانی مرور کنیم. یکی از چالش های موجود در این عرصه برای آمران به معروف و نهی از منکر این است که به محض انجام فریضه به او می گویند «به تو چه مربوط است؟!» همین نقطه باعث سردی و تعطیلی امربه معروف در نزد عده ای گردیده است. چنانچه در ادله انجام ندادن آن فریضه می گویند گفتیم و اثر نداشت. این در حالی است که بر اساس فرمایش مقام معظم رهبری این تکرر تذکرات است که باید برگوش مرتکب منکر سنگینی کند. چنانچه نفر اول بگوید نفر دهم بگوید نفر پنجاهم بگوید گناه می‌خشکد در جامعه!.

اصلاح جامعه ، فرد مرتکب منکر و اصلاح خود و بسیاری از فواید دیگر ، مواردی است که ممکن است در اثر امر به معروف و نهی از منکر انجام پذیرد ، اما دلیل اصلی آنچه ما برای احیاء امر به معروف و نهی از منکر قیام کردیم آن است که بگوییم:«مَعْذِرَةً إِلي‏ رَبِّكُمْ»

قرآن در سوره الأعراف آيه ۱۶۴مي فرمايد: «وَ إِذْ قالَتْ أُمّه مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَديداً قالُوا مَعْذِره إِلي‏ رَبِّكُمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ» و آنگاه كه گروهي از ايشان گفتند: «براي چه قومي را كه خدا هلاك‏كننده ايشان است، يا آنان را به عذابي سخت عذاب خواهد كرد، پند مي‏دهيد؟» گفتند: «تا معذرتي پيش پروردگارتان باشد ، و شايد كه آنان پرهيزکاري كنند.»

وجوب يادگيري احكام امر به معروف

اما امام خمینی در صفحه ۳۹۲ جلد دوم تحریرالوسیله در مسئله هشتم ، درباره یادگیری جزئیات امر به معروف و نهی از منکر می فرمایند: «یاد گرفتن شرایط امر به معروف و نهی از منکر و موارد واجب بودن و نبودن آن و موارد جواز و عدم جواز آن واجب است تا در امر و نهی خود به منکر نیفتیم.»

همچنین مقام معظم رهبری در سال۱۳۷۱در این باره در جمع فرماندهان بسیج می فرمایند: «مسئله امر به معروف و نهی از منکر مثل مسئله نماز است. یادگرفتنی است ، باید بروید یاد بگیرید. مسئله دارد که کجا و چگونه باید امر به معروف و نهی از منکر کنیم.»

اجتماعي ترين حكم

درحالی قرآن کریم خود تماما امربه معروف و نهی از منکر است که بیش از۱۲۰ آیه آن خطاب به مسلمانان و به این مسئله اختصاص دارد. حال آنکه تعداد آیات مربوط به برخی احکام در قرآن حداکثر۱۰ عدد است. مرحوم صاحب جواهر می گوید:حجم احادیث مربوط به امر به معروف و نهی از منکر به قدری است که اگر بخواهم آن را احصاء و در کتابی مجلد بیاورم کمر من زیر بار آن خواهد شکست.مقام معظم رهبری درباره جایگاه امر به معروف و نهی از منکر می فرمایند:«اگر معنای امر به معروف و نهی از منکر برای مردم معلوم شود ، یکی از نوترین ، زیبا ترین و کار آمدترین روش‌های تعامل اجتماعی همین امر به معروف و نهی از منکر است.»

این درحالی است که در جامعه ما یا عده ای امر به معروف نمی کنند که به تعبیر امیرالمومنین مرده‌های متحرک هستند و طبق وعده پیامبر گرامی اسلام در روز قیامت به خاطر سکوت خود به شکل بوزینه و خوک محشور می شوند و یا آنکه به شیوه غلط امر به معروف و نهی از منکر می کنند.

جمله ترسناك مقام معظم رهبري

امر به معروف و نهی از منکر اجتماعی ترین واجب اسلام است که درعین وظیفه بودن آن یک حق برای تمام افراد جامعه است که باید شیوه صحیح اجرای آن را فرابگیرند.
بازخوانی ما از مهم ترین واجب الهی درحالی است که مقام معظم رهبری طی فرمایشات خود در حرم رضوی ، بعد از سفارش مردم به نهی از منکر مسئولین جمله قابل تامل و البته ترسناکی را بر این مبنا طرح کردند که «مرگ برای ضعیف ، امر طبیعی است.»

این جمله پس از این قابل تامل می شود که به مرور تجربه مدینه النبی و آندلس بپردازیم. مقام معظم رهبری می فرمایند:«اگر صدها سال از عمر این انقلاب بگذرد و مردم همچنان آمر به معروف و ناهی از منکر باقی بمانند این نظام جوان شاداب باقی می ماند» و از طرف دیگر می فرمایند:«اگر حتی سالهای کمی از این انقلاب بگذرد ولی مردم لال باشند ، گناه ببینند و سکوت کنند این نظام به زودی پیر خواهد شد.» و نکته نگران کننده اینجاست که مرحله بعد از پیری مرگ خواهد بود.

ما در حالی ادعا داریم که امر به معروف و نهی از منکر، اثرگذار ترین کاری است که می توان برای از بین بردن گناهان در جامعه انجام داد که برخی می گویند باید کار فرهنگی نمود. حال آنکه کار فرهنگی نظیر نگارش کتاب یک کار دیر بازده و زمان بر محسوب میشود که در مواجهه با منکراتی نظیر بد پوششی و بی حجابی یک امر مضحک به نظر می رسد. بنابراین علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.



منبع:هفته نامه یالثارات الحسین(ع)



خبری که باعث گریه امام حسین(علیه السلام) شد
 
 
فرزدق به امام حسین علیه السلام گفت: چگونه به سوی کوفه می روی و نسبت به مردم آن امید بسته ای در حالی که همین ها بودند که مسلم بن عقیل پسر عموی شما را کشتند.


به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، کاروان امام حسین علیه السلام پس از یک شبانه روز اقامت در "خزیمیه" در روز چهارشنبه مورخ ۲۰ ذی الحجة سال ۶۰ هجری قمری به "شقوق" وارد شدند.

در این منزلگاه امام (ع) مردی را دید که از جانب کوفه می آمد و از او درباره مردم کوفه سئوال نمود. آن مرد پاسخ داد: "مردم عراق در مخالفت با شما متحد و هماهنگ گرده اند و برجنگ با شما هم پیمان شده اند."

امام حسین (ع) در پاسخ فرمود: "امور[بندگان]، به دست خدای متعال است، هرچه را که بخواهد انجام می دهد و پروردگار ما هر روز اراده ای دارد؛ اگر قضای الهی بر ما نازل شد، ما خدا را بر نعمتهایش حمد کرده و از برای شکرش از او مدد می جوییم و اگر قضای الهی میان ما و آرزوهایمان فاصله انداخت، آن که نیّت او خالص است و بر پایه حق استوار، از رحمت او دور نیست."

در کتاب ابن عثم کوفی آمده است که : "فرزدق در این منزل نیز با امام حسین(ع) ملاقات داشته است.» سید بن طاووس نیز نقل کرده است که امام حسین(ع) اشعاری را در پاسخ سؤال فرزدق بیان نمود. فرزدق گفت: «چگونه به سوی کوفه می روی و نسبت به مردم آن امید بسته ای در حالی که همین ها بودند که مسلم بن عقیل پسر عموی شما را کشتند؟!"

امام حسین(ع) اشک از چشمانش جاری شد و فرمود: "خداوند مسلم را رحمت کند؛ مسلم به سوی رحمت و رضوان الهی شتافت و آنچه برعهده او بود انجام داد، [اما] آن مسئولیتی که برعهده ماست، همچنان باقی مانده است."

منبع: باشگاه خبرنگاران




پاسخ به سؤالات شرعی مخاطبان درباره احکام عزاداری
 
 
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در نظر دارد به پرسش‌های شرعی مخاطبان درباره احکام عزداری مطابق با فتاوای حضرت‌ آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای پاسخ دهد.

 
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در نظر دارد به پرسش‌های شرعی مخاطبان در موضوعات خاصی که کمتر به آنها پرداخته شده، مطابق با فتاوای حضرت‌ آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای پاسخ دهد.

در همین راستا و در آستانه‌ی ماه محرم و صفر، کاربران گرامی می‌توانند سوالات شرعی خود را که مربوط به احکام عزاداری است تا ۲۷ مهر ۱۳۹۳ در بخش نظرات این صفحه (http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=۲۷۹۰۷) و یا شماره پیامک ۲۰۱۱۰ ارسال کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین فلاح‌زاده، کارشناس مسائل فقهی به پرتکرارترین سوالات، مطابق با فتاوای حضرت‌ آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای پاسخ خواهد داد.

این پایگاه اطلاع رسانی به مخاطبان توجه داده که با توجه به کثرت پرسش‌ها، علاقه مندان می‌توانید ابتدا نظرات منتشر شده در همین صفحه را مشاهده نمایید و یا به منابع فقهى موجود در پایگاه اطلاع‌رسانی (اجوبة الاستفتائات: احیاء مناسبت‌های دینی | رساله آموزشی: احیای مناسبت­های مذهبی و ملی) مراجعه کرده و اگر پرسش و پاسخ مدنظرتان را نیافتید، سؤال شرعی خود را نوشته و ارسال کنند.
منبع: Khamenei.ir





صفحه قبل1...5051525354...74صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران