به گزارش فارس ، در حالی که تلاش مسئولان انتظامی، امنیتی و قضایی برای دستگیری عوامل جنایت اسیدپاشی به صورت چند زن ادامه دارد، طی روزهای اخیر به بهانه اعتراض به این ماجرا برخی افراد و جریان ها در شبکه های اجتماعی، فضای مجازی و نیز محیط عمومی سعی کردند با جهت دهی خاص، افراد را به اعتراض علیه دستگاه های مسئول تحریک کنند.
بنا بر این گزارش، در همین زمینه توسط یک نهاد امنیتی مردی بازداشت شده که با آرایش و لباس زنانه قصد تحریک مردم به تجمع و اعتراض علیه نهادهای کشور را داشت. از این مرد زن نما که بازجویی از وی در این نهاد امنیتی ادامه دارد برخی ادوات ارتباطی و جاسوسی کشف شده است.
گفته می شود لکه های سوختگی خاصی نیز بر روی بدن این مرد نیز وجود دارد که این موضوع در دست بررسی است.
اطلاعات تکمیلی در این باره به به اطلاع عموم خواهد رسید.
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله: آزادی شهر استراتژیک «جرفالصخر» عراق، بنا به دلایل متعدد، از آزادی شهر آمرلی این کشور و بنا به برخی اقوال، حتی از عملیات پیروزمندانه «قلمون» سوریه نیز مهمتر است.
عملیات عاشورا هم که به آزادسازی این شهر منجر شد خود، گفتنیهای شنیدنی دارد که برخی از آنها شاید برای عدهای حتی باورکردنی نباشد. به عنوان مثال این منطقه از سال ۲۰۰۳ محل جولان تروریستها بوده و حتی آمریکاییها در طول ۹ سال اشغال عراق نیز نتوانسته بودند (یا شاید هم نخواسته بودند) آن را پاکسازی کنند. در این باره گفتنیهایی است:
۱- جرفالصخر، منطقهای است مثلثیشکل با جمعیتی بالغ بر ۸۰ هزار نفر با ترکیب مذهبی غالبا شیعه و سنی که در حد فاصل کربلا و بغداد قرار دارد. این شهر از غرب نیز به استان الانبار متصل میشود. به عبارت بهتر، جرفالصخر، دروازه ورود به کربلا، بغداد و به طور کلی، تمام استانهای جنوبی عراق است. این منطقه که فقط ۶۰ کیلومتر با بغداد و ۸۰ کیلومتر با فلوجه فاصله دارد، یک منطقه مواصلاتی است که بخشهای شمالی، جنوب شرقی و غربی را به هم وصل میکند.
همین «موقعیت خاصِ» استراتژیک بود که این شهر را مورد «توجه خاص» تروریستها قرار داده بود. با آزادسازی این منطقه، نه تنها خطر از شهرهایی چون کربلا، نجف و شهر بغداد دور شد، بلکه مقدمه آزادی مناطق دیگر مثل شهر فلوجه هم فراهم آمد. فلوجه در غرب جرفالصخر قرار دارد.
۲- شرایط محیطی حاکم بر این منطقه، مسئله مهم دیگری است که شاید کمتر به آن پرداخته شده باشد. جرفالصخر، منطقهای است سرسبز و جنگلی که امکان انجام عملیات کلاسیک برای ارتش در آن «بسیار» سخت است. طبق گزارشهای رسمی، ارتش عراق آزادی این منطقه را از مناطق فرات - مشرف به کربلا- آغاز و ذرهذره جلو رفت تا اینکه سرانجام چهارم آبان ماه با حمله به قلب آن، شهر را به طور کامل آزاد کرد. به عبارت دیگر، نوع عملیات نظامی که برای آزادسازی این منطقه صورت گرفت، در نوع خود کمنظیر است.
۳- اینکه چنین منطقهای با چنان موقعیت مهمی از سوی ارتش عراق و نیروهای مردمی این کشور آزاد میشود و غربیها نیز در آن هیچ سهم و نقشی حتی به اندازه شلیک یک گلوله هم ندارند نیز، در جای خود حائز اهمیت است.
بنا به ادعای مقامات رسمی آمریکایی، ایالات متحده تا سال ۲۰۱۱ در اوج قدرت، و براساس اخبار متواتر و موثق، تروریستها تا این سال در اوج ضعف قرار داشتند. از طرفی، همان طور که اشاره شد، شهر جرفالصخر از سال ۲۰۰۳ یعنی زمانی که عراق در اشغال آمریکاییها بود، به بهشتتروریستها تبدیل شده و تا همین چند روز پیش نیز اوضاع چنین بود. این بدین معنی است که ارتش عراق با عملیات عاشورا، ظرف چند روز، کاری کرد که آمریکاییها نتوانسته یا نخواسته بودند طی سالها آن را انجام دهند.
۴- ائتلاف به اصطلاح ضد داعش، که با پیشنهاد «سعودیهای وهابی» به بهانه و با تظاهر مقابله علیه «وهابیهای تکفیری»! راهاندازی شده، به گفته سازندگان آن، تشکیل شده است از ۶۰ کشور جهان به رهبری آمریکا. دستاورد این ائتلاف در مبارزه با تروریستها را همین یکی دو روز پیش جان کربی، سخنگوی پنتاگون در یک جمله عنوان کرد: «آمریکا نتوانسته جلوی پیشروی داعش را بگیرد!»
۵- وقتی که آمریکا با آن همه دبدبه و کبکبه، بگوید نمیتواند یک مشت تروریست اجارهای را متوقف کند، دو حال بیشتر ندارد. یا این کشور درست میگوید و آمریکا که رهبری ۵۹ کشور را در ائتلاف ضد داعش بر عهده دارد، واقعا به قدری ضعیف شده که قادر به متوقف کردن حرامیهای تکفیری نیست؛ که در این حالت، باید به بیخاصیتی ارتش ۶۰ کشور جهان خندید. یا اینکه دروغ میگوید، چرا که به تروریستها هنوز احتیاج دارد.
به نظر میرسد، احتمال دوم به واقعیت نزدیکتر باشد. یعنی آمریکاییها نمیخواهند تروریستهای تکفیری از بین بروند یا حتی تضعیف شوند چرا که در این صورت، به اهداف خود نخواهند رسید.
اظهارات مقامات و رسانههای آمریکایی مبنی بر اینکه مثلا، «جنگ با داعش ۳۰ سال زمان نیاز دارد»، یا «این گروه، ثروتمندترین گروه تروریستی جهان است» و... نیز با همین هدف صورت میگیرد.
آمریکاییها نیاز دارند، حتی اگر شده، داعش را قوی جلوه دهند. آنها از خود میپرسند چرا باید گروهی را که در حال پیشبرد اهداف استعماری آنها در خاورمیانه و جهان اسلام است، متوقف کند؟! یکی از این اهداف اسلامهراسی است. داعش ظرف چند ماه جنایت، چقدر در پیشبرد اسلامهراسی که آرزوی دیرینه استعمارگران است پیش رفت؟!
۶- آزادی جرفالصخر تاثیر عمیق خود را بر جبهه مقاومت برای رسیدن به پیروزیهای دیگر خواهد گذاشت، همانطور که آزادی آمرلی تاثیر خود را گذاشت. اگر ادعا کنیم آزادی جرفالصخر نتیجه طبیعی پیروزی در آمرلی بود، بیراهه نرفتهایم. این تاثیر نه فقط در جبهه عراق که در جبهه نبرد سوریه و لبنان نیز ملموس و عمیق خواهد بود چرا که داعش، جبهه النصره، ارتش آزاد و ... اگرچه عناوین متفاوتی برای خود برگزیدهاند، اما در هر حال از یک آخور تغذیه میشوند و ماحصل یک تفکر مسموم هستند. بنا بر این پیروزی در جرفالصخر، همه این تکفیریها را تحتالشعاع قرار داده و روحیهای برای آنها باقی نخواهد گذاشت.
۷- سردار قاسم سلیمانی و نقش برجسته وی در عملیات آزادسازی جرفالصخر و آمرلی اما، خود داستان دیگری است که پرداختن به آن مطلب مستقلی میطلبد. در این باره فقط به این اکتفا میکنیم که حضور یک استراتژیست مومن و معتقد ایرانی در کشورهای دوست و همسایه و نجات مردم از ادیان مختلف (ایزدی، مسیحی، شیعه، سنی و...) نه تنها محبوبیت وی در ایران و حتی مردم جهان را افزایش داده بلکه بر محبوبیت و نفوذ جمهوری اسلامی ایران نیز در منطقه میافزاید. تصور کنید، عدهای وحشیتر از حیوانات وحشی به جان و مال و ناموس مردم هجوم آورده و از هیچ جنایتی - تاکید میشود - هیچ جنایتی دریغ نورزند. سپس مدعی همیشگی دفاع از حقوق بشر به همراه ۵۹ کشور دیگر ادعا کنند، قادر به دفع شر این موجودات نیستند. بعد، این حیوانات شروع به قتل عام گسترده کرده و مغولوار هزاران نفر را سلاخی کنند و.... در این هیاهو، مردی به کمک چند مشاور نظامی که تعدادشان از انگشتان دست هم کمتر است، ورود کرده با هیچ چشمداشتی، هم مدعیان دروغین و هم تکفیریهای وحشی را تحقیر کند. در این شرایط، احساس ناجیان نسبت به منجی چه خواهد بود؟
در انتهای این وجیزه، به عنوان حسن ختام به اظهاراتی که در شبکههای اجتماعی با عنوان «پیام سردار به داعش» به سردار سلیمانی نسبت داده شده، اشاره میکنیم. اگرچه صحت این اظهارات تایید نشده، اما شنیدن آن خالی از لطف نیست:
«اگر پایتان، فقط پایتان به حرم سیدالشهدا (ع) برسد با کسب اجازه از ولی امر مسلمین کربلای جدیدی را رقم خواهیم زد که تاریخ به خود ندیده باشد و به همراه سربازان امام زمان(عج) نماز ظهر را در بقیع خواهیم خواند.»
*کیهان
به گزارش "خبرگزاری دانشجو" ، بعد از پیگیریهای چند ساله دانشجویان دانشگاه دامغان و درخواست از مسئولان دانشگاهی و کشوری، پنجم آبانماه امسال این دانشگاه میزبان دو تن از شهیدان گمنام هشت سال دفاع مقدس میشود.
طبق خبرهای رسیده از این دانشگاه، دانشجویان دانشگاه دامغان بخصوص فعالان فرهنگی و بسیج دانشجویی دانشگاه دامغان آماده میزبانی از این شهیدان گلگون کفن و جمع کردن طومارهایی مبنی بر نشان دادن جدیت خود برای میزبانی از شهیدان در دانشگاه خود هستند.
لازم به ذکر است، در ماه گذشته دانشجویان دانشگاه دامغان آخرین درخواستهای خود را از مسئولان دانشگاه و سازمان حفظ و نشر از ارزشهای دفاع مقدس بیان کردند.
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله،پنجشنبه هفته گذشته ۲۷ شهريور داعش اقدام به طراحي يك عمليات پيچيده كرد كه هدف از آن حمله به زندان «العدالة» درمحله كاظميه بغداد (كاظمين) بود كه خنثي شد.
سرتيپ «العميد سعد معن» سخنگوي فرماندهي بغداد اعلام كرد اين حمله بهوسيله يك خودروي بمب گذاري شده و حملات خمپارهاي انجام شد كه ۸ كشته و۶۰ زخمي برجاي گذاشت. اين بمب در «ساحة الجواد» منفجر شد و نيروهاي امنيتي بمب ديگر را در خيابان «المحيط» كشف و خنثي كردند.
در اين عمليات ناكام يك خمپاره روي پل شناور در منطقة «الكريعات» ، فرود آمد و ۳ خمپاره ديگر به نزديكي «الوقف السني» اصابت كرد.همچنين تعداد ديگري خمپاره و موشك كاتيوشا در محوطه نظامي «العدالة» در نزديكي زندان فرود آمد. اين درحالي است كه نيروهاي امنيتي نيز ۲ نيروي انتحاري را درحالي كه به خود جليقه انفجاري بسته و براي شكستن حلقه امنيتي از دايره پنجم كاظمين تلاش ميكردند دستگير نمودند. اين دو نفر با انجام عمليات ايذايي قصد فريب مأموران را داشتند تا پس آن از ۲ خودرو بمب گذاري شده را وارد حلقه امنيتي كنند.
بنابراين ما شاهد اجراي يك عمليات پيچيده از سوي داعش بودهايم كه بهواسطه هدايت خودروهاي انتحاري ، خودروهاي بمب گذاريشده ، حملات خمپاره اي و نيروهاي انتحاري انجام شد اما هدف يالثارات از شرح جزئيات اين عمليات صرفا توصيف يك حمله معمول تروريستي در عراق نبود. در واقع اين اولين عمليات نفوذ بود كه توسط پياده نظام داعش و پس از آغاز حملات هوایي آمريكا انجام شد كه حكايت از ۲ نكته قابل توجه دارد.
اول اينكه داعش عليرغم حملات هوايي آمريكا همچنان هسته سلولي عمليات خود را حفظ كرده و دوم آنكه با شدت بيشتري قصد نفوذ به كمربند امنيتي بغداد را دارد. اين درحالي است كه روز يكشنبه ۳۰ شهريور گردان هاي حزب الله عراق نيز گزارش دادند كه روز پيش از حمله داعش به زندان «العداله»، نيروي هوايي آمريكا عامدانه و در حالي كه از محل استقرار نيروهاي بسيج مردمي و افراد منتسب به گردانهاي حزب الله عراق مطلع بوده است اين نيروها را در منطقه العويسات در شمال بابل مورد حمله قرار داده است كه ظاهرا بهانه آن، هدف قرار دادن نيروهاي داعش در «جرف الصخر» درنزديكي اين منطقه بوده است.
در واقع آنچه پنجشنبه گذشته رخداد، تلاش براي اجراي دنباله عمليات «شكست ديوارها» در عراق است كه به واسطه آن داعش ۳۱ تیرماه ۱۳۹۱ ، بخش اول آن را با طراحی ۴۲ عملیات انفجاری سهمگین و تاثیرگذار در مناطق هدف و در ادامه ، حمله به ۸ زندان در خاک عراق آغاز کرده و ۳۰ تیر۱۳۹۲ با حمله به زندان «ابوغریب» و آزادی ۵۰۰ زندانی ، آن را به پايان برده بود.
عمده اين زندانيان اعضاء خطرناک القاعده در طول دوره اشغال عراق محسوب می شدند که به جرم انجام عملیات های خرابکارانه دستگیر و زندانی شده بودند. برخی تحلیلگران معتقدند توانایی «داعش» برای گسترش بحران به عراق نه به دلیل قدرت نمایی و تثبیت حضور در سوریه ، بلکه پس از آزادی عناصر قدرت مندی ایجاد شد که در عملیات زمان بندی شده «شکست دیوارها» دوباره به جمع فرماندهان میدانی درعراق بازگشتند. زیرا آنها دارای شبکه وسیع تحت امری بودند که توانایی بالای تحرک و لجستیک در عراق را بر ایشان فراهم می ساخت.
چنانچه با پایان موفقیت آمیز بخش اول عملیات ، مرحله دوم آن با نام «درو کردن سربازان» از ۸ مرداد ۱۳۹۲ آغاز شد. اين درحالي است كه در آن مقطع نيز اجراي چنين عمليات دقيق و مرحله به مرحلهاي بدون همكاري اطلاعاتي امكانپذير نبود.بنابراين به نظر مي رسد براساس تجربه ياد شده بايد بيش از پيش نسبت به ورود آمريكا به ميدان نبرد عراق و سوريه هوشيار بود.
پایگاه خبری انصارحزب الله - نیت خود را از این که مبادا برای غیر خدا باشد مرور کرد.بسم اللّهی گفت و به آسمان نگاه کرد و بعد نفس عمیقی کشید . گویی توان بیشتری در خود احساس میکرد. چادر خود را محکم گرفت و از خودرو پیاده شد. پشت سرش دو خواهر دیگر که یکی چادری و دیگری مانتویی اما کاملا محجبه بود از خودرو بیرون آمدند. با کمی پیادهروی وارد پارک مورد نظر شدند.
هوا با اینکه آفتابی بود اما به دلیل آلودگی و غبارآلود بودن کمی سنگین مینمود. در مسیر یکی دو تا گل که معلوم بود که از باغچه کنده شدهاند در زیر دست و پا افتاده و پژمرده شده بودند. کمی آنطرف تر خانم بدحجابی با پسر سه-چهار ساله اش در حال حرکت بود. هر سه خواهر نگاهی به هم کردند و تذکر به وی را برای شروع کار مناسب دیدند.
سن زن بدحجاب حدود بیست و چند سال مینمود و درحالیکه شلوار جین نسبتاً تنگ پوشیده بود و دکمههای پايین مانتوی کوتاهش را باز گذاشته بود، شال رنگی باریک را بر سر کرده بود که نه جلوی موهای مش کردهاش را میپوشاند و نه عقب را.
بوی تند ادکلن زن از چند متری قابل استشمام بود! خواهر اول آمر به معروف که خود دارای دو فرزند است از دو خواهر دیگر خواست با کمی فاصله دنبال آن ها بیایند و خود با تند کردن قدمها به زن بدحجاب رسید و دستی بر روی سر پسرک که دستش در دست مادرش بود کشید و گفت: سلام! به به چه پسر خوبی! چه بامزه راه میره!
زن بدحجاب بعد از لحظاتی که به چهره خانمی چادری که به وی سلام کرده بود خیره شد، جواب سلامی داد و با لبخند کوتاهی که بر لب داشت، دست پسرش را گرفت و به راهش ادامه داد.
خواهر چادری همانطور که پا به پای مادر و پسر خردسالش حرکت میکرد گفت: خانم محترم، میخواستم چند کلمهای باهاتون صحبت کنم.
زن که قدمهایش را آهسته میکرد با کمی تردید گفت: خوب ... بگو.
- میخواستم بگم خواهرم، لطفاًحجابتونو درست کنید.
زن که متوجه منظور خانم چادری شده بود، نگذاشت ادامه بدهد و ابرو نازک کرد و گفت: چی گفتی!!!
- گفتم لطف کنید شالتون را که خیلی عقب رفته درست کنید و ضمناً دکمههای مانتوتون رو هم ببندید.
- زن که حالا صورتش کمی بر افروخته شده بود بچه را بغل کرد و با صدای بلندی گفت: مگه تو فضولی؟! امّل به تو چه ؟
دو خواهر دیگری که برای نهی از منکر با فاصله چند قدم میآمدند، جلوتر آمدند . خانم مانتویی که مانتوی گشاد و بلندی به همره شلوار مناسبی که تقریباً همرنگ با مانتو البته به رنگ سرمه ای تیره بود پوشیده بود و روسری بزرگی که کاملاً سر و مو و سینه اش را پوشانده بود، بر سر داشت خطاب به زن بدحجاب سلام کرد، ولی جوابی نشنید. با لحنی شمرده، محکم و در عین حال با لبخندی مهربانانه گفت: خانم محترم! چرا توهین میکنی؟ این خواهر که به شما چیز بدی نگفت. فقط مؤدبانه خواست که حجابتو درست کنی. این که به نفع خودتِ . رعایت ادب چیز خوبی نیست؟!
بدحجاب که انتظار چنین برخورد توأم با احترامی را نداشت، آب دهانش را فرو داد و درحالیکه به این طرف و آن طرف نگاه میکرد خود را تنها دید؛ کمی شالش را جابجا کرد و چند دکمه مانتویش را بست و با صدایی نه به بلندی قبل گفت: خوب شد؟!
خانم چادری با لبخند: بله خانمم بهتر شد. خدا حفظتون کنه.
خانم بدحجاب که ناگهان به یاد تیتر یکی از روزنامههای اصلاحطلب -که چند روز پیش گذری خوانده بود- افتاد، با پرخاش پرسید: راستی مگر شما مجوز دارید که به آدم گیر میدید؟!
خانم چادری با خونسردی گفت: بله عزیزجان، مجوز هم داریم.
بدحجاب که منتظر بود کاغذ یا برگی از کیف خانمهای ناهی از منکر خارج شود و دید خبری نشد ، با لحن تند و تیزی گفت: دروغ میگید، خالیبندا !! میدونستم.
خانم چادری لحظاتی چشمانش را بست و نفس عمیقی کشید و زیر لب لااله الا الله گفت و نگاهی به خانم چادری دیگر کرد و گفت: خواهر جان، شما که استاد حوزه هستید جواب ایشونو بدید. ممکنه حرف شما تأثیر بیشتری داشته باشه.
خانم چادری دوم با متانت گفت: سلام خانم، شما مسلمان هستی دیگه ؛ قرآن تا حالا خوندی؟
زن بدحجاب که حالا چشمانش گرد شده بود و تندتند نفس میکشید گفت: بله که هستم. شماها فکر کردید فقط خودتون همه چیز رو میدونید و بقیه بیسواد و نفهمن!! و درحالیکه سر و گردن خود را جلوتر آورد گفت: آخر کجای قرآن گفته که باید چادر سر کنیم؟ اصلاً کلمه چادر تو قرآن هست؟!
خانم چادری دوم لحظهای یاد تلاش فراوان و برنامهریزی شده دشمنان میافتد که چگونه کار کرده اند تا توانستهاندبا تهاجم فرهنگی سازماندهی شده افکار عده قابل توجهی از دختران و زنان ممکلت اسلامی را به اهداف خود بکشند و در عین حال مسئولان بخصوص مسئولان فرهنگی با اینکه دم از کار فرهنگی میزنند،هیچ تلاش هماهنگ،منظم و برنامهریزی شدهای برای مقابله با تهاجم دشمن ندارند!
و در این حال بغض گلویش را فشرد. ولی با توجه به فرصتی که برایش پیش آمده بود تا شبهه مسلمانی را در حد توان برطرف کند، لبخندی زد و خواهرانه گفت: خانم باسواد! اولاً که ما هیچوقت چنین ادعایی نکردیم و تو فکرمون هم نیست که ما از همه بهتر و فهمیده تریم که این از حماقت آدمِ. دوم اینکه حرف چ از حروف فارسیه و اصلاً تو زبان عرب نیست. بعد هم اینکه بله در قرآن با کلمات جلباب و جلابیب در آیات مختلف صریحاً به این که زن مسلمون باید عفت خودشو حفظ کنه و حجابش چطور باشه پرداخته و این که نوع حجاب چه اثری تو روابط اجتماعی آدم میذاره در همین آیات کریم آمده.
خانم بدحجاب که ظاهراً مجاب شده بود و حرفی برای گفتن نداشت گفت: قبول، اما شماها به عنوان انصار حزب الله مجوز این کارها رو ندارید؛ دارید؟
خانم چادری اول کمی جلوتر آمد و گفت: اولاً ما انصارحزبالله نیستیم. ما خواهرهایی هستیم که از پایگاههای مختلف ازحوزه، مساجد و ... به عنوان عناصر انشاءالله حزباللهی به دنبال این هستیم که واجب فراموش شده اسلام رو که همون امر به معروف و نهی از منکرِ در خصوص بیعفتی و بیحجابی در حد توان خودمون احیا کنیم. البته حالا برادرانی با عنوان انصارحزب الله با نشریه و امکاناتی که دارند از ما و کار ما حمایت میکنند؛ همین.
تازه، شما باید بدونید که امر به معروف و نهی از منکر کردن، مثل همین کاری که الان ما داریم میکنیم و با این طریقه زبانی مثل سایر واجبات، نیاز به گرفتن مجوز از فلان مسئول دولتی نداره. مجوز این کار رو خالق همه ما، همون خدای مهربانی که به صلاح و فساد بندگانش از همه آگاهترِ تو کتاب هدایتش صادر کرده تازه تو قانون اساسی کشورمون هم این مسئله تو اصل هشتم اومده و اونجا شرط انجام اینکار رو گفتن مجوز از فلان مسئول (!) ندونسته. اگه همون مسئولان دولتی و سایرین به وظیفهشون تو این زمینه عمل کردهبودند، نیاز چندانی نبود تا ماها وارد قضیه بشیم.
زن بدحجاب که گویی هنوز پرسشی در ذهنش بود اما لحن نرم و تا حدی دوستانه داشت گفت: من اینا رو نمیدونستم ولی اگر خانمی به حرف شماها گوش نکرد چی کار میکنید.
خانم چادری: ما همینقدر وظیفه شرعی داریم . و نگاهی به پسر خردسال بدحجاب کرد و ادامه داد: اگر خانم های بدحجاب به بچههاشون، خواهرا و برادراشون واقعاً و از رو فکر و آگاهی علاقه دارند باید خودشون آینده پاک و بیدغدغه جوانهاشون رو از الان درست کنند، با عقل و نه با لجبازی و بیمنطقی.
بدحجاب که گویی تا بهحال به این مسئله خوب فکر نکرده بود، لحظهای به این فکر کرد که اگر پسرش چند سال بعد با شرکت در شوها و پارتیهای مختلط درحالی که مشروب و موادمخدر مصرف کرده دستگیر شود، او چه حالی خواهد داشت، رعشهای بر جانش افتاد و پسرک را محکم در آغوش کشید و قطرهای اشک بر گونهاش جاری شد و سرش را پایین انداخت و در فکری عمیق فرو رفت...
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در پاسخ به سوال خبرنگاری، نسبت به سخنان اخیر حسن روحانی در دانشگاه تهران مبنی بر راهاندازی دانشگاه غیر فارسی گفت: مقصود آقای روحانی این است که دانشگاهی درست کنیم برای دانشجویان غیرایرانی، زیرا آنها زبان فارسی نمیدانند و باید به آنها با زبان انگلیسی آموزش دهیم.
وی افزود: این موضوع را از ایشان سؤال کردیم و گفتند مقصودم من این نبوده که به دانشجوی ایرانی به زبان انگلیسی تدریس کنیم، بلکه منظور این بوده که دانشجوی خارجی جذب کنیم و با زبان انگلیسی در آن دانشگاه به آنها تدریس کنیم که البته این موضوع با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز تعارضی ندارد.
منبع: فارس
پارسینه: با گشت و گذاری در بازار و اماکن عمومی و نگاهی به آرایشگاههای مردانه، پی به رواج آرایش در میان مردان و پسران ایرانی میشویم. آرایشهایی که چه بسا منجر به تغییر شکل برخی مردان به ظاهرهای زنانه شده است. دیگر آرایشگاههای مردانه تنها خدمات کوتاهی موی سر و اصلاح ریش انجام نمیدهند، بلکه پای انواع و اقسام خدمات آرایشی همچون برداشتن ابرو، آرایش مو به مدلهای عجیب و غریب، بافت مو، خدمات رنگ و مش و حتی در کمال تعجب اپیلاسیون به آرایشگاههای مردانه باز شده است تا گوی سبقت را از زنان بربایند.
دیگر به راحتی میتوان خیل عظیمی از پسران آرایش کرده را دید که با ابروهای باریک، گونههای سرخ، موهای بافته و رنگ کرده، لباسهایی با یقههای بسیار باز حتی در سرمای زمستان در شهر خودنمایی میکنند و در برخی موارد نمیتوان آنها را از دختران تشخیص داد. این خدمات تنها در آرایشگاههای مردانه ارائه نمیشود بلکه بسیاری از سالنها و باشگاههای بدنسازی نیز به دستگاخهای سولاریوم مجهز شده و برای برنزه کردن پوست مردان خدمات میدهند. علاوه بر این انواع تاتو و خالکوبیهای رنگی نیز در این مراکز انجام میشود که حتی گاهی منجر به آلودگیهای بسیار و بیماریهای سخت در این گروه خواهد شد.
علاوه بر آرایش و لباسهای ناهنجار شاهد جراحیهای فراوان بینی و پروتز گونه و لب در میان پسران نیز هستیم که با آرایشهای خاص گاهی اوقات حتی مضحک نیز به نظر میرسد. اما عجیبتر از همه انجام اپیلاسیون در مردان است. از همان زمان که بند انداختن صورت آقایان کم کم مورد توجه عدهای خاص قرار گرفت، به مرور آرایشهای مردانه تبلیغات اپیلاسیون را نیز بر روی شیشه ویترین خود و یا در و دیوار شهر چسباندند و این عمل نیز در میان مردان رواج پیدا کرد.
« اگر بدنبال بهداشت خود میباشید، اگر کشتی گیرید و از دست تیغ کردن موهای بدن خسته شدهاید، اگر بدن سازید و از دست تیغ کردن موهای بدن خسته شدهاید، اگر ورزشکارید و به بهداشت بدن خود اهمیت میدهید، اگر هر شغلی دارید و به بهداشت بدن خود اهمیت میدهید و از تیغ خسته شدهاید، بامرکز ما تماس بگیرید تا در محیطی آرام و بهداشتی و با استفاده از وسایل یکبار مصرف بدنی زیبا و تمیز به شما ارمغان دهیم.» این تنها نمونهای از این تبلیغات است.
انواع کرم، رنگهای مخصوص گریم، انواع ژل و چسب مو، ونیکهای ترمیم کننده ی پوست، ماسک صورت، آدامس مو، اسپریهای خوشبوکننده، ریمل، سایه چشم و دیگر لوازم آرایشی که تا پیش از این به عنوان لوازم آرایش زنانه شناخته میشدند، این روزها در سالنهای آرایش مردانه به وفور یافت شده و میزان استفاده از آنها به قدری زیاد است که حتی بیم آن میرود گوی سبقت را در استفاده از این لوازم آرایش از سالنهای آرایش زنانه بربایند.
آمار میزان مصرف لوازم آرایشی در کشور نشان میدهد، ۹۰ درصد این بازار در انحصار زنان بوده و ۱۰ درصد مابقی را مردان به خود اختصاص دادهاند. آماری که روز به روز نیز در حال افزایش است و اظهارات فروشندگان لوازم آرایشی نشان از آن دارد که مصرف این مواد روند رو به رشد در آقایان داشته و تمایل مردان نسبت به این مواد در آینده سبب بیشتر شدن این آمار خواهد شد.
اما این روند رو به رشد استفاده از لوازم آرایش توسط مردان و پسران جوان در حالی رخ میدهد که بر اساس آمارها سن استفاده از این لوازم نیز نسبت به دو دهه گذشته حدود ۱۰ سال کاهش یافته و حال به گفته کارشناسان، نوجوانان ۱۷ ساله نیز آرایش میکنند. آمارها حکایت از این واقعیت تلخ دارند که کشورمان در مصرف لوازم آرایشی دارای رتبه دوم در آسیا و رتبه هفتم در جهان است و اگر وضع به همین منوال پیش برود احتمال اول شدن در دنیا را در مصرف لوازم آرایش نباید نادیده بگیریم. جامعهشناسان بر این اعتقادند، دلیل آرایشهای آنچنانی اینگونه مردان و پسران، اثبات خویش و خودنمایی در جامعه از روشهای مختلف است تا تحسین دیگران را نسبت به خود داشته باشند.
به گزارش دانا، اعتیاد به عنوان یکی از معضلات و مشکلات نگرانکننده در جامعه محسوب میشود و مبارزه، مقابله و پیشگیری از توسعه این چالش مهم اجتماعی همواره مورد توجه مسئولان در جامعه بوده است.
البته با وجود تمام تلاش ها برای ریشه کن کردن این پدیده شوم متاسفانه هر از گاهی اخباری در این رابطه به گوش می رسد که خیلی خوشایند نیست.
در همین رابطه چندی پیش خبرنگار دانا مطلع شد که در یکی از مناطق شرق تهران مواد مخدر به صورت عمده و کیلویی به مشتریان عرضه میشود.
توزیع کننده مواد در کمال آسایش و راحتی و با استفاده از موتورسیکلت و اتومبیل شخصی خود انواع مواد مخدر با حجم بالا را جا به جا کرده و به فروش میرساند.
وی که دارای سابقه دستگیری نیز در این زمینه بوده این بار دست به فروش حجم بالای انواع مواد مخدر از جمله، شیشه، تریاک و کراک می کند.
گفتنی است بنا بر اطلاعات به دست آمده فرد مذکور با هوش و دقت بسیار این مواد را در منزل مسکونی خود و در خودروی پراید خود جا سازی کرده و در صورت خواست مشتری ضمن درخواست نام معرف از وی، پس از تایید ادعای درخواست کننده مواد را به مشتری تحویل می دهد.
جهان نیوز ـ اگر بیننده تلویزیون باشید و ندانید آنچه میبینید متعلق به شبکههای صدا و سیمای جمهوری اسلامی است یا یکی از کشورهای عربی دور و اطراف (و البته صدای تلویزیون هم قطع باشد)، شما به سختی متوجه خواهید شد که تبلیغات پخششده مربوط به چه کشوری است؛ زنان جوان و بزککرده، لبخندزنان و پُر ادا و اطوار، با لباسهایی به رنگهای تند و شاد (و موهایی کاملا پوشاندهشده) و فعال و پرتحرک و در کنار مردان، در نماهایی نیمهنزدیک و بسته، مرتبا نمایش داده میشوند و کالاهایی را تبلیغ میکنند که با مصرف بیشتر آنها، کانون خانواده گرمتر خواهد شد!
در نیمه دوم دهه هفتاد که بازار رنگیننامههای مطبوعاتی داغ شده بود و هر روز عکس دُرشت چهرهای زنانه، روی جلد مجلات و روزنامهها نقش میبست، قانونی در مجلس شورای اسلامی در ۲۵ مرداد ۷۷ به تصویب رسید که طی آن یک بند و یک تبصره به ماده شش قانون مطبوعات (که بیانگر خطوط قرمز است) بدین نحو اضافه شد: استفاده ابزاری از افراد (اعم از زن و مرد) در تصاویر و محتوی، تحقیر و توهین
به جنس زن، تبلیغ تشریفات و تجملات نامشروع و غیرقانونی.
در دستورالعمل تولید آگهیهای رادیویی و تلویزیونی که به وسیله اداره کل بازرگانی صدا و سیما تهیه شده و در اختیار سازندگان و سفارشدهندگان آگهیها هم قرار میگیرد، این موارد آمده است:
• زن در نظام مقدس اسلامی از موقعیت ویژه ای برخوردار است... لذا استفاده از خانمها در آگهیهای رادیو تلویزیونی مستلزم اعمال دقتهای خاصی است و باید جایگاه زن مسلمان و شئون او مد نظر باشد.
• حضور خانمها و دختر خانمها در آگهیهای رادیو تلویزیونی در صورت اقتضاء موضوع مورد آگهی، بدون آرایش و با رعایت کامل حجاب اسلامی امکان پذیر است.
• حضور خانمها در آگهیهایی که وضعیت کالا و مصارف آن با نقش خانمها بستگی نداشته باشد مجاز نیست.
خب کافی است این آییننامهها و قوانین را با حال و روز امروز پخش آگهی در تلویزیون مقایسه کنید؛ نه به آگهیهای ابتدای دهه هفتاد و نه به این آگهیها. کار بدانجا رسیده که در برخی موارد کلیپهای مشهور خوانندگان روز دنیا دقیقا کپیبرداریشده و در تبلیغات تلویزیونی به نمایش در میآیند.
نگارنده بنای شرح و تفصیلدادن به این بحث را ندارد و البته جای خوشوقتی است که بعد از حدود یکسال، رئیس رسانه ملی تصمیم گرفت در جهت اجرای قانون و اقدامی خیرخواهانه، مانع از تداوم تبلیغ کالاها در برنامههای کودک شود. اکنون و در آستانه تغییرات پراهمیت این رسانه، کاملا ضروری است تا نحوه اجراییسازی راهبردهای کلان سیما در زمینه آگهیهای بازرگانی مورد بازنگری جدی قرار گیرد و بیش از این اجازه داده نشود تا حریم عفت و حیای عمومی، مخدوش شود.
آگهیها از پُربینندهترین بخشهای برنامههای تلویزیونیاند و باید بهشدت مراقبت کرد مبادا آنها از جاذبههای کاذب برای بالابردن اثرگذاریشان بهره بگیرند.
حضرت آیت الله امام خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه آغاز دوره جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی، با صدور حکمی، بر مدیریت راهبردی چالشهای حوزه فرهنگ با «استفاده کامل و کارآمد و هم افزا از همه فرصت ها و ظرفیت ها»، «مهار تهدیدها و آسیب ها با نگاه حکیمانه و معقول» و «مواجههی هوشمندانه با معارضههای مهاجمان و ستیزه گران» بعنوان تکالیف اصلی شورایعالی انقلاب فرهنگی تأکید کردند.
ایشان همچنین ۷ اولویت کاری شورای عالی انقلاب فرهنگی از جمله پیگیری تصمیمات و مصوبات قبلی و اجرای سریع آنها، مواجهه فعال و مبتکرانه با جبهه بندی هواداران فرهنگ انقلابی و اسلامی و معارضان عنود آن، پیگیری جدی پیشرفت و شتاب حرکت علمی و فناوری، و تحول و نوسازی در نظام آموزشی و علمی کشور بویژه تحول در علوم انسانی را مشخص کردند و ۳ عضو حقوقی جدید را به مجموعه اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی افزودند.
متن حکم رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
فلسفه وجودی شورایعالی انقلاب فرهنگی، فهم و تبیین و تثبیت و انفاذ ماهیت فرهنگی انقلاب اسلامی و بازآرایی مداوم جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و پایش پیشرفت های فرهنگی کشور متناسب با ظرفیت ها و شایستگی های عظیم ایران اسلامی و انقلابی است.
مدیریت راهبردی چالش های این حوزه با «استفاده کامل و کارآمد و هم افزا از همه فرصت ها و ظرفیت ها» و نیز «مهار تهدیدها و آسیب ها با نگاه حکیمانه و معقول» و «مواجهه ی هوشمندانه با معارضات مهاجمان و ستیزه گران» از جمله تکالیف اصلی این شورا است. عرصه های کلیدی و اساسی همچون تولید علم، سبک زندگی، آموزش و پژوهش، فرهنگ عمومی، مهندسی فرهنگی، حوزه های مهمی هستند که ساماندهی آن در جمهوری اسلامی به شورایعالی انقلاب فرهنگی سپرده شده است.
التزام شورایعالی انقلاب فرهنگی به نام و عنوان خود، شرط موفقیتش در مأموریت های خطیری است که بر عهده ی آن گذاشته شده است.
با توجه به پایان یافتن دوره ای دیگر از مسئولیت شورای عالی انقلاب فرهنگی و در آستانه آغاز دوره ای جدید اعضاء حقوقی و حقیقی این شورا همچون دوره ی گذشته با اضافه شدن معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور و معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده و رئیس دفتر تبلیغات اسلامی به اعضای حقوقی برای یک دوره ۳ ساله دیگر منصوب می گردند.
لازم می دانم از زحمات و تلاشهای بی وقفه و مثمرثمر رئیس و اعضاء محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی و دبیر محترم و دبیرخانه شورا طی این دوره قدردانی و تشکر و نکات و موارد ذیل را به عنوان اولویت های کاری شورا در دوره جدید اعلام نمایم:
۱- با وجود تلاشهای خوب شورا در پیگیری اولویت های ابلاغی در سالهای گذشته، امروز اولویت اصلی شورا تحقق و اجرای سریع و کامل تصمیمات و مصوبات و پیگیری آنها تا حصول نتیجه کامل می باشد.
۲- با توجه به جبهه بندی جدی میان هواداران فرهنگ انقلابی و اسلامی و معارضان عنود با انگیزه ی آن، شورایعالی انقلاب فرهنگی باید با برخورد فعال و مبتکرانه با این جبهه بندی آشکار فرهنگی، دلبستگان فرهنگ دینی و انقلابی را در داخل و خارج کشور دلگرم و امیدوار و مطمئن و معارضان را نگران و ناامید کند.
۳- با توجه به رویش های معتنابه و جوشش های فراوان فعالیت های فرهنگی در سطوح مردمی، خصوصاً جوانان مؤمن و انقلابی، دستگاههای فرهنگی نظام و در رأس آنها شورای عالی انقلاب فرهنگی باید نقش حلقات مکمل و تسهیل گر و الهام بخش را در فعالیت های خودجوش و فراگیر مردمی عرصه فرهنگ برای خود قائل باشند و موانع را از سر راه آنها کنار بزنند.
۴- ارتقاء کمی و کیفی مصرف و تولید محصولات و کالاهای فرهنگی جز با سیاستگذاری های درست و اقدام پیگیر و مستمر و به صحنه آوردن همه ی ظرفیت های ملی این عرصه، ممکن نخواهد شد. باز مهندسی ساختار فعالیت ها و مدیریت های فرهنگی با چنین رویکردی لازمه موفقیت در این آوردگاه تاریخی فرهنگی است. شورایعالی باید بتواند همه ظرفیت های نرم افزاری و سخت افزاری و منابع انسانی حوزه فرهنگ را متناسب با شرایط پیش گفته، بازآرایی و هم افزا کند.
۵- پیگیری جدی پیشرفت و شتاب حرکت علمی و فناوری کشور یکی از اساسی ترین اولویت های کشور است که شورای عالی انقلاب فرهنگی در آن نقش جدی دارد. بحمدالله با تصویب و ابلاغ نقشه جامع علمی کشور، حوزه علم و فناوری نقشه راه خود را یافته، ستاد راهبری نقشه جامع علمی تشکیل شده؛ و حرکت در آن مسیر آغاز گردید و تاکنون آثار و دستاوردهای خوبی هم در پی داشته است، لازم است این مسیر با جدیت و اهتمام بیشتری بویژه از سوی مسئولان در قوای سه گانه و خصوصاً دولت محترم دنبال شود. شتاب رشد علمی کشور نباید به هیچ بهانه ای حتی اندکی کاهش یابد، بلکه باید روز به روز بر آن افزوده شود و شورا نیز نقش خود را در نظارت و پایش و راهبری آن بطور جدی و فعال ایفا نماید.
۶ - مهندسی فرهنگی و موضوع تحول و نوسازی در نظام آموزشی و علمی کشور اعم از آموزش عالی و آموزش و پرورش و نیز تحول در علوم انسانی که در دوره های گذشته نیز مورد تأکید بوده است، هنوز به سرانجام مطلوب نرسیده است، به تعویق افتادن این امور خسارت بزرگی متوجه انقلاب اسلامی خواهد کرد، لذا باید این امور جدی تر گرفته شده و با یک بازنگری و برنامه ریزی جدید طی مدت زمان معقول و ممکن به سرانجام خود برسد.
۷- تشکیل منظم و به موقع جلسات شورای عالی و حضور فعال و با مطالعه و سازنده اعضاء بویژه رؤسای محترم قوا در جلسات و مباحث شورا و صرف وقت و همت کافی توسط همه اعضاء بویژه اعضاء حقیقی مورد تأکید می باشد.
توفیقات همه ی حضرات را از خداوند متعال مسألت میکنم.
سیّد علی خامنه ای
۲۶/ مهر/ ۱۳۹۳
صفحه قبل1...4950515253...74صفحه بعد


