پایگاه خبری انصارحزب الله:پس از دريافت كارت زرد توسط وزارت ارشاد از جانب نمايندگان مجلس شوراي اسلامي اميد آن ميرفت كه وزير و وزارتخانه تحت امرش اصلاح مسير كرده و بر خط صواب قرار بگيرند. اما با حرفهاي جنتي پس از دريافت اين كارت زرد مبني بر اينكه اگر استیضاح هم بشود نفر بعدي نيز همين سياستها را ادامه خواهد داد(نقل به مضمون) به سرعت اين اميدواري رنگ باخت. تكخواني زنان و حمايت جنتي از آن يكي از مهمترين مباحثي است كه وي با استناد به فتواي برخي مراجع در رابطه با حرام نبودن تكخواني زنان در جمع زنانه ، به صورت مكرر در رسانه مطرح ميكرد. اما در چند وقت اخير با توجه به كنسرتهايي كه در آنها زنان خواننده اقدام به تكخواني آنهم نه تنها در جمع زنانه بلكه در جمع مختلطي كه مردانش نیز به تماشای خوانندگی زنان همراه با حرکتهای موزون! می پردازند ديگر مجالي براي آقاي وزير مدعي نگذاشته است.
اين اقدام از جانب برخي خوانندههاي زن كه يك خلاف شرع بيّن و غير قابل توجيه است همچنان از حمايت وزير برخوردار است. چند روز پيش و در واكنش به اين تخلفات شرعي و قانوني بسيج دانشجويي بيش از ۴۰ دانشگاه سراسر كشور با صدور بيانيه اي متذكر شد كه آقاي وزير اينجا ايران اسلامي است! دانشجویان بسیجی تاکید کردند که در صورت عدم اصلاح وضعیت موجود،به انتشار بیانیه اکتفا نکرده و گامهای بعدی را از طریق مجاری نظارتی و چارچوبهای پیش بینی شده قانونی برخواهیم داشت.
اما در چند وقت اخير گستاخي و بي پروايي وقيحانه طيف شبه روشنفكر و خواهان زندگي حيواني غربي كه با حمايت هاي ظاهري و معنوي وزارت ارشاد به حد اعلاي خودش رسيده است ديگر مجالي براي خيرخواهي و تصور اينكه «انشاءالله بز است» نگذاشته است. براي روشنتر شدن مواضع ديگر دستگاههاي نظام بالاخص مجلس شوراي اسلامي به عنوان بازوي نظارتي و قدرتمند انقلاب در اين زمينه، با چند نفر از اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي به گفت و گو نشستهايم.
حجت الاسلام احمد سالک کاشانی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در پاسخ به اينكه موضع مجلس و كميسيون فرهنگي نسبت به اجرای کنسرت و تکخوانی زنان كه با مجوز وزارت ارشاد در تهران و شهرستان های دیگر صورت ميگيرد چيست، ميگويد: به این مسئله باید از دو دیدگاه به پرداخته شود، یکی اینکه تمام زحماتی که وزارت ارشاد در زمینههای مختلف و ماموریتهای مختلف میکشد نباید تحت الشعاع یک عمل زشت دیگری قرار بگیرد. به همین علت بین فعالیتهای فرهنگی وزارت ارشاد در زمینه های مختلف باید تفکیک قائل شد. بطور مثال در زمینه سینمایی همین امروز(یکشنبه هفته جاری) برخی از مسئولان وزارت ارشاد از جمله آقای ایوبی رئیس سازمان سینمایی در کمیسیون فرهنگی مجلس حاضر شدند و درباره کارهایی که صورت گرفته و نیز تذکراتی که در رابطه با موضوعات مختلف داده شده است به طور مفصل بحث و گفتوگو کردیم.
بحث دیگر در رابطه با فعالیتهای ارشاد مربوط به کارهایی از جمله همین تکخوانی زنان در جمعهای مختلط است که هم برخلاف ارزشهای جامعه و بعضاً هم خلاف شرع است. در این زمینه دو مورد به کمیسیون فرهنگی مجلس گزارش شد که هر دو مورد به صورت ضربتی و با سرعت به همراه مستندات آن از جمله سی دی تصویری مربوط به آنها در کمیسیون مطرح شد و ملاحظه شد که هر دو گزارش صحت دارد.
سالك در ادامه اظهار ميدارد: در یکی از این کنسرتها چهار زن و چهار مرد به صورت همخوانی و تک خوانی در جمع مختلط مردم و مخاطبان خوانندگی میکنند؛ با توجه به مستندات کمیسیون هم باشدت هر چه تمامتر با این موضوع برخورد کرد. مورد دیگری هم که گزارش شده بود مربوط به یکی از شهرستانهای کشور بود که در آن هم تکخوانی زنان در جمع مردم اتفاق افتاده بود که ما هم به شدت با آن مورد نیز برخورد کردیم. مسئلهای که اینجا بسیار مهم است موضوع نظارت بر اینگونه برنامه ها و مجوزهایی است که ارشاد به چنین برنامههایی میدهد. چه بسا افرادی هستند که مجوزی برای انجام یک کاری میگیرند اما در عمل چیزی مثل تکخوانی زنان از آن بیرون بیاید!
رئيس كميسيون فرهنگي مجلس مي افزايد: اما در مورد این مسئله که مسئولان ارشاد مشخصا مجوز اجرای برنامه هایی که تکخوانی زنان در آنها هست را میدهند یا خیر بنده اطلاعی ندارم! اما این مسئله هست که ممکن است برای یک کار فرهنگی مجوزی گرفته شود و بهره برداری دیگری از آن صورت بگیرد که البته این نکته هم از نظر قانونی و هم از نظر مسائل دیگر موضوع قابل پیگیری هست. موضوع دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که تکخوانی زن در برابر نامحرم نه تنها مخالف ارزش های انقلاب اسلامی ما بلکه مخالف با مبانی دینی ما هم هست. فلذا از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به صورت قاطعانه می خواهیم که بر سطوح مختلف ارائه مجوزها یک نظارت کلی و جدی داشته باشد.
بعد از کارت زردی که مجلس به وزیر داد و به دنبال آن واکنش تاملبرانگیز جنتی مبنی بر اینکه اگر استیضاح هم بشوم برنامه های فرهنگی دولت بر اساس روال خودش اجرایی خواهد شد! به نوعی یک دهن کجی و حس تقابل با قانون و مجلس را به اذهان متبادر می کند. آیا مجلس نبایستی از اهرمهای قانونی و نظارتی خودش به نحو شایستهتری در زمینه کنترل و جلوگیری از برخی ساختارشکنیها و تحرکات ضد ارزشی که تحت لوای کار فرهنگی صورت میگیرد استفاده کند؟
حجت الاسلام سالك در پاسخ به اين مطالبه برحق مردم و نظام ميگويد: ما نسبت به این اتفاقات اشراف داریم و همچنین کنترلهای لازمه را انجام می دهیم. همچنین مسائل و موضوعات مختلفی را در نظر داریم که به منظور عدم ایجاد جوسازیهای منفی الان نمیتوانم آنها را عنوان کنم اما در جای خودش و بدون ایجاد حاشیه انجام خواهیم داد. ما تا آنجایی که می توانیم تلاش برای انجام اصلاحات را انجام خواهیم داد و در صورت لزوم از ابزارهای نظارتی و قانونی مجلس شورای اسلامی از جمله طرح سئوال از مسئولین، تحقیق و تفحص و ... در مراحل بعدی استیضاح استفاده میکنیم.
سيد مرتضي حسینی عضو كميسيون فرهنگي در رابطه با واكنش مجلس در مواجهه با برخي اقدامات وزارت ارشاد مي گويد: مجلس به خاطر بروز پارهای از مسائل و گوش نکردن وزیرارشاد به تذکرات نمایندگان به آقای جنتی کارت زرد داد و طبیعتا مجلس در مواقع لزوم به مسئولیت خودش عمل میکند. همین الان هم در رابطه با موضوعات و مسائل مختلف وزیر به کمیسیون فراخوانده می شود و نکات لازم و تذکراتی که نمایندگان محترم مجلس و یا حضرات آیات عظام تقلید دارند را به وی متذکر میشویم. از جمله مسائلی که وزیرارشاد مطرح می کنند این است که میگوید من کسی نیستم که اجازه بدهم خلاف شرعی در مجموعه تحت مدیریتم اتفاق بیفتد، حالا اگر موردی هم پیش بیاید توسط معاونت ها آن را پیگیری و حل می کنیم.
حسيني در ادامه اظهار مي دارد: اما موضوعی که الان در رابطه با کنسرت و تکخوانی زنان مطرح است اینکه اگر این خوانندگی در جمع مختلط صورت بگیرد خوب مسلما این یک مسئله خلاف شرع بیّن است و باید جلوی آن گرفته شود. بنابراین لازم است که آقای جنتی جلوی چنین اتفاقاتی را بگیرد و اگر هم مسائلی از این دست تکرار شود اینطور نیست که کمیسیون فرهنگی و مجلس شورای اسلامی از این مسائل به راحتی عبور کنند. مخصوصا اینکه مراجع عظام تقلید به وسیله حضرت آیت الله آشتیانی که به نوعی رابط این مراجع عالیقدر و کمیسیون فرهنگی هستند بصورت مکرر از قول مراجع در کمیسیون فرهنگی و مجلس عنوان میکنند که این حضرات از اوضاع فرهنگی کشور به شدت ناراحت هستند.
مبنای ما هم بر این است که نظر مراجع عظام که موجبات برکت و رحمت برای این کشور و انقلاب هستند در زمینههای مختلف بخصوص نگرانی های این بزرگواران در حوزه مباحث و موضوعات فرهنگی محترم و مهم شمرده شده و به مطالبه ایشان با دقتنظر و کنترل بیشتر پاسخ بدهیم. ما به هر ترتیب تذکرات مان را به مسئولان و وزرا در رابطه با کارهای مختلف میدهیم و اگر اتفاقی نیفتاد همانطور که در قضیه مربوط به وزیرعلوم دیدید ، قطعا مجلس اقدام مقتضی را صورت می دهد.
اینکه آقای وزیر مدعی هستند اگر کار خلاف قانون یا خلاف شرعی در وزارتخانه تحت امر وی اتفاق بیفتد حتما پیگیری میکند در ظاهر حرف خوبی است اما واقعیت این است که در حوزه فرهنگ حوادثی در حال وقوع است که برخلاف مدعای آقای وزیر افرادی به صورت کاملا آزادانه و البته گستاخانه و وقیحانه در حال هنجارشکنی و قبحزدایی از برخی منکرات و محرمات هستند و اصطلاحا هر غلطی که دلشان می خواهد انجام می دهند و کسی هم نیست یقه آنها را بگیرد! آقای جنتی چطور می تواند چنین ادعایی را مطرح کند در حالی که کار را به جایی رساندهاند که مقام معظم رهبری، مجلس خبرگان رهبری، مجلس شورای اسلامی، دلسوزان و نخبگان فرهنگی و دینی از آنچه که در حوزه فرهنگ این مملکت در حال وقوع است اعلام نگرانی و نارضایتی کرده و می کنند!
این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در اين رابطه میگوید: واقعیت این است که چون برخی از اصلاحطلبان و شبه روشنفکران نسبت به این دولت اعلام حمایت کردهاند اینها نیز میخواهند خودشان را با آنها همدرد و همزبان نشان بدهند! یک جاهایی هم کوتاه میآیند که شبه روشنفکران ناراحت نشوند! مثلا معاونوزیر میآید و در کمیسیون با افتخار می گوید که به منزل شجریان رفته است و از وی تقاضا کرده که با شبکه بیبیسی مصاحبه نکند و او هم یک چنین قولی به معاونوزیر داده است!
آیا درد جامعه ما این است که فلان ضدانقلاب یا فلان خائن به ملت و وطنفروشی-که در جریان فتنه امریکایی اسرائیلی سال ۸۸ هر چه آبرو از صدقه سر جمهوری اسلامی و نظامش کسب کرده را به پای رجاله هایی مثل گوگوش و دیگران ریخته و از هیچ خیانتی به ملت و میهنش هم دریغ نورزید- با بیبیسی مصاحبه بکند یا نکند؟! ظاهرا جناب وزير به قول دوستان بسيج دانشجويي فراموش كرده است كه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي كشوري انقلابي در سطح ايران است نه حكومت سكولار و لائيكي مثل تركيه كه به طور همزمان در كنار مساجد بزرگ و زيبايش، برخي سواحل كشورش را به محل فسق و فجور برخي حيوانات انساننما تبدیلكرده است! شايد آقاي جنتي روياي تركيه اي كردن ايران را در سر ميپروراند و يا شايد او هم به جرگه مدافعان معرفي تركيه به عنوان يك كشور مسلمان مترقي و پيشرفته است كه همزمان هم با همه دنيا رابطه حسنه دارد و هم مثلا به آداب مسلماني شان مي رسند!؟
به گزارش فارس، روز گذشته روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی در خبری اعلام کرد نمایشنامه «ناگهان هذا حبیب اله...» نوشته عباس نعلبندیان به کارگردانی رضا دادویی در روزهای سه شنبه و چهارشنبه ۶ و ۷ آبان ماه ۹۳ ساعت ۱۸ در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر نمایشنامه خوانی خواهند داشت.
در این نمایشنامهخوانی بازیگرانی همچون حسین پاکدل، علی سرابی، پریسا مقتدی، هوشنگ هیهاوند، ژاله صامتی، الهه حسینی، سید جواد طاهری و علی امیری ایفای نقش خواهند کرد. این برنامه در سلسله نمایشنامه خوانیهای سوگواره «شبهای واقعه» اجرا میشود.
به گزارش فارس این خبر در حالی اعلام میشود که آثار عباس نعلبندیان سالهاست در فهرست ممنوعه قرار دارد و به دلیل محتوای ضدمذهب اکثر آثار او وزارت ارشاد مجوزی به اجرا آثار وی نمیدهد.
رضا دادویی کارگردان این برنامه نمایشنامهخوانی و ریاست شورای نظارت و ارزشیابی اداره کل هنرهای نمایشی درباره اجرای این نمایشنامه به ایسنا گفته است: این روخوانی فرصتی است تا متوجه شویم برخی اسامی که سالها بیدلیل و بیهیچ توجیه منطقی، امکان اجرا نداشتهاند، میتوانند به صحنه بازگردند... نعلبندیان از اساس این متن را به امام حسین (ع) تقدیم کرده است. او در این اثر، نگاهی امروزی به واقعهی کربلا دارد. بنابراین تغییرات چندانی لازم نبود و فقط در حد چند واژه و جمله، حذفیاتی داشتیم.
در نمایشنامه «ناگهان هذا حبیب الله مات فی حب الله ، هذا قتیل الله مات بسیف الله» درباره مفهوم شهادت و قربانی شدن است ، روایت حول شخصیتی به نام «فریدون» می گردد که ما او را از لابلای مونولوگ های همسایه هایش میشناسیم. مردمانی که هریک نظری عجیب در مورد او و صندوقچه ای که در اتاق اش است دارند اما همه بر این نظر متفق اند که صندوق او پر از پول است. در انتها هریک با انگیزه ی تصاحب پول اما در اقدامی جمعی «فریدون» را می کشند و پس از روبرو شدن با صندوق خالی از کرده ی خود پشیمان می شوند و باز از فضایل او حرف می زنند.
در این نمایشنامه با چند شخصیت مواجه هستیم که هرکدام دارای مشکلات متعددی هستند از مشکلات مالی گرفته تا اخلاقی، داستان حول محور فریدون میگردد که ناگهان وارد خانهای قدیمی میشود و در آنجا سکونت می کند؛ فریدون که آدمی روشنفکر و دائمالخمر است با هیچکدام از اهالی خانه غیر از دختر نوجوانی به نام فاطمه ارتباط برقرار نمی کند. هر کدام از همسایهها از منظر خود به فریدون نگاه میکنند و وجود صندوق بزرگی در اتاقش این گمان را بوجود میآورد که او فردی متمول است و اهالی خانه که دچار مشکلات فراوانی هستند نقشه قتل او را میکشند».
روایت بالا را میتوان سادهانگارانه ترین روایت از نمایشنامهای خواند که نعلبندیان با ارجاعات مذهبی فراوانی در لابهلای ارجاعات اروتیک خود آورده است. نمایشنامه سرشار از ارجاعات گوناگون روشنفکری و اروتیک است. شخصیت اصلی نمایشنامه که فریدون نام دارد در لابلای ارتباطات غیراخلاقی خود با فاطمه که همواره در حالت مستی اتفاق میافتد از قرآن،حسین(ع)،مولا(حضرت)علی و ... نام میبرد؛ برای شخصیتهای فرعی از اسامی دینی استفاده شده است. فاطمه دختر نوجوانی که از ارتباط غیراخلاقی با فریدون خرسند است و پدر و مادر او نیز از این ارتباط آگاهند اما چون چشم طمع به مال فریدون دارند چیزی نمیگویند و حتی در جایی نیز پدر او، فریدون را به ارتباط بیشتر با فاطمه ترغیب می کند.
در نمایشنامه دو شخصیت همجنس باز وجود دارد که بیپروا به روابط غیراخلاقی آنها اشاره میشود و حتی در بخشی از نمایشنامه از قول حسینآقا! نسبت به اینکه دیگران دیدی منفی به این موضوع دارند اعتراض میشود. حسینآقا و تقی دو فردی هستند که روز و شب را در آغوش هم و در یک تختواب سپری میکنند.
داستان «ناگهان هذا حبیب الله ...» در ظهر تاسوعا تا ظهر عاشورا می گذرد. این نمایشنامه در سال ۱۳۵۱ توسط آربی اُوانسیان در ششمین جشن هنر شیراز و در کارگاه نمایش به صحنه رفت و به مدت ۵ شب نیز در فستیوال جهانی نانسی اجرا شد.
استفاده از نمادهای عاشورایی و دینی نظیر صدای زنجیر زدن و سنج که در برخی مواقع لابلای صحنههای اروتیک گنجانده شده است، صدای صوت دلنشین قرآن پدر برای فرزند،گوشواره، خلخال، روبنده، دوطفلان، خرابه، خیمه، آتش گرفتن خیمهها، سفره حضرت زینب و ... که در جای جای متن مورد استفاده قرار گرفته نشان میدهد که نویسنده قصد دارد ذهن مخاطب را درگیر این مسئله کند و در نهایت از واژه شهید تقدسزدایی میکند.
در پایان این نمایشنامه فریدون که انگار حسین زمانه خود و فردی دائمالخمر و زنباره است به گونهای توسط همسایگان کشته میشود که انگار شهید شده و شهید زمانه خودش به حساب میآید.
بدتر از همه این است که در این نمایشنامه اینگونه القاء شده است که مبارزه امام حسین(ع) و قیام او یک تصمیم غلط بوده است و حضرت با چنین تصمیمی خود و خانوادهاش را به کشتن داده است!!
حالا اینکه چرا مدیر نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایشی به عنوان کارگردان قصد دارد این اثر را روی صحنه ببرد و در ایام محرم و عزاداری سرور و سالار شهیدان این نمایشنامه ضد دین را اجرا کند، سوالی است که حداقل ما برای آن هیچ پاسخی نتوانستیم بیابیم. شاید از نظر جناب دادویی که کارشان نظارت بر عدم اجرای چنین نمایشنامههایی است «ناگهان هذا حبیبالله...ن یک نمایشنامه کاملا دینی است!
آیتالله روحالله قرهی، رئیس حوزه علمیه امام مهدی (عج) است. ایشان تحصیلات حوزوی و دانشگاهی را به موازات هم پیش برده و دکترای فلسفه غرب از دانشگاه هامبورگ دارد. وی هم اکنون مدرس دروس اخلاق، تفسیر قرآن، منطق و کلام به طلاب و دانشجویان است. آیتالله قرهی جانباز ۷۰درصد جنگ تحمیلی نیز هست که از ناحیه یک چشم و کمر دچار مجروحیت شده است. مرد سیاست و اقتصاد هم هست و سواد تحلیلی و تخصصی قابل توجهی در این عرصهها دارد. بسیاری از بزرگان عالم سیاست از منبر و دروس او در این زمینهها بهرهمند میشوند.
اما آن چیزی که بیشتر از هر چیز دیگری درباره ایشان برای مخاطب عام نمود داشته است، حالات روحیشان در هنگام مجالس روضه است که برای افرادی که علمایی همچون او را این روزها دیگر کمتر میبینند، بسیار قابل توجه است. هر چند که مانند بسیاری از علمایی که در عوالم عرفانی خود اهل سیر و سلوک هستند، به شدت درباره خود کتوم است و سخن از خود نمیگوید اما بکاء شدید او هر زمانی که نام مقدس اهلبیت(ع) را بر زبان میآورد مخاطب را به گونه دیگری منقلب میکند. علما و معلمان بزرگی همچون آیات عظام خوشوقت، حقشناس، مجتبی تهرانی، مهدویکنی که همگی از بزرگان و برکات تهران برشمرده میشدند در چند سال گذشته دار فانی را وداع و دعوت حق را لبیک گفتند. تهرانِ این روزها هر چند خسارت معنوی سالهای گذشته برایش همچنان سنگین است اما به برکت حضور رهبر معظم انقلاب و علمایی همچون آیتالله قرهی همچنان استوار است.
از دوران نوجوانی و جوانی با علمای بسیار بزرگی همچون آیتالله مولوی قندهاری اساتید بزرگ عرفان و مکاشفه، آیت الله بهجت، آیتالله مروارید، امام راحل و ... همکلام و هم نشین بوده است. همین همنشینی برای مردی که تشنگیاش برای دربرگیری و بهرهمندی از معارف الهی بر کسی پوشیده نیست، باعث شده که این مسیر را نسبت به دیگران با سرعت بیشتری طی کند. عشق و علاقه عجیب ایشان به شهدا هم وجه دیگری از زندگی پر برکتشان است. اما آن چیزی که بیشتر از همه درباره این مرد شریف زبانزد شده است توجه ایشان در قول و عمل به حضور مقدس حضرت صاحبالزمان(عج) است. آیتالله قرهی به جوانان توصیه میکند که هر وقت گرفتاری برای شما پیش آمد فاتحهای به روح بلند حضرت نرجس خاتون مادر مکرمه حضرت ولیعصر(عج) هدیه کنید، انشاءالله آن گرفتاری مرتفع میشود. جوانانی که همیشه علاقمند به معنویات یا قرار گرفتن در مسیر الهی هستند عاشق این هستند که ولو برای لحظهای، گپی خصوصی با آیتالله قرهی بزنند و توصیه یا نصیحتی منحصر به شخص از ایشان درباره خود بپرسند. همین باعث شده که منبر او بیشتر از سایر سنین مورد توجه جوانان باشد.
در آستانه ماه محرم با این استاد علوم دینی و مرد اخلاق درباره وجوهی از شخصیت و قیام امام حسین (ع) و ایام عزاداری در ماه محرم به گفتوگو پرداختیم که مشروح آن را در ادامه میخوانید:
* با وجود اینکه بیشتر مردم ایران در ایام محرم به عزاداری برای امام حسین (ع) میپردازد، اما حتی از سوی خود عزاداران حسنین (ع) کمتر به ضرورت این عزاداریها و کارکردهای آن توجه میشود. اگر قرار باشد حضرتعالی از منظر معارف اسلامی یکی از کارکردهای این عزاداریها را برجسته کنید، آن کارکرد چه خواهد بود؟
بسم الله الرحمن الرحیم. محرم یکی از خصائصاش این است، که جهان را نه با تشیّع بلکه با اسلام ناب آشنا میکند. اینکه امام راحل عظیم الشان بیان فرمودند: «این محرم و صفر بود که اسلام را زنده نگه داشت» برای این است که بیان کنند، اسلام نابی که هم به صلح میاندیشد و هم در مقابل ظلم میایستد، باید آن را به عالم معرفی کرد.
بنابراین بحث محرم و صفر همان گونه که امام راحل عظیم الشأن فرمودند بحث زنده نگه داشتن اسلام است. وجود مقدس ابی عبدالله (ع) و اصحاب گرامیشان با شهادت و جانفشانی نه تنها تشیع، بلکه اسلام را زنده نگه داشتند و به تعبیری برتر از این، ادیان الهی را احیا کردند.
ژوزف فرانسوی میگوید عزاداری شیعیان نمیتواند نشانگر افسردگی و خمودگی آنان باشد
همچنان که دکتر ژوزف فرانسوی، جامعه شناس شهیر میگوید: فضای عاشورا و تاسوعا مختص یک مکتب نیست، اگر چه تشیع با عزاداری و سوگواری برای حضرت سیدالشهدا (ع) اعلام جانفشانی میکند اما وقتی خوب نگاه می کنیم و دقیق تر می شویم این جانفشانی های حضرت تمام ادیان الهی را حفظ کرده است. شما اگر نظریات و دیدگاه های اندیشمندان غیر مسلمان، دانشمندان نصارا و دیگران را مطالعه کنید از جمله جرج جرداق مسیحی را می بینید از وجود حضر ت سیدالشهدا (ع) به عنوان "محی الدین" نام میبرند، احیاگر میراث تفکر توحیدی که از پیامبران به ما رسیده است. میدانید که در تفکر ما دو شخصیت بزرگوار، لقب محی الدین داردند. محی الدین اول وجود مقدس امام حسین (ع) است و محی الدین ثانی حضرت حجت ابن الحسن، امام عصر (عج).
همین دکتر ژوزف، بیان میکند، «کسانی که تصور میکنند شیعیان با عزاداری در کنجی مینشینند و انسانهای خمودهای هستند، اشتباه میکنند. اگر عزاداران حسین (ع) خموده باشند باید گوشهای کز کنند اما وقتی اینها به تاسوعا و عاشورا می رسند با «یا حسین» «یا حسین» و «هیهات من الذله» بیشتر جان و توان میگیرند و آرمانهایشان را به واسطه این عزاداریها فریاد میزنند. این ها به نام عزاداری ورود میکنند اما در حقیقت مکتب خودشان را تبلیغ میکنند. فرهنگ عاشورا را معرفی میکنند، و مردم میگویند این امام حسین (ع) کیست که بعد از هزار و اندی سال مردم برایش عزاداری میکنند. این عین حیات و سرزندگی است. لذا شیعیان به دلیل اینکه بدانند این فرد کیست، به سراغ معارف میروند تا معرفت شیعه و اسلام ناب را درک کنند.
لذا ما باید این موضوع را برای همگان تفهیم کنیم، که ماه محرم و صفر که عدهای امروز به آن خدشه میاندازند که چرا مشکی میپوشید و عزاداری میکنید، این گونه است و به این شکل و شمایل است؟ این نوع عزاداری در حقیقت نشان دادن فرهنگ سرزندگی فرهنگی است.
این مشکی پوشیدن در ماه محرم که یکباره تحولی در جامعه ایجاد میکند، باعث جلب توجه همه عالم است. یعنی عالمیان میگویند «اینجا چه خبر است»! این سینه زدنها و به سر زدنها جلب توجه میکند و این جلب توجه باعث میشود که آنها به دنبال شناسایی کسی باشند که مردم برای او مشکی میپوشند و عزاداری میکنند. لذا، این موضوع برای معرفی اسلام، بسیار خوب است. این نکته بسیار ظریف و عمیقی است که باید به آن توجه کرد.
غم امام حسین (ع) نه تنها انقباض نمیآورد، بلکه عین انشراح و انبساط است
اگر بخواهیم منصفانه و منطقی به موضوع نگاه کنیم کسانی که عاشورا و تاسوعا را می خواهند احیا کنند و زنده نگه دارند در واقع می خواهند آن گوهر شریف انسانیت را ارج بگذارند و نگذارند آن شعله مقدس خاموش شود. اگرچه ما باور داریم "فالله خیر حافظا" است و آن شعله مقدس صاحب دارد و خداوند، شعبهای از آن را در دل دوستدارانش میکارد و سینهها را مالامال از آن غم و اندوه مقدس میکند. این غم صد البته با غمهای معمول دنیا که ذهن و روح آدمها را در خود مچاله میکند فرق میکند. این غم نه تنها انقباض نمیآورد بلکه عین انشراح و انبساط است. برخی متأسفانه در روزگار ما این موضوع را به خوبی درک نمیکنند. گاهی این تصور ایجاد میشود که زنده نگه داشتن محرم و صفر مترادف و مساوی با خمودگی و افسردگی است. اما اتفاقا کسانی که از بیرون به این فرهنگ نگاه میکنند گاهی حقایق را بهتر درمییابند که دکتر ژوزف از این جمله است.
بنابراین ما باید متوجه این موضوع باشیم که وقتی در حادثه کربلا و عاشورا تأمل میکنیم و این حادثه را در کانون توجه مان قرار میدهیم در قلب آرمانهای شریف و بزرگ حضور یافتهایم و در فضای عزتخواهی، ظلمناپذیری، توحیدگرایی و حقیقتطلبی دم میزنیم و این خیلی مهم است.
افراطگرایان در عزاداری، اگر امام حسین(ع) را دوست دارند چند صباحی صبر کنند
* یکی از مشکلاتی که ما در خصوص عزاداری برای حضرت سیدالشهدا (ع) داریم، این است که گاهی عدهای با توجیه عاطفی و احساسی به نوعی در شیوههای عزاداری پیش میروند که از منظری با عقلانیت دینی همخوان نیست، اوا از سویی هم عده دیگر به بهانه پیروی از عقلانیت از اساس با عزاداری مخالف هستند. به عبارت دیگر ما گاه از این سمت بام میافتیم و گاهی از سمت دیگر آن. تفسیر حضرتعالی از این مسئله چیست؟
نکته مهمی که در باب محرم و عزاداری برای امام حسین (ع) مطرح است این است که در این ایام نباید افراط و تفریط وجود داشته باشد. اگر افراط و تفریط کنیم، بیچارهایم. باید بدانیم، اگر امام المسلمین بحث قمهزنی را بیان فرمودند، برای اینکه آنهایی که میخواهند این اسلام ناب را با عنوان خاصی که عرض کردیم، به عالم بشناسانند، با این نوع رفتار آنها این را بزرگنمایی میکنند و میگویند که «این افراد خونریز هستند»؛ حتی میگویند «اینها خون بچههای کوچک را هم میریزند»! این گفتهها در خصوص این مسئله، نمیگذارند که توجه جهانیان به اصل قضیه، یعنی امام حسین(ع) و قیامش جلب شود.
اینها واقعا اگر امام حسین (ع) را دوست دارند، چند صباحی صبر کنند و با همین حالت ترویج افکار حسینی (ع) حرکت کنند. آن وقت خواهند دید که جهان، امام حسین (ع) را خواهد شناخت و ابا عبدالله الحسین (ع) هم از آنها راضی و خشنود خواهد شد.
کنار گذاشتن عزاداری با عنوان و شعار روشنفکری، تفریط است
از طرف دیگر هم نباید با عنوان روشنفکری، عزاداری را کنار بگذاریم. همانگونه که امام المسلمین و مراجع تقلید عظام هم عزاداری میگیرند، همگان باید عزاداری بگیرند و از این غم ناراحت باشند. بنابراین ما از سویی نباید افراط و تفریط داشته باشیم و از سوی دیگر بگوییم که ما نباید مشکی بپوشیم یا عزاداری کنیم.
اما این مسئله صورت دیگری هم دارد، متاسفانه عدهای در سخنرانیهای خود میگویند «نباید برای امام حسین (ع) مشکی پوشید و سینه زد، اتفاقا از آنجا که امام حسین (ع) به خاطر عشقی که به خدا داشت شهید شد، ما باید شاد باشیم!» آقا جان این چه حرفی است که شما میزنید؟ امام حسین (ع) به شهادت رسیدند برای اینکه دنیا را گلستان کنند، پس اگر شادیای هم باشد، این شادی بین خود شهید و خدا است. اما اینکه ما الگوی عملی بسیار بینظیری را از دست دادیم، باید به خاطر ایشان عزادار باشیم. البته همانطور که گفتم افراط و تفریط نباید کرد.
* مقام معظم رهبری «منبر» را بزرگترین رسانه شیعیان خواندند و میدانیم که بیشترین کارکرد منابر در ایام عزاداری حضرن سیدالشهدا (ع) است. توصیه های شما خطبا و وعاظ برای اینکه بتوان در دوران حاضر از این رسانه بهترین استفاده را بکنند و در مردم و جامعه تاثیر داشته باشند، چیست؟
یکی از نکات بسیار عالی آن هم هست، همان بحث چهره به چهره بودن است که منبر این حالت را دارد و تبیین میکند. من در سال ۱۳۶۳ خدمت امام جماعت محترم شهر سقز بودم که ایشان به من فرمودند: «شماها چیزی دارید که ما نداریم! اینکه ماه محرم و صفر میشود، ماه مبارک رمضان میشود و حتی در جشنهای خودتان ترویج فرهنگ اهلبیت (ع) را بر منابر انجام میدهد، ولی ما این را نداریم. ما فقط شبهای قدر و نماز جمعه را داریم و آن هم معمولا نمازهای ماه مبارک رمضان و امثال این است. این نکته بسیار مثبت شما است که سخنرانی در منبرها را دارید».
اهل منبر خواسته اهلبیت(ع) را بخواهند نه خواسته نفسشان را
با وجود این نکات مثبتی را که اهل منبر دارند، باید توجه داشته باشند که خواسته اهلبیت (ع) را بخواهند نه خواسته نفش خودشان را. «آیا خواسته اهلبیت (ع) امروز تفرقه است؟» یا خیر. خواسته آن بزرگواران اتحاد بین مسلمین است. منبریان، امروز باید اعلان کنند، کسانی که امروز به شعار دین آمدهاند و میگویند «والذین آمنوا بالله و بالیوم الاخر» و... اما پروردگار عالم میفرماید اینها ایمان نیاوردند، بلکه «یخادعون الله والذین آمنوا و ما یخدعون الا انفسهم». یعنی اینکه اینها جزء مسلمانان نیستند، اینها خدعه به کار میبرند.
منبریان باید این موضوعات را تبیین کنند و روشنگری درست و صحیحی درباره اتفاقات جهان اسلام داشته باشند. منبریان باید افشا کنند که اینها لباس دین را پوشیدهاند و با نام دین دارند جهان را نسبت به دین، اسلام ناب و اهلبیت عصمت و طهارت (ع) بدبین میکنند. این موضوعات را باید حتما افشا کرد.
داعش را کسی ایجاد کرده که سلمان رشدی را معرفی کرد
* شیوه این تبیین چگونه باید باشد! رهبر انقلاب اخیرا تاکید کردهاند که مقابله با تهدیدات و آسیبها باید با شیوههای حکیمانه و معقول صورت بگیرد. به نظر حضرتعالی چطور میشود نشان داد که اتفاقات اخیر در جهان اسلام خدعه دشمنان دین است؟
ببینید روزی دشمن با رماننویسی سلمان رشدی ملعون و روزی با کشیدن کاریکاتورها در بسیاری از مطبوعات چنین تلاشی را کردند تا چهره اسلام ناب را مخدوش کنند، اما موفق نشدند. امروز دیدند بهترین راه خدعه این است که در لباس دین اسلام جریانی را شکل بدهند که با دیدن آن جریان دیگر مردم جذب اسلام نشوند. این نکته بسیار مهم است که باید در آن تامل کرد.
بنده اعتقاد راسخ دارم که تشکیل داعش و تشکیل گروههای تکفیری برای دو مطلب بوده است؛ اول به این خاطر که در اروپا و آمریکا اسلام به خوبی داشت گسترش پیدا میکرد. اینها خواستند بگویند که مراقب جوانانهای خود باشید که اگر جوانهای شما به اسلام روی آوردند و مسلمان شوند، آنها را به سوریه میبرند و میکشند و در آخر هم کشته میشوند.
مسئله این است که چطور میشود که آنها این اجازه را میدهند تا از سر بریدن و گذاشتن سر بر روی سینه، قلب را بیرون آوردن و جگر را دندان زدن و... فیلمبرداری کنند و به همگان نشان دهند؟ چگونه اینها اجازه میدهند ازدواجی را به عنوان نکاح جهادی درست کنند و در همه جا آن را بیان کنند؟ و دختری از تونس به تلویزیون رسمی تونس بیاید و اعلام کند که در روز با چندین نفر بوده است؟ تمام این موضوعات را خودشان مصاحبه میکنند و میگویند، تا این شایعه را رواج دهند که اگر به اسلام جذب شوید، بیچاره میشوید! تا مردم را گمراه کنند و بگویند این اسلامی که به ما مسیحیان و یهودیان و ادیان دیگر میگوید «شما فقط گناه میکنید و بعد در درگاه کشیش توبه میکنید، این چه دینی است؟» اما ببینید که خودشان دارند چگونه گناه میکنند، میکشند و چگونه کشته میشوند.
این موضوع مغفولعنه شده و باید رسانهها به آن بپردازند و به مردم بگویند که به خاطر این قضیه گروههای تکفیری را تشکیل دادند. دشمن میخواهد در مرحله نخست بین خود مسلمین درگیری ایجاد کند و وقتی جهان اسلام را از درون تضعیف کرد، بعد بیاید پیروان دیگر ادیان را با مسلمانان درگیر کند و اجازه ندهد که مردم حقیقت را بفهمند.
مطلب دوم، چپاول منابع کشورها است که باعث شده داعش ایجاد شود تا از این طریق بتوانند از موقعیت استفاده کنند و سلاحهای خود را به فروش برسانند، زیرا آمریکا به شدت افول پیدا کرده است و به هر چیزی برای بقاء خود دست میزند.
منبریها به مسئولان تذکر بدهند ولی به کسی اهانت نکنند
مسئولان ما باید در خصوص این موضوع و شرایطی که غرب دارد دقت کنند، با هوشمندی با خدعههای غرب مواجه شوند و من از منبریان میخواهم که به مسئولان تذکار بدهند، اما اهانت نکنند. منبریان بیایند از امام راحل عظیم الشان بگویند! تذکر بدهند که اگر ما به سمت غرب و آمریکا برویم، طبیعی است که آنها میخواهند منابع اسلام را از بین ببرند و نابود کنند و باید بدانیم که آمریکا افول کرده است.
شما بدانید که هر وقت اقتصاد آمریکا رو به ورشکستگی باشد، جنگ راه میاندازد تا سلاحهای خود را بفروشد. پس ما نباید به آنها نقطه ضعف نشان دهیم زیرا هر موقع به سمت آنها رفتیم آنها تصور میکنند که ما ضعیف هستیم. ما باید باور داشته باشیم که «الاسلام یعلو و لا یعلا علیه» (اسلام دینی است که برتری میجوید و مورد چیرگی قرار نمیگیرد) و بر همین سبیل بمانیم.
به گزارش تسنیم؛ آیتالله روحالله قرهی، رئیس حوزه علمیه امام مهدی (عج) است. ایشان تحصیلات حوزوی و دانشگاهی را به موازات هم پیش برده و دکترای فلسفه غرب از دانشگاه هامبورگ دارد. وی هم اکنون مدرس دروس اخلاق، تفسیر قرآن، منطق و کلام به طلاب و دانشجویان است. آیتالله قرهی جانباز ۷۰درصد جنگ تحمیلی نیز هست که از ناحیه یک چشم و کمر دچار مجروحیت شده است. مرد سیاست و اقتصاد هم هست و سواد تحلیلی و تخصصی قابل توجهی در این عرصهها دارد. بسیاری از بزرگان عالم سیاست از منبر و دروس او در این زمینهها بهرهمند میشوند.
اما آن چیزی که بیشتر از هر چیز دیگری درباره ایشان برای مخاطب عام نمود داشته است، حالات روحیشان در هنگام مجالس روضه است که برای افرادی که علمایی همچون او را این روزها دیگر کمتر میبینند، بسیار قابل توجه است. هر چند که مانند بسیاری از علمایی که در عوالم عرفانی خود اهل سیر و سلوک هستند، به شدت درباره خود کتوم است و سخن از خود نمیگوید اما بکاء شدید او هر زمانی که نام مقدس اهلبیت(ع) را بر زبان میآورد مخاطب را به گونه دیگری منقلب میکند. علما و معلمان بزرگی همچون آیات عظام خوشوقت، حقشناس، مجتبی تهرانی، مهدویکنی که همگی از بزرگان و برکات تهران برشمرده میشدند در چند سال گذشته دار فانی را وداع و دعوت حق را لبیک گفتند. تهرانِ این روزها هر چند خسارت معنوی سالهای گذشته برایش همچنان سنگین است اما به برکت حضور رهبر معظم انقلاب و علمایی همچون آیتالله قرهی همچنان استوار است.
از دوران نوجوانی و جوانی با علمای بسیار بزرگی همچون آیتالله مولوی قندهاری اساتید بزرگ عرفان و مکاشفه، آیت الله بهجت، آیتالله مروارید، امام راحل و ... همکلام و هم نشین بوده است. همین همنشینی برای مردی که تشنگیاش برای دربرگیری و بهرهمندی از معارف الهی بر کسی پوشیده نیست، باعث شده که این مسیر را نسبت به دیگران با سرعت بیشتری طی کند. عشق و علاقه عجیب ایشان به شهدا هم وجه دیگری از زندگی پر برکتشان است. اما آن چیزی که بیشتر از همه درباره این مرد شریف زبانزد شده است توجه ایشان در قول و عمل به حضور مقدس حضرت صاحبالزمان(عج) است. آیتالله قرهی به جوانان توصیه میکند که هر وقت گرفتاری برای شما پیش آمد فاتحهای به روح بلند حضرت نرجس خاتون مادر مکرمه حضرت ولیعصر(عج) هدیه کنید، انشاءالله آن گرفتاری مرتفع میشود. جوانانی که همیشه علاقمند به معنویات یا قرار گرفتن در مسیر الهی هستند عاشق این هستند که ولو برای لحظهای، گپی خصوصی با آیتالله قرهی بزنند و توصیه یا نصیحتی منحصر به شخص از ایشان درباره خود بپرسند. همین باعث شده که منبر او بیشتر از سایر سنین مورد توجه جوانان باشد.
در آستانه ماه محرم با این استاد علوم دینی و مرد اخلاق درباره وجوهی از شخصیت و قیام امام حسین (ع) و ایام عزاداری در ماه محرم به گفتوگو پرداختیم که مشروح آن را در ادامه میخوانید:
* با وجود اینکه بیشتر مردم ایران در ایام محرم به عزاداری برای امام حسین (ع) میپردازد، اما حتی از سوی خود عزاداران حسنین (ع) کمتر به ضرورت این عزاداریها و کارکردهای آن توجه میشود. اگر قرار باشد حضرتعالی از منظر معارف اسلامی یکی از کارکردهای این عزاداریها را برجسته کنید، آن کارکرد چه خواهد بود؟
بسم الله الرحمن الرحیم. محرم یکی از خصائصاش این است، که جهان را نه با تشیّع بلکه با اسلام ناب آشنا میکند. اینکه امام راحل عظیم الشان بیان فرمودند: «این محرم و صفر بود که اسلام را زنده نگه داشت» برای این است که بیان کنند، اسلام نابی که هم به صلح میاندیشد و هم در مقابل ظلم میایستد، باید آن را به عالم معرفی کرد.
بنابراین بحث محرم و صفر همان گونه که امام راحل عظیم الشأن فرمودند بحث زنده نگه داشتن اسلام است. وجود مقدس ابی عبدالله (ع) و اصحاب گرامیشان با شهادت و جانفشانی نه تنها تشیع، بلکه اسلام را زنده نگه داشتند و به تعبیری برتر از این، ادیان الهی را احیا کردند.
ژوزف فرانسوی میگوید عزاداری شیعیان نمیتواند نشانگر افسردگی و خمودگی آنان باشد
همچنان که دکتر ژوزف فرانسوی، جامعه شناس شهیر میگوید: فضای عاشورا و تاسوعا مختص یک مکتب نیست، اگر چه تشیع با عزاداری و سوگواری برای حضرت سیدالشهدا (ع) اعلام جانفشانی میکند اما وقتی خوب نگاه می کنیم و دقیق تر می شویم این جانفشانی های حضرت تمام ادیان الهی را حفظ کرده است. شما اگر نظریات و دیدگاه های اندیشمندان غیر مسلمان، دانشمندان نصارا و دیگران را مطالعه کنید از جمله جرج جرداق مسیحی را می بینید از وجود حضر ت سیدالشهدا (ع) به عنوان "محی الدین" نام میبرند، احیاگر میراث تفکر توحیدی که از پیامبران به ما رسیده است. میدانید که در تفکر ما دو شخصیت بزرگوار، لقب محی الدین داردند. محی الدین اول وجود مقدس امام حسین (ع) است و محی الدین ثانی حضرت حجت ابن الحسن، امام عصر (عج).
همین دکتر ژوزف، بیان میکند، «کسانی که تصور میکنند شیعیان با عزاداری در کنجی مینشینند و انسانهای خمودهای هستند، اشتباه میکنند. اگر عزاداران حسین (ع) خموده باشند باید گوشهای کز کنند اما وقتی اینها به تاسوعا و عاشورا می رسند با «یا حسین» «یا حسین» و «هیهات من الذله» بیشتر جان و توان میگیرند و آرمانهایشان را به واسطه این عزاداریها فریاد میزنند. این ها به نام عزاداری ورود میکنند اما در حقیقت مکتب خودشان را تبلیغ میکنند. فرهنگ عاشورا را معرفی میکنند، و مردم میگویند این امام حسین (ع) کیست که بعد از هزار و اندی سال مردم برایش عزاداری میکنند. این عین حیات و سرزندگی است. لذا شیعیان به دلیل اینکه بدانند این فرد کیست، به سراغ معارف میروند تا معرفت شیعه و اسلام ناب را درک کنند.
لذا ما باید این موضوع را برای همگان تفهیم کنیم، که ماه محرم و صفر که عدهای امروز به آن خدشه میاندازند که چرا مشکی میپوشید و عزاداری میکنید، این گونه است و به این شکل و شمایل است؟ این نوع عزاداری در حقیقت نشان دادن فرهنگ سرزندگی فرهنگی است.
این مشکی پوشیدن در ماه محرم که یکباره تحولی در جامعه ایجاد میکند، باعث جلب توجه همه عالم است. یعنی عالمیان میگویند «اینجا چه خبر است»! این سینه زدنها و به سر زدنها جلب توجه میکند و این جلب توجه باعث میشود که آنها به دنبال شناسایی کسی باشند که مردم برای او مشکی میپوشند و عزاداری میکنند. لذا، این موضوع برای معرفی اسلام، بسیار خوب است. این نکته بسیار ظریف و عمیقی است که باید به آن توجه کرد.
غم امام حسین (ع) نه تنها انقباض نمیآورد، بلکه عین انشراح و انبساط است
اگر بخواهیم منصفانه و منطقی به موضوع نگاه کنیم کسانی که عاشورا و تاسوعا را می خواهند احیا کنند و زنده نگه دارند در واقع می خواهند آن گوهر شریف انسانیت را ارج بگذارند و نگذارند آن شعله مقدس خاموش شود. اگرچه ما باور داریم "فالله خیر حافظا" است و آن شعله مقدس صاحب دارد و خداوند، شعبهای از آن را در دل دوستدارانش میکارد و سینهها را مالامال از آن غم و اندوه مقدس میکند. این غم صد البته با غمهای معمول دنیا که ذهن و روح آدمها را در خود مچاله میکند فرق میکند. این غم نه تنها انقباض نمیآورد بلکه عین انشراح و انبساط است. برخی متأسفانه در روزگار ما این موضوع را به خوبی درک نمیکنند. گاهی این تصور ایجاد میشود که زنده نگه داشتن محرم و صفر مترادف و مساوی با خمودگی و افسردگی است. اما اتفاقا کسانی که از بیرون به این فرهنگ نگاه میکنند گاهی حقایق را بهتر درمییابند که دکتر ژوزف از این جمله است.
بنابراین ما باید متوجه این موضوع باشیم که وقتی در حادثه کربلا و عاشورا تأمل میکنیم و این حادثه را در کانون توجه مان قرار میدهیم در قلب آرمانهای شریف و بزرگ حضور یافتهایم و در فضای عزتخواهی، ظلمناپذیری، توحیدگرایی و حقیقتطلبی دم میزنیم و این خیلی مهم است.
افراطگرایان در عزاداری، اگر امام حسین(ع) را دوست دارند چند صباحی صبر کنند
* یکی از مشکلاتی که ما در خصوص عزاداری برای حضرت سیدالشهدا (ع) داریم، این است که گاهی عدهای با توجیه عاطفی و احساسی به نوعی در شیوههای عزاداری پیش میروند که از منظری با عقلانیت دینی همخوان نیست، اوا از سویی هم عده دیگر به بهانه پیروی از عقلانیت از اساس با عزاداری مخالف هستند. به عبارت دیگر ما گاه از این سمت بام میافتیم و گاهی از سمت دیگر آن. تفسیر حضرتعالی از این مسئله چیست؟
نکته مهمی که در باب محرم و عزاداری برای امام حسین (ع) مطرح است این است که در این ایام نباید افراط و تفریط وجود داشته باشد. اگر افراط و تفریط کنیم، بیچارهایم. باید بدانیم، اگر امام المسلمین بحث قمهزنی را بیان فرمودند، برای اینکه آنهایی که میخواهند این اسلام ناب را با عنوان خاصی که عرض کردیم، به عالم بشناسانند، با این نوع رفتار آنها این را بزرگنمایی میکنند و میگویند که «این افراد خونریز هستند»؛ حتی میگویند «اینها خون بچههای کوچک را هم میریزند»! این گفتهها در خصوص این مسئله، نمیگذارند که توجه جهانیان به اصل قضیه، یعنی امام حسین(ع) و قیامش جلب شود.
اینها واقعا اگر امام حسین (ع) را دوست دارند، چند صباحی صبر کنند و با همین حالت ترویج افکار حسینی (ع) حرکت کنند. آن وقت خواهند دید که جهان، امام حسین (ع) را خواهد شناخت و ابا عبدالله الحسین (ع) هم از آنها راضی و خشنود خواهد شد.
کنار گذاشتن عزاداری با عنوان و شعار روشنفکری، تفریط است
از طرف دیگر هم نباید با عنوان روشنفکری، عزاداری را کنار بگذاریم. همانگونه که امام المسلمین و مراجع تقلید عظام هم عزاداری میگیرند، همگان باید عزاداری بگیرند و از این غم ناراحت باشند. بنابراین ما از سویی نباید افراط و تفریط داشته باشیم و از سوی دیگر بگوییم که ما نباید مشکی بپوشیم یا عزاداری کنیم.
اما این مسئله صورت دیگری هم دارد، متاسفانه عدهای در سخنرانیهای خود میگویند «نباید برای امام حسین (ع) مشکی پوشید و سینه زد، اتفاقا از آنجا که امام حسین (ع) به خاطر عشقی که به خدا داشت شهید شد، ما باید شاد باشیم!» آقا جان این چه حرفی است که شما میزنید؟ امام حسین (ع) به شهادت رسیدند برای اینکه دنیا را گلستان کنند، پس اگر شادیای هم باشد، این شادی بین خود شهید و خدا است. اما اینکه ما الگوی عملی بسیار بینظیری را از دست دادیم، باید به خاطر ایشان عزادار باشیم. البته همانطور که گفتم افراط و تفریط نباید کرد.
* مقام معظم رهبری «منبر» را بزرگترین رسانه شیعیان خواندند و میدانیم که بیشترین کارکرد منابر در ایام عزاداری حضرن سیدالشهدا (ع) است. توصیه های شما خطبا و وعاظ برای اینکه بتوان در دوران حاضر از این رسانه بهترین استفاده را بکنند و در مردم و جامعه تاثیر داشته باشند، چیست؟
یکی از نکات بسیار عالی آن هم هست، همان بحث چهره به چهره بودن است که منبر این حالت را دارد و تبیین میکند. من در سال ۱۳۶۳ خدمت امام جماعت محترم شهر سقز بودم که ایشان به من فرمودند: «شماها چیزی دارید که ما نداریم! اینکه ماه محرم و صفر میشود، ماه مبارک رمضان میشود و حتی در جشنهای خودتان ترویج فرهنگ اهلبیت (ع) را بر منابر انجام میدهد، ولی ما این را نداریم. ما فقط شبهای قدر و نماز جمعه را داریم و آن هم معمولا نمازهای ماه مبارک رمضان و امثال این است. این نکته بسیار مثبت شما است که سخنرانی در منبرها را دارید».
اهل منبر خواسته اهلبیت(ع) را بخواهند نه خواسته نفسشان را
با وجود این نکات مثبتی را که اهل منبر دارند، باید توجه داشته باشند که خواسته اهلبیت (ع) را بخواهند نه خواسته نفش خودشان را. «آیا خواسته اهلبیت (ع) امروز تفرقه است؟» یا خیر. خواسته آن بزرگواران اتحاد بین مسلمین است. منبریان، امروز باید اعلان کنند، کسانی که امروز به شعار دین آمدهاند و میگویند «والذین آمنوا بالله و بالیوم الاخر» و... اما پروردگار عالم میفرماید اینها ایمان نیاوردند، بلکه «یخادعون الله والذین آمنوا و ما یخدعون الا انفسهم». یعنی اینکه اینها جزء مسلمانان نیستند، اینها خدعه به کار میبرند.
منبریان باید این موضوعات را تبیین کنند و روشنگری درست و صحیحی درباره اتفاقات جهان اسلام داشته باشند. منبریان باید افشا کنند که اینها لباس دین را پوشیدهاند و با نام دین دارند جهان را نسبت به دین، اسلام ناب و اهلبیت عصمت و طهارت (ع) بدبین میکنند. این موضوعات را باید حتما افشا کرد.
داعش را کسی ایجاد کرده که سلمان رشدی را معرفی کرد
* شیوه این تبیین چگونه باید باشد! رهبر انقلاب اخیرا تاکید کردهاند که مقابله با تهدیدات و آسیبها باید با شیوههای حکیمانه و معقول صورت بگیرد. به نظر حضرتعالی چطور میشود نشان داد که اتفاقات اخیر در جهان اسلام خدعه دشمنان دین است؟
ببینید روزی دشمن با رماننویسی سلمان رشدی ملعون و روزی با کشیدن کاریکاتورها در بسیاری از مطبوعات چنین تلاشی را کردند تا چهره اسلام ناب را مخدوش کنند، اما موفق نشدند. امروز دیدند بهترین راه خدعه این است که در لباس دین اسلام جریانی را شکل بدهند که با دیدن آن جریان دیگر مردم جذب اسلام نشوند. این نکته بسیار مهم است که باید در آن تامل کرد.
بنده اعتقاد راسخ دارم که تشکیل داعش و تشکیل گروههای تکفیری برای دو مطلب بوده است؛ اول به این خاطر که در اروپا و آمریکا اسلام به خوبی داشت گسترش پیدا میکرد. اینها خواستند بگویند که مراقب جوانانهای خود باشید که اگر جوانهای شما به اسلام روی آوردند و مسلمان شوند، آنها را به سوریه میبرند و میکشند و در آخر هم کشته میشوند.
مسئله این است که چطور میشود که آنها این اجازه را میدهند تا از سر بریدن و گذاشتن سر بر روی سینه، قلب را بیرون آوردن و جگر را دندان زدن و... فیلمبرداری کنند و به همگان نشان دهند؟ چگونه اینها اجازه میدهند ازدواجی را به عنوان نکاح جهادی درست کنند و در همه جا آن را بیان کنند؟ و دختری از تونس به تلویزیون رسمی تونس بیاید و اعلام کند که در روز با چندین نفر بوده است؟ تمام این موضوعات را خودشان مصاحبه میکنند و میگویند، تا این شایعه را رواج دهند که اگر به اسلام جذب شوید، بیچاره میشوید! تا مردم را گمراه کنند و بگویند این اسلامی که به ما مسیحیان و یهودیان و ادیان دیگر میگوید «شما فقط گناه میکنید و بعد در درگاه کشیش توبه میکنید، این چه دینی است؟» اما ببینید که خودشان دارند چگونه گناه میکنند، میکشند و چگونه کشته میشوند.
این موضوع مغفولعنه شده و باید رسانهها به آن بپردازند و به مردم بگویند که به خاطر این قضیه گروههای تکفیری را تشکیل دادند. دشمن میخواهد در مرحله نخست بین خود مسلمین درگیری ایجاد کند و وقتی جهان اسلام را از درون تضعیف کرد، بعد بیاید پیروان دیگر ادیان را با مسلمانان درگیر کند و اجازه ندهد که مردم حقیقت را بفهمند.
مطلب دوم، چپاول منابع کشورها است که باعث شده داعش ایجاد شود تا از این طریق بتوانند از موقعیت استفاده کنند و سلاحهای خود را به فروش برسانند، زیرا آمریکا به شدت افول پیدا کرده است و به هر چیزی برای بقاء خود دست میزند.
منبریها به مسئولان تذکر بدهند ولی به کسی اهانت نکنند
مسئولان ما باید در خصوص این موضوع و شرایطی که غرب دارد دقت کنند، با هوشمندی با خدعههای غرب مواجه شوند و من از منبریان میخواهم که به مسئولان تذکار بدهند، اما اهانت نکنند. منبریان بیایند از امام راحل عظیم الشان بگویند! تذکر بدهند که اگر ما به سمت غرب و آمریکا برویم، طبیعی است که آنها میخواهند منابع اسلام را از بین ببرند و نابود کنند و باید بدانیم که آمریکا افول کرده است.
شما بدانید که هر وقت اقتصاد آمریکا رو به ورشکستگی باشد، جنگ راه میاندازد تا سلاحهای خود را بفروشد. پس ما نباید به آنها نقطه ضعف نشان دهیم زیرا هر موقع به سمت آنها رفتیم آنها تصور میکنند که ما ضعیف هستیم. ما باید باور داشته باشیم که «الاسلام یعلو و لا یعلا علیه» (اسلام دینی است که برتری میجوید و مورد چیرگی قرار نمیگیرد) و بر همین سبیل بمانیم.
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، رئیس سازمان بسیج ورزشکاران سپاه فجر فارس با انتقاد از عملکرد برخی دستگاهها در نظارت بر ورزش همگانی بانوان در شیراز، گفت: برخيها مانور بدحجابي برگزار ميكنند و مدعي انجام ورزش همگاني هستند!
سرهنگ پاسدار رسول فلاح گفت: در حالی که بانوان ورزشکار ایرانی در بازیهای آسیایی اینچئون با حجاب اسلامی موفق به کسب مدالهای رنگارنگ شدند و ثابت کردند حجاب مانعی برای ورزش بانوان نیست، اینجا و در سومين حرم اهل بيت(ع) در پايتخت فرهنگي كشور ورزش همگانی بانوان بهانهای برای ترویج بدحجابی و بيحجابي شده است! اگر در اینچئون بانوان ما مدال رنگارنگ گرفتند بولوار چمران در شیراز تبدیل به نمایشگاهی برای عرضه مدل لباس از سوی به اصطلاح ورزشکاران شده است!
فلاح با بیان اینکه در حال حاضر زن مسلمان ایرانی به خاطر کرامت و هویت اجتماعیش الگویی برای زنان غربی محسوب میشود، گفت: انقلاب کردیم بیحیایی ارزش نباشد، اما هوای این روزهای بولوار چمران آلوده است و خبری از نسیم فرحبخش پائیز شیراز در این بولوار زیبا نیست! کاش متولیان ورزش فارس و شیراز ترویج ورزش همگانی را به هر قیمتی خواستار نشوند که اینجا شیراز سومین شهر حرم اهل بیت است.
معاون تربیت بدنی سپاه فجر فارس با کنایه به پیامکهای برخی دستگاهها گفت: برخی با پیامک تبلیغ ارزشها میکنند اما در بولوار چمران شیراز چوب حراج به ارزشها میزنند و برای پیادهروی و دوچرخه سواری عدهای ورزشکار نما کف و سوت میزنند و به صدا و سیما میروند و بیلان کار ارائه میدهند! آیا ترویج بیحجابی به بهانه ورزش بیلان کار میشود؟ ورزش و توجه به جوانان از منظر آقایان اختلاط پسر و دختر به بهانه راهپیمایی و دوچرخه سواری است؟!
وی با بیان اینکه حجاب در ذهنیت ما مسلمانان ریشه در اصل عفت دارد گفت: قرار نیست در همه چیز از غرب الگو بگیریم البته همیشه حجاب برآمده از عفاف نیست و ممکن است سنتهای قومی و فرهنگی پشتوانه آن باشد. از طرفی گاهی برخی از محجبهها هم رفتار دور از عفاف دارند که ایجاب میکند دستگاهایی مربوط برای هرکدام از این وضعیتها برنامهریزی جداگانهای داشته باشند.
فلاح که با ایسنا گفتگو کرده، به عملکرد خوب بانوان ورزشکار در بازیهای آسیایی اینچئون اشاره و اضافه کرد: تیمهای بانوان ما با ۱۵مدال شامل ۲ طلا، ۷ نقره و ۶ برنز، رکورد، تعداد و مرغوبیت کسب مدال را در تمام ادوار بازیهای آسیایی شکستند اما آنچه مهمتر از مدالهای کسب شده توسط بانوان بود، اخلاق و رفتار حرفهای و مطابق با ارزشهای دینی بانوان ورزشکار بود به گونهای که توجه رسانههای خارجی را به حضور بانوان مسلمان ایرانی جلب کرد. این توجه به شکلی بود که در هر میدانی بانوان ایران با پوشش اسلامی حاضر بودند و شاهد واکنش مثبت از سوی رسانهها و مدیران خارجی بودیم. این نوع توجه و انعکاس عملکرد مثبت بانوان محجبه ایرانی میتواند در فضای رسانهای بینالمللی تاثیر مثبتی را برای کشور به همراه داشته باشد.اما اینجا و دربولوار چمران شیراز ورزش همگانی بانوان بهانهای برای ترویج بی حجابی شده است!
فلاح با یادآوری عملکرد قابل ستایش داور کرهای در مسابقه تیم کبدی بانوان ایران و هند گفت: چگونه است که یک مرد اجنبی که در فرهنگش حجاب جایگاهی ندارد وقتی بانوی ورزشکار ما حجابش دچار مشکل میشود بلافاصله با کت خود به او کمک میکند تا حجابش را حفظ کند و در این مسیر بانوان ورزشکار هندی نیز که به حجاب اعتقادی ندارند ورزشکار ما و داور مرد کرهای را یاری می دهند تا یک زن مسلمان در حجابش دچار مشکل نشود اما اینجا و در شیراز دلمان خوش است که خانمها با وضعیتی دور از فرهنگ اسلامی و ایرانی به ورزش دوچرخه سواری و پیاده روی مشغولند تو گویی تبلیغ مد لباس در قالب این ورزشهاست! متاسفم که یک داور کرهای دغدغه حجاب ورزشکاران ما را دارد اما مسئولین ما در شیراز نسبت به این موضوع دغدغه شایسته ندارند.
معاون تربيتبدني سپاه فجر فارس تصريح كرد: به جای اینکه بنشینیم و از ظرفیتهای موجود شهر در ترویج ورزش همگانی استفاده کنیم حواسمان به مهر چینیها متمركز شده است. متاسفانه کسانی وارد ورزش استان شدهاند که کمتر دغدغه اخلاق و روحیه جوانمردی در ورزش را دارند، شاید دليل اين را بايد در نزديك شدن به انتخابات جستوجو كرد.
پایگاه خبری انصارحزب الله : اجرای قانون و حمایت و مراقبت نسبت به احترام ، تکریم و تعظیم ارزش ها و هنجارهای اجتماعی ، فرهنگی و دینی از جمله وظایف اصلی و قانونی دولت در نظام جمهوری اسلامی است.هجوم و حمله مانکن های متحرک و ثابت در خیابانهای پایتخت و یا پشت ویترین مغازه ها به صورت وقیحانه و گستاخانه ای در حال تکثیر و زاد و ولد است.
متاسفانه اجرا و یا حمایت از یکی از اصل های شرعی و دینی جامعه اسلامی که همان امر به معروف و نهی از منکر است نه تنها صورت نمی گیرد بلکه حتی نسبت به کسانی که چنین اقدامی را بر اساس دستور خداوند متعال و حسب وظیفه شرعی و دینی و متابعت از امام حسین علیه السلام که منادی و شهید راه امر به معروف و نهی از منکر است، انجام می دهند؛ هجمه نیز می کنند! سیر تکامل و تطور شکل ظاهری مانکن های پشت ویترین مغازه ها و نیز تسرّی فساد و مانکنیزم و برهنگی توسط این سربازان و ستون پنجمهای نفوذی جنگ نرم دشمن در جامعه و همچنین وظایف متولیان و راههای مقابله با این مروجان فساد و برهنگی را در بوته نقد و نظر کارشناسان و مسئولان ذی مدخل در این گستره گذاشتهایم. آنچه در ادامه می خوانید مشروح این نقد و نظر است.
دکتر مجید ابهری ، جامعه شناس و رفتار شناس درباره سیر تطور ، تکامل و جای گرفتن مانکنها در ویترین مغازهها می گوید: یکی از عوارض تغییر سبک زندگی انحراف بسیاری از نمادهای فرهنگی و اجتماعی از معیارها و ضوابط اخلاقی می باشد. تمام این ناهنجاریها ناشی از تغییر سبک زندگی از نمونه اسلامی – ایرانی به غربی و تحت تأثیر شبکه های ماهواره ای و فضاهای سایبری می باشد. دو سال پیش وقتی اولین مانکن ها با ظاهر نامناسب در ویترین مغازه ها دیده شد ، همان زمان بنده طی مصاحبهای با رسانه ها اعلام کردم که «صدای گام بی حیایی که آهسته آهسته وارد فضای بازار پوشاک می شود، به گوش میرسد» برای اینکه زشتی یک رفتار ضد فرهنگی در جامعه از بین برود و از یک ناهنجاری قبحزدایی گردد ابتدا بایستی نمادهای آن در جامعه به طرق مختلف عرضه گردد تا چشم مردم و آحاد جامعه به آنها عادت کند.
مانکنهای جاندار و بیجان!
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به اینکه امروزه ما در جامعه مان با دو نوع از مانکنها مواجه هستیم؛مانکنهای جان دار و مانکنهای بی جان! ، در ادامه می افزاید: مانکن های جاندار با گرفتن دستور از مراکز فرهنگی خارج از کشور و تحت تاثیر برنامه های ماهواره ای مثل «به نام زن» یا «شهرزاد ایرانی» و همچنین تحت تاثیر افکار فمنیسیتی گردانندگان مراکز ضد اسلامی، دینی و فرهنگی می باشند. این مانکن ها در خیابان ها با ظاهر و آرایشی غیر متعارف و با پوشاک بسیار زننده حرکت می کنند و متاسفانه برخی از دختران و زنان جامعه نیز از سر نا آگاهی از پشت پرده اصلی چنین تحرکاتی ، از این مانکن ها تقلید می کنند.
اما برخی دیگر از بانوان و دختران جامعه ما که با هوشیاری مسائل اجتماعی و فرهنگی روز جامعه را پیگیری و رصد می کنند متوجه هستند که این مانکن های جاندار عوامل و آلت دستهای ضد فرهنگی برای تحقق اهداف تهاجم فرهنگی در جنگ نرم و در دستان مدیران چنین تحرکاتی هستند.برنامه های فمنیستی که توسط شبکه های ماهوارهای تبلیغ می شود در ظاهر با هدف و نیت رسانیدن زنان به جایگاه و حقوق اجتماعی شان هستند اما در باطن با هدف پوشاندن تنه تنومند فرهنگ اسلامی حرکت و برنامه ریزی می کنند و متاسفانه بسیاری از نهادهای فرهنگی و متولی و صاحب مسئولیت جامعه ما هنوز در خواب غفلت به سر می برند.
گروه دیگری از مانکن ها ، مانکن های بی جان هستند که عمدتا در دهه دوم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در کشورمان و در ویترین مغازه ها قرار گرفتند. در آن زمان ابتدا مانکن ها به صورت نیم تنه و با پایه های فلزی و البته بدون سر بودند. رفته رفته این موجودات گویی به دست مجسمه سازان ماهر و هدفمندی سیر تکامل و تطوری را پشت سر گذاشتند. کم کم قسمتی از پایین تنه آنها و سپس سری بر پیکر این مانکن ها گذاشته شد. بعد آرام آرام جنسیت این مانکنها بر اساس تغییرات ظاهری بدن انسان ها تعیین و ساخته شدند و لباسهایی با ظاهری نا مناسب و زننده بر تن آنها پوشانده شد.
حرکت خزنده مانکنها
دکتر ابهری همچنین خاطر نشان می کند: امروز دیگر دست اندرکاران این حرکت خزنده به مراحل بالاتری از شبیه سازی آنها بر اساس انسانها رسیدهاند، یعنی اجزای صورت مانکن های زن با آرایش های غیر متعارف و بسیار شدید رنگ آمیزی گردیده است و لباسهای چسبان و تنگ یا اصطلاحا اندامی بر تن آنها پوشانیده شده است!
از منظر جامعه شناسی و رفتار شناسی یک جوان و نوجوان به دلیل شرایط رسیدن به بلوغ می تواند حتی با دیدن یک مانکن یا یک عکس و تصویر بی جان تحریک شده و به تبع آن دچار انحراف اخلاقی و رفتاری گردد. شاید عده ای از کارشناسان شبه روشنفکر و تحت تاثیر و مرعوب فرهنگ غربی این سخنان را به سخره گرفته و آن را مورد هجمه قرار داده و بگویند شما فرزندان خود را درست تربیت کنید و نگران مانکن های زنده و بی جان نباشید و غصه آنها را نخورید! اینکه خانواده ها بایستی به فکر تعلیم و تربیت فرزندان خود باشند البته حرف درست و منطقی است؛ نهادهای آموزشی مثل مدارس نیز می بایستی که به عنوان تکمیل کننده و مکمل نقش تربیتی خانواده ها باشند.
وی افزود: اما نکته اینجاست که همین نوجوانان و جوانان که در آستانه بلوغ هستند حتی با بوی عطر یا روسری زنانه امکان تحریک شدن را دارند. البته این مبحث یک موضوع اثبات شده و علمی است که تنها مختص به جامعه و کشور ما نبوده و نیست. چه اینکه بسیاری از افراد «پدوفیل» یعنی کسانی که با لباس های زنانه تحریک جنسی و ارضا می شوند، تعداد و آمارشان در خارج از کشور و مشخصا در کشورهای غربی و اروپایی بسیار بیشتر از کشور ما می باشد. بنابراین ملاحظه می شود که تحریک جنسی افراد جامعه از خیابانها و مغازه ها به بهانه های نمایش لباس بر تن مانکن ها آغاز شده است.
مانکنهای بیجان تکمیل کننده مأموریت جاندارها!
این جامعه شناس همچنین می گوید: «مانکنیزم» به عنوان فرهنگ فاسد تبلیغ پوشاک در جامعه ما به نوعی تکمیل کننده مأموریت مانکن های زنده را بر عهده داشته و در حال پیمودن سیرتکاملی آنها می باشد. ضعف هوشیاری و کم کاری و فقدان مسئولیت پذیری در برخی از نهادها و دستگاههای مسئول باعث شده است تا برخی از فروشندگان و بوتیک های فروش لباس های زنانه به هر شکل و ترتیبی که دلشان می خواهد و به نظرشان ممکن است تامین کننده اهداف و اغراض مالی شان باشد، مانکن ها را آماده کرده و با پوشاندن انواع لباسهای زننده و چسبان آنها را در معرض دید عموم قرار می دهند.
بنابراین و از طریق همین رسانه اعلام میکنم که هر گونه انحراف رفتاری ناشی و نشأت گرفته از تحریکات جنسی برای پسران و دختران جامعه ما می تواند زمینه ساز فساد اخلاقی، همجنس گرایی و مشکلات روحی و روانی بسیاری باشد.
دکتر ابهری درباره بهترین راهکارهای مقابله با چنین پدیده زشت و زننده ای می گوید: در کنار آموزش های تربیتی در کنار خانواده و آموزش و پروش ، رسانه و نهادهای فرهنگی باید هو شیاری و سطح دانش لازم در زمینه های مختلف جوانان و نوجوانان را افزایش بدهند. از سوی دیگر لازم است که سازمانها و نهادهای دارای مسئولیت در مقابله با چنین پدیده هایی، جلوی اینگونه تحرکات و اتفاقات هدفمند و برنامه ریزی شده جهت به انحراف کشاندن مردم جامعه اسلامی مان را به صورت جدی و محکم بگیرند.
حجت الاسلام احمد سالک کاشانی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی درباره آسیب های فرهنگی و اجتماعی و نیز پدیده هایی مثل مانکنهای زن نما و ازدیاد آنها در ویترین مغازهها میگوید: یکی از طرق نفوذ استعمار در جوامع بشری، تسخیر اندیشه و فکر یک جامعه و گرفتن قدرت تحلیل و تفکر از مردم است که هر دوی این مسائل مباحث بسیار مهمی هستند. چه در حوزه صدا و چه در حوزه تصویر و آنت های ماهواره ای و ... «بمبارانی» می کنند که مخاطب و بیننده با دیدن آن تصاویر و صحنه ها، قدرت تفکرش را از دست بدهد که این یک مسئله بسیار بسیار مهمی است.
نکته بعدی که مسئله مهم سوم است ، استمرار یک موضوع یا اتفاق در سطح جامعه به کمک ابزار رشد یافته در حوزه فنآوری و تبلیغات و پروپاگاندای وسیع رسانهای برای آحاد مردم جامعه فرهنگ سازی می شود. سپس همین موضوعات مورد نظر(مسائل ضد ارزشی و ناهنجاری های فرهنگی) به ارزش و هنجارهایی برای کل جامعه تبدیل می شوند که عمل نکردن افراد به آنها و یا عدم ارزشگذاری نسبت به آنها ضد ارزش و ناهنجاری تلقی می گردد!
سیاست منافقانه معروف نشان دادن منکر و بعکس
در نهایت نتیجه هر سه مسئله مورد اشاره در بالا یک چیز است و آن به تعبیر قرآنی «منکر جای معروف و معروف جای منکر را می گیرد». این سیاست منافقانه است و همانطور که قرآن به آن اشاره کرده است یک رفتار منافقانه است و باز در کلام وحی آمده است که یکی از طرق مورد استفاده منافقان بزک کردن منکر و معرفی آن به جای معروف است و بالعکس.
این نماینده مجلس در ادامه می گوید: راه حل مقابله با آسیب های اجتماعی چند مولفه دارد که اولین آنها مبارزه و مقابله با «علت» است. بنابراین می بایستی عوامل، مورد پایش و شناسایی قرار بگیرند. شناسایی عوامل یا همان «علتها» می تواند بخشی از روند مبارزه و مقابله ما با یک ناهنجاری و یا ضد ارزش باشد. ما نمی توانیم و نباید با معلول مبارزه کنیم، چه اینکه مبارزه با معلول خیلی دوامی ندارد و به نوعی مُسَکِّن و التیام دهنده مقطعی به حساب می آید اما مبارزه با «علت» در واقع ریشه کن کردن مجموعه عوامل دخیل در آسیب های اجتماعی و فرهنگی است. حالا این عوامل به وجود آورنده ناهنجاری ها می تواند داخلی یا خارجی باشد؛ به طور مثال ممکن است یکی از عوامل داخلی عدم اطلاع رسانی دینی به بدنه جامعه به شکل مستدل و مستند است. به کلام دیگر باید بر روی تمام این عوامل بررسی و تدقیق بیشتری صورت بگیرد.
آسیبهای فرهنگی شبکههای ماهوارهای
نکته دیگر در این زمینه شیوه های مبارزه با آسیب های فرهنگی و اجتماعی است. لازمه این مسئله شناخت جامع و کامل داشتن از آسیب های فرهنگی و اجتماعی است؛ الان بحثهای مختلفی پیرامون این موضوع هست و برخی کارشناسان و اهل فن آسیب های فرهنگی و اجتماعی را با تعداد محورهای مختلفی احصا کرده و می شمارند از جمله برخی ۴۰ محور، برخی ۵۲ محور و برخی دیگر ۱۱ محور اصلی را از جمله آسیب های فرهنگی و اجتماعی برمی شمارند.
در واقع شناسایی این آسیب ها مثل اعتیاد به موارد مخدر، بالا رفتن سن ازدواج ، طلاق و فروپاشی بنیان خانواده ها توسط شبکه های ماهواره ای فارسی زبان که تعداد آنها در حدود ۱۰۰ شبکه ماهواره ای فارسی زبان است که با هدف قرار دادن ارزش ها و خانواده های مذهبی در صدد هستند حرکت و سرعت فروپاشی بنیان خانواده را هر چه بیشتر و سریعتر کنند.
از جمله مباحثی که توسط این شبکه ها در حد بسیار وسیعی تبلیغ می شود می توان به موضوعاتی مثل اینکه مدعی هستند جوانان باید خانه مجردی داشته باشند، ازدواج سپید انجام بدهند، طلاق موافقتی انجام بدهند و... که همه اینها مؤیِّد این نکته است که آسیب های اجتمای باید مورد شناسایی و احصا قرار بگیرند و این غیر از شناخت و شناسایی عوامل اصلی بحران زا است.
نکته بسیار مهم دیگر شیوه برخورد است که می بایستی مبتنی بر ارزش های دینی باشد.
حجت الاسلام سالک همچنین درباره نقش و وظایف دستگاههای دولتی و حاکمیتی در مقابله با مولفه های فساد در جامعه اظهار می دارد: بخش دیگر متوجه قانون است یعنی باید قوانینی شکل بگیرد که در مقابله با باندها و مراکزی که به زمینه های فساد دامن می زنند، با قدرت و محکم برخورد کند. به کلام بهتر مجلس ، قوه قضائیه و قوه مجریه بایستی برای مقابله در قالب شیوه های «دینی و قانونی» پای کار بیایند. اگر قانون داشته باشیم که اتفاقا داریم همانند قانون «عفاف و حجاب»؛ به ۲۵ دستگاه مختلف ابلاغ شده است و برای هر دستگاه مأموریت های خاصی تعریف و تعیین شده است، اما شما وضع ادارات ما را ببینید که چقدر فاسد است! هر اداره ای برای خودش و بر حسب سلیقه مدیرانش نوع ارتباطاتشان تنظیم شده و با دیگر ادارات و دستگاهها فرق می کند!
مشکلبزرگ «مجری»
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس با تاکید بر اینکه ما مشکلی که در این بحث و بخش داریم مشکل «مجری قانون» است، می افزاید: مجریان ما باید برای اجرای قوانین آموزش های لازمه را ببینند. اما با کمال تاسف اینگونه نیست! معمولا شخصی یا فردی را برای اجرای این موضوع به کار می گیرند اما بعد از مدتی متاسفانه کار رها می شود! مجری باید پای کار بایستد و قانون را بدون تنازل و موبه مو اجرا کند و تمام تبعاتش را قبول و برخورد کند و همچنین برای اجرای بهتر و صحیحتر قانون بستر سازی های لازمه را انجام بدهد، اما متاسفانه مجری انجام نمی دهد!
بنده یکسال نظارت بر قانون «عفاف و حجاب» در کمیسیون فرهنگی مجلس را بر عهده داشتم ضمن اخذ گزارش کتبی از اقدامات انجام شده در راستای اجرای این قانون تمامی مجریان دستگاههای مسئول را احضار کردیم و سپس گزارشهایشان را با اظهاراتشان تطبیق دادیم. در کمال تاسف و تعجب دیدیم برخی از مجریان دستگاهها اصلا خبری از محتوای گزارشی که داده بودند نداشتند! وقتی هم به آنها اعتراض می کردیم می گفتند که این گزارشها را برای ما نوشته اند و ما هم ضمن امضا آنها را برای شما ارسال کرده ایم! این موضوع خیلی نگران کننده است! و مفهومش این است که ما مشکل مجری قانون داریم!
وی خاطر نشان می کند: مجریان قانون ما ضمن دیدن دوره های آموزشی می بایستی که اسلام شناس باشند، باید جریان شناس و قانون شناس باشند تا بتوانند قانون را در این زمینه اجرا کنند. یکی از معضلات و مشکلات مهم ما عدم آشنایی مجریان با ضوابط قانونی به ویژه در مباحث و مسائل فرهنگی است! اصلاح شیوه ها نیز یکی از مسائل اساسی به حساب می آید. این اصلاح شیوه ها بخشی از آن متوجه قانون است به این معنی که قانون باید مورد پالایش قرار بگیرد و قوانین مثبت تقویت شوند و قوانین دست و پاگیر و مزاحم باید لغو شده و قوانین لازمه دیگر براساس نیاز روز، به روز شوند.
این سه مسئله در بحث پالایش قوانین باید صورت بگیرد که مجلس محترم هر سه این مباحث را به جهت تنظیم قوانین و صرفا در حوزه «اقتصاد مقاومتی» شروع کرده است که بنده فکر می کنم لازم است و باید در تمام زمینهها بخصوص در حوزه «فرهنگ» چنین اقداماتی صورت بگیرد.
نکته دیگر اینکه قدرت مقابله ما با امپراتوری رسانه ای و مطبوعاتی به طور طبیعی کمتر است، چه اینکه تعداد کشورها و نیز تعداد رسانه ها و تولیدات رسانه ای و فرهنگی آنها بسیار بیشتر از ماست و این یک معضلی است که ما داریم. الان لابی صهیونیزم در مطبوعات و فضای مجازی و مسائل مختلف تلاش زیادی را انجام می دهد و ضمن اختصاص بودجه های کلان و سنگین بالطبع کارهای سنگینی را انجام می دهد. اینها وجود دارد اما این مباحث به این معنا نیست که ما در گستره جنگ نرم و مقابله با آنها ضعیف باشیم.
سالک در ادامه می گوید: ما اگر سنگرهای خودمان را به همراه ابزارهای مقابله با جنگ نرم ساماندهی بکنیم می توانیم مقابله کنیم. چه اینکه بستر گسترش فرهنگ قرآنی در سرتاسر دنیا به سرعت در حال پیشرفت است و به همین علت بستر خوب و مناسبی را برای مانور دادن در اختیار داریم. منتها سیاستگذاری، هدایت و مدیریت در این زمینه موجب نگرانی است و نقص داریم!
فقدان وحدت رویه بین متولیان فرهنگی
الان مدیریت و متولیان مسائل فرهنگی در کشور متعدد هستند هر کدام از آنها متناسب با تخصص و نوع شناخت خودشان در این زمینه عمل می کنند و متاسفانه ما یک وحدت رویه بین مدیریت و متولیان فرهنگی در کشورمان کم داریم.
ما در حال حاضر سرگرم سازماندهی و سامان بخشی به مسائل و بخشهای مختلفی مثل امر به معروف و نهی از منکر و مسائل مرتبط با مسجد هستیم. ما معتقدیم همانطور که در جنگ تحمیلی نظامی و دفاع مقدس ۸ ساله مردم و مسئولان دستگاههای مختلف توانستند مقاومت جانانه ای از خودشان نشان بدهند امروز هم در مقابل این جنگ نرم که البته از نظر بازه زمانی طولانی تر از دفاع مقدس ۸ ساله ما هست با رعایت جوانب و رعایت مسائل مرتبط با آن می توانیم بایستیم و مبارزه کنیم.
این نماینده مجلس در تشریح وظایف نیروی انتظامی و اداره اماکن ناجا می گوید: این یکی از آن مشکلاتی است که عرض کردم! اگر مجری قانون و اماکن ناجا با قدرت و بر اساس قانون عمل کرده و برخورد کنند بسیاری از این مسائل جلوی شان گرفته می شود. یکی از مباحث و مسائلی که ما چند وقت اخیر در کمیسیو.ن فرهنگی مجلس با دوستان ناجا داشتیم همین بحث مانکن های پشت ویترین مغازه هاست که موضوع گزارش رسانه شما نیز هست. این مانکن ها از یک طرف و از نظر جنسی تحریک کننده جوانان و نوجوانان هستند و از طرف دیگر به دختران و جوانان جامعه ما یاد می دهند که چگونه باید لباس بپوشند!
به کلام دقیق تر این مانکن ها و پوشش هایشان به نوعی در نقش آموزش دهندگان رفتار خلاف قانون و ضد ارزش های جامعه اسلامی در ویترین مغازه ها هستند. این نکته وجود دارد و بارها در جلسات مختلف گفته شده است اما خب این آقایان هم یک بحثهایی در این زمینه دارند!
نگاه تساهلی دولت!
وی در پایان تاکید می کند: اما پیگیری این مسئله و مطالبه اجرای قانون از جانب رسانه ها یک مسئله مهم و قابل توجه است. نکته مهم دیگر در این بحث دولتها هستند، در دولت قبلی رئیس دولت جلوی گشت های ارشاد و چنین مباحثی را به نفع بدحجاب ها و بی حجاب ها گرفت. در دولت کنونی نیز یک نوع نگاه باز(که واژه دقیقترش داشتن نگاه تساهل و تسامح است) نسبت به مسائل اجتماعی وجود دارد! بنابراین اینجا هم با کمال تاسف یکسری برخوردها را ملاحظه و مشاهده می کنیم! آنچه که موجب نگه داشتن سنگ بر روی سنگ می شود، صرفا اجرای بدون تنازل قانون است.
با توجه به تمامی مباحث مطروحه در این زمینه تنها نتیجه ای که از صحبتهای کارشناسان و مسئولان قوه مقننه می توان گرفت این است که اولا ظهور مانکن های پشت ویترین مغازه ها امری برنامه ریزی شده و دارای عقبه داخلی و خارجی است.
فقدان اراده لازم برای برخورد با مظاهر فساد
نکته دوم اینکه دولت و ناجا به عنوان مسئولان و متولیان ذی مدخل در این بحث اصلا اراده ای برای برخورد با این مظاهر فساد و برهنگی ندارند، چه اینکه اگر غیر از این میبود شاهد گستاخی وقیحانه چند مغازه دار و بوتیک دار در گسترش فساد و برهنگی آن هم به بهانه کسب و کار نبودیم!
نکته سوم اینکه اگر دوستان و آقایان خودشان چنین نظر و اراده ای ندارند که ندارند راه را بر دیگر دلسوزان و دغدغه مندان ارزش های اسلام و دینی نبندند و به جای کارشکنی کردن در مسیر اجرای دستورات صریح شرعی و تاکیدات خداوند قهار و منتقم مبنی بر اجرای اصل امر به معروف و نهی از منکر توسط یکایک مسلمانان و کسانیکه شهادتین را بر زبان جاری کرده اند، متعرضین و افراد دین ستیزی که آمران به معروف و ناهیان از منکر را به شهادت می رسانند یا مورد جراحت و .... قرار می دهند را حداقل بر اساس یکی دیگر از وظایف ماهوی و ذاتی پلیس تحت تعقیب قرار بدهند! چه اینکه با انجام چنین کاری قطعا آسیبی به ژست شبه روشنفکری آقایان وارد نشده و نیروهای تحت امرشان نیز هیچ خطری متوجه شان نخواهد بود!
موضوع دیگر اینکه برخی از مسئولان ذی مدخل در این زمینه وقتی با مطالبه مردم و رسانه ها و نخبگان دلسوز جامعه مواجه می شوند ضمن اعلام همراهی با مردم می گویند که از جانب مسئولان بالادستی اجازه چنین اقدامی به آنها داده نمیشود! خب اگر چنین است و با توجه به کلام معصوم علیه السلام که میفرمایند وقتی توانایی انجام کار و مسئولیتی را که بر عهداه ات گذاشته اند نداری، ماندن در آن جایگاه خیانت است! ضمن اینکه دوستان مسئول و متولی باید بین تخطّی از خواست خلاف شرع و قانون مسئولان بالاتر نسبت به تساهل و تسامح در امور فرهنگی و دینی و یا تخطی از دستورات شارع مقدس و خداوند متعال یکی را انتخاب کنند. چه اینکه رفتار منافقانه زشت ترین کاری است که یک فرد می تواند انجام بدهد.
فرهنگ نیوز: فیلم آتش بس۲ مسیری برای شدن ندارد؛ یک اجرای سطحی از چند محور کلیشهای است: آدمهای این روزگار، باری به هر جهتند؛ سنتیها بی مایه و به دردنخور و کهنه اند؛ زن و مردها روی مسایل مبتذل زندگی، دور میخورند و... و البته باز هم کلی طنازی بی مایه و هجو بی پایه؛ ادعای در افتادن با ابتذال در مسیر و با ابزاری به مراتب مبتذل تر! به عبارت دیگر باید گفت این فیلم، مثل پاک کردن شیشه با دستمال کثیف است.
«همه مردم ایران عقدهای هستند! مگر میشود کسی در ایران زندگی کند و عقدهای نباشد» ! این جملات گهربار متعلق است به سرکار خانم تهمینه میلانی کارگردان محترم فیلم سینمایی آتش بس ۱ و ۲. تردیدی نیست که چنین جملهای فاقد ارزش و اهمیت برای توجه و تحلیل و پاسخگویی است اما میتواند راه خوبی باشد برای ورود به نقد و تحلیل آخرین ساخته ایشان: آتش بس ۲.
چرا معتقدیم آتش بس اثری عقده مند است؟
این فیلم در یک کلمه اثری «عقده گرایانه» است. اثری که همه انرژی خود را در تراکم و تزاحم انواع و اقسام عقدهها، به ظهور رسانده است. فیلمی به شدت شیک، که بناست خودش را در مسیر جلوه گری ساختمانهای مجلل و بازیگران خوش لباس و ماشینهای اشرافی، ارضا کند. داستان، اختلاف یک زوج جوان است و مایه طنز! در این بین کودکی هم هست که آکسسوار صحنه است بیشتر تا شخصیت و حتی تیپ.
فیلمی بی مسیر برای شدن؛ یک آتش بس بی مبنا
فیلم، مسیری برای شدن ندارد؛ یک اجرای سطحی از چند محور کلیشهای است: آدمهای این روزگار، باری به هر جهتند؛ سنتها بی مایه و به دردنخور و کهنه و املند؛ زن و مردها روی مسایل مبتذل زندگی، دور میخورند و...
و البته باز هم کلی طنازی بی مایه و هجو بی پایه؛ ادعای در افتادن با ابتذال در مسیر و با ابزاری به مراتب مبتذل تر! به عبارت دیگر باید گفت این فیلم، مثل پاک کردن شیشه با دستمال کثیف است.
سینمایی که خودش نیاز به تذکر دارد می خواهد جامعه را تذکر و تنبه دهد و هدایت نماید! داستان فیلم چیست؟ زوج جوان؛ مشکل کجاست؟ درگیریهای آنها. مسئله کدام است؟ سنتهای دمدمه فرهنگی ما. آنهم با سطحیترین و مبتذلترین اجرای ممکن!
در این فیلم، غیر از مسیر کلی داستان، که چارچوبی ضعیف و ورزنیامده دارد، ما با انبوهی شعار روبروییم. شعارهایی از انواع و اقسام و در مسیرهایی مختلف و با اهدافی که معلوم نیست. حالا این شعار گاهی برای کسب مجوز ساخت و نمایش فیلم است، گاهی برای ارضای نیاز فمینیستی، گاهی برای رهاشدن در مسیر فرهنگ اباحه گری جنسی که در این فیلم به خصوص به وضع بدی، ظهور و بروز دارد.
اباحه جنسی؛ از ادا و اطوارها و برخی دیالوگهای زوج جوان تا دیگران...
گفتیم که با یک فیلم «عقده گرا» روبروییم و در ادامه ادلهمان باید اشاره کنیم به فرم به تصویرکشیده شدن موضوعات و معضلات مفروض فیلم. اینکه اساسا «مسئله» اصلی فیلم چیست بماند؛ سوال اینجاست که چه دستاوردی از این شکل بیان داستان و نحوه روایت و دیگر نمایههای فیلم نصیب مخاطب میشود.
آیا ما با یک اثر آسیب شناسانه فرهنگی و اجتماعی روبروییم؟
و این همان چیزی است که فیلم ادعایش را دارد. اما مشکل اینجاست که این مسئله صرفا در حد ادعا باقی میماند و فیلم به سرعت میرود سراغ مسایل اصلیش: از شعارهای پوچ فمینیستی تا ادا و اطوارهای جنسی.
در واقع میشود گفت فیلم آتش بس ۲ تلاش کرده است به مجموعهای یکپارچه از دستاوردهای شبه روشنفکرانه اش -که بدجوری هم در مایههای نازل و ضعیف معنا و تعریف میشود – نایل آمده و هم حظی از فحش دادن به سنت ببرد و هم فتح گیشه کند.
وقتی می شود کسی هم به مردم توهین نماید و هم ادای دفاع از جوانان را درآورد، هم با چند جمله کلیشهای مهوع، مجوز ساخت و اکران بگیرد و هم فمینیسم را بازتولید و احیای سینمایی کند. خلاصه اوضاعی است برای خودش در این قالب سینمایی!
شاید بی نیاز به گفتن باشد اینکه بازی فوق العاده بد بهرام رادان و میترا حجاز در کنار زمختی و لختی لباسها و بیش از حد شیک بودن همه چیز که به تهوع میزند، فضای فیلم را کاملاً مماس کرده برای یک دافعه برانگیزی تمام عیار!
یک فلاش بک اطلاعاتی!
فیلم سینمایی «آتش بس ۲» ، قسمت دوم اولین فیلم میلیاردی تاریخ سینمای ایران به کارگردانی تهمینه میلانی است. از آخرین ساخته تهمینه میلانی، فیلم سینمایی «یکی از ما دو نفر» ۴ سال میگذرد. زوج اصلی فیلم «آتش بس ۱» مهناز افشار و محمدرضا گلزار بودند. اما این بار زوج اصلی «آتش بس ۲» میترا حجار و بهرام رادان هستند که در رابطهی زناشویی خود دچار مشکل میشوند.
خلاصهای از آنچه در فیلم میگذرد
یک زوج جوان و تحصیلکرده که عازم سفری به خارج از کشور هستند پس از سالها، مشاور خانوادهی خود را به طور اتفاقی در فرودگاه ملاقات میکنند و در مدت زمانی که منتظر پرواز خود هستند، اتفاقات سالهایی از زندگی خود را در مدتی که مشاور آنها در خارج از کشور به سر میبرد، مرور میکنند.
تهمینه میلانی کیست؟
تهمینه میلانی در سال ۱۳۳۹ در شهر تبریز به دنیا آمد. در دوران دبیرستان به تهران نقل مکان کرد و در دبیرستانهای شرف و مرجان به ادامه تحصیل پرداخت. سال ۱۳۵۷ در رشته برق دانشگاه تبریز قبول شد. همزمان با پیروزی انقلاب و بسته شدن دانشگاهها به تهران بازگشت و در رشته معماری دانشگاه علم و صنعت مشغول به تحصیل گردید. با بسته شدن دانشگاهها حضور در جلسات شعرخوانی، نمایش فیلم و از فعالیتهایی این قبیل را برگزید. در یکی از این جلسات بود که با مسعود کیمیایی آشنا گردید و توانست نظر موافق او را در دستیاری وی در کارگاه آزاد فیلم جلب نماید.
بسیار جوان بود که به عنوان اولین تجربه سینمائی به عنوان منشی صحنه فیلم خط قرمز برگزیده شد. با بازشدن دانشگاهها در کنار کار در کارگاه آزاد فیلم به ادامه تحصیل پرداخت. او که به آرامی به کار در سینما آشنا میگردید شروع به نوشتن فیلمنامه (اگر فردا بیاید، دوستت دارم مادر، عشق و مرگ و …) و کار در دیگر فیلمها (ای ایران، جهیزیهای برای رباب، دل نمک و …) کرد.
از بچههای طلاق تا افسانه آه
اولین فیلم او بچههای طلاق جایزه بهترین فیلم اول را در جشنواره فجر برد و جایزه نقدی آن به او کمک کرد که مجدداً به همراه رضا بانکی و مهدی احمدی فیلم افسانه آه را بسازد. پس از شکست تجاری این فیلم، فیلم کمدی دیگه چه خبر با بازی ماهایا پطروسیان را ساخت. فیلمی که بسیار پرفروش شد.
دوم خرداد و نیمه پنهان کارگردان فمینیست
در سال ۱۳۷۶ و موقعیت خاص سیاسی پس از انتخابات دوم خرداد، میلانی فیلم دو زن را ساخت. به خاطر ساخت این فیلم، میلانی جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم فجر را برد و نامزد جایزه بهترین کارگردانی از همین جشنواره شد. میلانی که بارها در مصاحبههایش تاکید کرده که یک فمینیست ایرانی است (!) پس از موفقیت فیلم «دو زن» فیلمهای نیمه پنهان و واکنش پنجم را هر سه با بازی نیکی کریمی ساخت.
میلانی به خاطر ساخت این سه فیلم با واکنشهای تندی روبرو شد. در سال ۱۳۷۹ پس از به نمایش درآمدن فیلم نیمه پنهان دستگیر شد. جرم او «اقدام علیه امنیت ملی، محاربه با خدا، همکاری با گروههای معاند و تشویش اذهان عمومی از طریق آثارهنری» اعلام شد. وی ۴ روز در انفرادی و ۴ روز در بند عمومی زندان اوین به سر برد و با دخترانی آشنا شد که بعدها زندگی آنها را در فیلمی به نام «تسویه حساب» به تصویر کشید.
پس از فیلمهای سهگانه میلانی با بازی نیکی کریمی، فیلم زن زیادی با بازی مریلا زارعی در سال ۱۳۸۳ به نمایش درآمد. این فیلم هم در ادامه حال و هوای فیلمهای اخیر میلانی بود با واکنش سرد منتقدان مواجه شد اما به فروش خوبی دست پیدا کرد. در سال ۱۳۸۴ بر اساس کتاب «شفای کودک درون» اثر لوچیا کاپاکیونه فیلم آتش بس با بازی مهناز افشار و محمدرضا گلزار را ساخت. این فیلم که در سال ۱۳۸۵ اکران شد، رکورد فروش صد میلیون تومان در هفته اول را به جای گذاشت. و حالا آتش بس ۲ و مابقی ماجرا...؛
فارس: رئیس ستاد کل نیروهای مسلح گفت: اگر دستگاه های اطلاعاتی جدا جدا عمل کنند خود را از خیرات زیادی محروم می کنند. نیروهای اطلاعاتی کشور باید از سرمایهها و امکانات یکدیگر استفاده کنند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی وزارت اطلاعات، سردار سرلشکر سید حسن فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در نشست مدیران این وزارت شرکت و سخنرانی کرد.
در آغاز این نشست، حجت الاسلام علوی وزیر اطلاعات طی سخنانی خدمت ۲۵ ساله سرلشکر فیروزآبادی در ستاد نیروهای مسلح را یک سرمایه برای وی ذکر کرد که ناشی از اعتماد مقام معظم رهبری به اوست.
وزیر اطلاعات افزود: سرلشکر فیروزآبادی تاکنون با اخلاص و با ذوب در ولایت شدن به خدمت پرداخته و مالک اشتر مولا و رهبر عزیز است و حضور او در وزارت اطلاعات مایه افتخار است.
سپس سرلشکر فیروزآبادی به ایراد سخن پرداخت و با اشاره با آیه «هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ »(سوره حشر آیه ۲۳) به شرح ویژگیهای خداگونه نیروهای اطلاعاتی و حاکمیتی پرداخت.
وی افزود: «هوالملک» یعنی خداوند حاکم است. ما دستگاه های حاکمیتی، نیروهای اطلاعاتی و نظامی باید درخدمت او باشیم. «القدوس» یعنی خداوند متعال کارش درست است ما نیز باید کارمان درست باشد. «السلام» خداوند با همه روی محبت و رحمت دارد ما نیز باید محبت و رحمت داشته باشیم. «المومن »خداوند مومن است خدا ایمن کننده است ما نیز باید ایجاد امنیت کنیم. «المهیمن »خدا دیده بان است شما نیز دیده بان هستید. «العزیز» خدا قدرتمند و شکست ناپذیر است شما نیز در قدرتمندی و شکست ناپذیری مانند خدا بشوید. «الجبار »خدا جبران کننده است. به شکسته بند جبار می گویند. خدا دل های شکسته را جبران می کند گناه را می بخشد خدا گناهان را پاک می کند. «سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ » خدا پاک است کارش درست است. این حرف هایی که مشرکین می گویند به خدا نمی چسبد.
فیروزآبادی ادامه داد: این آیه، آیه وزارت اطلاعات است یعنی سر تا پا ما قدم روی مسیری که خدای متعال او را در کلام وحی صادر کرده است. کلام وحی یک سر ندارد. این سر بشری آن است که نازل شده به رسول اکرم(ص). در همین که شما می بینید و می شنوید آن سر دیگر آن ملیک مقتدر است یعنی از جانب خدا نازل می شود تو می بینی به تو می رسد وقتی یک آیه کلام خدا را نگاه می کنید عمق دارد ، عمق آن را ببینید.
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ضمن تاکید بر خدایی کار کردن نیروهای اطلاعاتی از وزارت اطلاعات به عنوان محل جهاد و مبارزه یاد کرد و به استناد بیانات مقام معظم رهبری گفت: اگر دستگاه های اطلاعاتی جدا جدا عمل کنند خود را از خیرات زیادی محروم می کنند. نیروهای اطلاعاتی کشور باید از سرمایه های یکدیگر و امکانات یک دیگر استفاده کنند. روح همکاری میان دستگاههای اطلاعاتی چیز لازم است.
فیروزآبادی با اشاره به چگونگی دستگیری ریگی به واسطه همکاری خوب وزارت اطلاعات و نیروهای مسلح افزود: کاری که باید بکنیم تعامل و تعاون است. تعامل و تعاون دو نهاد دفاعی و اطلاعاتی همواره کشور را از غافلگیری و بحران امنیتی حفاظت کرده و امکان ضربه پذیری آن را دفع کرده است.
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح نتایج تعامل و همکاری وزارت اطلاعات و دستگاه های انتظامی و نظامی این گونه برشمرد: ناامن شدن محیط داخل و پیرامون برای دشمن، ایجاد امنیت، آسایش برای مردم و زمینه های مناسب برای فعالیت های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور از نتایج همکاری وزارت اطلاعات با دستگاه های انتظامی و نظامی است.
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ضمن تاکید بر تعامل کامل بین وزارت اطلاعات و نیروهای مسلح بر اهمیت آن تاکید کرد و موفقیت در عملیات ها را نتیجه تعامل کامل دانسته و کار اطلاعاتی را مقدم بر عملیات و کاهش هزینه ها دانست.
پایگاه خبری انصارحزب الله: فرمایش ریاست جمهور در خصوص مذاکره سیدالشهداء و عمرسعد نمی تواند جمله ای تلقی شود که ناگهان به ذهن گوینده خطور کرده وبیان شده است ! نه گوینده فردی عامی است که سخن او را حمل بر ندانستن و عدم اطلاع کنیم و نه جایگاه بیان سخن جایگاهی که بتوان در آن بدون تعمّق و اندیشه کلامی به زبان آورد! همین یک جمله می تواند نمایانگر نگرش گوینده به مسائل و شیوه تفکر و بینش او باشد و البته نحوه عمل او در عرصه انجام وظایف رسمی! این نحوه نگرش به عاشورا اصرار بر آن دارد که بر خلاف روایت انقلابی و حماسی، عدالتخواهانه و معنوی از قیام سیدالشهداء علیه السلام ، این قیام را یک حادثه جلوه دهد.
حادثه ای که بهدلیل تندروی یک طرف(عمرسعد وسپاهش) رخ داد و در صورت رفتار معقول عمرسعد و لشکریانش قابل اجتناب بود! در این روایت قیام بودن این واقعه و هدفمندی آن تلویحاً نفی می شود و سطح منازعه از منازعه حق و باطل به سوءتفاهم و سوء عملکرد شخصی تنزل پیدا می کند! بر اساس این روایت حسین (ع) اهل مذاکره است (یعنی بدنبال دست یابی به اهدافی است که می توان از طریق گفتگو به آن رسید و طرف مقابل یعنی عمرسعد و... هم اهل گفتگو و مذاکره است و مبنایی مشترک و زمینه ای واحد برای تفاهم نیز وجود دارد! ) و سازش برای او ممکن و حتی مطلوب به شمار می رود! در صورت پذیرش چنین روایتی از عاشورا ،می توان با جهان کفر و شرک و استکبار به مذاکره نشست و به تفاهم رسید و دیگر ضرورتی برای ظلم ستیزی و عدالت خواهی و حق طلبی وجود نخواهد داشت چرا که اگر؛ سالار شهیدان بتواند با عمرسعد مذاکره کند(وطبعاً هدف ایشان از مذاکره رسیدن به تفاهم بوده است! )چرا ایران اسلامی نتواند با آمریکا به تفاهم برسد؟!
طرح چنین نگرشی آن هم در فضایی که نظام در برابر یک آزمون و یک انتخاب بزرگ در مسئله هستهای قرار گرفته و قبول شرایط آمریکا و یا رد آن موجب موفقیت و یا عدم نتیجه مذاکرات خواهد بود، بسیار جهت دار و هدفمند ارزیابی می شود و بعید نیست که گوینده به دنبال زمینه سازی برای رسیدن به توافق(آن هم به هرقیمت)باشد!
حال آن که این نگرش از اساس با چند پرسش اساسی همراه است و عدم پاسخ به این پرسشهای بنیادین موجب خواهدشد تا کل این نگرش به زیر سؤال رفته و منتفی شود.
۱- آیا مذاکره میان سیدالشهداء و عمرسعد بر اساس الگوی برد-برد طراحی شده بود؟ یعنی اهداف سالار شهیدان (امربه معروف و نهی ازمنکر، اصلاح انحرافات امت اسلامی ، احیاء دینداری ، مقابله با ظلم و فساد بنیامیه و....) از طریق مذاکره با عمرسعد (به عنوان یک مهره دست چندم!) قابل دست یابی بود؟ اصولاً چنین مذاکره ای کدام یک از اهداف سالار شهیدان را محقق می کرد؟
۲-وقتی سالار شهیدان از ابتدا سخن از شهادت میگوید و بسیاری ایشان را از عزیمت به کوفه بر حذر میدارند و نهی می کنند و حتی از امام می خواهند که لااقل اهل بیتش را با خود نبرد، دیگر مذاکره چیست و چه معنایی می تواند داشته باشد؟ اگر امام به دنبال مذاکره بود چرا به جای کوفه به دمشق نرفت و به قول ریاست محترم جمهور به دنبال «بستن با کدخدا» نبود؟ اگر از همه اخبار غیبی که از جانب رسول خدا و امیر مؤمنان و صدیقه طاهره (علیهم السلام) در خصوص «عاشورا» و «کربلا» و... آمده بگذریم، رفتار سیاسی حضرت نیز بویی از تمایل به مذاکره نمی داد! آیا کسی که به دنبال مذاکره است از حق و باطل سخن می گوید و صلاحیت کلی یزید را برای خلافت به زیر سؤال می برد و خود در پی دستیابی به حکومت برمی آید؟!
۳- به نظر گوینده محترم ، موضوع مذاکره میان امام و عمرسعد چه بوده است؟ آیا دعوت امام از کل سپاه کوفه و شخص عمرسعد برای دست برداشتن از جبهه باطل و بازگشت به مسیر هدایت به معنای مذاکره است؟ آیا گوینده محترم فرق خطابه و مذاکره را نمی دانند؟ اصولاً میان این دوشخص چه فصل و مبنای مشترکی وجود داشته که بخواهند بر اساس آن گفتگو کنند؟(آن هم در حالی که سیدالشهداء به صراحت بیان می دارند نان حرام باعث شده تا کلام حق در سپاه عمر سعد پذیرشی نداشته باشد!)
* این پرسشها و دهها پرسش منطقی دیگر در برابر نظریه ای که امام را اهل مذاکره می داند قرار داردند که هیچ گاه پاسخی دریافت نخواهند کرد! چرا که امام پاسخ این پرسشها و ادعاهایی از این دست را با شهادت خود در ظهر عاشورا به شفاف ترین و رساترین شکل داده اند!
حسینی که تربیت شده علی و فاطمه (علیهما السلام) باشد اهل مذاکره نیست که اهل معامله است!! آن هم با خدای متعال! مگر نه اینکه آیات انتهایی سوره مبارکه فجر را در شأن امام شهیدان دانسته اند؟
شأن و جایگاه سالار شهیدان چنان بود که جز خدای حسین(ع)، خریداری برای جان وی وجود نداشت و صاحب چنین جایگاهی را چه رسد که با نوکری از نوکران زنازاده فرزند زنا زاده به مذاکره بنشیند؟
و کلام آخر این که لازم نیست همه جرأت شهادت و لیاقت آن را داشته باشند و یا ظرفیت و روحیه لازم برای ظلم ستیزی و حق طلبی برخوردار باشند! اما آنهایی که فاقد چنین کمالاتی اند حق ندارند اصل چنین کمالاتی را انکار کنند!
به گزارش خبرگزاری 'کنوز میدیا'، یک مقام آگاه در فرماندهی عملیات استان بابل عراق گفت: این تروریست ها که ریش های خود را تراشیده بودند در میان ۴۰۰ خانواری خود را پنهان کرده بودند که بتازگی در منطقه 'جرف الصخر' از محاصره داعش خارج شده اند.
وی که خواست نامش فاش نشود، افزود: در تحقیقاتی که از این۴۰۰ خانواده انجام شد، آن ها به وجود تعدادی تروریست پنهان شده درمیان خود اعتراف کردند.
این مقام امنیتی اضافه کرد: بیشتر این تروریست ها از اتباع کشورهای عربی هستند.
نیروهای ارتش عراق روز جمعه (۲ آبان) با به هلاکت رساندن دهها تروریست تکفیری داعش در استان 'بابل'، شهر 'جرف الصخر' و منطقه 'الرویعیه' در شمال این استان را از آن ها پس گرفتند.
گروه تکفیری - تروریستی داعش در تهاجم گسترده ای که از اوایل تابستان با پشتیبانی کشورهای غربی در مناطق شمال و غرب عراق شروع کرده، مرتکب جنایت های هولناکی شده است.
منبع: ایرنا
صفحه قبل1...4748495051...74صفحه بعد


